1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:21,291 --> 00:00:22,416
‫- مواظب باش!‬
‫- زود باش!‬

3
00:00:22,500 --> 00:00:23,458
‫پشت سرت رو بپا!‬

4
00:00:23,541 --> 00:00:24,375
‫برو!‬

5
00:00:26,750 --> 00:00:28,083
‫هی! بکش عقب!‬

6
00:00:30,666 --> 00:00:31,750
‫مواظب باش!‬

7
00:00:33,125 --> 00:00:34,208
‫این‌طرف!‬

8
00:00:38,000 --> 00:00:45,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

9
00:00:48,125 --> 00:00:49,458
‫آخ!‬

10
00:00:52,458 --> 00:00:53,833
‫- ولش کن!‬
‫- زود باش، ویل.‬

11
00:00:53,916 --> 00:00:55,166
‫ول کن!‬

12
00:01:09,583 --> 00:01:11,333
‫اینجام! بیا من رو بگیر!‬

13
00:01:13,291 --> 00:01:15,416
‫بچه‌ها، از اینجا برید! زود!‬

14
00:01:15,958 --> 00:01:16,916
‫مایک، نه!‬

15
00:01:17,000 --> 00:01:19,583
‫نقشه‌مون این نبود، مایک!‬
‫نقشه‌مون این نبود!‬

16
00:01:19,666 --> 00:01:20,958
‫کدوم نقشه؟‬

17
00:01:39,750 --> 00:01:41,750
‫ال، صبر کن! یکی اون توئه!‬

18
00:01:41,833 --> 00:01:42,708
‫هان؟‬

19
00:01:49,166 --> 00:01:51,916
‫ای وای! چارلیِ کثافت اون توئه!‬

20
00:01:59,291 --> 00:02:00,166
‫بکشیدش بیرون!‬

21
00:02:32,416 --> 00:02:33,541
‫حالت خوبه؟‬

22
00:02:34,666 --> 00:02:36,000
‫الان چی شد؟‬

23
00:02:36,083 --> 00:02:38,625
‫اوضاع خیلی خیته، بچه‌ها. واقعاً بد شد.‬

24
00:02:40,958 --> 00:02:43,916
‫من کجام؟‬
‫با من چیکار کردید، عوضی‌ها؟‬

25
00:02:45,958 --> 00:02:47,625
‫خواهش می‌کنم!‬

26
00:02:48,541 --> 00:02:50,666
‫باشه، من اونی میشم که میگه.‬

27
00:02:50,750 --> 00:02:53,833
‫یه چیزی چارلی رو به یه مدل جدید‬
‫از موجودات دنیای وارونه تبدیل کرده.‬

28
00:02:53,916 --> 00:02:57,583
‫دنیای وارونه دیگه چه صیغه‌ایه،‬
‫این دختره دیگه کیه؟‬

29
00:02:57,666 --> 00:03:00,208
‫بهم اعتماد کن، تازه‌وارد.‬
‫اصلاً دلت نمی‌خواد پات به این ماجرا باز بشه.‬

30
00:03:00,291 --> 00:03:04,833
‫الو! یه بچه‌هیولا‬
‫داشت صورتم رو از جا می‌کند،‬

31
00:03:04,916 --> 00:03:06,791
‫بعد کری‌خانم از قدرت‌هاش روش استفاده می‌کنه.‬

32
00:03:06,875 --> 00:03:10,250
‫به نظرم همین الانشم حسابی پام گیره،‬
‫می‌فهمی که؟‬

33
00:03:10,333 --> 00:03:12,500
‫نمی‌تونیم به کسی در این باره چیزی بگیم.‬

34
00:03:12,583 --> 00:03:14,666
‫این قضیه بزرگ‌تر از اونیه که بتونی تصور کنی.‬

35
00:03:14,750 --> 00:03:17,708
‫پسر، کل دنیای من همین الان‬
‫جلوی چشمام عوض شد.‬

36
00:03:17,791 --> 00:03:19,500
‫نمی‌تونیم وانمود کنیم این اتفاق نیفتاده.‬

37
00:03:19,583 --> 00:03:21,583
‫ما اصلاً تو رو نمی‌شناسیم.‬

38
00:03:21,666 --> 00:03:25,583
‫باید بیخیال بشی و بری، قبل از اینکه ما‬
‫و مخصوصاً اون رو به خطر بندازی.‬

39
00:03:25,666 --> 00:03:26,875
‫باشه، می‌خوای من رو بشناسی؟‬

40
00:03:26,958 --> 00:03:30,250
‫سلام به همگی. من نیکی‌ام.‬
‫متولد ژانویه‌ام. شکلات میلک‌دادز دوست دارم،‬

41
00:03:30,333 --> 00:03:32,458
‫و بلدم اسم همه‌ی پایتخت‌ها رو‬
‫با آروغ بگم.‬

42
00:03:32,541 --> 00:03:34,791
‫اینم بلدم که چطوری دهنم رو بسته نگه دارم.‬

43
00:03:35,791 --> 00:03:39,291
‫ببین، می‌دونم هر کسی رازهای خودش رو داره،‬
‫اما...‬

44
00:03:39,375 --> 00:03:44,375
‫...فقط قول بده باهام روراست باشی،‬
‫منم قول میدم به کسی نگم. قبوله؟‬

45
00:03:45,125 --> 00:03:46,958
‫واقعاً چاره‌ی دیگه‌ای نداریم، مایک.‬

46
00:03:47,041 --> 00:03:50,083
‫تازه، اون همین الان جونش رو‬
‫برای کمک به من به خطر انداخت.‬

47
00:03:52,833 --> 00:03:53,875
‫اعتماد.‬

48
00:03:54,916 --> 00:03:58,208
‫خیلی‌خب، ولی دیگه نزدیک ساعت خاموشیه،‬
‫پس فردا صبح برات توضیح میدیم.‬

49
00:03:58,291 --> 00:04:01,416
‫تا اون موقع، به هیچکس هیچی نگو.‬

50
00:04:01,500 --> 00:04:06,041
‫آره، اگه بهمون خیانت کنی،‬
‫دوستمون تیکه‌تیکه‌ات می‌کنه. افتاد؟‬

51
00:04:07,916 --> 00:04:09,833
‫آماده باش رفیق، رفیق.‬

52
00:04:09,916 --> 00:04:11,625
‫آره، فهمیدم.‬

53
00:04:11,708 --> 00:04:15,666
‫خیابون الم، پلاک ۲۰۷، فردا صبح.‬
‫نپیچونی.‬

54
00:04:19,625 --> 00:04:23,125
‫چی رو براش توضیح بدیم، مایک؟‬
‫ما خودمونم نمی‌دونیم چه خبره.‬

55
00:04:23,208 --> 00:04:25,916
‫حق با توئه، ولی می‌فهمیم.‬

56
00:05:10,491 --> 00:05:14,518
‫«چیزهای عجیب‌ و غریب»

57
00:05:14,543 --> 00:05:20,595
‫«چیزهای عجیب‌ و غریب»
‫«داستان‌هایی از سال 1985»

58
00:05:23,214 --> 00:05:29,015
‫«قسمت دوم: محصول بد»

59
00:05:30,467 --> 00:05:33,974
‫«آزمایشگاه ملی هاوکینز»
‫«وزارت انرژی ایالات متحده»

60
00:05:35,708 --> 00:05:38,125
‫خب بچه‌ها،‬
‫فکر کنم بتونیم در رو باز کنیم.‬

61
00:05:38,208 --> 00:05:39,750
‫تا سه می‌شمارم، می‌کوبیم بهش. آماده؟‬

62
00:05:40,333 --> 00:05:43,250
‫یک، دو، سه!‬

63
00:05:44,666 --> 00:05:47,916
‫برو اون‌ور!‬
‫باسنت خیلی به صورتم نزدیکه!‬

64
00:05:48,000 --> 00:05:50,166
‫صورت تو خیلی به باسن من نزدیکه!‬

65
00:05:55,416 --> 00:05:59,416
‫{\an۸}پسر، این آزمایشگاه خیلی بزرگ‌تر از‬
‫اونیه که فکرش رو می‌کردم.‬

66
00:05:59,500 --> 00:06:01,500
‫{\an۸}فکر کنم وقتی یه ارتش از دانشمندها‬

67
00:06:01,583 --> 00:06:04,208
‫{\an۸}و یه دروازه‌ی دولتیِ مخفی به یه بعد دیگه داری،‬

68
00:06:04,291 --> 00:06:05,583
‫{\an۸}به فضای زیادی احتیاج پیدا می‌کنی.‬

69
00:06:12,583 --> 00:06:15,083
‫این پله‌ها تا کجا پایین میرن؟‬

70
00:07:28,333 --> 00:07:30,166
‫آخ!‬

71
00:07:30,250 --> 00:07:32,416
‫آخ! بندازش اون‌ور! بندازش اون‌ور!‬

72
00:07:32,500 --> 00:07:35,208
‫فقط عنکبوته، اسکل.‬

73
00:08:04,833 --> 00:08:06,041
‫{\an۸}هیچی.‬

74
00:08:06,583 --> 00:08:08,875
‫دروازه هنوز بسته‌ست.‬

75
00:08:09,625 --> 00:08:11,166
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد!‬

76
00:08:12,083 --> 00:08:13,791
‫از کجا اومده؟‬

77
00:08:18,541 --> 00:08:20,500
‫اون دروازه تنها سرنخمون بود.‬

78
00:08:20,583 --> 00:08:22,000
‫خب، حالا چی؟‬

79
00:08:22,083 --> 00:08:23,500
‫یه سرنخ دیگه پیدا می‌کنیم.‬

80
00:08:24,291 --> 00:08:25,333
‫کارمون همینه.‬

81
00:08:25,416 --> 00:08:29,041
‫و شاید من یه فکری داشته باشم‬
‫که چطوری جواب سوال‌هامون رو بگیریم.‬

82
00:08:34,958 --> 00:08:40,041
‫بنگرید ای فانی‌ها! جواب تمام مشکلاتمون رو‬
‫براتون آوردم.‬

83
00:08:40,125 --> 00:08:41,750
‫ب.ک.ه.

84
00:08:45,583 --> 00:08:46,541
‫بکه؟

85
00:08:47,125 --> 00:08:50,125
‫باشگاه کارآگاهان هاوکینز. یعنی خودمون.‬

86
00:08:50,208 --> 00:08:51,208
‫از کی تا حالا؟‬

87
00:08:51,291 --> 00:08:53,916
‫از وقتی که دنیای وارونه تصمیم گرفت‬
‫وارونه نباشه.‬

88
00:08:54,000 --> 00:08:55,083
‫بهش فکر کنید.‬

89
00:08:55,166 --> 00:08:57,583
‫شکارچیان روح نمیرن دنبال پرونده بگردن.‬

90
00:08:57,666 --> 00:08:59,333
‫مردم پرونده‌ها رو براشون میارن.‬

91
00:08:59,416 --> 00:09:02,708
‫چطوری؟ نمیشه که همینطوری بریم
‫توی صفحه‌ی نیازمندی‌ها شماره‌مون رو بذاریم.

92
00:09:02,791 --> 00:09:04,208
‫هوم. قبلاً فکرش رو کردم.‬

93
00:09:04,291 --> 00:09:06,041
‫صندوق‌های گزارش ناشناس.‬

94
00:09:06,125 --> 00:09:07,166
‫توی کل شهر می‌ذاریمشون،‬

95
00:09:07,250 --> 00:09:10,375
‫تا اگه اتفاق عجیبی افتاد،‬
‫مردم بتونن بهمون خبر بدن.‬

96
00:09:10,458 --> 00:09:13,500
‫من صبحِ شنبه بخاطر چندتا جعبه کفش‬
‫از خواب بیدار شدم؟‬

97
00:09:13,583 --> 00:09:16,625
‫تنها چیزی که مردم قراره تو اینا بندازن‬
‫گوه سگه.‬

98
00:09:16,708 --> 00:09:18,500
‫فکر بهتری داری، نابغه؟‬

99
00:09:18,583 --> 00:09:22,708
‫نمی‌دونم. نظرت چیه یه کارآگاه خصوصی استخدام کنیم؟‬
‫مثل مگنوم کارآگاه خصوصی.‬

100
00:09:22,791 --> 00:09:24,833
‫مگنوم که آدم واقعی نیست.‬

101
00:09:24,916 --> 00:09:26,250
‫از روی یه آدم واقعی ساخته شده.‬

102
00:09:26,916 --> 00:09:27,833
‫اه.‬

103
00:09:27,916 --> 00:09:30,125
‫کسی اسم بچه‌ش رو مگنوم نمی‌ذاره.‬

104
00:09:30,208 --> 00:09:32,708
‫بچه‌ها، بیخیال. قضیه جدیه.‬

105
00:09:32,791 --> 00:09:35,250
‫ما جواب می‌خوایم،‬
‫و کسی رو هم نداریم که ازش بپرسیم.‬

106
00:09:35,333 --> 00:09:37,375
‫نمی‌تونیم بریم پیش هاپر‬
‫چون ال رو ازمون می‌گیره.‬

107
00:09:37,458 --> 00:09:39,583
‫انگاری چارلی هم هیچی یادش نمی‌اومد.

108
00:09:39,666 --> 00:09:41,625
‫تازه، اگه ازش بخوایم کتکمون می‌زنه.‬

109
00:09:41,708 --> 00:09:43,458
‫خب، پس چیکار کنیم؟‬

110
00:09:45,666 --> 00:09:49,250
‫ما ب.ک.ه رو راه می‌ندازیم.‬

111
00:09:49,916 --> 00:09:51,166
‫باید بفهمم.‬

112
00:09:51,250 --> 00:09:55,666
‫جادوگرِ گروهمون که پایه‌ست.‬
‫بقیه‌ی اعضا چی؟‬

113
00:09:59,083 --> 00:10:00,666
‫خیلی‌خب، باشه.‬

114
00:10:00,750 --> 00:10:03,416
‫ایول! بچه‌ها پشیمون نمی‌شید!‬

115
00:10:03,500 --> 00:10:05,791
‫ب.ک.ه!

116
00:10:21,708 --> 00:10:25,250
‫اوه! ای جان! بچه‌ها. چقدر عالی.‬

117
00:10:25,333 --> 00:10:29,041
‫عزیزم، بهم نگفته بودی که‬
‫داری روابط اجتماعی برقرار می‌کنی.‬

118
00:10:29,125 --> 00:10:31,708
‫خیلی ممنون بابت این مشاهداتت، مامان.‬

119
00:10:31,791 --> 00:10:33,208
‫- بعداً می‌بینمت.‬
‫- خداحافظ!‬

120
00:10:36,083 --> 00:10:37,833
‫خانم بکستر مامانته؟‬

121
00:10:38,416 --> 00:10:41,083
‫نه، افسرِ عفو مشروطمه.‬

122
00:10:42,000 --> 00:10:43,875
‫بچه‌ها، بیخیال. آره، مامانمه.‬

123
00:10:43,958 --> 00:10:47,000
‫پسر، باید بهت بگم،‬
‫دیشب اصلاً خوابم نبرد‬

124
00:10:47,083 --> 00:10:50,791
‫همش منتظر بودم بفهمم چطوری یه هیولای لعنتی‬
‫داشت من رو زنده زنده می‌خورد!‬

125
00:10:50,875 --> 00:10:51,916
‫این شوخی نیست!‬

126
00:10:52,000 --> 00:10:52,875
‫اوه، می‌دونم.‬

127
00:10:52,958 --> 00:10:55,666
‫فکر کنم هنوز یکم ترس تو جونمه،‬
‫همین.‬

128
00:10:55,750 --> 00:11:00,333
‫و راستش، خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم‬
‫که چطوری حساب اون موجود رو رسیدین.‬

129
00:11:00,416 --> 00:11:02,750
‫و تو؟ پسر، تو معرکه بودی!‬

130
00:11:02,833 --> 00:11:06,041
‫با اون قضیه‌ی معلق کردن و‬
‫بزن‌وبکوب و این حرفا.‬

131
00:11:06,125 --> 00:11:08,875
‫خیلی خیلی باحال بود. خب،
‫وقتشه همه چی رو لو بدین.‬

132
00:11:08,958 --> 00:11:11,208
‫صرفاً چون قراره بهت بگیم‬
‫چه خبره،‬

133
00:11:11,291 --> 00:11:12,833
‫معنیش این نیست که عضو گروه شدی.‬

134
00:11:12,916 --> 00:11:14,083
‫فهمیدم، ولی...‬

135
00:11:14,166 --> 00:11:16,958
‫باید بگم من خیلی به درد می‌خورم.‬

136
00:11:17,041 --> 00:11:22,250
‫آخه رمبو نیستم،‬
‫ولی تو ساختن چیزا استادم.‬

137
00:11:22,333 --> 00:11:23,666
‫می‌تونم کمک کنم.‬

138
00:11:23,750 --> 00:11:26,833
‫شماها جونتون رو واسه من به خطر انداختین.‬
‫من این رو دست ‌کم نمی‌گیرم.‬

139
00:11:26,916 --> 00:11:29,375
‫اگه هوای من رو داشته باشین،
‫منم هوای شما رو دارم.‬

140
00:11:30,750 --> 00:11:32,833
‫پس باید قسم بخوری که رازدار باشی.‬

141
00:11:35,833 --> 00:11:37,166
‫به جونم قسمِ تفی می‌خورم.‬

142
00:11:38,958 --> 00:11:40,041
‫چندش.‬

143
00:11:46,000 --> 00:11:51,250
‫خب، پس این دموگابلین ویل رو برد‬
‫به یه جور، بُعد تاریک؟‬

144
00:11:51,333 --> 00:11:53,875
‫دموگورگن.‬
‫و ما بهش میگیم دنیای وارونه.‬

145
00:11:53,958 --> 00:11:56,500
‫فقط اون موقع نمی‌دونستیم‬
‫که توی دنیای وارونه‌ست،‬

146
00:11:56,583 --> 00:11:59,375
‫واسه همین توی جنگل دنبالش گشتیم‬
‫و آخرش الون رو پیدا کردیم.‬

147
00:11:59,458 --> 00:12:01,000
‫اون از آزمایشگاه هاوکینز فرار کرده بود.‬

148
00:12:01,083 --> 00:12:02,625
‫من توی یه قلعه خوابیدم.‬

149
00:12:02,708 --> 00:12:05,208
‫مجبور شدم توی زیرزمینم قایمش کنم‬
‫تا دولت...‬

150
00:12:05,291 --> 00:12:07,291
‫...پیداش نکنه،‬
‫که روی ناپدید شدن ویل سرپوش گذاشت.‬

151
00:12:07,375 --> 00:12:09,000
‫دروغ گفتن و گفتن که جسد ویل رو پیدا کردن...‬

152
00:12:09,083 --> 00:12:11,583
‫...ولی مامانش و هاپر، ویل رو‬
‫از دنیای وارونه نجات دادن،‬

153
00:12:11,666 --> 00:12:13,166
‫و ال دموگورگن رو کشت.‬

154
00:12:13,250 --> 00:12:15,833
‫اما بعدش ویل مجبور شد با‬
‫یه موجود حتی بزرگتر روبرو بشه به اسم...‬

155
00:12:15,916 --> 00:12:18,916
‫...مایند فلایر،‬
‫وقتی ال دروازه‌ی آزمایشگاه هاوکینز رو بست‬

156
00:12:19,000 --> 00:12:20,833
‫و نذاشت وارد دنیای ما بشه.‬

157
00:12:22,125 --> 00:12:25,291
‫پسر، شماها اون همه‬
‫اتفاقات وحشتناک رو پشت سر گذاشتین‬

158
00:12:25,375 --> 00:12:28,958
‫و بعدش خیلی عادی برگشتین‬
‫مدرسه‌ی متوسطه؟‬

159
00:12:29,541 --> 00:12:33,291
‫مأموریت انجام شد.‬
‫همه‌ی تراکت‌ها و جعبه‌ها پخش شدن.‬

160
00:12:33,375 --> 00:12:35,875
‫باشگاه کارآگاه‌های هاوکینز؟‬

161
00:12:35,958 --> 00:12:39,583
‫این دیگه چه باشگاهیه، هندرسون؟‬
‫پیشاهنگ‌ها قبولت نکردن؟‬

162
00:12:39,666 --> 00:12:43,583
‫بزن به چاک، روزاریو. مگه قرار نیست
‫کیک پای بچپونی توی صورتت؟

163
00:12:43,666 --> 00:12:45,791
‫بامزه بود. ولی اونی که آخرش می‌خنده منم،‬

164
00:12:45,875 --> 00:12:48,458
‫وقتی که مسابقه‌ی پای‌خوریِ‬
‫جشنواره‌ی زمستونی رو ببرم.‬

165
00:12:48,541 --> 00:12:52,125
‫دوباره. دقیقاً مثل پارسال‬
‫و سال قبلش.‬

166
00:12:52,208 --> 00:12:54,125
‫خداحافظ!‬

167
00:12:54,875 --> 00:12:56,875
‫خب، مشکل اون چیه؟‬

168
00:12:56,951 --> 00:13:01,534
‫اون لوترِ سوپرمنِ منه.‬
‫کلاوِ کارآگاه گجتِ منه.‬

169
00:13:01,625 --> 00:13:04,250
‫آره، دانکی کانگِ ماریویِ توئه.‬

170
00:13:04,333 --> 00:13:07,125
‫بالاخره یکی حرف من رو فهمید.‬

171
00:13:09,750 --> 00:13:12,125
‫خیلی خب بچه‌ها، مواظب مزرعه باشین.‬

172
00:13:12,208 --> 00:13:14,541
‫و دیگه هم شکلات نخورین.‬

173
00:13:14,625 --> 00:13:16,666
‫- فعلاً، پدربزرگ.‬
‫- خداحافظ!‬

174
00:13:18,000 --> 00:13:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

175
00:13:26,125 --> 00:13:28,000
‫بیا اینجا، دنی. گشنته؟‬

176
00:13:28,083 --> 00:13:31,875
‫آره. نظرت چیه یه ساندویچ‬
‫کره بادوم‌زمینی و مربا بخوریم؟‬

177
00:13:34,541 --> 00:13:35,416
‫دنی!‬

178
00:13:38,958 --> 00:13:41,833
‫الا! کمک! کمک!‬

179
00:13:44,166 --> 00:13:46,333
‫صبر کن!‬

180
00:13:46,416 --> 00:13:47,625
‫ولش کن!‬

181
00:13:58,250 --> 00:14:02,416
‫چه خبر، بدبین‌ها؟ خبرها رسیدن،‬
‫و نقشه‌ام عالی جواب داد.‬

182
00:14:02,500 --> 00:14:05,958
‫این همه جعبه رو ببین.‬
‫مثل کریسمس دوم می‌مونه.‬

183
00:14:06,041 --> 00:14:08,125
‫خیلی خب، بذار ببینیم چی گیرمون اومده.‬

184
00:14:15,375 --> 00:14:20,375
‫اوکی. می‌دونم الان چطوری به نظر میرسه،‬
‫ولی فقط یه سرنخ خوب کافیه.‬

185
00:14:20,958 --> 00:14:23,750
‫اینجا یکی هست. این یارو نوشته
‫تمام اتاق‌های خونه‌اش جن‌زده‌ست،‬

186
00:14:23,833 --> 00:14:27,208
‫به جز یکی، یعنی پذیرایی.‬

187
00:14:39,541 --> 00:14:43,875
‫این یکی هم نوشته یه مردِ تنبل رو‬
‫توی پارکِ آیرون‌وود دیده.‬

188
00:14:43,958 --> 00:14:45,666
‫آره... الکیه.‬

189
00:14:45,750 --> 00:14:49,500
‫نه. ممکنه واقعی باشه.‬
‫توی هفته‌نامه‌ی واچر درباره‌ش خوندم.‬

190
00:14:51,125 --> 00:14:52,833
‫من میرم سراغ مرد تنبل.

191
00:14:52,916 --> 00:14:57,125
‫اینجا یکی نوشته که مزرعه‌ی
‫کدو‌تنبلِ پدربزرگش جن‌زده‌ست.‬

192
00:15:08,250 --> 00:15:09,166
‫هی، چه خبر؟‬

193
00:15:09,250 --> 00:15:13,333
‫گوش کن، این گزارش‌ها یه جورایی مزخرفن
‫و ال هم خیلی انگار پکره.‬

194
00:15:13,416 --> 00:15:16,166
‫شاید بهتر باشه امشب ببریش جشنواره‌ی زمستونی.‬

195
00:15:16,250 --> 00:15:17,541
‫می‌تونه خوشحالش کنه.

196
00:15:17,625 --> 00:15:19,583
‫الان؟ وسط این همه ماجرا؟‬

197
00:15:19,666 --> 00:15:21,666
‫آره. وقتی اونجایی،‬

198
00:15:21,750 --> 00:15:25,666
‫تو و ویل می‌تونین حواستون به نیکی باشه
‫و دنبال چیزای مشکوک بگردین.‬

199
00:15:25,750 --> 00:15:29,166
‫من و لوکاس و داستین هم
‫این گزارش‌ها رو چک می‌کنیم.‬

200
00:15:38,000 --> 00:15:40,958
‫اگه کسی چیزی شبیه هیولا پیدا کرد،‬

201
00:15:41,041 --> 00:15:43,625
‫بدون اعلام وضعیت قرمز درگیر نشین.‬

202
00:15:58,764 --> 00:16:05,473
‫باشگاه کارآگاهان هاوکینز.
‫پرونده‌ی ۰۰۱. ماجرای مرد تنبل.‬

203
00:16:05,583 --> 00:16:09,000
‫خب، صدای مرد تنبل چطوریه؟‬

204
00:16:11,125 --> 00:16:12,333
‫نه.‬

205
00:16:12,416 --> 00:16:13,750
‫خیلی شبیه چوباکا شد.‬

206
00:16:15,833 --> 00:16:16,958
‫کی اونجاست؟‬

207
00:16:20,708 --> 00:16:22,250
‫اوه نه، نه، نه!‬

208
00:16:22,333 --> 00:16:23,500
‫آه!‬

209
00:16:24,416 --> 00:16:25,500
‫کثافت؟ !‬

210
00:16:25,583 --> 00:16:27,208
‫یعنی، چارلی؟‬

211
00:16:28,458 --> 00:16:32,166
‫اون جعبه‌هایی که توی شهر گذاشتین رو دیدم.
‫می‌دونستم گولِ یادداشتِ الکیِ من رو می‌خورین.‬

212
00:16:32,250 --> 00:16:34,708
‫پس خبری از مرد تنبل نیست؟‬

213
00:16:34,791 --> 00:16:35,875
‫نه احمق!‬

214
00:16:35,958 --> 00:16:38,291
‫حالا حرف بزن، چون دارم از ترس سکته می‌کنم.‬

215
00:16:38,375 --> 00:16:40,416
‫تو و اون دارودسته‌ی خرخونت با من چیکار کردین؟‬

216
00:16:40,500 --> 00:16:41,958
‫و جف کجاست؟‬

217
00:16:42,750 --> 00:16:45,666
‫جف نلسون؟ مگه چی شده؟‬

218
00:16:45,750 --> 00:16:47,416
‫گم شده، نفهم.‬

219
00:16:47,500 --> 00:16:49,666
‫از وقتی که توی جنگل دنبالت کردیم، دیگه ندیدمش.‬

220
00:16:50,250 --> 00:16:51,333
‫کوسه‌ی برفی...‬

221
00:16:51,833 --> 00:16:54,250
‫چارلی، قسم می‌خورم، ما کاری نکردیم.‬

222
00:16:54,333 --> 00:16:56,083
‫اما اگه می‌خوای کمکت کنم،‬

223
00:16:56,166 --> 00:16:59,000
‫باید بهم بگی قبل از اون کوچه چی یادت میاد.‬

224
00:17:02,291 --> 00:17:06,291
‫پام توی یه پیچک گیر کرد.
‫نمی‌تونستم از خودم جداش کنم.‬

225
00:17:06,375 --> 00:17:10,666
‫همه جا سیاه شد،
‫به جز یه چراغ قرمز که چشمک می‌زد.‬

226
00:17:11,583 --> 00:17:15,166
‫بعد از اون دیگه هیچی یادم نمیاد.‬

227
00:17:16,041 --> 00:17:17,750
‫حس می‌کنم دارم دیوونه میشم.‬

228
00:17:17,833 --> 00:17:21,125
‫ببین، تو دیوونه نشدی.
‫فکر کنم بتونیم کمک کنیم.‬

229
00:17:21,208 --> 00:17:24,541
‫نه. میرم به پلیس میگم.‬

230
00:17:25,125 --> 00:17:27,416
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه.‬

231
00:17:27,500 --> 00:17:30,208
‫اون اتفاقایی که توی وزارت انرژی افتاد رو یادته؟‬

232
00:17:30,291 --> 00:17:32,708
‫اخبار گفت یه سری مواد شیمیاییِ آزمایشگاهی‬

233
00:17:32,791 --> 00:17:34,083
‫توی جنگل نشت کرده.‬

234
00:17:34,166 --> 00:17:35,375
‫داری سر به سرم می‌ذاری؟

235
00:17:35,458 --> 00:17:36,375
‫واقعیت داره.‬

236
00:17:36,458 --> 00:17:38,833
‫گفتن ممکنه باعث بشه
‫مردم دچار توهم بشن و از حال برن.‬

237
00:17:38,916 --> 00:17:41,875
‫جف احتمالاً یه جایی
‫توی یه مرکز دولتی بازداشت شده.‬

238
00:17:41,958 --> 00:17:46,041
‫اگه نمی‌خوای بهش ملحق بشی،
‫من اگه جای تو بودم صداش رو در نمیاوردم.‬

239
00:17:48,958 --> 00:17:51,291
‫آره. برای یه بار هم که شده
‫فکر خوبی دادی، هندرسون.‬

240
00:17:51,833 --> 00:17:55,375
‫تو هم بهتره دهنت رو بسته نگه داری، وگرنه کارت تمومه.‬

241
00:18:02,166 --> 00:18:05,208
‫خب بچه‌ها، حواستون رو جمع کنید و
‫هر چیز عجیبی دیدین گزارش کنین.‬

242
00:18:05,291 --> 00:18:08,083
‫من و ال میریم شرق.
‫ویل و نیکی، شما برین غرب.‬

243
00:18:08,166 --> 00:18:11,458
‫نگران نباش. می‌دونم چیزای عجیب چه شکلی‌ان.‬

244
00:18:13,458 --> 00:18:14,666
‫دارن چی می‌خورن؟‬

245
00:18:15,166 --> 00:18:16,708
‫اوه، سیب‌های آب‌نباتی.‬

246
00:18:16,791 --> 00:18:20,666
‫یه جور میوه‌ست
‫با روکش آب‌نباتی که ممکنه دندونات رو بشکنه.‬

247
00:18:24,250 --> 00:18:25,791
‫همین‌طوری میدن؟‬

248
00:18:27,375 --> 00:18:30,416
‫خب، باید برنده‌ بشی تا یکی بگیری،
‫ولی خیلی سختش می‌کنن.‬

249
00:18:30,500 --> 00:18:32,291
‫بازی‌ها کاملاً کلک‌بازی‌ان.‬

250
00:18:39,875 --> 00:18:41,875
‫یه برنده داریم!‬

251
00:18:48,708 --> 00:18:51,666
‫آره! یه ضربه‌ی عالی!‬

252
00:18:51,750 --> 00:18:54,375
‫

253
00:18:54,458 --> 00:18:56,333
‫خیلی عجیبی.‬

254
00:18:56,416 --> 00:18:59,583
‫بیخیال. قرار بود دنبال چیزای مشکوک بگردیم.‬

255
00:18:59,666 --> 00:19:02,458
‫ببخشید. عادت ندارم شکارچیِ هیولا باشم.‬

256
00:19:03,166 --> 00:19:06,625
‫تازه، احتمالاً مشکوک‌ترین چیزِ اینجا خودمم.‬

257
00:19:06,708 --> 00:19:09,291
‫- مگه نه؟‬
‫- خب، یه جورایی تو چشمی.‬

258
00:19:09,375 --> 00:19:11,166
‫هی، من متفاوتم و خودم هم این رو می‌دونم.‬

259
00:19:11,250 --> 00:19:14,125
‫اگه کسی نمی‌تونه با این کنار بیاد
‫مشکل خودشه، مگه نه؟‬

260
00:19:15,625 --> 00:19:17,666
‫- پسرِ زامبی.‬
‫- چه عجیب‌الخلقه‌ای!‬

261
00:19:19,916 --> 00:19:21,333
‫می‌بینی چقدر ازت می‌ترسن؟‬

262
00:19:21,416 --> 00:19:23,458
‫ترس؟ از چی؟‬

263
00:19:23,541 --> 00:19:27,458
‫اینا همشون می‌خوان مثل همدیگه باشن.

264
00:19:27,541 --> 00:19:29,583
‫پسر، تو با هیولاها جنگیدی.‬

265
00:19:29,666 --> 00:19:33,583
‫رفتی به یه بُعد دیگه و زنده موندی تا تعریفش کنی.‬

266
00:19:33,666 --> 00:19:35,416
‫یه لقبِ خفن هم واسه خودت دست و پا کردی.‬

267
00:19:35,500 --> 00:19:39,125
‫وقتی این‌قدر خفنی، کی اهمیت میده
‫اون بازنده‌ها چی فکر می‌کنن؟‬

268
00:19:39,208 --> 00:19:41,666
‫هوم، فکر کنم اصلا با این دید
‫بهش نگاه نکرده بودم.

269
00:19:41,750 --> 00:19:44,166
‫- هی، اینجا رو باش.‬
‫- چی؟‬

270
00:19:45,875 --> 00:19:48,125
‫عاشق این بازی‌ام!

271
00:19:48,208 --> 00:19:51,750
‫همیشه پیش نمیاد که تشویقت کنن
‫به چیزی ضربه بزنی و جایزه هم بگیری.‬

272
00:19:51,833 --> 00:19:54,500
‫درسته، ولی احتمالاً باید بریم سمتِ...

273
00:19:54,583 --> 00:19:57,583
‫بیخیال! قبل از نبرد باید خودت رو گرم کنی، مگه نه؟‬

274
00:19:57,666 --> 00:19:59,916
‫هوم. اوه... باشه.‬

275
00:20:01,291 --> 00:20:02,625
‫نفر بعدی کیه؟‬

276
00:20:02,708 --> 00:20:04,125
‫بیارش اینجا رفیق.

277
00:20:04,208 --> 00:20:06,458
‫بسیار‌خب. بفرما، پسر جون.‬

278
00:20:07,750 --> 00:20:10,000
‫من توی این بازیا زیاد خوب نیستم.‬

279
00:20:15,333 --> 00:20:16,333
‫بهت که گفته بودم.‬

280
00:20:16,416 --> 00:20:19,166
‫خب، رازش اینه که‬
‫چکش رو از بالاتر بگیری.‬

281
00:20:19,250 --> 00:20:22,666
‫اینطوری محکم‌تر ضربه می‌زنی.‬
‫این یکی به افتخار تو، پسر زامبی.‬

282
00:20:24,708 --> 00:20:26,875
‫آره! چسبید! ووهو!‬

283
00:20:26,958 --> 00:20:28,166
‫عالی بود!‬

284
00:20:30,333 --> 00:20:31,958
‫می‌تونم پتک رو برای خودم نگه دارم؟‬

285
00:20:37,916 --> 00:20:41,000
‫این همون مزرعه‌ای نیست که تونل‌های‬
‫دموداگ ازش به آزمایشگاه می‌رسید؟‬

286
00:20:41,083 --> 00:20:44,958
‫هوم. آره. شاید این خبرِ اتفاقی‬
‫اونقدرها هم اتفاقی نبوده.‬

287
00:20:54,916 --> 00:20:57,875
‫تو برای باشگاه کارآگاهای هاوکینز
‫پیغام گذاشتی؟‬

288
00:20:59,208 --> 00:21:01,375
‫فکر می‌کردیم سنتون بیشتر باشه.‬

289
00:21:01,958 --> 00:21:03,541
‫می‌خوای بگی قضیه از چه قراره؟‬

290
00:21:03,625 --> 00:21:05,458
‫توی محصولات یه هیولا هست!‬

291
00:21:06,166 --> 00:21:09,708
‫باشه. شماها تو خونه بمونید‬
‫تا ما بریم یه نگاهی بندازیم.‬

292
00:21:43,250 --> 00:21:46,208
‫هوم. فکر می‌کردم کدو تنبل‬
‫فقط پاییز به عمل میاد.‬

293
00:21:46,291 --> 00:21:47,875
‫پخ!‬

294
00:21:50,833 --> 00:21:52,666
‫الان جدی داری این کار رو می‌کنی؟‬

295
00:21:53,250 --> 00:21:56,708
‫ببخشید. دست خودم نبود.‬

296
00:21:57,250 --> 00:22:01,583
‫آخ. جیغ زدنت همیشه من رو می‌خندونه.‬
‫خیلی بامزه‌ای.‬

297
00:22:01,666 --> 00:22:04,291
‫بامزه؟ نزدیک بود بشاشم به خودم!‬

298
00:22:06,333 --> 00:22:11,333
‫انگار این موجود واقعاً زشت‬
‫و ترسناکه.‬

299
00:22:15,208 --> 00:22:16,250
‫مـ... مـ... مکس!‬

300
00:22:16,333 --> 00:22:17,291
‫چی شده؟‬

301
00:22:42,625 --> 00:22:44,208
‫فرار کن!‬

302
00:22:49,166 --> 00:22:52,125
‫♪ <i>توی سرشون انقلاب به پا شده</i>‬ ♪

303
00:22:52,208 --> 00:22:54,958
‫♪ <i>بچه‌ها شروع به پیشروی می‌کنن</i>‬ ♪

304
00:22:55,666 --> 00:22:57,083
‫همه‌جا هستن!‬

305
00:22:58,250 --> 00:22:59,625
‫بدو سمت انبار!‬

306
00:23:01,708 --> 00:23:07,208
‫<i>خسته شدن از اینکه بهشون زور بگن</i>‬
‫<i>و بگن چیکار کنن</i>‬

307
00:23:08,083 --> 00:23:11,666
‫<i>با دنیا می‌جنگن</i>‬
‫<i>تا وقتی که برنده بشن</i>‬

308
00:23:11,750 --> 00:23:13,750
‫<i>و عشق جاری بشه</i>‬

309
00:23:15,250 --> 00:23:16,250
‫زود باش!‬

310
00:23:38,625 --> 00:23:40,750
‫آره! بیاین جلو! بگیر که اومد!‬

311
00:23:41,541 --> 00:23:44,500
‫اشتباه کردین که با مکس دیوانه‬
‫در افتادین! ها!‬

312
00:23:45,875 --> 00:23:47,541
‫- آره!‬
‫- آره!‬

313
00:23:55,625 --> 00:23:58,000
‫انگار این قرار اونقدرها هم خسته‌کننده‬
‫نبود.‬

314
00:23:58,083 --> 00:24:00,166
‫صبر کن. این قرار عاشقانه بود؟‬

315
00:24:08,083 --> 00:24:11,125
‫خبر خوب اینه که هیولا رفت.‬

316
00:24:11,958 --> 00:24:15,958
‫خبر بد اینه که یه جورایی مجبور شدیم‬
‫محصولات پدربزرگت رو داغون کنیم.‬

317
00:24:16,041 --> 00:24:18,750
‫اوه. اونا فقط ته‌بار بودن.‬

318
00:24:19,791 --> 00:24:20,791
‫چی؟‬

319
00:24:20,875 --> 00:24:24,583
‫اون همین الان یه کامیون از بزرگ‌ترین‌هاشون‬
‫رو برد به جشنواره.‬

320
00:24:24,666 --> 00:24:26,791
‫برای مسابقه‌ی پای‌خوری.‬

321
00:24:27,541 --> 00:24:31,583
‫<i>صدای من رو می‌شنوید؟ کسی صدام رو می‌شنوه؟ </i>‬
‫<i>وضعیت قرمزه! تمام! </i>‬

322
00:24:31,666 --> 00:24:35,625
‫داستین! لوکاس‌ام.‬
‫سرنخی که از مزرعه‌ی یوجین داشتیم واقعی بود.‬

323
00:24:35,708 --> 00:24:37,250
‫<i>یه چیزی کل محصولات رو تبدیل کرده</i>‬

324
00:24:37,333 --> 00:24:39,375
‫<i>به یه جور موجودِ گیاهیِ</i>‬
‫<i>کدو-پیچکی.</i>‬

325
00:24:39,458 --> 00:24:40,833
‫<i>نزدیک بود ما رو بکشه.</i>‬

326
00:24:40,916 --> 00:24:44,041
‫امکان نداره! چارلی گفت‬
‫یه موجودِ پیچک‌مانند بهش حمله کرده.‬

327
00:24:44,125 --> 00:24:47,666
‫<i>فکر کنم همون چیزیه که اون رو</i>‬
‫<i>به کوسه‌ی برفی تبدیل کرد. حتماً به هم ربط دارن.</i>‬

328
00:24:47,750 --> 00:24:51,708
‫داستین! یه سری از اون کدوها‬
‫دارن میرن برای مسابقه‌ی پای‌خوری.‬

329
00:24:51,777 --> 00:24:54,236
‫کی می‌دونه اگه کسی اونا رو بخوره‬
‫چی میشه؟‬

330
00:24:54,750 --> 00:24:56,041
‫<i>بیاین سمت جشنواره دیدنم.</i>‬

331
00:24:56,125 --> 00:24:57,541
‫با تمام سرعت!‬

332
00:24:58,458 --> 00:25:00,833
‫<i>وضعیت قرمز. وضعیت قرمزه.</i>‬

333
00:25:00,916 --> 00:25:02,666
‫داستین، ویل‌ام. تمام.‬

334
00:25:02,750 --> 00:25:04,000
‫<i>بالاخره.</i>‬

335
00:25:04,083 --> 00:25:05,333
‫کدوهای مزرعه...‬

336
00:25:05,416 --> 00:25:08,333
‫کیک‌های پای با یه چیزی از‬
‫دنیای وارونه آلوده شدن.‬

337
00:25:08,416 --> 00:25:11,041
‫<i>مایک رو پیدا کن و بیا محل مسابقه.</i>‬
‫<i>باید جلوش رو بگیریم.</i>‬

338
00:25:11,125 --> 00:25:12,041
‫- زود باش.‬
‫<i>- تمام.</i>‬

339
00:25:12,125 --> 00:25:14,958
‫مسابقه‌ی پای‌خوری‌مون داره شروع میشه.‬

340
00:25:15,041 --> 00:25:18,500
‫بیاید یوجین مک‌کورکل رو تشویق کنیم که اهدا کرده‬

341
00:25:18,583 --> 00:25:23,125
‫این محصولِ معجزه‌آسای کدوی زمستونی رو‬
‫برای لذت بردنِ ما.‬

342
00:25:27,750 --> 00:25:29,291
‫برین کنار! راه رو باز کنین!‬

343
00:25:31,416 --> 00:25:32,666
‫مایک و ال کجان؟‬

344
00:25:34,416 --> 00:25:35,458
‫وای نه!

345
00:25:38,041 --> 00:25:40,333
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!‬

346
00:25:41,041 --> 00:25:42,375
‫- برین کنار، برین کنار!‬
‫- ببخشید.‬

347
00:25:42,458 --> 00:25:43,333
‫ببخشید!‬

348
00:25:43,416 --> 00:25:45,958
‫وایسین! وایسین! برین کنار! وایسین!‬

349
00:25:47,250 --> 00:25:48,875
‫داری خرابش می‌کنی!‬

350
00:25:48,958 --> 00:25:50,500
‫داستین، داری چیکار می‌کنی؟‬

351
00:25:50,583 --> 00:25:51,791
‫دارم جون‌تون رو نجات میدم.‬

352
00:25:51,875 --> 00:25:54,500
‫هر از گاهی به بی‌سیمت گوش بده،‬
‫باشه؟‬

353
00:25:56,083 --> 00:25:58,041
‫داری بُردِ من رو خراب می‌کنی، هندرسون؟‬

354
00:25:58,125 --> 00:26:00,916
‫روزاریو! باید پای رو بدی به من!‬

355
00:26:04,791 --> 00:26:06,875
‫اوه نه! لعنتی!‬

356
00:26:06,958 --> 00:26:08,708
‫واقعاً، واقعاً معذرت می‌خوام.‬

357
00:26:08,791 --> 00:26:10,875
‫می‌کُشمت!‬

358
00:26:12,833 --> 00:26:14,458
‫♪ <i>صداش رو می‌شنوم</i>‬ ♪

359
00:26:14,541 --> 00:26:18,458
‫داشتم سعی می‌کردم جونت رو نجات بدم!‬
‫باید ازم تشکر کنی!‬

360
00:26:19,083 --> 00:26:20,958
‫♪ <i>صداش عمیقه</i>‬ ♪

361
00:26:21,750 --> 00:26:22,875
‫♪ <i>توی تاریکی</i>‬ ♪

362
00:26:25,458 --> 00:26:27,291
‫♪ <i>صداش رو می‌شنوم</i>‬ ♪

363
00:26:28,083 --> 00:26:29,458
‫♪ <i>شروع به دویدن کن</i>‬ ♪

364
00:26:31,166 --> 00:26:33,166
‫♪ <i>به سمت درختا</i>‬ ♪

365
00:26:34,083 --> 00:26:35,958
‫♪ <i>به سمت درختا</i>‬ ♪

366
00:26:47,000 --> 00:26:48,000
‫رفیق، ماییم.‬

367
00:26:50,500 --> 00:26:52,333
‫چه اتفاقی برای روزاریو افتاد؟‬

368
00:27:08,000 --> 00:27:28,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
