WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:32.359 --> 00:34.317
‫آره، دمت گرم.‬
‫اونجایی که آیس کیوب می‌زنه «دیبو» رو له می‌کنه.‬

00:34.342 --> 00:37.040
‫بعد «اسموکی» می‌گه:«پسر، کیری
‫ناک‌اوت شدی!»‬

00:37.065 --> 00:38.195
‫نه، نه، نه، نه.‬
‫راستش بیشتر این‌طوری بود:‬

00:38.220 --> 00:40.132
‫«پسر، کیری
‫ناک‌اوت شدی!»‬

00:40.157 --> 00:41.331
‫آره. نه، بیشتر این شکلیه:‬

00:41.356 --> 00:43.184
‫«پسر، کیری
‫ناک‌اوت شدی!»‬

00:43.358 --> 00:46.274
‫اواسط دهه‌ی ۹۰ واقعاً‬
‫دوران طلایی کمدی بود.‬

00:46.324 --> 00:48.544
‫آره. سیاه‌پوستا خیلی باحالن.‬

00:48.569 --> 00:50.180
‫هی! مراقب حرف زدنت باش.‬

00:50.205 --> 00:52.163
‫ببخشید شام انقدر دیر شد.‬

00:52.574 --> 00:54.489
‫سس کچاپمون تموم شده بود،‬

00:54.514 --> 00:56.952
‫مجبور شدم برم درِ خونه‌ی‬
‫شش تا همسایه‌ی مختلف‬

00:57.007 --> 01:00.054
‫تا بالاخره اونقدری پیدا کنم که بشه‬
‫باهاش روی میت‌لوف رو پوشوند.‬

01:00.079 --> 01:01.253
‫بازم میت‌لوف؟‬

01:01.306 --> 01:03.010
‫همین دو روز پیش‬
‫میت‌لوف داشتیم.‬

01:03.078 --> 01:04.091
‫من که این کارو نمی‌کنم،‬

01:04.116 --> 01:06.358
‫ولی آیس کیوب الان بهت می‌گفت‬
‫سلیطه.‬

01:06.414 --> 01:09.330
‫ببخشید.
‫فکر کردم میت‌لوفم رو دوست دارید.‬

01:09.547 --> 01:12.115
‫خدایا! آخه چه‌تونه‬
‫شماها؟‬

01:12.226 --> 01:13.704
‫سوزان هر شب واسه چهار نفر‬

01:13.729 --> 01:14.947
‫و یه خرس شام درست می‌کنه،‬

01:14.972 --> 01:16.560
‫اون‌وقت شما حتی یه بارم‬
‫نمی‌گید دستت درد نکنه.‬

01:16.585 --> 01:18.718
‫فقط می‌شینید و غر می‌زنید.‬

01:18.743 --> 01:20.919
‫به خدا قسم، شماها اصلاً‬
‫قدرشو نمی‌دونید.‬

01:21.162 --> 01:22.685
‫اشکالی نداره، بلر.‬

01:22.710 --> 01:24.668
‫هر کسی باید همون چیزی رو‬
‫که دوست داره بخوره.‬

01:25.575 --> 01:26.662
‫به جاش چی می‌خوای؟‬

01:26.689 --> 01:28.228
‫اوه، می‌شه واسه شام‬
‫صبحونه بخوریم؟‬

01:28.253 --> 01:29.471
‫تو خواب ببینی کسکش.

01:29.619 --> 01:30.533
‫- ای بابا.‬
‫- آخه چرا نه؟‬

01:30.558 --> 01:32.504
‫تخم‌مرغ خوردن بعد از ظهر مخصوص گی‌هاست.‬

01:32.529 --> 01:34.321
‫چرا داری کس میگی؟

01:34.346 --> 01:35.217
‫بهش فکر کن.‬

01:35.466 --> 01:36.641
‫گی‌ها کل شب رو بیدارن‬

01:36.666 --> 01:37.449
‫و با هم ور می‌رن،‬

01:37.493 --> 01:38.320
‫واسه همین صبحونه رو از دست می‌دن.‬

01:38.349 --> 01:39.971
‫پس میان «برانچ» رو اختراع می‌کنن.‬

01:40.008 --> 01:41.225
‫حدود ساعت ۱۱ همدیگه رو می‌بینن،‬

01:41.250 --> 01:42.556
‫نوشیدنی‌های لوس و میوه‌ایشون رو می‌خورن،‬

01:42.581 --> 01:43.711
‫درباره‌ی مدل مو حرف می‌زنن‬

01:43.821 --> 01:45.545
‫و لوسیون و هر کیرخر دیگه‌ای.‬

01:45.570 --> 01:47.432
‫و تا وقتی که بخوان‬
‫صبحونه‌شون رو بخورن،‬

01:47.457 --> 01:48.632
‫دیگه از ظهر گذشته.‬

01:48.699 --> 01:50.240
‫راستش تئوریِ حساب‌شده‌ایه.‬

01:50.265 --> 01:51.222
‫آره، کاملاً منطقیه.‬

01:51.247 --> 01:52.770
‫پس زمان دقیقِ‬

01:52.795 --> 01:54.883
‫گی شدنِ تخم‌مرغ، ساعت ۱۱ صبحه؟‬

01:55.049 --> 01:56.746
‫تئوری اینه؟‬
‫- بله.‬

01:56.991 --> 01:57.947
‫آهان، واسه همینه که مک‌دونالد‬

01:58.001 --> 01:59.220
‫ساعت ۱۱ سروِ صبحونه رو قطع می‌کنه.‬

01:59.245 --> 02:00.551
‫درسته. نمی‌خوان مردا توی دستشویی‬

02:00.584 --> 02:01.850
‫کون هم بذارن.

02:02.025 --> 02:03.331
‫مطمئنم در هر صورت این اتفاق می‌افته.‬

02:03.535 --> 02:05.064
‫- اوه، عزیزم.‬
‫- چی شده؟‬

02:05.211 --> 02:07.938
‫من واسه وا نرفتنِ میت‌لوف، توش دو تا تخم‌مرغ زدم.‬

02:07.963 --> 02:10.052
‫نه، نه، نه.‬
‫تخم‌مرغ توی چیزای دیگه اوکیه،‬

02:10.077 --> 02:12.087
‫ولی به تنهایی، مخصوص گی‌هاست.‬

02:12.112 --> 02:14.505
‫نمی‌خوام ریسک کنم.‬

02:14.764 --> 02:17.332
‫جانی توی سنِ خیلی حساسیه.‬

02:17.582 --> 02:18.975
‫هی بابا، چی می‌شه‬

02:19.000 --> 02:20.784
‫اگه تصادفی بعد از ظهر تخم‌مرغ بخوری؟‬

02:20.809 --> 02:22.621
‫باید پشت‌بندش یه غذای مردونه بخوری.‬

02:22.646 --> 02:24.474
‫- مثلاً چی؟‬
‫- خوراک.‬

02:24.590 --> 02:25.853
‫وای خدای من،‬

02:25.963 --> 02:28.640
‫من همون شبی که فهمیدم دخترارو دوست دارم، تخم‌مرغ خورده بودم.‬

02:28.665 --> 02:30.841
‫- دیدی؟‬
‫- ولی فقط نصفشو خوردم.‬

02:31.463 --> 02:33.639
‫- واسه همینه که دوجنس‌گرام.‬
‫- دقیقاً همینه.‬

02:34.296 --> 02:36.186
‫نتونستن به موقع بهم خوراک بدن.‬

02:36.907 --> 02:38.909
‫هی، تقصیر تو نیست، بلر.‬

02:54.783 --> 02:58.090
‫تدی، نگاه کن،‬
‫اون شیلا بورگوارده.‬

02:58.115 --> 02:59.718
‫لعنتی! باید جذاب‌ترین ساقیِ‬

02:59.743 --> 03:00.919
‫روی زمین باشه.‬

03:01.550 --> 03:03.030
‫هی، می‌دونی،‬
‫تازه یه چیزی فهمیدم.‬

03:03.206 --> 03:04.906
‫- چی؟‬
‫- از وقتی ۱۸ سالم شده‬

03:04.931 --> 03:05.933
‫دیگه ندیدمش.‬

03:05.958 --> 03:06.915
‫من الان دیگه بزرگسالم.‬

03:07.034 --> 03:08.644
‫و بزرگسال‌ها مواد می‌خرن.‬

03:08.669 --> 03:10.540
‫این اصلی‌ترین کاریه که می‌کنن. بله.‬

03:10.664 --> 03:12.361
‫من، جان بنت،‬

03:13.046 --> 03:15.178
‫می‌خوام از شیلا بورگوارد مواد بخرم.‬

03:15.641 --> 03:17.078
‫چطور شدم؟‬
‫- مهم نیست.‬

03:20.023 --> 03:21.310
‫هی، شیلا.‬

03:22.129 --> 03:24.827
‫- هی.‬
‫- من جان... بنت هستم.‬

03:25.117 --> 03:27.555
‫ما، خب، پارسال همدیگه رو دیدیم، یادت هست؟‬

03:27.580 --> 03:28.842
‫امم، شاید.‬

03:30.277 --> 03:33.280
‫راستی... اسهالم خوب شده.‬

03:34.057 --> 03:35.624
‫- اوه.‬
‫- آره.‬

03:35.894 --> 03:37.331
‫الان دیگه همه‌چی عادیه.‬

03:37.564 --> 03:39.933
‫البته هر از گاهی یه تاکویِ خراب‬
‫یا یه چیزی می‌خورم،‬

03:39.958 --> 03:40.908
‫و یه اتفاقایی می‌افته‬

03:40.933 --> 03:42.544
‫ولی در کل،‬
‫اوضاعم ردیف بوده.‬

03:43.347 --> 03:46.029
‫شیلا. سلام تد.‬
‫ما هم قبلاً همدیگه رو دیدیم.‬

03:46.054 --> 03:48.230
‫گوش کن، این جانِ ما‬
‫تازگی‌ها واسه خودش مردی شده.‬

03:48.356 --> 03:52.186
‫البته نه از لحاظ جنسی،‬
‫بلکه از نظر بیولوژیکی.‬

03:52.410 --> 03:54.717
‫و می‌خواد یه مقدار ماری‌جوانا ازت بخره.‬

03:55.422 --> 03:57.827
‫اِم... حتماً.‬

03:57.852 --> 03:59.027
‫چقدر می‌خوای؟‬

03:59.052 --> 04:00.488
‫پشمام. جدی؟‬

04:00.696 --> 04:02.437
‫وای پسر. بزرگ‌شدن واقعاً حال می‌ده.‬

04:02.873 --> 04:05.027
‫از مامان‌بزرگ و بابابزرگ‬
‫پولِ کادو تولد گرفتم.‬

04:05.052 --> 04:07.097
‫و می‌خوام همه‌شو خرج کنم. ۲۰۰ دلار.‬

04:07.122 --> 04:08.732
‫- دویست دلار؟‬
‫- آره.‬

04:09.510 --> 04:10.554
‫باشه.‬

04:17.996 --> 04:20.260
‫اینم صد و ده گرم جنس.‬
‫ممنون.‬

04:20.651 --> 04:21.870
‫پشمام.‬

04:23.906 --> 04:25.559
‫این دیگه در حدِ کریس تاکر علف توشه.‬

04:25.606 --> 04:27.042
‫خیلی قشنگه.‬

04:27.067 --> 04:27.981
‫شیلا...‬

04:28.490 --> 04:30.230
‫مرسی که اولین بارم با تو بود.‬

04:30.964 --> 04:32.356
‫لطفاً اینو نگو.‬

04:32.407 --> 04:35.323
‫نمی‌دونم چرا بهت دروغ گفتم.‬
‫اسهال داشتم.‬

04:36.242 --> 04:37.199
‫باشه.‬

04:37.224 --> 04:38.312
‫همین یه ساعت پیش.‬

04:38.589 --> 04:40.156
‫از فازت لذت ببر.‬

04:45.463 --> 04:47.596
‫تو هیچ‌وقت از باکرگی در نمیای.‬

04:50.888 --> 04:53.336
‫فکر نکنم، هیچ‌وقت فکر نکنم‬

04:53.394 --> 04:55.260
‫تا حالا این‌قدر بالا بوده باشم.‬

04:55.343 --> 04:57.127
‫الان پاهام شکلِ آدمیزاده؟‬

04:57.518 --> 04:59.520
‫حس می‌کنم پاهام مثلِ آدمیزاده.‬

04:59.545 --> 05:01.025
‫اوه، نه.‬

05:01.088 --> 05:02.479
‫پای آدمیزاد چه حسی داره؟‬

05:02.527 --> 05:04.573
‫اوه، سؤالِ خوبیه.‬
‫بیا از یکی بپرسیم.‬

05:06.173 --> 05:07.217
‫سلام پسرا.‬

05:07.912 --> 05:09.784
‫مامان، تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

05:09.809 --> 05:11.180
‫پاهاتو بهم نشون بده.‬

05:11.205 --> 05:12.728
‫چه روزِ قشنگیه.‬

05:12.755 --> 05:15.104
‫گفتم به جای اینکه
‫با اتوبوس برین،‬

05:15.238 --> 05:17.197
‫بتونیم بریم مرکز خرید و من براتون‬

05:17.222 --> 05:19.833
‫چند تا شورتِ فارغ‌التحصیلی بخرم.‬

05:19.867 --> 05:22.826
‫شورت؟‬
‫می‌ره روی باسنِ آدم.‬

05:22.910 --> 05:25.511
‫و شاید بعدش،‬
‫بتونیم بریم «سیرز»‬

05:25.802 --> 05:27.456
‫و عکسِ پرتره بگیریم.‬

05:27.719 --> 05:29.330
‫پاهایِ کیریت رو نشون بده!‬

05:33.972 --> 05:36.235
‫خب جانی،‬
‫داشتم به این فکر می‌کردم که چه جور‬

05:36.260 --> 05:37.826
‫شورتی باید بخری.‬

05:37.907 --> 05:41.084
‫و به نظرم شورتِ یه پسر‬
‫باید با مالِ باباش ست باشه.‬

05:41.761 --> 05:43.536
‫ولی بعدش درباره‌ش دعا کردم.‬

05:43.690 --> 05:45.755
‫و اگه بخوای‬
‫یه چیزِ متفاوت رو امتحان کنی،‬

05:45.780 --> 05:47.391
‫فکر کنم مشکلی نباشه.‬

05:49.174 --> 05:50.959
‫لعنتی، چقدر نرمی.‬

05:52.085 --> 05:53.303
‫همیشه همین‌قدر نرم بودی؟‬

05:53.328 --> 05:55.460
‫آره دیگه. من یه خرسِ‬
‫تدی‌ام کسخل.

05:56.457 --> 06:00.113
‫اوه، من یه خرسِ تدیِ کسکشم.‬

06:00.534 --> 06:01.535
‫اون چی بود؟‬

06:02.054 --> 06:04.276
‫وای خدای من! آتیش گرفتیم؟‬

06:04.304 --> 06:08.264
‫اِم، طوری نیست پسرا.‬
‫فقط یه پلیسه.‬

06:08.422 --> 06:09.814
‫لعنتی! این‌همه علف همراهمونه.‬

06:09.932 --> 06:12.020
‫شاید پلیس نباشه.‬
‫شاید رقاص لختی باشه.‬

06:12.045 --> 06:13.307
‫اوه، آره.‬

06:13.393 --> 06:15.047
‫چون بعضی وقت‌ها‬
‫لباسِ پلیس می‌پوشن.‬

06:15.319 --> 06:17.498
‫اگه بگه شما حق دارین‬
‫که سکسی بمونین،‬

06:17.523 --> 06:18.872
‫یعنی خطری تهدیدمون نمی‌کنه.‬

06:36.483 --> 06:37.701
‫عصر بخیر خانم.‬

06:37.726 --> 06:38.900
‫می‌تونم گواهینامه‬
‫و کارتِ ماشینتون رو ببینم؟‬

06:39.355 --> 06:41.183
‫به دودولش دست بزن‬
‫ببین چه واکنشی نشون می‌ده.‬

06:41.288 --> 06:42.245
‫البته.‬

06:43.284 --> 06:44.937
‫مشکلی پیش اومده، جناب سروان؟‬

06:44.962 --> 06:46.949
‫می‌دونین که‬
‫چراغِ ترمزِ سمتِ چپتون سوخته؟‬

06:46.974 --> 06:49.237
‫اوه، ای وای.‬

06:49.262 --> 06:51.960
‫شوهرم معمولاً به این چیزا‬
‫رسیدگی می‌کنه،‬

06:52.542 --> 06:54.762
‫ولی این اواخر‬
‫ادرارش سفت شده.‬

06:54.787 --> 06:56.963
‫هی، اگه پلیسی،‬
‫باید بهمون بگی.‬

06:57.231 --> 06:59.102
‫- بله؟‬
‫- آره، من حقوقمون رو می‌دونم.‬

06:59.266 --> 07:01.207
‫و تو هیچ حقی نداری‬
‫که بدون حکم این ماشینو بگردی‬

07:01.248 --> 07:03.946
‫یا این جیبِ این کوله‌پشتی رو.

07:04.382 --> 07:05.730
‫خب، این اصلاً‬
‫مشکوک نیست.‬

07:05.755 --> 07:07.627
‫آره، خب، منم می‌تونم‬
‫همین رو درباره‌ی تو بگم‬

07:08.071 --> 07:09.551
‫که یه خانواده‌ی قانون‌مدار رو‬
‫متوقف کردی‬

07:09.576 --> 07:11.056
‫که دارن می‌رن شورتِ تمیز بخرن‬

07:11.081 --> 07:12.996
‫با مطلقاً هیچ‌گونه مخدری‬
‫از هیچ نوعی هیچ‌جایِ‬

07:13.021 --> 07:14.927
‫ماشین یا همراهِ خودشون ندارن.‬

07:15.522 --> 07:17.175
‫بسیار خب، همگی از ماشین‬
‫پیاده شین.‬

07:17.521 --> 07:18.870
‫لعنتی.‬

07:28.124 --> 07:29.473
‫مامان، باید یه چیزی بهت بگم.‬

07:29.597 --> 07:31.120
‫چی شده عزیزم؟‬

07:31.272 --> 07:32.621
‫من چیز دارم.

07:33.091 --> 07:35.920
‫اوه. خب، سعی کن تا جایی که می‌تونی نگهش داری.‬

07:35.945 --> 07:38.532
‫بعدش وقتی رسیدیم مرکز خرید‬
‫می‌تونم ببرمت دستشویی خانوما‬

07:38.557 --> 07:40.211
‫تا بتونی کارتو بکنی.‬

07:40.236 --> 07:42.107
‫نه مامان، توی کوله‌پشتیم ماری‌جوانا دارم.‬

07:42.636 --> 07:44.246
‫بعدِ مدرسه خریدمش.‬

07:44.766 --> 07:45.984
‫- چی؟‬
‫- می‌دونم،‬

07:46.009 --> 07:48.054
‫می‌دونم، احمقم و... و متأسفم.‬

07:48.967 --> 07:51.100
‫اوه، جانی...‬

07:51.918 --> 07:53.560
‫دیگه ۱۸ سالت شده.‬

07:54.308 --> 07:55.874
‫ممکنه بفرستنت پای چوبه دار.‬

07:56.603 --> 07:57.430
‫ببینیم اینجا چی داریم؟‬

07:58.571 --> 07:59.615
‫این مالِ کیه؟‬

08:00.481 --> 08:02.352
‫- این...‬
‫- مالِ منه.‬

08:03.423 --> 08:04.380
‫مالِ منه.‬

08:04.418 --> 08:05.680
‫- چی؟‬
‫- مالِ شما؟‬

08:05.705 --> 08:07.925
‫من به این آشغالا اعتیاد دارم، جناب سروان!‬

08:08.151 --> 08:09.021
‫مامان، داری چیکار می‌کنی؟‬

08:09.076 --> 08:12.035
‫هم می‌خورمش، هم تزریقش می‌کنم،‬

08:12.060 --> 08:14.062
‫و از هر راهی که بشه مصرفش می‌کنم.‬

08:14.408 --> 08:17.846
‫از همون موقعِ وودستاک، همون‌جا هم یاد گرفتم.‬

08:18.628 --> 08:19.716
‫هیپی‌های کسکش.‬

08:20.480 --> 08:21.524
‫برگرد.‬

08:23.768 --> 08:25.591
‫هی، من حقوقِشو می‌دونم!‬

08:25.592 --> 08:26.941
‫آره؟ مثلاً چیا هستن؟‬

08:26.966 --> 08:27.967
‫ای لعنت بهش.‬

08:33.532 --> 08:36.171
‫پسرا، یکم زیتیِ اضطراری توی فریزر هست،‬

08:36.363 --> 08:37.799
‫یه غذایِ آماده‌ی استافرز هم توی زیرزمینه.‬

08:37.824 --> 08:38.608
‫مواظبِ سرت باش.‬

08:52.982 --> 08:55.012
‫- مامانو برد.‬
‫- ماری‌جوانامونو برد!‬

08:55.537 --> 08:58.148
‫و... و اون... و اون سوزان رو هم با خودش برد. اوه!‬

08:59.140 --> 09:00.837
‫اوه، نه!‬

09:02.019 --> 09:03.866
‫نمی‌تونی با برت هارت این کارو بکنی،‬

09:03.891 --> 09:06.502
‫ای خارجیِ گنده‌ی چاق!‬

09:09.499 --> 09:11.675
‫کدوم گوری بودی؟‬
‫مامانت کجاست؟‬

09:12.073 --> 09:13.030
‫متی...‬

09:14.684 --> 09:16.164
‫بیا حرف بزنیم.‬

09:16.905 --> 09:18.254
‫یعنی چی؟!

09:19.575 --> 09:21.316
‫فرار کن جانی! زنده بمون!‬

09:21.341 --> 09:23.343
‫هر اتفاقی بیفته، پیدات می‌کنم.‬

09:23.368 --> 09:24.412
‫برگرد اینجا کثافت!‬

09:24.711 --> 09:26.060
‫اوه، ای بابا.‬

09:27.454 --> 09:28.759
‫آخ، کسکش!‬

09:30.657 --> 09:33.094
‫احمقِ بیشعورِ پفیوز! عوضیا!‬

09:33.119 --> 09:35.469
‫هی، هی، هی!‬
‫اینجا چه خبره؟‬

09:35.575 --> 09:37.533
‫مچ این دو تا کسمشنگ رو با مواد گرفتن...

09:37.558 --> 09:39.342
‫و گذاشتن سوزان به خاطرش بازداشت بشه!‬

09:39.883 --> 09:40.928
‫چی؟‬

09:40.953 --> 09:43.249
‫- راسته؟‬
‫- آره.‬

09:43.823 --> 09:45.715
‫احمق‌های کسمشنگ گاو!‬

09:45.740 --> 09:46.741
‫عوضیا!‬

09:53.723 --> 09:55.159
‫الان برمی‌گردم.‬

09:55.532 --> 09:59.143
‫تو همین‌جا می‌مونی
‫و اعتراف‌نامه‌ت رو می‌نویسی، یابو.‬

10:03.690 --> 10:05.691
‫- نمی‌تونم انجامش بدم.‬
‫- واسه چی؟

10:05.692 --> 10:07.528
‫می‌ترسم، بلر. نمی‌تونم برم زندان.‬

10:07.553 --> 10:09.105
‫اوه، ولی با اینکه مامانت‬

10:09.130 --> 10:10.670
‫به جای تو بره زندان، هیچ مشکلی نداری؟‬

10:10.694 --> 10:12.174
‫به خدا قسم، این دقیقاً همون چیزیه‬

10:12.199 --> 10:13.710
‫که دیشب داشتم در موردش حرف می‌زدم،‬

10:13.735 --> 10:14.954
‫اونم به بدترین شکلِ ممکن.‬

10:14.979 --> 10:16.621
‫سوزان همه‌ی کارای این خانواده رو انجام می‌ده،‬

10:16.646 --> 10:17.864
‫و هیچ‌کس هیچ غلطی براش نمی‌کنه.‬

10:18.013 --> 10:19.449
‫خب، به این صورت نگاه کن، بلر.‬

10:19.474 --> 10:21.389
‫به دهنش نگاه کن. خیلی جوونه.‬

10:21.639 --> 10:23.989
‫اگه بره زندان، اونجا پر از آدمای کیریه.‬

10:24.237 --> 10:26.195
‫اون‌وقت این دهن پر از کیر چه کمکی به سوزان میکنه؟

10:26.543 --> 10:27.714
‫برین به درک.‬

10:32.092 --> 10:33.484
‫دهن پر از کیر؟

10:33.509 --> 10:35.635
‫داشتم واسه تأثیرگذاری پیازداغشو زیاد می‌کردم.‬

10:35.660 --> 10:37.401
‫احتمالاً فقط یکی دو نفر باشن...‬

10:38.029 --> 10:40.422
‫ولی همونا هم گشادت میکنن، جانی.‬

10:41.269 --> 10:42.859
‫آره، همین‌طوره.‬

10:53.526 --> 10:55.440
‫هی. حالت چطوره؟‬

10:55.465 --> 10:58.468
‫خوبم، متی.‬

10:58.994 --> 11:01.517
‫جانی بهت گفت زیتی کجاست؟‬

11:01.542 --> 11:02.928
‫اصلاً نگران نباش.‬

11:02.953 --> 11:05.521
‫جانی اعتراف می‌کنه و تو تا شب خونه‌ای.‬

11:05.546 --> 11:08.592
‫نه متی، مجبورش نکن این کارو بکنه.‬

11:08.617 --> 11:10.314
‫انتخابِ خودم بود.‬

11:10.444 --> 11:11.227
‫چی؟‬

11:11.451 --> 11:13.322
‫جانی دیگه ۱۸ سالشه.‬

11:13.460 --> 11:16.158
‫تازه داره زندگیشو شروع می‌کنه.‬

11:16.350 --> 11:18.395
‫این می‌تونه آینده‌شو خراب کنه.‬

11:18.827 --> 11:21.090
‫ممکنه نذاره بره دانشگاه.‬

11:21.154 --> 11:24.686
‫ممکنه باعث بشه بره توی یه باندِ بریک دنس.‬

11:24.711 --> 11:26.408
‫ولی مواد مالِ اون بود.‬

11:26.433 --> 11:28.051
‫باید مسئولیت‌پذیری رو یاد بگیره.‬

11:28.076 --> 11:29.295
‫نه این‌طوری.‬

11:30.853 --> 11:32.638
‫بهم قول بده مجبورش نمی‌کنی.‬

11:32.996 --> 11:34.302
‫سوزان.‬

11:37.139 --> 11:38.096
‫باشه.‬

11:38.253 --> 11:40.516
‫تازه، این اولین بارمه که خلاف می‌کنم.‬

11:40.601 --> 11:43.473
‫مطمئنم بهم سخت نمی‌گیرن.‬

11:43.651 --> 11:46.436
‫شما رو به ۲۰ سال حبس‬
‫در زندان ایالتی محکوم می‌کنم.‬

11:47.795 --> 11:49.274
‫پرونده‌ی بعدی.‬

11:49.686 --> 11:53.037
‫ایالت ماساچوست‬
‫علیه سوزان بنت.‬

11:53.229 --> 11:54.491
‫حمل ماری‌جوانا.‬

11:54.682 --> 11:56.379
‫- دین-دین!‬
‫- این کارو نکن.‬

11:56.404 --> 11:58.106
‫اینجا دادگاهه بلر،‬
‫مجبورم.‬

11:58.223 --> 12:00.400
‫نظم و قانونه دیگه.‬

12:00.786 --> 12:01.808
‫دین-دین!‬

12:02.025 --> 12:02.896
‫آخ، کسکش!‬

12:04.892 --> 12:06.153
‫دین-دین.‬

12:06.178 --> 12:07.963
‫خانمِ بنت،‬
‫شما متهم هستید‬

12:07.988 --> 12:08.815
‫به حمل ماری‌جوانا.‬

12:08.840 --> 12:09.711
‫چه دفاعی دارید؟‬

12:10.563 --> 12:12.347
‫نمی‌تونم دروغ بگم جناب قاضی،‬

12:13.526 --> 12:15.832
‫اعتراف می‌کنم... گناهکارم.‬

12:16.492 --> 12:18.625
‫خب، ممنون‬
‫بابت صداقتتون.‬

12:18.968 --> 12:22.232
‫چون اولین بارتونه‬
‫و به نظر خانمِ محترمی می‌آید،‬

12:22.257 --> 12:23.606
‫می‌خوام با ملایمت برخورد کنم.‬

12:24.421 --> 12:26.554
‫شما رو به ده روز حبس‬
‫در بازداشتگاه بخش محکوم می‌کنم.‬

12:27.137 --> 12:28.398
‫- ده روز؟‬
‫- چه وضعشه دیگه؟‬

12:28.423 --> 12:29.860
‫- یا عیسی مسیح!‬
‫- ختم جلسه رو اعلام می‌کنم.‬

12:31.929 --> 12:33.104
‫دین-دین!‬

12:33.308 --> 12:34.570
‫ازت خوشم اومد!‬

13:12.401 --> 13:14.534
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟‬

13:14.559 --> 13:17.257
‫سلام. من سوزان بنت هستم.‬

13:17.282 --> 13:19.109
‫هم‌اتاقیِ جدیدتم‬

13:23.978 --> 13:27.285
‫جای قشنگی دارید اینجا.‬

13:27.313 --> 13:28.226
‫اسمت چیه؟‬

13:28.251 --> 13:29.608
‫جنده‌کش.

13:29.803 --> 13:33.067
‫اوه، خب.‬
‫با میچ میلر هم‌قافیه‌ست.‬

13:33.279 --> 13:35.455
‫چه مرگته؟ واسه چی اینجایی؟‬

13:35.532 --> 13:37.900
‫اوه، مـ... من یه کار خیلی بد کردم.‬

13:37.925 --> 13:39.797
‫کسی رو کشتی‬
‫یا چی؟‬

13:40.180 --> 13:42.820
‫- ماری‌جوانا.‬
‫- جدی می‌گی؟‬

13:42.973 --> 13:44.671
‫اوه، نه. اصلاً.‬

13:45.840 --> 13:47.057
‫تو چرا اینجایی؟‬

13:47.165 --> 13:48.949
‫چون این سیستمِ کیری فاسده.‬

13:49.017 --> 13:50.974
‫من کاری نکردم. بی‌گناهم.‬

13:50.999 --> 13:53.001
‫وای، نه.‬

13:53.081 --> 13:54.822
‫به کسی چیزی گفتی؟‬

13:55.378 --> 13:56.510
‫باید بهشون خبر بدیم.‬

13:56.720 --> 13:58.809
‫نگهبان، این زن بی‌گناهه.‬

13:58.841 --> 14:00.213
‫- خفه شو کسخل...‬
‫- نگهبان!‬

14:00.238 --> 14:01.674
‫سرت به کارِ خودت باشه.‬

14:01.699 --> 14:02.830
‫ما با هم دوست نیسیم.‬

14:03.390 --> 14:04.869
‫ما با هم دوست نیستیم.‬

14:06.146 --> 14:08.862
‫ولی سر یه تیکه نون
‫تستِ دارچینی شرط می‌بندم که می‌شیم.‬

14:10.470 --> 14:12.080
‫داری منو تهدید می‌کنی؟‬

14:12.396 --> 14:13.920
‫من کورنهولیو هستم.‬

14:13.971 --> 14:15.451
‫بیخیال بیویس، بشین سر جات.‬

14:16.624 --> 14:19.017
‫اینجا چه خبره؟‬

14:19.579 --> 14:20.710
‫داریم تلویزیون می‌بینیم.‬

14:21.209 --> 14:23.039
‫شما دوتا گهی نمی‌بینید.‬

14:23.098 --> 14:25.491
‫اگه مادرتون تو زندانه،‬
‫شما هم تو زندانید.‬

14:25.539 --> 14:26.931
‫- یعنی چی؟‬
‫- یعنی‬

14:26.975 --> 14:29.456
‫شماها باید این خونه‌ی‬
‫کیری رو تمیز کنید.‬

14:29.481 --> 14:31.091
‫باید لباس‌ها رو بشورید،‬
‫باید‬

14:31.116 --> 14:33.292
‫ظرف‌های کوفتی رو بشورید و‬
‫همه‌ی غذاها رو بپزید.‬

14:33.317 --> 14:35.164
‫پس واسه یه جهنمِ واقعی آماده شید.‬

14:35.189 --> 14:37.017
‫مگه این همون کارهای‬
‫روزمره‌ی سوزان نیست؟‬

14:37.045 --> 14:38.438
‫دقیقاً خودشه.‬

14:38.463 --> 14:40.830
‫و این تنبیه‌تونه.‬
‫پس شروع کنید.‬

14:41.181 --> 14:42.225
‫باشه.‬

14:42.933 --> 14:44.194
‫باشه. از پسش برمیایم.‬

14:44.219 --> 14:46.134
‫خانه‌داریه دیگه.‬
‫مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟‬

14:46.159 --> 14:48.465
‫آره. آره، حتی اسمش هم‬
‫مثل بازی می‌مونه.‬

14:48.490 --> 14:49.868
‫خانه‌داری.‬

14:49.893 --> 14:52.243
‫شما احمق‌ها اصلاً نمی‌دونید
‫دارید چی می‌گید.‬

14:52.399 --> 14:54.188
‫آره؟ اینو ببین.‬

14:56.787 --> 14:58.963
‫دیدی؟ خونه رو نگه داشتم.‬

14:59.047 --> 15:00.048
‫من یه خانه‌دارم.‬

15:00.333 --> 15:01.158
‫آره، منم ببین.‬

15:01.292 --> 15:02.642
‫منم بتی کراکرِ کسکشم.‬

15:03.131 --> 15:05.177
‫می‌دونید چیه؟‬
‫حرفم رو پس می‌گیرم.‬

15:05.692 --> 15:06.693
‫از پسش برمیاید.‬

15:06.718 --> 15:08.111
‫موفق باشید.‬

15:08.412 --> 15:10.791
‫خیلی خب، من گردِ تورو می‌گیرم،‬
‫بعد تو گردِ منو بگیر.‬

15:10.816 --> 15:11.774
‫درسته.‬

15:15.000 --> 15:22.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:26.246 --> 15:28.710
‫می‌تونم بهتون ملحق شم خانم‌ها؟‬

15:32.972 --> 15:36.758
‫من سوزانم.‬
‫با خانمِ کیلر هم‌اتاقی‌ام.‬

15:37.225 --> 15:38.574
‫اسم شماها چیه؟‬

15:38.679 --> 15:39.593
‫کیر بخور.

15:39.983 --> 15:40.984
‫تو چی؟‬

15:41.022 --> 15:42.240
‫من فدکس‌ام.‬

15:42.521 --> 15:44.784
‫اون شصت‌ونه‌ست.‬
‫اونم گانجیناست.‬

15:44.968 --> 15:47.188
‫مردها اگه تو تیررسم‬
‫قرار بگیرن، می‌میرن.‬

15:47.399 --> 15:50.490
‫اوه، چه اسم‌های‬
‫جالبی.‬

15:50.515 --> 15:52.474
‫چرا بهت می‌گن فدکس؟‬

15:52.542 --> 15:54.733
‫چون هر چی بخوای رو‬
‫زیر ۲۴ ساعت برات جور می‌کنم.‬

15:54.758 --> 15:55.715
‫اوه.‬

15:55.793 --> 15:57.455
‫البته تا وقتی که توی کونم جا بشه.‬

15:57.480 --> 15:58.568
‫اوه.‬

15:58.725 --> 16:01.014
‫شما خانما‬
‫دارین درباره چی حرف می‌زنین؟‬

16:01.131 --> 16:02.479
‫درباره این غذای کیری اینجا.‬

16:02.504 --> 16:04.332
‫من این آشغالو‬
‫جلوی سگ بی صاحاببم نمی‌ندازم.‬

16:04.716 --> 16:07.270
‫یه زمانی یه سگی رو می‌شناختم‬
‫که سوپ دوست داشت.‬

16:08.008 --> 16:10.227
‫خنده‌دار نیست؟‬

16:10.583 --> 16:13.063
‫مال همسایه‬
‫دیوار به دیوارمون بود،‬

16:13.141 --> 16:15.012
‫و خیلی پسر‬
‫ناز و دوست‌داشتنی‌ای بود.‬

16:15.230 --> 16:17.268
‫ولی بعدش به یه بچه‌ی نوپا حمله کرد،‬

16:17.314 --> 16:18.925
‫و مجبور شدن‬
‫بهش پوزه‌بند بزنن.‬

16:18.950 --> 16:20.822
‫ولی بعدش اون پوزه‌بند رو‬
‫جوید و پاره کرد‬

16:20.847 --> 16:22.458
‫و به یه بچه‌ی دیگه حمله کرد.‬

16:22.483 --> 16:25.781
‫بعدش کلیسا مجبور شد‬
‫اونو به یه منطقه‌ی دیگه منتقل کنه.‬

16:26.485 --> 16:28.748
‫وای، نه، صبر کن،‬
‫اون پدر اوبرایان بود.‬

16:31.181 --> 16:34.301
‫سیکستی‌ناین.‬
‫این اسم یعنی چی؟‬

16:34.326 --> 16:37.460
‫گوش کن سلیطه، اگه اینجا زیاد‬
‫حرف بزنی، تیکه‌تیکه‌ات می‌کنن.‬

16:37.485 --> 16:39.791
‫پس اگه جای تو بودم،‬
‫دهن وامونده‌ام رو می‌بستم.‬

16:47.603 --> 16:49.213
‫نمی‌فهمم.‬

16:49.344 --> 16:50.989
‫این همه دم‌ودستگاه، ولی آخرش‬
‫تنها چیزی که درست کردیم‬

16:51.014 --> 16:52.146
‫یه دونه تخم‌مرغ آب‌پز بود.‬

16:52.354 --> 16:53.573
‫حتی نمی‌دونم‬
‫اصلاً خوب شده یا نه.‬

16:54.790 --> 16:56.792
‫صبر کن. از ظهر گذشته.‬
‫این دیگه یه تخم‌مرغ گیه.‬

16:58.180 --> 16:59.441
‫لعنت بهش.‬

16:59.466 --> 17:01.746
‫الان دارم به جان استیموس فکر می‌کنم‬ که داره
‫لخت چمن زن رو هل میده.

17:01.771 --> 17:04.078
‫چه گهی دارید میخورید کسخلا؟

17:04.103 --> 17:05.844
‫شام چی شد؟‬
‫- الانه که حاضر بشه.‬

17:06.321 --> 17:07.931
‫خب، باید یه فکری‬
‫به حالش بکنیم.‬

17:08.009 --> 17:09.315
‫مامان معمولاً شنبه‌ها‬
‫می‌ره خرید،‬

17:09.399 --> 17:10.312
‫واسه همین اینجا چیز زیادی نیست.‬

17:10.607 --> 17:11.956
‫خب، اوم، اسلیم جیمز داریم،‬

17:11.980 --> 17:13.547
‫نون تست، پنیر رنده شده،‬

17:13.650 --> 17:15.436
‫و یه عالمه سس و چاشنی.‬

17:15.704 --> 17:16.966
‫یه ایده‌ای دارم.‬

17:21.476 --> 17:22.259
‫خب.‬

17:23.669 --> 17:25.101
‫هات‌داگ‌های مخصوص.‬

17:28.084 --> 17:29.216
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

17:29.241 --> 17:30.155
‫منظورت چیه؟ شامه دیگه.‬

17:30.712 --> 17:32.105
‫این کپه آشغال شامه؟‬

17:32.134 --> 17:34.354
‫بهش می‌گیم «فرانک‌فورتر».‬

17:34.379 --> 17:37.470
‫ما هات‌داگ رو بردیم‬
‫به دهه‌ی ۹۰ِ جنجالی.‬

17:38.030 --> 17:39.118
‫واو!‬

17:39.536 --> 17:40.798
‫بزن بریم موج‌سواری.‬

17:41.572 --> 17:44.010
‫چی؟ من این آشغالو نمی‌خورم.‬

17:44.035 --> 17:45.080
‫باورنکردنیه.‬

17:45.105 --> 17:46.325
‫ما اون تو جون کندیم،‬

17:46.350 --> 17:47.917
‫برات یه غذای خوشمزه درست کردیم،‬

17:47.942 --> 17:50.992
‫از رو زمین جمعش کردیم و‬
‫یه آب بهش گرفتیم،‬

17:51.070 --> 17:52.506
‫اونوقت اینطوری ازمون تشکر می‌کنی.‬

17:52.531 --> 17:54.794
‫می‌دونستم شما دوتا‬
‫کیر می‌زنین به همه چی.‬

17:54.819 --> 17:56.030
‫بیخیال.‬

17:56.055 --> 17:58.579
‫خودم می‌رم خواربارفروشی‬
‫و ردیفش می‌کنم.‬

18:01.838 --> 18:03.797
‫یکی نمی‌خواد بیاد‬
‫به منِ کمک کنه؟‬

18:06.099 --> 18:08.144
‫راهروی کوفتیِ‬
‫غذاهای آماده کجاست؟‬

18:10.223 --> 18:12.747
‫روی این جعبه عکسِ‬
‫همون چیزیه که می‌خوام.‬

18:18.393 --> 18:19.698
‫هی، هی، هی!‬

18:20.176 --> 18:21.437
‫آخ، لعنتی!‬

18:21.462 --> 18:22.986
‫این دیگه چه مسخره‌بازیه!‬

18:23.011 --> 18:25.274
‫- چه خبره؟‬
‫- بازرسی سرزده‌ست.‬

18:26.206 --> 18:28.860
‫لعنتی! تختم خیلی به‌هم‌ریخته‌ست.‬

18:28.885 --> 18:30.015
‫دوباره برام گزارش رد می‌کنن‬

18:30.040 --> 18:31.302
‫و امتیاز نقاشی با آبرنگم رو‬
‫از دست می‌دم.‬

18:31.399 --> 18:33.053
‫بیچ کیلر، بیا اینجا!‬

18:33.250 --> 18:35.078
‫گندش بزنن!‬

18:38.415 --> 18:41.853
‫این تمیزترین تختیه که‬
‫تا حالا دیدم.‬

18:41.878 --> 18:43.967
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟‬

18:44.153 --> 18:45.198
‫این چه بوییه؟‬

18:45.436 --> 18:46.786
‫بوی گل‌های خشکه.‬

18:47.572 --> 18:49.966
‫با گل‌های خشکِ مراسم یادبودِ‬

18:49.991 --> 18:52.733
‫اون خانمی درستش کردم که اون روز‬
‫توی حمام با چاقو زدنش.‬

18:53.129 --> 18:54.478
‫خب، خیلی عالیه.‬

18:55.297 --> 18:57.386
‫تبریک می‌گم، بیچ کیلر.‬

18:57.411 --> 18:59.629
‫برای یه بار هم که شده‬
‫توی بازرسی قبول شدی.‬

19:00.447 --> 19:02.536
‫ولی حواسم بهت هست.‬

19:05.908 --> 19:07.605
‫تو این کارو کردی؟‬

19:07.887 --> 19:08.713
‫آره.‬

19:08.738 --> 19:10.042
‫چرا؟‬

19:10.067 --> 19:12.330
‫اوه، آخه عادت دارم‬
‫اتاق جانی رو جمع‌وجور کنم.‬

19:12.355 --> 19:13.661
‫کار راحتی بود.‬

19:14.113 --> 19:15.356
‫در ضمن...‬

19:16.632 --> 19:19.853
‫برات با نوار بهداشتی‬
‫دمپایی درست کردم.‬

19:20.371 --> 19:22.199
‫سایزم رو از کجا می‌دونستی؟‬

19:22.656 --> 19:24.223
‫سایز دمپایی رو یا نوار بهداشتی رو؟‬

19:24.248 --> 19:25.467
‫دمت گرم که هوامو داشتی.‬

19:25.556 --> 19:28.516
‫نمی‌دونم‬
‫منظورت چیه.‬

19:33.433 --> 19:36.740
‫مسابقه‌ی فمیلی فیود! ‬

19:37.945 --> 19:39.512
‫تدی، کارِ خشک‌کن تموم شد.‬

19:40.223 --> 19:42.791
‫ریچارد داسون! ‬

19:43.657 --> 19:44.571
‫تدی؟‬

19:52.536 --> 19:54.321
‫یا خدا!‬

19:54.346 --> 19:55.303
‫تدی، چی شده؟‬

19:55.328 --> 19:57.683
‫دفعه‌ی بعد که اون وامونده رو روشن کردی،‬

19:57.708 --> 19:58.970
‫اول در بزن یابو.‬

19:58.995 --> 20:01.775
‫هی، لباسشویی چه مرگشه؟

20:01.918 --> 20:03.354
‫هر چی دارم برام کوچیک شده،‬

20:03.623 --> 20:04.798
‫شورتامم پیدا نمی‌کنم.‬

20:05.022 --> 20:06.067
‫آهان، آره. انداختیمشون دور.‬

20:06.322 --> 20:07.672
‫چی؟ چرا؟‬

20:07.800 --> 20:09.365
‫چون همه‌شون پر از‬
‫لکه‌ی عن بود.‬

20:09.420 --> 20:11.901
‫خب، مـ... من که نمی‌تونم‬
‫بدون شورت برم سر کار.‬

20:12.232 --> 20:14.277
‫پسرا کل روز دهنمو سرویس می‌کنن.‬

20:14.449 --> 20:17.017
‫اونا از کجا می‌خوان بفهمن‬
‫که شورت نپوشیدی؟‬

20:17.042 --> 20:18.407
‫خودتو به کوچه علی‌چپ نزن.‬

20:18.432 --> 20:19.651
‫خب، می‌خوای چیکار کنیم؟‬

20:19.985 --> 20:21.464
‫برو از توی اون آشغال‌دونیِ کیری درشون بیار‬

20:21.489 --> 20:22.969
‫و با غلط‌گیر تمیزشون کن.‬

20:24.124 --> 20:25.342
‫برو!‬
‫- لعنت بهش!‬

20:25.367 --> 20:26.324
‫رفتیم. داریم می‌ریم لامصب!‬

20:40.735 --> 20:42.345
‫سلام خانما.‬

20:42.497 --> 20:44.151
‫اون پشت چه غلطی می‌کنی؟‬

20:44.434 --> 20:46.436
‫خب، داشتید می‌گفتید که از غذا خوشتون نمی‌آد.‬

20:46.521 --> 20:47.783
‫واسه همین با رئیس زندان حرف زدم،‬

20:47.808 --> 20:48.755
‫چندتا پیشنهاد دادم،‬

20:48.780 --> 20:51.830
‫اونم منو مسئول آشپزخونه کرد.‬

20:52.123 --> 20:53.230
‫اون میت‌لوفه؟‬

20:53.268 --> 20:55.470
‫آره. می‌خوای امتحانش کنی؟‬

21:00.061 --> 21:02.411
‫وای خدای من،‬
‫این سگ مصب عالیه.

21:02.436 --> 21:04.830
‫منو یاد میت‌لوف‌های‬
‫زندانِ مادرم می‌ندازه.‬

21:04.865 --> 21:07.973
‫از تخم کبوتر استفاده کردم... و یکم کبوتر،‬

21:08.018 --> 21:09.967
‫ولی فکر کنم خوب از آب دراومده.‬

21:09.992 --> 21:10.949
‫هی.‬

21:11.385 --> 21:13.474
‫چه مرگته، نیم‌پا؟‬

21:13.590 --> 21:17.159
‫نیم‌پا؟ چه اسم بامزه‌ای.‬

21:17.224 --> 21:19.008
‫بخاطر اینه که قدت کوتاهه؟‬

21:19.033 --> 21:21.783
‫نه اینکه به تو ربطی داشته باشه زنیکه،‬
‫ولی آره.‬

21:21.808 --> 21:23.493
‫و همچنین بخاطر اینکه نصف پام رو‬

21:23.518 --> 21:24.128
‫توی دعوا با بیل از دست دادم.‬

21:24.180 --> 21:25.878
‫اوه، عزیزم.‬

21:26.541 --> 21:28.935
‫خب، حداقل لازم نیست ناخن‌های پات رو بگیری.‬

21:29.246 --> 21:30.508
‫اون نصفه‌ی پام نیست که ناخن داره.‬

21:30.533 --> 21:31.663
‫اوه.‬

21:31.694 --> 21:33.609
‫تا دیروز من سوگلیِ آشپزخونه بودم.‬

21:33.781 --> 21:35.129
‫تو شغل کیری منو دزدیدی.‬

21:35.230 --> 21:37.197
‫منو فرستادن توی اون رخت‌شوی‌خونه‌ی خراب‌شده.‬

21:37.697 --> 21:38.861
‫اوه، متأسفم.‬

21:38.862 --> 21:41.010
‫مـ... منظوری نداشتم که شغل کسی رو بگیرم.‬

21:41.035 --> 21:42.820
‫فقط داشتم سعی می‌کردم غذا رو بهتر کنم.‬

21:43.060 --> 21:45.584
‫آهان، پس غذای من آشغال بود؟‬
‫اینو می‌خوای بگی؟‬

21:47.715 --> 21:49.151
‫فاتحه‌ت خونده‌ست.‬

21:53.417 --> 21:55.115
‫شصت و نُه؟‬

21:55.140 --> 21:57.406
‫الان واقعاً به یه بغل احتیاج دارم.‬

22:05.546 --> 22:07.461
‫آخه چرا منِ باید خوندن بلد باشم؟‬

22:07.564 --> 22:08.738
‫مامانم سواد نداشت،‬

22:08.763 --> 22:10.026
‫ولی با ساک زدن کلی پول به جیب می‌زد.‬

22:10.073 --> 22:12.685
‫اوخی، کتاب خوندن واسه مغزت عالیه.‬

22:12.826 --> 22:15.045
‫یاد گرفتنش هم اصلاً سخت نیست.‬

22:15.429 --> 22:18.432
‫بیا، اینو از کتابخونه‌ی زندان امانت گرفتم.‬

22:18.689 --> 22:20.561
‫کرم ابریشم خیلی گرسنه.‬

22:21.310 --> 22:23.008
‫فکر می‌کنی تو شیطونی کردی؟‬

22:23.219 --> 22:25.482
‫صبر کن تا ببینی اون چه کارهایی می‌کنه.‬

22:25.560 --> 22:27.214
‫این آشغالا دیگه چیه؟‬

22:27.431 --> 22:29.085
‫اوه، سلام نیم‌پا.‬

22:29.403 --> 22:32.319
‫داشتم به گانجینا خوندن یاد می‌دادم.‬

22:32.436 --> 22:34.656
‫می‌خوای به تو هم خوندن یاد بدم؟‬
‫(با.مـــــ.ابین)

22:34.909 --> 22:37.129
‫چی؟ اول که شغل کیریمو دزدیدی،‬

22:37.154 --> 22:38.721
‫حالا داری بهم می‌گی بی‌سوادِ؟‬

22:40.070 --> 22:42.116
‫دوست داری نصفِ پام رو بکنم تو کونت؟‬

22:42.141 --> 22:43.578
‫مشکلی پیش اومده؟‬

22:44.779 --> 22:47.129
‫نه. مشکلی نیست.‬

22:48.368 --> 22:49.673
‫باز همو می‌بینیم، سوزان.‬

22:50.011 --> 22:51.056
‫باشه.‬

22:51.918 --> 22:53.049
‫خداحافظ.‬

22:54.491 --> 22:56.145
‫اوه! ببخشید جناب نگهبان؟‬

22:56.170 --> 22:57.126
‫چیه؟‬

22:57.151 --> 22:59.197
‫برنامه‌تون واسه عید پاک چیه؟‬

22:59.223 --> 23:02.009
‫- عید پاک؟‬
‫- خب، همین یکشنبه‌ست.‬

23:02.226 --> 23:04.776
‫فکر کنم رئیس زندان سبدها رو آماده می‌کنه،‬

23:04.805 --> 23:08.036
‫ولی واسه گرفتن ۷۰۰ تا تخم‌مرغ رنگی
‫باید با کی حرف بزنم؟‬

23:08.155 --> 23:11.071
‫اینجا زندانه.‬
‫هیچ برنامه‌ای واسه عید پاک نداریم.‬

23:11.422 --> 23:13.716
‫ولی این روزِ بزرگِ حضرت عیساست.‬

23:14.023 --> 23:16.373
‫اگه تخم‌مرغ قایم نکنیم، اون از کجا بفهمه که برامون مهمه؟‬

23:16.398 --> 23:18.618
‫به من ربطی نداره.‬

23:21.841 --> 23:25.235
‫گانجینا، اون سوراخ‌ها واسه اون کار نیستن.‬

23:31.531 --> 23:34.447
‫لعنتی. چطور اینقدر زود اینطوری شد؟‬

23:34.472 --> 23:37.747
‫پسر، این... اوم...‬
‫از این جوراب واسه، اوم...‬

23:37.772 --> 23:40.253
‫- واسه عشق‌بازی. آره.‬
‫- آره.‬

23:40.397 --> 23:42.182
‫آره، معمولاً قبل از اینکه این‌طوری بشه‬
‫شسته میشه.‬

23:44.565 --> 23:46.610
‫خب، فکر کنم باید‬
‫ملافه‌ها رو عوض کنیم.‬

23:46.788 --> 23:47.658
‫آره.‬

23:59.064 --> 24:00.543
‫چیز دیگه‌ای هم هست که با منیِ خشک‌شده‬

24:00.568 --> 24:02.048
‫پوشیده شده باشه و من باید بدونم؟‬

24:06.120 --> 24:07.861
‫بعدش گفتم:‬
‫«آره، مرتیکه‌ی مادرقحبه؟»‬

24:07.886 --> 24:10.333
‫و نصفِ کیرشو بریدم.‬

24:10.381 --> 24:12.166
‫- اوه.‬
‫- کدوم نصفه‌اش؟‬

24:12.890 --> 24:14.675
‫نصفه‌ی سمتِ چپ.‬

24:17.457 --> 24:18.545
‫به چی می‌خندی؟‬

24:19.548 --> 24:20.810
‫به منه؟‬

24:21.354 --> 24:24.531
‫به بدنمه؟‬
‫داری به هیکلم می‌خندی؟‬

24:24.769 --> 24:27.685
‫بکش عقب سفیدپوست. این اصلاً‬
‫ربطی به تو نداره.‬

24:27.776 --> 24:29.952
‫الان بهم چی گفتی، زندانی؟‬

24:31.207 --> 24:33.709
‫دنبالِ دردسری،‬
‫«بیچ کیلر»؟‬

24:33.734 --> 24:35.997
‫ببخشید. می‌تونم یه چیزی بگم؟‬

24:37.752 --> 24:40.755
‫فکر نمی‌کنم شما خانما درک کنین که چقدر‬

24:40.780 --> 24:42.880
‫شغلِ خانمِ نگهبان سخته.‬

24:42.905 --> 24:44.427
‫داری طرفِ اون رو می‌گیری؟‬

24:44.452 --> 24:47.961
‫خب، توی برنامه‌ی ۶۰ دقیقه دیدم که‬
‫نگهبانای زندان‬

24:48.035 --> 24:49.602
‫شغلِ خیلی خیلی سختی دارن.‬

24:50.192 --> 24:52.455
‫اونا هر روز جونشون رو‬
‫به خطر میندازن.‬

24:52.493 --> 24:55.626
‫سالی فقط حدود‬
‫۲۴ هزار دلار درآمد دارن.‬

24:55.783 --> 24:57.996
‫تازه، باید تفنگشون رو هم خودشون بخرن،‬

24:58.021 --> 25:00.675
‫که خیلیاشون از همون واسه‬
‫خودکشی استفاده می‌کنن.‬

25:00.840 --> 25:02.058
‫یا کشتنِ همسرامون.‬

25:02.243 --> 25:04.375
‫اونا هم آدمای واقعی‌ان،‬
‫درست مثلِ ما.‬

25:04.405 --> 25:05.972
‫ممنون، سوزان.‬

25:06.137 --> 25:07.398
‫خیلی برام ارزش داره.‬

25:07.738 --> 25:10.828
‫و به نظرم هیکلِ‬
‫فوق‌العاده‌ای داری.‬

25:13.085 --> 25:14.695
‫باید برم به مادرم زنگ بزنم.‬

25:25.944 --> 25:28.091
‫مایکل، مطمئنی می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟ ‬

25:37.333 --> 25:38.464
‫این کت‌شلوارِ عروسیته؟‬

25:38.546 --> 25:40.156
‫تنها چیزیه‬
‫که تمیزه.‬

25:40.898 --> 25:42.204
‫آه.‬

25:42.229 --> 25:43.404
‫آه، این گودالِ چیه؟‬

25:43.694 --> 25:45.044
‫نمی‌خوای بدونی.‬
‫بپا.‬

25:45.181 --> 25:46.530
‫می‌خوام آشغال‌ها رو بفرستم پایین.‬

25:52.723 --> 25:53.463
‫پسرا...‬

25:55.269 --> 25:56.923
‫قدیما توی ویتنام، یاد گرفتیم‬

25:56.980 --> 25:58.895
‫کی وقتِ‬
‫رها کردنِ پُستتونه.‬

25:59.667 --> 26:00.668
‫اون وقت الانه‌ست.‬

26:01.975 --> 26:03.542
‫هی، هی، هی، از اون طرف نه.‬

26:03.733 --> 26:06.345
‫یا عیسی مسیح، نزدیکِ‬
‫اون لونه‌ی زنبورِ کوفتی نشو.‬

26:06.370 --> 26:07.762
‫خب، پس چطوری باید‬
‫بریم بیرون؟‬

26:07.787 --> 26:09.658
‫یه سدِ سگِ آبی‬
‫جلوی درِ آشپزخونه رو بسته.‬

26:42.469 --> 26:45.080
‫هی، تو توی سلولِ من‬
‫چه غلطی می‌کنی، سلیطه؟‬

26:45.105 --> 26:47.194
‫اوه، سلام نیم پا.‬

26:47.219 --> 26:49.346
‫دیگه چوب خطت پر شد

26:49.867 --> 26:50.955
‫عیدِ پاک مبارک.‬

26:52.471 --> 26:53.994
‫- چی؟‬
‫- عیدِ پاک هدفش...

26:54.038 --> 26:55.444
‫فرصت‌های دوباره‌ست.‬

26:55.782 --> 26:58.306
‫عیسی یه فرصتِ دوباره گرفت.‬

26:58.743 --> 27:01.857
‫فکر کنم دوستیِ ما هم‬
‫لایقِ یه فرصتِ دیگه‌ست.‬

27:06.370 --> 27:07.849
‫لواشکِ متری؟‬

27:07.910 --> 27:11.006
‫حالا می‌تونی هر چقدر که‬
‫دلت می‌خواد «پا» داشته باشی.‬

27:13.107 --> 27:14.108
‫ممنون.‬

27:14.345 --> 27:15.302
‫سوزان.‬

27:15.527 --> 27:17.659
‫واسه همه‌مون سبدِ عیدِ پاک گرفتی؟‬

27:17.873 --> 27:19.309
‫اوه، کاری نبود.‬

27:19.719 --> 27:22.461
‫و بدونِ کمکِ «فدکس»‬
‫نمی‌تونستم انجامش بدم.‬

27:22.672 --> 27:24.544
‫من «پیپس» گیرم اومد. پیپسِ واقعی.‬

27:24.660 --> 27:26.358
‫و یه تخم‌مرغِ شکلاتیِ «کدبری»!‬

27:26.383 --> 27:28.255
‫- مالِ من خالیه.‬
‫- نگران نباش.‬

27:28.432 --> 27:30.161
‫شکلات‌ها تو راهن.‬

27:31.504 --> 27:33.288
‫ارسال شده ولی هنوز نرسیده.‬

27:35.088 --> 27:36.524
‫بیاین بخوریم.‬

27:36.549 --> 27:40.336
‫♪ چی می‌شد اگه خدا هم یکی از ما بود ♪‬

27:42.051 --> 27:46.012
‫♪ فقط یه آدمِ شلخته مثلِ یکی از ما ♪‬

27:47.143 --> 27:50.712
‫♪ فقط یه غریبه توی اتوبوس ♪‬

27:56.329 --> 27:58.592
‫با اون لاکِ غلط‌گیر سریع‌تر باش!‬
‫یالا! تکون بخور!‬

27:58.617 --> 28:00.402
‫ریدنت سریعتر از سرعت رنگ کردن ماست.

28:00.457 --> 28:01.544
‫خدایا.

28:01.569 --> 28:03.223
‫شغلِ مامان‬
‫واقعاً خیلی سخته.‬

28:03.774 --> 28:05.211
‫آره، معلومه.‬

28:05.796 --> 28:07.581
‫دیگه وقتش بود‬
‫شما نمک‌نشناس‌ها اینو بفهمین.‬

28:08.005 --> 28:09.616
‫خیلی بده که مامان قردا‬
‫میاد خونه‬

28:09.719 --> 28:11.025
‫و خونه رو این شکلی می‌بینه.‬

28:11.186 --> 28:12.318
‫اون لایقِ بیشتر از این‌هاست.‬

28:12.343 --> 28:14.240
‫آره، واقعاً هست.‬

28:14.681 --> 28:16.116
‫هی، بلر.‬

28:16.141 --> 28:18.804
‫اگه قول بدیم بهتر باشیم،‬
‫کمکمون می‌کنی‬

28:18.829 --> 28:20.962
‫خونه رو واسه مامان دوباره مرتب کنیم؟‬

28:21.484 --> 28:23.095
‫چون زنم داری ازم می‌پرسی؟‬

28:23.346 --> 28:27.321
‫نه، چون تنها آدمِ غیرِ احمقِ‬
‫اینجایی دارم ازت می‌پرسم.‬

28:28.227 --> 28:30.403
‫باشه. آره، انجامش می‌دم.‬

28:31.018 --> 28:31.714
‫به خاطرِ سوزان.‬

28:32.451 --> 28:33.625
‫ممنون، بلر.‬

28:33.650 --> 28:35.565
‫یه قلم‌مو بردار.‬
‫داریم رو شورت‌ها نقاشی می‌کنیم.‬

28:42.578 --> 28:43.710
‫دلم برات تنگ می‌شه، سوزان.‬

28:43.841 --> 28:47.628
‫آخی. منم دلم برای‬
‫همه‌تون خیلی تنگ می‌شه.‬

28:47.792 --> 28:49.490
‫اینجا بدون تو دیگه‬
‫مثل قبل نمی‌شه.‬

28:49.879 --> 28:52.578
‫باسنم پر شده‬
‫ولی قلبمم همین‌طور.‬

28:52.603 --> 28:53.963
‫مرسی که بهم خوندن یاد دادی.‬

28:53.988 --> 28:57.514
‫از این به بعد،‬
‫اسمم «بوک‌جینا»ست.‬

28:57.539 --> 29:00.107
‫و همون‌طور که گفتی، به آب دادن‬
‫به پام ادامه می‌دم.‬

29:00.415 --> 29:01.764
‫می‌دونم یه روزی دوباره سبز می‌شه.‬

29:02.792 --> 29:04.707
‫آه، بیچ کیلر.‬

29:05.079 --> 29:07.473
‫مرسی که بهترین هم‌اتاقی‌ای بودی‬

29:07.657 --> 29:09.703
‫که یه دختر می‌تونه داشته باشه.‬

29:09.850 --> 29:12.331
‫نه سوزان، من از تو ممنونم.‬

29:13.159 --> 29:14.899
‫اوم، یه سورپرایز‬
‫دیگه هم برات دارم.‬

29:15.385 --> 29:16.691
‫چیه؟‬

29:18.655 --> 29:20.875
‫اوه، عزیزم.‬

29:20.900 --> 29:22.641
‫با تیغ و جوهر زغال انجامش دادم.‬

29:22.963 --> 29:25.705
‫چقدر... بزرگه.‬

29:25.730 --> 29:27.569
‫وقتی هنوز ازت بدمون می‌اومد‬
‫این کارو کرد.‬

29:27.594 --> 29:28.986
‫چهار نفر توی حموم منو نگه داشتن.‬

29:29.746 --> 29:30.921
‫جالبه که تهش چطوری شد.‬

29:31.339 --> 29:33.384
‫خدا همیشه یه نقشه‌ای داره.‬

29:34.201 --> 29:36.290
‫خداحافظ دخترا.‬

29:56.460 --> 29:57.505
‫خب.‬

29:58.579 --> 30:00.146
‫این خیلی بهتر شد.‬
‫- آره.‬

30:01.360 --> 30:02.796
‫مامان!‬
‫- وای خدای من!‬

30:02.933 --> 30:04.238
‫سلام، سلام!‬

30:04.545 --> 30:06.155
‫اوه، دلمون برات تنگ شده بود.‬
‫خیلی زیاد.‬

30:06.267 --> 30:07.644
‫ماری‌جواناها رو بهت پس دادن؟‬

30:07.669 --> 30:11.020
‫اوه. وای خدای من.‬

30:11.045 --> 30:12.830
‫مهمونی گرفته بودین؟‬

30:12.855 --> 30:16.206
‫اینجا که بازار شامه.‬

30:18.647 --> 30:20.606
‫بیا.‬
‫- مامان، ما تمام تلاشمون رو کردیم،‬

30:20.711 --> 30:23.192
‫ولی اصلاً نمی‌دونستیم‬
‫کارت چقدر سخته.‬

30:23.217 --> 30:24.609
‫آره، قدرتو نمی‌دونستیم،‬

30:24.634 --> 30:26.948
‫و قول می‌دیم‬
‫دیگه هیچ‌وقت این‌طوری نشه.‬

30:26.973 --> 30:29.541
‫درسته. هر وقت بخوای می‌تونی‬
‫برامون میت‌لوف درست کنی.‬

30:29.589 --> 30:31.908
‫ما هم هیچی نمی‌گیم.‬
‫- آره، هر وقت بخوای‬

30:31.933 --> 30:32.941
‫میت‌لوف درست کنی ما پایه‌ایم.‬

30:32.966 --> 30:34.968
‫- حتی همین امشبم خوبه.‬
‫- بیا همین امشب بخوریم.‬

30:34.993 --> 30:36.298
‫- زود باش.‬
‫- همین الان!‬

30:36.323 --> 30:38.020
‫خدایا، بنده خدا تازه اومده تو.

30:38.045 --> 30:39.525
‫اشکالی نداره، بلر.‬

30:39.550 --> 30:42.943
‫خیلی دوست دارم برای خانواده‌ام‬
‫میت‌لوف درست کنم.‬

30:56.059 --> 30:57.408
‫اوم، سلام مامان.‬

30:58.068 --> 31:00.506
‫فقط می‌خواستم بگم‬
‫بابت همه‌چی معذرت می‌خوام.‬

31:00.997 --> 31:02.258
‫و ممنونم ازت.‬

31:02.283 --> 31:05.199
‫داشتم زندگیم رو به باد می‌دادم،‬
‫و تو نجاتم دادی.‬

31:05.224 --> 31:07.270
‫اوه، جانی.‬

31:07.413 --> 31:09.066
‫بزرگ شدن همینه دیگه.‬

31:09.394 --> 31:13.006
‫اشتباه کنی و بذاری‬
‫مامانت همه‌چی رو درست کنه.‬

31:13.283 --> 31:16.504
‫خب، این دیگه آخریش بود.‬
‫دیگه خبری از اشتباه نیست.‬

31:16.639 --> 31:20.992
‫می‌دونید پسرا، یه مدتی که اون تو بودم،‬

31:21.507 --> 31:25.337
‫یاد گرفتم که هر کسی نیاز به یکی‬
‫داره که هوای کارشو داشته باشه.‬

31:25.745 --> 31:26.963
‫من مادرتونم.‬

31:27.216 --> 31:29.349
‫لازم نیست ازم تشکر کنید‬

31:29.673 --> 31:32.546
‫یا قدرم رو بدونید‬
‫یا حتی بهم توجه کنید.‬

31:33.313 --> 31:35.995
‫من همیشه همین‌جام.‬

31:36.659 --> 31:37.747
‫همیشه.‬

31:39.210 --> 31:41.256
‫من همین‌جا می‌میرم، جانی.‬

31:42.692 --> 31:43.780
‫دقیقاً همین‌جا.‬

31:44.827 --> 31:45.698
‫خوبه.‬

31:46.702 --> 31:47.747
‫چرا حاضر نشد؟‬

31:48.500 --> 32:08.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
