WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:26.250 --> 00:27.583
‫فرار کنید!‬

00:31.686 --> 00:33.393
‫پشت سر رو نگاه نکنید!

00:34.916 --> 00:38.000
‫پشتم رو نگاه کردم!
‫چرا آخه پشت سرم رو نگاه کردم؟‬

00:46.583 --> 00:48.666
‫اون طرف! زود باشید، عجله کنید!‬

00:52.166 --> 00:56.500
‫می‌دونم که مصنوعی‌ام‬
‫ولی تقصیر رو ننداز گردن من‬

00:56.583 --> 00:59.000
‫زود باشید! بجنبید!‬

00:59.083 --> 01:04.166
‫من با لوازم خونگی بزرگ شدم‬
‫توی یه جامعه‌ی مصرف‌گرا‬

01:05.166 --> 01:08.333
‫صبر کن! این باید یه مدتی نگهش داره...‬

01:09.166 --> 01:12.458
‫نه زیاد! برید، برید، برید!‬

01:12.541 --> 01:14.583
‫صبر کنید. باید برگردیم.‬

01:14.666 --> 01:17.333
‫گفت صبر کنید؟‬
‫جدی که نگفتی صبر کنید.‬

01:17.416 --> 01:18.833
‫چارلی هنوز اون توئه.‬

01:18.916 --> 01:21.750
‫وای نه! خیلی خب، باید بریم بیاریمش.‬

01:21.833 --> 01:25.000
‫اون اون‌ورِ مدرسه است،‬
‫دقیقاً اون سرِ ساختمون.‬

01:25.083 --> 01:27.291
‫نمی‌تونیم همین‌طوری اون تو‬
‫با این موجود تنهاش بذاریم.‬

01:27.375 --> 01:28.250
‫نمی‌تونیم؟‬

01:31.041 --> 01:34.250
‫باشه بابا. داشتم شوخی می‌کردم... یه جورایی.‬

01:36.250 --> 01:37.416
‫بیاین! از این طرف!‬

01:57.029 --> 02:01.447
‫«چیز‌های عجیب و غریب»

02:01.472 --> 02:07.108
‫«چیز‌های عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

02:09.773 --> 02:15.370
‫«قسمت هفتم: وارد طوفان بشید»

02:23.333 --> 02:26.291
‫...کوهستان‌ها‬
‫تحت هشدار وضعیت جوی زمستانی هستن.‬

02:26.375 --> 02:29.250
‫انتظار میره در طول روز‬
‫شاهد بوران و کاهش دید باشیم، ‬

02:29.333 --> 02:33.166
‫پس حتماً توی جاده‌ها مراقب باشید، ‬
‫مخصوصاً در ارتفاعات.‬

02:33.250 --> 02:36.375
‫مایک، صدام رو می‌شنوی؟ جواب بده. تموم.‬

02:37.083 --> 02:39.291
‫وضعیت اضطراری اعلام شده‬

02:39.375 --> 02:42.041
‫چون مقامات همچنان دارن‬
‫مسیر طوفان رو ردیابی می‌کنن...‬

02:48.750 --> 02:50.458
‫پیدات می‌کنم، مایک.‬

03:06.250 --> 03:07.291
‫مایک؟‬

03:25.541 --> 03:27.708
‫مایک؟‬

03:30.541 --> 03:31.583
‫چی شده؟‬

03:32.458 --> 03:33.875
‫چرا قایم شدی؟‬

03:43.583 --> 03:45.250
‫مایک!‬

03:48.375 --> 03:49.208
‫مایک!‬

04:28.500 --> 04:30.041
‫باید بریم دنبالش؟‬

04:31.083 --> 04:32.125
‫

04:35.434 --> 04:38.267
‫لوکاس و مکس گزارش میدن. تموم.‬

04:40.416 --> 04:43.833
‫کسی اون بیرون هست؟‬
‫یه موجود داره بهمون حمله می‌کنه.‬

04:43.916 --> 04:46.125
‫وضعیت قرمزه. تموم.‬

04:47.583 --> 04:49.375
‫لعنتی! فقط صدای نویزه.‬

04:49.458 --> 04:51.958
‫آسمون هم که اصلاً صاف نیست.‬

04:52.041 --> 04:54.291
‫احتمالاً باید یه جای بلندتر پیدا کنیم‬
‫تا سیگنال قوی‌تر بشه.‬

04:54.375 --> 04:57.291
‫آره. ولی کجا باید...‬

05:07.541 --> 05:08.958
‫جلیقه‌ی مسخره!‬

05:09.041 --> 05:11.208
‫طوفانِ مسخره، شی‌رای مسخره،‬

05:11.291 --> 05:14.083
‫و منِ مسخره.‬
‫که دارم وسط این اوضاع رکاب می‌زنم.‬

05:14.166 --> 05:15.583
‫اووه! اووه!‬

05:17.041 --> 05:19.000
‫اوه، عالی شد!‬

05:24.625 --> 05:26.958
‫هی! هی! هی!‬

05:27.041 --> 05:28.708
‫اووه! اووه!‬

05:33.166 --> 05:35.958
‫وای، نزدیک بود بکشمت، آقای هندرسون!‬

05:38.166 --> 05:39.791
‫می‌تونم باهاتون بیام؟‬

05:41.416 --> 05:42.458
‫سوار شو.‬

06:36.958 --> 06:39.291
‫چرا ما رو نمی‌خوره؟‬

06:39.375 --> 06:40.208
‫صبر کن.‬

06:54.916 --> 06:57.958
‫فکر کنم داره بوی چیزی رو حس می‌کنه.‬

07:00.791 --> 07:02.000
‫یا بوی کسی رو.‬

07:02.791 --> 07:04.208
‫چارلی!‬

07:15.541 --> 07:17.250
‫عجله کن! عجله کن! زود باش!‬

07:21.541 --> 07:24.625
‫بیرون رسماً یخبندونه.‬

07:24.708 --> 07:28.000
‫دیدِ کافی وجود نداره که بشه‬
‫با خیال راحت جابه‌جا شد.‬

07:28.625 --> 07:32.208
‫ولی اینجا...‬
‫اینجا پناهگاه خوبیه.‬

07:32.291 --> 07:36.041
‫کمپ زدن توی فروشگاه؟‬
‫خیلی باحاله!‬

07:36.125 --> 07:40.333
‫امیدوارم دقیقاً و از لحاظ لغوی‬
‫برعکسِ کلمه‌ی کول (خنک) باشه.‬

07:40.416 --> 07:42.958
‫ولی منظورت رو می‌فهمم.‬

07:44.875 --> 07:47.375
‫هوم. برق قطع شده.‬

07:48.125 --> 07:49.291
‫تلفن هم کار نمی‌کنه.‬

07:49.375 --> 07:51.625
‫انگار باید خودمون رو...‬

07:52.416 --> 07:53.500
‫راحت کنیم.‬

07:54.000 --> 07:56.083
‫کلوچه می‌خوری؟

08:02.500 --> 08:04.125
‫هی! شماها کجایید؟‬

08:05.916 --> 08:09.000
‫اگه اون بازنده‌ها من رو پیچونده باشن،
‫خدا شاهده...‬

08:09.583 --> 08:10.500
‫ها.‬

08:15.041 --> 08:17.125
‫این دیگه چیه...؟‬

08:28.541 --> 08:29.416
‫چارلی!‬

08:32.625 --> 08:34.041
‫آه! ولش کن!‬

08:34.125 --> 08:36.708
‫موجودِ کثیف! ولش کن!‬

08:36.791 --> 08:38.375
‫هی! من اینجام!‬

08:40.833 --> 08:41.958
‫بیا من رو بگیر!‬

08:51.041 --> 08:51.875
‫بیاین بریم!‬

08:54.708 --> 08:56.166
‫بیا دیگه، گنده بک!‬

08:59.416 --> 09:02.791
‫یا خدا! یا خدا!‬

09:06.250 --> 09:10.458
‫دو بار! تا حالا دو بار‬
‫جونِ این یارو رو نجات دادیم!‬

09:10.541 --> 09:11.875
‫خیلی بهمون بدهکاره.‬

09:11.958 --> 09:13.041
‫باهاش چیکار کرد؟‬

09:13.875 --> 09:16.541
‫حالش خوبه؟ اصلاً زنده است؟‬

09:16.625 --> 09:20.458
‫زنده است، ولی انگار اون موجود‬
‫بردتش توی یه جور خلسه.‬

09:20.541 --> 09:22.166
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد!‬

09:22.250 --> 09:24.708
‫اون موجود، ما رو گیر انداخته بود،‬

09:24.791 --> 09:28.541
‫ولی بعدش تا بوی چارلی به مشامش خورد،‬
‫مثل یه عادتِ بد ما رو ول کرد؟‬

09:28.625 --> 09:32.541
‫قبلاً هم یه بار کوسه‌ی برفی گرفته بودتش.‬
‫شاید این موجود می‌خواست دوباره پسش بگیره.‬

09:32.625 --> 09:34.458
‫شاید هنوزم می‌خواد پسش بگیره.‬

09:34.541 --> 09:37.958
‫چقدر طول می‌کشه تا بوی گندِ این یارو‬
‫اون موجود رو مستقیم برگردونه پیش ما؟‬

09:38.041 --> 09:42.208
‫باید با بقیه تماس بگیریم.‬
‫این وضعیت قرمزِ اساسیه‌.‬

09:42.291 --> 09:44.958
‫بی‌سیمت.‬
‫هنوز توی کمدته، نه؟‬

09:45.041 --> 09:48.666
‫عمراً بتونیم بدون اینکه گیر بیفتیم انجامش بدیم.‬

09:56.958 --> 09:57.958
‫ردیفش می‌کنم.‬

09:58.958 --> 10:02.541
‫پسر، یه موجودِ احمق
‫در مقابلِ سه تا مغزِ متفکر؟‬

10:02.625 --> 10:04.541
‫بهم اعتماد کن، می‌تونیم از پا درش بیاریم.‬

10:04.625 --> 10:05.708
‫چطوری؟‬

10:05.791 --> 10:08.291
‫با علم و دانش میریم تو شکمش.‬

10:14.875 --> 10:16.000
‫خیلی‌خب.‬

10:16.833 --> 10:19.625
‫این دیگه تیرِ آخره.‬

10:19.708 --> 10:21.291
‫ها، هی!‬

10:21.375 --> 10:22.375
‫آه!‬

10:22.958 --> 10:24.708
‫ای وای.‬

10:24.791 --> 10:28.375
‫فکر کنم توی درست کردنِ فوتبالِ کاغذی بهتر باشی‬

10:28.458 --> 10:31.083
‫تا اینکه بخوای واقعاً بازیش کنی.‬

10:32.500 --> 10:34.625
‫خب، با عقل جور در میاد.‬

10:34.708 --> 10:39.083
‫بچگیام اصلا با ورزش حال نمی‌کردم،
‫ولی هندسه‌ام حرف نداشت.‬

10:39.166 --> 10:42.375
‫این اصلاً اون چیزی نبود که
‫براش آموزش دیده بودم.‬

10:42.458 --> 10:43.875
‫آموزش؟‬

10:44.458 --> 10:46.000
‫کمربند مشکی داری؟‬

10:46.083 --> 10:48.708
‫آموزشِ علمی، آقای هندرسون.‬

10:48.791 --> 10:52.958
‫زیست‌شناسی با تمرکز روی سلول‌شناسی.‬
‫سلول‌شناسی یعنی مطالعه‌ی...‬

10:53.041 --> 10:56.416
‫سلول‌ها و ساختارِ سلولی.‬
‫داری واسه اوستا باقالی بار می‌کنی، مرد.‬

10:56.500 --> 11:00.625
‫پس چرا داری وقتت رو
‫اینجا توی هاوکینز تلف می‌کنی؟‬

11:02.291 --> 11:06.291
‫خب، تا همین چند وقت پیش،
‫هاوکینز پاتوقِ دانشمندا بود.‬

11:06.875 --> 11:10.875
‫ولی بعدش همه‌چی دود شد رفت هوا،‬
‫همراه با تمامِ آرزوهای شغلیم.‬

11:10.958 --> 11:14.458
‫توی آزمایشگاهِ هاوکینز کار می‌کردی؟‬

11:14.541 --> 11:18.541
‫داری با یکی از اعضای مؤسسِ‬
‫کمیته‌ی پیشرفتِ علمی صحبت می‌کنی.‬

11:19.833 --> 11:24.791
‫ده سال تمام، خودم رو
‫واسه ترفیع گرفتن تیکه پاره کردم‬

11:24.875 --> 11:27.458
‫ترفیعی که قرار نبود هیچوقت بهم برسه.‬

11:29.750 --> 11:33.666
‫یه جا خوندم... اونجا جای خیلی خطرناکی بوده.‬

11:33.750 --> 11:37.375
‫می‌تونم بپرسم دقیقاً روی چی کار می‌کردی؟‬

11:37.458 --> 11:40.291
‫خب، نکته‌اش همینه دیگه، آقای هندرسون.‬

11:41.208 --> 11:43.166
‫اون همه سال خدمت،‬

11:43.250 --> 11:46.291
‫و حتی یه ذره هم سطحِ دسترسیِ امنیتی نداشتم.‬

11:46.375 --> 11:48.875
‫هر چقدر هم که براشون مایه می‌ذاشتم،‬

11:48.958 --> 11:52.125
‫انگار اصلاً نمی‌خواستن من رو راه بدن.‬

11:53.416 --> 11:55.291
‫خب، این که عالیه!‬

11:55.833 --> 12:02.125
‫یعنی، معلومه که عالی نیست.‬
‫حتماً خیلی برات بد بوده.‬

12:02.208 --> 12:03.500
‫نه، منظورم این بود که...‬

12:04.708 --> 12:06.291
‫ساعتِ باحالیه.‬

12:06.375 --> 12:07.875
‫نه، حق با توئه.‬

12:08.958 --> 12:12.333
‫بازرس‌ها حتی بعد از تعطیلیِ اونجا هم‬
‫نخواستن باهام مصاحبه کنن.‬

12:12.416 --> 12:16.583
‫هر اتفاقی که اونجا افتاده باشه،‬
‫فکر کنم من یکی از اون خوش‌شانس‌ها بودم.‬

12:16.666 --> 12:21.083
‫ولی اینم یعنی اینکه بدون هیچ تحقیق یا اعتباری‬
‫از اونجا اومدم بیرون.‬

12:21.916 --> 12:25.291
‫فقط چند تا خودکار و یه ساعتِ یادگاری برام موند.‬

12:25.375 --> 12:28.750
‫می‌فهمم. حس می‌کنی ماجراجوییِ بزرگت تموم شده،‬

12:28.833 --> 12:32.125
‫انگار اون چیزی که خاصت می‌کرد از بین رفته.‬

12:32.708 --> 12:34.500
‫فکر کنم همش هم بد نیست.‬

12:34.583 --> 12:37.291
‫اگه کارم رو از دست نمی‌دادم،‬
‫هیچ‌وقت با آنا آشنا نمی‌شدم.‬

12:37.375 --> 12:39.708
‫اه... خانمِ بکستر.‬

12:40.541 --> 12:43.541
‫واقعاً فکر می‌کنم کارش
‫یه روزی دنیا رو عوض می‌کنه.‬

12:43.625 --> 12:45.083
‫دقیقاً!‬

12:45.166 --> 12:46.791
‫فقط چون شرایط عوض میشه،‬

12:46.875 --> 12:49.916
‫دلیل نمیشه که زندگیِ جدیدمون... معمولی باشه.‬

12:50.000 --> 12:51.541
‫آره.‬

12:51.625 --> 12:53.541
‫نمی‌تونیم تا ابد اینجا بمونیم.‬

12:53.625 --> 12:56.208
‫شاید همین نزدیکی‌ها یه تلفنِ سالم پیدا بشه.‬

12:56.291 --> 12:58.916
‫حالا که باد آروم شده، میرم دنبالش بگردم.‬

13:00.041 --> 13:01.625
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم که حواست به مغازه باشه؟‬

13:02.458 --> 13:04.625
‫با جون و دل ازش محافظت می‌کنم!‬

13:06.041 --> 13:06.958
‫باشه.‬

13:15.708 --> 13:21.208
‫تصمیم گرفتم که از برف خوشم نیاد!‬

13:29.625 --> 13:31.041
‫آه!‬

13:33.000 --> 13:40.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:41.458 --> 13:43.875
‫♪ نمی‌خوام بدونم‬ ♪
‫♪ چه کارایی می‌کنی‬ ♪

13:43.958 --> 13:46.458
‫♪ نمی‌خوام بدونم‬ ♪
‫♪ چه حرفایی می‌زنی‬ ♪

13:46.541 --> 13:47.958
‫♪ نمی‌خوام بدونم‬ ♪

13:48.583 --> 13:51.041
‫♪ برام اصلاً مهم نیست‬ ♪
‫♪ چون همش بازیه‬ ♪

13:51.125 --> 13:52.291
‫این چیه؟‬

13:52.375 --> 13:54.208
‫اوم، کلسیم استات.‬

13:56.875 --> 13:59.208
‫خب، چطوری بگم؟...‬

13:59.291 --> 14:00.958
‫یه ماده‌ی چسبناکِ قابلِ اشتعال!‬

14:01.041 --> 14:02.750
‫این همه چیز رو از کجا بلدی؟‬

14:02.833 --> 14:07.625
‫هیچ‌وقت ‬ بچه‌ی یه معلمِ علومِ جایگزین رو
‫‬ که کسی حواسش بهش نبوده دست‌ کم نگیر.

14:07.708 --> 14:10.125
‫خب، اگه برای سرگرم کردنش آماده‌اید،‬

14:10.208 --> 14:12.208
‫من می‌تونم یواشکی برم بی‌سیمِ مایک رو بیارم.‬

14:12.791 --> 14:15.541
‫جالی نمیری، ویل. خیلی خطرناکه.‬

14:15.625 --> 14:19.458
‫بهت برنخوره
‫ ولی نسبت به تو من هزار برابر‬

14:19.541 --> 14:21.875
‫توی فرار کردن از دستِ هیولاهای قاتل.

14:24.000 --> 14:24.833
‫حق با توئه.‬

14:24.916 --> 14:28.708
‫ببخشید ویل. می‌دونم از پسش برمیای
‫ ولی لطفاً فقط...

14:28.791 --> 14:31.166
‫مراقب باشم؟ ها. خیالت راحت.‬

14:31.250 --> 14:35.666
‫بیا. پتاسیم نیترات و شکر عجب چیزی می‌سازن...‬

14:35.750 --> 14:37.625
‫...بمبِ دودزا.‬

14:37.708 --> 14:43.750
‫اینم شاید شبیه یه سیب‌زمینیِ ساده به نظر بیاد،‬
‫ولی من بهش میگم سیب‌زمینی برقی.‬

14:46.125 --> 14:49.000
‫مراقب باش! یادت نره
‫اون ماده‌ی چسبناک قابلِ اشتعاله.‬

14:49.083 --> 14:51.916
‫اگه از دستت بیفته، ممکنه مثل یه باربیکیویِ حسابی‬
‫هممون رو به آتیش بکشی.‬

14:52.000 --> 14:55.541
‫پس فکر کنم الان تنها چیزی که لازم داریم‬
‫یه جور طعمه واسه هیولاست.‬

14:55.625 --> 15:00.208
‫و خوشبختانه، الان دیگه می‌دونیم‬
‫این موجود بیشتر از همه چی می‌خواد.‬

15:02.416 --> 15:05.291
‫

15:05.375 --> 15:06.666
‫

15:07.791 --> 15:08.708
‫

15:19.208 --> 15:20.208
‫

15:20.291 --> 15:21.375
‫

15:23.958 --> 15:25.166
‫

15:40.333 --> 15:41.291
‫همه چی امن و امانه.‬

15:45.375 --> 15:46.458
‫طعمه‌مون در چه حاله؟‬

15:46.541 --> 15:49.500
‫اوف. چقدر بو میده، مثل کوه پنیر کهنه.‬

15:49.583 --> 15:51.083
‫اه! چه بوی گندی.‬

15:51.166 --> 15:53.208
‫اگه این موجود از بوی چارلی خوشش میاد...‬

15:54.500 --> 15:56.416
‫پس بیا زنگ شام رو بزنیم.‬

16:19.166 --> 16:20.791
‫این اصلاً خوب نیست.‬

16:22.291 --> 16:24.291
‫آه! آه! آه!‬

17:06.500 --> 17:08.000
‫حالا دیگه به شماها بستگی داره.‬

17:20.291 --> 17:21.541
‫صدای اون موجوده بود؟

17:21.625 --> 17:24.458
‫اوم، صدای شکمم بود. ناهار نخوردم.‬

17:24.541 --> 17:27.416
‫صدای شکمت؟‬
‫شبیه اره‌برقی بود.‬

17:27.500 --> 17:28.625
‫نخیرم، نبود.‬

17:30.500 --> 17:31.333
‫چندش.‬

17:31.416 --> 17:33.125
‫اوکی، این یکی دیگه من نبودم.‬

17:45.958 --> 17:48.041
‫- فلینت آماده‌ای؟‬
‫- آماده‌ام.‬

17:57.750 --> 17:58.958
‫آماده نیستم!‬

18:11.375 --> 18:12.375
‫

18:13.708 --> 18:14.625
‫حالت خوبه؟‬

18:14.708 --> 18:17.708
‫آره، فقط از ترس گرخیدم.

18:29.208 --> 18:30.125
‫- لوکاس!‬
‫- مکس!‬

18:44.750 --> 18:45.791
‫گرفتمش!‬

18:51.583 --> 18:52.708
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

19:15.708 --> 19:18.041
‫- من دیگه کارم تمومه.‬
‫- تنها کسی که کارش تمومه...‬

19:20.041 --> 19:21.291
‫اونه!‬

19:32.708 --> 19:33.750
‫مواظب باش، مایک!‬

19:54.666 --> 19:58.625
‫بچه‌ها باورشون نمیشه
‫که چقدر معرکه بود.‬

19:58.708 --> 20:01.166
‫- یعنی، دیدیش دیگه، نه؟‬
‫- اوه، دیدم.‬

20:01.250 --> 20:03.208
‫واقعاً خیلی باحال بود، بایرز.‬

20:04.083 --> 20:06.000
‫و...‬

20:06.083 --> 20:08.125
‫هی، می‌خواستم اینم بگم که...‬

20:08.208 --> 20:09.125
‫ببخشید.‬

20:09.750 --> 20:11.791
‫بابتِ کم‌محلی‌هام توی بازداشت.‬

20:12.291 --> 20:15.500
‫اصلاً حقت نبود،‬
‫و وقتی همه‌ی اینا تموم بشه،‬

20:15.583 --> 20:18.208
‫واقعاً امیدوارم بازم
‫سرِ میزِ بازیتون برام جا باشه.‬

20:20.000 --> 20:22.666
‫به من نگاه نکن.‬
‫تو راوی بازی‌ای.‬

20:23.583 --> 20:25.291
‫گروه شانس آورده که تو رو داره.‬

20:34.208 --> 20:36.666
‫فکر کنم زنده می‌مونه تا یه روز دیگه قلدری کنه.‬

20:36.750 --> 20:39.875
‫باهاش چیکار کنیم؟‬
‫نمی‌تونیم همین‌طوری اینجا ولش کنیم.‬

20:39.958 --> 20:40.916
‫می‌تونیم؟‬

20:45.250 --> 20:48.166
‫باید اعتراف کنم،
‫همیشه دلم می‌خواست این کار رو بکنم.‬

20:49.541 --> 20:51.541
‫به جبهه‌ی تاریک خوش اومدی، ویلر.‬

20:56.041 --> 20:58.333
‫تکرار می‌کنم، کسی اون بیرون هست؟‬

20:58.416 --> 21:01.875
‫مکس و لوکاس هستیم‬
‫با وضعیت قرمز! تمام!‬

21:02.750 --> 21:04.875
‫لعنتی! بازم هیچی!‬

21:06.708 --> 21:10.791
‫تو واقعاً بهترین جاها رو
‫برای قرار گذاشتن بلدی، نه؟‬

21:12.250 --> 21:13.291
‫چی شده؟‬

21:13.375 --> 21:14.291
‫اوه...‬

21:14.791 --> 21:19.291
‫دستکشم افتاد.‬
‫ولی اشکالی نداره. تقریباً هیچی حس نمی‌کنم.‬

21:28.958 --> 21:31.250
‫- بهتر شد؟‬
‫- آره...‬

21:32.333 --> 21:33.291
‫بهتر شد.‬

21:42.875 --> 21:45.458
‫لوکاس! لوکاس! مایکم. خودتی؟ ‬

21:46.166 --> 21:49.250
‫- مایک! لوکاس و مکس هستیم. صدات رو داریم.‬
‫- وضعیت قرمزه!‬

21:49.333 --> 21:51.125
‫- وضعیت قرمزه! ‬
‫- صبر کن. چی؟‬

21:51.208 --> 21:53.208
‫داشتیم سعی می‌کردیم باهاتون تماس بگیریم.‬

21:53.291 --> 21:55.291
‫توی فاضلاب با یه موجود جدید جنگیدیم،‬

21:55.375 --> 21:58.458
‫ولی چندتای دیگه‌شون فرار کردن‬
‫و دارن دنبال شکار می‌گردن.‬

21:58.541 --> 22:01.958
‫ممنون که خبر دادی.‬
‫ما همین الان یکیشون رو توی مدرسه‌ از پا درآوردیم.‬

22:02.041 --> 22:05.875
‫اِل، صدامون رو داری؟ تموم؟‬

22:06.750 --> 22:08.125
‫اوم، مایک؟‬

22:08.708 --> 22:10.458
‫صدات رو داره، خیالت راحت.‬

22:15.000 --> 22:15.958
‫مایک.‬

22:16.041 --> 22:17.166
‫اِل؟‬

22:21.041 --> 22:21.958
‫مایک.‬

22:22.041 --> 22:25.166
‫دیدمت... توی مدرسه.‬

22:25.250 --> 22:28.166
‫باید... کمک می‌کردم.‬

22:28.250 --> 22:31.833
‫بخاطر من این همه راه رو از کلبه اومدی اینجا؟‬

22:31.916 --> 22:35.041
‫قایم شده بودی، توی دردسر بودی. تو...‬

22:35.125 --> 22:36.416
‫ما خوبیم.‬

22:36.500 --> 22:39.791
‫ما... ما اون موجود رو کشتیم. تموم شد.‬

22:43.166 --> 22:45.375
‫صبر کن. بذار من باهاش حرف بزنم. مایک؟ ‬

22:45.458 --> 22:47.708
‫مایک، مدرسه‌ی راهنمایی هاوکینز شمال شرقیِ‬
‫جاییه که ما هستیم،‬

22:47.791 --> 22:51.750
‫ولی موجوداتی که توی فاضلاب دیدیم‬
‫داشتن می‌رفتن سمت شمال غربی، به طرف جاده‌ی اَبوت.‬

22:51.833 --> 22:55.250
‫- گفتید جاده‌ی اَبوت؟ ‬
‫- داستین؟ ‬

22:55.833 --> 22:58.416
‫بله، سلام. خودِ خودمم.‬

22:58.500 --> 23:01.916
‫داستین، الان دقیقاً کجایی؟‬

23:02.000 --> 23:07.083
‫توی فروشگاه مواد غذاییِ جاده‌ی اَبوت.‬

23:07.166 --> 23:11.375
‫اوکی، خیلی با دقت به حرفم گوش کن.‬
‫راه فراری داری؟‬

23:11.458 --> 23:15.333
‫داشتم، ولی یه جورایی توی برف گیر کردیم.‬
‫راهی هست بیاید دنبالمون؟ ‬

23:15.416 --> 23:19.541
‫ما توی مدرسه دوچرخه داریم،‬
‫ولی برف هنوز خیلی سنگینه.‬

23:20.916 --> 23:22.541
‫مکس، نگاه کن!‬

23:25.291 --> 23:29.333
‫بچه‌ها؟ فکر نکنم‬
‫برف دیگه مشکلی باشه.‬

23:29.416 --> 23:33.875
‫خب، هی، بخاطر من عجله نکنید.‬
‫من اینجا حالم کاملاً خوبه.‬

23:33.958 --> 23:38.833
‫مثلاً، اگه بخوام از خوب تا عالی بهش نمره بدم،‬
‫باید بگم که من واقعاً...‬

23:48.166 --> 23:49.291
‫مُردَم.‬

23:52.624 --> 24:12.624
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
