1
00:00:02,127 --> 00:00:03,585
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,671 --> 00:00:05,921
‫«سمی».

3
00:00:06,089 --> 00:00:08,632
‫هر چه زودتر برادرت رو ببر بیـــرون. برو.

4
00:00:11,928 --> 00:00:13,095
‫بابا رفته شکار.

5
00:00:13,263 --> 00:00:15,431
‫چنــد روزه که خونــه نیومده.

6
00:00:18,810 --> 00:00:19,852
‫این کتاب باباست.

7
00:00:20,020 --> 00:00:22,062
‫میخواد کارش رو ادامـــه بدیم.

8
00:00:22,230 --> 00:00:24,189
‫میدونی ،نجات مردم، شکار ارواح.

9
00:00:24,357 --> 00:00:25,941
‫شغـــل خانوادگیمون.

10
00:00:26,109 --> 00:00:27,317
‫باید بابا رو پیـــدا کنم.

11
00:00:27,485 --> 00:00:29,403
‫تنها چیزیه که میتونم بهش فکر کنم.

12
00:00:33,492 --> 00:00:36,535
"«فیچبرگ»ــه، «ویسکانزین»"
‫حالا دراز می‌کشم که بخوابم

13
00:00:37,120 --> 00:00:39,038
‫دعا می‌کنم که خدا مراقب روحــم باشه.

14
00:00:39,205 --> 00:00:41,290
‫فرشته‌ها در طول شب مراقبــم باشن.

15
00:00:41,458 --> 00:00:44,084
‫و تا صبح منو در امان نگه دارن.

16
00:00:44,252 --> 00:00:47,046
‫- آمین.
‫- آمین.

17
00:00:54,804 --> 00:00:57,097
‫شب بخیــــر، ملوسک.

18
00:00:57,932 --> 00:00:59,308
‫بابا.

19
00:00:59,476 --> 00:01:01,435
‫مامان میاد خونه؟

20
00:01:05,148 --> 00:01:06,940
‫نه عزیزم.

21
00:01:07,525 --> 00:01:10,527
‫شب رو پیش خواهرت توی بیمارستان می‌مونه.

22
00:01:12,655 --> 00:01:13,906
‫خوب بخــوابی.

23
00:01:16,430 --> 00:01:28,430
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

24
00:03:04,888 --> 00:03:07,872
"موجود شرور"

25
00:03:08,188 --> 00:03:10,772
‫آره. احتمالا یه چیزی یادت رفته، همینه.

26
00:03:10,940 --> 00:03:13,942
‫رفیــق، جستجوی قانونی انجام دادم،
‫گزارشات پلیسو گشتم، حتی روزنامه‌ها رو.

27
00:03:14,110 --> 00:03:15,819
‫هیچ چیــز خطرناکی پیدا نکردم.

28
00:03:15,987 --> 00:03:17,946
‫مطمئنی که آدرس درست رو داری؟

29
00:03:18,114 --> 00:03:20,616
‫آره. دوبار بررسی کردم.
‫توی «فیچبرگ»ــه، «ویسکانزین».

30
00:03:20,783 --> 00:03:23,452
‫اگه مهم نبود،
‫بابا برامون این مختصات رو نمی‌فرستـــاد.

31
00:03:23,620 --> 00:03:26,997
‫دارم بهت میگم، نگاه کردم.
‫هیچ چیـــز به درد بخوری پیدا نکردم.

32
00:03:27,165 --> 00:03:29,958
‫اگه بابا داره ما رو می‌فرسته چیزی رو شکار کنیم،
‫نمیدونم اون چیــز چیـــــه.

33
00:03:30,126 --> 00:03:31,668
‫- شاید انجا ببینیمش.
‫- آره.

34
00:03:31,836 --> 00:03:34,421
‫چون تا الان خیلی پیدا کردنش راحت بوده.

35
00:03:34,589 --> 00:03:37,132
‫خیلی باهوشی، میدونستی؟

36
00:03:37,467 --> 00:03:39,927
‫نگران نباش، مطمئنم چیز با ارزشی
‫توی فیتچبرگ برای کشتن وجود داره.

37
00:03:40,094 --> 00:03:42,137
‫جدی؟ چی باعث شده انقدر مطمئن باشی؟

38
00:03:42,305 --> 00:03:45,307
‫خب، من بزرگترم که این یعنی
‫همیشــه حق با منــه.

39
00:03:45,475 --> 00:03:48,352
‫- نه اینطور نیست.
‫- کاملا همینطوره.

40
00:04:05,536 --> 00:04:06,662
‫خب...

41
00:04:06,829 --> 00:04:10,540
‫پیشخدمت فکر می‌کنه که
‫فراماسون‌های این اطراف می‌خوان یه حرکتی بزنن...

42
00:04:10,708 --> 00:04:13,961
‫اما به جــــز این، هیچ‌کس چیـــزی درمورد
‫یه اتفاق عجیب نشنیده.

43
00:04:14,128 --> 00:04:15,963
‫دین، ساعت چنده؟

44
00:04:17,090 --> 00:04:18,924
‫4:10.

45
00:04:19,384 --> 00:04:20,759
‫چطور؟

46
00:04:21,135 --> 00:04:23,095
‫این منظره چرا اینجوریه؟

47
00:04:30,603 --> 00:04:32,312
‫مدرسه تعطیل شده، نه؟

48
00:04:32,480 --> 00:04:33,939
‫آره.

49
00:04:36,859 --> 00:04:38,860
‫خب بقیــه کجان؟

50
00:04:39,028 --> 00:04:41,905
‫اینجــا باید پر از بچه باشه الان.

51
00:04:56,379 --> 00:04:58,130
‫مطمئنــــا اینجا خیلی ساکتـــه.

52
00:04:58,298 --> 00:05:00,299
‫آره. خیلی بده.

53
00:05:00,758 --> 00:05:03,635
‫- چرا؟
‫- میدونی، بچه‌ها همش مریض میشن.

54
00:05:03,803 --> 00:05:05,178
‫وحشتناکه.

55
00:05:06,389 --> 00:05:07,514
‫چند نفــر؟

56
00:05:08,141 --> 00:05:10,183
‫فقط چهار-پنج تا، اما خیلی جدیـــه.

57
00:05:10,351 --> 00:05:12,060
‫در حد بیمارستان جدیه.

58
00:05:12,228 --> 00:05:14,896
‫خیلی از والدین دارن نگران میشن.

59
00:05:15,064 --> 00:05:16,398
‫فکر می‌کنن واگیـــرداره.

60
00:05:30,747 --> 00:05:32,789
‫رفیق. آقا من از این کارت شناسایی استفاده نمی‌کنم.

61
00:05:32,957 --> 00:05:36,168
‫- چرا؟
‫- چون روش نوشته «فروشنده شورت و سوتین».

62
00:05:36,336 --> 00:05:39,296
‫انقدر نزدیک نمیاد که ببینه.
‫لعنتی اون اصلا نمی‌بینه کارتو.

63
00:05:39,464 --> 00:05:41,923
‫همش به اعتماد به نفس ربط داره سمی.

64
00:05:43,134 --> 00:05:46,720
‫سلام من دکتر «جری کاپلان» هستم.
‫از مرکز کنترل بیماری.

65
00:05:47,722 --> 00:05:49,389
‫میتونم کارت شناساییتون رو ببینم؟

66
00:05:52,602 --> 00:05:54,311
‫بله البته.

67
00:05:56,606 --> 00:05:59,232
‫حالا میشه منو به بخش اطفال راهنمایی کنید؟

68
00:06:00,610 --> 00:06:04,112
‫خب، برید انتهای راهـــرو. سمت چپ.
‫طبقه بالا.

69
00:06:06,532 --> 00:06:08,200
‫دیدی؟ گفتم که جواب میده.

70
00:06:09,369 --> 00:06:11,620
‫دنبالم بیا. طبقه بالاست.

71
00:06:45,655 --> 00:06:47,239
‫دین.

72
00:06:55,915 --> 00:06:57,666
‫ممنونم که ما رو ملاقات کردین
‫دکتـــر «هایدکــــر».

73
00:06:57,834 --> 00:07:01,837
‫خب، خوشحالم که اینجایید.
‫میخواستم خودم به مرکز زنگ بزنم.

74
00:07:02,004 --> 00:07:03,296
‫حالا از کجا فهمیدین؟

75
00:07:03,464 --> 00:07:05,382
‫اوه، از یه پزشک عمومی. اسمشو یادم رفته.

76
00:07:05,550 --> 00:07:09,428
‫به آتلانتا زنگ زد و توی اولین فرصت خودمونو رسوندیم.

77
00:07:09,595 --> 00:07:11,805
‫گفتین 6 مورد دارین؟

78
00:07:11,973 --> 00:07:14,474
‫بله، بله. در طیِ پنج هفتــه.

79
00:07:14,851 --> 00:07:19,020
‫اولش فکر کردیم ذات‌الریـــه است.
‫انقدر مهم نیست که گزارش شه.
(به سینه پهلو یا التهاب ریه هم گفته میشه)

80
00:07:19,188 --> 00:07:20,730
‫اما حالا...

81
00:07:21,149 --> 00:07:22,190
‫حالا چی؟

82
00:07:22,817 --> 00:07:26,695
‫بدن این بچه‌ها به آنتی‌بیوتیک جواب نمیده.
‫تعداد گلبول‌های سفیدشون داره کم میشه.

83
00:07:26,863 --> 00:07:29,614
‫سیستم ایمنی کارش رو درست انجام نمیده.

84
00:07:29,991 --> 00:07:32,451
‫انگار بدنشون داره تحلیــــل میره.

85
00:07:32,618 --> 00:07:35,537
‫- ببخشید دکتر هایدکر؟
‫- تا حالا چنین چیــزی دیده بودین؟

86
00:07:35,705 --> 00:07:36,997
‫نه انقدر شدید.

87
00:07:37,165 --> 00:07:39,541
‫اینجوری که داره شیوع پیدا می‌کنه،
‫برای من جدیده.

88
00:07:39,709 --> 00:07:42,335
‫- منظورتون چیــه؟
‫- داره توی خانواده‌ها راه باز می‌کنه

89
00:07:42,503 --> 00:07:45,547
‫اما فقط بچه‌ها می‌گیـــرن،
‫یکی پس از دیگری.

90
00:07:47,633 --> 00:07:49,801
‫اشکالی نداره با چند تا از بچه‌ها حرف بزنیم؟

91
00:07:49,969 --> 00:07:51,928
‫به هوش نیستن.

92
00:07:52,513 --> 00:07:54,848
‫- هیچکدومشون؟
‫- هیچکدوم.

93
00:07:56,809 --> 00:07:58,477
‫میتونیم با والدینشون حرف بزنیم؟

94
00:08:00,563 --> 00:08:01,813
‫اگه فکر می‌کنین کمکی می‌کنه آره.

95
00:08:02,857 --> 00:08:05,400
‫آره، آره. آخرین پذیرشتون کی بوده؟

96
00:08:05,902 --> 00:08:07,694
‫باید برگردم پیش دخترهام.

97
00:08:07,862 --> 00:08:11,907
‫درک می‌کنیم و واقعا ممنونیم که باهامون حرف میزنی.

98
00:08:12,158 --> 00:08:13,742
‫گفتی «مری» بزرگتره؟

99
00:08:14,494 --> 00:08:15,952
‫- سیزده سالشه.
‫- خب.

100
00:08:16,120 --> 00:08:17,746
‫اون اول مریض شد درسته؟

101
00:08:17,914 --> 00:08:20,415
‫- و بعدش...
‫- شب بعد، «بتانی».

102
00:08:20,583 --> 00:08:22,334
‫در عرض 24 ساعت؟

103
00:08:22,919 --> 00:08:24,377
‫فکر کنم.

104
00:08:25,671 --> 00:08:28,215
‫ببینید، من همه اینارو به دکتر هم گفتم.

105
00:08:28,382 --> 00:08:30,800
‫درسته. اگه ایرادی نداره چند تا سوال دیگه هم داریم.

106
00:08:30,968 --> 00:08:32,511
‫فکر می‌کنین چجوری ذات‌الریــــه گرفتن؟

107
00:08:32,678 --> 00:08:34,971
‫توی سرما بیرون بودن؟
‫یا چیـــزی شبیه این؟

108
00:08:35,139 --> 00:08:37,516
‫- نه، فکر کنیم پنجــره باز بوده.
‫- هر دوبار؟

109
00:08:39,602 --> 00:08:42,437
‫اولین بارو راستش دقیق یادم نمیاد.

110
00:08:42,605 --> 00:08:45,023
‫اما دومین بارو مطمئنم.

111
00:08:45,191 --> 00:08:48,610
‫- قبل اینکه بتانی رو بذارم توی تختش، پنجره رو بستم.
‫- پس فکر می‌کنی اون بازش کرده؟

112
00:08:48,945 --> 00:08:51,780
‫پنجره خیلی با زمین ارتفاع داره،
‫لبه هم نداره.

113
00:08:51,948 --> 00:08:53,740
‫کسی نمیتونسته بازش کنه.

114
00:08:57,870 --> 00:09:00,205
‫میدونی، ممکنه این ماجرا ربطی به
‫ماوراءالطبیعه نداشته باشه.

115
00:09:00,373 --> 00:09:02,791
‫- ممکنه فقط ذات‌الریه باشه.
‫- شاید.

116
00:09:02,959 --> 00:09:05,126
‫شاید هم یه چیزی اون پنجره رو باز کرده.

117
00:09:05,294 --> 00:09:07,295
‫نمیدونم. حتما یه دلیلی داشته که
‫بابا ما رو فرستاده اینجا.

118
00:09:07,463 --> 00:09:10,549
‫- فکر کنم راهو درست اومدیم.
‫- یه چیزی بهت بگم.

119
00:09:10,716 --> 00:09:13,051
‫- چی؟
‫- اونی که باهاش حرف زدیم...

120
00:09:13,219 --> 00:09:15,720
‫فکر کنم یه مدتی طول می‌کشه تا بره خونـــه.

121
00:09:25,940 --> 00:09:27,774
‫چیزی اونجا گیرت نیومد؟

122
00:09:27,942 --> 00:09:29,484
‫نه، هیچی.

123
00:09:30,486 --> 00:09:32,320
‫آره منم.

124
00:09:44,166 --> 00:09:47,085
‫- هی، دین؟
‫- بله.

125
00:09:49,338 --> 00:09:51,172
‫حق با تو بود.

126
00:09:51,340 --> 00:09:53,174
‫ذات‌الریه‌ نیست.

127
00:09:57,471 --> 00:09:59,264
‫پوسیــــده.

128
00:10:02,977 --> 00:10:05,478
‫چه کوفتی همچین ردی از خودش به جا میذاره؟

129
00:10:14,196 --> 00:10:15,947
‫خیله‌خب.

130
00:10:16,115 --> 00:10:20,118
‫میدونی که باید چیکار کنی، دین.
‫هر کی زنگ زد، بر نمیداری.

131
00:10:20,286 --> 00:10:23,913
‫اگه من باشم، یه تک زنگ میزنم و دوباره
‫تماس می‌گیرم.

132
00:10:24,081 --> 00:10:25,498
‫متوجه شدی؟

133
00:10:25,666 --> 00:10:28,168
‫تلفن رو جواب نده مگر اینکه اولش یه تک زنگ بخوره.

134
00:10:28,336 --> 00:10:30,795
‫بی‍خیال رفیق. زود باش. این کارها مهمن.

135
00:10:31,213 --> 00:10:32,255
‫میدونم. فقط...

136
00:10:32,423 --> 00:10:36,217
‫چند میلیون بار این کارها رو انجام دادیم
‫و تو میدونی که من احمق نیستم.

137
00:10:36,761 --> 00:10:39,804
‫میدونم نیستی، اما یه اشتباه کافیه.
‫متوجهی؟

138
00:10:44,060 --> 00:10:47,228
‫- خیله‌خب، اگه تا یکشنبه شب برنگشتم...
‫- به «کشیش جیم» زنگ بزنم.

139
00:10:49,273 --> 00:10:52,233
‫درها رو قفل کن، همینطور پنجره‌ها.
‫کرکره‌ها رو بکش.

140
00:10:52,401 --> 00:10:55,570
‫- و مهمتر از همه...
‫- مراقب سمی باش.

141
00:10:57,740 --> 00:10:59,074
‫- میدونم.
‫- خیله‌خب.

142
00:10:59,241 --> 00:11:03,203
‫- اگه چیزی سعی داشت وارد شه؟
‫- اول شلیک کنم، بعد سول بپرسم.

143
00:11:04,455 --> 00:11:06,373
‫دقیقا پسر گلم.

144
00:11:09,418 --> 00:11:12,921
‫- چی شده «جاگا»؟
‫- بیا نزدیکتر...

145
00:11:23,015 --> 00:11:25,350
‫میدونم چرا بابا ما رو فرستاده اینجا

146
00:11:30,523 --> 00:11:32,440
‫قبلا با همچین چیـــزی روبرو شده.

147
00:11:34,944 --> 00:11:37,362
‫میخواد که کارو تموم کنیم.

148
00:12:05,474 --> 00:12:07,642
‫خب «اشتریگا» چه کوفتیــه دیگه؟

149
00:12:07,810 --> 00:12:11,312
‫یجور جادوگــــره انگار.
‫چیز زیادی ازش نمیدونم.

150
00:12:11,814 --> 00:12:14,357
‫تا حالا چیزی درباره‌ش نشنیدم.
‫توی کتاب بابا هم نبود.

151
00:12:15,359 --> 00:12:19,112
‫حدود 16 17 سال پیش بابا یکیشون رو
‫توی «فورت داگلاس»، ویسکانزین، شکار کرده بود.

152
00:12:19,280 --> 00:12:21,364
‫- تو اونجا بودی. یادت نمیاد؟
‫- نه.

153
00:12:22,158 --> 00:12:25,326
‫فکر کنم بابا فهمیده که اون توی فیچبرگــه
‫و بهمون مختصات اینجا رو داده.

154
00:12:25,494 --> 00:12:27,662
‫- صبر کن ببینم این...
‫- اشتریگا.

155
00:12:27,830 --> 00:12:30,582
‫درسته. فکر می‌کنی همونیه که بابا قبلا شکار کرده؟

156
00:12:31,083 --> 00:12:32,167
‫آره شاید.

157
00:12:32,334 --> 00:12:34,669
‫اگه بابا رفته دنبالش، پس چرا هنوز زنده‌ست؟

158
00:12:34,879 --> 00:12:37,172
‫- چون فرار کرده.
‫- فرار کرده؟

159
00:12:37,381 --> 00:12:39,507
‫- آره، سمی. پیش میاد دیگه.
‫- نه خیلی.

160
00:12:39,675 --> 00:12:43,344
‫نمیدونم چی بهت بگم. شاید بابا اون روز
‫صبحانه خوب نخورده بوده.

161
00:12:43,512 --> 00:12:46,473
‫- دیگه چی یادت میاد؟
‫- هیچی. من بچه بودم، خب؟

162
00:12:56,442 --> 00:12:57,692
‫شاه یا دو ملکــه؟

163
00:12:58,360 --> 00:13:00,195
‫دو ملکـــه.

164
00:13:04,200 --> 00:13:06,201
‫- آره گرفتم چی شد.
‫- چی گفتی؟

165
00:13:06,368 --> 00:13:08,161
‫ماشین قشنگیــــه.

166
00:13:09,413 --> 00:13:10,455
‫- سلام.
‫- سلام.

167
00:13:10,623 --> 00:13:12,373
‫- اتاق میخواید؟
‫- بله.

168
00:13:12,541 --> 00:13:15,043
‫یه لطفی کن، برو برای برادرت شام آماده کن.

169
00:13:15,211 --> 00:13:16,920
‫دارم به یه مشتری کمک می‌کنم.

170
00:13:21,926 --> 00:13:23,718
‫دو تا ملکه.

171
00:13:25,554 --> 00:13:28,014
‫- بچه بامزه‌ایــه.
‫- اوه، آره. اینطور فکر می‌کنه.

172
00:13:28,557 --> 00:13:31,392
‫- نقد پرداخت می‌کنید یا اعتباری؟
‫- مستر کارد قبول می‌کنین؟

173
00:13:31,560 --> 00:13:34,395
‫عالیه، بفرمایید.

174
00:13:52,414 --> 00:13:54,374
‫بابا کی برمی‌گرده؟

175
00:13:54,542 --> 00:13:56,000
‫فـــردا.

176
00:13:56,168 --> 00:13:58,002
‫- کی؟
‫- نمیدونم.

177
00:13:58,170 --> 00:14:00,088
‫معمولا دیــــر میاد دیگه.

178
00:14:00,256 --> 00:14:01,881
‫حالا شامت رو بخور.

179
00:14:02,049 --> 00:14:04,092
‫دیگه از این غذا خسته شدم.

180
00:14:04,593 --> 00:14:06,761
‫خودت از اینا میخواستی.

181
00:14:06,929 --> 00:14:08,221
‫من «لاکی چارمز» میخوام.
‫(برند یک نوع غذای آماده)

182
00:14:08,389 --> 00:14:11,099
‫- دیگه «لاکی چارمز» نداریم.
‫- جعبه‌شو خودم دیدم.

183
00:14:11,725 --> 00:14:13,351
‫باشه، شاید داشته باشیم.

184
00:14:13,519 --> 00:14:17,480
‫اما به اندازه یه کاسه داریم و من هم هنوز
‫هیچی ازش نخوردم.

185
00:14:40,462 --> 00:14:42,422
‫جایزه‌شو میخوای؟

186
00:14:44,383 --> 00:14:45,925
‫آقا؟

187
00:14:48,137 --> 00:14:49,721
‫ممنون.

188
00:15:00,065 --> 00:15:02,317
‫خب، راست می‌گفتی.

189
00:15:02,484 --> 00:15:05,820
‫پیدا کردنش آسون نبود،
‫اما حق با تو بود.

190
00:15:05,988 --> 00:15:07,655
‫اشتریگا یه جور جادوگره.

191
00:15:07,823 --> 00:15:11,326
‫اونا آلبانیایی هستن، اما داستان‌هاشون
‫به رم باستان بر می‌گرده.

192
00:15:11,535 --> 00:15:13,995
‫از روح زندگی تغذیه می‌کنن.

193
00:15:14,788 --> 00:15:16,831
‫- روح چی چی؟
‫- زندگی.

194
00:15:16,999 --> 00:15:19,000
‫به لاتینه. به معنای نفس زندگی.

195
00:15:19,168 --> 00:15:22,337
‫یجورایی شبیه نیروی زندگی یا ماهیتش.

196
00:15:22,546 --> 00:15:25,173
‫دکتر نگفت بدن بچه‌ها تحلیل میره؟

197
00:15:25,341 --> 00:15:29,177
‫اینم حرفیه. چون اگه نیروت رو بگیره
‫امکان داره سیستم ایمنیت به فنا بره.

198
00:15:29,345 --> 00:15:30,762
‫ذات الریه به وجود میاد.

199
00:15:30,930 --> 00:15:33,181
‫به هر حال، اشتریگاها می‌تونن از هر کسی تغذیه کنن.

200
00:15:33,349 --> 00:15:35,433
‫- اما ترجیح میدن...
‫- از بچه‌ها تغذیه کنن.

201
00:15:35,768 --> 00:15:36,976
‫آره.

202
00:15:37,144 --> 00:15:40,021
‫شاید چون اونا نیروی زندگی بیشتری دارن.
‫و اینو داشته باش:

203
00:15:40,189 --> 00:15:44,567
‫«اشتریگاها نسبت به تمام اسلحه‌های
‫ساخته شده توسط خدا و انسان اسیب‌ناپذیرند.»

204
00:15:46,028 --> 00:15:48,112
‫نه. درست نیست.

205
00:15:48,280 --> 00:15:50,323
‫وقتی تغذیه می‌کنه آسیب‌پذیره.

206
00:15:50,491 --> 00:15:51,866
‫چی؟

207
00:15:52,034 --> 00:15:55,870
‫وقتی داره تغذیه می‌کنه گیرش بندازی،
‫می‌تونی با گلوله آهنی تقدیس شده نابودش کنی.

208
00:15:56,038 --> 00:15:57,705
‫با گلوگه یا اسلحه ساچمه‌ای فکر کنم.

209
00:15:58,457 --> 00:16:02,210
‫- از کجا اینو میدونی؟
‫- بابا بهم گفت. یادم اومد.

210
00:16:05,381 --> 00:16:08,716
‫خب بابا به چیز دیگه‌ای اشاره نکرد؟

211
00:16:09,885 --> 00:16:11,094
‫نه، همین.

212
00:16:14,348 --> 00:16:15,723
‫چیه؟

213
00:16:18,060 --> 00:16:19,227
‫هیچی.

214
00:16:19,853 --> 00:16:21,145
‫باشه.

215
00:16:21,313 --> 00:16:25,066
‫به فرض که بتونیم موقع تغذیه کردن بکشیمش،
‫فعلاً اول باید پیداش کنیم...

216
00:16:25,234 --> 00:16:26,901
‫که به این آسونی‌ها نیست.

217
00:16:27,069 --> 00:16:29,570
‫اشتریگاها وقتی در حال شکار نباشن
‫به شکل انسان درمیان.

218
00:16:29,738 --> 00:16:32,740
‫- چطور انسانی؟
‫- از لحاظ تاریخی، یه موجود بی‌خطر.

219
00:16:32,908 --> 00:16:35,076
‫میتونه هر چی باشه، اما معمولا یه پیرزن ناتوان

220
00:16:35,244 --> 00:16:38,579
‫که ممکنه همینطوری افسانه پیرزن‌های جادوگر عجوزه
‫شروع شده باشه.

221
00:16:38,747 --> 00:16:41,124
‫- صبر کن.
‫- چیه؟

222
00:16:42,668 --> 00:16:45,920
‫اینو ببین. من آدرس تمام قربانی‌ها رو نشانه‌‌گذاری کردم.

223
00:16:46,255 --> 00:16:48,381
‫اینا خونه‌هایی هستن که فعلا بهشون حمله شده.

224
00:16:48,549 --> 00:16:50,258
‫- و مرکز مرگ...
‫- بیمارستانه.

225
00:16:50,426 --> 00:16:54,595
‫بیمارستان. وقتی اونجا بودیم،
‫یه بیمار دیدم و یه زن پیر.

226
00:16:55,347 --> 00:16:56,597
‫- یه پیرزن؟ ها؟
‫- آره.

227
00:16:56,765 --> 00:16:58,099
‫توی بیمارستان؟

228
00:16:58,267 --> 00:17:01,019
‫وای. بهتره به گارد ساحلی زنگ بزنی.

229
00:17:01,186 --> 00:17:04,272
‫گوش کن، آقای باهوش.
‫یه صلیب برعکس روی دیوارش بود.

230
00:17:04,296 --> 00:17:11,296
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

231
00:17:21,081 --> 00:17:22,790
‫- شب بخیر دکتر.
‫- می‌بینمت بتی.

232
00:17:22,958 --> 00:17:24,792
‫سعی کنید یکم بخوابید.

233
00:18:34,196 --> 00:18:36,197
‫شما دیگه چه خری هستین؟

234
00:18:36,365 --> 00:18:37,532
‫کی اونجاست؟

235
00:18:39,827 --> 00:18:41,828
‫می‌خواید وسایلمو بدزدین؟

236
00:18:41,995 --> 00:18:43,704
‫همش از اینجا دزدی می‌کنن.

237
00:18:43,872 --> 00:18:46,541
‫نه، خانوم، ما از حفاظتیم.
‫ببخشید.

238
00:18:47,126 --> 00:18:48,876
‫فکر کردیم خوابید.

239
00:18:49,044 --> 00:18:52,213
‫چرنده. با چشمای باز خوابیده بودم!

240
00:18:55,843 --> 00:18:58,469
‫میشه او صلیب رو درست کنید؟

241
00:18:58,637 --> 00:19:02,181
‫چند بار ازشون خواستم.

242
00:20:02,367 --> 00:20:05,161
‫با چشمای باز خوابیده بودم؟

243
00:20:05,662 --> 00:20:07,997
‫به خدا قسم نزدیک بود اون پیر دختر رو بکشم.

244
00:20:08,165 --> 00:20:09,790
‫اصلا خنده دار نیست.

245
00:20:11,001 --> 00:20:13,002
‫اوه، پسر. باید قیافتو می‌دیدی، دین.

246
00:20:13,170 --> 00:20:15,338
‫اوه، آره. بخند. برگشتیم سر نقطه اول.

247
00:20:18,508 --> 00:20:19,967
‫صبر کن.

248
00:20:30,312 --> 00:20:32,063
‫هی. چی شده؟

249
00:20:34,024 --> 00:20:35,316
‫برادرم مریض شده.

250
00:20:35,817 --> 00:20:37,485
‫اون کوچولو؟

251
00:20:37,694 --> 00:20:39,070
‫ذات‌الریه گرفته.

252
00:20:39,279 --> 00:20:40,863
‫توی بیمارستانه.

253
00:20:42,366 --> 00:20:43,991
‫تقصیــر منه.

254
00:20:44,660 --> 00:20:46,535
‫اوه، بی‌خیال. چطور؟

255
00:20:46,995 --> 00:20:49,747
‫باید مطمئن می‌شدم که پنجره چفت شده.

256
00:20:49,915 --> 00:20:52,917
‫اگه پنجره بسته بود الان ذات الریه نداشت.

257
00:20:57,673 --> 00:20:59,215
‫بهم گوش کن.

258
00:20:59,383 --> 00:21:02,176
‫می‌تونم بهت قول بدم که این تقصیر تو نیست.

259
00:21:02,344 --> 00:21:03,719
‫باشه؟

260
00:21:04,388 --> 00:21:06,347
‫وظیفه‌م بوده که مراقبش باشم.

261
00:21:13,897 --> 00:21:15,731
‫مایکل.

262
00:21:17,067 --> 00:21:19,527
‫تا وقتی نیستم، علامت «عدم وجود ظرفیت» رو بذار.

263
00:21:19,695 --> 00:21:23,072
‫- به دنیز گفتم تمیز کردن اتاق‌ها رو به عهده بگیره.
‫- من باهات میام.

264
00:21:23,240 --> 00:21:25,283
‫- الان نه، مایکل.
‫- اما باید «اشر» رو ببینم.

265
00:21:25,450 --> 00:21:26,909
‫هی، مایکل.

266
00:21:27,077 --> 00:21:30,579
‫هی. میدونم چه حسی داری، خب؟
‫منم برادر بزرگتر هستم..

267
00:21:30,747 --> 00:21:33,249
‫اما الان نباید به مامانت سخت بگیری، باشه؟

268
00:21:33,417 --> 00:21:35,751
‫- لعنتی.
‫- من برش میدارم.

269
00:21:35,919 --> 00:21:38,546
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

270
00:21:38,714 --> 00:21:41,257
‫شما در شرایطی نیستین که رانندگی کنین.
‫بذارید برسونمتون.

271
00:21:41,425 --> 00:21:44,427
‫- نه احتمالاً نمی‌تونم...
‫- نه مشکلی نیست. خواهش می‌کنم.

272
00:21:48,265 --> 00:21:50,266
‫ممنون.

273
00:21:53,270 --> 00:21:54,937
‫بچه خوبی باش.

274
00:22:01,403 --> 00:22:04,780
‫ما این موجود رو می‌کشیم.
‫می‌خوام بمیره، می‌شنوی؟

275
00:22:23,133 --> 00:22:25,760
‫- هی.
‫- هی. بچــه چطوره؟

276
00:22:26,678 --> 00:22:29,764
‫- خوب نیست. تو کجایی؟
‫- من توی کتابخونه‌م.

277
00:22:29,931 --> 00:22:32,933
‫سعی دارم هر چی می‌تونم در مورد این اشتریگا
‫اطلاعات کسب کنم.

278
00:22:33,101 --> 00:22:36,020
‫- آهان، چی گیرت اومد؟
‫- خب، خبرهای بد.

279
00:22:36,188 --> 00:22:39,648
‫با «فورت‌داگلاس» شروع کردم،
‫همون مواقعی که بابا اونجا بود.

280
00:22:39,816 --> 00:22:41,942
‫- و؟
‫- همون اتفاق.

281
00:22:42,110 --> 00:22:45,488
‫قبلش، توی «آگدن‌ویل».

282
00:22:45,655 --> 00:22:50,201
‫قبلش «هیوربروک» شمالی و «براک‌وی».

283
00:22:50,410 --> 00:22:53,162
‫هر 15 تا 20 سال به شهر جدیدی حمله می‌کنه.

284
00:22:54,498 --> 00:22:57,500
‫دین، این موجود تازه داره توی «فیچ‌برگ» شروع می‌کنه.

285
00:22:57,667 --> 00:23:00,002
‫توی تمامی این مکان‌ها چند ماه بوده...

286
00:23:00,170 --> 00:23:02,671
‫تا وقتی اشتریگا کارش تموم شه
‫چند تا بچه رو از پا در آورده.

287
00:23:02,839 --> 00:23:06,300
‫بچه‌ها ضعیف می‌شن و میرن تو کما
‫و می‌میرن.

288
00:23:06,468 --> 00:23:09,637
‫- این موضوع به چند وقت پیش برمی‌گرده؟
‫- نمی‌دونم.

289
00:23:09,805 --> 00:23:13,140
‫اولین جایی که بهش اشاره شده در مکانی
‫به اسم «آبشار رودخانه بلک» هستش...

290
00:23:13,308 --> 00:23:14,850
‫در دهه 1890.

291
00:23:16,144 --> 00:23:17,686
‫درمورد یه نمایش وحشتناکه.

292
00:23:21,817 --> 00:23:22,858
‫سم؟

293
00:23:23,026 --> 00:23:26,529
‫صبر کن. دارم به عکس چند تا دکتر نگاه می‌کنم...

294
00:23:26,696 --> 00:23:29,156
‫که کنار تخت یه بچه ایستادن.

295
00:23:29,991 --> 00:23:32,701
‫یکی از دکترها «هایدکر»ــه.

296
00:23:33,370 --> 00:23:37,498
‫- و؟
‫- این عکس در سال 1893 گرفته شده.

297
00:23:39,334 --> 00:23:41,335
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

298
00:23:42,170 --> 00:23:43,838
‫آره، کاملاً.

299
00:24:02,899 --> 00:24:04,191
‫نگران نباشید.

300
00:24:04,985 --> 00:24:06,527
‫پسرتون زیر دست آدم ماهریـه.

301
00:24:06,695 --> 00:24:08,779
‫ازش مراقبت می‌کنم.

302
00:24:10,407 --> 00:24:12,700
‫تا اینجا مرکز مبارزه با بیماری به چه نتیجه‌ای رسیده؟

303
00:24:13,910 --> 00:24:17,872
‫هنوز داریم روی چند تا فرضیه کار می‌کنیم.
‫به محض اینکه نتیجه بگیریم خبر میدیم.

304
00:24:18,623 --> 00:24:21,375
‫خب، هیچی برام مهمتر از این بچه‌ها نیست.

305
00:24:22,419 --> 00:24:24,712
‫اگه کمکی از دستم بر می‌اومد خبرم کنین.

306
00:24:26,214 --> 00:24:27,923
‫حتماً.

307
00:24:30,760 --> 00:24:33,929
‫قبلاً باید بهش فکر می‌کردیم.
‫یه دکتر می‌تونه تغییر قیافه خوبی باشه.

308
00:24:34,097 --> 00:24:36,932
‫بهت اعتماد می‌کنن.
‫می‌تونی همه چیو کنترل کنی.

309
00:24:38,727 --> 00:24:41,061
‫اون حرومزاده.

310
00:24:41,229 --> 00:24:44,273
‫غافلگیـــر شدم که به فَکِش رو پایین نیاوردی.

311
00:24:44,441 --> 00:24:46,108
‫آره، خب...

312
00:24:46,610 --> 00:24:50,070
‫اولاً که نخواستم توی بخش لعنتی اطفال
‫چنین نمایشی راه بندازم.

313
00:24:50,780 --> 00:24:53,157
‫- تصمیم خوبیه.
‫- دوماً، نتیجه خوبی نمی‌تونست داشته باشه.

314
00:24:53,325 --> 00:24:56,285
‫چون اون حرومزاده ضد گلوله‌ست مگر اینکه
‫درحال تغذیه از چیزی باشه.

315
00:24:56,453 --> 00:24:59,914
‫و سوم اینکه، وسایلم آماده نبود،
‫که می‌تونه واقعا چیز خوبی باشه...

316
00:25:00,081 --> 00:25:03,792
‫چون ممکن بود خلاف قوانینی که داره،
‫یه خشاب رو هدر بدم.

317
00:25:03,960 --> 00:25:07,171
‫- هرچی پیرتر میشی عاقلتر میشی.
‫- کاملاً درست میگی.

318
00:25:07,756 --> 00:25:09,840
‫چون حالا می‌دونم چطوری باید گیرش بندازیم.

319
00:25:10,258 --> 00:25:11,300
‫منظورت چیه؟

320
00:25:11,468 --> 00:25:14,261
‫- اینکه اشتریگا به خواهر و برادر بچه‌ها هم حمله می‌کنه؟
‫- درسته.

321
00:25:14,429 --> 00:25:16,931
‫- خب دیشب...
‫- رفت سراغ اشر.

322
00:25:17,098 --> 00:25:20,601
‫- پس امشب ممکنه بره سراغ مایکل.
‫- پس باید از اینجا ببریمش.

323
00:25:20,769 --> 00:25:23,103
‫- نه، این به کارمون گند میزنه.
‫- چی؟

324
00:25:23,271 --> 00:25:27,274
‫- آره.
‫- پس میخوای از اون بچه بعنوان طعمه استفاده کنی؟

325
00:25:27,442 --> 00:25:30,110
‫دیوونه شدی؟ نه. فراموشش کن.
‫غیرممکنه.

326
00:25:30,278 --> 00:25:34,949
‫غیرممکن نیست، سم. تنها راهه.
‫اگه ناپدید شه، سال‌ها طول می‎کشه تا فرصتشو پیدا کنیم.

327
00:25:35,116 --> 00:25:38,494
‫مایکل یه بچه‌ست. نمی‌خوام اونو مثل کرمی که
‫به یه قلاب بستم تحویلش بدم.

328
00:25:38,662 --> 00:25:40,496
‫بابا منو نفرستاده اینجا که بذارم برم.

329
00:25:40,664 --> 00:25:43,290
‫تو رو اینجا فرستاده؟ تو رو نفرستاده،
‫ما رو فرستاده.

330
00:25:43,458 --> 00:25:46,168
‫موضوع تو نیستی، سم.
‫من اونی‌ام که گند زد.

331
00:25:46,336 --> 00:25:49,964
‫تقصیر منه. نمی‌شه گفت چند تا بچه
‫بخاطر من صدمه دیدن.

332
00:25:50,131 --> 00:25:52,174
‫چی داری میگی، دین؟

333
00:25:52,342 --> 00:25:54,301
‫چرا تقصیر توـه؟

334
00:25:59,683 --> 00:26:01,350
‫دین...

335
00:26:01,518 --> 00:26:03,811
‫از اولش داشتی یه چیزی رو قایم می‌کردی.

336
00:26:03,979 --> 00:26:06,522
‫از کی تا حالا بابا بی‌خیال یه شکار شده؟

337
00:26:06,690 --> 00:26:09,316
‫از کی اجازه داد چیزی از زیر دستش فرار کنه؟

338
00:26:10,694 --> 00:26:12,695
‫باهام حرف بزن، پسر.

339
00:26:13,321 --> 00:26:15,322
‫بگو چی شده.

340
00:26:24,874 --> 00:26:27,376
‫فورت داگلاس، وینسکانزین.

341
00:26:28,378 --> 00:26:32,214
‫سومین شبی بود که توی اون اتاق لعنتی بودیم...

342
00:26:32,382 --> 00:26:35,634
‫و حوصله‌م داشت سر می‌رفت، پسر.
‫نیاز داشتم هوا بخورم.

343
00:27:06,041 --> 00:27:07,541
‫بچه جون.

344
00:27:08,168 --> 00:27:09,585
‫داریم می‌بندیم.

345
00:28:12,857 --> 00:28:14,274
‫از سر راه برو کنار!

346
00:28:24,786 --> 00:28:25,953
‫سمی.

347
00:28:26,121 --> 00:28:28,455
‫سمی. سمی.

348
00:28:29,624 --> 00:28:32,543
‫- خوبی؟
‫- بابا، چی شده؟

349
00:28:32,752 --> 00:28:34,795
‫حالت خوبه؟

350
00:28:40,635 --> 00:28:43,846
‫- چی شد؟
‫- رفته بودم بیرون.

351
00:28:44,514 --> 00:28:48,183
‫- چی؟
‫- فقط برای یه لحظه. متأسفم.

352
00:28:48,351 --> 00:28:51,145
‫گفتم اینجا رو ترک نکن.

353
00:28:51,312 --> 00:28:53,647
‫بهت گفتم نذار از جلوی چشمت دور شه.

354
00:29:06,786 --> 00:29:10,831
‫بابا برمون داشت و رفتیم.

355
00:29:12,167 --> 00:29:15,794
‫ما رو گذاشت خونه کشیش جیم که
‫سه ساعت با اونجا فاصله داشت.

356
00:29:16,713 --> 00:29:20,174
‫زمانی که به فورت داگلاس برگشت،
‫اشتریگا ناپدید شد.

357
00:29:20,341 --> 00:29:22,509
‫رفته بود.

358
00:29:25,680 --> 00:29:28,056
‫تا الان پیداش نشده بود.

359
00:29:29,684 --> 00:29:32,853
‫میدونی، بابا دیگه درموردش حرف نزد.

360
00:29:33,021 --> 00:29:34,855
‫منم نپرسیدم.

361
00:29:36,566 --> 00:29:38,400
‫اما اون...

362
00:29:40,361 --> 00:29:43,906
‫نگاهش به من عوض شد، میدونی؟

363
00:29:44,073 --> 00:29:45,908
‫که خیلی بد بود.

364
00:29:46,701 --> 00:29:48,744
‫نه اینکه سرزنشش کنم.

365
00:29:48,912 --> 00:29:52,414
‫به دستوری که بهم داده بود گوش ندادم.
‫نزدیک بود تو رو به کشتن بدم.

366
00:29:52,582 --> 00:29:55,209
‫- تو فقط یه بچه بودی.
‫- نگو.

367
00:29:56,336 --> 00:29:57,711
‫نگو.

368
00:29:58,421 --> 00:30:01,924
‫بابا می‌دونست بخاطر من این کار ناتموم موند.

369
00:30:02,091 --> 00:30:04,426
‫منو فرستاد اینجا که تمومش کنم.

370
00:30:07,764 --> 00:30:09,598
‫اما استفاده از مایکل...

371
00:30:09,766 --> 00:30:11,475
‫نمی‌دونم، دین.

372
00:30:11,643 --> 00:30:14,728
‫نظرت چیه یکی از ما زیر پتو قایم بشه، میدونی؟

373
00:30:14,896 --> 00:30:16,438
‫ما طعمه میشیم.

374
00:30:18,566 --> 00:30:20,609
‫نه، جواب نمیده.

375
00:30:20,777 --> 00:30:23,737
‫به حد کافی نزدیک میشه که تغذیه کنه.
‫اون وقت ما رو می‌بینه.

376
00:30:25,949 --> 00:30:28,492
‫باور کن از این کار خوشم نمیاد،
‫اما باید همون بچه باشه.

377
00:30:35,166 --> 00:30:38,752
‫دیوونه‌ای. برو وگرنه به پلیس زنگ می‌زنم.

378
00:30:38,920 --> 00:30:40,796
‫یه لحظه صبر کن. بهم گوش بده.

379
00:30:40,964 --> 00:30:43,298
‫باید باورم کنی، باشه؟

380
00:30:43,466 --> 00:30:47,177
‫این موجود از پنجره اومده و به برادرت حمله کرده.

381
00:30:48,763 --> 00:30:49,972
‫دیدمش.

382
00:30:50,139 --> 00:30:51,849
‫میدونم چه شکلیه...

383
00:30:52,016 --> 00:30:54,476
‫چون یه بار به برادرم هم حمله کرده.

384
00:31:01,276 --> 00:31:05,612
‫این موجود، یجورایی...؟

385
00:31:05,989 --> 00:31:10,158
‫یه ردای بلند و سیاه داره؟

386
00:31:11,119 --> 00:31:13,453
‫دیشب دیدیش، نه؟

387
00:31:14,622 --> 00:31:16,456
‫فکر کردم دارم کابوس می‌بینم.

388
00:31:19,127 --> 00:31:21,837
‫اصلاً دوست ندارم اینو بهت بگم...

389
00:31:22,630 --> 00:31:24,506
‫اما گاهی کابو‌س‌ها واقعیت دارن.

390
00:31:25,300 --> 00:31:29,469
‫- پس چرا داری بهم می‌گی؟
‫- چون به کمکت نیاز داریم.

391
00:31:29,637 --> 00:31:30,846
‫کمک من؟

392
00:31:31,014 --> 00:31:34,850
‫من و اون، می‌تونیم بکشیمش.
‫کارمونه.

393
00:31:35,685 --> 00:31:38,145
‫اما بدون تو نمی‌تونیم.

394
00:31:38,521 --> 00:31:40,981
‫چی؟ نه.

395
00:31:41,149 --> 00:31:42,691
‫مایکل، بهم گوش کن.

396
00:31:43,443 --> 00:31:45,319
‫این موجود به اشر صدمه زده...

397
00:31:45,486 --> 00:31:49,197
‫و همینطور به اذیت کردن بچه‌ها ادامه میده مگر اینکه
‫جلوشو بگیریم. متوجهی؟

398
00:31:51,951 --> 00:31:53,869
‫خب، خیلی چرت پیش رفت.

399
00:31:54,037 --> 00:31:56,538
‫- حالا چی؟
‫- چه انتظاری داشتی؟

400
00:31:56,706 --> 00:32:00,334
‫حتی از یه آدم بزرگ هم نمی‌شه خواست
‫چنین کاری انجام بده، چه برسه به یه بچه.

401
00:32:08,676 --> 00:32:11,386
‫اگه بکشیش، اشر بهتر میشه؟

402
00:32:17,185 --> 00:32:19,728
‫راستش، نمی‌دونیم.

403
00:32:23,566 --> 00:32:25,692
‫گفتی تو برادر بزرگتری.

404
00:32:26,527 --> 00:32:27,861
‫آره.

405
00:32:28,029 --> 00:32:30,948
‫اگه تو باشی از برادر کوچیکترت مراقبت می‌کنی؟

406
00:32:31,115 --> 00:32:33,575
‫براش هر کاری می‌کنی؟

407
00:32:34,869 --> 00:32:35,869
‫آره، همینطوره.

408
00:32:38,873 --> 00:32:40,582
‫منم.

409
00:32:41,751 --> 00:32:43,085
‫کمک می‌کنم.

410
00:33:07,110 --> 00:33:10,612
‫این دوربین دید در شب داره،
‫پس می‌تونیم به روشنایی روز ببینیم.

411
00:33:10,780 --> 00:33:12,990
‫- ردیفه؟
‫- یکم بچرخون به سمت راست.

412
00:33:14,742 --> 00:33:16,410
‫همونجا، همونجا.

413
00:33:16,869 --> 00:33:18,245
‫چیکار باید بکنم؟

414
00:33:19,414 --> 00:33:22,290
‫فقط زیر پتو بمون.

415
00:33:22,458 --> 00:33:24,501
‫و اگه بیاد چی؟

416
00:33:25,753 --> 00:33:29,172
‫خب، ما همین جا توی اتاق بغلیم.
‫با اسلحه وارد می‌شیم.

417
00:33:29,882 --> 00:33:33,135
‫وقتی ما اومدیم، از برو پایین تخت و زیرش بمون.

418
00:33:34,762 --> 00:33:38,765
‫- اگه به من شلیک کنید چی؟
‫- بهت شلیک نمی‌کنیم. تیراندازهای خوبی هستیم.

419
00:33:40,476 --> 00:33:43,270
‫تا زمانی که نرفتی، شلیک نمی‌کنیم، خب؟

420
00:33:44,772 --> 00:33:47,774
‫- تا حالا صدای تیراندازی رو شنیدی؟
‫- یعنی توی فیلم‌ها؟

421
00:33:48,985 --> 00:33:51,319
‫صداش خیلی بلندتر از فیلم‌هاست.

422
00:33:52,155 --> 00:33:53,989
‫برای همین می‌خوام زیر تخت بمونی...

423
00:33:54,157 --> 00:33:58,452
‫گوش‌هاتو بگیری و تا وقتی که نگفتیم
‫بیرون نیای، گرفتی؟

424
00:34:01,664 --> 00:34:03,832
‫مایکل، مطمئنی می‌خوای انجامش بدی؟

425
00:34:04,000 --> 00:34:06,543
‫مجبوری نیست، عیبی نداره.
‫عصبانی نمی‌شم.

426
00:34:07,045 --> 00:34:10,464
‫نه، چیزی نیست. فقط بهم شلیک نکن.

427
00:34:11,215 --> 00:34:13,550
‫نمی‌ذاریم اتفاقی برات بیفته.

428
00:34:13,718 --> 00:34:15,135
‫قول میدم.

429
00:34:28,024 --> 00:34:29,232
‫ساعت چنده؟

430
00:34:31,861 --> 00:34:33,153
‫3.

431
00:34:34,655 --> 00:34:37,324
‫مطمئنی این گلوله‌های آهنی جواب میده؟

432
00:34:38,242 --> 00:34:42,079
‫گلوله‌های آهنی تقدیس شده.
‫و اینکه آره، بابا آخرین بار از اینا استفاده کرد.

433
00:34:44,332 --> 00:34:46,208
‫هی، دین، متاسفم.

434
00:34:49,003 --> 00:34:50,045
‫برای چی؟

435
00:34:53,007 --> 00:34:54,841
‫میدونی...

436
00:34:55,009 --> 00:35:00,222
‫همیشه بخاطر اینکه دستورات بابا رو اجرا می‌کنی
‫اذیتت می‌کنم.

437
00:35:02,517 --> 00:35:06,853
‫- اما می‌دونم چرا این کارو می‌کنی.
‫- اوه، خدایا. منو بکش.

438
00:35:12,235 --> 00:35:13,902
‫صبر کن، ببین.

439
00:35:48,104 --> 00:35:49,563
‫- حالا؟
‫- نه هنوز.

440
00:36:22,972 --> 00:36:25,640
‫هی! مایکل، برو پایین!

441
00:36:35,943 --> 00:36:37,485
‫- مایک، حالت خوبه؟
‫- آره.

442
00:36:37,653 --> 00:36:39,487
‫همون جا بمون.

443
00:37:03,471 --> 00:37:04,512
‫دین!

444
00:37:34,669 --> 00:37:36,044
‫هی!

445
00:37:39,548 --> 00:37:41,007
‫خوبی، داداش کوچیکه؟

446
00:38:13,708 --> 00:38:16,376
‫چیزی نیست، مایکل.
‫می‌تونی بیای بیرون.

447
00:38:49,410 --> 00:38:52,537
‫- هی، جوانا. اشر چیکار می‌کنه؟
‫- مایکل رو ندیدین؟

448
00:38:52,705 --> 00:38:55,040
‫- مامان! مامان!
‫- هی.

449
00:38:56,625 --> 00:38:58,710
‫- اش چطوره؟
‫- خبر خوبی دارم.

450
00:38:58,919 --> 00:39:01,046
‫- برادرت خوب میشه.
‫- واقعاً؟

451
00:39:01,213 --> 00:39:05,508
‫آره، واقعاً. هیچ‌کس نمی‌تونه توضیحش بده.
‫معجزه‌ست.

452
00:39:06,510 --> 00:39:09,554
‫یه شب نگهش می‌دارن که تحت نظر باشه،
‫اما بعدش میاد خونه.

453
00:39:09,722 --> 00:39:12,432
‫- عالیـــه.
‫- بچه‌های دیگه چطورن؟

454
00:39:12,600 --> 00:39:16,311
‫خوبن. واقعاً خوبن. یه سریشون باید چند روز دیگه
‫مرخص شن.

455
00:39:16,479 --> 00:39:19,064
‫دکتر تراویس گفت بخش اطفال قراره شبیه شهر ارواح بشه.

456
00:39:19,231 --> 00:39:22,317
‫دکتر تراویس؟ دکتر هایدکر چی شد؟

457
00:39:22,485 --> 00:39:25,153
‫اوه، امروز نبود.
‫احتمالاً مریض بوده.

458
00:39:25,946 --> 00:39:27,697
‫آره. آره لابد.

459
00:39:29,450 --> 00:39:32,118
‫وقتی نبودم اتفاق خاصی نیفتاد؟

460
00:39:32,286 --> 00:39:33,870
‫نه، مثل همیشه.

461
00:39:34,038 --> 00:39:36,331
‫- خیله‌خب. می‌تونی بری اش رو ببینی.
‫- الان؟

462
00:39:36,499 --> 00:39:38,166
‫آره اگه بخوای.

463
00:39:42,004 --> 00:39:45,340
‫بهتره قبل اینکه ماشین رو روشن کنه
‫و خودش رانندگی کنه برم.

464
00:39:53,224 --> 00:39:54,974
‫خیلی بده.

465
00:39:56,102 --> 00:39:58,228
‫اوه، چیزیشون نمیشه.

466
00:39:58,396 --> 00:40:00,146
‫منظورم این نبود.

467
00:40:00,981 --> 00:40:04,526
‫منظورم مایکله. الان دیگه می‌دونه
‫همیشه توی تاریکی یه چیزهایی وجود دارن.

468
00:40:04,693 --> 00:40:06,778
‫مثل قبل نمیشه، میدونی؟

469
00:40:11,784 --> 00:40:13,993
‫گاهی آرزو می‌کنم...

470
00:40:16,080 --> 00:40:17,122
‫چی؟

471
00:40:17,998 --> 00:40:20,750
‫که ای‌کاش می‌تونستم چنین معصومیتی داشته باشم.

472
00:40:34,306 --> 00:40:37,517
‫اگه برات اهمیتی داره،
‫منم گاهی آرزو می‌کنم کاش می‌تونستی.

473
00:40:38,341 --> 00:40:54,341
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
