1
00:00:02,127 --> 00:00:03,877
‫آنچه گذشت...
‫- بابا.

2
00:00:04,087 --> 00:00:06,296
‫"سم" این موضوع بزرگتر از اون چیزیه که
‫فکر می‌کنی. اونا همه جا هستن.

3
00:00:06,506 --> 00:00:09,008
‫میخواد کارش رو ادامه بدیم.
‫مردم رو نجات بدیم.

4
00:00:09,217 --> 00:00:11,301
‫موجودات رو شکار کنیم. شغل خانوادگیمون.

5
00:00:11,511 --> 00:00:14,513
‫نمی‌فهمم چرا انقدر کورکورانه بهش ایمان داری.

6
00:00:14,723 --> 00:00:17,599
‫تو یه حرومزاده خودخواهی، میدونی؟
‫هر کاری دلت میخواد انجام میدی.

7
00:00:17,809 --> 00:00:19,893
‫هی، من دارم میرم.
‫همینجا ولت می‌کنم، می‌شنوی؟

8
00:00:20,103 --> 00:00:21,979
‫- منم میخوام همین کارو کنی.
‫- من "مگ" هستم.

9
00:00:22,188 --> 00:00:23,981
‫"سم" خب کجا میری؟

10
00:00:24,190 --> 00:00:25,524
‫امکان نداره بهت بگم.

11
00:00:25,734 --> 00:00:27,985
‫- چرا؟
‫- ممکنه دیوونه‌ای چیزی باشی.

12
00:00:31,364 --> 00:00:34,033
‫با عقل جور درنمیاد.
‫لعنتی میتونستم جفتشون رو بگیرم.

13
00:00:34,200 --> 00:00:36,118
‫چرا گذاشتم برن؟

14
00:00:37,300 --> 00:00:47,300
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

15
00:01:27,128 --> 00:01:31,006
‫- عالیه.
‫- "مردیث".

16
00:01:36,971 --> 00:01:40,432
‫"مردیث".

17
00:01:41,309 --> 00:01:43,102
‫آهای.

18
00:01:43,770 --> 00:01:46,814
‫"مردیث".

19
00:01:55,448 --> 00:02:06,333
‫"مردیث".

20
00:02:39,242 --> 00:02:41,994
‫سیستم غیر فعال شد.

21
00:02:44,247 --> 00:02:46,999
‫سیستم فعال شد.

22
00:03:14,068 --> 00:03:15,694
‫هی، "مردیث"، منم "کریستن".

23
00:03:15,862 --> 00:03:19,239
‫باید بهم بگی دیشب چی شد.
‫بهم زنگ بزن.

24
00:03:19,741 --> 00:03:21,825
‫هی "مردیث". "دریک" هستم.
‫کجا بودی؟

25
00:03:21,993 --> 00:03:25,370
‫سعی کردم باهات تماس بگیرم.
‫یکی هست که میخواد تو رو ببینه.

26
00:03:25,538 --> 00:03:27,164
‫تنها راهش که بدونی کیه...

27
00:03:27,332 --> 00:03:30,542
‫اینه که بهم زنگ بزنی.
‫اگه میخوای این معما رو حل کنی، زنگ بزن.

28
00:03:30,752 --> 00:03:32,169
‫باشه؟ خداحافظ.

29
00:03:32,337 --> 00:03:34,004
‫هی، "مردیث".

30
00:03:34,172 --> 00:03:36,048
‫گوش کن، نگو که پشتت نبودم.

31
00:03:36,257 --> 00:03:39,718
‫میدونم که اون یارو دیشب
‫دلتو شکست، اما این یکی...

32
00:03:51,257 --> 00:03:55,400
یک هفته بعد

33
00:03:56,500 --> 00:03:59,000
"سایه"

34
00:04:13,253 --> 00:04:15,170
‫خیله‌خب، "دین".

35
00:04:15,338 --> 00:04:17,089
‫- اینجاست.
‫- باید بگم...

36
00:04:17,257 --> 00:04:20,592
‫من و بابا بدون این لباس‌ها هم کارمون راه می‌افتاد.

37
00:04:20,885 --> 00:04:24,805
‫احساس می‌کنم شبیه این دست و پا چلفتی‌های
‫دبیرستانی شدم.

38
00:04:26,015 --> 00:04:29,601
‫اون بازی چی بود می‌کردی؟
‫چی بود؟ شهر ما.

39
00:04:29,769 --> 00:04:31,645
‫آره. با حال بودی. بامزه بود.

40
00:04:31,813 --> 00:04:33,355
‫میخوای این کارو به سرانجام برسونی یا نه؟

41
00:04:33,523 --> 00:04:36,149
‫فقط دارم میگم این لباس‌ها با پولی که
‫به سختی به دست اومده خریداری شده، خب؟

42
00:04:36,317 --> 00:04:39,611
‫- پول کی؟
‫- پول ما. فکر کردی جعل کارت اعتباری آسونه؟

43
00:04:42,699 --> 00:04:44,616
‫مرسی که گذاشتین یه نگاهی بندازیم.

44
00:04:44,784 --> 00:04:47,911
‫خب، پلیس گفت دیگه کاری به اینجا نداره، برای همین...

45
00:04:58,715 --> 00:05:00,924
‫گفتین از شرکت سیستم هشدار میاید؟

46
00:05:01,092 --> 00:05:02,301
‫درسته.

47
00:05:02,468 --> 00:05:06,847
‫خب توهین نباشه، سیستم هشدارتون به اندازه
‫پستون مردها بی‌مصرفه.

48
00:05:07,140 --> 00:05:08,473
‫خب، برای همین اینجاییم.

49
00:05:08,933 --> 00:05:12,144
‫که ببینیم چی مشکل داشته،
‫نذاریم دیگه تکرار شه.

50
00:05:14,063 --> 00:05:16,732
‫- خانم، شما جسد رو پیدا کردین؟
‫- بله.

51
00:05:16,899 --> 00:05:18,775
‫درست بعد اینکه اتفاق افتاد؟
‫- نه.

52
00:05:18,943 --> 00:05:22,154
‫چند روز بعد. از محل کار "مردیث" زنگ زدن
‫چون نرفته بود.

53
00:05:22,613 --> 00:05:24,239
‫در زدم.

54
00:05:24,449 --> 00:05:27,326
‫همون موقع متوجه بو شدم.

55
00:05:27,493 --> 00:05:29,828
‫پنجره‌ای باز نبود؟
‫جوری که کسی به زور وارد شده باشه؟

56
00:05:29,996 --> 00:05:32,122
‫نه، پنجره‌ها قفل بودن.
‫در هم چفت شده بود.

57
00:05:32,332 --> 00:05:34,541
‫زنجیر روی در بود. باید می‌بریدیمش.

58
00:05:34,751 --> 00:05:36,877
‫- بعد سیستم هشدار همچنان روشن بود؟
‫- همونطور که گفتم...

59
00:05:37,045 --> 00:05:39,254
‫- کار شرکتتون حرف نداره!
‫- اوهوم.

60
00:05:39,672 --> 00:05:42,424
‫ندیدین وسایلش به هم ریخته باشه؟
‫شیشه شکسته باشه؟ درگیری باشه؟

61
00:05:42,592 --> 00:05:45,677
‫همه چی توی شرایط خوبی بود.

62
00:05:46,637 --> 00:05:48,722
‫به جز "مردیث".

63
00:05:49,432 --> 00:05:53,101
‫- "مردیث" تو چه شرایطی بود؟
‫- "مردیث" همه جا پخش بود.

64
00:05:53,269 --> 00:05:54,770
‫قطعه قطعه شده بود.

65
00:05:54,937 --> 00:05:57,647
‫کسی که اونو کشته کارش خیلی حال بهم زن بوده.

66
00:05:57,815 --> 00:06:02,486
‫اما باید بگم اگه نمیدونستم، ممکن بود بگم
‫کار یه حیوون وحشی بوده.

67
00:06:05,948 --> 00:06:09,534
‫خانم، اشکالی نداره بهمون یکم وقت بدین
‫که یه نگاهی به خونه بندازیم؟

68
00:06:10,161 --> 00:06:12,996
‫به کارتون برسین. راحت باشین.

69
00:06:18,628 --> 00:06:20,921
‫پس قاتل میاد داخل آپارتمان و میره.

70
00:06:21,089 --> 00:06:23,215
‫- نه اسلحه‌ای، نه اثر انگشتی.
‫- دارم بهت می‌گم...

71
00:06:23,424 --> 00:06:26,843
‫لحظه‌ای که اون مقاله رو پیدا کردم،
‫میدونستم این موضوع راست کار خودمونه.

72
00:06:27,011 --> 00:06:28,720
‫فکر کنم باهات موافقم.

73
00:06:28,888 --> 00:06:30,764
‫گفتی با پلیس‌ها حرف زدی؟

74
00:06:30,973 --> 00:06:37,145
‫آره. با "امی"، مامور جذاب قانون حرف زدم.

75
00:06:37,313 --> 00:06:40,107
‫- جدی؟ چی فهمیدی؟
‫- خب اون در برج قوس به دنیا اومده.

76
00:06:40,900 --> 00:06:43,527
‫تکیلا دوست داره. یعنی...

77
00:06:44,070 --> 00:06:46,363
‫- اوه، یه تتوی کوچولویی داره...
‫- "دین".

78
00:06:46,531 --> 00:06:49,282
‫چیه؟ آره. چیزی نبوده که ندونیم.

79
00:06:49,659 --> 00:06:51,910
‫به جز یه چیز که توی مقالات نمیگن.

80
00:06:52,078 --> 00:06:55,247
‫- هوم؟
‫- قلب "مردیث" توی جسد نبود.

81
00:06:56,374 --> 00:06:59,960
‫- قلبش؟
‫- آره قلبش.

82
00:07:00,253 --> 00:07:01,628
‫فکر می‌کنی کار چی بوده؟

83
00:07:01,796 --> 00:07:05,715
‫صاحب‌خونه گفت شبیه حمله یه حیوون وحشی بوده.
‫شاید واقعا بوده.

84
00:07:05,883 --> 00:07:07,134
‫- گرگینه؟
‫- گرگینه نبوده.

85
00:07:07,301 --> 00:07:09,010
‫هنوز هلال ماه کامل نشده بوده.
(چون گرگینه ها در هلال ماه وحشی میشن)

86
00:07:09,178 --> 00:07:12,264
‫بعلاوه، اگه یه حیوون بود،
‫از خودش یه ردی باقی میذاشت.

87
00:07:12,432 --> 00:07:14,474
‫شاید یه روح بوده.

88
00:07:17,228 --> 00:07:20,230
‫ببین میتونی چسب پیدا کنی.

89
00:07:43,463 --> 00:07:45,630
‫تا حالا این علامت رو جایی دیده بودی؟

90
00:07:46,507 --> 00:07:48,091
‫هرگز.

91
00:07:48,926 --> 00:07:50,635
‫منم.

92
00:07:56,976 --> 00:08:00,479
‫واقعا؟ 5 سال ژیمناست بودی؟

93
00:08:00,646 --> 00:08:02,522
‫- خب...
‫- خب...

94
00:08:04,901 --> 00:08:07,486
‫- اینجا توی بار کمک می‌کنم.
‫- ایول.

95
00:08:10,156 --> 00:08:11,907
‫ممنون.

96
00:08:24,420 --> 00:08:27,088
‫- با مشروب فروش حرف زدم.
‫- چیزی گیرت اومد؟

97
00:08:27,256 --> 00:08:29,508
‫- البته به جز شمارش.
‫- رفیق.

98
00:08:29,675 --> 00:08:33,678
‫من حرفه‌ایم.
‫بهم توهین میشه اینجوری فکر می‌کنی.

99
00:08:35,097 --> 00:08:37,390
‫خیله‌خب.

100
00:08:37,558 --> 00:08:40,352
‫میشه یکم عقلت رو در این زمینه به کار بندازی، "دین"؟

101
00:08:40,561 --> 00:08:44,397
‫ها؟ چیزی نیست. "مردیث" اینجا کار می‌کرده.
‫پیش‌خدمت بوده.

102
00:08:44,565 --> 00:08:47,067
‫همه اینجا دوستش بودن.
‫میگن عادی بوده.

103
00:08:47,235 --> 00:08:50,111
‫قبل مرگش، نه چیزای عجیب می‌گفته
‫نه کارهای عجیب می‌کرده. پس...

104
00:08:50,279 --> 00:08:51,863
‫اون علامته چی؟ چیزی پیدا کردی؟

105
00:08:52,031 --> 00:08:54,991
‫هیچی. توی دفتر بابا یا کتاب‌های دیگه نبود.

106
00:08:55,159 --> 00:08:57,911
‫برای همین باید یکم بیشتر بگردم انگار.

107
00:08:59,288 --> 00:09:03,333
‫- قبل "مردیث" قربانی دیگه‌ای هم بوده؟
‫- آها، آره. اسمش...

108
00:09:03,501 --> 00:09:05,502
‫اسمش "بن سوارداستورم" بوده.

109
00:09:06,380 --> 00:09:10,590
‫ماه قبل اونم قطعه قطعه شد. همون اتفاق افتاد.
‫در قفل بود، هشدار دهنده هم فعال بود.

110
00:09:10,758 --> 00:09:14,427
‫- ارتباطی بینشون وجود داره؟
‫- چیزی نمیتونم بگم. یعنی نه فعلا.

111
00:09:14,595 --> 00:09:16,596
‫"بن" بانکدار بوده.
‫"مردیث" هم یه پیشخدمت.

112
00:09:16,764 --> 00:09:20,183
‫همدیگه رو نمی‌شناختن، دوستان مشترک نداشتن.
‫دنیاشون متفاوت بوده.

113
00:09:20,351 --> 00:09:25,397
‫پس تنها اطلاعات موفقی که به دست آوردیم
‫شماره مشروب فروش بوده.

114
00:09:28,067 --> 00:09:29,568
‫چیه؟

115
00:09:32,238 --> 00:09:33,780
‫"سم".

116
00:09:41,664 --> 00:09:44,082
‫- "مگ".
‫- "سم".

117
00:09:50,006 --> 00:09:55,176
‫"سم"، خودتی؟ اوه خدای من.

118
00:09:57,638 --> 00:10:00,640
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- اومدم این شهر دوستامو ببینم.

119
00:10:03,269 --> 00:10:06,354
‫- اونا کجان؟
‫- خب، الان اینجا نیستن.

120
00:10:06,522 --> 00:10:09,524
‫تو چی "مگ"؟
‫داشتی می‌رفتی "کالیفرنیا".

121
00:10:10,318 --> 00:10:13,528
‫درسته. رفتم.اومدم، دید و بازدید کردم.

122
00:10:13,696 --> 00:10:18,033
‫اوه و یکی به اسم "مایکل موری" رو توی بار دیدم.

123
00:10:18,868 --> 00:10:20,493
‫- کی؟
‫- مهم نیست.

124
00:10:21,037 --> 00:10:25,206
‫به هر حال، دیگه قدیمی شده.
‫مدتیه اینجا زندگی می‌کنم.

125
00:10:26,792 --> 00:10:29,544
‫- تو اهل "شیکاگو" هستی؟
‫- نه "ماساچوست".

126
00:10:29,712 --> 00:10:34,507
‫"آندوور". خدایا، "سم"، چه تصادفی که همدیگه رو دیدیم.

127
00:10:34,717 --> 00:10:37,302
‫آره میدونم. فکر کردم دیگه نمی‌بینمت.

128
00:10:37,470 --> 00:10:39,971
‫خب خوشحالم اشتباه می‌کردی.

129
00:10:42,350 --> 00:10:44,184
‫رفیق. جلوی دهنت رو بگیر.

130
00:10:45,436 --> 00:10:50,357
‫بله، ببخشید "مگ". این برادرم، "دین"ــه.

131
00:10:52,568 --> 00:10:54,402
‫- این "دین"ــه؟
‫- آره.

132
00:10:54,570 --> 00:10:56,196
‫- پس در موردم شنیدی؟
‫- اوه، آره.

133
00:10:56,364 --> 00:11:00,992
‫درموردت شنیدم.
‫جالبه، اینکه با برادرت مثل چمدون رفتار می‌کنی.

134
00:11:02,161 --> 00:11:04,996
‫- جانم؟
‫- بذار هر کار دوست داره بکنه.

135
00:11:05,164 --> 00:11:07,374
‫انقدر این ور و اون ور نکشش با خودت.

136
00:11:07,583 --> 00:11:10,752
‫"مگ" مشکلی نیست.

137
00:11:13,839 --> 00:11:15,674
‫خیله‌خب. عجیب شد.

138
00:11:15,841 --> 00:11:18,176
‫میرم نوشیدنی بگیرم.

139
00:11:22,932 --> 00:11:25,100
‫"سم" متاسفم.

140
00:11:25,267 --> 00:11:28,728
‫چون گفتی چطور باهات رفتار می‌کنه...

141
00:11:28,896 --> 00:11:32,065
‫- اگه من بودم می‌کشتمش.
‫- چیزی نیست. صلاحمو میخواد.

142
00:11:33,567 --> 00:11:35,860
‫- باید تا زمانی که توی شهری بیشتر همو ببینیم.
‫- آره.

143
00:11:36,070 --> 00:11:38,905
‫- کلی وقت بگذرونیم.
‫- عالیه. چرا...

144
00:11:39,073 --> 00:11:41,116
‫چرا شمارت رو بهم نمیدی.

145
00:11:41,283 --> 00:11:44,536
‫312-555-0143.

146
00:11:44,954 --> 00:11:47,288
‫- میدونی، فامیلیت رو تا حالا بهم نگفتی.
‫- "مسترز".

147
00:11:47,540 --> 00:11:49,249
‫- "مسترز"؟
‫- بهتره زنگ بزنی.

148
00:11:49,458 --> 00:11:51,292
‫باعث افتخاره.

149
00:11:52,628 --> 00:11:55,296
‫امیدوارم ببینمت، "سم".

150
00:12:05,141 --> 00:12:07,225
‫- اون دیگه کدوم خری بود؟
‫- واقعا نمیدونم.

151
00:12:07,393 --> 00:12:08,977
‫فقط یه بار دیدمش.

152
00:12:09,145 --> 00:12:11,062
‫اینکه دوباره ببینمش...

153
00:12:11,230 --> 00:12:13,440
‫نمیدونم پسر، عجیبه.

154
00:12:14,275 --> 00:12:16,901
‫خب چی می‌گفت؟ اینکه مثل چمدون
‫باهات رفتار می‌کنم؟

155
00:12:17,069 --> 00:12:19,154
‫چیه؟ پشت سرم با یه دختر زر زدی؟

156
00:12:19,321 --> 00:12:21,322
‫متاسفم. مال موقعی بود که دعوا کردیم...

157
00:12:21,490 --> 00:12:24,451
‫وقتی توی ایستگاه اتوبوس ایندیانا بودم.
‫مهم نیست.

158
00:12:24,618 --> 00:12:27,162
‫حقیقت داره؟
‫دارم تو رو از چیزی که می‌خوای دور نگه می‌دارم؟

159
00:12:27,329 --> 00:12:29,247
‫نه، البته که نه.
‫اصلا گوش میدی؟

160
00:12:29,415 --> 00:12:30,832
‫چیو؟

161
00:12:31,834 --> 00:12:34,502
‫- یه اتفاق عجیب داره اینجا می‌افته.
‫- نه تو رو خدا.

162
00:12:34,670 --> 00:12:36,337
‫- اونقدر بهم علاقه نشون نداد.
‫- نه پسر.

163
00:12:36,505 --> 00:12:38,840
‫منظورم از عجیب، عجیب خودمونه.
‫شاید یه سرنخ باشه.

164
00:12:39,049 --> 00:12:41,342
‫- چرا اینو میگی؟
‫- من "مگ" رو چند هفته پیش دیدم.

165
00:12:41,510 --> 00:12:44,929
‫سر جاده بود. حالا دوباره توی بار تو شیکاگو
‫یهو بهش برمیخورم؟

166
00:12:45,347 --> 00:12:48,558
‫اونم باری که پیشخدمتش توسط یه
‫موجود ماورالطبیعه سلاخی شده.

167
00:12:48,768 --> 00:12:51,019
‫- به نظرت عجیب نیست؟
‫- تصادفیه. پیش میاد.

168
00:12:51,187 --> 00:12:53,688
‫خب آره پیش میاد. ولی نه برای ما.

169
00:12:53,856 --> 00:12:56,524
‫ممکنه اشتباه کنم، اما یه چیزی
‫درمورد این دختر وجود داره...

170
00:12:56,692 --> 00:13:00,028
‫- که نمیتونم دقیق روش دست بذارم.
‫- مطمئنم که خیلی دوست داری.

171
00:13:00,196 --> 00:13:03,072
‫شاید مظنون نباشه.
‫ممکنه یه حسی بهش داشته باشی، ها؟

172
00:13:03,324 --> 00:13:06,451
‫شاید خیلی داری عقلت رو به کار میندازی، نه؟

173
00:13:07,787 --> 00:13:10,538
‫یه کاری برام بکن.
‫برو ببین اصلا "مگ مسترز"ی وجود داره...

174
00:13:10,706 --> 00:13:13,041
‫که اهل آندوور باشه.
‫ببین میتونی چیزی پیدا کنی...

175
00:13:13,209 --> 00:13:16,669
‫- که مربوط به اون علامت توی خونه "مردیث" باشه؟
‫- میخوای چیکار کنی؟

176
00:13:16,837 --> 00:13:18,463
‫- میخوام برم "مگ" رو بپام.
‫- تو که راست میگی!

177
00:13:18,631 --> 00:13:21,508
‫- میخوام سر دربیارم. امن تره.
‫- ای منحرف!

178
00:13:21,675 --> 00:13:24,093
‫- رفیق.
‫- باشه باشه رفتم.

179
00:13:49,119 --> 00:13:52,247
‫- هی.
‫- بذار حدس بزنم. دم در خونش کمین کردی؟

180
00:13:52,414 --> 00:13:54,415
‫نه.

181
00:13:55,918 --> 00:13:58,670
‫- آره.
‫- روش بامزه‌ای برای نشون دادن علاقته.

182
00:13:58,879 --> 00:14:01,381
‫- چیزی در موردش پیدا کردی یا نه؟
‫- اطلاعاتش مطابقت داره.

183
00:14:01,590 --> 00:14:05,260
‫یه شماره به اسم "مسترز" توی دفترچه تلفن هست.
‫عکس دبیرستانشو پیدا کردم.

184
00:14:05,594 --> 00:14:07,554
‫چرا نمیری در بزنی...

185
00:14:07,721 --> 00:14:12,141
‫و دعوتش کنی باهم شعر بخونید
‫یا کاری کنید که دوس داری؟

186
00:14:13,769 --> 00:14:16,771
‫- اون علامت چی؟ شانسی هست؟
‫- بله که هست.

187
00:14:16,939 --> 00:14:20,900
‫انگار زرتشتیه.

188
00:14:21,068 --> 00:14:23,945
‫خیلی خیلی قدیمه. 2000 سال قبل مسیح.

189
00:14:24,154 --> 00:14:25,947
‫علامت "دیوا"ست.
‫(دیوا نزد ایرانیان گمراه‌کننده و شیطان است)

190
00:14:26,115 --> 00:14:28,616
‫- "دیوا" چیه؟
‫- به معنای "شیطان تاریکی"ــه.

191
00:14:28,784 --> 00:14:31,286
‫شیاطین زرتشتی.
‫اونا وحشی و درنده هستن.

192
00:14:31,453 --> 00:14:34,706
‫میدونی، رفتارهای وحشیانه‌ای دارن.
‫مثل سگهای پیت‌بول وحشی.

193
00:14:34,874 --> 00:14:36,958
‫- چجوری اینو فهمیدی؟
‫- ازم تشکر کن.

194
00:14:37,167 --> 00:14:39,085
‫- منم میتونم یه مقاله رو دنبال کنم.
‫- اوه جدی؟

195
00:14:39,295 --> 00:14:41,754
‫آخرین کتابی که خوندی چیه؟

196
00:14:43,215 --> 00:14:45,049
‫به دوست بابا "کیلب" زنگ زدم اون بهم گفت، خب؟

197
00:14:45,259 --> 00:14:47,093
‫- آهان.
‫- یه چیزی، "دیوا"ها...

198
00:14:47,261 --> 00:14:49,095
‫باید احضار شن. فراخوانده بشن.

199
00:14:49,263 --> 00:14:52,223
‫- پس یکی داره کنترلش می‌کنه؟
‫- آره، همینو دارم میگم.

200
00:14:52,391 --> 00:14:54,475
‫با چیزی که دستگیرم شد،
‫خیلی هم خطریه.

201
00:14:54,727 --> 00:14:56,936
‫اونا معمولا دست کسی که بهشون غذا میده رو
‫گاز می‌گیرن.

202
00:14:57,313 --> 00:15:00,398
‫- همچنین بازوها و بالا تنه.
‫- خب اونا چه شکلی‌ان؟

203
00:15:00,566 --> 00:15:02,817
‫هیچ کس نمیدونه.
‫هزاران ساله کسی اونا رو ندیده.

204
00:15:03,068 --> 00:15:06,738
‫احضار یه شیطانی که انقدر باستانیه، کار آدمیه که
‫خیلی حالیشه.

205
00:15:06,906 --> 00:15:09,282
‫فکر کنم یه متخصص اساسی توی شهر داریم.

206
00:15:09,658 --> 00:15:12,160
‫چرا نمیری برای اون دختره لخت برقصی؟

207
00:15:12,328 --> 00:15:13,953
‫- بیا بخورش !
‫- برو مالِ اونو بخور!

208
00:15:14,163 --> 00:15:17,832
‫جای دندونات نمونه فقط. فقط تا حدی که...
‫"سم"؟

209
00:15:47,196 --> 00:15:50,198
‫- نه، نه، من فقط...
‫- منحرف!

210
00:18:47,626 --> 00:18:49,377
‫فکر کنم بهتره نیای.

211
00:18:50,045 --> 00:18:53,923
‫چون برادرها توی شهرن. نمیدونستم...

212
00:18:59,555 --> 00:19:01,222
‫بله قربان.

213
00:19:01,431 --> 00:19:03,057
‫بله. من همینجا خواهم بود...

214
00:19:04,518 --> 00:19:05,852
‫منتظر شما.

215
00:20:31,230 --> 00:20:33,231
‫این دیگه چه کوفتیه.

216
00:20:42,658 --> 00:20:44,784
‫رفیق باید باهات حرف بزنم.

217
00:20:45,244 --> 00:20:47,370
‫پس اون دختره، "مگ" داره "دیوا" رو احضار می‌کنه؟

218
00:20:47,537 --> 00:20:50,873
‫انگار داره از یه محراب سیاه برای کنترل کردنش
‫استفاده می‌کنه.

219
00:20:51,041 --> 00:20:52,917
‫پس "سمی" یه احساسی به اون دختر بد داره؟

220
00:20:54,044 --> 00:20:55,544
‫جریان اون کاسه چیه؟

221
00:20:55,712 --> 00:20:59,632
‫داشت باهاش حرف میزد، جوری که جادوگرها
‫با گوی‌های کریستالی فالگیری می‌کنن.

222
00:20:59,800 --> 00:21:00,967
‫داشت باهاش ارتباط برقرار می‌کرد.

223
00:21:01,134 --> 00:21:04,011
‫- با کی؟ "دیوا"؟
‫- نه. گفتی اون موجودات وحشی‌ان.

224
00:21:04,179 --> 00:21:06,264
‫نه، این متفاوت بود.

225
00:21:06,431 --> 00:21:09,100
‫یکی داره بهش دستور میده. یکی...

226
00:21:09,268 --> 00:21:11,727
‫که قراره به اون انبار بیاد.

227
00:21:20,070 --> 00:21:21,487
‫یا خدا.

228
00:21:21,738 --> 00:21:24,448
‫- چیه؟
‫- چیزی که زودتر میخواستم بهت بگم.

229
00:21:24,616 --> 00:21:29,704
‫من یه زحمتی به دوستمون "ایمی"
‫توی اداره پلیس دادم.

230
00:21:30,122 --> 00:21:34,208
‫پرونده‌های کامل دو قربانی.
‫اولین بار حواسمون به یه چیزی نبوده.

231
00:21:34,376 --> 00:21:36,335
‫چی؟

232
00:21:36,503 --> 00:21:40,339
‫اولین قربانی، اون پیرمرده...
‫کل زندگیش در شیکاگو بوده.

233
00:21:40,507 --> 00:21:43,134
‫اما اینجا به دنیا نیومده.
‫ببین کجا متولد شده.

234
00:21:43,885 --> 00:21:45,803
‫- "لورنس، کانزاس".
‫- اوهوم.

235
00:21:46,680 --> 00:21:48,764
‫و "مردیث"، دومین قربانی؟

236
00:21:48,932 --> 00:21:51,726
‫معلوم شد به فرزندخوندگی گرفته شده.
‫ببین اهل کجاست.

237
00:21:59,443 --> 00:22:01,527
‫- یا خدا.
‫- آره.

238
00:22:02,070 --> 00:22:03,779
‫یعنی این همون جاییه که اون موجود شیطانی مامانو کشت.

239
00:22:04,323 --> 00:22:07,825
‫این همونجاییه که همه چی شروع شد.
‫فکر می‌کنی "مگ" با شیطان قراری گذاشته؟

240
00:22:07,993 --> 00:22:11,203
‫- این یه احتمال قطعیه.
‫- اهمیت "لورنس" در چیه؟

241
00:22:11,371 --> 00:22:14,248
‫- موضوع "دیوا" چه ربطی بهش داره؟
‫- چه میدونم؟

242
00:22:14,458 --> 00:22:18,044
‫میگم اون محراب سیاه رو از بین ببریم،
‫از "مگ" بازجویی کنیم.

243
00:22:18,211 --> 00:22:20,838
‫نه. نمیشه.
‫نباید متوجه موضوع بشه.

244
00:22:21,214 --> 00:22:24,258
‫باید حواسمون به اون انبار باشه.
‫باید ببینیم کی...

245
00:22:24,426 --> 00:22:27,720
‫- یا چی ظاهر میشه و باهاش ملاقات می‌کنه.
‫- یه چیزی بهت بگم...

246
00:22:27,888 --> 00:22:29,889
‫فکر کنم خوب نیست تنها انجامش بدیم.

247
00:22:32,434 --> 00:22:35,353
‫فکر کنم سرنخ مهمی در مورد موجودی که
‫مامانو کشت پیدا کردیم.

248
00:22:35,520 --> 00:22:41,150
‫خب... این انبار توی "ایری" شرقی شماره 1435 ــه.

249
00:22:41,860 --> 00:22:45,821
‫بابا، اگه این پیغام رو دریافت کردی،
‫هر چه زودتر خودتو برسون شیکاگو.

250
00:22:46,448 --> 00:22:49,700
‫- پیغام صوتی؟
‫- آره.

251
00:22:50,243 --> 00:22:53,120
‫خدایا. چی گیرت اومد؟

252
00:22:53,497 --> 00:22:57,416
‫صندوق عقب رو خوب گشتم.
‫آب مقدس، هر اسلحه‌ای که تونستم با خودم آوردم.

253
00:22:57,876 --> 00:23:02,505
‫هر چیزی که برای اجرای آیین جنگیری
‫توی تمامی ادیان لازمه.

254
00:23:02,923 --> 00:23:06,926
‫نمیدونم چی در انتظارمونه،
‫پس باید منتظر هر اتفاقی باشیم، نه؟

255
00:23:17,104 --> 00:23:19,814
‫- شب بزرگیه.
‫- آره.

256
00:23:21,024 --> 00:23:22,358
‫استرس داری؟

257
00:23:22,984 --> 00:23:25,194
‫نه. نه. تو چی؟

258
00:23:26,279 --> 00:23:28,197
‫نه. عمرا.

259
00:23:36,331 --> 00:23:39,834
‫میتونی تصور کنی که بالاخره اون موجود لعنتی رو پیدا کردیم؟
‫اون موجود شیطانی رو؟

260
00:23:40,001 --> 00:23:43,838
‫- بیا انقدر پیش داوری نکنیم.
‫- میدونم. فقط میگم...

261
00:23:44,005 --> 00:23:46,298
‫اگه پیداش کرده باشیم، چی؟

262
00:23:46,466 --> 00:23:49,218
‫اگه همه چی امشب تموم بشه چی؟

263
00:23:49,511 --> 00:23:51,429
‫مرد، من یه ماه می‌خوابم.

264
00:23:51,596 --> 00:23:53,514
‫برمیگردم کالج.

265
00:23:53,723 --> 00:23:55,975
‫تا دوباره یه آدم عادی شم.

266
00:23:57,144 --> 00:24:00,646
‫- میخوای برگردی کالج؟
‫- آره، وقتی که شکارش کردیم.

267
00:24:02,691 --> 00:24:05,317
‫- مشکلی باهاش داری؟
‫- نه. نه.

268
00:24:05,485 --> 00:24:07,528
‫عالیه. خوش به حالت.

269
00:24:08,989 --> 00:24:10,448
‫یعنی...

270
00:24:10,740 --> 00:24:14,076
‫- وقتی همه چی تموم شه چیکار می‌کنی؟
‫- هیچ وقت تموم نمیشه.

271
00:24:14,411 --> 00:24:17,246
‫موجودات دیگه‌ای خواهند بود.
‫همیشه یه چیزی برای شکار وجود داره.

272
00:24:17,414 --> 00:24:19,748
‫باید یه چیزی باشه که برای خودت بخوایش.

273
00:24:19,916 --> 00:24:23,127
‫آره، نمیخوام به محضی که این موضوع تموم میشه
‫بذاری بری "سم".

274
00:24:23,295 --> 00:24:26,130
‫رفیق، مشکلت چیه؟

275
00:24:32,846 --> 00:24:36,015
‫فکر می‌کنی چرا همه جا تو رو دنبال خودم می‌کشونم؟

276
00:24:36,808 --> 00:24:38,225
‫فکر می‌کنی چرا اومدم...

277
00:24:38,435 --> 00:24:41,145
‫- دنبالت توی "استنفورد"؟
‫- چون بابا تو دردسر افتاده بود.

278
00:24:41,396 --> 00:24:45,357
‫- چون میخواستی موجودی رو که مامانو کشت، پیدا کنی.
‫- آره، همینه اما بیشتر از ایناست مرد.

279
00:24:51,990 --> 00:24:55,618
‫تو و من و بابا.

280
00:24:56,620 --> 00:24:59,914
‫یعنی میخواستم دوباره با هم باشیم.

281
00:25:03,168 --> 00:25:05,169
‫میخواستم دوباره یه خانواده باشیم.

282
00:25:05,337 --> 00:25:08,255
‫"دین"، ما یه خانواده هستیم.

283
00:25:09,216 --> 00:25:10,841
‫من هر کاری برات می‌کنم.

284
00:25:11,176 --> 00:25:13,928
‫اما مسائل مثل قبل نمیشن.

285
00:25:19,726 --> 00:25:21,435
‫میتونن. بشن

286
00:25:26,274 --> 00:25:27,566
‫نمیخوام که بشه.

287
00:25:31,696 --> 00:25:33,656
‫نمیخوام برای همیشه اینجوری زندگی کنم.

288
00:25:35,534 --> 00:25:37,785
‫"دین"، وقتی ماجرا تموم شه...

289
00:25:38,620 --> 00:25:41,163
‫باید بذاری راه خودمو برم.

290
00:26:43,351 --> 00:26:45,019
‫بچه‌ها.

291
00:26:45,228 --> 00:26:47,521
‫قایم شدن خیلی بچگانه‌ست،
‫اینطور فکر نمی‌کنید؟

292
00:26:47,731 --> 00:26:50,316
‫خب، اونجوری که میخواستم پیش نرفت.

293
00:26:52,944 --> 00:26:54,862
‫چرا نمیاید بیرون؟

294
00:27:04,080 --> 00:27:05,456
‫"سم".

295
00:27:05,624 --> 00:27:08,917
‫باید بگم، این کار مانع رابطه ما میشه.

296
00:27:09,127 --> 00:27:10,669
‫آره خودم میدونم!

297
00:27:12,297 --> 00:27:15,716
‫- خب "دیوا"، دوستت کجاست؟
‫- همین اطراف.

298
00:27:15,884 --> 00:27:19,261
‫- اون شاتگان هم کاری براتون نمی‌کنه.
‫- خب نگران نباش عزیزم.

299
00:27:19,512 --> 00:27:20,846
‫شاتگان برای شیطان نیست.

300
00:27:21,056 --> 00:27:23,307
‫خب اون کیه، "مگ"؟

301
00:27:23,475 --> 00:27:25,934
‫کی قراره بیاد؟
‫منتظر کی هستی؟

302
00:27:27,812 --> 00:27:29,271
‫تو.

303
00:27:59,219 --> 00:28:00,803
‫هی، "سم"؟

304
00:28:00,970 --> 00:28:03,972
‫اشتباه برداشت نکن،
‫اما دوست‌دخترت...

305
00:28:04,140 --> 00:28:05,808
‫یه جنده ست.

306
00:28:06,935 --> 00:28:08,227
‫این...

307
00:28:08,728 --> 00:28:11,105
‫کُلش یه تله بود.

308
00:28:12,649 --> 00:28:14,942
‫برخوردن به تو توی بار.

309
00:28:15,151 --> 00:28:16,944
‫دنبال کردنت تا اینجا...

310
00:28:17,153 --> 00:28:18,654
‫شنیدن چیزی که باید می‌گفتی.

311
00:28:19,614 --> 00:28:21,615
‫همه‌ش تله بود، نه؟

312
00:28:22,826 --> 00:28:25,744
‫- و اینکه تمام قربانی‌ها اهل "لورنس" هستن؟
‫- هیچ معنایی نداره.

313
00:28:26,788 --> 00:28:30,290
‫- فقط برای کشوندنت به اینجا بود.
‫- تو اون آدمها رو بی‌دلیل کشتی.

314
00:28:30,458 --> 00:28:32,626
‫عزیزم، من آدمهای زیادی رو برای چیزهایی از این کمتر کشتم.

315
00:28:35,171 --> 00:28:36,505
‫تو ما رو توی تله انداختی.

316
00:28:36,673 --> 00:28:38,424
‫خوش به حالت.

317
00:28:38,800 --> 00:28:41,760
‫حالا وقتشه.
‫چرا ما رو نمی‌کشی؟

318
00:28:42,971 --> 00:28:46,014
‫ما انقدر برای کشتن عجله نداریم، مگه نه؟

319
00:28:51,020 --> 00:28:52,938
‫این تله برای شما نیست.

320
00:28:56,901 --> 00:28:58,360
‫بابا.

321
00:28:58,570 --> 00:28:59,862
‫این تله برای باباست.

322
00:29:02,866 --> 00:29:06,285
‫خب عزیزم،
‫احمق‌تر از چیزی هستی که به نظر میای.

323
00:29:06,453 --> 00:29:09,538
‫چون حتی اگه بابا توی شهر بود، که نیست...

324
00:29:09,706 --> 00:29:11,832
‫نمی‌اومد اینجا. اون بهتر از این حرفاست.

325
00:29:12,000 --> 00:29:15,377
‫اون خوبه، درست می‌گی.

326
00:29:21,176 --> 00:29:23,010
‫اما ببین...

327
00:29:28,183 --> 00:29:31,101
‫- یه نقطه ضعف داره.
‫- چی؟

328
00:29:32,020 --> 00:29:33,771
‫شما.

329
00:29:34,856 --> 00:29:37,191
‫وقتی موضوع شما مطرح باشه،
‫گارد نمی‌گیره.

330
00:29:37,901 --> 00:29:40,569
‫اجازه میده احساساتش
‫روی تصمیم‌گیریش اثر بذارن.

331
00:29:42,572 --> 00:29:45,324
‫اتفاقا میدونم که توی شهره.

332
00:29:46,743 --> 00:29:50,078
‫و میاد که شما رو نجات بده.

333
00:29:50,288 --> 00:29:53,373
‫بعدش "دیوا"ها همه رو می‌کشن.

334
00:29:53,541 --> 00:29:57,711
‫آروم و یواش و وحشیانه.

335
00:29:58,379 --> 00:30:00,005
‫خب، یه خبری برات دارم.

336
00:30:00,215 --> 00:30:03,467
‫خیلی بیشتر از یه سایه نیاز داری که بتونی
‫اونو بکشی.

337
00:30:03,635 --> 00:30:06,804
‫اوه، "دیوا"ها الان توی اتاقن.
‫فقط دیده نمیشن.

338
00:30:06,971 --> 00:30:09,097
‫سایه‌هاشون تنها بخشی از اونا هستن
‫که میشه دید.

339
00:30:09,265 --> 00:30:10,724
‫چرا اینکارو می‌کنی، "مگ"؟

340
00:30:10,892 --> 00:30:13,227
‫چه قراری باهاشون گذاشتی که
‫به اینجا رسیدی، ها؟

341
00:30:13,853 --> 00:30:15,479
‫- با کی معامله کردی؟
‫- من این کارو می‌کنم...

342
00:30:15,730 --> 00:30:18,232
‫به همون دلیلی که شما دارین
‫این کارهارو انجام میدین.

343
00:30:18,399 --> 00:30:20,067
‫وفاداری.

344
00:30:20,235 --> 00:30:21,902
‫عشق.

345
00:30:23,071 --> 00:30:25,113
‫مثل عشقی که به مادرتون دارین.

346
00:30:25,323 --> 00:30:28,408
‫- و "جس".
‫- برو به جهنم.

347
00:30:29,327 --> 00:30:31,995
‫عزیزم، من همین الانشم همونجام.

348
00:30:34,749 --> 00:30:36,583
‫بی‌خیال، "سم".

349
00:30:36,751 --> 00:30:39,545
‫لازم نیست خیلی وحشتناک باشه.

350
00:30:43,842 --> 00:30:46,593
‫فکر کنم جفتمون میدونیم...

351
00:30:47,554 --> 00:30:50,430
‫چه حسی به من داری.

352
00:30:54,060 --> 00:30:55,936
‫میدونی...

353
00:30:58,481 --> 00:31:02,985
‫دیدم که داری نگام می‌کنی...

354
00:31:03,152 --> 00:31:05,195
‫وقتی داشتم توی خونه‌ام لباس عوض می‌کردم.

355
00:31:05,405 --> 00:31:07,781
‫تحریکت کرد، نه؟

356
00:31:08,867 --> 00:31:11,410
‫- شما دو تا برید یه اتاق پیدا کنید.
‫- ناراحت نشدم.

357
00:31:11,578 --> 00:31:14,079
‫دوست داشتم که نگام می‌کنی.

358
00:31:14,289 --> 00:31:16,248
‫زود باش "سمی".

359
00:31:16,416 --> 00:31:19,042
‫من و تو هنوز می‌تونیم یکم خوش بگذرونیم.

360
00:31:19,294 --> 00:31:22,754
‫میخوای خوش بگذرونی؟ شروع کن.

361
00:31:22,922 --> 00:31:25,591
‫من الان یکم دستام بسته ست.

362
00:31:59,959 --> 00:32:05,589
‫وقتی برادرت داشت خودشو آزاد می‌کرد،
‫داشتی حواسمو پرت می‌کردی؟

363
00:32:05,757 --> 00:32:10,093
‫نه.

364
00:32:11,137 --> 00:32:13,764
‫بخاطر این بود که من خودم یه چاقو دارم.

365
00:32:15,975 --> 00:32:19,353
‫"سم". برو سمت محراب.

366
00:32:30,406 --> 00:32:32,115
‫نه. نه.

367
00:32:32,283 --> 00:32:33,951
‫نه.

368
00:32:41,084 --> 00:32:42,918
‫آره.

369
00:32:43,086 --> 00:32:44,378
‫اونجا.

370
00:32:58,434 --> 00:33:01,895
‫خب فکر کنم "دیوا"ها خوششون نمی‌اومد
‫کسی بهشون دستور بده.

371
00:33:02,063 --> 00:33:04,064
‫فکر نکنم.

372
00:33:04,691 --> 00:33:06,358
‫- هی "سم".
‫- هوم؟

373
00:33:06,526 --> 00:33:08,944
‫دفعه بعدی که خواستی با کسی بخوابی...

374
00:33:09,112 --> 00:33:12,280
‫دختری پیدا کن که انقدر دیوونه نباشه، خب؟

375
00:33:27,088 --> 00:33:29,881
‫چرا وسایلو توی ماشین ول نکردی؟

376
00:33:30,049 --> 00:33:33,844
‫بهتره امنیت داشته باشیم تا اینکه پشیمون باشیم.

377
00:33:53,197 --> 00:33:56,158
‫- بابا؟
‫- سلام پسرها.

378
00:34:24,353 --> 00:34:27,022
‫- سلام، "سم".
‫- سلام بابا.

379
00:34:31,027 --> 00:34:33,236
‫بابا، یه تله بود.

380
00:34:34,238 --> 00:34:36,531
‫نمیدونستم. متاسفم.

381
00:34:36,699 --> 00:34:39,659
‫مشکلی نیست.
‫میدونستم ممکنه تله باشه.

382
00:34:39,827 --> 00:34:41,244
‫- اونجا بودی؟
‫- آره.

383
00:34:41,412 --> 00:34:44,289
‫درست موقعی رسیدم اونجا
‫که دیدم دختره چجوری پرت میشه پایین.

384
00:34:45,166 --> 00:34:47,000
‫آدم بدی بود، درسته؟

385
00:34:47,168 --> 00:34:48,502
‫- بله قربان.
‫- خوبه.

386
00:34:49,170 --> 00:34:53,507
‫خب، منو غافلگیر نمی‌کنه.
‫قبلا سعی کرده بود جلومو بگیره.

387
00:34:54,592 --> 00:34:56,802
‫- اون موجود شیطانی؟
‫- میدونه که من نزدیکم.

388
00:34:57,428 --> 00:34:58,804
‫میدونه که میخوام بکشمش.

389
00:34:59,013 --> 00:35:02,432
‫نه اینکه فقط احضار و جنگیریش کنم،
‫یا اینکه برش گردونم جهنم.

390
00:35:03,518 --> 00:35:05,227
‫واقعا میخوام بکشمش.

391
00:35:06,145 --> 00:35:07,687
‫چطوری؟

392
00:35:08,397 --> 00:35:09,940
‫دارم روش کار می‌کنم.

393
00:35:11,067 --> 00:35:13,610
‫خب، بذار باهات بیایم. کمک می‌کنیم.

394
00:35:14,946 --> 00:35:16,530
‫نه، "سم".

395
00:35:17,615 --> 00:35:20,534
‫هنوز نه.
‫گوش کن، سعی کن درک کنی...

396
00:35:20,785 --> 00:35:24,162
‫این موجود شیطانی
‫یه حرومزاده ترسناکه.

397
00:35:24,330 --> 00:35:27,040
‫نمیخوام بلایی سر شما بیاد.
‫نمیخوام صدمه ببینید.

398
00:35:27,208 --> 00:35:30,210
‫- بابا، لازم نیست نگرانمون باشی.
‫- معلومه که نگرانتونم.

399
00:35:32,922 --> 00:35:34,548
‫من پدرتونم.

400
00:35:39,679 --> 00:35:44,683
‫گوش کن، "سمی"، آخرین باری که
‫با هم بودیم، شدیدا دعوامون شد.

401
00:35:44,892 --> 00:35:46,643
‫بله قربان.

402
00:35:53,693 --> 00:35:56,111
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

403
00:35:56,946 --> 00:35:58,613
‫مدت زیادی گذشته.

404
00:36:01,284 --> 00:36:03,118
‫خیلی زیاد.

405
00:36:30,021 --> 00:36:31,354
‫نه!

406
00:37:10,228 --> 00:37:12,312
‫چشماتو ببند.

407
00:37:13,022 --> 00:37:14,773
‫اینا شیاطین سایه‌دار هستن.

408
00:37:15,233 --> 00:37:16,524
‫بیاید بسوزونیمشون.

409
00:37:31,999 --> 00:37:34,709
‫- بابا.
‫- بیا اینجا.

410
00:38:03,864 --> 00:38:05,949
‫خیلی‌خب. زود باشین.
‫زیاد وقت نداریم.

411
00:38:06,117 --> 00:38:08,118
‫به محض اینکه آتیش منور خاموش شه، برمی‌گردن.

412
00:38:08,327 --> 00:38:09,703
‫نه، صبر کن، صبر کن.

413
00:38:10,538 --> 00:38:12,122
‫"سم"، صبر کن.

414
00:38:16,043 --> 00:38:18,253
‫- بابا، نباید باهامون بیای.
‫- چی؟

415
00:38:18,421 --> 00:38:19,713
‫چی داری میگی؟

416
00:38:19,922 --> 00:38:23,174
‫- شما پسرها، بدجوری آسیب دیدین.
‫- ما چیزیمون نمیشه.

417
00:38:23,342 --> 00:38:25,635
‫"دین" باید باهم باشیم.

418
00:38:25,803 --> 00:38:28,930
‫- با هم میریم سراغ این موجود شیطانی.
‫- "سم"، بهم گوش کن.

419
00:38:31,392 --> 00:38:33,101
‫تقریبا باعث کشته شدن بابا شدیم.

420
00:38:34,645 --> 00:38:36,855
‫متوجه نمیشی؟
‫اونا بی‌خیال نمیشن.

421
00:38:37,023 --> 00:38:39,983
‫دوباره تلاش می‌کنن.
‫دوباره از ما استفاده می‌کنن تا به اون برسن.

422
00:38:40,151 --> 00:38:41,860
‫یعنی "مگ" راست می‌گفت.

423
00:38:43,112 --> 00:38:44,779
‫وقتی بابا با ماست، آسیب‌پذیر میشه.

424
00:38:48,743 --> 00:38:50,702
‫بدون ما قوی‌تره.

425
00:38:52,913 --> 00:38:54,456
‫بابا.

426
00:38:56,042 --> 00:38:57,625
‫نه.

427
00:38:59,211 --> 00:39:00,962
‫بعد همه این اتفاقات.

428
00:39:01,130 --> 00:39:04,966
‫بعد تمام مدتی که دنبالت می‌گشتیم...
‫خواهش می‌کنم.

429
00:39:06,052 --> 00:39:09,429
‫- باید بخشی از این مبارزه باشم.
‫- "سمی"، این مبارزه تازه شروع شده.

430
00:39:09,597 --> 00:39:12,140
‫و همه نقشی در اون خواهیم داشت.

431
00:39:12,308 --> 00:39:13,892
‫فعلا باید بهم اعتماد کنی پسرم.

432
00:39:17,355 --> 00:39:19,981
‫باشه؟ باید بذاری من برم.

433
00:40:04,860 --> 00:40:06,152
‫مراقب باشین پسرها.

434
00:40:07,905 --> 00:40:09,697
‫زود باش.

435
00:40:37,321 --> 00:40:57,321
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
