1
00:00:02,127 --> 00:00:03,919
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,587 --> 00:00:05,796
‫«سمی».

3
00:00:05,964 --> 00:00:08,674
‫هر چه سریعتر برادرت رو ببر بیرون. بدو.

4
00:00:12,220 --> 00:00:13,429
‫بابا رفته شکار.

5
00:00:13,596 --> 00:00:15,347
‫و چند روزه که خونه نیومده.

6
00:00:18,852 --> 00:00:20,102
‫این کتاب باباست.

7
00:00:20,270 --> 00:00:22,312
‫و می‌خواد کارش رو ‫ما ادامه بدیم.

8
00:00:22,522 --> 00:00:24,148
‫می‌دونی، نجات مردم، شکار موجودات

9
00:00:24,315 --> 00:00:25,774
‫شغل خانوادگیمون.

10
00:00:25,942 --> 00:00:27,109
‫باید بابا رو پیدا کنم.

11
00:00:27,277 --> 00:00:29,111
‫این تنها چیزیه که میتونم بهش فکر کنم.

12
00:00:33,635 --> 00:00:42,635
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

13
00:00:43,501 --> 00:00:46,628
‫بی‌خیال رفیق.
‫یعنی انقدر دوره؟ سردمــه.

14
00:00:46,796 --> 00:00:48,672
‫باید همین بالا باشه.

15
00:00:52,844 --> 00:00:55,637
‫بفرمایید.

16
00:00:55,805 --> 00:00:57,973
‫چطوری اینجا رو پیدا کردی «ترستون»؟

17
00:00:58,975 --> 00:01:00,768
‫دختر عموم دربارش بهم گفت.

18
00:01:02,395 --> 00:01:05,898
‫من اصلا اونجا نمیرم.

19
00:01:06,900 --> 00:01:08,358
‫ای ترسوها.

20
00:01:08,526 --> 00:01:10,986
‫ما با هم تا اینجا اومدیم،
‫باید با هم بریم ببینیم.

21
00:01:11,154 --> 00:01:13,489
‫فقط زود باشید که برگردیم سمت ماشین.

22
00:01:13,656 --> 00:01:15,991
‫خیلی سرده.

23
00:01:18,828 --> 00:01:20,829
‫میخوای دستت رو بگیرم؟

24
00:01:25,335 --> 00:01:27,669
‫جای دیگه‌ای هست که بتونم بگیرم؟!

25
00:01:27,837 --> 00:01:30,005
‫اه. خفه شو بیچاره.

26
00:01:30,173 --> 00:01:31,423
‫بابا بی‌خیال.

27
00:01:31,841 --> 00:01:33,175
‫چیه؟

28
00:01:46,397 --> 00:01:47,856
‫امکان نداره.

29
00:01:48,358 --> 00:01:50,692
‫اینا رو ببین.

30
00:01:50,860 --> 00:01:54,196
‫زود باشید. از این طرف.

31
00:02:00,537 --> 00:02:03,038
‫میگن توی انبار زیرزمینی زندگی می‌کنه.

32
00:02:03,206 --> 00:02:06,208
‫میره دنبال دخترها. همیشه.

33
00:02:06,376 --> 00:02:09,753
‫اونا رو حلق‌آویز میکنه.

34
00:02:09,921 --> 00:02:14,466
‫اونا میگن؟ کیا میگن؟
‫این چرندیات رو کجا شنیدی؟

35
00:02:14,634 --> 00:02:17,219
‫- بهت گفتم که، دخترعموم.
‫- اون از کجا شنیده؟

36
00:02:18,221 --> 00:02:20,389
‫نمیدونم. فقط شنیده.

37
00:02:21,724 --> 00:02:24,476
‫حالا هر چی. اونو بده من.

38
00:02:45,373 --> 00:02:49,501
‫اوه، ببین. انبار زیرزمینی شیطان.

39
00:02:49,669 --> 00:02:52,754
‫نه، جایی که شیطان سبزیجاتش رو ذخیره می‌کنه.

40
00:02:53,756 --> 00:02:56,758
‫خب خودتون پاشید بیاید اینجا ببینید.

41
00:02:56,926 --> 00:03:02,389
‫اینجا فقط یه زیرزمینه توی یه مزرعه مزخرف
‫که پر از شیشه‌های حال بهم‌زنــه.

42
00:03:03,433 --> 00:03:05,142
‫من چیز ترسناکی نمی‌بینم.

43
00:03:07,270 --> 00:03:08,645
‫شما چی؟

44
00:03:12,609 --> 00:03:13,942
‫چیه؟

45
00:03:15,778 --> 00:03:17,029
‫چیه؟ چی شده؟

46
00:03:39,278 --> 00:03:42,279
"خونه جهنمی"

47
00:04:18,091 --> 00:04:19,925
‫ها ها. خیلی خنده‌داره.

48
00:04:21,344 --> 00:04:22,386
‫متاسفم.

49
00:04:22,553 --> 00:04:25,764
‫توی شرق تگزاس هیچ منظره قشنگی وجود نداره.
‫مجبور میشی خودت بسازیش.

50
00:04:27,058 --> 00:04:28,767
‫مرد ما دیگه بچه نیستیم، «دین».

51
00:04:29,477 --> 00:04:31,103
‫قرار نیست دوباره این مسخره‌بازی رو شروع کنیم.

52
00:04:31,354 --> 00:04:32,354
‫چیو شروع کنیم؟

53
00:04:32,855 --> 00:04:35,232
‫این شوخی‌ شهرستانی‌های خرکی رو.
‫احمقانه‌‌ست و همیشه از دستت در میره.

54
00:04:35,400 --> 00:04:36,608
‫مشکل چیه، سمی؟

55
00:04:36,776 --> 00:04:40,487
‫می‌ترسی دوباره توی شامپوت کِرِم مو بر پیدا کنی؟ ها؟

56
00:04:40,780 --> 00:04:44,616
‫- خیله‌خب. فقط یادت باشه. خودت شروع کردی.
‫- معطل چی هستی کچل جون.

57
00:04:45,785 --> 00:04:49,871
‫- کجاییم اصلا؟
‫- چند ساعته که از «ریچاردسون» خارج شدیم.

58
00:04:50,039 --> 00:04:52,040
‫اطلاعات محرمانه رو بازگو کن.

59
00:04:54,210 --> 00:04:55,961
‫خیله‌خب، یکی دو ماه پیش...

60
00:04:56,129 --> 00:04:58,630
‫چند تا بچه داشتن توی یه خونه محلی تسخیر شده
‫پرسه می‌زدن.

61
00:04:58,798 --> 00:05:02,467
‫- تسخیر شده توسط چی؟
‫- ظاهرا، یه روح مونث‌ستیـــز.

62
00:05:02,635 --> 00:05:07,556
‫افسانه‌ها می‌گن، دختــرها رو می‌گیرهو
‫اونا رو از سقف حلق‌آویـــز می‌کنه.

63
00:05:07,724 --> 00:05:10,225
‫این بچه‌ها یه دختر مـــُرده رو پیدا کردن
‫که توی زیرزمین دار زده شده.

64
00:05:10,393 --> 00:05:12,978
‫- کسی جسد رو شناسایی نکرده؟
‫- خب ،موضوع همینـــه.

65
00:05:13,146 --> 00:05:15,647
‫زمانی که پلیس‌ها رسیدن اونجا،
‫جسدی وجود نداشته.

66
00:05:15,815 --> 00:05:17,899
‫پلیس‌ها می‌گن این بچه‌ها دارن خالی می‌بندن.

67
00:05:18,067 --> 00:05:19,526
‫شاید درست می‌گن.

68
00:05:20,028 --> 00:05:23,155
‫شاید، اما من در مورد داستان اصلی این بچه‌ها
‫یه چیـــزایی خوندم.

69
00:05:23,323 --> 00:05:25,907
‫- به نظر میاد راست می‌گن.
‫- این داستان‌ها رو کجا خوندی؟

70
00:05:29,412 --> 00:05:31,246
‫می‌دونستم که قراره از تگزاس بگذریم...

71
00:05:31,414 --> 00:05:36,918
‫برای همین دیشب توی سایت‌های
‫ماوراءالطبیعه محلی می‌چرخیدم.

72
00:05:37,086 --> 00:05:39,588
‫- و یکی پیدا کردم.
‫- اسم سایتش چیه؟

73
00:05:43,676 --> 00:05:45,427
(معنیش: لونه‌ی سگ های جهنمی)

74
00:05:46,554 --> 00:05:48,847
‫بذار حدس بزنم. حتما داشتن از زیرزمین خونه مامانشون گــزارش تهیه می‌کردن.

75
00:05:49,557 --> 00:05:50,932
‫- آره شاید.
‫- آره.

76
00:05:51,100 --> 00:05:52,351
‫بیشتر این وب‌سایت‌ها...

77
00:05:52,560 --> 00:05:55,062
‫اصلا روحی رو نمی‌شناسن،
‫مگر اینکه سایت‌های پورن رکوردشون رو بشکنن.

78
00:05:56,689 --> 00:06:01,276
‫ببین، ما گذاشتیم بابا بره،
‫که اتفاقا یه اشتباه بود.

79
00:06:01,444 --> 00:06:02,861
‫حالا نمیدونیم که کجاست.

80
00:06:03,112 --> 00:06:05,113
‫بنابراین، در همین حین،
‫باید یه چیــزی برای شکار پیدا کنیم.

81
00:06:05,281 --> 00:06:06,573
‫چک کردنش ضرری نداره که.

82
00:06:06,991 --> 00:06:08,950
‫خیله‌خب،
‫کجا باید این بچه‌ها رو پیدا کنیم؟

83
00:06:10,119 --> 00:06:12,621
‫همونجایی که توی چنین شهری
‫می‌شه بچه‌ها رو پیدا کرد.

84
00:06:20,380 --> 00:06:22,881
‫ترسناک‌ترین چیــزی بود که تا حالا دیدم.
‫به خدا قســم.

85
00:06:23,091 --> 00:06:25,967
‫از لحظه‌ای که وارد شدیم،
‫تمام دیوارها به رنگ سیاه بود.

86
00:06:26,135 --> 00:06:27,636
‫- قرمز.
‫- فکر کنم خون بود.

87
00:06:27,804 --> 00:06:31,056
‫- همش نمادهای عجیب غریب داشت.
‫- صلیب و ستاره و..

88
00:06:31,224 --> 00:06:32,891
‫- پنج‌ضلعی.
‫- فرقه اصول‌گرا.

89
00:06:33,101 --> 00:06:34,726
‫هر چی که بود، من چشمامو بستم.

90
00:06:34,894 --> 00:06:37,646
‫مهم نیست بقیه چی می‌گن،

91
00:06:37,814 --> 00:06:39,481
‫- دختر بیچاره.
‫- با موهای تیره...

92
00:06:39,649 --> 00:06:42,317
‫- بلوند.
‫- موهای قرمز داشت و آویزون بود.

93
00:06:42,485 --> 00:06:44,486
‫- تقلا می‌کرد.
‫- حتی حرکت هم نمی‌کرد.

94
00:06:44,654 --> 00:06:46,655
‫- واقعی بود.
‫- صد در صد مطمئنم.

95
00:06:46,823 --> 00:06:48,615
‫یجورایی سکسی بود.

96
00:06:49,826 --> 00:06:52,994
‫- خب می‌‌دونین، در حالت مرگ منظورمه.
‫- خیله‌خب.

97
00:06:54,705 --> 00:06:56,998
‫چطوری این مکان رو پیدا کردین؟

98
00:06:57,166 --> 00:06:58,667
‫- «کریگ».
‫- کریگ ما رو برد.

99
00:07:06,217 --> 00:07:08,718
‫بچه‌ها. میتونم کمکتون کنم؟

100
00:07:08,886 --> 00:07:11,847
‫- تو کریگ ترستون هستی؟
‫- بله.

101
00:07:12,432 --> 00:07:14,683
‫ما خبرنگاران «اخبار صبح دالاس» هستیم.

102
00:07:14,851 --> 00:07:16,643
‫- من دین هستم، این هم سم‌ــه.
‫- امکان نداره.

103
00:07:17,937 --> 00:07:22,065
‫آره، منم نویسنده‌ام.
‫من برای مجله مدرسه‌مون می‌نویسم.

104
00:07:22,233 --> 00:07:24,151
‫خب، خوش به حالت «موریسی».
‫(شاعر و خواننده‌ای در سال 1980)

105
00:07:24,735 --> 00:07:27,195
‫ما داریم در مورد تسخیرات روح این محل
‫مقالــه می‎نویسیم.

106
00:07:27,363 --> 00:07:29,448
‫شایعه‌ها می‌گن تو یه داستانی داری.

107
00:07:30,950 --> 00:07:33,660
‫- منظورتون خونه جهنمیـــه؟
‫- خودشــه.

108
00:07:34,245 --> 00:07:36,371
‫فکر نمی‌کردم موضوع مهمی باشه.

109
00:07:36,539 --> 00:07:38,165
‫چرا داستان رو بهمون نمیگی.

110
00:07:41,669 --> 00:07:43,962
‫خب ظاهرا در دهه سی...

111
00:07:44,464 --> 00:07:46,214
‫کشاورزی به اســم «موردکای مرداک»،

112
00:07:46,382 --> 00:07:49,050
‫توی خونه‌ش با شش تا از دخترهاش زندگی می‌کرده.

113
00:07:49,218 --> 00:07:52,053
‫موقع رکود بوده و زمینش هیچ ثمری نداشته...

114
00:07:52,221 --> 00:07:54,681
‫پول کافی هم برای غذا دادن به بچه‌هاش نداشته.

115
00:07:55,308 --> 00:07:57,893
‫برای همین فکر کنم همون موقع بود که
‫زده به سیـــم آخر.

116
00:07:58,060 --> 00:07:59,478
‫چطور؟

117
00:08:01,230 --> 00:08:05,400
‫خب، به این فکر کرد که خیلی خوب میشه
‫اگه دخترهاش زود بمیــرن...

118
00:08:05,568 --> 00:08:08,236
‫تا اینکه از گشنگی تلف شن.

119
00:08:08,404 --> 00:08:10,322
‫برای همین بهشون حمله کرد.

120
00:08:11,491 --> 00:08:14,326
‫اونا فریاد می‌زدن،
‫التماس می‌کردن که تمومش کنه.

121
00:08:15,453 --> 00:08:17,996
‫اما اون یکی یکی حلق‌آویزشون کرد.‌

122
00:08:18,581 --> 00:08:22,000
‫و وقتی که کارش تموم شد،
‫خودش رو دار زد.

123
00:08:23,461 --> 00:08:26,505
‫حالا می‌گن روحش توی اون خونه
‫برای همیشه حبس شده...

124
00:08:26,714 --> 00:08:28,924
‫هر دختری وارد شه اونو هم حلق‌آویز می‌کنه.

125
00:08:29,967 --> 00:08:32,469
‫این ماجرا رو از کجا شنیدی؟

126
00:08:32,637 --> 00:08:37,015
‫دختر عموم «دینا» بهم گفت.
‫نمیدونم از کجا شنیده بوده.

127
00:08:37,225 --> 00:08:39,643
‫باید بدونید که یه لحظه هم باورش نکردم.

128
00:08:39,810 --> 00:08:41,853
‫اما حالا می‌کنی.

129
00:08:43,814 --> 00:08:46,191
‫نمیدونم چه فکری کنم رفیق.

130
00:08:46,359 --> 00:08:49,778
‫بچه‌ها من دقیقا چیزی رو بهتون میگم
‫که به پلیس گفتم، باشه؟

131
00:08:49,946 --> 00:08:54,950
‫اون دختر واقعی بود و مرده بود.
‫این موضوع یه شوخی خرکی نبود.

132
00:08:55,117 --> 00:08:57,285
‫به خدا قســـم، اصلا نمیخوام دوباره نزدیکِ...

133
00:08:57,453 --> 00:08:58,954
‫اون خونه بشم، خب؟

134
00:09:02,250 --> 00:09:03,750
‫ممنون.

135
00:09:12,635 --> 00:09:16,638
‫- نمیتونم بگم سرزنشش می‌کنم.
‫- آره، خیلی خونــه جذابیـــه.

136
00:09:31,988 --> 00:09:33,488
‫چیزی فهمیدی؟

137
00:09:33,656 --> 00:09:36,533
‫- آره اما محرک الکترومغناطیسی مشکل داره.
‫- چرا؟

138
00:09:36,701 --> 00:09:40,829
‫فکر کنم هنوز یه مقداری برق توش هست.
‫تمام داده‌ها رو خراب می‌کنه.

139
00:09:41,998 --> 00:09:44,082
‫- آره، همینطوره.
‫- آره.

140
00:09:44,417 --> 00:09:46,001
‫زود باش، بریم.

141
00:10:09,317 --> 00:10:13,361
‫انگار این پیرمرده، مرداک، تمام مدت
‫دیوارنویسی می‌کرده.

142
00:10:14,864 --> 00:10:16,114
‫بعد مرگش هم همینطور.

143
00:10:17,617 --> 00:10:20,619
‫قرن‌هاست که صلیب واروونه
‫توسط شیطان‌پرست‌ها استفاده میشه...

144
00:10:20,828 --> 00:10:24,914
‫اما این «نماد گوگرد» تا دهه 60 توی
‫سان‌فرانسیسکو وجود نداشته.
‫(نماد نادر شیطان‌پرستی)

145
00:10:26,083 --> 00:10:28,126
‫دقیقا بخاطر همین چیزهاست که
‫هیچ‌وقت نمیتونی با کسی سکس کنی.

146
00:10:34,759 --> 00:10:37,552
‫این یکی چطور؟
‫اینو قبلا دیدی؟

147
00:10:42,224 --> 00:10:44,142
‫نه.

148
00:10:45,645 --> 00:10:47,145
‫من دیدم.

149
00:10:47,938 --> 00:10:49,397
‫یجایی.

150
00:10:55,780 --> 00:10:57,614
‫رنگه.

151
00:10:58,616 --> 00:11:00,909
‫به نظر خیلی تازه میاد.

152
00:11:02,370 --> 00:11:04,079
‫نمیدونم، سم.

153
00:11:04,246 --> 00:11:07,499
‫یعنی متنفرم که با مقامات هم عقیده باشم...

154
00:11:07,667 --> 00:11:10,293
‫اما شاید پلیس‌ها در این مورد راست بگن.

155
00:11:11,962 --> 00:11:13,296
‫آره شاید.

156
00:11:30,898 --> 00:11:34,776
‫کات. دو تا آدمن.

157
00:11:34,944 --> 00:11:36,319
‫اینجا چه غلطی می‌کنین؟

158
00:11:36,487 --> 00:11:38,113
‫شما اینجا چیکار می‌کنین؟

159
00:11:38,447 --> 00:11:41,366
‫ما متعلق به اینجاییم. ما حرفه‌ای هستیم.

160
00:11:41,534 --> 00:11:45,537
‫- در چه زمینه‌ای؟
‫- محققان ماوراءالطبیعه.

161
00:11:47,415 --> 00:11:50,458
‫بفرمایید. یه نگاهی بندازین پسرها.

162
00:11:51,127 --> 00:11:53,336
‫اوه، شوخی می‌کنید.

163
00:11:55,047 --> 00:11:57,298
‫- «اد زدمود» و «هری اسپنگلر».
‫- بله.

164
00:11:57,800 --> 00:12:00,385
‫شما این سایت رو اداره می‌کنین؟

165
00:12:00,553 --> 00:12:04,139
‫- آره.
‫- اوه، آره آره. ما بدجور طرفدار شماییم.

166
00:12:04,306 --> 00:12:06,474
‫و ما هم میدونیم شما کی هستین.

167
00:12:08,352 --> 00:12:10,812
‫- اوه، جدی؟
‫- تازه‌کار.

168
00:12:11,814 --> 00:12:14,899
‫که دنبال ارواح و هیجانات بی‌ارزش هستن. آره.

169
00:12:15,067 --> 00:12:16,401
‫پس اگه اشکالی نداره...

170
00:12:16,569 --> 00:12:19,320
‫داریم سعی می‌کنیم در اینجا به صورت جدی
‫تحقیقات علمی انجام بدیم.

171
00:12:19,488 --> 00:12:21,906
‫جدی؟ چی به دست آوردین حالا؟

172
00:12:22,074 --> 00:12:24,242
‫هری، چرا در مورد ای ام اف
‫چیزی بهشون نمیگی؟
(دستگاه محرکه الکترومغناطیسی)

173
00:12:25,077 --> 00:12:26,661
‫- خب...
‫- ای ام اف؟

174
00:12:27,538 --> 00:12:29,748
‫میدان الکترومغناطیسی.

175
00:12:30,458 --> 00:12:33,418
‫موجودات روح‌مانند می‌تونن باعث نوسانات انرژی بشن...

176
00:12:33,586 --> 00:12:36,087
‫که دستگاه آشکارساز نیروی محرکه الکترومغناطیسی
‫میتونه اونو بخونه.

177
00:12:36,881 --> 00:12:38,673
‫درست مثل این پسر بدی که اینجاست.

178
00:12:40,009 --> 00:12:41,384
‫عجب. عجب.

179
00:12:41,594 --> 00:12:43,052
‫- این 2.8ــه.
‫- دو ممیز هشت.

180
00:12:43,220 --> 00:12:45,180
‫- اینجا خیلی گرمه.
‫- عجب.

181
00:12:45,347 --> 00:12:49,476
‫شما تا حالا روحی دیدین یا...؟

182
00:12:51,187 --> 00:12:53,521
‫یه بار. ما...

183
00:12:54,190 --> 00:12:56,941
‫داشتیم رو یه خونه قدیمی تحقیق می‌کردیم...

184
00:12:57,109 --> 00:12:59,778
‫و دیدیم که یه گلدون از روی میز افتاد.

185
00:12:59,987 --> 00:13:03,573
‫- خودش افتاد.
‫- در واقع ندیدیمش...

186
00:13:03,741 --> 00:13:07,368
‫اما شنیدیم و چیزی شبیه به این...

187
00:13:07,536 --> 00:13:10,705
‫- آدمو تغییر میده.
‫- آره.

188
00:13:11,624 --> 00:13:13,291
‫فکر کنم من گرفتم قضیه رو.

189
00:13:13,501 --> 00:13:15,376
‫باید بریم، بذاریم به کارشون برسن.

190
00:13:15,544 --> 00:13:16,795
‫- آره، بهتره برید.
‫- سم.

191
00:13:17,004 --> 00:13:18,379
‫آره، کار.

192
00:13:21,383 --> 00:13:24,552
‫متاسفم. اون ماریجوانایی که کشیدیم،
‫باعث خنده‌م شده.

193
00:13:32,061 --> 00:13:33,978
‫- هی.
‫- هی. چی گیرت اومد؟

194
00:13:34,146 --> 00:13:35,647
‫نتونستم مردکای رو پیدا کنم...

195
00:13:35,815 --> 00:13:39,442
‫اما «مارتین مرداک» رو پیدا کردم که
‫در دهه سی در این خونه زندگی می‌کرده.

196
00:13:39,610 --> 00:13:42,403
‫اون بچه داشته،
‫اما فقط دوتا اونم پســر.

197
00:13:42,571 --> 00:13:44,280
‫و هیچ گزارشی مبنی بر اینکه
‫کسی رو کشته باشه نیست.

198
00:13:44,448 --> 00:13:46,407
‫- آها.
‫- تو چی؟

199
00:13:46,575 --> 00:13:50,411
‫این بچه‌ها توضیح واضحی از اون دختر ندادن.
‫منم رفتم ایستگاه پلیس.

200
00:13:50,579 --> 00:13:53,331
‫هیچ فرد گمشده‌ای با این دختره مطابقت نداره.
‫انگار اصلا وجود نداشته.

201
00:13:53,541 --> 00:13:55,917
‫رفیق، بی‌خیال. ما تحقیقاتمون رو کردیم.
‫این یکی دروغـــه.

202
00:13:56,085 --> 00:13:59,170
‫تا اونجایی که می‌دونیم،
‫اون پسرهای «هل هوند» کل این قضیه رو از خودشون درآوردن.

203
00:14:01,590 --> 00:14:04,133
‫- باشه، خیله‌خب.
‫- میگم یه بار پیدا کنیم...

204
00:14:04,301 --> 00:14:06,845
‫و یکم آبجو بزنیم و بذاریم این داستان‌ها
‫برای محلی‌ها باقی بمونه.

205
00:14:15,563 --> 00:14:16,604
‫چه کوفتی بود؟

206
00:14:22,570 --> 00:14:25,196
‫این تمام توانته؟ ضعیف عمل کردی.

207
00:14:26,115 --> 00:14:28,700
‫مطابق استانداردها نیست!

208
00:14:34,874 --> 00:14:36,791
‫اینم از این.

209
00:14:38,210 --> 00:14:41,379
‫- نقطه‌ای که بازگشت نداره.
‫- چرا باید برم داخل؟

210
00:14:41,589 --> 00:14:43,965
‫چون تو جرات رو به حقیقت ترجیح دادی، «جیل».

211
00:14:44,174 --> 00:14:46,968
‫یا باید یه شیشه از زیرزمین مردکای بیاری...

212
00:14:47,136 --> 00:14:49,304
‫و برش گردونی، یا...

213
00:14:49,805 --> 00:14:51,472
‫یا میتونی منو ببوسی.

214
00:14:52,141 --> 00:14:54,475
‫این روح قاتل رو ترجیح میدم، ممنون.

215
00:15:12,828 --> 00:15:15,663
‫- تو باشی همچین کاری می‌کنی؟
‫- نه بابا.

216
00:15:37,019 --> 00:15:42,398
‫آهای؟

217
00:15:44,652 --> 00:15:46,527
‫کسی اونجاست؟

218
00:17:03,772 --> 00:17:05,314
‫خیله‌خب.

219
00:17:08,152 --> 00:17:10,737
‫خب، خب، خب.

220
00:17:47,441 --> 00:17:49,484
‫یه لحظه صبر کنید، آقای «گودوین».

221
00:17:50,194 --> 00:17:51,444
‫چی شده؟

222
00:17:51,612 --> 00:17:54,113
‫پلیس‌ها می‌گن یه دختر بیچاره خودشو
‫حلق‌‌آویز کــرده.

223
00:17:54,865 --> 00:17:56,324
‫- خودکشی؟
‫- آره.

224
00:17:56,492 --> 00:17:59,786
‫اون دانش‌آموز نخبه‌ای بود
‫و برای دانشگاه بورسیه کامل گرفته بود.

225
00:17:59,953 --> 00:18:02,080
‫با عقل جور در نمیاد.

226
00:18:06,001 --> 00:18:08,377
‫چی فکر می‌کنی؟

227
00:18:11,507 --> 00:18:13,091
‫فکر کنم یه چیزی رو جا انداختیم.

228
00:18:29,108 --> 00:18:31,818
‫پلیس‌ها نمیخوان دیگه بچه‌ای این اطراف بیاد.

229
00:18:32,611 --> 00:18:35,113
‫آره اما با این حال ما باید بریم.

230
00:18:39,159 --> 00:18:41,119
‫باورم نمیشه.

231
00:18:44,248 --> 00:18:46,040
‫یه فکری دارم.

232
00:18:49,002 --> 00:18:50,211
‫به کی میخوای زنگ بزنی؟

233
00:18:50,879 --> 00:18:52,255
‫- هی، تو.
‫- اون چیه؟

234
00:18:52,756 --> 00:18:54,423
‫- بایست.
‫- فرار کن.

235
00:18:56,385 --> 00:18:57,718
‫- زود باش.
‫- برگرد اینجا.

236
00:18:57,886 --> 00:18:59,720
‫- وایسا.
‫- بی‌خیال منو اینجا رها نکن.

237
00:19:09,940 --> 00:19:12,066
‫این نماد رو کجا دیدم؟
‫دارم دیوونه میشم.

238
00:19:12,234 --> 00:19:14,735
‫بی‌خیال. خیلی وقت نداریم.

239
00:19:50,189 --> 00:19:52,273
‫هی، سم. اگه جرات داری یکم از اینو سر بکش.

240
00:19:54,610 --> 00:19:56,319
‫چرا باید این کارو کنم؟

241
00:20:00,324 --> 00:20:02,325
‫تو رو به چالش دعوت می‌کنم.

242
00:20:31,730 --> 00:20:32,939
‫از موش متنفرم.

243
00:20:33,523 --> 00:20:36,609
‫- ترجیح میدی روح باشه؟
‫- آره.

244
00:20:49,248 --> 00:20:51,499
‫این چه روحیه که نسبت به سنگ نمک
‫مقاومت داره؟

245
00:20:51,667 --> 00:20:52,833
‫نمیدونم.

246
00:20:53,168 --> 00:20:54,794
‫زود باش، زود باش.

247
00:21:05,514 --> 00:21:07,056
‫برو. از اینجا برو بیرون.

248
00:21:20,195 --> 00:21:21,904
‫- شاید بهتر باشه بریم.
‫- نه.

249
00:21:22,072 --> 00:21:23,364
‫اگه «جان ادوارد» بود می‌رفت؟
(شخصیت معروف)

250
00:21:23,532 --> 00:21:25,241
‫نه، ما کلی پلیس رو گم کردیم.

251
00:21:25,409 --> 00:21:27,827
‫بیا متمرکز شیم و کارو به انجام برسونیم.

252
00:21:27,995 --> 00:21:30,204
‫باشه؟ خیله‌خب. باشه.

253
00:21:35,377 --> 00:21:38,004
‫- این لعنتی رو از صورتم دور کن.
‫- برو، برو، برو.

254
00:21:38,171 --> 00:21:40,298
‫- ای ارباب نازنینِ...
‫- حلقه‌ها!
‫(اشاره به ارباب حلقه‌ها)

255
00:21:41,091 --> 00:21:45,052
‫فرار کن. برو، برو، برو.

256
00:21:46,013 --> 00:21:48,431
‫ببینید... ببینید.
‫یکی اونجاست.

257
00:21:48,598 --> 00:21:51,225
‫- دیدمش... کجا رفت؟
‫- پسرها، بیخیال.

258
00:21:51,393 --> 00:21:53,436
‫نه. اون... اون...

259
00:22:07,951 --> 00:22:09,618
‫این نماد کوفتی چیه دیگه؟

260
00:22:10,245 --> 00:22:11,954
‫داره دیوونه‌م می‌کنه.

261
00:22:12,873 --> 00:22:14,623
‫کل این ماجرا داره اذیتم می‌کنه.

262
00:22:14,833 --> 00:22:18,044
‫فکر کنم افسانه‌ها می‌گفتن که
‫مردکای فقط به دنبال دخترها می‌ره.

263
00:22:18,211 --> 00:22:19,462
‫- درسته.
‫- خیله‌خب.

264
00:22:19,629 --> 00:22:21,964
‫اینکه بیاد دنبال تو یه چیزی.
‫اما چرا باید بیاد سراغ من؟

265
00:22:22,591 --> 00:22:24,342
‫خندیدیم!

266
00:22:24,926 --> 00:22:27,803
‫داستان‌ها میگن اون خودشو هم دار زده.
‫اما اون مچ‌هایی که رگشون زده شده بود رو دیدی؟

267
00:22:27,971 --> 00:22:30,139
‫- آره.
‫- موضوع اونا چیه؟

268
00:22:30,349 --> 00:22:31,640
‫و همینطور تبر؟

269
00:22:31,850 --> 00:22:33,809
‫آخه ارواح معمولا سختگیرن، درسته؟

270
00:22:33,977 --> 00:22:35,936
‫همیشه همون الگوهای سابق رو دنبال میکنن.

271
00:22:36,104 --> 00:22:38,147
‫- اما این احمق دائم عوض میشه.
‫- دقیقا.

272
00:22:38,648 --> 00:22:41,776
‫دارم بهت میگم، طبق داستان...

273
00:22:42,903 --> 00:22:44,320
‫صبر کن.

274
00:22:44,488 --> 00:22:45,946
‫چیه؟

275
00:22:46,448 --> 00:22:49,492
‫یکی مطلب جدیدی رو توی سایت Hellhound
‫پست کرده. گوش کن:

276
00:22:49,659 --> 00:22:52,078
‫«میگن مردکای مرداک شیطان‌پرست بوده

277
00:22:52,245 --> 00:22:55,790
‫که قربانی‌هاشو قبل از بریدن رگ‌ مچ دستهای خودش،
‫با تبر تیکه تیکه می‌کرده.

278
00:22:56,792 --> 00:22:59,001
‫حالا برای همیشه توی اون خونه حبس شده."

279
00:22:59,628 --> 00:23:01,253
‫این ماجرا به کجا میرسه؟

280
00:23:03,507 --> 00:23:07,134
‫نمیدونم. اما فکر کنم فهمیدم که
‫این ماجرا از کجا شروع شده.

281
00:23:29,032 --> 00:23:30,324
‫هی، «کریگ».

282
00:23:30,492 --> 00:23:32,159
‫ما رو یادتــه؟

283
00:23:33,787 --> 00:23:37,665
‫بچه‌ها، ببینید من خیلی رو فرم نیستم که
‫بخوام سوالاتتون رو جواب بدم.

284
00:23:37,833 --> 00:23:41,210
‫اوه نگران نباش.
‫ما فقط اومدیم اینجا یه آلبوم بخریم، همین.

285
00:23:48,343 --> 00:23:50,803
‫میدونی، من نتونستم بفهمم اون نماد چیه.

286
00:23:50,971 --> 00:23:54,557
‫بعدش فهمیـــدم
‫معنی خاصی نداره.

287
00:23:54,724 --> 00:23:56,642
یه لوگو از فرقه‌ی صدف آبیه

288
00:23:58,019 --> 00:24:00,729
بهم بگو کریگ ، تو توی فرقه صدف آبی ای ؟

289
00:24:02,065 --> 00:24:03,983
یا فقط موجبات ترس مردم رو فراهم میکنی؟

290
00:24:07,821 --> 00:24:10,072
‫حالا چرا در مورد اون خونه چیزی بهمون نمیگی.

291
00:24:10,532 --> 00:24:12,950
‫بدون اینکه این بار دروغ بگی.

292
00:24:17,247 --> 00:24:18,747
‫خیله‌خب.

293
00:24:19,875 --> 00:24:23,502
‫دختر عموم دینا، از دانشگاه تگزاس مرخصی گرفته بود.

294
00:24:23,670 --> 00:24:26,714
‫فکر کنم حوصله‌مون سر رفته بود،
‫دنبال این بودیم یه کاری انجام بدیم.

295
00:24:27,340 --> 00:24:29,592
‫برای همین این خونه متروکــه رو نشونش دادم.

296
00:24:30,594 --> 00:24:33,679
‫فکر کردیم شاید باحال باشه که
‫یجوری درستش کنیم انگار تسخیر شده.

297
00:24:33,847 --> 00:24:35,598
‫برای همین روی دیوار نماد کشیدیم.

298
00:24:35,765 --> 00:24:37,475
‫بعضیاشون رو از روی آلبوم‌ها برداشتیم.

299
00:24:38,101 --> 00:24:41,270
‫بعضیاشونو از روی کتابهای الهیات دینا برداشتیم.

300
00:24:41,480 --> 00:24:44,607
‫بعدش این یارو مرداک رو پیدا کردیم،
‫که قبلا اونجا زندگی می‌کرد...

301
00:24:46,067 --> 00:24:48,569
‫برای همین یه داستانی سر هم کردیم که
‫باهاش جور دربیاد.

302
00:24:48,737 --> 00:24:52,239
‫برای همین این داستان روی زبون مردم گشت.

303
00:24:53,408 --> 00:24:56,535
‫و این دو نفر این چیزها رو گذاشتن روی سایت مسخره‌شون.

304
00:24:58,079 --> 00:24:59,580
‫همه چی...

305
00:24:59,748 --> 00:25:01,415
‫جون گرفت.

306
00:25:03,126 --> 00:25:06,253
‫یعنی اولش باحال بود اما...

307
00:25:08,256 --> 00:25:10,090
‫حالا اون دختـــر مرده.

308
00:25:13,303 --> 00:25:14,929
‫فقط یه شوخی بود.

309
00:25:15,096 --> 00:25:18,724
‫میدونین، آخه هیچی واقعیت نداشت.
‫همه چی رو از خودمون درآوردیم.

310
00:25:19,518 --> 00:25:21,143
‫قســم می‌خورم.

311
00:25:23,563 --> 00:25:25,022
‫خیله‌خب.

312
00:25:30,153 --> 00:25:33,781
‫اگه هیچکدومش واقعیت نداشت،
‫پس چجوری اون مردکایِ لعنتی رو توضیح میدی؟

313
00:25:51,925 --> 00:25:53,342
‫هی، من برگشتــم.

314
00:25:53,552 --> 00:25:55,427
‫هی،کجا بودی؟

315
00:25:55,595 --> 00:25:57,429
‫اوه، رفتم بیـــرون.

316
00:25:57,597 --> 00:26:00,474
‫خب من یه فرضیه دارم در مورد این ماجرا.

317
00:26:00,642 --> 00:26:03,769
‫- اوه، جــــدی؟
‫- آره، اگه مردکای یه «تولپا» باشه چی؟
‫(کسی که با فکر مداوم به یک شخصیت، به همون آدم تبدیل میشه)

318
00:26:03,937 --> 00:26:07,189
‫- تولپا؟
‫- آره، یه «شخصیت شکل گرفته» ار نظر تبتی‌ها.

319
00:26:07,357 --> 00:26:09,817
‫آهان آره، میدونم تولپا چیـــه.

320
00:26:09,985 --> 00:26:13,070
‫هی، چرا لباس نمی‌پوشی؟
‫میخوام یه چیزی بگیــرم بخوریم.

321
00:26:20,996 --> 00:26:23,455
‫- بفرمایید آقایون.
‫- ممنون.

322
00:26:27,627 --> 00:26:29,044
‫رفیق، مشکل چیـــه؟

323
00:26:29,212 --> 00:26:30,671
‫- هیچی، خوبم.
‫- واقعا؟

324
00:26:30,839 --> 00:26:32,131
‫آره.

325
00:26:32,299 --> 00:26:34,508
‫خیله‌خب. ادامه بده.
‫این تولپاها چی هستن؟

326
00:26:34,676 --> 00:26:38,804
‫خب یه حادثه‌ای در سال 1915 در تبت اتفاق افتـــاد.

327
00:26:38,972 --> 00:26:41,307
‫یه سری راهب یه آدم ساختگی رو
‫توی ذهنشون مجســم می‌کردن.

328
00:26:41,474 --> 00:26:44,643
‫خیلی شدید روی اون آدم تمرکز می‌کردن
‫و اونو وارد زندگیشون می‌کردن.

329
00:26:44,811 --> 00:26:46,145
‫- از عالــم غیب.
‫- خب؟

330
00:26:47,480 --> 00:26:48,981
‫20تا راهب بودن.

331
00:26:49,149 --> 00:26:51,191
‫تصور کن، ده هـــزار نفر توی اینترنت میتونن
‫این کارو کنن.

332
00:26:52,360 --> 00:26:54,820
‫منظورم اینه که کریگ یه داستانی رو
‫درمورد مردکای شروع کرد

333
00:26:54,988 --> 00:26:56,488
‫بعدش به صورت آنلاین بین همه پخش شد.

334
00:26:56,656 --> 00:26:58,991
‫حالا مردم بی‌شماری بهش باور دارن.

335
00:26:59,159 --> 00:27:00,701
‫صبر کن. داری سعی می‌کنی بگی...

336
00:27:00,869 --> 00:27:04,371
‫که مردم به مردکای باور دارن؟ و واقعی شده؟

337
00:27:05,248 --> 00:27:06,832
‫نمیدونم. شاید.

338
00:27:07,834 --> 00:27:11,253
‫مردم به بابا نوئل هم اعتقاد دارن.
‫چطوریه که هیچ کریسمسی هیچی گیرم نمیاد؟

339
00:27:11,671 --> 00:27:14,673
‫چون آدم بدی هستی.
‫و بخاطــــر این:

340
00:27:16,926 --> 00:27:18,636
‫این نماد ارواح تبتــه.

341
00:27:19,054 --> 00:27:20,888
‫روی دیوار خونه.

342
00:27:21,056 --> 00:27:23,182
‫کریگ گفت اونا از روی کتاب نمادها رو کشیدن.

343
00:27:23,350 --> 00:27:25,768
‫شرط می‌بندم بدون اینکه بدونن چیه
‫اینو کشیدن.

344
00:27:25,935 --> 00:27:27,853
‫این نماد قرن‌هاست که استفاده می‌شده.

345
00:27:28,021 --> 00:27:30,689
‫افکار متمرکز و مکاشفه‌ای،
‫میتونه مثل یه ذره‌بین عمل کنه.‌

346
00:27:30,857 --> 00:27:32,733
‫برای همین مردم در سایت Hellhound

347
00:27:32,901 --> 00:27:35,361
‫به نماد خیره شدن،
‫درمورد مردکای فکر کردن

348
00:27:36,738 --> 00:27:40,074
‫یعنی نمیدونم اما ممکنه به حدی کافی باشه
‫که بتونه یه تولپا رو ایجاد کنه.

349
00:27:40,241 --> 00:27:42,201
‫همین موضوع تغییرات مداومش رو توجیه می‌کنه.

350
00:27:42,369 --> 00:27:45,371
‫درسته. وقتی افسانه‌ها تغییر می‌کنن،
‫مردم هم متفاوت فکر می‌کنن

351
00:27:45,538 --> 00:27:47,039
‫برای همین مردکای هم تغییر می‌کنه.

352
00:27:47,207 --> 00:27:48,749
‫مثل بازی «تلفن».

353
00:27:48,917 --> 00:27:50,959
‫این موضوع حتی توضیح میده که
‫چرا سنگ نمک کار نکرد.

354
00:27:51,169 --> 00:27:53,379
‫آره چون این یه روح باستانی نیست به خودی خودش.

355
00:27:53,546 --> 00:27:55,214
‫- آره.
‫- خب پس نظرت چیه که

356
00:27:55,382 --> 00:27:58,258
‫بریم و این نماد ارواح رو از روی دیوار و وبسایت پاک کنیم؟

357
00:27:58,426 --> 00:27:59,635
‫خب، به این راحتی نیست.

358
00:27:59,803 --> 00:28:03,305
‫میدونی، زمانی که تولپاها خلق میشن،
‫کنترل زندگیشون دست خودشون میاد.

359
00:28:05,600 --> 00:28:08,227
‫عالیــه. خیله‌خب،
‫پس اگه یه انسان ساختگی باشه که ساخته‌ی افکاره

360
00:28:08,395 --> 00:28:10,771
‫چطور میشه یه فکر ساختگیِ کوفتی رو کشت؟

361
00:28:10,980 --> 00:28:13,565
‫خب، با کمک این دوستان کار آسونی نیست.

362
00:28:13,733 --> 00:28:15,109
‫صفحه اصلیشون رو ببین.

363
00:28:17,904 --> 00:28:19,238
‫از وثتی ویدئو رو پست کردن...

364
00:28:19,406 --> 00:28:22,282
‫فقط در روز اخیـــر، بازدیدهاشون چهار برابر شده.

365
00:28:24,619 --> 00:28:26,662
‫یه فکری دارم. زود باش.

366
00:28:26,830 --> 00:28:29,415
‫- کجا میریم؟
‫- باید یه مغازه کپی پیدا کنیم.

367
00:28:31,292 --> 00:28:33,919
‫مرد. فکر کنم به صابونمون حساسیت دارم.

368
00:28:35,797 --> 00:28:37,089
‫تو این کارو کردی؟

369
00:28:39,134 --> 00:28:42,261
‫- خیلی آشغالی.
‫- اوه، آره.

370
00:28:54,983 --> 00:28:56,483
‫نه، نه.

371
00:28:57,485 --> 00:29:00,112
‫نه، فراموشش کن.
‫من دوباره نمیرم اون تو.

372
00:29:00,280 --> 00:29:03,449
‫«هری»، منو ببین. ببین. باشه؟

373
00:29:05,452 --> 00:29:07,786
‫تو یه شکارچی روح هستی، خب؟

374
00:29:07,954 --> 00:29:10,956
‫میدونم «اد» اما تا حالا اصلا روح ندیدم.

375
00:29:11,124 --> 00:29:12,791
‫- حتی یه شبح مرئی رو.
‫- این چیزهایی که اینجاست...

376
00:29:12,959 --> 00:29:17,296
‫بلیطمون برای رسیدن به رویامونه.
‫شهرت، پول، سکس.

377
00:29:17,839 --> 00:29:20,799
‫با دخترها. باشه؟ شجاع باش.

378
00:29:20,967 --> 00:29:23,635
‫خیلی خب. اگه «بافی» بود چی کار می‌کرد؟
‫(مخففی از دیالوگ سریال بافی و شکارچی خون‌آشام)

379
00:29:23,803 --> 00:29:26,889
‫- بافی بود چیکار می‌کرد؟ ها؟
‫- اگه بافی بود چیکار می‌کرد؟

380
00:29:27,640 --> 00:29:29,475
‫میدونم اما اد، اون از من قوی‌تــره.

381
00:29:29,642 --> 00:29:30,851
‫عیبی نداره.

382
00:29:32,771 --> 00:29:34,146
‫- کیـــه؟
‫- بیاید بیرون.

383
00:29:34,314 --> 00:29:35,522
‫صداتونو داریم می‌شنویم.

384
00:29:35,690 --> 00:29:37,483
‫اونا هستن.

385
00:29:41,154 --> 00:29:42,404
‫اوه، نگاشون کن.

386
00:29:43,072 --> 00:29:45,699
‫مجسمه شخصیت‌های کارتونی در بسته‌بندی اصلی!
‫چه شوک بزرگی!

387
00:29:45,867 --> 00:29:47,075
‫بچه‌ها، باید صحبت کنیم.

388
00:29:47,285 --> 00:29:52,164
‫آهان، متاسفم آقایون.
‫الان یکم سرمون شلوغــه.

389
00:29:52,332 --> 00:29:55,501
‫خب، سریع تموم میشه.
‫میخوایم که وبسایتتون رو ببندید.

390
00:29:56,044 --> 00:29:59,505
‫اینا باعث شدن دیشب بگیرنمون.
‫شب رو توی زندان گذروندیم.

391
00:29:59,672 --> 00:30:02,549
‫مجبور شدم جلو مردم بشاشم.
‫و اینکه هول برم داشته بود.

392
00:30:02,801 --> 00:30:05,177
‫- چرا باید بهتون اعتماد کنیم؟
‫- ببینید آقایون...

393
00:30:05,345 --> 00:30:07,554
‫همه‌مون میدونیم دیشب چی دیدیم.
‫اینکه چی تو اون خونه‌ست.

394
00:30:08,014 --> 00:30:09,389
‫به لطف وبسایت شما...

395
00:30:09,599 --> 00:30:11,850
‫هزاران آدم هستن که داستان مردکای رو می‌فهمن.

396
00:30:12,018 --> 00:30:14,520
‫که یعنی مردم پا میشن میان خونه جهنمی

397
00:30:14,687 --> 00:30:16,522
‫با اون یارو طرف میشن و صدمه می‌بینن.

398
00:30:16,689 --> 00:30:18,106
‫- آره.
‫- شاید یه منظوری داره.

399
00:30:18,316 --> 00:30:19,858
‫- نه.
‫- نه.

400
00:30:20,026 --> 00:30:23,070
‫خیله‌خب، ما نسبت به طرفدارهامون و واقعیت
‫یه تعهـــدی داریم.

401
00:30:23,238 --> 00:30:25,113
‫منم این حق رو دارم که دهنتون رو سرویس کنم

402
00:30:25,323 --> 00:30:28,367
‫دین. دین. هی، فراموش کنین، خب؟ این بچه‌ها...

403
00:30:29,577 --> 00:30:30,953
‫می‌تونستی بزنی ناکارشون کنی.

404
00:30:31,120 --> 00:30:33,872
‫حتی میتونستم اون موضوع رو در مورد مردکای بهشون بگم.

405
00:30:35,375 --> 00:30:37,751
‫اما فعلا که کمکمون نمی‌کنن.

406
00:30:37,919 --> 00:30:39,711
‫- بیا بریم.
‫- آره راست میگی.

407
00:30:39,879 --> 00:30:41,797
‫- چی می‌گفتی؟
‫- نه. صبر کن.

408
00:30:41,965 --> 00:30:43,590
‫- صبر کن. صبر کنین.
‫- یه لحظه وایسین.

409
00:30:43,758 --> 00:30:45,592
‫موضوع مردکای چیه بچه‌ها؟

410
00:30:45,760 --> 00:30:48,595
‫- بهشون نگو.
‫- اگه قبول کنن که وبسایت رو ببندن...

411
00:30:48,763 --> 00:30:50,138
‫این کارو نمی‌کنن. خودتون گفتین.

412
00:30:50,348 --> 00:30:53,392
‫نه صبر کنین. بهش گوش نکنین، خب؟ ما انجامش میدیم.

413
00:30:54,936 --> 00:30:56,395
‫انجامش میدیم.

414
00:30:56,563 --> 00:30:58,272
‫این یه رازه سم.

415
00:30:58,898 --> 00:31:01,942
‫ببینید، خیلی مسئله بزرگیه.
‫و فهمیدنش راحت نبوده.

416
00:31:02,110 --> 00:31:04,778
‫پس فقط در شرایطی میگیم که
‫همه چی رو پاک کنید.

417
00:31:04,946 --> 00:31:06,572
‫حتمـــا.

418
00:31:07,115 --> 00:31:08,991
‫خیله‌خب.

419
00:31:11,953 --> 00:31:14,621
‫یه گواهی فوت از دهه 30 وجود داره.

420
00:31:14,789 --> 00:31:16,164
‫توی کتابخونه گیرش آوردیم.

421
00:31:16,374 --> 00:31:17,583
‫بر اساس پزشکی قانونی

422
00:31:17,750 --> 00:31:21,128
‫دلیل اصلی مرگ، زخم ایجاد شده توسط
‫شلیک به خوده.

423
00:31:21,296 --> 00:31:22,754
‫اون خودشو دار و یا رگش رو نزده.

424
00:31:22,922 --> 00:31:26,592
‫- به خودش شلیک کرده؟
‫- آره، با یه هفت تیر 45.

425
00:31:26,759 --> 00:31:30,095
‫- میگن از این هفت تیر میترسه.
‫- اگه با یه کالیبر 45 بهش شلیک کنین

426
00:31:30,263 --> 00:31:32,639
‫که از گلوله‌های آهنی محکم پر شده باشه...

427
00:31:33,266 --> 00:31:35,267
‫میتونین اون حرومزاده رو بکشین.

428
00:31:40,273 --> 00:31:41,982
‫هـــری. یواشتر برو رفیـــق.

429
00:31:42,150 --> 00:31:43,650
‫می‌فهمن که هیجان‌زده شدیم.

430
00:31:53,161 --> 00:31:56,288
‫اگه دوباره اینو بِکِشی، می‌کشمت.

431
00:32:01,711 --> 00:32:04,212
‫بیخیال مرد.
‫توی زندگی به خنده بیشتــری نیـــاز داری.

432
00:32:04,422 --> 00:32:05,923
‫میدونی، خیلی جدی هستی.

433
00:32:08,635 --> 00:32:10,469
‫مطلب رو گذاشتن؟

434
00:32:14,724 --> 00:32:16,642
‫"از طریق منابع معتبـــر متوجه شدیم

435
00:32:16,809 --> 00:32:19,436
‫که مردکای مرداک وحشت بسیاری نسبت به
‫سلاح گرم داره."

436
00:32:19,979 --> 00:32:21,980
‫خیله‌خب. چقدر صبــر کنیم؟

437
00:32:23,316 --> 00:32:26,735
‫به حدی که برای پخش شدن داستان جدید
‫و تغییر افسانه وقت کافی باشه.

438
00:32:26,945 --> 00:32:30,155
‫فکر کنم تا غروب،
‫گلوله‌های آهنی روی اون عوضی کار کنه.

439
00:32:30,949 --> 00:32:32,491
‫خوبه.

440
00:32:40,166 --> 00:32:41,500
‫تو که این کارو نکردی.

441
00:32:42,335 --> 00:32:43,877
‫اوه. چـــرا.

442
00:33:05,483 --> 00:33:08,694
‫دارم بهت میگم، یه چیـــزی شنیدم.

443
00:33:08,861 --> 00:33:10,070
‫از اونجا میاد.

444
00:33:14,325 --> 00:33:15,659
‫می‌بینی؟ می‌بینی؟

445
00:33:15,827 --> 00:33:17,452
‫ببین دوباره اومد.

446
00:33:22,250 --> 00:33:23,917
‫این چیه؟

447
00:33:28,339 --> 00:33:30,173
‫این دیگه...؟

448
00:33:50,611 --> 00:33:53,238
‫لعنتی هیچ پوستی برای کف دستم نمونده.

449
00:33:53,406 --> 00:33:56,074
‫من جات باشم دیگه به کیرم دست نمیزنم

450
00:34:11,257 --> 00:34:13,592
‫خب، فکر می‌کنی مردکای پیــر خونه‌ست؟

451
00:34:14,761 --> 00:34:16,428
‫نمیدونم.

452
00:34:16,596 --> 00:34:17,804
‫منم.

453
00:34:18,014 --> 00:34:20,057
‫وای! وای!

454
00:34:20,224 --> 00:34:21,767
‫میخواین خودتونو به کشتـــن بدین؟

455
00:34:21,934 --> 00:34:23,935
‫ما سعی داریم یه کتاب و فیلم بسازیم.

456
00:34:28,316 --> 00:34:30,025
‫اوه لعنتی.

457
00:34:34,822 --> 00:34:39,326
‫شما... شما میخواین اون در رو برای ما باز کنین؟

458
00:34:39,535 --> 00:34:41,161
‫چرا شما باز نمی‌کنین؟

459
00:34:57,136 --> 00:34:59,513
‫اوه، خدا. اون رفتـــه. رفتـــه.

460
00:34:59,680 --> 00:35:01,681
‫- گرفتیش؟
‫- آره، اونا گرفتنش.

461
00:35:01,849 --> 00:35:03,767
‫نه، منظورم دوربینه.
‫ازش فیلم گرفتی؟

462
00:35:03,935 --> 00:35:06,436
‫- خب، من...
‫- بذار ببینم. بذار ببینم.

463
00:35:15,363 --> 00:35:17,364
‫شما اون داستانی که بهتون دادیم رو پست نکردین؟

464
00:35:17,573 --> 00:35:19,366
‫- البته که کردیم.
‫- بعدش سرورمون خراب شد.

465
00:35:19,534 --> 00:35:21,618
‫- آره.
‫- پس ارسال نشد نه؟

466
00:35:22,495 --> 00:35:24,621
‫پس این اسلحه‌ها کار نمی‌‌کنه؟

467
00:35:24,789 --> 00:35:26,206
‫آره.

468
00:35:27,208 --> 00:35:29,626
‫عالیــه. سم، فکری نداری؟

469
00:35:29,794 --> 00:35:31,878
‫- از اینجا میریم بیرون.
‫- آره.

470
00:35:32,046 --> 00:35:33,380
‫زود باش اد.

471
00:35:33,631 --> 00:35:34,965
‫باشه.

472
00:35:39,804 --> 00:35:42,639
‫خیله‌خب، بریم. بریم.

473
00:35:45,643 --> 00:35:47,310
‫مادر، «مری» و «جوزف»...

474
00:35:47,478 --> 00:35:50,814
‫قدرت مسیح تو را وادار به عقب‌نشینی میکند
‫قدرت مسیح تو را وادار به عقب‌نشینی میکند

475
00:35:53,568 --> 00:35:55,986
‫بیا و بگیرش حرومــــزاده زشت.

476
00:36:05,830 --> 00:36:07,831
‫- از اینجا برید بیرون، همین حالا.
‫- فرار کن.

477
00:36:07,999 --> 00:36:09,207
‫داریم میریم بیرون.

478
00:36:22,638 --> 00:36:24,389
‫دین.

479
00:36:28,519 --> 00:36:29,769
‫برو، برو.

480
00:36:32,607 --> 00:36:34,191
‫زود باش.

481
00:36:34,358 --> 00:36:36,776
‫مردکای نمیتونه از خونه خارج شه،
‫و نمیتونیم بکشیمش.

482
00:36:37,153 --> 00:36:38,904
‫فی البداهه عمل کنیم.

483
00:36:59,425 --> 00:37:00,675
‫این راه حلتــه؟

484
00:37:01,219 --> 00:37:03,386
‫اینکه کل خونه رو به آتیش بکشی؟

485
00:37:03,554 --> 00:37:04,888
‫اینجوری دیگه کسی نمیره داخل.

486
00:37:05,389 --> 00:37:08,767
‫آخه اگر خونه‌ای وجود نداشته باشه،
‫مردکای هم نمیتونه خونه‌ای رو تسخیــر کنه.

487
00:37:08,935 --> 00:37:11,228
‫کار سریع و کثیفی بود، اما جواب میده.

488
00:37:11,646 --> 00:37:14,731
‫اگه افسانه تغییر کنه و مردکای بتونه از خونه خارج شه چی؟

489
00:37:16,108 --> 00:37:18,235
‫خب، مجبور میشیم برگردیم.

490
00:37:23,491 --> 00:37:24,741
‫یجورایی تعجب می‌کنی.

491
00:37:25,326 --> 00:37:26,826
‫بین تمام چیزهایی که شکار کردیم

492
00:37:27,745 --> 00:37:30,413
‫چند تاشون بخاطر اینکه مردم بهشون باور دارن،
‫وجود داشتــن؟

493
00:37:56,357 --> 00:37:58,024
‫رفیق، همین الان خوراکی‌ها دستم رسید.

494
00:37:58,192 --> 00:38:00,568
‫- آقایون.
‫- هی بچه‌ها.

495
00:38:02,571 --> 00:38:04,531
‫- باید بهشون بگیم؟
‫- خب شاید.

496
00:38:04,699 --> 00:38:06,700
‫قراره بعدا همه جا بشنون.

497
00:38:06,867 --> 00:38:10,036
‫همین امروز صبح یه کارگردان مهمِ هالیوودی بهم زنگ زد.

498
00:38:10,204 --> 00:38:12,956
‫- اوه جدی، اشتباه نگرفته بود؟
‫- نه بچه زرنگ.

499
00:38:13,124 --> 00:38:15,542
‫اون در مورد خونه جهنمی توی سایتمون خونده بود

500
00:38:15,710 --> 00:38:18,628
‫و میخواست بهمون پیشنهاد ساخت فیلم بده.

501
00:38:18,796 --> 00:38:21,047
‫شاید حتی بخوان براشون بنویسیم.

502
00:38:21,215 --> 00:38:23,967
‫- و همینطور خواستن که "ب.ن.آ" رو انجام بدیم.
‫- چی رو؟

503
00:38:24,302 --> 00:38:26,678
‫- بازی نقش آفرینی.
‫- آهان.

504
00:38:26,846 --> 00:38:30,974
‫یکم این واژه‌ها براتون سختــه.
‫به هر حال، ما رو ببخشید.

505
00:38:31,183 --> 00:38:32,559
‫ما میخوایم به لس‌آنجلس بریم.

506
00:38:33,102 --> 00:38:35,353
‫خب، تبریک می‌گیم بچـــه‌ها.
‫خیلی عالیـــه.

507
00:38:35,521 --> 00:38:37,230
‫آره محشره. خوش‌شانس باشید.

508
00:38:37,398 --> 00:38:40,525
‫اوه، آره شانس. این هیـــچ ربطی به شانس نداره.
‫بیشتر به استعداد مربوطه.

509
00:38:40,693 --> 00:38:42,569
‫میدونین، یه استعداد نهفته ناب.

510
00:38:45,406 --> 00:38:46,906
‫تا بعـــد.

511
00:38:55,708 --> 00:38:57,334
‫می‌بینمتون.

512
00:39:01,714 --> 00:39:03,256
‫عجب.

513
00:39:04,258 --> 00:39:06,259
‫- باید یه اعترافی بکنم.
‫- چی؟

514
00:39:07,428 --> 00:39:10,764
‫من بودم که بهشون زنگ زدم
‫گفتـــم کارگردانم.

515
00:39:14,352 --> 00:39:16,770
‫من بودم که ماهی مرده گذاشتم توی
‫صندلی عقبشون.

516
00:39:22,568 --> 00:39:23,777
‫آتش بس؟

517
00:39:25,279 --> 00:39:28,114
‫آره، آتش بس.
‫حداقل برای صدها کیلومتـــری که پیش رومونه.

518
00:39:36,038 --> 00:39:56,038
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
