WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:26.273 --> 00:29.200
‫«12 نوامبر سال 1984»

03:28.606 --> 03:32.752
‫«چیزهای عجیب و غریب»

03:32.799 --> 03:38.564
‫«چیزهای عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

03:41.089 --> 03:47.857
‫«قسمت ششم: طوفان در راهه»

03:49.113 --> 03:52.847
‫«15 ژانویه سال 1985»

04:08.458 --> 04:09.625
‫ثابت نگهش دار!‬

04:10.458 --> 04:14.208
‫بجنب. داره میاد. بجنب...‬
‫زود باش. زود باش کوچولو!‬

04:20.791 --> 04:24.041
‫عزیزم، باید یه چیزی بخوری.‬
‫تازه نصف روز گذشته.‬

04:24.125 --> 04:27.250
‫مغزت برای کار کردن به غذا نیاز داره.‬

04:27.333 --> 04:28.416
‫واقعاً گشنه‌م نیست.‬

04:28.500 --> 04:29.583
‫اوه، نیستی؟‬

04:29.666 --> 04:32.666
‫خب، چرا از گیرنده‌های
‫جی‌اچ‌اس‌آر 1‌اِی‌ت نمیپرسی؟‬

04:32.750 --> 04:36.250
‫مطمئنم اونا یه چیز دیگه بهت میگن.‬

04:39.916 --> 04:42.500
‫بگذریم، تو فکر بودم،‬

04:42.583 --> 04:45.208
‫دوست داری یه وقت
‫دوستای جدیدت رو دعوت کنی اینجا؟‬

04:45.291 --> 04:46.750
‫می‌تونیم یه جایی آتیش روشن کنیم.

04:46.833 --> 04:50.083
‫هی مامان، تا کی قراره اینجا موندگار باشیم؟‬

04:50.166 --> 04:51.583
‫خب، بذار ببینم.‬

04:51.666 --> 04:54.208
‫ساعت ۲ جلسه با اساتید دارم،‬
‫بعدش هم...

04:54.291 --> 04:56.375
‫منظورم موندن توی هاوکینزه.‬

04:56.958 --> 04:59.208
‫عجب! این حرف از کجا اومد؟‬

05:00.208 --> 05:02.250
‫بپا، بپا، بپا، بپا!‬
‫مراقب باش، مراقب باش!‬

05:03.708 --> 05:05.375
‫اوپس! ای وای!‬

05:05.458 --> 05:07.625
‫کاپیتانِ ایمنیِ آزمایشگاه وارد می‌شود.‬

05:09.375 --> 05:10.875
‫هی، چه خبر دی‌من؟‬

05:10.958 --> 05:12.000
‫سلام دانیل.‬

05:12.083 --> 05:14.250
‫با خودم ساندویچ آوردم.‬

05:14.333 --> 05:17.333
‫بازم یکی کوله‌پشتی رو اشتباهی برداشته.‬

05:17.416 --> 05:20.500
‫ممنون. دارم از گشنگی تلف میشم.‬

05:20.583 --> 05:22.125
‫ولی مغز برای کار کردن به غذا نیاز داره.‬

05:22.916 --> 05:25.291
‫می‌دونی، فکر می‌کردم اینجا رو دوست داری.‬

05:25.375 --> 05:27.916
‫یادم نمیاد آخرین بار کی دوستات رو دعوت کردی.‬

05:29.125 --> 05:30.000
‫عزیزم.‬

05:31.250 --> 05:33.291
‫نمی‌تونم از هاوکینز برم. من...‬

05:33.375 --> 05:34.625
‫فقط هنوز نه.‬

05:34.708 --> 05:38.625
‫اووه، اووه، اووه! کی قراره از هاوکینز بره؟

05:38.708 --> 05:42.666
‫توی کارم خیلی پیشرفت کردم،
‫نمی‌تونم الان بیخیال بشم.‬

05:42.750 --> 05:45.750
‫مادرت به یه موفقیت بزرگ نزدیک شده.‬

05:45.833 --> 05:49.625
‫یه روزی مردم می‌تونن
‫محصولاتِ پلاسیده‌شون رو دوباره زنده کنن‬

05:49.708 --> 05:52.000
‫اونم بخاطر کارای مامانت.‬

05:52.083 --> 05:55.625
‫اگه ادامه بده، می‌تونه دنیا رو تغییر بده.‬

05:55.708 --> 05:57.458
‫باشه. هر چی. فهمیدم.‬

05:59.458 --> 06:02.833
‫فقط وقتی تغییر دادن دنیا تموم شد بهم خبر بده‬

06:02.916 --> 06:04.750
‫که بتونم وسایلم رو جمع کنم، باشه؟‬

06:04.833 --> 06:06.708
‫نیکی. نیکی.‬

06:09.375 --> 06:10.875
‫- نه.‬
‫- کی ساندویچ کره بادوم‌زمینی و مربای من رو می‌خواد؟‬

06:10.958 --> 06:12.444
‫آب‌سیب هم دارم!‬

06:13.416 --> 06:15.958
‫هی، می‌دونی دیروز
‫واقعاً برام سنگ تموم گذاشتی.‬

06:16.041 --> 06:21.166
‫و هیچ‌کدومش بدون
‫باشگاه کارآگاهان هاوکینز ممکن نبود.‬

06:21.250 --> 06:24.125
‫نه بابا! این عالیه!‬

06:24.208 --> 06:28.291
‫ممنون از همگی.‬
‫من با کمال تواضع این کلاه باحال رو قبول می‌کنم.‬

06:29.333 --> 06:34.166
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب...
‫قبل از اینکه موفقیت ب.ک.ه رو اعلام کنیم،‬

06:34.250 --> 06:36.666
‫بیاین محاسباتمون رو دوباره چک کنیم.‬
‫ویل، تو شروع کن.‬

06:37.458 --> 06:40.958
‫خب، فهمیدیم که اگه هاگ‌ها
‫تا ۱۲ ساعت میزبان پیدا نکنن،‬

06:41.041 --> 06:42.083
‫برای همیشه از بین میرن.‬

06:42.166 --> 06:45.416
‫و الان بیشتر از ۲۴ ساعت از آخرین اتفاق گذشته.‬

06:45.500 --> 06:47.458
‫پس دیگه خطری تهدیدمون نمی‌کنه.‬

06:47.541 --> 06:50.833
‫هرچند هیچ‌وقت نفهمیدیم
‫قضیه‌ی چراغ قرمزِ چارلی چی بود.‬

06:52.833 --> 06:54.500
‫بیخیال شو دیگه داستین، ما بردیم!‬

06:54.583 --> 06:56.125
‫آزمایش نهایی اینجاست.‬

06:56.208 --> 06:58.666
‫آخرین صندوقِ گزارش‌های ب.ک.ه.‬

06:58.750 --> 07:01.583
‫اگه بازش کنیم و سرنخی پیدا کنیم،
‫یعنی هنوز کار داریم.‬

07:01.666 --> 07:02.500
‫اگه پیدا نکنیم،‬

07:02.583 --> 07:05.458
‫یعنی باشگاه کارآگاهان هاوکینز موفق شده.‬

07:05.541 --> 07:07.291
‫صدای طبل، لطفاً.‬

07:07.375 --> 07:11.250
‫سه، دو، یک.‬

07:14.500 --> 07:15.416
‫آره!‬

07:15.500 --> 07:16.458
‫آشغاله!‬

07:17.541 --> 07:20.166
‫ب.ک.ه رسماً موفق شد!‬

07:20.250 --> 07:23.708
‫ب.ک.ه! ب.ک.ه! ب.ک.ه!

07:23.791 --> 07:24.625
‫آره!‬

07:24.708 --> 07:26.833
‫اِل منتظرمه که بعد مدرسه برم دنبالش.‬

07:26.916 --> 07:30.583
‫بعدش همگی می‌تونیم توی کلوپ بازی
‫همدیگه رو ببینیم تا درباره‌ی کمپین جدید دی‌ان‌دی حرف بزنیم.‬

07:30.666 --> 07:33.250
‫خوشحال میشه بفهمه بالاخره
‫همه‌چی به حالت عادی برگشته.‬

07:33.333 --> 07:37.041
‫راستش، من بعداً
‫توی کلوب بازی میام پیشتون.‬

07:37.125 --> 07:41.291
‫یه جورایی، یه
‫مأموریت جانبی دارم که باید انجامش بدم.‬

07:41.875 --> 07:44.208
‫- مأموریت جانبی؟ باشه.‬
‫- پسر.‬

07:44.291 --> 07:47.000
‫حتی نمی‌تونی الان توی چشمامون نگاه کنی.‬

07:47.083 --> 07:49.666
‫خیلی خب، حالا باید بهمون بگی چه خبره.‬

07:49.750 --> 07:54.458
‫نه، اصلاً، تا یک میلیون سال دیگه هم نمیگم.‬

07:55.344 --> 07:57.683
‫واقعا زنگه نجاتم داد!

08:00.791 --> 08:04.750
‫نیکی، کجا بودی؟
‫از وقتی توی کلبه بودیم ندیدیمت.‬

08:04.833 --> 08:06.125
‫ببخشید. دیگه دیروقت بود،‬

08:06.208 --> 08:08.541
‫و مامانم می‌خواست درباره‌ی
‫یه چیزی باهام حرف بزنه، واسه همین...‬

08:08.625 --> 08:10.583
‫خب، یه سری خبرای خیلی مهم رو از دست دادی.‬

08:11.166 --> 08:13.250
‫ب.ک.ه رسماً پرونده رو بست،‬

08:13.333 --> 08:16.208
‫این یعنی بازیِ سیاه‌چاله‌ها و اژدهایان من
‫هنوز برای بورانِ برف برقراره.‬

08:16.291 --> 08:18.958
‫صبر کن. بازی سیاه‌چال‌ها و اژدهایان تو؟‬

08:19.041 --> 08:21.333
‫فکر نمی‌کنی قبل از اینکه دعوتش کنیم به بازی،‬

08:21.416 --> 08:23.333
‫باید با بقیه‌ی گروه مشورت کنیم؟‬

08:23.833 --> 08:26.416
‫من می‌تونم تصمیم بگیرم. من راوی‌ بازی‌ام.‬

08:26.500 --> 08:27.750
‫هی، نیکی!‬

08:27.833 --> 08:29.791
‫بعداً می‌بینمت، پسرِ زامبی.‬

08:30.541 --> 08:33.041
‫- صبر کن. می‌خوام باهات حرف بزنم.‬
‫- جدی؟‬

08:33.125 --> 08:35.833
‫خب، مطمئن نیستم
‫ ویلر با این قضیه مشکلی نداشته باشه.‬

08:35.895 --> 08:37.937
‫حتی اولش از من نپرسیدی.‬

08:38.041 --> 08:41.208
‫خب که چی؟
‫خودم می‌تونم واسه خودم تصمیم بگیرم.‬

08:41.291 --> 08:42.708
‫صبر کن، نیکی!‬

08:42.791 --> 08:45.708
‫- ببین، من فقط فکر می‌کنم...‬
‫- میشه یه لحظه بهم وقت بدی؟‬

08:45.791 --> 08:47.375
‫راوی بازی بودن مسئولیت سنگینیه، و...‬

08:47.458 --> 08:48.333
‫نیکی، یه لحظه وایسا!‬

08:48.416 --> 08:49.333
‫- ویل!‬
‫- صبر کن.‬

08:49.416 --> 08:50.750
‫ویل!‬

08:54.583 --> 08:56.583
‫چرا این کار رو کردی؟‬

08:57.833 --> 09:01.958
‫خب، کدوم یکی از شما کله‌پوک‌ها‬
‫زنگ خطر آتیش‌سوزی رو زد؟‬

09:02.541 --> 09:04.458
‫روحمم خبر نداره، مربی.‬

09:08.708 --> 09:12.625
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم اسم ویل، مایک‬
‫و بازداشت رو توی یه جمله بشنوم.‬

09:12.708 --> 09:15.333
‫فقط مسئله‌ی زمان بود‬
‫تا این پسرای خوب، بد بشن.‬

09:15.416 --> 09:16.791
‫نمی‌دونم کار کدومشون بود،‬

09:16.875 --> 09:20.291
‫ولی خیلی بهشون مدیونم‬
‫که من رو از امتحان ریاضی خلاص کردن.‬

09:20.375 --> 09:22.041
‫هی! هندرسون!‬

09:23.833 --> 09:25.208
‫بالاخره انجامش میدیم یا نه؟‬

09:25.291 --> 09:26.750
‫راه بیفت دیگه، کله‌پفکی!‬

09:28.250 --> 09:31.166
‫صبر کن. مأموریت جانبیت اینه؟‬

09:31.250 --> 09:32.916
‫آره، خب؟‬

09:33.000 --> 09:37.958
‫مامانم شاکیه که جلیقه‌ام رو بخشیدم،‬
‫واسه همین دارم میرم خونه‌ی روزاریو تا پسش بگیرم.‬

09:38.041 --> 09:39.250
‫همین، باشه؟‬

09:39.833 --> 09:40.791
‫هر چی تو بگی.‬

09:40.875 --> 09:44.041
‫چرت‌وپرت بسه!‬
‫داریم وقتو تلف می‌کنیم! یالا!‬

09:44.125 --> 09:46.125
‫دارم میرم! دارم میرم!‬

09:50.791 --> 09:52.583
‫خداحافظ! تعطیلات خوش بگذره!‬

09:53.291 --> 09:56.041
‫به بازداشتگاه خوش اومدین، الاغ‌ها.‬

09:56.916 --> 09:59.416
‫خب، ببینیم کیا رو داریم.‬

09:59.500 --> 10:01.875
‫- بکستر!‬
‫- قربان! حاضرم، قربان!‬

10:03.000 --> 10:05.250
‫تو بچه‌ی معلم زیست جدیدی؟‬

10:05.833 --> 10:06.750
‫آره.‬

10:07.625 --> 10:10.125
‫حتماً خیلی بهت افتخار می‌کنه.‬

10:11.291 --> 10:14.625
‫خبر فوری! زامبی بایرز اینجاست!‬

10:14.708 --> 10:16.791
‫حواسم بهت هست.‬

10:16.875 --> 10:19.375
‫نباید وقتی من نگهبانم غیبت بزنه.‬

10:19.458 --> 10:22.333
‫و آقای ویلر هم که اینجاست.‬

10:22.416 --> 10:26.416
‫نباید به جای زدن زنگ خطر،‬
‫موشک مدل می‌ساختی؟‬

10:26.500 --> 10:30.625
‫و بازداشتگاه بدون چارلی دندریج‬
‫اصلاً بازداشتگاه نمیشد،‬

10:30.708 --> 10:33.750
‫نمادِ بارزِ تنبل‌ها.‬

10:34.916 --> 10:36.541
‫خودت که روال رو می‌دونی.‬

10:38.666 --> 10:41.000
‫بعد از بازداشت پسش می‌گیری.‬

10:42.250 --> 10:47.875
‫تا یه ساعت آینده،‬
‫نه حرف می‌زنین، نه می‌خندین، نه از جاتون بلند میشین.‬

10:48.416 --> 10:50.250
‫و زمانتون شروع میشه از...‬

10:51.708 --> 10:52.750
‫الان.‬

10:53.778 --> 10:54.945
‫

10:55.041 --> 10:57.708
‫اصلاً این بازداشت چقدر طول می‌کشه؟‬

10:57.791 --> 11:00.333
‫شکستن رکورد گالاکای ویل اصلاً حال نمیده
‫وقتی خودش نیست که ببینه.‬

11:00.416 --> 11:01.250
‫کمک!‬

11:01.833 --> 11:03.291
‫یکی کمک کنه!‬

11:03.958 --> 11:05.833
‫هی، بچه! چی شده؟‬

11:05.916 --> 11:08.041
‫برادرم من رو می‌کشه.‬

11:08.125 --> 11:10.458
‫توپش رو انداختم،‬
‫و قل خورد رفت مستقیم توی تونل.‬

11:12.958 --> 11:17.333
‫خیلی می‌ترسم برم بیارمش‬
‫چون همش از اون تو صداهای عجیب می‌شنوم.‬

11:19.291 --> 11:23.666
‫انتخاب سختیه.‬
‫کلوپ گرم و نرم یا فاضلابِ سرد و بدبو.‬

11:25.000 --> 11:27.208
‫بعضی وقتا قهرمان بودن بوی گند میده.‬

11:36.208 --> 11:39.791
‫داری اشتباه میری، احمق.‬
‫جهت‌یابیت افتضاحه.‬

11:41.916 --> 11:44.625
‫می‌دونی چیه؟‬
‫تو از کلاس سوم از من متنفر بودی،‬

11:44.708 --> 11:46.791
‫و نمی‌فهمم چرا.‬

11:46.875 --> 11:48.833
‫شاید چون یه قلدرِ ازخودراضی هستی‬

11:48.916 --> 11:51.916
‫که توی جشن تولد لیندزی مولنار،‬
‫شربت ریختی روی لباس نوی من.‬

11:52.000 --> 11:54.041
‫اون عمدی نبود.‬

11:54.125 --> 11:56.375
‫اون ایان لیِ احمق تنه زد بهم.‬

11:56.458 --> 12:00.041
‫مگه یه قلدر ممکنه بخاطر یه حادثه‌ی بد توی الاکلنگ،‬
‫اینجا جای زخم داشته باشه؟‬

12:00.125 --> 12:02.041
‫نه. شاید تو قلدری.‬

12:02.125 --> 12:03.625
‫مگه یه قلدر ممکنه یه جای کچلی داشته باشه‬

12:03.708 --> 12:06.041
‫چون گروه تشویق،‬
‫از موهای دم‌اسبیش روی زمین کشیدنش؟‬

12:07.000 --> 12:08.500
‫یا خدا.‬

12:09.541 --> 12:13.708
‫هی. اگه وقتی بچه بودیم می‌دونستیم
‫این‌قدر وجه اشتراک داریم،‬

12:13.791 --> 12:18.458
‫فکر می‌کنی می‌تونستیم،‬
‫نمی‌دونم، با هم دوست باشیم؟‬

12:19.333 --> 12:22.875
‫عمراً.‬
‫مخصوصاً با اون موهای مسخره‌ات.‬

12:22.958 --> 12:25.875
‫پس با آتش‌بس موافقی؟‬

12:27.250 --> 12:29.166
‫هر چی.‬

12:32.125 --> 12:34.625
‫وای! حالت خوبه؟‬

12:34.708 --> 12:38.083
‫از اون مسابقه‌ی کیک پای تا حالا،‬
‫نتونستم بخوابم.‬

12:38.916 --> 12:41.833
‫وقتی چشمام رو می‌بندم،‬
‫همش این تصویر رو می‌بینم.‬

12:41.916 --> 12:43.291
‫می‌دونی چیه؟ بیخیال.‬

12:43.375 --> 12:47.916
‫اوه، نه، نه، نه. نمی‌تونی یه داستان مرموز رو‬
‫این‌طوری شروع کنی‬

12:48.000 --> 12:49.416
‫و بعدش بیخیال بشی.‬

12:51.875 --> 12:56.916
‫یه سری تصویرِ گذرا از یه ضربدرِ تاره‬
‫که یه نور قرمز بالای سرش معلقه.‬

12:57.500 --> 13:00.958
‫دقیقاً مثل چارلی. می‌دونستم‬
‫یه خبرایی هست.‬

13:01.458 --> 13:03.750
‫نور قرمز. نور قرمز.‬

13:06.083 --> 13:07.666
‫شبیه اون بود؟‬

13:09.208 --> 13:10.166
‫یه جورایی.‬

13:10.750 --> 13:12.000
‫ولی نه دقیقاً.‬

13:12.083 --> 13:13.625
‫فقط یه نور نبود.‬

13:13.708 --> 13:17.041
‫درخت بود، شاخه‌هایی که‬

13:17.625 --> 13:21.250
‫از پایین مثل... انگشت،‬
‫به سمت بالا میومدن.‬

13:25.958 --> 13:27.625
‫می‌دونم عجیب به نظر میرسه،‬

13:27.708 --> 13:30.416
‫ولی اگه بتونیم جایی رو که‬
‫این نور رو دیدی پیدا کنیم،‬

13:30.500 --> 13:33.041
‫شاید بفهمیم قضیه چیه.‬

13:35.125 --> 13:37.500
‫خواهش می‌کنم، بیا بریم.‬

13:37.583 --> 13:40.875
‫خیلی بهت مدیون میشم.‬
‫خواهش می‌کنم، خواهش، خواهش.‬

13:40.958 --> 13:42.166
‫باشه، کمکت می‌کنم.‬

13:42.708 --> 13:47.000
‫ولی فقط در حد یه ساعت.‬
‫برنامه‌ی شی‌را ساعت ۴:۳۰ شروع میشه.‬

13:47.083 --> 13:47.916
‫ایول!‬

13:48.416 --> 13:52.041
‫به افتخار گری‌اسکال!‬

14:11.333 --> 14:14.583
‫خب دیگه، اخراجی‌ها.‬
‫من باید برم یه دوری بزنم.‬

14:14.666 --> 14:18.666
‫از جاتون تکون نخورید.‬

14:21.875 --> 14:26.583
‫هی، ببخشید که باعث شدم سر از اینجا دربیاریم.‬
‫فقط می‌خواستم حرف بزنیم.‬

14:32.875 --> 14:35.166
‫هی، پهلوون. می‌خوای مچ بندازیم؟‬

14:35.875 --> 14:37.125
‫تو با من؟‬

14:38.250 --> 14:39.250
‫زورت رو بزن.

14:50.791 --> 14:52.583
‫بازم جای اشتباهی اومدیم.

14:53.083 --> 14:55.875
‫اشکال نداره.‬
‫بیا به گشتن دنبال جای درست ادامه بدیم.‬

14:55.958 --> 14:59.750
‫به زور میشه چیزی رو دید.‬
‫دیگه وقتشه تمومش کنیم کارآگاه. بیا بریم.‬

14:59.833 --> 15:01.958
‫اصلاً منطقی نیست.‬

15:02.041 --> 15:06.208
‫اگه تو این نور رو دیدی،‬
‫و چارلی هم این نور رو دیده،‬

15:06.291 --> 15:08.666
‫چرا باید هر دوتاتون یه خواب مشترک ببینید؟‬

15:08.750 --> 15:13.500
‫هی، کجایی داستین؟‬
‫یه ربع مونده به برنامه‌ی شی‌را. وقت رفتنه.‬

15:13.583 --> 15:15.458
‫شی‌را. درسته!‬

15:15.541 --> 15:20.541
‫آدورا و دوستاش، هر هفته،‬
‫می‌جنگن با...

15:21.500 --> 15:22.625
‫سربازهای هورد.‬

15:22.708 --> 15:23.750
‫درسته.‬

15:23.833 --> 15:27.458
‫ولی اونا بزرگ‌ترین دشمن آدورا نیستن.‬
‫دشمن اصلیش...‬

15:27.541 --> 15:28.458
‫هورداکه.‬

15:28.541 --> 15:30.041
‫که توی منطقه‌ی وحشت نشسته،‬

15:30.125 --> 15:32.750
‫و نوچه‌هاش رو می‌فرسته تا‬
‫کارهای کثیفش رو براش انجام بدن.‬

15:32.833 --> 15:34.791
‫شاید اینجا هم همین اتفاق داره میفته.‬

15:34.875 --> 15:38.583
‫یعنی باید یه دشمن بزرگ‌تر اون بیرون باشه،‬

15:38.666 --> 15:40.125
‫یه جور رهبر.‬

15:40.916 --> 15:42.666
‫یه ملکه.‬

15:42.750 --> 15:44.666
‫مغزت یخ زده.‬

15:45.416 --> 15:46.583
‫بیاه راه بیفتیم.

15:52.291 --> 15:53.541
‫حالت خوبه پسر؟‬

15:54.416 --> 15:57.958
‫اون مقاله‌ای که توی هفته‌نامه‌ی واچر‬
‫دیده بودیم رو یادته؟‬

15:58.041 --> 15:59.916
‫«مارِ فاضلاب دوباره حمله می‌کند»؟‬

16:00.000 --> 16:02.333
‫فکر کنم اینجا همون فاضلابه.‬

16:03.541 --> 16:04.375
‫نگاه کن!‬

16:05.541 --> 16:06.875
‫توپ اونجاست.‬

16:06.958 --> 16:07.875
‫چی شده، خوبی؟‬

16:08.958 --> 16:10.666
‫اه، چندش! پام رفت توی چاله آب.‬

16:10.750 --> 16:12.375
‫پسر، فکر کردم اتفاقی افتاده!‬

16:12.458 --> 16:14.416
‫یه اتفاقی افتاده دیگه!‬

16:14.500 --> 16:16.333
‫کتونی‌های نوام رو خراب کردم!‬

16:16.416 --> 16:18.416
‫مامانم من رو می‌کشه!‬

16:20.500 --> 16:22.791
‫هی. نگاه کن.‬

16:35.250 --> 16:36.166
‫زود باش!‬

17:27.625 --> 17:28.541
‫فرار کن!‬

17:42.041 --> 17:43.041
‫لوکاس!‬

17:45.458 --> 17:49.958
‫طوفان زودتر از چیزی که انتظار می‌رفت ریسده
‫و حالا خیلی بزرگ‌تر شده،‬

17:50.041 --> 17:53.458
‫و با سرعتی بی‌سابقه به
‫سمت شهرستان رونه.

17:53.541 --> 17:56.041
‫کارشناس‌ها از هر
‫کسی که سر راه طوفانه می‌خوان که...‬

17:57.791 --> 18:00.291
‫مایک. مایک، صدام رو می‌شنوی؟‬

18:03.083 --> 18:07.500
‫ملکه‌ی شکست‌ناپذیرِ بازداشتگاه.‬

18:07.583 --> 18:08.708
‫هر کی دو تا از سه تا رو ببره.‬

18:08.791 --> 18:10.833
‫دو تا از سه تا؟‬

18:10.916 --> 18:13.000
‫ما الان نه به یکیم پسر.‬

18:13.083 --> 18:16.750
‫انگار رفیق جدیدت دوست داره‬
‫با آدم‌های عوضی بپلکه.‬

18:18.750 --> 18:21.583
‫هی، متأسفم که‬
‫باعث شدم توی بازداشتگاه گیر بیفتیم،‬

18:21.666 --> 18:23.458
‫ولی نمی‌تونی تا ابد از دستم عصبانی باشی.‬

18:23.541 --> 18:25.916
‫چون داشتی سعی می‌کردی
‫خودت رو برای نیکی شیرین کنی؟‬

18:26.000 --> 18:27.750
‫ببین، می‌دونم اون یه ذره...

18:32.750 --> 18:37.375
‫باشه، خیلی رو اعصابه،‬
‫ولی من خوشم ازش میاد، بقیه هم همین‌طور.‬

18:37.458 --> 18:40.500
‫مهم نیست. من به ال
‫قول دادم بعد مدرسه ببینمش،‬

18:40.583 --> 18:42.833
‫ولی اینجا گیر افتادم‬
‫و بی‌سیمم هم توی کمد منه.‬

18:42.916 --> 18:44.208
‫پس چرا زانوی غم بغل گرفتی؟‬

18:44.291 --> 18:46.166
‫- ولم کن!‬
‫- بیا بریم بی‌سیمت رو برداریم.‬

18:46.250 --> 18:48.583
‫نمی‌تونیم! مربی...‬

18:48.666 --> 18:52.333
‫چی؟ می‌خواد بازداشتمون کنه؟‬
‫همین الانشم اینجاییم پسر.‬

18:52.416 --> 18:54.375
‫چرا یهو برات مهم شد؟‬

18:54.458 --> 18:57.375
‫شاید چون ال ۵۰ بار جونم رو نجات داده،‬

18:57.458 --> 18:59.000
‫و می‌خوام براش جبران کنم.‬

18:59.083 --> 19:01.083
‫دندریج، تو کشیک وایستا.‬

19:01.166 --> 19:03.208
‫این کار چه سودی برای من داره؟‬

19:04.083 --> 19:08.250
‫اوم، صدای دلنشینِ گروه ایکس-ری اسپکس.‬

19:08.333 --> 19:12.208
‫وقتی از اینجا رفتیم بیرون،
‫حتی یه کپی از نوار برات می‌زنم.‬ نظرت چیه؟‬

19:12.958 --> 19:14.791
‫قبوله.‬

19:14.875 --> 19:17.666
‫ولی اگه این گروه مزخرف باشه،
‫خیلی بهم مدیون میشی.‬

19:17.750 --> 19:19.333
‫خب، نظرت چیه؟‬

19:21.875 --> 19:24.458
‫باشه، به یه شرط.‬

19:24.541 --> 19:26.791
‫قبل از اینکه مربی برگرده تمومش کنیم.‬

19:30.125 --> 19:31.166
‫مکس!‬

19:32.041 --> 19:33.000
‫دووم بیار!‬

19:47.000 --> 19:48.416
‫خیلی قویه!‬

19:51.375 --> 19:52.250
‫مکس!‬

19:53.250 --> 19:54.541
‫نگاه کن!‬

20:02.500 --> 20:04.583
‫هی، زشتو! این طرف!‬

20:43.458 --> 20:44.458
‫این دیگه چه...؟‬

20:47.958 --> 20:49.041
‫- جف نلسون؟‬
‫- جف نلسون؟‬

20:52.375 --> 20:53.666
‫سقف!‬

21:09.625 --> 21:12.083
‫حقوقم اون‌قدری نیست
‫که بخوام این کارها رو بکنم.‬

21:15.083 --> 21:15.916
‫آهای!

21:16.458 --> 21:17.458
‫آهای!

21:18.041 --> 21:19.541
‫همش دارم خیالاتی میشم.‬

21:36.166 --> 21:38.625
‫عملیاتِ بریکر بریکر شروع شد!‬

21:42.583 --> 21:44.750
‫می‌دونی که ویل از پسِ خودش برمیاد، نه؟‬

21:44.833 --> 21:46.791
‫پسر، طوری باهاش رفتار می‌کنی‬
‫انگار داره پاش رو کج می‌ذاره‬

21:46.875 --> 21:51.041
‫هر بار که می‌خواد یه کارِ جدید انجام بده.‬
‫بینِ این و بازیِ سیاه‌چاله‌ها و اژدهایان و...‬

21:51.125 --> 21:54.583
‫تو ویل رو مثلِ من نمی‌شناسی.‬
‫خیلی سختی کشیده و...‬

21:54.666 --> 21:56.041
‫آره، و شاید دیگه حالش به هم می‌خوره‬

21:56.125 --> 21:58.583
‫از اینکه بهترین دوستش طوری بهش نگاه کنه‬
‫انگار که داغونه.‬

21:58.666 --> 22:00.375
‫اصلاً به این فکر کردی؟‬

22:02.333 --> 22:03.875
‫می‌خوای یه رازی رو بدونی؟‬

22:03.958 --> 22:06.333
‫ویل شجاع‌ترین آدمیه که می‌شناسم.‬

22:06.416 --> 22:08.125
‫آره، این رو می‌فهمم.‬

22:08.208 --> 22:11.083
‫اگه می‌فهمی،‬
‫پس چرا همش داری دست به سرش می‌کنی؟‬

22:11.166 --> 22:16.666
‫چون تو نمی‌خوای من اینجا باشم‬
‫چون همه چیز رو خراب می‌کنم، یادت هست؟‬

22:19.583 --> 22:22.041
‫نباید اون حرف رو می‌زدم. متأسفم.‬

22:22.125 --> 22:24.750
‫اما بخاطر من ویل رو از خودت نرون.‬

22:26.083 --> 22:30.208
‫باور کن می‌دونم چقدر ترسناکه‬
‫که بذاری آدما بهت نزدیک بشن.‬

22:30.291 --> 22:32.208
‫وقتی این کار رو می‌کنی، یعنی‬

22:32.291 --> 22:35.416
‫کارایی که می‌کنن‬
‫یا اتفاقایی که براشون میفته،‬

22:35.500 --> 22:36.625
‫می‌تونه بهت آسیب بزنه.‬

22:36.708 --> 22:40.125
‫اما اون آدما می‌تونن بهت کمک هم بکنن.‬
‫می‌تونن فوق‌العاده باشن.‬

22:40.791 --> 22:42.291
‫فقط باید بهشون اجازه بدی.‬

22:42.375 --> 22:46.208
‫شاید هر دومون باید‬
‫از ویل یاد بگیریم.‬

22:46.291 --> 22:47.541
‫و شجاع باشیم.‬

22:48.583 --> 22:50.833
‫میاین یا نه؟ زود باشین دیگه!‬

22:55.958 --> 22:58.541
‫جف! یالا پسر، بیدار شو!‬

22:59.750 --> 23:00.916
‫- جف!‬
‫- آخ!‬

23:01.625 --> 23:02.500
‫این دیگه چه...؟‬

23:03.000 --> 23:04.125
‫سینکلر؟‬

23:04.916 --> 23:05.916
‫من کجام؟‬

23:06.000 --> 23:08.541
‫شاید بهتره یه لحظه بشینی.‬

23:09.333 --> 23:10.708
‫یادت میاد چه اتفاقی افتاد؟‬

23:11.708 --> 23:14.791
‫همه چی تاره. مثلِ یه خوابِ عجیب و غریب.‬

23:16.458 --> 23:18.583
‫- چراغ‌های قرمزِ چشمک‌زن؟‬
‫- آره.‬

23:19.416 --> 23:21.958
‫اما یه میل و رغبتی هم وجود داشت.‬

23:22.041 --> 23:25.375
‫خیلی قوی. مثلِ یه... غریزه.‬

23:26.708 --> 23:28.125
‫چه جور غریزه‌ای؟‬

23:28.208 --> 23:32.041
‫برای شکار. بویِ یه چیزی رو حس می‌کردم.‬

23:32.125 --> 23:33.083
‫شکار.‬

23:33.166 --> 23:37.000
‫نزدیک نبود.‬
‫شاید دو سه کیلومتر اون‌طرف‌تر.‬

23:37.916 --> 23:41.916
‫باید ردش رو می‌گرفتم‬
‫و می‌آوردمش اینجا.‬

23:42.000 --> 23:42.833
‫اما چرا؟‬

23:42.916 --> 23:45.583
‫یادم نمیاد، خب؟‬
‫از جلو چشم گمشید!

23:46.791 --> 23:48.458
‫ما فقط یکی از این موجودات رو کشتیم،‬

23:48.541 --> 23:51.958
‫یعنی اون سه تای دیگه‬
‫هنوز اون بیرونن و دارن شکار می‌کنن.‬

23:52.041 --> 23:54.250
‫پس بهتره به همه خبر بدیم.‬

23:55.916 --> 23:57.166
‫هنوز تموم نشده.‬

24:30.041 --> 24:31.000
‫هان؟‬

24:39.791 --> 24:42.916
‫حالتون خوبه، مربی؟‬

24:45.333 --> 24:46.333
‫بچه‌ها؟‬

24:46.916 --> 24:48.833
‫فکر نکنم مربی باشه.‬

24:58.273 --> 25:18.273
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
