WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:31.875 --> 00:34.166
‫هی، اینجا چه خبره؟‬

00:34.250 --> 00:36.083
‫تلویزیون؟‬

00:36.166 --> 00:38.666
‫آره، دارم می‌بینم.‬

00:38.750 --> 00:43.750
‫ولی چرا همه شبِ فیلمِ ما‬
‫اینجا جمع شدن؟‬

00:43.833 --> 00:45.708
‫- ببخشید دیر کردیم.‬
‫- سلام، رئیس.‬

00:45.791 --> 00:47.875
‫عالی شد. بیشتر شدین.‬

00:47.958 --> 00:50.458
‫دقیقاً به موقع رسیدید.‬
‫آهنگِ شروعش تازه شروع شد.‬

00:50.541 --> 00:52.291
‫این مسخره‌بازی‌ها چیه؟‬

00:52.375 --> 00:54.958
‫هاپر نباید نیکی رو پیدا کنه.‬

00:55.041 --> 00:56.541
‫نیکی اینجاست؟‬

00:57.125 --> 00:59.416
‫هی هاپر. واسم شام آوردی؟‬

00:59.500 --> 01:01.875
‫واسه خودم شام خریدم.‬

01:01.958 --> 01:04.583
‫در ضمن، مگه فردا مدرسه نداری؟‬

01:05.541 --> 01:07.041
‫هی، صدای چی بود؟‬

01:07.547 --> 01:09.089
‫من... چیزی نشنیدم.‬

01:09.166 --> 01:11.208
‫دیگه کی اینجاست؟‬

01:12.625 --> 01:16.708
‫اووه، شاید بهتر باشه یه پنجره‌ای چیزی‬
‫باز کنی. می‌فهمی چی میگم؟‬

01:16.791 --> 01:18.166
‫هرینگتون؟‬

01:18.250 --> 01:20.166
‫- ببخشید.‬
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

01:20.250 --> 01:22.666
‫داشتم، می‌رسوندم...‬

01:23.291 --> 01:25.583
‫...بچه‌ها رو دمِ استخر. گرفتی چی شد؟‬

01:25.666 --> 01:29.833
‫می‌خواستن سریالِ
‫موردعلاقه‌شون رو با اِل ببینن، نایت گای.‬

01:29.916 --> 01:31.125
‫نایت رایدر.

01:31.208 --> 01:34.083
‫- نایت رایدر. نایت رایدر. می‌دونستم.‬
‫- هوم.‬

01:34.166 --> 01:35.375
‫صحیح.‬

01:41.333 --> 01:43.916
‫- تو دوست و رفیقِ هم‌سنِ خودت نداری؟‬
‫- نه، نداره.‬

01:48.458 --> 01:49.291
‫ها؟‬

01:49.958 --> 01:53.083
‫خوبه، محکمه... کارِ دستِ تمیزیه.‬

02:01.000 --> 02:02.750
‫چی؟ نمیگین عافیت باشه؟

02:04.625 --> 02:08.708
‫خیلی از وقتِ خوابم گذشته. دیگه باید برم.‬

02:08.791 --> 02:09.875
‫فکرِ خیلی خوبیه.‬

02:09.958 --> 02:13.791
‫همه بچه‌ها به جز اِل، از خونه‌ی من برید بیرون.‬

02:13.875 --> 02:17.000
‫همین الان همه بیرون.‬

02:17.625 --> 02:19.916
‫من تا دمِ در باهاشون میرم.‬

02:21.416 --> 02:26.541
‫یادتون باشه، یکشنبه‌ها مخصوصِ‬
‫خوراکی و اسنیک پلیسکنه.‬

02:26.625 --> 02:30.000
‫فردا می‌تونید تلویزیونتون رو ببینید.‬

02:33.833 --> 02:36.125
‫خب داستین، چی شد؟‬

02:36.208 --> 02:39.333
‫توی کوره گیرش انداختیم. بعدش بوم!‬

02:39.416 --> 02:41.000
‫

02:41.083 --> 02:42.500
‫پودر شد.‬

02:42.583 --> 02:44.708
‫و اون هاگ‌ها چی؟‬

02:44.791 --> 02:46.208
‫همش جزغاله شد.‬

02:46.291 --> 02:49.250
‫بالاخره تموم شد.‬

02:49.333 --> 02:51.708
‫اگه هاپر نیکی رو دیده بود‬
‫واقعاً همه‌چی تموم می‌شد.‬

02:51.791 --> 02:54.666
‫پیشِ خودت چی فکر کردی؟‬
‫اون نباید اینجا پیشِ ما باشه.‬

02:54.750 --> 02:56.875
‫نزدیک بود همه‌چیز رو خراب کنه.‬

02:56.958 --> 02:59.083
‫آره، واقعاً نزدیک بود.‬

02:59.166 --> 03:01.958
‫اون کسی نبود که بدو بدو رفت‬
‫پیشِ هاپر تا همه‌چیز رو لو بده.‬

03:02.041 --> 03:03.375
‫هی، آروم باش.‬

03:03.458 --> 03:05.250
‫شیفتِ بچه‌داریِ من تموم شده.‬

03:05.333 --> 03:09.500
‫قرارم رو از دست دادم، ماشینم رو،‬
‫و نزدیک بود جونم رو هم از دست بدم.‬

03:09.583 --> 03:10.458
‫هندرسون.‬

03:10.958 --> 03:13.083
‫کاری نکن که من نمی‌کردم.‬

03:13.166 --> 03:15.958
‫آره، یا هر کاری که تو انجام می‌دادی.‬

03:16.041 --> 03:17.666
‫فقط برو خونه، باشه؟‬

03:19.208 --> 03:23.625
‫هی نیکی. خطر رفع شد.‬
‫بیا بیرون، بیا بیرون، هر جا که هستی.‬

03:23.708 --> 03:25.625
‫احتمالاً سردش شده و جیم شده.‬

03:25.708 --> 03:28.708
‫گوش کنید بچه‌ها.‬
‫باید درباره‌ی عکسِ پولارویدِ داستین حرف بزنیم.‬

03:28.791 --> 03:32.458
‫صبر کن. منظورت همونیه که‬
‫لوکاس از دستم قاپید؟‬

03:32.541 --> 03:35.416
‫اوم، آره. درباره‌ی اون...‬

03:47.833 --> 03:48.666
‫بیا.‬

03:49.625 --> 03:52.250
‫قربون آدم چیز فهم.

03:52.333 --> 03:55.208
‫حالا به کسی نگو این رو از کجا آوردی، باشه؟‬

03:55.291 --> 03:56.833
‫پس ردیفه؟‬

03:59.166 --> 04:01.625
‫کاملاً ردیفه.‬

04:15.567 --> 04:19.692
‫«چیزهای عجیب و غریب»

04:19.717 --> 04:25.884
‫«چیزهای عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

04:28.412 --> 04:34.296
‫قسمت پنجم:
‫«هفته‌نامه‌ی واچر»

04:41.916 --> 04:43.833
‫باورم نمیشه عکس رو گم کردی.‬

04:43.916 --> 04:45.541
‫عمداً که این کار رو نکردم.‬

04:45.625 --> 04:49.208
‫باید بحث کردن سرِ این رو تموم کنید.‬
‫بعداً یه فکری براش می‌کنیم.

04:49.291 --> 04:51.375
‫- هی!‬
‫- هی پسر، جلوت رو بـ...

04:58.000 --> 05:01.458
‫پسر، چارلی چشه؟‬
‫انگار الانه که بالا بیاره.‬

05:01.541 --> 05:02.833
‫من فقط می‌خوام بگم.‬

05:02.916 --> 05:04.416
‫چارلی، جف نلسون رو خورده.‬

05:04.500 --> 05:06.958
‫این دیگه چه...؟ خیلی چندشی.‬

05:07.041 --> 05:08.708
‫جف هنوز غیبش زده.‬

05:08.791 --> 05:11.250
‫هممون داریم بهش فکر می‌کنیم.‬
‫من فقط دارم بلند بلند می‌گمش.‬

05:11.333 --> 05:15.291
‫بیخیال داستین.‬
‫جف همش مدرسه رو می‌پیچونه.‬

05:15.375 --> 05:18.125
‫حالا که حرفِ مدرسه شد،‬
‫من نیکی رو بعدِ کلاس ندیدم.‬

05:18.208 --> 05:20.875
‫- کجاست؟‬
‫- بریم دنبالش بگردیم؟‬

05:20.958 --> 05:22.250
‫مسائلِ مهم‌تری هست، رفیق.‬

05:22.333 --> 05:23.833
‫امروز همتون رو اینجا جمع کردم‬

05:23.916 --> 05:28.041
‫چون وقتی من داشتم دهنِ‬
‫موجوداتِ اون‌دنیایی رو سرویس می‌کردم،‬

05:28.125 --> 05:30.833
‫لوکاس عکسِ اِل و اون موجودِ مولیگان رو گم کرد...‬

05:30.916 --> 05:31.750
‫شروع شد باز.‬

05:31.833 --> 05:33.666
‫...و افتاد دستِ کیث.‬

05:33.750 --> 05:35.166
‫اتفاقی بود.

05:35.250 --> 05:39.208
‫اتفاق یعنی اینکه نوشابه بریزه‬
‫رویِ مشقِ ادبیاتت.‬

05:39.291 --> 05:42.666
‫این سهل‌انگاریِ جناییِ فجیع بود.‬

05:42.750 --> 05:44.875
‫تنها چیزِ فجیعی که اینجا هست، بویِ دهنته.‬

05:44.958 --> 05:48.458
‫بچه‌ها! بسه دیگه!‬
‫الان باید یه راهی پیدا کنیم‬

05:48.541 --> 05:51.291
‫تا اون عکس رو پس بگیریم‬
‫قبلِ اینکه کسی بفهمه واقعیه.‬

05:51.375 --> 05:55.583
‫اگه کیث اون رو به آدمِ اشتباهی نشون بده،‬
‫و اونا تتوی ال رو بشناسن،‬

05:55.666 --> 05:59.208
‫بدجوری به دردسر میفته،‬
‫دردسرِ دولتی.‬

05:59.291 --> 06:02.166
‫واسه همین یه نقشه دارم‬
‫که چطوری عکس رو پس بگیریم.‬

06:02.250 --> 06:05.458
‫این یه نقشه‌ی واقعیه‬
‫در موردِ بهترین راهِ پس گرفتنِ عکس.‬

06:05.541 --> 06:08.083
‫این که نقشه نیست.‬
‫یه مشت خط‌خطی روی دستمال‌سفره‌ست.‬

06:08.166 --> 06:10.958
‫- بهتر از اینه که دستِ خالی بریم.‬
‫- فردا می‌بینمت.‬

06:11.041 --> 06:13.125
‫- خیلی رو مخی.‬
‫- خودتی، من چیم؟‬

06:13.208 --> 06:16.375
‫هی، تا شما دوتا دارید غر می‌زنید،‬
‫کیث داره میره.‬

06:19.833 --> 06:21.291
‫برین دنبالش!‬

06:21.375 --> 06:22.458
‫برو کنار.‬

06:25.041 --> 06:26.458
‫اون عکسِ منه.‬

06:26.541 --> 06:29.041
‫آره، و منم قراره پسش بگیرم.‬

06:29.125 --> 06:30.166
‫این دیگه چه...؟‬

06:30.250 --> 06:32.000
‫کیث، برگرد اینجا.‬

06:32.083 --> 06:34.333
‫بیخیالش شو، دخترِ دیگ داگی.‬

06:34.416 --> 06:39.208
‫پیشنهادِ نقدیِ تو و دوست‌پسرت‬
‫واسه عکس منقضی شده.‬

06:39.291 --> 06:41.125
‫دفعه‌ی بعد بیشتر تلاش کنید، بازنده‌ها.‬

06:44.166 --> 06:45.791
‫برگرد اینجا، کیث!‬

06:47.916 --> 06:49.083
‫آخ!‬

06:52.875 --> 06:54.458
‫زنده‌ام.‬

06:57.500 --> 07:00.333
‫ببینم از پسِ دنده‌ی ۱۰ برمیاین یا نه.‬

07:09.583 --> 07:11.166
‫واو!‬

07:12.541 --> 07:13.541
‫ای وای!

07:14.250 --> 07:16.208
‫نوش جون!

07:17.166 --> 07:18.000
‫لعنت بهش.

07:19.208 --> 07:20.375
‫هان؟‬

07:25.833 --> 07:26.833
‫هی!‬

07:29.041 --> 07:31.500
‫مایک، فکر کنم بتونم جلوش رو بگیرم.‬

07:31.583 --> 07:32.583
‫انجامش بده.‬

07:36.541 --> 07:37.500
‫چی؟‬

07:37.583 --> 07:38.750
‫من پسش می‌گیرم.

07:38.833 --> 07:40.958
‫- گند می‌زنی به همه‌چی.‬
‫- لوکاس! داستین!‬

07:41.041 --> 07:42.375
‫- بچه‌ها!‬
‫- مواظب باشید!‬

07:42.458 --> 07:43.916
‫هی! مراقب باش!‬

07:49.750 --> 07:50.958
‫آپاندیسم.‬

07:52.791 --> 07:54.291
‫اوه، آره!‬

07:54.375 --> 07:57.375
‫بیخیال شو سینکلر. بازی تمومه.‬

07:57.458 --> 07:59.833
‫بیخیال پسر. ما فقط عکسمون رو می‌خوایم.‬

07:59.916 --> 08:03.125
‫اون عکس مالِ من بود، کاملاً قانونی و درست.‬

08:03.208 --> 08:05.708
‫من... صبر کن. منظورت چیه که بود؟‬

08:05.791 --> 08:11.083
‫منظورم اینه که هفته‌نامه‌ی واچر
‫پولِ قلمبه‌ای بابتِ اون عکس داد.‬

08:11.625 --> 08:14.541
‫اون احمق‌های زردپسند‬
‫هر چیزی رو باور می‌کنن.‬

08:14.625 --> 08:16.666
‫فعلاً، خرخون‌ها!‬

08:17.500 --> 08:18.916
‫چی؟‬

08:19.000 --> 08:21.500
‫این خیلی بده.‬

08:37.750 --> 08:40.583
‫هفته‌نامه‌ی واچر
‫مجله‌ی زردِ شماره یکِ هاوکینزه.‬

08:40.666 --> 08:43.458
‫همه و مامان‌هاشون اینا رو‬
‫توی صفِ صندوق می‌خونن.‬

08:43.541 --> 08:48.333
‫عکساش عجیب‌غریبن. الکی‌ان ولی عجیب.‬
‫پسر ماری موردِ علاقه‌ی منه.‬

08:48.416 --> 08:51.500
‫۹۵ درصدِ سرنخ‌های من‬
‫از هفته‌‌نامه‌ی واچر میاد.‬

08:51.583 --> 08:53.125
‫خب خیلی‌ چیزا مشخص شد.‬

08:53.208 --> 08:56.041
‫چطوری قراره‬
‫عکس رو از اونجا پس بگیریم؟‬

08:56.125 --> 09:00.125
‫هر چیزی نقطه‌ضعف داره.‬
‫فقط باید بفهمیم کجاست.‬

09:00.208 --> 09:03.625
‫اون عکسِ ال و اون موجودات‬
‫نباید پخش بشه، وگرنه بازی تمومه.‬

09:05.375 --> 09:07.125
‫انگاری که مأموریتِ شناساییه.‬

09:07.208 --> 09:08.916
‫و منم این مأموریت رو تأیید می‌کنم.‬

09:09.000 --> 09:10.541
‫- بریم تو کارش.‬
‫- بریم تو کارش.‬

09:11.541 --> 09:12.750
‫حله پس.‬

09:12.833 --> 09:15.958
‫تقسیم میشیم، اطلاعات جمع می‌کنیم‬
‫و خونه‌ی من همدیگه رو می‌بینیم.‬

09:16.041 --> 09:18.083
‫ما اون عکس رو پس می‌گیریم.‬

09:27.625 --> 09:30.833
‫اومدم، اومدم.‬
‫اینا رو سرِ راه خریدم.‬

09:31.416 --> 09:33.250
‫عالیه. من عاشقِ چیتوزم.‬

09:33.333 --> 09:36.750
‫واقعاً که داستین؟‬
‫وقت گذاشتی که واسه خوراکی وایسی؟‬

09:36.833 --> 09:39.708
‫هی، وقتی مأموریت دارم‬
‫قندِ خونم میفته.‬

09:40.791 --> 09:43.250
‫خب، حالا که خیالمون راحت شد‬
‫داستین غش نمی‌کنه،‬

09:43.333 --> 09:44.625
‫چی فهمیدید بچه‌ها؟‬

09:44.708 --> 09:46.041
‫اینکه قراره سخت باشه،‬

09:46.125 --> 09:49.000
‫ولی من تونستم بفهمم که‬
‫کجای ساختمون زیرِ نظره.‬

10:01.166 --> 10:03.083
‫توی کلِ ساختمون دوربین هست‬

10:03.166 --> 10:06.125
‫و یه نگهبانِ امنیتی‬
‫۲۴ ساعته مانیتورها رو چک می‌کنه.‬

10:06.625 --> 10:07.625
‫همم.‬

10:14.208 --> 10:18.500
‫اوکی، امنیت یه مشکله.‬
‫مکس، راه‌های ورود و خروج؟‬

10:18.583 --> 10:20.958
‫کی گفته توی زمستون‬
‫نمیشه اسکیت‌بورد سوار شد؟‬

10:21.041 --> 10:23.375
‫من سه تا نقطه‌ضعفِ اصلی پیدا کردم.‬

10:23.458 --> 10:24.791
‫یکی ورودیِ اصلیه.‬

10:24.875 --> 10:27.500
‫دومی درِ خروجِ اضطراریه‬
‫که بغلِ ساختمونه.‬

10:27.583 --> 10:29.375
‫سومی هم درِ دسترسی به پشت‌بومه،‬

10:29.875 --> 10:32.958
‫که از لحاظِ فنی وصله‬
‫به درِ خروجِ اضطراریِ کناری.‬

10:33.041 --> 10:35.125
‫پس، حسابش کنیم دوتا و نصفی.‬

10:35.208 --> 10:36.041
‫ویل؟‬

10:36.583 --> 10:39.833
‫خب، بهترین دید به ماجرا‬
‫این بیلبورده.‬

10:39.916 --> 10:42.625
‫یه جورایی، خب، خیلی بلنده.‬

10:42.708 --> 10:46.458
‫تونستم با دوربینِ دوچشمیِ لوکاس‬
‫دیدِ واضحی از داخلِ دفترها داشته باشم.‬

10:46.541 --> 10:48.833
‫هفته‌نامه‌ی واچر کلِ یک طبقه رو اشغال کرده‬

10:48.916 --> 10:50.625
‫توی طبقه‌ی دومِ ساختمون.‬

10:50.708 --> 10:54.125
‫دیدم که یه رئیس‌مانندی یه پوشه رو باز کرد‬
‫و یه عکسِ پولاروید ازش درآورد.‬

10:54.208 --> 10:56.500
‫مثلِ این پوشه‌های مدرسه‌ای؟‬

10:56.583 --> 10:59.458
‫آره. پوشه رو گذاشت‬
‫توی کشویِ بالا سمتِ راستِ میزش.‬

10:59.541 --> 11:01.875
‫روش برچسبِ قصر بازی
‫و این‌جور چیزا داشت.‬

11:01.958 --> 11:03.000
‫کیث!‬

11:03.083 --> 11:04.416
‫پس هدفمون همونه!‬

11:05.125 --> 11:07.958
‫صبر کن، لوکاس کدوم گوریه؟‬
‫قرار بود آمار بگیره...‬

11:08.041 --> 11:10.625
‫آمار هم بهت میرسه.‬

11:13.041 --> 11:15.750
‫چیه؟ هر کارآگاه خصوصیِ خوبی می‌دونه‬

11:15.833 --> 11:18.625
‫که بیشترین اطلاعات رو درباره آدما،‬
‫از توی آشغال‌هاشون میشه فهمید.‬

11:18.708 --> 11:20.333
‫اینم مالِ «ویکلی واچر»ـه.‬

11:21.333 --> 11:23.333
‫- جدی، لوکاس؟‬
‫- چی پیدا کردی؟‬

11:24.125 --> 11:25.125
‫آشغال.‬

11:25.208 --> 11:27.500
‫و این کلید کارت.‬

11:27.583 --> 11:30.291
‫عالیه، فقط اینکه شکسته، احمق.‬

11:30.375 --> 11:32.958
‫هنوز کار می‌کنه. یعنی، احتمالاً.‬

11:33.041 --> 11:35.125
‫لوکاس، داستین، خواهش می‌کنم.‬

11:35.708 --> 11:38.458
‫من و اِل از اون طرفِ خیابون‬
‫حواسمون به همه‌چیز هست.‬

11:38.541 --> 11:42.000
‫برای رد شدن از نگهبان، به یه نقشه‌ی درست‌وحسابی‬
‫برای پرت کردنِ حواسش نیاز داریم.‬

11:42.083 --> 11:45.916
‫مکس راست میگه.‬
‫بدون اون، بقیه‌ی نقشه‌ها شدنی نیست.‬

11:46.000 --> 11:50.250
‫بچه‌ها، می‌دونم سخت به نظر میرسه،‬
‫ولی واسه همینه که باید با هم همکاری کنیم.‬

11:50.333 --> 11:54.916
‫داستین، یه بخشِ این گندکاری تقصیرِ منه.‬
‫هیچ‌وقت نباید از ب.ک.ه استعفا می‌دادم.‬

11:56.666 --> 12:00.416
‫می‌تونیم از دستِ هم عصبانی بشیم،‬
‫ولی هیچوقت نمی‌ذاریم گروهمون از هم بپاشه.‬

12:00.500 --> 12:01.708
‫هیچوقت.

12:02.875 --> 12:05.208
‫شاید عکسِ اِل رو در حالِ استفاده از قدرتش‬
‫گم کرده باشیم،‬

12:05.291 --> 12:07.125
‫ولی اگه پشتِ هم باشیم،‬

12:07.208 --> 12:09.875
‫می‌تونیم قبل از اینکه تیترِ اولِ خبرا بشه،‬
‫پسِش بگیریم.‬

12:09.958 --> 12:12.458
‫عکسِ اِل رو در حالِ استفاده از قدرتش گم کردین؟‬

12:13.916 --> 12:20.500
‫نه! گفت عکسِ اِل رو در حالِ‬
‫چیدنِ گل‌هاش گم کرده.‬

12:20.583 --> 12:21.541
‫منظورم اینه که...‬

12:23.375 --> 12:24.375
‫مایک؟‬

12:24.458 --> 12:25.333
‫باشه!‬

12:26.166 --> 12:27.250
‫حقیقت اینه.‬

12:29.041 --> 12:32.083
‫کیث عکسی رو که چند ماه پیش
‫از اِل گرفته شده بود، فروخت...‬

12:32.166 --> 12:33.958
‫- و این یعنی اوضاع بهتره؟‬
‫- نه.‬

12:34.500 --> 12:36.458
‫ولی داریم سعی می‌کنیم درستش کنیم.‬

12:36.958 --> 12:39.125
‫واقعاً به کمک نیاز داریم.‬

12:39.791 --> 12:42.125
‫منم به کمک نیاز دارم.‬

12:45.666 --> 12:47.666
‫خب، پس چطوری این گندکاری رو جمع کنیم؟‬

12:48.166 --> 12:53.125
‫با یه نقش‌بازی کردنِ فوق‌العاده‬
‫از طرفِ تو.‬

12:55.000 --> 13:01.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:02.708 --> 13:03.708
‫تو!‬

13:03.791 --> 13:06.791
‫باید فوراً با یکی صحبت کنم.‬

13:06.875 --> 13:09.375
‫دوست‌پسرم یه آدم‌فضاییه.‬

13:09.458 --> 13:12.000
‫آه، ببخشید، وقتِ قبلی دارین؟‬

13:13.291 --> 13:15.458
‫مردم باید حقیقت رو بدونن!‬

13:15.541 --> 13:17.125
‫من رو ببرید پیشِ رئیستون!‬

13:17.208 --> 13:19.125
‫- رئیسم؟‬
‫- یا... سردبیر!‬

13:19.208 --> 13:20.833
‫اِم...‬

13:20.916 --> 13:23.875
‫- واقعاً کارش درسته.‬
‫- آره.‬

13:23.958 --> 13:26.458
‫عملیاتِ به دام انداختنِ نگهبان شروع شد.‬

13:27.791 --> 13:30.833
‫این چیزای نارنجی که روی انگشتات می‌مونه،‬
‫بهترین بخششه.‬

13:32.083 --> 13:37.500
‫کله‌ی گنده و چشای درشتش رو دیدم!‬
‫من رو بردن به یه کوهِ بزرگ!‬

13:37.583 --> 13:42.666
‫توی آسمون نورهای خیره‌کننده بود‬
‫و یه آهنگِ عجیبِ کیبوردِ برقی پخش میشد!‬

13:42.750 --> 13:45.083
‫داشت سعی می‌کرد ارتباط برقرار کنه!‬

13:45.166 --> 13:48.916
‫یا خدا. خانم، این حرفاتون شبیهِ داستانِ...‬

13:49.000 --> 13:51.833
‫- می‌خواد با بشقاب‌پرنده‌اش من رو ببره جشن پرام فضایی!‬
‫- خانم...‬

13:51.916 --> 13:55.125
‫- بعدش هم من رو ملکه فضاییِ خودش کنه!‬
‫- باید از اونجا بیاید پایین.‬

13:55.208 --> 13:58.125
‫مردم چی میگن؟ چی بپوشم؟‬!

13:58.208 --> 13:59.875
‫- طوری نگام می‌کنی انگار دیوونه‌ام.‬
‫- نه.‬

13:59.958 --> 14:02.208
‫- فکر می‌کنی دیوونه‌ام؟‬
‫- از اونجا بیا پایین.‬

14:02.291 --> 14:04.333
‫من از توی چشمای آدما می‌فهمم‬
‫کی دارن دروغ میگن.‬

14:04.416 --> 14:05.541
‫فکر نمی‌کنم دیوونه باشی.‬

14:05.625 --> 14:07.416
‫- من رو ببین! توی چشمام!‬
‫- باشه.‬

14:07.500 --> 14:08.666
‫زود باش!‬

14:08.750 --> 14:10.916
‫- لطفاً کله‌م رو ول کن!‬
‫- فقط نگاه کن!‬

14:11.000 --> 14:12.083
‫کله‌م رو ول کن!‬

14:16.000 --> 14:16.916
‫وارد شدیم!

14:17.000 --> 14:17.875
‫ایول!‬

14:21.916 --> 14:22.916
‫قایم بشید!

14:40.875 --> 14:43.375
‫داستین، اوضاع ردیفه. نوبتِ توئه.‬

14:51.916 --> 14:54.708
‫خانم، خواهش می‌کنم،‬
‫اگه می‌شه آروم باشید،‬

14:54.791 --> 14:56.708
‫به همه‌چیز رسیدگی می‌کنیم، باشه؟‬

14:56.791 --> 14:58.000
‫آروم باشم؟‬

14:58.083 --> 14:59.458
‫دوربین‌ها کور شدن.‬

15:00.333 --> 15:03.125
‫- خب نانسی، وقتِ تموم کردنِ نمایشه.‬
‫- حله.‬

15:03.208 --> 15:06.041
‫بذارید براتون یکم آب بیارم، باشه؟‬
‫بیا اینم آب.‬

15:06.125 --> 15:09.791
‫نه! نباید آب بخوریم!‬

15:09.875 --> 15:11.833
‫ازش استفاده می‌کنن تا ما رو برده کنن!‬

15:11.916 --> 15:13.750
‫- اونا اراذل و اوباشِ فضایی‌ان!‬
‫- باشه.‬

15:13.833 --> 15:16.125
‫همه‌جا هستن! فرار کنید!‬

15:19.125 --> 15:21.708
‫خب، واقعاً شرفم رفت.‬

15:26.916 --> 15:30.375
‫فازِ سوم رو اجرا کنید.‬
‫سردبیر رو از دفترش بکشید بیرون.‬

15:30.458 --> 15:31.666
‫نوبتِ اِلِونه!‬

15:31.750 --> 15:33.750
‫تأیید شد. منتظرِ فرصت باش.‬

15:36.916 --> 15:38.291
‫نمونه‌های امروز، کازمو.‬

15:40.416 --> 15:43.541
‫اوه. «پسرِ ماری به هاوکینز برمی‌گردد.»‬

15:46.916 --> 15:49.375
‫من... من داستانِ پسرِ ماری رو نوشتم.‬

15:49.458 --> 15:53.375
‫و دیگه شورِش رو درآوردیم!‬

15:53.458 --> 15:58.125
‫روح، پاگنده، مارهای توی فاضلاب!‬

15:58.208 --> 16:01.083
‫شاید خواننده‌هامون احمق‌های زودباور باشن،‬

16:01.166 --> 16:04.250
‫ولی بابتِ همون تیترهای تکراری و قدیمی،‬

16:04.333 --> 16:05.958
‫پولِ زیادی خرج نمی‌کنن.‬

16:06.791 --> 16:12.125
‫تازه یه عکسی خریدم که
‫فرسنگ‌ها از این اراجیف سرتره.‬

16:12.208 --> 16:17.083
‫یعنی حتی خودمم
‫نمی‌تونم تشخیص بدم واقعیه یا نه.‬

16:17.166 --> 16:21.125
‫حالا بیاین جلد رو آماده کنیم و
‫همه رو انگشت‌به‌دهن بذاریم!‬

16:21.208 --> 16:23.333
‫زود باشین! بجنبین!‬

16:25.166 --> 16:30.291
‫کازمو عزیزم،‬
‫قراره کل کشور بشناسنت.‬

16:34.125 --> 16:35.333
‫این دیگه چیه؟‬

16:40.583 --> 16:42.291
‫این یه جور شوخیه؟‬

16:45.000 --> 16:48.500
‫- هی کازمو، قبل از اینکه بری...‬
‫- آره، آره، یه دقیقه بهم وقت بده.‬

16:53.791 --> 16:54.791
‫اوم.‬

16:57.458 --> 16:59.000
‫خب، چی رو از دست دادم؟‬

16:59.083 --> 17:03.166
‫نارنجی بهترین بخششه. نگاه کن!‬

17:03.708 --> 17:04.958
‫اتاق سردبیر خالیه.‬

17:05.041 --> 17:07.458
‫مکس، لوکاس، نوبت شماست.‬

17:07.541 --> 17:08.500
‫مفهومه.‬

17:17.625 --> 17:19.583
‫داستین، باید چراغا رو خاموش کنیم.‬

17:20.166 --> 17:22.125
‫تونستی کابل اصلی برق رو پیدا کنی؟ ‬

17:22.208 --> 17:23.708
‫نخیر. هنوز دارم می‌گردم.‬

17:36.416 --> 17:40.583
‫افعی فاضلاب؟‬
‫پسر، این مجله مسخره‌ست.‬

17:40.666 --> 17:42.166
‫اه، قفله.‬

17:46.000 --> 17:46.833
‫بازش کردم.‬

17:51.916 --> 17:53.125
‫ای وای.‬

17:53.666 --> 17:55.333
‫عکس اینجا نیست.‬

17:55.416 --> 17:56.250
‫کسی هول نشه.‬

17:56.333 --> 17:59.125
‫توی روزنامه‌ی مدرسه،‬
‫اگه سردبیر عکس رو تأیید کرده باشه،‬

17:59.208 --> 18:03.458
‫میره به یکی از این دو جا:‬
‫بخش صفحه‌آرایی یا حروف‌چینی.‬

18:03.541 --> 18:05.833
‫من توی یه اتاقکم که روش نوشته‬
‫بخش حروف‌چینی،‬

18:05.916 --> 18:08.583
‫اما عکسی اینجا نمی‌بینم. تمام.‬

18:08.666 --> 18:10.291
‫پس حتماً تو بخش صفحه‌آراییه.‬

18:10.375 --> 18:13.416
‫کسی اتاقکی رو می‌بینه که‬
‫توش میز نقشه‌کشی باشه؟‬

18:13.500 --> 18:16.500
‫صفحه‌آرایی رو پیدا کردیم.‬
‫پوشه‌ی حلقه‌دار رو هم می‌بینم.‬

18:17.083 --> 18:20.208
‫خودشه بچه‌ها.‬
‫داستین، از برق چه خبر؟‬

18:20.291 --> 18:21.875
‫پیداش کردم.‬

18:21.958 --> 18:24.250
‫اما کار سختیه.‬

18:24.333 --> 18:27.208
‫کابل برق به ضخامتِ سرِ لوکاسه.‬

18:27.291 --> 18:30.750
‫ضخیمه چون پر از مغزه‬
‫که تو نداری.‬

18:30.833 --> 18:32.875
‫خب، طبق نقشه.‬

18:32.958 --> 18:36.125
‫مکس، باید درِ خروجیِ راه‌پله رو‬
‫باز نگه داری.‬

18:36.208 --> 18:38.958
‫به محض اینکه لوکاس پوشه رو برداشت، ‬
‫داستین، برق رو قطع کن، ‬

18:39.041 --> 18:41.208
‫و هممون میریم سمت اون خروجی.‬

18:41.291 --> 18:44.791
‫نانسی، ویل، اِل، پنج دقیقه‌ی دیگه‬
‫دمِ پله‌فرارِ کناری می‌بینیمتون.‬

18:44.875 --> 18:45.708
‫مفهومه.‬

19:17.625 --> 19:18.625
‫ایول!‬

19:20.750 --> 19:21.791
‫برش داشت.‬

19:21.875 --> 19:22.708
‫- عالیه!‬
‫- آره!‬

19:22.791 --> 19:27.875
‫هی رالف، دیدی این چطوری‬
‫خودش تا اینجا قل خورد؟‬

19:27.958 --> 19:32.583
‫آره. این عجیب‌ترین چیزی نیست‬
‫که توی هاوکینز دیدم.‬

19:34.208 --> 19:35.291
‫ها؟‬

19:36.750 --> 19:38.166
‫این دیگه چه...‬

19:39.041 --> 19:39.875
‫بریم.

19:39.958 --> 19:42.041
‫وای نه! سردبیر برگشت!‬

19:42.125 --> 19:43.791
‫داستین، برق رو قطع کن! همین الان!‬

19:46.208 --> 19:47.208
‫آخ!‬

19:48.041 --> 19:50.083
‫دوباره آخ!‬

20:03.000 --> 20:04.250
‫وای نه!‬

20:04.333 --> 20:06.708
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه! لعنتی!‬

20:06.791 --> 20:08.125
‫هی، تو!‬

20:14.750 --> 20:17.625
‫هی بچه، با عکسِ من‬
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

20:17.708 --> 20:20.791
‫اوم، خب، می‌تونم توضیح بدم.‬

20:21.750 --> 20:23.916
‫بدجوری تو دردسر افتادی بچه.‬

20:24.500 --> 20:26.041
‫اِل، لوکاسه!‬

20:29.208 --> 20:30.375
‫چی؟‬

20:30.458 --> 20:31.750
‫برگرد اینجا!‬

20:31.833 --> 20:32.791
‫تو از اون طرف برو!‬

20:33.291 --> 20:34.125
‫همون جا وایسا!‬

20:38.125 --> 20:39.625
‫آقا، اینجاست!‬

20:39.708 --> 20:42.458
‫لو رفتیم! خودتون رو نجات بدید!‬

20:47.916 --> 20:49.625
‫دیگه تمومه بچه.‬

20:49.708 --> 20:53.083
‫حالا اون پوشه رو پس بده‬
‫تا به پلیس زنگ نزدم.‬

20:53.166 --> 20:55.583
‫آروم باش بچه. آروم.‬

21:03.750 --> 21:05.000
‫مایک، نگاه کن!‬

21:11.083 --> 21:12.750
‫این بادِ وحشی دیگه چیه؟‬

21:13.541 --> 21:15.541
‫حتماً کارِ طوفانه!‬

21:16.833 --> 21:17.708
‫هی!‬

21:41.833 --> 21:43.041
‫نه!‬

22:02.166 --> 22:04.041
‫هی، ممنون بابت کمک.‬

22:04.708 --> 22:05.833
‫خواهش می‌کنم.‬

22:05.916 --> 22:09.625
‫حالا چون عصبانی‌ام دلیل نمیشه که
‫همیشه هوات رو نداشته باشم.‬

22:09.708 --> 22:14.250
‫ببخشید که گفتم باشگاهتون مسخره‌ست.‬
‫راستش خیلی باحاله.‬

22:14.333 --> 22:17.791
‫باشگاه خودمونه،‬
‫و عضویتت هنوز اعتبار داره.‬

22:17.875 --> 22:19.750
‫زود باش، بیا از اینجا بریم.‬

22:24.416 --> 22:26.041
‫زود باشید! زود باشید! بریم!‬

22:36.125 --> 22:38.791
‫پوشه‌ی حلقه‌دار رو گم کردی؟‬

22:39.875 --> 22:41.583
‫لوکاس واقعاً تلاشش رو کرد، مایک.‬

22:41.666 --> 22:44.666
‫آره، در ضمن، کی به پوشه‌ی حلقه‌دار نیاز داره‬

22:44.750 --> 22:48.875
‫وقتی خودِ عکس رو داری؟‬

22:49.458 --> 22:50.583
‫ایول!‬

22:50.666 --> 22:53.000
‫آره! آره!‬

22:53.083 --> 22:54.583
‫- آره!‬
‫- انجامش دادیم!‬

22:54.666 --> 22:57.583
‫بیا. این مالِ توئه پسر.‬

22:57.666 --> 22:58.583
‫ممنون.‬

22:58.666 --> 23:01.250
‫و می‌دونم دقیقاً باید باهاش چیکار کنم.‬

23:03.166 --> 23:04.583
‫خدا رو شکر که شرش کنده شد.‬

23:05.208 --> 23:08.916
‫در ضمن، همتون برای همیشه‬
‫از عکس گرفتن محرومید.‬

23:31.991 --> 23:51.991
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
