WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:25.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:35.738 --> 00:37.914
‫وای، باورم نمی‌شه‬

00:37.946 --> 00:41.166
‫پسرهام دیگه‬
‫فارغ‌التحصیل دبیرستان شدن.‬

00:41.250 --> 00:43.469
‫آره. اونم بدون اینکه حتی‬

00:43.494 --> 00:45.651
‫لای کتاب رو باز کنن یا تلاشی بکنن.‬

00:45.676 --> 00:47.809
‫اگه اسلحه بذارن رو سرم،‬
‫نمی‌تونم اروپا رو روی نقشه پیدا کنم.‬

00:47.902 --> 00:49.218
‫همونیه که‬
‫شبیه دسته؟‬

00:49.243 --> 00:50.635
‫من دو سالِ تمام‬
‫فرانسه خوندم‬

00:50.660 --> 00:51.991
‫و کلاً پنج تا کلمه یاد گرفتم.‬

00:52.016 --> 00:53.148
‫باگت.‬

00:53.311 --> 00:54.748
‫دژاوو.‬

00:54.979 --> 00:57.026
‫ژرار. دوپاردیو.‬

00:57.124 --> 00:59.822
‫پسرا، دیگه دنیا‬
‫به کامتونه.‬

00:59.847 --> 01:01.104
‫نه، این‌طور نیست.‬

01:01.129 --> 01:02.130
‫از اینجا به بعد،‬

01:02.155 --> 01:03.635
‫دیگه از مفت‌خوری خبری نیست.‬

01:03.807 --> 01:05.765
‫فهمیدی؟‬
‫تو دیگه بزرگ شدی، جانی.‬

01:05.793 --> 01:07.249
‫این یعنی مسئولیت.‬

01:07.692 --> 01:08.736
‫نگران نباش بابا.‬

01:08.761 --> 01:10.023
‫بهت قول می‌دم.‬

01:10.048 --> 01:11.432
‫می‌خوام بزرگسالی رو‬

01:11.457 --> 01:13.024
‫با چنگالم از خایه بگیرم.

01:13.055 --> 01:14.378
‫راستی،‬
‫باید برم برینم.‬

01:14.422 --> 01:16.206
‫مراسمش خیلی‬
‫طولانی و کیری بود.‬

01:16.231 --> 01:18.577
‫یا عیسی مسیح، لازم نیست‬
‫همه‌مون در جریان قرار بگیریم.‬

01:18.602 --> 01:20.169
‫خوب دفع کنی، متی.‬

01:20.609 --> 01:23.133
‫جانی، تو امروز‬
‫پی‌پی کردی؟‬

01:23.706 --> 01:26.013
‫مامان، من دیگه ۱۸ سالمه.‬

01:26.288 --> 01:27.724
‫مالِ منم همون دفع کردنه.‬

01:28.709 --> 01:30.667
‫ای وای، راست می‌گی.‬

01:31.092 --> 01:32.484
‫حق با توئه.‬

01:32.509 --> 01:33.292
‫آخ!‬

01:33.914 --> 01:35.902
‫زمان چقدر زود می‌گذره.‬

01:39.853 --> 01:42.203
‫گفتی یکی داره‬
‫علف می‌کشه.‬

01:42.299 --> 01:43.866
‫نه، شاید یه چیزی‬

01:43.891 --> 01:45.153
‫درباره‌ی بوی ماری‌جوانا گفته باشم.‬

01:45.178 --> 01:46.876
‫می‌دونی،‬
‫فقط یه مشاهده بود.‬

01:46.901 --> 01:48.553
‫آره جونِ خودت، مشاهده، هان؟ ‬

01:48.626 --> 01:50.672
‫مگه تو کی هستی‬
‫مرد حسابی، اسحاق نیوتونِ فلان‌فلان‌شده؟ ‬

01:51.094 --> 01:52.616
‫یکم سخته‬
‫باور کنم که‬

01:52.641 --> 01:54.905
‫اسم آیزاک نیوتون نوکِ زبونِ این یارو باشه.‬

01:55.005 --> 01:56.963
‫آره، انگار از قبل‬
‫آماده گفتنش بود.

01:56.988 --> 01:58.903
‫انگار که: «امیدوارم امروز‬
‫یه موقعیتی پیش بیاد‬

01:58.928 --> 02:01.323
‫که بتونم اسم دانشمندِ‬
‫موردعلاقه‌ام رو بیارم.»‬

02:01.425 --> 02:02.817
‫اوه نگاه کن، می‌خوان دعوا کنن.‬

02:02.842 --> 02:04.191
‫بیا اینو مشاهده کن‬
‫تا دندوناتو نریختم‬

02:04.216 --> 02:05.390
‫توی حلقِ وامونده‌ت.‬
‫- بیا جلو! ‬

02:05.415 --> 02:08.311
‫چرا مردا موقع دعوا
‫همیشه‬ پیرهنشون رو درمیارن؟‬

02:08.336 --> 02:09.859
‫چون مردا همیشه‬
‫چشمشون به نوکِ سینه‌ست.‬

02:10.090 --> 02:11.090
‫- جدی؟‬
‫- آره بابا.‬

02:11.115 --> 02:12.203
‫اگه بیرون باشه، طرف حتماً نگاه می‌کنه.‬

02:12.530 --> 02:14.010
‫و وقتی محوِ‬
‫نوکِ سینه‌هات شده،‬

02:14.035 --> 02:15.471
‫می‌زنی تو صورتش.‬
‫- واو.‬

02:15.581 --> 02:16.757
‫آره. از اواندر هالیفیلد بپرس.‬

02:17.287 --> 02:18.854
‫هی رفیق،‬
‫مشت‌های من این بالاست.‬

02:18.879 --> 02:20.053
‫دقیقاً.‬

02:20.078 --> 02:21.906
‫اگه جی‌اف‌کی هم توی ماشین‬
‫لخت بود،‬

02:21.931 --> 02:22.801
‫الان زنده بود.‬

02:23.344 --> 02:25.128
‫پسرا! شام حاضره!‬

02:25.179 --> 02:26.049
‫ادامه دارد.‬

02:27.762 --> 02:29.410
‫راستی، یه سورپرایز‬

02:29.435 --> 02:30.610
‫توی سالاد هست.‬

02:30.773 --> 02:32.209
‫گوجه‌فرنگیِ خشک.‬

02:32.347 --> 02:34.088
‫توی فروشگاهِ «استاپ اند شاپ»‬
‫راهم رو گم کردم،‬

02:34.218 --> 02:36.481
‫و از بخشِ غذاهای خارجی‬
‫سر درآوردم.‬

02:36.694 --> 02:39.266
‫«خشک‌شده» فقط یه اسمِ‬
‫باکلاس برای چیزهای کهنه‌ست.‬

02:39.313 --> 02:42.098
‫این کلکِ واپ‌هاست.‬
‫- کلک ایتالیایی‌هاست.‬

02:42.658 --> 02:43.527
‫صبر کن. نه.‬

02:43.552 --> 02:44.857
‫واسه خودت بعد شبِ هالووین‬

02:44.882 --> 02:46.449
‫بده به بچه‌هایی که سبیل دارن.‬

02:46.550 --> 02:49.075
‫یا عیسی مسیح،‬
‫تو خیلی آدمِ متعصبی هستی.‬

02:49.165 --> 02:50.427
‫انگار دارم با‬
‫مارک فورمن زندگی می‌کنم.‬

02:50.519 --> 02:51.955
‫خدایا. باز شروع شد.‬

02:51.986 --> 02:54.073
‫چیه؟‬
‫چون هنوز نمی‌خوای قبول کنی‬

02:54.141 --> 02:55.620
‫که اون یه آدمِ فاسد و دروغگویِ...‬

02:55.645 --> 02:57.587
‫او.جی اون کارو کرد! باشه؟‬

02:57.612 --> 02:59.222
‫اگه پلیس‌ها مدرک‌سازی کردن،‬

02:59.247 --> 03:01.727
‫فقط برای این بود که گندکاریِ او.جی رو بپوشونن.‬

03:01.752 --> 03:02.926
‫این اصلاً منطقی نیست.‬

03:03.139 --> 03:05.098
‫جان، مصاحبه‌ت‬
‫امروز چطور بود؟‬

03:05.591 --> 03:07.898
‫- چی؟‬
‫- توی پنچرگیریِ رفیقم تامی.‬

03:07.923 --> 03:09.707
‫هی، فرستادنت به اونجا‬
‫اصلاً کارِ راحتی نبود.‬

03:09.763 --> 03:12.157
‫خوشبختانه یه جای خالی پیدا شد چون‬
‫باب داناهیو‬

03:12.182 --> 03:13.444
‫زیرِ یه وانت له شد.‬

03:13.927 --> 03:14.928
‫آهان. مصاحبه.‬

03:14.953 --> 03:16.861
‫ام... عالی بود.‬

03:16.886 --> 03:18.757
‫زل زدم تو چشماش و‬

03:18.899 --> 03:20.378
‫باهاش یه دستِ محکم دادم و این حرفا.‬

03:22.540 --> 03:24.247
‫تامی که اصلاً دست نداره.‬

03:24.841 --> 03:25.973
‫- اوه.‬
‫- پارسال‬

03:25.998 --> 03:27.433
‫تو دستگاه بالانس چرخ از دستش داد.‬

03:27.816 --> 03:30.427
‫انگار محیط کارتون به طرز عجیبی خطرناکه.‬

03:30.552 --> 03:33.163
‫- من با ته‌مونده‌ی دستش دست دادم.‬
‫- اون ته‌مونده هم نداره.‬

03:33.188 --> 03:34.919
‫کلاً تا شونه‌اش قطع شده!‬

03:34.951 --> 03:35.996
‫خب با شونه‌اش دست دادم.‬

03:36.021 --> 03:37.515
‫اون فقط یه سر و تنه‌ست!‬

03:37.540 --> 03:39.332
‫این یارو چطوری مکانیکه آخه؟‬

03:39.357 --> 03:41.141
‫- خب بابا...‬
‫- اصلاً نرفتی اونجا، نه؟‬

03:41.665 --> 03:43.145
‫- نه، ولی...‬
‫- لعنتی!‬

03:43.264 --> 03:44.134
‫اصلاً باورم نمی‌شه!‬

03:44.185 --> 03:45.315
‫اگه پیرهنشو درآورد،‬

03:45.340 --> 03:46.960
‫حواست به نوک سینه‌هاش پرت نشه.‬

03:47.113 --> 03:48.070
‫- ببین، قضیه اینه که...‬
‫- نه!‬

03:48.229 --> 03:49.882
‫از بهونه‌های مسخره‌ت خسته شدم.‬

03:50.170 --> 03:52.389
‫نه دانشگاه رفتی، نه کار داری.‬

03:52.414 --> 03:54.982
‫از ژوئن تا حالا فقط نشستی و لنگاتو دراز کردی.‬

03:55.043 --> 03:57.053
‫متی، اون فقط دیر شکوفا می‌شه.‬

03:57.217 --> 03:58.430
‫اون یه پسره، سوزان.‬

03:58.455 --> 03:59.630
‫حرف از شکوفا شدنش نزن.‬

03:59.949 --> 04:02.125
‫ولی خیلی قشنگه وقتی یه پسر شکوفا می‌شه.‬

04:02.196 --> 04:04.241
‫گفتم تمومش کن! می‌دونی چیه؟‬

04:04.426 --> 04:06.731
‫هر دوتاتون از این خونه‌ی خراب شده پرت می‌شید بیرون!‬

04:06.965 --> 04:08.402
‫- متی!‬
‫- دیگه از مفت‌خوری خبری نیست!‬

04:08.427 --> 04:09.558
‫متی، نه!‬

04:09.583 --> 04:10.932
‫نه. به صلاحِ خودشه، سوزان.‬

04:11.027 --> 04:12.942
‫بچه‌ی من قرار نیست‬

04:12.967 --> 04:14.562
‫مثل این گداگشنه‌های جیره‌خور بشه.‬

04:14.683 --> 04:15.989
‫باز هم نژادپرستی.‬

04:16.137 --> 04:17.225
‫این کجاش نژادپرستانه‌ست آخه؟‬

04:17.314 --> 04:19.516
‫- همین الان گفتی جیره‌خور.‬
‫- خب که چی؟‬

04:19.541 --> 04:21.756
‫خب این یه کلیشه‌ی نژادپرستانه درباره‌ی سیاه‌پوست‌هاست.‬

04:21.781 --> 04:23.270
‫من که نگفتم زنه سیاه‌پوسته.‬

04:23.353 --> 04:25.007
‫آهان، پس حتماً باید زن باشه؟‬

04:25.032 --> 04:27.848
‫خب مرد که واسه پولدار شدن پشت‌سرهم بچه نمیاره،‬

04:27.873 --> 04:29.440
‫در ضمن بحث رو هم عوض نکن.‬

04:29.465 --> 04:31.728
‫خسته شدم از بس هر روز میام خونه‬

04:31.755 --> 04:33.452
‫پیش یه مشت مفت‌خور که...‬

04:34.772 --> 04:36.122
‫لعنتی!‬

04:36.466 --> 04:38.033
‫- متی؟‬
‫- بابا، حالت خوبه؟‬

04:38.112 --> 04:40.201
‫آخ، کوفت، سوءهاضمه‌ست.‬

04:40.625 --> 04:41.713
‫انگار...‬

04:42.066 --> 04:44.327
‫دام دلوییز نشسته رو سینه‌ام.‬

04:44.545 --> 04:46.286
‫عزیزم، شربت معده می‌خوای؟‬

04:47.287 --> 04:48.331
‫وای کیر توش.

04:57.210 --> 04:59.255
‫دکتر، حالش خوب می‌شه؟‬

04:59.353 --> 05:02.312
‫وضعیتش پایداره، ولی رگ‌هاش گرفتگی دارن،‬

05:02.703 --> 05:04.313
‫واسه همین احتمالِ یه سکته‌ی دیگه هست.‬

05:04.358 --> 05:06.447
‫وایسا، وایسا. آروم‌تر دکتر.‬

05:06.737 --> 05:08.435
‫با اصطلاحاتِ لوله‌کشی برام توضیح بده.‬

05:08.479 --> 05:11.047
‫فقط سینک ظرفشویی گرفته، یا لوله‌ی اصلی مسدود شده‬

05:11.085 --> 05:13.223
‫و گهش از کف‌شورِ حموم زده بالا؟‬

05:13.248 --> 05:15.511
‫فکر کنم به مورد دوم نزدیک‌تر باشه.‬

05:16.210 --> 05:19.063
‫باید اجازه بدید که توی رگ‌های گرفته فنر بذارم‬

05:20.885 --> 05:22.017
‫خب، کی قراره این کارو بکنه؟‬

05:22.234 --> 05:23.671
‫من خودم عمل رو انجام می‌دم.‬

05:25.003 --> 05:25.961
‫آره؟‬

05:27.239 --> 05:28.197
‫پس این یارو چی؟‬

05:28.945 --> 05:29.807
‫اون پرستاره.‬

05:30.025 --> 05:31.112
‫یه مَرد؟‬

05:31.113 --> 05:33.071
‫- بله.‬
‫- چه خبره آخه؟‬

05:33.175 --> 05:34.307
‫نکنه بهم دارو دادید؟‬

05:34.365 --> 05:35.506
‫می‌شه اینقدر عوضی نباشی‬

05:35.531 --> 05:36.619
‫و بذاری جونت رو نجات بده؟‬

05:38.787 --> 05:40.136
‫خیلی خب. باشه.‬

05:44.605 --> 05:46.215
‫واقعاً معذرت می‌خوام.‬

05:46.289 --> 05:48.204
‫من تو ماساچوست دکترم.‬

05:48.231 --> 05:50.886
‫اگه جونِ نژادپرست‌ها رو نجات ندم که بیکار می‌مونم.‬

05:52.399 --> 05:54.357
‫سوزان، می‌ترسم.‬

05:54.689 --> 05:56.647
‫همه‌چیز درست می‌شه عزیزم.‬

05:57.230 --> 05:58.665
‫خیلی دوستت دارم.‬

05:58.880 --> 06:00.185
‫منم دوستت دارم.‬

06:02.003 --> 06:03.526
‫و... پسرم.‬

06:03.551 --> 06:04.725
‫بله بابا؟‬

06:05.060 --> 06:06.975
‫من اینو زیاد بهت نمی‌گم ولی...‬

06:09.020 --> 06:11.240
‫واقعاً باید اون موهای کیریت رو کوتاه کنی.‬

06:12.878 --> 06:14.271
‫می‌دونم بابا.‬

06:15.636 --> 06:18.116
‫هی جانی نگاه کن، من مثل اون بچه‌ی رو ویلچرم‬

06:18.141 --> 06:20.665
‫که خودشم تو رقص مدرسه بهش خوش گذشته.

06:30.477 --> 06:31.478
‫هی.‬

06:37.962 --> 06:39.180
‫دی...‬

06:39.205 --> 06:40.554
‫الان بروشورِ معاینه‌ی شخصیِ‬

06:40.579 --> 06:42.276
‫سرطانِ سینه رو گذاشتی تو جیبت؟‬

06:42.402 --> 06:43.664
‫واسه وقتیه که برم خونه.‬

06:44.270 --> 06:45.444
‫فقط... فقط کنجکاوم.‬

06:45.469 --> 06:47.340
‫تو خیالاتت، زنه توده‌ای چیزی پیدا می‌کنه؟‬

06:47.668 --> 06:49.583
‫آره. تو شلوارم.‬

06:50.794 --> 06:52.840
‫بهترین کارت نبود، ولی خب‬
‫تحت فشارِ زیادی هستی.‬

06:55.502 --> 06:56.850
‫حتی عکس هم توش نیست.‬

06:56.875 --> 06:59.225
‫می‌خوای با یه نقاشیِ خط‌خطی جق بزنی؟‬

07:00.999 --> 07:03.306
‫دکتر، حالش چطوره؟‬
‫حالش خوب می‌شه؟‬

07:03.331 --> 07:05.511
‫در ضمن، دستگاهِ خوراکی‬
‫یکی از سکه‌هامو خورد.‬

07:05.536 --> 07:07.320
‫فرمی هست که پر کنم یا...‬

07:07.345 --> 07:09.260
‫عمل خیلی خوب پیش رفت، خانمِ بنت.‬

07:09.285 --> 07:10.678
‫اوه. خداروشکر.‬

07:10.916 --> 07:11.873
‫خیالم راحت شد.‬

07:11.956 --> 07:13.650
‫پس حالِ متی خوب می‌شه؟‬

07:13.707 --> 07:15.360
‫خب، هنوز خطر کاملاً رفع نشده.‬

07:15.385 --> 07:16.995
‫وضعیتش خیلی حساسه،‬

07:17.020 --> 07:18.479
‫مخصوصاً برای چند هفته‌ی آینده.‬

07:18.705 --> 07:19.706
‫ا-این یعنی چی؟‬

07:19.906 --> 07:21.484
‫باید آروم بمونه.‬

07:21.509 --> 07:23.293
‫اگه بیش از حد مضطرب یا عصبانی بشه،‬

07:23.397 --> 07:25.224
‫ممکنه باعثِ یه حمله قلبیِ دیگه بشه.‬

07:25.249 --> 07:26.533
‫که احتمالاً کشنده‌ست.‬

07:27.534 --> 07:29.100
‫ما دیگه مرخص می‌شیم.‬

07:32.626 --> 07:34.975
‫- ♪ خیلی داغه ♪‬
‫- ♪ خیلی داغه ♪‬

07:34.976 --> 07:37.108
‫♪ خیلی داغه... ♪‬

07:37.259 --> 07:39.870
‫فکر کنم بهترین بخشِ «دِ گرایند»‬
‫همون قر دادن‌هاشه.‬

07:39.895 --> 07:42.948
‫خوش‌شانسیم تو زمانی زندگی می‌کنیم‬
‫که رقصیدن فقط اینه که دخترا‬

07:43.012 --> 07:46.058
‫باسنشون رو بمالن به‬
‫خشتکِ شلوارِ جینِ پسرا.‬

07:46.399 --> 07:49.010
‫مریض با خیالِ راحت‬
‫داره استراحت می‌کنه.‬

07:49.081 --> 07:51.606
‫شاکی نیست که از این به بعد‬
‫باید فقط سفیده‌ی تخم‌مرغ بخوره؟‬

07:51.638 --> 07:54.249
‫با رنگِ خوراکیِ زرد گولش می‌زنم.‬

07:54.274 --> 07:56.189
‫و امشب هم می‌خوام‬
‫از رنگِ قرمز استفاده کنم‬

07:56.397 --> 07:58.790
‫تا بوقلمونِ چرخ‌کرده‬
‫شبیه گوشتِ چرخ‌کرده بشه.‬

07:59.313 --> 08:01.750
‫جاسوس بودن باید یه همچین حسی داشته باشه.‬

08:04.531 --> 08:06.315
‫اوه جانی، لطفاً کانالو عوض کن.‬

08:06.340 --> 08:08.211
‫نمی‌خوام پدرت اینو بشنوه.‬

08:09.087 --> 08:11.046
‫بهش می‌گه موسیقیِ مخصوصِ دزدی.‬

08:11.184 --> 08:12.663
‫چه عالی.‬

08:13.393 --> 08:15.189
‫بسیار خب، آقای سیمپسون، لطفاً‬

08:15.190 --> 08:16.713
‫بلند شید و رو به هیئتِ منصفه بایستید.‬

08:16.738 --> 08:19.349
‫وای خدای من، فکر کنم الانه که‬
‫حکم رو اعلام کنن.‬

08:19.459 --> 08:21.432
‫ما، اعضای هیئتِ منصفه‬
‫در پرونده‌ی مذکور، ‬

08:21.457 --> 08:23.328
‫متهم، اورنتال جیمز سیمپسون رو، ‬

08:23.417 --> 08:25.157
‫در جرمِ قتل، بی‌گناه می‌دونیم.‬

08:25.411 --> 08:27.369
‫پشمام. قسر در رفت.‬

08:27.628 --> 08:29.804
‫خب، یک سال و نیم از عمرمون پای این رفت.‬

08:29.946 --> 08:33.036
‫اوه، این خیلی خیلی بده.‬

08:33.135 --> 08:34.761
‫خب، حداقل شاید بالاخره یه درسی‬

08:34.786 --> 08:36.265
‫به پلیسِ لوس‌آنجلس بده.‬

08:36.290 --> 08:38.988
‫متی همیشه می‌گه که «او.جی» گناهکاره.‬

08:39.388 --> 08:41.869
‫اگه بفهمه چی شده، اون‌قدر عصبانی می‌شه‬

08:41.905 --> 08:43.385
‫که ممکنه بکشتش.‬

08:43.493 --> 08:46.028
‫این‌طوری می‌شه سومین قربانیِ «او.جی».‬

08:53.649 --> 08:56.826
‫متی به‌زودی بیدار می‌شه.‬
‫چطوری قضیه‌ی «او.جی» رو بهش بگیم؟‬

08:56.851 --> 08:58.592
‫بیاین بهش بگیم جانی گیه.‬

08:58.617 --> 09:00.402
‫وقتی بفهمه حقیقت نداره، اون‌قدر خیالش راحت می‌شه‬

09:00.427 --> 09:01.906
‫که دیگه «او.جی» براش مهم نیست.‬

09:02.204 --> 09:03.379
‫نقشه‌ی احمقانه‌ایه.‬

09:03.404 --> 09:04.578
‫خب، به امتحانش می‌ارزه.‬

09:04.652 --> 09:05.695
‫حالا، به اسکیتِ این‌لاین نیاز داریم،‬

09:05.720 --> 09:07.467
‫شلوارکِ دوچرخه‌سواری و یه مقدار بستنی‬

09:07.492 --> 09:08.276
‫که از دستش عصبانی بشیم.‬

09:08.485 --> 09:09.443
‫این یعنی چی؟‬

09:09.468 --> 09:10.504
‫خب، چون بستنی‬

09:10.541 --> 09:11.628
‫دلش می‌خواد بخوریش،‬

09:11.809 --> 09:14.361
‫ولی باید واسه شیطنت‌هات
‫بدنت رو روفرم نگه داری‬

09:15.097 --> 09:16.142
‫اگه بهش نگیم چی؟‬

09:16.731 --> 09:18.280
‫- چی؟‬
‫- اون که تو تخت گیر افتاده.‬

09:18.305 --> 09:19.045
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمه.‬

09:19.070 --> 09:20.297
‫چرا، می‌فهمه.‬

09:20.298 --> 09:21.343
‫اون‌جا یه تلویزیون هست.‬

09:21.368 --> 09:22.387
‫مارکش «زنیت»ـه.‬

09:22.452 --> 09:24.105
‫می‌تونیم سیم‌ها رو قطع کنیم و بهش بگیم کابل قطعه.‬

09:24.306 --> 09:26.090
‫- چی، واسه همیشه؟‬
‫- نه، نه واسه همیشه.‬

09:26.146 --> 09:28.060
‫فقط تا وقتی که حالش بهتر بشه‬
‫و بتونه خبر رو هضم کنه.‬

09:28.085 --> 09:30.348
‫- ممکنه جواب بده.‬
‫- جدی می‌گی؟‬

09:30.608 --> 09:32.175
‫بلر، شنیدی دکتر چی گفت.‬

09:32.353 --> 09:33.962
‫اگه شاکی بشه، می‌میره.‬

09:34.056 --> 09:37.538
‫نمی‌تونم متی‌مو از دست بدم.‬
‫بدون اون چیکار کنم؟‬

09:37.921 --> 09:39.052
‫پیشرفت.‬

09:39.077 --> 09:40.644
‫حس می‌کنم همه‌اش تقصیرِ منه.‬

09:41.071 --> 09:43.107
‫بابا هیچ‌وقت اون سکته‌ی قلبی رو نمی‌کرد‬

09:43.132 --> 09:45.439
‫اگه به‌خاطرِ تنبلیِ من این‌قدر ناراحت نمی‌شد.‬

09:46.296 --> 09:47.819
‫بلر، باید این کارو بکنیم.‬

09:49.606 --> 09:51.042
‫باشه.‬

09:51.213 --> 09:52.736
‫همه‌اش تقصیرِ تو نیست، جانی.‬

09:52.961 --> 09:55.529
‫خودم دیدم که یه اسکوپ روغنِ «کریسکو»‬
‫می‌ذاشت رو نونِ بستنی.‬

09:55.839 --> 09:57.754
‫واقعاً عاشقِ «کریس‌کون»‌هاشه.‬

10:23.144 --> 10:24.624
‫لعنتی!‬

10:25.478 --> 10:26.522
‫سوزان!‬

10:27.298 --> 10:29.009
‫متی، چی شده؟‬

10:29.084 --> 10:31.304
‫یه مشکلی واسه تلویزیون پیش اومده.‬
‫هیچی نمی‌گیره.‬

10:31.504 --> 10:33.593
‫آره، راستی. اون، اوم،‬
‫شرکت تلویزیون زنگ زد.‬

10:33.618 --> 10:35.229
‫گفتن حداقل تا یه هفته‬
‫قطعه.‬

10:35.772 --> 10:36.817
‫چرا کتاب نمی‌خونی؟‬

10:37.061 --> 10:38.236
‫مگه من زنم؟‬

10:38.711 --> 10:40.451
‫- اوم...‬
‫- مردا که پرستار می‌شن،‬

10:40.476 --> 10:41.433
‫مردا که کتاب می‌خونن.‬

10:41.458 --> 10:42.719
‫جنت رینو.‬

10:42.744 --> 10:44.485
‫چه بلایی سر این‬
‫دنیای کیری اومده؟‬

10:44.510 --> 10:45.771
‫متی، خودت رو ناراحت نکن.‬

10:45.796 --> 10:48.363
‫یادت باشه،‬
‫دکتر گفت باید آروم باشی.‬

10:48.388 --> 10:49.649
‫می‌خوام اخبار ببینم.‬

10:49.674 --> 10:51.893
‫حکم او.جی دیگه باید تا الان‬
‫صادر شده باشه.‬

10:52.616 --> 10:54.531
‫می‌دونی چیه؟‬
‫زنگ می‌زنم به ترملز.‬

10:54.682 --> 10:55.770
‫شاید کسی‬
‫چیزی شنیده باشه.‬

10:56.047 --> 10:57.440
‫اون گناهکاره!‬

10:57.704 --> 10:59.139
‫- چی؟‬
‫- آره بابا.‬

10:59.164 --> 11:01.087
‫او.جی گناهکار شناخته شد،‬
‫دقیقاً همون‌طوری که امیدوار بودی.‬

11:01.130 --> 11:02.610
‫پس دلیلی نداره‬
‫ناراحت باشی.‬

11:02.635 --> 11:04.599
‫پس چرا شماها‬
‫به من نگفتین؟‬

11:04.886 --> 11:09.369
‫می‌خواستم... بعد از اینکه لگنت رو پر کردی بهت بگم.‬

11:09.639 --> 11:10.858
‫به عنوان جایزه.‬

11:11.409 --> 11:15.283
‫اوه! ایول.‬

11:15.622 --> 11:17.362
‫اوه، من...‬
‫کاش می‌تونستم

11:17.387 --> 11:18.562
‫قیافه‌ی او.جی رو‬

11:18.601 --> 11:19.869
‫موقع خوندن حکم رو ببینم.‬

11:19.894 --> 11:22.332
‫ببین بلر،‬
‫حتی هیئت‌منصفه‌ی سیاه‌پوستِ تو هم‬

11:22.357 --> 11:24.229
‫با من درباره‌ی پلیس‌ها هم‌عقیده‌ست.‬

11:24.541 --> 11:26.947
‫الان باید حسابی‬
‫احساس حماقت کنی.‬

11:27.037 --> 11:30.345
‫اوه، من... احساس حماقت می‌کنم.‬

11:30.379 --> 11:33.382
‫پسر، طاقت ندارم تا فردا صبر کنم‬
‫که توی روزنامه بخونمش.‬

11:33.701 --> 11:34.962
‫- چی؟‬
‫- آره.‬

11:34.995 --> 11:36.474
‫فردا صبح اول وقت‬
‫برام بیارش.‬

11:36.499 --> 11:38.544
‫می‌دونی چیه؟ اونا،‬
‫اونا شاید اصلاً چاپش نکنن.‬

11:38.569 --> 11:39.830
‫معلومه که‬
‫چاپش می‌کنن.‬

11:39.861 --> 11:41.602
‫این بزرگ‌ترین خبرِ‬
‫ساله.‬

11:41.627 --> 11:43.280
‫درسته. راه فراری‬
‫نیست.‬

11:43.333 --> 11:45.683
‫فعلاً می‌تونم راحت
‫از رادیو به اخبار گوش بدم.‬

11:48.344 --> 11:51.917
‫- اوپس.‬
‫- اوه، دست‌وپاچلفتی.‬

11:53.096 --> 11:55.868
‫انگار که دستاش...

11:56.001 --> 11:57.655
‫کج و کوله‌ست...

11:57.983 --> 11:59.544
‫بی عرضه.

11:59.968 --> 12:01.143
‫مگه نه؟‬

12:01.597 --> 12:03.425
‫برو دستات رو بشور. هان؟‬

12:04.255 --> 12:05.474
‫برو دستات رو بشور.‬

12:10.922 --> 12:12.932
‫خب، دوباره برگشتیم‬
‫به اون مدرسه‌ی لعنتی.‬

12:12.957 --> 12:14.567
‫زیاد طول نکشید.‬
‫- آره.‬

12:14.592 --> 12:16.810
‫باورم نمی‌شه چقدر راحت شد‬
‫به اینجا دستبرد زد.‬

12:16.835 --> 12:18.794
‫آره، احتمالاً راحت بشه اومد تو،‬

12:18.896 --> 12:20.507
‫یه مشت بمب کار گذاشت، همه رو کشت.‬

12:20.617 --> 12:22.315
‫یا خود خدا، تدی!‬

12:22.340 --> 12:23.710
‫چیه؟ دارم می‌گم این یه نقطه ضعفه.‬

12:23.735 --> 12:25.127
‫دارم بهش اشاره می‌کنم. دارم کمک می‌کنم.‬

12:25.174 --> 12:26.479
‫جدی، این چه وضعِ...‬

12:26.553 --> 12:28.723
‫بیخیال جانی،‬
‫می‌دونی که من آدم خوبیم.‬

12:28.748 --> 12:30.314
‫بیانیه‌ام رو که دیدی.‬

12:36.645 --> 12:38.473
‫آه، عالیه.‬
‫هر چی لازم داریم اینجا هست.‬

12:38.567 --> 12:41.265
‫- مطمئنی از پسش برمیایم؟‬
‫- اوه، صد در صد.‬

12:41.290 --> 12:43.074
‫مگه ساختن یه روزنامه‌ی جعلی‬
‫چقدر می‌تونه سخت باشه؟‬

12:43.498 --> 12:45.631
‫آخه فقط یه تیتر بزرگه‬
‫که می‌گه «او.جی گناهکاره»‬

12:45.682 --> 12:47.683
‫و بعدش یه مشت اراجیف‬
‫درباره‌ی اینکه چطور عدالت اجرا شد.‬

12:47.708 --> 12:49.101
‫جانی، روزنامه فقط‬

12:49.126 --> 12:50.039
‫یه مقاله نیست.‬

12:50.064 --> 12:51.845
‫روزنامه‌های واقعی بخش ورزشی دارن‬

12:51.870 --> 12:54.133
‫و نقد رستوران و کمیک و جدول کلمات،‬

12:54.158 --> 12:56.500
‫همون بازی کلمات به‌هم‌ریخته‬
‫که اصلاً حال نمی‌ده‬

12:56.572 --> 12:57.965
‫و خیلی سخت‌تر‬
‫از اونیه که فکرش رو می‌کنی.‬

12:57.990 --> 12:59.339
‫کیر توش. حق با توئه.‬

12:59.419 --> 13:01.290
‫کلی کار داریم که انجام بدیم.‬
‫- دقیقاً.‬

13:01.315 --> 13:02.968
‫خب،‬
‫شب طولانی‌ای پیش رو داریم.‬

13:02.993 --> 13:04.778
‫۵۰۰ کلمه درباره‌ی «بیگ دیگ» می‌خوام.‬

13:04.869 --> 13:06.696
‫و اون دختری که قرار بود‬
‫ساندویچ سالاد تخم‌مرغم رو بیاره کجاست؟‬

13:06.743 --> 13:07.743
‫همین الان، گوزکس.‬

13:10.988 --> 13:12.425
‫خیلی خب.‬
‫بریم که نذاریم بابام بمیره.‬

13:14.000 --> 13:19.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:19.996 --> 13:21.998
‫سلام بابا.‬
‫چطوری؟‬

13:22.136 --> 13:23.311
‫حوصله‌ام بدجوری سر رفته.‬

13:23.488 --> 13:24.838
‫خب، آماده باش که خوشحال بشی،‬

13:24.928 --> 13:26.495
‫چون اینم از روزنامه‌ی امروز.‬

13:28.122 --> 13:29.514
‫یه ذره نازک‌تر از همیشه است.‬

13:29.539 --> 13:30.975
‫اوه، اوم...‬

13:31.000 --> 13:33.551
‫خب، لابد روزنامه‌نگارها‬
‫اون‌قدر روی

13:33.576 --> 13:36.057
‫روی بخش اصلی تمرکز کرده بودن
‫که دیگه وقت نکردن‬ به بقیه‌ی چیزا برسن.‬

13:36.082 --> 13:37.735
‫یا شاید یکی‬
‫داشته وقت تلف می‌کرده،‬

13:37.821 --> 13:39.562
‫اتفاقی سیم کامپیوتر رو‬
‫کشیده،‬

13:39.587 --> 13:41.109
‫و چند ساعت کارشون پریده.‬

13:41.134 --> 13:43.354
‫خب، شاید اون آدم نیاز داشته‬
‫یکم خستگیش رو در کنه‬

13:43.379 --> 13:44.946
‫چون سردبیرش‬
‫خیلی بهش سخت می‌گرفته.‬

13:44.971 --> 13:47.927
‫شایدم سردبیر از اینکه مجبور شده‬
‫برادرزاده‌ی صاحب‌کار رو استخدام کنه شاکیه.‬

13:47.952 --> 13:50.867
‫خب، شاید اون نویسنده هفته‌هاست
‫بچه‌های بی پدرش رو ندیده...

13:50.892 --> 13:52.938
‫چون سردبیرش یه‬
‫برده‌دارِ به تمام معناست!‬

13:53.015 --> 13:54.800
‫شاید این شهر پر از‬
‫روزنامه‌نگارای جوون و آینده‌داری باشه‬

13:54.839 --> 13:56.933
‫که با کمال میل بخوان سه سوته
‫جای کیریشو بگیرن!‬

13:56.958 --> 13:58.612
‫شایدم تو این راه یکی دو بار هم ساک بزنن.‬

14:00.230 --> 14:02.363
‫اینو ببین، ها؟ ها ها!‬

14:02.507 --> 14:04.379
‫«سیمپسون به جرم قتل‬

14:04.404 --> 14:07.710
‫یه زن بلوند و یه مرد دیگه گناهکار شناخته شد،‬
‫چون واقعاً این کارو کرده بود،‬

14:07.735 --> 14:10.080
‫و هرکی هم غیر این فکر کنه احمقه.»‬

14:10.268 --> 14:11.618
‫دقیقاً همون چیزی که من می‌گفتم.‬

14:12.014 --> 14:13.668
‫آره، تقریباً مو به مو.‬

14:13.730 --> 14:15.340
‫ببین دیگه چه خبره، ها؟‬

14:17.537 --> 14:21.007
‫«بردِ ساکس اشکِ‬
‫طرفدارای یانکیز رو درآورد.»‬

14:21.617 --> 14:24.228
‫«سازمان ملل اعلام کرد آمریکا‬
‫توی ویتنام پیروز شده.»‬

14:24.427 --> 14:27.169
‫بالاخره یه روزِ پر از خبرای خوب.‬
‫و اینو ببین.‬

14:27.393 --> 14:30.072
‫«جین فوندا اعتراف کرد‬
‫«من یه تیکه آشغالم.»‬

14:30.183 --> 14:31.566
‫اگه دنبال یه خنده‌ی ریزی،‬

14:31.591 --> 14:32.984
‫شاید بد نباشه کمیک استریپ رو چک کنی.‬

14:33.020 --> 14:34.325
‫کمیک استریپ؟‬

14:36.816 --> 14:38.905
‫«گالامف‌ها.» این چیه؟‬

14:38.930 --> 14:41.411
‫جدیده، ولی تعریفشو زیاد شنیدم.‬

14:41.436 --> 14:44.111
‫ظاهراً درباره‌ی یه خانواده به اسم گالامف‌هاست‬

14:44.136 --> 14:46.269
‫که کلی آتیش می‌سوزونن‬

14:46.499 --> 14:47.935
‫ولی آخرِ روز همو دوست دارن.‬

14:48.372 --> 14:49.765
‫زیاد خوب کشیده نشده.‬

14:49.827 --> 14:51.151
‫آره، قرار نیست خیلی تمیز باشه.‬

14:51.176 --> 14:51.960
‫جذابیتش به همینه.‬

14:53.541 --> 14:55.456
‫اون... اون یه... یه صندلی ساحلی برده

14:55.520 --> 14:56.478
‫اداره‌ی راهنمایی رانندگی.‬

14:57.737 --> 14:59.414
‫می‌دونه که قراره کل روز اونجا باشه.‬

14:59.439 --> 15:01.029
‫گالامف‌های کلاسیک.‬

15:01.054 --> 15:02.446
‫خیلی خب، تنهات می‌ذاریم.‬

15:02.524 --> 15:04.569
‫از اون مقاله درباره‌ی بواسیرِ کلینتون لذت ببر.‬

15:04.594 --> 15:07.098
‫هی، یادت نره روزنامه‌ی فردا رو هم برام بیاری.‬

15:07.686 --> 15:08.556
‫فردا؟‬

15:08.581 --> 15:10.061
‫آره، مطمئنم تا اون موقع‬

15:10.086 --> 15:11.275
‫همه‌ی بخش‌هاش میاد.‬

15:11.442 --> 15:13.575
‫می‌خوام بدونم این گالامف‌ها دفعه‌ی بعد چیکار می‌کنن.‬

15:14.304 --> 15:15.523
‫آره، منم همین‌طور.‬

15:16.002 --> 15:17.220
‫به یکم کمک نیاز داریم.‬

15:22.580 --> 15:25.409
‫خیلی خب، اینم تیترِ روزنامه‌ی فردا.‬

15:25.818 --> 15:27.296
‫«چهل دقیقه نشستن تو دستشویی‬

15:27.325 --> 15:29.937
‫معادلِ سه کیلومتر دویدنه.»‬
‫اوه، این عالیه.‬

15:30.034 --> 15:31.514
‫بلر، بخشِ اقتصادی در چه حاله؟‬

15:31.680 --> 15:34.814
‫تازه یه مطلب درباره‌ی اختلاف دستمزد
‫بر اساس جنسیت تموم کردم.‬

15:35.141 --> 15:37.130
‫مگه عقلتو از دست دادی؟‬
‫نمی‌تونم اینو چاپ کنم.‬

15:37.228 --> 15:40.014
‫همه‌ش حقیقته. زنا به ازای هر دلار،‬
‫۷۲ سنت می‌گیرن.‬

15:40.150 --> 15:41.369
‫حقیقت به یه ورمم نیست.‬

15:41.581 --> 15:42.972
‫می‌خوایم متی رو زنده نگه داریم.‬

15:43.093 --> 15:45.617
‫پس یعنی می‌خوایم دورش یه حباب درست کنیم‬

15:45.642 --> 15:46.859
‫که فقط خبرایی رو بشنوه‬

15:46.884 --> 15:49.114
‫که جهان‌بینیِ کج‌ومعوجشو تأیید می‌کنه؟‬

15:49.409 --> 15:51.561
‫- تقریباً.‬
‫- یه چیزی بهم بده که به دردم بخوره.‬

15:51.586 --> 15:54.417
‫مثلاً «دانشمندا ثابت کردن‬
‫رانندگیِ زنا بدتره»‬

15:54.442 --> 15:57.445
‫یا «انعام دادن با پولِ خُرد‬
‫هم زیادیه.»‬

15:57.773 --> 15:59.166
‫چرا یکی از شماها انجامش نمی‌ده؟‬

15:59.257 --> 16:00.868
‫نه. دارم روی یه گزارشِ خیلی مهم کار می‌کنم.‬

16:00.904 --> 16:03.233
‫«هیچ دلیلی برای روشن کردنِ بخاری وجود نداره.»‬

16:03.478 --> 16:05.349
‫و هنوزم باید فکری به حالِ گالامف‌های فردا بکنم.‬

16:05.374 --> 16:06.593
‫خب، این چطوره؟‬

16:06.618 --> 16:08.277
‫گری گالامف به زنش می‌گه‬

16:08.302 --> 16:10.174
‫برای یه شامِ شیک حسابی به خودش برسه،‬

16:10.234 --> 16:11.714
‫و بعد می‌بردش سوپرمارکت‬

16:11.739 --> 16:13.000
‫تا با تست‌های رایگان شکمشونو سیر کنن.‬

16:13.494 --> 16:15.844
‫لبخند رو لبمه، ولی هنوز خنده‌ام نگرفته.‬

16:15.869 --> 16:17.784
‫باشه. این چی؟‬

16:17.809 --> 16:19.462
‫گری گالامف روی تردمیله،‬

16:19.487 --> 16:21.968
‫و بعد تصویر بازتر می‌شه و می‌بینیم‬
‫که اسکیت پاشه.‬

16:22.186 --> 16:23.231
‫آره، دیروز توی «جادوگرِ آید»‬

16:23.274 --> 16:24.667
‫یه چیزی شبیه به اینو کشیده بودن.‬

16:24.992 --> 16:26.514
‫خیلی خب. اوم...‬

16:26.539 --> 16:29.194
‫گلدیس گالامف بازرسِ بهداشتِ شهر می‌شه،‬

16:29.220 --> 16:31.087
‫و توی آشپزخونه‌ی یکی از رستوران‌ها‬

16:31.112 --> 16:32.330
‫یه سوسک پیدا می‌کنه.‬

16:32.428 --> 16:33.863
‫و قبل از اینکه بتونه اونجا رو پلمب کنه،‬

16:33.944 --> 16:36.207
‫سوسکه می‌گه: «ببخشید خانم،‬
‫من صاحبِ اینجام.»‬

16:36.865 --> 16:39.119
‫آره، آره، آره. بکش، بکش، بکش.‬

16:39.225 --> 16:40.270
‫کسکش، بکش دیگه.‬

16:44.466 --> 16:46.326
‫[آفریقا به دنیا: قحطی مشکل خودمانه خودمان حلش می کنیم]

16:48.197 --> 16:51.200
‫خب، انگار یکی حالش بهتر شده.‬

16:51.278 --> 16:52.714
‫اینو ببین. اینو ببین.‬

16:52.768 --> 16:54.770
‫«هیلاری کلینتون کنارِ توالتِ ایستاده دیده شد.»‬

16:54.795 --> 16:56.099
‫لعنتی می‌دونستم!‬

16:56.154 --> 16:57.807
‫هی بابا، گالامف‌های امروز رو دیدی؟‬

16:57.994 --> 16:59.996
‫اوه، تا اینجا بهترینش بوده.‬

17:00.434 --> 17:03.176
‫بهت بگم، هر وقت یه سگ عینک آفتابی می‌زنه،‬

17:03.201 --> 17:04.854
‫توجهِ منو جلب می‌کنه.‬

17:04.879 --> 17:06.537
‫فکر نکنم تا حالا دیده باشم‬

17:06.562 --> 17:08.857
‫این‌قدر لبخند بزنی ولی دقیقاً نخندی.‬

17:08.918 --> 17:10.703
‫خب سوزان، بالاخره دنیا داره منطقی می‌شه.‬

17:10.974 --> 17:14.761
‫او.جی به چیزی که حقش بود رسید.‬
‫ساکس هم افتاده رو دورِ بُرد.‬

17:14.786 --> 17:16.268
‫می‌دونی، تنها... تنها مشکل اینه که‬

17:16.293 --> 17:18.033
‫تلویزیون لعنتی هنوز قطعه.‬

17:18.121 --> 17:18.905
‫بی‌خیال.‬

17:19.077 --> 17:20.034
‫زنگ می‌زنم،‬

17:20.294 --> 17:21.388
‫ببینم چرا این‌قدر طولش دادن.‬

17:21.438 --> 17:23.136
‫اوه، صبر کن، نه، راستش‬

17:23.161 --> 17:24.859
‫لازم نیست این کارو‬
‫بکنی چون...‬

17:25.215 --> 17:26.695
‫فردا میان.‬

17:27.089 --> 17:28.699
‫بالاخره.‬

17:30.398 --> 17:33.227
‫جان، اگه تلویزیون رو درست کنیم،‬
‫اون قضیه‌ی او.جی رو می‌فهمه.‬

17:33.497 --> 17:35.108
‫خب، چی می‌شه اگه‬
‫اخبارِ خودمون رو بسازیم؟‬

17:35.449 --> 17:36.537
‫- هان؟‬
‫- ما این همه...

17:36.562 --> 17:37.475
‫تجهیزاتِ ویدئویی توی مدرسه داریم.‬

17:37.500 --> 17:38.937
‫فقط باید یه بازیگر پیدا کنیم.‬

17:39.543 --> 17:42.068
‫متأسفانه، یکی رو می‌شناسیم.‬

17:44.634 --> 17:46.065
‫بیا تو.‬

17:48.098 --> 17:49.621
‫شما دوتا چی می‌خواید؟‬

17:49.646 --> 17:51.822
‫یه چیزیه که‬
‫احتمالاً قبلاً هیچ‌وقت نشنیدی.‬

17:52.096 --> 17:53.881
‫می‌خوایم دوباره استخدامت کنیم.‬

17:57.389 --> 17:59.166
‫خب ببین،‬
‫خیلی دوست دارم کمکتون کنم،‬

17:59.191 --> 18:00.976
‫ولی من یه قانونِ سفت و سخت‬
‫علیه دنباله‌ها دارم.‬

18:01.091 --> 18:02.788
‫- اوه، واقعاً؟‬
‫- آره، دارم.‬

18:02.942 --> 18:05.031
‫بدم میاد بازیگرایی‬
‫مثلِ هریسون فورد، پاچینو،‬

18:05.122 --> 18:06.384
‫آدمایی که بی‌استعداد نیستن رو ببینم که،‬

18:06.409 --> 18:08.361
‫همه‌چیز رو واسه یه پولِ ناچیز‬
‫به باد می‌دن.‬

18:08.478 --> 18:09.957
‫- این در اون... سطح نیست.‬
‫- آره. نه.‬

18:09.982 --> 18:11.114
‫- این یه چیزِ خیلی ساده‌تره.‬
‫- اون‌طوری نیست.‬

18:11.139 --> 18:12.215
‫این یه، یه نقشِ جدیده.‬
‫- آره.‬

18:12.342 --> 18:13.213
‫نقشِ یه گوینده‌ی خبره.‬

18:14.023 --> 18:15.155
‫ادامه بده.‬

18:15.572 --> 18:16.572
‫- تقریباً همینه.‬
‫- آره، همینه.‬

18:16.597 --> 18:18.425
‫- آره.‬
‫- آره. نقش همینه.‬

18:19.674 --> 18:24.157
‫می‌شه این گوینده‌ی خبر‬
‫یه پسر داشته باشه که، اوم، توی بیمارستانه؟‬

18:25.005 --> 18:27.049
‫- آره. حتماً.‬
‫- اوم... یعنی، فکر کنم بشه.‬

18:27.074 --> 18:29.033
‫واسه همینه که شغلش‬
‫این‌قدر واسش مهمه.‬

18:29.385 --> 18:30.559
‫اخبار دیدن تنها راهیه که‬...

18:30.584 --> 18:32.412
‫پسرِ زمین‌گیرش می‌تونه‬

18:32.437 --> 18:33.786
‫با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنه.‬

18:33.908 --> 18:35.462
‫با چهره‌ی آرامش‌بخشِ پدرش‬

18:35.487 --> 18:36.836
‫مثلِ یه کورسوی امید توی تاریکی.‬

18:36.861 --> 18:37.731
‫آره، ما واقعاً نیازی به، اوم...‬

18:37.756 --> 18:38.694
‫می‌دونی چیه؟‬

18:38.727 --> 18:40.661
‫می‌تونم نقشِ پسره رو‬
‫توی یه کات به آینده بازی کنم.‬

18:40.686 --> 18:41.816
‫آره، ما اینجا فیلم نمی‌سازیم.‬

18:41.841 --> 18:43.451
‫و حس می‌کنم‬
‫باید جسور باشیم.‬

18:43.725 --> 18:46.641
‫این-این گوینده‌ی خبر داره‬
‫با گرایشِ جنسی خودش دست‌وپنجه نرم می‌کنه،‬

18:46.721 --> 18:48.243
‫و در نتیجه، هیچ‌وقت نتونسته‬

18:48.268 --> 18:50.227
‫یه لحظه‌ی واقعی‬
‫با پسرش داشته باشه.‬

18:50.252 --> 18:51.573
‫و حالا ممکنه خیلی دیر شده باشه.‬

18:51.658 --> 18:52.634
‫درسته.‬

18:52.852 --> 18:53.765
‫به خاطرِ سرطان.‬

18:53.790 --> 18:54.965
‫اوه، خدای من.‬

18:54.990 --> 18:56.860
‫ببیت این‌طوریه که‬
‫ملت اسکار می‌برن.‬

18:56.983 --> 18:58.201
‫- زدی تو خال.‬
‫- هی، هی، هی، هی.‬

18:58.433 --> 18:59.390
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

18:59.648 --> 19:01.128
‫- چی؟‬
‫- تشویقش نکن.‬

19:01.398 --> 19:03.531
‫و صحنه‌ی جنسی‬
‫باید، اوم، مبهم باشه.‬

19:03.556 --> 19:05.578
‫منظورم اینه که، رابطه‌ی جنسی واسش یه مرزِ عبورناپذیره.‬

19:05.673 --> 19:07.282
‫می‌خوام صحنه‌های جنسی‬
‫سوال ایجاد کنن،‬

19:07.307 --> 19:09.657
‫ولی هیچ جوابی ندن.‬
‫- آره، این دیگه داره یه جورایی...‬

19:09.682 --> 19:11.292
‫من حاضرم جلوی دوربین‬
‫رابطه‌ی جنسی داشته باشم.‬

19:11.459 --> 19:12.852
‫اوکی ببین، یه نقشِ دیگه هم هست‬

19:12.877 --> 19:13.951
‫که می‌خوایم بازی کنی.‬

19:14.027 --> 19:15.115
‫دوتا نقش؟‬

19:15.332 --> 19:16.419
‫اوه، وای. دارم حال می‌کنم.‬

19:16.720 --> 19:18.330
‫نقشِ دیگه چیه؟‬

19:18.355 --> 19:20.966
‫یه نصابِ تلویزیون که میاد
‫خونه تا کابل رو درست کنه.‬

19:20.991 --> 19:23.254
‫می‌تونم، می‌تونم‬
‫یه پیشنهادی بهتون بدم؟‬

19:23.279 --> 19:24.063
‫حتماً.‬

19:24.294 --> 19:25.382
‫- آماده‌ای؟‬
‫- آره.‬

19:25.667 --> 19:27.189
‫- اون عقب‌مونده‌ست.‬
‫- نه.‬

19:27.214 --> 19:28.433
‫- اوه، آره.‬
‫- نه.‬

19:28.505 --> 19:30.246
‫کاملاً تعطیله،‬
‫یه تخته‌اش کمه.‬

19:30.425 --> 19:31.905
‫اصلاً به دردمون نمی‌خوره.‬

19:32.488 --> 19:35.063
‫اوکی، حالا یادت باشه،‬
‫فقط نوار رو بذار توی ویدئو‬

19:35.088 --> 19:36.349
‫و تظاهر کن داری کابل رو درست می‌کنی.‬

19:36.374 --> 19:37.680
‫حتماً، قربان.‬

19:37.705 --> 19:39.098
‫من تازه از بریتانیای پیر‬
‫اومدم اینجا،‬

19:39.593 --> 19:40.897
‫دنبالِ اینم که یه زندگیِ جدید شروع کنم.‬

19:40.922 --> 19:42.576
‫نه، نه. نه، نه، نه.‬
‫درباره‌اش حرف زدیم.‬

19:42.623 --> 19:43.711
‫فقط برو توی اون خونه‌ی کیری.‬

19:47.250 --> 19:48.730
‫و شل هم نزن!‬

19:49.882 --> 19:51.622
‫سلام، بابا.‬

19:51.703 --> 19:53.801
‫ببین دمِ پله‌ها‬
‫به کی برخوردیم.‬

19:53.860 --> 19:55.122
‫نصابِ تلویزیونه.‬

19:55.558 --> 19:58.588
‫وقتش بود دیگه.‬
‫می‌تونی کابل رو درست کنی؟‬

19:58.613 --> 20:00.365
‫آره داداش،‬
‫می‌تونم کابل رو درست کنم.‬

20:00.390 --> 20:01.914
‫نه، نه. برو سرِ کارت کیریت.‬

20:04.112 --> 20:06.288
‫چیزِ، اوم،‬
‫خوبی توی روزنامه‌ی امروز هست؟‬

20:06.919 --> 20:08.833
‫کانگوروها الکی‌ان.‬

20:08.915 --> 20:09.741
‫می‌دونستم لعنتی.‬

20:09.842 --> 20:11.587
‫چی؟ نه، نیستن.‬

20:11.639 --> 20:13.336
‫اولیویا نیوتن-جان اعتراف کرد.‬

20:13.414 --> 20:14.981
‫یکم اطلاعاتت رو ببر بالا، بلر.‬

20:15.485 --> 20:17.312
‫دمش گرم.‬

20:17.520 --> 20:19.130
‫دنیا بالاخره داره جای خوبی می‌شه،‬

20:19.155 --> 20:20.765
‫اونوقت من توی خونه گیر افتادم.‬

20:20.791 --> 20:22.009
‫شاید بهتره برم یه قدمی بزنم.‬

20:22.034 --> 20:23.906
‫- اوه، نه، نه.‬
‫- نه! نه، نه. خونه بهتره.‬

20:23.943 --> 20:25.857
‫خب. تموم شد.‬

20:26.005 --> 20:27.484
‫وای چه سریع بود.‬

20:27.756 --> 20:30.846
‫فکر کنم برم‬
‫تلویزیون رو روشن کنم.‬

20:33.789 --> 20:34.703
‫عصر بخیر.‬

20:34.763 --> 20:36.229
‫من چاد فارنزورث هستم، ‬

20:36.254 --> 20:38.474
‫و این دنیای شماست.‬

20:38.869 --> 20:39.782
‫این دیگه کدوم خریه؟‬

20:39.807 --> 20:41.244
‫تا حالا این یارو رو ندیده بودم.‬

20:41.364 --> 20:42.930
‫به نظر آدم پیچیده‌ای میاد.‬

20:42.955 --> 20:46.176
‫خبر اول، او.جی. سیمپسون‬
‫هنوز پشت میله‌های زندانه، ‬

20:46.296 --> 20:47.515
‫جایی که طبق گزارش‌ها...‬

20:47.812 --> 20:49.160
‫هر شب تا صبح‬

20:49.335 --> 20:50.337
‫گریه می‌کنه تا خوابش ببره.‬

20:50.393 --> 20:51.350
‫ایول، دمش گرم!‬

20:51.375 --> 20:53.077
‫وقتی ازش پرسیدن که آیا بازگشایی آلکاتراز‬

20:53.102 --> 20:54.190
‫یکم زیاده‌روی نیست، ‬

20:54.458 --> 20:55.764
‫فرماندار کالیفرنیا گفت:‬

20:55.988 --> 20:57.293
‫«نه برای این هیولا.»‬

20:57.438 --> 20:58.395
‫الهی شکر.‬

20:58.953 --> 21:00.520
‫و حالا بریم سراغ‬

21:00.545 --> 21:03.026
‫دختر هواشناسمون،‬
‫هیلی اسنودن.‬

21:03.051 --> 21:04.792
‫هیلی، اوم،‬
‫پیش‌بینی وضع هوا‬

21:04.817 --> 21:05.948
‫برای آخر هفته چطوریه؟ ‬

21:05.973 --> 21:08.062
‫اوه، زیاد خوب نیست، چاد...‬

21:08.218 --> 21:10.003
‫مگه اینکه مرغابی باشی.‬

21:10.540 --> 21:13.065
‫باحال بود، هیلی.‬

21:14.196 --> 21:17.198
‫ما با هم می‌خوابیم.‬
‫نمی‌تونم ازش دست بکشم.‬

21:17.223 --> 21:18.964
‫حتی سر کار.‬

21:20.449 --> 21:21.581
‫اوه، آره.‬

21:22.107 --> 21:24.283
‫اوه، خدای من.‬

21:24.500 --> 21:26.546
‫از وقتی زنم مرده،‬
‫همچین حسی نداشتم.‬

21:28.172 --> 21:29.956
‫خب، دیگه بسه.‬

21:33.369 --> 21:34.848
‫دهنمون سرویسه.‬

21:34.873 --> 21:36.962
‫بابا فردا هم منتظر‬
‫یه بخش خبری دیگه می‌مونه.‬

21:36.987 --> 21:38.728
‫خب، زندگی‌مون الان اینطوری شده،‬
‫جانی.‬

21:38.753 --> 21:40.972
‫آماده کردن روزنامه‌ی روزانه‬
‫و اخبار شبانه.‬

21:41.479 --> 21:43.525
‫ما یه امپراتوری رسانه‌ایِ دو نفره هستیم.‬

21:43.550 --> 21:45.565
‫اوه، راستی،‬
‫بلر رو اخراج کردم.‬

21:45.782 --> 21:46.609
‫داره ازمون شکایت می‌کنه.‬

21:46.721 --> 21:48.157
‫شما پسرا متی رو ندیدین؟‬

21:48.362 --> 21:50.494
‫توی اتاق خواب نیست،‬
‫هیچ‌جا هم پیداش نمی‌کنم.‬

21:50.519 --> 21:51.955
‫نه.‬

21:55.618 --> 21:57.619
‫توی پارکینگ یا زیرزمین هم نیست.‬

21:57.644 --> 22:00.604
‫کتش نیست،‬
‫ولی ماشین هنوز اینجاست.‬

22:00.629 --> 22:01.891
‫حتماً رفته پیاده‌روی.‬

22:02.384 --> 22:04.430
‫وای کیر توش.‬
‫رفته بیرون توی دنیای واقعی.‬

22:04.455 --> 22:07.197
‫ممکنه حقیقت رو بفهمه‬
‫و دوباره سکته کنه.‬

22:09.826 --> 22:12.809
‫هی، نظرت در مورد اون‬
‫کانگوروهای قلابیِ لعنتی چیه، ها؟‬

22:12.834 --> 22:13.878
‫چی؟‬

22:28.555 --> 22:30.818
‫- ببخشید آقا؟‬
‫- بله؟‬

22:30.843 --> 22:32.453
‫آقا، داریم یه‬
‫مصاحبه‌ی مردمی انجام می‌دیم‬

22:32.478 --> 22:33.782
‫برای اخبار شبکه‌ی شش.‬

22:33.807 --> 22:35.026
‫مایلید نظرتون رو بگید؟‬

22:35.051 --> 22:36.530
‫همیشه.‬

22:36.555 --> 22:38.774
‫می‌خواستیم بدونیم نظرتون‬
‫درباره‌ی حکم او.جی. چیه.‬

22:39.219 --> 22:40.306
‫اوه، عالیه.‬

22:40.331 --> 22:42.080
‫باعث می‌شه به آمریکایی بودنم‬
‫افتخار کنم.‬

22:42.284 --> 22:43.894
‫- واقعاً؟‬
‫- صددرصد.‬

22:43.956 --> 22:45.566
‫اگه منم توی اون هیئت منصفه بودم،‬

22:45.591 --> 22:46.767
‫دقیقاً همین کار رو می‌کردم.‬

22:46.792 --> 22:48.513
‫نظرتون درباره‌ی اونایی که می‌گن‬

22:48.538 --> 22:50.246
‫این حکم‬
‫انگیزه‌ی نژادپرستانه داشته چیه؟‬

22:50.271 --> 22:51.011
‫چرنده.‬

22:51.036 --> 22:52.255
‫تا اونجایی که به من مربوط می‌شه،‬

22:52.370 --> 22:54.372
‫او.جی. داره دقیقاً‬
‫به چیزی که حقشه می‌رسه.‬

22:55.053 --> 22:56.750
‫خب، خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید.‬

22:57.413 --> 22:59.415
‫هی، باورت می‌شه‬
‫دختر هواشناستون‬

22:59.440 --> 23:00.920
‫داره با مجری برنامه روی هم می‌ریزه؟‬

23:08.150 --> 23:10.718
‫هی، متی.‬
‫چند روزی بود ندیده بودمت.‬

23:10.743 --> 23:13.281
‫چه خبر؟‬
‫- اوم، حمله قلبی کردم. آره.‬

23:13.490 --> 23:15.405
‫مجبور شدن‬
‫یه استنتِ لعنتی توی رگم بذارن.‬

23:15.536 --> 23:17.320
‫اوه، جدی؟ منم از اونا دارم.‬

23:17.464 --> 23:19.335
‫آره، الان دیگه بدنم‬
‫کلاً شده استنت.‬

23:19.360 --> 23:21.212
‫مراسم تدفین برات گرفتن؟‬
‫- نه.‬

23:21.237 --> 23:22.891
‫اوه، پس الکی وقتم رو نگیر.‬

23:23.150 --> 23:26.196
‫هی، نظرت درباره‌ی‬
‫اون حکم او.جی. چیه، ها؟‬

23:26.252 --> 23:28.602
‫یادم ننداز.‬
‫هنوز بابتش عصبانیم.‬

23:29.150 --> 23:31.326
‫چرا؟ برای یه بار‬
‫هم که شده درست قضاوت کردن.‬

23:31.471 --> 23:32.646
‫داری با من شوخی می‌کنی؟‬

23:32.703 --> 23:33.574
‫همه‌اش تبانی بود.‬

23:34.171 --> 23:35.738
‫خب، شاید یه ذره.‬

23:35.804 --> 23:37.851
‫ولی می‌دونی، بعضی وقتا‬
‫باید یه فشار کوچیکی

23:37.876 --> 23:40.444
‫به ترازوی عدالت بیاری تا
‫مطمئن بشی همه‌چی عادلانه پیش می‌ره.‬

23:40.469 --> 23:42.819
‫عدالت؟ تو اصلاً نمی‌دونی داری چه گوهی می‌خوری.‬

23:43.021 --> 23:43.847
‫ارواح عمت نمی‌دونم.‬

23:43.963 --> 23:44.919
‫هی، هی.‬

23:45.006 --> 23:46.312
‫من اینجا مشتری‌های دیگه هم دارم، خب؟‬

23:46.423 --> 23:49.122
‫آره، حق با توئه. نباید با هم کل‌کل کنیم.‬

23:49.705 --> 23:50.837
‫ما، ما شبیه...‬

23:50.862 --> 23:52.734
‫گری و گلدیس گالامف شدیم.‬

23:53.055 --> 23:53.969
‫کی؟‬

23:54.608 --> 23:55.696
‫همون کمیک استریپه.‬

23:55.872 --> 23:56.786
‫اصلاً به گوشم نخورده.‬

23:57.617 --> 23:59.095
‫هر روز توی روزنامه چاپ می‌شه.‬

23:59.156 --> 24:00.897
‫فکر کنم اون استنت لعنتی رو توی مغزت کار گذاشتن.‬

24:01.483 --> 24:04.093
‫همون... گالامف‌های کسکش! ای بابا.‬

24:04.094 --> 24:06.897
‫می‌دونی، «اوه گلدیس، کمرم درد می‌کنه.» همون گالامف‌ها!‬

24:06.922 --> 24:08.707
‫اصلاً نمی‌فهمم داری چه گوهی می‌خوری!‬

24:08.732 --> 24:10.299
‫دارن با رزی اودانل فیلمش رو می‌سازن.‬

24:10.537 --> 24:12.879
‫اوه متی، خداروشکر. اینجایی.‬

24:12.904 --> 24:14.776
‫بابا، همه‌جا رو دنبالت گشتیم.‬

24:14.885 --> 24:17.138
‫عزیزم، باید بیای خونه. نیاز به استراحت داری.‬

24:17.189 --> 24:18.712
‫نمی‌خوام برم. تازه آبجوم رو گرفتم.‬

24:18.737 --> 24:19.695
‫سوزان، باید از اینجا ببریش.‬

24:19.720 --> 24:20.982
‫داره چرت‌وپرت می‌گه.‬

24:21.010 --> 24:22.288
‫- بیا دیگه متی.‬
‫- دارم حرف می‌زنم...‬

24:22.329 --> 24:23.503
‫- بریم.‬
‫- این یارو رسماً دیوونه شده!‬

24:23.631 --> 24:24.980
‫اسم گالامف‌های لعنتی هم به گوشش نخورده!‬

24:25.005 --> 24:26.869
‫اصلاً چیزی به اسم گالامف وجود نداره، احمق!‬

24:26.894 --> 24:29.607
‫تو از کجا بدونی! تو که اصلاً مطالعه نداری، احمقِ بیشعور!‬

24:29.632 --> 24:32.331
‫من مثل یه آدم حسابی گارفیلد می‌خونم،
‫مرتیکه‌ی عوضی!‬

24:32.365 --> 24:33.843
‫ریدم تو گارفیلد و خودت!‬

24:33.868 --> 24:35.827
‫کاش همون موقع ریخته بودنت رو فرش، آشغال!‬

24:35.853 --> 24:38.011
‫چرا نمی‌ری توی یه توالت دیگه برینی، مستِ لایعقل؟‬

24:38.036 --> 24:38.949
‫ببرینش بیرون.‬

24:40.278 --> 24:41.801
‫ولی خوشحالم که حالت بهتره.‬

24:49.582 --> 24:50.756
‫خوابیده.‬

24:50.781 --> 24:52.478
‫خب، واقعاً بخیر گذشت.‬

24:52.612 --> 24:55.962
‫بچه‌ها، این دیوونگیه. باید حقیقت رو بهش بگیم.‬

24:55.987 --> 24:57.348
‫خیلی خطرناکه.‬

24:57.373 --> 24:59.331
‫تازه، من کار روی گالامف‌های فردا رو هم شروع کردم.‬

24:59.574 --> 25:02.142
‫گری به‌خاطر تورم، برای هالووین
‫با قیافه‌ی خودش می‌ره.‬

25:02.646 --> 25:03.473
‫ها!‬

25:03.498 --> 25:06.313
‫شاید بهتر باشه یه کم صبر کنیم‬

25:06.338 --> 25:08.482
‫تا وقتی که جون بگیره و حالش بیاد سر جاش.‬

25:08.507 --> 25:10.378
‫نه، این واقعاً مسخره‌ست!‬

25:10.403 --> 25:11.970
‫تا تراملز پیاده رفته.‬

25:11.995 --> 25:13.822
‫این بیشترین ورزشیه که توی این چند سال کرده.‬

25:13.847 --> 25:14.805
‫حالش خوبه.‬

25:14.830 --> 25:16.005
‫نزدیک بود دعوا راه بندازه‬

25:16.154 --> 25:17.807
‫سر اون گارفیلدِ لعنتی و جون سالم به در برد.‬

25:17.966 --> 25:20.621
‫ولی داره از زندگیِ جدیدش لذت می‌بره.‬

25:20.646 --> 25:23.561
‫خواهش می‌کنم بلر، فقط کافیه تا ابد بهش دروغ بگیم‬

25:23.586 --> 25:25.284
‫و اونم خوشحال می‌مونه.‬

25:33.626 --> 25:34.888
‫کسی هست؟‬

25:37.026 --> 25:38.985
‫قـ... قرار بود اینجا یکی رو ببینم.‬

25:39.488 --> 25:40.620
‫کسی هست؟‬

25:41.136 --> 25:43.660
‫یه سری اطلاعات دارم که شاید به دردت بخوره.‬

25:44.755 --> 25:45.669
‫بلر؟‬

25:46.127 --> 25:47.433
‫آره.‬

25:47.716 --> 25:49.239
‫ما اینجا چه غلطی می‌کنیم؟‬

25:49.635 --> 25:50.533
‫بقیه می‌دونن اومدی بیرون؟‬

25:50.558 --> 25:52.386
‫نه. از پنجره‌ی حموم پریدم بیرون‬

25:52.411 --> 25:53.281
‫همون‌طوری که توی یادداشت نوشته بودی.‬

25:53.306 --> 25:54.742
‫چه خبره اینجا؟‬

25:54.767 --> 25:57.163
‫بقیه‌ی خانواده نمی‌خوان تو این رو ببینی،‬

25:57.188 --> 26:00.017
‫ولی... من نمی‌تونم به دروغ گفتن ادامه بدم.‬

26:01.468 --> 26:02.701
‫[اوجی گناهکار نیست]

26:03.391 --> 26:06.351
‫این چیه؟ روزنامه‌ی شوخیه؟‬

26:06.376 --> 26:09.510
‫نه متی، این روزنامه‌ی واقعیه.‬

26:10.107 --> 26:11.805
‫او.جی آزاده.‬

26:13.362 --> 26:15.669
‫- چی؟‬
‫- بقیه‌اش رو بخون.‬

26:19.099 --> 26:21.449
‫اینجا... نوشته کلیولند، رد ساکس رو‬

26:21.623 --> 26:22.885
‫از پلی‌آف حذف کرده.‬

26:23.103 --> 26:24.757
‫معلومه که باختن. اونا رد ساکس‌ان دیگه.‬

26:24.902 --> 26:26.687
‫- داری باهام شوخی می‌کنی!‬
‫- بخش سرگرمی رو نگاه کن.‬

26:29.012 --> 26:30.362
‫چی...‬

26:30.387 --> 26:33.347
‫گالامف‌ها! پس گالامف‌های لعنتی کجان؟‬

26:33.372 --> 26:35.592
‫اصلاً چیزی به اسم گالامف وجود نداره، متی.‬

26:36.376 --> 26:37.767
‫ولی...‬

26:37.941 --> 26:40.814
‫ولی هیلاری کلینتون، اون دودولش واقعی بود، نه؟‬

26:43.297 --> 26:45.212
‫نه، اون واژن داره.‬

26:52.102 --> 26:52.973
‫اوه، خدای من...‬

27:01.791 --> 27:03.532
‫هی نگاه کن، این همون یاروئه توی اخباره.‬

27:03.790 --> 27:06.575
‫هی! دمت گرم که پشت او.جی دراومدی.‬

27:06.600 --> 27:07.861
‫چـ... چی؟‬

27:07.886 --> 27:10.454
‫تو سیاه‌ترین سفیدپوستِ بوستونی!‬

27:22.570 --> 27:24.876
‫وای خدای من. ام... الـ... الان زنگ می‌زنم آمبولانس.‬

27:24.904 --> 27:27.080
‫نه.‬

27:27.176 --> 27:28.395
‫بذار بمیرم.‬

27:37.881 --> 27:39.405
‫اوه، متی.‬

27:39.430 --> 27:41.268
‫خداروشکر که حالت خوبه.‬

27:41.293 --> 27:43.774
‫خیلی ترسیده بودم.‬
‫- خوبم.‬

27:43.799 --> 27:45.626
‫راستش دیگه دارم به این حمله‌های قلبی عادت می‌کنم.‬

27:45.759 --> 27:47.281
‫بعدیش دیگه مثلِ آب خوردنه.‬
‫آخی.‬

27:47.306 --> 27:50.048
‫اوه، دیگه اجازه نداری حمله قلبی کنی.‬

27:50.073 --> 27:52.859
‫قراره یه، یه زندگیِ طولانی کنارِ هم داشته باشیم.‬

27:54.002 --> 27:55.525
‫دوستت دارم، متی بنت.‬

27:55.787 --> 27:57.179
‫منم دوستت دارم، سوزان.‬

27:57.640 --> 27:59.207
‫متأسفم، عمو متی.‬

27:59.548 --> 28:02.072
‫فکر کردم گفتنِ حقیقت کارِ درستیه.‬

28:02.209 --> 28:05.386
‫نـ... نمی‌دونستم این‌قدر... غرقش شدی.‬

28:05.775 --> 28:07.647
‫در هر صورت، آره، مـ... معذرت می‌خوام.‬

28:07.672 --> 28:09.195
‫نه، همه‌اش تقصیرِ منه.‬

28:09.488 --> 28:12.143
‫همه‌یِ اینا از اون‌جایی شروع شد که من یه عوضیِ مفت‌خورم،‬

28:12.168 --> 28:14.997
‫و با گول زدنت، گندِ بیشتری به همه‌چی زدم.‬

28:15.057 --> 28:17.146
‫سرزنشت نمی‌کنم که از دستم شاکی باشی.‬

28:17.758 --> 28:18.932
‫شوخی می‌کنی؟‬

28:18.957 --> 28:21.568
‫شاکی نیستم.‬
‫بدجوری تحت‌تأثیر قرار گرفتم.‬

28:21.695 --> 28:23.479
‫- چی؟‬
‫- آره.‬

28:23.684 --> 28:26.817
‫یه هفته تمام، هر روز یه روزنامه‌یِ کامل درست کردی.‬

28:27.054 --> 28:29.361
‫لعنتی، یکی از بهترین متن‌هایِ ورزشی‌ای بود‬

28:29.552 --> 28:30.771
‫که تو این چند سال خونده بودم.‬

28:31.535 --> 28:32.928
‫و، و اون خبرا.‬

28:32.953 --> 28:35.433
‫جانی، تو یه دنیایِ کامل خلق کردی.‬

28:35.458 --> 28:36.981
‫دنیایی که دلم می‌خواد توش زندگی کنم.‬

28:37.006 --> 28:38.791
‫جایی که تیمِ «رد ساکس» افتضاح نیست.‬

28:39.043 --> 28:41.045
‫جایی که «مدونا» مرده.‬

28:41.353 --> 28:45.095
‫و جایی که بالاخره به یه سفیدپوست تو آمریکا
‫یه فرصتِ برابر می‌دن.‬

28:45.120 --> 28:46.620
‫می‌شه یکم مورفین بهم بدین؟‬

28:46.749 --> 28:48.534
‫حتماً. منم باهات می‌زنم.‬

28:48.645 --> 28:50.169
‫آره، دروغ بود، ولی...‬

28:51.468 --> 28:53.383
‫باعث شد به یه چیزی باور پیدا کنم.‬

28:54.031 --> 28:55.642
‫و اگه می‌تونی همه‌یِ اون کارا رو بکنی...‬

28:56.421 --> 28:59.249
‫می‌دونم هر کاری که اراده کنی رو می‌تونی انجام بدی.‬

28:59.577 --> 29:01.187
‫یه جورایی یه کارِ دونفره بود.‬

29:01.212 --> 29:02.692
‫پس فکر نمی‌کنی من یه آدمِ داغونم؟‬

29:02.976 --> 29:04.499
‫تو پتانسیلش رو داری، جانی.‬

29:05.541 --> 29:06.934
‫بهت افتخار می‌کنم.‬

29:07.898 --> 29:09.291
‫ممنون، بابا.‬

29:20.676 --> 29:23.200
‫پسر، تازه داره باورم می‌شه‬

29:23.228 --> 29:24.490
‫که دبیرستان واقعاً تموم شده.‬

29:24.620 --> 29:26.230
‫آره، دیگه شکی توش نیست.‬

29:26.351 --> 29:29.702
‫من و تو دیگه اعضایِ بالغ و مسئولیت‌پذیرِ جامعه هستیم.‬

29:30.053 --> 29:31.532
‫اون بانگ رو بده من.‬

29:31.557 --> 29:33.820
‫احتمالاً به‌زودی واسه خودمون یه جا می‌گیریم.‬

29:33.845 --> 29:35.455
‫فکر می‌کنی مامان هنوزم میاد که مثلاً،‬

29:35.480 --> 29:37.221
‫لباسامون رو بشوره و تمیزکاری کنه و این حرفا؟‬

29:37.476 --> 29:39.042
‫قطعاً و ابداً نه.‬

29:39.160 --> 29:40.161
‫حق با اونه، جانی.‬

29:40.388 --> 29:41.563
‫ما دیگه بزرگ شدیم.‬

29:41.714 --> 29:42.976
‫لباسا رو می‌بریم پیشِ سوزان.‬

29:43.280 --> 29:46.153
‫من می‌گم بیایم کله‌گنده‌هایِ صنعت بشیم‬

29:46.371 --> 29:48.198
‫و تویِ مرکزِ تجارتِ جهانی دفتر داشته باشیم.‬

29:48.226 --> 29:50.448
‫دو تا دفتر، تویِ هر کدوم از برجا یکی.‬

29:50.582 --> 29:52.192
‫و یه دفترِ فرعی هم تویِ پنتاگون‬

29:52.217 --> 29:53.784
‫واسه اون قراردادهایِ چرب و نرمِ دولتی.‬

29:53.809 --> 29:55.288
‫و یه خونه‌یِ ییلاقی واسه تعطیلات.‬

29:55.313 --> 29:57.663
‫شنیدم تویِ پنسیلوانیا زمین‌هایِ بازِ خیلی خوبی دارن.‬

29:57.688 --> 29:58.820
‫اوه، هیچ‌چیزی نمی‌تونه جلومون رو بگیره.‬

29:59.058 --> 30:00.668
‫فکر کنم شماها باید یکم‬

30:00.693 --> 30:02.515
‫توقعاتتون رو بیارید پایین.‬

30:02.599 --> 30:05.355
‫اوه، نه بابا. شنیدی که بابام چی گفت.‬

30:05.380 --> 30:07.165
‫هر کاری که اراده کنم رو می‌تونم انجام بدم.‬

30:07.631 --> 30:09.416
‫می‌تونم برم دانشگاه، یه چیزی اختراع کنم.‬

30:09.441 --> 30:10.921
‫سقفِ آرزوهامون آسمونه.‬

30:10.946 --> 30:13.209
‫خب، می‌خوای چیکار کنی؟‬

30:23.518 --> 30:25.346
‫مطمئنی این همون چیزیه که می‌خوای؟‬

30:25.446 --> 30:27.883
‫تو کلِ عمرم هیچ‌وقت این‌قدر مطمئن نبودم.‬

30:29.762 --> 30:31.503
‫می‌خوام حسابی عضله‌ای بشم.‬

30:31.528 --> 30:33.704
‫منظورت در حدِ یه آدمِ خوش‌هیکلِ عادیه؟‬

30:33.787 --> 30:36.006
‫نه. یعنی واقعاً غول بشم.‬

30:36.395 --> 30:39.310
‫اون‌قدر عضلانی که کسایی که دوستم دارن نگرانم بشن.‬

30:39.524 --> 30:41.656
‫تویِ این مسیر ازت حمایت می‌کنم.‬

30:41.721 --> 30:43.244
‫بزن بریم.‬

30:44.464 --> 30:48.163
‫و جان واقعاً هم بدجوری غول شد.‬

30:48.834 --> 30:50.183
‫یه دوره‌یِ هفت‌ساله بود‬

30:50.208 --> 30:51.993
‫که حتی یک بار هم پیرهن نپوشید.‬

30:52.322 --> 30:55.500
‫آخرش با یه دخترِ خیلی باحال ازدواج کرد، ‬

30:55.525 --> 30:58.963
‫ولی طلاق گرفتن و با یه دخترِ باحالِ دیگه آشنا شد.‬

30:59.089 --> 31:00.874
‫می‌دونی چیه؟ دو تا فیلم درباره‌اش ساختن.‬

31:01.198 --> 31:02.286
‫فقط برید اونا رو ببینید.‬

31:02.334 --> 31:03.509
‫خب، اولی رو، ‬

31:03.534 --> 31:05.682
‫دومی هم لحظه‌هایِ خنده‌داری داره، ‬

31:05.707 --> 31:07.142
‫که بیشترشون تویِ نیمه‌یِ اولشه، ‬

31:07.167 --> 31:09.094
‫ولی حتی منم نمی‌تونم تا آخرش بشینم پاش.‬

31:09.119 --> 31:11.905
‫در هر صورت، اینم از تیتراژِ پایانی.‬

31:12.500 --> 31:32.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
