WEBVTT

00:26.920 --> 00:29.880
‫پس یادت باشه
‫هزینه‌ی فیلمبرداری به عهده مشتریـه،

00:29.880 --> 00:31.800
‫ولی اضافه‌کاری
‫رو ما پرداخت می‌کنیم.

00:31.800 --> 00:34.680
‫پس هر کاری می‌کنی،
‫زیاد لفتش نده

00:34.680 --> 00:37.260
‫ولی باید تبلیغ هم بهترین حالت ممکن باشه، درسته؟

00:38.720 --> 00:40.680
‫آره. درسته.
‫حالا هر چی

00:41.390 --> 00:42.390
‫و یه فکری داشتم

00:42.390 --> 00:44.980
‫شاید بتونیم دسته‌جمعی
‫توی اتاق کنفرانس پیک‌نیک برگزار کنیم؟

00:45.560 --> 00:46.850
‫اون روز رو وقت ندارم

00:46.850 --> 00:49.060
‫- اما نگفتم چه روزیـه
‫- می‌دونم

00:49.650 --> 00:53.740
‫ضد حال نزن، باربارا.
‫می‌تونیم خوش بگذریم

00:54.490 --> 00:57.410
‫می‌تونیم یه‌کوچولو با همدیگه آشنا بشیم.
‫شاید یخ‌هامون باز بشه و راحت باشیم

00:57.990 --> 01:00.080
‫خب، من با این آدم‌ها قبلا کار کردم،

01:00.080 --> 01:04.040
‫و آره، نهایت راحتی‌شون
‫همینی که می‌بینی

01:12.500 --> 01:14.880
‫- حالا می‌بینیم، بابز.
‫- نه. کاری نکن

01:14.880 --> 01:16.930
‫آره.
‫وقتی گفتم حسش کردم

01:19.340 --> 01:20.930
‫خیلی‌خب، من دارم میرم

01:21.720 --> 01:23.600
‫برای همه‌تون روز خوبی رو آرزومندم

01:26.815 --> 01:30.065
‫هی، نبینم کاری
‫که من دوست ندارم رو انجام بدین

01:44.200 --> 01:45.870
‫چی دوست نداره؟

01:45.894 --> 01:53.894
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:08.850 --> 02:10.770
‫صبح بخیر، ویتـ...

02:10.770 --> 02:12.110
‫تد!

02:12.110 --> 02:14.570
‫- به‌به ببین کی اومده. سلام کیلی
‫- سلام، تد

02:15.440 --> 02:17.070
‫ترنت کریم.
‫دارم خواب می‌بینم؟

02:17.070 --> 02:18.570
‫خوشحالم می‌بینمت، رفیق

02:18.570 --> 02:20.860
‫می‌دونی، یه پاکتِ گنده کش مو

02:20.860 --> 02:22.740
‫طبقه پایین توی جعبه اشیا گمشده‌ها هستن.
‫به‌نظرم برو یه سر بزن،

02:22.740 --> 02:23.660
‫البته اگه هنوز می‌خوای.

02:23.660 --> 02:28.250
‫ممنون. آقای کریم درخواست کردن
‫توی این فصل باشگاه رو همراهی کنن

02:29.370 --> 02:32.040
‫- می‌خوان درباره‌مون کتاب بنویسن
‫- جدا؟

02:32.040 --> 02:33.880
‫فکر می‌کنم داستانی هست
‫که ارزش بازگو کردن رو داره، تد

02:34.590 --> 02:37.090
‫آره، و همه‌مون استقبال کردیم

02:37.090 --> 02:38.840
‫ولی مشخصا، به‌عنوان مربی تیم،

02:38.840 --> 02:40.970
‫فکر کردیم تو باید تصمیم نهایی رو بگیری

02:42.300 --> 02:43.300
‫باشه

02:45.720 --> 02:47.310
‫یعنی خدای من، می‌دونی...

02:55.320 --> 02:56.570
‫نه

03:00.200 --> 03:03.490
‫باشه، ضررش چیه؟
‫چرا که نه؟ کی می‌تونی شروع کنی؟

03:03.490 --> 03:06.490
‫هیچ زمانی مثل زمان حال نیست.
‫جز ساعت ۱۱:۱۱. اون‌موقع آرزو می‌کنم

03:06.490 --> 03:10.210
‫یا ۲۱:۱۱،
‫اگه توی پایگاه نظامی یا دیزنی‌لند پاریس باشم

03:10.210 --> 03:12.960
‫خیلی‌خب.
‫تصمیم نهایی گرفته شد

03:12.960 --> 03:14.960
‫خیلی هم خوب.
‫ترنت، خوش اومدی

03:16.920 --> 03:18.920
‫- پشمام
‫- اوپس

03:18.920 --> 03:20.720
‫زاوا داره یوونتوس رو ترک می‌کنه

03:22.510 --> 03:25.760
‫بچه‌هاش چی می‌شن؟ ببخشید.
‫یه کلمه از حرفتـم نفهمیدم

03:25.760 --> 03:27.560
‫فکر کردم افسانه یونانی‌چیزی باشه

03:27.560 --> 03:29.220
‫گم شدن.
‫همینطوری یه چیزی پروندم. ببخشید

03:29.220 --> 03:32.270
‫زاوا یه مهاجم کلاس جهانیـه
‫که می‌خواد باشگاهش تو ایتالیا رو ترک کنه

03:33.100 --> 03:34.560
‫تا بعد، عزیزم

03:34.560 --> 03:37.190
‫ظاهرا می‌خواد توی لیگ برتر بازی کنه

03:37.190 --> 03:40.780
‫چون زنش سریال آفیس رو دیده
‫و دلش می‌خواد بیاد انگلیس زندگی کنه

03:40.780 --> 03:42.860
‫فکر می‌کنم منظورت
‫اسکرنتونِ پنسیلوانیا باشه، رفیق

03:42.860 --> 03:44.660
‫نه، آفیس نسخه بریتانیایی، تد

03:44.660 --> 03:46.910
‫درسته.
‫شما اینجا نسخه اصلی رو ساختید

03:46.910 --> 03:48.830
‫اگه زاوا رو بخریم،
‫معرکه می‌شه.

03:48.830 --> 03:51.910
‫برای برندِ باشگاه خیلی سود داره.
‫حدود نود میلیون فالوور داره

03:51.910 --> 03:54.500
‫یه بار نوشت «هفت میلیون لایک»

03:54.500 --> 03:55.790
‫و همین پستش
‫ده میلیون لایک خورد

03:55.790 --> 03:59.420
‫آره، ولی قیمتش خیلی بالاست.
‫و اون یه‌کم مغرور نیست؟

03:59.420 --> 04:02.090
‫چرا، بدجوری مغروره.
‫هر چی بگم کم گفتم.

04:02.090 --> 04:04.890
‫جوری که تو ناخن کارهاتو عوض می‌کنی
‫اونم دم به دقیقه میره یه تیم دیگه

04:04.890 --> 04:07.430
‫گاز موادشون باعث می‌شه سرگیجه بگیرم،
‫و زیادی سفره دلمو باز می‌کنم

04:08.390 --> 04:09.890
‫تو رو خدا اینو ننویس

04:09.890 --> 04:12.940
‫زاوا طی پونزده سال گذشته
‫توی ۱۴ تا تیم بازی کرده،

04:12.940 --> 04:15.230
‫جز هرج‌ومرج و جام
‫هیچی به جا نذاشته

04:15.980 --> 04:17.520
‫جام‌های قشنگ و درخشان

04:17.520 --> 04:20.400
‫درست می‌گی، ولی لزلی، کدوم آدمی
‫حاضره پیِ این همه جار و جنجال رو به تن بماله؟

04:21.110 --> 04:23.570
‫ظاهرا، همه تیم‌هایی
‫که پول خریدشو دارن

04:23.570 --> 04:27.120
‫چلسی، آرسنال، یونایتد، وستهم

04:27.120 --> 04:28.410
‫به‌نظرم بیاید بخریمش

04:28.410 --> 04:32.040
‫شاید شر و مایه‌ی دردسر باشه،
‫اما کی بدش میاد؟

04:32.910 --> 04:35.040
‫اگه منظورم بادوم‌زمینی نمکیه،
‫آره، دستتم درد نکنه

04:35.040 --> 04:36.750
‫اگه منظورم اسمارتیز اسکیتلزه،
‫نه قربون دستت.

04:36.750 --> 04:38.880
‫می‌دونی، رنگ‌شون آب می‌شه،
‫و توی دستم پخش می‌شه،

04:38.880 --> 04:40.050
‫و چسبناک می‌کنه

04:40.050 --> 04:41.710
‫و اینو می‌تونی بنویسی

04:44.340 --> 04:47.090
‫- عالیه. قرار جلسه بذاریم
‫- عالیه

04:47.090 --> 04:49.180
‫- بریم زاوا رو بخریم
‫- آره!

04:49.180 --> 04:50.760
‫- میریم بخریمش
‫- زاوا دابا دو!

04:51.520 --> 04:53.890
‫- آره
‫- برو بریم. آره، بریم

04:53.890 --> 04:55.270
‫هیجان انگیزه

04:55.270 --> 04:57.480
‫خب، فرض رو بر این بگیرم
‫که قراره...

04:57.480 --> 05:01.190
‫دنبال یه بازیکن بی‌ثبات و بد نام برید
‫که مشخصه پولش رو ندارید

05:01.190 --> 05:03.530
‫اونم سر این‌که صرفا تیم شوهر سابق‌تون
‫می‌خواد اون رو بخره؟

05:05.650 --> 05:07.990
‫نه، نه، نه، نه، نه

05:09.620 --> 05:10.620
‫آره

05:13.250 --> 05:14.250
‫خوشم اومد

05:19.710 --> 05:22.250
‫خب، زود باش.
‫بگو ببینم

05:22.250 --> 05:25.340
‫رئیس گروه خیابون کیلی چطوریه، ها؟

05:25.340 --> 05:27.130
‫- به‌نظرم خیلی خوب پیش میره
‫- واقعا؟

05:27.130 --> 05:28.470
‫- آره
‫- خوبه، خوبه

05:28.470 --> 05:31.810
‫خب، دوست دارم همکارهام
‫یه‌کمی خودمونی‌تر بودن

05:32.930 --> 05:34.640
‫- توصیه منو می‌خوای؟
‫- آره

05:34.640 --> 05:36.690
‫باید برید بیرون
‫و دسته‌جمعی یه کاری انجام بدید

05:36.690 --> 05:38.310
‫بیرون از محل کار

05:38.310 --> 05:39.940
‫- فکر خیلی خوبیه
‫- آره، آره

05:40.650 --> 05:42.860
‫شاید بتونم یه جادوگر استخدام کنم

05:42.860 --> 05:45.740
‫و بتونیم زیر ماه‌گرفتگی آیاهواسکا بخوریم.
‫« دمنوش روان‌گردان »

05:46.950 --> 05:48.820
‫یه چیزی مثل اتاق فرار مد نظرم بود،

05:48.820 --> 05:50.570
‫ولی جفتش یکیه، مگه نه؟

05:50.570 --> 05:52.780
‫- آره. ممنون، تد.
‫- خوشحالم می‌بینمت. آره

05:52.780 --> 05:54.120
‫- کیلی!
‫- بله؟

05:54.120 --> 05:55.910
‫آیزک. سلام. حالت خوبه؟

05:55.910 --> 05:57.960
‫آره.
‫می‌شه واسم قرارداد کفش جور کنی؟

05:57.960 --> 06:01.000
‫خوشحال می‌شم.
‫برندِ خاصی مد نظرته؟

06:01.000 --> 06:05.050
‫برند خاصی ندارم.
‫کفش باشه کافیه. می‌دونی

06:06.880 --> 06:08.380
‫عالیه.
‫می‌گردم ببینم چی پیدا می‌کنم

06:11.430 --> 06:12.600
‫- سلام دوستان
‫- کیلی

06:13.180 --> 06:14.060
‫سلام، کیلی

06:14.060 --> 06:15.720
‫- سلام، جیمی
‫- حالت چطوره؟ خوبی؟

06:15.720 --> 06:17.310
‫آره، خوبم.
‫تو چطوری؟

06:17.310 --> 06:21.310
‫منم خوبم. بد نیستم.
‫آره، آره. باشگاه بودم

06:21.310 --> 06:23.320
‫- از تمرین بدنسازی اومدم. آره. خوبه
‫- خوبه

06:26.690 --> 06:28.110
‫خوشحالم حالت خوبه.
‫بعدا می‌بینمت

06:28.110 --> 06:29.530
‫- آره
‫- آره. خداحافظ

06:32.240 --> 06:33.780
‫- داداش
‫- چه خبر، رفیق؟

06:39.080 --> 06:40.790
‫کیلی و روی جدا شدن

06:41.630 --> 06:43.380
‫چی؟
‫کی بهت گفت؟

06:43.920 --> 06:46.800
‫کسی بهم نگفته، داداش.
‫خودم فهمیدم. از حرکت بدن‌شون

06:47.300 --> 06:49.380
‫علم زبون بدن.
‫نگاه‌شون کن

06:50.260 --> 06:52.550
‫ارتباط چشمی ندارن،
‫کیلی دست به سینه‌ست

06:53.550 --> 06:58.230
‫باسن روی سفت شده.
‫علمه

07:25.790 --> 07:28.300
‫- چی می‌خوای؟
‫- تو و کیلی جدا شدین؟

07:29.090 --> 07:31.050
‫- کی بهت گفته؟
‫- هیچ‌کس

07:31.800 --> 07:32.890
‫از علم بدن استفاده کردم

07:34.340 --> 07:35.890
‫برای چی؟
‫حقیقت داره؟

07:44.100 --> 07:45.150
‫این قیافه تخمی چیه به خودت گرفتی؟

07:45.150 --> 07:47.610
‫بهش می‌گن همدردی، پیرمرد گوزو

07:48.400 --> 07:52.400
‫ببین، به‌عنوان آدمی
‫که کیلی ازش جدا شده، درک می‌کنم

07:53.240 --> 07:57.080
‫- اون باهام بهم نزده
‫- تو بهم زدی؟ برای چی؟

07:57.080 --> 08:00.000
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.
‫چرا اومدی اینجا؟

08:00.700 --> 08:01.710
‫بذار حدس بزنم

08:01.710 --> 08:03.960
‫می‌خوای ببینی باهاش قرار بذاری
‫مشکلی نداره یا نه، درسته؟

08:03.960 --> 08:08.960
‫نه، فقط... خواستم ببینم
‫حالت خوبه، رفیق

08:13.300 --> 08:14.340
‫کله کیری

08:14.340 --> 08:15.800
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- می‌خواستم بغلت کنم

08:15.800 --> 08:18.930
‫- خب، خیلی سریع سمتم اومدی
‫- خدای من، ببخشید

08:18.930 --> 08:21.930
‫همه‌اش یادم میره پیری‌ها سر داستان جنگ
‫چقدر می‌ترسن

08:22.770 --> 08:24.600
‫دست بردار، رفیق.
‫می‌خواستم آرومت کنم

08:24.600 --> 08:26.230
‫خب، نمی‌خوام آروم بشم

08:26.230 --> 08:28.270
‫و بهت گفتم،
‫نمی‌خوام در این مورد صحبت کنم

08:28.270 --> 08:29.940
‫پس نبینم دهن گشادتو باز کنی.
‫فهمیدی؟

08:29.940 --> 08:31.490
‫باشه بابا، چیزی نمیگم

08:33.610 --> 08:35.740
‫و نبینم تو هم لام تا کام حرف بزنی، ویلیام

08:35.740 --> 08:37.120
‫نه، نه، چیزی نمی‌گم

08:37.120 --> 08:39.410
‫راستش خودِ منم
‫تازگی جدا شدم،

08:39.410 --> 08:41.290
‫پس یه‌جورایی درک می‌کنم

08:42.200 --> 08:44.040
‫هی، شاید بهتر باشه
‫یه روزی بریم بیرون

08:44.040 --> 08:46.380
‫خودمون سه تا. چند تا مشروب،
‫آبجو و شات بریم بالا

08:46.380 --> 08:49.040
‫تو تنگ مشروب بزنیم.
‫گروه مردان مجرد

08:52.090 --> 08:53.420
‫یا می‌تونم دهنمو ببندم

08:53.420 --> 08:55.470
‫نه، فهمیدم.
‫خیلی واضح فهمیدم

08:55.470 --> 08:57.090
‫خب، تو خواب راه میری

08:57.090 --> 08:59.180
‫نمی‌دونم بهت چی بگم.
‫تموم شد و رفت

09:01.720 --> 09:03.270
‫سلام، مربی

09:05.440 --> 09:06.440
‫چیکار می‌کنی؟

09:08.190 --> 09:10.020
‫دارم یکی از این کتاب‌های تاکتیک فوتبال

09:10.020 --> 09:10.980
‫که همیشه دستته و می‌خونی
‫رو می‌خونم

09:15.070 --> 09:16.410
‫نظرت چیه؟

09:17.030 --> 09:19.910
‫خب، با توجه به مشکلاتی
‫که با لیست مطالب کتاب داشتم،

09:19.910 --> 09:21.540
‫فکر می‌کنم شاید بهتر باشه صبر کنم

09:21.540 --> 09:23.330
‫تا از این پدرسوخته
‫یه فیلم بسازن

09:25.290 --> 09:27.710
‫هی، دو تا سوال

09:27.710 --> 09:29.250
‫یک، اگه با زاوا قرارداد امضا کنیم
‫نظرت چیه؟

09:30.500 --> 09:31.750
‫خوبه، درسته؟

09:31.750 --> 09:33.420
‫- زاوا؟ آره
‫- خیلی‌خب

09:34.130 --> 09:36.090
‫سوال دوم.
‫زاوا کیه؟

09:36.880 --> 09:39.260
‫یه افسانه‌ی زنده‌ست.
‫زاوا رو می‌شناسی

09:39.260 --> 09:41.180
‫باهات مخالفم، کلودیا شیفر

09:51.820 --> 09:54.110
‫چرا ویدیوی
‫آتش‌به‌اختیار هات‌داگ گیاهی رو واسم گذاشتی؟

09:54.740 --> 09:55.820
‫هی.

09:56.450 --> 09:57.450
‫برو بابا.

09:58.820 --> 10:00.450
‫چون اون زاواست

10:02.030 --> 10:03.240
‫زاوا اونـه؟

10:04.330 --> 10:06.370
‫خب، یا خدا.
‫نمی‌دونستم این طرف فوتبالیسته

10:07.210 --> 10:09.500
‫هی، بدون این‌که فکر کنم گفتم فوتبال

10:09.500 --> 10:11.670
‫پسر، این کتاب معجزه می‌کنه

10:14.960 --> 10:16.630
‫ساعت ۱۱:۱۱ئه.
‫آرزو کن

10:20.720 --> 10:23.390
‫- چه آرزویی کردی؟ بی‌خیال، مربی
‫- نمی‌تونم بگم

10:23.390 --> 10:25.180
‫فقط نمی‌خوام آرزوهامون قاطی بشه

10:25.180 --> 10:27.430
‫- روالش اینطوری نیست
‫- خفه‌خون بگیر

10:27.430 --> 10:29.310
‫- حرفتو پس بگیر
‫- دیگه چی شده؟

10:29.310 --> 10:30.350
‫حرفتو پس بگیر

10:30.350 --> 10:32.110
‫نمی‌تونم چیزی که اتفاق افتاده رو پس بگیرم

10:32.110 --> 10:34.570
‫هی. هی، هی، هی، هی، هی!
‫دوستان، چی شده؟

10:34.570 --> 10:36.650
‫مربی، یه شایعه ناراحت‌کننده شنیدیم

10:37.400 --> 10:39.450
‫خیلی‌خب، قضیه خریدنِ زاواست؟

10:39.450 --> 10:41.160
‫- چی؟
‫- می‌خوایم زاوا رو بخریم؟

10:41.160 --> 10:44.490
‫سی ثانیه پیش همین آرزو رو کردم

10:49.750 --> 10:51.170
‫صبر کنید، نه

10:51.170 --> 10:52.460
‫یه لحظه صبر کنید، خب؟

10:52.460 --> 10:54.880
‫اگه در مورد زاوا حرف نمی‌زدید،
‫پس واسه چی ناراحت بودین؟

10:54.880 --> 10:56.920
‫چون ترنت کریم
‫درباره‌مون کتاب می‌نویسه؟

10:56.920 --> 10:58.920
‫چی؟

10:58.920 --> 11:01.430
‫صبر کن، ترنت کریم در مورد این‌که زاوا
‫میاد تو تیم‌مون کتاب می‌نویسه؟

11:01.430 --> 11:04.220
‫نه، نه. اومده تا درباره تیم‌مون کتاب بنویسه

11:04.220 --> 11:05.720
‫زاوا درباره‌ی ما کتاب می‌نویسه؟

11:05.720 --> 11:07.180
‫نه، ترنت کریم می‌نویسه

11:07.180 --> 11:10.140
‫آخه چرا زاوا باید درباره ترنت کریم
‫کتاب بنویسه؟

11:13.520 --> 11:16.610
‫هی! هی، هی، هی، هی! بس کنید!
‫خیلی‌خب، یه لحظه صبر کنید

11:16.610 --> 11:19.280
‫اگه جریان زاوا رو نمی‌دونستید،
‫که هنوز قطعی نشده،

11:20.320 --> 11:23.070
‫و قضیه‌ی ترنت کریم رو هم نمی‌دونستید،
‫که این یکی قطعی شده

11:23.070 --> 11:25.410
‫پس چرا این‌همه ناراحت بودین؟

11:28.410 --> 11:29.710
‫روی و کیلی جدا شدن

11:32.290 --> 11:33.630
‫مربی

11:35.040 --> 11:36.040
‫ببخشید، نه، من خوبم

11:36.040 --> 11:38.130
‫سرم گیج رفت.
‫آره، ممنون

11:38.130 --> 11:39.380
‫چه خبره؟

11:42.890 --> 11:43.890
‫تارت!

11:43.890 --> 11:45.600
‫هی، هی، هی، هی.
‫من چیزی نگفتم

11:45.600 --> 11:47.350
‫با همین دستام می‌کشمت

11:47.350 --> 11:49.730
‫نه، من اومدم تو رختکن،
‫و داشتن درباره خریدنِ زاوا حرف میزدن

11:49.730 --> 11:53.440
‫چی؟
‫می‌خوایم زاوا رو بخریم؟

11:53.440 --> 11:55.810
‫روی، می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

11:56.400 --> 11:58.150
‫نه، نمی‌خوام درباره‌ی خودم و کیلی صحبت کنم

11:58.730 --> 12:01.490
‫نه، منظورم زاواست.
‫می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

12:01.490 --> 12:04.030
‫حتما، اون عقل نداره و دیوونه‌ست.
‫ولی کمک می‌کنه بازی‌ها رو ببریم

12:04.030 --> 12:06.160
‫این‌دفعه راستش
‫منظورم تو و کیلی بود

12:06.160 --> 12:08.580
‫- تو روحت
‫- ویل، یه لحظه بیا

12:08.580 --> 12:10.080
‫- بله، همین‌جام
‫- سلام

12:10.580 --> 12:12.460
‫برو خونه‌ی من،
‫کشوی میزم رو باز کن،

12:12.460 --> 12:15.330
‫و یه سی‌دی که روش نوشته
‫«گلچین آهنگ‌های جدایی تد» رو بردار و بیار. باشه؟

12:15.330 --> 12:16.880
‫- باشه. سی‌دی چیه؟
‫- خیلی‌خب

12:16.880 --> 12:18.590
‫- خدای بزرگ
‫- من رفتم

12:18.590 --> 12:20.130
‫مربی، کلید خونه‌مو نیاز داری

12:20.130 --> 12:21.920
‫- یه دونه دارم
‫- درسته

12:22.720 --> 12:24.300
‫- قربون دستت. بشین استراحت کن
‫- باشه

12:24.300 --> 12:26.720
‫روی، ببین،
‫ما همه کنارت هستیم. خب؟

12:27.220 --> 12:29.060
‫همه‌مون سابقه داریم
‫باهامون بهم زده باشن، درسته دوستان؟

12:30.470 --> 12:33.060
‫اون با من بهم نزده.
‫خودم جدا شدم

12:34.940 --> 12:35.850
‫چی؟

12:37.060 --> 12:38.690
‫بعید می‌دونم امروز
‫از این بدتر بشه

12:38.690 --> 12:40.530
‫و اینجا رختکن تیمه.
‫سلام پسرا

12:40.530 --> 12:43.400
‫- مطمئنم ترنت کریم رو می‌شناسید
‫- آقایون

12:43.400 --> 12:45.110
‫این کره‌خر اینجا چیکار می‌کنه؟

12:45.110 --> 12:47.280
‫ترنت در مورد این فصل‌مون کتاب می‌نویسه،

12:47.280 --> 12:50.870
‫پس با آغوش باز و ذهنی باز
‫به اون خوش‌آمد بگید

12:50.870 --> 12:53.500
‫حتما. آره

12:54.500 --> 12:58.090
‫هی! گوش کنید!

12:59.380 --> 13:02.880
‫هیچ‌کس جلوی این کره‌خر
‫دهن گشادشو باز نمی‌کنه

13:03.380 --> 13:06.840
‫مگه این‌که هوس کنه
‫با پیشونیم بخوابونم تو جمجمه‌اش

13:10.220 --> 13:11.310
‫نگران نباش

13:15.230 --> 13:16.440
‫خیلی‌خب...

13:19.270 --> 13:21.150
‫بعدا روی جزییات کار می‌کنیم

13:22.280 --> 13:24.490
‫ولی تا اون‌موقع،
‫خوش اومدی، ترنت

13:31.410 --> 13:33.120
‫منظورم اینه بزن به چاک، ترنت کریم

13:51.843 --> 13:55.615
‫« تد لسو: تازه خبر رو شنیدم. بگو کِی و کجا،
‫چون باید دلیلشو بدونم! »

13:55.640 --> 13:58.600
‫و کات! ممنون، دوستان.
‫ادامه می‌دیم

13:59.650 --> 14:04.110
‫خیلی‌خب. حالا بره
‫کافکا مینی رو سر می‌کشه و پوف،

14:04.110 --> 14:06.650
‫به یه شیر خیلی جذاب تبدیل می‌شه

14:06.650 --> 14:10.120
‫عالیه، اما راستش نمی‌تونیم
‫بره رو مجبور کنیم کافکا مینی بخوره، درسته؟

14:10.120 --> 14:12.240
‫- نه، البته که نه
‫- خیلی‌خب، خوبه

14:12.240 --> 14:16.080
‫مسئول‌های آزمایشگاه گفتن،
‫بره نمی‌تونه چیزی بخوره

14:16.080 --> 14:18.710
‫آره، چون در جا می‌میره

14:18.710 --> 14:20.170
‫یه چیزی درباره آنزیم گفتن

14:20.830 --> 14:22.090
‫کاملا می‌فهمم

14:22.630 --> 14:26.090
‫- بعید می‌دونم فهمیده باشه
‫- نه. متوجه نیست

14:26.090 --> 14:27.840
‫کیلی جونز وامونده

14:28.840 --> 14:31.090
‫شندی فاین وامونده؟

14:33.810 --> 14:36.850
‫خدای من!
‫نمی‌دونستم توی این کار هستی

14:36.850 --> 14:39.020
‫و منم نمی‌دونستم یه دامن داری
‫که کل کونتو می‌پوشونه

14:39.020 --> 14:41.100
‫هی، خوبه ازم کلی دامن قرض می‌گرفتی
‫و هیچ‌وقت پس نمی‌دادی

14:41.100 --> 14:42.110
‫و هیچ‌وقت هم پس نمی‌دم

14:42.110 --> 14:44.110
‫یکی از مزایای زندگی کردن
‫با تو و دخترا بود

14:44.110 --> 14:47.070
‫- گفتی دخترا! حالشون چطوره؟ کلویی چیکار می‌کنه؟
‫- با یه فوتبالیست ازدواج کرده

14:47.070 --> 14:49.030
‫- اما چی؟
‫- با یه فوتبالیست ازدواج کرده

14:49.030 --> 14:50.240
‫خودت چی؟

14:50.240 --> 14:52.280
‫با یه فوتبالیست ازدواج کردم.
‫از فوتبالیست طلاق گرفتم

14:52.280 --> 14:53.700
‫و حالا برگشتم سر این کار

14:54.280 --> 14:57.290
‫صحبت درباره‌ی من کافیه.
‫عکست رو توی ونیتی‌فر دیدم

14:57.790 --> 15:00.420
‫لباس کامل پوشیده بودی.
‫و زدم زیر گریه

15:00.920 --> 15:02.580
‫بهت خیلی افتخار می‌کنم، عزیزم.
‫همه‌مون افتخار می‌کنیم

15:03.500 --> 15:04.800
‫بهم افتخار می‌کنی؟
‫برای چی؟

15:05.840 --> 15:08.550
‫چون دست تنها موفق شدی

15:13.510 --> 15:15.140
‫بوی چیه؟

15:15.140 --> 15:17.430
‫ببخشید، مدفوع بره

15:17.430 --> 15:19.430
‫یکی از بدترین بوهای طبیعته

15:20.230 --> 15:23.310
‫همین که کلاریس بیشتر از سی روزشه
‫و اینجاست باید خدا رو شکر کرد

15:23.980 --> 15:27.780
‫همین یه هفته پیش،
‫مدفوعش مثل یه خمیر دندون ترش و زرد رنگ بود

15:30.490 --> 15:32.070
‫نه، نه. جارو نزن

15:32.070 --> 15:34.870
‫نه، باید مثل سوشی برداریش
‫وگرنه زمین لکه می‌شه

15:36.240 --> 15:37.410
‫با یه فوتبالیست ازدواج کرده بودم

15:38.160 --> 15:40.250
‫آفرین.
‫خسته نباشی، عزیزم

15:40.250 --> 15:42.250
‫- کیلی
‫- بله؟

15:42.250 --> 15:44.920
‫من و جیمی فکر می‌کنیم
‫کلاب خیلی خالیه

15:44.920 --> 15:46.550
‫آره، باید حس پر بودن رو بده

15:46.550 --> 15:49.300
‫می‌تونیم صد تا سیاه لشگر دیگه بیاریم؟

15:49.880 --> 15:51.130
‫صد تا دیگه، اونم همین الان؟

15:51.720 --> 15:52.720
‫آره

15:54.010 --> 15:55.680
‫می‌تونیم به پست
‫افکت استروبوسکوپی اضافه کنیم

15:55.680 --> 15:57.810
‫و بگیم بقیه به دوربین نزدیک بشن

15:57.810 --> 15:59.020
‫اینطوری به‌نظر میاد کلاب پر آدمـه،

15:59.020 --> 16:00.850
‫و لازم نیست پول بیشتری خرج کنید

16:01.640 --> 16:03.310
‫- خوشم اومد
‫- همین کار رو می‌کنیم

16:03.310 --> 16:04.690
‫خیلی ممنون

16:06.110 --> 16:08.860
‫نگاه کن.
‫واسه خودت کارگردان شدی

16:08.860 --> 16:10.940
‫شاید یه روز مثل تو موفق بشم

16:12.740 --> 16:13.740
‫آره

16:14.841 --> 16:16.841
‫« وستهم به دنبال زاوا »

16:17.740 --> 16:18.790
‫سلام مامان

16:18.790 --> 16:22.160
‫خدای من، عزیزم،
‫خیلی خوشحالم صداتو می‌شنوم

16:22.160 --> 16:25.330
‫دیشب خواب دیدم که کشتنـت

16:25.330 --> 16:27.250
‫نه، هنوز زنده‌ام

16:28.420 --> 16:30.090
‫وایسا ببینم، چرا رفتی هتل؟

16:30.090 --> 16:32.380
‫فکر کردم قرار بود بری...

16:32.380 --> 16:33.930
‫کمپ انزوای معنوی سه روزه

16:33.930 --> 16:36.890
‫آره.
‫ولی بیرون نمی‌خوابم

16:36.890 --> 16:38.600
‫ستاره‌های آسمون خیلی زیاده

16:38.600 --> 16:42.230
‫همه‌اش فکر می‌کنم
‫به من زل زدن، متوجه‌ای

16:42.230 --> 16:45.230
‫نه، ولی گوش کن.
‫یه خبر خیلی خوب دارم

16:45.230 --> 16:47.190
‫پریروز با تیش حرف زدم،

16:47.190 --> 16:49.940
‫و قبول کرد دیدنت رو مد نظر قرار بده

16:49.940 --> 16:52.360
‫وای! فال‌گیرت واقعا قبول کرد

16:52.360 --> 16:56.240
‫اجازه بده بهش یه عالمه پول بدم
‫تا باهام صحبت کنه؟ محشره

16:56.240 --> 16:58.990
‫خب، نه.
‫بهش فکر می‌کنه

16:58.990 --> 17:01.910
‫ولی فکر می‌کنم یه جلسه بیای سراغ تیش
‫خیلی مفید باشه چون،

17:01.910 --> 17:06.170
‫خب، می‌دونی، نیاز شدید
‫به راهنمایی مادرانه داری

17:06.170 --> 17:07.290
‫یه دقیقه صبر کن

17:07.290 --> 17:10.300
‫چند نفر برای فریاد درمانی جمع شدن،

17:10.300 --> 17:12.380
‫که این بخش رو خیلی دوست دارم

17:12.380 --> 17:14.930
‫پس بهتره برم
‫چون نباید از صدام استفاده کنم

17:14.930 --> 17:17.220
‫- خداحافظ، عشقم
‫- ولی تو زنگ زدی

17:18.220 --> 17:20.350
‫از جلسه با زاوا
‫خبر جدید آوردم

17:20.350 --> 17:21.390
‫عالیه

17:21.390 --> 17:24.270
‫- زاوا نمی‌خواد باهامون مذاکره کنه
‫- چی؟ برای چی؟

17:24.270 --> 17:25.810
‫مدیر برنامه‌اش گفت:

17:25.810 --> 17:29.730
‫«اتلاف وقت برای ما
‫و مایه‌ی شرم برای اونـه.»

17:30.400 --> 17:33.030
‫به‌نظرم جواب بی‌جهت بی‌رحمانه‌ای بود

17:33.030 --> 17:35.490
‫ولی یه خبر خوب،
‫زاوا داره با چلسی قرارداد امضا می‌کنه

17:36.150 --> 17:37.910
‫کجای این خبر، خبر خوبیه؟

17:37.910 --> 17:39.580
‫چون با وستهم قرارداد نمی‌بنده

17:39.580 --> 17:42.290
‫مستقیم برگشت گفت:
‫«من با وستهم قرارداد نمی‌بندم.»

17:42.290 --> 17:45.000
‫گندش بزنن. با این جواب
‫روپرت بدتر میفته دنبالش

17:45.000 --> 17:46.620
‫کاری از دست روپرت برنمیاد

17:46.620 --> 17:47.750
‫عالی شد.
‫طلسمش کردی

17:47.750 --> 17:49.630
‫- ولی فکر میـ...
‫- نه، خیلی دیر شد. طلسم کردی

17:49.630 --> 17:50.880
‫- ولی فکر می‌کنم که...
‫- تموم شد

17:52.090 --> 17:53.090
‫آفرین

17:58.680 --> 17:59.680
‫عصر بخیر

18:06.190 --> 18:07.310
‫سلام

18:08.650 --> 18:09.810
‫جیمی

18:10.560 --> 18:12.020
‫نه. نه

18:25.750 --> 18:27.210
‫امروز خوشتیپ شدین

18:34.670 --> 18:35.760
‫خوبه

19:02.740 --> 19:04.410
‫ممنون که دفترت
‫رو با من سهیم شدی

19:04.910 --> 19:06.790
‫حتی اگه فکر تد بود

19:26.300 --> 19:27.363
‫« روی »

19:34.676 --> 19:37.340
‫« ماهی‌های زیادی توی سی[دریا] هستن.
‫متوجه شدی؟ لیزا »

19:42.910 --> 19:45.030
‫خب، ریچموند با چلسی بازی داره؟

19:45.530 --> 19:48.580
‫اولین بار از زمان خداحافظیت می‌شه
‫که برمی‌گردی اونجا، درسته؟

19:53.330 --> 19:54.330
‫باشه

19:59.380 --> 20:00.380
‫ببخشید

20:01.630 --> 20:04.680
‫آره، ناشرمـه.
‫زود تموم میشه

20:05.550 --> 20:10.100
‫سلام. آره. آره، آره.
‫نه، نه. خب، الان اینجام

20:10.100 --> 20:11.770
‫راستش خیلی خوب پیش میره

20:11.770 --> 20:13.810
‫تازه مستقر شدم

20:14.520 --> 20:17.070
‫آره. همه...

20:17.980 --> 20:20.070
‫خیلی گشاده‌رو هستن

20:20.650 --> 20:24.570
‫آره. نه، منم اون صدا رو می‌شنوم

20:24.570 --> 20:26.990
‫مطمئن نیستم از طرف...
‫از سمت من میاد یا تو؟

20:27.910 --> 20:30.080
‫می‌دونی چیه؟
‫گوشی. یه لحظه.

20:30.750 --> 20:33.040
‫میرم بیرون

20:39.960 --> 20:41.970
‫- حقیقت داره؟
‫- آره

20:44.470 --> 20:47.100
‫بله.
‫کارت اعتباری شرکت رسیده

20:47.100 --> 20:48.390
‫عالیه. ممنون

20:48.390 --> 20:50.720
‫- ازش استفاده نکن
‫- باشه

20:51.310 --> 20:54.140
‫باربارا، دوست داری
‫با شندی آشنا بشی

20:54.140 --> 20:55.940
‫- سلام
‫- سلا

20:55.940 --> 20:57.560
‫عضو جدید کی‌جی‌پی‌آره

21:01.190 --> 21:03.860
‫برای چه پستی استخدام شده؟

21:05.660 --> 21:07.780
‫مشاوره‌ی

21:08.950 --> 21:14.040
‫برای مدیریت شعبه

21:14.750 --> 21:16.420
‫و...

21:17.250 --> 21:20.550
‫- روابط مشتریان
‫- آره

21:20.550 --> 21:22.260
‫خیلی‌خب

21:22.260 --> 21:24.880
‫می‌شه بشینی، شندی؟
‫شندی بودی، درسته؟

21:24.880 --> 21:26.890
‫- آره. ببخشید
‫- خب، کِی...

21:26.890 --> 21:29.390
‫آره، بذارش تو لیوان.
‫آبنبات رو در بیار

21:29.970 --> 21:35.190
‫خب، دوست دارم بدونم
‫توی این حیطه چه تجربه‌ای داری

21:35.190 --> 21:37.860
‫توی روابط، تا دلت بخواد

21:37.860 --> 21:39.270
‫توی بقیه چیزا،
‫تجربه زیادی ندارم

21:44.360 --> 21:46.490
‫و کدوم دانشگاه رفتی؟

21:47.820 --> 21:50.660
‫- دانشگاه نرفتم
‫- نرفتی؟

21:50.660 --> 21:52.160
‫- نه
‫- بسیار خب

21:52.950 --> 21:55.620
‫و قبل این شغل
‫مشغول چه کاری بودی؟

21:56.620 --> 21:57.670
‫مدل بودم

21:57.670 --> 22:01.500
‫باشه. خیلی‌خب، ممنون شندی

22:01.500 --> 22:02.750
‫خیلی‌خب.
‫فکر کنم فهمیدم

22:02.750 --> 22:06.430
‫پس یه مدل سابق بی تجربه،

22:06.430 --> 22:10.550
‫بدون تحصیلات عالیه رو برای شغلی
‫که وجود نداره استخدام کردی. خیلی هم خوب

22:13.180 --> 22:17.100
‫خب، به تیم خوش اومدی، شندی

22:28.910 --> 22:31.620
‫معذرت می‌خوام.
‫درستش می‌کنم

22:39.710 --> 22:42.920
‫باربارا، می‌خوام یه دقیقه باهات صحبت کنم

22:44.920 --> 22:49.840
‫جوری که با شندی رفتار کردی
‫نهایت بی‌ادبی بود. قلب آدم به‌درد میومد

22:52.800 --> 22:56.140
‫- چیه؟
‫- چقدر گوی برفی داری

22:56.140 --> 22:57.480
‫آره. جمع‌آوری می‌کنم

22:58.520 --> 23:02.360
‫خب، می‌دونی، شرکت
‫منو از این موسسه به موسسه دیگه می‌فرسته،

23:02.360 --> 23:05.480
‫و آره، هر جا که برم،
‫یه گوی برفی می‌خرم

23:06.320 --> 23:07.950
‫راستش یه‌کمی احمقانه‌ست

23:07.950 --> 23:10.780
‫نه، به‌نظرم خیلی قشنگه

23:17.200 --> 23:20.210
‫حق نداری با آدم‌ها اینطوری صحبت کنی.
‫اینجا از این خبرا نیست

23:22.000 --> 23:24.250
‫می‌دونم شندی دوست منه،
‫و حق با توئه

23:24.250 --> 23:29.880
‫تجربه‌ی لازم رو نداره.
‫ولی اون باهوشه. مشتاقه. من بهش ایمان دارم

23:32.010 --> 23:33.600
‫درست مثل شرکت
‫که به تو ایمان داره

23:33.600 --> 23:37.430
‫و تو رو همه‌جا دنیا
‫و این همه جاهای قشنگ می‌فرسته، درسته؟

23:43.020 --> 23:46.900
‫شاید من و تو بتونیم بفهمیم به یه‌نفر دیگه
‫ایمان داشته باشیم چه حس خوبی داره

23:47.400 --> 23:49.490
‫با همدیگه. باشه؟

23:55.490 --> 23:58.160
‫مدیر هماهنگی روابط مشتریان

24:00.370 --> 24:01.540
‫منصبش

24:02.670 --> 24:06.880
‫خوبه. آره.
‫اگه یه‌وقت نفهمیدی،

24:06.880 --> 24:09.420
‫اون اسمی که بهت گفتم
‫رو کاملا از خودم در آوردم

24:11.550 --> 24:14.260
‫سلام. سلام

24:17.680 --> 24:19.520
‫- روی
‫- نه

24:19.520 --> 24:21.480
‫شک و تردیدت از حضور من
‫توی تیم رو درک می‌کنم

24:21.480 --> 24:25.360
‫تو محافظ تیم هستی،
‫و تحسین می‌کنم چقدر بهت احترام می‌ذارن

24:25.360 --> 24:28.070
‫تحقق چنین موفقیتی
‫توی حرفه‌ی دوم راحت نیست

24:28.070 --> 24:29.690
‫به‌شخصه مطمئن نیستم
‫توی حرفه اولم به موفقیت رسیده باشم

24:31.913 --> 24:34.753
‫شاید بتونی یه فرصت بهم بدی

24:37.870 --> 24:39.660
‫بزن به چاک

24:44.370 --> 24:45.580
‫وای، باشه

24:50.840 --> 24:54.260
‫فصل جدید آغاز شده است
‫و تمامی تیم‌ها امیدوار هستند

24:54.260 --> 24:57.390
‫می‌شه گفت شاید
‫به‌جز تیم ای‌اف‌سی ریچموند

24:57.390 --> 25:00.220
‫بعد از یک سال غیبت
‫به لیگ برتر برگشتن

25:00.220 --> 25:03.810
‫اما انتظار زیادی میره
‫که زیاد دووم نیارن

25:04.310 --> 25:07.810
‫از اون بدتر، پیکارشون در استمفورد بریج
‫شروع می‌شه،

25:07.810 --> 25:11.150
‫خانه‌ی باشگاه فوتبال چلسی خوفناک

25:11.150 --> 25:12.650
‫صعود به لیگ برتر

25:12.650 --> 25:15.030
‫مثل این‌ می‌مونه از خونه سازمانی
‫به پنت‌هاوس نقل‌مکان کنی، آرلو

25:15.610 --> 25:17.370
‫ریچموند باید تا جای ممکن لذت ببره

25:17.370 --> 25:20.580
‫آقایون،
‫به لیگ برتر خوش برگشتید

25:20.580 --> 25:22.580
‫برگشتیم سر جامون.

25:23.460 --> 25:26.040
‫انگار هیچ‌وقت نرفتیم

25:26.630 --> 25:27.630
‫بفرمایید، رفقا

25:28.750 --> 25:30.500
‫می. من ماهی و سیب‌زمینی سفارش داده بودم

25:30.500 --> 25:31.710
‫منم برگر

25:34.930 --> 25:36.640
‫خوبه که برگشتید

25:42.180 --> 25:44.520
‫وضعیت کار چطوره؟
‫دوستت چطوره؟

25:44.520 --> 25:46.270
‫شندی؟ آره، خوب پیش میره

25:46.940 --> 25:48.440
‫- خوبه
‫- آره

25:48.607 --> 25:51.335
‫« شندی فاین: بیا فردا میموسا بخریم
‫و بیاریم شرکت! از کارت شرکت می‌خریم! »

25:51.360 --> 25:53.190
‫پر از فکر و ایده‌ست

25:53.190 --> 25:54.650
‫ببخشید. ببخشید

25:54.650 --> 25:56.860
‫- ممنون. ببخشید. عذر می‌خوام
‫- خبری نشد؟

25:57.360 --> 25:59.370
‫قرارداد زاوا و چلسی تقریبا قطعی شده

25:59.370 --> 26:02.660
‫از یه منبع به‌شدت قابل اعتماد تاییدیه گرفتم

26:02.660 --> 26:03.790
‫چه منبعی؟

26:03.790 --> 26:05.910
‫دوست زنم یه مدیر رو می‌شناسه

26:05.910 --> 26:09.460
‫که شغل دوم ماساژورش
‫مهماندار جت‌های شخصیه

26:09.460 --> 26:11.550
‫امروز سر کار نبوده،

26:11.550 --> 26:13.920
‫ولی همکارش که لب‌خونی بلده،

26:13.920 --> 26:17.760
‫دیده که لبِ زاوا
‫کلمه چلسی رو زیاد می‌گه

26:17.760 --> 26:19.760
‫- خدای من، کاش من لب‌خونی بلد بودم
‫- آره

26:19.760 --> 26:22.680
‫خیلی‌‌خب. کسی روپرت رو دیده؟
‫نشونه‌ای ازش نیست؟

26:22.680 --> 26:27.940
‫نه ربکا. اینجا نیست. و حتی اگه بود،
‫کاری از دست اون برنمیاد

26:27.940 --> 26:29.560
‫عالی شد.
‫باز طلسم کردی

26:35.900 --> 26:37.400
‫کون لقت، پیرمرد

26:39.110 --> 26:42.620
‫- سلام روی. خوش برگشتی
‫- حالت چطوره، رفیق؟

26:42.620 --> 26:44.330
‫خبر رو شنیدم

26:47.000 --> 26:48.040
‫من ازش جدا شدم

26:48.040 --> 26:50.500
‫برای چی؟
‫خیلی به‌همدیگه میومدین

26:51.000 --> 26:52.590
‫بروس کثافت

26:52.590 --> 26:54.000
‫هی، روی کنتـه

26:54.000 --> 26:56.090
‫- روی!
‫- روی کنت!

26:56.590 --> 26:58.130
‫دوستت داریم، روی!

26:58.130 --> 27:00.680
‫اون اینجاست! اون اونجاست،
‫هر قبرستونی هست،

27:00.680 --> 27:02.890
‫روی کنت! روی کنت!

27:02.890 --> 27:05.520
‫اون اینجاست! اون اونجاست،
‫هر قبرستونی هست،

27:05.520 --> 27:11.060
‫روی کنت! روی کنت!
‫اون اینجاست...

27:12.610 --> 27:14.150
‫چه لحظه زیبایی شکل گرفته

27:14.150 --> 27:16.900
‫طرفداران چلسی
‫به کاپیتان سابق‌شون، روی کنت،

27:16.900 --> 27:18.900
‫نشون می‌دن هنوز اون رو دوست دارن

27:19.450 --> 27:22.530
‫روی کنت، روی کنت!

27:23.200 --> 27:25.870
‫اون اینجاست! اون اونجاست،
‫هر قبرستونی هست،

27:25.870 --> 27:29.040
‫روی کنت، روی کنت...

27:42.840 --> 27:45.640
‫- ممنون.
‫- خدای من. اون زاواست؟

27:45.640 --> 27:46.890
‫اونجاست

27:46.890 --> 27:48.310
‫نگاه کنید، زاواست

27:48.890 --> 27:50.770
‫زاوا! زاوا! زاوا!

27:50.770 --> 27:52.860
‫و زاوای بزرگ به ورزشگاه اومده

27:52.860 --> 27:56.820
‫آیا امروز با چلسی قرارداد امضا می‌کنه؟
‫تو چه چیزی شنیدی، کریس؟

27:56.820 --> 27:58.280
‫همه جور چیزی شنیدم.

27:58.280 --> 28:01.950
‫از صدای تماشاگران گرفته تا صدای تو،
‫و صدای زنگ چون سرم ضربه خورده

28:03.570 --> 28:05.330
‫خدای...

28:08.200 --> 28:09.580
‫- جیمی
‫- چیه؟

28:10.160 --> 28:11.420
‫زاواست

28:12.080 --> 28:14.170
‫- خب چیکار کنم، رفیق؟
‫- قلبم داره از جا در میاد

28:14.170 --> 28:16.040
‫هیچ‌وقت انقدر مضطرب نبودم
‫جلوی کسی بازی کنم

28:16.040 --> 28:17.960
‫جز زمانی که توی لیگ جوانان ال‌چاپو بودم

28:18.670 --> 28:19.670
‫برو سر جات، رفیق

28:19.670 --> 28:21.880
‫خدای من. باورم نمی‌شه

28:23.890 --> 28:26.140
‫وای، با زاوا توی یه شهر هستیم

28:26.140 --> 28:27.760
‫خدا رو شکر شیک و پیک کردیم

28:31.190 --> 28:34.230
‫بازیکنان به جای خود ایستادن،
‫و منتظر سوت داور هستن

28:34.230 --> 28:37.400
‫و بازی شروع می‌شه.
‫آغاز فصلی دیگر

28:43.450 --> 28:45.200
‫لزلی، می‌شه خودتو جمع کنی؟

28:51.000 --> 28:53.960
‫هیوز به تاد پاس می‌ده،
‫ولی بازیکنان چلسی توپ رو قطع می‌کنن

28:53.960 --> 28:56.630
‫سگ‌های شکاری
‫توی خطر گل خوردن افتادن

28:57.250 --> 29:01.630
‫ابتکار بازیکنان رو نگاه کنید.
‫بازی چه سرعتی داره. فوتبال با پرس بالا

29:02.930 --> 29:04.430
‫- و چلسی...
‫- تف توش!

29:04.430 --> 29:05.930
‫- با یه ضد حمله‌ی زیبا...
‫- لعنتی...

29:05.930 --> 29:07.050
‫در مقابله ریچموند به قهقرا رفته جلو میفته

29:07.050 --> 29:08.970
‫نه!

29:09.560 --> 29:10.850
‫به‌شدت ویران‌کننده بود

29:10.850 --> 29:14.060
‫کلاه‌های زشتتون رو در بیارین.
‫بد شانسی میارن

29:14.060 --> 29:15.350
‫دوباره همون داستان قدیم

29:16.310 --> 29:18.150
‫- داور در سوت خودش می‌دمه...
‫- هیچ ایرادی نداره

29:18.150 --> 29:21.440
‫و نیمه اول به پایان می‌رسه،
‫چلسی یک، ریچموند صفر

29:21.440 --> 29:24.780
‫باید به ریچموند آفرین گفت
‫که تا همین‌جا مقاومت کردن، آرلو

29:27.490 --> 29:29.410
‫- خیلی قشنگه
‫- آره

29:34.160 --> 29:35.170
‫دیگه چیه؟

29:36.080 --> 29:37.460
‫ممکنه طلسم کرده باشم

29:40.590 --> 29:41.590
‫می‌دونستم

29:43.340 --> 29:45.180
‫حالا می‌شه لطفا بری
‫و تا جایی که می‌تونی

29:45.180 --> 29:47.930
‫از شبکه بزرگ ماساژورهای لب‌خونـت
‫اطلاعات بدست بیاری؟

29:47.930 --> 29:50.680
‫باشه.
‫عذر می‌خوام. ببخشید

29:50.680 --> 29:52.100
‫ببخشید. عذر می‌خوام

29:53.980 --> 29:57.100
‫- روپرت زاوا رو می‌خره
‫- تو که نمی‌دونی

29:58.980 --> 30:01.360
‫چند سال پیش،
‫توی یه کلوب خصوصی متصدی بودم،

30:01.860 --> 30:04.530
‫روپرت و زن اون زمانش اومدن بار

30:05.360 --> 30:07.490
‫اون مجلس گرم‌کن مهمونی بود

30:07.490 --> 30:12.950
‫واسه همه مشروب می‌خرید،
‫داستان تعریف می‌کرد. جذابیتِ شخصیت گرفته بود

30:12.950 --> 30:15.910
‫و یه انعام تپل بهم داد.
‫و حدود یک هفته بعد،

30:15.910 --> 30:19.920
‫بدون زنش برگشت
‫و ازم درخواست قرار کرد

30:19.920 --> 30:23.510
‫- البته من گفتم نه. بعدش رفت
‫- چه آدم بیشعوری

30:24.090 --> 30:27.630
‫و بعدش چند شب پشت سر هم اومد

30:27.630 --> 30:29.220
‫و یه مشروب سفارش می‌داد

30:29.220 --> 30:32.850
‫و توی بار می‌نشست و باهام حرف میزد
‫تا وقتی که تعطیل می‌کردیم

30:34.020 --> 30:36.890
‫و گفت: «مهم نیست
‫باهام بیای بیرون یا نه.

30:36.890 --> 30:39.350
‫همین که اینجا هستم و می‌تونم تو رو بشناسم
‫خیلی ارزشمنده.»

30:40.560 --> 30:43.650
‫یه حد و مرز عالی
‫بین مزاحمت و عاشقی

30:43.650 --> 30:48.570
‫و بعد از شش هفته،
‫دوباره ازم درخواست قرار کرد

30:49.070 --> 30:53.540
‫و بدون تردید قبول کردم

30:53.540 --> 30:54.790
‫چون اون مقطع...

30:55.540 --> 30:58.830
‫احساس خوش‌شانسی می‌کردم
‫چون منو می‌خواد

31:01.130 --> 31:03.670
‫بهم احساس خاص بودن داد.
‫برگزیده شدن

31:07.130 --> 31:08.340
‫چنین حسی به من القا کرد

31:23.690 --> 31:25.360
‫دوستان. گوش کنید

31:26.280 --> 31:28.570
‫فقط کافیه یه گل بزنیم،
‫تا به بازی برگردیم، خب؟

31:28.570 --> 31:30.410
‫ولی فعلا، انقدر معمولی‌ایم،

31:30.410 --> 31:33.700
‫انگار که فیلم کریسمس هالمارکی هستیم،
‫می‌گیرید چی میگم؟

31:33.700 --> 31:34.790
‫- چی؟
‫- چی گفت؟

31:34.790 --> 31:36.700
‫مربی، تو نیمه اول
‫چند تا شوت به دروازه داشتیم؟

31:36.700 --> 31:38.040
‫- یکی
‫- آره، همین فکر رو می‌کردم

31:38.040 --> 31:40.830
‫و به اشتباه خراب کردیم.
‫درست میگم، دنی؟

31:40.830 --> 31:44.250
‫آره، به صورتم خورد.
‫ولی نزدیک بود صورتم گل بزنه

31:45.460 --> 31:46.880
‫آره، نزدیک بود

31:47.590 --> 31:49.170
‫- مربی؟
‫- بله، جیمی؟

31:49.170 --> 31:50.340
‫- یه فکری دارم
‫- چی؟

31:50.340 --> 31:52.970
‫خیلی‌خب، هر بار وارد نیمه حریف میشیم،
‫اون‌ها...

32:03.770 --> 32:05.150
‫ترنت، یه لحظه صبر کن

32:06.400 --> 32:08.280
‫روی، می‌تونم باهات صحبت کنم؟

32:14.950 --> 32:17.580
‫هی، فیلم کریسمس هالمارکی چه کوفتیه؟

32:17.580 --> 32:20.120
‫ببین رفیق،
‫نمی‌دونم مشکلت با ترنت چیه،

32:21.040 --> 32:23.960
‫ولی ازت می‌خوام هر چی که هست
‫رو به دست فراموشی بسپری

32:25.250 --> 32:26.590
‫چون غرورت داره...

32:26.590 --> 32:28.590
‫چیز بیشتری از یه مسابقه فوتبال احمقانه
‫رو خراب می‌کنه

32:30.720 --> 32:31.720
‫متوجه‌ای؟

32:34.090 --> 32:35.140
‫ممنون

32:37.010 --> 32:39.470
‫و فیلم‌های کریسمس هالمارکی
‫فیلم‌هاییـه که یه زن

32:39.470 --> 32:42.060
‫اهل یه شهر بزرگ
‫عاشق عشق بچگیش می‌شه

32:42.060 --> 32:44.690
‫معمولا همون پسره‌ست
‫که صاحب مزرعه درخت کریسمسه

32:44.690 --> 32:47.070
‫بعضی وقت‌ها بابانوئل یا شاهزاده هم هست

32:48.360 --> 32:49.740
‫داستان‌شون ضعیفه،
‫ولی لذت‌بخشن

32:49.740 --> 32:51.360
‫ولی در عین حال داغونن

32:51.950 --> 32:53.240
‫ولی همزمان قشنگ هم هستن

32:53.990 --> 32:55.410
‫صداشونو قطع کنی ببینی خوبه

32:56.990 --> 32:58.740
‫حالا لطفا برو درستش کن

33:07.920 --> 33:08.960
‫کریم!

33:25.310 --> 33:26.440
‫راستش خیلی باحاله

33:26.440 --> 33:28.270
‫وقتی سر بقیه داد میزنه، نه؟

33:44.790 --> 33:45.960
‫بگیرش

33:54.300 --> 33:59.850
‫«روی کنت تازه‌وارد یک بازیکن
‫به‌شدت گنده شده و به اصطلاح اعجوبه‌ست

34:00.760 --> 34:03.980
‫که خشم افسارگسیخته
‫و استعداد متوسطش

34:04.810 --> 34:10.440
‫اولین بازی او در لیگ جزیره را
‫به ناامیدی عمیق بدل کرده است.»

34:12.650 --> 34:13.860
‫می‌دونی کی اینو نوشته؟

34:16.360 --> 34:18.700
‫۱۷ساله‌ام بود

34:20.200 --> 34:22.120
‫نابودم کرد

34:24.120 --> 34:26.080
‫فکر می‌کردم مدرن و روشن‌بین هستم

34:27.040 --> 34:29.250
‫تلاش می‌کردم برای خودم
‫اسمی دست و پا کنم

34:30.790 --> 34:36.010
‫در واقع فقط دنبال جنبه‌ی منفی آدم‌ها بودم.
‫عذر می‌خوام

34:39.220 --> 34:40.510
‫عیبی نداره

34:42.310 --> 34:43.430
‫بده من

34:47.190 --> 34:48.270
‫می‌دونی، بامزه‌ست

34:49.270 --> 34:52.070
‫- اون زمان وجه اشتراک زیادی داشتیم
‫- آره؟

34:52.070 --> 34:54.570
‫هر دومون فکر می‌کردیم
‫اون یکی تو کارش ریده

34:56.030 --> 34:57.240
‫و حالا نگاه‌مون کن

34:59.700 --> 35:00.740
‫- برو
‫- آره

35:06.870 --> 35:08.210
‫هی

35:10.130 --> 35:11.750
‫حالا می‌تونید دورِ این کره‌خر حرف بزنید

35:13.380 --> 35:15.050
‫هی. صبر کن. هی‌هی، جیمی.
‫چی می‌گفتی؟

35:15.050 --> 35:18.130
‫خوب شد گفتی رفیق. گوش کنید.
‫داشتم می‌گفتم هر بار وارد نیمه‌شون می‌شیم،

35:18.130 --> 35:20.720
‫راه پاس دادن‌مون رو می‌بندن،
‫متوجه هستید؟

35:20.720 --> 35:22.600
‫آره، آره. درسته.
‫اما یارگیری نمی‌کنن

35:22.600 --> 35:24.140
‫پس تا جایی که جلوتونو نگرفتن دریبل بدین

35:24.140 --> 35:27.600
‫دقیقا! با همین تاکتیک پیش میریم
‫و بازی بازی رو می‌بریم

35:27.600 --> 35:29.310
‫آره! آره!

35:32.520 --> 35:34.530
‫ممنون، ممنون

35:34.530 --> 35:35.780
‫خب؟

35:35.780 --> 35:38.070
‫الان با مربی کاراته پسرم حرف زدم،

35:38.070 --> 35:41.240
‫که قبلا با زن مسئول
‫مزرعه آوکادوی زاوا قرار می‌ذاشته...

35:41.240 --> 35:45.040
‫- می‌شه بری سر اصل مطلب؟
‫- ممکنه بره وستهم

35:45.040 --> 35:46.540
‫- لعنتی
‫- می‌دونستم

35:48.080 --> 35:49.920
‫روپرت همیشه به خواسته‌اش میرسه

35:56.300 --> 35:57.300
‫می‌دونی؟

35:58.300 --> 36:01.550
‫اگه روپرت می‌تونه واسه زاوا چرب‌زبونی کنه
‫تا بیاد تیمش، پس منم می‌تونم

36:02.260 --> 36:03.600
‫- آره
‫- ببخشید

36:03.600 --> 36:04.890
‫ممنون. ببخشید

36:04.890 --> 36:06.430
‫و به سراغ نیمه دوم میریم

36:06.430 --> 36:09.850
‫کریس، فکر می‌کنی هیچ‌یک از دو تیم
‫توی رختکن تغییر تاکتیکی انجام دادن؟

36:09.850 --> 36:11.770
‫مطمئنم تغییر انجام دادن، آرلو

36:11.770 --> 36:14.940
‫ولی ورزشکارهای حرفه‌ای هیچ مشکلی ندارن
‫تا توی جامعه هم خودشون رو وفق و تغییر بدن

36:19.990 --> 36:22.160
‫سلام. ربکا ولتون هستم،
‫مالک ای‌اف‌سی ریچموند

36:22.160 --> 36:24.240
‫مایلم زاوا رو ببینم.
‫ممنون

36:24.240 --> 36:26.200
‫هیچ‌کس نمی‌تونه زاوا رو ببینه

36:26.790 --> 36:29.040
‫- الان دیدم آقای منین...
‫- ربکا، عزیزم

36:31.000 --> 36:34.130
‫- روپرت. چه سوپرایز خوشایندی
‫- آره

36:36.210 --> 36:38.260
‫- بفرمایید، آقای منین
‫- متشکرم، متیو

36:40.050 --> 36:42.890
‫ضمنا، بابت برد دیروزتون
‫جلوی لستر تبریک میگم

36:42.890 --> 36:47.390
‫ممنون. آره. خیلی خوش‌شانسیم
‫که مربی مثل نیتن داریم

36:47.390 --> 36:52.140
‫مربی‌ایه که واقعا بازی رو می‌فهمه.
‫چه مزیت خوبی

36:56.400 --> 37:01.030
‫زاوا. اجازه بده ربکا ولتون رو معرفی کنم.
‫همسر سابقم

37:01.700 --> 37:03.450
‫و مالک ای‌اف‌سی ریچموند

37:03.450 --> 37:04.660
‫آره، البته

37:05.410 --> 37:07.240
‫آشنایی با من باعث افتخارتونه

37:09.330 --> 37:10.160
‫بزودی می‌بینمت

37:10.160 --> 37:11.410
‫بی‌صبرانه منتظرم

37:21.260 --> 37:24.590
‫رنگ قرمز و آبی خیلی بهش میاد

37:29.010 --> 37:30.770
‫می‌دونی روپرت،
‫یه‌کم غافلگیر شدم

37:30.770 --> 37:32.810
‫وقتی وستهم رو خریدی

37:32.810 --> 37:35.650
‫همیشه فکر می‌کردم که ریچموند
‫عشق حقیقیت باشه

37:36.650 --> 37:41.490
‫گمونم مثل مردهای دیگه‌ام.
‫از قدیمی خسته میشم

37:44.530 --> 37:46.030
‫فصل خوبی رو واستون آرزومندم

38:13.600 --> 38:16.900
‫چه آدم ترسوی بدبختی هستی

38:17.560 --> 38:21.940
‫ببین، اگه تو بازیکن خوبی بودی، واقعا خوب بودی،
‫می‌تونستی هر تیمی بازی کنی

38:21.940 --> 38:26.200
‫ولی در عوض یه تیمی مثل وستهم رو انتخاب کردی،
‫چون تیم بزرگ و درخشانیـه،

38:26.200 --> 38:28.780
‫و خوب می‌دونی چه توی تیم اون‌ها
‫باشی یا نباشی، برنده میشن

38:29.280 --> 38:31.240
‫و هیچ‌وقت نمی‌تونی شگفتی‌سازی کنی

38:31.240 --> 38:34.040
‫اگه هنوز به اون اندازه‌ای
‫که بقیه میگن خوب هستی

38:35.710 --> 38:40.960
‫ولی هر دومون می‌دونیم دیگه دوره‌ات تموم شده.
‫یه بازیکن الکی گنده و الکی گرون هستی

38:43.630 --> 38:46.430
‫و خیلی خیلی مارچوبه می‌خوری

38:52.970 --> 38:55.520
‫دفاع ریچموند
‫اون‌ها رو توی بازی نگه داشته،

38:55.520 --> 38:57.850
‫و یک لحظه با خلاقیت و ابتکار فاصله دارن

38:57.850 --> 39:00.440
‫تا با یک امتیاز غیر محتمل به خونه برگردن

39:00.440 --> 39:03.400
‫خب، چلسی به هیوز فضا میده

39:03.400 --> 39:06.070
‫اگه قراره به اون فضا بده،
‫ازش نهایت استفاده رو می‌بره

39:06.070 --> 39:09.030
‫احتمالات زیادی وجود داره.
‫هیوز گزینه‌های زیادی رو پیش‌رو داره

39:09.570 --> 39:11.530
‫توپ رو به تارت می‌رسونه

39:12.120 --> 39:13.660
‫آیا این لحظه طلاییـه؟

39:14.660 --> 39:16.580
‫اوبیسانیا شوت میزنه

39:18.330 --> 39:20.920
‫گل می‌شه، به صورت روهاس
‫برخورد می‌کنه و وارد دروازه می‌شه!

39:20.920 --> 39:22.750
‫- عالیه
‫- آره!

39:22.750 --> 39:25.170
‫در یک چشم بهم زدن،
‫آیا باورتون می‌شه؟

39:25.170 --> 39:27.760
‫یه گل تاریخی،
‫و بازی یک بر یک می‌شه

39:27.760 --> 39:31.180
‫صورتم گل زد!
‫صورتم گل زد!

39:31.850 --> 39:35.180
‫کریس، تابه‌حال با صورتت گل زدی؟

39:35.180 --> 39:39.140
‫من با تک‌تک اعضای بدنم گل زدم، آرلو.
‫سوال مسخره‌ای پرسیدی

39:40.520 --> 39:42.310
‫- محشر بود
‫- آره رفیق

39:42.310 --> 39:43.770
‫به‌نظرت زاوا دید؟

39:45.400 --> 39:46.610
‫گاو نباش، رفیق

39:47.190 --> 39:48.200
‫بی‌خیال

39:49.820 --> 39:51.370
‫عذر می‌خوام. ببخشید.

39:55.290 --> 39:57.080
‫هی، چطور پیش رفت؟

39:57.080 --> 40:01.210
‫- چرب‌زبونی کردی؟
‫- برعکسش چی می‌شه؟

40:02.250 --> 40:03.380
‫رجز خونی

40:04.210 --> 40:05.590
‫آره، همین کار رو کردم

40:09.170 --> 40:11.930
‫و ریچموند موفق می‌شه
‫بازی رو با نتیجه یک بر یک

40:11.930 --> 40:14.430
‫در مقابل چلسی در این دربی مهیج غرب لندن
‫به اتمام برسونه

40:14.430 --> 40:17.060
‫- ایول. عالیه
‫- اون‌ها استمفورد بریج

40:17.060 --> 40:19.520
‫رو با یک امتیاز کاملا شایسته
‫در جدول، ترک می‌کنن

40:24.900 --> 40:27.150
‫سلام به همه.
‫ممنون که تشریف آوردین

40:27.150 --> 40:29.950
‫مسلما نتیجه امروز
‫چیزی نبود که امیدوار بودیم

40:29.950 --> 40:34.240
‫ولی مطمئن هستم
‫خبر امروز عصر

40:34.240 --> 40:37.540
‫روحیه هواداران چلسی رو بالا می‌بره

40:37.540 --> 40:40.710
‫- می‌دونم...
‫- هنوز فکر می‌کنم باید مستقیم بریم دفتر

40:41.250 --> 40:42.580
‫اینجا امن نیست

40:42.580 --> 40:45.130
‫لطفا به جدیدترین عضو

40:45.130 --> 40:47.460
‫باشگاه فوتبال چلسی خوش آمد بگید

40:48.050 --> 40:49.210
‫زاوا

40:53.680 --> 40:56.180
‫خوش اومدی زاوا.
‫لطفا بفرما بشین

40:57.680 --> 41:02.270
‫بسیار خب. قرارداد رو امضا کن.
‫و اینم از خودکار

41:05.150 --> 41:06.320
‫خواهش می‌کنم

41:12.950 --> 41:16.330
‫نظرم عوض شد.
‫زاوا برای چلسی بازی نمی‌کنه

41:18.580 --> 41:20.450
‫خدای من. ببخشید.
‫نمی‌تونم نگاه کنم

41:22.830 --> 41:24.460
‫زاوا برای ریچموند بازی می‌کنه

41:30.760 --> 41:32.130
‫عوضی!

41:34.380 --> 41:36.430
‫- می‌تونم خودکار رو نگه دارم؟
‫- حتما

41:38.510 --> 41:39.510
‫چی؟

41:44.810 --> 41:46.440
‫چی شد؟

41:46.440 --> 41:47.770
‫- موفق شدی
‫- آره

41:47.770 --> 41:49.480
‫- موفق شدی!
‫- خدای من

41:50.110 --> 41:52.610
‫هی! زاوا رو خریدیم

41:52.610 --> 41:53.570
‫چی؟

41:53.570 --> 41:56.030
‫زاوا رو خریدیم!
‫نگاه کنید!

41:56.870 --> 41:57.870
‫لعنتی!

42:03.870 --> 42:05.960
‫طرفدارها خوش‌شون نمیاد

42:05.960 --> 42:11.800
‫زاوا! خریدیمت، زاوا!
‫خریدیمت، زاوا! خریدیمت!

42:16.510 --> 42:18.350
‫- خیلی‌خب رفیق. مراقب خودت باش، رفیق
‫- مراقب باش

42:18.350 --> 42:20.430
‫- زاوا داره میاد
‫- زاوا

42:35.900 --> 42:38.620
‫امشب چیکاره‌ای، مربی؟
‫قدم‌زنون تا خونه مسابقه بدیم؟

42:39.120 --> 42:42.120
‫نمی‌تونم. من و جین قراره بریم
‫تئاتر عالی و چشم نواز دوستش رو...

42:42.120 --> 42:43.290
‫درباره چرخه پریود ببینیم

42:45.660 --> 42:47.670
‫باشه، امیدوارم دیر نکنی[نیاد]

42:47.670 --> 42:49.380
‫لطفا به جین سلام منو برسون

42:49.380 --> 42:53.050
‫حتما، ولی هنوز
‫رابطه ما رو تهدید آمیز می‌دونه

42:55.340 --> 42:56.680
‫- شب بخیر، رفقا
‫- شب بخیر

42:56.680 --> 42:57.800
‫شب بخیر، مربی

42:58.470 --> 43:01.760
‫نظرت چیه، آقای کریم؟
‫عجب هفته‌ی اولی شد، آره؟

43:02.350 --> 43:03.390
‫و تازه شروع کردیم

43:05.390 --> 43:07.100
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر، روی

43:07.900 --> 43:11.360
‫روی. کنجکاو شدم بدونم،
‫برگشتن به چلسی به احساسی داشت؟

43:11.360 --> 43:13.150
‫همه تماشاگرهاشون
‫از دیدنت خوشحال بودن

43:15.110 --> 43:21.030
‫نمی‌دونم. ناراحت... شدم.
‫یا یه چیز دیگه

43:21.030 --> 43:22.870
‫واقعا؟ برای چی؟

43:39.300 --> 43:43.560
‫فصل آخرم توی چلسی،
‫با آرسنال بازی کردیم،

43:44.560 --> 43:48.270
‫- و اون‌ها رو توی قوطی کردیم
‫- یادم میاد، سه هیچ بردین

43:48.270 --> 43:49.690
‫آره

43:51.480 --> 43:52.860
‫ولی من ریدمال بازی کردم

43:55.440 --> 43:56.650
‫درسته؟

44:00.820 --> 44:02.200
‫آره

44:03.160 --> 44:06.330
‫اولین بار توی دوران حرفه‌ایم
‫که فکر کردم:

44:07.700 --> 44:09.250
‫«دیگه نمی‌‌تونم پابه‌پاشون بیام.

44:11.080 --> 44:12.500
‫به‌قدر کافی خوب نیستم.»

44:14.290 --> 44:18.470
‫و کل فصل رو به همین موضوع فکر کردم

44:20.010 --> 44:25.510
‫می‌دونستم فقط بدتر می‌شه.
‫برای همین آخر فصل از تیم رفتم.

44:27.350 --> 44:33.270
‫همه شوکه شده بودن.
‫باشگاه شوکه شده بود. طرفدارها. رسانه‌ها.

44:33.270 --> 44:34.650
‫آره

44:35.440 --> 44:37.400
‫نمی‌خواستم یه فوتبالیست به‌درد نخور باشم

44:37.400 --> 44:39.740
‫که جای بازیکن دیگه‌ای رو پر می‌کنه
‫تا زمانی که اونو کنار می‌ذارن،

44:40.240 --> 44:41.860
‫چند سال بعد از این‌که خیلی دیر شده

44:41.860 --> 44:45.830
‫آره، خب خیلی از آدم‌ها فکر می‌کنن
‫بهتره کنار بکشن تا اخراج بشن، می‌دونی؟

44:46.990 --> 44:48.000
‫آره

44:50.660 --> 44:52.120
‫ولی امروز که برگشتم...

44:55.210 --> 44:56.800
‫دلم...

44:59.630 --> 45:01.220
‫فکر می‌کنه شاید بهتر بود می‌موندم...

45:03.470 --> 45:06.430
‫و فقط...

45:08.770 --> 45:10.560
‫عشق دنیا رو می‌کردم

45:17.610 --> 45:19.360
‫اما من چنین شخصیتی ندارم،

45:20.570 --> 45:21.570
‫به‌گمونم

45:23.530 --> 45:24.530
‫هنوز نه

45:28.740 --> 45:32.000
‫ولی ببین، اگه اون‌موقع
‫از چلسی نمیومدی بیرون،

45:33.290 --> 45:34.880
‫احتمالا هیچ‌وقت
‫با همدیگه آشنا نمی‌شدیم

45:45.470 --> 45:47.100
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

45:48.220 --> 45:49.640
‫شب بخیر، روی

45:54.020 --> 45:55.020
‫ورزش

45:56.100 --> 45:57.520
‫چه استعاره‌ای

45:57.520 --> 46:01.360
‫آره.
‫لقب خیلی خوبی هم هست

46:02.240 --> 46:03.240
‫آره

46:03.240 --> 46:05.360
‫- شب بخیر، تد
‫- شب بخیر، ورزشکار

46:15.710 --> 46:19.710
‫ترجمه از مـحـمـدعـلـی

46:20.734 --> 46:29.734
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
