WEBVTT

00:02.127 --> 00:03.877
‫آنچه گذشت...
‫- بابا.

00:04.087 --> 00:06.296
‫"سم" این موضوع بزرگتر از اون چیزیه که
‫فکر می‌کنی. اونا همه جا هستن.

00:06.506 --> 00:09.008
‫میخواد کارش رو ادامه بدیم.
‫مردم رو نجات بدیم.

00:09.217 --> 00:11.301
‫موجودات رو شکار کنیم. شغل خانوادگیمون.

00:11.511 --> 00:14.513
‫نمی‌فهمم چرا انقدر کورکورانه بهش ایمان داری.

00:14.723 --> 00:17.599
‫تو یه حرومزاده خودخواهی، میدونی؟
‫هر کاری دلت میخواد انجام میدی.

00:17.809 --> 00:19.893
‫هی، من دارم میرم.
‫همینجا ولت می‌کنم، می‌شنوی؟

00:20.103 --> 00:21.979
‫- منم میخوام همین کارو کنی.
‫- من "مگ" هستم.

00:22.188 --> 00:23.981
‫"سم" خب کجا میری؟

00:24.190 --> 00:25.524
‫امکان نداره بهت بگم.

00:25.734 --> 00:27.985
‫- چرا؟
‫- ممکنه دیوونه‌ای چیزی باشی.

00:31.364 --> 00:34.033
‫با عقل جور درنمیاد.
‫لعنتی میتونستم جفتشون رو بگیرم.

00:34.200 --> 00:36.118
‫چرا گذاشتم برن؟

00:37.300 --> 00:47.300
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:27.128 --> 01:31.006
‫- عالیه.
‫- "مردیث".

01:36.971 --> 01:40.432
‫"مردیث".

01:41.309 --> 01:43.102
‫آهای.

01:43.770 --> 01:46.814
‫"مردیث".

01:55.448 --> 02:06.333
‫"مردیث".

02:39.242 --> 02:41.994
‫سیستم غیر فعال شد.

02:44.247 --> 02:46.999
‫سیستم فعال شد.

03:14.068 --> 03:15.694
‫هی، "مردیث"، منم "کریستن".

03:15.862 --> 03:19.239
‫باید بهم بگی دیشب چی شد.
‫بهم زنگ بزن.

03:19.741 --> 03:21.825
‫هی "مردیث". "دریک" هستم.
‫کجا بودی؟

03:21.993 --> 03:25.370
‫سعی کردم باهات تماس بگیرم.
‫یکی هست که میخواد تو رو ببینه.

03:25.538 --> 03:27.164
‫تنها راهش که بدونی کیه...

03:27.332 --> 03:30.542
‫اینه که بهم زنگ بزنی.
‫اگه میخوای این معما رو حل کنی، زنگ بزن.

03:30.752 --> 03:32.169
‫باشه؟ خداحافظ.

03:32.337 --> 03:34.004
‫هی، "مردیث".

03:34.172 --> 03:36.048
‫گوش کن، نگو که پشتت نبودم.

03:36.257 --> 03:39.718
‫میدونم که اون یارو دیشب
‫دلتو شکست، اما این یکی...

03:51.257 --> 03:55.400
یک هفته بعد

03:56.500 --> 03:59.000
"سایه"

04:13.253 --> 04:15.170
‫خیله‌خب، "دین".

04:15.338 --> 04:17.089
‫- اینجاست.
‫- باید بگم...

04:17.257 --> 04:20.592
‫من و بابا بدون این لباس‌ها هم کارمون راه می‌افتاد.

04:20.885 --> 04:24.805
‫احساس می‌کنم شبیه این دست و پا چلفتی‌های
‫دبیرستانی شدم.

04:26.015 --> 04:29.601
‫اون بازی چی بود می‌کردی؟
‫چی بود؟ شهر ما.

04:29.769 --> 04:31.645
‫آره. با حال بودی. بامزه بود.

04:31.813 --> 04:33.355
‫میخوای این کارو به سرانجام برسونی یا نه؟

04:33.523 --> 04:36.149
‫فقط دارم میگم این لباس‌ها با پولی که
‫به سختی به دست اومده خریداری شده، خب؟

04:36.317 --> 04:39.611
‫- پول کی؟
‫- پول ما. فکر کردی جعل کارت اعتباری آسونه؟

04:42.699 --> 04:44.616
‫مرسی که گذاشتین یه نگاهی بندازیم.

04:44.784 --> 04:47.911
‫خب، پلیس گفت دیگه کاری به اینجا نداره، برای همین...

04:58.715 --> 05:00.924
‫گفتین از شرکت سیستم هشدار میاید؟

05:01.092 --> 05:02.301
‫درسته.

05:02.468 --> 05:06.847
‫خب توهین نباشه، سیستم هشدارتون به اندازه
‫پستون مردها بی‌مصرفه.

05:07.140 --> 05:08.473
‫خب، برای همین اینجاییم.

05:08.933 --> 05:12.144
‫که ببینیم چی مشکل داشته،
‫نذاریم دیگه تکرار شه.

05:14.063 --> 05:16.732
‫- خانم، شما جسد رو پیدا کردین؟
‫- بله.

05:16.899 --> 05:18.775
‫درست بعد اینکه اتفاق افتاد؟
‫- نه.

05:18.943 --> 05:22.154
‫چند روز بعد. از محل کار "مردیث" زنگ زدن
‫چون نرفته بود.

05:22.613 --> 05:24.239
‫در زدم.

05:24.449 --> 05:27.326
‫همون موقع متوجه بو شدم.

05:27.493 --> 05:29.828
‫پنجره‌ای باز نبود؟
‫جوری که کسی به زور وارد شده باشه؟

05:29.996 --> 05:32.122
‫نه، پنجره‌ها قفل بودن.
‫در هم چفت شده بود.

05:32.332 --> 05:34.541
‫زنجیر روی در بود. باید می‌بریدیمش.

05:34.751 --> 05:36.877
‫- بعد سیستم هشدار همچنان روشن بود؟
‫- همونطور که گفتم...

05:37.045 --> 05:39.254
‫- کار شرکتتون حرف نداره!
‫- اوهوم.

05:39.672 --> 05:42.424
‫ندیدین وسایلش به هم ریخته باشه؟
‫شیشه شکسته باشه؟ درگیری باشه؟

05:42.592 --> 05:45.677
‫همه چی توی شرایط خوبی بود.

05:46.637 --> 05:48.722
‫به جز "مردیث".

05:49.432 --> 05:53.101
‫- "مردیث" تو چه شرایطی بود؟
‫- "مردیث" همه جا پخش بود.

05:53.269 --> 05:54.770
‫قطعه قطعه شده بود.

05:54.937 --> 05:57.647
‫کسی که اونو کشته کارش خیلی حال بهم زن بوده.

05:57.815 --> 06:02.486
‫اما باید بگم اگه نمیدونستم، ممکن بود بگم
‫کار یه حیوون وحشی بوده.

06:05.948 --> 06:09.534
‫خانم، اشکالی نداره بهمون یکم وقت بدین
‫که یه نگاهی به خونه بندازیم؟

06:10.161 --> 06:12.996
‫به کارتون برسین. راحت باشین.

06:18.628 --> 06:20.921
‫پس قاتل میاد داخل آپارتمان و میره.

06:21.089 --> 06:23.215
‫- نه اسلحه‌ای، نه اثر انگشتی.
‫- دارم بهت می‌گم...

06:23.424 --> 06:26.843
‫لحظه‌ای که اون مقاله رو پیدا کردم،
‫میدونستم این موضوع راست کار خودمونه.

06:27.011 --> 06:28.720
‫فکر کنم باهات موافقم.

06:28.888 --> 06:30.764
‫گفتی با پلیس‌ها حرف زدی؟

06:30.973 --> 06:37.145
‫آره. با "امی"، مامور جذاب قانون حرف زدم.

06:37.313 --> 06:40.107
‫- جدی؟ چی فهمیدی؟
‫- خب اون در برج قوس به دنیا اومده.

06:40.900 --> 06:43.527
‫تکیلا دوست داره. یعنی...

06:44.070 --> 06:46.363
‫- اوه، یه تتوی کوچولویی داره...
‫- "دین".

06:46.531 --> 06:49.282
‫چیه؟ آره. چیزی نبوده که ندونیم.

06:49.659 --> 06:51.910
‫به جز یه چیز که توی مقالات نمیگن.

06:52.078 --> 06:55.247
‫- هوم؟
‫- قلب "مردیث" توی جسد نبود.

06:56.374 --> 06:59.960
‫- قلبش؟
‫- آره قلبش.

07:00.253 --> 07:01.628
‫فکر می‌کنی کار چی بوده؟

07:01.796 --> 07:05.715
‫صاحب‌خونه گفت شبیه حمله یه حیوون وحشی بوده.
‫شاید واقعا بوده.

07:05.883 --> 07:07.134
‫- گرگینه؟
‫- گرگینه نبوده.

07:07.301 --> 07:09.010
‫هنوز هلال ماه کامل نشده بوده.
(چون گرگینه ها در هلال ماه وحشی میشن)

07:09.178 --> 07:12.264
‫بعلاوه، اگه یه حیوون بود،
‫از خودش یه ردی باقی میذاشت.

07:12.432 --> 07:14.474
‫شاید یه روح بوده.

07:17.228 --> 07:20.230
‫ببین میتونی چسب پیدا کنی.

07:43.463 --> 07:45.630
‫تا حالا این علامت رو جایی دیده بودی؟

07:46.507 --> 07:48.091
‫هرگز.

07:48.926 --> 07:50.635
‫منم.

07:56.976 --> 08:00.479
‫واقعا؟ 5 سال ژیمناست بودی؟

08:00.646 --> 08:02.522
‫- خب...
‫- خب...

08:04.901 --> 08:07.486
‫- اینجا توی بار کمک می‌کنم.
‫- ایول.

08:10.156 --> 08:11.907
‫ممنون.

08:24.420 --> 08:27.088
‫- با مشروب فروش حرف زدم.
‫- چیزی گیرت اومد؟

08:27.256 --> 08:29.508
‫- البته به جز شمارش.
‫- رفیق.

08:29.675 --> 08:33.678
‫من حرفه‌ایم.
‫بهم توهین میشه اینجوری فکر می‌کنی.

08:35.097 --> 08:37.390
‫خیله‌خب.

08:37.558 --> 08:40.352
‫میشه یکم عقلت رو در این زمینه به کار بندازی، "دین"؟

08:40.561 --> 08:44.397
‫ها؟ چیزی نیست. "مردیث" اینجا کار می‌کرده.
‫پیش‌خدمت بوده.

08:44.565 --> 08:47.067
‫همه اینجا دوستش بودن.
‫میگن عادی بوده.

08:47.235 --> 08:50.111
‫قبل مرگش، نه چیزای عجیب می‌گفته
‫نه کارهای عجیب می‌کرده. پس...

08:50.279 --> 08:51.863
‫اون علامته چی؟ چیزی پیدا کردی؟

08:52.031 --> 08:54.991
‫هیچی. توی دفتر بابا یا کتاب‌های دیگه نبود.

08:55.159 --> 08:57.911
‫برای همین باید یکم بیشتر بگردم انگار.

08:59.288 --> 09:03.333
‫- قبل "مردیث" قربانی دیگه‌ای هم بوده؟
‫- آها، آره. اسمش...

09:03.501 --> 09:05.502
‫اسمش "بن سوارداستورم" بوده.

09:06.380 --> 09:10.590
‫ماه قبل اونم قطعه قطعه شد. همون اتفاق افتاد.
‫در قفل بود، هشدار دهنده هم فعال بود.

09:10.758 --> 09:14.427
‫- ارتباطی بینشون وجود داره؟
‫- چیزی نمیتونم بگم. یعنی نه فعلا.

09:14.595 --> 09:16.596
‫"بن" بانکدار بوده.
‫"مردیث" هم یه پیشخدمت.

09:16.764 --> 09:20.183
‫همدیگه رو نمی‌شناختن، دوستان مشترک نداشتن.
‫دنیاشون متفاوت بوده.

09:20.351 --> 09:25.397
‫پس تنها اطلاعات موفقی که به دست آوردیم
‫شماره مشروب فروش بوده.

09:28.067 --> 09:29.568
‫چیه؟

09:32.238 --> 09:33.780
‫"سم".

09:41.664 --> 09:44.082
‫- "مگ".
‫- "سم".

09:50.006 --> 09:55.176
‫"سم"، خودتی؟ اوه خدای من.

09:57.638 --> 10:00.640
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- اومدم این شهر دوستامو ببینم.

10:03.269 --> 10:06.354
‫- اونا کجان؟
‫- خب، الان اینجا نیستن.

10:06.522 --> 10:09.524
‫تو چی "مگ"؟
‫داشتی می‌رفتی "کالیفرنیا".

10:10.318 --> 10:13.528
‫درسته. رفتم.اومدم، دید و بازدید کردم.

10:13.696 --> 10:18.033
‫اوه و یکی به اسم "مایکل موری" رو توی بار دیدم.

10:18.868 --> 10:20.493
‫- کی؟
‫- مهم نیست.

10:21.037 --> 10:25.206
‫به هر حال، دیگه قدیمی شده.
‫مدتیه اینجا زندگی می‌کنم.

10:26.792 --> 10:29.544
‫- تو اهل "شیکاگو" هستی؟
‫- نه "ماساچوست".

10:29.712 --> 10:34.507
‫"آندوور". خدایا، "سم"، چه تصادفی که همدیگه رو دیدیم.

10:34.717 --> 10:37.302
‫آره میدونم. فکر کردم دیگه نمی‌بینمت.

10:37.470 --> 10:39.971
‫خب خوشحالم اشتباه می‌کردی.

10:42.350 --> 10:44.184
‫رفیق. جلوی دهنت رو بگیر.

10:45.436 --> 10:50.357
‫بله، ببخشید "مگ". این برادرم، "دین"ــه.

10:52.568 --> 10:54.402
‫- این "دین"ــه؟
‫- آره.

10:54.570 --> 10:56.196
‫- پس در موردم شنیدی؟
‫- اوه، آره.

10:56.364 --> 11:00.992
‫درموردت شنیدم.
‫جالبه، اینکه با برادرت مثل چمدون رفتار می‌کنی.

11:02.161 --> 11:04.996
‫- جانم؟
‫- بذار هر کار دوست داره بکنه.

11:05.164 --> 11:07.374
‫انقدر این ور و اون ور نکشش با خودت.

11:07.583 --> 11:10.752
‫"مگ" مشکلی نیست.

11:13.839 --> 11:15.674
‫خیله‌خب. عجیب شد.

11:15.841 --> 11:18.176
‫میرم نوشیدنی بگیرم.

11:22.932 --> 11:25.100
‫"سم" متاسفم.

11:25.267 --> 11:28.728
‫چون گفتی چطور باهات رفتار می‌کنه...

11:28.896 --> 11:32.065
‫- اگه من بودم می‌کشتمش.
‫- چیزی نیست. صلاحمو میخواد.

11:33.567 --> 11:35.860
‫- باید تا زمانی که توی شهری بیشتر همو ببینیم.
‫- آره.

11:36.070 --> 11:38.905
‫- کلی وقت بگذرونیم.
‫- عالیه. چرا...

11:39.073 --> 11:41.116
‫چرا شمارت رو بهم نمیدی.

11:41.283 --> 11:44.536
‫312-555-0143.

11:44.954 --> 11:47.288
‫- میدونی، فامیلیت رو تا حالا بهم نگفتی.
‫- "مسترز".

11:47.540 --> 11:49.249
‫- "مسترز"؟
‫- بهتره زنگ بزنی.

11:49.458 --> 11:51.292
‫باعث افتخاره.

11:52.628 --> 11:55.296
‫امیدوارم ببینمت، "سم".

12:05.141 --> 12:07.225
‫- اون دیگه کدوم خری بود؟
‫- واقعا نمیدونم.

12:07.393 --> 12:08.977
‫فقط یه بار دیدمش.

12:09.145 --> 12:11.062
‫اینکه دوباره ببینمش...

12:11.230 --> 12:13.440
‫نمیدونم پسر، عجیبه.

12:14.275 --> 12:16.901
‫خب چی می‌گفت؟ اینکه مثل چمدون
‫باهات رفتار می‌کنم؟

12:17.069 --> 12:19.154
‫چیه؟ پشت سرم با یه دختر زر زدی؟

12:19.321 --> 12:21.322
‫متاسفم. مال موقعی بود که دعوا کردیم...

12:21.490 --> 12:24.451
‫وقتی توی ایستگاه اتوبوس ایندیانا بودم.
‫مهم نیست.

12:24.618 --> 12:27.162
‫حقیقت داره؟
‫دارم تو رو از چیزی که می‌خوای دور نگه می‌دارم؟

12:27.329 --> 12:29.247
‫نه، البته که نه.
‫اصلا گوش میدی؟

12:29.415 --> 12:30.832
‫چیو؟

12:31.834 --> 12:34.502
‫- یه اتفاق عجیب داره اینجا می‌افته.
‫- نه تو رو خدا.

12:34.670 --> 12:36.337
‫- اونقدر بهم علاقه نشون نداد.
‫- نه پسر.

12:36.505 --> 12:38.840
‫منظورم از عجیب، عجیب خودمونه.
‫شاید یه سرنخ باشه.

12:39.049 --> 12:41.342
‫- چرا اینو میگی؟
‫- من "مگ" رو چند هفته پیش دیدم.

12:41.510 --> 12:44.929
‫سر جاده بود. حالا دوباره توی بار تو شیکاگو
‫یهو بهش برمیخورم؟

12:45.347 --> 12:48.558
‫اونم باری که پیشخدمتش توسط یه
‫موجود ماورالطبیعه سلاخی شده.

12:48.768 --> 12:51.019
‫- به نظرت عجیب نیست؟
‫- تصادفیه. پیش میاد.

12:51.187 --> 12:53.688
‫خب آره پیش میاد. ولی نه برای ما.

12:53.856 --> 12:56.524
‫ممکنه اشتباه کنم، اما یه چیزی
‫درمورد این دختر وجود داره...

12:56.692 --> 13:00.028
‫- که نمیتونم دقیق روش دست بذارم.
‫- مطمئنم که خیلی دوست داری.

13:00.196 --> 13:03.072
‫شاید مظنون نباشه.
‫ممکنه یه حسی بهش داشته باشی، ها؟

13:03.324 --> 13:06.451
‫شاید خیلی داری عقلت رو به کار میندازی، نه؟

13:07.787 --> 13:10.538
‫یه کاری برام بکن.
‫برو ببین اصلا "مگ مسترز"ی وجود داره...

13:10.706 --> 13:13.041
‫که اهل آندوور باشه.
‫ببین میتونی چیزی پیدا کنی...

13:13.209 --> 13:16.669
‫- که مربوط به اون علامت توی خونه "مردیث" باشه؟
‫- میخوای چیکار کنی؟

13:16.837 --> 13:18.463
‫- میخوام برم "مگ" رو بپام.
‫- تو که راست میگی!

13:18.631 --> 13:21.508
‫- میخوام سر دربیارم. امن تره.
‫- ای منحرف!

13:21.675 --> 13:24.093
‫- رفیق.
‫- باشه باشه رفتم.

13:49.119 --> 13:52.247
‫- هی.
‫- بذار حدس بزنم. دم در خونش کمین کردی؟

13:52.414 --> 13:54.415
‫نه.

13:55.918 --> 13:58.670
‫- آره.
‫- روش بامزه‌ای برای نشون دادن علاقته.

13:58.879 --> 14:01.381
‫- چیزی در موردش پیدا کردی یا نه؟
‫- اطلاعاتش مطابقت داره.

14:01.590 --> 14:05.260
‫یه شماره به اسم "مسترز" توی دفترچه تلفن هست.
‫عکس دبیرستانشو پیدا کردم.

14:05.594 --> 14:07.554
‫چرا نمیری در بزنی...

14:07.721 --> 14:12.141
‫و دعوتش کنی باهم شعر بخونید
‫یا کاری کنید که دوس داری؟

14:13.769 --> 14:16.771
‫- اون علامت چی؟ شانسی هست؟
‫- بله که هست.

14:16.939 --> 14:20.900
‫انگار زرتشتیه.

14:21.068 --> 14:23.945
‫خیلی خیلی قدیمه. 2000 سال قبل مسیح.

14:24.154 --> 14:25.947
‫علامت "دیوا"ست.
‫(دیوا نزد ایرانیان گمراه‌کننده و شیطان است)

14:26.115 --> 14:28.616
‫- "دیوا" چیه؟
‫- به معنای "شیطان تاریکی"ــه.

14:28.784 --> 14:31.286
‫شیاطین زرتشتی.
‫اونا وحشی و درنده هستن.

14:31.453 --> 14:34.706
‫میدونی، رفتارهای وحشیانه‌ای دارن.
‫مثل سگهای پیت‌بول وحشی.

14:34.874 --> 14:36.958
‫- چجوری اینو فهمیدی؟
‫- ازم تشکر کن.

14:37.167 --> 14:39.085
‫- منم میتونم یه مقاله رو دنبال کنم.
‫- اوه جدی؟

14:39.295 --> 14:41.754
‫آخرین کتابی که خوندی چیه؟

14:43.215 --> 14:45.049
‫به دوست بابا "کیلب" زنگ زدم اون بهم گفت، خب؟

14:45.259 --> 14:47.093
‫- آهان.
‫- یه چیزی، "دیوا"ها...

14:47.261 --> 14:49.095
‫باید احضار شن. فراخوانده بشن.

14:49.263 --> 14:52.223
‫- پس یکی داره کنترلش می‌کنه؟
‫- آره، همینو دارم میگم.

14:52.391 --> 14:54.475
‫با چیزی که دستگیرم شد،
‫خیلی هم خطریه.

14:54.727 --> 14:56.936
‫اونا معمولا دست کسی که بهشون غذا میده رو
‫گاز می‌گیرن.

14:57.313 --> 15:00.398
‫- همچنین بازوها و بالا تنه.
‫- خب اونا چه شکلی‌ان؟

15:00.566 --> 15:02.817
‫هیچ کس نمیدونه.
‫هزاران ساله کسی اونا رو ندیده.

15:03.068 --> 15:06.738
‫احضار یه شیطانی که انقدر باستانیه، کار آدمیه که
‫خیلی حالیشه.

15:06.906 --> 15:09.282
‫فکر کنم یه متخصص اساسی توی شهر داریم.

15:09.658 --> 15:12.160
‫چرا نمیری برای اون دختره لخت برقصی؟

15:12.328 --> 15:13.953
‫- بیا بخورش !
‫- برو مالِ اونو بخور!

15:14.163 --> 15:17.832
‫جای دندونات نمونه فقط. فقط تا حدی که...
‫"سم"؟

15:47.196 --> 15:50.198
‫- نه، نه، من فقط...
‫- منحرف!

18:47.626 --> 18:49.377
‫فکر کنم بهتره نیای.

18:50.045 --> 18:53.923
‫چون برادرها توی شهرن. نمیدونستم...

18:59.555 --> 19:01.222
‫بله قربان.

19:01.431 --> 19:03.057
‫بله. من همینجا خواهم بود...

19:04.518 --> 19:05.852
‫منتظر شما.

20:31.230 --> 20:33.231
‫این دیگه چه کوفتیه.

20:42.658 --> 20:44.784
‫رفیق باید باهات حرف بزنم.

20:45.244 --> 20:47.370
‫پس اون دختره، "مگ" داره "دیوا" رو احضار می‌کنه؟

20:47.537 --> 20:50.873
‫انگار داره از یه محراب سیاه برای کنترل کردنش
‫استفاده می‌کنه.

20:51.041 --> 20:52.917
‫پس "سمی" یه احساسی به اون دختر بد داره؟

20:54.044 --> 20:55.544
‫جریان اون کاسه چیه؟

20:55.712 --> 20:59.632
‫داشت باهاش حرف میزد، جوری که جادوگرها
‫با گوی‌های کریستالی فالگیری می‌کنن.

20:59.800 --> 21:00.967
‫داشت باهاش ارتباط برقرار می‌کرد.

21:01.134 --> 21:04.011
‫- با کی؟ "دیوا"؟
‫- نه. گفتی اون موجودات وحشی‌ان.

21:04.179 --> 21:06.264
‫نه، این متفاوت بود.

21:06.431 --> 21:09.100
‫یکی داره بهش دستور میده. یکی...

21:09.268 --> 21:11.727
‫که قراره به اون انبار بیاد.

21:20.070 --> 21:21.487
‫یا خدا.

21:21.738 --> 21:24.448
‫- چیه؟
‫- چیزی که زودتر میخواستم بهت بگم.

21:24.616 --> 21:29.704
‫من یه زحمتی به دوستمون "ایمی"
‫توی اداره پلیس دادم.

21:30.122 --> 21:34.208
‫پرونده‌های کامل دو قربانی.
‫اولین بار حواسمون به یه چیزی نبوده.

21:34.376 --> 21:36.335
‫چی؟

21:36.503 --> 21:40.339
‫اولین قربانی، اون پیرمرده...
‫کل زندگیش در شیکاگو بوده.

21:40.507 --> 21:43.134
‫اما اینجا به دنیا نیومده.
‫ببین کجا متولد شده.

21:43.885 --> 21:45.803
‫- "لورنس، کانزاس".
‫- اوهوم.

21:46.680 --> 21:48.764
‫و "مردیث"، دومین قربانی؟

21:48.932 --> 21:51.726
‫معلوم شد به فرزندخوندگی گرفته شده.
‫ببین اهل کجاست.

21:59.443 --> 22:01.527
‫- یا خدا.
‫- آره.

22:02.070 --> 22:03.779
‫یعنی این همون جاییه که اون موجود شیطانی مامانو کشت.

22:04.323 --> 22:07.825
‫این همونجاییه که همه چی شروع شد.
‫فکر می‌کنی "مگ" با شیطان قراری گذاشته؟

22:07.993 --> 22:11.203
‫- این یه احتمال قطعیه.
‫- اهمیت "لورنس" در چیه؟

22:11.371 --> 22:14.248
‫- موضوع "دیوا" چه ربطی بهش داره؟
‫- چه میدونم؟

22:14.458 --> 22:18.044
‫میگم اون محراب سیاه رو از بین ببریم،
‫از "مگ" بازجویی کنیم.

22:18.211 --> 22:20.838
‫نه. نمیشه.
‫نباید متوجه موضوع بشه.

22:21.214 --> 22:24.258
‫باید حواسمون به اون انبار باشه.
‫باید ببینیم کی...

22:24.426 --> 22:27.720
‫- یا چی ظاهر میشه و باهاش ملاقات می‌کنه.
‫- یه چیزی بهت بگم...

22:27.888 --> 22:29.889
‫فکر کنم خوب نیست تنها انجامش بدیم.

22:32.434 --> 22:35.353
‫فکر کنم سرنخ مهمی در مورد موجودی که
‫مامانو کشت پیدا کردیم.

22:35.520 --> 22:41.150
‫خب... این انبار توی "ایری" شرقی شماره 1435 ــه.

22:41.860 --> 22:45.821
‫بابا، اگه این پیغام رو دریافت کردی،
‫هر چه زودتر خودتو برسون شیکاگو.

22:46.448 --> 22:49.700
‫- پیغام صوتی؟
‫- آره.

22:50.243 --> 22:53.120
‫خدایا. چی گیرت اومد؟

22:53.497 --> 22:57.416
‫صندوق عقب رو خوب گشتم.
‫آب مقدس، هر اسلحه‌ای که تونستم با خودم آوردم.

22:57.876 --> 23:02.505
‫هر چیزی که برای اجرای آیین جنگیری
‫توی تمامی ادیان لازمه.

23:02.923 --> 23:06.926
‫نمیدونم چی در انتظارمونه،
‫پس باید منتظر هر اتفاقی باشیم، نه؟

23:17.104 --> 23:19.814
‫- شب بزرگیه.
‫- آره.

23:21.024 --> 23:22.358
‫استرس داری؟

23:22.984 --> 23:25.194
‫نه. نه. تو چی؟

23:26.279 --> 23:28.197
‫نه. عمرا.

23:36.331 --> 23:39.834
‫میتونی تصور کنی که بالاخره اون موجود لعنتی رو پیدا کردیم؟
‫اون موجود شیطانی رو؟

23:40.001 --> 23:43.838
‫- بیا انقدر پیش داوری نکنیم.
‫- میدونم. فقط میگم...

23:44.005 --> 23:46.298
‫اگه پیداش کرده باشیم، چی؟

23:46.466 --> 23:49.218
‫اگه همه چی امشب تموم بشه چی؟

23:49.511 --> 23:51.429
‫مرد، من یه ماه می‌خوابم.

23:51.596 --> 23:53.514
‫برمیگردم کالج.

23:53.723 --> 23:55.975
‫تا دوباره یه آدم عادی شم.

23:57.144 --> 24:00.646
‫- میخوای برگردی کالج؟
‫- آره، وقتی که شکارش کردیم.

24:02.691 --> 24:05.317
‫- مشکلی باهاش داری؟
‫- نه. نه.

24:05.485 --> 24:07.528
‫عالیه. خوش به حالت.

24:08.989 --> 24:10.448
‫یعنی...

24:10.740 --> 24:14.076
‫- وقتی همه چی تموم شه چیکار می‌کنی؟
‫- هیچ وقت تموم نمیشه.

24:14.411 --> 24:17.246
‫موجودات دیگه‌ای خواهند بود.
‫همیشه یه چیزی برای شکار وجود داره.

24:17.414 --> 24:19.748
‫باید یه چیزی باشه که برای خودت بخوایش.

24:19.916 --> 24:23.127
‫آره، نمیخوام به محضی که این موضوع تموم میشه
‫بذاری بری "سم".

24:23.295 --> 24:26.130
‫رفیق، مشکلت چیه؟

24:32.846 --> 24:36.015
‫فکر می‌کنی چرا همه جا تو رو دنبال خودم می‌کشونم؟

24:36.808 --> 24:38.225
‫فکر می‌کنی چرا اومدم...

24:38.435 --> 24:41.145
‫- دنبالت توی "استنفورد"؟
‫- چون بابا تو دردسر افتاده بود.

24:41.396 --> 24:45.357
‫- چون میخواستی موجودی رو که مامانو کشت، پیدا کنی.
‫- آره، همینه اما بیشتر از ایناست مرد.

24:51.990 --> 24:55.618
‫تو و من و بابا.

24:56.620 --> 24:59.914
‫یعنی میخواستم دوباره با هم باشیم.

25:03.168 --> 25:05.169
‫میخواستم دوباره یه خانواده باشیم.

25:05.337 --> 25:08.255
‫"دین"، ما یه خانواده هستیم.

25:09.216 --> 25:10.841
‫من هر کاری برات می‌کنم.

25:11.176 --> 25:13.928
‫اما مسائل مثل قبل نمیشن.

25:19.726 --> 25:21.435
‫میتونن. بشن

25:26.274 --> 25:27.566
‫نمیخوام که بشه.

25:31.696 --> 25:33.656
‫نمیخوام برای همیشه اینجوری زندگی کنم.

25:35.534 --> 25:37.785
‫"دین"، وقتی ماجرا تموم شه...

25:38.620 --> 25:41.163
‫باید بذاری راه خودمو برم.

26:43.351 --> 26:45.019
‫بچه‌ها.

26:45.228 --> 26:47.521
‫قایم شدن خیلی بچگانه‌ست،
‫اینطور فکر نمی‌کنید؟

26:47.731 --> 26:50.316
‫خب، اونجوری که میخواستم پیش نرفت.

26:52.944 --> 26:54.862
‫چرا نمیاید بیرون؟

27:04.080 --> 27:05.456
‫"سم".

27:05.624 --> 27:08.917
‫باید بگم، این کار مانع رابطه ما میشه.

27:09.127 --> 27:10.669
‫آره خودم میدونم!

27:12.297 --> 27:15.716
‫- خب "دیوا"، دوستت کجاست؟
‫- همین اطراف.

27:15.884 --> 27:19.261
‫- اون شاتگان هم کاری براتون نمی‌کنه.
‫- خب نگران نباش عزیزم.

27:19.512 --> 27:20.846
‫شاتگان برای شیطان نیست.

27:21.056 --> 27:23.307
‫خب اون کیه، "مگ"؟

27:23.475 --> 27:25.934
‫کی قراره بیاد؟
‫منتظر کی هستی؟

27:27.812 --> 27:29.271
‫تو.

27:59.219 --> 28:00.803
‫هی، "سم"؟

28:00.970 --> 28:03.972
‫اشتباه برداشت نکن،
‫اما دوست‌دخترت...

28:04.140 --> 28:05.808
‫یه جنده ست.

28:06.935 --> 28:08.227
‫این...

28:08.728 --> 28:11.105
‫کُلش یه تله بود.

28:12.649 --> 28:14.942
‫برخوردن به تو توی بار.

28:15.151 --> 28:16.944
‫دنبال کردنت تا اینجا...

28:17.153 --> 28:18.654
‫شنیدن چیزی که باید می‌گفتی.

28:19.614 --> 28:21.615
‫همه‌ش تله بود، نه؟

28:22.826 --> 28:25.744
‫- و اینکه تمام قربانی‌ها اهل "لورنس" هستن؟
‫- هیچ معنایی نداره.

28:26.788 --> 28:30.290
‫- فقط برای کشوندنت به اینجا بود.
‫- تو اون آدمها رو بی‌دلیل کشتی.

28:30.458 --> 28:32.626
‫عزیزم، من آدمهای زیادی رو برای چیزهایی از این کمتر کشتم.

28:35.171 --> 28:36.505
‫تو ما رو توی تله انداختی.

28:36.673 --> 28:38.424
‫خوش به حالت.

28:38.800 --> 28:41.760
‫حالا وقتشه.
‫چرا ما رو نمی‌کشی؟

28:42.971 --> 28:46.014
‫ما انقدر برای کشتن عجله نداریم، مگه نه؟

28:51.020 --> 28:52.938
‫این تله برای شما نیست.

28:56.901 --> 28:58.360
‫بابا.

28:58.570 --> 28:59.862
‫این تله برای باباست.

29:02.866 --> 29:06.285
‫خب عزیزم،
‫احمق‌تر از چیزی هستی که به نظر میای.

29:06.453 --> 29:09.538
‫چون حتی اگه بابا توی شهر بود، که نیست...

29:09.706 --> 29:11.832
‫نمی‌اومد اینجا. اون بهتر از این حرفاست.

29:12.000 --> 29:15.377
‫اون خوبه، درست می‌گی.

29:21.176 --> 29:23.010
‫اما ببین...

29:28.183 --> 29:31.101
‫- یه نقطه ضعف داره.
‫- چی؟

29:32.020 --> 29:33.771
‫شما.

29:34.856 --> 29:37.191
‫وقتی موضوع شما مطرح باشه،
‫گارد نمی‌گیره.

29:37.901 --> 29:40.569
‫اجازه میده احساساتش
‫روی تصمیم‌گیریش اثر بذارن.

29:42.572 --> 29:45.324
‫اتفاقا میدونم که توی شهره.

29:46.743 --> 29:50.078
‫و میاد که شما رو نجات بده.

29:50.288 --> 29:53.373
‫بعدش "دیوا"ها همه رو می‌کشن.

29:53.541 --> 29:57.711
‫آروم و یواش و وحشیانه.

29:58.379 --> 30:00.005
‫خب، یه خبری برات دارم.

30:00.215 --> 30:03.467
‫خیلی بیشتر از یه سایه نیاز داری که بتونی
‫اونو بکشی.

30:03.635 --> 30:06.804
‫اوه، "دیوا"ها الان توی اتاقن.
‫فقط دیده نمیشن.

30:06.971 --> 30:09.097
‫سایه‌هاشون تنها بخشی از اونا هستن
‫که میشه دید.

30:09.265 --> 30:10.724
‫چرا اینکارو می‌کنی، "مگ"؟

30:10.892 --> 30:13.227
‫چه قراری باهاشون گذاشتی که
‫به اینجا رسیدی، ها؟

30:13.853 --> 30:15.479
‫- با کی معامله کردی؟
‫- من این کارو می‌کنم...

30:15.730 --> 30:18.232
‫به همون دلیلی که شما دارین
‫این کارهارو انجام میدین.

30:18.399 --> 30:20.067
‫وفاداری.

30:20.235 --> 30:21.902
‫عشق.

30:23.071 --> 30:25.113
‫مثل عشقی که به مادرتون دارین.

30:25.323 --> 30:28.408
‫- و "جس".
‫- برو به جهنم.

30:29.327 --> 30:31.995
‫عزیزم، من همین الانشم همونجام.

30:34.749 --> 30:36.583
‫بی‌خیال، "سم".

30:36.751 --> 30:39.545
‫لازم نیست خیلی وحشتناک باشه.

30:43.842 --> 30:46.593
‫فکر کنم جفتمون میدونیم...

30:47.554 --> 30:50.430
‫چه حسی به من داری.

30:54.060 --> 30:55.936
‫میدونی...

30:58.481 --> 31:02.985
‫دیدم که داری نگام می‌کنی...

31:03.152 --> 31:05.195
‫وقتی داشتم توی خونه‌ام لباس عوض می‌کردم.

31:05.405 --> 31:07.781
‫تحریکت کرد، نه؟

31:08.867 --> 31:11.410
‫- شما دو تا برید یه اتاق پیدا کنید.
‫- ناراحت نشدم.

31:11.578 --> 31:14.079
‫دوست داشتم که نگام می‌کنی.

31:14.289 --> 31:16.248
‫زود باش "سمی".

31:16.416 --> 31:19.042
‫من و تو هنوز می‌تونیم یکم خوش بگذرونیم.

31:19.294 --> 31:22.754
‫میخوای خوش بگذرونی؟ شروع کن.

31:22.922 --> 31:25.591
‫من الان یکم دستام بسته ست.

31:59.959 --> 32:05.589
‫وقتی برادرت داشت خودشو آزاد می‌کرد،
‫داشتی حواسمو پرت می‌کردی؟

32:05.757 --> 32:10.093
‫نه.

32:11.137 --> 32:13.764
‫بخاطر این بود که من خودم یه چاقو دارم.

32:15.975 --> 32:19.353
‫"سم". برو سمت محراب.

32:30.406 --> 32:32.115
‫نه. نه.

32:32.283 --> 32:33.951
‫نه.

32:41.084 --> 32:42.918
‫آره.

32:43.086 --> 32:44.378
‫اونجا.

32:58.434 --> 33:01.895
‫خب فکر کنم "دیوا"ها خوششون نمی‌اومد
‫کسی بهشون دستور بده.

33:02.063 --> 33:04.064
‫فکر نکنم.

33:04.691 --> 33:06.358
‫- هی "سم".
‫- هوم؟

33:06.526 --> 33:08.944
‫دفعه بعدی که خواستی با کسی بخوابی...

33:09.112 --> 33:12.280
‫دختری پیدا کن که انقدر دیوونه نباشه، خب؟

33:27.088 --> 33:29.881
‫چرا وسایلو توی ماشین ول نکردی؟

33:30.049 --> 33:33.844
‫بهتره امنیت داشته باشیم تا اینکه پشیمون باشیم.

33:53.197 --> 33:56.158
‫- بابا؟
‫- سلام پسرها.

34:24.353 --> 34:27.022
‫- سلام، "سم".
‫- سلام بابا.

34:31.027 --> 34:33.236
‫بابا، یه تله بود.

34:34.238 --> 34:36.531
‫نمیدونستم. متاسفم.

34:36.699 --> 34:39.659
‫مشکلی نیست.
‫میدونستم ممکنه تله باشه.

34:39.827 --> 34:41.244
‫- اونجا بودی؟
‫- آره.

34:41.412 --> 34:44.289
‫درست موقعی رسیدم اونجا
‫که دیدم دختره چجوری پرت میشه پایین.

34:45.166 --> 34:47.000
‫آدم بدی بود، درسته؟

34:47.168 --> 34:48.502
‫- بله قربان.
‫- خوبه.

34:49.170 --> 34:53.507
‫خب، منو غافلگیر نمی‌کنه.
‫قبلا سعی کرده بود جلومو بگیره.

34:54.592 --> 34:56.802
‫- اون موجود شیطانی؟
‫- میدونه که من نزدیکم.

34:57.428 --> 34:58.804
‫میدونه که میخوام بکشمش.

34:59.013 --> 35:02.432
‫نه اینکه فقط احضار و جنگیریش کنم،
‫یا اینکه برش گردونم جهنم.

35:03.518 --> 35:05.227
‫واقعا میخوام بکشمش.

35:06.145 --> 35:07.687
‫چطوری؟

35:08.397 --> 35:09.940
‫دارم روش کار می‌کنم.

35:11.067 --> 35:13.610
‫خب، بذار باهات بیایم. کمک می‌کنیم.

35:14.946 --> 35:16.530
‫نه، "سم".

35:17.615 --> 35:20.534
‫هنوز نه.
‫گوش کن، سعی کن درک کنی...

35:20.785 --> 35:24.162
‫این موجود شیطانی
‫یه حرومزاده ترسناکه.

35:24.330 --> 35:27.040
‫نمیخوام بلایی سر شما بیاد.
‫نمیخوام صدمه ببینید.

35:27.208 --> 35:30.210
‫- بابا، لازم نیست نگرانمون باشی.
‫- معلومه که نگرانتونم.

35:32.922 --> 35:34.548
‫من پدرتونم.

35:39.679 --> 35:44.683
‫گوش کن، "سمی"، آخرین باری که
‫با هم بودیم، شدیدا دعوامون شد.

35:44.892 --> 35:46.643
‫بله قربان.

35:53.693 --> 35:56.111
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

35:56.946 --> 35:58.613
‫مدت زیادی گذشته.

36:01.284 --> 36:03.118
‫خیلی زیاد.

36:30.021 --> 36:31.354
‫نه!

37:10.228 --> 37:12.312
‫چشماتو ببند.

37:13.022 --> 37:14.773
‫اینا شیاطین سایه‌دار هستن.

37:15.233 --> 37:16.524
‫بیاید بسوزونیمشون.

37:31.999 --> 37:34.709
‫- بابا.
‫- بیا اینجا.

38:03.864 --> 38:05.949
‫خیلی‌خب. زود باشین.
‫زیاد وقت نداریم.

38:06.117 --> 38:08.118
‫به محض اینکه آتیش منور خاموش شه، برمی‌گردن.

38:08.327 --> 38:09.703
‫نه، صبر کن، صبر کن.

38:10.538 --> 38:12.122
‫"سم"، صبر کن.

38:16.043 --> 38:18.253
‫- بابا، نباید باهامون بیای.
‫- چی؟

38:18.421 --> 38:19.713
‫چی داری میگی؟

38:19.922 --> 38:23.174
‫- شما پسرها، بدجوری آسیب دیدین.
‫- ما چیزیمون نمیشه.

38:23.342 --> 38:25.635
‫"دین" باید باهم باشیم.

38:25.803 --> 38:28.930
‫- با هم میریم سراغ این موجود شیطانی.
‫- "سم"، بهم گوش کن.

38:31.392 --> 38:33.101
‫تقریبا باعث کشته شدن بابا شدیم.

38:34.645 --> 38:36.855
‫متوجه نمیشی؟
‫اونا بی‌خیال نمیشن.

38:37.023 --> 38:39.983
‫دوباره تلاش می‌کنن.
‫دوباره از ما استفاده می‌کنن تا به اون برسن.

38:40.151 --> 38:41.860
‫یعنی "مگ" راست می‌گفت.

38:43.112 --> 38:44.779
‫وقتی بابا با ماست، آسیب‌پذیر میشه.

38:48.743 --> 38:50.702
‫بدون ما قوی‌تره.

38:52.913 --> 38:54.456
‫بابا.

38:56.042 --> 38:57.625
‫نه.

38:59.211 --> 39:00.962
‫بعد همه این اتفاقات.

39:01.130 --> 39:04.966
‫بعد تمام مدتی که دنبالت می‌گشتیم...
‫خواهش می‌کنم.

39:06.052 --> 39:09.429
‫- باید بخشی از این مبارزه باشم.
‫- "سمی"، این مبارزه تازه شروع شده.

39:09.597 --> 39:12.140
‫و همه نقشی در اون خواهیم داشت.

39:12.308 --> 39:13.892
‫فعلا باید بهم اعتماد کنی پسرم.

39:17.355 --> 39:19.981
‫باشه؟ باید بذاری من برم.

40:04.860 --> 40:06.152
‫مراقب باشین پسرها.

40:07.905 --> 40:09.697
‫زود باش.

40:37.321 --> 40:57.321
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
