WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:21.541 --> 01:24.583
‫برو عقب، برو عقب، برو عقب! نمک بخورین، عوضیا!‬

01:36.458 --> 01:37.791
‫بگیر که اومد!‬

01:43.333 --> 01:44.458
‫بردش.

01:46.666 --> 01:49.041
‫شرمنده رفیق، کوله‌پشتی‌هامون تموم شده!‬

02:12.083 --> 02:16.375
‫نزدیکش نشو، ای دهن‌گشادِ احمق!‬

02:27.750 --> 02:30.291
‫امم، نباید بهش کمک کنیم؟‬

02:30.375 --> 02:34.041
‫بعد از روزی که گذرونده،‬
‫به نظرم بذار حالِ این یکی رو ببره.‬

02:52.208 --> 02:54.083
‫چی؟ خبری از هاگ نیست؟‬

02:54.708 --> 02:55.875
‫خوبی؟‬

02:58.125 --> 02:59.958
‫فکر کنم دن تا آخر عمرم من رو ممنوع‌الورود کنه.‬

03:00.041 --> 03:02.666
‫مشکلات بزرگتر از فروشگاه غذایی داریم، داستین.‬

03:02.750 --> 03:04.416
‫خیلی بزرگتر.‬

03:53.177 --> 03:57.516
‫«چیزای عجیب و غریب»

03:57.541 --> 04:03.125
‫«چیزای عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

04:04.496 --> 04:09.995
‫«قسمت هشت: مهمونی»

04:20.958 --> 04:24.833
‫پسر، این بدترین خسارتِ طوفانیه‬
‫که تو این چند سال دیدیم.‬

04:24.916 --> 04:29.750
‫طوفانِ وحشی‌ای بود، رئیس.‬
‫امیدوارم اینجا بیمه باشه.‬

04:29.833 --> 04:32.625
‫اوه، نه، نه، نه، نه، نه!‬

04:50.500 --> 04:52.000
‫هنوز تموم نکردی؟‬

04:52.083 --> 04:54.541
‫دوباره نوبت‌هات رو با دسرِ اریکا‬
‫عوض کردی، نه؟‬

04:55.125 --> 04:56.458
‫آره، هفته‌ی پیش...‬

04:56.541 --> 05:01.000
‫قبل از اینکه بدونم قراره دوباره این شهر رو‬
‫از دستِ موجوداتِ عجیب نجات بدیم!‬

05:01.083 --> 05:05.166
‫پدر و مادرم باید برام رژه راه می‌‌نداختن،‬
‫نه اینکه مجبورم کنن برف پارو کنم!‬

05:06.166 --> 05:08.166
‫داری یه چیزی رو پارو می‌کنی، ولی برف نیست.‬

05:09.333 --> 05:11.583
‫بجنب دیگه، قهرمانِ شهر!‬

05:22.750 --> 05:24.666
‫هی، چه خبره؟‬

05:24.750 --> 05:27.541
‫دوچرخه‌ام باید همین دور و برا باشه.‬

05:28.125 --> 05:29.166
‫صبر کن.‬

05:29.250 --> 05:30.958
‫دور بزن! دور بزن!‬

05:31.041 --> 05:32.416
‫این دفعه دیگه مطمئنی؟‬

05:32.500 --> 05:35.708
‫سه دفعه‌ی قبلی هم مطمئن بود.‬

05:35.791 --> 05:38.166
‫آره، آره. ببخشید که متخصصِ پیدا کردنِ‬

05:38.250 --> 05:40.916
‫چیزای گم‌شده توی یه کولاکِ بی‌سابقه نیستم.‬

05:41.500 --> 05:43.458
‫اصلاً چرا توی این برف بیرون بودی؟‬

05:43.541 --> 05:45.750
‫فکر کردم فقط می‌خوای بری کلوپِ بازی.‬

05:45.833 --> 05:48.500
‫- سرِ قرار بود.‬
‫- با روزاریو.‬

05:48.583 --> 05:52.750
‫میشه شما دلقک‌ها تمومش کنین؟‬
‫باشه، قبوله. با روزاریو بودم،‬

05:52.833 --> 05:55.333
‫ولی داشتیم روی پرونده‌ی ب.ک.ه کار می‌کردیم.‬

05:55.416 --> 05:57.791
‫داستین، چرا قرمز شدی؟‬

05:57.875 --> 05:58.791
‫آخه...‬

05:58.875 --> 06:00.541
‫نشدم! من فقط...‬

06:01.125 --> 06:02.208
‫دوچرخه‌ام!‬

06:03.708 --> 06:05.375
‫اونوقت شما همتون به من شک داشتید.

06:05.458 --> 06:07.166
‫داره بحث رو عوض می‌کنه.‬

06:07.250 --> 06:11.291
‫نه. فقط دارم سعی می‌کنم حواسمون رو‬

06:11.375 --> 06:14.291
‫روی کاری که داریم انجام میدیم جمع کنم.‬
‫روزاریو همون نورِ چشمک‌زنی رو دید که چارلی دید،‬

06:14.375 --> 06:17.458
‫اونم درست بعد از اینکه میزبانِ‬
‫اون موجودِ کدوی عوضی شده بود.‬

06:17.541 --> 06:20.125
‫واقعاً فکر می‌کنین این اتفاقیه؟‬

06:20.708 --> 06:25.458
‫چارلی و روزاریو توسطِ موجوداتِ‬
‫کاملاً متفاوتی تسخیر شده بودن.‬

06:25.541 --> 06:28.166
‫اون موجودات یه جدِ مشترک دارن.‬

06:29.541 --> 06:31.458
‫مثلِ... هورداک.‬

06:31.541 --> 06:32.458
‫هورد-چی؟‬

06:32.541 --> 06:34.375
‫این الان یه اشاره به شی‌را بود؟‬

06:34.458 --> 06:37.458
‫آره. هورداک، مثلاً گله رو کنترل می‌کنه.‬

06:37.541 --> 06:40.291
‫بزرگترین شرورِ بینِ همه‌ی شرورها.‬

06:40.375 --> 06:43.541
‫البته به جز رئیسش، هورد پرایم.‬

06:43.625 --> 06:46.916
‫باشه. بذارین یه جوری توضیح بدم
‫خیلی باحال نیست.

06:48.333 --> 06:51.500
‫یه کندوی عسل و ملکه‌اش رو تصور کنین.‬

06:51.583 --> 06:53.791
‫اون موجوداتی که چارلی و روزاریو رو تسخیر کردن،‬

06:53.875 --> 06:56.041
‫همشون می‌تونن از نسلِ همون ملکه باشن‬

06:56.125 --> 06:59.541
‫و خاطراتش رو به ارث برده باشن.‬
‫واسه همینه که جفتشون یه چیز رو دیدن.‬

06:59.625 --> 07:02.041
‫پس اون تصویر از طرفِ خودشون نبوده.‬

07:02.125 --> 07:03.708
‫از طرفِ ملکه بوده.‬

07:03.791 --> 07:04.958
‫دقیقاً.‬

07:05.041 --> 07:08.291
‫اگه بفهمیم اون نوری که چارلی و روزاریو دیدن کجاست،‬

07:08.375 --> 07:10.791
‫اون‌وقت منبعِ همه‌ی این موجودات رو پیدا می‌کنیم.‬

07:11.375 --> 07:12.625
‫هورداک.‬

07:12.708 --> 07:14.833
‫می‌دونیم که اون موجودات توی فاضلاب هستن.‬

07:14.916 --> 07:17.916
‫اگه همون‌طور که میگی ملکه وجود داشته باشه،‬
‫باید از اونجا شروع کنیم.‬

07:18.500 --> 07:21.958
‫اگه ترجیح میدی دنبالِ نخود سیاه‬

07:22.041 --> 07:24.250
‫توی کثیف‌ترین اعماقِ هاوکینز بگردی،‬

07:24.333 --> 07:28.750
‫به جای اینکه با منطق و علم، موقعیتِ ملکه رو‬

07:28.833 --> 07:31.125
‫دقیقاً پیدا کنی، پس...‬

07:31.208 --> 07:32.666
‫خسته شدم از اینکه همش دنبالمون کنن.‬

07:32.750 --> 07:35.708
‫ما باید بریم دنبالشون.‬

07:36.416 --> 07:37.250
‫باشه.‬

07:37.333 --> 07:40.125
‫خب، اگه قراره برای زدنِ حالِ هیولاها بریم زیرِ زمین،‬

07:40.208 --> 07:41.625
‫به یه سری تجهیزات نیاز داریم.‬

07:41.708 --> 07:45.250
‫و از قضا این کار تخصصِ منه.‬

07:47.291 --> 07:48.458
‫

07:48.541 --> 07:50.125
‫خوش اومدین به...‬

07:50.208 --> 07:51.458
‫میدان هیاهو!

07:57.041 --> 07:58.333
‫

07:58.416 --> 08:02.333
‫اینجا انگار ترکیبِ نیکولا تسلا و دکتر فرانکنشتاینه.‬

08:02.416 --> 08:04.833
‫همه‌ی اینا رو خودت ساختی؟‬

08:04.916 --> 08:09.625
‫آره دیگه. اگه چیزی بتونه جلوی اون ملکه رو بگیره،‬
‫اینجاست.‬

08:09.708 --> 08:11.083
‫آماده بشین، ترمیناتورها.‬

08:11.166 --> 08:13.083
‫اینا خیلی خفنه، نیکی.‬

08:13.166 --> 08:18.125
‫خفن یعنی باحال،‬
‫ولی یه جورایی چندشم هست.‬

08:18.708 --> 08:20.541
‫- آخ!‬
‫- آخ!‬

08:21.708 --> 08:23.750
‫امم، ببخشید؟‬

08:23.833 --> 08:25.708
‫خب، حقِ اون توپه همین بود.‬

08:28.958 --> 08:29.833
‫هی!‬

08:29.916 --> 08:31.333
‫واسه تو هم یه چیزی درست کردم.‬

08:31.416 --> 08:35.708
‫نه بابا!‬
‫این همون پُتکِ توی جشنواره‌ست؟‬

08:35.791 --> 08:37.583
‫با یکی دو تا قابلیتِ اضافه.‬

08:38.083 --> 08:41.291
‫نیکی، این خیلی باحاله. دمت گرم.‬

08:42.708 --> 08:47.375
‫انگار می‌تونی توی مغزم رو ببینی‬
‫و رویاهام رو واقعی کنی!‬

08:47.458 --> 08:49.583
‫اسم این دلبر رو چی می‌ذاری؟‬

08:49.666 --> 08:51.875
‫اوم، تو یه اسم براش بذار.‬

08:51.958 --> 08:54.083
‫می‌خوام رسماً تو رو...‬

08:54.166 --> 08:58.041
‫رئیس بخشِ تحقیق و توسعه‌ی
‫تکنولوژی‌های میدانیِ ب.ک.ه کنم.‬

08:58.625 --> 09:01.875
‫عجب! خیلی خفن به نظر میاد. روم حساب کن.‬

09:10.000 --> 09:13.250
‫اوه! ای وای، نیکی!‬
‫اوم، مهمون داری.‬

09:13.333 --> 09:15.291
‫- سلام خانم بکستر!‬
‫- سلام خانم بکستر!‬

09:15.375 --> 09:16.541
‫سلام خانم بکستر!‬

09:17.291 --> 09:21.166
‫هی! سلام بچه‌ها.‬
‫دارین خرت‌وپرت‌های نیکی رو چک می‌کنین؟‬

09:21.250 --> 09:24.458
‫مامان، اینطوری صداشون نکن،‬
‫چون اون‌وقت این اسم روشون می‌مونه.‬

09:24.541 --> 09:27.958
‫خیلی معذرت می‌خوام. فکر کردم تو و اونا...‬

09:28.041 --> 09:29.166
‫الان دیگه با هم خوبیم.‬

09:29.250 --> 09:33.458
‫واقعاً؟ خب. خوبه، خوبه، خوبه. پس...‬

09:33.541 --> 09:36.583
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم،‬
‫ولی می‌خواستم یه چیزی بهت بدم.‬

09:38.666 --> 09:40.958
‫مرسی مامان. دوستت دارم.‬

09:41.041 --> 09:43.500
‫اوه، منم دوستت دارم دخترِ عزیزم.‬

09:43.583 --> 09:44.916
‫تولدت مبارک.‬

09:46.041 --> 09:49.041
‫- تولدته؟‬
‫- تولد؟ چی؟ !‬

09:49.125 --> 09:50.791
‫اوم، من... من دیگه...‬

09:51.583 --> 09:53.166
‫من... فکر کنم دیگه باید برم.‬

09:53.750 --> 09:54.916
‫خائن.‬

09:57.041 --> 09:58.875
‫چرا به ما نگفتی؟‬

09:58.958 --> 10:01.166
‫فکر کنم کلاً زیاد اهلِ تولد نیستم.‬

10:01.250 --> 10:04.208
‫تازه، کی رو دعوت می‌کردم؟ مامانم رو؟‬

10:04.291 --> 10:05.541
‫ما چی؟‬

10:11.208 --> 10:13.041
‫باشه...‬

10:13.125 --> 10:17.041
‫آره. شاید امسال پایه باشم که‬
‫یه چیزِ متفاوت رو امتحان کنم.‬

10:17.125 --> 10:18.458
‫چرا که نه؟‬

10:19.500 --> 10:23.208
‫ولی اول، یه سری کار توی فاضلاب داریم‬
‫که باید بهشون برسیم.‬

10:40.458 --> 10:41.458
‫روشنشون کنید.

11:00.208 --> 11:01.291
‫خب...‬

11:02.083 --> 11:05.833
‫این یعنی فاضلاب‬
‫محلِ قرارِ رسمی‌مونه؟‬

11:06.541 --> 11:08.250
‫حالم رو به هم نزن.‬

11:08.333 --> 11:11.708
‫نمی‌خوای سالگردمون رو اینجا جشن بگیریم؟‬

11:11.791 --> 11:13.208
‫می‌تونم شمع بیارم.‬

11:13.291 --> 11:14.458
‫چندش.‬

11:20.416 --> 11:23.500
‫واقعاً تا حالا هیچوقت
‫جشن تولد نداشتی؟‬

11:24.750 --> 11:26.625
‫منم نداشتم.‬

11:26.708 --> 11:29.333
‫بخاطر جاییه که توش بزرگ شدی؟‬

11:29.416 --> 11:33.125
‫توی آزمایشگاه کسی حرفی از تولد‬
‫نمی‌زد.‬

11:33.208 --> 11:37.208
‫تا همین چند ماه پیش حتی نمی‌دونستم‬
‫تولدم کی هست.‬

11:37.291 --> 11:40.375
‫واقعاً حبست کرده بودن، نه؟‬

11:40.458 --> 11:42.750
‫حبس؟ آره.‬

11:43.375 --> 11:46.583
‫ولی تو همه‌ جا رفتی؟‬

11:46.666 --> 11:49.875
‫خیلی جاها.‬
‫همه‌شون یه جورایی توی ذهنم قاتی شدن.‬

11:49.958 --> 11:52.458
‫مامانم سعی می‌کرد مطمئن بشه‬
‫که کارهای عادیِ بچه‌ها رو انجام میدم،‬

11:52.541 --> 11:55.208
‫مثلِ مرکز خرید و کلاسِ کاراته،‬

11:55.291 --> 11:57.541
‫ولی هیچوقت نتونستیم از پسِ جشن تولد بربیایم.‬

11:57.625 --> 12:00.708
‫فکر کنم واسه کسی مثلِ من زیادی عادی‌ان.‬

12:00.791 --> 12:03.000
‫منم عادی نیستم.‬

12:04.125 --> 12:06.833
‫خب، اصلاً کی دلش می‌خواد عادی باشه، ها؟‬

12:09.000 --> 12:16.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:19.708 --> 12:23.250
‫بچه‌ها، شما هم اینا رو می‌بینین؟‬

12:24.916 --> 12:26.000
‫منظورشون چیه؟‬

12:26.708 --> 12:29.875
‫فکر کنم یعنی...

12:31.458 --> 12:34.208
‫فکر کنم یعنی باید از این طرف بریم.‬

12:34.708 --> 12:36.416
‫باید نزدیک شده باشیم.‬

12:45.166 --> 12:46.500
‫کی...‬

12:47.708 --> 12:49.500
‫کی می‌خواد اول بره؟‬

12:53.500 --> 12:54.791
‫باشه.‬

12:59.375 --> 13:00.416
‫مراقب باش.‬

13:00.500 --> 13:02.458
‫واسه این حرف یکم دیره، تعقیب‌کننده.‬

13:04.916 --> 13:07.583
‫این پیچک‌ها اونقدر قوی هستن‬
‫که سیمان رو بشکافن.‬

13:07.666 --> 13:11.250
‫- اگه کلِ اینجا پر از اینا باشه...‬
‫- باید مراقب باشیم کجا پا می‌ذاریم.‬

13:11.333 --> 13:12.458
‫مکس؟‬

13:13.750 --> 13:14.625
‫مکس؟‬

13:17.166 --> 13:19.083
‫مکس!‬

13:19.958 --> 13:21.875
‫باید بیای این رو ببینی.‬

13:27.291 --> 13:28.541
‫آخرِ خطه.‬

13:43.208 --> 13:44.083
‫نگاه کنین!‬

13:48.750 --> 13:49.916
‫فقط یکیشون اینجاست.‬

13:50.000 --> 13:51.458
‫- می‌تونیم از پسش...‬
‫- نه.‬

13:59.000 --> 13:59.875
‫راست میگه.‬

13:59.958 --> 14:03.958
‫اگه باهاشون بجنگیم، هر چی که توی
‫ سیستمِ فاضلابه می‌فهمه که ما اینجاییم.‬

14:04.041 --> 14:06.958
‫اون موجودات ممکنه‬
‫هر لحظه برگردن.‬

14:07.041 --> 14:09.875
‫باید یه راهی پیدا کنیم‬
‫که بریم اون‌طرف‬

14:09.958 --> 14:12.791
‫بدونِ اینکه اول مجبور بشیم‬
‫بریم پایین توی تونلِ مرگ.‬

14:12.875 --> 14:17.500
‫اوه، چه احمقی‌ام من! قلابم رو‬
‫توی اون یکی شلوارم جا گذاشتم.‬

14:17.583 --> 14:18.875
‫من جا نذاشتم.‬

14:20.041 --> 14:21.666
‫کی واسه یه سواری آماده‌ست؟‬

14:23.208 --> 14:25.458
‫آروم. آروم.‬

15:11.000 --> 15:12.166
‫- زود باش! عجله کن!‬
‫- عجله کنین!‬

15:12.250 --> 15:13.750
‫منتظرِ چی هستی؟‬

15:15.583 --> 15:16.916
‫بچه‌ها؟‬

15:26.000 --> 15:28.125
‫آره! آره! برو، اِل!‬

15:45.625 --> 15:46.583
‫آخ.‬

15:52.583 --> 15:54.041
‫الان کدوم گوری هستیم؟‬

15:54.125 --> 15:55.250
‫تقاطع فاضلاب.‬

15:55.333 --> 15:56.916
‫اه، چندش!‬

15:57.000 --> 15:58.916
‫- اه.‬
‫- این رو ببینید.‬

16:01.583 --> 16:04.000
‫زیاد نزدیک نشو!‬
‫اون یه ترانسفورماتور برقه.‬

16:04.083 --> 16:07.041
‫اگه اشتباه بهش دست بزنی،‬
‫یه شوک مرگبار بهت وارد می‌کنه.‬

16:08.500 --> 16:11.041
‫کی آخه ابزارش رو همین‌طوری اینجا ول می‌کنه؟‬

16:11.125 --> 16:13.750
‫احتمالاً کسی که‬
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشته.‬

16:22.083 --> 16:23.541
‫داستین.‬

16:24.750 --> 16:26.666
‫- داستین!‬
‫- آخ!‬

16:33.500 --> 16:34.791
‫برید عقب!‬

16:40.458 --> 16:42.416
‫خرت‌وپرت‌ها آماده!‬

16:42.500 --> 16:44.375
‫لطفاً اون‌طوری صداشون نکن.‬

16:47.583 --> 16:50.541
‫♪ اون یه رایحه‌ای از خودش ساطع می‌کنه‬ ♪
‫♪ از یه عشق نامعلوم‬ ♪

16:50.625 --> 16:53.083
‫♪ مثل مه از اون بالا می‌چکه پایین‬ ♪

16:53.166 --> 16:55.000
‫♪ اون همون دختره‬ ♪
‫♪ اون همون دختره‬ ♪

16:55.083 --> 16:56.083
‫واو!‬

16:58.125 --> 17:03.500
‫با آدم اشتباهی درافتادی!‬
‫نفس جادوگریم رو بچش!‬

17:06.083 --> 17:07.041
‫

17:15.166 --> 17:16.458
‫مراقب باشید!

17:18.541 --> 17:19.375
‫

17:19.458 --> 17:21.625
‫♪ اون همون دختریه‬ ♪
‫♪ دختری که می‌خوای‬ ♪

17:23.541 --> 17:26.708
‫♪ اون همون دختره، اون همون دختره‬ ♪
‫♪ دختری که می‌خوای‬ ♪

17:29.916 --> 17:32.000
‫

17:32.083 --> 17:34.750
‫♪ نگاهت به خودته و دهنت آب افتاده‬ ♪

17:34.833 --> 17:37.291
‫♪ نگاهت به خودته و مغزت داره سوت می‌کشه‬ ♪

17:37.375 --> 17:38.541
‫خوب نیست.‬

17:40.000 --> 17:43.375
‫♪ اون همون دختریه که می‌خوای‬ ♪

17:45.375 --> 17:48.041
‫♪ اون همون دختره، اون همون دختره‬ ♪
‫♪ دختری که می‌خوای‬ ♪

17:48.125 --> 17:52.375
‫همش همین بود، ای پرچین احمق؟‬

17:52.458 --> 17:54.958
‫♪ اون همون دختریه‬ ♪
‫♪ دختری که می‌خوای‬ ♪

17:55.583 --> 17:57.916
‫چشماتون! چشماتون! چشماتون رو بپوشونید!‬

18:08.875 --> 18:09.958
‫وای خدا...

18:10.041 --> 18:11.458
‫بخیر گذشت.‬

18:11.541 --> 18:14.250
‫فکر کنم یه چیزایی از فاضلاب‬
‫رفت توی دهنم.‬

18:15.375 --> 18:19.000
‫چه مجهز یا غیر مجهز
‫آمادگی این رو نداشتیم.

18:19.083 --> 18:23.916
‫بیخیال بچه‌ها. الان نمیشه جا بزنیم.‬
‫خیلی نزدیکیم. فقط باید...‬

18:27.958 --> 18:29.875
‫قبل از اینکه بمیریم بریم؟‬

18:29.958 --> 18:33.208
‫همگی، وسایلتون رو بردارید.‬
‫از اینجا می‌ریم.‬

18:33.291 --> 18:34.291
‫همین الان!‬

18:40.916 --> 18:43.083
‫یه فاجعه‌ی تمام‌عیار بود.‬

18:44.000 --> 18:48.125
‫بچه‌ها، کم‌کم دارم فکر می‌کنم‬
‫بالاخره حریفمون رو پیدا کردیم.‬

18:48.625 --> 18:51.750
‫جایی از بدنم نیست که درد نکنه.‬

18:52.250 --> 18:54.208
‫من جایی از بدنم نیست که بو نده.‬

18:54.958 --> 18:58.250
‫کفشام دیگه هیچ‌وقت مثل اولش نمیشه.‬

18:59.291 --> 19:02.708
‫اصلاً موفقیت‌آمیز نبود.‬

19:02.791 --> 19:04.791
‫آره. متأسفم، نیکی.‬

19:05.416 --> 19:08.208
‫تقریباً بدترین تولد عمرت شد، نه؟‬

19:08.291 --> 19:13.000
‫اصلاً، پسر زامبی.‬
‫این بهترین تولد کل عمرم بود.‬

19:13.750 --> 19:14.833
‫چطور؟‬

19:14.916 --> 19:19.125
‫اولیش، دوست‌ها.‬
‫این واسه من یه چیز جدیده.‬

19:19.208 --> 19:22.541
‫دومیش، ماجراجویی‌های خطرناک توی فاضلاب.‬

19:22.625 --> 19:25.708
‫چندشه، ولی خیلی هیجان‌انگیزتر از‬
‫چاک ئی چیزه.‬

19:25.791 --> 19:27.291
‫و سومیش،‬

19:27.375 --> 19:29.291
‫جشن تموم نشده، کلاس.‬

19:32.041 --> 19:34.125
‫عالیه. باید کیک می‌پختیم.‬

19:34.208 --> 19:36.583
‫کیک پیشکش، من یه چیز بهتر دارم.‬

19:39.083 --> 19:42.250
‫یه میان‌وعده‌ی تازه‬
‫که وسطش هم خوراکیه.‬

19:42.333 --> 19:45.833
‫قبل از اینکه فروشگاه غذایی منفجر بشه،‬
‫انبارش کردم.‬

19:45.916 --> 19:47.833
‫- عالیه.‬
‫- من یکی می‌خوام!‬

19:49.083 --> 19:50.458
‫بفرما.‬

19:51.583 --> 19:53.000
‫تولد تو هم هست.‬

19:53.083 --> 19:54.625
‫آره، اینا رو دوست دارم.‬

19:54.708 --> 19:57.291
‫ولی تولدم نیست.‬

19:57.375 --> 20:02.291
‫خب، تو ۱۳ تا تولد رو پشت‌سرهم از دست دادی.‬
‫وقتشه که جبرانشون کنیم.‬

20:03.708 --> 20:07.625
‫- تولدت مبارک‬
‫- تولدت مبارک‬

20:07.708 --> 20:10.291
‫تولدت مبارک، اِل و نیکی‬

20:10.375 --> 20:11.875
‫رئیس تحقیق و توسعه‌ی ب.ک.ه.‬

20:11.958 --> 20:14.333
‫تولدت مبارک‬

20:31.875 --> 20:34.500
‫می‌دونی که باید آرزو کنی، مگه نه؟‬

20:36.083 --> 20:37.083
‫کردم.‬

20:37.833 --> 20:39.375
‫همین الانم برآورده شده.‬

20:39.458 --> 20:40.958
‫آخی!‬

20:41.041 --> 20:43.708
‫آرزو کردم بفهمم چطوری‬
‫میشه به ملکه صدمه زد،‬

20:43.791 --> 20:45.791
‫و فکر کنم یه فکری دارم.‬

20:46.369 --> 20:47.689
‫چطوری؟

20:47.958 --> 20:48.875
‫نور.‬

20:48.958 --> 20:52.958
‫مامانم همیشه میگه گیاه‌ها‬
‫چقدر وحشتناک به نور حساسن.‬

20:53.041 --> 20:55.375
‫مثلاً اگه بهشون نور نرسه، می‌میرن؟‬

20:55.458 --> 20:56.416
‫دقیقاً.‬

20:56.500 --> 20:58.541
‫ولی اون پیچک‌ها توی فاضلاب زندگی می‌کنن.‬

20:58.625 --> 21:01.458
‫حالشون هم خیلی خوبه،‬
‫اون پایین هم که اصلاً نور نیست.‬

21:02.041 --> 21:05.250
‫آره، خب، چون در مورد گیاه‌ها‬
‫عکسش هم صادقه.‬

21:05.333 --> 21:06.791
‫نورِ خیلی زیاد؟‬

21:10.791 --> 21:12.125
‫کار راحتی نیست.‬

21:12.208 --> 21:15.916
‫بازسازی لومن‌هایی که اون ترانسفورماتور تولید می‌کنه‬

21:16.000 --> 21:17.458
‫بدون یه منبع انرژی حسابی، غیرممکنه.‬

21:17.541 --> 21:20.916
‫هی، اگه کسی بتونه بفهمه چطوری‬
‫اون لومن‌ها رو بازسازی کنه‬

21:21.000 --> 21:24.166
‫تا یه سلاح خفن بسازه، اون تویی.‬

21:25.166 --> 21:27.166
‫دقیقاً همین‌طوره، پسر زامبی.‬

21:27.250 --> 21:29.958
‫مایک، اون مسِ نمره ۱۴ رو بده به من.‬

21:31.958 --> 21:34.250
‫انبردست. انبردست.‬

21:35.166 --> 21:36.041
‫اوه.‬

21:37.125 --> 21:37.958
‫مرسی.‬

21:38.458 --> 21:41.333
‫خب، خب، خب.‬
‫قطعاً همه‌ی اینا خیلی عالیه،‬

21:41.416 --> 21:44.166
‫ولی اول باید به یه موردِ اضطراری‬
‫برسم.‬

21:45.666 --> 21:48.708
‫وسیله ساختن باعث میشه جیشم بگیره.‬

21:49.291 --> 21:51.500
‫منتظرِ اجازه‌ای؟‬

21:59.541 --> 22:01.000
‫آزمایشِت؟‬

22:01.083 --> 22:02.833
‫نگرانِ اینی؟‬

22:02.916 --> 22:05.333
‫طوفان همین الان تنها منبعِ درآمدم رو‬
‫از بین برد.‬

22:05.416 --> 22:08.375
‫- بحث این نیست.‬
‫- فکر نکنم متوجه باشی.‬

22:08.458 --> 22:12.958
‫نه، نه، نه، نه، نه. مشکل همینه.‬
‫من می‌فهمم.‬

22:13.041 --> 22:15.666
‫می‌فهمم که این جزئی از نقشه نبود.‬

22:15.750 --> 22:20.041
‫مجبورم نکن کاری کنم که پشیمون بشم.‬

22:20.125 --> 22:22.083
‫

22:22.166 --> 22:23.000
‫دستشویی؟‬

22:23.083 --> 22:25.083
‫اوه! سلام!‬

22:25.583 --> 22:30.375
‫حتماً، حتماً، حتماً، حتماً.‬
‫طبقه‌ی بالاست، دومین در سمتِ راست.‬

22:35.333 --> 22:37.708
‫♪ تولدت مبارک‬ ♪

22:37.791 --> 22:39.708
‫♪ تولدم مبارک‬ ♪

22:39.791 --> 22:42.458
‫تولدت نیست که، داستین.‬

22:42.541 --> 22:45.500
‫تولدت مبارک‬

22:59.583 --> 23:00.875
‫اوه!‬

23:05.083 --> 23:06.541
‫تکامل فرآیندیه که‬

23:06.625 --> 23:10.958
‫طی اون، یه موجودِ زنده خودش رو با نسخه‌ی‬
‫پیشرفته‌تری از خودش وفق میده.‬

23:11.500 --> 23:14.708
‫می‌تونم کلِ روز در موردِ این چیزا حرف بزنم.‬

23:14.791 --> 23:18.958
‫تکامل، انقراض،‬
‫مخصوصاً انقراض.‬

23:19.625 --> 23:23.291
‫ترس از انقراض‬
‫انگیزه‌ی خیلی بزرگیه.‬

23:23.375 --> 23:29.833
‫مثلِ قارچ‌ها و درخت‌های کاج.‬
‫وقتی دارن می‌میرن، هاگ آزاد می‌کنن.‬

23:29.916 --> 23:34.625
‫این هاگ‌ها بقایِ‬
‫گونه‌شون رو تضمین می‌کنن.‬

23:35.250 --> 23:36.541
‫وای نه!

23:37.250 --> 23:41.166
‫خانمِ بکستر همون هورد پرایمه.‬

23:47.165 --> 24:07.165
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
