WEBVTT

00:02.127 --> 00:04.211
...آنچه گذشت

00:06.464 --> 00:08.340
!هر چه سریعتر برادرت رو ببر بیرون

00:08.508 --> 00:10.050
!همین حالا "دین"، برو

00:11.428 --> 00:12.594
!مری"! نه"

00:14.806 --> 00:16.765
.بابا رفته شکار

00:16.933 --> 00:18.809
.و چند روزه خونه نیومده

00:20.478 --> 00:21.854
.قسم خوردم شکار رو بذارم کنار

00:22.605 --> 00:24.440
.تنهایی از پسش برنمیام

00:26.109 --> 00:27.443
!نه

00:29.529 --> 00:30.612
.کلی کار داریم

00:31.531 --> 00:33.741
.این با ارزشترین دارایی باباست

00:33.908 --> 00:36.368
،هر چیزی که درمورد شیاطین می‌دونه
.اینجاست

00:36.536 --> 00:38.454
فکر کنم می‌خواد کاری که شروع کرده رو
.ادامه بدیم

00:38.621 --> 00:41.498
،نجات مردم، شکار کردن
.شغل خانوادگیمون

00:41.666 --> 00:45.002
.باید قاتل "جسیکا" رو پیدا کنم
.تنها چیزیه که می‌تونم بهش فکر کنم

00:45.170 --> 00:47.963
سم" می‌دونی که بابا رو پیدا میکنیم، خب؟"

00:48.673 --> 00:50.340
.آره، می‌دونم

00:56.056 --> 00:59.653
"تولیدو، اوهایو"

00:59.726 --> 01:02.853
خب، نوبت توئه. جرئت یا حقیقت؟ -
.حقیقت -

01:03.229 --> 01:05.105
می‌خوای "بنجی سوارتز" رو ببوسی؟

01:06.232 --> 01:09.276
.جرئت -
.باشه، چه ضایع -

01:09.444 --> 01:11.570
...باید

01:11.738 --> 01:14.322
."توی دستشویی بگی "مری خونین
("یه بازیِ رایجِ قدیمی در آمریکاست که باید 3بار این جمله گفته بشه")

01:14.324 --> 01:16.325
این بهترین چیزیه که می‌تونی بگی؟

01:16.493 --> 01:17.868
مری خونین" کیه؟"

01:18.036 --> 01:19.787
.یه جادوگره

01:19.954 --> 01:22.122
شنیدم که یه زنیه که
.توی تصادف کشته شده

01:22.332 --> 01:23.791
.مهم نیست کیه

01:23.958 --> 01:27.211
موضوع اینه که، اگه اسمش رو
...سه بار توی آینه‌ی دستشویی بگی

01:27.378 --> 01:29.129
...ظاهر میشه

01:29.339 --> 01:30.839
!و چشماتون رو درمیاره

01:33.426 --> 01:35.803
پس چرا باید کسی اسمش رو بگه؟

01:35.970 --> 01:38.347
.چون واقعیت نداره

01:38.848 --> 01:40.516
.روشن کردن چراغ‌ها ممنوع

01:40.683 --> 01:44.061
.یادت باشه، سه بار

01:46.460 --> 02:06.460
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:08.503 --> 02:10.420
."مری خونین"

02:11.381 --> 02:13.966
.خیلی احمقانه‌ست

02:16.511 --> 02:18.637
."مری خونین"

02:28.148 --> 02:29.690
."مری خونین"

02:39.909 --> 02:41.910
.ترسوندمت -
.خیلی آشغالین -

02:42.078 --> 02:43.495
..."لیلی"

02:43.663 --> 02:45.247
میشه یکم آروم‌تر؟

02:45.415 --> 02:46.456
.ببخشید، بابا

02:46.624 --> 02:49.334
."ببخشید آقای "شومیکر

03:26.331 --> 03:28.874
.تو خیلی دوسِش داری

03:29.834 --> 03:32.461
.هی، دیوونه
دارین خوش می‌گذرونین؟

03:32.629 --> 03:34.046
.تا بعد تاریکی بیرون بودی

03:34.547 --> 03:36.340
.ممنون، پدر

04:17.507 --> 04:18.674
چرا "سم"؟

04:20.551 --> 04:22.344
!نه

04:24.347 --> 04:25.681
چرا "سم"؟ چرا "سم"؟

04:25.848 --> 04:27.015
!سم"، بیدار شو"

04:35.358 --> 04:37.818
.فرض کن که داشتم کابوس می‌دیدم

04:38.027 --> 04:40.112
.آره. یکی دیگه

04:43.032 --> 04:44.741
.هی، حداقل یکم خوابیدم

04:44.909 --> 04:47.744
،دیر یا زود
.باید در این باره حرف بزنیم

04:47.912 --> 04:49.413
رسیدیم؟ -
.آره -

04:49.580 --> 04:51.873
.به "تولیدو، اوهایو" خوش اومدی

04:55.044 --> 04:57.087
فکر می‌کنی واقعا
چه اتفاقی برای این یارو افتاده؟

04:57.380 --> 04:59.589
.همین رو می‌خوایم بفهمیم

05:01.467 --> 05:03.051
.بریم

05:34.709 --> 05:37.169
می‌تونم کمکتون کنم؟ -
...آره، ما -

05:37.337 --> 05:38.628
.دانشجوی پزشکی هستیم

05:38.796 --> 05:41.048
ببخشید؟ -
...اوه، دکتر -

05:41.215 --> 05:42.883
فیکلوویچ" بهتون نگفته؟"

05:43.092 --> 05:44.760
.ما تلفنی باهاش حرف زدیم

05:44.927 --> 05:46.094
.ما اهل ایالت "اوهایو" هستیم

05:46.262 --> 05:49.389
قرار بود که جسد "شومیکر" رو
.بهمون نشون بده. برای مقاله‌مون

05:49.599 --> 05:52.017
.خب، متاسفم. رفته ناهار -
.اوه -

05:52.226 --> 05:55.395
...خب، اون گفت
.خب، می‌دونین، مهم نیست

05:55.605 --> 05:58.523
میشه شما جسد رو نشون‌مون بدین؟ -
.متاسفم، نمی‌تونم -

05:58.691 --> 06:01.860
.یه ساعت دیگه دکتر برمی‌گرده
.می‌تونید منتظرش باشید، اگه بخواید

06:02.028 --> 06:03.862
!یه ساعت؟ اووه

06:04.030 --> 06:06.698
.تا اون موقع باید به "کولومبوس" برگردیم

06:07.116 --> 06:08.742
.ببینید، این مقاله نصف نمره‌مونه

06:08.910 --> 06:11.828
...پس اگه میشه کمکمون کنید -
.ببین، مرد -

06:11.996 --> 06:13.163
.نه

06:15.041 --> 06:17.292
...به خدا قسم، فکش رو میارم پایین

06:30.807 --> 06:32.474
.دنبالم بیاید

06:35.812 --> 06:37.187
.رفیق، من اون پول رو بدست آوردم

06:37.355 --> 06:38.980
.توی بازی پوکر اونو برنده شدی

06:39.148 --> 06:40.482
.آره

06:40.650 --> 06:42.859
خب، روزنامه نوشته بود
.دخترش اونو پیدا کرده

06:43.027 --> 06:44.569
.گفت چشماش خونریزی داشته

06:44.737 --> 06:48.365
.بیشتر از اون
.عملا از حدقه در اومده

06:51.077 --> 06:52.869
نشونه‌ای از درگیری نبوده؟

06:53.037 --> 06:55.330
که شاید کسی این کارو باهاش کرده باشه؟ -
.نه -

06:55.498 --> 06:57.707
.بجز دخترش، اون کاملا تنها بوده

06:57.875 --> 07:00.127
علت رسمی مرگ چی بوده؟

07:00.294 --> 07:02.712
.دکتر مطمئن نیست
...فکر می‌کنه یه سکته‌ی شدید بوده

07:02.880 --> 07:04.798
.شاید یه آنوریسم

07:04.966 --> 07:07.092
.مطمئنا، یه چیزی تو سرش ترکیده

07:07.260 --> 07:10.595
منظورتون چیه؟ -
.خونریزی مغزی شدید -

07:10.763 --> 07:14.015
بیشتر از کسانی که دیدم
.توی جمجمه‌ش خون بود

07:14.225 --> 07:16.893
.اما چشماش
چی باعث همچین چیزی میشه؟

07:17.061 --> 07:18.311
.ممکنه مویرگ‌‌هاش منفجر شده باشه

07:18.688 --> 07:20.856
خیلی از کسانی که سکته می‌کنن
.چشماشون خونینه

07:21.023 --> 07:23.400
آره، تا حالا انفجار چشم رو دیدی؟

07:23.568 --> 07:24.985
.این اولین بارم بود

07:25.194 --> 07:27.404
.اما، هی، من دکتر نیستم

07:28.197 --> 07:30.365
هی، می‌تونیم یه نگاهی به
گزارش پلیس بندازیم؟

07:30.533 --> 07:32.367
.می‌دونین، برای مقاله‌مون

07:32.994 --> 07:35.412
واقعا نباید اونو
.نشونتون بدم

07:39.917 --> 07:43.336
.شاید توی موضع کاریمون نباشه
.شاید فقط یه مشکل پزشکی عجیب بوده باشه

07:43.504 --> 07:48.091
چند بار دیدی توی حرفه‌ی طولانی بابا
...مشکل عجیب پزشکی وجود داشته باشه

07:48.259 --> 07:51.470
و نشونه‌ای از مرگ ماوراءالطبیعه ناجور نباشه؟

07:51.637 --> 07:53.388
.تقریبا هیچ وقت

07:53.556 --> 07:55.682
.دقیقا -
.خیلی خب -

07:55.850 --> 07:57.601
.بریم با دخترش حرف بزنیم

08:06.819 --> 08:09.112
.فکر کنم لباسمون مناسب نیست

08:26.589 --> 08:29.382
تو باید "دانا" باشی، درسته؟ -
.بله -

08:30.384 --> 08:34.554
.سلام. واقعا متاسفیم -
.ممنون -

08:34.764 --> 08:37.474
.من "سم" هستم. اینم "دین"ـه

08:37.642 --> 08:39.893
.با پدرتون کار می‌کردیم

08:40.269 --> 08:43.355
جدی؟ -
...آره. این ماجرا -

08:43.523 --> 08:45.440
...یعنی، سکته

08:46.108 --> 08:49.653
.فکر نکنم الان بخواد حرف بزنه -
.عیبی نداره. من خوبم -

08:50.988 --> 08:54.699
علائم بیماری نداشته؟
سرگیجه؟ میگرن؟

08:54.867 --> 08:56.618
.نه

08:56.994 --> 09:00.455
.بخاطر اینکه اون سکته نبوده -
.لیلی"، اینو نگو" -

09:00.623 --> 09:03.542
چیشده؟ -
.متاسفم. اون خیلی ناراحته -

09:03.709 --> 09:05.502
.نه، این اتفاق تصیر منه

09:05.670 --> 09:08.547
.عزیزم، اینطور نیست -
..."لیلی" -

09:08.714 --> 09:11.091
چرا همچین چیزی میگی؟

09:11.300 --> 09:13.218
.درست قبل اینکه بمیره، من یه چیزی گفتم

09:13.553 --> 09:15.887
چی گفتی؟ -
."مری خونین" -

09:16.055 --> 09:18.682
.سه بار توی آینه‌ی دستشویی

09:20.977 --> 09:22.852
.اون چشماش رو گرفت
.این کار همیشگی‌شه

09:23.020 --> 09:25.647
.این دلیل مرگ بابا نیست
.تقصیر تو نیست

09:25.940 --> 09:27.983
."فکر کنم خواهرت راست می‌گه، "لیلی

09:28.192 --> 09:31.069
.امکان نداره "مری خونین" باشه

09:31.737 --> 09:33.405
.آخه پدرت که اینو نگفته

09:33.573 --> 09:34.948
گفته؟

09:35.741 --> 09:37.576
.نه، فکر نکنم

10:02.351 --> 10:04.853
."افسانه‌ی "مری خونین

10:05.521 --> 10:08.023
بابا مدرکی مبنی بر واقعی بودنش
پیدا نکرد؟

10:08.983 --> 10:10.567
.نمی‌دونم

10:15.364 --> 10:18.617
...یعنی هر جای دیگه‌ای

10:18.784 --> 10:22.829
،توی تمام کشور
...بچه‌ها "مری خونین" رو بازی می‌کنن

10:22.997 --> 10:25.165
،و تا اونجایی که می‌دونیم
.کسی نمرده بخاطرش

10:25.374 --> 10:28.418
،شاید جاهای دیگه این یه داستان باشه
.اما اینجا واقعا اتفاق می‌افته

10:28.586 --> 10:30.962
جایی که افسانه شروع شده؟

10:31.631 --> 10:35.133
...اما طبق افسانه، کسی که میگه

10:36.969 --> 10:39.512
کسی که اینو میگه
.این بلا سرش میاد

10:39.680 --> 10:41.723
.اما اینجا -
.بجاش "شومیکر" بلا سرش میاد -

10:41.891 --> 10:43.391
.درسته

10:43.601 --> 10:45.935
.تا حالا همچین چیزی نشنیدم

10:46.103 --> 10:48.688
با این حال اون یارو
.درست جلوی آینه مرده

10:48.898 --> 10:51.358
.و دختره راست میگه
...روال این افسانه اینه که

10:51.525 --> 10:53.526
.شخص مورد نظر چشمات رو درمیاره
(اسم مری خونین رو نمیارن که ظاهر نشه)

10:53.694 --> 10:55.945
.ارزش بررسی کردن داره

11:02.119 --> 11:04.287
این بالا چی کار می‌کنین؟

11:04.580 --> 11:08.208
.باید می‌رفتیم دستشویی

11:08.417 --> 11:09.501
شما کی هستین؟

11:10.336 --> 11:13.004
،همون طور که گفتیم
.ما با پدر "دانا" کار می‌کردیم

11:13.172 --> 11:15.799
.اون یه تاجر بود. خودش تنها کار می‌کرد

11:15.966 --> 11:17.550
...نه، می‌دونم. منظورم این بود که

11:17.718 --> 11:20.470
...و تمام اون سوال‌های عجیبی که پرسیدین

11:20.638 --> 11:22.639
اونا دیگه چی بودن؟

11:23.974 --> 11:27.435
،یا بهم می‌گین چه خبره
.یا شروع می‌کنم به فریاد زدن

11:27.603 --> 11:29.729
.خیلی خب -
.خیلی خب -

11:31.065 --> 11:32.982
فکر می‌کنیم یه اتفاقی برای
.پدر "دانا" افتاده

11:33.150 --> 11:34.609
.آره، یه سکته

11:34.777 --> 11:37.529
.این نشونه‌ی یه سکته‌ی عادی نیست

11:38.823 --> 11:41.032
.فکر می‌کنیم چیز دیگه‌ای بوده باشه

11:41.200 --> 11:44.452
مثل چی؟ -
...راستش -

11:44.662 --> 11:46.621
.هنوز نمی‌دونیم

11:47.081 --> 11:49.249
اما نمی‌خوایم برای کس دیگه‌ای
.اتفاق بیفته

11:49.458 --> 11:51.000
.حقیقت همینه

11:51.168 --> 11:54.170
...پس اگه می‌خوای فریاد بزنی

11:54.338 --> 11:55.547
.فریاد بزن

11:58.134 --> 11:59.175
شما کی هستین، پلیس؟

12:01.679 --> 12:03.722
.یه چیزی تو همین مایه‌ها -
.بذار یه چیزی بگم -

12:03.889 --> 12:06.266
...بیا. اگه به چیزی فکر کردی

12:06.475 --> 12:09.769
،یا تو و دوستات متوجه چیز عجیبی شدین
...یه چیز غیر عادی

12:09.979 --> 12:11.855
.فقط باهامون تماس بگیر

12:19.280 --> 12:21.406
"فرض کنیم گفتنِ "مری خونین
.واقعا این شهر رو تسخیر کرده

12:21.574 --> 12:23.366
این یجور مدرکه، درسته؟

12:23.534 --> 12:24.951
.مثل یه زن محلی که بدجوری مرده

12:25.119 --> 12:27.036
آره اما چنین افسانه‌ی شایعی
.بررسیش سخته

12:27.204 --> 12:29.122
یعنی پنجاه تا نسخه
.از شخصیت واقعیش هست

12:29.290 --> 12:31.124
،یکیش میگه اون جادوگرده
...اون یکی میگه

12:31.292 --> 12:33.877
.یه عروس دارای نقص عضوه
.بازم هست

12:34.044 --> 12:35.503
خیلی خب پس باید دنبال چی بگردیم؟

12:35.671 --> 12:39.007
.هر نسخه‌ای که وجه مشترک داشته باشه
."همیشه یه زنیـه به اسم "مری

12:39.175 --> 12:41.384
.و همیشه جلوی یه آینه می‌میره

12:41.552 --> 12:45.013
،باید تو روزنامه‌ها بگردیم
...یا اسناد عمومی، هر چی که به قبل مربوط میشه

12:45.181 --> 12:47.390
ببینیم می‌تونیم اون "مری" مناسب رو
.پیدا کنیم یا نه

12:47.558 --> 12:50.310
.خب، به نظر رو مخ میاد -
...نه، اونقدر هم بد نیست -

12:50.519 --> 12:52.187
...از اونجایی که ما

12:53.606 --> 12:57.525
.حرفم رو پس می‌گیرم
.قراره خیلی رو مخ باشه

12:59.528 --> 13:02.947
.مطمئن نیستم
.اونا پلیس یا کاراگاهی چیزی بودن

13:03.115 --> 13:04.783
.هر چی که بودن، ناز بودن

13:04.950 --> 13:06.993
."جیل" -
اینطور فکر نمی‌کنی؟ -

13:07.161 --> 13:09.579
...آره، خب، اونا ناز بودن، اما با این حال

13:09.747 --> 13:12.665
فکر می‌کنی چیز خاصی
برای بابای "دانا" اتفاق افتاده باشه؟

13:12.833 --> 13:14.501
.شاید حق با "لیلی" بوده باشه

13:14.668 --> 13:16.795
.شاید "مری خونین" اومده سراغش

13:16.962 --> 13:18.588
.ها ها، خیلی با مزه‌ای

13:19.548 --> 13:24.803
.صبر کن، ببخشید
این ترسه که تو صدات بود؟

13:24.970 --> 13:26.054
.نه

13:27.181 --> 13:30.141
چارلی"، الان دارم میرم"
.جلوی آینه‌ی دستشویی

13:30.851 --> 13:32.435
.جیل"، بیخیال شو"

13:34.855 --> 13:38.107
.اوه، نه. نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم

13:38.275 --> 13:40.693
.می‌خوام بگمش

13:40.861 --> 13:44.197
..."مری خونین"، "مری خونین"

13:44.365 --> 13:47.867
."مری خونین"

13:49.161 --> 13:50.954
جیل"؟"

13:54.917 --> 13:56.751
!"جیل"

14:00.506 --> 14:03.466
.تو یه دیوونه‌ای
.فردا بهت زنگ می‌زنم

14:57.897 --> 15:00.189
.تو این کارو کردی

15:04.028 --> 15:05.528
.تو اون پسر رو کشتی

15:28.969 --> 15:30.762
چرا "سم"؟

15:34.475 --> 15:35.892
چرا گذاشتی خوابم ببره؟

15:36.518 --> 15:38.978
.چون من یه برادر محشرم

15:40.397 --> 15:41.814
خب چه خوابی دیدی؟

15:42.524 --> 15:44.817
.شکلات و آب‌نبات چوبی

15:46.028 --> 15:48.404
.آره، حتما

15:51.408 --> 15:53.034
چیزی پیدا نکردی؟

15:53.202 --> 15:55.745
اوه، به جز مرحله‌ی جدیدی از درموندگی؟

15:55.913 --> 15:59.290
.نه. همه چیز رو بررسی کردم

16:00.209 --> 16:04.087
"چند تا زن محلی، به اسم "لورا" و "کاترین
.جلوی آینه دست به خودکشی زدن

16:04.797 --> 16:08.216
و یه آینه‌ی گنده روی یه
...کسی به اسم "دیو" افتاده، اما

16:09.051 --> 16:10.718
.مری" نداشتیم"

16:14.056 --> 16:15.932
.شاید هنوز پیداش نکرده باشی

16:16.934 --> 16:19.769
همینطور مرگ‌های عجیب رو هم
.توی این ناحیه بررسی کردم

16:19.937 --> 16:24.565
،می‌دونی، خونریزی چشم
.همچین چیزایی. چیزی نیست

16:24.733 --> 16:27.068
هر اتفاقی داره اینجا می‌افته
.شاید کار "مری" نیست

16:33.242 --> 16:34.951
الو؟

16:41.375 --> 16:45.044
.و اونو کف دستشویی پیداش کردن

16:45.379 --> 16:49.090
.و چشماش

16:49.842 --> 16:52.051
.رفته بودن

16:52.219 --> 16:53.553
.متاسفم

16:55.431 --> 16:56.973
.و اون تکرارش کرد

16:58.642 --> 17:00.435
.شنیدم که داره میگه

17:01.478 --> 17:04.564
.اما ممکن نیست بخاطر اون باشه

17:06.442 --> 17:08.109
دیوونه شدم، نه؟

17:09.445 --> 17:11.446
.نه. دیوونه نشدی

17:11.613 --> 17:14.782
.خدایا، این حس بدتری بهم میده

17:15.367 --> 17:16.617
.ببین

17:19.496 --> 17:21.372
.فکر می‌کنیم یه اتفاقی داره اینجا می‌افته

17:22.291 --> 17:24.292
.چیزی که نمیشه توضیحش داد

17:25.127 --> 17:27.128
.و قراره جلوش رو بگیریم

17:27.296 --> 17:29.797
.اما می‌تونیم از کمکت استفاده کنیم

17:46.982 --> 17:48.316
به مامان "جیل" چی گفتی؟

17:48.484 --> 17:52.195
فقط گفتم که می‌خوام یه مدت
.با عکس‌ها و وسایل "جیل" تنها باشم

17:52.404 --> 17:54.113
.بدم میاد بهش دروغ بگم

17:54.281 --> 17:57.533
.بهمون اعتماد کن، این به صلاحه
.چراغ‌ها رو خاموش کن

18:00.996 --> 18:02.538
شما دنبال چی هستین؟

18:02.706 --> 18:04.707
به محض اینکه بفهمیم
.بهت می‌گیم

18:04.917 --> 18:06.209
.هی، وضعیت دید در شب

18:07.961 --> 18:10.671
.ممنون. عالیه

18:12.841 --> 18:15.009
الان شبیه "پاریس هیلتون" شدم؟
(اشاره به فیلم سکس پاریس هیلتون)

18:25.938 --> 18:28.898
.خب متوجه نمی‌شم
...آخه اولین قربانی

18:29.066 --> 18:31.984
،مری" رو احضار نکرده"
.ولی دومین قربانی احضارش کرده

18:32.152 --> 18:33.694
اون چطور انتخابشون می‌کنه؟

18:33.862 --> 18:35.029
.چه میدونم

18:39.034 --> 18:41.494
"می‌خوام بدونم اصلا چرا "جیل
.اینو گفت

18:42.329 --> 18:43.746
.فقط یه شوخی بود

18:43.956 --> 18:47.500
.خب، بازم ممکنه یکی دیگه اونو بگه
.دیر و زود داره

19:01.390 --> 19:03.891
یه چراغ نور نامرئی تو ماشین داشتیم، نه؟

19:25.581 --> 19:27.540
گری برایمن"؟"

19:28.917 --> 19:30.084
میدونی کیه؟

19:31.503 --> 19:32.628
.نه

19:39.887 --> 19:43.723
.پس "گری برایمن" یه پسر 8 ساله‌ست

19:43.891 --> 19:46.058
،دو سال پيش
.تو يه تصادفِ بزن-دَر رو کُشته شده

19:46.226 --> 19:49.562
...ميگن ماشيني که زده بهش يه "تويوتا" کمري مشکي بوده

19:49.730 --> 19:52.315
.ولي هيچکس پلاکش رو برنداشته يا راننده رو نديده

19:52.524 --> 19:54.275
.اُه، خداي من

19:54.443 --> 19:58.278
چيه؟ -
.جيل" اون ماشينُ رونده" -

19:59.615 --> 20:02.741
."بايد برگرديم به خونه‌ي اون دوستت "دانا

20:10.667 --> 20:14.544
."ليندا شوميکر"

20:15.964 --> 20:19.634
چرا اينا رو ازم مي‌پرسين؟ -
.ببين،شرمنده‌ايم، ولي مهمه -

20:20.594 --> 20:22.595
آره."ليندا" مامانمه، خب؟

20:23.347 --> 20:25.181
.و با قرص‌هاي خوابش اُور دوز کرد

20:25.349 --> 20:28.058
.يه تصادف بود، همين و بس

20:30.312 --> 20:32.188
.فکر کنم بايد برين -
... دانا"، فقط" -

20:32.356 --> 20:34.564
!از خونه‌ام برين بيرون

20:37.486 --> 20:39.278
.اُه،خداي من

20:39.446 --> 20:42.823
جداً فکر ميکنين باباش ممکنه مادرش رو کشته باشه؟

20:43.617 --> 20:45.034
.شايد

20:45.202 --> 20:47.453
.فکر کنم بايد همين اطراف باشم

20:48.288 --> 20:50.039
... خيله‌خب.هرکاري ميکني، نگ

20:50.207 --> 20:54.125
.باور کن، نميگم

20:56.630 --> 21:00.091
.وايسا، وايسا، وايسا
داري يه جستجوي کشوري ميکني؟

21:00.259 --> 21:03.844
.آره.کميته‌ي مليِ بچه‌هاي کار،پايگاهِ داده‌ي اف.بي.آي

21:04.012 --> 21:07.682
تو اين نقطه،هر "مري"اي که تو کشور
.جلوي آينه مُرده باشه به اندازه کافي برام خوبه

21:07.849 --> 21:10.935
،ولي اگه روحش توی این شهره
.پس بايد توی همین شهر مُرده باشه

21:11.103 --> 21:13.813
.دارم ميگم، چيزـه محلي‌اي نيست
... چک کردم. مگه ايده‌ي بهتري داشته باشي

21:13.981 --> 21:17.191
.مُدلي که "مري" قرباني‌هاشُ انتخاب ميکرده،انگار يه الگو وجود داره -
.ميدونم،داشتم به همين فکر ميکردم -

21:17.359 --> 21:21.153
..."با آقاي "شوميکر" و بزن در روي "جيل -
.جفتشون رازهايي داشتن که توش آدم مُرده -

21:21.321 --> 21:24.156
.درسته،کُلي رسم اجدادي درباره آينه‌ها هست
... اينکه همه‌ي دروغ‌هاتُ نشون ميدن

21:24.366 --> 21:26.993
.تمام رازهات
...اينکه انعکاسِ واقعي‌اي از روح‌ت هستن

21:27.160 --> 21:28.953
.که واسه همين شکستن‌شون بد شانسي مياره

21:29.121 --> 21:30.162
.درسته، درسته

21:30.330 --> 21:34.542
آره، پس شايد چون يه راز داره،منظورم
... از اون کثيف‌هاشه،مثلاً يکي مُرده و "مري" ديده‌تش

21:34.710 --> 21:38.129
.و به‌خاطرش مجازاتت ميکنه -
.چه اوني باشي که احضارش ميکني يا نه -

21:38.338 --> 21:40.880
.يه نگاه به اين بنداز

21:52.394 --> 21:54.312
.به‌نظر همون اثر دستِ

21:54.479 --> 21:56.731
.اسمش "مري ورتينگتون" بوده

21:56.898 --> 22:00.192
."يه پرونده‌ي قتلِ حل نشده تو "فورت وِين"،"اينديانا

22:01.320 --> 22:04.704
.واسه 35 سال پلیس بودم
(فورت وين، اينديانا)

22:04.740 --> 22:06.240
.اکثرـه اين سال‌ها کارآگاه بودم

22:06.408 --> 22:08.909
.حالا، همه با چند جور کارـه نا تموم جمعش ميکنن

22:09.077 --> 22:12.079
... "ولي قتلِ "مري ورتينگتون

22:12.706 --> 22:14.165
.هنوز رو جيگرم مونده

22:14.333 --> 22:16.125
دقيقاً چه اتفاقي افتاد؟

22:16.918 --> 22:18.878
.شما پسرها گفتين که خبرنگار هستين

22:19.046 --> 22:22.173
،مي‌دونيم "مري" 19 سالش بوده
.تنهايي زندگي ميکرده

22:22.341 --> 22:25.676
.ميدونيم چندتا مسابقه‌ي زيبايي برنده شده
... روياش بوده از "اينديانا" در بياد

22:25.844 --> 22:29.347
.و بازيگر بشه
... و مي‌دونيم در شب 29ـم مارس

22:29.514 --> 22:33.017
.يه‌نفر به زور وارد آپارتمانش شده و اونو به قتل رسونده

22:33.185 --> 22:35.894
.با يه چاقو چشم‌هاشُ در آورده

22:36.188 --> 22:37.521
.درسته

22:39.107 --> 22:41.609
،ببين،آقا،وقتي مي‌پرسيم چه اتفاقي افتاد
... ميخوايم بدونيم

22:41.777 --> 22:44.861
.خودت فکر ميکني چه اتفاقي افتاد

22:46.114 --> 22:49.575
،از لحاظ فني
.نبايد يه کُپي ازش داشته باشم

22:55.248 --> 22:56.791
... حالا

22:57.376 --> 22:58.793
اونو اونجا مي‌بيني؟

22:58.960 --> 23:01.629
حروفِ "تي.آر.اي"؟ -
.آره -

23:01.797 --> 23:04.298
.فکر کنم "مري" سعي ميکرده اسم قاتلش رو بنويسه

23:04.466 --> 23:07.802
ميدوني کي بوده؟ -
.مطمئن نيستم -

23:08.387 --> 23:11.097
،ولي يه مردي تو همون محل بوده
.يه جراح

23:11.264 --> 23:12.973
."ترور سمسون"

23:13.183 --> 23:15.309
.و به نظرم اون بوده که پاره‌پاره‌ش کرده

23:15.560 --> 23:17.770
حالا، چرا بايد همچين کاري بکنه؟

23:17.938 --> 23:20.773
تو دفتر خاطراتش به مردي که
.باهاش قرار ميذاشت اشاره کرده بود

23:20.941 --> 23:23.442
."با اولين حرفِ اسمش اونو صدا ميکرد،"تي

23:23.610 --> 23:26.821
...خب، توی آخرين یادداشتی که نوشت

23:26.988 --> 23:29.824
.ميخواسته درمورد رابطه‌شون به زنِ "تي" بگه

23:29.991 --> 23:32.785
ولي از کجا ميدوني اين بابا "سمسون" اونو کُشته؟

23:32.953 --> 23:35.329
.گفتنش سخته

23:36.748 --> 23:40.167
،ولي اون مُدلي که چشم‌هاش در اومده بود
.تقريباً حرفه‌اي بود

23:40.961 --> 23:42.670
ولي نتونستي ثابتش کني؟

23:42.838 --> 23:46.257
.نه. اثر انگشتي نبود، شاهدي نبود

23:46.425 --> 23:48.842
.قاتل وسواسي و دقيق بوده

23:49.344 --> 23:51.512
هنوز زنده‌ست؟

23:52.305 --> 23:54.098
.نوچ

23:55.725 --> 24:00.521
،اگه از من بپرسي
... مري" آخرين لحظات عمرشُ"

24:00.689 --> 24:03.858
.صرفِ برملا کردنِ رازـه اين بابا کرده

24:05.110 --> 24:07.486
.ولي هيچوقت نتونسته

24:08.447 --> 24:09.655
کجا دفن شده؟

24:11.032 --> 24:14.701
.نشده. سوزوندنش

24:16.371 --> 24:20.373
اون آينه چي؟
به‌عنوان مدرک که نبردنش جايي، بردن؟

24:20.876 --> 24:22.710
.نه

24:22.878 --> 24:26.714
.خيلي وقت پيش به خانواده‌ي "مري" برگردونده شد

24:27.048 --> 24:30.383
احياناً، اساميِ خانواده‌شُ ميدوني؟

24:34.389 --> 24:38.058
اين غريبه‌ها رو مياري خونه‌ي من و همچين چيزهايي ازم مي‌پرسن؟

24:38.268 --> 24:41.687
.فقط ميخوان کمک کنن
.لطفاً، "دانا"، بايد حرفمُ باور کني

24:41.855 --> 24:43.564
چي؟ درمورد "مري"ـه خونين؟

24:43.773 --> 24:46.025
.خواهش ميکنم. مي‌دونم مسخره به‌نظر مياد

24:46.193 --> 24:48.360
.مسخره" حتي نزديک به توصيفشم نيست"

24:48.528 --> 24:51.572
اينکه خواهرم بخواد
.اين مزخرفاتُ باور کنه يه چيزه.دوازده سالشه

24:51.781 --> 24:53.199
ولي تو؟

24:53.366 --> 24:59.163
ولي جوري که بابات مُرده، خب؟
.و اون مُدلي که "جيل" مُرد

24:59.331 --> 25:02.750
... باشه،پس "مري" خونين

25:02.918 --> 25:06.253
!نه -
.مري"ـه خونين،"مري"ـه خونين" -

25:08.089 --> 25:10.382
.ديدي؟ هيچي نشد

25:10.550 --> 25:12.009
چرا اين کارُ کردي؟

25:12.177 --> 25:13.594
.اُه، خداي من

25:13.803 --> 25:17.305
.جداً يه مشکلي داري تو

25:30.820 --> 25:35.616
عناصري که الکترون
...از دست ميدن تبديل به يون‌هاي مثبت ميشن

25:35.784 --> 25:39.286
.که کوچيک‌تر از اتم‌هاي ديگه‌يِ همون عنصرـه

25:39.454 --> 25:46.125
.بنابراين، شعاع يوني کوچيک‌تر از شعاع اتمي‌ـه

25:50.048 --> 25:51.131
!"چارلي"

25:55.470 --> 25:57.221
!"چارلي"

26:01.351 --> 26:05.436
چارلي"، تمومش کن! چي شده؟"
.فقط آروم بگير

26:07.148 --> 26:10.483
!ولم کن برم -
!"چارلي" -

26:11.528 --> 26:15.239
اُه، جدي؟
."اين خيلي بده،آقاي "وارتنيگتون

26:15.448 --> 26:17.324
.حاضر بودم کُلي پول بابتِ اون آينه بدم

26:17.492 --> 26:20.160
.باشه.خب،شايد دفعه‌ي بعد
.خيله‌خب، مرسي

26:20.328 --> 26:22.746
خب؟ -
.خب برادرـه "مري" بود -

26:22.956 --> 26:26.917
.آينه تا سال‌ها تو خانواده بود تا اينکه اون فروختتش

26:27.085 --> 26:29.211
.يه هفته پيش

26:29.504 --> 26:34.382
،"به مغازه‌اي به اسم عتيقه‌جاتِ "استيت
.(فروشگاهي که تو "تولیدو"ـه (اوهایو

26:34.968 --> 26:37.177
پس آينه هرجا که بره،"مري" هم مي‌ره؟

26:37.345 --> 26:39.763
.صد در صد روحش يه جوري باهاش گره خورده

26:39.973 --> 26:43.267
يه خرافه‌ي قديمي نيست که ميگه
آينه‌ها ميتونن ارواح رو تو خودشون نگه‌دارن؟

26:43.476 --> 26:45.227
... آره،هست.وقتي يه‌نفر تو خونه مي‌ميره

26:45.395 --> 26:48.522
.مردم آينه‌ها رو مي‌پوشونند تا روحش گير نيُفته

26:48.690 --> 26:51.191
،مري" جلوي آينه مُرده"
.روحش کشيده شده به اون

26:51.359 --> 26:54.737
آره، ولي چطور ميتونه بين
نزديک 100 تا آينه‌ي مختلف جابه‌جا بشه؟

26:54.904 --> 26:58.949
،نمي‌دونم، ولي اگه آينده منبع اون‌ـه
.ميگم پيداش کنيم و بشکنيم‌ش

26:59.117 --> 27:02.036
.آره، نمي‌دونم. شايد

27:04.998 --> 27:06.915
.سلام

27:07.083 --> 27:08.626
چارلي"؟"

27:27.020 --> 27:28.228
.هي

27:28.396 --> 27:30.314
.هي، چيزي نيست

27:30.523 --> 27:33.317
."ميتوني چشم‌هاتُ باز کني،"چارلي
.طوري نيست

27:33.526 --> 27:35.069
.خيله‌خب

27:35.236 --> 27:36.487
.حالا، گوش کن

27:36.655 --> 27:39.615
،بايد همين‌جا بموني
.رو اين تخت

27:39.783 --> 27:43.786
و نبايد به شيشه يا هرچيزي که انعکاس داره نگاه کني، باشه؟

27:44.454 --> 27:50.083
،حالا، تا وقتي اين کارُ بکني
.نمي‌تونه بهت برسه

27:50.919 --> 27:55.129
.ولي نمي‌تونم تا ابد ادامه‌ش بدم

27:55.799 --> 27:58.467
قراره بميرم، اينطور نيست؟

27:58.927 --> 28:03.347
.نه

28:03.556 --> 28:06.933
.نه به اين زودي‌ها

28:07.060 --> 28:08.519
."خيله‌خب،"چارلي

28:08.687 --> 28:10.521
.بايد بدونيم چه اتفاقي افتاده

28:10.689 --> 28:13.065
،تو دستشويي بوديم
.دانا" گفتش"

28:13.274 --> 28:16.776
.منظورمون اين نيست

28:18.279 --> 28:20.948
يه اتفاقي افتاده، مگه نه؟

28:21.116 --> 28:23.325
.تو زندگيت

28:24.077 --> 28:25.327
.يه راز

28:26.162 --> 28:30.330
.جايي که يه‌نفر آسيب ديده

28:33.378 --> 28:35.586
ميتوني درموردش بهمون بگي؟

28:38.800 --> 28:41.217
.يه دوست‌پسري داشتم

28:42.887 --> 28:45.304
... دوستش داشتم

28:45.724 --> 28:48.740
،ولي يه‌جورايي هم منو مي‌ترسوند
مي‌دوني؟

28:48.977 --> 28:51.353
... و يه شب

28:51.521 --> 28:56.399
... تو خونه‌ش، با هم دعوامون شد

28:56.526 --> 28:58.986
.و باهاش بهم زدم

28:59.154 --> 29:02.823
،و ناراحت شد
... و گفت بهم احتياج داره

29:02.991 --> 29:05.408
.و دوستم داره

29:05.493 --> 29:07.035
:و گفت

29:07.203 --> 29:12.539
،چارلي، اگه الان از اون در بري بيرون"
".من خودم رو مي‌کُشم

29:13.209 --> 29:15.669
و مي‌دوني چي گفتم؟

29:16.254 --> 29:19.839
".گفتم،"بفرما

29:20.550 --> 29:23.843
.و رفتم

29:25.138 --> 29:27.513
چطور تونستم اينو بگم؟

29:31.686 --> 29:35.521
چطور تونستم اونجوري ولش کنم؟

29:36.524 --> 29:38.275
... فقط

29:38.443 --> 29:42.278
حرفش رو باور نکردم، مي‌دوني؟

29:47.285 --> 29:50.369
.بايد مي‌کردم

29:57.545 --> 30:01.089
،مي‌دوني، اينکه دوست‌پسرش خودشُ بُکشه
.واقعاً تقصير "چارلي" نيست

30:01.257 --> 30:05.260
به خوبي من مي‌دوني که ارواح
.دقيقاً نميتونن اين چيزا رو از هم تشخيص بدن

30:05.428 --> 30:09.389
،دين"،"چارلي" يه رازي داشته"
.يه نفر مُرده

30:09.557 --> 30:11.391
.واسه "مري" به اندازه کافي خوبه

30:11.559 --> 30:12.893
.گمونم

30:13.394 --> 30:15.270
.مي‌دوني، داشتم فکر ميکردم

30:15.438 --> 30:18.300
.شايد کافي نباشه که فقط بخوايم اون آينه رو بشکنيم

30:18.483 --> 30:19.817
چرا؟ منظورت چيه؟

30:19.984 --> 30:22.986
خب،"مري" رو سخت ميشه يه‌جا بند کرد،درسته؟
.يعني از اين آينه به اون يکي حرکت ميکنه

30:23.196 --> 30:26.907
پس کي ميتونه بگه قرار نيست تا هميشه تو يکيشون قايم بشه؟

30:27.450 --> 30:29.493
... پس شايد

30:29.994 --> 30:32.579
.بايد سعي کنيم يه‌جا گيرش بندازيم

30:32.747 --> 30:35.457
... مي‌دوني، احضارش کنيم به آينه‌ش

30:35.625 --> 30:37.204
.و بعدش بشکنيمش

30:37.418 --> 30:40.254
از کجا مي‌دوني که جواب ميده؟ -
.نمي‌دونم -

30:40.421 --> 30:42.840
.مطمئن نيستم

30:44.300 --> 30:46.926
خب، کي ميخواد احضارش کنه؟

30:47.428 --> 30:49.137
.من ميکنم

30:50.223 --> 30:52.932
.مياد سراغم

30:53.518 --> 30:56.602
.خيله‌خب، مي‌دوني چيه؟ تمومه

31:05.530 --> 31:08.281
قضيه "جسيکا"ست، نيست؟

31:11.244 --> 31:15.621
فکر ميکني اين رازـه کوچيکِ کثيفت‌ـه؟
اينکه يه جورايي تو کُشتيش؟

31:17.625 --> 31:21.127
.سم"، بايد تمومش کني،مرد"

31:21.462 --> 31:26.717
يعني،کابوس‌ها و اينکه
... نصف شب اسمش رو فرياد بزني

31:26.885 --> 31:29.136
.بالاخره از پا درت مياره

31:29.512 --> 31:31.638
.حالا، گوش کن چي ميگم

31:31.973 --> 31:34.348
.تقصير تو نبود

31:34.893 --> 31:38.228
،اگه ميخواي چيزي رو مقصر بدوني
.اون "چيزي" رو که کُشتش مقصر بدون

31:38.396 --> 31:42.316
.جهنم، چرا يکي نمي‌خوابوني تو صورت من
.من اونیم که از اول کِشيدمت و ازش دورت کردم

31:42.483 --> 31:43.984
.تو رو مقصر نمي‌دونم

31:44.277 --> 31:47.529
.نبايد خودتُ مقصر بدوني
.چون هيچ‌کاري نبود که بتوني بکني

31:47.697 --> 31:50.032
.ميتونستم بهش هشدار بدم -
درمورد چي؟ -

31:50.199 --> 31:52.659
.نمي‌دونستي چه اتفاقي ميخواست بيُفته

31:53.328 --> 31:56.663
.و به‌علاوه، تمام اينا که راز نيست
.يعني، همه‌چيشُ مي‌دونم

31:56.831 --> 31:58.415
.به هرحال با موضوع "مري" جواب نميده

31:58.583 --> 32:00.500
.نه،اينطور نيست

32:01.002 --> 32:04.379
چي نيست؟ -
.همه چيزش رو نمي‌دوني -

32:04.547 --> 32:07.049
.همه‌چي رو کامل بهت نگفتم

32:08.176 --> 32:09.885
چي داري ميگي؟

32:10.053 --> 32:14.597
خب، اگه بهت مي‌گفتم که ديگه واقعاً راز نميشد،ميشد؟

32:19.395 --> 32:21.021
.نه

32:21.606 --> 32:24.521
.خوشم نمياد. همچين اتفاقي نمي‌اُفته
.فراموشش کن

32:24.943 --> 32:27.945
... دين"، اون دخترـه قراره بميره"

32:28.112 --> 32:31.782
.مگه ما يه کاريش بکنيم
و مي‌دوني چيه؟

32:31.950 --> 32:35.953
کي مي‌دونه بعد از اون چند نفر قراره بميرن؟

32:36.371 --> 32:38.538
.حالا، اين کارُ مي‌کنيم

32:40.375 --> 32:44.627
.بايد بذاري اين کارُ بکنم

33:10.071 --> 33:13.657
.خب، عاليـه

33:22.083 --> 33:25.292
.خيله‌خب، شروع کنيم به گشتن

34:02.457 --> 34:05.166
.شايد قبلاً فروختن‌ش

34:09.714 --> 34:12.298
.فکر نکنم

34:23.644 --> 34:26.062
.خودشه

34:27.648 --> 34:29.816
مطمئني؟

34:45.666 --> 34:47.517
مري خونين

34:50.266 --> 34:51.117
مري خونين

35:02.766 --> 35:03.517
مري خونين

35:17.073 --> 35:20.242
.من مي‌رم ببينم چيه، تو اينجا بمون
.مواظب باش

35:21.410 --> 35:24.745
.هرچي که تکون مي‌خوره داغون کن

35:34.340 --> 35:36.049
.لعنت

35:53.943 --> 35:56.486
!تکون نخور -
.واي واي، بچه‌ها -

35:56.654 --> 35:59.072
.هشدار بي‌خود بود. من سيستم رو راه انداختم

35:59.240 --> 36:00.574
تو کي هستي؟

36:00.783 --> 36:02.908
.من بچه‌ي رئيس‌ام

36:03.911 --> 36:07.453
تو بچه‌ي آقاي "ياماشيرو" هستي؟
(اسم آسيايي)

36:20.845 --> 36:22.554
.يالا

36:23.014 --> 36:25.806
.بيا تو اين يکي

36:47.997 --> 36:49.998
.تقصيرـه توـه

36:50.208 --> 36:52.042
.تو کُشتيش

36:55.213 --> 36:58.672
.تو "جسيکا" رو کُشتي

37:00.259 --> 37:05.262
.همون‌جور که گفتم، به فرزندخوندگي گرفته شدم -
.آره -

37:06.265 --> 37:11.268
...مي‌دوني، من فقط
.جداً الان واسه اين کارا وقت ندارم

37:16.400 --> 37:19.985
،هيچوقت حقيقت رو بهش نگفتي
.اينکه واقعاً کي بودي

37:20.112 --> 37:22.364
ولي بيشتر از ايناست، نيست؟

37:22.782 --> 37:24.616
... اون کابوس‌هايي که مي‌ديدي

37:24.784 --> 37:26.576
... "درمورد مرگِ "جسيکا

37:26.577 --> 37:30.327
.جيغ زدن‌هاش،سوختن

37:30.331 --> 37:33.208
.چند روز قبل از اينکه بميره اون خواب‌ها رو مي‌ديدي

37:33.376 --> 37:35.751
مگه نه؟

37:37.046 --> 37:38.838
... بدجور ميخواستي طبيعي باشي

37:39.006 --> 37:41.216
.تا باور کني اونا فقط خواب بودن

37:41.384 --> 37:43.426
چطور تونستي اينجوري ناديده‌شون بگيري؟

37:43.594 --> 37:46.513
چطور تونستي تنهاش بذاري تا بميره؟

37:48.724 --> 37:51.809
!خواب ديدي که ممکنه اتفاق بيُفته

37:58.693 --> 38:00.986
سمي" ؟"سمي" ؟"

38:01.862 --> 38:04.280
.درستش "سم"ـه

38:04.532 --> 38:08.450
خدايا. خوبي؟ -
.آره -

38:08.828 --> 38:10.120
.يالا، بجنب

39:12.933 --> 39:15.435
.تو کُشتي‌شون

39:15.603 --> 39:17.520
.اون همه آدم رو

39:17.688 --> 39:20.940
.کُشتي‌شون

39:48.344 --> 39:49.928
هي،"سم"؟

39:50.096 --> 39:51.888
ها؟

39:52.306 --> 39:56.600
،بايد، حدود، چقدر
600سال بد شانسي درست کرده باشيم؟

39:56.601 --> 39:59.601
(واسه شکستنِ آينه‌ها )

40:22.586 --> 40:24.962
پس واقعاً تموم شد؟

40:25.756 --> 40:28.173
.آره، تمومه

40:28.968 --> 40:31.135
.ممنون

40:41.981 --> 40:43.148
."چارلي"

40:46.652 --> 40:49.112
... مرگِ دوست‌پسرت

40:49.280 --> 40:51.614
.جداً بايد سعي کني خودتُ ببخشي

40:51.782 --> 40:56.077
،مهم نيست چي کار کردي
.احتمالاً نمي‌تونستي جلوشُ بگيري

40:57.037 --> 41:01.746
.گاهي اوقات اتفاقاتِ بد همينجوري اتفاق مي‌اُفته

41:10.301 --> 41:13.010
.نصيحتِ خوبيه

41:27.776 --> 41:29.068
هي،"سم"؟

41:29.653 --> 41:31.196
ها؟

41:31.405 --> 41:33.656
... حالا که همه‌ش تموم شد

41:33.824 --> 41:37.784
.ميخوام بهم بگي اون رازـه چي بود

41:40.706 --> 41:42.415
.ببين

41:43.042 --> 41:45.084
... تو برادرمي

41:45.419 --> 41:48.504
.و حاضرم برات بميرم

41:49.340 --> 41:53.217
.ولي يه چيزهايي هست که بايد پيش خودم نگه‌دارم

42:31.018 --> 43:06.018
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
