1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:26,375 --> 00:00:27,208
‫بچه‌ها!‬

4
00:00:27,291 --> 00:00:29,375
‫اووه! خوبی؟‬

5
00:00:29,458 --> 00:00:30,458
‫من...‬

6
00:00:30,541 --> 00:00:35,041
‫الآن فهمیدم چقدر دیر شده.‬
‫واقعاً دیگه باید بریم.‬

7
00:00:35,125 --> 00:00:36,625
‫باز رفتی دستشویی چاهش گیر کرد؟

8
00:00:36,708 --> 00:00:38,083
‫یکم دیر اومدی.

9
00:00:38,166 --> 00:00:40,083
‫می‌خوای من...؟‬
‫اگه کمک لازم داری می‌تونم مامانم رو صدا کنم.‬

10
00:00:40,166 --> 00:00:42,333
‫نه! یعنی، نه.‬

11
00:00:42,416 --> 00:00:44,958
‫چاه دستشویی گیر نکرده.

12
00:00:45,041 --> 00:00:47,583
‫فقط اینکه واقعاً باید ال رو برسونیم خونه.‬

13
00:00:47,666 --> 00:00:51,916
‫مایک، واقعاً می‌خوای هاپر رو عصبی کنی،‬
‫اونم بعد از اون اتفاقی که اون شب بخیر گذشت؟‬

14
00:00:52,000 --> 00:00:54,041
‫نه! جوابم منفیه.‬

15
00:00:54,125 --> 00:00:55,291
‫حالا، بیاید بریم.‬

16
00:00:55,375 --> 00:00:56,416
‫صبر کن. ولی ما هنوز...

17
00:00:56,500 --> 00:00:57,625
‫فردا می‌بینمت، نیکی!‬

18
00:00:57,708 --> 00:00:59,750
‫باشه، حتماً...‬

19
00:00:59,833 --> 00:01:02,000
‫بابتش معذرت می‌خوام. بعداً می‌بینمت.‬

20
00:01:02,083 --> 00:01:03,208
‫می‌بینمت، پسرِ زامبی.‬

21
00:01:03,291 --> 00:01:06,333
‫شب بخیر نیکی. تولدت هم مبارک.‬

22
00:01:15,458 --> 00:01:18,041
‫وای خدا! وای خدا! وای خدا!
‫من گرخیدم.

23
00:01:18,125 --> 00:01:20,333
‫پسر، چرا اینقدر عجیب‌غریب شدی؟‬

24
00:01:20,416 --> 00:01:21,750
‫خب، بیشتر از همیشه.‬

25
00:01:21,833 --> 00:01:23,708
‫بچه‌ها، می‌دونم کارِ کیه!‬

26
00:01:24,291 --> 00:01:25,500
‫کی کارِ کیه؟‬

27
00:01:25,583 --> 00:01:30,166
‫هورد پرایم، همون شرورِ بزرگی که‬
‫ملکه و پیچک‌ها و همه‌ی اینا رو ساخته!‬

28
00:01:30,250 --> 00:01:32,208
‫کارِ خانمِ بکستره!‬

29
00:01:32,708 --> 00:01:33,916
‫چی؟‬

30
00:01:47,117 --> 00:01:51,483
‫«چیزهای عجیب و غریب»

31
00:01:51,508 --> 00:01:56,869
‫«چیزهای عجیب و غریب»
‫«داستان‌‌هایی از سال 1985»

32
00:01:59,476 --> 00:02:04,659
‫«قسمت نهم: مظنون»

33
00:02:10,125 --> 00:02:12,750
‫♪ {\an۸}به دیوارم چسبوندمش‬ ♪

34
00:02:14,833 --> 00:02:21,208
‫♪ {\an۸}یه عکس از من و تو‬ ♪
‫♪ و داریم می‌خندیم و از همش لذت می‌بریم‬ ♪

35
00:02:21,291 --> 00:02:22,875
‫{\an۸}اوه!‬

36
00:02:24,291 --> 00:02:26,750
‫{\an۸}وای! قضیه‌ی اینا چیه؟‬

37
00:02:26,833 --> 00:02:29,375
‫{\an۸}نمی‌تونم یه کارِ خوب واسه دخترم بکنم؟‬

38
00:02:29,833 --> 00:02:31,250
‫{\an۸}بیخیال مامان.‬

39
00:02:31,333 --> 00:02:33,541
‫{\an۸}حس می‌کنم داری سعی می‌کنی‬
‫واسه یه چیزی خرم کنی.‬

40
00:02:33,625 --> 00:02:35,833
‫{\an۸}باشه، خیلی‌خب.‬

41
00:02:35,916 --> 00:02:38,375
‫{\an۸}قراره از هاوکینز میریم!‬

42
00:02:39,833 --> 00:02:42,833
‫{\an۸}صبر کن، چی؟ چی میگی...
‫قراره اسباب‌کشی میگیم؟‬

43
00:02:42,916 --> 00:02:46,416
‫{\an۸}آره. کاملاً حق با تو بود.‬
‫اینجا جای ما نیست.‬

44
00:02:46,500 --> 00:02:48,500
‫{\an۸}ولی... نه، نه. من نمی‌خوام برم.‬

45
00:02:48,583 --> 00:02:50,750
‫{\an۸}وقتِ یه ماجراجوییِ جدیده.‬

46
00:02:50,833 --> 00:02:53,000
‫{\an۸}عزیزم، همین چند روز پیش‬
‫بهم گفتی...

47
00:02:53,083 --> 00:02:55,125
‫{\an۸}باشه، ولی اون مالِ قبل این بود‬
‫که اینجا دوست پیدا کنم.‬

48
00:02:55,208 --> 00:02:58,208
‫{\an۸}پس دن چی؟ ما اومدیم اینجا‬
‫که تو بتونی با اون باشی.‬

49
00:02:58,291 --> 00:03:02,041
‫خب، به نظر میرسه
‫که من و دنیل راهمون از هم جدا شده.‬

50
00:03:02,125 --> 00:03:03,541
‫چی؟ یعنی به هم زدید؟‬

51
00:03:03,625 --> 00:03:06,041
‫لازم نیست فکرت رو درگیرِ‬
‫این چیزا کنی.‬

52
00:03:06,125 --> 00:03:07,458
‫من قبلاً به خاله لیزی زنگ زدم.‬

53
00:03:07,541 --> 00:03:09,958
‫اونم قراره اتاقِ مهمون رو‬
‫واسه فردا برامون آماده کنه.‬

54
00:03:10,041 --> 00:03:11,000
‫فردا؟‬

55
00:03:11,083 --> 00:03:12,291
‫آره. آره. اوهوم.‬

56
00:03:12,375 --> 00:03:14,750
‫ولی این معنیش این نیست‬
‫که حتماً باید از هاوکینز بریم.‬

57
00:03:14,833 --> 00:03:18,041
‫می‌تونیم یه خونه‌ی دیگه پیدا کنیم،‬
‫یا یه آپارتمان، یا...‬

58
00:03:19,208 --> 00:03:22,958
‫از پسِ هزینه‌های زندگیِ تنهایی اینجا برنمیایم.‬
‫خودت این رو می‌دونی.‬

59
00:03:23,041 --> 00:03:26,541
‫چه بخوای چه نخوای،‬
‫وقتِ یه تجربه‌ی جدیده.‬

60
00:03:26,625 --> 00:03:29,791
‫و نمی‌فهمم‬
‫چرا اینقدر ناراحتی.‬

61
00:03:30,458 --> 00:03:32,541
‫کارِ ما همیشه همینه.‬

62
00:03:33,166 --> 00:03:34,375
‫نه.‬

63
00:03:34,458 --> 00:03:36,291
‫این کارِ توئه.‬

64
00:03:41,500 --> 00:03:45,750
‫نمی‌دونم داستین.‬
‫من با ویل موافقم. اصلاً باورم نمیشه.‬

65
00:03:45,833 --> 00:03:48,416
‫فکر می‌کنی‬
‫خانمِ بکستر اون موجودات رو خلق کرده‬

66
00:03:48,500 --> 00:03:50,375
‫اونم فقط بخاطر یه نورِ قرمزِ عجیب؟‬

67
00:03:50,458 --> 00:03:54,041
‫ببین، مدرک ندارم،‬
‫ولی همه‌ی نشانه‌ها به اون ختم میشه.‬

68
00:03:54,125 --> 00:03:58,500
‫بهش فکر کن. اون یه دانشمنده‬
‫که مدام از این شهر به اون شهر میره.‬

69
00:03:58,583 --> 00:04:01,583
‫اون همه‌چیز رو درباره‌ی هاگ‌ها می‌دونه.‬
‫و از وقتی که اومده اینجا،‬

70
00:04:01,666 --> 00:04:03,750
‫پیچک‌ها و هیولاها‬
‫دارن سعی می‌کنن ما رو بکشن.‬

71
00:04:03,833 --> 00:04:08,416
‫ولی فکر نمی‌کنی اگه مامانِ نیکی یه دانشمندِ دیوونه بود،‬
‫خودِ نیکی می‌فهمید؟‬

72
00:04:08,500 --> 00:04:11,291
‫بعضی وقت‌ها بزرگترها کارهای بدی می‌کنن.‬

73
00:04:11,375 --> 00:04:14,750
‫یه لحظه صبر کن. بابام یه مقاله خونده بود‬
‫درباره‌ی یه یارویی تو واشنگتن‬

74
00:04:14,833 --> 00:04:18,083
‫که زن و بچه داشت و اونا اصلاً‬
‫روحشون هم خبر نداشت که جاسوسِ روسیه‌ست.‬

75
00:04:18,166 --> 00:04:20,791
‫پس به گمونم غیرممکن نیست.‬

76
00:04:20,875 --> 00:04:23,958
‫خب حالا چی؟‬
‫می‌خوای این خبرِ بد رو به نیکی بدی؟‬

77
00:04:24,041 --> 00:04:25,291
‫شما هم خبر بد دارید؟

78
00:04:30,000 --> 00:04:32,083
‫چون منم خبرِ بدِ خودم رو دارم.‬

79
00:04:32,166 --> 00:04:34,708
‫الآن فهمیدم که مامانم‬
‫داره ما رو از هاوکینز می‌بره.‬

80
00:04:34,791 --> 00:04:36,125
‫چرا دارید می‌رید؟‬

81
00:04:36,208 --> 00:04:37,791
‫مامانم دقیقاً بهم نگفت.‬

82
00:04:37,875 --> 00:04:41,333
‫فقط اینکه تا امشب وقت داریم‬
‫وسایلمون رو جمع کنیم و بزنیم به چاک.‬

83
00:04:41,416 --> 00:04:44,333
‫بخاطر اینه که‬
‫مامانت یه دانشمندِ خبیثه؟‬

84
00:04:44,416 --> 00:04:45,250
‫چی؟‬

85
00:04:45,333 --> 00:04:48,666
‫خیلی خب، بذار بگم.‬

86
00:04:48,750 --> 00:04:50,375
‫نیکی، من فکر می‌کنم...‬

87
00:04:51,250 --> 00:04:52,791
‫مامانت ملکه رو خلق کرده.‬

88
00:04:55,166 --> 00:04:58,041
‫آره جونِ خودت. انگار مامانم‬
‫یه جور روانیِ مجنونه‬

89
00:04:58,125 --> 00:05:01,000
‫که کلِ فکر و ذکرش تحقیق روی برگردوندنِ...‬

90
00:05:01,083 --> 00:05:04,416
‫گیاه‌های مرده... گیاه‌های مرده به زندگیه.‬

91
00:05:05,000 --> 00:05:06,125
‫ای وای، گندش بزنن.‬

92
00:05:06,208 --> 00:05:08,458
‫مامانت می‌دونه‬
‫که کنترلِ ساخته‌ی دستش از دستش در رفته.‬

93
00:05:08,541 --> 00:05:09,958
‫داره سعی می‌کنه از شهر فرار کنه.‬

94
00:05:10,041 --> 00:05:13,458
‫نه. یعنی، این نمی‌تونه دلیلش باشه.‬
‫این حرفا منطقی نیست.‬

95
00:05:13,541 --> 00:05:14,875
‫ولی اگه منطقی باشه چی؟‬

96
00:05:14,958 --> 00:05:19,666
‫و کلِ هاوکینز بعد از رفتنِ شما تبدیل به کود میشه،‬
‫از جمله خودِ ما؟‬

97
00:05:25,500 --> 00:05:29,208
‫ببین، من این چند روزه چیزایی دیدم‬
‫که نمی‌تونم توضیحشون بدم،‬

98
00:05:29,291 --> 00:05:33,916
‫یه کوسه‌ی برفی، یه کدوی عوضی،‬
‫پیچک‌های قاتل.‬

99
00:05:34,000 --> 00:05:36,958
‫خب، یعنی باور کنم مامانم یه جور...‬

100
00:05:37,750 --> 00:05:40,750
‫مثل دکتر فرانکنشتاینِ گیاهاست؟ نه.‬

101
00:05:41,500 --> 00:05:43,166
‫ولی آیا صددرصد مطمئنم؟‬

102
00:05:44,833 --> 00:05:46,083
‫فکر نکنم.‬

103
00:05:46,708 --> 00:05:48,375
‫می‌تونیم با اطمینان بفهمیم‬

104
00:05:48,458 --> 00:05:51,000
‫اگه بتونی وقتی مامانت نیست،‬
‫ما رو ببری توی خونه‌تون.‬

105
00:05:51,083 --> 00:05:53,250
‫حتماً یه مدرکی از کاراش اونجا داره.‬

106
00:05:53,333 --> 00:05:54,791
‫پسر، جدی میگی؟‬

107
00:05:54,875 --> 00:05:58,708
‫اگه چیزی پیدا نکنیم، یعنی بی‌گناهه. نظرت چیه؟‬

108
00:06:15,250 --> 00:06:16,291
‫سلام مامان.‬

109
00:06:16,375 --> 00:06:21,458
‫من فقط... می‌خواستم بابتِ‬
‫از کوره در رفتنم سرِ صبحونه معذرت‌خواهی کنم.‬

110
00:06:21,541 --> 00:06:23,791
‫آره، خب، می‌دونی...‬

111
00:06:23,875 --> 00:06:26,958
‫ممنون، ولی خب فکر کنم‬
‫هممون گاهی از کوره در میریم.‬

112
00:06:27,041 --> 00:06:29,750
‫و وقتی بزنیم به جاده،‬
‫حالت خیلی بهتر میشه.‬

113
00:06:29,833 --> 00:06:32,083
‫اه، آره. آره.‬

114
00:06:32,166 --> 00:06:35,958
‫ام، در ضمن، داشتم فکر می‌کردم،‬
‫میشه اول بریم ابزارفروشی؟‬

115
00:06:36,041 --> 00:06:38,833
‫مطمئن نیستم نزدیکِ خونه‌ی عمه لیزی‬
‫چیزی که لازم دارم رو پیدا کنم.‬

116
00:06:41,250 --> 00:06:42,666
‫حتماً، می‌تونیم.‬

117
00:06:42,750 --> 00:06:46,208
‫ولی واقعاً نباید زیاد طولش بدیم.‬
‫فهمیدی؟‬

118
00:06:46,291 --> 00:06:48,958
‫عالیه. ام، مایک و اِل هم می‌تونن بیان؟‬

119
00:06:51,666 --> 00:06:53,583
‫باشه، حتماً. چرا که نه؟‬

120
00:07:03,756 --> 00:07:05,714
‫همه‌ی واحدها، برید، برید، برید!‬

121
00:07:05,791 --> 00:07:07,625
‫برو، برو، برو. بجنب، بجنب.‬

122
00:07:16,041 --> 00:07:17,833
‫دقیقاً همون‌ جاییه که نیکی گفت.‬

123
00:07:18,333 --> 00:07:22,541
‫چرا داریم محوطه رو چک می‌کنیم؟‬
‫تا جایی که شنیدم، آزمایشگاه‌های مخفی توی ساختمونن.‬

124
00:07:22,625 --> 00:07:27,708
‫نگاه کن. دیشب فهمیدم که‬
‫اون علامتِ ضربدر با اون درخت جوره.‬

125
00:07:27,791 --> 00:07:30,958
‫اگه زاویه‌ی دقیق رو پیدا کنیم،‬
‫ملکه رو پیدا می‌کنیم.‬

126
00:07:43,083 --> 00:07:44,291
‫حرفِ من فقط اینه که‬

127
00:07:44,375 --> 00:07:47,333
‫زیر گرفتنِ اون رزهای زشت،
‫خودش یه جور خدمت به جامعه‌ست.‬

128
00:07:47,416 --> 00:07:51,125
‫آره، حرفِ منم اینه که تو یه احمقی.‬

129
00:07:51,208 --> 00:07:52,958
‫واحد ۳۰۱ بگوش.‬

130
00:07:53,708 --> 00:07:55,583
‫احتمالِ سرقت در خیابونِ اِلم.‬

131
00:07:55,666 --> 00:07:57,458
‫مفهومه. راه میفتیم.‬

132
00:08:02,541 --> 00:08:06,458
‫داریم نزدیک میشیم. نزدیک‌تر. خیلی نزدیک شدی.‬

133
00:08:07,333 --> 00:08:08,666
‫آخ!‬

134
00:08:10,416 --> 00:08:12,666
‫بوم! آزمایشگاهِ مخفی!‬

135
00:08:13,833 --> 00:08:19,041
‫آزمایشگاهِ مخفی با دیوارهای شیشه‌ای؟‬
‫روشِ خیلی خوبیه واسه مخفی کردنِ آزمایش‌های سری.‬

136
00:08:19,125 --> 00:08:25,166
‫شوخی می‌کنی؟ یه گلخونه‌ی ترسناک بهترین جا‬
‫واسه مخفی کردنِ آزمایشگاهِ هیولاهای گیاهیه.‬

137
00:08:25,250 --> 00:08:27,625
‫ولی چطوری بریم تو؟‬

138
00:08:28,791 --> 00:08:30,500
‫معلومه که از اونجا نمیشه.

139
00:08:35,208 --> 00:08:37,375
‫خودشه! همینه.‬

140
00:08:37,458 --> 00:08:39,208
‫چطوری می‌خوای‬
‫خودت رو بکشی بالا؟‬

141
00:08:39,291 --> 00:08:44,375
‫خب، یادمه یه نفر توی آزمونِ‬
‫آمادگی جسمانیِ ریاست‌جمهوری برنده شده بود.‬

142
00:08:44,458 --> 00:08:45,791
‫وای نه.

143
00:08:49,000 --> 00:08:50,083
‫نیکی، خواهش می‌کنم.‬

144
00:08:51,500 --> 00:08:53,666
‫می‌دونی که اون پنجره دیگه باز نمیشه.‬

145
00:08:53,750 --> 00:08:56,583
‫پس دارین اسباب‌کشی می‌کنین؟‬

146
00:08:56,666 --> 00:09:02,041
‫هاکینز جای قشنگیه، ولی متأسفانه،‬
‫حداقل واسه ما، یه آزمایشِ شکست‌خورده بود،‬

147
00:09:02,125 --> 00:09:05,750
‫و به یه جای جدید نیاز داریم،‬
‫جایی که منابعِ تازه داشته باشه.‬

148
00:09:07,541 --> 00:09:08,666
‫از شنیدنش متأسفم.‬

149
00:09:08,750 --> 00:09:10,166
‫نه، نیازی به تأسف نیست.‬

150
00:09:10,250 --> 00:09:13,291
‫شکست بخشِ حیاتیِ‬
‫روشِ علمیه.‬

151
00:09:13,375 --> 00:09:17,375
‫بهمون اطلاعاتی میده که واسه تنظیمِ‬
‫آزمایشِ بعدی لازم داریم.‬

152
00:09:17,458 --> 00:09:20,916
‫اگه آزمایشِ من هنوز در جریان باشه چی؟‬
‫اصلاً برات اهمیتی داره؟‬

153
00:09:21,000 --> 00:09:24,916
‫گوش کن چی میگم.‬
‫این جابه‌جایی؛ تمرینی برای تکرارپذیریه.‬

154
00:09:25,000 --> 00:09:27,583
‫حالا دیگه می‌تونی این روند رو تکرار کنی‬

155
00:09:27,666 --> 00:09:28,958
‫و هر جایی دوست پیدا کنی.‬

156
00:09:29,041 --> 00:09:34,041
‫این زندگیِ واقعیه، زندگیِ منه،‬
‫نه یه فرضیه‌ی علمی.‬

157
00:09:34,125 --> 00:09:39,958
‫حواسم هست. چرا طوری رفتار می‌کنی‬
‫انگار من آدمِ خیلی بدی‌ام؟‬

158
00:09:40,041 --> 00:09:41,291
‫شاید هستی.‬

159
00:09:41,375 --> 00:09:42,500
‫الان چی گفتی؟‬

160
00:09:43,791 --> 00:09:44,625
‫هیچی.‬

161
00:10:00,000 --> 00:10:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

162
00:10:22,833 --> 00:10:24,041
‫آره!‬

163
00:10:24,125 --> 00:10:26,000
‫از کجا یاد گرفتی این کار رو بکنی؟

164
00:10:26,083 --> 00:10:28,541
‫بعضی باباها به بچه‌هاشون‬
‫هنرِ بیسبال بازی کردن رو یاد میدن.‬

165
00:10:28,625 --> 00:10:30,500
‫بابای من بهم هنرِ قفل باز کردن رو یاد داد.‬

166
00:10:40,916 --> 00:10:45,208
‫به نظر نمیاد دزدی شده باشه.‬
‫احتمالاً فقط زنگ خطر اشتباهی باشه.‬

167
00:10:45,291 --> 00:10:49,041
‫آره، خب، خونه‌ها تا وقتی که دزد بهشون نزنه،‬
‫به نظر نمیاد دزدی شده باشن.‬

168
00:10:49,625 --> 00:10:50,625
‫بیا.

169
00:11:02,041 --> 00:11:03,291
‫چیزی پیدا نمی‌کنم.‬

170
00:11:03,375 --> 00:11:07,333
‫غیرممکنه خانمِ بی تحقیقاتِ سری رو‬
‫همین‌طوری ول کنه این‌ور اون‌ور.‬

171
00:11:08,458 --> 00:11:14,541
‫اگه برادرخونده‌م یه چیز بهم یاد داده باشه،‬
‫اینه که هر جایی می‌تونه یه مخفیگاه باشه.‬

172
00:11:16,916 --> 00:11:17,750
‫آها!‬

173
00:11:23,666 --> 00:11:24,666
‫زدیم تو خال.‬

174
00:11:31,750 --> 00:11:32,750
‫همم.‬

175
00:11:33,333 --> 00:11:37,291
‫خب، اثری از ورودِ اجباری نیست.‬
‫بریم اطراف رو چک کنیم.‬

176
00:11:54,958 --> 00:11:56,583
‫حتماً خانمِ بکستره.‬

177
00:11:58,416 --> 00:11:59,500
‫اون پیچکه.‬

178
00:12:00,291 --> 00:12:03,000
‫اون مالِ دنیای وارونه‌ست.‬

179
00:12:07,666 --> 00:12:08,791
‫وای خدا.‬

180
00:12:09,500 --> 00:12:12,041
‫حتماً کلِ این ماجرا‬
‫از همین‌جا شروع شده.‬

181
00:12:12,666 --> 00:12:13,500
‫صبر کن!‬

182
00:12:14,250 --> 00:12:15,250
‫نگاه کن.‬

183
00:12:20,625 --> 00:12:24,166
‫اون ماده مثلِ این می‌مونه که‬
‫به گیاه معجونِ رشد بدی.‬

184
00:12:26,375 --> 00:12:28,833
‫این موجوده حتماً خیلی
‫این ماده‌ی لزج رو می‌خواد.‬

185
00:12:30,708 --> 00:12:33,791
‫باید همین الان به نیکی، مایک و اِل خبر بدیم...‬

186
00:12:35,666 --> 00:12:38,250
‫خب، اینجا هم کسی نیست.‬

187
00:12:39,083 --> 00:12:42,208
‫خب پس. بیا زنگ خطر اشتباهیه‬
‫و از اینجا میریم.‬

188
00:12:42,291 --> 00:12:44,083
‫فکر خوبیه.‬

189
00:12:45,541 --> 00:12:46,708
‫بدو!‬

190
00:12:47,416 --> 00:12:49,041
‫بالاتر! بالاتر!‬

191
00:12:49,625 --> 00:12:51,666
‫پات روی سرمه!

192
00:12:51,750 --> 00:12:53,791
‫می‌کُشمت!‬

193
00:12:53,875 --> 00:12:55,291
‫بذار واسه بعد. دیگه چیزی نمونده.‬

194
00:12:59,000 --> 00:13:00,041
‫موفق شدم.

195
00:13:00,125 --> 00:13:02,750
‫واسه پایین اومدن هیچ کمکی بهت نمی‌کنم.‬

196
00:13:05,708 --> 00:13:07,750
‫

197
00:13:07,833 --> 00:13:09,500
‫خوبم. خوبم.‬

198
00:13:12,291 --> 00:13:13,958
‫زود باش دیگه، احمقِ...‬

199
00:13:16,458 --> 00:13:17,958
‫هان؟ صدای چی بود؟‬

200
00:13:18,041 --> 00:13:19,041
‫من از کجا بدونم؟‬

201
00:13:19,125 --> 00:13:20,250
‫بیا دیگه.‬

202
00:13:20,750 --> 00:13:22,375
‫دارم میام. دارم میام.‬

203
00:13:24,333 --> 00:13:27,041
‫داستین و لوکاس.‬
‫الانه که گیر بیفتن.‬

204
00:13:28,333 --> 00:13:29,250
‫بدو.‬

205
00:13:29,958 --> 00:13:31,166
‫داستین!‬

206
00:13:35,500 --> 00:13:36,375
‫خوبی؟‬

207
00:13:36,458 --> 00:13:38,291
‫آره! از این بهتر نمیشم!‬

208
00:13:38,375 --> 00:13:39,958
‫چطوری زنده موندی؟‬

209
00:13:40,041 --> 00:13:43,875
‫هنر والای باغبونی جلوی ضربه‌ی سقوطم رو گرفت.‬
‫وقتِ فضولیه.‬

210
00:13:49,625 --> 00:13:51,291
‫احتمالاً فقط یه راکون بوده.‬

211
00:13:51,375 --> 00:13:53,166
‫اونم وسطِ زمستون؟‬

212
00:13:53,250 --> 00:13:54,708
‫راکون‌ها هم باید یه چیزی بخورن.‬

213
00:14:03,375 --> 00:14:05,583
‫هوم. اون پشت چیه؟‬

214
00:14:09,291 --> 00:14:10,666
‫هی، گرسنه‌ت شده؟‬

215
00:14:12,625 --> 00:14:13,500
‫هل بده!‬

216
00:14:25,083 --> 00:14:26,250
‫هان؟‬

217
00:14:27,250 --> 00:14:28,958
‫اون ماشینِ ماست؟‬

218
00:14:29,041 --> 00:14:31,041
‫آره! رئیس می‌کُشتمون!‬

219
00:14:34,666 --> 00:14:37,208
‫- چرا ترمز دستی رو نکشیدی؟‬
‫- کشیدم!‬

220
00:14:37,291 --> 00:14:40,208
‫- فکر کردم کشیدم!‬
‫- خب، معلومه که نکشیدی!‬

221
00:15:05,708 --> 00:15:06,958
‫آها!‬

222
00:15:07,041 --> 00:15:08,250
‫اینجا چی می‌بینی؟‬

223
00:15:08,333 --> 00:15:09,375
‫یه چراغ.‬

224
00:15:09,458 --> 00:15:11,666
‫ما هم تو خونه داریم، بقیه هم دارن.‬

225
00:15:11,750 --> 00:15:13,791
‫ولی توی یه گلخونه،‬

226
00:15:13,875 --> 00:15:16,750
‫جایی که دیوارهاش رسماً از شیشه‌ست؟‬

227
00:15:16,833 --> 00:15:18,416
‫چراغ می‌خوای چیکار؟

228
00:15:18,500 --> 00:15:20,583
‫چون... شبه؟‬

229
00:15:20,666 --> 00:15:23,208
‫یا اینکه اوضاع
‫اون‌طوری که به نظر میرسه نیست.‬

230
00:15:23,291 --> 00:15:28,208
‫۵۰ درصدِ اتاق‌های مخفی با اهرم‌هایی باز میشن
‫که جلوی چشم همه قایم شدن.‬

231
00:15:28,291 --> 00:15:29,333
‫ببین و یاد بگیر.‬

232
00:15:32,041 --> 00:15:33,458
‫گفتم ۵۰ درصد.‬

233
00:15:33,541 --> 00:15:35,166
‫اون همه سر و صدا واسه چی بود؟‬

234
00:15:35,250 --> 00:15:38,833
‫می‌دونید شما دوتا احمق چقدر نزدیک بود‬
‫اون پلیس‌ها دستگیرتون کنن؟

235
00:15:38,916 --> 00:15:39,750
‫پلیس‌ها؟‬

236
00:15:39,833 --> 00:15:42,625
‫ما جونتون رو نجات دادیم. بهمون مدیونید.‬

237
00:15:42,708 --> 00:15:44,208
‫پلیس‌ها از کجا فهمیدن ما اینجاییم؟‬

238
00:15:44,291 --> 00:15:47,833
‫ما، خب، شاید زنگ خطر رو فعال کرده باشیم.‬

239
00:15:48,791 --> 00:15:52,875
‫پس ما بخاطر نجات دادنمون از دست پلیس‌هایی‬
‫که خودتون خبرشون کردید، بهتون مدیونیم؟‬

240
00:15:52,958 --> 00:15:54,166
‫حالا اونش مهم نیست.‬

241
00:15:54,250 --> 00:15:57,958
‫این نوار رو پیدا کردیم که نشون میده یه گیاه‬
‫با یه ماده‌ی لزج که غول‌پیکرش می‌کنه، دیوونه میشه.‬

242
00:15:58,041 --> 00:16:00,166
‫صبر کن. یه بار دیگه بگو.‬

243
00:16:00,250 --> 00:16:04,916
‫عقب نمون لوکاس. این عالیه.‬
‫حتماً می‌تونیم ازش به عنوان مدرک استفاده کنیم.‬

244
00:16:05,000 --> 00:16:06,958
‫ما هم دقیقاً همین فکر رو می‌کردیم.‬

245
00:16:16,916 --> 00:16:18,750
‫پشــ...‬

246
00:16:19,375 --> 00:16:22,916
‫ها! ضایع شدی؟ دیدی؟ ۵۰ درصد!‬

247
00:16:32,250 --> 00:16:35,541
‫مایک! ب.ک.ه باز هم گل کاشت!‬

248
00:16:37,625 --> 00:16:41,041
‫- اون پشت خوبی؟‬
‫- آره! همه‌چی ردیفه!‬

249
00:16:42,208 --> 00:16:48,000
‫ای وای! ببخشید. ببخشید. ببخشید.‬
‫سیم‌کشیِ این ماشینِ قدیمی داغونه.‬

250
00:16:48,718 --> 00:16:49,975
‫چی پیدا کردین؟ تمام!

251
00:16:50,000 --> 00:16:51,125
‫اوه، هیچی.‬

252
00:16:51,208 --> 00:16:53,791
‫به جز، می‌دونی، اون آزمایشگاهِ مخفی!‬

253
00:16:53,875 --> 00:16:56,416
‫تازه این همش نیست!‬
‫می‌دونیم ملکه دنبال چیه!‬

254
00:16:56,500 --> 00:17:00,416
‫خانم بکستر داشت روی یه سرم کار می‌کرد‬
‫مثل یه کودِ معجزه‌آسا،‬

255
00:17:00,500 --> 00:17:03,708
‫این ماده‌ی لزجِ سبز که اون‌قدر قویه‬
‫که گیاه‌های مرده رو زنده می‌کنه.‬

256
00:17:03,791 --> 00:17:07,166
‫آره، یه ویدیو دیدیم که توش این ماده‬
‫باعث شد اون موجودِ گیاهی قاتی کنه.‬

257
00:17:12,666 --> 00:17:14,833
‫گفتی ماده‌ی لزج سبز؟‬

258
00:17:23,875 --> 00:17:28,333
‫مایک؟ مایک؟ صدام رو داری؟ تموم.‬

259
00:17:28,416 --> 00:17:31,958
‫نگران نباش. مایک چیزیش نمیشه.‬
‫ال و نیکی پیششن.‬

260
00:17:45,333 --> 00:17:48,375
‫این همون آزمایشگاهِ توی ویدیوئه.‬

261
00:17:48,958 --> 00:17:50,291
‫واو.‬

262
00:17:57,791 --> 00:18:00,208
‫پسر، اون ملکه‌ست؟‬

263
00:18:14,916 --> 00:18:17,375
‫خودِ خودشه!‬

264
00:18:23,916 --> 00:18:25,375
‫همه خوبن؟‬

265
00:18:25,458 --> 00:18:27,875
‫- آره.‬
‫- آره. آره.‬

266
00:18:29,125 --> 00:18:30,500
‫به چیزی زدیم؟‬

267
00:18:32,041 --> 00:18:33,916
‫چی بود؟

268
00:18:41,375 --> 00:18:44,625
‫اوه، نه، نه، نه! زود باش! زود باش! زود باش!‬

269
00:18:44,708 --> 00:18:45,625
‫بدو دیگه!‬

270
00:18:45,708 --> 00:18:46,750
‫بچه‌ها؟‬

271
00:18:54,375 --> 00:18:57,375
‫بیرون! بیرون! بیرون!
‫همه برین بیرون!

272
00:19:03,041 --> 00:19:07,166
‫نیکی! نیکی! نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!‬

273
00:19:12,583 --> 00:19:14,666
‫آخه چطور ممکنه؟‬

274
00:19:23,250 --> 00:19:26,666
‫این از نظر فیزیکی غیرممکنه!‬

275
00:19:26,750 --> 00:19:29,833
‫نیکی! هدفونت!‬
‫دنبالِ هدفونته!‬

276
00:19:30,416 --> 00:19:32,500
‫چی؟ چرا؟‬

277
00:19:33,250 --> 00:19:36,666
‫ماده‌ی لزجِ سبز!‬
‫جذبِ ماده‌ی لزجِ سبز میشن!‬

278
00:19:41,333 --> 00:19:42,875
‫نیکی، مراقب باش!‬

279
00:19:47,125 --> 00:19:48,416
‫من خالی‌ام!‬

280
00:19:52,375 --> 00:19:53,333
‫ال!‬

281
00:19:54,083 --> 00:19:54,958
‫نیکی!‬

282
00:19:58,000 --> 00:19:59,458
‫ای بابا!‬

283
00:19:59,541 --> 00:20:01,708
‫مامان، ماشین رو روشن کن!‬

284
00:20:01,791 --> 00:20:03,000
‫باشه!‬

285
00:20:04,208 --> 00:20:05,833
‫خواهش می‌کنم، زود باش! زود باش!‬

286
00:20:11,125 --> 00:20:12,416
‫نیکی، این طرف!‬

287
00:20:12,500 --> 00:20:14,916
‫بدو ویلر، بدو!‬

288
00:20:48,000 --> 00:20:50,708
‫زود باش، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!‬

289
00:21:08,500 --> 00:21:10,583
‫اینجا! پرتش کن اینجا!‬

290
00:21:17,833 --> 00:21:19,750
‫دست از سرش بردار!‬

291
00:21:25,166 --> 00:21:26,250
‫خوب نجاتش دادی.‬

292
00:21:30,208 --> 00:21:32,750
‫هی! این طرف!‬

293
00:21:37,875 --> 00:21:39,791
‫مایک! بگیرش!‬

294
00:22:02,833 --> 00:22:03,666
‫ال!‬

295
00:22:04,750 --> 00:22:05,875
‫جونمون رو نجات دادی.‬

296
00:22:19,541 --> 00:22:21,375
‫این موجودات چی بودن؟‬

297
00:22:21,458 --> 00:22:25,041
‫خودت می‌دونی چی بودن!‬
‫همش بخشی از آزمایشِ شکست‌خورده‌ت بود.‬

298
00:22:25,125 --> 00:22:29,541
‫تو اون موجودات و ملکه‌شون رو‬
‫توی آزمایشگاهِ مخفیت ساختی!‬

299
00:22:29,625 --> 00:22:32,041
‫صبر کن، چی؟ چی؟ آزمایشگاهِ مخفیِ من؟‬

300
00:22:32,125 --> 00:22:34,166
‫آره. آره، و وقتی فهمیدی‬

301
00:22:34,250 --> 00:22:36,625
‫آزمایشت‬
‫داره همین‌طوری کشته میده،‬

302
00:22:36,708 --> 00:22:38,041
‫تصمیم گرفتی که باید فرار کنیم؟‬

303
00:22:38,125 --> 00:22:40,875
‫باید فرار کنیم‬
‫به جای اینکه پای عواقبش وایسیم!‬

304
00:22:40,958 --> 00:22:42,833
‫صبر کن، بس کن! بس کن! دیگه کافیه!‬

305
00:22:42,916 --> 00:22:46,041
‫اصلاً نمی‌دونم‬
‫این فکرِ احمقانه از کجا به سرت زده،‬

306
00:22:46,125 --> 00:22:50,958
‫ولی من مسئولِ‬
‫هر چیزی که الان بهمون حمله کرد نیستم.‬

307
00:22:51,041 --> 00:22:55,958
‫بهت قسم می‌خورم آزمایش‌های من هیچ‌وقت‬
‫از ظرفِ پتری فراتر نرفت.‬

308
00:22:56,041 --> 00:22:57,958
‫<i>اونا چیزی جز شکست نبودن.</i>‬

309
00:22:59,708 --> 00:23:01,833
‫<i>واسه همینه که این‌قدر تعجب کردم</i>‬

310
00:23:01,916 --> 00:23:05,166
‫<i>که کسی فکر کنه</i>‬
‫<i>اونا اون‌قدر خوبن که بخواد بدزدتشون! </i>‬

311
00:23:05,250 --> 00:23:06,458
‫بدزدتشون؟‬

312
00:23:06,541 --> 00:23:09,041
‫ولی اگه تو اون موجودات رو نساختی،‬

313
00:23:09,125 --> 00:23:11,958
‫<i>پس کی ساخته؟ </i>‬

314
00:23:13,791 --> 00:23:15,041
‫آقای هندرسون.‬

315
00:23:15,958 --> 00:23:18,333
‫فکر کنم نباید تعجب می‌کردم.‬

316
00:23:18,916 --> 00:23:21,708
‫انگار اصلاً نمی‌تونی‬
‫دور از دردسر بمونی.‬

317
00:23:27,958 --> 00:23:29,958
‫ال!‬

318
00:23:31,133 --> 00:23:51,133
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
