WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:23.833 --> 00:25.250
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

00:25.333 --> 00:28.708
‫نمی‌دونم، ولی روزاریو رو گرفت!‬

00:35.666 --> 00:39.333
‫تصحیح می‌کنم، همین الان روزاریو رو خورد!‬

00:43.000 --> 00:50.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:54.166 --> 00:56.000
‫چطوری این‌قدر زود بزرگ شد؟‬

00:57.458 --> 00:59.000
‫توی درختا قایم شده.‬

01:03.750 --> 01:04.958
‫کجا رفت؟‬

01:05.041 --> 01:06.333
‫کسی می‌تونه ببینتش؟‬

01:09.416 --> 01:10.583
‫- مایک!‬
‫- ال!‬

01:12.500 --> 01:13.666
‫گرفتمت!‬

01:13.750 --> 01:15.000
‫اووه!‬

01:15.083 --> 01:16.750
‫ولی کی تو رو گرفته، مایک؟‬

01:23.083 --> 01:25.625
‫ولشون کن!

01:26.833 --> 01:28.875
‫دووم بیار، ال! دووم بیار!‬

01:33.833 --> 01:35.750
‫ال!‬

01:44.625 --> 01:47.708
‫داره میاد سراغمون!‬

02:02.625 --> 02:05.208
‫لطفاً رفته باشه.‬
‫لطفاً رفته باشه. لطفاً رفته باشه.‬

02:06.666 --> 02:09.041
‫نرفته!‬

02:11.291 --> 02:12.458
‫دستم رو بگیر!‬

02:13.250 --> 02:15.500
‫پسر، کمکم کن!‬

02:17.291 --> 02:19.041
‫نه. باز نه.‬

02:23.083 --> 02:24.333
‫بیا اینجا، موجودِ عجیب‌الخلقه.‬

02:25.000 --> 02:25.916
‫دوباره!‬

02:26.000 --> 02:27.083
‫آماده‌ست! بزن!‬

02:34.911 --> 02:37.286
‫پسر، یه تیکه چوبی چیزی پرت کن!‬

02:40.166 --> 02:41.416
‫ویل؟‬

02:41.500 --> 02:42.583
‫فرار کن!‬

02:45.541 --> 02:46.625
‫مواظب باش!‬

02:50.291 --> 02:51.875
‫مکس، خم شو!‬

02:51.958 --> 02:53.583
‫لوکاس!‬

03:05.625 --> 03:07.625
‫ال! ال!‬

03:11.625 --> 03:13.166
‫هی! کدو تنبلِ عوضی!‬

03:17.458 --> 03:19.375
‫دست از سرِ دوستام بردار!‬

03:20.166 --> 03:22.583
‫دمت گرم، پسرِ زامبی!‬

03:22.666 --> 03:24.083
‫- آره!‬
‫- ایول، ویل!‬

03:53.166 --> 03:54.083
‫وای نه.

04:22.208 --> 04:23.125
‫ال.‬

04:30.375 --> 04:31.875
‫دمت گرم پسر.‬

04:36.791 --> 04:37.750
‫زنده‌ست؟‬

04:38.250 --> 04:41.791
‫اگه نباشه،‬
‫قطعاً خودش من رو می‌کشه.‬

04:45.916 --> 04:48.625
‫فکر کنم اون کیک پای خراب بود.‬

04:49.125 --> 04:51.791
‫بیاین بچه‌ها. بیاین روزاریو رو ببریم خونه.‬

04:51.875 --> 04:53.291
‫فکرِ خوبیه.‬

04:54.083 --> 04:56.208
‫چرا سر تا پام پر از این کثافت‌هاست؟‬

05:29.852 --> 05:34.417
‫«چیز‌های عجیب و غریب»

05:34.442 --> 05:40.053
‫«چیز‌های عجیب و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

05:42.595 --> 05:48.975
‫«قسمت سوم: تکامل»

05:50.333 --> 05:53.458
‫عجب واکنشِ شدیدی به کیک پای بود.‬

05:53.541 --> 05:56.416
‫حجمِ استفراغش واقعاً داغون بود.‬

05:57.250 --> 06:00.125
‫من قبلاً به کدو تنبل حساسیت نداشتم.‬

06:01.166 --> 06:02.791
‫بلوغه دیگه. زندگی تغییر می‌کنه.‬

06:02.875 --> 06:04.291
‫مگه نه؟‬

06:05.125 --> 06:06.916
‫خیلی احمقی، هندرسون.‬

06:08.250 --> 06:09.833
‫بلوغ؟ خدایی؟‬

06:09.916 --> 06:11.000
‫نمی‌دونم.‬

06:11.083 --> 06:13.416
‫اون جلیقه رو پس می‌خوام! تمیزِ تمیز!‬

06:13.500 --> 06:17.500
‫توی خشک‌کن نندازیا!‬
‫خاصیتِ ضدآب بودنش رو خراب نکن!‬

06:17.583 --> 06:20.750
‫باشه، باید الون رو قبل
‫از خاموشی برسونم خونه.‬

06:20.833 --> 06:23.666
‫فردا توی گیم‌نت هم رو می‌بینیم.‬
‫اون موقع تکلیفِ همه‌چیز رو روشن می‌کنیم.‬

06:23.750 --> 06:26.666
‫خوبه، چون من به‌زور روی پاهام ایستادم.‬

06:26.750 --> 06:30.041
‫هی، مطمئنی هنوزم می‌خوای‬
‫توی این داستان‌ها باشی، بچه جدید؟‬

06:30.125 --> 06:31.916
‫پسر، چی میگی؟ شوخی می‌کنی؟‬

06:32.000 --> 06:36.291
‫شماها خیلی سرگرم‌کننده‌تر از‬
‫هر چیزی هستید که بتونم توی تلویزیون پیدا کنم.‬

06:36.375 --> 06:37.291
‫و تو چی؟‬

06:38.541 --> 06:41.833
‫بهت که گفتم، تو معرکه‌ای. فعلاً.‬

06:41.916 --> 06:43.666
‫- آره، واقعاً عالی بود.‬
‫- دمت گرم!‬

06:43.750 --> 06:45.833
‫آره پسر، ترکوندیش.‬

06:46.458 --> 06:47.791
‫ممنونم، ویل.‬

06:48.375 --> 06:49.875
‫دوست به دوست کمک می‌کنه.‬

06:51.875 --> 06:54.250
‫شب بخیر! مواظب باش کدو تنبل‌ها نیشت نزنن!‬

06:54.333 --> 06:55.166
‫بیا بریم!‬

06:55.250 --> 06:57.166
‫یه چیزیت هست، مکس!‬

06:58.583 --> 06:59.833
‫حالت خوبه؟‬

06:59.916 --> 07:02.000
‫آره. فقط...‬

07:02.083 --> 07:03.833
‫اگه بازم از اونا باشه چی؟‬

07:04.458 --> 07:06.000
‫اون‌وقت جلوی اونا رو هم می‌گیریم.‬

07:15.166 --> 07:16.000
‫هی.‬

07:22.000 --> 07:24.458
‫بفرمایید، اینم سیب‌زمینی سرخ‌کرده.‬

07:24.541 --> 07:26.500
‫عالیه. دارم از گشنگی می‌میرم.‬

07:27.083 --> 07:29.500
‫هی، اینا رو خریدم تا الون امتحان کنه.‬

07:29.583 --> 07:31.583
‫قبلا هم سیب‌زمینی سرخ کرده خورده.

07:32.166 --> 07:34.750
‫آره، ولی سیب‌زمینی با پنیر چی؟‬

07:34.833 --> 07:36.333
‫سیب‌زمینی با پنیر؟‬

07:38.208 --> 07:40.791
‫اومم. اینا خیلی خوشمزه‌ان.‬

07:40.875 --> 07:46.291
‫هی پسر، اگه از اینا خوشت اومده،‬
‫صبر کن تا سیب‌زمینی با پنیر و چیلی رو امتحان کنی.‬

07:46.375 --> 07:48.000
‫سیب‌زمینی با پنیر و چیلی؟‬

07:48.083 --> 07:49.083
‫آره.‬

07:51.250 --> 07:52.750
‫بچه‌ها بخورید.‬

07:54.375 --> 07:55.208
‫خیلی خوبه!‬

07:55.291 --> 07:57.541
‫بچه‌ها، بیخیال! یواش‌تر!‬

07:57.625 --> 08:01.416
‫هی، فقط خوشحال باش که داستین هنوز نرسیده،‬
‫وگرنه هیچی باقی نمی‌موند.‬

08:01.500 --> 08:03.583
‫یه چند دقیقه وقت داریم‬
‫که درباره‌ی کمپین حرف بزنیم.‬

08:03.666 --> 08:05.583
‫چون تو فکر بودم
‫این ‌بار من راوی بازی بشم.‬

08:06.416 --> 08:07.875
‫می‌خوای راوی بازی بشی؟‬

08:08.875 --> 08:11.875
‫می‌دونی،‬
‫وقتی این قضایای دنیای وارونه تموم بشه...‬

08:12.791 --> 08:15.125
‫کلمه‌ی کلیدی همون وقتیـه.‬

08:15.208 --> 08:16.583
‫اول از همه کارهای مهم‌تر.‬

08:17.125 --> 08:20.166
‫آبولث.‬
‫طبق دفترچه‌ی هیولاها،‬

08:20.250 --> 08:23.166
‫این کوسه برفیِ ما شبیه‬
‫یه آبولثِ برفیه.‬

08:23.250 --> 08:26.958
‫تازه، کوسه برفی شبیه اسم‬
‫یکی از شخصیت‌های جبرجاوه.‬

08:27.041 --> 08:28.208
‫خلاصه بگم،‬

08:28.291 --> 08:31.583
‫یه چیزی از دنیای وارونه‬
‫باید از پارسال زنده مونده باشه.‬

08:31.666 --> 08:33.625
‫اینطوری شد که سر و کله‌ی آبولث پیدا شد.‬

08:33.708 --> 08:34.916
‫ال چارلی رو نجات داد،‬

08:35.000 --> 08:38.541
‫و بعدش به لطف صندوق‌های گزارش مردمیِ ب.ک.ه
‫اطلاعات بیشتری گیرمون اومد.‬

08:38.625 --> 08:42.875
‫یکی از سرنخ‌ها رسید به چارلیِ وحشت‌زده‬
‫که بهم گفت یه پیچک بهش حمله کرده.‬

08:42.958 --> 08:47.583
‫اون یکی سرنخ رو هم‬
‫مامور میفیلد و سینکلر بررسی کردن.‬

08:47.666 --> 08:49.583
‫آره، ما رو اینطوری صدا نکن.‬

08:49.666 --> 08:52.625
‫به هر حال، یه سری پیچک‬
‫کدو تنبلِ تغییرشکل‌یافته‬

08:52.708 --> 08:54.291
‫توی مزرعه‌ی یوجین پیدا شدن.‬

08:54.375 --> 08:56.125
‫بیشتر شبیه این بود که نزدیک بود ما رو بکشن.‬

08:56.208 --> 08:58.416
‫بعدش هم که اون
‫کدوی عوضی سر و کله‌اش پیدا شد.‬

08:59.000 --> 09:02.791
‫ولی دروازه که بسته‌ست.‬
‫این پیچک‌ها از کجا میان؟‬

09:02.875 --> 09:04.916
‫و چه اتفاقی برای این گیاه‌ها توی دنیای ما افتاده‬

09:05.000 --> 09:08.291
‫که باعث شده چارلی و روزاریو رو‬
‫به موجودات دنیای وارونه تبدیل کنن؟‬

09:08.375 --> 09:10.625
‫یه چیزی رو داریم نادیده می‌گیریم.‬

09:12.500 --> 09:16.208
‫اوه! اگه این موجودات یه چیزی‬
‫از چارلی و روزاریو می‌خواستن چی؟‬

09:16.291 --> 09:20.875
‫شاید چارلی و روزاریو رو‬
‫به موجود تبدیل نمی‌کردن...‬

09:20.958 --> 09:22.625
‫بلکه داشتن ازشون تغذیه می‌کردن!‬

09:22.708 --> 09:25.500
‫البته! و ازشون
‫به عنوان میزبان انسانی استفاده می‌کردن.‬

09:26.083 --> 09:28.958
‫توی دنیای گاما یه بخش‬
‫درباره‌ی جهش‌های گیاهی و پیچکی هست.‬

09:29.041 --> 09:33.041
‫پس شماها به جای علم واقعی،‬
‫به کتاب‌های فانتزی استناد می‌کنین؟‬

09:34.958 --> 09:36.291
‫هی، هر چی که جواب بده.‬

09:36.916 --> 09:38.583
‫نه، حق با توئه.‬

09:38.666 --> 09:41.708
‫ما به جواب‌های واقعی‬
‫از کسی نیاز داریم که از مسائل علمی سردرمیاره.‬

09:41.791 --> 09:45.041
‫پسر، کاش آقای کلارک اینجا بود.‬

09:45.125 --> 09:48.333
‫هی بچه‌ها، فکر کنم‬
‫کسی رو بشناسم که بتونه کمک کنه.‬

09:52.500 --> 09:56.125
‫خب بچه‌ها،‬
‫وقتِ بریدن و پختن کوکی‌هاست!‬

09:56.791 --> 10:01.250
‫آقای کلارک بهم هشدار... یعنی بهم درباره‌ی‬
‫دانش‌آموزای کلوپ سمعی بصریش گفته بود‬

10:01.333 --> 10:04.250
‫و ذهن‌های کنجکاوشون.‬

10:04.333 --> 10:05.750
‫انگار حق با اون بود.‬

10:05.833 --> 10:07.000
‫آره، خودِ خودمونیم.‬

10:07.083 --> 10:11.791
‫اوه، سلام.‬
‫فکر نکنم این چهره رو بشناسم.‬

10:11.875 --> 10:14.583
‫عزیزم، تو پایه‌ی تحصیلیت
‫با دوستات فرق داره؟‬

10:16.958 --> 10:18.875
‫توی خونه درس می‌خونم.

10:18.958 --> 10:20.375
‫اوه!‬

10:20.458 --> 10:22.250
‫یه دانش‌آموز مستقل!‬

10:22.333 --> 10:25.166
‫بعضی از بزرگترین مغزهای ما‬
‫توی خونه درس خوندن.‬

10:25.250 --> 10:27.875
‫اگه هر وقت کمکی خواستی، من هستم.‬

10:28.666 --> 10:29.791
‫ممنونم.‬

10:31.041 --> 10:32.916
‫آقای هندرسون!‬

10:33.416 --> 10:34.375
‫دن!‬

10:35.000 --> 10:36.791
‫بهت گفتم که پولت رو بهت میدم!‬

10:37.875 --> 10:39.541
‫آروم باش. بخاطر تو اینجا نیستم.‬

10:39.625 --> 10:40.750
‫چه خبر، دی مَن؟‬

10:40.833 --> 10:42.000
‫باید برم فروشگاه.‬

10:42.083 --> 10:43.708
‫شب می‌بینمت.‬

10:43.791 --> 10:44.958
‫باشه عزیزم.‬

10:45.541 --> 10:49.458
‫نوبت منه که بخورم و در برم.‬
‫فکر کن این پول پیش پرداختته.

10:49.958 --> 10:51.291
‫- خداحافظ عزیزم.‬
‫- بعداً می‌بینمت، دن!‬

10:51.375 --> 10:52.333
‫- خداحافظ دن!‬
‫- می‌بینمت!‬

10:52.416 --> 10:56.625
‫خب، خانم بکستر،‬
‫داشتیم درباره‌ی مسائل تکامل حرف می‌زدیم.‬

10:56.708 --> 11:01.583
‫بله، بله، بله. معذرت می‌خوام.‬
‫تکامل. لطفاً ادامه بده.‬

11:01.666 --> 11:04.291
‫اگه یه موجودی از خونه‌اش جدا میشد

11:04.375 --> 11:07.041
‫و الان‬
‫توی یه محیط کاملاً متفاوت بود،‬

11:07.125 --> 11:09.500
‫ممکنه که برای زنده موندن،‬

11:09.583 --> 11:12.583
‫تکامل پیدا کنه و خودش رو وفق بده‬
‫تا اون مکان جدید رو خونه‌ی خودش کنه؟‬

11:12.666 --> 11:13.916
‫درسته.‬

11:14.000 --> 11:17.708
‫اون نمونه‌ی جدا افتاده‬
‫می‌تونه یه شاخه‌ی ژنتیکی جدید بسازه‬

11:17.791 --> 11:19.458
‫به لطف انتخاب طبیعی.‬

11:19.541 --> 11:24.125
‫راهی هست که اون شاخه‌ی جدید‬
‫باعث بشه چیزی سریع‌تر تکامل پیدا کنه؟‬

11:24.208 --> 11:27.083
‫اوه، آره، آره. واقعاً می‌تونه.‬

11:27.166 --> 11:30.625
‫هر جا که انزوا باشه،‬
‫جهش‌هایی توی تکامل رخ میده.‬

11:30.708 --> 11:34.791
‫مثل ارکیده‌ها.‬
‫اونا می‌تونن ظرف چند روز تکامل پیدا کنن.‬

11:34.875 --> 11:36.375
‫جالبه.‬

11:36.458 --> 11:38.291
‫وای خدا!
‫واقعا هم جالبه.

11:38.375 --> 11:40.875
‫سنجاقک‌ها، حتی بعضی از قورباغه‌ها،‬

11:40.958 --> 11:45.500
‫توی مراحل مختلف چرخه‌ی زندگیشون،‬
‫به حیوونای کاملاً متفاوتی تبدیل میشن.‬

11:45.583 --> 11:48.000
‫جهش تکاملی‬
‫این قضیه رو حتی شدیدتر هم می‌کنه.‬

11:48.083 --> 11:50.125
‫چرخه‌های زندگی؟ مثل فیلم بیگانه؟‬

11:50.208 --> 11:52.166
‫اوه، من عاشق اون فیلمم!‬

11:52.250 --> 11:55.750
‫وقتی تخمِ بیگانه یه نفر رو‬
‫به عنوان میزبان ناخواسته‌اش حس می‌کرد،‬

11:55.833 --> 11:59.208
‫اون موجود عجیب و غریب و بندبند‬
‫از تخم بیرون می‌اومد.‬

11:59.291 --> 12:02.083
‫آره، همون موجود خرچنگ‌مانند روی صورتِ طرف؟‬

12:02.166 --> 12:06.416
‫که جنین خودش رو‬
‫توی قفسه‌ی سینه‌ی اون طرف می‌کاشت.‬

12:06.500 --> 12:10.250
‫تا اینکه در نهایت، از سینه‌اش میزد بیرون،‬

12:10.333 --> 12:16.125
‫و با تبدیل شدن به یه موجود بالغِ وحشتناک،‬
‫چرخه رو تموم می‌کرد.‬

12:18.000 --> 12:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:26.041 --> 12:27.791
‫یه چرخه وجود داره!‬

12:27.875 --> 12:31.666
‫خیلی ممنون، خانم بکستر.‬
‫فوق‌العاده بودین!‬

12:31.750 --> 12:36.750
‫اوه، خواهش می‌کنم عزیزم.‬
‫من می‌تونم کل روز درباره‌ی این چیزا حرف بزنم.‬

12:36.833 --> 12:41.041
‫تکامل، انقراض،‬
‫مخصوصاً انقراض،‬

12:41.125 --> 12:45.416
‫بزرگترین عاملی که در وهله‌ی اول‬
‫باعثِ تکامل میشه.‬

12:46.416 --> 12:48.208
‫صبر کن. منظورت چیه؟‬

12:48.291 --> 12:52.000
‫ترس از انقراض، انگیزه‌ی خیلی بزرگیه.‬

12:52.083 --> 12:57.416
‫مثل قارچ‌ها و درخت‌های کاج.‬
‫وقتی دارن می‌میرن، هاگ آزاد می‌کنن.‬

12:57.500 --> 13:02.000
‫این هاگ‌ها بقای‬
‫گونه‌شون رو تضمین می‌کنن.‬

13:02.083 --> 13:04.583
‫طبیعت واقعاً خیره‌کننده نیست؟‬

13:08.083 --> 13:10.791
‫هاگ‌های دنیای وارونه! حتماً همینه!‬

13:10.875 --> 13:13.583
‫هر چیزی که بعد از اینکه ال دروازه رو بست‬
‫اینجا گیر افتاده، داره تکامل پیدا می‌کنه‬

13:13.666 --> 13:14.833
‫تا توی دنیای ما زنده بمونه!‬

13:14.916 --> 13:17.333
‫این مشخص می‌کنه که چرا‬
‫این موجودات این‌قدر متفاوت به نظر میرسن

13:17.416 --> 13:18.583
‫نسبت به هر چیزی که تا حالا دیدیم!‬

13:18.666 --> 13:20.541
‫آره، شاید داره هاگ آزاد می‌کنه‬

13:20.625 --> 13:24.083
‫و گیاه‌های دنیای ما رو‬
‫به موجودات دنیای وارونه تبدیل می‌کنه!‬

13:24.166 --> 13:25.833
‫و آدم‌ها رو می‌دزده!‬

13:25.916 --> 13:28.208
‫باید محوطه‌ی نمایشگاه‬
‫و مزرعه‌ی یوجین رو چک کنیم‬

13:28.291 --> 13:30.000
‫و نذاریم این چیزا پخش بشن!‬

13:30.083 --> 13:33.333
‫من و مکس مزرعه رو چک می‌کنیم.‬
‫نمایشگاه جای خیلی بیشتری برای گشتن داره.‬

13:33.416 --> 13:34.333
‫فکر خوبیه!‬

13:34.416 --> 13:35.833
‫خانم‌ها و آقایان،‬

13:35.916 --> 13:39.000
‫باشگاه کارآگاهان هاوکینز‬
‫وارد عمل میشه!‬

13:47.916 --> 13:49.458
‫چیزی پیدا کردی؟‬

13:49.958 --> 13:51.291
‫نه، هنوز نه.‬

13:52.250 --> 13:55.208
‫می‌دونی،‬
‫واقعاً دارم از این مزرعه متنفر میشم.‬

13:55.291 --> 13:56.500
‫خب، حق داری.‬

13:56.583 --> 13:58.708
‫اینجا اصلاً سابقه‌ی‬
‫خوبی نداره.‬

13:58.791 --> 14:01.000
‫رسماً کدو تنبل رو واسم از سکه انداخت.‬

14:01.083 --> 14:06.041
‫شاید اگه ال بیاد،‬
‫دوباره به خوردن پای کدو تنبل فکر کنم.‬

14:06.125 --> 14:07.041
‫شاید.‬

14:07.125 --> 14:08.666
‫خودمون از پسش براومدیم،‬

14:08.750 --> 14:11.625
‫ولی آره، قدرت‌های ال‬
‫خیلی به کارمون می‌اومد.‬

14:12.666 --> 14:14.958
‫البته اون مثل مکسِ دیوانه‬
‫تراکتور سواری بلد نیست.‬

14:15.750 --> 14:18.125
‫تا حالا فکر کردی اگه‬
‫قدرت‌های ال رو داشتی چیکار می‌کردی؟‬

14:18.916 --> 14:22.625
‫اوه، حسابی بیلی رو سکته می‌دادم.‬
‫مثلاً شیشه‌ی ادکلنِ چندشش رو می‌ترکوندم،‬

14:22.708 --> 14:25.458
‫شیشه‌ی جلوی ماشینِ نوی‌اش رو خرد می‌کردم،‬
‫وقتی داره رانندگی می‌کنه فرمون رو می‌گرفتم.‬

14:25.541 --> 14:28.125
‫نمی‌فهمید کار کیه.‬
‫دیوونه میشد!‬

14:28.208 --> 14:30.208
‫عجب! حسابی بهش فکر کردیا.‬

14:30.875 --> 14:32.875
‫شاید یکم.‬

14:32.958 --> 14:34.208
‫تو چی؟‬

14:34.291 --> 14:35.708
‫احتمالاً همین کارا رو با اریکا می‌کردم.‬

14:35.791 --> 14:40.375
‫خواهر کوچیکت نصفِ‬
‫نابرادریِ احمقِ منم بد نیست.‬

14:40.458 --> 14:43.166
‫من هر روزِ هفته اریکا رو به اون ترجیح میدم.‬

14:43.250 --> 14:44.708
‫نظرت درباره‌ی فردا چیه؟‬

14:51.041 --> 14:53.166
‫هی، این پیچک‌ها رو ببین.‬

14:53.250 --> 14:55.333
‫انگار کدو تنبلی پیدا نکردن‬
‫که بهش بچسبن.‬

14:55.416 --> 14:58.625
‫خاکسترهای دورشون شبیه‬
‫هاگ‌های خشک‌شده‌ست.‬

15:00.666 --> 15:03.041
‫این از هاگ‌ها به وجود اومده؟‬

15:03.125 --> 15:06.125
‫قطعاً از یه چیزی به وجود اومده.‬

15:06.208 --> 15:09.125
‫انگاری پیچکه وسط جهش یافتن بوده.

15:09.208 --> 15:12.875
‫ولی زیاد پیش نرفته.‬
‫بیشتر از عمه آنجلای من چروکیده شده.‬

15:14.208 --> 15:15.875
‫مطمئنی این فکر خوبیه؟‬

15:15.958 --> 15:18.166
‫آره، هست. می‌تونه مدرک باشه.‬

15:20.958 --> 15:25.291
‫باشگاه کارآگاهان هاکینز.‬
‫پرونده‌ی شماره‌ی ۰۰۲.‬

15:25.375 --> 15:28.625
‫ما توی جنگل‌های جنوبِ‬
‫محوطه‌ی جشنواره‌ی هاکینز هستیم.‬

15:28.708 --> 15:32.708
‫بیست ساعت و دوازده دقیقه بعد از‬
‫رویارویی‌مون با کدوی عوضی.‬

15:32.791 --> 15:34.458
‫از دیشب هوا خشک بوده،‬

15:34.541 --> 15:38.083
‫پس برفِ جدیدی نیومده که‬
‫جلوی ادامه‌ی جست‌وجومون رو بگیره.‬

15:38.750 --> 15:40.791
‫مایک! یکی دیگه!‬

15:46.625 --> 15:47.458
‫انگاری...‬

15:47.541 --> 15:48.541
‫...تازه‌تره.‬

15:50.000 --> 15:52.125
‫هر چیزی که تا الان دیدیم‬
‫مرده بوده.‬

15:52.208 --> 15:54.125
‫توی مسیرمون، بقایای یه گیاه‬

15:54.208 --> 15:59.375
‫نیمه‌جهش‌یافته‌ی دنیای وارونه رو پیدا کردیم‬
‫که با هاگ‌های مرده پوشیده شده بود.‬

15:59.458 --> 16:01.208
‫سمت بخش جنوبی پیداش کردیم،‬

16:01.291 --> 16:04.458
‫که نشون میده دیشب‬
‫باد به سمت جنوب می‌وزیده.‬

16:04.541 --> 16:06.125
‫جدی می‌فرمایید شرلوک؟‬

16:07.416 --> 16:10.041
‫چیزای دنیای وارونه سرما رو دوست دارن.‬

16:10.125 --> 16:13.583
‫زمستونِ هاوکینز‬
‫واسه اونا یه زمین بازیِ عالیه.‬

16:24.833 --> 16:26.166
‫

16:28.541 --> 16:32.833
‫اوکی، یکم ترسیدم.‬
‫اگه قراره اینجا باشم، یه اسلحه لازم دارم.‬

16:34.416 --> 16:37.041
‫اوکی. نه. اصلاً.‬

16:37.125 --> 16:38.125
‫آها!‬

16:38.833 --> 16:40.500
‫واسه محافظت در برابر موجودات عالیه‬

16:40.583 --> 16:43.750
‫و همین‌طور واسه برداشتنِ کباب‌های سوخته‌ی مامانم‬
‫از روی باربیکیو.‬

16:44.458 --> 16:46.083
‫این همه چیز رو از کجا آوردی؟‬

16:46.166 --> 16:47.583
‫از مغزم.‬

16:48.083 --> 16:49.666
‫یه گاراژ پر از وسیله‌های قراضه دارم.‬

16:49.750 --> 16:52.166
‫من یه جورایی لئوناردو داوینچیِ‬
‫آشغال‌هام.‬

16:52.250 --> 16:54.208
‫چی بگم؟ دوست دارم با چیزا ور برم.‬

16:54.291 --> 16:56.666
‫خوشبختانه مامانم تشویقم می‌کنه‬
‫که آزمایش کنم.‬

16:56.750 --> 17:00.541
‫فکر کنم فقط واسه اینه که سرم رو گرم کنه‬
‫تا توی خرت‌وپرت‌های علمیِ خودش دخالت نکنم.‬

17:00.625 --> 17:04.125
‫فقط اینو بگم که‬
‫اون قطعاً مثل بقیه‌ی مامان‌ها نیست.‬

17:04.208 --> 17:06.458
‫خیلی بامزه‌ست.‬

17:06.541 --> 17:08.666
‫یه عجیب‌غریب کامله.‬

17:09.291 --> 17:10.333
‫مامانِ منم همین‌طور.‬

17:10.875 --> 17:14.625
‫از طرفی، منم همین‌طورم.‬
‫واسه همینه که همدیگه رو درک می‌کنیم، می‌دونی؟‬

17:14.708 --> 17:17.125
‫خب، بعضی وقتا. یه جورایی.‬

17:17.708 --> 17:18.875
‫منظورت چیه؟‬

17:18.958 --> 17:20.958
‫فقط روش‌هامون با هم فرق می‌کنه،‬
‫همین.‬

17:21.041 --> 17:23.000
‫من دوست دارم پای یه چیزی بمونم و روش کار کنم،‬

17:23.083 --> 17:25.333
‫ولی اون دوست داره‬
‫بپره سراغِ چیزِ جدیدِ بعدی.‬

17:25.416 --> 17:27.458
‫هر دفعه یه شغلی که دوست داره پیدا می‌کنه

17:27.541 --> 17:29.791
‫ولی معمولاً زیاد طول نمی‌کشه.‬

17:29.875 --> 17:33.083
‫و بعد دوباره فقط ما دوتا می‌مونیم‬
‫و می‌زنیم به چاک.‬

17:33.166 --> 17:35.583
‫اون به چشمِ تجربه‌ی یادگیری بهش نگاه می‌کنه.‬

17:36.291 --> 17:38.750
‫منم به چشمِ این می‌بینم که
‫هیچوقت مجبور نیستم وسایلم رو باز کنم.‬

17:38.833 --> 17:41.583
‫بچه‌ها! صبر کنین. اینجاست.‬

17:45.583 --> 17:47.500
‫برگام.

18:00.583 --> 18:02.208
‫انتظارِ این رو نداشتم.‬

18:02.708 --> 18:04.291
‫حداقل الان یه جوابی داریم.‬

18:04.375 --> 18:06.208
‫اگه میزبان پیدا نکنن...‬

18:06.291 --> 18:08.000
‫...می‌میره.‬

18:08.083 --> 18:10.958
‫حالا می‌دونیم‬
‫که قطعاً چرخه‌ی حیاتش محدوده.‬

18:11.041 --> 18:13.291
‫آره. کمتر از یه روز.‬

18:18.791 --> 18:21.000
‫داستین، من لوکاسم. تموم.‬

18:21.083 --> 18:23.708
‫لوکاس، اوضاع چطوره؟ تموم.‬

18:23.791 --> 18:27.125
‫تأیید شد.‬
‫توی مزرعه پیچک‌های جهش‌یافته‌ی مرده پیدا کردیم.‬

18:27.208 --> 18:29.083
‫همه‌جاشون پر از یه چیزای خاکسترمانند بود.‬

18:29.166 --> 18:30.583
‫به نظرمون شاید هاگ باشن.‬

18:30.666 --> 18:32.166
‫ما هم همین‌ چیزا رو پیدا کردیم.‬

18:32.250 --> 18:34.333
‫ردپایی که دنبال می‌کنیم‬
‫مستقیم میره سمتِ چوب‌بری قدیمی.‬

18:34.416 --> 18:36.916
‫کی می‌دونه چی پیدا می‌کنیم.‬
‫اونجا همدیگه رو می‌بینیم. سریع بیاین.‬

18:37.000 --> 18:39.250
‫و مراقب باشین. تموم.‬

18:46.916 --> 18:50.583
‫خب، اینم از اون فیلم ترسناکاست که داره به واقعیت تبدیل میشه.‬

18:54.750 --> 18:58.125
‫وای خدا! نزدیک بود از ترس‬
‫سکته‌م بدین.‬

18:58.708 --> 19:01.625
‫اصلاً منطقی نیست.‬
‫ردش اینجا تموم میشه.‬

19:01.708 --> 19:02.625
‫هی، چاک!‬

19:02.708 --> 19:06.416
‫بیا اینجا و برای جابه‌جا کردنِ این بارِ‬
‫مزرعه‌ی یوجین کمکم کن.‬

19:06.500 --> 19:09.750
‫شوخی می‌کنی؟‬
‫هنوز درگیرِ بارِ دیروزم.‬

19:09.833 --> 19:11.833
‫تنبلِ از زیرِ کار دررو...‬

19:11.916 --> 19:13.958
‫هی! شما بچه‌ها اینجا چیکار می‌کنین؟‬

19:14.041 --> 19:16.583
‫اوه! ام... سلام.‬

19:16.666 --> 19:20.458
‫چوب‌بری تعطیله.‬
‫وقتِ اردوهای مدرسه‌ای رو نداریم.‬

19:20.541 --> 19:21.583
‫فقط می‌خواستیم بدونیم.‬

19:21.666 --> 19:25.750
‫چیزِ عجیبی این دور و بر ندیدین؟‬
‫چیزی که غیرعادی یا غیرمعمول باشه؟‬

19:25.833 --> 19:30.000
‫هه. فقط برادرم چاک.‬
‫ولی اون کلِ عمرش عجیب بوده.‬

19:30.083 --> 19:31.208
‫هی، شنیدم چی گفتی!‬

19:31.291 --> 19:33.958
‫حالا بزنین به چاک.‬
‫اینجا جای بچه‌ها نیست.‬

19:34.041 --> 19:38.958
‫اوه، خیلی‌خب پس.‬
‫ممنون از تو و اون همزادت که هیچ کمکی نکردین.‬

19:39.041 --> 19:42.750
‫می‌دونی، باید اون دروازه‌ی جلویی رو درست کنیم‬
‫تا این اراذل و اوباش نیان اینجا.‬

19:42.833 --> 19:45.208
‫کل چوبی که آوردی همین بود؟‬

19:45.291 --> 19:47.416
‫دو برابرِ چیزیه که تو آوردی.‬

19:48.000 --> 19:49.125
‫بکنش!‬

19:49.208 --> 19:51.416
‫هواتو دارم داداش! هواتو دارم!‬

19:51.500 --> 19:52.791
‫خیلی عجیبه.‬

19:53.416 --> 19:56.041
‫همه‌ی نشانه‌ها به این سمت بود،‬
‫ولی اینجا هیچی نیست.‬

19:56.125 --> 19:57.750
‫شاید ردش اینجا تموم میشه.‬

19:57.833 --> 20:00.333
‫آخه مگه چقدر زمین رو‬
‫می‌تونیم بگردیم، نه؟‬

20:00.416 --> 20:02.875
‫شاید اونی که پیدا کردیم آخریش بود.‬

20:09.458 --> 20:12.000
‫- آخریش نیست!‬
‫- اوه نه!‬

20:23.333 --> 20:24.708
‫کار نمی‌کنه!‬

20:34.958 --> 20:36.875
‫اون... مرده؟‬

20:38.875 --> 20:43.583
‫نه. نفس می‌کشه.‬
‫کلِ هیکلش کثیف شده، ولی نفس می‌کشه.‬

20:47.750 --> 20:50.000
‫مگه این چیزا نباید مرده بمونن؟‬

21:04.166 --> 21:06.208
‫دیگه میزبانِ انسانی نداره!‬

21:06.291 --> 21:08.375
‫باید مرده باشه، مگه نه؟‬

21:08.458 --> 21:10.041
‫به نظرت مرده میاد؟‬

21:15.875 --> 21:18.291
‫بیا این فولمیناتِ نقره رو بخور، عوضی!‬

22:14.458 --> 22:15.458
‫ال!‬

22:39.416 --> 22:40.458
‫ال!‬

22:47.208 --> 22:50.083
‫ال! ال، صدام رو می‌شنوی؟‬

22:52.583 --> 22:53.625
‫ال!‬

22:55.659 --> 23:15.659
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
