1
00:00:01,100 --> 00:00:01,479
‫[آنچه گذشت]

2
00:00:01,480 --> 00:00:03,890
‫پیپا بهم گفت تو و دایانا رو
‫با همدیگه دیده بوده.

3
00:00:03,980 --> 00:00:06,230
‫صرفا می‌خوام تو رابطه‌مون
‫به فکر آینده باشم...

4
00:00:06,810 --> 00:00:08,070
‫و از نو شروع کنیم.

5
00:00:08,270 --> 00:00:10,110
‫دیگه نمی‌خوام احمق جلوه کنم.

6
00:00:10,280 --> 00:00:12,780
‫با بهترین دوستم سکس کردی.
‫رابطه‌مون دیگه تمومه.

7
00:00:13,070 --> 00:00:14,450
‫از اول سال داشتی
‫به لوسی دروغ می‌گفتی.

8
00:00:14,610 --> 00:00:16,240
‫- تو هم چندین ماهه که بهش دروغ می‌گی.
‫- چی؟

9
00:00:16,410 --> 00:00:19,330
‫جریان میسی رو می‌گم.
‫بهش نگفتی که مرگش...

10
00:00:19,740 --> 00:00:22,160
‫احتمالا تقصیر برادر دوست‌پسرته.
‫اگه بفهمه، خیلی ناراحت می‌شه.

11
00:00:22,330 --> 00:00:25,330
‫کم‌کم داره رو اعصابم می‌ره
‫که می‌بینم درو داره...

12
00:00:25,540 --> 00:00:27,170
‫زندگیش رو می‌کنه و انگار نه انگار.

13
00:00:27,380 --> 00:00:29,840
‫کاری کرد شما از جاده منحرف بشین.
‫اصلا از ذهنم بیرون نمی‌ره.

14
00:00:29,960 --> 00:00:31,800
‫لوسی از درو بدش میاد،
‫نمی‌خوام دوباره درگیر بشم.

15
00:00:31,920 --> 00:00:33,550
‫نمی‌دونم تو کدوم دنیا سیر می‌کنی رفیق،

16
00:00:33,550 --> 00:00:36,090
‫ولی دوست‌دخترت داره جلوی خودت
‫به یکی دیگه پیام می‌ده،

17
00:00:36,220 --> 00:00:37,970
‫- اون‌وقت نگران لوسی هستی؟
‫- جانم؟

18
00:00:38,050 --> 00:00:38,930
‫لوسی از دستم دلخوره؟

19
00:00:39,100 --> 00:00:40,510
‫نگرانی پیپا بهش گفته باشه؟

20
00:00:40,600 --> 00:00:42,850
‫- پیپا که از تصادفه خبر نداره.
‫- ریگلی به پیپا گفته بود.

21
00:00:42,980 --> 00:00:44,690
‫من اگه جات بودم، دیگه اصلا
‫بهش اعتماد نمی‌کردم، متوجهی؟

22
00:00:44,770 --> 00:00:45,640
‫آره.

23
00:00:47,050 --> 00:00:49,750
‫[آوریل ۲۰۰۸]

24
00:00:51,000 --> 00:01:01,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25
00:01:01,790 --> 00:01:03,200
‫ریگلی.

26
00:01:03,370 --> 00:01:04,330
‫بیدار شو.

27
00:01:05,540 --> 00:01:07,420
‫ببین، باید لطفی در حقم بکنی.

28
00:01:08,790 --> 00:01:11,710
‫می‌شه لطفا یه ساعت دیگه
‫بیای با من و بابام ناهار بخوری؟

29
00:01:12,000 --> 00:01:16,680
‫واسه کارش اومده بود منهتن،
‫همین الان پیام داد، داره میاد اینجا.

30
00:01:17,930 --> 00:01:20,100
‫معلومه که میام!
‫باباها خیلی دوستم دارن.

31
00:01:21,000 --> 00:01:29,000
‫مترجم: «نـــامـــدار»

32
00:01:30,060 --> 00:01:32,070
‫- سلام!
‫- سلام دخترم.

33
00:01:36,360 --> 00:01:37,740
‫ایشون دوست‌پسرم، ریگلیه.

34
00:01:37,950 --> 00:01:40,660
‫- سلام ریگلی، خوش‌وقتم.
‫- خوش‌وقتم.

35
00:01:41,830 --> 00:01:43,790
‫خب، ظاهرا سرحالی.

36
00:01:47,960 --> 00:01:50,960
‫به تازگی اعلام کردن ریگلی سال بعد
‫کاپیتان تیم فوتبال آمریکایی می‌شه.

37
00:01:51,250 --> 00:01:52,840
‫- وای!
‫- آره.

38
00:01:53,420 --> 00:01:55,300
‫خیلی‌ها می‌تونستن کاپیتان بشن.

39
00:01:55,510 --> 00:01:58,760
‫- تواضع به خرج می‌ده.
‫- باورم نمی‌شه.

40
00:01:59,390 --> 00:02:01,220
‫دیروز داشتم می‌رسوندمت مهدکودک،

41
00:02:02,260 --> 00:02:04,520
‫ولی بعدش از خونه رفتی.

42
00:02:06,060 --> 00:02:09,310
‫حتما پیپا تو مهدکودک خیلی بامزه بوده.
‫ملکه بچه‌های پنج‌ساله بوده.

43
00:02:09,440 --> 00:02:10,940
‫اصلا اون شکلی نبود.

44
00:02:11,110 --> 00:02:13,320
‫بی‌خیال بابا. مطمئنم از همون اول
‫سردسته بچه‌ها بودی.

45
00:02:13,730 --> 00:02:15,190
‫تو شهر خودتون چه شکلی بود؟

46
00:02:16,070 --> 00:02:17,440
‫پیپا همیشه قلب بزرگی داشت.

47
00:02:18,360 --> 00:02:20,820
‫از همون بچگیش، می‌خواست همه خوشحال باشن.

48
00:02:21,120 --> 00:02:23,740
‫واقعا خیلی بهش میاد.

49
00:02:25,040 --> 00:02:26,000
‫خواهر و برادر نداری؟

50
00:02:26,000 --> 00:02:29,000
‫چرا... چرا، برادر دارم،
‫راستش، دانشجوی همین‌جاست.

51
00:02:29,120 --> 00:02:31,960
‫خوبه، خوبه.
‫پس می‌دونی همیشه یه دوست داری.

52
00:02:32,080 --> 00:02:34,340
‫ریگلی کلی دوست داره.

53
00:02:35,460 --> 00:02:36,510
‫تو چی؟

54
00:02:37,050 --> 00:02:39,220
‫آره، من هم دوست دارم.

55
00:02:41,840 --> 00:02:42,930
‫باهات مهربونن؟

56
00:02:43,180 --> 00:02:44,390
‫آره بابا.

57
00:02:44,970 --> 00:02:46,720
‫معلومه که دوستانم باهام مهربونن.

58
00:02:49,480 --> 00:02:51,310
‫آره، همه عاشق پیپا هستن.

59
00:02:54,950 --> 00:02:58,200
‫[دانشکده مهندسی «بیرد»]

60
00:03:00,490 --> 00:03:03,990
‫خیلی‌خب. از آشناییت خوشحال شدم ریگلی.

61
00:03:04,370 --> 00:03:05,410
‫مرسی که رسوندینمون.

62
00:03:06,040 --> 00:03:08,040
‫بابت ناهار هم ممنون، حرف نداشت.

63
00:03:09,160 --> 00:03:10,120
‫اِم...

64
00:03:10,550 --> 00:03:11,700
‫اینجا خیلی خوب پیش رفتی.

65
00:03:12,800 --> 00:03:14,800
‫خیلی خوشحالم که می‌بینم
‫این شکلی هستی.

66
00:03:16,100 --> 00:03:18,500
‫من که بهت گفته بودم
‫خیلی بهم خوش می‌گذره.

67
00:03:19,350 --> 00:03:22,200
‫من هم باور کرده بودم،
‫صرفا می‌خواستم خودم شاهد باشم.

68
00:03:24,700 --> 00:03:29,300
‫ولی... اگه یه موقعی
‫حالت داشت بد می‌شد،

69
00:03:29,450 --> 00:03:32,500
‫می‌تونی هر موقع خواستی
‫بیای خونه.

70
00:03:35,450 --> 00:03:39,800
‫قرار نیست حالم بد بشه.

71
00:03:39,850 --> 00:03:42,350
‫«بهم دروغ بگو»

72
00:03:42,400 --> 00:03:44,800
‫«فصل یکم، قسمت هشتم»
‫«احساساتت رو هدر نده»

73
00:03:48,120 --> 00:03:49,700
‫- الان آبم میاد.
‫- آره، آب من هم میاد ریگلی.

74
00:03:49,950 --> 00:03:52,160
‫وای خدایا! وای خدایا!

75
00:04:04,260 --> 00:04:05,220
‫آره.

76
00:04:12,600 --> 00:04:13,640
‫- راستی...
‫- چیه؟

77
00:04:15,270 --> 00:04:17,560
‫آخرش با بابات چی می‌گفتین؟

78
00:04:18,820 --> 00:04:21,690
‫هیچی، مسائل خانوادگی بود.

79
00:04:22,440 --> 00:04:24,200
‫انگار دو سه باری
‫حرف بامزه زده بودین.

80
00:04:24,410 --> 00:04:26,320
‫راجع به تو حرف نمی‌زدیم.

81
00:04:27,160 --> 00:04:28,240
‫قول می‌دم.

82
00:04:28,740 --> 00:04:30,370
‫- خیلی‌خب.
‫- خیلی‌خب.

83
00:04:31,200 --> 00:04:33,236
‫ولی ترجیح می‌دم نظرش رو
‫راجع به خودم بدونم.

84
00:04:33,260 --> 00:04:34,370
‫باشه، ازش می‌پرسم.

85
00:04:36,130 --> 00:04:37,080
‫می‌رم دوش بگیرم.

86
00:04:37,080 --> 00:04:38,790
‫باشه. راستی...

87
00:04:39,960 --> 00:04:41,840
‫گمون کنم امشب اتاق خودم بخوابم.

88
00:04:42,090 --> 00:04:43,800
‫عه، باشه. مطمئنی؟

89
00:04:44,130 --> 00:04:45,760
‫آره. آخه تو صبح تمرین داری،

90
00:04:45,930 --> 00:04:47,680
‫من هم بعد از رفتنت
‫اصلا خوابم نمی‌بره.

91
00:04:48,140 --> 00:04:49,970
‫خیلی‌خب، ردیفه.

92
00:04:50,930 --> 00:04:52,020
‫دلم برات تنگ می‌شه.

93
00:04:57,940 --> 00:04:59,980
‫- فردا تو جشنواره می‌بینمت.
‫- خیلی‌خب.

94
00:05:27,630 --> 00:05:28,640
‫آره، باید...

95
00:05:41,950 --> 00:05:45,200
‫[به بری: امشب برنمی‌گردی اتاقمون؟]

96
00:05:53,350 --> 00:05:56,600
‫[بری: هنوز با ایوان بیرونم.
‫احتمالا دیروقت برگردم.]

97
00:06:07,000 --> 00:06:12,250
‫[لوسی و چارلی]

98
00:06:13,180 --> 00:06:15,220
‫- سلام.
‫- سلام.

99
00:06:16,560 --> 00:06:21,190
‫- لوسی نیست؟
‫- امشب تو اتاق استیون می‌خوابه.

100
00:06:21,360 --> 00:06:22,980
‫وای، چه غافلگیرکننده.

101
00:06:24,610 --> 00:06:25,940
‫چیکارها می‌کنی؟

102
00:06:27,030 --> 00:06:28,280
‫کار خاصی نمی‌کنم.

103
00:06:29,320 --> 00:06:31,620
‫بری نیست،
‫اتاقمون خیلی ساکته.

104
00:06:31,780 --> 00:06:34,790
‫اصلا نمی‌تونی تنها باشی‌ها.

105
00:06:36,160 --> 00:06:37,450
‫فیلم تماشا کنیم؟

106
00:06:45,170 --> 00:06:46,550
‫قرارت چطور بود؟

107
00:06:46,800 --> 00:06:48,840
‫حتی مطمئن نیستم
‫قرار محسوب می‌شد یا نه.

108
00:06:49,550 --> 00:06:50,760
‫چیکار کردین؟

109
00:06:52,890 --> 00:06:54,010
‫مشروب خوردیم.

110
00:06:55,140 --> 00:06:58,100
‫گمون کنم تهش ازش لب گرفتم، اینه که...

111
00:06:58,480 --> 00:07:00,270
‫وای. از دوستان پسرمون
‫هم بدتری‌ها.

112
00:07:02,350 --> 00:07:06,530
‫- تو دعوتش کرده بودی یا اون دعوتت کرده بود؟
‫- وای خدایا! چقدر سوال می‌پرسی.

113
00:07:06,530 --> 00:07:10,900
‫نمی... راستش، اصلا نمی‌دونم
‫ازش خوشم میاد یا نه.

114
00:07:12,320 --> 00:07:13,490
‫خیلی‌خب.

115
00:07:27,250 --> 00:07:28,960
‫بهتره وقت دکتر بگیرم...

116
00:07:30,510 --> 00:07:31,760
‫که واسه سفرم به هند واکسن بزنم.

117
00:07:37,350 --> 00:07:38,680
‫به نظرت بهتره کی وقت بگیرم؟

118
00:07:40,310 --> 00:07:41,350
‫چی؟

119
00:07:41,690 --> 00:07:44,060
‫صرفا می‌خوام پروازهام
‫و کارهام رو هماهنگ کنم...

120
00:07:44,150 --> 00:07:47,230
‫که اطمینان حاصل کنم
‫می‌تونیم تابستون همدیگه رو ببینیم.

121
00:07:58,790 --> 00:08:03,290
‫من در همین حد می‌دونم
‫که هیچی در حد هم‌دانشگاهی بودن نمی‌شه،

122
00:08:03,290 --> 00:08:06,460
‫واسه همین به نظرم بهتره
‫همین الان از فرصت استفاده کنیم.

123
00:08:27,270 --> 00:08:31,860
‫خیلی خوبه.

124
00:08:32,110 --> 00:08:33,900
‫وای خدایا!

125
00:08:35,780 --> 00:08:37,370
‫وای خدایا! عاشقـ...

126
00:08:38,830 --> 00:08:39,950
‫عاشق سکس با توئم.

127
00:09:13,570 --> 00:09:16,030
‫کارآموزیت کی شروع می‌شه؟

128
00:09:17,160 --> 00:09:18,240
‫هنوز معلوم نیست.

129
00:09:19,450 --> 00:09:22,330
‫خب، مگه اکتبر نرفته بودی مصاحبه؟

130
00:09:22,830 --> 00:09:23,750
‫اون یکی جور نشد.

131
00:09:25,750 --> 00:09:26,870
‫کی فهمیدی؟

132
00:09:27,120 --> 00:09:29,880
‫چه بدونم. دو ماه پیش.

133
00:09:30,460 --> 00:09:31,840
‫چرا بهم نگفته بودی؟

134
00:09:32,090 --> 00:09:35,470
‫چه بدونم. راستش، برام مهم نبود.

135
00:09:36,630 --> 00:09:37,880
‫بزرگش نکن.

136
00:09:38,050 --> 00:09:39,970
‫نمی‌کنم، فقط می‌گم
‫می‌تونی باهام صحبت کنی،

137
00:09:40,100 --> 00:09:42,680
‫- لزومی نداره شرمنده باشی.
‫- من که نگفتم شرمنده شده بودم.

138
00:09:42,890 --> 00:09:44,810
‫خب، نگفتی چه حسی داشتی.

139
00:09:45,560 --> 00:09:46,890
‫لوسی، باید درس بخونم.

140
00:09:53,610 --> 00:09:56,240
‫آخه سعی می‌کنی من رو
‫با افاده‌ات گیر بندازی.

141
00:09:56,990 --> 00:10:00,700
‫خجالت‌آوره که واقعا از این فیلم خوشم میاد؟

142
00:10:02,870 --> 00:10:05,830
‫من واقعا عاشق این فیلمم.

143
00:10:07,460 --> 00:10:09,920
‫دبیرستانی که بودم،
‫مخم با این فیلم سوت می‌کشید.

144
00:10:10,000 --> 00:10:12,420
‫با خودم می‌گفتم: «خیلی‌خب،
‫این مرحله زندگی کی شروع می‌شه؟»

145
00:10:12,540 --> 00:10:14,420
‫«پسرها کی عشقشون رو
‫بهم ابراز می‌کنن...»

146
00:10:14,420 --> 00:10:16,510
‫«و برام نامه عاشقانه می‌نویسن؟»

147
00:10:16,670 --> 00:10:19,970
‫وایستا ببینم، وقتی دبیرستان بودی،
‫پسرها عشقشون رو...

148
00:10:20,090 --> 00:10:21,220
‫بهت ابراز نمی‌کردن؟ جانم؟

149
00:10:21,350 --> 00:10:24,220
‫بی‌خیال بابا. ممه من آخر از همه در اومد.

150
00:10:24,350 --> 00:10:25,600
‫- سلام!
‫- سلام!

151
00:10:26,890 --> 00:10:29,270
‫پیپا، گمون کنم تو بیشتر از خودم اینجایی.

152
00:10:29,480 --> 00:10:31,690
‫آره، هم‌اتاقی موقتیمه.

153
00:10:32,020 --> 00:10:34,730
‫- چی تماشا می‌کنین؟
‫- «برای همیشه».

154
00:10:36,780 --> 00:10:40,030
‫بی‌خیال، زوج‌های واقعی
‫که این‌قدر تو چشم همدیگه نگاه نمی‌کنن.

155
00:10:40,360 --> 00:10:42,950
‫- خب، خیلی دوستش داره.
‫- باشه، ولی پسری که به شدت...

156
00:10:43,030 --> 00:10:44,910
‫تحت استرس نباشه،
‫این شکلی رفتار نمی‌کنه.

157
00:10:45,040 --> 00:10:46,540
‫اگه عقب افتاده باشه هم رفتار می‌کنه.

158
00:10:47,370 --> 00:10:50,790
‫مسلما من تجربیات کافی نداره.
‫فقط مشاهداتم رو می‌گم.

159
00:10:50,960 --> 00:10:52,170
‫«عقب افتاده باشه» یعنی چی؟

160
00:10:52,670 --> 00:10:55,000
‫یعنی کدومشون تو رابطه...

161
00:10:55,090 --> 00:10:58,010
‫متمایل به شکست باشه.

162
00:10:58,170 --> 00:10:59,840
‫چرا کسی باید شکست بخوره؟

163
00:11:00,050 --> 00:11:02,340
‫همیشه یکی برتری داره دیگه،
‫حقیقت از همین قراره.

164
00:11:03,640 --> 00:11:05,810
‫وای! پشم‌هام.

165
00:11:08,430 --> 00:11:12,650
‫راستش، گمون کنم بتونم زل زدن ریگلی
‫به چشمت رو تصور کنم.

166
00:11:12,850 --> 00:11:15,400
‫من که تصور می‌کنم وقتی آبش بیاد،
‫بهت بگه بزنی قدش.

167
00:11:15,520 --> 00:11:17,730
‫آره، آره. گاهی اوقات
‫یه سطل «گیترید»...

168
00:11:17,980 --> 00:11:22,030
‫رو سرش خالی می‌کنم
‫و داد می‌زنم «ورزش!»، اینه که...

169
00:11:23,660 --> 00:11:24,530
‫آره.

170
00:11:26,030 --> 00:11:27,830
‫می‌خوای باهام بیای جشنواره بهاره؟

171
00:11:27,950 --> 00:11:29,450
‫قراره ریگلی رو هم اونجا ببینم.

172
00:11:31,370 --> 00:11:32,920
‫باید از ون غذا بخریم
‫و اجرای آکاپلا ببینیم.

173
00:11:32,920 --> 00:11:33,920
‫بیا دیگه.

174
00:11:33,920 --> 00:11:35,670
‫آکاپلا؟
‫گمون نکنم خوشم بیاد.

175
00:11:35,670 --> 00:11:37,300
‫- خیلی خوش می‌گذره.
‫- باشه.

176
00:11:37,420 --> 00:11:39,590
‫- پس میای؟
‫- من هم یه کم دیگه میام.

177
00:11:40,170 --> 00:11:41,300
‫- خیلی‌خب.
‫- ردیفه.

178
00:11:41,510 --> 00:11:42,510
‫ردیفه.

179
00:11:54,650 --> 00:11:57,770
‫سلام پیپا.

180
00:11:59,610 --> 00:12:02,280
‫- بابات چی گفت؟ قبول شدم؟
‫- درست می‌گفتی، خیلی ازت خوشش اومد.

181
00:12:02,990 --> 00:12:05,740
‫- باباش رو کی دیدی؟
‫- دیروز ناهار اومده بود.

182
00:12:06,700 --> 00:12:08,790
‫سلام! ریگلی، مبارکه داداش.

183
00:12:08,990 --> 00:12:10,250
‫سلام، مرسی اوون.

184
00:12:11,710 --> 00:12:13,250
‫چارلی، بهتره تو هم فردا
‫تو مهمونیمون شرکت کنی.

185
00:12:13,370 --> 00:12:17,750
‫مهمونی مخصوص ریگلیه،
‫آخه کاپیتانش شده.

186
00:12:18,380 --> 00:12:19,590
‫شاید اومدم.

187
00:12:20,210 --> 00:12:23,380
‫ببینین، گمون کنم برگردم خوابگاه.

188
00:12:23,590 --> 00:12:26,140
‫چی؟ بری خوابگاه
‫و به لپ‌تاپت زل بزنی؟

189
00:12:26,260 --> 00:12:27,850
‫می‌تونیم بعدا بقیه «برای همیشه» رو ببینیم.

190
00:12:28,390 --> 00:12:31,140
‫- «برای همیشه» تماشا می‌کنین؟
‫- واسه خنده دیگه.

191
00:12:33,190 --> 00:12:35,600
‫خواهش می‌کنم بمون.

192
00:12:35,770 --> 00:12:38,770
‫قبوله، باشه. لابد نمی‌شه
‫به دوست‌دختر کاپیتان نه گفت دیگه.

193
00:12:52,200 --> 00:12:54,120
‫- عه، جدی؟
‫- آره، آره، می‌شه گفت...

194
00:12:54,210 --> 00:12:55,120
‫خیلی‌خب.

195
00:12:56,420 --> 00:12:57,330
‫چیزی نمی‌خوای؟

196
00:12:57,750 --> 00:12:59,380
‫فقط اومدم با متصدی بار لاس بزنم.

197
00:12:59,710 --> 00:13:00,590
‫من یکی می‌خورم.

198
00:13:03,800 --> 00:13:06,550
‫بری، سه‌تا پارچ ببر میز شماره سه.

199
00:13:07,010 --> 00:13:08,180
‫باید برم سر کارم.

200
00:13:08,600 --> 00:13:10,680
‫- موفق باشی.
‫- مرسی. واقعا کاش موفق باشم.

201
00:13:13,930 --> 00:13:15,310
‫- سلام.
‫- سلام.

202
00:13:15,690 --> 00:13:18,400
‫ببین، خودم می‌دونم جو کمی سنگین شده بود...

203
00:13:19,360 --> 00:13:21,020
‫و از این بابت عذر می‌خوام.

204
00:13:21,270 --> 00:13:25,740
‫نه، خودم باید عذرخواهی کنم...
‫خیلی بی‌شعور بودم.

205
00:13:25,900 --> 00:13:27,860
‫- من هم بودم.
‫- ولی من اول بی‌شعوری کردم.

206
00:13:28,110 --> 00:13:30,870
‫آره، ولی به من کمتر میاد، اینه که...

207
00:13:31,620 --> 00:13:35,540
‫نه، بی‌شوخی، خیلی خوشحال می‌شم
‫فراموشش کنیم.

208
00:13:36,410 --> 00:13:38,080
‫بدجوری شیفته بری‌ام.

209
00:13:38,460 --> 00:13:39,670
‫خیلی خوشحالم.

210
00:13:41,840 --> 00:13:42,840
‫ظاهرا رابطه خودت و استیون خوبه.

211
00:13:43,880 --> 00:13:45,970
‫- آره.
‫- وای پسر!

212
00:13:47,880 --> 00:13:49,760
‫- نه، خوبیم، اوضاع خوبه.
‫- بگو دیگه.

213
00:13:49,890 --> 00:13:51,560
‫- مشکلی نداریم.
‫- چی شده لوسی؟

214
00:13:51,970 --> 00:13:54,470
‫ترجیح می‌دم از استیون شکایت کنی
‫تا بخوام...

215
00:13:54,640 --> 00:13:56,180
‫ناراحت بودنت رو تحمل کنم.

216
00:13:56,310 --> 00:14:00,360
‫خیلی‌خب، حتی با پرسیدنش
‫هم احساس حماقت می‌کنم،

217
00:14:00,480 --> 00:14:04,690
‫آخه رابطه من و استیون
‫اصلا به اون حد نرسیده،

218
00:14:04,690 --> 00:14:07,400
‫خلاصه... واسه این نمی‌پرسم، ولی...

219
00:14:10,070 --> 00:14:11,410
‫استیون...

220
00:14:11,780 --> 00:14:16,540
‫استیون و دایانا
‫به همدیگه می‌گفتن «دوستت دارم»؟

221
00:14:19,330 --> 00:14:21,330
‫واقعا بدترین سوالات ممکن رو می‌پرسی.

222
00:14:24,920 --> 00:14:26,010
‫اِم...

223
00:14:26,720 --> 00:14:27,800
‫آره.

224
00:14:28,550 --> 00:14:31,800
‫آره، همیشه به همدیگه می‌گفتن.

225
00:14:36,060 --> 00:14:39,190
‫ای خدا. یه پسره الان ازم خواست
‫براش مارگاریتا درست کنم.

226
00:14:39,480 --> 00:14:41,230
‫- چه عجیب.
‫- اینجا آبجو داریم.

227
00:14:41,350 --> 00:14:42,360
‫آره.

228
00:14:42,690 --> 00:14:44,440
‫- از جونم چی می‌خوان؟
‫- الان برمی‌گردم بچه‌ها.

229
00:14:45,030 --> 00:14:46,480
‫تا ساعت چند اونجا می‌مونی؟

230
00:14:46,570 --> 00:14:47,900
‫نظرت چیه شام همدیگه رو ببینیم؟

231
00:14:48,320 --> 00:14:49,200
‫اینجا هم غذا دارن،

232
00:14:49,280 --> 00:14:50,950
‫ضمنا، به پیپا گفته بودم
‫خودش و ریگلی رو می‌بینم.

233
00:14:51,030 --> 00:14:52,950
‫اصلا دلم نمی‌خواد
‫تو مراسم ریگلی شرکت کنم.

234
00:14:53,070 --> 00:14:55,950
‫قراره همه به خاطر کاپیتان شدن
‫خایه‌مالیش رو بکنن.

235
00:14:56,200 --> 00:14:58,790
‫مگه بهترین دوستت نیست؟

236
00:14:59,000 --> 00:15:01,330
‫گمون کنم بتونی یه دقیقه
‫براش خوشحال باشی،

237
00:15:01,330 --> 00:15:03,670
‫مگه این که واقعا خیلی اذیت بشی.

238
00:15:05,420 --> 00:15:06,420
‫نمی‌شم.

239
00:15:06,590 --> 00:15:08,630
‫چه عالی! پس بیا پیشمون.
‫بهت پیام می‌دم کجاییم.

240
00:15:21,060 --> 00:15:23,190
‫سلام ریگلی! چه خبر پسر؟

241
00:15:28,900 --> 00:15:30,450
‫باشه، همچنین.

242
00:15:31,610 --> 00:15:33,490
‫- سلام!
‫- سلام!

243
00:15:34,570 --> 00:15:37,950
‫- دختره کی بود؟
‫- یه دختره بود دیگه.

244
00:15:40,660 --> 00:15:42,870
‫وای خدایا!

245
00:15:43,380 --> 00:15:44,540
‫این دیگه چه کاریه؟

246
00:15:45,130 --> 00:15:46,170
‫این‌قدر عوضی نباش.

247
00:15:46,380 --> 00:15:48,420
‫اون پسره فقط اگه لباس جغد بپوشه
‫و سر به سرت بذاره،

248
00:15:48,550 --> 00:15:50,630
‫- می‌تونه سکس داشته باشه.
‫- خب حالا، خیلی‌خب.

249
00:15:50,630 --> 00:15:52,260
‫- گور بابات.
‫- بریم ببینیم اونجا چه خبره.

250
00:15:52,340 --> 00:15:53,470
‫- خیلی‌خب.
‫- چی؟

251
00:15:57,390 --> 00:15:58,970
‫ببخشید. ببخشید. ببخشید.

252
00:16:12,280 --> 00:16:18,280
‫خب، بزنین به افتخار گروه آکاپلای
‫دانشگاه «بیرد»، «جغدان آکاپلا».

253
00:16:19,240 --> 00:16:21,580
‫بیا بریم ون غذافروشی، خب؟
‫بریم یه چیزی بخوریم؟

254
00:16:22,210 --> 00:16:23,250
‫باشه.

255
00:17:27,520 --> 00:17:29,770
‫- یوهو!
‫- ایول!

256
00:18:05,890 --> 00:18:07,810
‫خیلی بدت اومد که مجبور شدی
‫با من بیای جشنواره؟

257
00:18:09,940 --> 00:18:11,360
‫نه، بد نبود.

258
00:18:12,230 --> 00:18:13,780
‫اگه نمی‌خواستی ملت
‫ما رو با هم ببینن،

259
00:18:13,900 --> 00:18:14,940
‫می‌تونستی با زبون خوش بگی.

260
00:18:15,070 --> 00:18:17,280
‫خیلی‌خب. حوصله داستان‌های
‫هورمونیت رو ندارم.

261
00:18:17,400 --> 00:18:19,360
‫- عه. پس باز هم پریود شدم، احسنت.
‫- آره.

262
00:18:19,820 --> 00:18:23,280
‫کنار صحنه بدجوری اذیت شده بودی،
‫معلوم بود. خودم حس کردم.

263
00:18:23,410 --> 00:18:27,830
‫لوسی، لب گرفتن جلوی دوست‌دختر سابق آدم
‫از نظر همه غیرعادیه.

264
00:18:28,000 --> 00:18:30,290
‫اگه تو هم خیر سرت عادی بودی...
‫از نظرت غیرعادی می‌بود.

265
00:18:30,380 --> 00:18:32,670
‫خب، شرمنده که نظر دایانا برام مهم نیست،

266
00:18:32,670 --> 00:18:35,090
‫- نمی‌دونستم باید مهم باشه.
‫- تعمدا من رو کشوندی اونجا.

267
00:18:35,090 --> 00:18:38,420
‫واقعا خیلی بدگمانی.
‫اصلا چطوری می‌خوام چنین کاری بکنم؟

268
00:18:38,510 --> 00:18:39,970
‫تو که اصلا بهم نگفته بودی
‫دایانا آکاپلا می‌خونه.

269
00:18:39,970 --> 00:18:42,350
‫می‌خواستی ما رو ببینه.
‫تابلوئه که می‌خواستی.

270
00:18:42,350 --> 00:18:44,890
‫به نظرم بهتره این‌قدر
‫نگران احساسات دایانا نباشی...

271
00:18:45,060 --> 00:18:46,770
‫و کمی بیشتر نگران احساسات من باشی.

272
00:18:47,180 --> 00:18:49,890
‫خیال کردی اون هم عین من
‫رازت رو به کسی نمی‌گفت؟

273
00:18:49,980 --> 00:18:51,900
‫آخه به نظرم اگه از جریان
‫تو و میسی خبردار می‌شد،

274
00:18:52,020 --> 00:18:54,400
‫این‌قدر نگران خراب شدن
‫زندگی بی‌نقصش می‌شد...

275
00:18:54,400 --> 00:18:55,940
‫که احتمالا درجا به مسئولین می‌گفت.

276
00:19:13,210 --> 00:19:14,590
‫عذر می‌خوام، درست می‌گی.

277
00:19:15,550 --> 00:19:17,880
‫احساسات کسی جز تو
‫برام مهم نیست.

278
00:19:30,020 --> 00:19:31,350
‫از دعوا کردنمون متنفرم.

279
00:19:34,480 --> 00:19:35,570
‫خودم می‌دونم...

280
00:19:38,110 --> 00:19:39,240
‫سلام.

281
00:19:40,400 --> 00:19:41,650
‫چیکار می‌کنی؟

282
00:19:42,070 --> 00:19:43,200
‫مطالعه می‌کنم.

283
00:19:44,570 --> 00:19:46,410
‫تو جشنواره خیلی مست کردم.

284
00:19:54,290 --> 00:19:55,540
‫حوصله‌ام سر رفته.

285
00:19:55,670 --> 00:19:57,090
‫خیلی گدای احساساتی.

286
00:19:57,880 --> 00:19:59,420
‫مگه قرار نبود امشب بری اتاق ریگلی؟

287
00:19:59,630 --> 00:20:00,920
‫حوصله‌اش رو ندارم.

288
00:20:02,470 --> 00:20:04,260
‫گاهی اوقات باید فاصله بگیرم، متوجهی؟

289
00:20:04,340 --> 00:20:05,220
‫فاصله بگیری؟

290
00:20:05,680 --> 00:20:09,470
‫از دوست‌دختر ریگلی بودن فاصله بگیری؟
‫ولی اون که آدم خیلی خفنیه.

291
00:20:09,600 --> 00:20:11,060
‫خفه شو!

292
00:20:11,480 --> 00:20:12,640
‫خفه شو!

293
00:20:13,100 --> 00:20:16,440
‫اشکالی نداره، همه گاهی اوقات
‫نیاز دارن بهشون توجه بشه.

294
00:20:17,230 --> 00:20:18,270
‫خب حالا.

295
00:20:21,320 --> 00:20:23,110
‫بیا بقیه «برای همیشه» رو تماشا کنیم.

296
00:20:23,530 --> 00:20:24,490
‫که مسخره‌اش کنیم؟

297
00:20:29,120 --> 00:20:30,910
‫به نظرت من خجالت‌آورم؟

298
00:20:30,910 --> 00:20:35,080
‫- نه. نه، داشتم سر به سرت می‌ذاشتم بابا.
‫- خیلی‌خب.

299
00:20:35,290 --> 00:20:38,920
‫به نظر من خجالت‌آور نیستی.
‫به نظر خودت خجالت‌آوری؟

300
00:20:39,300 --> 00:20:40,300
‫منظورت چیه؟

301
00:20:40,550 --> 00:20:42,170
‫چرا این‌قدر به نظر بقیه اهمیت می‌دی؟

302
00:20:42,300 --> 00:20:43,380
‫نمی‌دم.

303
00:20:46,430 --> 00:20:48,510
‫مگه همه تا حدی نمی‌دن؟

304
00:20:50,270 --> 00:20:54,440
‫چرا. آخه گاهی نمی‌دونم
‫قراره با کدوم نسخه‌ات روبه‌رو بشم.

305
00:20:54,810 --> 00:20:56,900
‫کنار ریگلی یه جوری...

306
00:20:57,480 --> 00:20:59,190
‫کنار دوست‌های دخترت یه‌جور دیگه‌ای...

307
00:20:59,360 --> 00:21:00,900
‫چرا از این حرف‌ها می‌زنی؟

308
00:21:01,280 --> 00:21:04,200
‫اگه نمی‌خوای صادقانه حرف بزنم،
‫سین جیمم نکن.

309
00:21:04,450 --> 00:21:06,240
‫من که سین جیمت نمی‌کنم.

310
00:21:06,820 --> 00:21:07,740
‫مطمئنی؟

311
00:21:10,290 --> 00:21:12,250
‫دختره که باهاش حرف می‌زدی کی بود؟

312
00:21:12,660 --> 00:21:13,620
‫اسمش کلیه.

313
00:21:15,830 --> 00:21:18,250
‫- باهاش سکس کردی؟
‫- هنوز نکردم.

314
00:21:19,670 --> 00:21:21,090
‫خوشت نمیاد باهاش سکس کنم؟

315
00:22:13,350 --> 00:22:15,980
‫- اشکالی نداره؟
‫- نه.

316
00:22:30,410 --> 00:22:33,240
‫وای خدایا. دارم ارضا می‌شم.

317
00:22:33,790 --> 00:22:36,660
‫وای، الان ارضا می‌شم.

318
00:22:38,330 --> 00:22:40,540
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- دارم ارضا می‌شم.

319
00:22:40,880 --> 00:22:44,500
‫نه‌خیر، نمی‌شی. نمی‌شی،
‫تازه سه ثانیه بیشتر نشده.

320
00:22:44,500 --> 00:22:46,590
‫من ماهرم، ولی در این حد ماهر نیستم.

321
00:22:48,930 --> 00:22:50,130
‫آخه...

322
00:22:52,640 --> 00:22:54,560
‫آخه می‌خواستم بدونی خوشم میاد.

323
00:22:57,680 --> 00:22:58,640
‫خودم می‌دونستم خوشت میاد.

324
00:23:00,980 --> 00:23:02,060
‫اِم...

325
00:23:03,270 --> 00:23:04,980
‫از این کارها بلد نیستم.

326
00:23:11,160 --> 00:23:12,700
‫خیلی کسشعرم.

327
00:23:14,580 --> 00:23:15,700
‫ببین...

328
00:23:16,990 --> 00:23:19,620
‫احتمالا کمتر از تصوراتت تجربه داشته باشم.

329
00:23:21,170 --> 00:23:22,880
‫تجربه سکس با دختر رو می‌گی؟

330
00:23:23,290 --> 00:23:25,210
‫سکس با هر کسی رو می‌گم.

331
00:23:27,460 --> 00:23:30,470
‫من تو دبیرستان باحال نبودم.
‫همه‌اش سرم تو پیام‌رسان «ای‌اوال» بود.

332
00:23:31,470 --> 00:23:32,840
‫من هم همین‌طور.

333
00:23:33,010 --> 00:23:34,680
‫به خاطر رقصیدنم
‫خیلی سفر می‌کردم؛

334
00:23:34,850 --> 00:23:36,720
‫جور دیگه‌ای نمی‌تونستم
‫با دوستانم در ارتباط باشم.

335
00:23:38,850 --> 00:23:40,890
‫من دوستی نداشتم.

336
00:23:42,310 --> 00:23:45,820
‫قبل از دانشجو شدنم،
‫کسی ازم خوشش نمی‌اومد.

337
00:23:46,400 --> 00:23:49,740
‫- شک دارم.
‫- جدی می‌گم. مدرسه‌مون کوچک بود،

338
00:23:49,900 --> 00:23:52,610
‫دانش‌آموزانش هم یکسان بودن...

339
00:23:52,820 --> 00:23:55,910
‫و همه همدیگه رو می‌شناختن،
‫گمون کنم یکی کلاس اول...

340
00:23:56,030 --> 00:24:00,120
‫به بقیه گفت من به درد نمی‌خورم
‫و تا آخرش همون شکلی موند.

341
00:24:02,420 --> 00:24:03,420
‫بچه‌ها خیلی بی‌رحمن.

342
00:24:05,790 --> 00:24:07,000
‫آره.

343
00:24:15,680 --> 00:24:16,890
‫بعدش هم...

344
00:24:19,180 --> 00:24:22,730
‫سال یازدهم اتفاق مسخره‌ای افتاد.

345
00:24:24,850 --> 00:24:26,810
‫بدجوری ذهنم رو خراب کرد.

346
00:24:27,480 --> 00:24:28,440
‫چی شده بود؟

347
00:24:29,900 --> 00:24:33,530
‫تو اینترنت با پسری آشنا شده بودم
‫که به نظرم خیلی وجه اشتراک داشتیم.

348
00:24:34,660 --> 00:24:35,660
‫خیلی...

349
00:24:36,370 --> 00:24:37,780
‫ازم خوشش می‌اومد.

350
00:24:39,620 --> 00:24:42,500
‫به عمرم چنین حسی نداشتم،

351
00:24:42,620 --> 00:24:45,000
‫اصلا اون‌قدر بهم توجه نکرده بودن.

352
00:24:47,880 --> 00:24:49,710
‫خلاصه چندین ماه چت کردیم
‫و بعدش برنامه ریختیم...

353
00:24:49,710 --> 00:24:52,630
‫که روزی حضوری همدیگه رو ببینیم،
‫ولی اصلا پیداش نشد، آخه...

354
00:24:53,880 --> 00:24:56,840
‫- واقعی نبود.
‫- چی؟

355
00:24:58,140 --> 00:25:01,100
‫یه سری از دخترهای کلاسمون
‫داشتن سر به سرم می‌ذاشتن.

356
00:25:05,520 --> 00:25:09,270
‫بعدش هم کل مکالماتمون رو چاپ کردن
‫و همه‌جای مدرسه پخششون کردن.

357
00:25:11,530 --> 00:25:14,950
‫اوضاع اون‌قدر خراب شد
‫که مجبور شدم انتقالی بگیرم.

358
00:25:18,240 --> 00:25:22,950
‫ولی خب باز هم سال دوازدهم بودم
‫و تازه رفته بودم اونجا.

359
00:25:24,000 --> 00:25:26,500
‫همه با هم آشنا بودن، این شد که...

360
00:25:28,630 --> 00:25:29,750
‫در واقع...

361
00:25:30,550 --> 00:25:31,880
‫نامرئی بودم، متوجهی؟

362
00:25:37,090 --> 00:25:38,140
‫متأسفم.

363
00:25:42,010 --> 00:25:43,980
‫فقط می‌خواستم بیام اینجا
‫و آدمی باشم...

364
00:25:44,100 --> 00:25:47,770
‫که از نظر بقیه باحال و کردنیه.

365
00:25:48,850 --> 00:25:51,320
‫- این هم بد هدفی نیست.
‫- اصلا...

366
00:25:52,820 --> 00:25:55,400
‫اصلا خیال نمی‌کردم
‫پسری چون ریگلی نصیبم بشه.

367
00:25:57,150 --> 00:26:01,030
‫پارسال که از دانشگاه بازدید کرده بودم،
‫باهاش آشنا شده بودم...

368
00:26:03,660 --> 00:26:07,000
‫و راستش رو بخوای،

369
00:26:07,830 --> 00:26:10,670
‫گولش زدم که خیال کنه خیلی باحالم.

370
00:26:17,590 --> 00:26:21,010
‫اولین بار که سکس داشتم،
‫بهار پارسال تو اتاق اجتماعات بود.

371
00:26:22,560 --> 00:26:23,760
‫وایستا ببینم.

372
00:26:24,520 --> 00:26:26,680
‫اولین باری که با ریگلی سکس کردی کی بود؟

373
00:26:28,850 --> 00:26:31,310
‫بهار پارسال تو اجتماعات بود.

374
00:26:41,070 --> 00:26:42,830
‫خودش اصلا خبر نداره.

375
00:26:55,500 --> 00:26:57,200
‫{تماس از طرف مامان]

376
00:27:01,510 --> 00:27:02,470
‫الو؟

377
00:27:03,350 --> 00:27:05,220
‫سلام استیون، حالت چطوره؟

378
00:27:06,350 --> 00:27:07,810
‫خوبم. تو چطوری؟

379
00:27:08,140 --> 00:27:12,020
‫هوا داره گرم‌تر می‌شه، خدا رو شکر.
‫باورم نمی‌شه داره تابستون می‌شه.

380
00:27:12,190 --> 00:27:13,940
‫اِم، آره.

381
00:27:14,190 --> 00:27:18,030
‫راستی، سیدی بهت گفته
‫تو مدرسه شبانه‌روزی قبول شده؟

382
00:27:18,610 --> 00:27:20,200
‫نه. نه، نگفته بود.

383
00:27:21,030 --> 00:27:22,240
‫کی قبول شد؟

384
00:27:22,530 --> 00:27:23,530
‫دیروز.

385
00:27:25,580 --> 00:27:27,330
‫فرصت خوبیه.

386
00:27:30,920 --> 00:27:33,500
‫آره، هیجان‌انگیزه.

387
00:27:34,380 --> 00:27:36,960
‫مسلما من کمی غافلگیر شدم.

388
00:27:38,340 --> 00:27:43,140
‫اِم، عزیزم، اصلا فکر کردی
‫که سال بعد کجا ساکن می‌شی؟

389
00:27:44,550 --> 00:27:45,850
‫اِم...

390
00:27:47,180 --> 00:27:50,810
‫نه، می‌خواستم باز هم
‫خوابگاه باشم.

391
00:27:50,980 --> 00:27:52,810
‫آها. آخه جریان از این قراره...

392
00:27:53,600 --> 00:27:56,360
‫که من قصد نداشتم
‫پول مدرسه شبانه‌روزی رو بدم.

393
00:27:56,650 --> 00:27:59,940
‫خودش بورسیه گرفته،
‫ولی کلی خرج دیگه هم داره...

394
00:28:00,110 --> 00:28:01,780
‫که باید از جیب من بره.

395
00:28:02,030 --> 00:28:06,240
‫در نتیجه، گمون نکنم بتونم
‫هزینه خوابگاهت رو بدم،

396
00:28:06,410 --> 00:28:09,370
‫ولی می‌دونم که خودت در هر صورت
‫می‌خواستی تابستون کار کنی، اینه که...

397
00:28:09,620 --> 00:28:11,120
‫می‌خواستم کارآموزی بگیرم.

398
00:28:12,710 --> 00:28:14,080
‫خیلی‌هاشون بدون حقوقن.

399
00:28:14,500 --> 00:28:17,750
‫تو که زرنگی.
‫مطمئنم یه جایی کار پیدا می‌کنی.

400
00:28:19,050 --> 00:28:22,840
‫آها. باید کارآموزی بگیرم...

401
00:28:22,970 --> 00:28:25,090
‫که بتونم بعد از دانشگاه
‫کار مناسبی گیر بیارم.

402
00:28:25,220 --> 00:28:26,510
‫روندش این شکلیه.

403
00:28:26,510 --> 00:28:28,680
‫خب، نمی‌دونم می‌خوای چی بگم.

404
00:28:29,390 --> 00:28:32,350
‫اگه تو همین مدرسه‌اش می‌موند،
‫مشکلی پیش نمی‌اومد.

405
00:28:33,060 --> 00:28:35,350
‫شاید بتونی از پدرت کمک بخوای.

406
00:28:36,190 --> 00:28:39,650
‫واسه فرم درخواست سیدی
‫که خیلی کمک کرده بود.

407
00:28:40,400 --> 00:28:41,820
‫خودم می‌دونم صلاح سیدی رو می‌خوای.

408
00:28:42,610 --> 00:28:44,910
‫بی‌صبرانه مشتاقم
‫از اون خونه بزنه بیرون...

409
00:28:46,240 --> 00:28:48,080
‫که تو تک و تنها همون‌جا بپوسی.

410
00:28:50,490 --> 00:28:52,000
‫خودم می‌دونم چنین حسی داری.

411
00:29:08,680 --> 00:29:10,640
‫عه، پشم‌هام. سلام.

412
00:29:16,400 --> 00:29:18,310
‫کار دیروزت خیلی تخمی بود.

413
00:29:20,940 --> 00:29:22,690
‫نمی‌خواد اون شکلی نگاهم کنی.

414
00:29:23,320 --> 00:29:27,070
‫نیومدم سرت داد بزنم.
‫البته بهتره بزنم.

415
00:29:28,820 --> 00:29:31,540
‫صرفا می‌خواستم ببینم حالت خوبه یا نه.

416
00:29:31,660 --> 00:29:32,830
‫حال من؟

417
00:29:33,000 --> 00:29:36,210
‫جلوی من از سال اولی عزیزت لب گرفتی.

418
00:29:37,790 --> 00:29:40,340
‫می‌خواستی درخواست کمک کنی؟

419
00:29:41,050 --> 00:29:42,170
‫نه.

420
00:29:42,590 --> 00:29:44,880
‫من نمی‌خواستم حرکتی بزنم.

421
00:29:45,380 --> 00:29:47,840
‫پس کی می‌خواست حرکتی بزنه؟

422
00:29:53,770 --> 00:29:54,980
‫ببین،

423
00:29:55,890 --> 00:29:58,810
‫با وجود شرایط موجود،

424
00:30:00,860 --> 00:30:02,110
‫هنوز هم برام مهمی.

425
00:30:02,480 --> 00:30:05,150
‫من مشکلی ندارم.
‫نمی‌خواد مراقبم باشی.

426
00:30:08,030 --> 00:30:12,030
‫من بهتر از این حرف‌ها می‌شناسمت.
‫چرا این‌قدر سرخورده‌ای؟

427
00:30:14,040 --> 00:30:18,040
‫با مامانم به مشکل خوردم.

428
00:30:22,090 --> 00:30:24,050
‫وای. چی شده؟

429
00:30:24,420 --> 00:30:27,930
‫سال بعد هزینه خوابگاهم رو نمی‌ده.

430
00:30:29,130 --> 00:30:33,760
‫قرار بود کارآموزی بدون حقوق بگیرم،
‫ولی الان دیگه نمی‌تونم.

431
00:30:34,010 --> 00:30:36,730
‫- داره تنبیهم می‌کنه.
‫- نباید بذاری برنده بشه.

432
00:30:37,180 --> 00:30:39,440
‫کافیه یه سال دیگه هم دوام بیاری،

433
00:30:39,980 --> 00:30:42,520
‫بعدش دیگه لازم نیست باهاش حرف بزنی.

434
00:30:52,370 --> 00:30:53,620
‫چرا این‌قدر ازم دور نشستی؟

435
00:31:26,320 --> 00:31:27,320
‫نمی‌تونم.

436
00:31:28,900 --> 00:31:31,740
‫جدی؟

437
00:31:40,710 --> 00:31:42,000
‫وای خدایا.

438
00:31:42,920 --> 00:31:43,920
‫جدی می‌گی.

439
00:31:45,540 --> 00:31:46,550
‫آره.

440
00:31:50,470 --> 00:31:54,300
‫تو که به خاطر خستگی دستت
‫هم با ملت سکس می‌کنی،

441
00:31:56,720 --> 00:31:58,720
‫اون‌وقت به اون وفاداری؟

442
00:32:06,190 --> 00:32:08,900
‫گمون نمی‌کردم بیش از پیش
‫هم بتونم ازت متنفر باشم.

443
00:32:25,130 --> 00:32:28,340
‫ریگلی! ریگلی! ریگلی!

444
00:32:31,340 --> 00:32:36,140
‫وای خدایا، کجاسـ... وای خدایا،
‫چقدر گیج شدم.

445
00:32:36,720 --> 00:32:37,890
‫درود بر کاپیتان بزرگ!

446
00:32:38,390 --> 00:32:41,770
‫پارکر کینگ اومده؟
‫پارکر کینگ اومده؟ بیا بغلم!

447
00:32:42,890 --> 00:32:44,350
‫سلام پسر، مبارکه.

448
00:32:45,150 --> 00:32:47,730
‫سلام. مرسی درو.
‫باید پیک بزنیم.

449
00:32:47,860 --> 00:32:49,860
‫نمی... نمی...
‫زیاد نمی‌مونم.

450
00:32:50,320 --> 00:32:52,820
‫این‌قدر بیچاره نباش. بریم ببینم!

451
00:32:59,700 --> 00:33:02,540
‫تو این آشپزخونه کوچولو جا نمی‌شم.

452
00:33:07,750 --> 00:33:11,510
‫من مشروب سنگینی نمی‌بینم.
‫می‌خوای بریم پیدا کنیم؟

453
00:33:13,720 --> 00:33:17,640
‫خیلی خوش‌تیپی فامیل.
‫رفیق عزیزم اومد!

454
00:33:17,850 --> 00:33:20,060
‫- کیه؟
‫- مبارکه.

455
00:33:21,890 --> 00:33:23,600
‫بیا اینجا. هنوز دو پیک مونده.

456
00:33:23,680 --> 00:33:26,560
‫خب درو، حالت چطوره؟

457
00:33:27,730 --> 00:33:30,610
‫ریگلی حواسش نیست،
‫مجبور نیستی نقش بازی کنی.

458
00:33:30,980 --> 00:33:32,320
‫چه نقشی؟

459
00:33:56,220 --> 00:33:59,470
‫تماشا نکن مردک مازوخیست.

460
00:34:01,180 --> 00:34:02,310
‫برام مهم نیست.

461
00:34:03,020 --> 00:34:04,310
‫دختر جذابیه.

462
00:34:04,850 --> 00:34:06,100
‫قبلا ازت خوشش می‌اومد، بی‌خیال دیگه.

463
00:34:06,520 --> 00:34:07,560
‫خودم می‌دونم.

464
00:34:08,770 --> 00:34:10,770
‫ولی می‌دونی ریگلی
‫کارت رو خراب کرد دیگه، نه؟

465
00:34:11,570 --> 00:34:14,900
‫خودش و پیپا رو مخ بری کار کرده بودن.

466
00:34:15,860 --> 00:34:20,320
‫نگران بودن که بعد از اون اتفاقات
‫واسه رابطه باهاش ثبات نداشته باشی.

467
00:34:20,570 --> 00:34:21,620
‫به بری چنین حرفی زده بودن؟

468
00:34:21,780 --> 00:34:24,410
‫صراحتا که نگفتن، ولی مقصودشون همین بود.

469
00:34:25,080 --> 00:34:26,750
‫چه مرگشونه؟

470
00:34:29,080 --> 00:34:30,710
‫قول می‌دی حرفم رو به کسی نگی؟

471
00:34:33,250 --> 00:34:34,590
‫ریگلی با دایانا سکس داشته.

472
00:34:35,420 --> 00:34:37,260
‫چند وقت پیش سکس داشتن،
‫ولی به من نگفته بود.

473
00:34:37,550 --> 00:34:41,300
‫- چی؟ واسه چی تحملش می‌کنی؟
‫- ریگلیه دیگه.

474
00:34:43,720 --> 00:34:46,230
‫چه بدونم، تو دانشگاه که دیدم
‫همه خایه‌مالیش رو می‌کنن،

475
00:34:46,350 --> 00:34:47,850
‫اصلا نمی‌دونستم چنین آدمیه.

476
00:34:47,980 --> 00:34:48,890
‫آره، آره.

477
00:34:50,060 --> 00:34:51,150
‫مرسی که هوام رو داری.

478
00:34:51,440 --> 00:34:52,440
‫خواهش می‌کنم.

479
00:34:52,820 --> 00:34:55,570
‫باید یکی رو پیدا می‌کردی
‫که بهت اهمیت بده درو.

480
00:34:57,900 --> 00:35:01,780
‫بهتره لوسی رو پیدا کنم،
‫ولی بعدا یه پیک بزنیم؟

481
00:35:01,910 --> 00:35:03,450
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

482
00:35:04,160 --> 00:35:05,910
‫این‌قدر تماشاشون نکن.

483
00:35:16,090 --> 00:35:17,760
‫- خیلی‌خب.
‫- یکی دیگه بزن.

484
00:35:18,170 --> 00:35:20,680
‫- این یکی خیلی بزرگ بود.
‫- خیلی بزرگ بود.

485
00:35:23,970 --> 00:35:24,970
‫سلام درو.

486
00:35:25,810 --> 00:35:27,470
‫من حرف زشتی زدم؟

487
00:35:28,310 --> 00:35:30,890
‫چطور مگه؟ نگرانی بی‌ثبات جلوه کنم؟

488
00:35:31,940 --> 00:35:34,310
‫نه. چرا چنین سوالی می‌پرسی؟

489
00:35:34,520 --> 00:35:36,900
‫چرا وقتت رو با حرف زدن با من هدر می‌دی؟

490
00:35:37,190 --> 00:35:39,650
‫داره در حقت لطف می‌کنه،
‫چون براش مهمی.

491
00:35:39,900 --> 00:35:40,780
‫لوسی!

492
00:35:40,950 --> 00:35:42,530
‫اصلا این‌طوری باهاش صحبت نکن، خب؟

493
00:35:42,660 --> 00:35:43,740
‫لوسی، اشکالی نداره.

494
00:35:59,760 --> 00:36:04,300
‫- وای، چه گهی می‌خوری! اذیت نکن دیگه داداش!
‫- بزن به چاک! خودم ردیفش می‌کنم.

495
00:36:04,430 --> 00:36:06,510
‫ریگلی. ریگلی، برادرت بلد نیست
‫بشکه آبجو باز کنه؟

496
00:36:06,600 --> 00:36:08,970
‫- خیلی‌خب! ردیفش می‌کنم.
‫- اذیت نکن دیگه.

497
00:36:10,020 --> 00:36:11,560
‫- کمک می‌خوای پسر؟
‫- خودم ردیفش می‌کنم!

498
00:36:11,690 --> 00:36:13,020
‫- درو، بدش به من.
‫- گفتم خودم ردیـ...

499
00:36:13,150 --> 00:36:14,350
‫درو، بس کن!

500
00:36:18,360 --> 00:36:21,360
‫بیا جلو. ببین. راحته.

501
00:36:21,570 --> 00:36:24,950
‫باید چرخوندنش رو یاد بگیری.
‫عین سیفون مستراحه.

502
00:36:28,870 --> 00:36:31,120
‫رفقای احمقت خیلی حال کردن پسر.

503
00:36:34,500 --> 00:36:35,920
‫می‌رم استیون رو پیدا کنم.

504
00:36:36,500 --> 00:36:37,630
‫سورپرایز.

505
00:36:43,930 --> 00:36:46,140
‫- مسخره‌بازی‌هاش رو می‌بینی؟
‫- آره.

506
00:36:48,100 --> 00:36:50,680
‫بهت خوش نمی‌گذره، مگه نه؟
‫بیا اینجا ببینم.

507
00:36:56,980 --> 00:36:59,360
‫بیا بریم. اگه می‌خوای بریم، بریم.

508
00:36:59,480 --> 00:37:02,650
‫نه. نه، امشب مراسم خودته.
‫نباید بریم.

509
00:37:02,900 --> 00:37:05,910
‫برام مهم نیست. اگه به تو خوش نگذره،
‫به من هم خوش نمی‌گذره.

510
00:37:06,200 --> 00:37:07,910
‫به من بد نمی‌گذره.

511
00:37:12,540 --> 00:37:13,750
‫انگار عوض شده.

512
00:37:13,870 --> 00:37:15,960
‫دیگه اصلا نمی‌شناسمش.

513
00:37:16,880 --> 00:37:18,250
‫ببین، درست می‌شه.

514
00:37:20,170 --> 00:37:21,920
‫بعضی چیزها خیلی زمان می‌بره.

515
00:37:25,300 --> 00:37:26,720
‫تو خیلی شگفت‌انگیزی، می‌دونستی؟

516
00:37:32,060 --> 00:37:33,060
‫خیلی دوستت دارم.

517
00:38:22,020 --> 00:38:23,110
‫پیدات کردم.

518
00:38:23,360 --> 00:38:26,570
‫سلام. استیون رو پیدا نمی‌کنم.
‫ندیدیش؟

519
00:38:30,620 --> 00:38:33,910
‫ببین، متأسفم که درو اون شکلی
‫باهات رفتار می‌کنه. خیلی بی‌شعوره.

520
00:38:34,200 --> 00:38:36,540
‫ولش کن.
‫مشکلات خاص خودش رو داره.

521
00:38:36,870 --> 00:38:40,000
‫داره مراسم ریگلی رو خراب می‌کنه.
‫چرا مدام ازش دفاع می‌کنی؟

522
00:38:40,130 --> 00:38:41,670
‫- نمی‌کنم.
‫- چرا، می‌کنی.

523
00:38:41,840 --> 00:38:43,340
‫انگار چون برادر ریگلیه،

524
00:38:43,500 --> 00:38:45,710
‫- می‌ذاری اذیتت کنه.
‫- خیلی‌خب، بس کن دیگه.

525
00:38:48,220 --> 00:38:49,510
‫بیا اینجا.

526
00:38:52,470 --> 00:38:54,640
‫- بیا اینجا.
‫- خیلی‌خب، چی شده؟

527
00:38:54,770 --> 00:38:58,270
‫دیگه طاقت ندارم.
‫باید مسئله‌ای رو بهت بگم.

528
00:38:59,190 --> 00:39:01,860
‫ولی باید قسم بخوری
‫به کسی نمی‌گی.

529
00:39:03,770 --> 00:39:05,150
‫- خیلی‌خب، چی شده؟
‫- قسم بخور.

530
00:39:05,280 --> 00:39:06,440
‫باشه، قسم می‌خورم.

531
00:39:07,650 --> 00:39:11,320
‫درو شب تصادف میسی
‫اونجا حضور داشت.

532
00:39:19,000 --> 00:39:20,670
‫چی؟
‫منظورت چیه؟

533
00:39:21,210 --> 00:39:23,380
‫پشت فرمون بود، داشت از لاین مخالف می‌اومد،
‫ولی فرمون داد...

534
00:39:23,540 --> 00:39:27,050
‫و داشت می‌زد بهش.
‫بعدش هم وحشت کرد و گذاشت و رفت.

535
00:39:27,460 --> 00:39:29,380
‫چند وقته که خبر داری؟

536
00:39:29,720 --> 00:39:33,180
‫چند وقتی می‌شه.
‫بدجوری می‌خواستم بهت بگم.

537
00:39:33,510 --> 00:39:34,600
‫واسه چی نگفتی؟

538
00:39:34,810 --> 00:39:38,480
‫نمی‌شد. جلوی ریگلی قسم خورده بودم.
‫چه بدونم.

539
00:39:38,640 --> 00:39:40,190
‫از این وضع متنفرم.

540
00:39:41,730 --> 00:39:42,850
‫خیلی وحشتناک بود...

541
00:39:43,190 --> 00:39:45,820
‫که نمی‌تونستم با کسی
‫راجع بهش صحبت کنم.

542
00:39:48,070 --> 00:39:49,490
‫بیا بغلم.

543
00:39:50,650 --> 00:39:53,240
‫خیلی متأسفم.
‫ممنون که بهم گفتی.

544
00:39:54,370 --> 00:39:58,040
‫واسه همین اصلا به درو سخت نمی‌گرفتم.
‫بدجوری داغون شده.

545
00:39:58,250 --> 00:40:02,750
‫وایستا ببینم. یعنی دلت براش می‌سوزه؟

546
00:40:02,920 --> 00:40:05,000
‫- در واقع دوستمون رو کشته‌ها.
‫- چی؟

547
00:40:05,250 --> 00:40:07,500
‫خودت گفتی کاری کرد
‫از جاده منحرف بشه.

548
00:40:07,630 --> 00:40:11,130
‫نه، نه. خودش فرمون داد،
‫میسی داشت بهش می‌زد.

549
00:40:11,380 --> 00:40:13,800
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- آخه به ریگلی همین رو گفته بود.

550
00:40:13,930 --> 00:40:15,640
‫چی؟ تو هم حرفش رو باور می‌کنی؟

551
00:40:16,430 --> 00:40:18,220
‫میسی آدم مسئولیت‌پذیری بود.

552
00:40:18,390 --> 00:40:20,310
‫واقعا به نظرت بی‌ملاحظه رانندگی می‌کنه؟

553
00:40:20,430 --> 00:40:21,640
‫میسی مست بود.

554
00:40:21,940 --> 00:40:24,520
‫درو هم مست بود.
‫خیلی داغونه، استیون هم مدام...

555
00:40:24,650 --> 00:40:26,190
‫مجبور می‌شه نجاتش بده.

556
00:40:26,440 --> 00:40:28,730
‫استیون خبر داره، خب؟

557
00:40:29,530 --> 00:40:31,280
‫از اولش خبر داشت.

558
00:40:34,200 --> 00:40:37,160
‫تهدیدم کرده بود که بهت نگم.
‫نمی‌خواست بهت بگم،

559
00:40:37,330 --> 00:40:38,290
‫آخه کارش همینه.

560
00:40:38,290 --> 00:40:41,080
‫اطلاعات جمع می‌کنه و صبر می‌کنه
‫تا علیه ملت به کارشون ببره.

561
00:40:41,870 --> 00:40:43,120
‫چنین کاری نمی‌کنه.

562
00:40:43,460 --> 00:40:47,170
‫تهدیدم کرده بود لوسی!
‫تهدیدم کرده بود!

563
00:40:47,960 --> 00:40:51,590
‫آدم خیلی بدیه.

564
00:40:55,550 --> 00:40:57,470
‫حس می‌کنی مجبوری باهاش بمونی؟

565
00:40:57,640 --> 00:40:59,810
‫وای خدایا، بس کن!
‫اگه خودم نمی‌خواستم که باهاش نمی‌بودم،

566
00:40:59,930 --> 00:41:00,890
‫پس بس کن.

567
00:41:01,930 --> 00:41:03,690
‫آخه نمی‌خوام آسیبی ببینی. نـ...

568
00:41:03,850 --> 00:41:07,060
‫استیون قرار نیست بهم آسیبی بزنه.
‫نمی‌تونه بهم آسیبی بزنه، خب؟

569
00:41:07,190 --> 00:41:08,440
‫اصلا از شرایط ما خبر نداری.

570
00:41:11,230 --> 00:41:13,320
‫اگه بخوام، می‌تونم بد بلایی سرش بیارم.

571
00:41:13,320 --> 00:41:15,610
‫اصلا نمی‌خواد الان نگران من باشی.

572
00:41:26,040 --> 00:41:27,170
‫سلام.

573
00:41:28,380 --> 00:41:29,880
‫- سلام.
‫- دنبالت می‌گشتم.

574
00:41:30,000 --> 00:41:31,090
‫سلام.

575
00:41:52,440 --> 00:41:54,030
‫خیلی جدی هستی.

576
00:41:54,610 --> 00:41:57,160
‫واسه تابستون دنبال کار می‌گردم.

577
00:41:57,280 --> 00:41:59,700
‫- چندان هیجان‌انگیز نیست.
‫- خب، کارآموزیه چی شد؟

578
00:42:01,240 --> 00:42:03,910
‫بیا بحث رو عوض کنیم.
‫بدجوری سردرد دارم.

579
00:42:08,040 --> 00:42:09,080
‫سلام.

580
00:42:09,630 --> 00:42:10,790
‫دیشب بهتون خوش گذشت؟

581
00:42:11,090 --> 00:42:12,880
‫مهمونیت به خماری الانش نمی‌ارزید.

582
00:42:14,920 --> 00:42:16,590
‫به من خیلی خوش گذشت.

583
00:42:16,800 --> 00:42:18,640
‫هم‌تیمی‌هات خیلی دوستت دارن، خیلی نازه.

584
00:42:18,840 --> 00:42:20,390
‫نه بابا. آره، خیلی دوستشون دارم.

585
00:42:20,510 --> 00:42:24,270
‫ولی بی‌شوخی، کاپیتان شدنت مبارکه.
‫خیلی شگفت‌انگیزه. خیلی باحاله.

586
00:42:24,390 --> 00:42:25,770
‫- مرسی.
‫- خواهش.

587
00:42:26,020 --> 00:42:27,690
‫خیلی‌خب، من هنوز مستم،

588
00:42:27,890 --> 00:42:30,060
‫می‌رم پنج شش کیلو پنکیک بخورم.

589
00:42:30,270 --> 00:42:32,480
‫- صبح خوبی داشته باشی.
‫- صبح خوبی داشته باشی.

590
00:42:32,650 --> 00:42:33,570
‫فعلا.

591
00:42:34,940 --> 00:42:36,030
‫این دیگه چه کاری کسشعری بود؟

592
00:42:37,570 --> 00:42:38,660
‫چه کاری؟

593
00:42:38,910 --> 00:42:40,620
‫کلی جلوش ذوق کرده بودی.

594
00:42:40,780 --> 00:42:43,740
‫- نه‌خیر، نکردم. دیوانه شدی‌ها.
‫- چرا، کردی.

595
00:42:44,120 --> 00:42:47,620
‫عین پیپا حرف می‌زدی.
‫کارت اصلا جذاب نیست.

596
00:42:50,500 --> 00:42:52,920
‫گور بابات. گور بابات!

597
00:42:53,130 --> 00:42:55,380
‫خاک بر سرم. ببین لوسی، لوسی.
‫وایستا. وایستا، وایستا، وایستا.

598
00:42:55,550 --> 00:42:57,970
‫- لوسی، لوسی. ببخشید. ببخشید.
‫- اصلا این‌جوری با من صحبت نکن.

599
00:42:58,090 --> 00:43:00,220
‫نمی‌دونستم واسه چی
‫این‌قدر به ریگلی حسودیت می‌شه،

600
00:43:00,430 --> 00:43:02,140
‫ولی دیگه داره کمی رقت‌انگیز می‌شه.

601
00:43:03,180 --> 00:43:05,470
‫- حسادت نیست.
‫- پس چیه؟

602
00:43:05,560 --> 00:43:07,060
‫چرا الان اون شکلی باهام صحبت کردی؟

603
00:43:07,140 --> 00:43:10,600
‫اخیرا خیلی در حقم بی‌انصافی می‌کنی
‫و اصلا نمی‌فهمم با احتساب...

604
00:43:10,850 --> 00:43:12,560
‫این همه رازداری من، چرا این‌جوری می‌کنی.

605
00:43:12,730 --> 00:43:15,280
‫خودم می‌دونم. ببخشید، درست می‌گی.
‫خیلی عذر می‌خوام.

606
00:43:15,530 --> 00:43:18,610
‫خب، جریان از چه قراره؟
‫شما دوتا چتون شده؟

607
00:43:20,860 --> 00:43:25,700
‫چه بدونم. آخه انگار کل دنیا
‫جلوش خم و راست می‌شن...

608
00:43:25,910 --> 00:43:28,160
‫و گاهی اوقات رو اعصابم می‌ره.
‫رو اعصابم می‌ره دیگه.

609
00:43:29,120 --> 00:43:32,920
‫ولی مگه خودت هم نمی‌شی؟
‫تو که کل نیازهای ریگلی رو برآورده می‌کنی.

610
00:43:33,080 --> 00:43:34,960
‫اومد بابت درو ازت کمک بگیره،
‫تو هم کمکش کردی.

611
00:43:35,090 --> 00:43:36,380
‫به خاطر خودم کمکش کردم.

612
00:43:38,210 --> 00:43:40,630
‫ریگلی و درو می‌تونن
‫هرچقدر بخوان برینن...

613
00:43:40,970 --> 00:43:42,260
‫و قسر در برن.

614
00:43:44,430 --> 00:43:46,100
‫من اصلا نمی‌تونم قسر در برم.

615
00:43:51,650 --> 00:43:53,690
‫ببخشید. پس...

616
00:43:55,360 --> 00:43:58,230
‫پس همه‌اش سر همینه.
‫سر جریان دروئه.

617
00:44:01,360 --> 00:44:03,030
‫دلیل اصلیش همینه، آره.

618
00:44:03,240 --> 00:44:06,120
‫حتما خیلی از ماست‌مالی کردن
‫کارش اذیت می‌شی.

619
00:44:09,120 --> 00:44:10,290
‫آره.

620
00:44:12,290 --> 00:44:15,210
‫ولی واسه همین خیلی بی‌شعور شدم.
‫خیلی عذر می‌خوام، با تو مشکلی ندارم.

621
00:44:15,630 --> 00:44:17,300
‫- می‌دونم، می‌دونم.
‫- با تو مشکلی ندارم.

622
00:44:18,000 --> 00:44:20,510
‫- نمی‌دونم چرا مدام ازش محافظت می‌کنی.
‫- خودت که می‌دونی.

623
00:44:20,510 --> 00:44:24,680
‫نه‌خیر، نمی‌دونم. تو که اشتباهی نکردی.
‫کسی خبر نداره سوار ماشینه بودی.

624
00:44:24,840 --> 00:44:25,890
‫حتی درو هم خبر نداره.

625
00:44:25,890 --> 00:44:27,470
‫- نباید اینجا باشه.
‫- هیس...

626
00:44:27,640 --> 00:44:29,430
‫نباید اینجا باشه.
‫ذهنت رو خراب می‌کنه.

627
00:44:29,560 --> 00:44:31,560
‫خیلی‌خب، حالم از حرفش به هم می‌خوره.

628
00:44:31,730 --> 00:44:33,270
‫می‌شه حرفش رو نزنیم؟

629
00:44:35,270 --> 00:44:39,360
‫کاملا درست می‌گی.
‫نباید اینجا باشه.

630
00:44:39,360 --> 00:44:40,440
‫نباید باشه.

631
00:44:42,280 --> 00:44:44,360
‫ولی کاری از دست ما بر نمیاد.

632
00:45:01,300 --> 00:45:04,630
‫خیلی‌خب. من می‌رم اتاق ریگلی.

633
00:45:05,470 --> 00:45:07,890
‫- خوش بگذره.
‫- مرسی.

634
00:45:11,600 --> 00:45:14,270
‫لوسی و استیون دیشب سکس کردن
‫و چارلی رو بیرون کردن؟

635
00:45:14,730 --> 00:45:16,600
‫نه بابا، گمون کنم چارلی دختر آورده.

636
00:45:30,250 --> 00:45:33,200
‫[راجع به شب مرگ میسی کمپبل از درو ریگلی...]

637
00:45:34,120 --> 00:45:38,840
‫الان آبم میاد. الان آبم میاد.

638
00:45:40,000 --> 00:45:41,650
‫[راجع به شب مرگ میسی کمپبل
‫از درو ریگلی سوال کنین.]

639
00:45:49,140 --> 00:45:52,970
‫- تو هم ارضا شدی؟
‫- نه، این‌دفعه نشدم.

640
00:45:57,000 --> 00:46:07,000
‫مترجم: «نـــامـــدار»

641
00:46:09,700 --> 00:46:11,550
‫[دفتر مدیر]

642
00:46:17,080 --> 00:46:18,790
‫- سلام.
‫- سلام.

643
00:46:19,460 --> 00:46:20,960
‫سلام.

644
00:46:21,130 --> 00:46:22,170
‫سلام...

645
00:46:24,760 --> 00:46:26,550
‫خب، دیشب خیلی خوش گذشت،

646
00:46:26,670 --> 00:46:29,930
‫ولی واقعا آمادگی تموم کردن
‫با ریگلی رو ندارم.

647
00:46:32,260 --> 00:46:34,310
‫باشه. کاملا درک می‌کنم.

648
00:46:36,600 --> 00:46:38,190
‫یعنی اصلا نمی‌دونم
‫داشتیم چیکار می‌کردیم،

649
00:46:38,350 --> 00:46:41,230
‫ریگلی هم خیلی باهام مهربونه
‫و ازش خوشم میاد و...

650
00:46:41,400 --> 00:46:45,110
‫پیپا، تو اولین دختر دگرجنسگرایی نیستی
‫که باهاش سکس داشتم.

651
00:46:48,360 --> 00:46:52,080
‫ضمنا، توهین نباشه،
‫ولی باید به کلی از مشکلاتت رسیدگی کنی...

652
00:46:52,280 --> 00:46:53,370
‫تا بشه باهات رابطه برقرار کرد.

653
00:46:58,920 --> 00:47:00,120
‫ردیفه.

654
00:47:10,000 --> 00:47:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

655
00:47:31,160 --> 00:47:32,490
‫چقدر شق کردی.

656
00:47:46,920 --> 00:47:48,630
‫خودت که می‌دونی به خاطرت
‫هر کاری می‌کنم دیگه، نه؟

657
00:47:50,840 --> 00:47:51,970
‫می‌دونم.

658
00:48:00,020 --> 00:48:01,100
‫وای.

659
00:48:02,060 --> 00:48:05,860
‫تو هم حس می‌کنی؟
‫حس می‌کنی چقدر حال می‌ده.
