1
00:00:03,494 --> 00:00:15,494
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:20,395 --> 00:00:22,813
‫خیله‌خب.
‫همونجا. فکر کنم خوبه.

3
00:00:24,190 --> 00:00:27,693
‫باورم نمیشه واقعاً اینو خریدیم.

4
00:00:27,861 --> 00:00:30,571
‫یه دلیلی وجود داره که مزایده‌های خیریه
‫بار مجانی دارن.

5
00:00:30,739 --> 00:00:34,408
‫فکر نمی‌کنی، نمی‌دونم، یجورایی ترسناکه؟

6
00:00:37,287 --> 00:00:40,205
‫چیزی نیست. من در امان نگهت میدارم.

7
00:00:41,750 --> 00:00:44,626
‫شاید تو اونی هستی که
‫باید ازش بترسم؟

8
00:00:48,214 --> 00:00:52,259
‫- بیا بریم بالا.
‫- دو دقیقه بهم وقت بده درها رو قفل کنم.

9
00:00:54,345 --> 00:00:55,763
‫یه دقیقه‌ش کن.

10
00:01:45,772 --> 00:01:48,982
‫اگه عجله نکنی بدون تو شروع می‌کنم.

11
00:02:09,379 --> 00:02:12,506
‫عزیزم، چراغ‌ها رو روشن کن.
‫هیچی نمیتونم ببینم.

12
00:02:18,221 --> 00:02:19,847
‫چیزی ریختی؟

13
00:02:21,599 --> 00:02:23,016
‫آن؟

14
00:02:24,102 --> 00:02:26,436
‫آن؟ آن!

15
00:02:43,413 --> 00:02:48,375
‫- هفت، چهار، دو، صفر.
‫- هفت، چهار، دو، صفر.

16
00:02:49,919 --> 00:02:52,379
‫خیله‌خب، ذخیره شد. عالیه.

17
00:02:53,923 --> 00:02:55,382
‫برندی با وای نوشته میشه یا آی؟

18
00:03:14,068 --> 00:03:18,071
‫خیله‌خب، گوش کن، باید برم. اونو یادت باشه.
‫برمی‌گردم، باشه؟

19
00:03:19,949 --> 00:03:22,743
‫- خیله‌خب. فکر کنم یه چیزی گیر آوردم.
‫- آره، منم.

20
00:03:22,911 --> 00:03:25,871
‫فکر کنم باید یکم استراحت کنیم،
‫فقط یکم.

21
00:03:26,039 --> 00:03:28,415
‫نظرت چیه، ها؟
‫خیلی جذب این یکی شدم.

22
00:03:28,583 --> 00:03:32,085
‫امروز چیکاره‌ایم، دین؟ ستاره راکیم؟
‫یا تکاورهای ارتشیم؟

23
00:03:32,295 --> 00:03:34,755
‫مامورین اکتشاف شبکه ریلیتی
‫که دنبال آدمای با استعداد میگردن.

24
00:03:36,132 --> 00:03:38,050
‫هی، اونقدرهام دور از ذهن نیست، نه؟

25
00:03:38,218 --> 00:03:42,054
‫راستی، یه دوست اونجا داره.
‫شاید تو رو شکار کرد. نظرت چیه؟

26
00:03:42,222 --> 00:03:46,516
‫- نه، ممنون. خودم میتونم کسی رو جور کنم.
‫- آره، می‌تونی، اما نمی‌کنی.

27
00:03:47,518 --> 00:03:50,604
‫- این یعنی چی؟
‫- هیچی. چی داری؟

28
00:03:50,813 --> 00:03:52,898
‫مارک و آن تلسکا اهل نیوپالتز، نیویورک...

29
00:03:53,066 --> 00:03:55,317
‫چند روز پیش جنازه جفتشون تو خونه پیدا شده.

30
00:03:56,736 --> 00:03:59,613
‫گلوشون بریده شده. هیچ اثر انگشتی نیست،
‫هیچ آلت قتلی نیست، همین... دین.

31
00:03:59,822 --> 00:04:03,408
‫هیچ اثری، هیچ آلت قتلی، تمام درها و پنجره‌ها
‫از داخل قفل بودن.

32
00:04:03,576 --> 00:04:06,286
‫احتمالاً یه قتل پیش پا افتاده‌ست،
‫ربطی به کار ما نداره.

33
00:04:06,454 --> 00:04:08,455
‫- نه، بابا چیز متفاوتی میگه.
‫- منظورت چیه؟

34
00:04:08,623 --> 00:04:12,584
‫ببین. بابا درمورد سه قتل در اطراف شمال نیویورک
‫یادداشت نوشته.

35
00:04:12,752 --> 00:04:17,130
‫اولیش اینجا، 1912، دومیش در 1945...

36
00:04:17,340 --> 00:04:20,300
‫و سومی در 1970، دقیقا شرایطی مشابه با تلسکاها.

37
00:04:20,468 --> 00:04:23,303
‫گلوها بریده شده، در خونه‌ها از تو قفل بودن.

38
00:04:23,471 --> 00:04:26,682
‫بین قتل‌ها فاصله زمانی وجود داشته.
‫کسی این الگو رو دنبال نکرده به جز بابا.

39
00:04:26,849 --> 00:04:28,725
‫حواسش رو برای بعدی جمع کرده بوده.

40
00:04:28,893 --> 00:04:30,269
‫- و حالا یکی گیر آوردیم؟
‫- دقیقاً.

41
00:04:30,436 --> 00:04:32,938
‫خیله‌خب، من باهاتم.
‫ارزش بررسی کردن داره.

42
00:04:33,106 --> 00:04:35,649
‫در هر حال نمی‌تونیم تا فردا صبح کاری بکنیم، درسته؟

43
00:04:35,858 --> 00:04:36,942
‫- آره.
‫- خوبه.

44
00:04:37,360 --> 00:04:39,820
‫- دین.
‫- خانوما. دلتون تنگ شده بود برام؟

45
00:04:39,988 --> 00:04:41,321
‫- آره.
‫- شوخی می‌کردم...

46
00:04:41,489 --> 00:04:44,491
‫گوش کنید، با تهیه‌کننده‌م حرف زدم
‫و به نظر خوب میاد.

47
00:04:44,659 --> 00:04:46,410
‫- عالیه.
‫- خوبه.

48
00:05:02,218 --> 00:05:04,011
‫پسر، اصلا کارت باحال نبود.

49
00:05:04,178 --> 00:05:06,930
‫با ای ام اف، خونه تلسکاها رو بررسی کردم.
‫چیزی نبود.

50
00:05:07,098 --> 00:05:12,019
‫- و دیشب، وقتی که نبودی...
‫- چه حال خوبی بود.

51
00:05:12,186 --> 00:05:14,688
‫تاریخچه خونه رو بررسی کردم.
‫نه تسخیر شده، نه جرم خشونت‌آمیزی رخ داده.

52
00:05:14,897 --> 00:05:16,565
‫هیچ چیز عجیبی درمورد تلسکاها وجود نداره.

53
00:05:16,733 --> 00:05:20,402
‫خب اگه موضوع آدماش نباشن،
‫به خونه ربطی نداره...

54
00:05:20,570 --> 00:05:22,821
‫پس، شاید اشیاء داخلش باشن،
‫وسیله‌های طلسم شده.

55
00:05:22,989 --> 00:05:25,073
‫- خونه پاکه.
‫- آره، میدونم، گفتی.

56
00:05:25,241 --> 00:05:28,035
‫نه، میگم خالیه.
‫نه مبلی هست نه چیزی.

57
00:05:28,202 --> 00:05:30,412
‫وسایلشون کجاست؟

58
00:05:58,441 --> 00:06:01,568
‫مزایده‌های امانی، فروش دارایی.

59
00:06:01,736 --> 00:06:04,029
‫اگه از من می‌پرسی شبیه فروختن یه گاراژ
‫از وسایل سفیدپوستان انگلوساکسون پروتستانه.

60
00:06:04,197 --> 00:06:05,572
‫می‌تونم کمکتون کنم آقایون؟

61
00:06:09,118 --> 00:06:11,078
‫من شامپاین می‌خورم، لطفاً.

62
00:06:12,163 --> 00:06:13,455
‫ایشون گارسون نیست.

63
00:06:16,667 --> 00:06:18,877
‫من سم کانرز هستم.

64
00:06:21,214 --> 00:06:24,049
‫این برادرم دینه. ما تو کار فروش کارهای هنری هستیم،
‫با شرکت کانرز.

65
00:06:24,217 --> 00:06:26,176
‫- شما فروشنده هستین؟
‫- درسته.

66
00:06:26,344 --> 00:06:29,012
‫من دنیل بلیک هستم.
‫اینجا سالن مزایده منه.

67
00:06:29,180 --> 00:06:31,848
‫حالا آقایون، این یه مراسم خصوصیه...

68
00:06:32,016 --> 00:06:34,601
‫و یادم نمیاد شما رو تو لیست مهمون‌ها دیده باشم.0

69
00:06:34,769 --> 00:06:37,270
‫اسم ما همون‌جاست، خوش‌اخلاق،
‫فقط باید یه بار دیگه نگاه کنی.

70
00:06:38,481 --> 00:06:40,982
‫اوه. بالاخره. هوم.

71
00:06:42,360 --> 00:06:43,527
‫به سلامتی.

72
00:07:02,130 --> 00:07:04,798
‫یه مصداق خوب برای تمدن آمریکا، اینطور نیست؟

73
00:07:10,555 --> 00:07:13,723
‫خب، من میگم بیشتر شبیه کارهای گرنت ووده
‫تا گرندما موزز. (هر دو نقاش هستن)

74
00:07:15,810 --> 00:07:18,395
‫اما اینو میدونستی.
‫میخواستی ببینی من میدونم یا نه.

75
00:07:19,522 --> 00:07:24,901
‫من مقصر و سر به هوام. عذرخواهی می‌کنم.
‫من سارا بلیک هستم.

76
00:07:26,154 --> 00:07:31,992
‫من سم هستم. این برادرم، دینه.

77
00:07:32,160 --> 00:07:35,078
‫دین. می‌خوای برات یکم دیگه خوراک گوشت بیاریم؟

78
00:07:35,246 --> 00:07:40,125
‫- کافیه. ممنونم.
‫- خب می‌تونم کمکتون کنم؟

79
00:07:40,960 --> 00:07:45,172
‫آره، واقعاً. چی می‌تونین در مورد ملک تلسکا بهمون بگید؟

80
00:07:45,339 --> 00:07:47,591
‫اگه از من می‌پرسین، داستان وحشتناکیه...

81
00:07:47,758 --> 00:07:51,344
‫که داریم وسایلشون رو به این زودی می‌فروشیم،
‫اما بابا در مورد یه چیزی راست میگه...

82
00:07:51,554 --> 00:07:56,433
‫احساس‌گرایی مردم رو می‌کشه بیرون.
‫حتی پولدارها رو.

83
00:07:59,353 --> 00:08:04,566
‫- ممکنه گواهی‌های مبدا رو ببینیم؟
‫- متاسفانه امکانش نیست.

84
00:08:06,402 --> 00:08:08,236
‫- چرا که نه؟
‫- اسمتون توی مهمون‌ها نیست.

85
00:08:08,988 --> 00:08:10,238
‫فکر کنم وقتشه برید.

86
00:08:10,406 --> 00:08:12,782
‫- خب، لازم نیست دوبار بهمون گفته شه.
‫- ظاهراً، لازمه.

87
00:08:12,950 --> 00:08:16,328
‫باشه. مشکلی نیست.
‫ما دنبال دردسر نیستیم. میریم.

88
00:08:23,586 --> 00:08:26,338
‫بابا، کار بی‌ادبانه‌ای بود.

89
00:08:28,341 --> 00:08:32,093
‫- گرنت‌ وود، گرندما موزز چی‌چی؟
‫- درس تاریخ هنر.

90
00:08:32,261 --> 00:08:36,097
‫- برای ملاقات با دخترها خوبه.
‫- انگار اصلاً نمی‌شناسمت.

91
00:08:54,408 --> 00:08:56,952
‫- حالا اون گواهی مالی چی بود؟
‫- گواهی مبدا!

92
00:08:57,119 --> 00:08:59,663
‫یه گواهی که منشا چیزی رو نشون میده،
‫مثل بیوگرافی.

93
00:08:59,830 --> 00:09:03,917
‫می‌تونیم ازشون برای ردیابی تاریخ استفاده کنیم.
‫ببینیم آیا گذشته ترسناکی داره یا نه.

94
00:09:04,126 --> 00:09:07,295
‫خب، چیزی از اون آقای خوش‌اخلاق گیرمون نمیاد
‫اما، آه، سارا...

95
00:09:07,463 --> 00:09:09,589
‫شاید بتونی مجبورش کنی اونو
‫روی دستمال نوشیدنی بنویسه.

96
00:09:09,757 --> 00:09:10,799
‫من نه.

97
00:09:10,967 --> 00:09:12,384
‫اوه، نه، نه، نه.

98
00:09:12,552 --> 00:09:16,263
‫- دختر بلند کردن کار توئه، دین.
‫- به کون من که خیره نشده بود.

99
00:09:16,931 --> 00:09:19,599
‫یعنی می‌خوای ازش سواستفاده کنم
‫و حرف بکشم.

100
00:09:19,767 --> 00:09:23,770
‫گاهی مجبوری برای تیم این کارو بکنی.
‫بهش زنگ بزن.

101
00:09:28,234 --> 00:09:30,652
‫- جای قشنگیه.
‫- آره.

102
00:09:39,370 --> 00:09:44,749
‫- خوشحالم زنگ زدی. غافلگیر شدم، اما خوشحال.
‫- جدی؟

103
00:09:44,917 --> 00:09:47,752
‫با اینکه به نظر می‌اومد گفتن یه سری کلمات
‫برات سختــه:

104
00:09:47,920 --> 00:09:49,588
‫میخوای شام بخوری؟

105
00:09:49,964 --> 00:09:53,925
‫آره. مدت زیادیه که سر قرار نرفتم.

106
00:09:54,093 --> 00:09:56,803
‫- درست مثل من.
‫- شوخی نکن.

107
00:09:58,180 --> 00:09:59,431
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

108
00:10:01,809 --> 00:10:03,310
‫لیست شراب‌ها.

109
00:10:18,075 --> 00:10:21,411
‫رومئویی که اینجاست رو نمیدونم،
‫اما من آبجو میخورم.

110
00:10:23,414 --> 00:10:24,456
‫و شما؟

111
00:10:24,624 --> 00:10:27,167
‫- دوتاش کن.
‫- حتماً.

112
00:10:27,335 --> 00:10:31,713
‫- خب، دانشگاه هنر درس خوندی، ها؟
‫- درسته. یه هنرمند بودم.

113
00:10:32,256 --> 00:10:34,716
‫یه هنرمند خیلی خیلی افتضاح.

114
00:10:36,010 --> 00:10:38,345
‫برای همینه که تو حرفه مزایده هستم.

115
00:10:38,512 --> 00:10:40,263
‫- و تو هم دانشجوی وکالتی؟
‫- آره.

116
00:10:40,431 --> 00:10:42,766
‫اما دانشگاه حقوق نرفتی. چطوری؟

117
00:10:42,933 --> 00:10:46,770
‫آه، داستانش مفصله بذاریم برای بعد.

118
00:10:46,937 --> 00:10:49,731
‫شبیه فروشنده‌هایی که تا حالا دیدم نیستی.

119
00:10:54,862 --> 00:10:59,032
‫خب، منظورت چی بود از اینکه گفتی
‫مدتیـــه سر قرار نرفتی؟

120
00:10:59,241 --> 00:11:02,911
‫- می‌خوای این حسو بهم بدی که بدبخت نیستم؟
‫- مطمئنم که خیلی ویژگی‌ها داری.

121
00:11:03,079 --> 00:11:05,330
‫و مطمئنم که بدبخت بودن جزوشون نیست.

122
00:11:10,252 --> 00:11:14,756
‫بخاطر مامانمه.
‫یه سال پیش فوت کرد.

123
00:11:15,758 --> 00:11:17,384
‫کاملاً غیرمنتظره.

124
00:11:19,428 --> 00:11:20,845
‫واقعاً زمینم زد.

125
00:11:23,057 --> 00:11:28,186
‫وارد یه انزوایی شدم.
‫یه انزوای خوب، گرم و امن.

126
00:11:28,938 --> 00:11:34,317
‫اما اخیراً داشتم فکر می‌کردم این چیزی نیست
‫که اون برام می‌خواست.

127
00:11:34,485 --> 00:11:36,152
‫برای همین...

128
00:11:41,659 --> 00:11:45,286
‫تو چی؟ تو انصافاً مرد جذابی هستی.

129
00:11:47,581 --> 00:11:51,292
‫- انصافاً؟
‫- چرا مدتهاست سر قرار نرفتی؟

130
00:12:00,469 --> 00:12:03,805
‫حتماً یه داستان مفصل دیگه برای یه وقت دیگه‌ست.

131
00:12:09,812 --> 00:12:12,188
‫پس همینطوری گواهی مالی رو داد دستت، ها؟

132
00:12:12,356 --> 00:12:14,482
‫- گواهی مبدا.
‫- گواهی مبدا؟

133
00:12:14,650 --> 00:12:18,361
‫و اینکه آره، رفتیم همونجا،
‫یه کپی از کاغذها گرفتم...

134
00:12:18,529 --> 00:12:22,407
‫- و؟
‫- و هیچی. همین. اومدم.

135
00:12:23,659 --> 00:12:27,454
‫مجبور نبودی اعتمادشو جلب کنی
‫یا لطف خاصی در حقش بکنی؟

136
00:12:27,621 --> 00:12:29,956
‫دین، میشه انقدر فکرهای خراب نکنی؟

137
00:12:30,124 --> 00:12:31,958
‫وقتی همه چی انجام شد،
‫میتونیم یکم اینجا بمونیم.

138
00:12:32,168 --> 00:12:33,752
‫- چرا؟
‫- که بتونی دوباره ببریش بیرون.

139
00:12:33,919 --> 00:12:37,964
‫- مشخصه ازش خوشت اومده. می‌تونم بفهمم.
‫- هی، فکر کنم یه چیزی به دست آوردیم.

140
00:12:42,178 --> 00:12:45,764
‫«تابلوی خانواده آیسایا مرچنت، نقاشی شده
‫در سال 1910.»

141
00:12:45,931 --> 00:12:48,725
‫حالا اسامی مالکینش رو توی دفتر بابا ببین.

142
00:12:51,896 --> 00:12:55,440
‫«اولین خرید توسط پیتر سیمز در سال 1912.»

143
00:12:55,983 --> 00:12:57,734
‫«پیتر سیمز در سال 1912 کشته شد.»

144
00:13:02,156 --> 00:13:06,618
‫همین اتفاق در 1945 افتاده.
‫اوه و همینطور سال 1970.

145
00:13:06,786 --> 00:13:10,580
‫بعدش در انبار نگه داشته شده
‫تا اینکه ماه پیش به یه مزایده خیریه واگذار شده...

146
00:13:10,748 --> 00:13:12,499
‫جایی که تلسکاها اونو خریدن.

147
00:13:12,666 --> 00:13:15,460
‫خب، چی فکر می‌کنی، تسخیر یا طلسم شده؟

148
00:13:15,628 --> 00:13:17,420
‫در هر حال، مایه دردسره.

149
00:13:21,175 --> 00:13:22,884
‫زود باش.

150
00:13:40,778 --> 00:13:42,445
‫برو تو کارش.

151
00:14:26,115 --> 00:14:27,448
‫چه چیز زشتی.

152
00:14:28,325 --> 00:14:30,326
‫اگه از من می‌پرسی،
‫داریم به دنیای هنر لطف می‌کنیم.

153
00:15:02,818 --> 00:15:06,487
‫- به مشکل خوردیم. نمی‌تونم کیف پولمو پیدا کنم.
‫- چرا مشکل من باشه؟

154
00:15:06,655 --> 00:15:09,532
‫چون فکر کنم دیشب توی انبار افتاده.

155
00:15:10,242 --> 00:15:11,492
‫شوخی می‌کنی، نه؟

156
00:15:11,660 --> 00:15:14,621
‫نه. آخه اثرانگشتم روشه، کارت شناساییم...
‫خب، کارت شناسایی جعلیم.

157
00:15:14,788 --> 00:15:17,707
‫اما باید قبل از بقیه پیداش کنیم.
‫زود باش.

158
00:15:26,926 --> 00:15:29,677
‫چطوری کیفت رو گم کردی، دین؟

159
00:15:31,180 --> 00:15:34,766
‫- هی، بچه‌ها.
‫- سارا، هی.

160
00:15:34,934 --> 00:15:37,018
‫اینجا چی کار می‌کنین؟

161
00:15:37,311 --> 00:15:38,394
‫اوه.

162
00:15:38,604 --> 00:15:42,106
‫داریم از شهر میریم.
‫و می‌دونی اومدیم خداحافظی کنیم.

163
00:15:42,274 --> 00:15:43,942
‫اوه، درمورد چی حرف میزنی، سم؟

164
00:15:44,109 --> 00:15:46,861
‫یکی دو روز دیگه اینجا هستیم.

165
00:15:47,863 --> 00:15:52,075
‫سم، ضمناً باید اون 20 دلاری که
‫بهت بدهکارم رو بدم.

166
00:15:52,242 --> 00:15:53,534
‫همیشه یادم میره، می‌دونین.

167
00:15:55,579 --> 00:15:57,372
‫بیا.

168
00:16:00,042 --> 00:16:04,504
‫خب، شما دو تا بچه دیوونه رو تنها می‌ذارم.
‫میرم یه کاری چیزی انجام بدم.

169
00:16:11,762 --> 00:16:15,014
‫- خب.
‫- دیشب بهم خوش گذشت.

170
00:16:15,224 --> 00:16:20,061
‫- آره. آره. به منم.
‫- شاید بهتر باشه بازم بریم.

171
00:16:22,398 --> 00:16:26,901
‫می‌دونی دوست دارم، واقعاً،
‫اما دین فقط مسخره‌بازی درمیاره.

172
00:16:27,069 --> 00:16:30,029
‫- واقعاً داریم امروز می‌ریم.
‫- اوه. اوه.

173
00:16:31,323 --> 00:16:33,074
‫- اوه، خیلی بد شد.
‫- اوه، خدای من.

174
00:16:33,242 --> 00:16:36,577
‫- چی؟
‫- این...

175
00:16:36,745 --> 00:16:39,831
‫اون نقاشی عالیه.

176
00:16:39,999 --> 00:16:45,253
‫اگه به این نقاشی ترسناک میگی خوب،
‫پس آره، خوبه فکر کنم.

177
00:16:45,421 --> 00:16:49,090
‫- درمورد این نقاشی چی میدونی؟
‫- زیاد نمیدونم، فقط اینکه منو می‌ترسونه.

178
00:16:49,258 --> 00:16:53,261
‫توی مزایده خیریه اینو به تلسکاها فروختیم،
‫همون شبی که کشته شدن.

179
00:16:53,429 --> 00:16:55,096
‫حالا می‌خواید دوباره بفروشیدش؟

180
00:16:55,264 --> 00:16:58,349
‫با اینکه پدرم می‌خواد بفروشه، اما نه،
‫اجازه نمیدم.

181
00:16:58,517 --> 00:17:01,310
‫- فکر کنم خاطره بدی بجا گذاشته.
‫- خوبه. آره.

182
00:17:01,478 --> 00:17:03,354
‫میدونی چیه؟
‫مطمئن شید فروحته نمی‌شه، خب؟

183
00:17:03,522 --> 00:17:06,274
‫چرا؟ نگو که ازش خوشت اومده.

184
00:17:06,442 --> 00:17:09,444
‫نه. نه. خدایا، نه. نه اینکه بخوام بخرمش.
‫میدونی چیه؟ باید برم.

185
00:17:09,611 --> 00:17:13,281
‫باید یه کاری انجام بدم.
‫اما بهت زنگ میزنم. زنگ میزنم.

186
00:17:13,449 --> 00:17:16,284
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- صبر کن، پس قرار نیست امشب بری؟

187
00:17:17,286 --> 00:17:20,204
‫نه، فکر نکنم. می‌بینمت.

188
00:17:21,915 --> 00:17:24,417
‫باشه.

189
00:17:26,628 --> 00:17:29,297
‫نمی‌فهمم، دین.
‫ما که اون لعنتی رو سوزوندیم.

190
00:17:29,465 --> 00:17:31,966
‫آره، ممنونم آقای تابلو.

191
00:17:32,134 --> 00:17:35,887
‫خیله‌خب، باید یه راهی برای خلاص شدن
‫از شرش پیدا کنیم. فکری نداری؟

192
00:17:36,055 --> 00:17:39,640
‫خیله‌خب. در تمام تحقیقات انجام شده
‫در مورد نقاشی‌های تسخیر شده...

193
00:17:39,808 --> 00:17:41,684
‫شخص موجود توی اون نقاشی
‫تسخیرشون می‌کنه.

194
00:17:41,852 --> 00:17:44,937
‫جدی؟ پس باید هر چیزی که لازمه بدونیم...

195
00:17:45,105 --> 00:17:48,524
‫درمورد اون خانواده لعنتی
‫و اون نقاشی ترسناک لعنتی.

196
00:17:48,692 --> 00:17:50,651
‫اسمشون چی بود؟

197
00:17:51,653 --> 00:17:54,739
‫- گفتین خانواده آیسایا مرچنت، درسته؟
‫- بله، درسته.

198
00:17:54,907 --> 00:17:58,242
‫هر چی درمورد تاریخ محلی پیدا کردم رو
‫جستجو کردم.

199
00:17:58,410 --> 00:18:01,829
‫- خب شما علاقمند به داستان‌های جنایی هستین؟
‫- یجورایی.

200
00:18:01,997 --> 00:18:04,499
‫- آره. چرا می‌پرسی؟
‫- خب...

201
00:18:08,337 --> 00:18:11,756
‫- آره. آره، این درسته.
‫- تمام خانواده کشته شدن؟

202
00:18:11,924 --> 00:18:14,509
‫به نظر میاد آیسایا، گلوی بچه‌هاشو بریده...

203
00:18:14,676 --> 00:18:16,844
‫بعدش گلوی بچه‌شو، بعدشم خودشو.

204
00:18:17,012 --> 00:18:20,848
‫اون یه آرایشگر بوده.
‫از تیغ سلمونی استفاده می‌کرده.

205
00:18:21,058 --> 00:18:24,352
‫- چرا این کارو کرده؟
‫- خب، بذارید ببینیم.

206
00:18:24,520 --> 00:18:28,481
‫«آدم‌هایی که اونو می‌شناختن آیسایا رو
‫خشن و عصبی توصیف کردن.

207
00:18:28,649 --> 00:18:33,236
‫که خانواده‌ش رو با خشونت کنترل می‌کرده.
‫زن، دو پسر، یه دختر که به فرزندی قبول شده.»

208
00:18:33,403 --> 00:18:34,654
‫آه... آره. آره، آره.

209
00:18:34,863 --> 00:18:38,032
‫زمزمه‌هایی بود که زن می‌خواسته بچه‌ها رو
‫برداره و بره...

210
00:18:38,200 --> 00:18:40,493
‫آه، که البته می‌دونین، اون موقع‌ها چطوری بوده...

211
00:18:40,661 --> 00:18:45,456
‫در عوض، آیسایای پیرمرد، همگی‌شون رو اصلاح می‌کنه!
‫(با تیغ سلمونی می‌کشه)

212
00:18:48,460 --> 00:18:52,296
‫- چه اتفاقی برای جنازه‌ها افتاده؟
‫- سوزونده شدن.

213
00:18:54,508 --> 00:18:55,883
‫- چیز دیگه‌ای نیست؟
‫- چرا.

214
00:18:56,051 --> 00:19:00,555
‫راستش، یه عکس از خانواده پیدا کردم.
‫همین‌جاست، یه جایی.

215
00:19:00,722 --> 00:19:03,099
‫درسته. اینجاست.

216
00:19:11,066 --> 00:19:15,153
‫- میشه یه کپی ازش داشته باشیم؟
‫- هوم. حتماً.

217
00:19:19,408 --> 00:19:23,452
‫بابا، بهم قول دادی اون نقاشی رو نمی‌فروشی.

218
00:19:23,620 --> 00:19:27,081
‫میدونم عزیزم، اما اولین پول وسوسه‌انگیزی
‫پیشنهاد داده.

219
00:19:28,333 --> 00:19:30,835
‫واقعاً بی‌حیایی، می‌دونستی اینو؟

220
00:19:31,003 --> 00:19:34,046
‫برای چنین پولی، می‌تونم اینطور باشم.

221
00:19:38,218 --> 00:19:40,011
‫دارم بهت میگم، پسر، مطمئنم.

222
00:19:40,179 --> 00:19:42,513
‫توی نقاشی سالن مزایده، باباهه سرش پایینه.

223
00:19:42,681 --> 00:19:45,933
‫تو این نقاشی، باباهه روبرو رو نگاه می‌کنه.
‫نقاشی عوض شده، دین.

224
00:19:46,101 --> 00:19:48,936
‫یعنی فکر می‌کنی این بابای عزیزی که
‫توی این نقاشیه...

225
00:19:49,104 --> 00:19:50,771
‫میاد بیرون و با بقیه همون کاریو می‌کنه
‫که با خانواده‌ش کرده؟

226
00:19:50,939 --> 00:19:52,398
‫آره، همینطور به نظر میاد.

227
00:19:52,566 --> 00:19:55,610
‫اما اگه استخوون‌هاش تبدیل به خاکستر شده،
‫چطور می‌تونیم جلوشو بگیریم؟

228
00:19:55,777 --> 00:19:59,780
‫اگه ژست آیسایا عوض شده، پس شاید
‫چیزهای دیگه‌ای هم توی نقاشی عوض شده باشه.

229
00:19:59,948 --> 00:20:03,826
‫- میدونی، می‌تونه سرنخی بهمون بده.
‫- چی، مثل رمز داوینچی؟

230
00:20:03,994 --> 00:20:06,954
‫نمی‌دونم. فعلاً منتظر فیلمشم.

231
00:20:07,122 --> 00:20:09,457
‫در هر حال، باید برگردیم و اون نقاشی رو ببینیم.

232
00:20:09,625 --> 00:20:12,877
‫که چیز خوبیه. چون وقت بیشتری رو
‫می‌تونی با دوست‌دخترت بگذرونی.

233
00:20:13,045 --> 00:20:15,296
‫- رفیق، بسه دیگه.
‫- چیه؟

234
00:20:15,464 --> 00:20:18,883
‫چیه؟ از وقتی اومدیم اینجا، سعی داشتی
‫منو به این سارا بچسبونی.

235
00:20:19,051 --> 00:20:21,844
‫- بی‌خیال شو، باشه؟
‫- خب، ازش خوشت میاد، نه؟

236
00:20:22,012 --> 00:20:24,555
‫خب تو ازش خوشت میاد، اونم از تو خوشش میاد،
‫شما عاقل و بالغید.

237
00:20:24,723 --> 00:20:25,973
‫منظورت چیه، دین؟

238
00:20:26,141 --> 00:20:29,352
‫- ما میریم. همیشه میریم.
‫- درمورد ازدواج حرف نمیزنم.

239
00:20:29,519 --> 00:20:31,854
‫متوجه نمی‌شم
‫اگه من سکس داشته باشم، چی به تو می‌رسه؟

240
00:20:32,022 --> 00:20:34,690
‫چون بعدش دیگه دائماً بداخلاق نیستی.

241
00:20:38,028 --> 00:20:40,988
‫میدونی، جدی میگم، سم،
‫موضوع فقط سکس نیست، خب؟

242
00:20:41,156 --> 00:20:44,492
‫آخه فکر می‌کنم این سارا می‌تونه برات خوب باشه.

243
00:20:47,913 --> 00:20:52,166
‫و نمی‌خوام بی‌احترامی کنم، اما
‫مطمئنم این به جسیکا مربوطه، درسته؟

244
00:20:53,543 --> 00:20:57,505
‫حالا نمی‌دونم از دست دادن چنین آدمی
‫چه حسی داره...

245
00:20:57,673 --> 00:21:01,926
‫اما فکر کنم اون می‌خواست تو خوشحال باشی.

246
00:21:04,346 --> 00:21:08,516
‫خدا نکنه ولی می‌خواست یکم خوش بگذرونی.
‫اینطور نیست؟

247
00:21:13,188 --> 00:21:14,939
‫آره، میدونم همینطوره.

248
00:21:20,195 --> 00:21:24,031
‫آره، راست میگی، بخشی ازش
‫مربوط به جسیکاست.

249
00:21:25,284 --> 00:21:28,703
‫- اما بخش اصلیش نه.
‫- درمورد چیه؟

250
00:21:33,583 --> 00:21:35,418
‫آره، خیله‌خب.

251
00:21:36,837 --> 00:21:41,757
‫بازم باید اون نقاشی رو ببینیم،
‫که یعنی باید باز به سارا زنگ بزنی، پس...

252
00:21:53,687 --> 00:21:57,023
‫سارا، هی، منم سم. هی. سلام.

253
00:21:57,190 --> 00:21:59,984
‫خوبم. خوبم، آره. تو چطوری؟

254
00:22:00,152 --> 00:22:02,069
‫- آره، خوبم، واقعاً خوب.
‫- آروم.

255
00:22:03,071 --> 00:22:06,699
‫خب... گوش کن، من و برادرم، داشتیم فکر می‌کردیم...

256
00:22:06,867 --> 00:22:10,119
‫که شاید بخوایم برگردیم و یه نگاهی دوباره
‫به اون نقاشی بندازیم.

257
00:22:10,287 --> 00:22:13,164
‫فکر کنم به خریدنش علاقه پیدا کردیم.

258
00:22:13,332 --> 00:22:17,501
‫صبر کن. چی؟ به کی فروختینش؟

259
00:22:17,669 --> 00:22:19,920
‫سارا، یه آدرس می‌خوام، همین الان.

260
00:23:08,053 --> 00:23:11,472
‫- سم، چه اتفاقی افتاده؟
‫- بهت گفتم نباید می‌اومدی.

261
00:23:15,018 --> 00:23:17,353
‫- آهای. کسی خونه‌ست؟
‫- گفتی «اولین» ممکنه در خطر باشه.

262
00:23:17,521 --> 00:23:19,814
‫- چجور خطری؟
‫- نمی‌تونم بشکنمش.

263
00:23:19,981 --> 00:23:21,649
‫باید بازش کنم.

264
00:23:23,151 --> 00:23:25,528
‫شما چیکاره‌این، دزدین؟

265
00:23:25,695 --> 00:23:28,197
‫ای‌کاش انقدر ساده بود.
‫باید تو ماشین منتظر باشی.

266
00:23:28,365 --> 00:23:31,867
‫- برات بهتره.
‫- فکر کن یه درصد. اولین دوستمونه.

267
00:23:32,536 --> 00:23:35,329
‫- اولین؟
‫- اولین.

268
00:23:39,418 --> 00:23:41,210
‫اولین؟

269
00:23:51,388 --> 00:23:56,016
‫اولین؟ من سارا بلیک هستم.

270
00:23:56,184 --> 00:23:58,018
‫- خوبین؟
‫- سارا، نکن. سارا.

271
00:24:03,692 --> 00:24:05,693
‫اوه، خدای من. اوه، خدای من!

272
00:24:07,362 --> 00:24:09,071
‫اوه، خدای من.

273
00:24:16,955 --> 00:24:19,081
‫هی. خوبی؟

274
00:24:19,249 --> 00:24:22,918
‫نه راستش. به پلیس‌ها دروغ گفتم که تنها رفتم خونه اولین

275
00:24:23,086 --> 00:24:25,713
‫و اون جوری پیداش کردم.

276
00:24:26,882 --> 00:24:29,216
‫- ممنون.
‫- ازم تشکر نکن. اگه بهم نگید...

277
00:24:29,384 --> 00:24:33,137
‫چه اتفاقی داره می‌افته، بهشون زنگ میزنم.
‫کی داره این آدما رو می‌کشه؟

278
00:24:37,142 --> 00:24:39,310
‫- یه چیز.
‫- چی؟

279
00:24:39,478 --> 00:24:43,564
‫شخص نیست، یه چیزیه که داره اون آدما رو می‌کشه.

280
00:24:46,610 --> 00:24:49,278
‫سارا، دیدی که اون نقاشی تکون میخوره.

281
00:24:50,363 --> 00:24:54,658
‫نه. نه، داشتم توهم میزدم.

282
00:24:54,868 --> 00:24:57,620
‫- غیرممکنه.
‫- آره، خب، به دنیای ما خوش اومدی.

283
00:24:57,787 --> 00:25:00,456
‫سارا، میدونم احمقانه به نظر میاد...

284
00:25:01,374 --> 00:25:03,959
‫اما فکر می‌کنیم اون نقاشی تسخیر شده.

285
00:25:07,797 --> 00:25:09,798
‫شوخی می‌کنی.

286
00:25:13,428 --> 00:25:15,763
‫شوخی نمی‌کنی.

287
00:25:16,890 --> 00:25:20,100
‫- خدایا. آدمایی که باهاشون میرم بیرون.
‫- سارا درموردش فکر کن.

288
00:25:20,268 --> 00:25:23,646
‫اولین، تلسکاها، جفتشون نقاشی رو داشتن.

289
00:25:23,813 --> 00:25:26,857
‫و قبلش آدمای دیگه‌ای هم بودن.
‫این نقاشی هر جا میره، مردم می‌میرن.

290
00:25:27,025 --> 00:25:29,151
‫و ما فقط سعی داریم جلوش رو بگیریم.

291
00:25:29,319 --> 00:25:31,320
‫حقیقت همینه.

292
00:25:32,822 --> 00:25:36,534
‫خب، گمونم بهتره نشونم بدی.
‫باهاتون میام.

293
00:25:36,701 --> 00:25:40,788
‫چی؟ نه. سارا، نه.
‫بهتره بری خونه.

294
00:25:40,956 --> 00:25:43,290
‫این چیزها می‌تونن خطرناک باشن...

295
00:25:46,044 --> 00:25:47,962
‫و نمی‌خوام که صدمه ببینی.

296
00:25:48,129 --> 00:25:50,631
‫ببین، شما ممکنه دیوونه باشین، اما اگه
‫حق با شما باشه چی؟

297
00:25:50,799 --> 00:25:54,468
‫خب، من و بابام این نقاشی رو فروختیم.
‫ممکنه باعث کشته شدن این آدما شده باشیم.

298
00:25:54,636 --> 00:25:57,054
‫نمی‌گم نترسیدم، چون مثه سگ ترسیدم...

299
00:25:57,222 --> 00:26:00,432
‫اما نمی‌خوام فرار کنم و قایم بشم.

300
00:26:02,811 --> 00:26:05,187
‫خب میریم یا نه؟

301
00:26:05,355 --> 00:26:06,730
‫سم.

302
00:26:07,983 --> 00:26:09,191
‫با این دختر ازدواج کن.

303
00:26:13,071 --> 00:26:15,698
‫آه، اینجا صحنه جرم نیست؟

304
00:26:15,865 --> 00:26:19,243
‫خب، همین الانشم به پلیس دروغ گفتی.
‫یه تخلف دیگه چشه مگه؟

305
00:26:38,680 --> 00:26:41,223
‫نگران نیستید که قراره، میدونین، ما رو بکشه؟

306
00:26:41,391 --> 00:26:46,061
‫نه. انگار کارشو شب انجام میده.
‫فکر کنم توی روشنایی روز چیزیمون نمیشه.

307
00:26:49,899 --> 00:26:52,026
‫سم، اینو ببین.

308
00:26:52,193 --> 00:26:54,695
‫تیغ اصلاح، آه... بسته‌ست.
‫اما تو اون یکی بازه.

309
00:26:54,863 --> 00:26:56,864
‫- چی؟
‫- اگه این روح داره چیزی رو...

310
00:26:57,032 --> 00:26:59,783
‫در نقاشی تغییر میده،
‫شاید به دلیلی داره انجامش میده.

311
00:27:00,910 --> 00:27:04,538
‫هی، هی. اینو ببین.
‫نقاشی توی نقاشی.

312
00:27:09,419 --> 00:27:11,462
‫مثل یه آرامگاه مجلل به نظر میاد.

313
00:27:22,891 --> 00:27:23,932
‫مرچنت.

314
00:27:32,609 --> 00:27:35,235
‫این سومین قبرستونیه که چک کردیم.

315
00:27:35,403 --> 00:27:37,905
‫فکر کنم این روح داره دستمون میندازه.

316
00:27:38,907 --> 00:27:42,242
‫خب این کاری که می‌کنید شغلتونه؟

317
00:27:42,410 --> 00:27:46,622
‫نه دقیقا. پولی نمی‌گیریم.

318
00:27:46,790 --> 00:27:49,249
‫خب، تبریک میگم.

319
00:27:51,544 --> 00:27:53,170
‫اونجا.

320
00:28:27,956 --> 00:28:31,166
‫خیله‌خب. اینی که اونجاست
‫ترسناک‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم.

321
00:28:31,334 --> 00:28:34,670
‫اون موقع یجور رسم بوده.

322
00:28:34,838 --> 00:28:37,715
‫وقتی یه بچه می‌مرد،
‫گاهی اسباب‌بازی مورد علاقه بچه رو...

323
00:28:37,882 --> 00:28:42,177
‫توی یه جعبه شیشه‌ای میذاشتن.
‫بعد میذاشتن کنار سنگ قبر یا آرامگاهش.

324
00:28:47,308 --> 00:28:50,060
‫- متوجه چیز عجیبی نشدی اینجا؟
‫- آه، از کجا شروع کنم؟

325
00:28:50,228 --> 00:28:52,813
‫نه، منطورم این نیست.
‫به خاکسترها نگاه کنید.0

326
00:28:55,859 --> 00:28:59,194
‫- آره، فقط چهارتاست.
‫- آره، مادر و سه بچه.

327
00:28:59,362 --> 00:29:01,613
‫مال بابای عزیزشون اینجا نیست.

328
00:29:03,241 --> 00:29:04,658
‫پس کجاست؟

329
00:29:05,702 --> 00:29:07,703
‫خب برادرت دقیقاً چیکار می‌کنه؟

330
00:29:07,871 --> 00:29:11,665
‫داره گواهی‌های فوت شهر رو چک می‌کنه.
‫تا بفهمه چه بلایی سر جنازه آیسایا اومده.

331
00:29:11,833 --> 00:29:14,251
‫چطوری وارد اونجا شد؟

332
00:29:14,419 --> 00:29:17,838
‫معمولاٌ دروغ و بهانه آوردن.

333
00:29:20,049 --> 00:29:21,341
‫یه... آم...

334
00:29:21,509 --> 00:29:23,427
‫یه مژه روی...

335
00:29:23,636 --> 00:29:25,929
‫روی سمت راست... نه، میدونی چیه؟

336
00:29:27,640 --> 00:29:28,891
‫- عیبی نداره من بردارم؟
‫- نه.

337
00:29:29,058 --> 00:29:30,893
‫خیله‌خب.

338
00:29:31,352 --> 00:29:32,936
‫خیله‌خب، برش داشتم.

339
00:29:33,521 --> 00:29:35,230
‫یه آرزو کن.

340
00:29:42,363 --> 00:29:44,448
‫- سم، میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫- آره، حتماً.

341
00:29:44,657 --> 00:29:49,787
‫نمی‌خوام پررو باشم،
‫اما یه دختر می‌تونه برای همیشه اینجا منتظر باشه.

342
00:29:51,206 --> 00:29:55,918
‫چیزی بین ما هست؟ یا دارم توهم میزنم؟

343
00:29:56,085 --> 00:29:58,253
‫توهم نمیزنی.

344
00:29:58,421 --> 00:30:00,881
‫اما بعدش یه «اما» وجود داره.

345
00:30:01,049 --> 00:30:05,928
‫اما فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه.

346
00:30:08,097 --> 00:30:10,224
‫میتونم بپرسم چرا؟

347
00:30:11,434 --> 00:30:13,393
‫چون ازت خوشم میاد.

348
00:30:15,063 --> 00:30:17,731
‫صبر کن. متوجه نمیشم.

349
00:30:19,400 --> 00:30:21,610
‫ببین، توضیح دادنش سخته.

350
00:30:22,445 --> 00:30:26,114
‫فقط وقتی آدما اطرافم هستن...

351
00:30:26,699 --> 00:30:28,659
‫نمیدونم، صدمه می‌بینن.

352
00:30:28,827 --> 00:30:31,787
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی، از لحاظ فیزیکی صدمه می‌بینن.

353
00:30:32,997 --> 00:30:35,916
‫با کاری که من و برادرم انجام میدم،

354
00:30:40,964 --> 00:30:42,422
‫سارا...

355
00:30:44,801 --> 00:30:46,426
‫من یه دوست دختر داشتم.

356
00:30:48,930 --> 00:30:53,934
‫و اون مرد. مادرم هم همینطور.

357
00:30:54,644 --> 00:30:56,728
‫نمی‌دونم، انگار...

358
00:30:58,273 --> 00:31:01,149
‫انگار نفرینی چیزی شدم.

359
00:31:01,317 --> 00:31:03,861
‫انگار مرگ دنبالم می‌کنه.

360
00:31:04,028 --> 00:31:07,322
‫خیلی ازش نمی‌ترسم. اما اگه
‫اجازه بدم به کسی حسی داشته باشم...

361
00:31:07,490 --> 00:31:09,825
‫می‌ترسی اونا هم صدمه ببینن.

362
00:31:12,620 --> 00:31:16,790
‫- خیلی لطف داری. و خیلی قدیمی.
‫- ببخشید؟

363
00:31:16,958 --> 00:31:19,167
‫ببین. من دختر بزرگی‌ام، سم.
‫این کار تو نیست که...

364
00:31:19,335 --> 00:31:22,880
‫برام تصمیم بگیری
‫همیشه احتمال صدمه دیدن وجود داره.

365
00:31:23,047 --> 00:31:25,883
‫درمورد یه قلب شکسته و یه سطل بستنی حرف نمیزنم.

366
00:31:26,050 --> 00:31:29,011
‫- دارم درمورد مرگ و زندگی حرف میزنم.
‫- همین فردا ممکنه یه اتوبوس بزنه بهم.

367
00:31:29,178 --> 00:31:31,346
‫زندگی همینه.

368
00:31:31,514 --> 00:31:34,641
‫ببین. میدونم از دست دادن کسی که
‫دوسش داری وحشتناکه.

369
00:31:34,809 --> 00:31:38,520
‫کلاً خودت رو می‌بازی. باور کن، میدونم.

370
00:31:39,898 --> 00:31:43,567
‫اما وقتی درد رو میذاری کنار،
‫بقیه چیزها رو هم باهاش میذاری کنار.

371
00:31:43,776 --> 00:31:47,321
‫سارا، متوجه نیستی.
‫دردی که باهاش روبرو شدم...

372
00:31:48,698 --> 00:31:52,367
‫نمی‌تونم دیگه باهاش روبرو شم. نمی‌تونم.

373
00:31:56,789 --> 00:31:58,373
‫مزاحمتون شدم؟

374
00:31:58,541 --> 00:31:59,833
‫- نه.
‫- نه اصلاً.

375
00:32:00,001 --> 00:32:02,377
‫- هاه. ظاهراً.
‫- خب چی گیرت اومد؟

376
00:32:02,545 --> 00:32:06,006
‫موفق شدم. آشناهای بازمانده خانواده مرچنت...

377
00:32:06,174 --> 00:32:09,676
‫خیلی بابت آیسایا شرمسار بودن،
‫برای همین نمی‌خواستن با خانواده دفن شه.

378
00:32:09,844 --> 00:32:13,096
‫دادنش به شهر.
‫شهر هم یه مراسم پیش پا افتاده براش گرفت.

379
00:32:13,306 --> 00:32:17,184
‫مراسم اقتصادی. معلوم شد سوزونده نشده،
‫توی یه جعبه چوب کاج دفن شده.

380
00:32:17,352 --> 00:32:19,603
‫- پس استخوون برای سوزوندن وجود داره.
‫- استخوون برای سوزوندن وجود داره.

381
00:32:20,021 --> 00:32:21,855
‫حالا بگو کجا.

382
00:32:35,578 --> 00:32:38,830
‫به طرز ناراحت‌کننده‌ای با چنین چیزهایی
‫خیلی راحتین.

383
00:32:39,707 --> 00:32:43,377
‫خب، این اولین قبری نیست که کندیم.

384
00:32:44,754 --> 00:32:46,880
‫هنوز فکر می‌کنی آدم مناسبی‌ام؟

385
00:32:49,425 --> 00:32:51,218
‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

386
00:33:17,412 --> 00:33:20,122
‫واقعاً آدم رو مخی بودی، آیسایا.

387
00:33:21,499 --> 00:33:23,291
‫شرت کنده شد.

388
00:33:34,470 --> 00:33:35,762
‫موتور رو روشن نگه دار.

389
00:33:35,930 --> 00:33:38,515
‫فکر می‌کردم نقاشی دیگه خطری نداشته باشه.

390
00:33:39,100 --> 00:33:41,601
‫بهتره احتیاط کنیم بعداً پشیمون نشیم.
‫می‌خوایم این آشغال رو دفن کنیم.

391
00:33:41,769 --> 00:33:43,645
‫- میخوام باهاتون بیام.
‫- مطمئنی؟

392
00:33:43,813 --> 00:33:46,106
‫- آره.
‫- هی، هی.

393
00:33:46,274 --> 00:33:48,692
‫من اینجا می‌مونم، تو برو تو کارش.

394
00:33:48,901 --> 00:33:51,445
‫سم. جدی میگم.

395
00:34:18,139 --> 00:34:22,809
‫آه، سم، تو توی مسائل ارواح واردی.

396
00:34:22,977 --> 00:34:25,562
‫نقاشی باید این شکلی باشه؟

397
00:34:27,231 --> 00:34:29,149
‫دختر کوچیکه کجاست؟

398
00:34:31,861 --> 00:34:33,653
‫و تیغ سلمونی.

399
00:34:50,129 --> 00:34:52,631
‫دین! هی. تویی؟

400
00:34:52,840 --> 00:34:54,508
‫سمی، خوبی؟

401
00:34:59,514 --> 00:35:02,349
‫- بگو که تو در رو بستی.
‫- کار من نبود. کار دختره ست.

402
00:35:02,517 --> 00:35:03,683
‫دختره؟ کدوم دختر؟

403
00:35:03,851 --> 00:35:06,019
‫اون از نقاشی اومده بیرون.
‫ممکنه همش کار اون بوده باشه.

404
00:35:06,187 --> 00:35:08,438
‫باباهه به اون نگاه نمی‌کرد؟

405
00:35:08,689 --> 00:35:11,399
‫- شاید می‌خواسته بهمون هشدار بده.
‫- بیا بعداً حرف بزنیم، خب؟ ما رو بیار بیرون.

406
00:35:11,567 --> 00:35:13,443
‫سعی دارم قفل رو باز کنم. در باز نمیشه.

407
00:35:13,653 --> 00:35:16,446
‫- پس بشکنش.
‫- خیله‌خب نابغه. بذار میله درشکنم رو بیارم.

408
00:35:16,656 --> 00:35:18,281
‫- دین، داره میاد.
‫- طاقت بیار...

409
00:35:18,449 --> 00:35:20,575
‫تا وقتی یه راهی پیدا کنم.
‫نمک یا آهن پیدا کن.

410
00:35:20,785 --> 00:35:21,910
‫زود باش.

411
00:35:25,414 --> 00:35:28,375
‫این خونه نمک نداره.
‫این دیوونه‌های بی سدیم. آهن پیدا می‌کنی؟

412
00:35:28,543 --> 00:35:30,377
‫- نه. برای چی؟
‫- آهن شیطان رو دفع می‌کنه.

413
00:35:30,545 --> 00:35:32,587
‫اما باید خالص باشه. زود باش.

414
00:35:33,673 --> 00:35:36,049
‫آه، دین. یه لحظه وقت بده.
‫هیچ جا نرو.

415
00:35:37,385 --> 00:35:40,053
‫صندلی رو نگاه کن. پایه‌هاشون رو.

416
00:35:58,739 --> 00:36:00,323
‫سم.

417
00:36:18,092 --> 00:36:19,843
‫این خیلی اشتباهه.

418
00:36:41,782 --> 00:36:43,366
‫آهن؟

419
00:36:44,243 --> 00:36:45,869
‫آره.

420
00:36:46,287 --> 00:36:48,955
‫- سمی، خوبی؟
‫- آره، فعلاً.

421
00:36:49,123 --> 00:36:51,708
‫- چطوری باید از بین ببریمش؟
‫- نمی‌دونم. اون سوزونده شده.

422
00:36:51,876 --> 00:36:54,002
‫- چیزی برای سوزوندن نیست.
‫- پس چطوری هنوز هست؟

423
00:36:54,170 --> 00:36:56,296
‫باید چیز دیگه‌ای باشه.

424
00:36:57,131 --> 00:37:00,133
‫سم، صبر کن. ما عروسک‌های قدیمی رو
‫توی سالن مزایده نگه میداشتیم.

425
00:37:00,301 --> 00:37:02,886
‫عالیه، سارا، اما چیش الان مهمه؟

426
00:37:03,054 --> 00:37:06,473
‫خب اون موقع‌ها سعی می‌کردن
‫عروسک‌ها رو شبیه بچه‌ها درست کنن.

427
00:37:06,641 --> 00:37:10,352
‫یعنی همه چی رو.
‫از موهای اصلی بچه‌ها استفاده میکردن.

428
00:37:10,519 --> 00:37:14,564
‫دین. سارا میگه اون عروسک ممکنه
‫موهای دختره رو داشته باشه.

429
00:37:14,774 --> 00:37:16,566
‫بقایای انسانی حساب میشه. درست مثل استخوون.

430
00:37:17,818 --> 00:37:19,361
‫آرامگاه.

431
00:37:48,057 --> 00:37:51,351
‫سم! زود باش، هل بده! زود باش.

432
00:38:15,209 --> 00:38:17,210
‫زود باش، دین.

433
00:38:36,355 --> 00:38:38,106
‫زود باش، زود باش.

434
00:39:30,451 --> 00:39:32,452
‫سم، خوبی؟

435
00:39:35,539 --> 00:39:36,664
‫بد نیستم.

436
00:39:57,520 --> 00:40:00,105
‫این توی اسناد شهر نگهداری می‌شد.

437
00:40:00,272 --> 00:40:02,315
‫دختر فرزندخوانده مرچنت، ملانی.

438
00:40:02,650 --> 00:40:06,820
‫می‌دونید چرا برای فرزندخواندگی انتخاب شد؟
‫خانواده واقعیش توی تختخواب کشته شدن.

439
00:40:06,987 --> 00:40:07,987
‫دختره اونا رو کشت؟

440
00:40:08,155 --> 00:40:09,823
‫کی بهش مشکوک میشه؟ دختر کوچیک بامزه.

441
00:40:10,324 --> 00:40:14,035
‫برای همین بعدش آیسایا و خانواده‌ش رو کشت.
‫اون پیرمرد سرزنش شد.

442
00:40:14,245 --> 00:40:16,621
‫روحش از اون موقع سعی داشته به مردم هشدار بده.

443
00:40:16,789 --> 00:40:19,999
‫- این یکی کجا میره؟
‫- ببریدش بیرون و بسوزونیدش.

444
00:40:22,169 --> 00:40:25,004
‫جدی میگم، بچه‌ها. ممنون.

445
00:40:27,341 --> 00:40:29,384
‫خب چرا باید دختره این کارو بکنه؟

446
00:40:29,552 --> 00:40:31,845
‫اینکه بقیه رو بکشه؟ خودشو بکشه؟

447
00:40:32,012 --> 00:40:34,889
‫بعضیا با عذاب به دنیا اومدن.
‫برای همین وقتی می‌میرن...

448
00:40:35,057 --> 00:40:37,851
‫- روحشون همونطور تاریکه.
‫- شاید. برام مهم نیست.

449
00:40:38,018 --> 00:40:40,186
‫تموم شده. ازش عبور می‌کنیم.

450
00:40:42,898 --> 00:40:45,692
‫گمونم یعنی دارید میرید.

451
00:40:51,699 --> 00:40:55,368
‫میرم تو ماشین منتظر باشم.
‫می‌بینمت، سارا.

452
00:40:59,540 --> 00:41:01,166
‫من اونی‌ام که عروسک رو سوزوند...

453
00:41:01,333 --> 00:41:04,085
‫و روح رو نابود کردم،
‫اما اصلاً ازم تشکر نکنید.

454
00:41:09,216 --> 00:41:11,551
‫میلیون‌ها چیز هست که میخوام بگم...

455
00:41:11,719 --> 00:41:15,221
‫اما نمی‌تونم اصلاً به هیچ‌کدومشون فکر کنم.

456
00:41:15,389 --> 00:41:17,432
‫آره، منم دلم برات تنگ میشه.

457
00:41:19,018 --> 00:41:22,395
‫- میدونی، یه درسی توی این ماجراها بود.
‫- چه درسی؟

458
00:41:22,563 --> 00:41:25,398
‫صحیح و سالم این مرحله رو رد کردیم.

459
00:41:25,566 --> 00:41:27,108
‫صدمه ندیدم.

460
00:41:27,318 --> 00:41:29,360
‫آره، خوشحالم.

461
00:41:29,528 --> 00:41:34,574
‫پس شاید نفرین نشده باشی. شاید...

462
00:41:38,704 --> 00:41:40,747
‫شاید برگردی و منو ببینی.

463
00:41:44,710 --> 00:41:46,044
‫حتماً.

464
00:42:29,964 --> 00:42:31,923
‫آفرین پسر.

465
00:42:34,447 --> 00:42:50,447
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
