1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:23,833 --> 00:00:25,250
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

3
00:00:25,333 --> 00:00:28,708
‫نمی‌دونم، ولی روزاریو رو گرفت!‬

4
00:00:35,666 --> 00:00:39,333
‫تصحیح می‌کنم، همین الان روزاریو رو خورد!‬

5
00:00:43,000 --> 00:00:50,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

6
00:00:54,166 --> 00:00:56,000
‫چطوری این‌قدر زود بزرگ شد؟‬

7
00:00:57,458 --> 00:00:59,000
‫توی درختا قایم شده.‬

8
00:01:03,750 --> 00:01:04,958
‫کجا رفت؟‬

9
00:01:05,041 --> 00:01:06,333
‫کسی می‌تونه ببینتش؟‬

10
00:01:09,416 --> 00:01:10,583
‫- مایک!‬
‫- ال!‬

11
00:01:12,500 --> 00:01:13,666
‫گرفتمت!‬

12
00:01:13,750 --> 00:01:15,000
‫اووه!‬

13
00:01:15,083 --> 00:01:16,750
‫ولی کی تو رو گرفته، مایک؟‬

14
00:01:23,083 --> 00:01:25,625
‫ولشون کن!

15
00:01:26,833 --> 00:01:28,875
‫دووم بیار، ال! دووم بیار!‬

16
00:01:33,833 --> 00:01:35,750
‫ال!‬

17
00:01:44,625 --> 00:01:47,708
‫داره میاد سراغمون!‬

18
00:02:02,625 --> 00:02:05,208
‫لطفاً رفته باشه.‬
‫لطفاً رفته باشه. لطفاً رفته باشه.‬

19
00:02:06,666 --> 00:02:09,041
‫نرفته!‬

20
00:02:11,291 --> 00:02:12,458
‫دستم رو بگیر!‬

21
00:02:13,250 --> 00:02:15,500
‫پسر، کمکم کن!‬

22
00:02:17,291 --> 00:02:19,041
‫نه. باز نه.‬

23
00:02:23,083 --> 00:02:24,333
‫بیا اینجا، موجودِ عجیب‌الخلقه.‬

24
00:02:25,000 --> 00:02:25,916
‫دوباره!‬

25
00:02:26,000 --> 00:02:27,083
‫آماده‌ست! بزن!‬

26
00:02:34,911 --> 00:02:37,286
‫پسر، یه تیکه چوبی چیزی پرت کن!‬

27
00:02:40,166 --> 00:02:41,416
‫ویل؟‬

28
00:02:41,500 --> 00:02:42,583
‫فرار کن!‬

29
00:02:45,541 --> 00:02:46,625
‫مواظب باش!‬

30
00:02:50,291 --> 00:02:51,875
‫مکس، خم شو!‬

31
00:02:51,958 --> 00:02:53,583
‫لوکاس!‬

32
00:03:05,625 --> 00:03:07,625
‫ال! ال!‬

33
00:03:11,625 --> 00:03:13,166
‫هی! کدو تنبلِ عوضی!‬

34
00:03:17,458 --> 00:03:19,375
‫دست از سرِ دوستام بردار!‬

35
00:03:20,166 --> 00:03:22,583
‫دمت گرم، پسرِ زامبی!‬

36
00:03:22,666 --> 00:03:24,083
‫- آره!‬
‫- ایول، ویل!‬

37
00:03:53,166 --> 00:03:54,083
‫وای نه.

38
00:04:22,208 --> 00:04:23,125
‫ال.‬

39
00:04:30,375 --> 00:04:31,875
‫دمت گرم پسر.‬

40
00:04:36,791 --> 00:04:37,750
‫زنده‌ست؟‬

41
00:04:38,250 --> 00:04:41,791
‫اگه نباشه،‬
‫قطعاً خودش من رو می‌کشه.‬

42
00:04:45,916 --> 00:04:48,625
‫فکر کنم اون کیک پای خراب بود.‬

43
00:04:49,125 --> 00:04:51,791
‫بیاین بچه‌ها. بیاین روزاریو رو ببریم خونه.‬

44
00:04:51,875 --> 00:04:53,291
‫فکرِ خوبیه.‬

45
00:04:54,083 --> 00:04:56,208
‫چرا سر تا پام پر از این کثافت‌هاست؟‬

46
00:05:29,852 --> 00:05:34,417
‫«چیز‌های عجیب و غریب»

47
00:05:34,442 --> 00:05:40,053
‫«چیز‌های عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

48
00:05:42,595 --> 00:05:48,975
‫«قسمت سوم: تکامل»

49
00:05:50,333 --> 00:05:53,458
‫{\an۸}عجب واکنشِ شدیدی به کیک پای بود.‬

50
00:05:53,541 --> 00:05:56,416
‫{\an۸}حجمِ استفراغش واقعاً داغون بود.‬

51
00:05:57,250 --> 00:06:00,125
‫{\an۸}من قبلاً به کدو تنبل حساسیت نداشتم.‬

52
00:06:01,166 --> 00:06:02,791
‫{\an۸}بلوغه دیگه. زندگی تغییر می‌کنه.‬

53
00:06:02,875 --> 00:06:04,291
‫{\an۸}مگه نه؟‬

54
00:06:05,125 --> 00:06:06,916
‫{\an۸}خیلی احمقی، هندرسون.‬

55
00:06:08,250 --> 00:06:09,833
‫{\an۸}بلوغ؟ خدایی؟‬

56
00:06:09,916 --> 00:06:11,000
‫{\an۸}نمی‌دونم.‬

57
00:06:11,083 --> 00:06:13,416
‫{\an۸}اون جلیقه رو پس می‌خوام! تمیزِ تمیز!‬

58
00:06:13,500 --> 00:06:17,500
‫{\an۸}توی خشک‌کن نندازیا!‬
‫خاصیتِ ضدآب بودنش رو خراب نکن!‬

59
00:06:17,583 --> 00:06:20,750
‫{\an۸}باشه، باید الون رو قبل
‫از خاموشی برسونم خونه.‬

60
00:06:20,833 --> 00:06:23,666
‫{\an۸}فردا توی گیم‌نت هم رو می‌بینیم.‬
‫اون موقع تکلیفِ همه‌چیز رو روشن می‌کنیم.‬

61
00:06:23,750 --> 00:06:26,666
‫خوبه، چون من به‌زور روی پاهام ایستادم.‬

62
00:06:26,750 --> 00:06:30,041
‫هی، مطمئنی هنوزم می‌خوای‬
‫توی این داستان‌ها باشی، بچه جدید؟‬

63
00:06:30,125 --> 00:06:31,916
‫پسر، چی میگی؟ شوخی می‌کنی؟‬

64
00:06:32,000 --> 00:06:36,291
‫شماها خیلی سرگرم‌کننده‌تر از‬
‫هر چیزی هستید که بتونم توی تلویزیون پیدا کنم.‬

65
00:06:36,375 --> 00:06:37,291
‫و تو چی؟‬

66
00:06:38,541 --> 00:06:41,833
‫بهت که گفتم، تو معرکه‌ای. فعلاً.‬

67
00:06:41,916 --> 00:06:43,666
‫- آره، واقعاً عالی بود.‬
‫- دمت گرم!‬

68
00:06:43,750 --> 00:06:45,833
‫آره پسر، ترکوندیش.‬

69
00:06:46,458 --> 00:06:47,791
‫ممنونم، ویل.‬

70
00:06:48,375 --> 00:06:49,875
‫دوست به دوست کمک می‌کنه.‬

71
00:06:51,875 --> 00:06:54,250
‫شب بخیر! مواظب باش کدو تنبل‌ها نیشت نزنن!‬

72
00:06:54,333 --> 00:06:55,166
‫بیا بریم!‬

73
00:06:55,250 --> 00:06:57,166
‫یه چیزیت هست، مکس!‬

74
00:06:58,583 --> 00:06:59,833
‫حالت خوبه؟‬

75
00:06:59,916 --> 00:07:02,000
‫آره. فقط...‬

76
00:07:02,083 --> 00:07:03,833
‫اگه بازم از اونا باشه چی؟‬

77
00:07:04,458 --> 00:07:06,000
‫اون‌وقت جلوی اونا رو هم می‌گیریم.‬

78
00:07:15,166 --> 00:07:16,000
‫هی.‬

79
00:07:22,000 --> 00:07:24,458
‫بفرمایید، اینم سیب‌زمینی سرخ‌کرده.‬

80
00:07:24,541 --> 00:07:26,500
‫عالیه. دارم از گشنگی می‌میرم.‬

81
00:07:27,083 --> 00:07:29,500
‫هی، اینا رو خریدم تا الون امتحان کنه.‬

82
00:07:29,583 --> 00:07:31,583
‫قبلا هم سیب‌زمینی سرخ کرده خورده.

83
00:07:32,166 --> 00:07:34,750
‫آره، ولی سیب‌زمینی با پنیر چی؟‬

84
00:07:34,833 --> 00:07:36,333
‫سیب‌زمینی با پنیر؟‬

85
00:07:38,208 --> 00:07:40,791
‫اومم. اینا خیلی خوشمزه‌ان.‬

86
00:07:40,875 --> 00:07:46,291
‫هی پسر، اگه از اینا خوشت اومده،‬
‫صبر کن تا سیب‌زمینی با پنیر و چیلی رو امتحان کنی.‬

87
00:07:46,375 --> 00:07:48,000
‫سیب‌زمینی با پنیر و چیلی؟‬

88
00:07:48,083 --> 00:07:49,083
‫آره.‬

89
00:07:51,250 --> 00:07:52,750
‫بچه‌ها بخورید.‬

90
00:07:54,375 --> 00:07:55,208
‫خیلی خوبه!‬

91
00:07:55,291 --> 00:07:57,541
‫بچه‌ها، بیخیال! یواش‌تر!‬

92
00:07:57,625 --> 00:08:01,416
‫هی، فقط خوشحال باش که داستین هنوز نرسیده،‬
‫وگرنه هیچی باقی نمی‌موند.‬

93
00:08:01,500 --> 00:08:03,583
‫یه چند دقیقه وقت داریم‬
‫که درباره‌ی کمپین حرف بزنیم.‬

94
00:08:03,666 --> 00:08:05,583
‫چون تو فکر بودم
‫این ‌بار من راوی بازی بشم.‬

95
00:08:06,416 --> 00:08:07,875
‫می‌خوای راوی بازی بشی؟‬

96
00:08:08,875 --> 00:08:11,875
‫می‌دونی،‬
‫وقتی این قضایای دنیای وارونه تموم بشه...‬

97
00:08:12,791 --> 00:08:15,125
‫کلمه‌ی کلیدی همون وقتیـه.‬

98
00:08:15,208 --> 00:08:16,583
‫اول از همه کارهای مهم‌تر.‬

99
00:08:17,125 --> 00:08:20,166
‫آبولث.‬
‫طبق دفترچه‌ی هیولاها،‬

100
00:08:20,250 --> 00:08:23,166
‫این کوسه برفیِ ما شبیه‬
‫یه آبولثِ برفیه.‬

101
00:08:23,250 --> 00:08:26,958
‫تازه، کوسه برفی شبیه اسم‬
‫یکی از شخصیت‌های جبرجاوه.‬

102
00:08:27,041 --> 00:08:28,208
‫خلاصه بگم،‬

103
00:08:28,291 --> 00:08:31,583
‫یه چیزی از دنیای وارونه‬
‫باید از پارسال زنده مونده باشه.‬

104
00:08:31,666 --> 00:08:33,625
‫اینطوری شد که سر و کله‌ی آبولث پیدا شد.‬

105
00:08:33,708 --> 00:08:34,916
‫ال چارلی رو نجات داد،‬

106
00:08:35,000 --> 00:08:38,541
‫و بعدش به لطف صندوق‌های گزارش مردمیِ ب.ک.ه
‫اطلاعات بیشتری گیرمون اومد.‬

107
00:08:38,625 --> 00:08:42,875
‫یکی از سرنخ‌ها رسید به چارلیِ وحشت‌زده‬
‫که بهم گفت یه پیچک بهش حمله کرده.‬

108
00:08:42,958 --> 00:08:47,583
‫اون یکی سرنخ رو هم‬
‫مامور میفیلد و سینکلر بررسی کردن.‬

109
00:08:47,666 --> 00:08:49,583
‫آره، ما رو اینطوری صدا نکن.‬

110
00:08:49,666 --> 00:08:52,625
‫به هر حال، یه سری پیچک‬
‫کدو تنبلِ تغییرشکل‌یافته‬

111
00:08:52,708 --> 00:08:54,291
‫توی مزرعه‌ی یوجین پیدا شدن.‬

112
00:08:54,375 --> 00:08:56,125
‫بیشتر شبیه این بود که نزدیک بود ما رو بکشن.‬

113
00:08:56,208 --> 00:08:58,416
‫بعدش هم که اون
‫کدوی عوضی سر و کله‌اش پیدا شد.‬

114
00:08:59,000 --> 00:09:02,791
‫ولی دروازه که بسته‌ست.‬
‫این پیچک‌ها از کجا میان؟‬

115
00:09:02,875 --> 00:09:04,916
‫و چه اتفاقی برای این گیاه‌ها توی دنیای ما افتاده‬

116
00:09:05,000 --> 00:09:08,291
‫که باعث شده چارلی و روزاریو رو‬
‫به موجودات دنیای وارونه تبدیل کنن؟‬

117
00:09:08,375 --> 00:09:10,625
‫یه چیزی رو داریم نادیده می‌گیریم.‬

118
00:09:12,500 --> 00:09:16,208
‫اوه! اگه این موجودات یه چیزی‬
‫از چارلی و روزاریو می‌خواستن چی؟‬

119
00:09:16,291 --> 00:09:20,875
‫شاید چارلی و روزاریو رو‬
‫به موجود تبدیل نمی‌کردن...‬

120
00:09:20,958 --> 00:09:22,625
‫بلکه داشتن ازشون تغذیه می‌کردن!‬

121
00:09:22,708 --> 00:09:25,500
‫البته! و ازشون
‫به عنوان میزبان انسانی استفاده می‌کردن.‬

122
00:09:26,083 --> 00:09:28,958
‫توی دنیای گاما یه بخش‬
‫درباره‌ی جهش‌های گیاهی و پیچکی هست.‬

123
00:09:29,041 --> 00:09:33,041
‫پس شماها به جای علم واقعی،‬
‫به کتاب‌های فانتزی استناد می‌کنین؟‬

124
00:09:34,958 --> 00:09:36,291
‫هی، هر چی که جواب بده.‬

125
00:09:36,916 --> 00:09:38,583
‫نه، حق با توئه.‬

126
00:09:38,666 --> 00:09:41,708
‫ما به جواب‌های واقعی‬
‫از کسی نیاز داریم که از مسائل علمی سردرمیاره.‬

127
00:09:41,791 --> 00:09:45,041
‫پسر، کاش آقای کلارک اینجا بود.‬

128
00:09:45,125 --> 00:09:48,333
‫هی بچه‌ها، فکر کنم‬
‫کسی رو بشناسم که بتونه کمک کنه.‬

129
00:09:52,500 --> 00:09:56,125
‫خب بچه‌ها،‬
‫وقتِ بریدن و پختن کوکی‌هاست!‬

130
00:09:56,791 --> 00:10:01,250
‫آقای کلارک بهم هشدار... یعنی بهم درباره‌ی‬
‫دانش‌آموزای کلوپ سمعی بصریش گفته بود‬

131
00:10:01,333 --> 00:10:04,250
‫و ذهن‌های کنجکاوشون.‬

132
00:10:04,333 --> 00:10:05,750
‫انگار حق با اون بود.‬

133
00:10:05,833 --> 00:10:07,000
‫آره، خودِ خودمونیم.‬

134
00:10:07,083 --> 00:10:11,791
‫اوه، سلام.‬
‫فکر نکنم این چهره رو بشناسم.‬

135
00:10:11,875 --> 00:10:14,583
‫عزیزم، تو پایه‌ی تحصیلیت
‫با دوستات فرق داره؟‬

136
00:10:16,958 --> 00:10:18,875
‫توی خونه درس می‌خونم.

137
00:10:18,958 --> 00:10:20,375
‫اوه!‬

138
00:10:20,458 --> 00:10:22,250
‫یه دانش‌آموز مستقل!‬

139
00:10:22,333 --> 00:10:25,166
‫بعضی از بزرگترین مغزهای ما‬
‫توی خونه درس خوندن.‬

140
00:10:25,250 --> 00:10:27,875
‫اگه هر وقت کمکی خواستی، من هستم.‬

141
00:10:28,666 --> 00:10:29,791
‫ممنونم.‬

142
00:10:31,041 --> 00:10:32,916
‫آقای هندرسون!‬

143
00:10:33,416 --> 00:10:34,375
‫دن!‬

144
00:10:35,000 --> 00:10:36,791
‫بهت گفتم که پولت رو بهت میدم!‬

145
00:10:37,875 --> 00:10:39,541
‫آروم باش. بخاطر تو اینجا نیستم.‬

146
00:10:39,625 --> 00:10:40,750
‫چه خبر، دی مَن؟‬

147
00:10:40,833 --> 00:10:42,000
‫باید برم فروشگاه.‬

148
00:10:42,083 --> 00:10:43,708
‫شب می‌بینمت.‬

149
00:10:43,791 --> 00:10:44,958
‫باشه عزیزم.‬

150
00:10:45,541 --> 00:10:49,458
‫نوبت منه که بخورم و در برم.‬
‫فکر کن این پول پیش پرداختته.

151
00:10:49,958 --> 00:10:51,291
‫- خداحافظ عزیزم.‬
‫- بعداً می‌بینمت، دن!‬

152
00:10:51,375 --> 00:10:52,333
‫- خداحافظ دن!‬
‫- می‌بینمت!‬

153
00:10:52,416 --> 00:10:56,625
‫خب، خانم بکستر،‬
‫داشتیم درباره‌ی مسائل تکامل حرف می‌زدیم.‬

154
00:10:56,708 --> 00:11:01,583
‫بله، بله، بله. معذرت می‌خوام.‬
‫تکامل. لطفاً ادامه بده.‬

155
00:11:01,666 --> 00:11:04,291
‫اگه یه موجودی از خونه‌اش جدا میشد

156
00:11:04,375 --> 00:11:07,041
‫و الان‬
‫توی یه محیط کاملاً متفاوت بود،‬

157
00:11:07,125 --> 00:11:09,500
‫ممکنه که برای زنده موندن،‬

158
00:11:09,583 --> 00:11:12,583
‫تکامل پیدا کنه و خودش رو وفق بده‬
‫تا اون مکان جدید رو خونه‌ی خودش کنه؟‬

159
00:11:12,666 --> 00:11:13,916
‫درسته.‬

160
00:11:14,000 --> 00:11:17,708
‫اون نمونه‌ی جدا افتاده‬
‫می‌تونه یه شاخه‌ی ژنتیکی جدید بسازه‬

161
00:11:17,791 --> 00:11:19,458
‫به لطف انتخاب طبیعی.‬

162
00:11:19,541 --> 00:11:24,125
‫راهی هست که اون شاخه‌ی جدید‬
‫باعث بشه چیزی سریع‌تر تکامل پیدا کنه؟‬

163
00:11:24,208 --> 00:11:27,083
‫اوه، آره، آره. واقعاً می‌تونه.‬

164
00:11:27,166 --> 00:11:30,625
‫هر جا که انزوا باشه،‬
‫جهش‌هایی توی تکامل رخ میده.‬

165
00:11:30,708 --> 00:11:34,791
‫مثل ارکیده‌ها.‬
‫اونا می‌تونن ظرف چند روز تکامل پیدا کنن.‬

166
00:11:34,875 --> 00:11:36,375
‫جالبه.‬

167
00:11:36,458 --> 00:11:38,291
‫وای خدا!
‫واقعا هم جالبه.

168
00:11:38,375 --> 00:11:40,875
‫سنجاقک‌ها، حتی بعضی از قورباغه‌ها،‬

169
00:11:40,958 --> 00:11:45,500
‫توی مراحل مختلف چرخه‌ی زندگیشون،‬
‫به حیوونای کاملاً متفاوتی تبدیل میشن.‬

170
00:11:45,583 --> 00:11:48,000
‫جهش تکاملی‬
‫این قضیه رو حتی شدیدتر هم می‌کنه.‬

171
00:11:48,083 --> 00:11:50,125
‫چرخه‌های زندگی؟ مثل فیلم بیگانه؟‬

172
00:11:50,208 --> 00:11:52,166
‫اوه، من عاشق اون فیلمم!‬

173
00:11:52,250 --> 00:11:55,750
‫وقتی تخمِ بیگانه یه نفر رو‬
‫به عنوان میزبان ناخواسته‌اش حس می‌کرد،‬

174
00:11:55,833 --> 00:11:59,208
‫اون موجود عجیب و غریب و بندبند‬
‫از تخم بیرون می‌اومد.‬

175
00:11:59,291 --> 00:12:02,083
‫آره، همون موجود خرچنگ‌مانند روی صورتِ طرف؟‬

176
00:12:02,166 --> 00:12:06,416
‫که جنین خودش رو‬
‫توی قفسه‌ی سینه‌ی اون طرف می‌کاشت.‬

177
00:12:06,500 --> 00:12:10,250
‫تا اینکه در نهایت، از سینه‌اش میزد بیرون،‬

178
00:12:10,333 --> 00:12:16,125
‫و با تبدیل شدن به یه موجود بالغِ وحشتناک،‬
‫چرخه رو تموم می‌کرد.‬

179
00:12:18,000 --> 00:12:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

180
00:12:26,041 --> 00:12:27,791
‫یه چرخه وجود داره!‬

181
00:12:27,875 --> 00:12:31,666
‫خیلی ممنون، خانم بکستر.‬
‫فوق‌العاده بودین!‬

182
00:12:31,750 --> 00:12:36,750
‫اوه، خواهش می‌کنم عزیزم.‬
‫من می‌تونم کل روز درباره‌ی این چیزا حرف بزنم.‬

183
00:12:36,833 --> 00:12:41,041
‫تکامل، انقراض،‬
‫مخصوصاً انقراض،‬

184
00:12:41,125 --> 00:12:45,416
‫بزرگترین عاملی که در وهله‌ی اول‬
‫باعثِ تکامل میشه.‬

185
00:12:46,416 --> 00:12:48,208
‫صبر کن. منظورت چیه؟‬

186
00:12:48,291 --> 00:12:52,000
‫ترس از انقراض، انگیزه‌ی خیلی بزرگیه.‬

187
00:12:52,083 --> 00:12:57,416
‫مثل قارچ‌ها و درخت‌های کاج.‬
‫وقتی دارن می‌میرن، هاگ آزاد می‌کنن.‬

188
00:12:57,500 --> 00:13:02,000
‫این هاگ‌ها بقای‬
‫گونه‌شون رو تضمین می‌کنن.‬

189
00:13:02,083 --> 00:13:04,583
‫طبیعت واقعاً خیره‌کننده نیست؟‬

190
00:13:08,083 --> 00:13:10,791
‫هاگ‌های دنیای وارونه! حتماً همینه!‬

191
00:13:10,875 --> 00:13:13,583
‫هر چیزی که بعد از اینکه ال دروازه رو بست‬
‫اینجا گیر افتاده، داره تکامل پیدا می‌کنه‬

192
00:13:13,666 --> 00:13:14,833
‫تا توی دنیای ما زنده بمونه!‬

193
00:13:14,916 --> 00:13:17,333
‫این مشخص می‌کنه که چرا‬
‫این موجودات این‌قدر متفاوت به نظر میرسن

194
00:13:17,416 --> 00:13:18,583
‫نسبت به هر چیزی که تا حالا دیدیم!‬

195
00:13:18,666 --> 00:13:20,541
‫آره، شاید داره هاگ آزاد می‌کنه‬

196
00:13:20,625 --> 00:13:24,083
‫و گیاه‌های دنیای ما رو‬
‫به موجودات دنیای وارونه تبدیل می‌کنه!‬

197
00:13:24,166 --> 00:13:25,833
‫و آدم‌ها رو می‌دزده!‬

198
00:13:25,916 --> 00:13:28,208
‫باید محوطه‌ی نمایشگاه‬
‫و مزرعه‌ی یوجین رو چک کنیم‬

199
00:13:28,291 --> 00:13:30,000
‫و نذاریم این چیزا پخش بشن!‬

200
00:13:30,083 --> 00:13:33,333
‫من و مکس مزرعه رو چک می‌کنیم.‬
‫نمایشگاه جای خیلی بیشتری برای گشتن داره.‬

201
00:13:33,416 --> 00:13:34,333
‫فکر خوبیه!‬

202
00:13:34,416 --> 00:13:35,833
‫خانم‌ها و آقایان،‬

203
00:13:35,916 --> 00:13:39,000
‫باشگاه کارآگاهان هاوکینز‬
‫وارد عمل میشه!‬

204
00:13:47,916 --> 00:13:49,458
‫چیزی پیدا کردی؟‬

205
00:13:49,958 --> 00:13:51,291
‫نه، هنوز نه.‬

206
00:13:52,250 --> 00:13:55,208
‫می‌دونی،‬
‫واقعاً دارم از این مزرعه متنفر میشم.‬

207
00:13:55,291 --> 00:13:56,500
‫خب، حق داری.‬

208
00:13:56,583 --> 00:13:58,708
‫اینجا اصلاً سابقه‌ی‬
‫خوبی نداره.‬

209
00:13:58,791 --> 00:14:01,000
‫رسماً کدو تنبل رو واسم از سکه انداخت.‬

210
00:14:01,083 --> 00:14:06,041
‫شاید اگه ال بیاد،‬
‫دوباره به خوردن پای کدو تنبل فکر کنم.‬

211
00:14:06,125 --> 00:14:07,041
‫شاید.‬

212
00:14:07,125 --> 00:14:08,666
‫خودمون از پسش براومدیم،‬

213
00:14:08,750 --> 00:14:11,625
‫ولی آره، قدرت‌های ال‬
‫خیلی به کارمون می‌اومد.‬

214
00:14:12,666 --> 00:14:14,958
‫البته اون مثل مکسِ دیوانه‬
‫تراکتور سواری بلد نیست.‬

215
00:14:15,750 --> 00:14:18,125
‫تا حالا فکر کردی اگه‬
‫قدرت‌های ال رو داشتی چیکار می‌کردی؟‬

216
00:14:18,916 --> 00:14:22,625
‫اوه، حسابی بیلی رو سکته می‌دادم.‬
‫مثلاً شیشه‌ی ادکلنِ چندشش رو می‌ترکوندم،‬

217
00:14:22,708 --> 00:14:25,458
‫شیشه‌ی جلوی ماشینِ نوی‌اش رو خرد می‌کردم،‬
‫وقتی داره رانندگی می‌کنه فرمون رو می‌گرفتم.‬

218
00:14:25,541 --> 00:14:28,125
‫نمی‌فهمید کار کیه.‬
‫دیوونه میشد!‬

219
00:14:28,208 --> 00:14:30,208
‫عجب! حسابی بهش فکر کردیا.‬

220
00:14:30,875 --> 00:14:32,875
‫شاید یکم.‬

221
00:14:32,958 --> 00:14:34,208
‫تو چی؟‬

222
00:14:34,291 --> 00:14:35,708
‫احتمالاً همین کارا رو با اریکا می‌کردم.‬

223
00:14:35,791 --> 00:14:40,375
‫خواهر کوچیکت نصفِ‬
‫نابرادریِ احمقِ منم بد نیست.‬

224
00:14:40,458 --> 00:14:43,166
‫من هر روزِ هفته اریکا رو به اون ترجیح میدم.‬

225
00:14:43,250 --> 00:14:44,708
‫نظرت درباره‌ی فردا چیه؟‬

226
00:14:51,041 --> 00:14:53,166
‫هی، این پیچک‌ها رو ببین.‬

227
00:14:53,250 --> 00:14:55,333
‫انگار کدو تنبلی پیدا نکردن‬
‫که بهش بچسبن.‬

228
00:14:55,416 --> 00:14:58,625
‫خاکسترهای دورشون شبیه‬
‫هاگ‌های خشک‌شده‌ست.‬

229
00:15:00,666 --> 00:15:03,041
‫این از هاگ‌ها به وجود اومده؟‬

230
00:15:03,125 --> 00:15:06,125
‫قطعاً از یه چیزی به وجود اومده.‬

231
00:15:06,208 --> 00:15:09,125
‫انگاری پیچکه وسط جهش یافتن بوده.

232
00:15:09,208 --> 00:15:12,875
‫ولی زیاد پیش نرفته.‬
‫بیشتر از عمه آنجلای من چروکیده شده.‬

233
00:15:14,208 --> 00:15:15,875
‫مطمئنی این فکر خوبیه؟‬

234
00:15:15,958 --> 00:15:18,166
‫آره، هست. می‌تونه مدرک باشه.‬

235
00:15:20,958 --> 00:15:25,291
‫باشگاه کارآگاهان هاکینز.‬
‫پرونده‌ی شماره‌ی ۰۰۲.‬

236
00:15:25,375 --> 00:15:28,625
‫ما توی جنگل‌های جنوبِ‬
‫محوطه‌ی جشنواره‌ی هاکینز هستیم.‬

237
00:15:28,708 --> 00:15:32,708
‫بیست ساعت و دوازده دقیقه بعد از‬
‫رویارویی‌مون با کدوی عوضی.‬

238
00:15:32,791 --> 00:15:34,458
‫از دیشب هوا خشک بوده،‬

239
00:15:34,541 --> 00:15:38,083
‫پس برفِ جدیدی نیومده که‬
‫جلوی ادامه‌ی جست‌وجومون رو بگیره.‬

240
00:15:38,750 --> 00:15:40,791
‫مایک! یکی دیگه!‬

241
00:15:46,625 --> 00:15:47,458
‫انگاری...‬

242
00:15:47,541 --> 00:15:48,541
‫...تازه‌تره.‬

243
00:15:50,000 --> 00:15:52,125
‫هر چیزی که تا الان دیدیم‬
‫مرده بوده.‬

244
00:15:52,208 --> 00:15:54,125
‫توی مسیرمون، بقایای یه گیاه‬

245
00:15:54,208 --> 00:15:59,375
‫نیمه‌جهش‌یافته‌ی دنیای وارونه رو پیدا کردیم‬
‫که با هاگ‌های مرده پوشیده شده بود.‬

246
00:15:59,458 --> 00:16:01,208
‫سمت بخش جنوبی پیداش کردیم،‬

247
00:16:01,291 --> 00:16:04,458
‫که نشون میده دیشب‬
‫باد به سمت جنوب می‌وزیده.‬

248
00:16:04,541 --> 00:16:06,125
‫جدی می‌فرمایید شرلوک؟‬

249
00:16:07,416 --> 00:16:10,041
‫چیزای دنیای وارونه سرما رو دوست دارن.‬

250
00:16:10,125 --> 00:16:13,583
‫زمستونِ هاوکینز‬
‫واسه اونا یه زمین بازیِ عالیه.‬

251
00:16:24,833 --> 00:16:26,166
‫

252
00:16:28,541 --> 00:16:32,833
‫اوکی، یکم ترسیدم.‬
‫اگه قراره اینجا باشم، یه اسلحه لازم دارم.‬

253
00:16:34,416 --> 00:16:37,041
‫اوکی. نه. اصلاً.‬

254
00:16:37,125 --> 00:16:38,125
‫آها!‬

255
00:16:38,833 --> 00:16:40,500
‫واسه محافظت در برابر موجودات عالیه‬

256
00:16:40,583 --> 00:16:43,750
‫و همین‌طور واسه برداشتنِ کباب‌های سوخته‌ی مامانم‬
‫از روی باربیکیو.‬

257
00:16:44,458 --> 00:16:46,083
‫این همه چیز رو از کجا آوردی؟‬

258
00:16:46,166 --> 00:16:47,583
‫از مغزم.‬

259
00:16:48,083 --> 00:16:49,666
‫یه گاراژ پر از وسیله‌های قراضه دارم.‬

260
00:16:49,750 --> 00:16:52,166
‫من یه جورایی لئوناردو داوینچیِ‬
‫آشغال‌هام.‬

261
00:16:52,250 --> 00:16:54,208
‫چی بگم؟ دوست دارم با چیزا ور برم.‬

262
00:16:54,291 --> 00:16:56,666
‫خوشبختانه مامانم تشویقم می‌کنه‬
‫که آزمایش کنم.‬

263
00:16:56,750 --> 00:17:00,541
‫فکر کنم فقط واسه اینه که سرم رو گرم کنه‬
‫تا توی خرت‌وپرت‌های علمیِ خودش دخالت نکنم.‬

264
00:17:00,625 --> 00:17:04,125
‫فقط اینو بگم که‬
‫اون قطعاً مثل بقیه‌ی مامان‌ها نیست.‬

265
00:17:04,208 --> 00:17:06,458
‫خیلی بامزه‌ست.‬

266
00:17:06,541 --> 00:17:08,666
‫یه عجیب‌غریب کامله.‬

267
00:17:09,291 --> 00:17:10,333
‫مامانِ منم همین‌طور.‬

268
00:17:10,875 --> 00:17:14,625
‫از طرفی، منم همین‌طورم.‬
‫واسه همینه که همدیگه رو درک می‌کنیم، می‌دونی؟‬

269
00:17:14,708 --> 00:17:17,125
‫خب، بعضی وقتا. یه جورایی.‬

270
00:17:17,708 --> 00:17:18,875
‫منظورت چیه؟‬

271
00:17:18,958 --> 00:17:20,958
‫فقط روش‌هامون با هم فرق می‌کنه،‬
‫همین.‬

272
00:17:21,041 --> 00:17:23,000
‫من دوست دارم پای یه چیزی بمونم و روش کار کنم،‬

273
00:17:23,083 --> 00:17:25,333
‫ولی اون دوست داره‬
‫بپره سراغِ چیزِ جدیدِ بعدی.‬

274
00:17:25,416 --> 00:17:27,458
‫هر دفعه یه شغلی که دوست داره پیدا می‌کنه

275
00:17:27,541 --> 00:17:29,791
‫ولی معمولاً زیاد طول نمی‌کشه.‬

276
00:17:29,875 --> 00:17:33,083
‫و بعد دوباره فقط ما دوتا می‌مونیم‬
‫و می‌زنیم به چاک.‬

277
00:17:33,166 --> 00:17:35,583
‫اون به چشمِ تجربه‌ی یادگیری بهش نگاه می‌کنه.‬

278
00:17:36,291 --> 00:17:38,750
‫منم به چشمِ این می‌بینم که
‫هیچوقت مجبور نیستم وسایلم رو باز کنم.‬

279
00:17:38,833 --> 00:17:41,583
‫بچه‌ها! صبر کنین. اینجاست.‬

280
00:17:45,583 --> 00:17:47,500
‫برگام.

281
00:18:00,583 --> 00:18:02,208
‫انتظارِ این رو نداشتم.‬

282
00:18:02,708 --> 00:18:04,291
‫حداقل الان یه جوابی داریم.‬

283
00:18:04,375 --> 00:18:06,208
‫اگه میزبان پیدا نکنن...‬

284
00:18:06,291 --> 00:18:08,000
‫...می‌میره.‬

285
00:18:08,083 --> 00:18:10,958
‫حالا می‌دونیم‬
‫که قطعاً چرخه‌ی حیاتش محدوده.‬

286
00:18:11,041 --> 00:18:13,291
‫آره. کمتر از یه روز.‬

287
00:18:18,791 --> 00:18:21,000
‫<i>داستین، من لوکاسم. تموم.</i>‬

288
00:18:21,083 --> 00:18:23,708
‫لوکاس، اوضاع چطوره؟ تموم.‬

289
00:18:23,791 --> 00:18:27,125
‫تأیید شد.‬
‫توی مزرعه پیچک‌های جهش‌یافته‌ی مرده پیدا کردیم.‬

290
00:18:27,208 --> 00:18:29,083
‫همه‌جاشون پر از یه چیزای خاکسترمانند بود.‬

291
00:18:29,166 --> 00:18:30,583
‫<i>به نظرمون شاید هاگ باشن.</i>‬

292
00:18:30,666 --> 00:18:32,166
‫ما هم همین‌ چیزا رو پیدا کردیم.‬

293
00:18:32,250 --> 00:18:34,333
‫ردپایی که دنبال می‌کنیم‬
‫مستقیم میره سمتِ چوب‌بری قدیمی.‬

294
00:18:34,416 --> 00:18:36,916
‫<i>کی می‌دونه چی پیدا می‌کنیم.</i>‬
‫<i>اونجا همدیگه رو می‌بینیم. سریع بیاین.</i>‬

295
00:18:37,000 --> 00:18:39,250
‫<i>و مراقب باشین. تموم.</i>‬

296
00:18:46,916 --> 00:18:50,583
‫خب، اینم از اون فیلم ترسناکاست که داره به واقعیت تبدیل میشه.‬

297
00:18:54,750 --> 00:18:58,125
‫وای خدا! نزدیک بود از ترس‬
‫سکته‌م بدین.‬

298
00:18:58,708 --> 00:19:01,625
‫اصلاً منطقی نیست.‬
‫ردش اینجا تموم میشه.‬

299
00:19:01,708 --> 00:19:02,625
‫هی، چاک!‬

300
00:19:02,708 --> 00:19:06,416
‫بیا اینجا و برای جابه‌جا کردنِ این بارِ‬
‫مزرعه‌ی یوجین کمکم کن.‬

301
00:19:06,500 --> 00:19:09,750
‫شوخی می‌کنی؟‬
‫هنوز درگیرِ بارِ دیروزم.‬

302
00:19:09,833 --> 00:19:11,833
‫تنبلِ از زیرِ کار دررو...‬

303
00:19:11,916 --> 00:19:13,958
‫هی! شما بچه‌ها اینجا چیکار می‌کنین؟‬

304
00:19:14,041 --> 00:19:16,583
‫اوه! ام... سلام.‬

305
00:19:16,666 --> 00:19:20,458
‫چوب‌بری تعطیله.‬
‫وقتِ اردوهای مدرسه‌ای رو نداریم.‬

306
00:19:20,541 --> 00:19:21,583
‫فقط می‌خواستیم بدونیم.‬

307
00:19:21,666 --> 00:19:25,750
‫چیزِ عجیبی این دور و بر ندیدین؟‬
‫چیزی که غیرعادی یا غیرمعمول باشه؟‬

308
00:19:25,833 --> 00:19:30,000
‫هه. فقط برادرم چاک.‬
‫ولی اون کلِ عمرش عجیب بوده.‬

309
00:19:30,083 --> 00:19:31,208
‫هی، شنیدم چی گفتی!‬

310
00:19:31,291 --> 00:19:33,958
‫حالا بزنین به چاک.‬
‫اینجا جای بچه‌ها نیست.‬

311
00:19:34,041 --> 00:19:38,958
‫اوه، خیلی‌خب پس.‬
‫ممنون از تو و اون همزادت که هیچ کمکی نکردین.‬

312
00:19:39,041 --> 00:19:42,750
‫می‌دونی، باید اون دروازه‌ی جلویی رو درست کنیم‬
‫تا این اراذل و اوباش نیان اینجا.‬

313
00:19:42,833 --> 00:19:45,208
‫کل چوبی که آوردی همین بود؟‬

314
00:19:45,291 --> 00:19:47,416
‫دو برابرِ چیزیه که تو آوردی.‬

315
00:19:48,000 --> 00:19:49,125
‫بکنش!‬

316
00:19:49,208 --> 00:19:51,416
‫هواتو دارم داداش! هواتو دارم!‬

317
00:19:51,500 --> 00:19:52,791
‫خیلی عجیبه.‬

318
00:19:53,416 --> 00:19:56,041
‫همه‌ی نشانه‌ها به این سمت بود،‬
‫ولی اینجا هیچی نیست.‬

319
00:19:56,125 --> 00:19:57,750
‫شاید ردش اینجا تموم میشه.‬

320
00:19:57,833 --> 00:20:00,333
‫آخه مگه چقدر زمین رو‬
‫می‌تونیم بگردیم، نه؟‬

321
00:20:00,416 --> 00:20:02,875
‫شاید اونی که پیدا کردیم آخریش بود.‬

322
00:20:09,458 --> 00:20:12,000
‫- آخریش نیست!‬
‫- اوه نه!‬

323
00:20:23,333 --> 00:20:24,708
‫کار نمی‌کنه!‬

324
00:20:34,958 --> 00:20:36,875
‫اون... مرده؟‬

325
00:20:38,875 --> 00:20:43,583
‫نه. نفس می‌کشه.‬
‫کلِ هیکلش کثیف شده، ولی نفس می‌کشه.‬

326
00:20:47,750 --> 00:20:50,000
‫مگه این چیزا نباید مرده بمونن؟‬

327
00:21:04,166 --> 00:21:06,208
‫دیگه میزبانِ انسانی نداره!‬

328
00:21:06,291 --> 00:21:08,375
‫باید مرده باشه، مگه نه؟‬

329
00:21:08,458 --> 00:21:10,041
‫به نظرت مرده میاد؟‬

330
00:21:15,875 --> 00:21:18,291
‫بیا این فولمیناتِ نقره رو بخور، عوضی!‬

331
00:22:14,458 --> 00:22:15,458
‫ال!‬

332
00:22:39,416 --> 00:22:40,458
‫ال!‬

333
00:22:47,208 --> 00:22:50,083
‫ال! ال، صدام رو می‌شنوی؟‬

334
00:22:52,583 --> 00:22:53,625
‫ال!‬

335
00:22:55,659 --> 00:23:15,659
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
