1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:18,041 --> 00:00:20,291
‫اون فیلمه خیلی عجیب‌غریب بود.‬

3
00:00:20,375 --> 00:00:23,333
‫کامپیوترهایی که علیه بشریت شورش می‌کنن.‬

4
00:00:23,416 --> 00:00:25,750
‫می‌دونی،‬
‫امشب واقعاً بهم خوش گذشت،‬

5
00:00:25,833 --> 00:00:28,375
‫و فکر نمی‌کردم اینطوری بشه...‬

6
00:00:28,458 --> 00:00:31,416
‫بعد از اون چیزایی که‬
‫درباره‌ت شنیده بودم،‬

7
00:00:31,500 --> 00:00:33,208
‫ولی همش اشتباه بود.‬

8
00:00:34,625 --> 00:00:36,916
‫راستش رو بخوای، من...‬

9
00:00:37,000 --> 00:00:39,250
‫یه جورایی همیشه روت کراش داشتم، استیو.‬

10
00:00:39,333 --> 00:00:41,500
‫منم همیشه روت کراش داشتم، نانسی.‬

11
00:00:42,416 --> 00:00:44,458
‫یعنی ناتالی! ناتالی!‬

12
00:00:46,666 --> 00:00:47,583
‫واقعاً که بی‌ادبی!‬

13
00:00:47,666 --> 00:00:48,750
‫ناتالی، صبر کن!‬

14
00:00:48,833 --> 00:00:51,875
‫می‌دونی چیه؟ دخترا درباره‌ت راست می‌گفتن، هرینگتون.‬

15
00:00:51,958 --> 00:00:54,500
‫تو هیچی نیستی جز یه مو قشنگ که لب داره.‬

16
00:00:57,000 --> 00:01:04,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

17
00:01:06,833 --> 00:01:09,583
‫دمت گرم استیو. واقعاً گل کاشتی.‬

18
00:01:13,250 --> 00:01:14,708
‫این دیگه چیه؟‬

19
00:01:24,333 --> 00:01:25,750
‫نه، نه، نه! کمک!‬

20
00:01:42,113 --> 00:01:46,466
‫«چیزهای عجیب و غریب»

21
00:01:46,491 --> 00:01:52,246
‫«چیزهای عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

22
00:01:54,933 --> 00:02:00,954
‫«قسمت چهارم: اعتراف»

23
00:02:03,166 --> 00:02:04,041
‫ال!‬

24
00:02:04,625 --> 00:02:05,458
‫ال؟‬

25
00:02:05,958 --> 00:02:06,916
‫صدام رو می‌شنوی؟‬

26
00:02:07,708 --> 00:02:08,791
‫اوه.‬

27
00:02:10,708 --> 00:02:12,500
‫می‌تونم بلند شم.‬

28
00:02:14,916 --> 00:02:16,958
‫فقط الان نه.‬

29
00:02:17,041 --> 00:02:19,416
‫یه لحظه صبر کن.‬
‫به محض اینکه...‬

30
00:02:19,500 --> 00:02:22,458
‫صبر کن. ال قرار نیست بره دنبالشون.‬

31
00:02:22,541 --> 00:02:24,583
‫نمی‌بینی؟ ال زخمی شده.‬

32
00:02:24,666 --> 00:02:27,666
‫- دیگه تمومه. به هاپر ‌میگم.‬
‫- چی؟‬

33
00:02:27,750 --> 00:02:31,125
‫{\an۸}- حالم خوبه. هنوزم می‌تونم کمک کنم.‬
‫- نه!‬

34
00:02:31,208 --> 00:02:33,625
‫{\an۸}به هاپر قول دادم که مواظب ال باشم.‬

35
00:02:33,708 --> 00:02:36,000
‫{\an۸} مواظبت این شکلی نیست..‬

36
00:02:36,083 --> 00:02:39,750
‫{\an۸}اون موجودات، همه‌ی اینا...‬
‫از کنترل خارج شده.‬

37
00:02:39,833 --> 00:02:41,000
‫{\an۸}شاید حق با مایک باشه.‬

38
00:02:41,083 --> 00:02:42,666
‫{\an۸}ال خودش می‌تونه انتخاب کنه که بجنگه یا نه.‬

39
00:02:42,750 --> 00:02:43,583
‫{\an۸}آره، من...

40
00:02:43,666 --> 00:02:45,791
‫{\an۸}ولی ما جنگ رو باختیم!‬

41
00:02:45,875 --> 00:02:48,750
‫{\an۸}اون موجودات دارن تکامل پیدا می‌کنن،‬
‫دقیقاً همون‌طوری که خانم بکستر گفت.‬

42
00:02:48,833 --> 00:02:52,250
‫{\an۸}آره. دیگه حتی برای زنده موندن‬
‫به میزبان انسانی هم نیاز ندارن.‬

43
00:02:52,333 --> 00:02:54,041
‫{\an۸}حق با توئه. دارن تکامل پیدا می‌کنن.‬

44
00:02:54,125 --> 00:02:57,708
‫{\an۸}پس دلیل بیشتری داریم که الان بریم سراغشون،‬
‫قبل از اینکه بیشتر تکامل پیدا کنن.‬

45
00:02:57,791 --> 00:03:00,708
‫باید جلوی اون موجودات رو بگیریم‬
‫قبل از اینکه به بقیه آسیب بزنن.‬

46
00:03:00,791 --> 00:03:04,416
‫- که ال دوباره داغون بشه؟ عمراً.‬
‫- مایک.‬

47
00:03:04,500 --> 00:03:05,541
‫بیا، ال.‬

48
00:03:06,958 --> 00:03:09,916
‫ما هستیم. باشگاه کارآگاهان هاوکینز
‫می‌تونه از پسش...

49
00:03:10,000 --> 00:03:14,250
‫من به ب.ک.ه اهمیت نمیدم داستین.‬
‫من نگرانِ الم.‬

50
00:03:14,333 --> 00:03:16,500
‫به هاپر میگم و تمام.‬

51
00:03:16,583 --> 00:03:18,375
‫عالی شد. واقعاً عالی شد.‬

52
00:03:18,458 --> 00:03:22,291
‫پس فکر کنم دیگه توی باشگاه نیستی.‬
‫خودمون میریم سراغ این موجودات.‬

53
00:03:22,375 --> 00:03:25,208
‫میشه دست از سر این باشگاه احمقانه‬
‫و عکس‌های مسخره‌ت برداری؟‬

54
00:03:25,291 --> 00:03:28,583
‫همین چیزایی مثل اون عکس مسخره‌ست‬
‫که می‌تونه بهمون کمک کنه این پرونده رو حل کنیم.‬

55
00:03:28,666 --> 00:03:30,125
‫هر دوتاتون تمومش کنید.‬

56
00:03:30,208 --> 00:03:31,750
‫نگاه کنید. دارن بیدار میشن.‬

57
00:03:33,375 --> 00:03:36,333
‫باشه! انگار باید تنهایی برم.‬

58
00:03:36,416 --> 00:03:37,416
‫انگار آره.‬

59
00:03:39,708 --> 00:03:43,166
‫اشکالی نداره ویل. داستین از سرش می‌پره.‬
‫مایک تصمیم درستی گرفت.‬

60
00:03:43,750 --> 00:03:46,250
‫- واقعاً لوکاس؟‬
‫- چیه؟‬

61
00:03:46,333 --> 00:03:47,708
‫مگه چی گفتم؟‬

62
00:03:48,250 --> 00:03:49,250
‫مکس!‬

63
00:03:52,291 --> 00:03:54,333
‫همیشه اوضاع اینطوریه؟‬

64
00:03:54,833 --> 00:03:56,791
‫نه، هیچوقت اینقدر بد نبوده.‬

65
00:03:57,583 --> 00:04:02,208
‫بیا دیگه پسر. یه چیزی دارم بهت نشون بدم‬
‫که اون مدل موی قارچیت از سرت بپره.‬

66
00:04:07,458 --> 00:04:11,000
‫اشکالی نداره. فراموششون کن.‬
‫تو خودِ باشگاه کارآگاهایی، داستین.‬

67
00:04:11,083 --> 00:04:13,291
‫می‌تونی تنهایی تحقیق کنی و...‬

68
00:04:14,083 --> 00:04:16,583
‫با یه مرگ وحشتناک و دردناک بمیری!‬

69
00:04:24,375 --> 00:04:25,375
‫وای خدا جون!‬

70
00:04:26,083 --> 00:04:27,083
‫آره!‬

71
00:04:29,916 --> 00:04:32,083
‫استیو! رفیق!‬

72
00:04:32,166 --> 00:04:34,958
‫فکر می‌کردم قضیه‌ی دنیای وارونه تموم شده،‬
‫هندرسون!‬

73
00:04:35,041 --> 00:04:37,666
‫اوه، اوه... چیزی دیدی؟‬

74
00:04:37,750 --> 00:04:40,333
‫بدتر! یه چیزی من رو دید.‬

75
00:04:40,416 --> 00:04:42,625
‫چرا اینجا تنهایی؟ امن نیست.‬

76
00:04:43,291 --> 00:04:45,750
‫تو هم اگه با یه شورش دست‌وپنجه نرم می‌کردی،‬
‫تنها می‌شدی.‬

77
00:04:45,833 --> 00:04:49,250
‫چی؟ رفقا‬
‫یهو با هم نساختن؟‬

78
00:04:49,333 --> 00:04:50,541
‫بیخیال.‬

79
00:04:50,625 --> 00:04:52,833
‫یه جور موجود خبیثِ جدید توی این شهر آزاد شده،‬

80
00:04:52,916 --> 00:04:55,875
‫و انگار وظیفه‌ی من و توئه‬
‫که این پرونده رو دست بگیریم.‬

81
00:04:56,583 --> 00:04:57,416
‫پرونده؟‬

82
00:04:57,500 --> 00:04:58,666
‫استیو هرینگتون،‬

83
00:04:58,750 --> 00:05:02,750
‫من رسماً تو رو به عضویت‬
‫باشگاه کارآگاهان هاوکینز درمیارم.‬

84
00:05:08,625 --> 00:05:10,750
‫یه حسی بهم میگه قراره از این کار پشیمون بشم.‬

85
00:05:17,250 --> 00:05:22,291
‫برای همینه که باید کمتر روی
‫این تمرکز کنی که ال رو به خطر انداختم‬

86
00:05:22,375 --> 00:05:25,000
‫و بیشتر روی این تمرکز کنی‬
‫که بهت خبر دادم.‬

87
00:05:25,500 --> 00:05:27,458
‫و اینجاست که هاپر من رو می‌کشه.‬

88
00:05:32,333 --> 00:05:34,333
‫- الو؟‬
‫- سلام بچه!‬

89
00:05:34,416 --> 00:05:39,208
‫برای بهترین شبِ فیلمِ زندگیت‬
‫آماده‌ای؟‬

90
00:05:39,291 --> 00:05:41,500
‫می‌خوای من رو ببری سینما؟

91
00:05:41,583 --> 00:05:45,041
‫نه. دارم چندتا فیلم ویدئویی میارم خونه.‬

92
00:05:45,125 --> 00:05:46,416
‫اوه، خب،‬

93
00:05:46,500 --> 00:05:47,500
‫<i>باشه، ولی...</i>‬

94
00:05:47,583 --> 00:05:52,875
‫بهم اعتماد کن. چندتا فیلم کلاسیکِ مشتی گرفتم‬
‫با کلی پاپ‌کورن.‬

95
00:05:52,958 --> 00:05:57,041
‫<i>ببین، من باید برم.</i>‬
‫<i>تا دو ساعت دیگه خونه‌م.</i>‬

96
00:05:57,125 --> 00:05:59,000
‫باشه. خداحافظ.‬

97
00:06:00,458 --> 00:06:01,625
‫چی گفت؟‬

98
00:06:02,416 --> 00:06:04,666
‫تا دو ساعت دیگه اینجاست.‬

99
00:06:04,750 --> 00:06:08,708
‫ال، خوبی؟ به نظر ناراحتی.‬

100
00:06:09,500 --> 00:06:13,041
‫دوتا موجود هنوز اون بیرونن، مایک،‬
‫و من...‬

101
00:06:13,125 --> 00:06:16,041
‫تقصیر تو نیست.‬
‫هر کاری از دستت برمی‌اومد انجام دادی.‬

102
00:06:16,125 --> 00:06:18,875
‫نه. می‌تونستم جلوشون رو بگیرم.‬

103
00:06:18,958 --> 00:06:21,250
‫تو نذاشتی تلاشم رو بکنم.‬

104
00:06:21,333 --> 00:06:23,875
‫ال، می‌دونم دلت می‌خواست‬
‫کار بیشتری انجام بدی،‬

105
00:06:23,958 --> 00:06:25,666
‫ولی واقعاً خیلی خطرناک بود.‬

106
00:06:25,750 --> 00:06:28,458
‫تو حق نداری جای من حرف بزنی.‬

107
00:06:39,333 --> 00:06:41,750
‫به میدان هیاهو خوش اومدی.‬

108
00:06:43,083 --> 00:06:45,666
‫<i>شنبه‌شب‌ها همه‌چی ردیفه</i>‬

109
00:06:45,750 --> 00:06:47,000
‫<i>شنبه‌شب</i>‬

110
00:06:47,083 --> 00:06:49,583
‫این عالیه!‬

111
00:06:49,666 --> 00:06:52,000
‫ولی چرا همه‌چی تیکه‌تیکه شده؟‬

112
00:06:52,083 --> 00:06:54,083
‫آره، بخش میدان هیاهو بودنش همینه دیگه.‬

113
00:06:54,166 --> 00:06:57,541
‫یه مشت وسیله‌ی معمولی و عادی رو‬
‫با هم سرهم می‌کنی،‬

114
00:06:57,625 --> 00:07:03,125
‫و بفرما، یه چیز جدید و خفن می‌سازی‬
‫که قبلاً وجود نداشته.‬

115
00:07:03,208 --> 00:07:04,458
‫مثلاً...‬

116
00:07:13,083 --> 00:07:14,375
‫چقدر باحاله!‬

117
00:07:14,458 --> 00:07:15,500
‫بوم! دقیقاً.‬

118
00:07:15,583 --> 00:07:18,291
‫آره. کی دلش می‌خواد‬
‫مثل بقیه همون کارای تکراری رو بکنه‬

119
00:07:18,375 --> 00:07:20,583
‫وقتی می‌تونی متفاوت فکر کنی؟‬

120
00:07:25,750 --> 00:07:30,500
‫وای نیکی، چه فکرهای معرکه‌ای داری.‬
‫باید بیای با ما سیاه‌چال‌ها و اژدهایان بازی کنی.‬

121
00:07:30,583 --> 00:07:33,166
‫جوگیر نشو، پسر زامبی.‬

122
00:07:33,250 --> 00:07:36,625
‫گوش کن، خوش‌حالم که برای این ماجراجویی‬
‫توی گروه‌تون هستم،‬

123
00:07:36,708 --> 00:07:39,291
‫ولی منم اولین بارم نیست، می‌دونی که؟‬

124
00:07:39,375 --> 00:07:41,708
‫دیر یا زود، که احتمالاً همون زود باشه،‬

125
00:07:41,791 --> 00:07:44,500
‫مامانم ما رو می‌بره سراغ ماجراجویی بعدی،‬

126
00:07:44,583 --> 00:07:47,041
‫و ما هم قول می‌دیم با هم در تماس باشیم،‬
‫یا هر چی، ولی...‬

127
00:07:47,125 --> 00:07:48,208
‫حتماً در تماس می‌مونیم.‬

128
00:07:48,291 --> 00:07:52,291
‫ویل، آخر کاری، کسی یه آدم عجیب‌غریب رو‬
‫به عنوان دوست نامه‌نویسش نمی‌خواد.‬

129
00:07:54,791 --> 00:07:56,750
‫هی پسر، واقعاً مشکلی نیست.‬

130
00:07:56,833 --> 00:07:59,083
‫خوبیِ مدام جابه‌جا شدن می‌دونی چیه؟‬

131
00:07:59,166 --> 00:08:00,458
‫همه‌چی از نو شروع میشه.‬

132
00:08:00,541 --> 00:08:03,291
‫پس بیا فقط روی الان تمرکز کنیم، باشه؟‬

133
00:08:04,791 --> 00:08:08,375
‫اگه قراره توی شهری زندگی کنین‬
‫که مدام هیولاها بهش حمله می‌کنن،‬

134
00:08:08,458 --> 00:08:12,083
‫{\an۸}باید همیشه به یه گاراژ پر از وسیله‬
‫دسترسی داشته باشین.‬

135
00:08:17,458 --> 00:08:21,708
‫ال که دروازه رو بست! پس چطوری‬
‫این موجودات هنوز دارن این دوروبر ول می‌چرخن؟‬

136
00:08:21,791 --> 00:08:25,333
‫اگه نصف گروه من رو نپیچونده بودن،‬
‫الان می‌فهمیدیم قضیه چیه.‬

137
00:08:25,416 --> 00:08:28,458
‫اوه! کدوم گروه؟
‫همون تشکیلات اف‌بی‌آیِ نوجوانانت؟‬

138
00:08:28,541 --> 00:08:33,625
‫اسمش ب.ک.ه‌ست، باشگاه کارآگاهان هاوکینز.‬
‫یاد گرفتنش سخت نیست، استیو.‬

139
00:08:33,708 --> 00:08:37,416
‫آره آره. ماشینم اونجاست،‬
‫بعد از خونه‌ی نانسی... یعنی ناتالی!‬

140
00:08:37,500 --> 00:08:39,333
‫وای خدا! باز دوباره سوتی دادم.‬

141
00:08:39,416 --> 00:08:40,625
‫باز چیکار کردی؟‬

142
00:08:40,708 --> 00:08:44,041
‫ببین، خب، سرِ قرار بودم.
‫یه اشتباهاتی پیش اومد،‬

143
00:08:44,125 --> 00:08:45,708
‫و ناتالی هم من رو ول کرد و رفت. خب؟‬

144
00:08:45,791 --> 00:08:48,166
‫حالا میشه بریم سراغ‬
‫هر چی که از ماشینم باقی مونده؟‬

145
00:08:48,250 --> 00:08:50,541
‫ناتالی ولت کرد؟ چرا؟‬

146
00:08:50,625 --> 00:08:51,791
‫بیخیالش شو.‬

147
00:08:51,875 --> 00:08:54,458
‫بگو دیگه، اگه بهم یاد ندی، پس من چطوری باید‬
‫در مورد دخترا چیزی یاد بگیرم...‬

148
00:08:54,541 --> 00:08:56,208
‫الان وقتِ درس دادن نیست.‬

149
00:08:56,291 --> 00:08:58,375
‫هر لحظه‌ای می‌تونه یه درس باشه.‬

150
00:09:00,333 --> 00:09:01,166
‫صبر کن.‬

151
00:09:01,250 --> 00:09:02,250
‫آهان!‬

152
00:09:03,416 --> 00:09:05,958
‫تو به ناتالی گفتی نانسی.‬

153
00:09:06,625 --> 00:09:09,750
‫دهنتو! نگو که این کار رو کردی!‬

154
00:09:09,833 --> 00:09:13,666
‫می‌دونم! باشه.‬
‫فقط یه لغزش زبونی بود. خب؟‬

155
00:09:13,750 --> 00:09:17,041
‫ناتالی. نانسی.‬
‫اسمش که گرترود نبود.‬

156
00:09:20,375 --> 00:09:21,208
‫چیه؟‬

157
00:09:21,291 --> 00:09:25,958
‫بیا اینجا پسر. بیا بغلم.‬
‫همه‌ی ما هر از گاهی به بغل نیاز داریم.‬

158
00:09:26,041 --> 00:09:29,458
‫- چی؟ داری چیکار می‌کنی؟ باشه، نه.‬
‫- استیو، الان وقتِ بغل کردنه!‬

159
00:09:29,541 --> 00:09:31,416
‫نه، نه، نه!‬

160
00:09:31,500 --> 00:09:33,583
‫اوه، بچه‌م!‬

161
00:09:38,250 --> 00:09:40,833
‫بچه‌‌م!‬

162
00:09:42,125 --> 00:09:44,375
‫این یکی دیگه صاف نمیشه.‬

163
00:09:44,458 --> 00:09:47,833
‫واقعاً باید قبل از اینکه بقیه بفهمن،‬
‫جلوی این قضیه رو بگیریم.‬

164
00:09:47,916 --> 00:09:49,875
‫اوه! جلوش رو بگیریم؟ شوخـ...‬

165
00:09:49,958 --> 00:09:53,250
‫دفعه‌ی قبل به زور از دست این موجودات‬
‫جون سالم به در بردیم.‬

166
00:09:53,833 --> 00:09:55,333
‫چرا نمی‌تونی یه قدم عقب بکشی‬

167
00:09:55,416 --> 00:09:58,333
‫و برای یه بار هم که شده، تحقیق رو بسپری‬
‫به شکارچی‌های روح؟‬

168
00:09:58,416 --> 00:10:01,041
‫اولاً، اون کلمه‌ای که دنبالشی شکارچیانه.‬

169
00:10:01,125 --> 00:10:02,083
‫ولی همین که تلاش کردی امتیاز داری.‬

170
00:10:02,166 --> 00:10:06,375
‫ثانیاً، اگه هاپر بفهمه،‬
‫چقدر طول می‌کشه تا دولت بو ببره؟‬

171
00:10:06,458 --> 00:10:08,125
‫و وقتی اونا بفهمن...‬

172
00:10:09,041 --> 00:10:09,916
‫الون.‬

173
00:10:12,375 --> 00:10:16,125
‫باورم نمیشه دوباره داری من رو‬
‫می‌کشونی توی این بازی. باشه!‬

174
00:10:16,208 --> 00:10:18,583
‫کمکت می‌کنم این موجود رو شکار کنی، ولی...‬

175
00:10:18,666 --> 00:10:20,583
‫موجودات. دوتا هستن.‬

176
00:10:21,625 --> 00:10:23,125
‫البته که هستن.‬

177
00:10:23,791 --> 00:10:27,708
‫خب، شانس آوردیم که من حتی یک بار هم‬
‫صندوق‌عقبم رو تمیز نکردم.‬

178
00:10:32,750 --> 00:10:36,166
‫آره! حالا فقط به یه طعمه برای هیولا نیاز داریم.‬

179
00:10:37,333 --> 00:10:39,916
‫تو واقعاً روی اعصاب منی،‬
‫خودت می‌دونی، نه؟‬

180
00:10:45,666 --> 00:10:47,083
‫<i>در مورد گروهت خوندم</i>‬

181
00:10:48,500 --> 00:10:51,000
‫<i>توی یه صفحه‌ی محلی</i>‬

182
00:10:51,083 --> 00:10:53,000
‫<i>اسمی ازت نبرده بودن</i>‬

183
00:10:53,083 --> 00:10:54,625
‫سپر لازم داریم!‬

184
00:10:55,250 --> 00:10:56,166
‫ببخشید، ببخشید.‬

185
00:10:56,250 --> 00:10:58,083
‫دارم سعی می‌کنم هوات رو داشته باشم!‬

186
00:10:58,166 --> 00:10:59,791
‫مثل تو و مایک که هوای ال رو داشتین؟‬

187
00:10:59,875 --> 00:11:01,958
‫یعنی این حرفـ... ماهواره!

188
00:11:02,041 --> 00:11:05,541
‫ال می‌خواست با اون موجودات بجنگه،‬
‫ولی شماها پشتش رو خالی کردین.‬

189
00:11:05,625 --> 00:11:08,083
‫اون ماموریت خودکشی بود.

190
00:11:08,166 --> 00:11:12,708
‫دندونای این موجودات رو دیدی؟‬
‫کی می‌دونه الان دیگه چه کارایی ازشون برمیاد.‬

191
00:11:16,125 --> 00:11:19,583
‫بدم میاد اتفاقی واسه دوستام بیفته و...‬

192
00:11:19,666 --> 00:11:23,791
‫اگه اتفاقی واست بیفته‬
‫اصلا خودم رو نمی‌بخشم.‬

193
00:11:29,166 --> 00:11:32,041
‫ممنونم، شاهزاده‌ی شجاع.‬

194
00:11:32,125 --> 00:11:36,416
‫ولی من می‌تونم از خودم مراقبت کنم‬
‫ال هم همین‌طور.‬

195
00:11:36,500 --> 00:11:39,500
‫شاید اون نقشه‌ای داشت‬
‫و شماها حتی به حرفش گوش ندادین.‬

196
00:11:41,083 --> 00:11:42,291
‫حق با توئه.‬

197
00:11:42,375 --> 00:11:44,000
‫اگه مایک هنوز به هاپر چیزی نگفته باشه،‬

198
00:11:44,083 --> 00:11:47,291
‫شاید بتونیم بریم پیش ال‬
‫و بهش بگیم که هوای اونم داریم.‬

199
00:11:47,375 --> 00:11:48,708
‫حالا شد یه چیزی.‬

200
00:11:52,250 --> 00:11:55,208
‫تعطیلات زمستونیِ خودمون رو‬
‫اینطوری تصور نمی‌کردم.‬

201
00:11:55,291 --> 00:11:58,958
‫ما رو تصور می‌کردی؟‬
‫دقیقاً چه شکلی بود؟‬

202
00:11:59,541 --> 00:12:00,458
‫اوم...‬

203
00:12:00,541 --> 00:12:03,458
‫خب، یه جورایی این شکلی بود.‬

204
00:12:03,541 --> 00:12:08,000
‫من و تو که داریم خوش می‌گذرونیم،‬
‫منهای اون موجوداتی که می‌خوان بکشنمون.‬

205
00:12:10,958 --> 00:12:12,250
‫اوه.‬

206
00:12:12,333 --> 00:12:15,791
‫نه، نه، نه، نه! لعنتی! کجا...‬

207
00:12:16,541 --> 00:12:17,625
‫هان؟‬

208
00:12:20,666 --> 00:12:23,291
‫خب، ببینیم اینجا چی داریم؟‬

209
00:12:26,541 --> 00:12:28,333
‫خب دیگه.‬

210
00:12:28,416 --> 00:12:30,708
‫انگار هدف‌هامون پیتزا دوست دارن‬

211
00:12:30,791 --> 00:12:34,916
‫ولی تا الان اسلیم جیمز‬
‫و شکلات‌های تری ماسکتیرز رو پس زدن.‬

212
00:12:35,000 --> 00:12:38,208
‫پس نباید پیتزا بخریم؟‬

213
00:12:38,291 --> 00:12:40,208
‫بیخیال استیو.‬

214
00:12:40,291 --> 00:12:41,583
‫تو که فیلم ای.تی رو دیدی.‬

215
00:12:41,666 --> 00:12:44,458
‫می‌تونی تصور کنی‬
‫الیوت یه رد از پیتزا به جا بذاره؟‬

216
00:12:44,541 --> 00:12:47,666
‫باید عمده بخریم،‬
‫یه چیزی که بتونیم کل شهر پخش کنیم.‬

217
00:12:51,000 --> 00:12:54,625
‫باشه. یه بار دیگه نقشه‌ات رو برام توضیح بده.‬
‫اصلاً از کجا شروع کنیم؟‬

218
00:12:54,708 --> 00:12:56,416
‫اوم...‬

219
00:12:56,500 --> 00:12:57,791
‫اینجا؟‬

220
00:13:00,000 --> 00:13:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

221
00:13:10,375 --> 00:13:12,791
‫هی، هندرسون!‬

222
00:13:12,875 --> 00:13:14,541
‫فعلاً خداحافظ دن. دفعه‌ی بعد می‌بینمت.‬

223
00:13:19,125 --> 00:13:20,875
‫هی، اون کامیون منه!‬

224
00:13:20,958 --> 00:13:22,375
‫وای خدا جون!

225
00:13:31,625 --> 00:13:32,666
‫

226
00:13:32,750 --> 00:13:35,708
‫صبر کن تا بچه‌ها بشنون که باشگاه احمقانه‌ی من‬
‫اولین هیولاش رو شکار کرده!‬

227
00:13:35,791 --> 00:13:37,541
‫آژیر رو بزن، استیو!‬

228
00:13:37,625 --> 00:13:38,750
‫پسر، این کامیونِ گوشته.‬

229
00:13:41,041 --> 00:13:42,750
‫این کامیونِ پیروزیه!‬

230
00:13:42,833 --> 00:13:44,250
‫اگه به خاطر ب.ک.ه نبود،‬

231
00:13:44,333 --> 00:13:47,000
‫ما از چارلی، یا مزرعه، یا... باخبر نمیشدیم.‬

232
00:13:48,000 --> 00:13:50,875
‫میشه انقدر درباره‌ی این باشگاه ساختگی‌ت‬
‫زر نزنی و تمرکز کنی؟‬

233
00:13:50,958 --> 00:13:52,083
‫من زر نمی‌زنم.‬

234
00:13:53,083 --> 00:13:55,458
‫آره جون خودت. ال زخمی شده،‬
‫دوستات تو خطرن،‬

235
00:13:55,541 --> 00:13:58,041
‫و تنها چیزی که بهش فکر می‌کنی اینه که‬
‫یه مدالِ افتخار بگیری‬

236
00:13:58,125 --> 00:13:59,625
‫واسه اون گروهِ پیشاهنگیِ کوچیکت.‬

237
00:14:02,791 --> 00:14:05,958
‫حالا بیخیال! اصلاً می‌دونی‬
‫داریم این رو کجا می‌بریم؟‬

238
00:14:06,041 --> 00:14:10,000
‫دارم می‌گردم. دارم می‌گردم.‬
‫حتماً یه جایی هست که بتونیم ولش کنیم.‬

239
00:14:10,083 --> 00:14:11,875
‫اوم، نظرت درباره‌ی زباله‌دونی چیه؟‬

240
00:14:11,958 --> 00:14:13,250
‫ها، ها.‬

241
00:14:13,333 --> 00:14:14,750
‫چرا به فکر خودم نرسیده بود؟‬

242
00:14:14,833 --> 00:14:16,208
‫خب. بذار ببینم.‬

243
00:14:16,791 --> 00:14:19,083
‫آها! کارخونه‌ی زباله‌سوزی.‬

244
00:14:19,166 --> 00:14:21,416
‫اونجا اون‌قدری داغ هست‬
‫که این ناقلا رو کباب کنه.‬

245
00:14:21,500 --> 00:14:23,166
‫باشه، عالیه. کجاست؟‬

246
00:14:24,416 --> 00:14:25,500
‫توی زباله‌دونی.‬

247
00:14:27,208 --> 00:14:28,875
‫وای!‬

248
00:14:39,000 --> 00:14:40,666
‫اشتباه از من بود. پناه بگیر!‬

249
00:14:44,541 --> 00:14:46,208
‫- فرمون رو بگیر!‬
‫- باشه!‬

250
00:14:47,000 --> 00:14:48,833
‫آخ! بهم لگد زدی!‬

251
00:15:00,666 --> 00:15:03,625
‫دارم انجامش میدم. دارم رانندگی می‌کنم!‬

252
00:15:04,291 --> 00:15:05,625
‫چرا داریم سرعت رو کم می‌کنیم؟‬

253
00:15:08,291 --> 00:15:09,458
‫پاتو بذار رو گاز!‬

254
00:15:15,458 --> 00:15:17,416
‫اون یکی پدال. فهمیدم.‬

255
00:15:31,416 --> 00:15:32,541
‫اون صدا رو شنیدی؟‬

256
00:15:41,750 --> 00:15:43,250
‫ای لعنت بهش!‬

257
00:15:43,333 --> 00:15:45,458
‫اوه نه! برو... از اینجا برو!‬

258
00:15:55,166 --> 00:15:56,000
‫ال.‬

259
00:15:57,166 --> 00:15:59,625
‫ال، می‌شه خواهش کنم درباره‌اش حرف بزنیم؟‬

260
00:16:01,416 --> 00:16:02,541
‫ال.‬

261
00:16:04,708 --> 00:16:10,500
‫ممکنه این آخرین باری باشه‬
‫که من رو، می‌دونی، زنده می‌بینی.‬

262
00:16:12,875 --> 00:16:19,500
‫تو نذاشتی من تصمیم بگیرم.‬
‫به چیزی که می‌خواستم گوش ندادی.‬

263
00:16:20,458 --> 00:16:22,916
‫گوش بدم؟ به چی؟‬

264
00:16:23,541 --> 00:16:25,208
‫تو که چیزی نگفتی.‬

265
00:16:25,291 --> 00:16:27,916
‫اگه بهم نگی، از کجا بدونم‬
‫چی تصمیم گرفتی؟‬

266
00:16:28,666 --> 00:16:29,625
‫بپرس!‬

267
00:16:30,166 --> 00:16:33,083
‫پاپا. هاپر. تو!‬

268
00:16:33,166 --> 00:16:38,166
‫هیچ‌کس نمی‌پرسه!
‫اونا تصمیم میگیرن. تو تصمیم گرفتی!‬

269
00:16:43,416 --> 00:16:44,375
‫ال.‬

270
00:16:58,916 --> 00:17:01,875
‫حق با توئه. متاسفم، ال.‬

271
00:17:01,958 --> 00:17:03,541
‫ترسیده بودم.‬

272
00:17:03,625 --> 00:17:07,000
‫ولی من یه سالِ تمام رو گذروندم‬
‫بدون اینکه بدونم کجایی‬

273
00:17:07,083 --> 00:17:09,833
‫یا اینکه اصلاً دوباره می‌بینمت یا نه.‬

274
00:17:09,916 --> 00:17:13,000
‫و وقتی دیدم اون کُنده‌ها‬
‫نزدیک بود لهت کنن...‬

275
00:17:13,083 --> 00:17:16,583
‫فکر کنم با خودم گفتم اگه هاپر حبست کرده،‬

276
00:17:16,666 --> 00:17:18,291
‫حداقلش می‌دونستم که حالت خوبه.‬

277
00:17:18,791 --> 00:17:21,083
‫الان دیگه می‌فهمم.‬

278
00:17:21,166 --> 00:17:23,541
‫ولی مایک، تو نمی‌تونی همه‌چیز رو کنترل کنی.‬

279
00:17:24,375 --> 00:17:25,916
‫منم ازت نمی‌خوام این کار رو بکنی.‬

280
00:17:26,625 --> 00:17:28,541
‫دفعه‌ی بعد، می‌پرسم.‬

281
00:17:29,208 --> 00:17:31,750
‫دفعه‌ی بعد، منم بهت میگم.‬

282
00:17:31,833 --> 00:17:34,000
‫و فکر کنم باید به هاپر بگیم.‬

283
00:17:34,583 --> 00:17:35,583
‫با هم.‬

284
00:17:36,458 --> 00:17:38,083
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،‬

285
00:17:38,166 --> 00:17:41,791
‫شاید روبرو شدن با اون موجودات‬
‫اون‌قدرها هم فکر بدی نباشه.‬

286
00:17:53,125 --> 00:17:54,208
‫عجب حمله‌ای به ورودی کردی!‬

287
00:17:54,291 --> 00:17:55,708
‫شانسی بود.

288
00:17:55,791 --> 00:17:57,333
‫اوه! آروم‌تر برو پسر.‬

289
00:18:03,041 --> 00:18:03,916
‫اوه!‬

290
00:18:09,625 --> 00:18:13,083
‫باید ماشین‌ها رو روشن کنیم‬
‫و از شر این موجودات خلاص شیم!‬

291
00:18:20,083 --> 00:18:21,375
‫من می‌تونم روشنش کنم.‬

292
00:18:21,458 --> 00:18:24,250
‫آره، وقتی کلاس پنجم بودم توی اردوی علمی‬
‫دیدم که یه یارویی این کار رو کرد.‬

293
00:18:24,333 --> 00:18:27,583
‫عالیه. تو اون کار رو بکن، این با من.‬

294
00:18:27,666 --> 00:18:29,583
‫- ولی...‬
‫- وقت نداریم! برو!‬

295
00:18:29,666 --> 00:18:30,958
‫باشه.‬

296
00:18:31,750 --> 00:18:33,166
‫هی! هی، هی!‬

297
00:18:33,250 --> 00:18:36,916
‫بیا اینجا، هیولای مردابیِ‬
‫چهارپایِ زشتِ بدترکیب!‬

298
00:18:37,000 --> 00:18:40,791
‫ای بابا. چرا دوباره خودم رو طعمه کردم؟‬

299
00:18:47,625 --> 00:18:48,625
‫لعنت بهت.

300
00:18:53,500 --> 00:18:55,875
‫یالا، وسیله‌ی احمق! باز شو!‬

301
00:19:15,291 --> 00:19:17,708
‫هی! بوگندو‌ها!‬

302
00:19:18,500 --> 00:19:20,875
‫خب. آماده باش، استیو!‬

303
00:19:21,458 --> 00:19:23,958
‫اِ، انگار یه مشکل کوچیک داریم.‬

304
00:19:24,041 --> 00:19:26,000
‫گفتی قبلاً اینجا بودی!‬

305
00:19:26,083 --> 00:19:28,541
‫<i>گفتم، ولی الان دارم می‌فهمم</i>‬

306
00:19:28,625 --> 00:19:31,916
‫<i>که اونجا در واقع احتمالاً</i>‬
‫<i>تصفیه‌خونه‌ی آب بوده.</i>‬

307
00:19:32,000 --> 00:19:33,958
‫خیلی فرق دارن، استیو!‬

308
00:19:34,041 --> 00:19:35,916
‫<i>پسر! ده سالم بود.</i>‬

309
00:19:36,000 --> 00:19:38,166
‫<i>باشه، فقط دووم بیار.</i>‬

310
00:19:38,250 --> 00:19:42,125
‫خب، از پسش برمیام.
‫از پسش برمیام!‬

311
00:19:45,833 --> 00:19:47,250
‫این پوشکه؟‬

312
00:19:47,333 --> 00:19:49,000
‫اه! اوه!‬

313
00:19:51,875 --> 00:19:55,916
‫یالا! آدم با خودش میگه یه دکمه هست‬
‫که روش نوشته زباله‌سوز.‬

314
00:19:57,916 --> 00:19:58,958
‫آخ!‬

315
00:20:09,083 --> 00:20:09,916
‫همم.‬

316
00:20:14,500 --> 00:20:17,416
‫وای نه! وای نه!

317
00:20:17,500 --> 00:20:18,458
‫نه، نه، نه!‬

318
00:20:21,291 --> 00:20:25,916
‫استیو! همه‌ی زباله‌خردکن‌های‬
‫بخش بازداشتگاه رو خاموش کن! آخ!‬

319
00:20:26,000 --> 00:20:27,708
‫پسر، یالا! بزن بریم!‬

320
00:20:31,500 --> 00:20:33,750
‫این مال جنگ ستارگان بود، نه؟‬

321
00:20:56,291 --> 00:20:57,833
‫بک.ه رو تشویق کنید!

322
00:20:57,916 --> 00:20:59,000
‫ب.ک.ه.

323
00:20:59,083 --> 00:21:00,833
‫هر چی! فقط تشویق کنید!‬

324
00:21:02,166 --> 00:21:04,250
‫آره. باید روی این موضوع کار کنیم.‬

325
00:21:04,333 --> 00:21:05,166
‫خوبه.‬

326
00:21:09,000 --> 00:21:12,541
‫فکر کنم یه جورایی داشتم‬
‫ب.ک.ه رو به همه تحمیل می‌کردم.‬

327
00:21:12,625 --> 00:21:15,583
‫فقط از فکرِ
‫یه ماجراجوییِ دیگه خوشم میاد، می‌فهمی؟‬

328
00:21:15,666 --> 00:21:18,000
‫متوجه نشده بودم که وقتی ال دروازه رو بست،‬

329
00:21:18,083 --> 00:21:21,166
‫باید دوباره برگردم به همون بچه‌ی معمولی بودن.‬

330
00:21:21,250 --> 00:21:24,208
‫بهم اعتماد کن بچه. شاید خرخون باشی،‬

331
00:21:24,291 --> 00:21:28,291
‫ولی هیچیت معمولی نیست،‬
‫حتی اگه ماجراجوییت تموم شده باشه.‬

332
00:21:28,375 --> 00:21:29,333
‫ممنون.‬

333
00:21:29,833 --> 00:21:31,958
‫صبر کن. تموم شد!‬

334
00:21:32,041 --> 00:21:34,666
‫دیگه چیزی نیست که مایک بخواد به هاپر بگه!‬

335
00:21:37,784 --> 00:21:42,117
‫خیلی خب، همگی بزنید به چاک!‬
‫تعطیله! یالا!‬

336
00:21:42,375 --> 00:21:46,875
‫هی! اون عکس مال ماست، کیت.‬
‫پسش بده وگرنه... وگرنه...‬

337
00:21:46,958 --> 00:21:48,416
‫وگرنه چی؟‬

338
00:21:48,500 --> 00:21:52,333
‫این رو به وکلای من توی شرکتِ‬
‫هر کی پیدا کرد مال خودشه بگو!‬

339
00:21:52,416 --> 00:21:54,208
‫شوخی نداره، احمق.‬

340
00:21:54,291 --> 00:21:57,583
‫خیلی دلت می‌خوادش؟ ده دلار.‬

341
00:21:57,666 --> 00:21:58,916
‫ده دلار ندارم!‬

342
00:21:59,000 --> 00:22:01,958
‫خب، اگه تو نداری، یکی دیگه داره.‬

343
00:22:02,041 --> 00:22:04,041
‫امروز زود تعطیل می‌کنیم!‬

344
00:22:04,125 --> 00:22:06,708
‫لطفاً توی ساعات کاریِ عادی برگردید.‬

345
00:22:07,875 --> 00:22:09,541
‫قفلش کرد!‬

346
00:22:09,625 --> 00:22:10,833
‫- عکس رو بهمون بده.‬
‫- چی؟‬

347
00:22:10,916 --> 00:22:11,958
‫همین الان در رو باز کن.‬

348
00:22:12,541 --> 00:22:15,041
‫صداتون رو نمی‌شنوم.‬
‫خداحافظ.‬

349
00:22:16,833 --> 00:22:17,833
‫لعنتی.‬

350
00:22:20,333 --> 00:22:22,208
‫ممنون که همه‌ی چیزای باحالت رو بهم نشون دادی.‬

351
00:22:22,291 --> 00:22:24,791
‫و ممنون که گذاشتی‬
‫خودِ عجیب و غریبم باشم.‬

352
00:22:25,708 --> 00:22:29,500
‫امیدوارم بهمون یه فرصت بدی.‬
‫می‌دونی، شاید غافلگیرت کنیم.‬

353
00:22:31,875 --> 00:22:34,875
‫<i>وضعیت قرمز! تکرار می‌کنم، وضعیت قرمز! </i>‬

354
00:22:34,958 --> 00:22:35,875
‫<i>وضعیت قرمز! </i>‬

355
00:22:35,958 --> 00:22:38,000
‫تهدید برطرف شد.‬

356
00:22:38,083 --> 00:22:39,375
‫یه نفر باید بره پیش مایک‬

357
00:22:39,458 --> 00:22:41,625
‫قبل از اینکه همه‌چیز رو برای هاپر لو بده.‬

358
00:22:58,916 --> 00:23:03,583
‫♪ <i>دیشب یه رقاصِ کوچولو</i>‬ ♪
‫♪ <i>رقص‌کنان اومد دمِ درم</i>‬ ♪

359
00:23:04,250 --> 00:23:09,416
‫♪ <i>دیشب یه فرشته‌ی کوچولو</i>‬ ♪
‫♪ <i>اومد روی زمینم بالا و پایین پرید</i>‬ ♪

360
00:23:10,125 --> 00:23:15,125
‫♪ <i>گفت: «بیا عزیزم</i>‬ ♪
‫♪ <i>تو مجوزِ عاشقی داری»</i>‬ ♪

361
00:23:15,916 --> 00:23:20,625
‫♪ <i>و اگه باطل بشه</i>‬ ♪
‫♪ <i>از اون بالا طلبِ کمک کن</i>‬ ♪

362
00:23:20,708 --> 00:23:26,541
‫♪ <i>چون توی ساعتِ نیمه‌شب</i>‬ ♪
‫♪ <i>فریاد زد: «بیشتر، بیشتر، بیشتر»</i>‬ ♪

363
00:23:27,625 --> 00:23:33,010
‫♪ <i>با یه فریادِ عصیانگر</i>‬ ♪
‫♪ <i>داد زد: «بیشتر، بیشتر، بیشتر»</i>‬ ♪

364
00:23:33,791 --> 00:23:38,041
‫♪ <i>توی ساعتِ نیمه‌شب</i>‬ ♪
‫♪ <i>عزیزم، «بیشتر، بیشتر، بیشتر»</i>‬ ♪

365
00:23:39,208 --> 00:23:43,833
‫♪ <i>با یه فریادِ عصیانگر، «بیشتر، بیشتر، بیشتر»</i>‬ ♪

366
00:23:43,916 --> 00:23:45,333
‫♪ <i>«بیشتر، بیشتر، بیشتر»</i>‬ ♪

367
00:23:49,625 --> 00:23:51,625
‫♪ <i>اوه آره، فرشته‌ی کوچولو</i>‬ ♪

368
00:23:54,083 --> 00:23:55,625
‫♪ <i>اون بیشتر می‌خواد</i>‬ ♪

369
00:23:56,291 --> 00:23:58,666
‫♪ <i>بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر، بیشتر</i>‬ ♪

370
00:23:58,750 --> 00:24:01,125
‫هی! اینجا چه خبره؟‬

371
00:24:03,662 --> 00:24:23,662
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
