1
00:00:02,307 --> 00:00:03,574
آنگــاه

2
00:00:08,107 --> 00:00:09,574
الان يادم مياد ، من يه فرشته‌ام

3
00:00:09,707 --> 00:00:11,674
من حكمِ اعدام روي سَرَم دارم -
چرا ؟ -

4
00:00:11,807 --> 00:00:12,674
من سرپيچي کردم

5
00:00:12,708 --> 00:00:13,775
تو واقعاً نبايد مي‌اومدي

6
00:00:18,713 --> 00:00:19,747
تو مجبوري اين رو متوقف کني

7
00:00:19,781 --> 00:00:20,909
چي رو متوقف کنم ؟

8
00:00:23,781 --> 00:00:24,709
1973 .

9
00:00:25,161 --> 00:00:26,469
مامان ؟

10
00:00:26,503 --> 00:00:27,718
« جان وينچستر »

11
00:00:31,559 --> 00:00:34,356
... والدينم « مري » و « جان وينچستر » هستن

12
00:00:34,390 --> 00:00:36,032
و من نوه شما هستم

13
00:00:36,067 --> 00:00:39,421
مري » توسط شيطانِ چشم زرد تو سال 1983 کُشته ميشه »

14
00:00:39,455 --> 00:00:41,458
... حالا اگه من اون موجود رو نَگيرم و نَکُشمش

15
00:00:41,493 --> 00:00:43,767
همه چيز از بين ميره و .... « مري » ميميره

16
00:00:44,839 --> 00:00:46,579
! نه

17
00:00:52,692 --> 00:00:54,861
من نتونستم هيچ چيزي رو متوقف کنم
اون معامله رو انجام داد

18
00:00:54,895 --> 00:00:56,632
اون هنوز تو اتاقِ بچه کُشته ميشه ، نه ؟

19
00:00:56,667 --> 00:00:59,007
« سرنوشت رو نميشه عوض کرد ، « دين

20
00:00:59,042 --> 00:01:02,588
همه راهها به سرنوشت مشابه‌اي ختم ميشن

21
00:01:03,138 --> 00:01:04,578
... الان

22
00:01:08,338 --> 00:01:11,578
اوه ، همه چيز رو پس مي‌گيرم ، من عاشقِ شيطانم

23
00:01:26,749 --> 00:01:28,451
اين چيزيِ که بهش ميگم آرامش روي زمين

24
00:01:39,140 --> 00:01:40,542
آنا » ؟ »

25
00:01:42,446 --> 00:01:45,250
من داشتم روي يه پرونده کار مي‌کردم

26
00:01:45,284 --> 00:01:47,587
اين رؤيايي هست که تو داري

27
00:01:49,357 --> 00:01:50,893
خيلي ضايع است

28
00:01:50,927 --> 00:01:53,163
چرا اومدي تو ذهنِ من ؟

29
00:01:53,198 --> 00:01:55,634
چرا نيومدي تو " مُتل " ؟

30
00:01:56,704 --> 00:01:58,105
نمي‌تونم تو رو پيدا کنم

31
00:01:58,139 --> 00:02:00,442
اوه . « کَس » اين کار رو کرده

32
00:02:00,476 --> 00:02:02,646
کَس » ، درسته »

33
00:02:02,680 --> 00:02:04,782
حالا يه دوست داري که بتوني روش حساب کني

34
00:02:04,817 --> 00:02:06,852
چي ؟

35
00:02:06,886 --> 00:02:08,655
بهت نگفته ؟

36
00:02:08,689 --> 00:02:10,691
چي رو نگفته ؟

37
00:02:10,726 --> 00:02:12,327
که کجا بودم

38
00:02:12,361 --> 00:02:14,463
البته که نگفته ، چرا بايد بگه ؟

39
00:02:14,498 --> 00:02:15,766
کجا بودي ؟

40
00:02:17,269 --> 00:02:19,137
زندان

41
00:02:19,172 --> 00:02:20,673
اون بالا

42
00:02:20,708 --> 00:02:23,477
همه اون شکنجه‌ها ، دو برابر کار‌کردن‌ها

43
00:02:23,512 --> 00:02:26,148
چرا نبايد بهمون مي‌گفت که کجايي ؟ -
چون اون کسي بود که منو لو داد -

44
00:02:26,182 --> 00:02:28,184
قيافه متعجب به خودت نگير

45
00:02:28,218 --> 00:02:29,820
اون هميشه سرباز کوچولوي خوب بوده

46
00:02:29,854 --> 00:02:30,955
کاري برخلاف دستورات کرده ؟

47
00:02:30,989 --> 00:02:34,793
نمي‌دونم ، حالت خوبي ؟

48
00:02:34,828 --> 00:02:37,631
نه ... و وقت زيادي هم ندارم

49
00:02:37,665 --> 00:02:39,033
... من فرار کردم

50
00:02:39,067 --> 00:02:40,636
خيلي سخته

51
00:02:40,670 --> 00:02:41,570
اونا دنبالِ من هستن

52
00:02:41,604 --> 00:02:43,139
... اگه منو پيدا کنن

53
00:02:43,173 --> 00:02:45,008
خيلي‌خب ، چي مي‌خواي ؟

54
00:02:45,042 --> 00:02:47,645
... بيا پيش من ، خيابون " اينداستريال " شماره 225

55
00:02:47,679 --> 00:02:50,382
و خواهش مي‌کنم عجله کن

56
00:02:52,279 --> 00:03:00,382
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

57
00:03:21,657 --> 00:03:23,291
سلام ؟

58
00:03:23,326 --> 00:03:25,194
کي اونجاست ؟

59
00:03:32,403 --> 00:03:34,405
« سلام « آنا

60
00:03:36,475 --> 00:03:38,810
... خب

61
00:03:38,844 --> 00:03:42,114
... اگه خوب نمي‌دونستم

62
00:03:42,148 --> 00:03:45,652
مي‌گفتم که « وينچسترها » بهم اعتماد ندارن

63
00:03:45,686 --> 00:03:48,556
اونا دارن ، من ندارم

64
00:03:48,590 --> 00:03:49,757
اجازه نميدم اونا بيان

65
00:03:49,791 --> 00:03:52,093
و براي چي ؟

66
00:03:52,127 --> 00:03:54,162
اگه تو الان تو زندان نيستي
به اين خاطره که اونا گذاشتن بيايي بيرون

67
00:03:54,197 --> 00:03:55,964
و اونا فرستادنت که کارهاي کثيفِشون رو بکني

68
00:03:55,999 --> 00:03:58,367
و چي تو رو اين قدر مطمئن مي‌کنه ؟

69
00:03:58,401 --> 00:04:01,471
چون من تجربه تحريکِ بهشتي‌ها رو دارم

70
00:04:01,505 --> 00:04:03,940
منظورت وقتيِ که منو تحويلشون دادي

71
00:04:05,543 --> 00:04:07,211
اون يه اشتباه بود

72
00:04:09,181 --> 00:04:11,416
... آنا » هر کاري که اونا تو رو براي انجامش فرستادن »

73
00:04:11,450 --> 00:04:14,753
اونا منو نفرستادن ، من فرار کردم

74
00:04:14,787 --> 00:04:16,055
هيچ کسي نمي‌تونه فرار کنه

75
00:04:16,089 --> 00:04:19,959
، اين همه قرن گذشته و تو
الان منو ناچيز به حساب مياري ؟

76
00:04:19,993 --> 00:04:22,294
اگه يکي از اونا نيستي ، پس چي مي‌خواي ؟

77
00:04:22,329 --> 00:04:24,029
کمک مي‌خوام

78
00:04:24,064 --> 00:04:25,698
کمک مي‌خواي ؟ -
آره -

79
00:04:25,732 --> 00:04:28,066
پس با اون چاقو چي کار داري ؟

80
00:04:34,972 --> 00:04:36,605
اجازه ندارم از خودم دفاع کنم ؟

81
00:04:36,640 --> 00:04:40,309
بر عليه کي ؟
اون چاقو بر عليه فرشته‌ها کار نمي‌کنه

82
00:04:40,343 --> 00:04:41,977
اينجوري نيست

83
00:04:42,011 --> 00:04:44,179
شايد تو براي بهشت کار نمي‌کني

84
00:04:44,213 --> 00:04:46,581
اما چيزي هست که بهم نميگي

85
00:04:51,687 --> 00:04:54,689
سم وينچستر » بايد بميره »

86
00:05:04,397 --> 00:05:07,498
متأسفم ، اما هيچ انتخاب ديگه‌اي نداريم

87
00:05:08,567 --> 00:05:10,367
« اون پوسته‌ي « لوسيفره

88
00:05:10,402 --> 00:05:12,569
اون تنها نيست -
چيه ؟ اون شکسته ؟ -

89
00:05:12,603 --> 00:05:14,870
تا ما داريم حرف مي‍‌زنيم ، اون داره هَدر ميره

90
00:05:14,905 --> 00:05:16,004
نه

91
00:05:16,039 --> 00:05:19,373
سم » تنها پوسته‌ي مهم اونه »

92
00:05:19,408 --> 00:05:21,442
مي‌دوني که اين چي معني ميده

93
00:05:21,476 --> 00:05:25,412
اگه « لوسيفر » نتونه « سم » رو تسخير کنه
همه برنامه‌هاش بهم مي‌خوره

94
00:05:25,447 --> 00:05:28,882
" نه جنگي با « ميکائيل » ، نه " ويروس کوروتاني

95
00:05:28,916 --> 00:05:31,484
سوارکار هم برمي‌گرده به کارهاي روزانه‌اش

96
00:05:31,518 --> 00:05:34,886
... اگه حتي بتوني ... « سم » رو بُکُشي

97
00:05:34,920 --> 00:05:36,754
اهريمن اون رو برمي‌گردونه به زندگي

98
00:05:36,789 --> 00:05:40,124
نه بعد از اينکه سلول‌هاش رو توي جهان پخش کنم

99
00:05:40,158 --> 00:05:43,994
اون هرگز پيداش نمي‌کنه ... همه‌اش رو نمي‌تونه

100
00:05:46,964 --> 00:05:50,332
ما راه ديگه‌اي رو پيدا مي‌کنيم

101
00:05:50,367 --> 00:05:52,734
اين چطوره ؟

102
00:05:52,769 --> 00:05:56,504
استفاده از کُلت چطوره ؟
يا گَشتن براي پيدا کردنِ خدا ؟

103
00:05:56,538 --> 00:05:58,606
هيچ کدومش عملي شده ؟

104
00:05:58,640 --> 00:06:03,143
اگه مي‌خواي اهريمن رو متوقف کني ، اين راهشه

105
00:06:04,578 --> 00:06:06,245
جواب هنوز منفيه

106
00:06:08,248 --> 00:06:10,649
چون « سم »‌ دوستِ منه

107
00:06:12,285 --> 00:06:14,118
عوض شدي

108
00:06:14,153 --> 00:06:17,054
شايد خيلي دير باشه

109
00:06:17,088 --> 00:06:19,489
اما عوض شدم

110
00:06:21,558 --> 00:06:24,360
آنا » ما ماجراهاي زيادي رو گذرونديم »

111
00:06:24,394 --> 00:06:26,795
اما اگه نزديک « سم » بشي

112
00:06:26,829 --> 00:06:28,030
مي‌کُشمت

113
00:06:47,413 --> 00:06:49,380
اوه ، خداي من

114
00:06:49,415 --> 00:06:50,948
خداي من

115
00:06:50,983 --> 00:06:53,417
اوه ، خداي من ، حالت خوبه ؟

116
00:06:53,451 --> 00:06:56,319
بايد ببريمش به بيمارستان ، زودباش

117
00:07:03,725 --> 00:07:05,426
واقعاً ؟ « آنا » ؟

118
00:07:05,460 --> 00:07:08,895
باورم نميشه -
حقيقت داره -

119
00:07:08,929 --> 00:07:11,297
پس داره ميشه « گلن کلوز » ، هان ؟ عاليه
" بازيگر مشهور هاليوود ، اغلب در نقش‌هاي منفي "

120
00:07:11,331 --> 00:07:13,432
گلن کلوز » کيه ؟ »

121
00:07:13,466 --> 00:07:14,699
هيچکي

122
00:07:14,734 --> 00:07:17,569
فقط يه جنده‌ي عوضي که هميشه عصبانيِ

123
00:07:17,603 --> 00:07:19,270
... خب ، پس ... برنامه‌اش کُشتنِ منه

124
00:07:19,305 --> 00:07:21,439
واقعاً مي‌تونه اهريمن رو متوقف کنه ؟

125
00:07:21,473 --> 00:07:22,607
نه « سم » ، بي‌خيال

126
00:07:22,641 --> 00:07:25,810
کَس » تو چي فکر مي‌کني ؟ »
آنا » مطمئنه ؟‌ »

127
00:07:27,512 --> 00:07:28,979
نه

128
00:07:29,014 --> 00:07:31,415
... « اون يه ... « گلن کلوزه

129
00:07:31,450 --> 00:07:33,717
نمي‌فهمم

130
00:07:33,752 --> 00:07:37,018
ما دنبال اون دختره‌ايم که مي‌خواد « سم » رو بُکُشه ؟

131
00:07:37,053 --> 00:07:38,286
چرا بايد به خرس خوابيده سيخونک بزنيم ؟

132
00:07:38,320 --> 00:07:40,188
... آنا » به تلاشش ادامه ميده »

133
00:07:40,222 --> 00:07:43,324
تا « سم » کُشته نشه ، تسليم نميشه

134
00:07:43,358 --> 00:07:45,892
پس ما اول مي‌کُشيمش

135
00:08:07,644 --> 00:08:09,444
پيداش کردم -
کجاست ؟ -

136
00:08:09,479 --> 00:08:11,146
کجا ، نه

137
00:08:11,180 --> 00:08:13,781
چه زماني

138
00:08:13,815 --> 00:08:15,950
تو سال 1987 هستش

139
00:08:15,984 --> 00:08:17,151
چي ؟

140
00:08:18,586 --> 00:08:21,388
چرا 1987 ؟ اون موقع من هنوز به دنيا نيومده بودم

141
00:08:21,422 --> 00:08:24,190
... تو رو کار نداره ... اگه بخواد والدينت رو بُکُشه

142
00:08:24,225 --> 00:08:25,792
چي ؟

143
00:08:25,826 --> 00:08:29,361
آنا » به تو نمي‌تونه صدمه بزنه ، به خاطر من »

144
00:08:29,396 --> 00:08:31,229
پس رفته دنبالِ اونا -
همين حالا ما رو برگردون -

145
00:08:31,264 --> 00:08:34,365
و مستقيم تحويلتون بدم به « آنا » ؟
بايد تنها برم

146
00:08:34,399 --> 00:08:36,200
اونا والدينِ ما هستن « کَس » ، ما بايد بريم

147
00:08:36,234 --> 00:08:37,868
اينقدر ساده نيست

148
00:08:37,902 --> 00:08:39,936
چرا ؟ -
سفر زماني مشکله -

149
00:08:39,971 --> 00:08:42,038
حتي اگه نيروهاي بهشتي در اختيار من باشه

150
00:08:42,072 --> 00:08:43,339
اما تو که ازشون رونده شدي

151
00:08:43,373 --> 00:08:45,474
پس چي ؟ کاري نمي‌توني کني

152
00:08:45,508 --> 00:08:47,909
منظورت رو نمي‌تونم بفهمم

153
00:08:47,944 --> 00:08:49,477
اما بهتون ميگم

154
00:08:49,512 --> 00:08:52,179
... اين طور سفرها ، با همراه

155
00:08:54,382 --> 00:08:55,715
منو ضعيف مي‌کنه ...

156
00:08:55,750 --> 00:08:58,852
اونا پدر مادر ما هستن

157
00:08:58,886 --> 00:09:02,154
... « اگه نتونيم نجاتشون بديم ، نه فقط از طرف « آنا

158
00:09:02,189 --> 00:09:04,423
... منظورم اينه اگه نتونيم اوضاع رو درست کنيم

159
00:09:04,457 --> 00:09:06,725
بايد تلاشمون رو بکنيم

160
00:09:13,631 --> 00:09:16,199
آماده‌ايد ؟

161
00:09:16,234 --> 00:09:18,868
راستش نه

162
00:09:18,902 --> 00:09:20,736
مراقب پاهات باش

163
00:09:38,004 --> 00:09:40,272
موفق شديم ؟

164
00:09:40,306 --> 00:09:42,674
... تا وقتي که دوباره نَخوان " پينتو " توليد كنن

165
00:09:42,708 --> 00:09:45,042
مي‌تونم بگم ، آره

166
00:09:46,645 --> 00:09:47,611
کَس » ؟ »

167
00:09:47,645 --> 00:09:48,812
هِي ، هِي ، هِي ، هِي

168
00:09:48,846 --> 00:09:51,081
آروم باش ، آروم باش ، حالت خوبه ؟

169
00:09:51,115 --> 00:09:52,682
خوبم

170
00:09:52,716 --> 00:09:54,884
بهتر از اون چيزي هستم که فکرش رو مي‌کردم

171
00:09:56,120 --> 00:09:57,620
! « کَس »

172
00:09:58,922 --> 00:10:01,156
تقريباً ... داره نفس ميکِشه

173
00:10:01,191 --> 00:10:02,991
بايد چي کار کنيم ؟

174
00:10:12,534 --> 00:10:15,369
... سيبيل ، تنها

175
00:10:15,403 --> 00:10:18,338
خب ، براي 5 شب
پولِ سوئيتِ ماه عسل ، رو براي « کَس » دادم

176
00:10:18,372 --> 00:10:19,939
به مديرش هم گفتم ، هر چي شد آرامشش رو بهم نزن

177
00:10:19,974 --> 00:10:21,708
مي‌دوني چي بهم گفت ؟

178
00:10:21,742 --> 00:10:24,242
باشه ، چرا سختي به خودت ميدي
چرا براش مَواد نمي‌خري ؟

179
00:10:24,577 --> 00:10:25,978
مَواد

180
00:10:26,012 --> 00:10:28,213
بايد بريم بدونِ معطلي انبارهاي مايکروسافت رو بخريم

181
00:10:28,248 --> 00:10:31,916
آره خب ، اگه « كَس »‌ حالش خوب نشه ، مجبوريم بخريم

182
00:10:31,984 --> 00:10:33,684
حالش خوبه ؟

183
00:10:33,718 --> 00:10:35,585
چه شکلي هستم .... شبيه دکتر فرشته‌ها مي‌مونم ؟

184
00:10:35,619 --> 00:10:37,418
بيدار شده

185
00:10:37,453 --> 00:10:39,721
مي‌دوني براي يه موجود بالدار يه کمي سخته

186
00:10:39,756 --> 00:10:41,823
اگه اون اينجوري سقوط کرده
مي‌تونيم اُميدوار باشيم كه « آنا » هم همين شرايط رو داشته

187
00:10:41,857 --> 00:10:42,891
بايد بهمون يه مقداري وقت بده

188
00:10:42,925 --> 00:10:44,258
خب ، پيداش کردي ؟

189
00:10:44,293 --> 00:10:47,894
آره ... « وينچستر » خيابون " رابين تري " شماره 485

190
00:10:47,929 --> 00:10:50,797
بزن بريم قوم و خويش‌هاي بابا رو ببينيم

191
00:11:03,209 --> 00:11:04,809
سم » ، « سم » ، وايسا ، وايسا »

192
00:11:04,843 --> 00:11:06,577
دين » ، « آنا » مي‌تونه هر لحظه برسه اينجا »

193
00:11:06,611 --> 00:11:09,045
دقيقاً مي‌خوايم بريم اونجا چي کار کنيم
چي بهشون بگيم ؟

194
00:11:09,079 --> 00:11:11,913
حقيقت -
چي ، که پسرهات از آينده اومدن -

195
00:11:11,948 --> 00:11:13,915
که از دست يه فرشته که حالا شده ترميناتور ، نجاتت بدن ؟

196
00:11:13,949 --> 00:11:16,150
بي‌خيال ، اون فيلم هنوز ساخته نشده

197
00:11:16,184 --> 00:11:17,784
خب بهشون ميگيم که شياطين دنبالشون هستن

198
00:11:17,818 --> 00:11:19,419
منظورم اينه
اون فکر مي‌کنه تو يه شکارچي هستي ، درسته ؟

199
00:11:19,453 --> 00:11:21,487
آره ، يه شکارچي که دقيقاً وقتي پدرش مُرد ناپديد شد

200
00:11:21,522 --> 00:11:24,025
اون عاشقِ من ميشه

201
00:11:24,059 --> 00:11:26,461
فقط دنبالِ من بيا

202
00:11:32,037 --> 00:11:34,270
کارا چطوره ؟

203
00:11:34,304 --> 00:11:36,903
عاليه

204
00:11:37,970 --> 00:11:40,003
نه تا وقتي که دستت رو نَشُستي

205
00:11:40,037 --> 00:11:42,071
عاشقِ رئيس بازي‌هات هستم

206
00:11:52,982 --> 00:11:54,448
« سلام « مري

207
00:11:54,482 --> 00:11:55,849
تو نمي‌توني اينجا باشي

208
00:11:55,883 --> 00:11:57,750
متأسفم ، اگه وقت بَدي هست

209
00:11:57,784 --> 00:12:00,219
... نمي‌فهمي ، من

210
00:12:01,487 --> 00:12:03,055
من ديگه اون کارها رو نمي‌کنم

211
00:12:03,089 --> 00:12:05,791
من الان يه زندگي معمولي دارم ، بايد بري

212
00:12:05,826 --> 00:12:08,294
ببخشيد اما اين مهمه ، باشه ؟

213
00:12:09,963 --> 00:12:12,497
... متأسفم عزيزم ، اينا

214
00:12:12,532 --> 00:12:14,032
پسرعموهاي « مري » هستيم

215
00:12:14,066 --> 00:12:16,201
... آره ، نمي‌تونستيم تو شهر باشيم و

216
00:12:16,235 --> 00:12:18,069
نياييم سلامي بکنيم ، ميشد ؟

217
00:12:18,104 --> 00:12:19,938
« دين »

218
00:12:19,972 --> 00:12:21,438
قيافه‌تون آشناست

219
00:12:21,472 --> 00:12:23,006
واقعاً ؟

220
00:12:24,041 --> 00:12:26,041
آره ، راستش شما هم همين طور ، مي‌دونيد ؟

221
00:12:26,076 --> 00:12:27,709
بايد همديگه رو ديده باشيم

222
00:12:27,744 --> 00:12:29,344
شهر‌هاي کوچيکن ديگه ، عاشق اينجا‌ها هستم

223
00:12:29,378 --> 00:12:30,745
« من « جانم

224
00:12:35,917 --> 00:12:37,184
اين هم « سم » هستش

225
00:12:37,218 --> 00:12:40,286
سم » ... پدر « مري » هم اسمش « سم » بود »

226
00:12:40,320 --> 00:12:41,821
اين ... يه اسم رايج تو خانواده است

227
00:12:45,492 --> 00:12:47,860
حالت خوبه رفيق ؟ به نظر ترسيدي

228
00:12:49,596 --> 00:12:51,063
اوه ، اوه آره

229
00:12:51,097 --> 00:12:53,900
فقط ... سفر طولاني بود

230
00:12:53,935 --> 00:12:55,136
آره

231
00:12:55,170 --> 00:12:58,639
خب ، « سم » و « دين » داشتن مي‌رفتن

232
00:12:58,674 --> 00:13:00,074
چي ؟ دارن ميرن

233
00:13:00,108 --> 00:13:02,677
خيلي خوشحالم که فاميل‌هاي « مري » رو ببينم

234
00:13:02,711 --> 00:13:05,079
لطفاً بيايين داخل يه آبجو بزنيم

235
00:13:05,113 --> 00:13:06,981
تعارف اومد نيومد داره

236
00:13:12,954 --> 00:13:15,688
مطمئني که خوبي « سم » ؟

237
00:13:17,057 --> 00:13:19,024
... آره ، آره ... فقط

238
00:13:20,592 --> 00:13:22,661
تو خيلي زيبايي

239
00:13:24,197 --> 00:13:26,528
منظوري نداره

240
00:13:26,563 --> 00:13:28,196
يه جورايي اينا شوخي‌هاي خانوادگي هستن

241
00:13:28,230 --> 00:13:30,230
آره ، درسته

242
00:13:30,265 --> 00:13:32,563
... ما خيلي وقته که « مري » رو نديده بوديم و

243
00:13:32,597 --> 00:13:34,697
اون خيلي شبيه مادرمونه

244
00:13:34,731 --> 00:13:36,832
... منظورم اينه اين -
خيلي عجيبه -

245
00:13:38,801 --> 00:13:41,502
خب ، روابطتون چطوره ؟

246
00:13:41,536 --> 00:13:43,368
مي‌دوني ، خيلي از هم دوريم

247
00:13:43,402 --> 00:13:46,204
پس والدين « مري » رو مي‌شناسيد ؟

248
00:13:46,238 --> 00:13:47,438
آره ، آره

249
00:13:47,472 --> 00:13:50,107
... « پدرِ « مري

250
00:13:50,141 --> 00:13:52,442
يه جورايي پدرِ « مري » حکم پدربزرگمون رو داشت

251
00:13:55,145 --> 00:13:58,279
اون حمله قلبي ... خيلي تراژديک بود

252
00:13:59,948 --> 00:14:02,549
آره ، واقعاً

253
00:14:04,152 --> 00:14:06,719
خب ، تو شهر چي کار دارين ؟

254
00:14:06,753 --> 00:14:08,820
براي کار اومده بوديم ، مي‌دونيد

255
00:14:08,855 --> 00:14:10,955
اوه آره ، براي چه کاري ؟ -
لوله‌کِشي .... خريد و فروش آهن -

256
00:14:10,990 --> 00:14:13,057
خدايا تقريباً ساعت 7 شد

257
00:14:13,092 --> 00:14:14,859
متنفرم که صحبتتون رو به هم بزنم ، اما شام حاضره

258
00:14:14,893 --> 00:14:17,562
شايد بتونن بمونن -
مطمئنم که مي‌خوان بِرن -

259
00:14:18,197 --> 00:14:20,732
ببينيد ، خواهشاً بمونيد

260
00:14:20,766 --> 00:14:22,600
مي‌دونيد اين برام خيلي ارزش داره

261
00:14:22,634 --> 00:14:26,470
من خانواده « مري » رو ملاقات نکردم

262
00:14:30,707 --> 00:14:33,442
« ببينيد آقاي « ودسون
خواهش مي‌کنم تجديد نظر کنيد

263
00:14:33,476 --> 00:14:36,077
« مي‌خوام « جان
تو يه مکانيک بزرگ هستي

264
00:14:36,111 --> 00:14:38,212
اما من هم وقتش رو ندارم

265
00:14:38,246 --> 00:14:40,547
حتي اگه شده پاره وقت
من واقعاً به اون شغل نياز دارم

266
00:14:40,582 --> 00:14:43,550
خيلي‌خب ببين
بيا اينجا تا دربارش حرف بزنيم

267
00:14:43,584 --> 00:14:45,852
شايد بتونيم يه کاريش کنيم

268
00:14:45,886 --> 00:14:47,520
جدي ميگيد ؟

269
00:14:47,554 --> 00:14:51,289
تا ده دقيقه ديگه بيا اينجا ، دير نکني

270
00:14:51,324 --> 00:14:52,690
بايد بريد ، همين الان

271
00:14:52,725 --> 00:14:54,625
... باشه ، فقط گوش کن -
نه ، خودت گوش کن -

272
00:14:54,660 --> 00:14:57,461
دفعه آخري که ديدمت ، يه شيطان والدينم رو کُشت

273
00:14:57,495 --> 00:15:00,363
حالا اومدين اينجا انگار فاميلِ من هستيد ؟

274
00:15:00,431 --> 00:15:03,866
هر چي مي‌خوايد ... جوابش نه هست
حالا بريد

275
00:15:03,901 --> 00:15:05,634
تو و « جان » تو خطر هستين

276
00:15:05,669 --> 00:15:07,203
در مورد چي حرف مي‌زنيد ؟

277
00:15:07,237 --> 00:15:08,871
يه چيزي به دنبال شما اومده

278
00:15:08,905 --> 00:15:10,472
شيطاني ؟

279
00:15:10,506 --> 00:15:13,507
نه دقيقاً -
پس چيه ؟ -

280
00:15:13,542 --> 00:15:15,408
... توضيحش يه كم سخته ، خُب

281
00:15:15,443 --> 00:15:17,310
يه فرشته

282
00:15:17,344 --> 00:15:19,011
چي ؟

283
00:15:19,045 --> 00:15:21,946
يه همچين چيزي وجود نداره -
اي‌کاش نداشت -

284
00:15:21,980 --> 00:15:24,848
اما اونا دو برابر شياطين قدرت دارن
و خيلي هم کينه‌اي‌تر هستن

285
00:15:24,882 --> 00:15:27,183
چرا يه فرشته بايد بخواد ما رو بُکُشه ؟

286
00:15:27,217 --> 00:15:29,317
داستانش درازه
و ما همه چيز رو بهت ميگيم

287
00:15:29,352 --> 00:15:32,855
اما الان بايد به ما اعتماد کني و بايد بري

288
00:15:32,889 --> 00:15:35,625
به صورتم نگاه کن ، ببين دارم دروغ ميگم ؟

289
00:15:37,930 --> 00:15:39,930
باشه

290
00:15:39,965 --> 00:15:42,333
کجا بايد بريم ؟ -
خارج از اينجا ، الان بايد حرکت کنيم -

291
00:15:42,367 --> 00:15:44,368
باشه ، اما به « جان » چي بگم ؟

292
00:15:44,403 --> 00:15:46,437
... فقط بهش بگو

293
00:15:48,206 --> 00:15:49,540
جان » ؟ »

294
00:16:09,657 --> 00:16:12,558
آقاي « ودسون » ؟

295
00:16:12,592 --> 00:16:14,793
اينجايين ؟

296
00:16:58,626 --> 00:17:01,393
« کاش مي‌تونستم بگم از ديدنت خوشحالم « آنا

297
00:17:01,428 --> 00:17:02,661
« منم همين طور « دين

298
00:17:34,028 --> 00:17:35,396
متأسفم

299
00:18:12,999 --> 00:18:14,165
ببخشيد

300
00:18:14,199 --> 00:18:16,267
کُشتنِ يه فرشته به اين راحتي‌ها نيست

301
00:18:17,435 --> 00:18:20,303
نه ، اما مي‌توني اونا رو گيج کني

302
00:18:44,081 --> 00:18:46,015
هيولا

303
00:18:46,049 --> 00:18:47,516
هيولاها ؟

304
00:18:47,551 --> 00:18:48,584
آره

305
00:18:48,619 --> 00:18:50,652
هيولاها واقعين ؟

306
00:18:50,687 --> 00:18:53,687
... متأسفم ، نمي‌دونستم چطور -
و تو باهاشون مبارزه کردي ؟ همتون ؟ -

307
00:18:54,323 --> 00:18:55,958
آره

308
00:18:57,996 --> 00:18:59,129
چه مدتِ

309
00:19:00,432 --> 00:19:02,966
همه زندگيم

310
00:19:04,435 --> 00:19:07,169
... جان » خواهشاً اينو درک کن » -
... اون واقعاً حقِ انتخابي نداشت -

311
00:19:07,204 --> 00:19:08,904
همتون ساکت شيد

312
00:19:08,938 --> 00:19:11,973
ببينيد ، يا ديگه حرفي نميزنيد
يا اگه حرف بزنين اين ماشين رو برگردونم

313
00:19:17,878 --> 00:19:20,613
ووه ، يه سفر جاده‌ايِ مزخرف با خانواده

314
00:19:20,647 --> 00:19:23,482
شوخي نکن

315
00:19:32,002 --> 00:19:35,037
اينجا براي سال‌ها متعلق به خانواده بوده

316
00:19:37,540 --> 00:19:38,640
... تَله شيطاني

317
00:19:38,674 --> 00:19:41,075
و البته وسايلِ آهني

318
00:19:41,109 --> 00:19:44,411
بايد نمک و آب‌ِمقدس هم اونوَر باشه

319
00:19:44,445 --> 00:19:45,678
چاقو ، اسلحه

320
00:19:45,713 --> 00:19:48,180
همه وسايلمون فقط اونو عصباني مي‌کنه

321
00:19:48,215 --> 00:19:50,415
خب ، چي اونو ميکُشه ؟
يا حداقل آرومش مي‌کنه ؟

322
00:19:50,450 --> 00:19:52,750
چيزهاي خيلي زيادي نيست

323
00:19:52,785 --> 00:19:54,452
عاليه

324
00:19:54,486 --> 00:19:56,654
گفت : نه خيلي زياد ، نه که هيچي

325
00:19:56,688 --> 00:19:58,422
ما يه سري وسيله آورديم

326
00:20:01,760 --> 00:20:04,628
... اگه اين رو داشته باشيم

327
00:20:04,662 --> 00:20:07,030
و اون اين نزديکي باشه

328
00:20:07,064 --> 00:20:08,831
اون رو مثل نور غيب مي‌کنيم

329
00:20:10,900 --> 00:20:12,333
اين روغنِ مقدسه

330
00:20:12,367 --> 00:20:16,135
شبيه به تله شيطانيِ براي فرشته‌ها

331
00:20:16,170 --> 00:20:18,303
بياييد بهتون نشون ميدم چطور کار مي‌کنه

332
00:20:28,344 --> 00:20:31,212
هِي ، با اون چيزي که رو کاغذه چطور کار مي‌کنين ؟

333
00:20:31,247 --> 00:20:33,915
... اين يه علامته به معنيِ

334
00:20:33,949 --> 00:20:36,851
معنيش برام مهم نيست ، کجا استفاده ميشه ؟

335
00:20:36,885 --> 00:20:40,420
روي يه در يا ديوار

336
00:20:40,454 --> 00:20:42,355
چطور مي‌تونم ازش استفاده کنم ؟

337
00:20:42,390 --> 00:20:44,523
... « جان »

338
00:20:44,558 --> 00:20:45,991
چيه ؟

339
00:20:46,026 --> 00:20:48,594
شما مثل احمق‌ها باهام رفتار مي‌کنيد

340
00:20:48,628 --> 00:20:49,995
اما من يه بي‌استفاده نيستم

341
00:20:50,029 --> 00:20:55,868
ميتونم اين علامت لعنتي يا هر چيزي رو بِکِشم

342
00:20:55,902 --> 00:20:58,538
چرا نميري بيرون به « سم » کمک کني ؟

343
00:20:58,572 --> 00:21:01,874
... باشه ، چون براي اينكه اين كار كنه

344
00:21:01,908 --> 00:21:04,009
بايد از خون انسان استفاده بشه

345
00:21:16,458 --> 00:21:18,793
خب ، پدر‌بزرگ ؟

346
00:21:21,295 --> 00:21:23,295
نشونت ميدم

347
00:21:25,563 --> 00:21:27,463
چيه ؟

348
00:21:30,301 --> 00:21:34,170
رفتارت ، يهو منو ياد بابام انداخت

349
00:21:50,619 --> 00:21:53,554
اين واقعاً خوبه

350
00:21:53,589 --> 00:21:57,191
اومدي منو چِک کني ؟

351
00:21:59,594 --> 00:22:01,995
اومدم بگم به خاطر همه چيز متأسفم

352
00:22:02,031 --> 00:22:03,666
و مي‌دونم خيلي اتفاقات زيادي بودن

353
00:22:03,701 --> 00:22:05,768
... چند وقته که درباره اين

354
00:22:05,802 --> 00:22:09,771
موضوعاتِ شكار مي‌دوني ؟

355
00:22:09,806 --> 00:22:12,240
تقريباً از اول عُمرم

356
00:22:12,274 --> 00:22:13,941
پدرم منو با اينا بزرگ کرد

357
00:22:13,975 --> 00:22:15,709
جدي ميگي ؟

358
00:22:16,744 --> 00:22:19,212
کدوم پدرِ احمقي اين کار رو با بچه‌اش مي‌کنه ؟

359
00:22:19,246 --> 00:22:22,781
خب ، بايد بگم که والدينِ « مري » هم همين‌طور بودن

360
00:22:22,815 --> 00:22:24,048
اهميتي نميدم

361
00:22:24,083 --> 00:22:26,384
مي‌دوني چه آدم حرومزاده وظيفه نشناسي

362
00:22:26,418 --> 00:22:28,319
... اجازه ميده بچه‌اش نزديکِ

363
00:22:28,353 --> 00:22:30,454
مي‌دوني ؟ ممکن بود کُشته بشي

364
00:22:30,488 --> 00:22:33,791
تقريباً خيلي نزديک بود

365
00:22:33,825 --> 00:22:36,626
... بالغ شدن بايد تو مغزت باشه

366
00:22:36,661 --> 00:22:40,763
پدرت قرار بود از تو محافظت کنه

367
00:22:42,264 --> 00:22:43,498
سعي‌اش رو کرد

368
00:22:46,267 --> 00:22:47,701
تو تلاش كردن براي همين کار مُرد

369
00:22:51,504 --> 00:22:52,704
... باور کن

370
00:22:56,909 --> 00:22:58,675
من هم ازش عصباني بودم

371
00:22:58,710 --> 00:23:01,210
... منظورم

372
00:23:01,245 --> 00:23:03,546
حتي ازش متنفر بودم

373
00:23:03,580 --> 00:23:06,082
... اما حالا من

374
00:23:06,116 --> 00:23:07,383
مي‌فهمم

375
00:23:07,417 --> 00:23:11,153
اون فقط سعي مي‌کرد بهترين کار رو انجام بده

376
00:23:11,187 --> 00:23:13,555
و سعي مي‌کرد همه چيز رو با هم نگه داره

377
00:23:13,589 --> 00:23:16,958
تو يه وضعيتِ غير‌ممکن

378
00:23:19,828 --> 00:23:22,229
... ببين

379
00:23:22,263 --> 00:23:25,734
... مادرم

380
00:23:25,769 --> 00:23:28,437
... اون شگفت‌انگيز و زيبا بود

381
00:23:28,471 --> 00:23:31,707
... و عاشقِ پدرم هم بود

382
00:23:33,275 --> 00:23:35,343
و کُشته شد

383
00:23:35,377 --> 00:23:37,979
... و ... فکر مي‌کنم

384
00:23:38,013 --> 00:23:40,748
اون ديوونه ميشد ، اگه کاري در اين مورد نمي‌کرد

385
00:23:45,019 --> 00:23:47,153
... حقيقت اينه

386
00:23:47,187 --> 00:23:49,255
پدرم مُرد

387
00:23:49,289 --> 00:23:51,790
... قبل از اينکه بهش بگم

388
00:23:54,526 --> 00:23:56,293
... فهميدم که ...

389
00:23:58,163 --> 00:24:00,697
... چرا اين کارها رو مي‌کرد ...

390
00:24:00,731 --> 00:24:04,000
و به خاطر کاري که با ما کرد ، بخشيدمش

391
00:24:04,034 --> 00:24:05,367
بخشيدم

392
00:24:05,402 --> 00:24:07,336
... و فقط

393
00:24:10,806 --> 00:24:12,573
دوستش دارم

394
00:24:27,019 --> 00:24:28,920
" يوريل "

395
00:24:31,856 --> 00:24:33,890
خوب به نظر ميرسي -
نبايد منو صدا ميزدي -

396
00:24:33,925 --> 00:24:38,794
ما تحت فرمان مستقيم و سختي هستيم که پايين نياييم

397
00:24:38,829 --> 00:24:40,763
و اينکه کمتر پوسته‌اي رو بگيريم

398
00:24:44,433 --> 00:24:46,401
تو الان « آنا » نيستي

399
00:24:46,435 --> 00:24:49,704
نه ، اما 30 سال بعد از الان ، من ارشد تو ميشم

400
00:24:51,573 --> 00:24:54,040
بهت احتياج دارم که يه آدميزاد رو بُکُشي

401
00:24:54,075 --> 00:24:56,542
هميشه از اين حمله‌کردن‌ها خرسند ميشدم

402
00:24:56,577 --> 00:24:58,411
اما چه خبر شده ؟

403
00:24:58,445 --> 00:25:01,780
« در آينده اين انسان‌ها ميان که تو رو بُکُشن « يوريل

404
00:25:03,783 --> 00:25:06,751
بهت دارم اين شانس رو ميدم که تو اول بُکُشيشون

405
00:25:06,785 --> 00:25:09,520
مرسي

406
00:25:15,057 --> 00:25:16,424
خيلي‌خب

407
00:25:16,458 --> 00:25:19,994
گفتي که وقت داشته باشيم ، همه چيز رو توضيح ميدي

408
00:25:20,028 --> 00:25:21,763
الان وقت داريم

409
00:25:21,797 --> 00:25:23,833
چرا فرشته‌ها مي‌خوان كه من بميرم ؟

410
00:25:28,070 --> 00:25:29,904
چون اونا عوضي هستن

411
00:25:29,938 --> 00:25:32,239
خيلي جوابِ خوبي نبود

412
00:25:32,273 --> 00:25:36,743
اصلاً نمي دونستم که اونا وجود دارن
حالا براشون شدم يه هدف ؟

413
00:25:36,777 --> 00:25:38,444
پيچيده‌ست

414
00:25:38,479 --> 00:25:40,579
باشه

415
00:25:42,215 --> 00:25:43,748
سراپا گوشم

416
00:25:47,553 --> 00:25:49,520
تو فقط بايد بهم اعتماد کني ؛ باشه ؟

417
00:25:49,555 --> 00:25:51,589
من کُل روز رو به تو اعتماد کردم

418
00:25:51,623 --> 00:25:54,425
يه جورايي باورش سخته

419
00:25:54,459 --> 00:25:57,061
خيلي‌خب ، پس از اون درِ ديگه ميرم بيرون

420
00:25:57,095 --> 00:25:58,195
من پسرِ تو هستم

421
00:26:00,898 --> 00:26:02,097
چي ؟

422
00:26:07,568 --> 00:26:09,635
من پسرتم

423
00:26:09,669 --> 00:26:12,003
ببخشيد ، نمي‌دونم ديگه چطوري بهت بگم

424
00:26:13,506 --> 00:26:15,807
ما از سال " 2010 " اومديم

425
00:26:15,841 --> 00:26:19,476
... يه فرشته ما رو برگردوند

426
00:26:19,510 --> 00:26:22,478
نه از اونايي که بهت حمله کردن ... يه دوست

427
00:26:22,513 --> 00:26:26,448
انتظار نداري که اينو باور کنم

428
00:26:28,918 --> 00:26:32,654
« اسم ما « دين » و « سم وينچستره

429
00:26:32,688 --> 00:26:36,624
اسم‌هامون بر اساس والدينِ شما گذاشته شده

430
00:26:38,359 --> 00:26:40,460
... وقتي مريض ميشدم

431
00:26:40,494 --> 00:26:43,596
برام سوپِ گوجه فرنگي درست مي‌کردي

432
00:26:43,630 --> 00:26:47,132
چون اين همون چيزي بود که مادرت براي تو درست مي‌کرد

433
00:26:47,167 --> 00:26:50,769
... و جايِ لالايي خوندن

434
00:26:50,803 --> 00:26:52,570
... آهنگ " هِي جود " رو برام مي‌خوندي

435
00:26:54,139 --> 00:26:56,573
" چون اين آهنگِ مورد علاقه‌ات از " بيتل‌هاست

436
00:27:00,745 --> 00:27:02,979
باورم نميشه

437
00:27:03,013 --> 00:27:04,914
نه

438
00:27:04,948 --> 00:27:06,448
متأسفم ، اما اين حقيقت داره

439
00:27:09,119 --> 00:27:12,654
من پسرهام رو شکارچي بار آوردم ؟

440
00:27:12,689 --> 00:27:15,290
... نه ، نه ، تو نکردي

441
00:27:15,324 --> 00:27:17,292
چطور تونستم همچين کاري کنم ؟

442
00:27:17,326 --> 00:27:19,328
... تو اين کار رو نکردي

443
00:27:20,830 --> 00:27:23,098
... چون تو مُرده بودي

444
00:27:26,803 --> 00:27:29,671
چي ؟ چه اتفاقي افتاد ؟

445
00:27:31,274 --> 00:27:33,174
... شيطان چشم زرد

446
00:27:35,411 --> 00:27:37,812
... اون تو رو ميکُشه و

447
00:27:39,615 --> 00:27:42,517
جان » يه شکارچي ميشه تا انتقامت رو بگيره »

448
00:27:44,253 --> 00:27:46,454
اون ما رو اينجوري بزرگ کرد

449
00:27:49,925 --> 00:27:51,459
بهم گوش کن

450
00:27:53,328 --> 00:27:55,895
« يه شيطان مياد تو اتاق خوابِ « سم

451
00:27:55,930 --> 00:27:58,030
... دقيقاً شش ماه بعد از تولدش

452
00:27:58,064 --> 00:27:59,731
دوم نوامبرِ 1983

453
00:27:59,766 --> 00:28:01,399
اين تاريخ رو به خاطر بسپار

454
00:28:01,433 --> 00:28:03,934
... و هر کاري که ميکني

455
00:28:03,968 --> 00:28:06,302
اونجا نَرو

456
00:28:06,336 --> 00:28:08,637
فرداش که بيدار شدي ، « سم » رو بردار و فرار کن

457
00:28:08,671 --> 00:28:10,671
دين » اين به اندازه کافي خوب نيست »

458
00:28:12,841 --> 00:28:16,008
هر جا که اون بِره
... شيطان پيداش مي‌کنه

459
00:28:16,043 --> 00:28:17,877
پيدام مي‌کنه

460
00:28:17,911 --> 00:28:20,579
خب که چي ؟

461
00:28:23,550 --> 00:28:25,618
اون مي‌تونه بابا رو ترک کنه ، همين

462
00:28:30,056 --> 00:28:31,690
بايد از « جان » جدا بشي

463
00:28:31,724 --> 00:28:32,791
چي ؟

464
00:28:32,825 --> 00:28:35,160
... وقتي همه اينا تموم شد ، دور شو

465
00:28:35,194 --> 00:28:36,561
و پشت سرت رو هم نگاه نکن

466
00:28:37,864 --> 00:28:41,065
و ما هيچ وقت متولد نميشيم ، حق با اونه

467
00:28:41,100 --> 00:28:42,934
نمي‌تونم

468
00:28:42,968 --> 00:28:46,270
شما ميگيد که فرزندانِ من هستيد

469
00:28:46,305 --> 00:28:47,538
... و حالا ميگيد که

470
00:28:47,573 --> 00:28:49,039
انتخاب ديگه‌اي نداري

471
00:28:49,073 --> 00:28:51,941
تفاوت زيادي بين هيچوقت به دنيا اومدن
و کُشته شدن هست

472
00:28:51,975 --> 00:28:54,508
و بهم اعتماد کن ، ما با اين تصميم خوب کنار مياييم
قول ميدم

473
00:28:54,542 --> 00:28:55,909
... خيلي‌خب ، اما من نمي‌تونم

474
00:28:55,943 --> 00:28:58,410
گوش کن ، فکر کردي
... مي توني يه زندگيِ معمولي داشته باشي

475
00:28:58,444 --> 00:29:01,378
اما نمي‌توني

476
00:29:01,413 --> 00:29:02,446
متأسفم

477
00:29:02,480 --> 00:29:04,613
همه چيز بدتر ميشه

478
00:29:04,648 --> 00:29:07,515
تو کُشته ميشي

479
00:29:07,549 --> 00:29:10,716
و فرزندانت نفرين شده ميشن

480
00:29:16,889 --> 00:29:18,956
بايد يه راهي باشه

481
00:29:18,991 --> 00:29:20,124
نه ، همين راهشه

482
00:29:20,159 --> 00:29:21,926
جان » رو ترک کن »

483
00:29:21,960 --> 00:29:23,194
نمي‌تونم

484
00:29:23,228 --> 00:29:26,330
موضوع بزرگتر از ماست

485
00:29:26,364 --> 00:29:28,732
... زندگي‌هاي زيادي هستن که

486
00:29:28,767 --> 00:29:31,702
متوجه نيستين ، نمي‌تونم

487
00:29:34,705 --> 00:29:36,372
خيلي دير شده

488
00:29:38,008 --> 00:29:39,809
... من

489
00:29:41,879 --> 00:29:44,347
حامله‌ام

490
00:29:47,250 --> 00:29:48,617
هِي ، يه مشکلي داريم

491
00:29:48,651 --> 00:29:51,718
اون خون‌هاي روي علامت ... رفتن

492
00:29:51,752 --> 00:29:53,119
... رفتن ، مثلِ

493
00:29:53,153 --> 00:29:54,953
... روي دَر کِشيدم و وقتي برگشتم

494
00:29:54,986 --> 00:29:57,788
که ببينم ، رفته بودش

495
00:30:02,627 --> 00:30:03,627
درست ميگه

496
00:30:03,661 --> 00:30:05,995
روغن مقدسِ ديگه‌اي نمونده

497
00:30:41,179 --> 00:30:42,347
تو ديگه كدوم خري هستي ؟

498
00:30:42,981 --> 00:30:44,981
« يوريل‌ام »

499
00:30:45,016 --> 00:30:47,083
اوه ، بي‌خيال

500
00:30:47,117 --> 00:30:48,117
بريد

501
00:30:53,191 --> 00:30:55,292
چيزي براي از دست دادن نيست

502
00:31:20,217 --> 00:31:21,484
« جان »

503
00:31:38,035 --> 00:31:39,869
! « سمي »

504
00:31:53,477 --> 00:31:54,410
! « سم »

505
00:32:05,816 --> 00:32:08,850
من واقعاً متأسفم

506
00:32:09,885 --> 00:32:11,851
... « آنا »

507
00:32:16,056 --> 00:32:17,089
« ميکائيل »

508
00:32:42,145 --> 00:32:43,979
... « ميکائيل »

509
00:32:46,848 --> 00:32:48,350
... نمي‌دونستم

510
00:32:48,385 --> 00:32:50,652
« خداحافظ « يوريل

511
00:32:54,657 --> 00:32:56,091
با « جان » چي کار کردي ؟

512
00:32:56,125 --> 00:32:57,859
جان » خوبه »

513
00:32:57,893 --> 00:32:59,260
کي ... چي هستي ؟

514
00:32:59,295 --> 00:33:03,497
... هيس

515
00:33:12,705 --> 00:33:15,774
خب ، ميگم اين مکالمه خيلي دير جور شد

516
00:33:15,808 --> 00:33:17,675
اينطور فکر نمي‌کني ؟ -
نجاتش بده -

517
00:33:17,710 --> 00:33:19,844
... اول

518
00:33:19,878 --> 00:33:22,345
حرف مي‌زنيم

519
00:33:22,379 --> 00:33:25,748
بعدش « سم » عزيزت رو خوب مي‌کنم

520
00:33:27,784 --> 00:33:29,418
چطور رفتي تو بدنِ پدرم ؟

521
00:33:29,452 --> 00:33:33,521
گفتم مي‌تونم همسرش رو نجات بدم
و اون هم جواب مثبت داد

522
00:33:33,556 --> 00:33:36,958
... گمونم اونا بهم دروغ گفتن که

523
00:33:36,993 --> 00:33:39,928
تنها پوسته‌ي تو هستم

524
00:33:39,962 --> 00:33:42,731
تو پوسته حقيقي من هستي ، اما تنها پوسته‌ي من نيستي

525
00:33:42,765 --> 00:33:44,099
اين يعني چي ؟

526
00:33:44,133 --> 00:33:45,433
اين يه شجره‌نامه‌ي خانوادگيه

527
00:33:45,468 --> 00:33:46,601
شجره‌نامه ؟

528
00:33:46,635 --> 00:33:48,770
« برمي‌گرده به « هابيل » و « قابيل

529
00:33:48,804 --> 00:33:51,072
تو خونِ تو هست ، تو خونِ پدرت هست

530
00:33:51,106 --> 00:33:52,807
تو خونِ خانواده‌ات

531
00:33:52,841 --> 00:33:56,010
معرکه‌ست

532
00:33:56,044 --> 00:33:58,379
خوک‌هاي بهشتي پشتِ سرمون هستن

533
00:33:58,413 --> 00:34:00,814
از من چي مي‌خواي ؟

534
00:34:00,849 --> 00:34:02,782
واقعاً جواب اين رو نمي‌دوني ؟

535
00:34:02,817 --> 00:34:04,784
خب ، مي‌دوني که جواب مثبت نميدم
پس چرا اينجايي ؟

536
00:34:04,818 --> 00:34:07,153
از من چي مي‌خواي ؟

537
00:34:07,187 --> 00:34:12,025
فقط مي‌خوام درک کني که من و تو چه کاري بايد بکنيم

538
00:34:12,059 --> 00:34:13,926
اوه ، فهميدم

539
00:34:13,961 --> 00:34:16,395
مي‌خواي از گوشتِ برادرت بيف درست کني

540
00:34:16,430 --> 00:34:19,566
خب ، يه راه ديگه رو امتحان کن ، رفيق
شيوه‌ات براي من خريدار نداره

541
00:34:19,601 --> 00:34:22,270
اشتباه مي‌کني

542
00:34:23,705 --> 00:34:27,974
لوسيفر » با پدرمون مخالفت کرد »
و به من خيانت کرد

543
00:34:28,009 --> 00:34:29,575
... اما هنوز

544
00:34:29,610 --> 00:34:32,978
من اصلاً اينا رو نمي‌خوام که « سم » بميره

545
00:34:37,550 --> 00:34:42,453
... مي‌دوني ، برادرم
من رسماً بزرگش کردم

546
00:34:42,487 --> 00:34:44,521
ازش مراقبت مي‌کردم

547
00:34:44,556 --> 00:34:47,124
... اونقدر که خيلي از آدمها نمي‌تونن درک کنن

548
00:34:47,158 --> 00:34:49,159
و هنوز هم دوستش دارم

549
00:34:52,829 --> 00:34:54,864
اما ميرم که بُکُشمش

550
00:34:54,898 --> 00:34:56,999
چون اين کارِ درسته و مجبورم اين کار رو کنم

551
00:34:57,033 --> 00:34:59,001
اوه ، چون خدا بهت اينطوري گفته ؟ -
آره -

552
00:34:59,035 --> 00:35:00,635
... از شروعش

553
00:35:00,670 --> 00:35:04,072
اون مي‌دونسته چطور به پايان ميرسه

554
00:35:04,106 --> 00:35:07,007
و تو هر کاري که خدا بگه ، انجام ميدي ؟

555
00:35:07,042 --> 00:35:09,509
آره ، چون من پسرِ خوبي هستم

556
00:35:11,279 --> 00:35:12,646
خيلي‌خب رفيق ، بهم اعتماد کن

557
00:35:12,680 --> 00:35:14,815
... حرفِ كسي رو كه ميدونه ، گوش كن

558
00:35:14,849 --> 00:35:16,049
اين يه خيابونِ بُن‌بسته

559
00:35:16,083 --> 00:35:19,118
و فکر مي‌کني بهتر از پدرم مي‌دوني ؟

560
00:35:19,152 --> 00:35:21,153
... يه مَرد بي‌اهميتِ کوچيک

561
00:35:21,187 --> 00:35:23,855
چي باعث شده فکر کني مي‌توني انتخاب کني ؟

562
00:35:23,890 --> 00:35:28,025
چون باور دارم که
مي‌تونم هر کاري رو که مي‌خوام ، انتخاب کنم

563
00:35:28,059 --> 00:35:32,395
تو زندگي ... بي‌اهميتِ کوچيکم

564
00:35:32,429 --> 00:35:35,830
اشتباه مي‌کني

565
00:35:35,864 --> 00:35:37,531
مي‌دوني ، از كجا مي‌دونم ؟

566
00:35:42,937 --> 00:35:48,878
فکر ميليون‌ها انتخابِ تصادفي رو کن

567
00:35:48,913 --> 00:35:51,647
بذاري « جان » و « مري » متولد بشن

568
00:35:51,681 --> 00:35:56,084
همديگه رو ببينن ، عاشق هم بشن
و شما دو تا رو به دنيا بيارن

569
00:35:56,119 --> 00:35:59,922
... فکر کن به انتخاب‌هاي اتفاقي ميليونيِ خودت

570
00:35:59,956 --> 00:36:02,057
... و هنوز هر کدوم و همشون

571
00:36:02,092 --> 00:36:04,059
تو رو نزديک‌‌تر به سرنوشتت کردن

572
00:36:06,763 --> 00:36:09,732
مي‌دوني چرا اينطوريه ؟

573
00:36:11,802 --> 00:36:15,404
چون اينا اتفاقي نيست ، شانسي نيست

574
00:36:15,438 --> 00:36:20,208
اين برنامه‌اي هست که
ميخواد بازي خودش رو کامل نشون بده

575
00:36:22,711 --> 00:36:24,978
« اختيار ، يه تَوَهُّمه « دين

576
00:36:26,814 --> 00:36:29,715
به همين خاطره که جواب مثبت ميدي

577
00:36:31,251 --> 00:36:32,850
شجاع باش

578
00:36:32,885 --> 00:36:34,252
مي‌تونست بدتر باشه

579
00:36:34,286 --> 00:36:35,719
مي‌دوني ، برخلافِ برادرم

580
00:36:35,753 --> 00:36:39,222
وقتي کارم تموم بشه ، تو رو مثل آشغال وِل نمي‌کنم

581
00:36:39,256 --> 00:36:40,456
خب ، پس پدرم چي ؟

582
00:36:40,491 --> 00:36:41,891
از اولش هم بهتر ميشه

583
00:36:41,925 --> 00:36:45,294
در واقع مي‌خوام به پدر و مادرت يه لطفي کنم

584
00:36:45,328 --> 00:36:46,762
چي ؟

585
00:36:46,796 --> 00:36:48,796
ذهنشون رو پاک کنم

586
00:36:48,831 --> 00:36:51,531
اونا من و تو رو به خاطر نميارن

587
00:36:51,566 --> 00:36:53,099
نمي‌توني اين کار رو بکني

588
00:36:53,134 --> 00:36:55,968
فقط چيزي رو به مادرت ميدم که مي‌خواد

589
00:36:56,003 --> 00:36:58,570
.... مي‌خواد برگرده پيشِ همسرش ، خانواده‌اش

590
00:36:58,604 --> 00:37:00,571
اينطوري دقيقاً ميره تو اتاقِ بچه

591
00:37:00,606 --> 00:37:03,474
معلومه

592
00:37:03,508 --> 00:37:06,576
... و تو هميشه اينو مي‌فهمي که يه راه ديگه و اين حرفا

593
00:37:06,610 --> 00:37:09,679
يه بازيِ

594
00:37:14,217 --> 00:37:16,451
نمي‌توني با بزرگِ شهر بجنگي

595
00:37:32,498 --> 00:37:35,999
... اون توي خونه‌ست

596
00:37:36,034 --> 00:37:38,101
صحيح و سالم

597
00:37:39,135 --> 00:37:40,636
نوبتِ توئه

598
00:37:43,705 --> 00:37:45,538
« به زودي مي‌بينمت « دين

599
00:38:03,905 --> 00:38:05,139
« کَستيل »

600
00:38:05,173 --> 00:38:06,840
هِي ، هِي ، ووه ، ووه ، ووه

601
00:38:06,875 --> 00:38:08,175
« کَس » -
گرفتيمت -

602
00:38:08,209 --> 00:38:10,076
تويِ حرومزاده ، موفق شدي

603
00:38:10,111 --> 00:38:11,177
... من

604
00:38:11,211 --> 00:38:13,946
موفق شدم ؟

605
00:38:13,981 --> 00:38:16,048
من پُر از شگفتي‌ام

606
00:38:17,417 --> 00:38:18,919
ووه ، حالت خوبه ، وووه ، وووه

607
00:38:18,953 --> 00:38:20,120
تختِ خواب ؟ -
آره ، آره -

608
00:38:22,691 --> 00:38:24,525
ووه

609
00:38:27,229 --> 00:38:28,896
خب ، مي‌تونم يه نوشيدني الان بُخورم

610
00:38:28,930 --> 00:38:29,963
آره

611
00:38:29,998 --> 00:38:32,399
... خب

612
00:38:32,433 --> 00:38:34,867
اين بودش

613
00:38:34,901 --> 00:38:37,068
چي بودش ؟

614
00:38:37,103 --> 00:38:38,736
اختيار و اين حرفا

615
00:38:38,771 --> 00:38:40,805
يه معتاد

616
00:38:40,839 --> 00:38:43,007
... کسي که 6 دلاري براش رفت

617
00:38:43,041 --> 00:38:44,775
و آقاي بيهوش که اونجاست

618
00:38:44,810 --> 00:38:45,843
معرکه‌ست

619
00:38:45,877 --> 00:38:47,311
بامزه نيست

620
00:38:47,345 --> 00:38:49,946
من هم نخنديدم

621
00:38:55,285 --> 00:38:56,918
ميگن که ما جوابمون مثبته

622
00:38:56,952 --> 00:38:58,519
مي‌دونم ، اين مسخره‌ست

623
00:38:58,553 --> 00:39:00,754
اگه حق با اونا باشه ، چي ؟

624
00:39:00,788 --> 00:39:02,555
نيست

625
00:39:02,590 --> 00:39:06,093
منظورم اينه ممکنه ما هر کدوممون ... ؟

626
00:39:06,127 --> 00:39:07,461
... اما

627
00:39:07,495 --> 00:39:09,429
من قبلاً ضعيف بودم

628
00:39:09,464 --> 00:39:10,897
... « سم »

629
00:39:10,932 --> 00:39:12,165
ميکائيل » کاري کرد بابا جوابِ مثبت بده »

630
00:39:12,199 --> 00:39:14,200
اون فرق مي‌کرد

631
00:39:14,235 --> 00:39:15,601
آنا » مي‌خواست مامان رو بُکُشه »

632
00:39:15,636 --> 00:39:18,237
... و اگه تو مي‌تونستي مامان رو نجات بدي

633
00:39:18,271 --> 00:39:20,006
چي ميگفتي ؟

634
00:39:24,711 --> 00:39:26,444
اينو از کجا خريدي ؟

635
00:39:26,479 --> 00:39:29,747
يه حراجي ، 25 سنت بودش

636
00:39:29,781 --> 00:39:32,048
خب ، خوشحالم که اين رو مي‌شنوم

637
00:39:32,083 --> 00:39:33,950
هِي

638
00:39:33,985 --> 00:39:35,786
... منظورم اينه واقعاً فکر نمي‌کني

639
00:39:35,820 --> 00:39:37,954
اين قشنگه ؟

640
00:39:37,989 --> 00:39:41,790
فکر مي‌کنم شيرينِ

641
00:39:44,493 --> 00:39:47,094
حتي نمي‌تونم بگم چرا دوستش دارم

642
00:39:47,128 --> 00:39:49,461
... فقط

643
00:39:49,496 --> 00:39:51,296
دوستش دارم

644
00:39:53,099 --> 00:39:55,701
خب ، من هم دوستش دارم

645
00:40:02,876 --> 00:40:05,145
.... اووه

646
00:40:05,180 --> 00:40:08,515
لگد ميزني

647
00:40:08,549 --> 00:40:11,018
از الان معلومه پُر دردسري

648
00:40:12,854 --> 00:40:17,490
چيزي نيست عزيزم ، همه چيز مرتبه

649
00:40:17,525 --> 00:40:20,859
فرشته‌ها هميشه مراقبت هستن

650
00:40:20,894 --> 00:40:27,861
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
