WEBVTT

00:05.000 --> 00:16.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.024 --> 00:23.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:24.048 --> 00:28.048
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده

00:53.011 --> 00:55.889
‫اگه می‌خوای اونی که گفتی رو ببینی،

00:55.972 --> 00:57.891
‫کلیدش توی جیبمـه

01:54.405 --> 01:57.659
‫لطفاً منو نکُش.
‫بابت همه چی متأسفم. خواهش می‌کنم!

01:57.742 --> 01:59.035
‫سونگ گی‌هون کجاست؟

01:59.119 --> 02:00.328
‫اتاق 410!

02:17.637 --> 02:19.597
‫پلیس. دست‌ها بالا!

02:35.864 --> 02:37.407
‫سونگ گی‌هون

02:37.490 --> 02:39.784
‫به اتهام قتل بازداشتی

02:39.868 --> 02:41.870
‫حق داری وکیل اختیار کنی،

02:41.953 --> 02:43.246
‫و حق داری...

02:48.877 --> 02:50.086
‫تو کی هستی؟

02:52.881 --> 02:56.134
‫شما... آقای سونگ گی‌هون هستید؟

02:56.217 --> 02:59.470
‫داشتم به آقای کیم کمک می‌کردم
‫مردی که داکجی بازی می‌کنه رو پیدا کنیم

02:59.554 --> 03:01.181
‫اسم من چوی ووسئوکـه

03:01.264 --> 03:05.351
‫ما هر روز از ایستگاه مترو برات عکس می‌فرستادیم!

03:05.935 --> 03:07.270
‫یادته؟

03:09.480 --> 03:13.026
‫هیچوقت از نزدیک همدیگه رو ندیدیم،

03:13.109 --> 03:15.737
‫ولی از رئیسم خیلی تعریفت رو شنیدم

03:15.820 --> 03:20.325
‫گفت تو آدم بزرگی بودی که خودت
‫داوطلبانه واسه تسویه‌ی بدهی‌ات اومدی

03:20.408 --> 03:22.911
‫گفت به عمرش آدمی مثل تو ندیده...

03:24.537 --> 03:25.537
‫اون حروم‌زاده

03:27.707 --> 03:29.209
‫شما اونو کُشتید، آقای سونگ؟

03:31.961 --> 03:34.839
‫ای تخم سگ!

03:37.508 --> 03:39.219
‫اون حروم‌زاده...

03:40.762 --> 03:44.224
‫اون حروم‌زاده رئیسم رو کُشت

03:47.685 --> 03:52.649
‫من اشتباهی دو بار سنگ آوردم

03:52.732 --> 03:57.570
‫اون کاغذ و قیچی داشت.
‫فقط باید کاغذ می‌آورد.

03:57.654 --> 04:00.114
‫ولی نیاورد

04:00.198 --> 04:02.784
‫مثل احمق‌ها...

04:02.867 --> 04:04.869
‫« نیمه‌شب 31 اکتبر، کلوب اچ‌دی‌اچ »

04:15.922 --> 04:19.759
‫« بازی مرکب، فصل 2 »

04:22.470 --> 04:26.808
‫قسمت دوم: مهمونی هالووین

04:46.828 --> 04:47.829
‫ببخشید!

04:49.998 --> 04:51.165
‫آهای!

04:51.874 --> 04:52.959
‫بیدار شو!

04:57.755 --> 04:59.215
‫پنجره رو باز کن

05:08.808 --> 05:10.768
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

05:11.936 --> 05:13.855
‫محل کارم اینجاست

05:13.938 --> 05:15.523
‫باید فردا صبح زود اینجا باشم

05:15.606 --> 05:18.526
‫دلیل نمیشه بتونی این بیرون توی ماشین بخوابی

05:18.609 --> 05:20.862
‫اگه مافوق‌هام بفهمن توی دردسر میفتم

05:22.280 --> 05:23.906
‫گمونم قبلاً اینجا دیدمت

05:23.990 --> 05:26.701
‫شرمنده. فردا ماشینم رو جابجا می‌کنم

05:27.201 --> 05:28.911
‫دیگه تکرار نشه

05:29.746 --> 05:31.998
‫وگرنه گزارشت رو میدم

05:32.832 --> 05:33.832
‫باشه

05:53.144 --> 05:54.729
‫کارآگاه هوانگ جون‌هو

05:58.149 --> 05:59.609
‫حالا یادم اومد

06:00.943 --> 06:03.112
‫قبلاً یه بار اومدی خونه‌ام دیدنم

06:03.905 --> 06:05.656
‫دو بار همدیگه رو دیدیم

06:06.407 --> 06:08.868
‫یه بار جلوی خونه‌ات و یه بارم...

06:10.495 --> 06:11.662
‫توی اون جزیره

06:12.455 --> 06:15.375
‫یادته؟ شبی که توی خوابگاه آشوب به پا شد

06:16.376 --> 06:18.294
‫افراد نقاب‌پوش وارد شدن تا جلوش رو بگیرن

06:20.088 --> 06:22.590
‫تو یکی از اونا بودی؟

06:22.673 --> 06:25.134
‫من پنهانی و با پوشش وارد اونجا شدم
‫تا برادرم رو پیدا کنم

06:25.218 --> 06:27.220
‫چطوری حرفت رو باور کنم؟

06:27.303 --> 06:31.140
‫یکی از نقاب‌پوش‌ها ازت راجع به
‫یکی به نام «هوانگ اینهو» سؤال کرد

06:32.892 --> 06:34.060
‫بازیکن 456

06:35.019 --> 06:36.687
‫اینجا کسی رو به اسم هوانگ اینهو می‌شناسی؟

06:38.898 --> 06:41.526
‫ما اسم‌های همدیگه رو نمی‌دونیم

06:42.527 --> 06:43.653
‫اون من بودم

06:44.153 --> 06:45.947
‫هوانگ اینهو برادرمـه

06:49.784 --> 06:51.953
‫اونی که کُشتی کی بود؟

06:53.204 --> 06:56.541
‫اون بازیکن جذب می‌کنه واسه مسابقه

06:57.875 --> 06:59.710
‫ولی من نکُشتمش

07:03.423 --> 07:05.550
‫صرفاً بازی رو باخت

07:07.009 --> 07:10.221
‫هنوز توی اون بازی هستی؟

07:10.805 --> 07:13.474
‫دارم سعی می‌کنم میخ تابوتش رو بزنم

07:13.558 --> 07:14.559
‫چطوری؟

07:14.642 --> 07:16.310
‫اول اون یارو رو پیدا می‌کنم

07:17.603 --> 07:20.273
‫سرپرست بازی که واسه اوه ایل‌نام کار می‌کرد

07:22.316 --> 07:23.651
‫می‌دونی اون کیه؟

07:25.695 --> 07:27.697
‫نقاب‌پوش‌ها بهش می‌گفتن کاپیتان

07:27.780 --> 07:28.948
‫چهره‌اش رو دیدی؟

07:31.242 --> 07:35.830
‫نه، صورتش رو ندیدم.
‫یه ماسک سیاه زده بود.

07:39.083 --> 07:41.002
‫قصد داری چطوری پیداش کنی؟

07:42.712 --> 07:44.881
‫این یه دعوت‌نامه‌ست که اون فرستاده

07:49.218 --> 07:52.263
‫اگه پیداش کردی، بعدش چی؟

07:53.806 --> 07:54.807
‫می‌کُشیش؟

07:55.850 --> 07:58.478
‫کُشتنش باعث نمیشه بازی‌ها ادامه پیدا نکنن

07:59.937 --> 08:02.190
‫اوه‌ ایل‌نام قبل از مرگش گفت

08:03.316 --> 08:06.360
‫این بازی رو برای مشتری‌هاش ساخته

08:06.444 --> 08:07.444
‫درسته

08:08.362 --> 08:10.364
‫یه سری افراد هستن که بهشون میگن وی‌آی‌پی

08:10.448 --> 08:12.241
‫یکی‌شون رو دیدم

08:13.993 --> 08:15.119
‫بذار من برم

08:16.120 --> 08:17.705
‫کمکت می‌کنم پیداشون کنی

08:18.664 --> 08:21.375
‫آقای سونگ. نباید به پلیس‌ها اعتماد کنید

08:21.959 --> 08:25.671
‫من که ندیدم پلیس‌ها
‫به امثالِ ما کمک کنن

08:30.510 --> 08:33.888
‫بابت برادرت متأسفم.
‫ولی بهتره فراموشش کنی.

08:33.971 --> 08:35.556
‫تو می‌تونی فراموش کنی؟

08:37.391 --> 08:39.143
‫آدمایی که توی اون جزیره مُردن؟

08:41.187 --> 08:43.731
‫من چیزهایی دیدم که تو ندیدی

08:44.649 --> 08:46.150
‫می‌تونم کمکت کنم...

08:48.444 --> 08:49.987
‫به هدفت برسی

08:58.412 --> 09:00.831
‫لطفاً تجدید نظر کنید، آقای سونگ

09:00.915 --> 09:03.876
‫یه بار سرم کلاه گذاشتن و
‫کل پولم رو از دست دادم

09:03.960 --> 09:06.379
‫خون جلوی چشمم رو گرفته بود،
‫واسه همین یکم کتکش زدم

09:06.462 --> 09:08.172
‫اونقدرا وخیم نبود،

09:08.256 --> 09:11.717
‫ولی پلیس‌ها دستگیرم کردن و
‫بهم گفتن باهاش سازش کنم

09:11.801 --> 09:13.219
‫ولی با کدوم پول؟

09:13.302 --> 09:15.680
‫اون عوضی دار و ندارم رو ازم گرفت

09:15.763 --> 09:19.684
‫می‌دونی چیش مسخره‌ست؟
‫من افتادم زندان و اون قِسر در رفت

09:19.767 --> 09:21.811
‫از اون‌موقع، دیگه به پلیس‌ها اعتماد نکردم...

09:26.023 --> 09:27.400
‫پول...

09:27.483 --> 09:28.901
‫آقای سونگ

09:29.569 --> 09:31.821
‫پس درستـه که شما توی بازی برنده شدید؟

09:39.120 --> 09:43.249
‫این خون‌بهای همه‌ی آدماییـه که اونجا مُردن

09:46.419 --> 09:49.130
‫ازش واسه مبارزه
‫با اون حروم‌زاده‌ها استفاده می‌کنم

09:50.881 --> 09:55.094
‫اگه کمکم کنید، هرچقدر بخواید بهتون میدم

09:55.678 --> 09:57.805
‫من به خاطر پول وارد این قضیه نشدم

09:58.848 --> 10:00.391
‫من هم همینطور

10:01.183 --> 10:04.061
‫اون حروم‌زاده جلوی چشمم رئیسم رو کُشت

10:04.145 --> 10:07.481
‫اون مثل داداشم بود.
‫حتی ترتیب جشن عروسیم رو داد.

10:08.816 --> 10:11.319
‫اون بی‌همه‌چیزها رو پیدا می‌کنم،
‫دست و پاشون رو می‌بندم،

10:11.402 --> 10:13.779
‫مجبورشون می‌کنم سنگ، کاغذ، قیچی
‫بازی کنن و با گلوله خلاص‌شون می‌کنم

10:14.947 --> 10:17.408
‫توی اون جزیره افراد مسلح دارن

10:17.491 --> 10:20.077
‫با چندتا سلاح کمری نمیشه حریف‌شون شد

10:24.373 --> 10:26.542
‫تا الان اینا رو جمع کردم

10:30.004 --> 10:33.215
‫اینا واقعی هستن؟
‫این همه رو از کجا آوردی؟

10:33.299 --> 10:38.220
‫رفیق، آقای سانگ.
‫پس نقشه داری!

10:38.304 --> 10:40.973
‫می‌خوام افرادی رو پیدا کنید که
‫بتونیم باهاشون همکاری کنیم

10:41.057 --> 10:42.892
‫البته، خیالت تخت

10:42.975 --> 10:45.645
‫چند نفر رو می‌شناسم که یه کارهایی ازشون برمیاد

10:46.854 --> 10:48.564
‫اینا اسلحه‌های کی2 هستن؟

10:48.648 --> 10:51.400
‫بعد خدمتم توی ارتش دیگه از اینا ندیده بودم

10:53.152 --> 10:55.029
‫گمونم از بازار سیاه اومدن

10:56.113 --> 10:57.531
‫اصلاً تیر می‌زنن؟

11:25.601 --> 11:28.354
‫هر وقت تونستی بیا امتحان‌شون کن

11:29.647 --> 11:30.647
‫بعلاوه

11:31.816 --> 11:34.860
‫توصیه می‌کنم از شغل فعلی‌ت استعفا بدی

12:30.791 --> 12:34.086
‫خدایا، چقدر گرمـه.
‫درجۀ کولر رو بیشتر کن!

12:34.170 --> 12:38.007
‫چرا کولر اینجا اینقدر ضعیفـه؟ تف توش

12:39.925 --> 12:42.762
‫- میشه یکی بگه درستش کنن؟
‫- هوا چقدر گرمـه

12:43.888 --> 12:46.390
‫- می‌خوام برم خونه
‫- بعد کار برنامه‌ات چیه؟

12:46.932 --> 12:48.392
‫- یه آبجومون نشه؟
‫- چرا که نه

12:48.476 --> 12:51.729
‫- پایه‌ام
‫- یه مغازه‌ی جدید همین نزدیکی باز شده

12:51.812 --> 12:54.982
‫- خیلی خسته‌ام
‫- سخت بود

13:13.292 --> 13:17.338
‫خرگوشه، این واسه توئـه

13:34.647 --> 13:36.982
‫خرگوشه، درد داره؟

13:39.318 --> 13:41.445
‫اونقدر گرمـه که نمیشه اینا رو پوشید

13:42.613 --> 13:46.826
‫من که توی این کله‌ی خوک
‫نفسم بالا نمیاد. فقط من اینطورم؟

13:57.378 --> 13:58.462
‫نایئون!

14:00.005 --> 14:01.005
‫نایئون

14:01.674 --> 14:02.674
‫نایئون

14:04.301 --> 14:07.179
‫نایئون. بهت گفته بودم همینطوری
‫سرت رو ننداز پایین وارد هر جایی نشو

14:07.263 --> 14:10.224
‫بابایی!

14:11.225 --> 14:14.645
‫گریه نکن. ببخشید، رفقا

14:15.521 --> 14:17.648
‫چیزیت نیست. بابایی پیشتـه

14:24.071 --> 14:26.323
‫کِی از بیمارستان مرخص شد؟

14:27.700 --> 14:28.700
‫اون کیه؟

14:29.910 --> 14:33.956
‫دیدی یه سری هنرمندها توی پارک هستن که
‫تصویر بقیه رو می‌کِشن؟

14:34.039 --> 14:37.042
‫اون یارو از همونا بود و
‫اون هم دخترشـه

14:37.918 --> 14:39.211
‫مریضـه؟

14:40.671 --> 14:42.882
‫خب، شنیدم سرطان خون داره

14:42.965 --> 14:45.426
‫ظاهراً باید پیوند مغز استخوان بشه

14:45.968 --> 14:47.553
‫ولی به این راحتی‌ها نیست

14:53.017 --> 14:54.184
‫« ماهی‌فروشی سانگ وو »

14:54.268 --> 14:57.479
‫- مراقبت کن
‫- ممنون. خداحافظ

15:05.154 --> 15:06.155
‫چئول!

15:06.697 --> 15:07.697
‫مادربزرگ

15:13.078 --> 15:14.580
‫- شام خوردی؟
‫- آره

15:14.663 --> 15:16.582
‫با دوستام یه برگر خوردم

15:17.333 --> 15:21.211
‫با اون که سیر نمیشی.
‫یه مقدار سیب‌زمینی شیرین بخارپز کردم.

15:21.295 --> 15:23.422
‫سیب‌زمینی شیرین؟ ولی من معده‌ام پُره

15:23.505 --> 15:24.882
‫پس یکم نوشیدنی سیکایه بخور

15:28.344 --> 15:32.389
‫زنی که کنار سه‌بیوکـه، مادرشـه

15:32.473 --> 15:37.519
‫اخیراً از اردوگاه زندانیان در
‫استان هامگیونگ شمالی آزاد شد

15:38.771 --> 15:40.397
‫اوضاع و احوالش چطوره؟

15:40.481 --> 15:43.233
‫توی زندان سِل گرفت، وخیم بود،

15:43.317 --> 15:45.527
‫ولی اصلاً درست حسابی مداواش نکردن

15:45.611 --> 15:48.238
‫یه مدت نمی‌تونه تکون بخوره

15:48.322 --> 15:51.200
‫لطفاً هر چه سریع‌تر بیاریدش اینجا

15:51.283 --> 15:56.288
‫من بهترین متخصص‌ها رو
‫توی چین و کره‌ی شمالی دارم

15:56.872 --> 16:00.334
‫به محض اینکه بهبود پیدا کنه،
‫جابجاش می‌کنیم

16:00.417 --> 16:03.504
‫اگه لازمه می‌تونم پول بیشتری بهت بدم

16:03.587 --> 16:05.172
‫نه

16:05.255 --> 16:07.299
‫همین الانش به قدر کافی بهم پول دادی

16:12.805 --> 16:15.265
‫بعد از آخرین بار، اینو به سه‌بیوک مدیونم

16:15.849 --> 16:19.687
‫ترتیبش رو میدم

16:29.822 --> 16:30.656
‫این چیه؟

16:30.739 --> 16:31.657
‫« ماهی‌فروشی سانگ وو »

16:31.740 --> 16:34.493
‫داداش کوچولوی سه‌بیوک اینجاست

16:34.576 --> 16:37.287
‫اگه گیرم نیاوردی،

16:38.497 --> 16:40.916
‫لطفاً با این شماره تماس بگیر

16:41.792 --> 16:44.003
‫باشه، حتماً

17:02.896 --> 17:06.025
‫محض رضای خدا. بازم تو؟

17:09.069 --> 17:12.740
‫چرا همش موی دماغم میشی؟
‫گفتم یه دلال دیگه پیدا کن

17:13.323 --> 17:17.036
‫بقیه همه میگن اون مُرده

17:17.119 --> 17:19.580
‫پس لابد مُرده

17:19.663 --> 17:22.708
‫نکنه خیال کردی جادو بلدم و
‫آدم زنده می‌کنم؟

17:22.791 --> 17:25.461
‫گفتی شاید زنده باشه

17:26.045 --> 17:27.713
‫نه، منظورم این بود که

17:27.796 --> 17:31.967
‫هیچکس شاهد مرگش نبوده،
‫یا جسدش رو پیدا نکرده

17:32.051 --> 17:34.720
‫نگفتم زنده‌ست

17:34.803 --> 17:36.847
‫هیچکس هم اونو زنده ندیده

17:40.893 --> 17:43.187
‫لطفاً برای آخرین بار دنبالش بگرد

17:43.270 --> 17:45.856
‫چرا همه پول میذارن جلوم؟

17:47.357 --> 17:49.651
‫می‌دونستم مهربون بودن بی‌پاداش نمی‌مونه

17:49.735 --> 17:51.904
‫لطفاً یه بار دیگه تلاش کن

17:51.987 --> 17:54.198
‫اگه این کافی نیست،
‫بازم واست پول میارم

17:57.576 --> 18:01.038
‫اگه مسئله پول بود، خیلی قبل‌تر می‌گفتم

18:01.622 --> 18:05.709
‫نویول، خودت می‌دونی
‫به هر دری زدم که پیداش کنم

18:06.752 --> 18:09.379
‫دلم واست می‌سوخت چون
‫خودم هم بچه‌ دارم

18:09.463 --> 18:11.465
‫- واقعاً تمام تلاشم رو کردم
‫- فهمیدم

18:13.092 --> 18:14.760
‫لطفاً، واسه آخرین بار

18:15.511 --> 18:18.472
‫بذار باهات روراست باشم

18:18.555 --> 18:21.058
‫توقع داری چطوری یه بچه‌ی یه ساله

18:21.141 --> 18:24.144
‫توی کره‌ی شمالی بدون پدر و مادرش زنده بمونه؟

18:24.228 --> 18:27.481
‫تازه، مادرش به مافوقش شلیک کرد و

18:27.564 --> 18:30.192
‫مثل یه خائن فرار کرد کره‌ی جنوبی...

18:36.323 --> 18:39.368
‫نمیگم تقصیر توئـه، نویول

18:39.868 --> 18:43.038
‫ولی خب کاریـه که شده

18:46.834 --> 18:50.838
‫می‌دونم سختـه به یه مادر بگی
‫بچه‌اش رو فراموش کنه،

18:52.714 --> 18:54.133
‫ولی واقعاً باید فراموشش کنی

18:55.175 --> 18:57.177
‫هیچ کار دیگه‌ای ازت ساخته نیست

19:37.134 --> 19:39.428
‫شرمنده. الان ماشینم رو جابجا می‌کنم

19:40.053 --> 19:41.305
‫خانم کانگ نویول

20:18.675 --> 20:19.509
‫سلام، مادر

20:19.593 --> 20:22.471
‫کجایی؟ هنوز نرسیدی؟

20:23.680 --> 20:24.973
‫الان دارم میرم

20:25.057 --> 20:30.062
‫جون‌هو. یه نگاه کن ببین
‫برادرت به اونجا سر زده یا نه

20:30.562 --> 20:36.944
‫اگه زنده باشه، توی سالگرد
‫مرگ همسرش، روی قبرش گل می‌ذاره

20:40.968 --> 20:47.968
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:58.131 --> 20:59.383
‫اومده بود؟

21:00.008 --> 21:01.008
‫نه

21:04.888 --> 21:06.473
‫گمونم برادرت

21:08.225 --> 21:11.770
‫دیگه نمی‌خواد ما توی زندگیش باشیم

21:13.897 --> 21:17.109
‫چندین سالـه که ازش خبری نداریم

21:17.192 --> 21:19.945
‫احتمالاً چون

21:21.071 --> 21:23.615
‫هنوزم ته دلش از من متنفره

21:25.617 --> 21:29.454
‫ما هم اون موقع مشکلات داشتیم،
‫خودش خوب می‌دونه

21:29.538 --> 21:34.000
‫فقط نمی‌خوام خیال کنه
‫سرِ اینکه اون پسر ناتنی منـه،

21:34.001 --> 21:36.837
‫به تو بیش از اون توجه کردم

21:38.338 --> 21:40.424
‫از همین می‌ترسم

21:40.507 --> 21:42.301
‫لطفاً اینقدر این فکر رو نکن

21:43.552 --> 21:45.512
‫خودش می‌دونه همچین چیزی نیست

21:47.472 --> 21:48.682
‫برادرت...

21:50.017 --> 21:53.603
‫یکی از کلیه‌هاش رو بهت داد و
‫جونت رو نجات داد

21:54.521 --> 21:59.026
‫ولی وقتی همسرش مریض شد،

22:00.485 --> 22:02.571
‫نتونست هیچ کاری براش بکنه

22:05.741 --> 22:07.200
‫ای‌کاش می‌تونستم...

22:11.163 --> 22:16.126
‫حاضر بودم اعضای بدنم رو بفروشم تا کمکش کنم

22:16.835 --> 22:18.920
‫اگه مسئله این بود،
‫باید از من متنفر می‌شد

22:21.006 --> 22:23.133
‫اگه کلیه‌اش رو به من نداده بود،

22:23.216 --> 22:26.219
‫می‌تونست بفروشتش و
‫مداوایی که واسش نیاز بود رو فراهم کنه

22:27.971 --> 22:29.765
‫اگه من می‌مُردم...

22:29.848 --> 22:31.058
‫از این حرف‌ها نزن!

22:31.141 --> 22:32.809
‫پس تو هم نباید بزنی!

22:33.643 --> 22:35.228
‫بس کن!

22:36.938 --> 22:39.775
‫سرنوشت باعث بیماریش شد،

22:40.859 --> 22:43.695
‫این‌هو هم خودش تصمیم گرفت
‫که رشوه بگیره

22:44.905 --> 22:48.200
‫من و تو مسئول اتفاقاتی که واسش افتاد نیستیم!

22:50.452 --> 22:53.205
‫صرفاً تاوان کارش رو داد

23:37.374 --> 23:38.375
‫شرمنده

23:38.458 --> 23:39.292
‫« نامه‌ی استعفاء »

23:39.376 --> 23:40.794
‫بنا به دلایل شخصی

23:40.877 --> 23:43.880
‫بازم، نمیشه که یهویی استعفا بدی

23:45.132 --> 23:46.800
‫جایگزین پیدا کردن سختـه

23:46.883 --> 23:48.135
‫شرمنده

23:48.218 --> 23:50.637
‫نویول، چطوری با این لباس لامصب کار می‌کردی؟

23:50.720 --> 23:54.599
‫لعنتی، این از اون کله‌ی خوک مسخره هم بدتره که

23:55.434 --> 23:58.311
‫قربان، صد درصد نویول
‫به خاطر همین داره استعفا میده

23:58.395 --> 24:00.897
‫شاید بچه‌ها ما رو با این لباس‌ها
‫می‌بینن خوشحال میشن،

24:00.981 --> 24:03.650
‫ولی اون آدم بزرگ‌هایی که اینا رو
‫می‌پوشن دهن‌شون سرویس میشه

24:03.733 --> 24:04.901
‫مگه نه، نویول؟

24:04.985 --> 24:09.573
‫امشب شام دورهمی داریم.
‫چطوره بیای و خداحافظی کنی؟

24:09.656 --> 24:11.783
‫درسته. بهتره واسه شام باهامون باشی

24:11.867 --> 24:15.454
‫یه نوشیدنی هم بخوری.
‫اگه نیای همه ناراحت میشن.

24:15.537 --> 24:16.913
‫ممنون بابت همه چی

24:23.795 --> 24:27.174
‫وای، چقدر بی‌عاطفه‌ست.
‫حتی تا آخرین لحظه‌ای که اینجاست.

24:27.257 --> 24:31.094
‫بیشتر از دو ساله که همکارمـه،

24:31.178 --> 24:33.513
‫ولی تابحال اصلاً یه مکالمه‌ی
‫درست و حسابی نداشتیم

24:33.597 --> 24:37.726
‫می‌دونم. موندم با همچین شخصیتی که داره،
‫چطوری سراغ همچین شغلی اومده

25:05.712 --> 25:06.713
‫بیا

25:06.796 --> 25:08.441
‫- چی شد؟
‫- بی‌هوش پیداش کردم

25:08.465 --> 25:09.508
‫نایئون

25:12.469 --> 25:13.469
‫نایئون!

25:16.806 --> 25:17.641
‫شما همراهش هستید؟

25:17.724 --> 25:18.767
‫بله، من پدرشم

25:18.850 --> 25:20.936
‫لطفاً ببریدش به مرکز آموزشی‌درمانی سئوهیون

25:38.328 --> 25:40.956
‫خیلی‌خب. دهنت رو باز کن

26:51.610 --> 26:53.612
‫« مرکز آموزشی‌درمانی سئوهیون »

27:04.998 --> 27:05.999
‫پارک نایئون

27:06.082 --> 27:08.418
‫یه داروی جدید در اومده

27:09.127 --> 27:14.924
‫واسه بیمارانی مثل نایئون که سرطان بازگشتی
‫یا پیش‌آگهی بد دارن

27:15.008 --> 27:17.844
‫ولی فعلاً تحت پوشش بیمه نیست

27:17.927 --> 27:21.222
‫دکتر، به هر قیمتی شده پولش رو جور می‌کنم

27:22.098 --> 27:24.768
‫لطفاً به نایئون کمک کنید

27:24.851 --> 27:29.356
‫واسه فردا یه وقت بگیرید.
‫اون‌موقع جزئیاتش رو توضیح میدم.

27:29.439 --> 27:30.774
‫واسه انجام این آزمایشات...

28:41.720 --> 28:43.888
‫اینا توی نیروی دریایی خدمت کردن

28:44.764 --> 28:47.142
‫اینا هم توی «تیم تخریب زیر دریا» بودن

28:47.225 --> 28:50.437
‫اینا هم عضو نیروی ویژه‌ی ارتش کُره بودن

28:50.520 --> 28:53.314
‫این یارو هم قبلاً پلیس بوده

28:53.398 --> 28:55.191
‫همونطور که می‌بینی،

28:55.275 --> 28:57.861
‫اینا مردای سرسختی هستن که
‫اگه پول خوبی بهشون بدی،

28:57.944 --> 28:59.696
‫توی دهنِ شیر هم میرن

28:59.779 --> 29:02.157
‫درسته. ایشون رهبر تیم هستن

29:02.240 --> 29:05.160
‫ایشون یه کهنه‌سرباز ماهره که تجربه‌های
‫جنگی زیادی خارج از کشور داشته

29:05.744 --> 29:06.911
‫لطفاً کیم صدام کنید

29:06.995 --> 29:08.788
‫فردا باید مراقب باشی

29:08.872 --> 29:12.250
‫اگه به چشم‌شون بیای،
‫ممکنه همه چی خراب شه

29:12.333 --> 29:14.502
‫نگران نباش

29:14.586 --> 29:17.046
‫فقط من و تو وارد کلوب می‌شیم

29:17.130 --> 29:19.549
‫اینا همون نزدیکی‌ها گوش به‌زنگ وامیستن

29:19.632 --> 29:21.468
‫اصلاً میذارن تو وارد بشی؟

29:21.551 --> 29:24.179
‫بیخیال، یه لباس دارم که جون میده واسه کلاب

29:24.262 --> 29:26.222
‫به خودم هم حسابی می‌رسم

29:26.306 --> 29:27.474
‫من باهات میام

29:27.557 --> 29:28.683
‫نه

29:28.767 --> 29:32.562
‫چهره‌ی تو داخل اون جزیره لو رفته.
‫ممکنه بشناسنت.

29:34.522 --> 29:38.693
‫تا بهتون علامت ندادم هیچ حرکتی نزنید

29:38.777 --> 29:39.778
‫فهمیدم

29:43.072 --> 29:46.159
‫و اگه فردا اتفاقی برام افتاد...

29:46.242 --> 29:48.411
‫هیچیت نمیشه

29:49.037 --> 29:51.456
‫ردیابت دستِ منـه

29:51.539 --> 29:55.710
‫هر جا ببرنت، ما پشت سرتیم

29:55.794 --> 29:57.670
‫پس می‌تونی آروم باشی. نگران باش!

30:30.000 --> 30:31.498
‫الو؟

30:31.499 --> 30:33.499
‫کی پشت خطه؟

30:33.500 --> 30:34.500
‫الو؟

30:37.752 --> 30:38.753
‫پدر؟

30:41.881 --> 30:43.258
‫پدر، خودتی؟

30:47.595 --> 30:49.472
‫گایونگ، کیه؟

30:49.556 --> 30:52.308
‫نمی‌دونم. حرف نمی‌زنه

30:53.101 --> 30:54.853
‫لباس سرِ کاریـه

30:54.936 --> 30:57.480
‫قطع کن بیا غذات رو بخور،
‫الان سوپت سرد میشه

30:58.982 --> 30:59.982
‫باشه

31:16.541 --> 31:21.588
‫اگر قصد دارید در بازی‌ها شرکت کنید،
‫لطفاً اسم و تاریخ تولدتون رو ذکر کنید

31:21.671 --> 31:23.798
‫25 ژوئن 1994

31:24.883 --> 31:26.009
‫کانگ نویول

31:28.511 --> 31:30.179
‫تأیید شد

31:30.263 --> 31:33.933
‫این هم جزئیات زمان و مکانی که
‫باید حاضر باشید تا بیایم دنبال‌تون

31:34.017 --> 31:36.978
‫31 اکتبر 2024،

31:37.061 --> 31:41.482
‫سئول، پارکینگ طبقاتی تانچئون،
‫زیر پل بونگئون در سونگ‌پا

32:04.464 --> 32:05.465
‫آهای!

32:08.009 --> 32:11.971
‫چقدر آدم.
‫امروز چه خبره؟

32:12.055 --> 32:12.931
‫« نیمه‌شب 31 اکتبر، کلوب اچ‌دی‌اچ »

32:13.014 --> 32:16.517
‫وایسا، امروزه؟
‫هال... اسمش چی بود؟

32:16.601 --> 32:18.728
‫31 اکتبر، هالووین

32:18.811 --> 32:20.229
‫آره، هالووین

32:20.313 --> 32:24.108
‫دلشوره گرفتم.
‫شاید تله باشه.

32:24.192 --> 32:25.944
‫به اون یارو که میگن گرداننده

32:27.570 --> 32:30.365
‫گفتی لباس خاکستری می‌پوشه و
‫ماسک سیاه می‌زنه؟

32:30.448 --> 32:31.574
‫آره

32:32.659 --> 32:37.246
‫پس لابد واسه همین امروز رو انتخاب کرده.
‫تا صورتش رو بپوشونه.

32:37.830 --> 32:40.375
‫حروم‌زاده می‌خواد زرنگی کنه

32:46.130 --> 32:47.632
‫- بریم
‫- باشه

32:51.761 --> 32:55.098
‫وایسا! بذار یه چیزی بزنم به صورتم

32:56.057 --> 32:58.184
‫من اینو می‌خوام. چقدر میشه؟

33:16.285 --> 33:18.538
‫الان وارد شدیم! صدا رو داری؟
‫زیر زمین هستیم

33:18.621 --> 33:19.664
‫آره، صدات رو می‌شنوم

33:19.747 --> 33:21.124
‫ردیاب چی؟

33:22.583 --> 33:24.377
‫مشکلی نداره. وضعیت؟

33:24.460 --> 33:26.462
‫این پایین قر و قاتیـه

33:26.546 --> 33:30.008
‫همه ماسک زدن،
‫نمی‌دونم کی به کیه

33:30.091 --> 33:33.011
‫بگذریم، خبری شد بهت میگم

33:33.094 --> 33:34.094
‫باشه

34:09.547 --> 34:12.925
‫افراد ماسک‌پوش اینجان.
‫دارن میرن داخل.

34:13.509 --> 34:17.805
‫افراد ماسک‌پوش؟
‫اینجا همه ماسک دارن!

34:18.556 --> 34:20.641
‫همون آدمای جزیره که
‫لباس یک‌دست صورتی داشتن!

34:22.185 --> 34:23.436
‫واقعاً؟

34:35.406 --> 34:37.658
‫چیه؟ می‌شناسمت؟

34:38.284 --> 34:39.452
‫چه غلطا؟

34:42.955 --> 34:46.375
‫آهای، جلو زدن نداریم.
‫برگرد ته صف.

34:46.459 --> 34:47.459
‫پلیس. برو کنار

34:49.629 --> 34:51.547
‫نمی‌بینی همکارات اینجا منتظرن؟

34:53.091 --> 34:55.593
‫هالووینـه. اول برو یونیفرمت رو بپوش.

34:58.137 --> 34:59.680
‫به نظرت این اسباب‌بازیـه؟

35:04.185 --> 35:05.895
‫هیچ لباسِ یک‌دست صورتی‌ای نمی‌بینم!

35:21.327 --> 35:22.370
‫چی؟

35:25.248 --> 35:28.543
‫یکی رو دیدم!
‫داره آقای سونگ رو می‌بره یه جایی!

35:28.626 --> 35:29.877
‫میرم دنبالشون!

35:29.961 --> 35:32.296
‫- دو نفر بودن
‫- چی؟ چی گفتی؟

35:32.380 --> 35:34.006
‫- دو نفر بودن!
‫- چی؟

35:42.140 --> 35:43.307
‫آقای چوی؛ کجایی؟

35:44.684 --> 35:45.768
‫آقای چوی!

36:08.499 --> 36:10.001
‫آقای چوی!

36:16.174 --> 36:18.134
‫از کلاب زدن بیرون. آماده باشید!

36:19.218 --> 36:21.304
‫رفقا، وقتشـه دست به کار شیم

36:21.387 --> 36:22.387
‫آماده باشید

36:53.211 --> 36:56.339
‫سوار یه لیموزین سفید شد.
‫همه‌ی تیم‌ها، تعقیبش کنید.

36:56.923 --> 36:58.883
‫باید بگیریمش.
‫این یادتون باشه.

36:58.966 --> 36:59.966
‫راه بیفت

37:10.853 --> 37:11.979
‫بازیکن 456

37:13.022 --> 37:14.607
‫یادت میاد؟

37:14.690 --> 37:17.443
‫یه بار توی این ماشین حرف زدیم

37:20.029 --> 37:21.530
‫همین ماشین بود؟

37:24.116 --> 37:26.285
‫بهتر از اونیـه که یادم بود

37:26.369 --> 37:28.788
‫از صمیم قلب امیدوار بودم زندگی خوبی داشته باشی

37:29.288 --> 37:33.125
‫امیدوار بودم همه چی رو
‫فراموش کنی و شاد باشی

37:33.209 --> 37:35.753
‫نمی‌دونستم اینقدر برات عزیزم

37:38.422 --> 37:40.675
‫چیزی نمونده اشکم در بیاد

37:40.758 --> 37:43.302
‫باید سوار اون هواپیما می‌شدی

37:43.386 --> 37:46.555
‫اون بهترین تصمیمی بود که می‌تونستی بگیری

37:46.639 --> 37:48.724
‫هیچوقت یادم نمیره که...

37:50.601 --> 37:52.770
‫اون‌موقع چی بهم گفتی

37:54.897 --> 37:58.025
‫واسه همین اینقدر دلم می‌خواست دوباره ببینمت

37:58.109 --> 38:01.862
‫حالا که رو در رو شدیم،
‫حرف دلت رو بزن

38:02.738 --> 38:04.156
‫چی ازم می‌خوای؟

38:09.287 --> 38:11.038
‫بازی‌ها رو متوقف کن

38:17.795 --> 38:18.963
‫بازی؟

38:19.046 --> 38:20.673
‫همین بازی‌ای که راه انداختی

38:21.257 --> 38:24.302
‫بازی‌ای که تا به امروز ادامه داشته

38:24.385 --> 38:26.304
‫ما فقط ساختیمش

38:26.387 --> 38:29.015
‫شماها همگی به خواستِ خودتون شرکت کردید

38:29.098 --> 38:30.891
‫مزخرف تحویلم نده

38:30.975 --> 38:34.854
‫شما آدمایی که به بن‌بست خوردن رو گول می‌زنید

38:35.563 --> 38:38.441
‫اونا رو به کام مرگ می‌کِشید و ازش لذت می‌برید

38:39.942 --> 38:42.486
‫خیال می‌کنید اگه بگید انتخاب خودشون بوده،

38:43.195 --> 38:47.908
‫بازی کثیف‌تون میشه رویداد خیریه؟

38:48.492 --> 38:51.412
‫اونا همگی بازنده‌ی بازی بودن

38:52.246 --> 38:54.415
‫آشغال‌هایی که از رقابت حذف شدن

38:55.124 --> 38:59.170
‫همین الان، یه عالمه زباله
‫داره توی دنیا تولید میشه

39:00.421 --> 39:01.881
‫هنوزم درک نمی‌کنی، نه؟

39:02.590 --> 39:06.052
‫بازی تموم نمیشه، مگر اینکه دنیا عوض بشه

39:06.135 --> 39:08.012
‫لیموزین رو می‌بینید؟

39:08.095 --> 39:09.513
‫بله، می‌بینیمش

39:09.597 --> 39:12.850
‫روی پل سئوگانگـه،
‫داره میره سمت یوئیدو. حالا چی؟

39:12.933 --> 39:15.978
‫فعلاً هیچ کاری نکنید.
‫باید یه جای خلوت‌تر باشه.

39:16.062 --> 39:17.062
‫فهمیدم

39:20.900 --> 39:26.447
‫«روالِ دنیا همینـه، پس
‫خفه خون بگیریم و قبولش کنیم؟»

39:27.907 --> 39:31.077
‫این قصه‌ها رو امثالِ تو ساختن

39:32.870 --> 39:35.748
‫خیال می‌کنید آدما اسب‌های مسابقه‌ای هستن،

39:35.831 --> 39:38.709
‫و شما صاحب‌شون هستید

39:41.295 --> 39:43.255
‫خوب یاد گرفتی لفظ قلم حرف بزنی

39:45.174 --> 39:48.386
‫خب؟ نقشه‌ات اینـه که
‫صاحبان اسب‌ها رو متقاعد کنی؟

39:49.136 --> 39:50.846
‫تا مسابقه رو متوقف کنن؟

39:52.014 --> 39:53.724
‫پشت سرشونیم

39:53.808 --> 39:55.893
‫ولی حرکات لیموزین مشکوکـه

39:55.976 --> 39:57.103
‫چطور؟

39:57.186 --> 39:59.313
‫داره دور محدوده‌ی یوئیدو می‌چرخه

39:59.397 --> 40:02.525
‫شاید بو برده باشن.
‫همین الان لیموزین رو متوقف کنید!

40:03.234 --> 40:04.985
‫دریافت شد. آغاز نقشه

40:12.618 --> 40:13.618
‫لعنتی!

40:14.578 --> 40:15.788
‫چه خبره؟

40:15.871 --> 40:17.039
‫چی شده؟

40:17.123 --> 40:18.416
‫یکی از لاستیک‌ها ترکید

40:18.499 --> 40:20.709
‫لعنتی. تیم دوم میره دنبال‌شون

40:20.793 --> 40:23.337
‫- باشه. همین الان دنده‌عقب بگیر!
‫- برگرد

40:27.758 --> 40:29.510
‫تک‌تیرانداز دارن! سرتون رو بدزدید!

40:30.845 --> 40:34.723
‫هر دو تیم زیر آتیشن.
‫باید عملیات رو لغو کنیم.

40:34.807 --> 40:38.519
‫یا قرار بود منو بدزدی؟

40:39.437 --> 40:40.896
‫من دنبال‌شون می‌کنم

40:50.197 --> 40:51.240
‫منو زمین‌گیر کردن

40:51.323 --> 40:52.616
‫دارم گمشون می‌کنم

40:54.368 --> 40:55.411
‫ماشین رو نگه دار

40:59.999 --> 41:04.170
‫خیال کردی می‌تونی با یه کُلت کمری
‫جلوی بازی‌ها رو بگیری؟

41:23.397 --> 41:24.899
‫منو وارد بازی کن

41:25.399 --> 41:26.984
‫می‌خوای توی بازی شرکت کنی؟

41:29.028 --> 41:30.821
‫منو برگردون توی بازی

41:30.905 --> 41:34.617
‫مگه همین یه ثانیه پیش نگفتی
‫بازی‌ها رو متوقف کنم؟

41:34.700 --> 41:37.411
‫اگه من برگردم توی بازی،

41:38.537 --> 41:40.831
‫اون کله‌گنده‌هایی بهشون خدمت می‌کنی

41:41.749 --> 41:43.876
‫حسابی کِیف می‌کنن

41:45.920 --> 41:47.046
‫پس...

41:48.255 --> 41:50.090
‫منو برگردون به بازی

41:54.803 --> 41:56.597
‫منتظر چی هستی؟

41:58.015 --> 41:59.475
‫ترسیدی؟

42:01.268 --> 42:03.604
‫که مثل اوه ایل‌نام بهم ببازی؟

42:05.272 --> 42:08.859
‫اوه ایل‌نام تا لحظه‌ی مرگش
‫نمی‌خواست قبول کنه

42:10.236 --> 42:12.863
‫می‌دونست یکی میاد کمکِ اون مرد بی‌خانمان،

42:12.947 --> 42:14.782
‫ولی نمی‌خواست از پنجره بیرون رو نگاه کنه

42:15.449 --> 42:16.450
‫ولی...

42:17.701 --> 42:22.831
‫وقتی نفسش بند اومد، مطمئنم که می‌دونست

42:24.667 --> 42:26.585
‫شرط رو باخته

42:28.254 --> 42:30.172
‫فیلم ماتریکس رو دیدی؟

42:30.839 --> 42:33.717
‫اگه قرص آبی رو می‌خوردن،
‫می‌تونستن توی صلح و آرامش زندگی کنن

42:33.801 --> 42:38.055
‫ولی بازم قرص قرمز رو انتخاب کردن
‫تا قهرمان‌بازی در بیارن

42:39.098 --> 42:42.601
‫تو هم خیال می‌کنی قهرمانی و

42:42.685 --> 42:44.603
‫می‌تونی دنیا رو عوض کنی؟

42:53.487 --> 42:54.780
‫نشونت میدم

42:56.865 --> 42:58.158
‫که دنیا

43:00.202 --> 43:01.997
‫همیشه...

43:03.665 --> 43:06.166
‫باب میلت پیش نمیره

43:09.086 --> 43:11.755
‫اگه خواسته‌ات اینـه، مانعی نداره

43:13.000 --> 43:33.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

43:57.092 --> 43:58.510
‫بازیکن 456

43:59.887 --> 44:02.097
‫به بازی خوش برگشتی

44:05.643 --> 44:08.520
‫حالا نقشه‌ی دوم رو شروع می‌کنیم
