1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:26,273 --> 00:00:29,200
‫«12 نوامبر سال 1984»

4
00:03:28,606 --> 00:03:32,752
‫«چیزهای عجیب و غریب»

5
00:03:32,799 --> 00:03:38,564
‫«چیزهای عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

6
00:03:41,089 --> 00:03:47,857
‫«قسمت ششم: طوفان در راهه»

7
00:03:49,113 --> 00:03:52,847
‫«15 ژانویه سال 1985»

8
00:04:08,458 --> 00:04:09,625
‫ثابت نگهش دار!‬

9
00:04:10,458 --> 00:04:14,208
‫{\an۸}بجنب. داره میاد. بجنب...‬
‫زود باش. زود باش کوچولو!‬

10
00:04:20,791 --> 00:04:24,041
‫{\an۸}عزیزم، باید یه چیزی بخوری.‬
‫تازه نصف روز گذشته.‬

11
00:04:24,125 --> 00:04:27,250
‫{\an۸}مغزت برای کار کردن به غذا نیاز داره.‬

12
00:04:27,333 --> 00:04:28,416
‫{\an۸}واقعاً گشنه‌م نیست.‬

13
00:04:28,500 --> 00:04:29,583
‫{\an۸}اوه، نیستی؟‬

14
00:04:29,666 --> 00:04:32,666
‫{\an۸}خب، چرا از گیرنده‌های
‫جی‌اچ‌اس‌آر 1‌اِی‌ت نمیپرسی؟‬

15
00:04:32,750 --> 00:04:36,250
‫{\an۸}مطمئنم اونا یه چیز دیگه بهت میگن.‬

16
00:04:39,916 --> 00:04:42,500
‫بگذریم، تو فکر بودم،‬

17
00:04:42,583 --> 00:04:45,208
‫دوست داری یه وقت
‫دوستای جدیدت رو دعوت کنی اینجا؟‬

18
00:04:45,291 --> 00:04:46,750
‫می‌تونیم یه جایی آتیش روشن کنیم.

19
00:04:46,833 --> 00:04:50,083
‫هی مامان، تا کی قراره اینجا موندگار باشیم؟‬

20
00:04:50,166 --> 00:04:51,583
‫خب، بذار ببینم.‬

21
00:04:51,666 --> 00:04:54,208
‫ساعت ۲ جلسه با اساتید دارم،‬
‫بعدش هم...

22
00:04:54,291 --> 00:04:56,375
‫منظورم موندن توی هاوکینزه.‬

23
00:04:56,958 --> 00:04:59,208
‫عجب! این حرف از کجا اومد؟‬

24
00:05:00,208 --> 00:05:02,250
‫بپا، بپا، بپا، بپا!‬
‫مراقب باش، مراقب باش!‬

25
00:05:03,708 --> 00:05:05,375
‫اوپس! ای وای!‬

26
00:05:05,458 --> 00:05:07,625
‫کاپیتانِ ایمنیِ آزمایشگاه وارد می‌شود.‬

27
00:05:09,375 --> 00:05:10,875
‫هی، چه خبر دی‌من؟‬

28
00:05:10,958 --> 00:05:12,000
‫سلام دانیل.‬

29
00:05:12,083 --> 00:05:14,250
‫با خودم ساندویچ آوردم.‬

30
00:05:14,333 --> 00:05:17,333
‫بازم یکی کوله‌پشتی رو اشتباهی برداشته.‬

31
00:05:17,416 --> 00:05:20,500
‫ممنون. دارم از گشنگی تلف میشم.‬

32
00:05:20,583 --> 00:05:22,125
‫ولی مغز برای کار کردن به غذا نیاز داره.‬

33
00:05:22,916 --> 00:05:25,291
‫می‌دونی، فکر می‌کردم اینجا رو دوست داری.‬

34
00:05:25,375 --> 00:05:27,916
‫یادم نمیاد آخرین بار کی دوستات رو دعوت کردی.‬

35
00:05:29,125 --> 00:05:30,000
‫عزیزم.‬

36
00:05:31,250 --> 00:05:33,291
‫نمی‌تونم از هاوکینز برم. من...‬

37
00:05:33,375 --> 00:05:34,625
‫فقط هنوز نه.‬

38
00:05:34,708 --> 00:05:38,625
‫اووه، اووه، اووه! کی قراره از هاوکینز بره؟

39
00:05:38,708 --> 00:05:42,666
‫توی کارم خیلی پیشرفت کردم،
‫نمی‌تونم الان بیخیال بشم.‬

40
00:05:42,750 --> 00:05:45,750
‫مادرت به یه موفقیت بزرگ نزدیک شده.‬

41
00:05:45,833 --> 00:05:49,625
‫یه روزی مردم می‌تونن
‫محصولاتِ پلاسیده‌شون رو دوباره زنده کنن‬

42
00:05:49,708 --> 00:05:52,000
‫اونم بخاطر کارای مامانت.‬

43
00:05:52,083 --> 00:05:55,625
‫اگه ادامه بده، می‌تونه دنیا رو تغییر بده.‬

44
00:05:55,708 --> 00:05:57,458
‫باشه. هر چی. فهمیدم.‬

45
00:05:59,458 --> 00:06:02,833
‫فقط وقتی تغییر دادن دنیا تموم شد بهم خبر بده‬

46
00:06:02,916 --> 00:06:04,750
‫که بتونم وسایلم رو جمع کنم، باشه؟‬

47
00:06:04,833 --> 00:06:06,708
‫نیکی. نیکی.‬

48
00:06:09,375 --> 00:06:10,875
‫- نه.‬
‫- کی ساندویچ کره بادوم‌زمینی و مربای من رو می‌خواد؟‬

49
00:06:10,958 --> 00:06:12,444
‫آب‌سیب هم دارم!‬

50
00:06:13,416 --> 00:06:15,958
‫هی، می‌دونی دیروز
‫واقعاً برام سنگ تموم گذاشتی.‬

51
00:06:16,041 --> 00:06:21,166
‫و هیچ‌کدومش بدون
‫باشگاه کارآگاهان هاوکینز ممکن نبود.‬

52
00:06:21,250 --> 00:06:24,125
‫نه بابا! این عالیه!‬

53
00:06:24,208 --> 00:06:28,291
‫ممنون از همگی.‬
‫من با کمال تواضع این کلاه باحال رو قبول می‌کنم.‬

54
00:06:29,333 --> 00:06:34,166
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب...
‫قبل از اینکه موفقیت ب.ک.ه رو اعلام کنیم،‬

55
00:06:34,250 --> 00:06:36,666
‫بیاین محاسباتمون رو دوباره چک کنیم.‬
‫ویل، تو شروع کن.‬

56
00:06:37,458 --> 00:06:40,958
‫خب، فهمیدیم که اگه هاگ‌ها
‫تا ۱۲ ساعت میزبان پیدا نکنن،‬

57
00:06:41,041 --> 00:06:42,083
‫برای همیشه از بین میرن.‬

58
00:06:42,166 --> 00:06:45,416
‫و الان بیشتر از ۲۴ ساعت از آخرین اتفاق گذشته.‬

59
00:06:45,500 --> 00:06:47,458
‫پس دیگه خطری تهدیدمون نمی‌کنه.‬

60
00:06:47,541 --> 00:06:50,833
‫هرچند هیچ‌وقت نفهمیدیم
‫قضیه‌ی چراغ قرمزِ چارلی چی بود.‬

61
00:06:52,833 --> 00:06:54,500
‫بیخیال شو دیگه داستین، ما بردیم!‬

62
00:06:54,583 --> 00:06:56,125
‫آزمایش نهایی اینجاست.‬

63
00:06:56,208 --> 00:06:58,666
‫آخرین صندوقِ گزارش‌های ب.ک.ه.‬

64
00:06:58,750 --> 00:07:01,583
‫اگه بازش کنیم و سرنخی پیدا کنیم،
‫یعنی هنوز کار داریم.‬

65
00:07:01,666 --> 00:07:02,500
‫اگه پیدا نکنیم،‬

66
00:07:02,583 --> 00:07:05,458
‫یعنی باشگاه کارآگاهان هاوکینز موفق شده.‬

67
00:07:05,541 --> 00:07:07,291
‫صدای طبل، لطفاً.‬

68
00:07:07,375 --> 00:07:11,250
‫سه، دو، یک.‬

69
00:07:14,500 --> 00:07:15,416
‫آره!‬

70
00:07:15,500 --> 00:07:16,458
‫آشغاله!‬

71
00:07:17,541 --> 00:07:20,166
‫ب.ک.ه رسماً موفق شد!‬

72
00:07:20,250 --> 00:07:23,708
‫ب.ک.ه! ب.ک.ه! ب.ک.ه!

73
00:07:23,791 --> 00:07:24,625
‫آره!‬

74
00:07:24,708 --> 00:07:26,833
‫اِل منتظرمه که بعد مدرسه برم دنبالش.‬

75
00:07:26,916 --> 00:07:30,583
‫بعدش همگی می‌تونیم توی کلوپ بازی
‫همدیگه رو ببینیم تا درباره‌ی کمپین جدید دی‌ان‌دی حرف بزنیم.‬

76
00:07:30,666 --> 00:07:33,250
‫خوشحال میشه بفهمه بالاخره
‫همه‌چی به حالت عادی برگشته.‬

77
00:07:33,333 --> 00:07:37,041
‫راستش، من بعداً
‫توی کلوب بازی میام پیشتون.‬

78
00:07:37,125 --> 00:07:41,291
‫یه جورایی، یه
‫مأموریت جانبی دارم که باید انجامش بدم.‬

79
00:07:41,875 --> 00:07:44,208
‫- مأموریت جانبی؟ باشه.‬
‫- پسر.‬

80
00:07:44,291 --> 00:07:47,000
‫حتی نمی‌تونی الان توی چشمامون نگاه کنی.‬

81
00:07:47,083 --> 00:07:49,666
‫خیلی خب، حالا باید بهمون بگی چه خبره.‬

82
00:07:49,750 --> 00:07:54,458
‫نه، اصلاً، تا یک میلیون سال دیگه هم نمیگم.‬

83
00:07:55,344 --> 00:07:57,683
‫واقعا زنگه نجاتم داد!

84
00:08:00,791 --> 00:08:04,750
‫نیکی، کجا بودی؟
‫از وقتی توی کلبه بودیم ندیدیمت.‬

85
00:08:04,833 --> 00:08:06,125
‫ببخشید. دیگه دیروقت بود،‬

86
00:08:06,208 --> 00:08:08,541
‫و مامانم می‌خواست درباره‌ی
‫یه چیزی باهام حرف بزنه، واسه همین...‬

87
00:08:08,625 --> 00:08:10,583
‫خب، یه سری خبرای خیلی مهم رو از دست دادی.‬

88
00:08:11,166 --> 00:08:13,250
‫ب.ک.ه رسماً پرونده رو بست،‬

89
00:08:13,333 --> 00:08:16,208
‫این یعنی بازیِ سیاه‌چاله‌ها و اژدهایان من
‫هنوز برای بورانِ برف برقراره.‬

90
00:08:16,291 --> 00:08:18,958
‫صبر کن. بازی سیاه‌چال‌ها و اژدهایان تو؟‬

91
00:08:19,041 --> 00:08:21,333
‫فکر نمی‌کنی قبل از اینکه دعوتش کنیم به بازی،‬

92
00:08:21,416 --> 00:08:23,333
‫باید با بقیه‌ی گروه مشورت کنیم؟‬

93
00:08:23,833 --> 00:08:26,416
‫من می‌تونم تصمیم بگیرم. من راوی‌ بازی‌ام.‬

94
00:08:26,500 --> 00:08:27,750
‫هی، نیکی!‬

95
00:08:27,833 --> 00:08:29,791
‫بعداً می‌بینمت، پسرِ زامبی.‬

96
00:08:30,541 --> 00:08:33,041
‫- صبر کن. می‌خوام باهات حرف بزنم.‬
‫- جدی؟‬

97
00:08:33,125 --> 00:08:35,833
‫خب، مطمئن نیستم
‫ ویلر با این قضیه مشکلی نداشته باشه.‬

98
00:08:35,895 --> 00:08:37,937
‫حتی اولش از من نپرسیدی.‬

99
00:08:38,041 --> 00:08:41,208
‫خب که چی؟
‫خودم می‌تونم واسه خودم تصمیم بگیرم.‬

100
00:08:41,291 --> 00:08:42,708
‫صبر کن، نیکی!‬

101
00:08:42,791 --> 00:08:45,708
‫- ببین، من فقط فکر می‌کنم...‬
‫- میشه یه لحظه بهم وقت بدی؟‬

102
00:08:45,791 --> 00:08:47,375
‫راوی بازی بودن مسئولیت سنگینیه، و...‬

103
00:08:47,458 --> 00:08:48,333
‫نیکی، یه لحظه وایسا!‬

104
00:08:48,416 --> 00:08:49,333
‫- ویل!‬
‫- صبر کن.‬

105
00:08:49,416 --> 00:08:50,750
‫ویل!‬

106
00:08:54,583 --> 00:08:56,583
‫چرا این کار رو کردی؟‬

107
00:08:57,833 --> 00:09:01,958
‫خب، کدوم یکی از شما کله‌پوک‌ها‬
‫زنگ خطر آتیش‌سوزی رو زد؟‬

108
00:09:02,541 --> 00:09:04,458
‫روحمم خبر نداره، مربی.‬

109
00:09:08,708 --> 00:09:12,625
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم اسم ویل، مایک‬
‫و بازداشت رو توی یه جمله بشنوم.‬

110
00:09:12,708 --> 00:09:15,333
‫فقط مسئله‌ی زمان بود‬
‫تا این پسرای خوب، بد بشن.‬

111
00:09:15,416 --> 00:09:16,791
‫نمی‌دونم کار کدومشون بود،‬

112
00:09:16,875 --> 00:09:20,291
‫ولی خیلی بهشون مدیونم‬
‫که من رو از امتحان ریاضی خلاص کردن.‬

113
00:09:20,375 --> 00:09:22,041
‫هی! هندرسون!‬

114
00:09:23,833 --> 00:09:25,208
‫بالاخره انجامش میدیم یا نه؟‬

115
00:09:25,291 --> 00:09:26,750
‫راه بیفت دیگه، کله‌پفکی!‬

116
00:09:28,250 --> 00:09:31,166
‫صبر کن. مأموریت جانبیت اینه؟‬

117
00:09:31,250 --> 00:09:32,916
‫آره، خب؟‬

118
00:09:33,000 --> 00:09:37,958
‫مامانم شاکیه که جلیقه‌ام رو بخشیدم،‬
‫واسه همین دارم میرم خونه‌ی روزاریو تا پسش بگیرم.‬

119
00:09:38,041 --> 00:09:39,250
‫همین، باشه؟‬

120
00:09:39,833 --> 00:09:40,791
‫هر چی تو بگی.‬

121
00:09:40,875 --> 00:09:44,041
‫چرت‌وپرت بسه!‬
‫داریم وقتو تلف می‌کنیم! یالا!‬

122
00:09:44,125 --> 00:09:46,125
‫دارم میرم! دارم میرم!‬

123
00:09:50,791 --> 00:09:52,583
‫خداحافظ! تعطیلات خوش بگذره!‬

124
00:09:53,291 --> 00:09:56,041
‫به بازداشتگاه خوش اومدین، الاغ‌ها.‬

125
00:09:56,916 --> 00:09:59,416
‫خب، ببینیم کیا رو داریم.‬

126
00:09:59,500 --> 00:10:01,875
‫- بکستر!‬
‫- قربان! حاضرم، قربان!‬

127
00:10:03,000 --> 00:10:05,250
‫تو بچه‌ی معلم زیست جدیدی؟‬

128
00:10:05,833 --> 00:10:06,750
‫آره.‬

129
00:10:07,625 --> 00:10:10,125
‫حتماً خیلی بهت افتخار می‌کنه.‬

130
00:10:11,291 --> 00:10:14,625
‫خبر فوری! زامبی بایرز اینجاست!‬

131
00:10:14,708 --> 00:10:16,791
‫حواسم بهت هست.‬

132
00:10:16,875 --> 00:10:19,375
‫نباید وقتی من نگهبانم غیبت بزنه.‬

133
00:10:19,458 --> 00:10:22,333
‫و آقای ویلر هم که اینجاست.‬

134
00:10:22,416 --> 00:10:26,416
‫نباید به جای زدن زنگ خطر،‬
‫موشک مدل می‌ساختی؟‬

135
00:10:26,500 --> 00:10:30,625
‫و بازداشتگاه بدون چارلی دندریج‬
‫اصلاً بازداشتگاه نمیشد،‬

136
00:10:30,708 --> 00:10:33,750
‫نمادِ بارزِ تنبل‌ها.‬

137
00:10:34,916 --> 00:10:36,541
‫خودت که روال رو می‌دونی.‬

138
00:10:38,666 --> 00:10:41,000
‫بعد از بازداشت پسش می‌گیری.‬

139
00:10:42,250 --> 00:10:47,875
‫تا یه ساعت آینده،‬
‫نه حرف می‌زنین، نه می‌خندین، نه از جاتون بلند میشین.‬

140
00:10:48,416 --> 00:10:50,250
‫و زمانتون شروع میشه از...‬

141
00:10:51,708 --> 00:10:52,750
‫الان.‬

142
00:10:53,778 --> 00:10:54,945
‫

143
00:10:55,041 --> 00:10:57,708
‫اصلاً این بازداشت چقدر طول می‌کشه؟‬

144
00:10:57,791 --> 00:11:00,333
‫شکستن رکورد گالاکای ویل اصلاً حال نمیده
‫وقتی خودش نیست که ببینه.‬

145
00:11:00,416 --> 00:11:01,250
‫کمک!‬

146
00:11:01,833 --> 00:11:03,291
‫یکی کمک کنه!‬

147
00:11:03,958 --> 00:11:05,833
‫هی، بچه! چی شده؟‬

148
00:11:05,916 --> 00:11:08,041
‫برادرم من رو می‌کشه.‬

149
00:11:08,125 --> 00:11:10,458
‫توپش رو انداختم،‬
‫و قل خورد رفت مستقیم توی تونل.‬

150
00:11:12,958 --> 00:11:17,333
‫خیلی می‌ترسم برم بیارمش‬
‫چون همش از اون تو صداهای عجیب می‌شنوم.‬

151
00:11:19,291 --> 00:11:23,666
‫انتخاب سختیه.‬
‫کلوپ گرم و نرم یا فاضلابِ سرد و بدبو.‬

152
00:11:25,000 --> 00:11:27,208
‫بعضی وقتا قهرمان بودن بوی گند میده.‬

153
00:11:36,208 --> 00:11:39,791
‫داری اشتباه میری، احمق.‬
‫جهت‌یابیت افتضاحه.‬

154
00:11:41,916 --> 00:11:44,625
‫می‌دونی چیه؟‬
‫تو از کلاس سوم از من متنفر بودی،‬

155
00:11:44,708 --> 00:11:46,791
‫و نمی‌فهمم چرا.‬

156
00:11:46,875 --> 00:11:48,833
‫شاید چون یه قلدرِ ازخودراضی هستی‬

157
00:11:48,916 --> 00:11:51,916
‫که توی جشن تولد لیندزی مولنار،‬
‫شربت ریختی روی لباس نوی من.‬

158
00:11:52,000 --> 00:11:54,041
‫اون عمدی نبود.‬

159
00:11:54,125 --> 00:11:56,375
‫اون ایان لیِ احمق تنه زد بهم.‬

160
00:11:56,458 --> 00:12:00,041
‫مگه یه قلدر ممکنه بخاطر یه حادثه‌ی بد توی الاکلنگ،‬
‫اینجا جای زخم داشته باشه؟‬

161
00:12:00,125 --> 00:12:02,041
‫نه. شاید تو قلدری.‬

162
00:12:02,125 --> 00:12:03,625
‫مگه یه قلدر ممکنه یه جای کچلی داشته باشه‬

163
00:12:03,708 --> 00:12:06,041
‫چون گروه تشویق،‬
‫از موهای دم‌اسبیش روی زمین کشیدنش؟‬

164
00:12:07,000 --> 00:12:08,500
‫یا خدا.‬

165
00:12:09,541 --> 00:12:13,708
‫هی. اگه وقتی بچه بودیم می‌دونستیم
‫این‌قدر وجه اشتراک داریم،‬

166
00:12:13,791 --> 00:12:18,458
‫فکر می‌کنی می‌تونستیم،‬
‫نمی‌دونم، با هم دوست باشیم؟‬

167
00:12:19,333 --> 00:12:22,875
‫عمراً.‬
‫مخصوصاً با اون موهای مسخره‌ات.‬

168
00:12:22,958 --> 00:12:25,875
‫پس با آتش‌بس موافقی؟‬

169
00:12:27,250 --> 00:12:29,166
‫هر چی.‬

170
00:12:32,125 --> 00:12:34,625
‫وای! حالت خوبه؟‬

171
00:12:34,708 --> 00:12:38,083
‫از اون مسابقه‌ی کیک پای تا حالا،‬
‫نتونستم بخوابم.‬

172
00:12:38,916 --> 00:12:41,833
‫وقتی چشمام رو می‌بندم،‬
‫همش این تصویر رو می‌بینم.‬

173
00:12:41,916 --> 00:12:43,291
‫می‌دونی چیه؟ بیخیال.‬

174
00:12:43,375 --> 00:12:47,916
‫اوه، نه، نه، نه. نمی‌تونی یه داستان مرموز رو‬
‫این‌طوری شروع کنی‬

175
00:12:48,000 --> 00:12:49,416
‫و بعدش بیخیال بشی.‬

176
00:12:51,875 --> 00:12:56,916
‫یه سری تصویرِ گذرا از یه ضربدرِ تاره‬
‫که یه نور قرمز بالای سرش معلقه.‬

177
00:12:57,500 --> 00:13:00,958
‫دقیقاً مثل چارلی. می‌دونستم‬
‫یه خبرایی هست.‬

178
00:13:01,458 --> 00:13:03,750
‫نور قرمز. نور قرمز.‬

179
00:13:06,083 --> 00:13:07,666
‫شبیه اون بود؟‬

180
00:13:09,208 --> 00:13:10,166
‫یه جورایی.‬

181
00:13:10,750 --> 00:13:12,000
‫ولی نه دقیقاً.‬

182
00:13:12,083 --> 00:13:13,625
‫فقط یه نور نبود.‬

183
00:13:13,708 --> 00:13:17,041
‫درخت بود، شاخه‌هایی که‬

184
00:13:17,625 --> 00:13:21,250
‫از پایین مثل... انگشت،‬
‫به سمت بالا میومدن.‬

185
00:13:25,958 --> 00:13:27,625
‫می‌دونم عجیب به نظر میرسه،‬

186
00:13:27,708 --> 00:13:30,416
‫ولی اگه بتونیم جایی رو که‬
‫این نور رو دیدی پیدا کنیم،‬

187
00:13:30,500 --> 00:13:33,041
‫شاید بفهمیم قضیه چیه.‬

188
00:13:35,125 --> 00:13:37,500
‫خواهش می‌کنم، بیا بریم.‬

189
00:13:37,583 --> 00:13:40,875
‫خیلی بهت مدیون میشم.‬
‫خواهش می‌کنم، خواهش، خواهش.‬

190
00:13:40,958 --> 00:13:42,166
‫باشه، کمکت می‌کنم.‬

191
00:13:42,708 --> 00:13:47,000
‫ولی فقط در حد یه ساعت.‬
‫برنامه‌ی شی‌را ساعت ۴:۳۰ شروع میشه.‬

192
00:13:47,083 --> 00:13:47,916
‫ایول!‬

193
00:13:48,416 --> 00:13:52,041
‫به افتخار گری‌اسکال!‬

194
00:14:11,333 --> 00:14:14,583
‫خب دیگه، اخراجی‌ها.‬
‫من باید برم یه دوری بزنم.‬

195
00:14:14,666 --> 00:14:18,666
‫از جاتون تکون نخورید.‬

196
00:14:21,875 --> 00:14:26,583
‫هی، ببخشید که باعث شدم سر از اینجا دربیاریم.‬
‫فقط می‌خواستم حرف بزنیم.‬

197
00:14:32,875 --> 00:14:35,166
‫هی، پهلوون. می‌خوای مچ بندازیم؟‬

198
00:14:35,875 --> 00:14:37,125
‫تو با من؟‬

199
00:14:38,250 --> 00:14:39,250
‫زورت رو بزن.

200
00:14:50,791 --> 00:14:52,583
‫بازم جای اشتباهی اومدیم.

201
00:14:53,083 --> 00:14:55,875
‫اشکال نداره.‬
‫بیا به گشتن دنبال جای درست ادامه بدیم.‬

202
00:14:55,958 --> 00:14:59,750
‫به زور میشه چیزی رو دید.‬
‫دیگه وقتشه تمومش کنیم کارآگاه. بیا بریم.‬

203
00:14:59,833 --> 00:15:01,958
‫اصلاً منطقی نیست.‬

204
00:15:02,041 --> 00:15:06,208
‫اگه تو این نور رو دیدی،‬
‫و چارلی هم این نور رو دیده،‬

205
00:15:06,291 --> 00:15:08,666
‫چرا باید هر دوتاتون یه خواب مشترک ببینید؟‬

206
00:15:08,750 --> 00:15:13,500
‫هی، کجایی داستین؟‬
‫یه ربع مونده به برنامه‌ی شی‌را. وقت رفتنه.‬

207
00:15:13,583 --> 00:15:15,458
‫شی‌را. درسته!‬

208
00:15:15,541 --> 00:15:20,541
‫آدورا و دوستاش، هر هفته،‬
‫می‌جنگن با...

209
00:15:21,500 --> 00:15:22,625
‫سربازهای هورد.‬

210
00:15:22,708 --> 00:15:23,750
‫درسته.‬

211
00:15:23,833 --> 00:15:27,458
‫ولی اونا بزرگ‌ترین دشمن آدورا نیستن.‬
‫دشمن اصلیش...‬

212
00:15:27,541 --> 00:15:28,458
‫هورداکه.‬

213
00:15:28,541 --> 00:15:30,041
‫که توی منطقه‌ی وحشت نشسته،‬

214
00:15:30,125 --> 00:15:32,750
‫و نوچه‌هاش رو می‌فرسته تا‬
‫کارهای کثیفش رو براش انجام بدن.‬

215
00:15:32,833 --> 00:15:34,791
‫شاید اینجا هم همین اتفاق داره میفته.‬

216
00:15:34,875 --> 00:15:38,583
‫یعنی باید یه دشمن بزرگ‌تر اون بیرون باشه،‬

217
00:15:38,666 --> 00:15:40,125
‫یه جور رهبر.‬

218
00:15:40,916 --> 00:15:42,666
‫یه ملکه.‬

219
00:15:42,750 --> 00:15:44,666
‫مغزت یخ زده.‬

220
00:15:45,416 --> 00:15:46,583
‫بیاه راه بیفتیم.

221
00:15:52,291 --> 00:15:53,541
‫حالت خوبه پسر؟‬

222
00:15:54,416 --> 00:15:57,958
‫اون مقاله‌ای که توی هفته‌نامه‌ی واچر‬
‫دیده بودیم رو یادته؟‬

223
00:15:58,041 --> 00:15:59,916
‫«مارِ فاضلاب دوباره حمله می‌کند»؟‬

224
00:16:00,000 --> 00:16:02,333
‫فکر کنم اینجا همون فاضلابه.‬

225
00:16:03,541 --> 00:16:04,375
‫نگاه کن!‬

226
00:16:05,541 --> 00:16:06,875
‫توپ اونجاست.‬

227
00:16:06,958 --> 00:16:07,875
‫چی شده، خوبی؟‬

228
00:16:08,958 --> 00:16:10,666
‫اه، چندش! پام رفت توی چاله آب.‬

229
00:16:10,750 --> 00:16:12,375
‫پسر، فکر کردم اتفاقی افتاده!‬

230
00:16:12,458 --> 00:16:14,416
‫یه اتفاقی افتاده دیگه!‬

231
00:16:14,500 --> 00:16:16,333
‫کتونی‌های نوام رو خراب کردم!‬

232
00:16:16,416 --> 00:16:18,416
‫مامانم من رو می‌کشه!‬

233
00:16:20,500 --> 00:16:22,791
‫هی. نگاه کن.‬

234
00:16:35,250 --> 00:16:36,166
‫زود باش!‬

235
00:17:27,625 --> 00:17:28,541
‫فرار کن!‬

236
00:17:42,041 --> 00:17:43,041
‫لوکاس!‬

237
00:17:45,458 --> 00:17:49,958
‫طوفان زودتر از چیزی که انتظار می‌رفت ریسده
‫و حالا خیلی بزرگ‌تر شده،‬

238
00:17:50,041 --> 00:17:53,458
‫و با سرعتی بی‌سابقه به
‫سمت شهرستان رونه.

239
00:17:53,541 --> 00:17:56,041
‫کارشناس‌ها از هر
‫کسی که سر راه طوفانه می‌خوان که...‬

240
00:17:57,791 --> 00:18:00,291
‫مایک. مایک، صدام رو می‌شنوی؟‬

241
00:18:03,083 --> 00:18:07,500
‫ملکه‌ی شکست‌ناپذیرِ بازداشتگاه.‬

242
00:18:07,583 --> 00:18:08,708
‫هر کی دو تا از سه تا رو ببره.‬

243
00:18:08,791 --> 00:18:10,833
‫دو تا از سه تا؟‬

244
00:18:10,916 --> 00:18:13,000
‫ما الان نه به یکیم پسر.‬

245
00:18:13,083 --> 00:18:16,750
‫انگار رفیق جدیدت دوست داره‬
‫با آدم‌های عوضی بپلکه.‬

246
00:18:18,750 --> 00:18:21,583
‫هی، متأسفم که‬
‫باعث شدم توی بازداشتگاه گیر بیفتیم،‬

247
00:18:21,666 --> 00:18:23,458
‫ولی نمی‌تونی تا ابد از دستم عصبانی باشی.‬

248
00:18:23,541 --> 00:18:25,916
‫چون داشتی سعی می‌کردی
‫خودت رو برای نیکی شیرین کنی؟‬

249
00:18:26,000 --> 00:18:27,750
‫ببین، می‌دونم اون یه ذره...

250
00:18:32,750 --> 00:18:37,375
‫باشه، خیلی رو اعصابه،‬
‫ولی من خوشم ازش میاد، بقیه هم همین‌طور.‬

251
00:18:37,458 --> 00:18:40,500
‫مهم نیست. من به ال
‫قول دادم بعد مدرسه ببینمش،‬

252
00:18:40,583 --> 00:18:42,833
‫ولی اینجا گیر افتادم‬
‫و بی‌سیمم هم توی کمد منه.‬

253
00:18:42,916 --> 00:18:44,208
‫پس چرا زانوی غم بغل گرفتی؟‬

254
00:18:44,291 --> 00:18:46,166
‫- ولم کن!‬
‫- بیا بریم بی‌سیمت رو برداریم.‬

255
00:18:46,250 --> 00:18:48,583
‫نمی‌تونیم! مربی...‬

256
00:18:48,666 --> 00:18:52,333
‫چی؟ می‌خواد بازداشتمون کنه؟‬
‫همین الانشم اینجاییم پسر.‬

257
00:18:52,416 --> 00:18:54,375
‫چرا یهو برات مهم شد؟‬

258
00:18:54,458 --> 00:18:57,375
‫شاید چون ال ۵۰ بار جونم رو نجات داده،‬

259
00:18:57,458 --> 00:18:59,000
‫و می‌خوام براش جبران کنم.‬

260
00:18:59,083 --> 00:19:01,083
‫دندریج، تو کشیک وایستا.‬

261
00:19:01,166 --> 00:19:03,208
‫این کار چه سودی برای من داره؟‬

262
00:19:04,083 --> 00:19:08,250
‫اوم، صدای دلنشینِ گروه ایکس-ری اسپکس.‬

263
00:19:08,333 --> 00:19:12,208
‫وقتی از اینجا رفتیم بیرون،
‫حتی یه کپی از نوار برات می‌زنم.‬ نظرت چیه؟‬

264
00:19:12,958 --> 00:19:14,791
‫قبوله.‬

265
00:19:14,875 --> 00:19:17,666
‫ولی اگه این گروه مزخرف باشه،
‫خیلی بهم مدیون میشی.‬

266
00:19:17,750 --> 00:19:19,333
‫خب، نظرت چیه؟‬

267
00:19:21,875 --> 00:19:24,458
‫باشه، به یه شرط.‬

268
00:19:24,541 --> 00:19:26,791
‫قبل از اینکه مربی برگرده تمومش کنیم.‬

269
00:19:30,125 --> 00:19:31,166
‫مکس!‬

270
00:19:32,041 --> 00:19:33,000
‫دووم بیار!‬

271
00:19:47,000 --> 00:19:48,416
‫خیلی قویه!‬

272
00:19:51,375 --> 00:19:52,250
‫مکس!‬

273
00:19:53,250 --> 00:19:54,541
‫نگاه کن!‬

274
00:20:02,500 --> 00:20:04,583
‫هی، زشتو! این طرف!‬

275
00:20:43,458 --> 00:20:44,458
‫این دیگه چه...؟‬

276
00:20:47,958 --> 00:20:49,041
‫- جف نلسون؟‬
‫- جف نلسون؟‬

277
00:20:52,375 --> 00:20:53,666
‫سقف!‬

278
00:21:09,625 --> 00:21:12,083
‫حقوقم اون‌قدری نیست
‫که بخوام این کارها رو بکنم.‬

279
00:21:15,083 --> 00:21:15,916
‫آهای!

280
00:21:16,458 --> 00:21:17,458
‫آهای!

281
00:21:18,041 --> 00:21:19,541
‫همش دارم خیالاتی میشم.‬

282
00:21:36,166 --> 00:21:38,625
‫عملیاتِ بریکر بریکر شروع شد!‬

283
00:21:42,583 --> 00:21:44,750
‫می‌دونی که ویل از پسِ خودش برمیاد، نه؟‬

284
00:21:44,833 --> 00:21:46,791
‫پسر، طوری باهاش رفتار می‌کنی‬
‫انگار داره پاش رو کج می‌ذاره‬

285
00:21:46,875 --> 00:21:51,041
‫هر بار که می‌خواد یه کارِ جدید انجام بده.‬
‫بینِ این و بازیِ سیاه‌چاله‌ها و اژدهایان و...‬

286
00:21:51,125 --> 00:21:54,583
‫تو ویل رو مثلِ من نمی‌شناسی.‬
‫خیلی سختی کشیده و...‬

287
00:21:54,666 --> 00:21:56,041
‫آره، و شاید دیگه حالش به هم می‌خوره‬

288
00:21:56,125 --> 00:21:58,583
‫از اینکه بهترین دوستش طوری بهش نگاه کنه‬
‫انگار که داغونه.‬

289
00:21:58,666 --> 00:22:00,375
‫اصلاً به این فکر کردی؟‬

290
00:22:02,333 --> 00:22:03,875
‫{\an۸}می‌خوای یه رازی رو بدونی؟‬

291
00:22:03,958 --> 00:22:06,333
‫{\an۸}ویل شجاع‌ترین آدمیه که می‌شناسم.‬

292
00:22:06,416 --> 00:22:08,125
‫آره، این رو می‌فهمم.‬

293
00:22:08,208 --> 00:22:11,083
‫اگه می‌فهمی،‬
‫پس چرا همش داری دست به سرش می‌کنی؟‬

294
00:22:11,166 --> 00:22:16,666
‫چون <i>تو </i>نمی‌خوای من اینجا باشم‬
‫چون همه چیز رو خراب می‌کنم، یادت هست؟‬

295
00:22:19,583 --> 00:22:22,041
‫نباید اون حرف رو می‌زدم. متأسفم.‬

296
00:22:22,125 --> 00:22:24,750
‫اما بخاطر من ویل رو از خودت نرون.‬

297
00:22:26,083 --> 00:22:30,208
‫باور کن می‌دونم چقدر ترسناکه‬
‫که بذاری آدما بهت نزدیک بشن.‬

298
00:22:30,291 --> 00:22:32,208
‫وقتی این کار رو می‌کنی، یعنی‬

299
00:22:32,291 --> 00:22:35,416
‫کارایی که می‌کنن‬
‫یا اتفاقایی که براشون میفته،‬

300
00:22:35,500 --> 00:22:36,625
‫می‌تونه بهت آسیب بزنه.‬

301
00:22:36,708 --> 00:22:40,125
‫اما اون آدما می‌تونن بهت کمک هم بکنن.‬
‫می‌تونن فوق‌العاده باشن.‬

302
00:22:40,791 --> 00:22:42,291
‫فقط باید بهشون اجازه بدی.‬

303
00:22:42,375 --> 00:22:46,208
‫شاید هر دومون باید‬
‫از ویل یاد بگیریم.‬

304
00:22:46,291 --> 00:22:47,541
‫و شجاع باشیم.‬

305
00:22:48,583 --> 00:22:50,833
‫میاین یا نه؟ زود باشین دیگه!‬

306
00:22:55,958 --> 00:22:58,541
‫جف! یالا پسر، بیدار شو!‬

307
00:22:59,750 --> 00:23:00,916
‫- جف!‬
‫- آخ!‬

308
00:23:01,625 --> 00:23:02,500
‫این دیگه چه...؟‬

309
00:23:03,000 --> 00:23:04,125
‫سینکلر؟‬

310
00:23:04,916 --> 00:23:05,916
‫من کجام؟‬

311
00:23:06,000 --> 00:23:08,541
‫شاید بهتره یه لحظه بشینی.‬

312
00:23:09,333 --> 00:23:10,708
‫یادت میاد چه اتفاقی افتاد؟‬

313
00:23:11,708 --> 00:23:14,791
‫همه چی تاره. مثلِ یه خوابِ عجیب و غریب.‬

314
00:23:16,458 --> 00:23:18,583
‫- چراغ‌های قرمزِ چشمک‌زن؟‬
‫- آره.‬

315
00:23:19,416 --> 00:23:21,958
‫اما یه میل و رغبتی هم وجود داشت.‬

316
00:23:22,041 --> 00:23:25,375
‫خیلی قوی. مثلِ یه... غریزه.‬

317
00:23:26,708 --> 00:23:28,125
‫چه جور غریزه‌ای؟‬

318
00:23:28,208 --> 00:23:32,041
‫برای شکار. بویِ یه چیزی رو حس می‌کردم.‬

319
00:23:32,125 --> 00:23:33,083
‫شکار.‬

320
00:23:33,166 --> 00:23:37,000
‫نزدیک نبود.‬
‫شاید دو سه کیلومتر اون‌طرف‌تر.‬

321
00:23:37,916 --> 00:23:41,916
‫باید ردش رو می‌گرفتم‬
‫و می‌آوردمش اینجا.‬

322
00:23:42,000 --> 00:23:42,833
‫اما چرا؟‬

323
00:23:42,916 --> 00:23:45,583
‫یادم نمیاد، خب؟‬
‫از جلو چشم گمشید!

324
00:23:46,791 --> 00:23:48,458
‫{\an۸}ما فقط یکی از این موجودات رو کشتیم،‬

325
00:23:48,541 --> 00:23:51,958
‫{\an۸}یعنی اون سه تای دیگه‬
‫هنوز اون بیرونن و دارن شکار می‌کنن.‬

326
00:23:52,041 --> 00:23:54,250
‫{\an۸}پس بهتره به همه خبر بدیم.‬

327
00:23:55,916 --> 00:23:57,166
‫هنوز تموم نشده.‬

328
00:24:30,041 --> 00:24:31,000
‫هان؟‬

329
00:24:39,791 --> 00:24:42,916
‫حالتون خوبه، مربی؟‬

330
00:24:45,333 --> 00:24:46,333
‫بچه‌ها؟‬

331
00:24:46,916 --> 00:24:48,833
‫فکر نکنم مربی باشه.‬

332
00:24:58,273 --> 00:25:18,273
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
