WEBVTT

00:03.837 --> 00:05.838
...آنچه گذشت -
."سمی" -

00:06.006 --> 00:08.966
!برادرت رو هر چه سریعتر ببر بیرون
!همین حالا "دین"، برو

00:11.511 --> 00:13.303
.بابا رفته شکار

00:13.471 --> 00:15.139
.و چند روزه خونه نیومده

00:16.683 --> 00:19.893
.قسم خوردم شکار رو بذارم کنار -
.تنهایی از پسش برنمیام -

00:20.145 --> 00:22.146
!"نه! "جس

00:22.689 --> 00:25.149
فکر کنم بابا می‌خواد کاری که
.شروع کرده رو ادامه بدیم

00:25.316 --> 00:27.151
،میدونی، نجات مردم
.شکار کردن

00:27.318 --> 00:29.778
.نه. باید قاتل "جسیکا" رو پیدا کنم

00:36.000 --> 00:41.000
انجمن خواهری تیتا
"دانشگاه شرقی ِ "آیووا

00:44.669 --> 00:46.420
خب. چی فکر می‌کنی؟

00:48.214 --> 00:51.050
اوه خدایا، خیلی شبیه "مارتا استوارت" شدم؟

00:58.475 --> 01:00.976
.بیا. اینو بپوش

01:02.645 --> 01:05.397
.نمی‌دونم این لباس با شخصیتم جور درمیاد یا نه

01:05.565 --> 01:07.858
لوری"، یه دختر سکسی هست که"
...یه جایی درونت قایم شده

01:08.026 --> 01:10.569
.باشه، باشه

01:21.748 --> 01:23.332
خب؟

01:23.500 --> 01:26.668
لعنتی، دختر، اون نمی‌فهمه
.چی گیرش اومده

01:28.129 --> 01:31.298
.خیلی خب
.فکر کنم اون طبقه‌ی پایینه

01:31.508 --> 01:34.760
.بعدا می‌بینمت -
.کاری نکن که منم باشم نمی‌کنم -

01:34.928 --> 01:37.721
.کاری نیست که نکنی

01:37.889 --> 01:40.057
.درسته

01:54.239 --> 01:56.198
.فکر کردم می‌خوایم بریم مهمونی

01:56.366 --> 01:59.201
.خب، نمی‌تونیم به موقع برسیم

01:59.369 --> 02:02.788
،اگه واقعا چیزی نمی‌دونستم
.فکر می‌کردم از قصد منو اینجا آوردی

02:02.956 --> 02:05.457
.چی؟ الان ناراحت شدم

02:05.625 --> 02:07.084
.آره، مطمئنم

02:19.848 --> 02:21.932
می‌خوای جواب بدی؟

02:23.351 --> 02:25.102
.مسلما نه

02:41.870 --> 02:43.370
.نه

02:43.538 --> 02:45.205
.اشکالی نداره

03:02.098 --> 03:04.099
.هی، جدی گفتم

03:06.728 --> 03:09.730
چی بود؟ -
.نمی‌دونم -

03:21.618 --> 03:23.160
اون چی بود؟

03:23.328 --> 03:25.579
.نه. "ریچ"، نه -
.نه، همین جا صبر کن -

03:41.304 --> 03:43.513
این دیگه چیه؟ -
.ریچ"، بیا بریم" -

03:50.021 --> 03:51.396
ریچ"؟"

03:53.399 --> 03:54.733
."ریچ"

04:19.634 --> 04:21.802
ریچ"، کجایی؟"

04:51.416 --> 04:54.960
.خیلی خب. خیلی خب

04:58.028 --> 05:18.028
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

05:20.695 --> 05:23.405
.خیلی خب. ممنون که وقت گذاشتید

05:24.657 --> 05:28.827
،لاته‌ی وانیلیِ نصفه قهوه‌دارِت
.داره اینجا سرد میشه

05:28.995 --> 05:30.370
!گمشو

05:30.913 --> 05:33.206
چیزی گیر نیاوردی؟

05:33.499 --> 05:36.001
بهشون گفتم که بانک اطلاعاتیِ
.افراد گم شده‌ی اف.بی.آی رو چک کنن

05:36.461 --> 05:38.462
هیچ کسی نبود که
.با توضیحات بابا جور دربیاد

05:38.629 --> 05:41.089
من حتی شماره پلاکش رو هم دادم
.برای خلاف‌های راهنمایی رانندگی

05:41.257 --> 05:44.509
،سم"، دارم بهت می‌گم"
.فکر نمی‌کنم بابا بخواد پیداش کنیم

05:44.969 --> 05:46.386
.اینو ببین

05:47.305 --> 05:49.806
،این اخبار خبرگزاری "پلینز کوریر"ـه
."از "آنکنی"، "آیووا

05:49.974 --> 05:51.475
.حدود 100 مایل با اینجا فاصله داره

05:51.642 --> 05:55.896
جسد تیکه تیکه شده نزدیک ماشین قربانی"
".که در جاده ناین-مایل پارک شده بود، پیدا شده

05:56.272 --> 05:57.773
.ادامه بده

05:57.940 --> 06:01.485
مقامات نتونستن توضیح واقعی"
.درمورد قاتل ارائه بدن

06:01.652 --> 06:04.196
،تنها شاهد عینی
...که از گفتن اسمش امتناع کرده

06:04.364 --> 06:06.490
".میگه حمله کننده نامرئی بوده

06:07.700 --> 06:09.868
.می‌تونه چیز جالبی باشه -
.یا اصلا هیچی نباشه -

06:10.036 --> 06:13.372
یه شاهد وحشت زده که چیزی ندیده
.معنیش این نیست که اون "مرد نامرئی" بوده

06:13.539 --> 06:15.582
اما اگه باشه چی؟

06:15.750 --> 06:17.084
.اگه بابا بود چکش می‌کرد

06:55.665 --> 06:58.708
یه بار دیگه می‌گم، چرا اینجاییم؟ -
.قربانی اینجا زندگی می‌کرد -

07:00.962 --> 07:02.838
.چرخ‌های قشنگیه

07:04.966 --> 07:07.968
.عضو انجمن برادری‌تون هستیم
."از "اوهایو

07:08.803 --> 07:12.222
.ما تازه اومدیم به شهر. منتقل شدیم
.دنبال یجایی برای موندن می‌گردیم

07:18.312 --> 07:21.398
شما کی هستین؟ -
.ما هم اتاقی جدیدتیم -

07:23.192 --> 07:27.320
.یه لطفی در حقم کنید، پشتم رو نقاشی کنین
.امروز بازی بزرگیه

07:27.989 --> 07:31.783
.هنرمند اینه
...کارایی که می‌تونه با قلم‌مو بکنه

07:35.621 --> 07:39.499
..."خب، "مورف

07:39.667 --> 07:42.085
درسته؟ -
چی؟ -

07:42.253 --> 07:45.755
شنیدیم که یکی از بچه‌های اینجا
.هفته‌ی پیش کشته شده

07:45.923 --> 07:48.091
.آره -
چی شد؟ -

07:49.093 --> 07:53.513
.میگن کار یه روانی با چاقو بوده
.شاید یه رهگذری بوده که داشته می‌گذشته

07:53.681 --> 07:55.557
.ریچ" پسر خوبی بود"

07:55.725 --> 07:59.102
ریچ" با کسی بوده؟" -
.نه فقط با کسی -

07:59.854 --> 08:02.397
."لوری سورنسون"

08:02.607 --> 08:04.274
لوری سورنسون" کیه؟"

08:04.442 --> 08:07.110
.یجایی رو یادت رفته
.پشتش اون پایین

08:10.615 --> 08:14.743
.لوری" دانشجوی سال اوله"
.یکی از محلی های این اطرافه. خیلی سکسیه

08:14.911 --> 08:18.288
.و اینم بدون که دخترِ یه کشیشه

08:20.875 --> 08:23.376
نمی‌دونی کدوم کلیساست، می‌دونی؟

08:23.794 --> 08:25.629
...احساساتمون رو تقدیم خانواده‌‌ی

08:25.796 --> 08:27.672
.مرد جوانی که فوت کرده، می‌کنیم

08:27.840 --> 08:30.258
...و همینطور شخصا قدرانی می‌کنم

08:30.426 --> 08:34.804
چون باور دارم
.اون برای محافظت از دختر من مرده

08:34.972 --> 08:38.892
و حالا همونطور که زمان
...زخم‌های ما رو التیام می‌بخشه

08:39.060 --> 08:41.853
...باید درمورد اینکه این تراژدی چه معنایی

08:42.021 --> 08:43.146
...برای ما بعنوان کلیسا

08:50.404 --> 08:52.030
...بعنوان یه اجتماع

08:52.490 --> 08:54.616
.و بعنوان خانواده داره، فکر کنیم

08:55.284 --> 08:59.371
.از دست دادن یه آدم جوون کاملا دردناکه

08:59.789 --> 09:04.751
،زندگی که در اون حضور نداشت
.یکی از غم‌انگیزترین‌هاست

09:04.961 --> 09:06.711
.پس خواهشا، بیاید دعا کنیم

09:06.879 --> 09:08.588
...برای آرامش

09:08.756 --> 09:10.507
...و راهنمایی

09:10.675 --> 09:12.801
و برای قدرتی که
.از بچه‌هامون محافظت می‌کنه

09:19.058 --> 09:21.893
.نمی‌تونم. شب یکشنبه‌ست -
.فقط ما دخترا هستیم -

09:22.061 --> 09:24.980
می‌خوایم چند پیک تکیلا بزنیم
.و "ریلیتی بایتز" رو ببینیم

09:25.147 --> 09:27.023
هر شب یکشنبه
.بابام شام درست می‌کنه

09:27.191 --> 09:29.442
."بی‌خیال "لوری
...می‌دونم که برات سخت بوده

09:29.610 --> 09:33.321
.اما اجازه‌ی خوشگذرونی داری -
.سعیم رو می‌کنم -

09:34.782 --> 09:36.449
.باشه

09:37.994 --> 09:39.619
.بهتره که تلاشت رو بکنی

09:44.750 --> 09:48.044
تو "لوری" هستی؟ -
.آره -

09:48.212 --> 09:50.171
.اسم من "سم"ــه
.اینم برادرم "دین"ـه

09:50.339 --> 09:53.091
.سلام -
.ما تازه به دانشگاه اینجا منتقل شدیم -

09:53.551 --> 09:55.427
.داخل دیدمتون

09:55.595 --> 09:59.097
.نمی‌خوایم مزاحمت بشیم
.تازه در مورد اتفاقی که افتاده، شنیدیم

09:59.265 --> 10:02.892
.می‌خواستیم بگیم چقدر متاسفیم -
.می‌دونم با چی دست و پنجه نرم می‌کنی -

10:03.060 --> 10:07.772
.یه بار کسی رو دیدم که صدمه می‌بینه

10:07.940 --> 10:10.275
.چیزیه که فراموش نمی‌کنی

10:12.445 --> 10:16.489
.بابا، اینها "سم" و "دین" هستن
.دانشجوهای جدیدن

10:17.158 --> 10:21.286
.آشنایی باهاتون باعث افتخاره، قربان
.باید بگم، خطبه‌ی الهام‌بخشی بود

10:21.662 --> 10:23.622
.خیلی ممنونم

10:23.789 --> 10:27.542
خیلی خوبه که جوون‌هایی رو پیدا کنیم
.که پیغام خدا رو با آغوش باز می‌پذیرن

10:30.880 --> 10:33.757
...گوش کنید، ما تازه به شهر اومدیم، راستش

10:34.258 --> 10:38.136
.و دنبال یه گروه کلیسایی هستیم

10:38.304 --> 10:41.890
بهم بگو "لوری"، پلیس چی میگه؟

10:42.475 --> 10:44.517
.خب، چیز زیادی ندارن که درموردش حرف بزنن

10:44.935 --> 10:47.020
.فکر کنم بخاطرش منو مقصر می‌دونن

10:47.563 --> 10:49.105
منظورت چیه؟

10:49.940 --> 10:51.733
.داستان من

10:51.901 --> 10:56.237
،خیلی ترسیده بودم
.فکر کنم یه چیزایی می‌دیدم

10:57.114 --> 10:59.866
معنیش این نیست که
.واقعیت نداره

11:02.703 --> 11:04.871
.پس حرفش رو باور می‌کنی -
.آره -

11:05.039 --> 11:08.667
.آره، منم فکر می‌کنم اون سکسیه -
.نه، مرد، یه چیزی توی چشماشه -

11:08.834 --> 11:11.419
،و اینو گوش کن
.اون صدای خراشیدن رو از سقف ماشین شنیده

11:11.587 --> 11:15.131
جسد خونین رو در حالی که
.سر و ته بالای ماشین آویزون شده بوده، دیده

11:15.299 --> 11:17.133
...یه جسد خونین آویزون، انگار

11:17.301 --> 11:19.094
."آره، می‌دونم. افسانه‌ی "مرد قلاب‌دار

11:19.261 --> 11:22.305
.این افسانه‌ی خیلی معروفیه
تو که فکر نمی‌کنی با "مرد قلاب‌دارِ" واقعی طرفیم؟

11:22.473 --> 11:25.809
.هر افسانه‌ی شهری یه منبعی داره
.جایی که همه چی شروع شده

11:25.976 --> 11:29.688
،آره، اما خراش‌های کاذب
سوراخ‌های تایر و قاتل نامرئی چطور؟

11:30.064 --> 11:34.567
.شاید اون "مرد قلاب‌دار" اصلا انسان نباشه
اگه یجور روح باشه چی؟

11:35.986 --> 11:41.783
.بفرمایید
.پرونده‌های بازداشت از سال 1851 به بعد

11:44.286 --> 11:46.746
.ممنون -
.خواهش -

11:49.583 --> 11:52.919
خب پس چهار سالِ خوبِ زندگیت رو
اینجوری گذروندی، نه؟

11:53.087 --> 11:55.880
.به تحصیلات دانشگاهی خوش اومدی

12:00.177 --> 12:02.095
.هی، اینو ببین

12:02.263 --> 12:07.100
در سال 1862، یه کشیش
.به اسم "جیکوب کارنز" به جرم قتل دستگیر شد

12:07.268 --> 12:10.061
...اون خیلی از محله‌ی فاحشه‌ها عصبانی بوده

12:10.229 --> 12:12.355
طوری که یه شب 13 تا
.فاحشه رو می‌کشه

12:12.523 --> 12:15.066
اینجا رو. "بعضی از اونها بصورتِ
...مرده توی تختشون پیدا شدن

12:15.234 --> 12:18.445
،که ملافه‌هاشون خیس خون بوده
...بقیه به شکل سر و ته از درخت آویزون بودن

12:18.612 --> 12:21.364
".که عبرتی بشن برای گناهان مربوط به شهوت

12:21.532 --> 12:23.450
اینو ببین. سلاح قتل؟

12:23.617 --> 12:28.329
این کشیش دستش رو توی یه تصادف
.از دست داده. یه قلاب نقره‌ای رو جایگزینش کرده

12:29.248 --> 12:31.541
.ببین همه‌ش کجا اتفاق افتاده

12:31.709 --> 12:34.085
."جاده‌ی "ناین-مایل -
.همونجا که اون پسر دانشجو کشته شده -

12:37.256 --> 12:40.717
.کارت عالی بود، دکتر "ونکمن". بریم چکش کنیم
(شخصیتی فیلم شکارچیان ارواح)

12:53.522 --> 12:56.775
می‌دونم بعد از مرگ مامان
.این اولین باریه که واقعا تنها زندگی می‌کنی

12:56.984 --> 13:00.069
.موضوع این نیست. من نگرانتم

13:00.946 --> 13:03.406
.‏‏22تا دختر اونجاست
...‏‏کاملا جام امنه

13:03.574 --> 13:06.743
.این دقیقا چیزیه که نگرانشم
فکر می‌کنی نمی‌دونم اونجا چه خبره؟

13:06.911 --> 13:10.580
بابا، باید دوباره این بحث رو بکنیم؟
.18سالم گذشته. می‌تونم واسه خودم زندگی کنم

13:10.748 --> 13:13.500
که معنیش اینکه که مشروب بخوری
.و مهمونی بگیری با هم‌اتاقی‌هات

13:13.667 --> 13:16.669
.من یه بالغم
.می‌تونم مراقب خودم باشم

13:16.837 --> 13:19.380
...لوری". "لوری". بیا"

13:19.840 --> 13:21.591
."لوری"

14:01.465 --> 14:03.758
تیلور"، بیداری؟"

14:39.670 --> 14:41.337
.بفرمایید

14:42.715 --> 14:45.300
،اگه روح باشه
.گلوله‌ی سربی زیاد اثر نداره

14:45.467 --> 14:47.969
.آره. سنگ نمک

14:50.264 --> 14:54.642
.نمک بازدارنده‌ی روحه -
.آره -

14:55.352 --> 14:59.063
،اونو نمی‌کشه
.اما سرعتش رو کم می‌کنه

14:59.231 --> 15:00.732
.همین خوبه

15:00.900 --> 15:04.319
تو و بابا بهش فکر کردین؟ -
...بهت گفتم -

15:04.486 --> 15:07.697
لازم نیست فارغ‌التحصیل کالج باشی
.تا یه نابغه باشی

15:13.287 --> 15:14.746
.اونجا. اونجا

15:27.676 --> 15:29.928
!اسلحه رو بذارید زمین! همین حالا

15:30.095 --> 15:32.555
.دستاتون رو ببرید بالای سرتون -
!باشه، باشه -

15:32.723 --> 15:36.392
.بشینید روی زانوهاتون
!زود باشید! به روی زانو

15:36.560 --> 15:38.686
!حالا به روی شکم بخوابید
!زود باشید، انجامش بدین

15:38.854 --> 15:40.980
.اون اسلحه داشت

16:39.039 --> 16:41.207
!اوه، خدای من

17:03.313 --> 17:07.817
.نجاتت دادم. با کلانتر خوب حرف زدم
(رفیق، من "متلاک"ام. (شخصیت سریالی که وکیل بود

17:07.985 --> 17:09.318
اما چطوری؟

17:09.486 --> 17:11.904
گفتم که تو یه تازه‌واردی
.و داشتیم اذیتت می‌کردیم

17:12.072 --> 17:15.116
اسلحه چی؟ -
...گفتم داشتی ارواح رو شکار می‌کردی -

17:15.284 --> 17:17.577
و اون ارواح رو با سنگ نمک
.دور می‌کردی

17:17.745 --> 17:19.746
."یجور شوخی شهرستانی برای "هل ویک
(.هفته‌ای که دانشجوها منتظر نمره‌هاشون می‌مونن)

17:19.913 --> 17:23.750
حرفت رو باور کرد؟ -
.خب، تو شبیه یه تازه‌وارد احمقی -

18:06.418 --> 18:09.212
.فقط می‌خوام ببرمش خونه

18:09.379 --> 18:10.797
.متوجهم، پدر روحانی

18:10.964 --> 18:14.175
،اما الان "لوری" به دوتا قتل ربط داره
.و نمیشه بهش بی‌اعتنا باشم

18:14.343 --> 18:16.886
...به من گوش کن. همین الان دستگیرش کن

18:17.054 --> 18:19.305
.یا بذار ببرمش خونه

18:21.600 --> 18:24.769
.فقط برای بازجویی در دسترس باشه -
.ممنون -

18:26.855 --> 18:32.068
.عزیزم، آماده‌ای که بریم خونه
.باشه؟ بیا بریم

19:02.599 --> 19:05.560
،چرا "مرد قلاب‌دار" باید بیاد اینجا
اینجا که خیلی از جاده‌ی 9 مایلی فاصله داره؟

19:05.727 --> 19:09.564
.شاید نیومده صحنه‌ی جرمشُ تسخیر کنه
.شاید ماجرا یه چیز دیگه‌ست

19:16.155 --> 19:18.197
.رفیق، دخترهای انجمنِ خواهری

19:18.365 --> 19:21.576
به‌نظرت یه دعوای بالشی‌ـه لُختی می‌بینیم؟

19:52.065 --> 19:53.524
.شرمنده -
.هی، ساکت باش -

19:53.692 --> 19:56.194
.من ساکت باشم؟ تو ساکت باش

20:23.639 --> 20:25.890
"خوشحال نیستی که چراغ رو روشن نکردی؟"

20:26.058 --> 20:29.894
.مستقیم از تو افسانه‌ش اومده -
.آره، جمله‌ی قدیمیِ مردِ قلاب‌دارـه، خیله‌خب -

20:30.729 --> 20:33.314
.و صددرصد یه روح‌ـه -
.آره -

20:33.649 --> 20:37.567
.هیچوقت اینقدر قوی بوی گاز اُزون رو حس نکرده بودم قبلاً

20:38.737 --> 20:41.738
.هی، بیا اینجا

20:43.617 --> 20:46.868
اون برات آشنا به‌نظر نمیاد؟

20:50.999 --> 20:53.251
.همون نماد‌ـه

20:54.086 --> 20:56.837
.انگار روح‌ـه "جیکوب کارنز"ـه

20:57.005 --> 21:00.841
خب، بریم قبرِ طرف رو پیدا کنیم، نمک بپاشیم و
.استخوان‌هاش رو بسوزونیم، و کارش رو بسازیم

21:01.009 --> 21:05.805
بعد از اعدام، جیکوب کارنز در "
...یک قبرستان قدیمی در شمال دفن شد

21:05.973 --> 21:09.274
".داخل یه قبرـه بدون نام و نشان

21:09.434 --> 21:10.810
.ایول

21:10.978 --> 21:14.563
...خب، پس می‌دونیم "جیکوب کارنز"ـه

21:14.731 --> 21:19.234
.ولی هنوز نمیدونیم کجا قراره ظاهر بشه یا چرا

21:19.403 --> 21:21.362
.چرایی‌ش رو میخوام حدس بزنم

21:21.530 --> 21:25.490
فکر کنم دوستِ کوچیکت
.لوری" یه ربطی بهش داشته باشه"

21:35.627 --> 21:39.130
.مرد، چیزی به من بروز نمیدادی
.این قضیه‌ی کالج محشره

21:39.298 --> 21:41.173
.تجربه‌ی من واقعاً این نبودش

21:41.341 --> 21:46.012
.اُه، بذار حدس بزنم
.کتابخونه،درس خوندن، یه ریز 20 گرفتن

21:47.180 --> 21:49.682
،چه خرخونی.خیله‌خب
تکلیف‌ت رو انجام دادی؟

21:49.850 --> 21:53.185
آره.اذیتم میکرد، درسته؟
چطوری "مردِ قلاب‌دار" به "لوری" مربوط میشه؟

21:53.353 --> 21:55.771
.پس فکر کنم یه چیزایی دستگیرم شده

21:59.693 --> 22:03.863
".در 1932، یه مرد روحانی به جُرم قتل دستگیر شد"

22:05.073 --> 22:08.508
".در 1967، طلبه ها علیه هیپی‌ها تظاهرات کردند

22:08.516 --> 22:11.137
،یه الگویی هست. تو هر دو مورد
... مظنون یه مردِ مذهبی بوده

22:11.204 --> 22:14.790
که تو ملع‌عام خلاف مسائل بدِ اخلاقی موعظه
میکرده و بعد برای قتل‌هایی تحت تعقیب قرار گرفته

22:14.958 --> 22:17.335
.که ادعا می‌کرده کارـه یه نیروی غیرقابل دیدنه

22:17.502 --> 22:20.504
،قتل‌ها انجام شده، داشته باش اینو
.با یه وسیله‌ی تیز

22:20.672 --> 22:23.632
ربطش به "لوری" چیه؟ -
... یه مردِ مذهبی -

22:23.800 --> 22:26.677
که بی‌پرده علیه مسائل اخلاقی موعظه میکنه؟

22:26.845 --> 22:29.638
...جز اینکه شاید این‌بار جای نجات دادنِ تمام شهر

22:29.806 --> 22:33.017
.فقط سعی میکنه دختر خودش رو نجات بده -
."کشیش "سورنسون -

22:33.185 --> 22:37.520
به‌نظرت داره روح‌ـه رو احضار میکنه؟ -
.شاید -

22:37.689 --> 22:41.275
یا می‌دونی که چطور ارواح(اشباح) میتونن
به جای مکان،  یه شخص رو تسخیر کنن؟

22:41.610 --> 22:45.780
روح‌ـه به احساساتِ سرکوب‌شده‌ی
.کشیش متصل شده، ازشون تغذیه میکنه،آره، باشه

22:46.865 --> 22:50.700
.بدون اینکه کشیش اصلاً متوجه بشه

22:50.786 --> 22:53.788
.در هر صورت، باید امشب مراقب "لوری" باشی

22:53.955 --> 22:56.998
تو چی؟

23:00.629 --> 23:04.756
.میخوام برم ببینم میتونم اون قبرـه بی‌اسم رو پیدا کنم

24:02.566 --> 24:05.067
.اینم از این

24:41.771 --> 24:44.899
... تمومه. سری بعد

24:45.066 --> 24:48.818
.من می‌رم هواسم به خونه‌ی دختر خوشگلا باشه

25:01.333 --> 25:04.292
.سلام، جنابِ واعظ(کشیش)

25:20.101 --> 25:23.020
.از طبقه‌ی بالا دیدمت

25:24.147 --> 25:26.023
اینجا چی کار میکنی؟

25:27.442 --> 25:30.527
.مراقبِ خونه‌م

25:32.030 --> 25:34.657
.نگران بودم -
نگران من؟ -

25:34.824 --> 25:37.242
.آره. ببخشید

25:38.119 --> 25:40.454
.اُه، عیب نداره

25:41.081 --> 25:43.374
.به پلیس‌ها زنگ زدم

25:44.834 --> 25:48.003
.نه، بی‌شوخی. به نظرم تو دل برویی

25:48.171 --> 25:52.841
.که احتمالاً واسه همین باید با سرعتِ هرچه تمام‌تر ازم فرار کنی

25:54.135 --> 25:56.345
چرا همچین حرفی می‌زنی؟

25:56.763 --> 25:59.181
.انگار نفرین‌شده‌ای چیزی‌ام

25:59.349 --> 26:01.475
.مردمِ اطرافم همینطور می‌میرن

26:04.896 --> 26:08.273
.فکر کنم بدونم چه حسی داری

26:33.675 --> 26:36.092
.خداحافظ، واعظ

26:47.939 --> 26:51.650
.دیگه هیچکس باهام حرف نمی‌زنه
.به‌جز تو

26:51.818 --> 26:54.695
.کلانتر فکر میکنه من مظنون‌م

26:54.863 --> 26:58.115
و میدونی بابا چی میگه؟
".دعا کن. ایمان داشته باش"

26:58.450 --> 27:01.909
اون چی از ایمان می‌دونه؟

27:03.079 --> 27:05.623
.قبلاً شنیدم با هم دعوا می‌کردین

27:06.583 --> 27:08.500
.با یه زن رابطه داره

27:08.668 --> 27:12.421
.یه زن متأهل. تازه فهمیدم

27:12.839 --> 27:17.217
.زن‌ـه با شوهرش میاد کلیسامون
.بچه‌هاش رو می‌شناسم

27:17.385 --> 27:22.263
و درباره مذهب باهام حرف می‌زنه؟
درمورد اخلاقیات؟

27:22.641 --> 27:27.144
،انگار، از یه طرف،می‌دونی
.فقط هرکاری میخوای بکن و خوشحال باش

27:27.312 --> 27:30.773
،ولی بهم یاد داده
...بزرگم کرده که باور داشته باشم

27:30.940 --> 27:35.193
،که اگه کارـه اشتباهی بکنی
.مجازات میشی

27:38.031 --> 27:41.866
.فقط دیگه نمی‌دونم چه فکری باید بکنم

28:09.479 --> 28:14.232
سم"؟" -
.لوری"، نمی‌تونم" -

28:14.484 --> 28:17.193
کسی رو ازد دست دادی؟

28:20.156 --> 28:21.865
.متأسفم

28:22.033 --> 28:23.617
."لوری"

28:25.120 --> 28:27.287
.بیا داخل. لطفاً

28:28.123 --> 28:29.998
.وقتش که آماده بودم میام تو

28:30.959 --> 28:32.251
.آه

28:41.845 --> 28:43.595
!نه! نه، خواهش می‌کنم

28:43.763 --> 28:46.223
!لطفاً! نه

28:52.981 --> 28:54.356
!نه! نه، نه

28:59.154 --> 29:00.946
!بابا! بابا

29:05.869 --> 29:09.913
.خب.چیزی نیست،بابا، طوری نیست
.چیزی نیست

29:15.462 --> 29:19.256
،فقط داشتیم حرف می‌زدیم
... بعد بابای "لوری" اومدش

29:19.466 --> 29:20.966
.و بعد اون ظاهر شد

29:21.092 --> 29:24.678
،یه مردِ بزرگ. یه اسلحه داشته
.یه‌جور قلاب

29:24.846 --> 29:26.513
.بله،آقا

29:26.681 --> 29:29.099
قبلاً دیده بودیش؟

29:29.517 --> 29:31.602
.نه، جناب

29:32.353 --> 29:35.564
،پسر، انگار هردفعه می‌چرخم
.تو رو می‌بینم

29:36.357 --> 29:40.027
.پیشنهاد میکنم سعی کنی وارد دردسر نشی -
.چشم، آقا -

29:40.195 --> 29:42.696
.وایسا ببینم،پسر جون -
.طوری نیست. من با اونم -

29:42.864 --> 29:46.199
...اون برادرمه. اون
.هی، برادر

29:49.788 --> 29:54.081
.بذارین رد بشه -
.مرسی -

29:54.709 --> 29:56.502
.بفرما

30:00.215 --> 30:01.632
خوبی؟ -
.آره -

30:01.800 --> 30:04.259
چی شد؟ -
.مردِ قلاب دار -

30:04.427 --> 30:06.303
دیدیش؟ -
.درسته -

30:06.513 --> 30:08.764
چرا استخوان‌ها رو نسوزوندی؟ -
.چی میگی؟ سوزوندم -

30:08.932 --> 30:12.392
مطمئنی روح‌ـه "جیکوب کارنز"ـه؟ -
.بدجور مطمئنم شبیه‌ش بود -

30:12.560 --> 30:15.896
.و همه‌ش همین نیست
.فکر نکنم روحه به کشیش‌ـه متصل شده باشه

30:16.064 --> 30:19.441
.خب،آره.طرف قلاب‌دار رو دنبال خودش که نمی‌فرسته

30:21.152 --> 30:23.111
.فکر کنم متصل به "لوری" باشه

30:23.279 --> 30:26.657
.دیشب، فهمیده که پدرش با یه زن شوهردار، رابطه داره

30:26.825 --> 30:29.034
کی چی؟ -
.خب به‌خاطرش ناراحته -

30:29.160 --> 30:32.746
.به‌خاطر اخلاقی نبودن پدرش ناراحته
...گفت بزرگ شده که باور داشته باشه

30:32.914 --> 30:35.541
،اگه کارـه اشتباهی بکنی
.مجازات میشی

30:35.667 --> 30:37.417
.باشه، پس توی یه تضاد قرار داره

30:37.585 --> 30:40.754
.و روح‌ـه واعظ "کارنز" به احساساتِ سرکوب‌شده‌ش متصل شده

30:40.922 --> 30:43.465
شاید جای اون داره مجازات رو انجام میده، ها؟ -
.درسته -

30:43.633 --> 30:47.261
،ریچ" زیادی شدید عمل میکنه"
... تیلور" سعی میکنه از راه به‌درش کنه"

30:47.428 --> 30:49.529
.بابا با یه زن رابطه داره

30:49.597 --> 30:53.057
.یادم بنداز سر به سر این دخترـه نذارم

30:53.268 --> 30:57.271
.ولی اون استخوان‌ها رو سوزوندم
تو نمک دفن‌شون کردم. چرا این جلوش رو نگرفته؟

30:58.273 --> 31:00.315
.حتماً یه چیزی رو جا گذاشتی

31:01.109 --> 31:04.069
.نه. تمام چیزهایی که تو اون تابوت بود سوزوندم

31:04.362 --> 31:06.071
قلاب‌ـه هم همینطور؟

31:07.574 --> 31:09.491
قلاب؟

31:10.076 --> 31:15.120
.سلاح قتل بوده
.و از یه جهتی،بخشی ازش حساب میشده

31:16.124 --> 31:19.334
،پس مثل استخوان‌ها
.قلاب هم منبع قدرتشه

31:19.586 --> 31:21.461
... پس اگه اون قلاب رو پیدا کنیم

31:21.629 --> 31:25.089
.میتونیم جلوی "قلاب‌دار" رو بگیریم

31:31.347 --> 31:33.849
.یه چیزی پیدا کردم،فکر کنم

31:34.017 --> 31:37.895
."دفترچه‌ی گزارش،ندامت‌گاهِ ایالتیِ "آیوا
... کارنز، جیکوب. اثرات شخصی"

31:38.104 --> 31:40.814
."وضعیت مربوط" -
چیزی از قلاب‌ـه ننوشته؟ -

31:40.982 --> 31:44.192
،آره،شاید."بعد از اعدام
... تمام اشیای زمینی برگردانده می‌شود

31:44.360 --> 31:48.322
،به محل عبادتِ زندانی‌ها
".کلیسای سینت. بارنابس

31:48.489 --> 31:51.617
این همونجایی نیست که پدر "لوری" سخن‌رانی میکنه؟ -
.آره -

31:51.743 --> 31:53.160
جایی که "لوری" زندگی میکنه؟

31:53.494 --> 31:57.664
شاید واسه همینه که قلاب‌دار 200 ساله
.کشیش‌ها و دخترهای کشیش‌ها رو تسخیر میکرده

31:57.832 --> 32:01.209
آره،ولی اگه قلاب تو کلیسا یا خونه‌ی
لوری" بوده باشه،فکر نمیکنی یکی شاید دیده باشتش؟"

32:01.377 --> 32:05.004
یعنی، یه قلابِ خونی با دسته‌ی نقره‌ای؟

32:05.840 --> 32:08.717
.ثبتی‌های کلیسا رو چک میکنم

32:09.636 --> 32:11.845
.سینت.بارنابس، اهدایی‌ها،1862"

32:12.013 --> 32:16.183
.یک قلابِ نقره از ندامت‌گاهِ ایالتی دریافت شد

32:16.351 --> 32:18.518
".و تبدیل شد

32:18.686 --> 32:24.522
.ذوبش کردن
.کردنش یه چیز دیگه

32:36.537 --> 32:39.456
.نمی‌تونیم رو شانس حساب کنیم
.هرچی که نقره‌ای باشه می‌ره تو آتیش

32:39.666 --> 32:41.541
.موافقم

32:41.709 --> 32:44.086
.پس "لوری" هنوز تو بیمارستانه
.باید دزدکی بریم تو

32:44.253 --> 32:45.545
.خیله‌خب. انتخاب کن

32:46.214 --> 32:49.924
.خونه رو برمیدارم -
.باشه -

32:50.718 --> 32:52.469
.هی

32:53.471 --> 32:56.597
.نزدیکِ کشوی لباس زیرهاش نشو

33:12.699 --> 33:17.451
.هرچی که حتی شکل نقره هم داشت برداشتم -
.کار از محکم کاری عیب نمیکنه -

33:30.299 --> 33:32.259
.تکون بخور. برو

34:05.293 --> 34:06.835
."لوری"

34:08.046 --> 34:10.505
اینجا چی کار میکنی؟ -
چی شده؟ -

34:11.299 --> 34:15.302
.سعی می‌کردم بفهمم چه اتفاقی داره می‌اُفته.چرا

34:15.470 --> 34:18.638
،حالا می‌دونم
.واسه همین برای بخشش دعا می‌کنم

34:19.307 --> 34:21.016
بخشش برای چی؟

34:21.184 --> 34:25.145
نمی‌فهمی؟
.همه‌ی اینا تقصیر منه

34:25.313 --> 34:28.143
.تو انجیل درمورد فرشته‌های انتقا‌م‌جو خوندم

34:28.149 --> 34:32.152
.باور کن.این مرد، فرشته نیست

34:32.820 --> 34:35.864
.خیلی از دست پدرم عصبانی بودم

34:36.032 --> 34:38.408
.یه بخشی ازم میخواست مجازات بشه

34:38.993 --> 34:41.495
.و بعد اون اومد و مجازاتش کرد

34:41.662 --> 34:44.831
.تقصیر تو نیست -
.چرا، هست -

34:44.999 --> 34:48.542
.نمی‌دونم چطوری، ولی هست

34:49.003 --> 34:53.507
."من "ریچ" رو کُشتم،همینطور "تیلور
.نزدیک بود پدرم هم بُکشم

34:53.674 --> 34:55.675
."لوری"

34:56.677 --> 34:58.678
.الان می‌فهمم

34:58.846 --> 35:02.390
.حق‌شون نبود مجازات بشن
.حق‌ـه منه

35:15.947 --> 35:18.490
.بیا. باید بریم

35:24.831 --> 35:26.498
!آه

35:26.707 --> 35:27.999
!برو

35:28.209 --> 35:30.794
!بیا! زودباش

35:50.898 --> 35:52.232
!نه

35:52.483 --> 35:54.734
!آه

36:01.409 --> 36:03.910
یالا. خوبی؟

36:17.717 --> 36:19.009
!سم"! بیُفت"

36:24.849 --> 36:27.267
.فکر کردم ترتیبِ همه‌ی نقره‌ها رو دادیم -
.منم همینطور -

36:27.435 --> 36:31.687
پس چرا هنوزم اینجاست؟ -
.خب،شاید یه چیزی رو جا انداختیم -

36:32.440 --> 36:35.859
لوری"، اون زنجیر رو از کجا آوردی؟" -
.پدرم دادش بهم -

36:36.027 --> 36:39.613
بابات از کجا آورده‌تش؟ -
.گفت از اموال کلیساست.وقتی رفتم مدرسه دادش بهم -

36:39.780 --> 36:41.364
نقره‌ست؟ -
.آره -

36:58.299 --> 36:59.716
!"سم"

38:12.623 --> 38:14.124
و تو هم دیدیش؟

38:14.292 --> 38:17.294
.اون مرد با قلاب -
.بله، گفتم که. همه‌مون دیدیمش -

38:17.461 --> 38:20.380
.باهاش مبارزه کردیم، و اونم فرار کرد -
و همه‌ش همین؟ -

38:20.840 --> 38:22.757
.آره، همین

38:25.303 --> 38:31.015
... گوش کن، تو و برادرت -
.اُه، نگران نباش. از شهر می‌ریم -

38:35.938 --> 38:40.149
حالت خوب میشه؟ -
.آره -

38:48.909 --> 38:51.244
...هنوز نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد

38:51.370 --> 38:56.264
.ولی می‌دونم که جونمُ نجات دادی
.همینطور هم پدرم

38:56.584 --> 38:58.501
.ممنون

39:23.069 --> 39:25.944
.می‌تونیم بمونیم

39:35.770 --> 39:55.770
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
