WEBVTT

00:02.307 --> 00:03.574
آنگــاه

00:08.107 --> 00:09.574
الان يادم مياد ، من يه فرشته‌ام

00:09.707 --> 00:11.674
من حكمِ اعدام روي سَرَم دارم -
چرا ؟ -

00:11.807 --> 00:12.674
من سرپيچي کردم

00:12.708 --> 00:13.775
تو واقعاً نبايد مي‌اومدي

00:18.713 --> 00:19.747
تو مجبوري اين رو متوقف کني

00:19.781 --> 00:20.909
چي رو متوقف کنم ؟

00:23.781 --> 00:24.709
1973 .

00:25.161 --> 00:26.469
مامان ؟

00:26.503 --> 00:27.718
« جان وينچستر »

00:31.559 --> 00:34.356
... والدينم « مري » و « جان وينچستر » هستن

00:34.390 --> 00:36.032
و من نوه شما هستم

00:36.067 --> 00:39.421
مري » توسط شيطانِ چشم زرد تو سال 1983 کُشته ميشه »

00:39.455 --> 00:41.458
... حالا اگه من اون موجود رو نَگيرم و نَکُشمش

00:41.493 --> 00:43.767
همه چيز از بين ميره و .... « مري » ميميره

00:44.839 --> 00:46.579
! نه

00:52.692 --> 00:54.861
من نتونستم هيچ چيزي رو متوقف کنم
اون معامله رو انجام داد

00:54.895 --> 00:56.632
اون هنوز تو اتاقِ بچه کُشته ميشه ، نه ؟

00:56.667 --> 00:59.007
« سرنوشت رو نميشه عوض کرد ، « دين

00:59.042 --> 01:02.588
همه راهها به سرنوشت مشابه‌اي ختم ميشن

01:03.138 --> 01:04.578
... الان

01:08.338 --> 01:11.578
اوه ، همه چيز رو پس مي‌گيرم ، من عاشقِ شيطانم

01:26.749 --> 01:28.451
اين چيزيِ که بهش ميگم آرامش روي زمين

01:39.140 --> 01:40.542
آنا » ؟ »

01:42.446 --> 01:45.250
من داشتم روي يه پرونده کار مي‌کردم

01:45.284 --> 01:47.587
اين رؤيايي هست که تو داري

01:49.357 --> 01:50.893
خيلي ضايع است

01:50.927 --> 01:53.163
چرا اومدي تو ذهنِ من ؟

01:53.198 --> 01:55.634
چرا نيومدي تو " مُتل " ؟

01:56.704 --> 01:58.105
نمي‌تونم تو رو پيدا کنم

01:58.139 --> 02:00.442
اوه . « کَس » اين کار رو کرده

02:00.476 --> 02:02.646
کَس » ، درسته »

02:02.680 --> 02:04.782
حالا يه دوست داري که بتوني روش حساب کني

02:04.817 --> 02:06.852
چي ؟

02:06.886 --> 02:08.655
بهت نگفته ؟

02:08.689 --> 02:10.691
چي رو نگفته ؟

02:10.726 --> 02:12.327
که کجا بودم

02:12.361 --> 02:14.463
البته که نگفته ، چرا بايد بگه ؟

02:14.498 --> 02:15.766
کجا بودي ؟

02:17.269 --> 02:19.137
زندان

02:19.172 --> 02:20.673
اون بالا

02:20.708 --> 02:23.477
همه اون شکنجه‌ها ، دو برابر کار‌کردن‌ها

02:23.512 --> 02:26.148
چرا نبايد بهمون مي‌گفت که کجايي ؟ -
چون اون کسي بود که منو لو داد -

02:26.182 --> 02:28.184
قيافه متعجب به خودت نگير

02:28.218 --> 02:29.820
اون هميشه سرباز کوچولوي خوب بوده

02:29.854 --> 02:30.955
کاري برخلاف دستورات کرده ؟

02:30.989 --> 02:34.793
نمي‌دونم ، حالت خوبي ؟

02:34.828 --> 02:37.631
نه ... و وقت زيادي هم ندارم

02:37.665 --> 02:39.033
... من فرار کردم

02:39.067 --> 02:40.636
خيلي سخته

02:40.670 --> 02:41.570
اونا دنبالِ من هستن

02:41.604 --> 02:43.139
... اگه منو پيدا کنن

02:43.173 --> 02:45.008
خيلي‌خب ، چي مي‌خواي ؟

02:45.042 --> 02:47.645
... بيا پيش من ، خيابون " اينداستريال " شماره 225

02:47.679 --> 02:50.382
و خواهش مي‌کنم عجله کن

02:52.279 --> 03:00.382
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:21.657 --> 03:23.291
سلام ؟

03:23.326 --> 03:25.194
کي اونجاست ؟

03:32.403 --> 03:34.405
« سلام « آنا

03:36.475 --> 03:38.810
... خب

03:38.844 --> 03:42.114
... اگه خوب نمي‌دونستم

03:42.148 --> 03:45.652
مي‌گفتم که « وينچسترها » بهم اعتماد ندارن

03:45.686 --> 03:48.556
اونا دارن ، من ندارم

03:48.590 --> 03:49.757
اجازه نميدم اونا بيان

03:49.791 --> 03:52.093
و براي چي ؟

03:52.127 --> 03:54.162
اگه تو الان تو زندان نيستي
به اين خاطره که اونا گذاشتن بيايي بيرون

03:54.197 --> 03:55.964
و اونا فرستادنت که کارهاي کثيفِشون رو بکني

03:55.999 --> 03:58.367
و چي تو رو اين قدر مطمئن مي‌کنه ؟

03:58.401 --> 04:01.471
چون من تجربه تحريکِ بهشتي‌ها رو دارم

04:01.505 --> 04:03.940
منظورت وقتيِ که منو تحويلشون دادي

04:05.543 --> 04:07.211
اون يه اشتباه بود

04:09.181 --> 04:11.416
... آنا » هر کاري که اونا تو رو براي انجامش فرستادن »

04:11.450 --> 04:14.753
اونا منو نفرستادن ، من فرار کردم

04:14.787 --> 04:16.055
هيچ کسي نمي‌تونه فرار کنه

04:16.089 --> 04:19.959
، اين همه قرن گذشته و تو
الان منو ناچيز به حساب مياري ؟

04:19.993 --> 04:22.294
اگه يکي از اونا نيستي ، پس چي مي‌خواي ؟

04:22.329 --> 04:24.029
کمک مي‌خوام

04:24.064 --> 04:25.698
کمک مي‌خواي ؟ -
آره -

04:25.732 --> 04:28.066
پس با اون چاقو چي کار داري ؟

04:34.972 --> 04:36.605
اجازه ندارم از خودم دفاع کنم ؟

04:36.640 --> 04:40.309
بر عليه کي ؟
اون چاقو بر عليه فرشته‌ها کار نمي‌کنه

04:40.343 --> 04:41.977
اينجوري نيست

04:42.011 --> 04:44.179
شايد تو براي بهشت کار نمي‌کني

04:44.213 --> 04:46.581
اما چيزي هست که بهم نميگي

04:51.687 --> 04:54.689
سم وينچستر » بايد بميره »

05:04.397 --> 05:07.498
متأسفم ، اما هيچ انتخاب ديگه‌اي نداريم

05:08.567 --> 05:10.367
« اون پوسته‌ي « لوسيفره

05:10.402 --> 05:12.569
اون تنها نيست -
چيه ؟ اون شکسته ؟ -

05:12.603 --> 05:14.870
تا ما داريم حرف مي‍‌زنيم ، اون داره هَدر ميره

05:14.905 --> 05:16.004
نه

05:16.039 --> 05:19.373
سم » تنها پوسته‌ي مهم اونه »

05:19.408 --> 05:21.442
مي‌دوني که اين چي معني ميده

05:21.476 --> 05:25.412
اگه « لوسيفر » نتونه « سم » رو تسخير کنه
همه برنامه‌هاش بهم مي‌خوره

05:25.447 --> 05:28.882
" نه جنگي با « ميکائيل » ، نه " ويروس کوروتاني

05:28.916 --> 05:31.484
سوارکار هم برمي‌گرده به کارهاي روزانه‌اش

05:31.518 --> 05:34.886
... اگه حتي بتوني ... « سم » رو بُکُشي

05:34.920 --> 05:36.754
اهريمن اون رو برمي‌گردونه به زندگي

05:36.789 --> 05:40.124
نه بعد از اينکه سلول‌هاش رو توي جهان پخش کنم

05:40.158 --> 05:43.994
اون هرگز پيداش نمي‌کنه ... همه‌اش رو نمي‌تونه

05:46.964 --> 05:50.332
ما راه ديگه‌اي رو پيدا مي‌کنيم

05:50.367 --> 05:52.734
اين چطوره ؟

05:52.769 --> 05:56.504
استفاده از کُلت چطوره ؟
يا گَشتن براي پيدا کردنِ خدا ؟

05:56.538 --> 05:58.606
هيچ کدومش عملي شده ؟

05:58.640 --> 06:03.143
اگه مي‌خواي اهريمن رو متوقف کني ، اين راهشه

06:04.578 --> 06:06.245
جواب هنوز منفيه

06:08.248 --> 06:10.649
چون « سم »‌ دوستِ منه

06:12.285 --> 06:14.118
عوض شدي

06:14.153 --> 06:17.054
شايد خيلي دير باشه

06:17.088 --> 06:19.489
اما عوض شدم

06:21.558 --> 06:24.360
آنا » ما ماجراهاي زيادي رو گذرونديم »

06:24.394 --> 06:26.795
اما اگه نزديک « سم » بشي

06:26.829 --> 06:28.030
مي‌کُشمت

06:47.413 --> 06:49.380
اوه ، خداي من

06:49.415 --> 06:50.948
خداي من

06:50.983 --> 06:53.417
اوه ، خداي من ، حالت خوبه ؟

06:53.451 --> 06:56.319
بايد ببريمش به بيمارستان ، زودباش

07:03.725 --> 07:05.426
واقعاً ؟ « آنا » ؟

07:05.460 --> 07:08.895
باورم نميشه -
حقيقت داره -

07:08.929 --> 07:11.297
پس داره ميشه « گلن کلوز » ، هان ؟ عاليه
" بازيگر مشهور هاليوود ، اغلب در نقش‌هاي منفي "

07:11.331 --> 07:13.432
گلن کلوز » کيه ؟ »

07:13.466 --> 07:14.699
هيچکي

07:14.734 --> 07:17.569
فقط يه جنده‌ي عوضي که هميشه عصبانيِ

07:17.603 --> 07:19.270
... خب ، پس ... برنامه‌اش کُشتنِ منه

07:19.305 --> 07:21.439
واقعاً مي‌تونه اهريمن رو متوقف کنه ؟

07:21.473 --> 07:22.607
نه « سم » ، بي‌خيال

07:22.641 --> 07:25.810
کَس » تو چي فکر مي‌کني ؟ »
آنا » مطمئنه ؟‌ »

07:27.512 --> 07:28.979
نه

07:29.014 --> 07:31.415
... « اون يه ... « گلن کلوزه

07:31.450 --> 07:33.717
نمي‌فهمم

07:33.752 --> 07:37.018
ما دنبال اون دختره‌ايم که مي‌خواد « سم » رو بُکُشه ؟

07:37.053 --> 07:38.286
چرا بايد به خرس خوابيده سيخونک بزنيم ؟

07:38.320 --> 07:40.188
... آنا » به تلاشش ادامه ميده »

07:40.222 --> 07:43.324
تا « سم » کُشته نشه ، تسليم نميشه

07:43.358 --> 07:45.892
پس ما اول مي‌کُشيمش

08:07.644 --> 08:09.444
پيداش کردم -
کجاست ؟ -

08:09.479 --> 08:11.146
کجا ، نه

08:11.180 --> 08:13.781
چه زماني

08:13.815 --> 08:15.950
تو سال 1987 هستش

08:15.984 --> 08:17.151
چي ؟

08:18.586 --> 08:21.388
چرا 1987 ؟ اون موقع من هنوز به دنيا نيومده بودم

08:21.422 --> 08:24.190
... تو رو کار نداره ... اگه بخواد والدينت رو بُکُشه

08:24.225 --> 08:25.792
چي ؟

08:25.826 --> 08:29.361
آنا » به تو نمي‌تونه صدمه بزنه ، به خاطر من »

08:29.396 --> 08:31.229
پس رفته دنبالِ اونا -
همين حالا ما رو برگردون -

08:31.264 --> 08:34.365
و مستقيم تحويلتون بدم به « آنا » ؟
بايد تنها برم

08:34.399 --> 08:36.200
اونا والدينِ ما هستن « کَس » ، ما بايد بريم

08:36.234 --> 08:37.868
اينقدر ساده نيست

08:37.902 --> 08:39.936
چرا ؟ -
سفر زماني مشکله -

08:39.971 --> 08:42.038
حتي اگه نيروهاي بهشتي در اختيار من باشه

08:42.072 --> 08:43.339
اما تو که ازشون رونده شدي

08:43.373 --> 08:45.474
پس چي ؟ کاري نمي‌توني کني

08:45.508 --> 08:47.909
منظورت رو نمي‌تونم بفهمم

08:47.944 --> 08:49.477
اما بهتون ميگم

08:49.512 --> 08:52.179
... اين طور سفرها ، با همراه

08:54.382 --> 08:55.715
منو ضعيف مي‌کنه ...

08:55.750 --> 08:58.852
اونا پدر مادر ما هستن

08:58.886 --> 09:02.154
... « اگه نتونيم نجاتشون بديم ، نه فقط از طرف « آنا

09:02.189 --> 09:04.423
... منظورم اينه اگه نتونيم اوضاع رو درست کنيم

09:04.457 --> 09:06.725
بايد تلاشمون رو بکنيم

09:13.631 --> 09:16.199
آماده‌ايد ؟

09:16.234 --> 09:18.868
راستش نه

09:18.902 --> 09:20.736
مراقب پاهات باش

09:38.004 --> 09:40.272
موفق شديم ؟

09:40.306 --> 09:42.674
... تا وقتي که دوباره نَخوان " پينتو " توليد كنن

09:42.708 --> 09:45.042
مي‌تونم بگم ، آره

09:46.645 --> 09:47.611
کَس » ؟ »

09:47.645 --> 09:48.812
هِي ، هِي ، هِي ، هِي

09:48.846 --> 09:51.081
آروم باش ، آروم باش ، حالت خوبه ؟

09:51.115 --> 09:52.682
خوبم

09:52.716 --> 09:54.884
بهتر از اون چيزي هستم که فکرش رو مي‌کردم

09:56.120 --> 09:57.620
! « کَس »

09:58.922 --> 10:01.156
تقريباً ... داره نفس ميکِشه

10:01.191 --> 10:02.991
بايد چي کار کنيم ؟

10:12.534 --> 10:15.369
... سيبيل ، تنها

10:15.403 --> 10:18.338
خب ، براي 5 شب
پولِ سوئيتِ ماه عسل ، رو براي « کَس » دادم

10:18.372 --> 10:19.939
به مديرش هم گفتم ، هر چي شد آرامشش رو بهم نزن

10:19.974 --> 10:21.708
مي‌دوني چي بهم گفت ؟

10:21.742 --> 10:24.242
باشه ، چرا سختي به خودت ميدي
چرا براش مَواد نمي‌خري ؟

10:24.577 --> 10:25.978
مَواد

10:26.012 --> 10:28.213
بايد بريم بدونِ معطلي انبارهاي مايکروسافت رو بخريم

10:28.248 --> 10:31.916
آره خب ، اگه « كَس »‌ حالش خوب نشه ، مجبوريم بخريم

10:31.984 --> 10:33.684
حالش خوبه ؟

10:33.718 --> 10:35.585
چه شکلي هستم .... شبيه دکتر فرشته‌ها مي‌مونم ؟

10:35.619 --> 10:37.418
بيدار شده

10:37.453 --> 10:39.721
مي‌دوني براي يه موجود بالدار يه کمي سخته

10:39.756 --> 10:41.823
اگه اون اينجوري سقوط کرده
مي‌تونيم اُميدوار باشيم كه « آنا » هم همين شرايط رو داشته

10:41.857 --> 10:42.891
بايد بهمون يه مقداري وقت بده

10:42.925 --> 10:44.258
خب ، پيداش کردي ؟

10:44.293 --> 10:47.894
آره ... « وينچستر » خيابون " رابين تري " شماره 485

10:47.929 --> 10:50.797
بزن بريم قوم و خويش‌هاي بابا رو ببينيم

11:03.209 --> 11:04.809
سم » ، « سم » ، وايسا ، وايسا »

11:04.843 --> 11:06.577
دين » ، « آنا » مي‌تونه هر لحظه برسه اينجا »

11:06.611 --> 11:09.045
دقيقاً مي‌خوايم بريم اونجا چي کار کنيم
چي بهشون بگيم ؟

11:09.079 --> 11:11.913
حقيقت -
چي ، که پسرهات از آينده اومدن -

11:11.948 --> 11:13.915
که از دست يه فرشته که حالا شده ترميناتور ، نجاتت بدن ؟

11:13.949 --> 11:16.150
بي‌خيال ، اون فيلم هنوز ساخته نشده

11:16.184 --> 11:17.784
خب بهشون ميگيم که شياطين دنبالشون هستن

11:17.818 --> 11:19.419
منظورم اينه
اون فکر مي‌کنه تو يه شکارچي هستي ، درسته ؟

11:19.453 --> 11:21.487
آره ، يه شکارچي که دقيقاً وقتي پدرش مُرد ناپديد شد

11:21.522 --> 11:24.025
اون عاشقِ من ميشه

11:24.059 --> 11:26.461
فقط دنبالِ من بيا

11:32.037 --> 11:34.270
کارا چطوره ؟

11:34.304 --> 11:36.903
عاليه

11:37.970 --> 11:40.003
نه تا وقتي که دستت رو نَشُستي

11:40.037 --> 11:42.071
عاشقِ رئيس بازي‌هات هستم

11:52.982 --> 11:54.448
« سلام « مري

11:54.482 --> 11:55.849
تو نمي‌توني اينجا باشي

11:55.883 --> 11:57.750
متأسفم ، اگه وقت بَدي هست

11:57.784 --> 12:00.219
... نمي‌فهمي ، من

12:01.487 --> 12:03.055
من ديگه اون کارها رو نمي‌کنم

12:03.089 --> 12:05.791
من الان يه زندگي معمولي دارم ، بايد بري

12:05.826 --> 12:08.294
ببخشيد اما اين مهمه ، باشه ؟

12:09.963 --> 12:12.497
... متأسفم عزيزم ، اينا

12:12.532 --> 12:14.032
پسرعموهاي « مري » هستيم

12:14.066 --> 12:16.201
... آره ، نمي‌تونستيم تو شهر باشيم و

12:16.235 --> 12:18.069
نياييم سلامي بکنيم ، ميشد ؟

12:18.104 --> 12:19.938
« دين »

12:19.972 --> 12:21.438
قيافه‌تون آشناست

12:21.472 --> 12:23.006
واقعاً ؟

12:24.041 --> 12:26.041
آره ، راستش شما هم همين طور ، مي‌دونيد ؟

12:26.076 --> 12:27.709
بايد همديگه رو ديده باشيم

12:27.744 --> 12:29.344
شهر‌هاي کوچيکن ديگه ، عاشق اينجا‌ها هستم

12:29.378 --> 12:30.745
« من « جانم

12:35.917 --> 12:37.184
اين هم « سم » هستش

12:37.218 --> 12:40.286
سم » ... پدر « مري » هم اسمش « سم » بود »

12:40.320 --> 12:41.821
اين ... يه اسم رايج تو خانواده است

12:45.492 --> 12:47.860
حالت خوبه رفيق ؟ به نظر ترسيدي

12:49.596 --> 12:51.063
اوه ، اوه آره

12:51.097 --> 12:53.900
فقط ... سفر طولاني بود

12:53.935 --> 12:55.136
آره

12:55.170 --> 12:58.639
خب ، « سم » و « دين » داشتن مي‌رفتن

12:58.674 --> 13:00.074
چي ؟ دارن ميرن

13:00.108 --> 13:02.677
خيلي خوشحالم که فاميل‌هاي « مري » رو ببينم

13:02.711 --> 13:05.079
لطفاً بيايين داخل يه آبجو بزنيم

13:05.113 --> 13:06.981
تعارف اومد نيومد داره

13:12.954 --> 13:15.688
مطمئني که خوبي « سم » ؟

13:17.057 --> 13:19.024
... آره ، آره ... فقط

13:20.592 --> 13:22.661
تو خيلي زيبايي

13:24.197 --> 13:26.528
منظوري نداره

13:26.563 --> 13:28.196
يه جورايي اينا شوخي‌هاي خانوادگي هستن

13:28.230 --> 13:30.230
آره ، درسته

13:30.265 --> 13:32.563
... ما خيلي وقته که « مري » رو نديده بوديم و

13:32.597 --> 13:34.697
اون خيلي شبيه مادرمونه

13:34.731 --> 13:36.832
... منظورم اينه اين -
خيلي عجيبه -

13:38.801 --> 13:41.502
خب ، روابطتون چطوره ؟

13:41.536 --> 13:43.368
مي‌دوني ، خيلي از هم دوريم

13:43.402 --> 13:46.204
پس والدين « مري » رو مي‌شناسيد ؟

13:46.238 --> 13:47.438
آره ، آره

13:47.472 --> 13:50.107
... « پدرِ « مري

13:50.141 --> 13:52.442
يه جورايي پدرِ « مري » حکم پدربزرگمون رو داشت

13:55.145 --> 13:58.279
اون حمله قلبي ... خيلي تراژديک بود

13:59.948 --> 14:02.549
آره ، واقعاً

14:04.152 --> 14:06.719
خب ، تو شهر چي کار دارين ؟

14:06.753 --> 14:08.820
براي کار اومده بوديم ، مي‌دونيد

14:08.855 --> 14:10.955
اوه آره ، براي چه کاري ؟ -
لوله‌کِشي .... خريد و فروش آهن -

14:10.990 --> 14:13.057
خدايا تقريباً ساعت 7 شد

14:13.092 --> 14:14.859
متنفرم که صحبتتون رو به هم بزنم ، اما شام حاضره

14:14.893 --> 14:17.562
شايد بتونن بمونن -
مطمئنم که مي‌خوان بِرن -

14:18.197 --> 14:20.732
ببينيد ، خواهشاً بمونيد

14:20.766 --> 14:22.600
مي‌دونيد اين برام خيلي ارزش داره

14:22.634 --> 14:26.470
من خانواده « مري » رو ملاقات نکردم

14:30.707 --> 14:33.442
« ببينيد آقاي « ودسون
خواهش مي‌کنم تجديد نظر کنيد

14:33.476 --> 14:36.077
« مي‌خوام « جان
تو يه مکانيک بزرگ هستي

14:36.111 --> 14:38.212
اما من هم وقتش رو ندارم

14:38.246 --> 14:40.547
حتي اگه شده پاره وقت
من واقعاً به اون شغل نياز دارم

14:40.582 --> 14:43.550
خيلي‌خب ببين
بيا اينجا تا دربارش حرف بزنيم

14:43.584 --> 14:45.852
شايد بتونيم يه کاريش کنيم

14:45.886 --> 14:47.520
جدي ميگيد ؟

14:47.554 --> 14:51.289
تا ده دقيقه ديگه بيا اينجا ، دير نکني

14:51.324 --> 14:52.690
بايد بريد ، همين الان

14:52.725 --> 14:54.625
... باشه ، فقط گوش کن -
نه ، خودت گوش کن -

14:54.660 --> 14:57.461
دفعه آخري که ديدمت ، يه شيطان والدينم رو کُشت

14:57.495 --> 15:00.363
حالا اومدين اينجا انگار فاميلِ من هستيد ؟

15:00.431 --> 15:03.866
هر چي مي‌خوايد ... جوابش نه هست
حالا بريد

15:03.901 --> 15:05.634
تو و « جان » تو خطر هستين

15:05.669 --> 15:07.203
در مورد چي حرف مي‌زنيد ؟

15:07.237 --> 15:08.871
يه چيزي به دنبال شما اومده

15:08.905 --> 15:10.472
شيطاني ؟

15:10.506 --> 15:13.507
نه دقيقاً -
پس چيه ؟ -

15:13.542 --> 15:15.408
... توضيحش يه كم سخته ، خُب

15:15.443 --> 15:17.310
يه فرشته

15:17.344 --> 15:19.011
چي ؟

15:19.045 --> 15:21.946
يه همچين چيزي وجود نداره -
اي‌کاش نداشت -

15:21.980 --> 15:24.848
اما اونا دو برابر شياطين قدرت دارن
و خيلي هم کينه‌اي‌تر هستن

15:24.882 --> 15:27.183
چرا يه فرشته بايد بخواد ما رو بُکُشه ؟

15:27.217 --> 15:29.317
داستانش درازه
و ما همه چيز رو بهت ميگيم

15:29.352 --> 15:32.855
اما الان بايد به ما اعتماد کني و بايد بري

15:32.889 --> 15:35.625
به صورتم نگاه کن ، ببين دارم دروغ ميگم ؟

15:37.930 --> 15:39.930
باشه

15:39.965 --> 15:42.333
کجا بايد بريم ؟ -
خارج از اينجا ، الان بايد حرکت کنيم -

15:42.367 --> 15:44.368
باشه ، اما به « جان » چي بگم ؟

15:44.403 --> 15:46.437
... فقط بهش بگو

15:48.206 --> 15:49.540
جان » ؟ »

16:09.657 --> 16:12.558
آقاي « ودسون » ؟

16:12.592 --> 16:14.793
اينجايين ؟

16:58.626 --> 17:01.393
« کاش مي‌تونستم بگم از ديدنت خوشحالم « آنا

17:01.428 --> 17:02.661
« منم همين طور « دين

17:34.028 --> 17:35.396
متأسفم

18:12.999 --> 18:14.165
ببخشيد

18:14.199 --> 18:16.267
کُشتنِ يه فرشته به اين راحتي‌ها نيست

18:17.435 --> 18:20.303
نه ، اما مي‌توني اونا رو گيج کني

18:44.081 --> 18:46.015
هيولا

18:46.049 --> 18:47.516
هيولاها ؟

18:47.551 --> 18:48.584
آره

18:48.619 --> 18:50.652
هيولاها واقعين ؟

18:50.687 --> 18:53.687
... متأسفم ، نمي‌دونستم چطور -
و تو باهاشون مبارزه کردي ؟ همتون ؟ -

18:54.323 --> 18:55.958
آره

18:57.996 --> 18:59.129
چه مدتِ

19:00.432 --> 19:02.966
همه زندگيم

19:04.435 --> 19:07.169
... جان » خواهشاً اينو درک کن » -
... اون واقعاً حقِ انتخابي نداشت -

19:07.204 --> 19:08.904
همتون ساکت شيد

19:08.938 --> 19:11.973
ببينيد ، يا ديگه حرفي نميزنيد
يا اگه حرف بزنين اين ماشين رو برگردونم

19:17.878 --> 19:20.613
ووه ، يه سفر جاده‌ايِ مزخرف با خانواده

19:20.647 --> 19:23.482
شوخي نکن

19:32.002 --> 19:35.037
اينجا براي سال‌ها متعلق به خانواده بوده

19:37.540 --> 19:38.640
... تَله شيطاني

19:38.674 --> 19:41.075
و البته وسايلِ آهني

19:41.109 --> 19:44.411
بايد نمک و آب‌ِمقدس هم اونوَر باشه

19:44.445 --> 19:45.678
چاقو ، اسلحه

19:45.713 --> 19:48.180
همه وسايلمون فقط اونو عصباني مي‌کنه

19:48.215 --> 19:50.415
خب ، چي اونو ميکُشه ؟
يا حداقل آرومش مي‌کنه ؟

19:50.450 --> 19:52.750
چيزهاي خيلي زيادي نيست

19:52.785 --> 19:54.452
عاليه

19:54.486 --> 19:56.654
گفت : نه خيلي زياد ، نه که هيچي

19:56.688 --> 19:58.422
ما يه سري وسيله آورديم

20:01.760 --> 20:04.628
... اگه اين رو داشته باشيم

20:04.662 --> 20:07.030
و اون اين نزديکي باشه

20:07.064 --> 20:08.831
اون رو مثل نور غيب مي‌کنيم

20:10.900 --> 20:12.333
اين روغنِ مقدسه

20:12.367 --> 20:16.135
شبيه به تله شيطانيِ براي فرشته‌ها

20:16.170 --> 20:18.303
بياييد بهتون نشون ميدم چطور کار مي‌کنه

20:28.344 --> 20:31.212
هِي ، با اون چيزي که رو کاغذه چطور کار مي‌کنين ؟

20:31.247 --> 20:33.915
... اين يه علامته به معنيِ

20:33.949 --> 20:36.851
معنيش برام مهم نيست ، کجا استفاده ميشه ؟

20:36.885 --> 20:40.420
روي يه در يا ديوار

20:40.454 --> 20:42.355
چطور مي‌تونم ازش استفاده کنم ؟

20:42.390 --> 20:44.523
... « جان »

20:44.558 --> 20:45.991
چيه ؟

20:46.026 --> 20:48.594
شما مثل احمق‌ها باهام رفتار مي‌کنيد

20:48.628 --> 20:49.995
اما من يه بي‌استفاده نيستم

20:50.029 --> 20:55.868
ميتونم اين علامت لعنتي يا هر چيزي رو بِکِشم

20:55.902 --> 20:58.538
چرا نميري بيرون به « سم » کمک کني ؟

20:58.572 --> 21:01.874
... باشه ، چون براي اينكه اين كار كنه

21:01.908 --> 21:04.009
بايد از خون انسان استفاده بشه

21:16.458 --> 21:18.793
خب ، پدر‌بزرگ ؟

21:21.295 --> 21:23.295
نشونت ميدم

21:25.563 --> 21:27.463
چيه ؟

21:30.301 --> 21:34.170
رفتارت ، يهو منو ياد بابام انداخت

21:50.619 --> 21:53.554
اين واقعاً خوبه

21:53.589 --> 21:57.191
اومدي منو چِک کني ؟

21:59.594 --> 22:01.995
اومدم بگم به خاطر همه چيز متأسفم

22:02.031 --> 22:03.666
و مي‌دونم خيلي اتفاقات زيادي بودن

22:03.701 --> 22:05.768
... چند وقته که درباره اين

22:05.802 --> 22:09.771
موضوعاتِ شكار مي‌دوني ؟

22:09.806 --> 22:12.240
تقريباً از اول عُمرم

22:12.274 --> 22:13.941
پدرم منو با اينا بزرگ کرد

22:13.975 --> 22:15.709
جدي ميگي ؟

22:16.744 --> 22:19.212
کدوم پدرِ احمقي اين کار رو با بچه‌اش مي‌کنه ؟

22:19.246 --> 22:22.781
خب ، بايد بگم که والدينِ « مري » هم همين‌طور بودن

22:22.815 --> 22:24.048
اهميتي نميدم

22:24.083 --> 22:26.384
مي‌دوني چه آدم حرومزاده وظيفه نشناسي

22:26.418 --> 22:28.319
... اجازه ميده بچه‌اش نزديکِ

22:28.353 --> 22:30.454
مي‌دوني ؟ ممکن بود کُشته بشي

22:30.488 --> 22:33.791
تقريباً خيلي نزديک بود

22:33.825 --> 22:36.626
... بالغ شدن بايد تو مغزت باشه

22:36.661 --> 22:40.763
پدرت قرار بود از تو محافظت کنه

22:42.264 --> 22:43.498
سعي‌اش رو کرد

22:46.267 --> 22:47.701
تو تلاش كردن براي همين کار مُرد

22:51.504 --> 22:52.704
... باور کن

22:56.909 --> 22:58.675
من هم ازش عصباني بودم

22:58.710 --> 23:01.210
... منظورم

23:01.245 --> 23:03.546
حتي ازش متنفر بودم

23:03.580 --> 23:06.082
... اما حالا من

23:06.116 --> 23:07.383
مي‌فهمم

23:07.417 --> 23:11.153
اون فقط سعي مي‌کرد بهترين کار رو انجام بده

23:11.187 --> 23:13.555
و سعي مي‌کرد همه چيز رو با هم نگه داره

23:13.589 --> 23:16.958
تو يه وضعيتِ غير‌ممکن

23:19.828 --> 23:22.229
... ببين

23:22.263 --> 23:25.734
... مادرم

23:25.769 --> 23:28.437
... اون شگفت‌انگيز و زيبا بود

23:28.471 --> 23:31.707
... و عاشقِ پدرم هم بود

23:33.275 --> 23:35.343
و کُشته شد

23:35.377 --> 23:37.979
... و ... فکر مي‌کنم

23:38.013 --> 23:40.748
اون ديوونه ميشد ، اگه کاري در اين مورد نمي‌کرد

23:45.019 --> 23:47.153
... حقيقت اينه

23:47.187 --> 23:49.255
پدرم مُرد

23:49.289 --> 23:51.790
... قبل از اينکه بهش بگم

23:54.526 --> 23:56.293
... فهميدم که ...

23:58.163 --> 24:00.697
... چرا اين کارها رو مي‌کرد ...

24:00.731 --> 24:04.000
و به خاطر کاري که با ما کرد ، بخشيدمش

24:04.034 --> 24:05.367
بخشيدم

24:05.402 --> 24:07.336
... و فقط

24:10.806 --> 24:12.573
دوستش دارم

24:27.019 --> 24:28.920
" يوريل "

24:31.856 --> 24:33.890
خوب به نظر ميرسي -
نبايد منو صدا ميزدي -

24:33.925 --> 24:38.794
ما تحت فرمان مستقيم و سختي هستيم که پايين نياييم

24:38.829 --> 24:40.763
و اينکه کمتر پوسته‌اي رو بگيريم

24:44.433 --> 24:46.401
تو الان « آنا » نيستي

24:46.435 --> 24:49.704
نه ، اما 30 سال بعد از الان ، من ارشد تو ميشم

24:51.573 --> 24:54.040
بهت احتياج دارم که يه آدميزاد رو بُکُشي

24:54.075 --> 24:56.542
هميشه از اين حمله‌کردن‌ها خرسند ميشدم

24:56.577 --> 24:58.411
اما چه خبر شده ؟

24:58.445 --> 25:01.780
« در آينده اين انسان‌ها ميان که تو رو بُکُشن « يوريل

25:03.783 --> 25:06.751
بهت دارم اين شانس رو ميدم که تو اول بُکُشيشون

25:06.785 --> 25:09.520
مرسي

25:15.057 --> 25:16.424
خيلي‌خب

25:16.458 --> 25:19.994
گفتي که وقت داشته باشيم ، همه چيز رو توضيح ميدي

25:20.028 --> 25:21.763
الان وقت داريم

25:21.797 --> 25:23.833
چرا فرشته‌ها مي‌خوان كه من بميرم ؟

25:28.070 --> 25:29.904
چون اونا عوضي هستن

25:29.938 --> 25:32.239
خيلي جوابِ خوبي نبود

25:32.273 --> 25:36.743
اصلاً نمي دونستم که اونا وجود دارن
حالا براشون شدم يه هدف ؟

25:36.777 --> 25:38.444
پيچيده‌ست

25:38.479 --> 25:40.579
باشه

25:42.215 --> 25:43.748
سراپا گوشم

25:47.553 --> 25:49.520
تو فقط بايد بهم اعتماد کني ؛ باشه ؟

25:49.555 --> 25:51.589
من کُل روز رو به تو اعتماد کردم

25:51.623 --> 25:54.425
يه جورايي باورش سخته

25:54.459 --> 25:57.061
خيلي‌خب ، پس از اون درِ ديگه ميرم بيرون

25:57.095 --> 25:58.195
من پسرِ تو هستم

26:00.898 --> 26:02.097
چي ؟

26:07.568 --> 26:09.635
من پسرتم

26:09.669 --> 26:12.003
ببخشيد ، نمي‌دونم ديگه چطوري بهت بگم

26:13.506 --> 26:15.807
ما از سال " 2010 " اومديم

26:15.841 --> 26:19.476
... يه فرشته ما رو برگردوند

26:19.510 --> 26:22.478
نه از اونايي که بهت حمله کردن ... يه دوست

26:22.513 --> 26:26.448
انتظار نداري که اينو باور کنم

26:28.918 --> 26:32.654
« اسم ما « دين » و « سم وينچستره

26:32.688 --> 26:36.624
اسم‌هامون بر اساس والدينِ شما گذاشته شده

26:38.359 --> 26:40.460
... وقتي مريض ميشدم

26:40.494 --> 26:43.596
برام سوپِ گوجه فرنگي درست مي‌کردي

26:43.630 --> 26:47.132
چون اين همون چيزي بود که مادرت براي تو درست مي‌کرد

26:47.167 --> 26:50.769
... و جايِ لالايي خوندن

26:50.803 --> 26:52.570
... آهنگ " هِي جود " رو برام مي‌خوندي

26:54.139 --> 26:56.573
" چون اين آهنگِ مورد علاقه‌ات از " بيتل‌هاست

27:00.745 --> 27:02.979
باورم نميشه

27:03.013 --> 27:04.914
نه

27:04.948 --> 27:06.448
متأسفم ، اما اين حقيقت داره

27:09.119 --> 27:12.654
من پسرهام رو شکارچي بار آوردم ؟

27:12.689 --> 27:15.290
... نه ، نه ، تو نکردي

27:15.324 --> 27:17.292
چطور تونستم همچين کاري کنم ؟

27:17.326 --> 27:19.328
... تو اين کار رو نکردي

27:20.830 --> 27:23.098
... چون تو مُرده بودي

27:26.803 --> 27:29.671
چي ؟ چه اتفاقي افتاد ؟

27:31.274 --> 27:33.174
... شيطان چشم زرد

27:35.411 --> 27:37.812
... اون تو رو ميکُشه و

27:39.615 --> 27:42.517
جان » يه شکارچي ميشه تا انتقامت رو بگيره »

27:44.253 --> 27:46.454
اون ما رو اينجوري بزرگ کرد

27:49.925 --> 27:51.459
بهم گوش کن

27:53.328 --> 27:55.895
« يه شيطان مياد تو اتاق خوابِ « سم

27:55.930 --> 27:58.030
... دقيقاً شش ماه بعد از تولدش

27:58.064 --> 27:59.731
دوم نوامبرِ 1983

27:59.766 --> 28:01.399
اين تاريخ رو به خاطر بسپار

28:01.433 --> 28:03.934
... و هر کاري که ميکني

28:03.968 --> 28:06.302
اونجا نَرو

28:06.336 --> 28:08.637
فرداش که بيدار شدي ، « سم » رو بردار و فرار کن

28:08.671 --> 28:10.671
دين » اين به اندازه کافي خوب نيست »

28:12.841 --> 28:16.008
هر جا که اون بِره
... شيطان پيداش مي‌کنه

28:16.043 --> 28:17.877
پيدام مي‌کنه

28:17.911 --> 28:20.579
خب که چي ؟

28:23.550 --> 28:25.618
اون مي‌تونه بابا رو ترک کنه ، همين

28:30.056 --> 28:31.690
بايد از « جان » جدا بشي

28:31.724 --> 28:32.791
چي ؟

28:32.825 --> 28:35.160
... وقتي همه اينا تموم شد ، دور شو

28:35.194 --> 28:36.561
و پشت سرت رو هم نگاه نکن

28:37.864 --> 28:41.065
و ما هيچ وقت متولد نميشيم ، حق با اونه

28:41.100 --> 28:42.934
نمي‌تونم

28:42.968 --> 28:46.270
شما ميگيد که فرزندانِ من هستيد

28:46.305 --> 28:47.538
... و حالا ميگيد که

28:47.573 --> 28:49.039
انتخاب ديگه‌اي نداري

28:49.073 --> 28:51.941
تفاوت زيادي بين هيچوقت به دنيا اومدن
و کُشته شدن هست

28:51.975 --> 28:54.508
و بهم اعتماد کن ، ما با اين تصميم خوب کنار مياييم
قول ميدم

28:54.542 --> 28:55.909
... خيلي‌خب ، اما من نمي‌تونم

28:55.943 --> 28:58.410
گوش کن ، فکر کردي
... مي توني يه زندگيِ معمولي داشته باشي

28:58.444 --> 29:01.378
اما نمي‌توني

29:01.413 --> 29:02.446
متأسفم

29:02.480 --> 29:04.613
همه چيز بدتر ميشه

29:04.648 --> 29:07.515
تو کُشته ميشي

29:07.549 --> 29:10.716
و فرزندانت نفرين شده ميشن

29:16.889 --> 29:18.956
بايد يه راهي باشه

29:18.991 --> 29:20.124
نه ، همين راهشه

29:20.159 --> 29:21.926
جان » رو ترک کن »

29:21.960 --> 29:23.194
نمي‌تونم

29:23.228 --> 29:26.330
موضوع بزرگتر از ماست

29:26.364 --> 29:28.732
... زندگي‌هاي زيادي هستن که

29:28.767 --> 29:31.702
متوجه نيستين ، نمي‌تونم

29:34.705 --> 29:36.372
خيلي دير شده

29:38.008 --> 29:39.809
... من

29:41.879 --> 29:44.347
حامله‌ام

29:47.250 --> 29:48.617
هِي ، يه مشکلي داريم

29:48.651 --> 29:51.718
اون خون‌هاي روي علامت ... رفتن

29:51.752 --> 29:53.119
... رفتن ، مثلِ

29:53.153 --> 29:54.953
... روي دَر کِشيدم و وقتي برگشتم

29:54.986 --> 29:57.788
که ببينم ، رفته بودش

30:02.627 --> 30:03.627
درست ميگه

30:03.661 --> 30:05.995
روغن مقدسِ ديگه‌اي نمونده

30:41.179 --> 30:42.347
تو ديگه كدوم خري هستي ؟

30:42.981 --> 30:44.981
« يوريل‌ام »

30:45.016 --> 30:47.083
اوه ، بي‌خيال

30:47.117 --> 30:48.117
بريد

30:53.191 --> 30:55.292
چيزي براي از دست دادن نيست

31:20.217 --> 31:21.484
« جان »

31:38.035 --> 31:39.869
! « سمي »

31:53.477 --> 31:54.410
! « سم »

32:05.816 --> 32:08.850
من واقعاً متأسفم

32:09.885 --> 32:11.851
... « آنا »

32:16.056 --> 32:17.089
« ميکائيل »

32:42.145 --> 32:43.979
... « ميکائيل »

32:46.848 --> 32:48.350
... نمي‌دونستم

32:48.385 --> 32:50.652
« خداحافظ « يوريل

32:54.657 --> 32:56.091
با « جان » چي کار کردي ؟

32:56.125 --> 32:57.859
جان » خوبه »

32:57.893 --> 32:59.260
کي ... چي هستي ؟

32:59.295 --> 33:03.497
... هيس

33:12.705 --> 33:15.774
خب ، ميگم اين مکالمه خيلي دير جور شد

33:15.808 --> 33:17.675
اينطور فکر نمي‌کني ؟ -
نجاتش بده -

33:17.710 --> 33:19.844
... اول

33:19.878 --> 33:22.345
حرف مي‌زنيم

33:22.379 --> 33:25.748
بعدش « سم » عزيزت رو خوب مي‌کنم

33:27.784 --> 33:29.418
چطور رفتي تو بدنِ پدرم ؟

33:29.452 --> 33:33.521
گفتم مي‌تونم همسرش رو نجات بدم
و اون هم جواب مثبت داد

33:33.556 --> 33:36.958
... گمونم اونا بهم دروغ گفتن که

33:36.993 --> 33:39.928
تنها پوسته‌ي تو هستم

33:39.962 --> 33:42.731
تو پوسته حقيقي من هستي ، اما تنها پوسته‌ي من نيستي

33:42.765 --> 33:44.099
اين يعني چي ؟

33:44.133 --> 33:45.433
اين يه شجره‌نامه‌ي خانوادگيه

33:45.468 --> 33:46.601
شجره‌نامه ؟

33:46.635 --> 33:48.770
« برمي‌گرده به « هابيل » و « قابيل

33:48.804 --> 33:51.072
تو خونِ تو هست ، تو خونِ پدرت هست

33:51.106 --> 33:52.807
تو خونِ خانواده‌ات

33:52.841 --> 33:56.010
معرکه‌ست

33:56.044 --> 33:58.379
خوک‌هاي بهشتي پشتِ سرمون هستن

33:58.413 --> 34:00.814
از من چي مي‌خواي ؟

34:00.849 --> 34:02.782
واقعاً جواب اين رو نمي‌دوني ؟

34:02.817 --> 34:04.784
خب ، مي‌دوني که جواب مثبت نميدم
پس چرا اينجايي ؟

34:04.818 --> 34:07.153
از من چي مي‌خواي ؟

34:07.187 --> 34:12.025
فقط مي‌خوام درک کني که من و تو چه کاري بايد بکنيم

34:12.059 --> 34:13.926
اوه ، فهميدم

34:13.961 --> 34:16.395
مي‌خواي از گوشتِ برادرت بيف درست کني

34:16.430 --> 34:19.566
خب ، يه راه ديگه رو امتحان کن ، رفيق
شيوه‌ات براي من خريدار نداره

34:19.601 --> 34:22.270
اشتباه مي‌کني

34:23.705 --> 34:27.974
لوسيفر » با پدرمون مخالفت کرد »
و به من خيانت کرد

34:28.009 --> 34:29.575
... اما هنوز

34:29.610 --> 34:32.978
من اصلاً اينا رو نمي‌خوام که « سم » بميره

34:37.550 --> 34:42.453
... مي‌دوني ، برادرم
من رسماً بزرگش کردم

34:42.487 --> 34:44.521
ازش مراقبت مي‌کردم

34:44.556 --> 34:47.124
... اونقدر که خيلي از آدمها نمي‌تونن درک کنن

34:47.158 --> 34:49.159
و هنوز هم دوستش دارم

34:52.829 --> 34:54.864
اما ميرم که بُکُشمش

34:54.898 --> 34:56.999
چون اين کارِ درسته و مجبورم اين کار رو کنم

34:57.033 --> 34:59.001
اوه ، چون خدا بهت اينطوري گفته ؟ -
آره -

34:59.035 --> 35:00.635
... از شروعش

35:00.670 --> 35:04.072
اون مي‌دونسته چطور به پايان ميرسه

35:04.106 --> 35:07.007
و تو هر کاري که خدا بگه ، انجام ميدي ؟

35:07.042 --> 35:09.509
آره ، چون من پسرِ خوبي هستم

35:11.279 --> 35:12.646
خيلي‌خب رفيق ، بهم اعتماد کن

35:12.680 --> 35:14.815
... حرفِ كسي رو كه ميدونه ، گوش كن

35:14.849 --> 35:16.049
اين يه خيابونِ بُن‌بسته

35:16.083 --> 35:19.118
و فکر مي‌کني بهتر از پدرم مي‌دوني ؟

35:19.152 --> 35:21.153
... يه مَرد بي‌اهميتِ کوچيک

35:21.187 --> 35:23.855
چي باعث شده فکر کني مي‌توني انتخاب کني ؟

35:23.890 --> 35:28.025
چون باور دارم که
مي‌تونم هر کاري رو که مي‌خوام ، انتخاب کنم

35:28.059 --> 35:32.395
تو زندگي ... بي‌اهميتِ کوچيکم

35:32.429 --> 35:35.830
اشتباه مي‌کني

35:35.864 --> 35:37.531
مي‌دوني ، از كجا مي‌دونم ؟

35:42.937 --> 35:48.878
فکر ميليون‌ها انتخابِ تصادفي رو کن

35:48.913 --> 35:51.647
بذاري « جان » و « مري » متولد بشن

35:51.681 --> 35:56.084
همديگه رو ببينن ، عاشق هم بشن
و شما دو تا رو به دنيا بيارن

35:56.119 --> 35:59.922
... فکر کن به انتخاب‌هاي اتفاقي ميليونيِ خودت

35:59.956 --> 36:02.057
... و هنوز هر کدوم و همشون

36:02.092 --> 36:04.059
تو رو نزديک‌‌تر به سرنوشتت کردن

36:06.763 --> 36:09.732
مي‌دوني چرا اينطوريه ؟

36:11.802 --> 36:15.404
چون اينا اتفاقي نيست ، شانسي نيست

36:15.438 --> 36:20.208
اين برنامه‌اي هست که
ميخواد بازي خودش رو کامل نشون بده

36:22.711 --> 36:24.978
« اختيار ، يه تَوَهُّمه « دين

36:26.814 --> 36:29.715
به همين خاطره که جواب مثبت ميدي

36:31.251 --> 36:32.850
شجاع باش

36:32.885 --> 36:34.252
مي‌تونست بدتر باشه

36:34.286 --> 36:35.719
مي‌دوني ، برخلافِ برادرم

36:35.753 --> 36:39.222
وقتي کارم تموم بشه ، تو رو مثل آشغال وِل نمي‌کنم

36:39.256 --> 36:40.456
خب ، پس پدرم چي ؟

36:40.491 --> 36:41.891
از اولش هم بهتر ميشه

36:41.925 --> 36:45.294
در واقع مي‌خوام به پدر و مادرت يه لطفي کنم

36:45.328 --> 36:46.762
چي ؟

36:46.796 --> 36:48.796
ذهنشون رو پاک کنم

36:48.831 --> 36:51.531
اونا من و تو رو به خاطر نميارن

36:51.566 --> 36:53.099
نمي‌توني اين کار رو بکني

36:53.134 --> 36:55.968
فقط چيزي رو به مادرت ميدم که مي‌خواد

36:56.003 --> 36:58.570
.... مي‌خواد برگرده پيشِ همسرش ، خانواده‌اش

36:58.604 --> 37:00.571
اينطوري دقيقاً ميره تو اتاقِ بچه

37:00.606 --> 37:03.474
معلومه

37:03.508 --> 37:06.576
... و تو هميشه اينو مي‌فهمي که يه راه ديگه و اين حرفا

37:06.610 --> 37:09.679
يه بازيِ

37:14.217 --> 37:16.451
نمي‌توني با بزرگِ شهر بجنگي

37:32.498 --> 37:35.999
... اون توي خونه‌ست

37:36.034 --> 37:38.101
صحيح و سالم

37:39.135 --> 37:40.636
نوبتِ توئه

37:43.705 --> 37:45.538
« به زودي مي‌بينمت « دين

38:03.905 --> 38:05.139
« کَستيل »

38:05.173 --> 38:06.840
هِي ، هِي ، ووه ، ووه ، ووه

38:06.875 --> 38:08.175
« کَس » -
گرفتيمت -

38:08.209 --> 38:10.076
تويِ حرومزاده ، موفق شدي

38:10.111 --> 38:11.177
... من

38:11.211 --> 38:13.946
موفق شدم ؟

38:13.981 --> 38:16.048
من پُر از شگفتي‌ام

38:17.417 --> 38:18.919
ووه ، حالت خوبه ، وووه ، وووه

38:18.953 --> 38:20.120
تختِ خواب ؟ -
آره ، آره -

38:22.691 --> 38:24.525
ووه

38:27.229 --> 38:28.896
خب ، مي‌تونم يه نوشيدني الان بُخورم

38:28.930 --> 38:29.963
آره

38:29.998 --> 38:32.399
... خب

38:32.433 --> 38:34.867
اين بودش

38:34.901 --> 38:37.068
چي بودش ؟

38:37.103 --> 38:38.736
اختيار و اين حرفا

38:38.771 --> 38:40.805
يه معتاد

38:40.839 --> 38:43.007
... کسي که 6 دلاري براش رفت

38:43.041 --> 38:44.775
و آقاي بيهوش که اونجاست

38:44.810 --> 38:45.843
معرکه‌ست

38:45.877 --> 38:47.311
بامزه نيست

38:47.345 --> 38:49.946
من هم نخنديدم

38:55.285 --> 38:56.918
ميگن که ما جوابمون مثبته

38:56.952 --> 38:58.519
مي‌دونم ، اين مسخره‌ست

38:58.553 --> 39:00.754
اگه حق با اونا باشه ، چي ؟

39:00.788 --> 39:02.555
نيست

39:02.590 --> 39:06.093
منظورم اينه ممکنه ما هر کدوممون ... ؟

39:06.127 --> 39:07.461
... اما

39:07.495 --> 39:09.429
من قبلاً ضعيف بودم

39:09.464 --> 39:10.897
... « سم »

39:10.932 --> 39:12.165
ميکائيل » کاري کرد بابا جوابِ مثبت بده »

39:12.199 --> 39:14.200
اون فرق مي‌کرد

39:14.235 --> 39:15.601
آنا » مي‌خواست مامان رو بُکُشه »

39:15.636 --> 39:18.237
... و اگه تو مي‌تونستي مامان رو نجات بدي

39:18.271 --> 39:20.006
چي ميگفتي ؟

39:24.711 --> 39:26.444
اينو از کجا خريدي ؟

39:26.479 --> 39:29.747
يه حراجي ، 25 سنت بودش

39:29.781 --> 39:32.048
خب ، خوشحالم که اين رو مي‌شنوم

39:32.083 --> 39:33.950
هِي

39:33.985 --> 39:35.786
... منظورم اينه واقعاً فکر نمي‌کني

39:35.820 --> 39:37.954
اين قشنگه ؟

39:37.989 --> 39:41.790
فکر مي‌کنم شيرينِ

39:44.493 --> 39:47.094
حتي نمي‌تونم بگم چرا دوستش دارم

39:47.128 --> 39:49.461
... فقط

39:49.496 --> 39:51.296
دوستش دارم

39:53.099 --> 39:55.701
خب ، من هم دوستش دارم

40:02.876 --> 40:05.145
.... اووه

40:05.180 --> 40:08.515
لگد ميزني

40:08.549 --> 40:11.018
از الان معلومه پُر دردسري

40:12.854 --> 40:17.490
چيزي نيست عزيزم ، همه چيز مرتبه

40:17.525 --> 40:20.859
فرشته‌ها هميشه مراقبت هستن

40:20.894 --> 40:27.861
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
