WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:26.375 --> 00:27.208
‫بچه‌ها!‬

00:27.291 --> 00:29.375
‫اووه! خوبی؟‬

00:29.458 --> 00:30.458
‫من...‬

00:30.541 --> 00:35.041
‫الآن فهمیدم چقدر دیر شده.‬
‫واقعاً دیگه باید بریم.‬

00:35.125 --> 00:36.625
‫باز رفتی دستشویی چاهش گیر کرد؟

00:36.708 --> 00:38.083
‫یکم دیر اومدی.

00:38.166 --> 00:40.083
‫می‌خوای من...؟‬
‫اگه کمک لازم داری می‌تونم مامانم رو صدا کنم.‬

00:40.166 --> 00:42.333
‫نه! یعنی، نه.‬

00:42.416 --> 00:44.958
‫چاه دستشویی گیر نکرده.

00:45.041 --> 00:47.583
‫فقط اینکه واقعاً باید ال رو برسونیم خونه.‬

00:47.666 --> 00:51.916
‫مایک، واقعاً می‌خوای هاپر رو عصبی کنی،‬
‫اونم بعد از اون اتفاقی که اون شب بخیر گذشت؟‬

00:52.000 --> 00:54.041
‫نه! جوابم منفیه.‬

00:54.125 --> 00:55.291
‫حالا، بیاید بریم.‬

00:55.375 --> 00:56.416
‫صبر کن. ولی ما هنوز...

00:56.500 --> 00:57.625
‫فردا می‌بینمت، نیکی!‬

00:57.708 --> 00:59.750
‫باشه، حتماً...‬

00:59.833 --> 01:02.000
‫بابتش معذرت می‌خوام. بعداً می‌بینمت.‬

01:02.083 --> 01:03.208
‫می‌بینمت، پسرِ زامبی.‬

01:03.291 --> 01:06.333
‫شب بخیر نیکی. تولدت هم مبارک.‬

01:15.458 --> 01:18.041
‫وای خدا! وای خدا! وای خدا!
‫من گرخیدم.

01:18.125 --> 01:20.333
‫پسر، چرا اینقدر عجیب‌غریب شدی؟‬

01:20.416 --> 01:21.750
‫خب، بیشتر از همیشه.‬

01:21.833 --> 01:23.708
‫بچه‌ها، می‌دونم کارِ کیه!‬

01:24.291 --> 01:25.500
‫کی کارِ کیه؟‬

01:25.583 --> 01:30.166
‫هورد پرایم، همون شرورِ بزرگی که‬
‫ملکه و پیچک‌ها و همه‌ی اینا رو ساخته!‬

01:30.250 --> 01:32.208
‫کارِ خانمِ بکستره!‬

01:32.708 --> 01:33.916
‫چی؟‬

01:47.117 --> 01:51.483
‫«چیزهای عجیب و غریب»

01:51.508 --> 01:56.869
‫«چیزهای عجیب و غریب»
‫«داستان‌‌هایی از سال 1985»

01:59.476 --> 02:04.659
‫«قسمت نهم: مظنون»

02:10.125 --> 02:12.750
‫♪ به دیوارم چسبوندمش‬ ♪

02:14.833 --> 02:21.208
‫♪ یه عکس از من و تو‬ ♪
‫♪ و داریم می‌خندیم و از همش لذت می‌بریم‬ ♪

02:21.291 --> 02:22.875
‫اوه!‬

02:24.291 --> 02:26.750
‫وای! قضیه‌ی اینا چیه؟‬

02:26.833 --> 02:29.375
‫نمی‌تونم یه کارِ خوب واسه دخترم بکنم؟‬

02:29.833 --> 02:31.250
‫بیخیال مامان.‬

02:31.333 --> 02:33.541
‫حس می‌کنم داری سعی می‌کنی‬
‫واسه یه چیزی خرم کنی.‬

02:33.625 --> 02:35.833
‫باشه، خیلی‌خب.‬

02:35.916 --> 02:38.375
‫قراره از هاوکینز میریم!‬

02:39.833 --> 02:42.833
‫صبر کن، چی؟ چی میگی...
‫قراره اسباب‌کشی میگیم؟‬

02:42.916 --> 02:46.416
‫آره. کاملاً حق با تو بود.‬
‫اینجا جای ما نیست.‬

02:46.500 --> 02:48.500
‫ولی... نه، نه. من نمی‌خوام برم.‬

02:48.583 --> 02:50.750
‫وقتِ یه ماجراجوییِ جدیده.‬

02:50.833 --> 02:53.000
‫عزیزم، همین چند روز پیش‬
‫بهم گفتی...

02:53.083 --> 02:55.125
‫باشه، ولی اون مالِ قبل این بود‬
‫که اینجا دوست پیدا کنم.‬

02:55.208 --> 02:58.208
‫پس دن چی؟ ما اومدیم اینجا‬
‫که تو بتونی با اون باشی.‬

02:58.291 --> 03:02.041
‫خب، به نظر میرسه
‫که من و دنیل راهمون از هم جدا شده.‬

03:02.125 --> 03:03.541
‫چی؟ یعنی به هم زدید؟‬

03:03.625 --> 03:06.041
‫لازم نیست فکرت رو درگیرِ‬
‫این چیزا کنی.‬

03:06.125 --> 03:07.458
‫من قبلاً به خاله لیزی زنگ زدم.‬

03:07.541 --> 03:09.958
‫اونم قراره اتاقِ مهمون رو‬
‫واسه فردا برامون آماده کنه.‬

03:10.041 --> 03:11.000
‫فردا؟‬

03:11.083 --> 03:12.291
‫آره. آره. اوهوم.‬

03:12.375 --> 03:14.750
‫ولی این معنیش این نیست‬
‫که حتماً باید از هاوکینز بریم.‬

03:14.833 --> 03:18.041
‫می‌تونیم یه خونه‌ی دیگه پیدا کنیم،‬
‫یا یه آپارتمان، یا...‬

03:19.208 --> 03:22.958
‫از پسِ هزینه‌های زندگیِ تنهایی اینجا برنمیایم.‬
‫خودت این رو می‌دونی.‬

03:23.041 --> 03:26.541
‫چه بخوای چه نخوای،‬
‫وقتِ یه تجربه‌ی جدیده.‬

03:26.625 --> 03:29.791
‫و نمی‌فهمم‬
‫چرا اینقدر ناراحتی.‬

03:30.458 --> 03:32.541
‫کارِ ما همیشه همینه.‬

03:33.166 --> 03:34.375
‫نه.‬

03:34.458 --> 03:36.291
‫این کارِ توئه.‬

03:41.500 --> 03:45.750
‫نمی‌دونم داستین.‬
‫من با ویل موافقم. اصلاً باورم نمیشه.‬

03:45.833 --> 03:48.416
‫فکر می‌کنی‬
‫خانمِ بکستر اون موجودات رو خلق کرده‬

03:48.500 --> 03:50.375
‫اونم فقط بخاطر یه نورِ قرمزِ عجیب؟‬

03:50.458 --> 03:54.041
‫ببین، مدرک ندارم،‬
‫ولی همه‌ی نشانه‌ها به اون ختم میشه.‬

03:54.125 --> 03:58.500
‫بهش فکر کن. اون یه دانشمنده‬
‫که مدام از این شهر به اون شهر میره.‬

03:58.583 --> 04:01.583
‫اون همه‌چیز رو درباره‌ی هاگ‌ها می‌دونه.‬
‫و از وقتی که اومده اینجا،‬

04:01.666 --> 04:03.750
‫پیچک‌ها و هیولاها‬
‫دارن سعی می‌کنن ما رو بکشن.‬

04:03.833 --> 04:08.416
‫ولی فکر نمی‌کنی اگه مامانِ نیکی یه دانشمندِ دیوونه بود،‬
‫خودِ نیکی می‌فهمید؟‬

04:08.500 --> 04:11.291
‫بعضی وقت‌ها بزرگترها کارهای بدی می‌کنن.‬

04:11.375 --> 04:14.750
‫یه لحظه صبر کن. بابام یه مقاله خونده بود‬
‫درباره‌ی یه یارویی تو واشنگتن‬

04:14.833 --> 04:18.083
‫که زن و بچه داشت و اونا اصلاً‬
‫روحشون هم خبر نداشت که جاسوسِ روسیه‌ست.‬

04:18.166 --> 04:20.791
‫پس به گمونم غیرممکن نیست.‬

04:20.875 --> 04:23.958
‫خب حالا چی؟‬
‫می‌خوای این خبرِ بد رو به نیکی بدی؟‬

04:24.041 --> 04:25.291
‫شما هم خبر بد دارید؟

04:30.000 --> 04:32.083
‫چون منم خبرِ بدِ خودم رو دارم.‬

04:32.166 --> 04:34.708
‫الآن فهمیدم که مامانم‬
‫داره ما رو از هاوکینز می‌بره.‬

04:34.791 --> 04:36.125
‫چرا دارید می‌رید؟‬

04:36.208 --> 04:37.791
‫مامانم دقیقاً بهم نگفت.‬

04:37.875 --> 04:41.333
‫فقط اینکه تا امشب وقت داریم‬
‫وسایلمون رو جمع کنیم و بزنیم به چاک.‬

04:41.416 --> 04:44.333
‫بخاطر اینه که‬
‫مامانت یه دانشمندِ خبیثه؟‬

04:44.416 --> 04:45.250
‫چی؟‬

04:45.333 --> 04:48.666
‫خیلی خب، بذار بگم.‬

04:48.750 --> 04:50.375
‫نیکی، من فکر می‌کنم...‬

04:51.250 --> 04:52.791
‫مامانت ملکه رو خلق کرده.‬

04:55.166 --> 04:58.041
‫آره جونِ خودت. انگار مامانم‬
‫یه جور روانیِ مجنونه‬

04:58.125 --> 05:01.000
‫که کلِ فکر و ذکرش تحقیق روی برگردوندنِ...‬

05:01.083 --> 05:04.416
‫گیاه‌های مرده... گیاه‌های مرده به زندگیه.‬

05:05.000 --> 05:06.125
‫ای وای، گندش بزنن.‬

05:06.208 --> 05:08.458
‫مامانت می‌دونه‬
‫که کنترلِ ساخته‌ی دستش از دستش در رفته.‬

05:08.541 --> 05:09.958
‫داره سعی می‌کنه از شهر فرار کنه.‬

05:10.041 --> 05:13.458
‫نه. یعنی، این نمی‌تونه دلیلش باشه.‬
‫این حرفا منطقی نیست.‬

05:13.541 --> 05:14.875
‫ولی اگه منطقی باشه چی؟‬

05:14.958 --> 05:19.666
‫و کلِ هاوکینز بعد از رفتنِ شما تبدیل به کود میشه،‬
‫از جمله خودِ ما؟‬

05:25.500 --> 05:29.208
‫ببین، من این چند روزه چیزایی دیدم‬
‫که نمی‌تونم توضیحشون بدم،‬

05:29.291 --> 05:33.916
‫یه کوسه‌ی برفی، یه کدوی عوضی،‬
‫پیچک‌های قاتل.‬

05:34.000 --> 05:36.958
‫خب، یعنی باور کنم مامانم یه جور...‬

05:37.750 --> 05:40.750
‫مثل دکتر فرانکنشتاینِ گیاهاست؟ نه.‬

05:41.500 --> 05:43.166
‫ولی آیا صددرصد مطمئنم؟‬

05:44.833 --> 05:46.083
‫فکر نکنم.‬

05:46.708 --> 05:48.375
‫می‌تونیم با اطمینان بفهمیم‬

05:48.458 --> 05:51.000
‫اگه بتونی وقتی مامانت نیست،‬
‫ما رو ببری توی خونه‌تون.‬

05:51.083 --> 05:53.250
‫حتماً یه مدرکی از کاراش اونجا داره.‬

05:53.333 --> 05:54.791
‫پسر، جدی میگی؟‬

05:54.875 --> 05:58.708
‫اگه چیزی پیدا نکنیم، یعنی بی‌گناهه. نظرت چیه؟‬

06:15.250 --> 06:16.291
‫سلام مامان.‬

06:16.375 --> 06:21.458
‫من فقط... می‌خواستم بابتِ‬
‫از کوره در رفتنم سرِ صبحونه معذرت‌خواهی کنم.‬

06:21.541 --> 06:23.791
‫آره، خب، می‌دونی...‬

06:23.875 --> 06:26.958
‫ممنون، ولی خب فکر کنم‬
‫هممون گاهی از کوره در میریم.‬

06:27.041 --> 06:29.750
‫و وقتی بزنیم به جاده،‬
‫حالت خیلی بهتر میشه.‬

06:29.833 --> 06:32.083
‫اه، آره. آره.‬

06:32.166 --> 06:35.958
‫ام، در ضمن، داشتم فکر می‌کردم،‬
‫میشه اول بریم ابزارفروشی؟‬

06:36.041 --> 06:38.833
‫مطمئن نیستم نزدیکِ خونه‌ی عمه لیزی‬
‫چیزی که لازم دارم رو پیدا کنم.‬

06:41.250 --> 06:42.666
‫حتماً، می‌تونیم.‬

06:42.750 --> 06:46.208
‫ولی واقعاً نباید زیاد طولش بدیم.‬
‫فهمیدی؟‬

06:46.291 --> 06:48.958
‫عالیه. ام، مایک و اِل هم می‌تونن بیان؟‬

06:51.666 --> 06:53.583
‫باشه، حتماً. چرا که نه؟‬

07:03.756 --> 07:05.714
‫همه‌ی واحدها، برید، برید، برید!‬

07:05.791 --> 07:07.625
‫برو، برو، برو. بجنب، بجنب.‬

07:16.041 --> 07:17.833
‫دقیقاً همون‌ جاییه که نیکی گفت.‬

07:18.333 --> 07:22.541
‫چرا داریم محوطه رو چک می‌کنیم؟‬
‫تا جایی که شنیدم، آزمایشگاه‌های مخفی توی ساختمونن.‬

07:22.625 --> 07:27.708
‫نگاه کن. دیشب فهمیدم که‬
‫اون علامتِ ضربدر با اون درخت جوره.‬

07:27.791 --> 07:30.958
‫اگه زاویه‌ی دقیق رو پیدا کنیم،‬
‫ملکه رو پیدا می‌کنیم.‬

07:43.083 --> 07:44.291
‫حرفِ من فقط اینه که‬

07:44.375 --> 07:47.333
‫زیر گرفتنِ اون رزهای زشت،
‫خودش یه جور خدمت به جامعه‌ست.‬

07:47.416 --> 07:51.125
‫آره، حرفِ منم اینه که تو یه احمقی.‬

07:51.208 --> 07:52.958
‫واحد ۳۰۱ بگوش.‬

07:53.708 --> 07:55.583
‫احتمالِ سرقت در خیابونِ اِلم.‬

07:55.666 --> 07:57.458
‫مفهومه. راه میفتیم.‬

08:02.541 --> 08:06.458
‫داریم نزدیک میشیم. نزدیک‌تر. خیلی نزدیک شدی.‬

08:07.333 --> 08:08.666
‫آخ!‬

08:10.416 --> 08:12.666
‫بوم! آزمایشگاهِ مخفی!‬

08:13.833 --> 08:19.041
‫آزمایشگاهِ مخفی با دیوارهای شیشه‌ای؟‬
‫روشِ خیلی خوبیه واسه مخفی کردنِ آزمایش‌های سری.‬

08:19.125 --> 08:25.166
‫شوخی می‌کنی؟ یه گلخونه‌ی ترسناک بهترین جا‬
‫واسه مخفی کردنِ آزمایشگاهِ هیولاهای گیاهیه.‬

08:25.250 --> 08:27.625
‫ولی چطوری بریم تو؟‬

08:28.791 --> 08:30.500
‫معلومه که از اونجا نمیشه.

08:35.208 --> 08:37.375
‫خودشه! همینه.‬

08:37.458 --> 08:39.208
‫چطوری می‌خوای‬
‫خودت رو بکشی بالا؟‬

08:39.291 --> 08:44.375
‫خب، یادمه یه نفر توی آزمونِ‬
‫آمادگی جسمانیِ ریاست‌جمهوری برنده شده بود.‬

08:44.458 --> 08:45.791
‫وای نه.

08:49.000 --> 08:50.083
‫نیکی، خواهش می‌کنم.‬

08:51.500 --> 08:53.666
‫می‌دونی که اون پنجره دیگه باز نمیشه.‬

08:53.750 --> 08:56.583
‫پس دارین اسباب‌کشی می‌کنین؟‬

08:56.666 --> 09:02.041
‫هاکینز جای قشنگیه، ولی متأسفانه،‬
‫حداقل واسه ما، یه آزمایشِ شکست‌خورده بود،‬

09:02.125 --> 09:05.750
‫و به یه جای جدید نیاز داریم،‬
‫جایی که منابعِ تازه داشته باشه.‬

09:07.541 --> 09:08.666
‫از شنیدنش متأسفم.‬

09:08.750 --> 09:10.166
‫نه، نیازی به تأسف نیست.‬

09:10.250 --> 09:13.291
‫شکست بخشِ حیاتیِ‬
‫روشِ علمیه.‬

09:13.375 --> 09:17.375
‫بهمون اطلاعاتی میده که واسه تنظیمِ‬
‫آزمایشِ بعدی لازم داریم.‬

09:17.458 --> 09:20.916
‫اگه آزمایشِ من هنوز در جریان باشه چی؟‬
‫اصلاً برات اهمیتی داره؟‬

09:21.000 --> 09:24.916
‫گوش کن چی میگم.‬
‫این جابه‌جایی؛ تمرینی برای تکرارپذیریه.‬

09:25.000 --> 09:27.583
‫حالا دیگه می‌تونی این روند رو تکرار کنی‬

09:27.666 --> 09:28.958
‫و هر جایی دوست پیدا کنی.‬

09:29.041 --> 09:34.041
‫این زندگیِ واقعیه، زندگیِ منه،‬
‫نه یه فرضیه‌ی علمی.‬

09:34.125 --> 09:39.958
‫حواسم هست. چرا طوری رفتار می‌کنی‬
‫انگار من آدمِ خیلی بدی‌ام؟‬

09:40.041 --> 09:41.291
‫شاید هستی.‬

09:41.375 --> 09:42.500
‫الان چی گفتی؟‬

09:43.791 --> 09:44.625
‫هیچی.‬

10:00.000 --> 10:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

10:22.833 --> 10:24.041
‫آره!‬

10:24.125 --> 10:26.000
‫از کجا یاد گرفتی این کار رو بکنی؟

10:26.083 --> 10:28.541
‫بعضی باباها به بچه‌هاشون‬
‫هنرِ بیسبال بازی کردن رو یاد میدن.‬

10:28.625 --> 10:30.500
‫بابای من بهم هنرِ قفل باز کردن رو یاد داد.‬

10:40.916 --> 10:45.208
‫به نظر نمیاد دزدی شده باشه.‬
‫احتمالاً فقط زنگ خطر اشتباهی باشه.‬

10:45.291 --> 10:49.041
‫آره، خب، خونه‌ها تا وقتی که دزد بهشون نزنه،‬
‫به نظر نمیاد دزدی شده باشن.‬

10:49.625 --> 10:50.625
‫بیا.

11:02.041 --> 11:03.291
‫چیزی پیدا نمی‌کنم.‬

11:03.375 --> 11:07.333
‫غیرممکنه خانمِ بی تحقیقاتِ سری رو‬
‫همین‌طوری ول کنه این‌ور اون‌ور.‬

11:08.458 --> 11:14.541
‫اگه برادرخونده‌م یه چیز بهم یاد داده باشه،‬
‫اینه که هر جایی می‌تونه یه مخفیگاه باشه.‬

11:16.916 --> 11:17.750
‫آها!‬

11:23.666 --> 11:24.666
‫زدیم تو خال.‬

11:31.750 --> 11:32.750
‫همم.‬

11:33.333 --> 11:37.291
‫خب، اثری از ورودِ اجباری نیست.‬
‫بریم اطراف رو چک کنیم.‬

11:54.958 --> 11:56.583
‫حتماً خانمِ بکستره.‬

11:58.416 --> 11:59.500
‫اون پیچکه.‬

12:00.291 --> 12:03.000
‫اون مالِ دنیای وارونه‌ست.‬

12:07.666 --> 12:08.791
‫وای خدا.‬

12:09.500 --> 12:12.041
‫حتماً کلِ این ماجرا‬
‫از همین‌جا شروع شده.‬

12:12.666 --> 12:13.500
‫صبر کن!‬

12:14.250 --> 12:15.250
‫نگاه کن.‬

12:20.625 --> 12:24.166
‫اون ماده مثلِ این می‌مونه که‬
‫به گیاه معجونِ رشد بدی.‬

12:26.375 --> 12:28.833
‫این موجوده حتماً خیلی
‫این ماده‌ی لزج رو می‌خواد.‬

12:30.708 --> 12:33.791
‫باید همین الان به نیکی، مایک و اِل خبر بدیم...‬

12:35.666 --> 12:38.250
‫خب، اینجا هم کسی نیست.‬

12:39.083 --> 12:42.208
‫خب پس. بیا زنگ خطر اشتباهیه‬
‫و از اینجا میریم.‬

12:42.291 --> 12:44.083
‫فکر خوبیه.‬

12:45.541 --> 12:46.708
‫بدو!‬

12:47.416 --> 12:49.041
‫بالاتر! بالاتر!‬

12:49.625 --> 12:51.666
‫پات روی سرمه!

12:51.750 --> 12:53.791
‫می‌کُشمت!‬

12:53.875 --> 12:55.291
‫بذار واسه بعد. دیگه چیزی نمونده.‬

12:59.000 --> 13:00.041
‫موفق شدم.

13:00.125 --> 13:02.750
‫واسه پایین اومدن هیچ کمکی بهت نمی‌کنم.‬

13:05.708 --> 13:07.750
‫

13:07.833 --> 13:09.500
‫خوبم. خوبم.‬

13:12.291 --> 13:13.958
‫زود باش دیگه، احمقِ...‬

13:16.458 --> 13:17.958
‫هان؟ صدای چی بود؟‬

13:18.041 --> 13:19.041
‫من از کجا بدونم؟‬

13:19.125 --> 13:20.250
‫بیا دیگه.‬

13:20.750 --> 13:22.375
‫دارم میام. دارم میام.‬

13:24.333 --> 13:27.041
‫داستین و لوکاس.‬
‫الانه که گیر بیفتن.‬

13:28.333 --> 13:29.250
‫بدو.‬

13:29.958 --> 13:31.166
‫داستین!‬

13:35.500 --> 13:36.375
‫خوبی؟‬

13:36.458 --> 13:38.291
‫آره! از این بهتر نمیشم!‬

13:38.375 --> 13:39.958
‫چطوری زنده موندی؟‬

13:40.041 --> 13:43.875
‫هنر والای باغبونی جلوی ضربه‌ی سقوطم رو گرفت.‬
‫وقتِ فضولیه.‬

13:49.625 --> 13:51.291
‫احتمالاً فقط یه راکون بوده.‬

13:51.375 --> 13:53.166
‫اونم وسطِ زمستون؟‬

13:53.250 --> 13:54.708
‫راکون‌ها هم باید یه چیزی بخورن.‬

14:03.375 --> 14:05.583
‫هوم. اون پشت چیه؟‬

14:09.291 --> 14:10.666
‫هی، گرسنه‌ت شده؟‬

14:12.625 --> 14:13.500
‫هل بده!‬

14:25.083 --> 14:26.250
‫هان؟‬

14:27.250 --> 14:28.958
‫اون ماشینِ ماست؟‬

14:29.041 --> 14:31.041
‫آره! رئیس می‌کُشتمون!‬

14:34.666 --> 14:37.208
‫- چرا ترمز دستی رو نکشیدی؟‬
‫- کشیدم!‬

14:37.291 --> 14:40.208
‫- فکر کردم کشیدم!‬
‫- خب، معلومه که نکشیدی!‬

15:05.708 --> 15:06.958
‫آها!‬

15:07.041 --> 15:08.250
‫اینجا چی می‌بینی؟‬

15:08.333 --> 15:09.375
‫یه چراغ.‬

15:09.458 --> 15:11.666
‫ما هم تو خونه داریم، بقیه هم دارن.‬

15:11.750 --> 15:13.791
‫ولی توی یه گلخونه،‬

15:13.875 --> 15:16.750
‫جایی که دیوارهاش رسماً از شیشه‌ست؟‬

15:16.833 --> 15:18.416
‫چراغ می‌خوای چیکار؟

15:18.500 --> 15:20.583
‫چون... شبه؟‬

15:20.666 --> 15:23.208
‫یا اینکه اوضاع
‫اون‌طوری که به نظر میرسه نیست.‬

15:23.291 --> 15:28.208
‫۵۰ درصدِ اتاق‌های مخفی با اهرم‌هایی باز میشن
‫که جلوی چشم همه قایم شدن.‬

15:28.291 --> 15:29.333
‫ببین و یاد بگیر.‬

15:32.041 --> 15:33.458
‫گفتم ۵۰ درصد.‬

15:33.541 --> 15:35.166
‫اون همه سر و صدا واسه چی بود؟‬

15:35.250 --> 15:38.833
‫می‌دونید شما دوتا احمق چقدر نزدیک بود‬
‫اون پلیس‌ها دستگیرتون کنن؟

15:38.916 --> 15:39.750
‫پلیس‌ها؟‬

15:39.833 --> 15:42.625
‫ما جونتون رو نجات دادیم. بهمون مدیونید.‬

15:42.708 --> 15:44.208
‫پلیس‌ها از کجا فهمیدن ما اینجاییم؟‬

15:44.291 --> 15:47.833
‫ما، خب، شاید زنگ خطر رو فعال کرده باشیم.‬

15:48.791 --> 15:52.875
‫پس ما بخاطر نجات دادنمون از دست پلیس‌هایی‬
‫که خودتون خبرشون کردید، بهتون مدیونیم؟‬

15:52.958 --> 15:54.166
‫حالا اونش مهم نیست.‬

15:54.250 --> 15:57.958
‫این نوار رو پیدا کردیم که نشون میده یه گیاه‬
‫با یه ماده‌ی لزج که غول‌پیکرش می‌کنه، دیوونه میشه.‬

15:58.041 --> 16:00.166
‫صبر کن. یه بار دیگه بگو.‬

16:00.250 --> 16:04.916
‫عقب نمون لوکاس. این عالیه.‬
‫حتماً می‌تونیم ازش به عنوان مدرک استفاده کنیم.‬

16:05.000 --> 16:06.958
‫ما هم دقیقاً همین فکر رو می‌کردیم.‬

16:16.916 --> 16:18.750
‫پشــ...‬

16:19.375 --> 16:22.916
‫ها! ضایع شدی؟ دیدی؟ ۵۰ درصد!‬

16:32.250 --> 16:35.541
‫مایک! ب.ک.ه باز هم گل کاشت!‬

16:37.625 --> 16:41.041
‫- اون پشت خوبی؟‬
‫- آره! همه‌چی ردیفه!‬

16:42.208 --> 16:48.000
‫ای وای! ببخشید. ببخشید. ببخشید.‬
‫سیم‌کشیِ این ماشینِ قدیمی داغونه.‬

16:48.718 --> 16:49.975
‫چی پیدا کردین؟ تمام!

16:50.000 --> 16:51.125
‫اوه، هیچی.‬

16:51.208 --> 16:53.791
‫به جز، می‌دونی، اون آزمایشگاهِ مخفی!‬

16:53.875 --> 16:56.416
‫تازه این همش نیست!‬
‫می‌دونیم ملکه دنبال چیه!‬

16:56.500 --> 17:00.416
‫خانم بکستر داشت روی یه سرم کار می‌کرد‬
‫مثل یه کودِ معجزه‌آسا،‬

17:00.500 --> 17:03.708
‫این ماده‌ی لزجِ سبز که اون‌قدر قویه‬
‫که گیاه‌های مرده رو زنده می‌کنه.‬

17:03.791 --> 17:07.166
‫آره، یه ویدیو دیدیم که توش این ماده‬
‫باعث شد اون موجودِ گیاهی قاتی کنه.‬

17:12.666 --> 17:14.833
‫گفتی ماده‌ی لزج سبز؟‬

17:23.875 --> 17:28.333
‫مایک؟ مایک؟ صدام رو داری؟ تموم.‬

17:28.416 --> 17:31.958
‫نگران نباش. مایک چیزیش نمیشه.‬
‫ال و نیکی پیششن.‬

17:45.333 --> 17:48.375
‫این همون آزمایشگاهِ توی ویدیوئه.‬

17:48.958 --> 17:50.291
‫واو.‬

17:57.791 --> 18:00.208
‫پسر، اون ملکه‌ست؟‬

18:14.916 --> 18:17.375
‫خودِ خودشه!‬

18:23.916 --> 18:25.375
‫همه خوبن؟‬

18:25.458 --> 18:27.875
‫- آره.‬
‫- آره. آره.‬

18:29.125 --> 18:30.500
‫به چیزی زدیم؟‬

18:32.041 --> 18:33.916
‫چی بود؟

18:41.375 --> 18:44.625
‫اوه، نه، نه، نه! زود باش! زود باش! زود باش!‬

18:44.708 --> 18:45.625
‫بدو دیگه!‬

18:45.708 --> 18:46.750
‫بچه‌ها؟‬

18:54.375 --> 18:57.375
‫بیرون! بیرون! بیرون!
‫همه برین بیرون!

19:03.041 --> 19:07.166
‫نیکی! نیکی! نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!‬

19:12.583 --> 19:14.666
‫آخه چطور ممکنه؟‬

19:23.250 --> 19:26.666
‫این از نظر فیزیکی غیرممکنه!‬

19:26.750 --> 19:29.833
‫نیکی! هدفونت!‬
‫دنبالِ هدفونته!‬

19:30.416 --> 19:32.500
‫چی؟ چرا؟‬

19:33.250 --> 19:36.666
‫ماده‌ی لزجِ سبز!‬
‫جذبِ ماده‌ی لزجِ سبز میشن!‬

19:41.333 --> 19:42.875
‫نیکی، مراقب باش!‬

19:47.125 --> 19:48.416
‫من خالی‌ام!‬

19:52.375 --> 19:53.333
‫ال!‬

19:54.083 --> 19:54.958
‫نیکی!‬

19:58.000 --> 19:59.458
‫ای بابا!‬

19:59.541 --> 20:01.708
‫مامان، ماشین رو روشن کن!‬

20:01.791 --> 20:03.000
‫باشه!‬

20:04.208 --> 20:05.833
‫خواهش می‌کنم، زود باش! زود باش!‬

20:11.125 --> 20:12.416
‫نیکی، این طرف!‬

20:12.500 --> 20:14.916
‫بدو ویلر، بدو!‬

20:48.000 --> 20:50.708
‫زود باش، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!‬

21:08.500 --> 21:10.583
‫اینجا! پرتش کن اینجا!‬

21:17.833 --> 21:19.750
‫دست از سرش بردار!‬

21:25.166 --> 21:26.250
‫خوب نجاتش دادی.‬

21:30.208 --> 21:32.750
‫هی! این طرف!‬

21:37.875 --> 21:39.791
‫مایک! بگیرش!‬

22:02.833 --> 22:03.666
‫ال!‬

22:04.750 --> 22:05.875
‫جونمون رو نجات دادی.‬

22:19.541 --> 22:21.375
‫این موجودات چی بودن؟‬

22:21.458 --> 22:25.041
‫خودت می‌دونی چی بودن!‬
‫همش بخشی از آزمایشِ شکست‌خورده‌ت بود.‬

22:25.125 --> 22:29.541
‫تو اون موجودات و ملکه‌شون رو‬
‫توی آزمایشگاهِ مخفیت ساختی!‬

22:29.625 --> 22:32.041
‫صبر کن، چی؟ چی؟ آزمایشگاهِ مخفیِ من؟‬

22:32.125 --> 22:34.166
‫آره. آره، و وقتی فهمیدی‬

22:34.250 --> 22:36.625
‫آزمایشت‬
‫داره همین‌طوری کشته میده،‬

22:36.708 --> 22:38.041
‫تصمیم گرفتی که باید فرار کنیم؟‬

22:38.125 --> 22:40.875
‫باید فرار کنیم‬
‫به جای اینکه پای عواقبش وایسیم!‬

22:40.958 --> 22:42.833
‫صبر کن، بس کن! بس کن! دیگه کافیه!‬

22:42.916 --> 22:46.041
‫اصلاً نمی‌دونم‬
‫این فکرِ احمقانه از کجا به سرت زده،‬

22:46.125 --> 22:50.958
‫ولی من مسئولِ‬
‫هر چیزی که الان بهمون حمله کرد نیستم.‬

22:51.041 --> 22:55.958
‫بهت قسم می‌خورم آزمایش‌های من هیچ‌وقت‬
‫از ظرفِ پتری فراتر نرفت.‬

22:56.041 --> 22:57.958
‫اونا چیزی جز شکست نبودن.‬

22:59.708 --> 23:01.833
‫واسه همینه که این‌قدر تعجب کردم‬

23:01.916 --> 23:05.166
‫که کسی فکر کنه‬
‫اونا اون‌قدر خوبن که بخواد بدزدتشون! ‬

23:05.250 --> 23:06.458
‫بدزدتشون؟‬

23:06.541 --> 23:09.041
‫ولی اگه تو اون موجودات رو نساختی،‬

23:09.125 --> 23:11.958
‫پس کی ساخته؟ ‬

23:13.791 --> 23:15.041
‫آقای هندرسون.‬

23:15.958 --> 23:18.333
‫فکر کنم نباید تعجب می‌کردم.‬

23:18.916 --> 23:21.708
‫انگار اصلاً نمی‌تونی‬
‫دور از دردسر بمونی.‬

23:27.958 --> 23:29.958
‫ال!‬

23:31.133 --> 23:51.133
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
