WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:31.914 --> 00:34.829
‫خدایا، متی، داری از یه رسمِ‬
‫کاملاً وحشیانه‬

00:34.854 --> 00:35.574
‫و منسوخ دفاع می‌کنی.‬

00:35.599 --> 00:37.788
‫دهنتو ببند.‬
‫مجازاتِ اعدام مثل سگ جواب می‌ده.‬

00:37.813 --> 00:41.294
‫نباید یه شکلِ مطلق و‬
‫برگشت‌ناپذیر از مجازات داشته باشی‬

00:41.325 --> 00:43.327
‫بعد سیستم قضاییت حتی ذره‌ای نقص داشته باشه.

00:43.352 --> 00:46.226
‫چیزِ مهمی نیست! حالا یه احمقی هم‬
‫این وسط لای چرخ‌دنده‌ها گیر می‌کنه.‬

00:46.317 --> 00:47.665
‫عدالت کوره.‬

00:47.690 --> 00:48.953
‫فکر کردی استیوی واندر نمیاد
‫هر از گاهی نامه‌هاش رو‬

00:48.978 --> 00:50.586
‫اشتباهی بذاره توی توستر؟‬

00:50.611 --> 00:51.742
‫علاوه بر این، ناعادلانه‌ست.‬

00:51.767 --> 00:53.376
‫مخصوصاً اگه طرف سیاه‬
‫یا مهاجر باشه.‬

00:53.429 --> 00:55.752
‫همه‌اش چرنده! وقتی میای‬
‫به ایالات متحده آمریکا،‬

00:55.777 --> 00:58.753
‫به اندازه بقیه شانس داری‬
‫که بری روی صندلیِ الکتریکی.‬

00:58.778 --> 01:00.257
‫اوکی، اگه خودت

01:00.282 --> 01:01.507
‫واسه جرمی که مرتکب نشدی
‫توی صفِ اعدام بودی‬ چی؟‬

01:01.532 --> 01:03.324
‫انگار همچین کیری میاد نصیب ما بشه.

01:03.349 --> 01:05.308
‫- اگه شد چی؟‬
‫- هیچ‌کس واسه کاری که نکرده‬

01:05.333 --> 01:06.418
‫اعدام نمی‌شه.‬

01:06.482 --> 01:08.789
‫- اوه، فیلمِ «فراری» چی؟‬
‫- چی؟‬

01:08.814 --> 01:10.599
‫هریسون فورد توی اون فیلم‬
‫محکوم شد،‬

01:10.624 --> 01:11.972
‫در حالی که بی‌گناه بود.‬

01:11.997 --> 01:13.829
‫حتماً توی یه فیلمِ دیگه‬
‫یه غلطی کرده بوده.‬

01:13.854 --> 01:15.802
‫اوه، اون توی کافه‬
‫به «گریدو» شلیک کرد.‬

01:15.827 --> 01:18.522
‫بفرما. توی یه کلابِ شبانه‬
‫به یه ایتالیایی شلیک کرد.‬

01:18.547 --> 01:19.740
‫به این می‌گن مرگ به دلایلِ طبیعی.‬

01:19.765 --> 01:21.293
‫- یا عیسی مسیح.‬
‫- می‌دونی چیه؟‬

01:21.324 --> 01:23.506
‫قانون رو بشکنی،‬
‫باید تقاصِ کیریشو پس بدی!‬

01:23.558 --> 01:26.193
‫باشه. اگه مدارکِ جدیدِ دی‌ان‌ای‬
‫بعد از...

01:29.019 --> 01:30.499
‫این دیگه چه کوفتیه؟ !‬

01:30.595 --> 01:33.685
‫وای خدای من.‬
‫بلر، حالت خوبه؟‬

01:33.886 --> 01:36.932
‫این یه هینزِ نو بود.
‫تازه از جعبه درش آورده بودم!‬

01:37.231 --> 01:39.711
‫اوه. «صبر کن تا دستمون (هینز) بهت برسه.»‬

01:39.736 --> 01:41.825
‫مثلِ کلمه «دست» می‌مونه.‬
‫تازه گرفتم چی شد.‬

01:48.717 --> 01:49.500
‫بلر؟‬

01:53.461 --> 01:54.331
‫عزیزم؟‬

01:57.073 --> 01:59.684
‫حالت خوبه؟ بلر؟‬

02:07.910 --> 02:09.172
‫اوه، اوه خدای من.‬

02:10.465 --> 02:11.945
‫این همونیه که فکر می‌کنم؟‬

02:12.189 --> 02:14.016
‫حتماً جوابش مثبتِ کاذبه.‬

02:14.211 --> 02:15.212
‫بلر.‬

02:16.305 --> 02:17.613
‫حامله‌ای؟‬

02:17.756 --> 02:20.194
‫این... چیزیه که اینجا نوشته.‬

02:20.405 --> 02:21.537
‫صبر کن.‬

02:21.909 --> 02:24.492
‫این یعنی دوباره داری‬
‫با مردا قرار می‌ذاری.‬

02:24.562 --> 02:27.087
‫خب، بهت که گفته بودم گرایشم فلوئده.‬

02:27.112 --> 02:30.169
‫وای، خیلی خوش‌حالم که‬
‫داری با مردا بیرون می‌ری.‬

02:30.194 --> 02:32.761
‫حالا می‌تونیم با هم‬
‫توی بهشت باشیم.‬

02:32.786 --> 02:34.569
‫می‌تونم بال‌هات رو شونه کنم.‬

02:34.644 --> 02:37.053
‫اوه، می‌تونیم همه‌ی‬
‫ستاره‌های قدیمی رو ببینیم.‬

02:37.084 --> 02:39.303
‫عاشقِ دزی آرناز می‌شی.‬

02:39.402 --> 02:40.577
‫حتما اشتباه شده.

02:40.724 --> 02:42.596
‫نه.‬
‫مطمئنم اون بالاهاست.‬

02:42.657 --> 02:43.874
‫لوسی هم همین‌طور.‬

02:44.122 --> 02:46.821
‫توی بهشت، نوارِ نقاله‬

02:46.846 --> 02:48.369
‫دقیقاً با سرعتِ مناسب حرکت می‌کنه‬

02:48.462 --> 02:50.818
‫تا اون بتونه همه‌ی‬
‫شکلات‌ها رو بسته‌بندی کنه.‬

02:51.128 --> 02:53.956
‫وای، باورم نمی‌شه‬
‫الان داره این اتفاق می‌افته.‬

02:54.130 --> 02:56.611
‫من فقط یه بار با یه پسره خوابیدم.‬

02:56.636 --> 02:58.943
‫می‌دونی، وقتی اون قسمت رو‬
‫واسه اولین بار دیدم،‬

02:59.047 --> 03:02.132
‫خیلی واسه لوسی ناراحت شدم، گریه کردم.‬

03:08.493 --> 03:12.323
‫یادت باشه به پهلو بخوابی‬
‫تا بچه‌ات رو له نکنی.‬

03:14.800 --> 03:17.467
‫حس می‌کنم دارم توی یه‬
‫سریالِ آبکی زندگی می‌کنم.‬

03:22.370 --> 03:25.025
‫پسر، از روی هر فیلمِ پرفروشی‬
‫غلاتِ صبحانه می‌سازن.‬

03:25.575 --> 03:27.795
‫«شیرت رو با طعمِ ماجراجویی‬
‫قرمز می‌کنه.»‬

03:27.820 --> 03:29.361
‫آره، واقعاً دلم می‌خواد‬
‫موقعِ صبحانه حس کنم‬

03:29.386 --> 03:31.344
‫دارم توی یه نبردِ خونینِ زیرِ آب‬

03:31.369 --> 03:33.628
‫با یه ابرقدرتِ هسته‌ایِ رقیب شکست می‌خورم.‬

03:34.155 --> 03:35.678
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

03:36.086 --> 03:37.958
‫توی فروشگاه ژامبون و تخم‌مرغ‬
‫تموم شده بود یا چی؟‬

03:38.001 --> 03:39.786
‫نمی‌خواستم چیزی بپزم‬
‫که بو بده،‬

03:39.811 --> 03:42.422
‫چون بلر... الان یکم‬

03:42.447 --> 03:44.267
‫به بوها حساس شده.‬

03:44.892 --> 03:47.068
‫- چی؟‬
‫- همیشگی نیست.‬

03:47.900 --> 03:49.989
‫فقط واسه یه مدتِ کوتاهه.‬
‫- زن‌عمو سوز.‬

03:50.014 --> 03:51.580
‫چه گهی داری میخوری؟

03:51.605 --> 03:53.215
‫خب، این خبری نیست که من بگم،‬

03:53.262 --> 03:54.784
‫اما فکر کنم بلر یه چیزی داره‬

03:54.809 --> 03:56.768
‫که می‌خواد به خانواده بگه.‬

03:59.630 --> 04:02.285
‫خدایا. اوکی، باشه.‬

04:02.776 --> 04:03.950
‫من حامله‌ام.‬

04:03.975 --> 04:05.323
‫پشمام!‬

04:05.348 --> 04:07.654
‫چطوری ممکنه حامله باشی؟‬
‫تو که ازدواج نکردی.‬

04:07.679 --> 04:09.336
‫صبر کن، دوباره با پسرا می‌پری؟‬

04:09.361 --> 04:11.014
‫فقط یه رابطه یه شبه بود.‬

04:11.039 --> 04:13.172
‫بعد از اینکه رابطه‌م با سارا تموم شد،‬
‫باید یه بادی به سرم میخورد.

04:13.197 --> 04:15.025
‫آره، فکر نکنم با باد کردن این‌طوری بشه.‬

04:15.050 --> 04:16.246
‫ یه لحظه صبر کن بینم.‬

04:16.271 --> 04:18.056
‫واقعاً حامله‌ای؟‬
‫- آره.‬

04:18.376 --> 04:20.161
‫- باباش کیه؟‬
‫- مهم نیست.‬

04:20.418 --> 04:21.942
‫چطوری آخه زدی خودتو حامله کردی؟‬

04:22.025 --> 04:24.853
‫اصلاً کسی توی این خانواده‬
‫با قصد و نیت به دنیا اومده؟‬

04:24.908 --> 04:25.866
‫فقط تو.‬

04:26.150 --> 04:27.238
‫آهان، آره. راست می‌گی.‬

04:27.356 --> 04:29.097
‫من رو با آرزو ساختن.

04:29.122 --> 04:31.516
‫- شماها همه‌تون با آب‌کمر ساخته شدین.‬
‫- لعنتی.‬

04:32.002 --> 04:33.524
‫- من باکلاس‌ترم.‬
‫- آره.‬

04:33.604 --> 04:35.432
‫می‌دونی، طرف باید آرزوشو می‌ریخت پشتت.‬

04:35.477 --> 04:36.434
‫باید برم سر کلاس.‬

04:38.232 --> 04:40.669
‫وای، اگه اسمشو بذاره تِد چی؟‬

04:44.408 --> 04:46.106
‫می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم.‬

04:46.131 --> 04:48.359
‫باید مطمئن شیم اولین کلمه‌ای که‬
‫بچه می‌گه «فاک» باشه.‬

04:48.425 --> 04:50.774
‫آره حتماً. هر وقت‬
‫بلر از اتاق می‌ره بیرون.‬

04:50.799 --> 04:52.061
‫«فاک، فاک، فاک،‬
‫فاک، فاک.»‬

04:52.086 --> 04:53.174
‫آره، و باید مطمئن شیم که زیاد‬

04:53.236 --> 04:54.367
‫نزدیک مایکروویو وایسه

04:54.392 --> 04:55.983
‫تا بچه با قدرت‌های ماورایی‬
‫به دنیا بیاد.‬

04:56.373 --> 04:57.679
‫پشمام. جانی!‬

04:57.704 --> 04:58.574
‫نگاه کن.‬

05:00.755 --> 05:01.886
‫یه دستگاه فروش خودکار.‬

05:01.975 --> 05:04.107
‫یه دستگاه فروش خودکار توی مدرسه‌ی ما؟‬

05:04.271 --> 05:06.273
‫این... این خیلی زیباست.‬

05:06.504 --> 05:08.637
‫معجزه‌ی تولد یعنی این.‬

05:08.662 --> 05:10.795
‫نگاه کن جانی، یه شکلات اسکورِ.‬

05:14.190 --> 05:15.538
‫ای بابا.‬

05:15.563 --> 05:18.000
‫اگه اسنیکرز بخوام،‬
‫یه ۲۵ سنتی دیگه لازم دارم.‬

05:18.025 --> 05:18.634
‫هی.‬

05:21.930 --> 05:23.366
‫وای. مرسی.‬

05:25.148 --> 05:26.106
‫عیسی مسیح؟‬

05:38.314 --> 05:41.012
‫هی، بلر، بازم مرسی که اومدی دنبالمون.‬

05:41.330 --> 05:43.547
‫باورم نمی‌شه شما دوتا واقعاً پول دادین که‬

05:43.572 --> 05:44.834
‫فیلم «وقتی تو خواب بودی» رو ببینین.‬

05:45.426 --> 05:47.036
‫آره خب، بلیط‌های «پسران بد» تموم شده بود.‬

05:47.272 --> 05:49.046
‫تازه، قبلش هم حسابی چت کرده بودیم.‬

05:49.275 --> 05:51.668
‫خوب بود.‬
‫- می‌دونم، دیدمش.‬

05:51.841 --> 05:53.277
‫دوست دارم وانمود کنم که این فیلم توی همون دنیای‬

05:53.302 --> 05:54.912
‫فیلم «بی‌خواب در سیاتل» اتفاق می‌افته‬

05:54.937 --> 05:56.374
‫تا بیل پولمن پایان خوشی داشته باشه،‬

05:56.399 --> 05:58.713
‫بعد از اینکه مگ رایان به خاطر تام هنکس ولش می‌کنه.‬

06:00.214 --> 06:01.519
‫جالبه.‬

06:04.245 --> 06:06.377
‫بفرما، اینم از مامانِ آینده.‬

06:07.062 --> 06:08.542
‫عالیه!‬

06:09.543 --> 06:12.731
‫ام، زن‌عمو سوز، این بساط دیگه چیه؟‬

06:12.881 --> 06:14.837
‫جشن سیسمونیته.‬

06:15.109 --> 06:17.763
‫وقتی به این فکر کردم که قراره یه مادر مجرد باشی،‬

06:17.788 --> 06:19.266
‫خیلی دلم گرفت.‬

06:19.637 --> 06:22.466
‫واسه همین می‌خواستم
‫بهت نشون بدم که اصلاً تنها نیستی.‬

06:22.617 --> 06:26.011
‫یه جمعِ بزرگ پشتت هستن و هواتو دارن.‬

06:26.036 --> 06:29.082
‫زن‌عمو سوز، مـ... مـ... من جشن سیسمونی نمی‌خوام.‬

06:29.470 --> 06:33.213
‫ولی جشن سیسمونی باحال‌ترین مهمونیِ ممکنه.‬

06:33.238 --> 06:36.024
‫ببین، یکم شکلات توی پوشک‌ها آب کردم‬

06:36.049 --> 06:37.484
‫که شبیه پی‌پی بشه.‬

06:37.796 --> 06:40.886
‫اون بچه یا به فیبر خیلی بیشتری نیاز داره‬
‫یا خیلی کمتر.‬

06:41.094 --> 06:43.400
‫ببین بلر، این لباس‌های کوچولوی بامزه رو برات گرفتم.‬

06:43.425 --> 06:45.993
‫هی، اینا یه جورایی عالین.‬
‫هی جانی، نظرت چیه؟‬

06:46.023 --> 06:48.194
‫آتش‌نشان بشم‬
‫یا بازیکن بیسبال؟‬

06:48.298 --> 06:50.170
‫پشمام. چقدر خوب شد که چت کردم.‬

06:50.554 --> 06:52.121
‫این معرکه‌ست.‬
‫- وای یا خدا

06:52.146 --> 06:54.805
‫جانی، تا یکی مون فتیشی نگرفته که...

06:54.830 --> 06:56.134
‫که دیگه راه برگشتی نداشته باشه. تمومش کن.

06:56.159 --> 06:58.423
‫چون نمی‌دونیم بچه‌ پسره یا دختر،‬

06:58.616 --> 07:00.401
‫برات یه کیک بنفش درست کردم.‬
‫- زن‌عمو سوز.‬

07:00.530 --> 07:02.228
‫مطمئن نبودم بتونم پیداش کنم،‬

07:02.253 --> 07:04.429
‫ولی «دانکن هاینز» همیشه یه سورپرایزی‬

07:04.454 --> 07:05.686
‫توی آستینش داره.‬

07:05.711 --> 07:07.059
‫زن‌عمو سوز!‬

07:07.484 --> 07:09.312
‫من بچه رو نگه نمی‌دارم.‬

07:18.568 --> 07:19.787
‫هی، می‌تونم اینو بردارم؟‬

07:30.703 --> 07:31.515
‫الو؟‬

07:31.516 --> 07:33.214
‫سلام امیلی، بلرم.‬

07:33.431 --> 07:34.432
‫سلام بلر.‬

07:34.470 --> 07:35.775
‫هی، ام،‬

07:35.816 --> 07:38.862
‫گوش کن، یه سوال پزشکی ازت داشتم.‬

07:38.947 --> 07:40.450
‫اگه خیلی شخصی نیست.‬

07:40.482 --> 07:43.485
‫ام... پارسال کجا‬

07:43.510 --> 07:45.774
‫سقط جنین کردی؟‬

07:45.883 --> 07:48.250
‫اوه. یه کلینیک توی خیابون امرسون هست.‬

07:48.275 --> 07:51.060
‫۴۰۰ دلار شد.‬
‫- چهارصد تا؟‬

07:51.413 --> 07:53.799
‫فقط واسه اینکه، مثلاً، بکشنش بیرون یا هر چی.‬

07:53.824 --> 07:56.348
‫می‌دونم. تازه، یه گله معترض هم جلوی در بودن‬

07:56.421 --> 07:57.901
‫که خیلی ترسناک بودن.‬

07:58.066 --> 08:00.399
‫بابام نزدیک بود بزنه تو گوشِ یه یارویی که بهم گفت هرزه‬

08:00.589 --> 08:02.199
‫اونم نه به یه مدلِ باحال و قدرت‌بخش.‬

08:02.224 --> 08:04.269
‫مثلاً این‌طوری که: «ای هرزه.»‬

08:04.294 --> 08:06.379
‫صبر کن، تو هم باید سقط جنین کنی؟‬

08:06.511 --> 08:11.633
‫نه. فقط داشتم، ام، می‌رفتم که ضدِشون اعتراض کنم.‬

08:11.658 --> 08:13.922
‫واسه معترض‌های ضدسقط‌جنین.‬

08:13.947 --> 08:17.410
‫پس این اطلاعات واقعاً عالیه.‬
‫ممنون.‬

08:17.482 --> 08:19.530
‫اوه، عالیه. آره.‬

08:19.555 --> 08:21.426
‫برو حالِ اون‬
‫ننه جنده‌ها رو بگیر.‬

08:21.697 --> 08:24.352
‫حتماً. بعداً باهات حرف می‌زنم.‬

08:26.792 --> 08:28.142
‫- سقط‌جنین؟ !‬
‫- آره.‬

08:28.167 --> 08:30.439
‫به هیچ وجه من الوجه‌ای نه.

08:30.464 --> 08:31.769
‫شرمنده که خوشت نمی‌آد،‬

08:31.794 --> 08:33.491
‫ولی خوشبختانه،‬
‫این انتخابِ کیری تو نیست.‬

08:33.516 --> 08:35.860
‫گوش کن بلر.‬
‫تو اون بچه رو سقط نمی‌کنی.‬

08:35.885 --> 08:38.453
‫چطوره همه‌مون در موردش رأی بدیم؟‬
‫در ضمن، می‌تونم اینم بردارم؟‬

08:38.563 --> 08:41.624
‫وای، چه ایده‌ی فوق‌العاده‌ای.‬
‫همه‌مون می‌تونیم رأی بدیم.‬

08:41.649 --> 08:43.650
‫نه! رحمِ من که‬
‫دموکراسی نیست.‬

08:43.675 --> 08:45.547
‫بدنِ خودمه و اختیارش رو دارم.‬

08:45.572 --> 08:47.946
‫بدنِ اونم هست!‬
‫اونم یه انسانه!‬

08:48.024 --> 08:49.896
‫وای نمی‌دونستم‬
‫پسره.‬

08:50.066 --> 08:52.852
‫و دوم اینکه، این هنوز‬
‫یه موجودِ زنده‌ی مستقل نیست‬

08:52.877 --> 08:54.309
‫که بتونه خودش زندگی کنه.‬

08:54.469 --> 08:55.425
‫خب، تو هم نیستی!‬

08:55.426 --> 08:56.993
‫طبقِ علمِ پزشکی‬

08:57.018 --> 08:58.106
‫و قانونِ «رو علیهِ وید»، که...‬

08:58.131 --> 09:00.058
‫کیرم تو «رو» و کیرم تو «وید»!‬

09:00.083 --> 09:01.911
‫آره. «وید» که‬
‫طرفِ تو بود، نابغه.‬

09:01.936 --> 09:02.849
‫تو اون بچه رو نمی‌کشی.‬

09:02.999 --> 09:04.497
‫من آمادگیِ مامان‌شدن رو ندارم!‬

09:04.522 --> 09:07.264
‫باشه؟ هفته‌ی پیش،‬
‫توی حموم آبجو می‌خوردم.‬

09:07.309 --> 09:08.933
‫و ما داریم درباره‌ی یه بچه‬
‫حرف نمی‌زنیم.‬

09:08.958 --> 09:11.380
‫این یه تخمکِ بارورشده‌ست.‬
‫به اندازه‌ی یه دونه‌ی کنجده.‬

09:11.446 --> 09:13.838
‫هی، جانی، این یعنی‬
‫سه برابرِ دودولِ تو.‬

09:13.966 --> 09:15.272
‫هی! خفه شو!‬

09:15.297 --> 09:17.081
‫ببخشید.‬
‫اندازه کیرش عادیه.

09:17.484 --> 09:20.443
‫بلر، ما فقط نمی‌خوایم کاری کنی‬
‫که بعداً پشیمون بشی.‬

09:20.669 --> 09:23.280
‫اگه مجبور بشم درسم رو ول کنم‬
‫و بیخیالِ شغلم بشم،‬

09:23.305 --> 09:24.566
‫اون موقع‌ست که پشیمون می‌شم.‬

09:24.760 --> 09:26.327
‫پـ... پس تکلیفِ‬
‫شغلِ اون بچه چی می‌شه، هان؟‬

09:26.544 --> 09:28.024
‫همین‌طوری می‌خوای سیفون رو‬
‫بکشی روش؟

09:28.198 --> 09:29.566
‫- دقیقاً.‬
‫- و بعدش تو فاضلاب

09:29.591 --> 09:31.158
‫بزرگ میشه، و تبدیل به یه «چاد» می‌شه.‬

09:31.183 --> 09:32.401
‫«چاد» دیگه چیه؟‬

09:32.426 --> 09:33.286
‫آدم‌نمایِ آدم‌خوارِ‬

09:33.311 --> 09:34.788
‫ساکنِ زیرِ زمین.‬

09:34.813 --> 09:36.337
‫- اوه.‬
‫- متی، حالا که این‌قدر‬

09:36.367 --> 09:38.488
‫نگرانِ یه زندگیِ احتمالی هستی،‬

09:38.513 --> 09:39.382
‫نظرت درباره‌ی اسپرم چیه؟‬

09:39.407 --> 09:40.533
‫هر بار که خودارضایی می‌کنی،‬

09:40.558 --> 09:41.645
‫میلیون‌ها نفرشون می‌میرن.‬

09:41.646 --> 09:43.754
‫پس کشتنِ اسپرم هم اشتباهه؟‬

09:43.779 --> 09:45.954
‫آره. دیگه توی این خونه‬
‫خبری از خودارضایی نیست.‬

09:46.999 --> 09:49.306
‫جان، واسه اینکه تموم شده‬
‫گریه نکن،‬

09:49.331 --> 09:50.829
‫واسه اینکه اتفاق افتاده لبخند بزن.‬

09:50.906 --> 09:52.545
‫بلر، تو اون بچه رو به دنیا میاری.‬

09:52.570 --> 09:54.790
‫چطوره بذاریمش برای فرزندخواندگی؟‬

09:54.815 --> 09:56.584
‫مطمئنم یکی رو می‌شناسیم که‬
‫خیلی دوست داشته باشه‬

09:56.609 --> 09:58.393
‫بچه‌ت رو به سرپرستی بگیره.‬

09:58.480 --> 10:00.437
‫من چندتا زنگ می‌زنم.‬
‫- نه، نه.‬

10:00.462 --> 10:02.812
‫زن‌عمو سوز، من نمی‌خوام‬
‫دورانِ بارداری رو بگذرونم.‬

10:02.910 --> 10:04.128
‫اوه، اصلاً زحمتی نداره.‬

10:04.272 --> 10:06.361
‫بیشترِ موهام‬
‫بالاخره دوباره دراومدن.‬

10:06.386 --> 10:08.101
‫من واسه شنبه وقت گرفتم.‬

10:08.358 --> 10:10.447
‫۴۰۰ دلاره.‬
‫نصفش رو توی پس‌اندازم دارم.‬

10:10.592 --> 10:11.985
‫فقط باید ۲۰۰ تای بقیه رو قرض بگیرم.‬

10:12.229 --> 10:14.884
‫۴۰۰ دلار فقط واسه اینکه،‬
‫بزنی بکشیش بیرون؟‬

10:15.038 --> 10:17.610
‫تو ۲۰۰ سنت هم از من نمی‌گیری،‬

10:17.646 --> 10:18.994
‫و سرِ اون نوبت هم نمی‌ری.‬

10:19.022 --> 10:21.257
‫مگه دسته‌ی شما‬
‫توی ویتنام آدم نمی‌کشت؟‬

10:21.288 --> 10:22.724
‫- اون فرق داشت.‬
‫- چرا؟‬

10:22.928 --> 10:25.018
‫چرا تو مدال می‌گیری‬
‫ولی من باید برم جهنم؟‬

10:25.095 --> 10:27.650
‫چون اون جنگ بود،‬
‫و بیشترشون هم بچه نبودن.‬

10:27.713 --> 10:29.193
‫تو عجب آدمِ‬
‫ریاکارِ کسکشی هستی.‬

10:29.257 --> 10:31.243
‫ریاکارِ تویی زنیکه!‬
‫هان؟‬

10:31.268 --> 10:33.096
‫با زن‌ها می‌خوابی،‬
‫با مردها می‌خوابی،‬

10:33.160 --> 10:34.595
‫از هر دو طرف می‌خوری.‬

10:34.650 --> 10:36.707
‫به این می‌گن هم خر رو خواستن‬
‫و هم خرما رو.‬

10:36.732 --> 10:37.951
‫مگه نه؟‬

10:37.976 --> 10:39.527
‫- از دست تو
‫- یه جور بازی با کلمات بود.‬

10:39.617 --> 10:42.011
‫اندرسون، اپل‌بی...‬

10:42.036 --> 10:43.645
‫اوه، آرنوف. این ممکنه خوب باشه.‬

10:43.795 --> 10:46.972
‫بلر، اشکالی نداره اگه‬
‫بچه‌ت یهودی بشه؟‬

10:46.997 --> 10:48.382
‫چی؟ نه.‬

10:48.407 --> 10:51.541
‫یعنی، آره، آره،‬
‫چون من قرار نیست بچه رو نگه دارم.‬

10:51.843 --> 10:52.930
‫یه جورایی ضدِیهودیه که‬

10:52.955 --> 10:54.348
‫یه بچه‌ی احتمالاً یهودی رو‬
‫سقط کنی.‬

10:54.373 --> 10:56.549
‫سلام، سوزان بنت هستم.‬

10:56.982 --> 10:59.028
‫تمایلی به داشتنِ یه بچه دارید؟‬

10:59.202 --> 11:00.551
‫و تو که این‌قدر با صندلیِ الکتریکی‬

11:00.588 --> 11:02.718
‫واسه قاتل‌ها توی این کشور مخالفی،‬

11:02.764 --> 11:05.288
‫چطور با کشتنِ بچه‌های بی‌گناه مشکلی نداری؟‬

11:05.313 --> 11:06.313
‫- چی؟‬
‫- حدس می‌زنم فقط وقتی‬

11:06.338 --> 11:07.773
‫می‌خوای بچه داشته باشی که بزرگ بشه و‬

11:07.798 --> 11:11.003
‫بشه چارلز منسون یا جفری دامر یا جین فوندا.‬

11:11.057 --> 11:13.276
‫دارن می‌پرسن‬
‫ما بچه می‌خوایم یا نه.‬

11:13.608 --> 11:15.802
‫چی؟ نه. گوشی رو بذار زمین!‬

11:15.827 --> 11:17.568
‫بابا، اگه بچه‬
‫طرفدارِ یانکیز بشه چی؟‬

11:17.652 --> 11:19.132
‫- بازم غلطه.‬
‫- اگه بچه رو طوری بزرگ کنم که‬

11:19.157 --> 11:20.462
‫دکترِ سقط جنین بشه چی؟‬

11:20.556 --> 11:21.992
‫اون‌وقت با کشتنِ این یکی‬

11:22.017 --> 11:23.419
‫جونِ همه‌ی اون بچه‌ها رو نجات می‌دی؟‬

11:23.444 --> 11:24.313
‫بازم غلطه.‬

11:24.338 --> 11:25.165
‫اگه بچه بزرگ بشه و‬

11:25.248 --> 11:26.205
‫بشه هیتلرِ دوم چی؟‬

11:26.273 --> 11:27.926
‫مشکلِ من نیست. بازم غلطه.‬

11:28.023 --> 11:30.112
‫خب، فکر کنم هیتلرِ دوم رو باید‬

11:30.217 --> 11:31.601
‫مسافرهای زمان متوقف کنن.‬

11:31.626 --> 11:32.453
‫مثل همیشه.‬

11:32.523 --> 11:33.958
‫بلر، اگه این کارو بکنی،‬

11:33.983 --> 11:35.576
‫تا آخرِ عمرت پشیمون می‌شی.‬

11:35.601 --> 11:38.213
‫آقای اپل‌بی می‌خواد بدونه‬
‫می‌تونیم بچه رو‬

11:38.244 --> 11:40.016
‫تا فردا بیاریم که سگ‌هاشون رو ببینه.‬

11:40.112 --> 11:42.419
‫خدایا از دست تو، سوزان،‬
‫اون تلفنِ سگ صاحاب رو قطع کن!‬

11:42.450 --> 11:44.278
‫اینم می‌خوان بدونن که اگه بچه رو بردارن،‬

11:44.303 --> 11:47.045
‫پدرش پولِ مبلمانِ حیاطشون رو می‌ده؟‬

11:47.406 --> 11:48.745
‫آره، آره. یـ... یه لحظه صبر کن.‬

11:48.817 --> 11:50.427
‫اصلاً پدرش کیه؟ هان؟‬

11:50.478 --> 11:52.826
‫اونم حقِ اظهارنظر داره.‬
‫- اون هیچ‌کی نیست.‬

11:52.908 --> 11:54.518
‫رفتم یه مهمونی‬
‫توی خوابگاهِ روبینز،‬

11:54.543 --> 11:56.240
‫با مسئولِ خوابگاه خوابیدم، همین.‬

11:56.274 --> 11:58.827
‫اصلاً هم هیچ اهمیتی نداره‬
‫چون تصمیمِ اون نیست.‬

11:58.957 --> 12:00.481
‫تصمیمِ منه.‬
‫- اسمش چیه؟‬

12:00.698 --> 12:02.309
‫- چرا؟‬
‫- چون می‌خوام باهاش حرف بزنم.‬

12:02.334 --> 12:03.639
‫نه! برو به درک!‬

12:03.692 --> 12:05.607
‫خیلی خب. معلومه که‬
‫توی این قضایا تنهام،‬

12:05.632 --> 12:07.718
‫پس خودم یه راهی پیدا می‌کنم‬
‫که اون پولِ کیری رو‬

12:07.743 --> 12:09.310
‫بدونِ کمکِ شماها جور کنم.‬

12:09.335 --> 12:10.317
‫کسکشا!

12:17.995 --> 12:19.910
‫ببخشید، ببخشید.‬

12:19.935 --> 12:21.110
‫مـ... می‌خواستم‬
‫بوق بزنم،‬

12:21.135 --> 12:22.527
‫ولی موقعیتش پیش نیومد،‬

12:22.552 --> 12:25.642
‫و الان می‌فهمم که‬
‫بازم کارِ بی‌جایی بود.‬

12:42.610 --> 12:45.265
‫سلام، بلر، خوبی؟‬

12:45.482 --> 12:47.571
‫اوه، آره. بهتر از این نمی‌شم.‬

12:47.789 --> 12:49.486
‫هی، گوش کن،‬
‫من و جانی می‌خواستیم‬

12:49.511 --> 12:50.902
‫اگه بتونیم بهت کمک کنیم.‬

12:50.927 --> 12:52.977
‫ممنون، ولی واقعاً نمی‌دونم‬
‫شماها چطوری می‌تونید...‬

12:53.769 --> 12:55.162
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

12:55.187 --> 12:57.494
‫آره، فکر کنم،‬ فکر کنم الان دیگه این شکلی شدم.‬
‫[بانمک کون‌نمکی]

12:57.519 --> 12:59.390
‫ببین، دوست نداریم‬
‫این‌قدر ناراحت ببینیمت،‬

12:59.801 --> 13:02.369
‫واسه همین سعی می‌کنیم کمکت کنیم‬
‫پولی که لازم داری رو جور کنی.‬

13:02.472 --> 13:03.298
‫چطوری؟‬

13:03.323 --> 13:04.497
‫نمی‌دونیم،‬

13:04.588 --> 13:05.947
‫ولی سعی می‌کنیم‬
‫یه راهی پیدا کنیم.‬

13:06.416 --> 13:08.505
‫خب، ممنون.‬

13:08.530 --> 13:11.359
‫در ضمن، شنیدیم‬
‫وقتی حامله می‌شی،‬

13:11.384 --> 13:12.733
‫یه جورایی انگار‬

13:12.758 --> 13:14.836
‫حسِ بویاییت خیلی قوی می‌شه.‬

13:14.910 --> 13:16.346
‫آره. حقیقت داره.‬

13:16.557 --> 13:17.775
‫می‌شه از قدرتت استفاده کنی‬

13:17.800 --> 13:19.193
‫تا کمک کنی جاسازمون رو پیدا کنیم؟‬

13:19.218 --> 13:20.778
‫وقتی سوزان داشت‬
‫اتاقمون رو تمیز می‌کرد،‬

13:20.803 --> 13:22.189
‫یه جایی توی خونه قایمش کردیم،‬

13:22.214 --> 13:23.433
‫و الان یادمون نمیاد کجاست.‬

13:24.314 --> 13:25.968
‫بویِ ماری‌جوانا این شکلیه.‬

13:39.704 --> 13:41.798
‫توی سبدِ لباس‌های کثیفه.‬
‫اوه، دمت گرم، عالیه.‬

13:41.799 --> 13:42.973
‫خیلی ممنون، بلر.‬
‫واقعاً ممنون.‬

13:42.974 --> 13:45.412
‫- مرسی.‬
‫- ممنون، بچه‌ی ناخواسته.‬

13:53.898 --> 13:55.813
‫هی، مسئولِ خوابگاه کجاست؟‬

13:56.530 --> 13:58.619
‫آخرین در، سمتِ چپ.‬

14:02.623 --> 14:03.647
‫کیر تو خدا.

14:10.277 --> 14:11.264
‫[نعمت فرخ]

14:11.786 --> 14:12.917
‫گندش بزنن.‬

14:14.876 --> 14:16.268
‫بیا تو.‬

14:17.661 --> 14:18.575
‫تو نیمیت هستی؟‬

14:18.793 --> 14:19.837
‫آره.‬

14:20.055 --> 14:20.969
‫و تو مسئولِ خوابگاهی؟‬

14:21.186 --> 14:23.014
‫آره. شما کی هستی؟‬

14:24.712 --> 14:25.843
‫گوش کن، احمق.‬

14:25.887 --> 14:27.496
‫تو باید‬
‫اون بچه‌ی جاکشت رو بزرگ کنی!‬

14:27.524 --> 14:29.483
‫- چی؟‬
‫- تو بلر بنت رو می‌شناسی.‬

14:29.996 --> 14:31.389
‫یعنی، نه اون‌قدر خوب.‬

14:31.414 --> 14:33.068
‫خب، این یارو رو ببین،‬

14:33.093 --> 14:35.045
‫از همین الان داره سعی می‌کنه‬
‫از زیرش در بره.‬

14:35.070 --> 14:37.246
‫خیلی خب، یالا،‬
‫بزن بریم!‬

14:37.271 --> 14:38.446
‫چه مرگته حاجی؟‬

14:46.690 --> 14:47.909
‫خیلی خب، شروع شد.‬

14:47.959 --> 14:49.657
‫می‌فهمی داریم‬
‫قانون رو زیر پا می‌ذاریم؟‬

14:50.041 --> 14:52.348
‫یعنی، شاید باید یه راهِ دیگه‬
‫واسه جور کردنِ پول پیدا کنیم.‬

14:52.522 --> 14:53.610
‫می‌تونیم همه‌ی ماری‌جواناهامون رو بفروشیم.‬

14:53.715 --> 14:55.630
‫بیخیال. دزدی خوبه.‬

14:57.484 --> 14:58.914
‫بریم انجامش بدیم.‬

15:10.975 --> 15:12.455
‫باشه. رفتم تو.

15:12.480 --> 15:14.021
‫باشه. باید یه چفتی، چیزی‬

15:14.022 --> 15:15.631
‫کنارِ دکمه باشه. می‌تونی بازش کنی؟‬

15:15.632 --> 15:18.156
‫می‌دونی، وقتی «سِر میکس‌اِلات»‬
‫گفت»بذارشون روی شیشه»،‬

15:18.227 --> 15:19.228
‫فکر کردم باحاله.‬

15:19.315 --> 15:20.447
‫ولی نیست، جانی.‬

15:20.472 --> 15:21.724
‫اصلاً باحال نیست.‬

15:21.725 --> 15:22.875
‫می‌شه فقط عجله کنی؟‬

15:22.900 --> 15:24.467
‫اگه مچمونو بگیرن، بدبخت می‌شیم.‬

15:24.538 --> 15:26.496
‫صبر کن. صبر کن.‬

15:26.521 --> 15:27.644
‫فکر کنم فهمیدم چی شد.‬

15:29.000 --> 15:36.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:38.699 --> 15:40.744
‫حالا چطور از این گه‌دونی بیام بیرون؟

15:41.872 --> 15:43.004
‫وای، گندش بزنن.‬

15:45.183 --> 15:46.663
‫وایسا، داری...‬
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

15:46.857 --> 15:47.726
‫یکم «رولو» می‌خوام.‬

15:47.751 --> 15:49.666
‫اوه، کیر توش. رولوها نه.‬

15:49.691 --> 15:51.475
‫دقیقاً رفت توی کونم...‬
‫وای، حسِ خوبی داره.‬

15:58.501 --> 16:00.808
‫منو ببر پیشِ رئیسِت.‬

16:03.158 --> 16:04.202
‫بیا تو.‬

16:04.420 --> 16:05.376
‫نمی‌دونی چقدر‬

16:05.377 --> 16:06.291
‫منتظر بودم تا ببینمش.‬

16:06.466 --> 16:07.771
‫سلام بچه‌ها.‬

16:08.468 --> 16:10.687
‫اوم، فقط می‌خواستم‬
‫دوباره ازتون تشکر کنم.‬

16:10.905 --> 16:12.689
‫اوه، بلر، مشکلی نبود.‬

16:12.907 --> 16:16.693
‫هنوز باورم نمی‌شه‬
‫با جمع کردنِ قوطی ۲۰۰ دلار درآوردی.‬

16:16.911 --> 16:17.868
‫غیرممکن به نظر می‌رسه.‬

16:18.086 --> 16:19.434
‫آره، خب.‬

16:19.435 --> 16:21.872
‫نه، واسه اینه که ما‬
‫یه قوطیِ خیلی بزرگ پیدا کردیم،‬

16:22.090 --> 16:23.526
‫و خب، همون باعث شد‬
‫پولمون جور بشه.‬

16:23.744 --> 16:26.268
‫شماها واقعاً فوق‌العاده‌اید.‬
‫خودتون اینو می‌دونید، مگه نه؟‬

16:26.921 --> 16:28.312
‫ما عاشقتیم، بلر.‬

16:28.313 --> 16:30.707
‫و اینو واقعاً‬
‫از تهِ دلمون می‌گیم.‬

16:30.925 --> 16:33.101
‫به‌نظرمون مامانِ‬
‫خیلی تخمی‌ای می‌شی.‬

16:33.318 --> 16:34.668
‫کون لقت.

16:35.756 --> 16:37.801
‫ممنونم. جدی می‌گم.‬

16:37.826 --> 16:41.003
‫شماها دارید جونمو نجات می‌دید.‬

16:44.286 --> 16:45.766
‫خیلی خب، برام‬
‫سوزن و نخ بیار‬

16:45.791 --> 16:47.618
‫و اون رولوهای کیری رو‬
‫از اون‌جا بکش بیرون.‬

16:54.339 --> 16:55.732
‫هی مامان، شام چی داریم؟‬

16:55.963 --> 16:58.748
‫اوه، سلام جانی،‬
‫اسپاگتی داریم.‬

16:58.773 --> 16:59.990
‫عالیه.‬

17:00.364 --> 17:01.452
‫دارم یکم‬
‫راک اند رول گوش می‌دم،‬

17:01.477 --> 17:02.826
‫اگه می‌خوای تو هم بیا.‬

17:03.044 --> 17:05.046
‫لذت‌بخش به نظر می‌رسه، سوزان.‬

17:08.929 --> 17:10.104
‫سلام زن‌عمو سوزی.‬

17:10.181 --> 17:11.792
‫می‌تونم یه لحظه‬
‫باهات حرف بزنم؟‬

17:12.009 --> 17:14.751
‫خب، حتماً عزیزم. چی شده؟‬

17:14.969 --> 17:18.755
‫گوش کن،‬
‫می‌دونم تو و متی‬

17:18.973 --> 17:21.403
‫با کاری که می‌کنم موافق نیستید،‬

17:21.428 --> 17:24.170
‫ولی بالاخره همه‌ی‬
‫پولی که لازم داشتم رو جور کردم،‬

17:24.195 --> 17:27.503
‫و خب، واقعاً احتیاج دارم‬
‫یه زن اون‌جا کنارم باشه‬

17:27.528 --> 17:29.400
‫وقتی می‌خوام عمل رو انجام بدم.‬

17:29.745 --> 17:30.777
‫منو می‌رسونی؟‬

17:31.812 --> 17:33.944
‫حتما باید دوست صمیمی هم داشته باشی...

17:33.969 --> 17:35.579
‫که بتونی واسه این‌جور چیزا‬
‫ازشون خواهش کنی.‬

17:35.604 --> 17:37.082
‫آره، ولی...‬

17:37.195 --> 17:39.502
‫نمی‌خوام به گوشِ سارا برسه، می‌دونی؟ من...‬

17:39.920 --> 17:42.400
‫واقعاً امیدوار بودم‬
‫تو باهام بیای.‬

17:43.751 --> 17:46.667
‫بلر، تو خانواده‌ی منی.‬

17:47.014 --> 17:49.481
‫فقط نمی‌تونم توی این کار دست داشته باشم.‬

17:50.308 --> 17:51.832
‫حتی نمی‌تونی منو برسونی؟‬

17:52.434 --> 17:54.467
‫خب، فکر نمی‌کنم‬
‫خدا راضی باشه.‬

17:54.671 --> 17:56.194
‫خب، نمی‌دونم.‬
‫اون که بچه‌ی خودشو کشت.‬

17:56.532 --> 17:58.012
‫هنوز یه دونه رولو‬
‫اون‌جا گیر کرده.‬

17:58.142 --> 18:00.032
‫فکر می‌کنی کلینیکِ سقط جنین‬
‫بتونه واسه اونم کاری کنه؟‬

18:00.057 --> 18:02.799
‫گوش کن، می‌دونم‬
‫اعتقاداتِ خودتو داری،‬

18:02.864 --> 18:04.342
‫و بهش احترام می‌ذارم،‬

18:04.367 --> 18:06.674
‫ولی زن‌عمو سوزی، تو‬
‫واسه من مثلِ مادری.‬

18:06.843 --> 18:08.060
‫خودشه.‬

18:08.099 --> 18:10.086
‫اینم از معشوقت‬
‫و اون بچه‌ی به دنیا نیومده‌ی‬

18:10.111 --> 18:11.286
‫توی رحمش.‬

18:11.503 --> 18:12.809
‫حالا کارِ درست رو انجام بده، عوضی.‬

18:12.834 --> 18:13.878
‫متی، چه مرگته؟‬

18:13.996 --> 18:16.266
‫متی. این کیه؟‬

18:16.291 --> 18:17.553
‫این پدرِ بچه‌ست.‬

18:17.727 --> 18:19.541
‫- نه، نیست.‬
‫- چرا، خودشه.‬

18:19.617 --> 18:21.271
‫اون مسئولِ خوابگاه توی «روبینز هال»ـه.‬

18:21.296 --> 18:23.124
‫توی هر طبقه یه مسئولِ خوابگاهِ متفاوت هست.‬

18:23.341 --> 18:24.603
‫آره، من نیمیت هستم.‬

18:24.604 --> 18:25.691
‫شاید دنبالِ برندون می‌گشتی.‬

18:25.692 --> 18:26.898
‫اون یه جورایی دختربازه.‬

18:27.097 --> 18:28.534
‫برندون، درسته؟‬
‫- بله.‬

18:28.678 --> 18:31.594
‫پس وایسا، وایسا. تو...‬

18:31.818 --> 18:33.307
‫می‌دونی، با برادرزاده‌ی من نبودی؟‬

18:33.308 --> 18:36.006
‫نه حاجی.‬
‫من خودمو واسه ازدواج نگه داشتم.‬

18:36.031 --> 18:38.512
‫نیمیت، گشنته؟‬
‫می‌تونم برات یه میان‌وعده درست کنم.‬

18:38.922 --> 18:39.879
‫می‌تونم یه چیزی بخورم.‬

18:39.880 --> 18:41.882
‫واقعاً بابتِ همه‌ی این‌ها معذرت می‌خوام.‬

18:41.918 --> 18:45.052
‫تو توی سمینارِ‬
‫ادبیاتِ گوتیکِ منی، درسته؟‬

18:45.343 --> 18:47.823
‫آها، آره، همون‌جاست که‬ دیدمت.‬

18:47.848 --> 18:50.503
‫راستی، به نظرم باید‬
‫بچه رو نگه داری.‬

18:50.593 --> 18:51.681
‫ببخشید؟‬

18:51.812 --> 18:53.346
‫مادر شدن چیزِ قشنگیه.‬

18:53.371 --> 18:56.137
‫هفته‌ی پیش توی جلسه‌ی «جمهوری‌خواهان جوان»
‫این موضوعِ بحثمون بود‬

18:56.162 --> 18:58.512
‫بلر، فکر کنم باید‬
‫به حرفِ نیمیت گوش بدی.‬

18:58.537 --> 19:00.857
‫حتماً داری‬
‫شوخی می‌کنی لعنتی.‬

19:00.935 --> 19:03.052
‫این طرزِ حرف زدن‬
‫اصلاً در شأنِ یه خانم نیست.‬

19:03.077 --> 19:04.252
‫منم همه‌اش همین رو بهش می‌گم.‬

19:04.396 --> 19:07.269
‫بلر، نیمیت پسرِ خوبیه.‬

19:07.344 --> 19:10.839
‫شاید بتونید با هم برید بیرون‬
‫و یه نوشابه‌ای بخورید.‬

19:10.945 --> 19:13.730
‫و اگه به ازدواج ختم شد، می‌تونی بچه رو نگه داری‬

19:13.874 --> 19:15.963
‫و مثلِ یه خانواده بزرگش کنید.‬

19:15.988 --> 19:18.614
‫عزیزم، خدا اونو‬
‫بی‌دلیل نفرستاده اینجا.‬

19:18.661 --> 19:21.751
‫نه، نه، اون اینجاست چون‬
‫متی یه روانیِ تمام‌عیاره!‬

19:21.956 --> 19:24.116
‫نظرت چیه بلر؟‬
‫یه امتحانی بکنیم؟‬

19:24.141 --> 19:26.883
‫نیمیت داره شانسشو امتحان می‌کنه جانی.‬
‫از این پسره خوشم میاد.‬

19:26.908 --> 19:29.224
‫یا عیسی مسیح،‬
‫باورم نمی‌شه شما دوتا‬

19:29.249 --> 19:32.035
‫واقعاً ترجیح می‌دید به نظرِ‬
‫یه آدمِ غریبه گوش بدید‬

19:32.069 --> 19:34.811
‫درباره‌ی اینکه با بدنم چیکار کنم،
‫ تا اینکه به حرفِ خودم گوش بدید.‬

19:34.836 --> 19:36.407
‫این دیگه فایده‌ای نداره.‬

19:37.957 --> 19:40.220
‫این همون چیزیه که همیشه‬

19:40.245 --> 19:41.985
‫توی دولتِ‬
‫دموکرات‌ها اتفاق می‌افته.‬

19:42.203 --> 19:43.900
‫مردم فکر می‌کنن‬
‫اختیارِ تام دارن‬

19:43.925 --> 19:46.797
‫که تار و پودِ شرافتِ آمریکایی رو‬
‫از هم بپاشن.‬

19:48.439 --> 19:50.703
‫می‌خوای شب رو اینجا بمونی؟‬

19:55.165 --> 19:56.036
‫چی؟‬

19:56.543 --> 19:58.501
‫هی، فقط خودمونیم.‬

19:58.526 --> 20:00.917
‫ببخشید. نمی‌خواستم از کوره در برم.‬

20:00.988 --> 20:02.642
‫نه. من معذرت می‌خوام که مامانم تورو‬

20:02.679 --> 20:04.005
‫فردا برای سقط جنین نمی‌بره.‬

20:04.138 --> 20:05.661
‫اشکالی نداره.‬

20:05.686 --> 20:06.643
‫حالم خوب می‌شه.‬

20:06.793 --> 20:08.334
‫می‌دونی، ما می‌تونیم ببریمت.‬

20:08.359 --> 20:11.014
‫نه، نه.‬
‫زنگ می‌زنم تاکسی بیاد.‬

20:11.218 --> 20:13.742
‫اوه بلر، نمی‌تونی برای‬
‫سقط جنین با تاکسی بری.‬

20:13.807 --> 20:15.024
‫خیلی غم‌انگیزه.‬

20:15.049 --> 20:17.095
‫آره، نمی‌خوایم امروز‬
‫یه روزِ غم‌انگیز باشه.‬

20:17.241 --> 20:19.508
‫ممکنه جلوی کلینیک‬
‫معترض‌ باشه.‬

20:19.712 --> 20:21.191
‫خب پس اصلا واسه همینم که شده باید کنارت باشیم.

20:21.565 --> 20:23.741
‫- می‌خواید چیکار کنید؟‬
‫- اوه، کلِ هفته داشتیم‬

20:23.766 --> 20:25.395
‫مشت‌زنیِ مایک تایسون بازی می‌کردیم.‬

20:25.420 --> 20:27.223
‫تا مرحله‌ی «بالد بول» هم رفتیم.‬

20:27.248 --> 20:28.335
‫آره، مشکلی برامون پیش نمیاد

20:28.360 --> 20:30.971
‫مگه اینکه کسی‬
‫دقیقاً این کارو بکنه.‬

20:32.156 --> 20:34.724
‫نه، نمی‌خوام شماها رو‬
‫توی خطر بندازم.‬

20:35.357 --> 20:38.229
‫می‌دونی چیه؟ یه ایده‌ای دارم.‬

20:47.398 --> 20:48.748
‫مامان، من جواب می‌دم!‬

20:48.838 --> 20:52.102
‫جان بنت.‬
‫چشمام دارن اشتباه می‌بینن؟‬

20:52.464 --> 20:54.144
‫کیرت افتاده بیرون مرد حسابی.‬

20:54.362 --> 20:55.624
‫چی؟ اوه خدای من.‬

20:55.684 --> 20:56.859
‫وای آره زده بیرون.‬

20:56.964 --> 20:58.487
‫برو اون تو!‬

20:58.801 --> 21:00.194
‫همیشه می‌زنه بیرون.‬

21:00.498 --> 21:01.629
‫عه جدی؟‬

21:01.654 --> 21:03.264
‫اگه سه لایه شلوار هم بپوشم.‬

21:03.289 --> 21:04.899
‫بازم ول‌کن نیست.‬

21:04.984 --> 21:06.809
‫یه راهی پیدا می‌کنه بیاد بیرون.‬

21:07.027 --> 21:08.245
‫به هر حال، مرسی که‬
‫بهم گفتید بچه‌ها.‬

21:08.270 --> 21:09.618
‫صبر کن، در واقع،‬

21:09.643 --> 21:11.227
‫این تنها دلیلی نیست که،‬
‫اِم، اومدیم اینجا.‬

21:11.286 --> 21:12.809
‫اوه، لعنتی.‬

21:13.040 --> 21:15.271
‫خوش‌شانسیِ من تمومی نداره. چه خبر؟‬

21:15.449 --> 21:17.451
‫اِم، این بهترین دوستم، تده.‬

21:17.515 --> 21:20.388
‫مسابقه نیست که با کی صمیمی‌تری،‬
‫ولی باشه.‬

21:20.605 --> 21:23.478
‫و در واقع می‌خواستیم ونِت رو قرض بگیریم.‬

21:23.702 --> 21:26.270
‫ - اِم، فامیلمون...‬
‫- نیازی نیست دلیلشو بدونم.‬

21:26.295 --> 21:27.818
‫دلیلِ ون داشتن همینه،‬

21:27.843 --> 21:30.006
‫که به بهترین دوستت قرضش بدی.‬

21:30.071 --> 21:31.115
‫بدونِ هیچ سؤالی.‬

21:31.555 --> 21:33.818
‫این قانونِ ون‌سوارهاست.‬
‫- مرسی.‬

21:33.843 --> 21:34.843
‫در واقع، قراره تد رانندگی کنه.‬

21:34.868 --> 21:36.466
‫نیازی نیست بدونم. یه سؤال.‬

21:36.491 --> 21:38.493
‫با موش‌خرما می‌خوایش‬
‫یا بدونِ اون؟‬

21:38.710 --> 21:40.321
‫اِم، بدونِ اون؟‬

21:40.538 --> 21:42.845
‫- خب، قراره اون تو بمونه.‬
‫- باشه.‬

21:43.063 --> 21:45.692
‫اسم اونم جان بنته. از روی اسم تو نذاشتم.‬

21:45.717 --> 21:49.852
‫از روی یه نفر دیگه که می‌شناسم...‬
‫اسمش بنت جانه.‬

21:50.211 --> 21:51.733
‫حواسمون بهش هست.‬

21:51.941 --> 21:53.942
‫گه‌ش بگیرن. اون رفته تگزاس.‬
‫هیچ‌وقت نمی‌بینیش.‬

21:53.943 --> 21:56.424
‫باشه، خب، ما ونِت رو‬
‫برات میاریم...‬

21:56.641 --> 21:58.948
‫نیازی نیست بدونم.‬

21:59.308 --> 22:00.558
‫بازم کیرت افتاده بیرون داداش.‬

22:00.776 --> 22:02.299
‫چی...؟‬

22:02.517 --> 22:04.606
‫احتمالاً بوی کیر تو به دماغش خورده.‬

22:29.475 --> 22:32.217
‫- پسر، خیلی عصبانی به نظر می‌رسن.‬
‫- باشه، همین‌جا منتظر بمون.‬

22:32.242 --> 22:34.375
‫و به محض اینکه اون معترض‌ها‬
‫از سرِ راه کنار رفتن،‬

22:34.400 --> 22:35.574
‫با تمامِ سرعت برو تو.‬

22:35.693 --> 22:37.173
‫چطوری می‌خوای‬
‫مجبورشون کنی کنار برن؟‬

22:37.465 --> 22:38.683
‫نگاه کن.‬

22:38.708 --> 22:40.579
‫حق زندگی!‬

22:45.313 --> 22:47.887
‫[تعمیرات و فروش دستگاه سقط جنین]

22:50.870 --> 22:51.958
‫چطورین رفقا؟‬

22:54.257 --> 22:56.216
‫خب،‬
‫مواظب باشین.‬

22:56.241 --> 22:58.259
‫خب، بهتره این‬
‫دستگاه سقط جنین رو پیاده کنیم.‬

22:58.284 --> 22:59.850
‫اوه، آره.‬

22:59.875 --> 23:02.117
‫کلینیک لازمش داره تا‬
‫همه‌ی اون جنین‌ها رو هورت بکشه بیرون.‬

23:02.142 --> 23:03.447
‫آره، همون جنین‌حذف‌کنِ قدیمی.‬

23:03.472 --> 23:05.560
‫- همون سلول‌تخم‌پرونِ همیشگی.‬
‫- بهتره عجله کنیم.‬

23:05.585 --> 23:07.462
‫۱۲ تا دستگاه سقط جنین دیگه هم داریم...‬

23:07.529 --> 23:09.139
‫که باید تا آخر امروز تحویل بدیم.‬

23:09.237 --> 23:10.411
‫آره، واقعاً.‬

23:10.471 --> 23:12.125
‫تعطیلات بهاری چهار تا شش هفته پیش بود،‬

23:12.396 --> 23:14.094
‫یعنی الان فصل شلوغیه.‬

23:14.311 --> 23:16.828
‫ولی پسر، عاشق این «سقط‌کُنِ خودکار ۵۰۰۰» جدیدم.‬

23:16.853 --> 23:19.072
‫معجزه‌ی تکنولوژی مدرن سقط جنینه.‬

23:19.152 --> 23:21.299
‫دو برابر سقط جنین، اونم تو نصف زمان.‬

23:21.324 --> 23:22.586
‫هوشمندانه بود که لوله‌ها رو پهن‌تر ساختن...‬

23:22.611 --> 23:24.294
‫تا چشم‌ها توش گیر نکنه.‬

23:24.365 --> 23:25.713
‫- هی!‬
‫- بله قربان.‬

23:25.774 --> 23:27.645
‫شما این دستگاه سقط جنینِ نو رو سفارش داده بودین.‬

23:27.713 --> 23:30.342
‫نه! شما هم یه مشت قاتلِ عوضی هستین.‬

23:30.367 --> 23:32.413
‫خب، هر چی می‌خوای بگو، ولی بچه‌های زنده‌ی من...‬

23:32.530 --> 23:34.141
‫امسال کریسمسِ فوق‌العاده‌ای دارن...‬

23:34.166 --> 23:35.866
‫اونم به خاطرِ پولِ همین سقط جنین‌ها.‬

23:35.891 --> 23:37.196
‫و از وقتی زنم بچه‌اش سقط شد،‬

23:37.459 --> 23:39.026
‫دلم نمی‌خواد هیچ‌کس بچه‌ی زنده داشته باشه.‬

23:39.176 --> 23:41.222
‫همیشه به نظرم موضع‌ت تو این مورد خیلی تندروانه بوده.‬

23:41.505 --> 23:43.029
‫ولی چون طرفدار تیم «یانکیز» هستم،
‫ازت حمایت می‌کنم.‬

23:43.054 --> 23:44.316
‫بگیرین‌شون!‬

24:00.026 --> 24:01.678
‫سلام. برای وقت قبلیم اومدم.‬

24:01.679 --> 24:04.508
‫اسم؟ یا اون اسم مستعاری
‫که فقط برای گرفتن وقت استفاده کردی؟‬

24:05.687 --> 24:07.254
‫پنلوپه دونپورت.‬

24:07.511 --> 24:09.339
‫پذیرش شدین، دوشیزه دونپورت.‬

24:09.557 --> 24:11.254
‫فقط ۴۰۰ دلار رو باید بدین.‬

24:36.366 --> 24:37.933
‫سلام، پدر.‬

24:38.107 --> 24:39.195
‫سلام، سوزان.‬

24:39.413 --> 24:40.805
‫وقت زیادی ندارم.‬

24:40.980 --> 24:42.633
‫یه کار کوچیک تو دادگاه دارم...‬

24:42.658 --> 24:43.964
‫حدود نیم ساعت دیگه.‬

24:44.026 --> 24:46.072
‫نیومدم اعتراف کنم.‬

24:46.637 --> 24:47.812
‫به راهنمایی نیاز دارم.‬

24:47.837 --> 24:49.577
‫دقیقاً در مورد چی؟‬

24:49.602 --> 24:53.867
‫خب، یکی از اعضای خونواده‌ام ممکنه...‬

24:54.088 --> 24:56.003
‫مرتکب یه گناه وحشتناک بشه.‬

24:56.028 --> 24:57.474
‫و اون چه گناهیه؟‬

24:58.101 --> 25:00.434
‫برادرزاده شوهرم می‌خواد سقط جنین کنه.‬

25:00.628 --> 25:01.574
‫اوه.‬

25:01.599 --> 25:03.427
‫و واقعاً نمی‌دونم باید چیکار کنم.‬

25:03.828 --> 25:05.874
‫آه، واقعاً امیدوار بودم موضوع این باشه که...‬

25:05.899 --> 25:08.206
‫از شام درست کردن خسته شدی
‫یا یه چیزی تو این مایه‌ها.‬

25:08.572 --> 25:09.572
‫ولی خب، باشه.‬

25:09.573 --> 25:11.445
‫مـ... من با انتخابش موافق نیستم،‬

25:11.541 --> 25:13.239
‫ولی دوسش دارم.‬

25:13.363 --> 25:17.150
‫می‌تونم بفرستمت به یه کلینیکی
‫که فقط تظاهر به انجام عمل می‌کنن.‬

25:17.175 --> 25:19.235
‫اینطوری می‌تونی دو سه ماهی وقت بخری.‬

25:19.453 --> 25:21.846
‫نه، نه، مـ... من نمی‌تونم بهش دروغ بگم.‬

25:22.021 --> 25:23.457
‫شاید شما بتونین باهاش حرف بزنین.‬

25:23.482 --> 25:25.180
‫اوه.‬

25:25.286 --> 25:27.635
‫من دیگه زیاد اینجا نمی‌مونم.‬

25:27.671 --> 25:30.849
‫دارن منو می‌فرستن
‫ به یه اسقف‌نشینِ جدید تو اوهایو.‬

25:31.204 --> 25:32.379
‫واقعاً؟‬

25:32.404 --> 25:33.449
‫شش روز وقت دارم تا...‬

25:33.474 --> 25:35.694
‫ریش و سبیلِ کامل بذارم.‬

25:35.802 --> 25:37.906
‫و لطفاً از این به بعد بهم بگو دیوید.‬

25:37.931 --> 25:39.237
‫باید تمرین کنم.‬

25:39.262 --> 25:41.605
‫دیوید، چطوری می‌تونم این بچه رو ببخشم؟‬

25:41.823 --> 25:45.435
‫خب، همون‌طور که وکیلم می‌گه،‬
‫قرار نیست همه عاشقت باشن.‬

25:45.930 --> 25:48.802
‫مطمئنم اونم می‌دونه کاری که می‌کنه اشتباهه.‬

25:48.827 --> 25:54.137
‫حتی اگه اون موقع، خیلی درست به نظر می‌رسیده.‬

25:54.162 --> 25:57.775
‫بذار عشق راهنمات باشه. خدا می‌دونه که من همین کارو کردم.‬

25:59.406 --> 26:02.061
‫آه، ماشینم اومد.‬

26:03.062 --> 26:04.498
‫مطمئنم کار درست رو انجام می‌دی.‬

26:11.244 --> 26:13.420
‫و به خاطر همینه که «پیمان با آمریکا»...‬

26:13.445 --> 26:14.663
‫توی انتخابات میان‌دوره‌ای خیلی مؤثر بود.‬

26:14.856 --> 26:16.684
‫گینگریچ می‌دونست که این موضوع...‬

26:16.709 --> 26:18.711
‫برای رای‌دهنده‌های
‫محافظه‌کار کاملاً روشن می‌کنه که...‬

26:18.736 --> 26:20.443
‫نماینده‌هاشون قراره برای چه سیاست‌هایی بجنگن.‬

26:20.468 --> 26:22.557
‫این همون چیزیه که من می‌گفتم. اوه!‬

26:22.770 --> 26:24.431
‫می‌دونی، خیلی عالیه که بالاخره...‬

26:24.456 --> 26:25.848
‫با یه مکزیکی آشنا شدم که باهام موافقه.‬

26:26.041 --> 26:27.956
‫نیوت اون بیرون داره یه مبارزه‌ی میهن‌پرستانه می‌کنه...‬

26:27.981 --> 26:29.503
‫برای آمریکایی‌های واقعی، در حالی که...‬

26:29.528 --> 26:31.356
‫کلینتون داره اون ساکسیفونِ لعنتی رو می‌زنه!‬

26:31.381 --> 26:33.122
‫- آره! دقیقاً همینه!‬
‫- بله! بله قربان.‬

26:33.224 --> 26:34.530
‫تو، تو کاملاً می‌فهمی.‬

26:35.030 --> 26:36.858
‫دیشب چطور خوابیدی؟‬
‫- عالی.‬

26:36.986 --> 26:38.683
‫امیدوارم سوزان روی کاناپه اذیت نشده باشه.‬

26:38.713 --> 26:40.280
‫نه، حالش خوبه، خوبه.‬

26:40.322 --> 26:41.752
‫و پیژامه‌هام اندازه‌ بود؟‬

26:41.842 --> 26:43.303
‫- عالی.‬
‫- خوبه، خوبه.‬

26:43.328 --> 26:45.539
‫هی، گوش کن،‬
‫باید برگردم دانشگاه،‬

26:45.564 --> 26:46.914
‫ولی واقعاً عالی بود.‬

26:46.939 --> 26:49.071
‫صددرصد. صددرصد.‬
‫بهترین بود.‬

26:50.152 --> 26:52.328
‫هی. بیا اینجا. بیا بغلم.‬

26:52.445 --> 26:54.360
‫بیا تابستون با هم در تماس باشیم،‬
‫باشه؟‬

26:54.385 --> 26:56.170
‫- حتماً.‬
‫- تو یکی از آدم‌حسابیایی.‬

26:56.506 --> 26:57.420
‫تو هم همین‌طور.‬

26:59.509 --> 27:01.468
‫گمشو از خونه‌م بیرون.‬

27:06.905 --> 27:08.254
‫بلر.‬

27:08.692 --> 27:09.737
‫بلر، اینجام.‬

27:09.954 --> 27:11.521
‫وای خدای من، حالتون خوبه؟‬

27:11.658 --> 27:14.400
‫آره بابا. من تو دبیرستان یه بازنده بودم.‬
‫اینا چیزی نیست.‬

27:15.143 --> 27:17.484
‫هی، مهم‌تر از اون،‬
‫تو حالت خوبه؟‬

27:18.549 --> 27:19.594
‫آره، خوب می‌شم.‬

27:19.656 --> 27:21.140
‫و مطمئنی که گرفتنش؟‬

27:21.314 --> 27:23.011
‫پوف. به زور.‬

27:23.058 --> 27:24.668
‫از دستشون در رفت و یه کم‬
‫دور اتاق دوید،‬

27:24.693 --> 27:27.000
‫ولی دکتر با اون پتک بزرگش‬
‫زدش.‬

27:27.537 --> 27:28.799
‫چی... واقعاً؟‬

27:28.824 --> 27:30.303
‫نه احمقِ کسخل.‬

27:30.328 --> 27:33.331
‫خب، فکر کنم همه‌مون امروز‬
‫یه درس باارزش گرفتیم.‬

27:33.356 --> 27:35.685
‫فرقی نمی‌کنه طرفِ کی باشی،‬
‫همه‌مون باید‬

27:35.710 --> 27:37.668
‫یه کم بیشتر مراقبِ‬
‫آبِ کمرمون باشیم.‬

27:38.119 --> 27:40.904
‫آمین. بیاین از اینجا بریم.‬

27:50.192 --> 27:52.325
‫بلر، بیداری؟‬

27:52.736 --> 27:54.173
‫یه لحظه.‬

27:56.399 --> 27:57.400
‫بیا تو.‬

28:02.964 --> 28:04.574
‫فکر کردم شاید گشنه‌ت باشه.‬

28:05.234 --> 28:08.411
‫واسه همین یه چیزی واست‬
‫درست کردم بخوری.‬

28:08.796 --> 28:11.015
‫ممنون.‬

28:11.190 --> 28:12.626
‫تو، اوم...‬

28:14.628 --> 28:17.196
‫می‌دونی‬
‫امروز چیکار کردم، نه؟‬

28:17.674 --> 28:19.198
‫می‌دونم.‬

28:20.303 --> 28:23.437
‫و با کارت موافق نیستم،‬
‫و فکر نکنم هیچ‌وقت هم باشم.‬

28:24.638 --> 28:26.509
‫ولی در هر صورت دوستت دارم.‬

28:27.858 --> 28:29.208
‫منم دوستت دارم.‬

28:31.029 --> 28:32.334
‫این چیه؟‬

28:34.428 --> 28:36.647
‫کفشای بچه مال سیسمونیه.

28:37.085 --> 28:39.261
‫فکر کردم شاید بخوای نگهشون داری‬

28:39.286 --> 28:42.376
‫واسه وقتی که آماده‌ی مادر شدن شدی.‬

28:42.646 --> 28:44.561
‫ممنون، زن‌عمو سوز.‬

28:46.312 --> 28:51.621
‫و یه روزی، اگه تصمیم گرفتم مامان بشم،‬

28:51.646 --> 28:53.430
‫واقعاً امیدوارم‬
‫مثلِ تو خوب باشم.‬

28:53.480 --> 28:55.003
‫وای عاشقش می‌شی.‬

28:55.195 --> 28:58.502
‫می‌تونی از یه خونه‌ی پر از آدم‬
‫مراقبت کنی.‬

28:58.889 --> 29:00.587
‫سالی یه بار یه کارت تبریک می‌گیری،‬

29:00.644 --> 29:04.431
‫و وقتی یه لکه رو پاک می‌کنی‬
‫حسِ خیلی خوبی داره.‬

29:04.561 --> 29:07.608
‫حتماً... همه‌ی اینا رو‬
‫یادم می‌مونه.‬

29:07.812 --> 29:11.294
‫تو دخترِ خیلی خیلی‬
‫خاصی هستی، بلر.‬

29:14.274 --> 29:17.625
‫و اگه جای تو بودم،‬
‫می‌رفتم دنبالِ اون نیمیت.‬

29:17.830 --> 29:21.423
‫عجب تیکه‌ی داغیه.‬

29:22.402 --> 29:24.622
‫
‫
‫با ما بین

29:25.742 --> 29:26.874
‫رفت.‬

29:28.832 --> 29:30.050
‫لعنتی، نزدیک بود لو بریم.‬

29:30.051 --> 29:32.488
‫آخ، اونا پرینگلزه؟‬
‫سگ توش.

29:32.706 --> 29:35.448
‫خیلی خوشحالم که‬
‫این هفته‌ی کیری تموم شد.‬

29:35.510 --> 29:38.233
‫هی، سر سقطِ بعدی می‌تونی‬
‫یه کت‌شلوارِ نوزادی بخوای؟‬

29:38.258 --> 29:39.870
‫چون اون واقعاً‬
‫به دردم می‌خوره.‬

29:41.497 --> 29:44.674
‫هی، بچه‌ها، باز هم ممنون‬
‫که باهام اومدین.‬

29:44.699 --> 29:46.483
‫هی، یه تیکه‌عنِ‬
‫سرخ‌وسفیدِ

29:46.508 --> 29:48.044
‫تو بازیای سلتیکس کمتر شد، مگه نه؟‬

29:48.069 --> 29:49.940
‫شاید کونمون‬
‫پاره شده باشه،‬

29:49.965 --> 29:51.487
‫ولی حداقل همه‌چی‬
‫پایانِ خوشی داشت.‬

29:51.512 --> 29:53.514
‫همون کاری که باید می‌کردی‬
‫تا جلوی اینا رو میگرفتی.‬

29:53.654 --> 29:55.786
‫- برو بابا.‬
‫- می‌دونم، مگه نه؟‬

29:55.957 --> 29:58.438
‫ولی جدی، فقط باید‬
‫واسه‌ش جق می‌زدی.‬

29:59.000 --> 30:19.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
