WEBVTT

00:03.494 --> 00:15.494
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:20.395 --> 00:22.813
‫خیله‌خب.
‫همونجا. فکر کنم خوبه.

00:24.190 --> 00:27.693
‫باورم نمیشه واقعاً اینو خریدیم.

00:27.861 --> 00:30.571
‫یه دلیلی وجود داره که مزایده‌های خیریه
‫بار مجانی دارن.

00:30.739 --> 00:34.408
‫فکر نمی‌کنی، نمی‌دونم، یجورایی ترسناکه؟

00:37.287 --> 00:40.205
‫چیزی نیست. من در امان نگهت میدارم.

00:41.750 --> 00:44.626
‫شاید تو اونی هستی که
‫باید ازش بترسم؟

00:48.214 --> 00:52.259
‫- بیا بریم بالا.
‫- دو دقیقه بهم وقت بده درها رو قفل کنم.

00:54.345 --> 00:55.763
‫یه دقیقه‌ش کن.

01:45.772 --> 01:48.982
‫اگه عجله نکنی بدون تو شروع می‌کنم.

02:09.379 --> 02:12.506
‫عزیزم، چراغ‌ها رو روشن کن.
‫هیچی نمیتونم ببینم.

02:18.221 --> 02:19.847
‫چیزی ریختی؟

02:21.599 --> 02:23.016
‫آن؟

02:24.102 --> 02:26.436
‫آن؟ آن!

02:43.413 --> 02:48.375
‫- هفت، چهار، دو، صفر.
‫- هفت، چهار، دو، صفر.

02:49.919 --> 02:52.379
‫خیله‌خب، ذخیره شد. عالیه.

02:53.923 --> 02:55.382
‫برندی با وای نوشته میشه یا آی؟

03:14.068 --> 03:18.071
‫خیله‌خب، گوش کن، باید برم. اونو یادت باشه.
‫برمی‌گردم، باشه؟

03:19.949 --> 03:22.743
‫- خیله‌خب. فکر کنم یه چیزی گیر آوردم.
‫- آره، منم.

03:22.911 --> 03:25.871
‫فکر کنم باید یکم استراحت کنیم،
‫فقط یکم.

03:26.039 --> 03:28.415
‫نظرت چیه، ها؟
‫خیلی جذب این یکی شدم.

03:28.583 --> 03:32.085
‫امروز چیکاره‌ایم، دین؟ ستاره راکیم؟
‫یا تکاورهای ارتشیم؟

03:32.295 --> 03:34.755
‫مامورین اکتشاف شبکه ریلیتی
‫که دنبال آدمای با استعداد میگردن.

03:36.132 --> 03:38.050
‫هی، اونقدرهام دور از ذهن نیست، نه؟

03:38.218 --> 03:42.054
‫راستی، یه دوست اونجا داره.
‫شاید تو رو شکار کرد. نظرت چیه؟

03:42.222 --> 03:46.516
‫- نه، ممنون. خودم میتونم کسی رو جور کنم.
‫- آره، می‌تونی، اما نمی‌کنی.

03:47.518 --> 03:50.604
‫- این یعنی چی؟
‫- هیچی. چی داری؟

03:50.813 --> 03:52.898
‫مارک و آن تلسکا اهل نیوپالتز، نیویورک...

03:53.066 --> 03:55.317
‫چند روز پیش جنازه جفتشون تو خونه پیدا شده.

03:56.736 --> 03:59.613
‫گلوشون بریده شده. هیچ اثر انگشتی نیست،
‫هیچ آلت قتلی نیست، همین... دین.

03:59.822 --> 04:03.408
‫هیچ اثری، هیچ آلت قتلی، تمام درها و پنجره‌ها
‫از داخل قفل بودن.

04:03.576 --> 04:06.286
‫احتمالاً یه قتل پیش پا افتاده‌ست،
‫ربطی به کار ما نداره.

04:06.454 --> 04:08.455
‫- نه، بابا چیز متفاوتی میگه.
‫- منظورت چیه؟

04:08.623 --> 04:12.584
‫ببین. بابا درمورد سه قتل در اطراف شمال نیویورک
‫یادداشت نوشته.

04:12.752 --> 04:17.130
‫اولیش اینجا، 1912، دومیش در 1945...

04:17.340 --> 04:20.300
‫و سومی در 1970، دقیقا شرایطی مشابه با تلسکاها.

04:20.468 --> 04:23.303
‫گلوها بریده شده، در خونه‌ها از تو قفل بودن.

04:23.471 --> 04:26.682
‫بین قتل‌ها فاصله زمانی وجود داشته.
‫کسی این الگو رو دنبال نکرده به جز بابا.

04:26.849 --> 04:28.725
‫حواسش رو برای بعدی جمع کرده بوده.

04:28.893 --> 04:30.269
‫- و حالا یکی گیر آوردیم؟
‫- دقیقاً.

04:30.436 --> 04:32.938
‫خیله‌خب، من باهاتم.
‫ارزش بررسی کردن داره.

04:33.106 --> 04:35.649
‫در هر حال نمی‌تونیم تا فردا صبح کاری بکنیم، درسته؟

04:35.858 --> 04:36.942
‫- آره.
‫- خوبه.

04:37.360 --> 04:39.820
‫- دین.
‫- خانوما. دلتون تنگ شده بود برام؟

04:39.988 --> 04:41.321
‫- آره.
‫- شوخی می‌کردم...

04:41.489 --> 04:44.491
‫گوش کنید، با تهیه‌کننده‌م حرف زدم
‫و به نظر خوب میاد.

04:44.659 --> 04:46.410
‫- عالیه.
‫- خوبه.

05:02.218 --> 05:04.011
‫پسر، اصلا کارت باحال نبود.

05:04.178 --> 05:06.930
‫با ای ام اف، خونه تلسکاها رو بررسی کردم.
‫چیزی نبود.

05:07.098 --> 05:12.019
‫- و دیشب، وقتی که نبودی...
‫- چه حال خوبی بود.

05:12.186 --> 05:14.688
‫تاریخچه خونه رو بررسی کردم.
‫نه تسخیر شده، نه جرم خشونت‌آمیزی رخ داده.

05:14.897 --> 05:16.565
‫هیچ چیز عجیبی درمورد تلسکاها وجود نداره.

05:16.733 --> 05:20.402
‫خب اگه موضوع آدماش نباشن،
‫به خونه ربطی نداره...

05:20.570 --> 05:22.821
‫پس، شاید اشیاء داخلش باشن،
‫وسیله‌های طلسم شده.

05:22.989 --> 05:25.073
‫- خونه پاکه.
‫- آره، میدونم، گفتی.

05:25.241 --> 05:28.035
‫نه، میگم خالیه.
‫نه مبلی هست نه چیزی.

05:28.202 --> 05:30.412
‫وسایلشون کجاست؟

05:58.441 --> 06:01.568
‫مزایده‌های امانی، فروش دارایی.

06:01.736 --> 06:04.029
‫اگه از من می‌پرسی شبیه فروختن یه گاراژ
‫از وسایل سفیدپوستان انگلوساکسون پروتستانه.

06:04.197 --> 06:05.572
‫می‌تونم کمکتون کنم آقایون؟

06:09.118 --> 06:11.078
‫من شامپاین می‌خورم، لطفاً.

06:12.163 --> 06:13.455
‫ایشون گارسون نیست.

06:16.667 --> 06:18.877
‫من سم کانرز هستم.

06:21.214 --> 06:24.049
‫این برادرم دینه. ما تو کار فروش کارهای هنری هستیم،
‫با شرکت کانرز.

06:24.217 --> 06:26.176
‫- شما فروشنده هستین؟
‫- درسته.

06:26.344 --> 06:29.012
‫من دنیل بلیک هستم.
‫اینجا سالن مزایده منه.

06:29.180 --> 06:31.848
‫حالا آقایون، این یه مراسم خصوصیه...

06:32.016 --> 06:34.601
‫و یادم نمیاد شما رو تو لیست مهمون‌ها دیده باشم.0

06:34.769 --> 06:37.270
‫اسم ما همون‌جاست، خوش‌اخلاق،
‫فقط باید یه بار دیگه نگاه کنی.

06:38.481 --> 06:40.982
‫اوه. بالاخره. هوم.

06:42.360 --> 06:43.527
‫به سلامتی.

07:02.130 --> 07:04.798
‫یه مصداق خوب برای تمدن آمریکا، اینطور نیست؟

07:10.555 --> 07:13.723
‫خب، من میگم بیشتر شبیه کارهای گرنت ووده
‫تا گرندما موزز. (هر دو نقاش هستن)

07:15.810 --> 07:18.395
‫اما اینو میدونستی.
‫میخواستی ببینی من میدونم یا نه.

07:19.522 --> 07:24.901
‫من مقصر و سر به هوام. عذرخواهی می‌کنم.
‫من سارا بلیک هستم.

07:26.154 --> 07:31.992
‫من سم هستم. این برادرم، دینه.

07:32.160 --> 07:35.078
‫دین. می‌خوای برات یکم دیگه خوراک گوشت بیاریم؟

07:35.246 --> 07:40.125
‫- کافیه. ممنونم.
‫- خب می‌تونم کمکتون کنم؟

07:40.960 --> 07:45.172
‫آره، واقعاً. چی می‌تونین در مورد ملک تلسکا بهمون بگید؟

07:45.339 --> 07:47.591
‫اگه از من می‌پرسین، داستان وحشتناکیه...

07:47.758 --> 07:51.344
‫که داریم وسایلشون رو به این زودی می‌فروشیم،
‫اما بابا در مورد یه چیزی راست میگه...

07:51.554 --> 07:56.433
‫احساس‌گرایی مردم رو می‌کشه بیرون.
‫حتی پولدارها رو.

07:59.353 --> 08:04.566
‫- ممکنه گواهی‌های مبدا رو ببینیم؟
‫- متاسفانه امکانش نیست.

08:06.402 --> 08:08.236
‫- چرا که نه؟
‫- اسمتون توی مهمون‌ها نیست.

08:08.988 --> 08:10.238
‫فکر کنم وقتشه برید.

08:10.406 --> 08:12.782
‫- خب، لازم نیست دوبار بهمون گفته شه.
‫- ظاهراً، لازمه.

08:12.950 --> 08:16.328
‫باشه. مشکلی نیست.
‫ما دنبال دردسر نیستیم. میریم.

08:23.586 --> 08:26.338
‫بابا، کار بی‌ادبانه‌ای بود.

08:28.341 --> 08:32.093
‫- گرنت‌ وود، گرندما موزز چی‌چی؟
‫- درس تاریخ هنر.

08:32.261 --> 08:36.097
‫- برای ملاقات با دخترها خوبه.
‫- انگار اصلاً نمی‌شناسمت.

08:54.408 --> 08:56.952
‫- حالا اون گواهی مالی چی بود؟
‫- گواهی مبدا!

08:57.119 --> 08:59.663
‫یه گواهی که منشا چیزی رو نشون میده،
‫مثل بیوگرافی.

08:59.830 --> 09:03.917
‫می‌تونیم ازشون برای ردیابی تاریخ استفاده کنیم.
‫ببینیم آیا گذشته ترسناکی داره یا نه.

09:04.126 --> 09:07.295
‫خب، چیزی از اون آقای خوش‌اخلاق گیرمون نمیاد
‫اما، آه، سارا...

09:07.463 --> 09:09.589
‫شاید بتونی مجبورش کنی اونو
‫روی دستمال نوشیدنی بنویسه.

09:09.757 --> 09:10.799
‫من نه.

09:10.967 --> 09:12.384
‫اوه، نه، نه، نه.

09:12.552 --> 09:16.263
‫- دختر بلند کردن کار توئه، دین.
‫- به کون من که خیره نشده بود.

09:16.931 --> 09:19.599
‫یعنی می‌خوای ازش سواستفاده کنم
‫و حرف بکشم.

09:19.767 --> 09:23.770
‫گاهی مجبوری برای تیم این کارو بکنی.
‫بهش زنگ بزن.

09:28.234 --> 09:30.652
‫- جای قشنگیه.
‫- آره.

09:39.370 --> 09:44.749
‫- خوشحالم زنگ زدی. غافلگیر شدم، اما خوشحال.
‫- جدی؟

09:44.917 --> 09:47.752
‫با اینکه به نظر می‌اومد گفتن یه سری کلمات
‫برات سختــه:

09:47.920 --> 09:49.588
‫میخوای شام بخوری؟

09:49.964 --> 09:53.925
‫آره. مدت زیادیه که سر قرار نرفتم.

09:54.093 --> 09:56.803
‫- درست مثل من.
‫- شوخی نکن.

09:58.180 --> 09:59.431
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

10:01.809 --> 10:03.310
‫لیست شراب‌ها.

10:18.075 --> 10:21.411
‫رومئویی که اینجاست رو نمیدونم،
‫اما من آبجو میخورم.

10:23.414 --> 10:24.456
‫و شما؟

10:24.624 --> 10:27.167
‫- دوتاش کن.
‫- حتماً.

10:27.335 --> 10:31.713
‫- خب، دانشگاه هنر درس خوندی، ها؟
‫- درسته. یه هنرمند بودم.

10:32.256 --> 10:34.716
‫یه هنرمند خیلی خیلی افتضاح.

10:36.010 --> 10:38.345
‫برای همینه که تو حرفه مزایده هستم.

10:38.512 --> 10:40.263
‫- و تو هم دانشجوی وکالتی؟
‫- آره.

10:40.431 --> 10:42.766
‫اما دانشگاه حقوق نرفتی. چطوری؟

10:42.933 --> 10:46.770
‫آه، داستانش مفصله بذاریم برای بعد.

10:46.937 --> 10:49.731
‫شبیه فروشنده‌هایی که تا حالا دیدم نیستی.

10:54.862 --> 10:59.032
‫خب، منظورت چی بود از اینکه گفتی
‫مدتیـــه سر قرار نرفتی؟

10:59.241 --> 11:02.911
‫- می‌خوای این حسو بهم بدی که بدبخت نیستم؟
‫- مطمئنم که خیلی ویژگی‌ها داری.

11:03.079 --> 11:05.330
‫و مطمئنم که بدبخت بودن جزوشون نیست.

11:10.252 --> 11:14.756
‫بخاطر مامانمه.
‫یه سال پیش فوت کرد.

11:15.758 --> 11:17.384
‫کاملاً غیرمنتظره.

11:19.428 --> 11:20.845
‫واقعاً زمینم زد.

11:23.057 --> 11:28.186
‫وارد یه انزوایی شدم.
‫یه انزوای خوب، گرم و امن.

11:28.938 --> 11:34.317
‫اما اخیراً داشتم فکر می‌کردم این چیزی نیست
‫که اون برام می‌خواست.

11:34.485 --> 11:36.152
‫برای همین...

11:41.659 --> 11:45.286
‫تو چی؟ تو انصافاً مرد جذابی هستی.

11:47.581 --> 11:51.292
‫- انصافاً؟
‫- چرا مدتهاست سر قرار نرفتی؟

12:00.469 --> 12:03.805
‫حتماً یه داستان مفصل دیگه برای یه وقت دیگه‌ست.

12:09.812 --> 12:12.188
‫پس همینطوری گواهی مالی رو داد دستت، ها؟

12:12.356 --> 12:14.482
‫- گواهی مبدا.
‫- گواهی مبدا؟

12:14.650 --> 12:18.361
‫و اینکه آره، رفتیم همونجا،
‫یه کپی از کاغذها گرفتم...

12:18.529 --> 12:22.407
‫- و؟
‫- و هیچی. همین. اومدم.

12:23.659 --> 12:27.454
‫مجبور نبودی اعتمادشو جلب کنی
‫یا لطف خاصی در حقش بکنی؟

12:27.621 --> 12:29.956
‫دین، میشه انقدر فکرهای خراب نکنی؟

12:30.124 --> 12:31.958
‫وقتی همه چی انجام شد،
‫میتونیم یکم اینجا بمونیم.

12:32.168 --> 12:33.752
‫- چرا؟
‫- که بتونی دوباره ببریش بیرون.

12:33.919 --> 12:37.964
‫- مشخصه ازش خوشت اومده. می‌تونم بفهمم.
‫- هی، فکر کنم یه چیزی به دست آوردیم.

12:42.178 --> 12:45.764
‫«تابلوی خانواده آیسایا مرچنت، نقاشی شده
‫در سال 1910.»

12:45.931 --> 12:48.725
‫حالا اسامی مالکینش رو توی دفتر بابا ببین.

12:51.896 --> 12:55.440
‫«اولین خرید توسط پیتر سیمز در سال 1912.»

12:55.983 --> 12:57.734
‫«پیتر سیمز در سال 1912 کشته شد.»

13:02.156 --> 13:06.618
‫همین اتفاق در 1945 افتاده.
‫اوه و همینطور سال 1970.

13:06.786 --> 13:10.580
‫بعدش در انبار نگه داشته شده
‫تا اینکه ماه پیش به یه مزایده خیریه واگذار شده...

13:10.748 --> 13:12.499
‫جایی که تلسکاها اونو خریدن.

13:12.666 --> 13:15.460
‫خب، چی فکر می‌کنی، تسخیر یا طلسم شده؟

13:15.628 --> 13:17.420
‫در هر حال، مایه دردسره.

13:21.175 --> 13:22.884
‫زود باش.

13:40.778 --> 13:42.445
‫برو تو کارش.

14:26.115 --> 14:27.448
‫چه چیز زشتی.

14:28.325 --> 14:30.326
‫اگه از من می‌پرسی،
‫داریم به دنیای هنر لطف می‌کنیم.

15:02.818 --> 15:06.487
‫- به مشکل خوردیم. نمی‌تونم کیف پولمو پیدا کنم.
‫- چرا مشکل من باشه؟

15:06.655 --> 15:09.532
‫چون فکر کنم دیشب توی انبار افتاده.

15:10.242 --> 15:11.492
‫شوخی می‌کنی، نه؟

15:11.660 --> 15:14.621
‫نه. آخه اثرانگشتم روشه، کارت شناساییم...
‫خب، کارت شناسایی جعلیم.

15:14.788 --> 15:17.707
‫اما باید قبل از بقیه پیداش کنیم.
‫زود باش.

15:26.926 --> 15:29.677
‫چطوری کیفت رو گم کردی، دین؟

15:31.180 --> 15:34.766
‫- هی، بچه‌ها.
‫- سارا، هی.

15:34.934 --> 15:37.018
‫اینجا چی کار می‌کنین؟

15:37.311 --> 15:38.394
‫اوه.

15:38.604 --> 15:42.106
‫داریم از شهر میریم.
‫و می‌دونی اومدیم خداحافظی کنیم.

15:42.274 --> 15:43.942
‫اوه، درمورد چی حرف میزنی، سم؟

15:44.109 --> 15:46.861
‫یکی دو روز دیگه اینجا هستیم.

15:47.863 --> 15:52.075
‫سم، ضمناً باید اون 20 دلاری که
‫بهت بدهکارم رو بدم.

15:52.242 --> 15:53.534
‫همیشه یادم میره، می‌دونین.

15:55.579 --> 15:57.372
‫بیا.

16:00.042 --> 16:04.504
‫خب، شما دو تا بچه دیوونه رو تنها می‌ذارم.
‫میرم یه کاری چیزی انجام بدم.

16:11.762 --> 16:15.014
‫- خب.
‫- دیشب بهم خوش گذشت.

16:15.224 --> 16:20.061
‫- آره. آره. به منم.
‫- شاید بهتر باشه بازم بریم.

16:22.398 --> 16:26.901
‫می‌دونی دوست دارم، واقعاً،
‫اما دین فقط مسخره‌بازی درمیاره.

16:27.069 --> 16:30.029
‫- واقعاً داریم امروز می‌ریم.
‫- اوه. اوه.

16:31.323 --> 16:33.074
‫- اوه، خیلی بد شد.
‫- اوه، خدای من.

16:33.242 --> 16:36.577
‫- چی؟
‫- این...

16:36.745 --> 16:39.831
‫اون نقاشی عالیه.

16:39.999 --> 16:45.253
‫اگه به این نقاشی ترسناک میگی خوب،
‫پس آره، خوبه فکر کنم.

16:45.421 --> 16:49.090
‫- درمورد این نقاشی چی میدونی؟
‫- زیاد نمیدونم، فقط اینکه منو می‌ترسونه.

16:49.258 --> 16:53.261
‫توی مزایده خیریه اینو به تلسکاها فروختیم،
‫همون شبی که کشته شدن.

16:53.429 --> 16:55.096
‫حالا می‌خواید دوباره بفروشیدش؟

16:55.264 --> 16:58.349
‫با اینکه پدرم می‌خواد بفروشه، اما نه،
‫اجازه نمیدم.

16:58.517 --> 17:01.310
‫- فکر کنم خاطره بدی بجا گذاشته.
‫- خوبه. آره.

17:01.478 --> 17:03.354
‫میدونی چیه؟
‫مطمئن شید فروحته نمی‌شه، خب؟

17:03.522 --> 17:06.274
‫چرا؟ نگو که ازش خوشت اومده.

17:06.442 --> 17:09.444
‫نه. نه. خدایا، نه. نه اینکه بخوام بخرمش.
‫میدونی چیه؟ باید برم.

17:09.611 --> 17:13.281
‫باید یه کاری انجام بدم.
‫اما بهت زنگ میزنم. زنگ میزنم.

17:13.449 --> 17:16.284
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- صبر کن، پس قرار نیست امشب بری؟

17:17.286 --> 17:20.204
‫نه، فکر نکنم. می‌بینمت.

17:21.915 --> 17:24.417
‫باشه.

17:26.628 --> 17:29.297
‫نمی‌فهمم، دین.
‫ما که اون لعنتی رو سوزوندیم.

17:29.465 --> 17:31.966
‫آره، ممنونم آقای تابلو.

17:32.134 --> 17:35.887
‫خیله‌خب، باید یه راهی برای خلاص شدن
‫از شرش پیدا کنیم. فکری نداری؟

17:36.055 --> 17:39.640
‫خیله‌خب. در تمام تحقیقات انجام شده
‫در مورد نقاشی‌های تسخیر شده...

17:39.808 --> 17:41.684
‫شخص موجود توی اون نقاشی
‫تسخیرشون می‌کنه.

17:41.852 --> 17:44.937
‫جدی؟ پس باید هر چیزی که لازمه بدونیم...

17:45.105 --> 17:48.524
‫درمورد اون خانواده لعنتی
‫و اون نقاشی ترسناک لعنتی.

17:48.692 --> 17:50.651
‫اسمشون چی بود؟

17:51.653 --> 17:54.739
‫- گفتین خانواده آیسایا مرچنت، درسته؟
‫- بله، درسته.

17:54.907 --> 17:58.242
‫هر چی درمورد تاریخ محلی پیدا کردم رو
‫جستجو کردم.

17:58.410 --> 18:01.829
‫- خب شما علاقمند به داستان‌های جنایی هستین؟
‫- یجورایی.

18:01.997 --> 18:04.499
‫- آره. چرا می‌پرسی؟
‫- خب...

18:08.337 --> 18:11.756
‫- آره. آره، این درسته.
‫- تمام خانواده کشته شدن؟

18:11.924 --> 18:14.509
‫به نظر میاد آیسایا، گلوی بچه‌هاشو بریده...

18:14.676 --> 18:16.844
‫بعدش گلوی بچه‌شو، بعدشم خودشو.

18:17.012 --> 18:20.848
‫اون یه آرایشگر بوده.
‫از تیغ سلمونی استفاده می‌کرده.

18:21.058 --> 18:24.352
‫- چرا این کارو کرده؟
‫- خب، بذارید ببینیم.

18:24.520 --> 18:28.481
‫«آدم‌هایی که اونو می‌شناختن آیسایا رو
‫خشن و عصبی توصیف کردن.

18:28.649 --> 18:33.236
‫که خانواده‌ش رو با خشونت کنترل می‌کرده.
‫زن، دو پسر، یه دختر که به فرزندی قبول شده.»

18:33.403 --> 18:34.654
‫آه... آره. آره، آره.

18:34.863 --> 18:38.032
‫زمزمه‌هایی بود که زن می‌خواسته بچه‌ها رو
‫برداره و بره...

18:38.200 --> 18:40.493
‫آه، که البته می‌دونین، اون موقع‌ها چطوری بوده...

18:40.661 --> 18:45.456
‫در عوض، آیسایای پیرمرد، همگی‌شون رو اصلاح می‌کنه!
‫(با تیغ سلمونی می‌کشه)

18:48.460 --> 18:52.296
‫- چه اتفاقی برای جنازه‌ها افتاده؟
‫- سوزونده شدن.

18:54.508 --> 18:55.883
‫- چیز دیگه‌ای نیست؟
‫- چرا.

18:56.051 --> 19:00.555
‫راستش، یه عکس از خانواده پیدا کردم.
‫همین‌جاست، یه جایی.

19:00.722 --> 19:03.099
‫درسته. اینجاست.

19:11.066 --> 19:15.153
‫- میشه یه کپی ازش داشته باشیم؟
‫- هوم. حتماً.

19:19.408 --> 19:23.452
‫بابا، بهم قول دادی اون نقاشی رو نمی‌فروشی.

19:23.620 --> 19:27.081
‫میدونم عزیزم، اما اولین پول وسوسه‌انگیزی
‫پیشنهاد داده.

19:28.333 --> 19:30.835
‫واقعاً بی‌حیایی، می‌دونستی اینو؟

19:31.003 --> 19:34.046
‫برای چنین پولی، می‌تونم اینطور باشم.

19:38.218 --> 19:40.011
‫دارم بهت میگم، پسر، مطمئنم.

19:40.179 --> 19:42.513
‫توی نقاشی سالن مزایده، باباهه سرش پایینه.

19:42.681 --> 19:45.933
‫تو این نقاشی، باباهه روبرو رو نگاه می‌کنه.
‫نقاشی عوض شده، دین.

19:46.101 --> 19:48.936
‫یعنی فکر می‌کنی این بابای عزیزی که
‫توی این نقاشیه...

19:49.104 --> 19:50.771
‫میاد بیرون و با بقیه همون کاریو می‌کنه
‫که با خانواده‌ش کرده؟

19:50.939 --> 19:52.398
‫آره، همینطور به نظر میاد.

19:52.566 --> 19:55.610
‫اما اگه استخوون‌هاش تبدیل به خاکستر شده،
‫چطور می‌تونیم جلوشو بگیریم؟

19:55.777 --> 19:59.780
‫اگه ژست آیسایا عوض شده، پس شاید
‫چیزهای دیگه‌ای هم توی نقاشی عوض شده باشه.

19:59.948 --> 20:03.826
‫- میدونی، می‌تونه سرنخی بهمون بده.
‫- چی، مثل رمز داوینچی؟

20:03.994 --> 20:06.954
‫نمی‌دونم. فعلاً منتظر فیلمشم.

20:07.122 --> 20:09.457
‫در هر حال، باید برگردیم و اون نقاشی رو ببینیم.

20:09.625 --> 20:12.877
‫که چیز خوبیه. چون وقت بیشتری رو
‫می‌تونی با دوست‌دخترت بگذرونی.

20:13.045 --> 20:15.296
‫- رفیق، بسه دیگه.
‫- چیه؟

20:15.464 --> 20:18.883
‫چیه؟ از وقتی اومدیم اینجا، سعی داشتی
‫منو به این سارا بچسبونی.

20:19.051 --> 20:21.844
‫- بی‌خیال شو، باشه؟
‫- خب، ازش خوشت میاد، نه؟

20:22.012 --> 20:24.555
‫خب تو ازش خوشت میاد، اونم از تو خوشش میاد،
‫شما عاقل و بالغید.

20:24.723 --> 20:25.973
‫منظورت چیه، دین؟

20:26.141 --> 20:29.352
‫- ما میریم. همیشه میریم.
‫- درمورد ازدواج حرف نمیزنم.

20:29.519 --> 20:31.854
‫متوجه نمی‌شم
‫اگه من سکس داشته باشم، چی به تو می‌رسه؟

20:32.022 --> 20:34.690
‫چون بعدش دیگه دائماً بداخلاق نیستی.

20:38.028 --> 20:40.988
‫میدونی، جدی میگم، سم،
‫موضوع فقط سکس نیست، خب؟

20:41.156 --> 20:44.492
‫آخه فکر می‌کنم این سارا می‌تونه برات خوب باشه.

20:47.913 --> 20:52.166
‫و نمی‌خوام بی‌احترامی کنم، اما
‫مطمئنم این به جسیکا مربوطه، درسته؟

20:53.543 --> 20:57.505
‫حالا نمی‌دونم از دست دادن چنین آدمی
‫چه حسی داره...

20:57.673 --> 21:01.926
‫اما فکر کنم اون می‌خواست تو خوشحال باشی.

21:04.346 --> 21:08.516
‫خدا نکنه ولی می‌خواست یکم خوش بگذرونی.
‫اینطور نیست؟

21:13.188 --> 21:14.939
‫آره، میدونم همینطوره.

21:20.195 --> 21:24.031
‫آره، راست میگی، بخشی ازش
‫مربوط به جسیکاست.

21:25.284 --> 21:28.703
‫- اما بخش اصلیش نه.
‫- درمورد چیه؟

21:33.583 --> 21:35.418
‫آره، خیله‌خب.

21:36.837 --> 21:41.757
‫بازم باید اون نقاشی رو ببینیم،
‫که یعنی باید باز به سارا زنگ بزنی، پس...

21:53.687 --> 21:57.023
‫سارا، هی، منم سم. هی. سلام.

21:57.190 --> 21:59.984
‫خوبم. خوبم، آره. تو چطوری؟

22:00.152 --> 22:02.069
‫- آره، خوبم، واقعاً خوب.
‫- آروم.

22:03.071 --> 22:06.699
‫خب... گوش کن، من و برادرم، داشتیم فکر می‌کردیم...

22:06.867 --> 22:10.119
‫که شاید بخوایم برگردیم و یه نگاهی دوباره
‫به اون نقاشی بندازیم.

22:10.287 --> 22:13.164
‫فکر کنم به خریدنش علاقه پیدا کردیم.

22:13.332 --> 22:17.501
‫صبر کن. چی؟ به کی فروختینش؟

22:17.669 --> 22:19.920
‫سارا، یه آدرس می‌خوام، همین الان.

23:08.053 --> 23:11.472
‫- سم، چه اتفاقی افتاده؟
‫- بهت گفتم نباید می‌اومدی.

23:15.018 --> 23:17.353
‫- آهای. کسی خونه‌ست؟
‫- گفتی «اولین» ممکنه در خطر باشه.

23:17.521 --> 23:19.814
‫- چجور خطری؟
‫- نمی‌تونم بشکنمش.

23:19.981 --> 23:21.649
‫باید بازش کنم.

23:23.151 --> 23:25.528
‫شما چیکاره‌این، دزدین؟

23:25.695 --> 23:28.197
‫ای‌کاش انقدر ساده بود.
‫باید تو ماشین منتظر باشی.

23:28.365 --> 23:31.867
‫- برات بهتره.
‫- فکر کن یه درصد. اولین دوستمونه.

23:32.536 --> 23:35.329
‫- اولین؟
‫- اولین.

23:39.418 --> 23:41.210
‫اولین؟

23:51.388 --> 23:56.016
‫اولین؟ من سارا بلیک هستم.

23:56.184 --> 23:58.018
‫- خوبین؟
‫- سارا، نکن. سارا.

24:03.692 --> 24:05.693
‫اوه، خدای من. اوه، خدای من!

24:07.362 --> 24:09.071
‫اوه، خدای من.

24:16.955 --> 24:19.081
‫هی. خوبی؟

24:19.249 --> 24:22.918
‫نه راستش. به پلیس‌ها دروغ گفتم که تنها رفتم خونه اولین

24:23.086 --> 24:25.713
‫و اون جوری پیداش کردم.

24:26.882 --> 24:29.216
‫- ممنون.
‫- ازم تشکر نکن. اگه بهم نگید...

24:29.384 --> 24:33.137
‫چه اتفاقی داره می‌افته، بهشون زنگ میزنم.
‫کی داره این آدما رو می‌کشه؟

24:37.142 --> 24:39.310
‫- یه چیز.
‫- چی؟

24:39.478 --> 24:43.564
‫شخص نیست، یه چیزیه که داره اون آدما رو می‌کشه.

24:46.610 --> 24:49.278
‫سارا، دیدی که اون نقاشی تکون میخوره.

24:50.363 --> 24:54.658
‫نه. نه، داشتم توهم میزدم.

24:54.868 --> 24:57.620
‫- غیرممکنه.
‫- آره، خب، به دنیای ما خوش اومدی.

24:57.787 --> 25:00.456
‫سارا، میدونم احمقانه به نظر میاد...

25:01.374 --> 25:03.959
‫اما فکر می‌کنیم اون نقاشی تسخیر شده.

25:07.797 --> 25:09.798
‫شوخی می‌کنی.

25:13.428 --> 25:15.763
‫شوخی نمی‌کنی.

25:16.890 --> 25:20.100
‫- خدایا. آدمایی که باهاشون میرم بیرون.
‫- سارا درموردش فکر کن.

25:20.268 --> 25:23.646
‫اولین، تلسکاها، جفتشون نقاشی رو داشتن.

25:23.813 --> 25:26.857
‫و قبلش آدمای دیگه‌ای هم بودن.
‫این نقاشی هر جا میره، مردم می‌میرن.

25:27.025 --> 25:29.151
‫و ما فقط سعی داریم جلوش رو بگیریم.

25:29.319 --> 25:31.320
‫حقیقت همینه.

25:32.822 --> 25:36.534
‫خب، گمونم بهتره نشونم بدی.
‫باهاتون میام.

25:36.701 --> 25:40.788
‫چی؟ نه. سارا، نه.
‫بهتره بری خونه.

25:40.956 --> 25:43.290
‫این چیزها می‌تونن خطرناک باشن...

25:46.044 --> 25:47.962
‫و نمی‌خوام که صدمه ببینی.

25:48.129 --> 25:50.631
‫ببین، شما ممکنه دیوونه باشین، اما اگه
‫حق با شما باشه چی؟

25:50.799 --> 25:54.468
‫خب، من و بابام این نقاشی رو فروختیم.
‫ممکنه باعث کشته شدن این آدما شده باشیم.

25:54.636 --> 25:57.054
‫نمی‌گم نترسیدم، چون مثه سگ ترسیدم...

25:57.222 --> 26:00.432
‫اما نمی‌خوام فرار کنم و قایم بشم.

26:02.811 --> 26:05.187
‫خب میریم یا نه؟

26:05.355 --> 26:06.730
‫سم.

26:07.983 --> 26:09.191
‫با این دختر ازدواج کن.

26:13.071 --> 26:15.698
‫آه، اینجا صحنه جرم نیست؟

26:15.865 --> 26:19.243
‫خب، همین الانشم به پلیس دروغ گفتی.
‫یه تخلف دیگه چشه مگه؟

26:38.680 --> 26:41.223
‫نگران نیستید که قراره، میدونین، ما رو بکشه؟

26:41.391 --> 26:46.061
‫نه. انگار کارشو شب انجام میده.
‫فکر کنم توی روشنایی روز چیزیمون نمیشه.

26:49.899 --> 26:52.026
‫سم، اینو ببین.

26:52.193 --> 26:54.695
‫تیغ اصلاح، آه... بسته‌ست.
‫اما تو اون یکی بازه.

26:54.863 --> 26:56.864
‫- چی؟
‫- اگه این روح داره چیزی رو...

26:57.032 --> 26:59.783
‫در نقاشی تغییر میده،
‫شاید به دلیلی داره انجامش میده.

27:00.910 --> 27:04.538
‫هی، هی. اینو ببین.
‫نقاشی توی نقاشی.

27:09.419 --> 27:11.462
‫مثل یه آرامگاه مجلل به نظر میاد.

27:22.891 --> 27:23.932
‫مرچنت.

27:32.609 --> 27:35.235
‫این سومین قبرستونیه که چک کردیم.

27:35.403 --> 27:37.905
‫فکر کنم این روح داره دستمون میندازه.

27:38.907 --> 27:42.242
‫خب این کاری که می‌کنید شغلتونه؟

27:42.410 --> 27:46.622
‫نه دقیقا. پولی نمی‌گیریم.

27:46.790 --> 27:49.249
‫خب، تبریک میگم.

27:51.544 --> 27:53.170
‫اونجا.

28:27.956 --> 28:31.166
‫خیله‌خب. اینی که اونجاست
‫ترسناک‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم.

28:31.334 --> 28:34.670
‫اون موقع یجور رسم بوده.

28:34.838 --> 28:37.715
‫وقتی یه بچه می‌مرد،
‫گاهی اسباب‌بازی مورد علاقه بچه رو...

28:37.882 --> 28:42.177
‫توی یه جعبه شیشه‌ای میذاشتن.
‫بعد میذاشتن کنار سنگ قبر یا آرامگاهش.

28:47.308 --> 28:50.060
‫- متوجه چیز عجیبی نشدی اینجا؟
‫- آه، از کجا شروع کنم؟

28:50.228 --> 28:52.813
‫نه، منطورم این نیست.
‫به خاکسترها نگاه کنید.0

28:55.859 --> 28:59.194
‫- آره، فقط چهارتاست.
‫- آره، مادر و سه بچه.

28:59.362 --> 29:01.613
‫مال بابای عزیزشون اینجا نیست.

29:03.241 --> 29:04.658
‫پس کجاست؟

29:05.702 --> 29:07.703
‫خب برادرت دقیقاً چیکار می‌کنه؟

29:07.871 --> 29:11.665
‫داره گواهی‌های فوت شهر رو چک می‌کنه.
‫تا بفهمه چه بلایی سر جنازه آیسایا اومده.

29:11.833 --> 29:14.251
‫چطوری وارد اونجا شد؟

29:14.419 --> 29:17.838
‫معمولاٌ دروغ و بهانه آوردن.

29:20.049 --> 29:21.341
‫یه... آم...

29:21.509 --> 29:23.427
‫یه مژه روی...

29:23.636 --> 29:25.929
‫روی سمت راست... نه، میدونی چیه؟

29:27.640 --> 29:28.891
‫- عیبی نداره من بردارم؟
‫- نه.

29:29.058 --> 29:30.893
‫خیله‌خب.

29:31.352 --> 29:32.936
‫خیله‌خب، برش داشتم.

29:33.521 --> 29:35.230
‫یه آرزو کن.

29:42.363 --> 29:44.448
‫- سم، میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫- آره، حتماً.

29:44.657 --> 29:49.787
‫نمی‌خوام پررو باشم،
‫اما یه دختر می‌تونه برای همیشه اینجا منتظر باشه.

29:51.206 --> 29:55.918
‫چیزی بین ما هست؟ یا دارم توهم میزنم؟

29:56.085 --> 29:58.253
‫توهم نمیزنی.

29:58.421 --> 30:00.881
‫اما بعدش یه «اما» وجود داره.

30:01.049 --> 30:05.928
‫اما فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه.

30:08.097 --> 30:10.224
‫میتونم بپرسم چرا؟

30:11.434 --> 30:13.393
‫چون ازت خوشم میاد.

30:15.063 --> 30:17.731
‫صبر کن. متوجه نمیشم.

30:19.400 --> 30:21.610
‫ببین، توضیح دادنش سخته.

30:22.445 --> 30:26.114
‫فقط وقتی آدما اطرافم هستن...

30:26.699 --> 30:28.659
‫نمیدونم، صدمه می‌بینن.

30:28.827 --> 30:31.787
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی، از لحاظ فیزیکی صدمه می‌بینن.

30:32.997 --> 30:35.916
‫با کاری که من و برادرم انجام میدم،

30:40.964 --> 30:42.422
‫سارا...

30:44.801 --> 30:46.426
‫من یه دوست دختر داشتم.

30:48.930 --> 30:53.934
‫و اون مرد. مادرم هم همینطور.

30:54.644 --> 30:56.728
‫نمی‌دونم، انگار...

30:58.273 --> 31:01.149
‫انگار نفرینی چیزی شدم.

31:01.317 --> 31:03.861
‫انگار مرگ دنبالم می‌کنه.

31:04.028 --> 31:07.322
‫خیلی ازش نمی‌ترسم. اما اگه
‫اجازه بدم به کسی حسی داشته باشم...

31:07.490 --> 31:09.825
‫می‌ترسی اونا هم صدمه ببینن.

31:12.620 --> 31:16.790
‫- خیلی لطف داری. و خیلی قدیمی.
‫- ببخشید؟

31:16.958 --> 31:19.167
‫ببین. من دختر بزرگی‌ام، سم.
‫این کار تو نیست که...

31:19.335 --> 31:22.880
‫برام تصمیم بگیری
‫همیشه احتمال صدمه دیدن وجود داره.

31:23.047 --> 31:25.883
‫درمورد یه قلب شکسته و یه سطل بستنی حرف نمیزنم.

31:26.050 --> 31:29.011
‫- دارم درمورد مرگ و زندگی حرف میزنم.
‫- همین فردا ممکنه یه اتوبوس بزنه بهم.

31:29.178 --> 31:31.346
‫زندگی همینه.

31:31.514 --> 31:34.641
‫ببین. میدونم از دست دادن کسی که
‫دوسش داری وحشتناکه.

31:34.809 --> 31:38.520
‫کلاً خودت رو می‌بازی. باور کن، میدونم.

31:39.898 --> 31:43.567
‫اما وقتی درد رو میذاری کنار،
‫بقیه چیزها رو هم باهاش میذاری کنار.

31:43.776 --> 31:47.321
‫سارا، متوجه نیستی.
‫دردی که باهاش روبرو شدم...

31:48.698 --> 31:52.367
‫نمی‌تونم دیگه باهاش روبرو شم. نمی‌تونم.

31:56.789 --> 31:58.373
‫مزاحمتون شدم؟

31:58.541 --> 31:59.833
‫- نه.
‫- نه اصلاً.

32:00.001 --> 32:02.377
‫- هاه. ظاهراً.
‫- خب چی گیرت اومد؟

32:02.545 --> 32:06.006
‫موفق شدم. آشناهای بازمانده خانواده مرچنت...

32:06.174 --> 32:09.676
‫خیلی بابت آیسایا شرمسار بودن،
‫برای همین نمی‌خواستن با خانواده دفن شه.

32:09.844 --> 32:13.096
‫دادنش به شهر.
‫شهر هم یه مراسم پیش پا افتاده براش گرفت.

32:13.306 --> 32:17.184
‫مراسم اقتصادی. معلوم شد سوزونده نشده،
‫توی یه جعبه چوب کاج دفن شده.

32:17.352 --> 32:19.603
‫- پس استخوون برای سوزوندن وجود داره.
‫- استخوون برای سوزوندن وجود داره.

32:20.021 --> 32:21.855
‫حالا بگو کجا.

32:35.578 --> 32:38.830
‫به طرز ناراحت‌کننده‌ای با چنین چیزهایی
‫خیلی راحتین.

32:39.707 --> 32:43.377
‫خب، این اولین قبری نیست که کندیم.

32:44.754 --> 32:46.880
‫هنوز فکر می‌کنی آدم مناسبی‌ام؟

32:49.425 --> 32:51.218
‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

33:17.412 --> 33:20.122
‫واقعاً آدم رو مخی بودی، آیسایا.

33:21.499 --> 33:23.291
‫شرت کنده شد.

33:34.470 --> 33:35.762
‫موتور رو روشن نگه دار.

33:35.930 --> 33:38.515
‫فکر می‌کردم نقاشی دیگه خطری نداشته باشه.

33:39.100 --> 33:41.601
‫بهتره احتیاط کنیم بعداً پشیمون نشیم.
‫می‌خوایم این آشغال رو دفن کنیم.

33:41.769 --> 33:43.645
‫- میخوام باهاتون بیام.
‫- مطمئنی؟

33:43.813 --> 33:46.106
‫- آره.
‫- هی، هی.

33:46.274 --> 33:48.692
‫من اینجا می‌مونم، تو برو تو کارش.

33:48.901 --> 33:51.445
‫سم. جدی میگم.

34:18.139 --> 34:22.809
‫آه، سم، تو توی مسائل ارواح واردی.

34:22.977 --> 34:25.562
‫نقاشی باید این شکلی باشه؟

34:27.231 --> 34:29.149
‫دختر کوچیکه کجاست؟

34:31.861 --> 34:33.653
‫و تیغ سلمونی.

34:50.129 --> 34:52.631
‫دین! هی. تویی؟

34:52.840 --> 34:54.508
‫سمی، خوبی؟

34:59.514 --> 35:02.349
‫- بگو که تو در رو بستی.
‫- کار من نبود. کار دختره ست.

35:02.517 --> 35:03.683
‫دختره؟ کدوم دختر؟

35:03.851 --> 35:06.019
‫اون از نقاشی اومده بیرون.
‫ممکنه همش کار اون بوده باشه.

35:06.187 --> 35:08.438
‫باباهه به اون نگاه نمی‌کرد؟

35:08.689 --> 35:11.399
‫- شاید می‌خواسته بهمون هشدار بده.
‫- بیا بعداً حرف بزنیم، خب؟ ما رو بیار بیرون.

35:11.567 --> 35:13.443
‫سعی دارم قفل رو باز کنم. در باز نمیشه.

35:13.653 --> 35:16.446
‫- پس بشکنش.
‫- خیله‌خب نابغه. بذار میله درشکنم رو بیارم.

35:16.656 --> 35:18.281
‫- دین، داره میاد.
‫- طاقت بیار...

35:18.449 --> 35:20.575
‫تا وقتی یه راهی پیدا کنم.
‫نمک یا آهن پیدا کن.

35:20.785 --> 35:21.910
‫زود باش.

35:25.414 --> 35:28.375
‫این خونه نمک نداره.
‫این دیوونه‌های بی سدیم. آهن پیدا می‌کنی؟

35:28.543 --> 35:30.377
‫- نه. برای چی؟
‫- آهن شیطان رو دفع می‌کنه.

35:30.545 --> 35:32.587
‫اما باید خالص باشه. زود باش.

35:33.673 --> 35:36.049
‫آه، دین. یه لحظه وقت بده.
‫هیچ جا نرو.

35:37.385 --> 35:40.053
‫صندلی رو نگاه کن. پایه‌هاشون رو.

35:58.739 --> 36:00.323
‫سم.

36:18.092 --> 36:19.843
‫این خیلی اشتباهه.

36:41.782 --> 36:43.366
‫آهن؟

36:44.243 --> 36:45.869
‫آره.

36:46.287 --> 36:48.955
‫- سمی، خوبی؟
‫- آره، فعلاً.

36:49.123 --> 36:51.708
‫- چطوری باید از بین ببریمش؟
‫- نمی‌دونم. اون سوزونده شده.

36:51.876 --> 36:54.002
‫- چیزی برای سوزوندن نیست.
‫- پس چطوری هنوز هست؟

36:54.170 --> 36:56.296
‫باید چیز دیگه‌ای باشه.

36:57.131 --> 37:00.133
‫سم، صبر کن. ما عروسک‌های قدیمی رو
‫توی سالن مزایده نگه میداشتیم.

37:00.301 --> 37:02.886
‫عالیه، سارا، اما چیش الان مهمه؟

37:03.054 --> 37:06.473
‫خب اون موقع‌ها سعی می‌کردن
‫عروسک‌ها رو شبیه بچه‌ها درست کنن.

37:06.641 --> 37:10.352
‫یعنی همه چی رو.
‫از موهای اصلی بچه‌ها استفاده میکردن.

37:10.519 --> 37:14.564
‫دین. سارا میگه اون عروسک ممکنه
‫موهای دختره رو داشته باشه.

37:14.774 --> 37:16.566
‫بقایای انسانی حساب میشه. درست مثل استخوون.

37:17.818 --> 37:19.361
‫آرامگاه.

37:48.057 --> 37:51.351
‫سم! زود باش، هل بده! زود باش.

38:15.209 --> 38:17.210
‫زود باش، دین.

38:36.355 --> 38:38.106
‫زود باش، زود باش.

39:30.451 --> 39:32.452
‫سم، خوبی؟

39:35.539 --> 39:36.664
‫بد نیستم.

39:57.520 --> 40:00.105
‫این توی اسناد شهر نگهداری می‌شد.

40:00.272 --> 40:02.315
‫دختر فرزندخوانده مرچنت، ملانی.

40:02.650 --> 40:06.820
‫می‌دونید چرا برای فرزندخواندگی انتخاب شد؟
‫خانواده واقعیش توی تختخواب کشته شدن.

40:06.987 --> 40:07.987
‫دختره اونا رو کشت؟

40:08.155 --> 40:09.823
‫کی بهش مشکوک میشه؟ دختر کوچیک بامزه.

40:10.324 --> 40:14.035
‫برای همین بعدش آیسایا و خانواده‌ش رو کشت.
‫اون پیرمرد سرزنش شد.

40:14.245 --> 40:16.621
‫روحش از اون موقع سعی داشته به مردم هشدار بده.

40:16.789 --> 40:19.999
‫- این یکی کجا میره؟
‫- ببریدش بیرون و بسوزونیدش.

40:22.169 --> 40:25.004
‫جدی میگم، بچه‌ها. ممنون.

40:27.341 --> 40:29.384
‫خب چرا باید دختره این کارو بکنه؟

40:29.552 --> 40:31.845
‫اینکه بقیه رو بکشه؟ خودشو بکشه؟

40:32.012 --> 40:34.889
‫بعضیا با عذاب به دنیا اومدن.
‫برای همین وقتی می‌میرن...

40:35.057 --> 40:37.851
‫- روحشون همونطور تاریکه.
‫- شاید. برام مهم نیست.

40:38.018 --> 40:40.186
‫تموم شده. ازش عبور می‌کنیم.

40:42.898 --> 40:45.692
‫گمونم یعنی دارید میرید.

40:51.699 --> 40:55.368
‫میرم تو ماشین منتظر باشم.
‫می‌بینمت، سارا.

40:59.540 --> 41:01.166
‫من اونی‌ام که عروسک رو سوزوند...

41:01.333 --> 41:04.085
‫و روح رو نابود کردم،
‫اما اصلاً ازم تشکر نکنید.

41:09.216 --> 41:11.551
‫میلیون‌ها چیز هست که میخوام بگم...

41:11.719 --> 41:15.221
‫اما نمی‌تونم اصلاً به هیچ‌کدومشون فکر کنم.

41:15.389 --> 41:17.432
‫آره، منم دلم برات تنگ میشه.

41:19.018 --> 41:22.395
‫- میدونی، یه درسی توی این ماجراها بود.
‫- چه درسی؟

41:22.563 --> 41:25.398
‫صحیح و سالم این مرحله رو رد کردیم.

41:25.566 --> 41:27.108
‫صدمه ندیدم.

41:27.318 --> 41:29.360
‫آره، خوشحالم.

41:29.528 --> 41:34.574
‫پس شاید نفرین نشده باشی. شاید...

41:38.704 --> 41:40.747
‫شاید برگردی و منو ببینی.

41:44.710 --> 41:46.044
‫حتماً.

42:29.964 --> 42:31.923
‫آفرین پسر.

42:34.447 --> 42:50.447
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
