1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:26,250 --> 00:00:27,583
‫فرار کنید!‬

4
00:00:31,686 --> 00:00:33,393
‫پشت سر رو نگاه نکنید!

5
00:00:34,916 --> 00:00:38,000
‫پشتم رو نگاه کردم!
‫چرا آخه پشت سرم رو نگاه کردم؟‬

6
00:00:46,583 --> 00:00:48,666
‫اون طرف! زود باشید، عجله کنید!‬

7
00:00:52,166 --> 00:00:56,500
‫<i>می‌دونم که مصنوعی‌ام</i>‬
‫<i>ولی تقصیر رو ننداز گردن من</i>‬

8
00:00:56,583 --> 00:00:59,000
‫زود باشید! بجنبید!‬

9
00:00:59,083 --> 00:01:04,166
‫<i>من با لوازم خونگی بزرگ شدم</i>‬
‫<i>توی یه جامعه‌ی مصرف‌گرا</i>‬

10
00:01:05,166 --> 00:01:08,333
‫صبر کن! این باید یه مدتی نگهش داره...‬

11
00:01:09,166 --> 00:01:12,458
‫نه زیاد! برید، برید، برید!‬

12
00:01:12,541 --> 00:01:14,583
‫صبر کنید. باید برگردیم.‬

13
00:01:14,666 --> 00:01:17,333
‫گفت صبر کنید؟‬
‫جدی که نگفتی صبر کنید.‬

14
00:01:17,416 --> 00:01:18,833
‫چارلی هنوز اون توئه.‬

15
00:01:18,916 --> 00:01:21,750
‫وای نه! خیلی خب، باید بریم بیاریمش.‬

16
00:01:21,833 --> 00:01:25,000
‫اون اون‌ورِ مدرسه است،‬
‫دقیقاً اون سرِ ساختمون.‬

17
00:01:25,083 --> 00:01:27,291
‫نمی‌تونیم همین‌طوری اون تو‬
‫با این موجود تنهاش بذاریم.‬

18
00:01:27,375 --> 00:01:28,250
‫نمی‌تونیم؟‬

19
00:01:31,041 --> 00:01:34,250
‫باشه بابا. داشتم شوخی می‌کردم... یه جورایی.‬

20
00:01:36,250 --> 00:01:37,416
‫بیاین! از این طرف!‬

21
00:01:57,029 --> 00:02:01,447
‫«چیز‌های عجیب و غریب»

22
00:02:01,472 --> 00:02:07,108
‫«چیز‌های عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

23
00:02:09,773 --> 00:02:15,370
‫«قسمت هفتم: وارد طوفان بشید»

24
00:02:23,333 --> 00:02:26,291
‫{\an۸}<i>...کوهستان‌ها</i>‬
‫<i>تحت هشدار وضعیت جوی زمستانی هستن.</i>‬

25
00:02:26,375 --> 00:02:29,250
‫{\an۸}<i>انتظار میره در طول روز</i>‬
‫<i>شاهد بوران و کاهش دید باشیم، </i>‬

26
00:02:29,333 --> 00:02:33,166
‫{\an۸}<i>پس حتماً توی جاده‌ها مراقب باشید، </i>‬
‫<i>مخصوصاً در ارتفاعات.</i>‬

27
00:02:33,250 --> 00:02:36,375
‫{\an۸}مایک، صدام رو می‌شنوی؟ جواب بده. تموم.‬

28
00:02:37,083 --> 00:02:39,291
‫{\an۸}<i>وضعیت اضطراری اعلام شده</i>‬

29
00:02:39,375 --> 00:02:42,041
‫{\an۸}<i>چون مقامات همچنان دارن</i>‬
‫<i>مسیر طوفان رو ردیابی می‌کنن...</i>‬

30
00:02:48,750 --> 00:02:50,458
‫{\an۸}پیدات می‌کنم، مایک.‬

31
00:03:06,250 --> 00:03:07,291
‫مایک؟‬

32
00:03:25,541 --> 00:03:27,708
‫مایک؟‬

33
00:03:30,541 --> 00:03:31,583
‫چی شده؟‬

34
00:03:32,458 --> 00:03:33,875
‫چرا قایم شدی؟‬

35
00:03:43,583 --> 00:03:45,250
‫مایک!‬

36
00:03:48,375 --> 00:03:49,208
‫مایک!‬

37
00:04:28,500 --> 00:04:30,041
‫باید بریم دنبالش؟‬

38
00:04:31,083 --> 00:04:32,125
‫

39
00:04:35,434 --> 00:04:38,267
‫لوکاس و مکس گزارش میدن. تموم.‬

40
00:04:40,416 --> 00:04:43,833
‫کسی اون بیرون هست؟‬
‫یه موجود داره بهمون حمله می‌کنه.‬

41
00:04:43,916 --> 00:04:46,125
‫وضعیت قرمزه. تموم.‬

42
00:04:47,583 --> 00:04:49,375
‫لعنتی! فقط صدای نویزه.‬

43
00:04:49,458 --> 00:04:51,958
‫{\an۸}آسمون هم که اصلاً صاف نیست.‬

44
00:04:52,041 --> 00:04:54,291
‫{\an۸}احتمالاً باید یه جای بلندتر پیدا کنیم‬
‫تا سیگنال قوی‌تر بشه.‬

45
00:04:54,375 --> 00:04:57,291
‫آره. ولی کجا باید...‬

46
00:05:07,541 --> 00:05:08,958
‫جلیقه‌ی مسخره!‬

47
00:05:09,041 --> 00:05:11,208
‫طوفانِ مسخره، <i>شی‌رای</i> مسخره،‬

48
00:05:11,291 --> 00:05:14,083
‫و منِ مسخره.‬
‫که دارم وسط این اوضاع رکاب می‌زنم.‬

49
00:05:14,166 --> 00:05:15,583
‫اووه! اووه!‬

50
00:05:17,041 --> 00:05:19,000
‫اوه، عالی شد!‬

51
00:05:24,625 --> 00:05:26,958
‫هی! هی! هی!‬

52
00:05:27,041 --> 00:05:28,708
‫اووه! اووه!‬

53
00:05:33,166 --> 00:05:35,958
‫وای، نزدیک بود بکشمت، آقای هندرسون!‬

54
00:05:38,166 --> 00:05:39,791
‫می‌تونم باهاتون بیام؟‬

55
00:05:41,416 --> 00:05:42,458
‫سوار شو.‬

56
00:06:36,958 --> 00:06:39,291
‫چرا ما رو نمی‌خوره؟‬

57
00:06:39,375 --> 00:06:40,208
‫صبر کن.‬

58
00:06:54,916 --> 00:06:57,958
‫فکر کنم داره بوی چیزی رو حس می‌کنه.‬

59
00:07:00,791 --> 00:07:02,000
‫یا بوی کسی رو.‬

60
00:07:02,791 --> 00:07:04,208
‫چارلی!‬

61
00:07:15,541 --> 00:07:17,250
‫عجله کن! عجله کن! زود باش!‬

62
00:07:21,541 --> 00:07:24,625
‫بیرون رسماً یخبندونه.‬

63
00:07:24,708 --> 00:07:28,000
‫دیدِ کافی وجود نداره که بشه‬
‫با خیال راحت جابه‌جا شد.‬

64
00:07:28,625 --> 00:07:32,208
‫ولی اینجا...‬
‫اینجا پناهگاه خوبیه.‬

65
00:07:32,291 --> 00:07:36,041
‫کمپ زدن توی فروشگاه؟‬
‫خیلی باحاله!‬

66
00:07:36,125 --> 00:07:40,333
‫امیدوارم دقیقاً و از لحاظ لغوی‬
‫برعکسِ کلمه‌ی کول (خنک) باشه.‬

67
00:07:40,416 --> 00:07:42,958
‫ولی منظورت رو می‌فهمم.‬

68
00:07:44,875 --> 00:07:47,375
‫هوم. برق قطع شده.‬

69
00:07:48,125 --> 00:07:49,291
‫تلفن هم کار نمی‌کنه.‬

70
00:07:49,375 --> 00:07:51,625
‫انگار باید خودمون رو...‬

71
00:07:52,416 --> 00:07:53,500
‫راحت کنیم.‬

72
00:07:54,000 --> 00:07:56,083
‫کلوچه می‌خوری؟

73
00:08:02,500 --> 00:08:04,125
‫هی! شماها کجایید؟‬

74
00:08:05,916 --> 00:08:09,000
‫اگه اون بازنده‌ها من رو پیچونده باشن،
‫خدا شاهده...‬

75
00:08:09,583 --> 00:08:10,500
‫ها.‬

76
00:08:15,041 --> 00:08:17,125
‫این دیگه چیه...؟‬

77
00:08:28,541 --> 00:08:29,416
‫چارلی!‬

78
00:08:32,625 --> 00:08:34,041
‫آه! ولش کن!‬

79
00:08:34,125 --> 00:08:36,708
‫موجودِ کثیف! ولش کن!‬

80
00:08:36,791 --> 00:08:38,375
‫هی! من اینجام!‬

81
00:08:40,833 --> 00:08:41,958
‫بیا من رو بگیر!‬

82
00:08:51,041 --> 00:08:51,875
‫بیاین بریم!‬

83
00:08:54,708 --> 00:08:56,166
‫بیا دیگه، گنده بک!‬

84
00:08:59,416 --> 00:09:02,791
‫یا خدا! یا خدا!‬

85
00:09:06,250 --> 00:09:10,458
‫دو بار! تا حالا دو بار‬
‫جونِ این یارو رو نجات دادیم!‬

86
00:09:10,541 --> 00:09:11,875
‫خیلی بهمون بدهکاره.‬

87
00:09:11,958 --> 00:09:13,041
‫باهاش چیکار کرد؟‬

88
00:09:13,875 --> 00:09:16,541
‫حالش خوبه؟ اصلاً زنده است؟‬

89
00:09:16,625 --> 00:09:20,458
‫زنده است، ولی انگار اون موجود‬
‫بردتش توی یه جور خلسه.‬

90
00:09:20,541 --> 00:09:22,166
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد!‬

91
00:09:22,250 --> 00:09:24,708
‫اون موجود، ما رو گیر انداخته بود،‬

92
00:09:24,791 --> 00:09:28,541
‫ولی بعدش تا بوی چارلی به مشامش خورد،‬
‫مثل یه عادتِ بد ما رو ول کرد؟‬

93
00:09:28,625 --> 00:09:32,541
‫قبلاً هم یه بار کوسه‌ی برفی گرفته بودتش.‬
‫شاید این موجود می‌خواست دوباره پسش بگیره.‬

94
00:09:32,625 --> 00:09:34,458
‫شاید هنوزم می‌خواد پسش بگیره.‬

95
00:09:34,541 --> 00:09:37,958
‫چقدر طول می‌کشه تا بوی گندِ این یارو‬
‫اون موجود رو مستقیم برگردونه پیش ما؟‬

96
00:09:38,041 --> 00:09:42,208
‫باید با بقیه تماس بگیریم.‬
‫این وضعیت قرمزِ اساسیه‌.‬

97
00:09:42,291 --> 00:09:44,958
‫بی‌سیمت.‬
‫هنوز توی کمدته، نه؟‬

98
00:09:45,041 --> 00:09:48,666
‫عمراً بتونیم بدون اینکه گیر بیفتیم انجامش بدیم.‬

99
00:09:56,958 --> 00:09:57,958
‫ردیفش می‌کنم.‬

100
00:09:58,958 --> 00:10:02,541
‫پسر، یه موجودِ احمق
‫در مقابلِ سه تا مغزِ متفکر؟‬

101
00:10:02,625 --> 00:10:04,541
‫بهم اعتماد کن، می‌تونیم از پا درش بیاریم.‬

102
00:10:04,625 --> 00:10:05,708
‫چطوری؟‬

103
00:10:05,791 --> 00:10:08,291
‫با علم و دانش میریم تو شکمش.‬

104
00:10:14,875 --> 00:10:16,000
‫خیلی‌خب.‬

105
00:10:16,833 --> 00:10:19,625
‫این دیگه تیرِ آخره.‬

106
00:10:19,708 --> 00:10:21,291
‫ها، هی!‬

107
00:10:21,375 --> 00:10:22,375
‫آه!‬

108
00:10:22,958 --> 00:10:24,708
‫ای وای.‬

109
00:10:24,791 --> 00:10:28,375
‫فکر کنم توی درست کردنِ فوتبالِ کاغذی بهتر باشی‬

110
00:10:28,458 --> 00:10:31,083
‫تا اینکه بخوای واقعاً بازیش کنی.‬

111
00:10:32,500 --> 00:10:34,625
‫خب، با عقل جور در میاد.‬

112
00:10:34,708 --> 00:10:39,083
‫بچگیام اصلا با ورزش حال نمی‌کردم،
‫ولی هندسه‌ام حرف نداشت.‬

113
00:10:39,166 --> 00:10:42,375
‫این اصلاً اون چیزی نبود که
‫براش آموزش دیده بودم.‬

114
00:10:42,458 --> 00:10:43,875
‫آموزش؟‬

115
00:10:44,458 --> 00:10:46,000
‫کمربند مشکی داری؟‬

116
00:10:46,083 --> 00:10:48,708
‫آموزشِ علمی، آقای هندرسون.‬

117
00:10:48,791 --> 00:10:52,958
‫زیست‌شناسی با تمرکز روی سلول‌شناسی.‬
‫سلول‌شناسی یعنی مطالعه‌ی...‬

118
00:10:53,041 --> 00:10:56,416
‫سلول‌ها و ساختارِ سلولی.‬
‫داری واسه اوستا باقالی بار می‌کنی، مرد.‬

119
00:10:56,500 --> 00:11:00,625
‫پس چرا داری وقتت رو
‫اینجا توی هاوکینز تلف می‌کنی؟‬

120
00:11:02,291 --> 00:11:06,291
‫خب، تا همین چند وقت پیش،
‫هاوکینز پاتوقِ دانشمندا بود.‬

121
00:11:06,875 --> 00:11:10,875
‫ولی بعدش همه‌چی دود شد رفت هوا،‬
‫همراه با تمامِ آرزوهای شغلیم.‬

122
00:11:10,958 --> 00:11:14,458
‫توی آزمایشگاهِ هاوکینز کار می‌کردی؟‬

123
00:11:14,541 --> 00:11:18,541
‫داری با یکی از اعضای مؤسسِ‬
‫کمیته‌ی پیشرفتِ علمی صحبت می‌کنی.‬

124
00:11:19,833 --> 00:11:24,791
‫ده سال تمام، خودم رو
‫واسه ترفیع گرفتن تیکه پاره کردم‬

125
00:11:24,875 --> 00:11:27,458
‫ترفیعی که قرار نبود هیچوقت بهم برسه.‬

126
00:11:29,750 --> 00:11:33,666
‫یه جا خوندم... اونجا جای خیلی خطرناکی بوده.‬

127
00:11:33,750 --> 00:11:37,375
‫می‌تونم بپرسم دقیقاً روی چی کار می‌کردی؟‬

128
00:11:37,458 --> 00:11:40,291
‫خب، نکته‌اش همینه دیگه، آقای هندرسون.‬

129
00:11:41,208 --> 00:11:43,166
‫اون همه سال خدمت،‬

130
00:11:43,250 --> 00:11:46,291
‫و حتی یه ذره هم سطحِ دسترسیِ امنیتی نداشتم.‬

131
00:11:46,375 --> 00:11:48,875
‫هر چقدر هم که براشون مایه می‌ذاشتم،‬

132
00:11:48,958 --> 00:11:52,125
‫انگار اصلاً نمی‌خواستن من رو راه بدن.‬

133
00:11:53,416 --> 00:11:55,291
‫خب، این که عالیه!‬

134
00:11:55,833 --> 00:12:02,125
‫یعنی، معلومه که عالی نیست.‬
‫حتماً خیلی برات بد بوده.‬

135
00:12:02,208 --> 00:12:03,500
‫نه، منظورم این بود که...‬

136
00:12:04,708 --> 00:12:06,291
‫ساعتِ باحالیه.‬

137
00:12:06,375 --> 00:12:07,875
‫نه، حق با توئه.‬

138
00:12:08,958 --> 00:12:12,333
‫بازرس‌ها حتی بعد از تعطیلیِ اونجا هم‬
‫نخواستن باهام مصاحبه کنن.‬

139
00:12:12,416 --> 00:12:16,583
‫هر اتفاقی که اونجا افتاده باشه،‬
‫فکر کنم من یکی از اون خوش‌شانس‌ها بودم.‬

140
00:12:16,666 --> 00:12:21,083
‫ولی اینم یعنی اینکه بدون هیچ تحقیق یا اعتباری‬
‫از اونجا اومدم بیرون.‬

141
00:12:21,916 --> 00:12:25,291
‫فقط چند تا خودکار و یه ساعتِ یادگاری برام موند.‬

142
00:12:25,375 --> 00:12:28,750
‫می‌فهمم. حس می‌کنی ماجراجوییِ بزرگت تموم شده،‬

143
00:12:28,833 --> 00:12:32,125
‫انگار اون چیزی که خاصت می‌کرد از بین رفته.‬

144
00:12:32,708 --> 00:12:34,500
‫فکر کنم همش هم بد نیست.‬

145
00:12:34,583 --> 00:12:37,291
‫اگه کارم رو از دست نمی‌دادم،‬
‫هیچ‌وقت با آنا آشنا نمی‌شدم.‬

146
00:12:37,375 --> 00:12:39,708
‫اه... خانمِ بکستر.‬

147
00:12:40,541 --> 00:12:43,541
‫واقعاً فکر می‌کنم کارش
‫یه روزی دنیا رو عوض می‌کنه.‬

148
00:12:43,625 --> 00:12:45,083
‫دقیقاً!‬

149
00:12:45,166 --> 00:12:46,791
‫فقط چون شرایط عوض میشه،‬

150
00:12:46,875 --> 00:12:49,916
‫دلیل نمیشه که زندگیِ جدیدمون... معمولی باشه.‬

151
00:12:50,000 --> 00:12:51,541
‫آره.‬

152
00:12:51,625 --> 00:12:53,541
‫نمی‌تونیم تا ابد اینجا بمونیم.‬

153
00:12:53,625 --> 00:12:56,208
‫شاید همین نزدیکی‌ها یه تلفنِ سالم پیدا بشه.‬

154
00:12:56,291 --> 00:12:58,916
‫حالا که باد آروم شده، میرم دنبالش بگردم.‬

155
00:13:00,041 --> 00:13:01,625
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم که حواست به مغازه باشه؟‬

156
00:13:02,458 --> 00:13:04,625
‫با جون و دل ازش محافظت می‌کنم!‬

157
00:13:06,041 --> 00:13:06,958
‫باشه.‬

158
00:13:15,708 --> 00:13:21,208
‫تصمیم گرفتم که از برف خوشم نیاد!‬

159
00:13:29,625 --> 00:13:31,041
‫آه!‬

160
00:13:33,000 --> 00:13:40,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

161
00:13:41,458 --> 00:13:43,875
‫♪ <i>نمی‌خوام بدونم</i>‬ ♪
‫♪ <i>چه کارایی می‌کنی</i>‬ ♪

162
00:13:43,958 --> 00:13:46,458
‫♪ <i>نمی‌خوام بدونم</i>‬ ♪
‫♪ <i>چه حرفایی می‌زنی</i>‬ ♪

163
00:13:46,541 --> 00:13:47,958
‫♪ <i>نمی‌خوام بدونم</i>‬ ♪

164
00:13:48,583 --> 00:13:51,041
‫♪ <i>برام اصلاً مهم نیست</i>‬ ♪
‫♪ <i>چون همش بازیه</i>‬ ♪

165
00:13:51,125 --> 00:13:52,291
‫این چیه؟‬

166
00:13:52,375 --> 00:13:54,208
‫اوم، کلسیم استات.‬

167
00:13:56,875 --> 00:13:59,208
‫خب، چطوری بگم؟...‬

168
00:13:59,291 --> 00:14:00,958
‫یه ماده‌ی چسبناکِ قابلِ اشتعال!‬

169
00:14:01,041 --> 00:14:02,750
‫این همه چیز رو از کجا بلدی؟‬

170
00:14:02,833 --> 00:14:07,625
‫هیچ‌وقت ‬ بچه‌ی یه معلمِ علومِ جایگزین رو
‫‬ که کسی حواسش بهش نبوده دست‌ کم نگیر.

171
00:14:07,708 --> 00:14:10,125
‫خب، اگه برای سرگرم کردنش آماده‌اید،‬

172
00:14:10,208 --> 00:14:12,208
‫من می‌تونم یواشکی برم بی‌سیمِ مایک رو بیارم.‬

173
00:14:12,791 --> 00:14:15,541
‫جالی نمیری، ویل. خیلی خطرناکه.‬

174
00:14:15,625 --> 00:14:19,458
‫بهت برنخوره
‫ ولی نسبت به تو من هزار برابر‬

175
00:14:19,541 --> 00:14:21,875
‫توی فرار کردن از دستِ هیولاهای قاتل.

176
00:14:24,000 --> 00:14:24,833
‫حق با توئه.‬

177
00:14:24,916 --> 00:14:28,708
‫ببخشید ویل. می‌دونم از پسش برمیای
‫ ولی لطفاً فقط...

178
00:14:28,791 --> 00:14:31,166
‫مراقب باشم؟ ها. خیالت راحت.‬

179
00:14:31,250 --> 00:14:35,666
‫بیا. پتاسیم نیترات و شکر عجب چیزی می‌سازن...‬

180
00:14:35,750 --> 00:14:37,625
‫...بمبِ دودزا.‬

181
00:14:37,708 --> 00:14:43,750
‫اینم شاید شبیه یه سیب‌زمینیِ ساده به نظر بیاد،‬
‫ولی من بهش میگم سیب‌زمینی برقی.‬

182
00:14:46,125 --> 00:14:49,000
‫مراقب باش! یادت نره
‫اون ماده‌ی چسبناک قابلِ اشتعاله.‬

183
00:14:49,083 --> 00:14:51,916
‫اگه از دستت بیفته، ممکنه مثل یه باربیکیویِ حسابی‬
‫هممون رو به آتیش بکشی.‬

184
00:14:52,000 --> 00:14:55,541
‫پس فکر کنم الان تنها چیزی که لازم داریم‬
‫یه جور طعمه واسه هیولاست.‬

185
00:14:55,625 --> 00:15:00,208
‫و خوشبختانه، الان دیگه می‌دونیم‬
‫این موجود بیشتر از همه چی می‌خواد.‬

186
00:15:02,416 --> 00:15:05,291
‫

187
00:15:05,375 --> 00:15:06,666
‫

188
00:15:07,791 --> 00:15:08,708
‫

189
00:15:19,208 --> 00:15:20,208
‫

190
00:15:20,291 --> 00:15:21,375
‫

191
00:15:23,958 --> 00:15:25,166
‫

192
00:15:40,333 --> 00:15:41,291
‫همه چی امن و امانه.‬

193
00:15:45,375 --> 00:15:46,458
‫طعمه‌مون در چه حاله؟‬

194
00:15:46,541 --> 00:15:49,500
‫اوف. چقدر بو میده، مثل کوه پنیر کهنه.‬

195
00:15:49,583 --> 00:15:51,083
‫اه! چه بوی گندی.‬

196
00:15:51,166 --> 00:15:53,208
‫اگه این موجود از بوی چارلی خوشش میاد...‬

197
00:15:54,500 --> 00:15:56,416
‫پس بیا زنگ شام رو بزنیم.‬

198
00:16:19,166 --> 00:16:20,791
‫این اصلاً خوب نیست.‬

199
00:16:22,291 --> 00:16:24,291
‫آه! آه! آه!‬

200
00:17:06,500 --> 00:17:08,000
‫حالا دیگه به شماها بستگی داره.‬

201
00:17:20,291 --> 00:17:21,541
‫صدای اون موجوده بود؟

202
00:17:21,625 --> 00:17:24,458
‫اوم، صدای شکمم بود. ناهار نخوردم.‬

203
00:17:24,541 --> 00:17:27,416
‫صدای شکمت؟‬
‫شبیه اره‌برقی بود.‬

204
00:17:27,500 --> 00:17:28,625
‫نخیرم، نبود.‬

205
00:17:30,500 --> 00:17:31,333
‫چندش.‬

206
00:17:31,416 --> 00:17:33,125
‫اوکی، این یکی دیگه من نبودم.‬

207
00:17:45,958 --> 00:17:48,041
‫- فلینت آماده‌ای؟‬
‫- آماده‌ام.‬

208
00:17:57,750 --> 00:17:58,958
‫آماده نیستم!‬

209
00:18:11,375 --> 00:18:12,375
‫

210
00:18:13,708 --> 00:18:14,625
‫حالت خوبه؟‬

211
00:18:14,708 --> 00:18:17,708
‫آره، فقط از ترس گرخیدم.

212
00:18:29,208 --> 00:18:30,125
‫- لوکاس!‬
‫- مکس!‬

213
00:18:44,750 --> 00:18:45,791
‫گرفتمش!‬

214
00:18:51,583 --> 00:18:52,708
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

215
00:19:15,708 --> 00:19:18,041
‫- من دیگه کارم تمومه.‬
‫- تنها کسی که کارش تمومه...‬

216
00:19:20,041 --> 00:19:21,291
‫اونه!‬

217
00:19:32,708 --> 00:19:33,750
‫مواظب باش، مایک!‬

218
00:19:54,666 --> 00:19:58,625
‫بچه‌ها باورشون نمیشه
‫که چقدر معرکه بود.‬

219
00:19:58,708 --> 00:20:01,166
‫- یعنی، دیدیش دیگه، نه؟‬
‫- اوه، دیدم.‬

220
00:20:01,250 --> 00:20:03,208
‫واقعاً خیلی باحال بود، بایرز.‬

221
00:20:04,083 --> 00:20:06,000
‫و...‬

222
00:20:06,083 --> 00:20:08,125
‫هی، می‌خواستم اینم بگم که...‬

223
00:20:08,208 --> 00:20:09,125
‫ببخشید.‬

224
00:20:09,750 --> 00:20:11,791
‫بابتِ کم‌محلی‌هام توی بازداشت.‬

225
00:20:12,291 --> 00:20:15,500
‫اصلاً حقت نبود،‬
‫و وقتی همه‌ی اینا تموم بشه،‬

226
00:20:15,583 --> 00:20:18,208
‫واقعاً امیدوارم بازم
‫سرِ میزِ بازیتون برام جا باشه.‬

227
00:20:20,000 --> 00:20:22,666
‫به من نگاه نکن.‬
‫تو راوی بازی‌ای.‬

228
00:20:23,583 --> 00:20:25,291
‫گروه شانس آورده که تو رو داره.‬

229
00:20:34,208 --> 00:20:36,666
‫فکر کنم زنده می‌مونه تا یه روز دیگه قلدری کنه.‬

230
00:20:36,750 --> 00:20:39,875
‫باهاش چیکار کنیم؟‬
‫نمی‌تونیم همین‌طوری اینجا ولش کنیم.‬

231
00:20:39,958 --> 00:20:40,916
‫می‌تونیم؟‬

232
00:20:45,250 --> 00:20:48,166
‫باید اعتراف کنم،
‫همیشه دلم می‌خواست این کار رو بکنم.‬

233
00:20:49,541 --> 00:20:51,541
‫به جبهه‌ی تاریک خوش اومدی، ویلر.‬

234
00:20:56,041 --> 00:20:58,333
‫تکرار می‌کنم، کسی اون بیرون هست؟‬

235
00:20:58,416 --> 00:21:01,875
‫مکس و لوکاس هستیم‬
‫با وضعیت قرمز! تمام!‬

236
00:21:02,750 --> 00:21:04,875
‫لعنتی! بازم هیچی!‬

237
00:21:06,708 --> 00:21:10,791
‫تو واقعاً بهترین جاها رو
‫برای قرار گذاشتن بلدی، نه؟‬

238
00:21:12,250 --> 00:21:13,291
‫چی شده؟‬

239
00:21:13,375 --> 00:21:14,291
‫اوه...‬

240
00:21:14,791 --> 00:21:19,291
‫دستکشم افتاد.‬
‫ولی اشکالی نداره. تقریباً هیچی حس نمی‌کنم.‬

241
00:21:28,958 --> 00:21:31,250
‫- بهتر شد؟‬
‫- آره...‬

242
00:21:32,333 --> 00:21:33,291
‫بهتر شد.‬

243
00:21:42,875 --> 00:21:45,458
‫<i>لوکاس! لوکاس! مایکم. خودتی؟ </i>‬

244
00:21:46,166 --> 00:21:49,250
‫<i>- مایک! لوکاس و مکس هستیم. صدات رو داریم.</i>‬
‫- وضعیت قرمزه!‬

245
00:21:49,333 --> 00:21:51,125
‫<i>- وضعیت قرمزه! </i>‬
‫- صبر کن. چی؟‬

246
00:21:51,208 --> 00:21:53,208
‫داشتیم سعی می‌کردیم باهاتون تماس بگیریم.‬

247
00:21:53,291 --> 00:21:55,291
‫توی فاضلاب با یه موجود جدید جنگیدیم،‬

248
00:21:55,375 --> 00:21:58,458
‫ولی چندتای دیگه‌شون فرار کردن‬
‫و دارن دنبال شکار می‌گردن.‬

249
00:21:58,541 --> 00:22:01,958
‫ممنون که خبر دادی.‬
‫ما همین الان یکیشون رو توی مدرسه‌ از پا درآوردیم.‬

250
00:22:02,041 --> 00:22:05,875
‫اِل، صدامون رو داری؟ تموم؟‬

251
00:22:06,750 --> 00:22:08,125
‫اوم، مایک؟‬

252
00:22:08,708 --> 00:22:10,458
‫صدات رو داره، خیالت راحت.‬

253
00:22:15,000 --> 00:22:15,958
‫مایک.‬

254
00:22:16,041 --> 00:22:17,166
‫اِل؟‬

255
00:22:21,041 --> 00:22:21,958
‫مایک.‬

256
00:22:22,041 --> 00:22:25,166
‫دیدمت... توی مدرسه.‬

257
00:22:25,250 --> 00:22:28,166
‫باید... کمک می‌کردم.‬

258
00:22:28,250 --> 00:22:31,833
‫بخاطر من این همه راه رو از کلبه اومدی اینجا؟‬

259
00:22:31,916 --> 00:22:35,041
‫قایم شده بودی، توی دردسر بودی. تو...‬

260
00:22:35,125 --> 00:22:36,416
‫ما خوبیم.‬

261
00:22:36,500 --> 00:22:39,791
‫ما... ما اون موجود رو کشتیم. تموم شد.‬

262
00:22:43,166 --> 00:22:45,375
‫<i>صبر کن. بذار من باهاش حرف بزنم. مایک؟ </i>‬

263
00:22:45,458 --> 00:22:47,708
‫مایک، مدرسه‌ی راهنمایی هاوکینز شمال شرقیِ‬
‫جاییه که ما هستیم،‬

264
00:22:47,791 --> 00:22:51,750
‫ولی موجوداتی که توی فاضلاب دیدیم‬
‫داشتن می‌رفتن سمت شمال غربی، به طرف جاده‌ی اَبوت.‬

265
00:22:51,833 --> 00:22:55,250
‫- <i>گفتید جاده‌ی اَبوت؟ </i>‬
‫<i>- داستین؟ </i>‬

266
00:22:55,833 --> 00:22:58,416
‫بله، سلام. خودِ خودمم.‬

267
00:22:58,500 --> 00:23:01,916
‫داستین، الان دقیقاً کجایی؟‬

268
00:23:02,000 --> 00:23:07,083
‫توی فروشگاه مواد غذاییِ جاده‌ی اَبوت.‬

269
00:23:07,166 --> 00:23:11,375
‫اوکی، خیلی با دقت به حرفم گوش کن.‬
‫راه فراری داری؟‬

270
00:23:11,458 --> 00:23:15,333
‫<i>داشتم، ولی یه جورایی توی برف گیر کردیم.</i>‬
‫<i>راهی هست بیاید دنبالمون؟ </i>‬

271
00:23:15,416 --> 00:23:19,541
‫ما توی مدرسه دوچرخه داریم،‬
‫ولی برف هنوز خیلی سنگینه.‬

272
00:23:20,916 --> 00:23:22,541
‫مکس، نگاه کن!‬

273
00:23:25,291 --> 00:23:29,333
‫بچه‌ها؟ فکر نکنم‬
‫برف دیگه مشکلی باشه.‬

274
00:23:29,416 --> 00:23:33,875
‫خب، هی، بخاطر من عجله نکنید.‬
‫من اینجا حالم کاملاً خوبه.‬

275
00:23:33,958 --> 00:23:38,833
‫مثلاً، اگه بخوام از خوب تا عالی بهش نمره بدم،‬
‫باید بگم که من واقعاً...‬

276
00:23:48,166 --> 00:23:49,291
‫مُردَم.‬

277
00:23:52,624 --> 00:24:12,624
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
