WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:18.041 --> 00:20.291
‫اون فیلمه خیلی عجیب‌غریب بود.‬

00:20.375 --> 00:23.333
‫کامپیوترهایی که علیه بشریت شورش می‌کنن.‬

00:23.416 --> 00:25.750
‫می‌دونی،‬
‫امشب واقعاً بهم خوش گذشت،‬

00:25.833 --> 00:28.375
‫و فکر نمی‌کردم اینطوری بشه...‬

00:28.458 --> 00:31.416
‫بعد از اون چیزایی که‬
‫درباره‌ت شنیده بودم،‬

00:31.500 --> 00:33.208
‫ولی همش اشتباه بود.‬

00:34.625 --> 00:36.916
‫راستش رو بخوای، من...‬

00:37.000 --> 00:39.250
‫یه جورایی همیشه روت کراش داشتم، استیو.‬

00:39.333 --> 00:41.500
‫منم همیشه روت کراش داشتم، نانسی.‬

00:42.416 --> 00:44.458
‫یعنی ناتالی! ناتالی!‬

00:46.666 --> 00:47.583
‫واقعاً که بی‌ادبی!‬

00:47.666 --> 00:48.750
‫ناتالی، صبر کن!‬

00:48.833 --> 00:51.875
‫می‌دونی چیه؟ دخترا درباره‌ت راست می‌گفتن، هرینگتون.‬

00:51.958 --> 00:54.500
‫تو هیچی نیستی جز یه مو قشنگ که لب داره.‬

00:57.000 --> 01:04.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:06.833 --> 01:09.583
‫دمت گرم استیو. واقعاً گل کاشتی.‬

01:13.250 --> 01:14.708
‫این دیگه چیه؟‬

01:24.333 --> 01:25.750
‫نه، نه، نه! کمک!‬

01:42.113 --> 01:46.466
‫«چیزهای عجیب و غریب»

01:46.491 --> 01:52.246
‫«چیزهای عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

01:54.933 --> 02:00.954
‫«قسمت چهارم: اعتراف»

02:03.166 --> 02:04.041
‫ال!‬

02:04.625 --> 02:05.458
‫ال؟‬

02:05.958 --> 02:06.916
‫صدام رو می‌شنوی؟‬

02:07.708 --> 02:08.791
‫اوه.‬

02:10.708 --> 02:12.500
‫می‌تونم بلند شم.‬

02:14.916 --> 02:16.958
‫فقط الان نه.‬

02:17.041 --> 02:19.416
‫یه لحظه صبر کن.‬
‫به محض اینکه...‬

02:19.500 --> 02:22.458
‫صبر کن. ال قرار نیست بره دنبالشون.‬

02:22.541 --> 02:24.583
‫نمی‌بینی؟ ال زخمی شده.‬

02:24.666 --> 02:27.666
‫- دیگه تمومه. به هاپر ‌میگم.‬
‫- چی؟‬

02:27.750 --> 02:31.125
‫- حالم خوبه. هنوزم می‌تونم کمک کنم.‬
‫- نه!‬

02:31.208 --> 02:33.625
‫به هاپر قول دادم که مواظب ال باشم.‬

02:33.708 --> 02:36.000
‫ مواظبت این شکلی نیست..‬

02:36.083 --> 02:39.750
‫اون موجودات، همه‌ی اینا...‬
‫از کنترل خارج شده.‬

02:39.833 --> 02:41.000
‫شاید حق با مایک باشه.‬

02:41.083 --> 02:42.666
‫ال خودش می‌تونه انتخاب کنه که بجنگه یا نه.‬

02:42.750 --> 02:43.583
‫آره، من...

02:43.666 --> 02:45.791
‫ولی ما جنگ رو باختیم!‬

02:45.875 --> 02:48.750
‫اون موجودات دارن تکامل پیدا می‌کنن،‬
‫دقیقاً همون‌طوری که خانم بکستر گفت.‬

02:48.833 --> 02:52.250
‫آره. دیگه حتی برای زنده موندن‬
‫به میزبان انسانی هم نیاز ندارن.‬

02:52.333 --> 02:54.041
‫حق با توئه. دارن تکامل پیدا می‌کنن.‬

02:54.125 --> 02:57.708
‫پس دلیل بیشتری داریم که الان بریم سراغشون،‬
‫قبل از اینکه بیشتر تکامل پیدا کنن.‬

02:57.791 --> 03:00.708
‫باید جلوی اون موجودات رو بگیریم‬
‫قبل از اینکه به بقیه آسیب بزنن.‬

03:00.791 --> 03:04.416
‫- که ال دوباره داغون بشه؟ عمراً.‬
‫- مایک.‬

03:04.500 --> 03:05.541
‫بیا، ال.‬

03:06.958 --> 03:09.916
‫ما هستیم. باشگاه کارآگاهان هاوکینز
‫می‌تونه از پسش...

03:10.000 --> 03:14.250
‫من به ب.ک.ه اهمیت نمیدم داستین.‬
‫من نگرانِ الم.‬

03:14.333 --> 03:16.500
‫به هاپر میگم و تمام.‬

03:16.583 --> 03:18.375
‫عالی شد. واقعاً عالی شد.‬

03:18.458 --> 03:22.291
‫پس فکر کنم دیگه توی باشگاه نیستی.‬
‫خودمون میریم سراغ این موجودات.‬

03:22.375 --> 03:25.208
‫میشه دست از سر این باشگاه احمقانه‬
‫و عکس‌های مسخره‌ت برداری؟‬

03:25.291 --> 03:28.583
‫همین چیزایی مثل اون عکس مسخره‌ست‬
‫که می‌تونه بهمون کمک کنه این پرونده رو حل کنیم.‬

03:28.666 --> 03:30.125
‫هر دوتاتون تمومش کنید.‬

03:30.208 --> 03:31.750
‫نگاه کنید. دارن بیدار میشن.‬

03:33.375 --> 03:36.333
‫باشه! انگار باید تنهایی برم.‬

03:36.416 --> 03:37.416
‫انگار آره.‬

03:39.708 --> 03:43.166
‫اشکالی نداره ویل. داستین از سرش می‌پره.‬
‫مایک تصمیم درستی گرفت.‬

03:43.750 --> 03:46.250
‫- واقعاً لوکاس؟‬
‫- چیه؟‬

03:46.333 --> 03:47.708
‫مگه چی گفتم؟‬

03:48.250 --> 03:49.250
‫مکس!‬

03:52.291 --> 03:54.333
‫همیشه اوضاع اینطوریه؟‬

03:54.833 --> 03:56.791
‫نه، هیچوقت اینقدر بد نبوده.‬

03:57.583 --> 04:02.208
‫بیا دیگه پسر. یه چیزی دارم بهت نشون بدم‬
‫که اون مدل موی قارچیت از سرت بپره.‬

04:07.458 --> 04:11.000
‫اشکالی نداره. فراموششون کن.‬
‫تو خودِ باشگاه کارآگاهایی، داستین.‬

04:11.083 --> 04:13.291
‫می‌تونی تنهایی تحقیق کنی و...‬

04:14.083 --> 04:16.583
‫با یه مرگ وحشتناک و دردناک بمیری!‬

04:24.375 --> 04:25.375
‫وای خدا جون!‬

04:26.083 --> 04:27.083
‫آره!‬

04:29.916 --> 04:32.083
‫استیو! رفیق!‬

04:32.166 --> 04:34.958
‫فکر می‌کردم قضیه‌ی دنیای وارونه تموم شده،‬
‫هندرسون!‬

04:35.041 --> 04:37.666
‫اوه، اوه... چیزی دیدی؟‬

04:37.750 --> 04:40.333
‫بدتر! یه چیزی من رو دید.‬

04:40.416 --> 04:42.625
‫چرا اینجا تنهایی؟ امن نیست.‬

04:43.291 --> 04:45.750
‫تو هم اگه با یه شورش دست‌وپنجه نرم می‌کردی،‬
‫تنها می‌شدی.‬

04:45.833 --> 04:49.250
‫چی؟ رفقا‬
‫یهو با هم نساختن؟‬

04:49.333 --> 04:50.541
‫بیخیال.‬

04:50.625 --> 04:52.833
‫یه جور موجود خبیثِ جدید توی این شهر آزاد شده،‬

04:52.916 --> 04:55.875
‫و انگار وظیفه‌ی من و توئه‬
‫که این پرونده رو دست بگیریم.‬

04:56.583 --> 04:57.416
‫پرونده؟‬

04:57.500 --> 04:58.666
‫استیو هرینگتون،‬

04:58.750 --> 05:02.750
‫من رسماً تو رو به عضویت‬
‫باشگاه کارآگاهان هاوکینز درمیارم.‬

05:08.625 --> 05:10.750
‫یه حسی بهم میگه قراره از این کار پشیمون بشم.‬

05:17.250 --> 05:22.291
‫برای همینه که باید کمتر روی
‫این تمرکز کنی که ال رو به خطر انداختم‬

05:22.375 --> 05:25.000
‫و بیشتر روی این تمرکز کنی‬
‫که بهت خبر دادم.‬

05:25.500 --> 05:27.458
‫و اینجاست که هاپر من رو می‌کشه.‬

05:32.333 --> 05:34.333
‫- الو؟‬
‫- سلام بچه!‬

05:34.416 --> 05:39.208
‫برای بهترین شبِ فیلمِ زندگیت‬
‫آماده‌ای؟‬

05:39.291 --> 05:41.500
‫می‌خوای من رو ببری سینما؟

05:41.583 --> 05:45.041
‫نه. دارم چندتا فیلم ویدئویی میارم خونه.‬

05:45.125 --> 05:46.416
‫اوه، خب،‬

05:46.500 --> 05:47.500
‫باشه، ولی...‬

05:47.583 --> 05:52.875
‫بهم اعتماد کن. چندتا فیلم کلاسیکِ مشتی گرفتم‬
‫با کلی پاپ‌کورن.‬

05:52.958 --> 05:57.041
‫ببین، من باید برم.‬
‫تا دو ساعت دیگه خونه‌م.‬

05:57.125 --> 05:59.000
‫باشه. خداحافظ.‬

06:00.458 --> 06:01.625
‫چی گفت؟‬

06:02.416 --> 06:04.666
‫تا دو ساعت دیگه اینجاست.‬

06:04.750 --> 06:08.708
‫ال، خوبی؟ به نظر ناراحتی.‬

06:09.500 --> 06:13.041
‫دوتا موجود هنوز اون بیرونن، مایک،‬
‫و من...‬

06:13.125 --> 06:16.041
‫تقصیر تو نیست.‬
‫هر کاری از دستت برمی‌اومد انجام دادی.‬

06:16.125 --> 06:18.875
‫نه. می‌تونستم جلوشون رو بگیرم.‬

06:18.958 --> 06:21.250
‫تو نذاشتی تلاشم رو بکنم.‬

06:21.333 --> 06:23.875
‫ال، می‌دونم دلت می‌خواست‬
‫کار بیشتری انجام بدی،‬

06:23.958 --> 06:25.666
‫ولی واقعاً خیلی خطرناک بود.‬

06:25.750 --> 06:28.458
‫تو حق نداری جای من حرف بزنی.‬

06:39.333 --> 06:41.750
‫به میدان هیاهو خوش اومدی.‬

06:43.083 --> 06:45.666
‫شنبه‌شب‌ها همه‌چی ردیفه‬

06:45.750 --> 06:47.000
‫شنبه‌شب‬

06:47.083 --> 06:49.583
‫این عالیه!‬

06:49.666 --> 06:52.000
‫ولی چرا همه‌چی تیکه‌تیکه شده؟‬

06:52.083 --> 06:54.083
‫آره، بخش میدان هیاهو بودنش همینه دیگه.‬

06:54.166 --> 06:57.541
‫یه مشت وسیله‌ی معمولی و عادی رو‬
‫با هم سرهم می‌کنی،‬

06:57.625 --> 07:03.125
‫و بفرما، یه چیز جدید و خفن می‌سازی‬
‫که قبلاً وجود نداشته.‬

07:03.208 --> 07:04.458
‫مثلاً...‬

07:13.083 --> 07:14.375
‫چقدر باحاله!‬

07:14.458 --> 07:15.500
‫بوم! دقیقاً.‬

07:15.583 --> 07:18.291
‫آره. کی دلش می‌خواد‬
‫مثل بقیه همون کارای تکراری رو بکنه‬

07:18.375 --> 07:20.583
‫وقتی می‌تونی متفاوت فکر کنی؟‬

07:25.750 --> 07:30.500
‫وای نیکی، چه فکرهای معرکه‌ای داری.‬
‫باید بیای با ما سیاه‌چال‌ها و اژدهایان بازی کنی.‬

07:30.583 --> 07:33.166
‫جوگیر نشو، پسر زامبی.‬

07:33.250 --> 07:36.625
‫گوش کن، خوش‌حالم که برای این ماجراجویی‬
‫توی گروه‌تون هستم،‬

07:36.708 --> 07:39.291
‫ولی منم اولین بارم نیست، می‌دونی که؟‬

07:39.375 --> 07:41.708
‫دیر یا زود، که احتمالاً همون زود باشه،‬

07:41.791 --> 07:44.500
‫مامانم ما رو می‌بره سراغ ماجراجویی بعدی،‬

07:44.583 --> 07:47.041
‫و ما هم قول می‌دیم با هم در تماس باشیم،‬
‫یا هر چی، ولی...‬

07:47.125 --> 07:48.208
‫حتماً در تماس می‌مونیم.‬

07:48.291 --> 07:52.291
‫ویل، آخر کاری، کسی یه آدم عجیب‌غریب رو‬
‫به عنوان دوست نامه‌نویسش نمی‌خواد.‬

07:54.791 --> 07:56.750
‫هی پسر، واقعاً مشکلی نیست.‬

07:56.833 --> 07:59.083
‫خوبیِ مدام جابه‌جا شدن می‌دونی چیه؟‬

07:59.166 --> 08:00.458
‫همه‌چی از نو شروع میشه.‬

08:00.541 --> 08:03.291
‫پس بیا فقط روی الان تمرکز کنیم، باشه؟‬

08:04.791 --> 08:08.375
‫اگه قراره توی شهری زندگی کنین‬
‫که مدام هیولاها بهش حمله می‌کنن،‬

08:08.458 --> 08:12.083
‫باید همیشه به یه گاراژ پر از وسیله‬
‫دسترسی داشته باشین.‬

08:17.458 --> 08:21.708
‫ال که دروازه رو بست! پس چطوری‬
‫این موجودات هنوز دارن این دوروبر ول می‌چرخن؟‬

08:21.791 --> 08:25.333
‫اگه نصف گروه من رو نپیچونده بودن،‬
‫الان می‌فهمیدیم قضیه چیه.‬

08:25.416 --> 08:28.458
‫اوه! کدوم گروه؟
‫همون تشکیلات اف‌بی‌آیِ نوجوانانت؟‬

08:28.541 --> 08:33.625
‫اسمش ب.ک.ه‌ست، باشگاه کارآگاهان هاوکینز.‬
‫یاد گرفتنش سخت نیست، استیو.‬

08:33.708 --> 08:37.416
‫آره آره. ماشینم اونجاست،‬
‫بعد از خونه‌ی نانسی... یعنی ناتالی!‬

08:37.500 --> 08:39.333
‫وای خدا! باز دوباره سوتی دادم.‬

08:39.416 --> 08:40.625
‫باز چیکار کردی؟‬

08:40.708 --> 08:44.041
‫ببین، خب، سرِ قرار بودم.
‫یه اشتباهاتی پیش اومد،‬

08:44.125 --> 08:45.708
‫و ناتالی هم من رو ول کرد و رفت. خب؟‬

08:45.791 --> 08:48.166
‫حالا میشه بریم سراغ‬
‫هر چی که از ماشینم باقی مونده؟‬

08:48.250 --> 08:50.541
‫ناتالی ولت کرد؟ چرا؟‬

08:50.625 --> 08:51.791
‫بیخیالش شو.‬

08:51.875 --> 08:54.458
‫بگو دیگه، اگه بهم یاد ندی، پس من چطوری باید‬
‫در مورد دخترا چیزی یاد بگیرم...‬

08:54.541 --> 08:56.208
‫الان وقتِ درس دادن نیست.‬

08:56.291 --> 08:58.375
‫هر لحظه‌ای می‌تونه یه درس باشه.‬

09:00.333 --> 09:01.166
‫صبر کن.‬

09:01.250 --> 09:02.250
‫آهان!‬

09:03.416 --> 09:05.958
‫تو به ناتالی گفتی نانسی.‬

09:06.625 --> 09:09.750
‫دهنتو! نگو که این کار رو کردی!‬

09:09.833 --> 09:13.666
‫می‌دونم! باشه.‬
‫فقط یه لغزش زبونی بود. خب؟‬

09:13.750 --> 09:17.041
‫ناتالی. نانسی.‬
‫اسمش که گرترود نبود.‬

09:20.375 --> 09:21.208
‫چیه؟‬

09:21.291 --> 09:25.958
‫بیا اینجا پسر. بیا بغلم.‬
‫همه‌ی ما هر از گاهی به بغل نیاز داریم.‬

09:26.041 --> 09:29.458
‫- چی؟ داری چیکار می‌کنی؟ باشه، نه.‬
‫- استیو، الان وقتِ بغل کردنه!‬

09:29.541 --> 09:31.416
‫نه، نه، نه!‬

09:31.500 --> 09:33.583
‫اوه، بچه‌م!‬

09:38.250 --> 09:40.833
‫بچه‌‌م!‬

09:42.125 --> 09:44.375
‫این یکی دیگه صاف نمیشه.‬

09:44.458 --> 09:47.833
‫واقعاً باید قبل از اینکه بقیه بفهمن،‬
‫جلوی این قضیه رو بگیریم.‬

09:47.916 --> 09:49.875
‫اوه! جلوش رو بگیریم؟ شوخـ...‬

09:49.958 --> 09:53.250
‫دفعه‌ی قبل به زور از دست این موجودات‬
‫جون سالم به در بردیم.‬

09:53.833 --> 09:55.333
‫چرا نمی‌تونی یه قدم عقب بکشی‬

09:55.416 --> 09:58.333
‫و برای یه بار هم که شده، تحقیق رو بسپری‬
‫به شکارچی‌های روح؟‬

09:58.416 --> 10:01.041
‫اولاً، اون کلمه‌ای که دنبالشی شکارچیانه.‬

10:01.125 --> 10:02.083
‫ولی همین که تلاش کردی امتیاز داری.‬

10:02.166 --> 10:06.375
‫ثانیاً، اگه هاپر بفهمه،‬
‫چقدر طول می‌کشه تا دولت بو ببره؟‬

10:06.458 --> 10:08.125
‫و وقتی اونا بفهمن...‬

10:09.041 --> 10:09.916
‫الون.‬

10:12.375 --> 10:16.125
‫باورم نمیشه دوباره داری من رو‬
‫می‌کشونی توی این بازی. باشه!‬

10:16.208 --> 10:18.583
‫کمکت می‌کنم این موجود رو شکار کنی، ولی...‬

10:18.666 --> 10:20.583
‫موجودات. دوتا هستن.‬

10:21.625 --> 10:23.125
‫البته که هستن.‬

10:23.791 --> 10:27.708
‫خب، شانس آوردیم که من حتی یک بار هم‬
‫صندوق‌عقبم رو تمیز نکردم.‬

10:32.750 --> 10:36.166
‫آره! حالا فقط به یه طعمه برای هیولا نیاز داریم.‬

10:37.333 --> 10:39.916
‫تو واقعاً روی اعصاب منی،‬
‫خودت می‌دونی، نه؟‬

10:45.666 --> 10:47.083
‫در مورد گروهت خوندم‬

10:48.500 --> 10:51.000
‫توی یه صفحه‌ی محلی‬

10:51.083 --> 10:53.000
‫اسمی ازت نبرده بودن‬

10:53.083 --> 10:54.625
‫سپر لازم داریم!‬

10:55.250 --> 10:56.166
‫ببخشید، ببخشید.‬

10:56.250 --> 10:58.083
‫دارم سعی می‌کنم هوات رو داشته باشم!‬

10:58.166 --> 10:59.791
‫مثل تو و مایک که هوای ال رو داشتین؟‬

10:59.875 --> 11:01.958
‫یعنی این حرفـ... ماهواره!

11:02.041 --> 11:05.541
‫ال می‌خواست با اون موجودات بجنگه،‬
‫ولی شماها پشتش رو خالی کردین.‬

11:05.625 --> 11:08.083
‫اون ماموریت خودکشی بود.

11:08.166 --> 11:12.708
‫دندونای این موجودات رو دیدی؟‬
‫کی می‌دونه الان دیگه چه کارایی ازشون برمیاد.‬

11:16.125 --> 11:19.583
‫بدم میاد اتفاقی واسه دوستام بیفته و...‬

11:19.666 --> 11:23.791
‫اگه اتفاقی واست بیفته‬
‫اصلا خودم رو نمی‌بخشم.‬

11:29.166 --> 11:32.041
‫ممنونم، شاهزاده‌ی شجاع.‬

11:32.125 --> 11:36.416
‫ولی من می‌تونم از خودم مراقبت کنم‬
‫ال هم همین‌طور.‬

11:36.500 --> 11:39.500
‫شاید اون نقشه‌ای داشت‬
‫و شماها حتی به حرفش گوش ندادین.‬

11:41.083 --> 11:42.291
‫حق با توئه.‬

11:42.375 --> 11:44.000
‫اگه مایک هنوز به هاپر چیزی نگفته باشه،‬

11:44.083 --> 11:47.291
‫شاید بتونیم بریم پیش ال‬
‫و بهش بگیم که هوای اونم داریم.‬

11:47.375 --> 11:48.708
‫حالا شد یه چیزی.‬

11:52.250 --> 11:55.208
‫تعطیلات زمستونیِ خودمون رو‬
‫اینطوری تصور نمی‌کردم.‬

11:55.291 --> 11:58.958
‫ما رو تصور می‌کردی؟‬
‫دقیقاً چه شکلی بود؟‬

11:59.541 --> 12:00.458
‫اوم...‬

12:00.541 --> 12:03.458
‫خب، یه جورایی این شکلی بود.‬

12:03.541 --> 12:08.000
‫من و تو که داریم خوش می‌گذرونیم،‬
‫منهای اون موجوداتی که می‌خوان بکشنمون.‬

12:10.958 --> 12:12.250
‫اوه.‬

12:12.333 --> 12:15.791
‫نه، نه، نه، نه! لعنتی! کجا...‬

12:16.541 --> 12:17.625
‫هان؟‬

12:20.666 --> 12:23.291
‫خب، ببینیم اینجا چی داریم؟‬

12:26.541 --> 12:28.333
‫خب دیگه.‬

12:28.416 --> 12:30.708
‫انگار هدف‌هامون پیتزا دوست دارن‬

12:30.791 --> 12:34.916
‫ولی تا الان اسلیم جیمز‬
‫و شکلات‌های تری ماسکتیرز رو پس زدن.‬

12:35.000 --> 12:38.208
‫پس نباید پیتزا بخریم؟‬

12:38.291 --> 12:40.208
‫بیخیال استیو.‬

12:40.291 --> 12:41.583
‫تو که فیلم ای.تی رو دیدی.‬

12:41.666 --> 12:44.458
‫می‌تونی تصور کنی‬
‫الیوت یه رد از پیتزا به جا بذاره؟‬

12:44.541 --> 12:47.666
‫باید عمده بخریم،‬
‫یه چیزی که بتونیم کل شهر پخش کنیم.‬

12:51.000 --> 12:54.625
‫باشه. یه بار دیگه نقشه‌ات رو برام توضیح بده.‬
‫اصلاً از کجا شروع کنیم؟‬

12:54.708 --> 12:56.416
‫اوم...‬

12:56.500 --> 12:57.791
‫اینجا؟‬

13:00.000 --> 13:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:10.375 --> 13:12.791
‫هی، هندرسون!‬

13:12.875 --> 13:14.541
‫فعلاً خداحافظ دن. دفعه‌ی بعد می‌بینمت.‬

13:19.125 --> 13:20.875
‫هی، اون کامیون منه!‬

13:20.958 --> 13:22.375
‫وای خدا جون!

13:31.625 --> 13:32.666
‫

13:32.750 --> 13:35.708
‫صبر کن تا بچه‌ها بشنون که باشگاه احمقانه‌ی من‬
‫اولین هیولاش رو شکار کرده!‬

13:35.791 --> 13:37.541
‫آژیر رو بزن، استیو!‬

13:37.625 --> 13:38.750
‫پسر، این کامیونِ گوشته.‬

13:41.041 --> 13:42.750
‫این کامیونِ پیروزیه!‬

13:42.833 --> 13:44.250
‫اگه به خاطر ب.ک.ه نبود،‬

13:44.333 --> 13:47.000
‫ما از چارلی، یا مزرعه، یا... باخبر نمیشدیم.‬

13:48.000 --> 13:50.875
‫میشه انقدر درباره‌ی این باشگاه ساختگی‌ت‬
‫زر نزنی و تمرکز کنی؟‬

13:50.958 --> 13:52.083
‫من زر نمی‌زنم.‬

13:53.083 --> 13:55.458
‫آره جون خودت. ال زخمی شده،‬
‫دوستات تو خطرن،‬

13:55.541 --> 13:58.041
‫و تنها چیزی که بهش فکر می‌کنی اینه که‬
‫یه مدالِ افتخار بگیری‬

13:58.125 --> 13:59.625
‫واسه اون گروهِ پیشاهنگیِ کوچیکت.‬

14:02.791 --> 14:05.958
‫حالا بیخیال! اصلاً می‌دونی‬
‫داریم این رو کجا می‌بریم؟‬

14:06.041 --> 14:10.000
‫دارم می‌گردم. دارم می‌گردم.‬
‫حتماً یه جایی هست که بتونیم ولش کنیم.‬

14:10.083 --> 14:11.875
‫اوم، نظرت درباره‌ی زباله‌دونی چیه؟‬

14:11.958 --> 14:13.250
‫ها، ها.‬

14:13.333 --> 14:14.750
‫چرا به فکر خودم نرسیده بود؟‬

14:14.833 --> 14:16.208
‫خب. بذار ببینم.‬

14:16.791 --> 14:19.083
‫آها! کارخونه‌ی زباله‌سوزی.‬

14:19.166 --> 14:21.416
‫اونجا اون‌قدری داغ هست‬
‫که این ناقلا رو کباب کنه.‬

14:21.500 --> 14:23.166
‫باشه، عالیه. کجاست؟‬

14:24.416 --> 14:25.500
‫توی زباله‌دونی.‬

14:27.208 --> 14:28.875
‫وای!‬

14:39.000 --> 14:40.666
‫اشتباه از من بود. پناه بگیر!‬

14:44.541 --> 14:46.208
‫- فرمون رو بگیر!‬
‫- باشه!‬

14:47.000 --> 14:48.833
‫آخ! بهم لگد زدی!‬

15:00.666 --> 15:03.625
‫دارم انجامش میدم. دارم رانندگی می‌کنم!‬

15:04.291 --> 15:05.625
‫چرا داریم سرعت رو کم می‌کنیم؟‬

15:08.291 --> 15:09.458
‫پاتو بذار رو گاز!‬

15:15.458 --> 15:17.416
‫اون یکی پدال. فهمیدم.‬

15:31.416 --> 15:32.541
‫اون صدا رو شنیدی؟‬

15:41.750 --> 15:43.250
‫ای لعنت بهش!‬

15:43.333 --> 15:45.458
‫اوه نه! برو... از اینجا برو!‬

15:55.166 --> 15:56.000
‫ال.‬

15:57.166 --> 15:59.625
‫ال، می‌شه خواهش کنم درباره‌اش حرف بزنیم؟‬

16:01.416 --> 16:02.541
‫ال.‬

16:04.708 --> 16:10.500
‫ممکنه این آخرین باری باشه‬
‫که من رو، می‌دونی، زنده می‌بینی.‬

16:12.875 --> 16:19.500
‫تو نذاشتی من تصمیم بگیرم.‬
‫به چیزی که می‌خواستم گوش ندادی.‬

16:20.458 --> 16:22.916
‫گوش بدم؟ به چی؟‬

16:23.541 --> 16:25.208
‫تو که چیزی نگفتی.‬

16:25.291 --> 16:27.916
‫اگه بهم نگی، از کجا بدونم‬
‫چی تصمیم گرفتی؟‬

16:28.666 --> 16:29.625
‫بپرس!‬

16:30.166 --> 16:33.083
‫پاپا. هاپر. تو!‬

16:33.166 --> 16:38.166
‫هیچ‌کس نمی‌پرسه!
‫اونا تصمیم میگیرن. تو تصمیم گرفتی!‬

16:43.416 --> 16:44.375
‫ال.‬

16:58.916 --> 17:01.875
‫حق با توئه. متاسفم، ال.‬

17:01.958 --> 17:03.541
‫ترسیده بودم.‬

17:03.625 --> 17:07.000
‫ولی من یه سالِ تمام رو گذروندم‬
‫بدون اینکه بدونم کجایی‬

17:07.083 --> 17:09.833
‫یا اینکه اصلاً دوباره می‌بینمت یا نه.‬

17:09.916 --> 17:13.000
‫و وقتی دیدم اون کُنده‌ها‬
‫نزدیک بود لهت کنن...‬

17:13.083 --> 17:16.583
‫فکر کنم با خودم گفتم اگه هاپر حبست کرده،‬

17:16.666 --> 17:18.291
‫حداقلش می‌دونستم که حالت خوبه.‬

17:18.791 --> 17:21.083
‫الان دیگه می‌فهمم.‬

17:21.166 --> 17:23.541
‫ولی مایک، تو نمی‌تونی همه‌چیز رو کنترل کنی.‬

17:24.375 --> 17:25.916
‫منم ازت نمی‌خوام این کار رو بکنی.‬

17:26.625 --> 17:28.541
‫دفعه‌ی بعد، می‌پرسم.‬

17:29.208 --> 17:31.750
‫دفعه‌ی بعد، منم بهت میگم.‬

17:31.833 --> 17:34.000
‫و فکر کنم باید به هاپر بگیم.‬

17:34.583 --> 17:35.583
‫با هم.‬

17:36.458 --> 17:38.083
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،‬

17:38.166 --> 17:41.791
‫شاید روبرو شدن با اون موجودات‬
‫اون‌قدرها هم فکر بدی نباشه.‬

17:53.125 --> 17:54.208
‫عجب حمله‌ای به ورودی کردی!‬

17:54.291 --> 17:55.708
‫شانسی بود.

17:55.791 --> 17:57.333
‫اوه! آروم‌تر برو پسر.‬

18:03.041 --> 18:03.916
‫اوه!‬

18:09.625 --> 18:13.083
‫باید ماشین‌ها رو روشن کنیم‬
‫و از شر این موجودات خلاص شیم!‬

18:20.083 --> 18:21.375
‫من می‌تونم روشنش کنم.‬

18:21.458 --> 18:24.250
‫آره، وقتی کلاس پنجم بودم توی اردوی علمی‬
‫دیدم که یه یارویی این کار رو کرد.‬

18:24.333 --> 18:27.583
‫عالیه. تو اون کار رو بکن، این با من.‬

18:27.666 --> 18:29.583
‫- ولی...‬
‫- وقت نداریم! برو!‬

18:29.666 --> 18:30.958
‫باشه.‬

18:31.750 --> 18:33.166
‫هی! هی، هی!‬

18:33.250 --> 18:36.916
‫بیا اینجا، هیولای مردابیِ‬
‫چهارپایِ زشتِ بدترکیب!‬

18:37.000 --> 18:40.791
‫ای بابا. چرا دوباره خودم رو طعمه کردم؟‬

18:47.625 --> 18:48.625
‫لعنت بهت.

18:53.500 --> 18:55.875
‫یالا، وسیله‌ی احمق! باز شو!‬

19:15.291 --> 19:17.708
‫هی! بوگندو‌ها!‬

19:18.500 --> 19:20.875
‫خب. آماده باش، استیو!‬

19:21.458 --> 19:23.958
‫اِ، انگار یه مشکل کوچیک داریم.‬

19:24.041 --> 19:26.000
‫گفتی قبلاً اینجا بودی!‬

19:26.083 --> 19:28.541
‫گفتم، ولی الان دارم می‌فهمم‬

19:28.625 --> 19:31.916
‫که اونجا در واقع احتمالاً‬
‫تصفیه‌خونه‌ی آب بوده.‬

19:32.000 --> 19:33.958
‫خیلی فرق دارن، استیو!‬

19:34.041 --> 19:35.916
‫پسر! ده سالم بود.‬

19:36.000 --> 19:38.166
‫باشه، فقط دووم بیار.‬

19:38.250 --> 19:42.125
‫خب، از پسش برمیام.
‫از پسش برمیام!‬

19:45.833 --> 19:47.250
‫این پوشکه؟‬

19:47.333 --> 19:49.000
‫اه! اوه!‬

19:51.875 --> 19:55.916
‫یالا! آدم با خودش میگه یه دکمه هست‬
‫که روش نوشته زباله‌سوز.‬

19:57.916 --> 19:58.958
‫آخ!‬

20:09.083 --> 20:09.916
‫همم.‬

20:14.500 --> 20:17.416
‫وای نه! وای نه!

20:17.500 --> 20:18.458
‫نه، نه، نه!‬

20:21.291 --> 20:25.916
‫استیو! همه‌ی زباله‌خردکن‌های‬
‫بخش بازداشتگاه رو خاموش کن! آخ!‬

20:26.000 --> 20:27.708
‫پسر، یالا! بزن بریم!‬

20:31.500 --> 20:33.750
‫این مال جنگ ستارگان بود، نه؟‬

20:56.291 --> 20:57.833
‫بک.ه رو تشویق کنید!

20:57.916 --> 20:59.000
‫ب.ک.ه.

20:59.083 --> 21:00.833
‫هر چی! فقط تشویق کنید!‬

21:02.166 --> 21:04.250
‫آره. باید روی این موضوع کار کنیم.‬

21:04.333 --> 21:05.166
‫خوبه.‬

21:09.000 --> 21:12.541
‫فکر کنم یه جورایی داشتم‬
‫ب.ک.ه رو به همه تحمیل می‌کردم.‬

21:12.625 --> 21:15.583
‫فقط از فکرِ
‫یه ماجراجوییِ دیگه خوشم میاد، می‌فهمی؟‬

21:15.666 --> 21:18.000
‫متوجه نشده بودم که وقتی ال دروازه رو بست،‬

21:18.083 --> 21:21.166
‫باید دوباره برگردم به همون بچه‌ی معمولی بودن.‬

21:21.250 --> 21:24.208
‫بهم اعتماد کن بچه. شاید خرخون باشی،‬

21:24.291 --> 21:28.291
‫ولی هیچیت معمولی نیست،‬
‫حتی اگه ماجراجوییت تموم شده باشه.‬

21:28.375 --> 21:29.333
‫ممنون.‬

21:29.833 --> 21:31.958
‫صبر کن. تموم شد!‬

21:32.041 --> 21:34.666
‫دیگه چیزی نیست که مایک بخواد به هاپر بگه!‬

21:37.784 --> 21:42.117
‫خیلی خب، همگی بزنید به چاک!‬
‫تعطیله! یالا!‬

21:42.375 --> 21:46.875
‫هی! اون عکس مال ماست، کیت.‬
‫پسش بده وگرنه... وگرنه...‬

21:46.958 --> 21:48.416
‫وگرنه چی؟‬

21:48.500 --> 21:52.333
‫این رو به وکلای من توی شرکتِ‬
‫هر کی پیدا کرد مال خودشه بگو!‬

21:52.416 --> 21:54.208
‫شوخی نداره، احمق.‬

21:54.291 --> 21:57.583
‫خیلی دلت می‌خوادش؟ ده دلار.‬

21:57.666 --> 21:58.916
‫ده دلار ندارم!‬

21:59.000 --> 22:01.958
‫خب، اگه تو نداری، یکی دیگه داره.‬

22:02.041 --> 22:04.041
‫امروز زود تعطیل می‌کنیم!‬

22:04.125 --> 22:06.708
‫لطفاً توی ساعات کاریِ عادی برگردید.‬

22:07.875 --> 22:09.541
‫قفلش کرد!‬

22:09.625 --> 22:10.833
‫- عکس رو بهمون بده.‬
‫- چی؟‬

22:10.916 --> 22:11.958
‫همین الان در رو باز کن.‬

22:12.541 --> 22:15.041
‫صداتون رو نمی‌شنوم.‬
‫خداحافظ.‬

22:16.833 --> 22:17.833
‫لعنتی.‬

22:20.333 --> 22:22.208
‫ممنون که همه‌ی چیزای باحالت رو بهم نشون دادی.‬

22:22.291 --> 22:24.791
‫و ممنون که گذاشتی‬
‫خودِ عجیب و غریبم باشم.‬

22:25.708 --> 22:29.500
‫امیدوارم بهمون یه فرصت بدی.‬
‫می‌دونی، شاید غافلگیرت کنیم.‬

22:31.875 --> 22:34.875
‫وضعیت قرمز! تکرار می‌کنم، وضعیت قرمز! ‬

22:34.958 --> 22:35.875
‫وضعیت قرمز! ‬

22:35.958 --> 22:38.000
‫تهدید برطرف شد.‬

22:38.083 --> 22:39.375
‫یه نفر باید بره پیش مایک‬

22:39.458 --> 22:41.625
‫قبل از اینکه همه‌چیز رو برای هاپر لو بده.‬

22:58.916 --> 23:03.583
‫♪ دیشب یه رقاصِ کوچولو‬ ♪
‫♪ رقص‌کنان اومد دمِ درم‬ ♪

23:04.250 --> 23:09.416
‫♪ دیشب یه فرشته‌ی کوچولو‬ ♪
‫♪ اومد روی زمینم بالا و پایین پرید‬ ♪

23:10.125 --> 23:15.125
‫♪ گفت: «بیا عزیزم‬ ♪
‫♪ تو مجوزِ عاشقی داری»‬ ♪

23:15.916 --> 23:20.625
‫♪ و اگه باطل بشه‬ ♪
‫♪ از اون بالا طلبِ کمک کن‬ ♪

23:20.708 --> 23:26.541
‫♪ چون توی ساعتِ نیمه‌شب‬ ♪
‫♪ فریاد زد: «بیشتر، بیشتر، بیشتر»‬ ♪

23:27.625 --> 23:33.010
‫♪ با یه فریادِ عصیانگر‬ ♪
‫♪ داد زد: «بیشتر، بیشتر، بیشتر»‬ ♪

23:33.791 --> 23:38.041
‫♪ توی ساعتِ نیمه‌شب‬ ♪
‫♪ عزیزم، «بیشتر، بیشتر، بیشتر»‬ ♪

23:39.208 --> 23:43.833
‫♪ با یه فریادِ عصیانگر، «بیشتر، بیشتر، بیشتر»‬ ♪

23:43.916 --> 23:45.333
‫♪ «بیشتر، بیشتر، بیشتر»‬ ♪

23:49.625 --> 23:51.625
‫♪ اوه آره، فرشته‌ی کوچولو‬ ♪

23:54.083 --> 23:55.625
‫♪ اون بیشتر می‌خواد‬ ♪

23:56.291 --> 23:58.666
‫♪ بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر‬ ♪

23:58.750 --> 24:01.125
‫هی! اینجا چه خبره؟‬

24:03.662 --> 24:23.662
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
