WEBVTT

00:05.000 --> 00:16.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.100 --> 00:17.700
‫شروع کنین!

00:18.394 --> 00:19.770
‫« آنچه گذشت... »

00:19.770 --> 00:21.647
‫از سرزمین‌های وحشی کوش

00:21.647 --> 00:24.525
‫اکیلیا، الهه‌ی مرگ

00:24.525 --> 00:27.111
‫توی این خانه، همه مرد هستن

00:27.111 --> 00:30.114
‫و تو از همه کمتر زننده‌ای

00:30.781 --> 00:32.950
‫می‌خوام توی میدان پیروز بشه

00:32.950 --> 00:34.660
‫تا خودم از پا درش بیارم

00:34.660 --> 00:36.912
‫می‌خوام آماده بشم
‫که فردا صبح زود حرکت کنم

00:36.912 --> 00:38.289
‫شما می‌مونید؟

00:38.289 --> 00:39.957
‫حتی خود خدایان هم نمی‌تونن
‫من رو از این‌جا دور کنن

00:39.957 --> 00:42.710
‫بگیرینشون!

00:42.710 --> 00:46.255
‫کیلیکی‌ها. افراد لعنتیت
‫نزدیک بود منو بکشن

00:46.589 --> 00:48.189
‫ولی هنوز زنده‌ای

00:48.632 --> 00:51.093
‫مگه جیبت پر از سکه نشد

00:51.093 --> 00:53.971
‫تا کاسوتیا و دخترش
‫در زمان مناسب در مکان مناسب باشن؟

00:53.971 --> 00:56.849
‫- تصمیمی که الان ازش پشیمونم
‫- باعث ناامیدیه

00:56.849 --> 00:59.351
‫که تو رو بین ستایشگرهام نمی‌بینم

00:59.351 --> 01:01.896
‫یا شاید هم اصلاً بین زندگان نبینمت

01:01.896 --> 01:04.315
‫برای خودت چی محسوب می‌شم؟

01:04.315 --> 01:07.026
‫همینه!

01:07.026 --> 01:09.278
‫اکیلیا! اکیلیا!

01:12.615 --> 01:17.328
‫« اِسـپـارتـاکـوس: خـانـه‌ی آشـر »

01:18.495 --> 01:21.747
‫« چـیـزهـای تـوخـالـی »

01:22.500 --> 01:28.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:29.500 --> 01:32.500
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

01:33.384 --> 01:37.014
‫سریع ببریدش پیش دکتر! برید!

01:53.989 --> 01:56.033
‫نباید در شب مهم‌ترین پیروزیش بمیره!

01:56.033 --> 01:58.035
‫نگران این زنی
‫یا خانه‌ی کوفتی خودت؟

01:58.035 --> 02:01.163
‫هردو بهم وابسته‌ن، احمق نفهم!

02:04.250 --> 02:06.418
‫چیزی نیست

02:09.088 --> 02:13.717
‫نِفِرت! نِفِرت!

02:16.136 --> 02:18.180
‫خدایان از یه طرف بهمون نظر می‌کنن

02:18.180 --> 02:20.349
‫و از اون طرف تا فیها خالدون فرو می‌کنن

02:20.349 --> 02:23.060
‫فقط اکیلیا پیروز نشد
‫تارکان، کلادوس...

02:23.060 --> 02:25.855
‫تماشاچی‌ها اسم اون‌ها رو
‫از ته دل فریاد نزدن

02:25.855 --> 02:27.731
‫اسم اکیلیا رو فریاد زدن

02:28.607 --> 02:31.735
‫امیدمون فقط و فقط به اونه

02:35.364 --> 02:37.283
‫- هنوز زنده‌ست؟
‫- آره

02:37.283 --> 02:40.744
‫ولی دست زخمی شده‌ش
‫باید قبل از عفونت کردن قطع بشه

02:42.246 --> 02:44.206
‫می‌خوای قهرمان من رو معلول کنی؟

02:44.206 --> 02:46.876
‫- راه دیگه‌ای نیست
‫- مگه بعد از اینکه

02:46.876 --> 02:48.668
‫کریکسوسِ گال در میدان مبارزه

02:48.668 --> 02:51.338
‫زخم طاقت‌فرسایی به پام زد
‫ هنوز پا ندارم لعنتی؟

02:51.338 --> 02:53.757
‫دکتر باتیاتوس پام رو درمان کرد

02:53.757 --> 02:56.886
‫و حالا اینجا جلوت وایسادم

02:56.886 --> 02:58.679
‫پس برو همون رو بیار

02:58.679 --> 03:01.307
‫و ببین کار بیشتری
‫از اون برمیاد یا نه

03:08.063 --> 03:12.401
‫در درگیری با تراکیه‌ای دیوانه کشته شد

03:14.778 --> 03:16.572
‫سلامم رو بهش برسون

03:23.203 --> 03:26.165
‫کار عاقلانه‌ای نبود

03:27.958 --> 03:30.711
‫یه دکتر دیگه لازم داریم

03:34.089 --> 03:36.716
‫رابطه‌ی تو و آپیتر چطوره؟

03:37.635 --> 03:39.235
‫خوبه

03:45.643 --> 03:47.144
‫زنده می‌مونه؟

03:47.144 --> 03:49.271
‫تابحال هیچ اهمیتی
‫به اون نوبی نمی‌دادی

03:49.271 --> 03:51.231
‫و حالا برات مهم شده؟

03:51.231 --> 03:53.317
‫آخه نیاز فوری بهش داریم

03:53.317 --> 03:55.319
‫پیام رسیده که در اون

03:55.319 --> 03:57.404
‫حضور الهه‌ی مرگ رو درخواست کردن

03:58.113 --> 03:59.713
‫کی درخواست کرده؟

04:00.199 --> 04:02.409
‫همه

04:02.993 --> 04:04.745
‫چه جوابی بدم؟

04:06.080 --> 04:09.166
‫هیچ قولی در مورد حضور
‫یا وضعیتش نده

04:09.750 --> 04:12.086
‫ولی جوری بیان کن
‫که انگار نامیراست

04:12.086 --> 04:14.630
‫و همچون ققنوس برخواهد خواست

04:15.547 --> 04:17.341
‫اگر پرنده‌ی افسانه‌ای
‫از پا دربیاد چی؟

04:17.800 --> 04:19.885
‫اونوقت این خانه هم
‫همراهش ویران میشه

04:28.310 --> 04:29.687
‫عذر می‌خوام

04:29.687 --> 04:33.315
‫نمی‌دونستم حمامم پره

04:48.622 --> 04:50.499
‫نیازی به عذرخواهی نیست

04:51.207 --> 04:53.711
‫استفاده‌ای که می‌خواستم رو ازش کردم

04:57.131 --> 04:59.466
‫گابینیوس خرفت خوشحال شد که قهرمانت...

04:59.466 --> 05:01.066
‫از پا درنیومده...

05:01.802 --> 05:04.346
‫حداقل... نه توی میدان مبارزه

05:05.305 --> 05:07.933
‫از همین به نفع خودم استفاده خواهم کرد

05:08.392 --> 05:10.686
‫بدون اجازه‌ی من کاری نکن

05:10.686 --> 05:13.188
‫بهش فکر می‌کنم

05:15.274 --> 05:17.943
‫مسیا، بمون و به ارباب رسیدگی کن

05:17.943 --> 05:21.155
‫دست‌هاش رو برای کارهای مهم‌تری لازم دارم

05:21.739 --> 05:23.449
‫بیا

05:23.449 --> 05:25.325
‫چشم، بانو

05:32.332 --> 05:34.585
‫برده‌ی شماست
‫و باید گوش به فرمان شما باشه

05:35.335 --> 05:37.212
‫نه گوش به فرمان جنده‌ی سزار

05:37.212 --> 05:39.715
‫جایگاه خانواده‌ی کورنلیا

05:39.715 --> 05:42.134
‫حتی از شوهر شریفش هم بالاتره

05:43.677 --> 05:46.847
‫مجبوریم فعلاً تحملش کنیم

05:49.558 --> 05:51.310
‫آب حمام رو عوض کنین

05:51.310 --> 05:53.979
‫نمی‌خوام در آبی حمام کنم

05:53.979 --> 05:55.564
‫که آلوده‌ی شهواتش شده

06:05.783 --> 06:07.701
‫انتظار نداشتم این وقت شب

06:07.701 --> 06:09.870
‫- بیدار باشی
‫- اگر اینو بشکنی

06:09.870 --> 06:11.705
‫انگشت‌هاتو می‌شکنم

06:14.249 --> 06:17.169
‫باز سوری تو رو
‫برای چه کاری فرستاده؟

06:17.169 --> 06:19.129
‫به دکترت نیاز داره

06:19.129 --> 06:21.548
‫- دکتر خودتون چی؟
‫- اون...

06:22.424 --> 06:24.051
‫پرواز کرد و رفت

06:24.051 --> 06:27.012
‫قهرمان‌مون نیاز فوری به
‫مراقبت پزشکی و رازداری داره

06:27.596 --> 06:28.889
‫جفتش رو در اختیارتون می‌ذارم

06:28.889 --> 06:30.808
‫سنتیوس، برو اکیموس رو بیار

06:30.808 --> 06:32.408
‫چشم ارباب

06:32.726 --> 06:34.311
‫- ممنونم
‫- نیازی به تشکر نیست

06:34.311 --> 06:36.396
‫دیگه نیازی به این دکتر ندارم

06:38.524 --> 06:40.124
‫داری از کاپوآ میری؟

06:40.442 --> 06:43.362
‫واقعاً در تیزبینی نظیر نداری

06:43.904 --> 06:46.156
‫نمی‌خواستی قبل از رفتن بهم بگی؟

06:46.156 --> 06:47.756
‫که چی بشه؟

06:48.283 --> 06:50.536
‫خسته شدم از بس دنبالت کردم

06:50.536 --> 06:54.081
‫شاید در سیسیل بتونم
‫چیزی که دنبالشم رو پیدا کنم

06:54.957 --> 06:57.334
‫- داری به اونجا فرار می‌کنی؟
‫- فقط دارم از فرصت استفاده می‌کنم

06:57.334 --> 06:59.461
‫که به جای بهتری نقل‌مکان کنم

06:59.461 --> 07:01.880
‫آره، همه‌‌ی کسایی که این‌کارو می‌کنن
‫نصفه‌شب راه میفتن

07:02.631 --> 07:05.259
‫خودت برو بیرون
‫باید به کارهام برسم

07:05.259 --> 07:06.859
‫نـه

07:08.387 --> 07:11.890
‫بگو چی شده
‫ که اینقدر ناگهانی تصمیم گرفتی بری

07:13.433 --> 07:15.033
‫تا منم در نگرانیت شریک بشم

07:15.727 --> 07:17.688
‫خودت خوب می‌دونی دلیلم چیه

07:18.730 --> 07:20.107
‫مگه زیر سقف

07:20.107 --> 07:22.234
‫خانه‌ی سزار کوفتی زندگی نمی‌کنی؟

07:22.860 --> 07:24.736
‫سزار؟

07:24.736 --> 07:26.530
‫اون چیکار به تو داره؟

07:26.530 --> 07:29.950
‫توی نقشه‌ش برای
‫حمله‌ی کیلیکی‌ها کمکش کردم...

07:30.868 --> 07:33.119
‫و بخاطر اعتراض بابت
‫افرادی که در اون حمله کشته شدن...

07:33.119 --> 07:34.872
‫مورد خشمش قرار گرفتم

07:34.872 --> 07:36.832
‫کیلیکی‌ها افراد سزار بودن؟

07:38.542 --> 07:40.142
‫نمی‌دونستی؟

07:40.586 --> 07:42.337
‫نه، نمی‌دونستم

07:42.754 --> 07:44.923
‫و نمی‌دونستم توی این نقشه‌ی کوفتی دست داشتی

07:49.052 --> 07:52.514
‫و منم نمی‌دونستم سزار قصد خونریزی داره

07:53.432 --> 07:56.727
‫حالا مثل حشره‌ای
‫در تارش گیر افتادم

07:57.227 --> 08:00.355
‫و می‌خوام قبل از برگشتن اون عنکبوت سمی

08:00.355 --> 08:01.955
‫از کاپوآ برم

08:03.108 --> 08:04.708
‫همم

08:08.822 --> 08:10.741
‫پس باید از همدیگه جدا بشیم

08:12.784 --> 08:14.578
‫نیازی نیست اینطور باشه

08:17.080 --> 08:18.790
‫کنارم بمون

08:19.416 --> 08:21.919
‫بیا با همدیگه بریم سیسیل

08:24.129 --> 08:26.131
‫نمی‌تونم وظایفم رو رها کنم

08:26.131 --> 08:28.300
‫وظایف خیانت

08:28.300 --> 08:31.053
‫و خونریزی که سوری ازت می‌خواد؟

08:32.054 --> 08:35.057
‫منظورم رو بد نگیر
‫ولی کسی به سن و سال تو

08:35.057 --> 08:37.308
‫هر روز عمر بیشتر
‫براش یک نعمته

08:38.184 --> 08:40.604
‫می‌خوای اون روزهای باقیمونده رو

08:40.604 --> 08:43.065
‫در خدمت همچین... موجودی باشی؟

08:43.815 --> 08:46.902
‫می‌خوای شرفم رو کنار بذارم؟

08:46.902 --> 08:50.239
‫می‌خوام به‌دنبال چیزی
‫فراتر از این بری

08:53.200 --> 08:55.661
‫دستان سرد و بی‌عاطفه رو رها کن

08:55.661 --> 08:58.622
‫و به سمت آغوشی محبت‌آمیز بیا

09:36.368 --> 09:38.414
‫می‌تونی نجاتش بدی لعنتی؟

09:43.375 --> 09:46.586
‫- به چه زبونی حرف می‌زنه؟
‫- یونانی

09:46.586 --> 09:48.672
‫به ذهنت نرسید بپرسی

09:48.672 --> 09:50.424
‫زبون ما رو بلده یا نه؟

09:50.424 --> 09:53.135
‫تو سوری هستی. زبون این مردک رو نمی‌فهمی؟

09:53.135 --> 09:55.637
‫در حد یه معامله‌ی ساده، سردرمیارم

09:55.637 --> 09:57.764
‫ولی فراتر از اون
‫منم مثل تو هیچی حالیم نیست...

10:03.979 --> 10:05.480
‫گور

10:05.480 --> 10:07.607
‫ها؟ گور... گور

10:12.571 --> 10:14.448
‫توی خانه‌مون کی زبونش رو بلده؟

10:14.448 --> 10:16.783
‫مربی کوفتیت چرا باید
‫همچین چیزی رو بدونه؟

10:16.783 --> 10:18.118
‫از این لحن صحبتت خوشم نمیاد

10:18.118 --> 10:20.412
‫منم خوشم نمیاد بدون اینکه
‫از همه‌چی باخبر باشم

10:20.412 --> 10:22.039
‫جونم به‌خطر بیفته

10:24.166 --> 10:26.001
‫کی همچین کاری کرده؟

10:29.629 --> 10:31.465
‫کسی که جلوم وایساده

10:32.382 --> 10:35.010
‫آپیتر بهم گفت
‫که روبه‌رو شدن‌مون با مهاجمان کیلیکی

10:35.010 --> 10:36.762
‫اتفاقی نبود

10:37.637 --> 10:39.681
‫اونا هم کیلیکی نبودن

10:40.640 --> 10:42.184
‫چطوری اینو فهمیده؟

10:42.184 --> 10:45.937
‫پس حرفش حقیقت داره
‫با سزار برای اون حمله

10:45.937 --> 10:48.774
‫توطئه کردی تا نظر گابینیوس رو جلب کنی

10:48.774 --> 10:50.484
‫من توی اون قضیه نقشی نداشتم

10:50.942 --> 10:53.278
‫سزار بدون پرسیدن نظر
‫کسی که جلوت وایساده

10:53.278 --> 10:55.238
‫دسیسه می‌کنه، احمق نفهم

10:55.238 --> 10:58.492
‫- کی ازش باخبر شدی؟
‫- بعد از اینکه اومد

10:58.492 --> 11:01.578
‫آپیتر چه نقشی توی این قضیه داشته؟

11:01.578 --> 11:03.538
‫ با گرفتن طلا از سزار، کاری کرد

11:03.538 --> 11:07.000
‫که کاسوتیا در زمان مناسب به مکان مناسب بره
‫حالا داره از ترس اینکه

11:07.000 --> 11:09.336
‫برای بستن دهانش کشته بشه

11:09.336 --> 11:10.936
‫به سیسیل فرار می‌کنه

11:11.338 --> 11:13.548
‫هر آدم عاقلی
‫که با بلندپروازی‌های سزار

11:13.548 --> 11:15.801
‫روبه‌رو بشه، همین تصمیم رو می‌گیره

11:18.595 --> 11:21.056
‫چرا وقتی از این قضیه باخبر شدی

11:21.473 --> 11:23.073
‫به من چیزی نگفتی؟

11:23.600 --> 11:25.977
‫هرموقع خودم بخوام...

11:26.728 --> 11:29.064
‫هر کوفتی خواستم بهت میگم!

11:46.957 --> 11:48.557
‫ارباب!

11:49.209 --> 11:51.628
‫- حال اکیلیا چطوره؟
‫- برگرد سر کارت

11:51.628 --> 11:54.089
‫وگرنه توی میدان مبارزه
‫به سرنوشت اون دچار میشی

11:54.506 --> 11:56.106
‫چشم ارباب

11:57.050 --> 11:58.650
‫معذرت می‌خوام

12:02.389 --> 12:04.850
‫سرنوشت نوبی
‫چه اهمیتی برای تو داره؟

12:04.850 --> 12:06.518
‫اگر زنیکه هلاک بشه
‫به نفع ما میشه

12:06.518 --> 12:09.813
‫اون قهرمان این خانه‌ست
‫و باید مثل یه قهرمان براش احترام قائل شد

12:10.230 --> 12:12.607
‫نگران قهرمانی...

12:13.942 --> 12:15.542
‫یا اون زن؟

12:15.986 --> 12:17.988
‫برو سراغ تمریناتت...

12:18.905 --> 12:21.825
‫وگرنه دندون‌هات رو توی دهنت خرد می‌کنم

12:25.287 --> 12:27.289
‫باید به جای اکیلیا
‫یه قهرمان دیگه معرفی کنیم

12:27.289 --> 12:29.458
‫تا اینکه دوباره سرپا بشه

12:29.458 --> 12:30.917
‫خودت کی رو انتخاب می‌کنی؟

12:30.917 --> 12:34.087
‫مگه مربی کوفتی تو نیستی؟

12:35.672 --> 12:37.272
‫به خط بشید!

12:42.262 --> 12:44.264
‫رقابتی برگزار می‌کنیم

12:44.723 --> 12:47.225
‫برنده عنوان قهرمان رو تصاحب می‌کنه

12:47.767 --> 12:51.062
‫تا اینکه خدایان اکیلیا رو
‫به شن‌های میدان مبارزه برگردونن

12:52.355 --> 12:54.483
‫- آماده بشین
‫- صبر کنین

12:55.859 --> 12:58.737
‫من رقابت صمیمانه‌تری می‌خوام

12:58.737 --> 13:01.281
‫- ویریدیا
‫- بهترین افرادت

13:01.281 --> 13:03.909
‫مهمان‌های شریف‌مون رو سرگرم می‌کنن

13:05.076 --> 13:07.287
‫بیاین از بین افراد ناچیز سوری
‫انتخاب کنیم

13:07.913 --> 13:10.332
‫شما می‌خوای کدوم رو
‫از فاصله‌ی نزدیک‌تری بررسی کنی؟

13:10.332 --> 13:11.932
‫همم

13:13.084 --> 13:15.253
‫اون یکی هیکل خوبی داره

13:15.253 --> 13:20.050
‫تو رو ترجیح میده، همونطور که یه گربه‌ی مسن
‫موش کندذهن‌تر رو ترجیح میده

13:21.218 --> 13:23.637
‫اونی که کنارشه هم
‫توجهم رو جلب کرده

13:24.262 --> 13:27.057
‫طعمه‌ی ناخوشایندتری رو هم انتخاب کرد

13:27.641 --> 13:30.143
‫دختر عزیزت چی؟

13:30.143 --> 13:31.853
‫کسی توجهش رو جلب نکرده؟

13:35.023 --> 13:37.275
‫شاید... اون یکی؟

13:38.193 --> 13:40.737
‫بیا گوشت تر و تازه‌تری رو انتخاب کنیم

13:43.365 --> 13:44.965
‫تو

13:46.243 --> 13:48.478
‫هرچه سریع‌تر این‌ها رو
‫ حمام بدید و بیارید بالا

13:48.745 --> 13:51.039
‫بیاین تا اون‌موقع
‫شراب و غذا بخوریم

13:51.039 --> 13:52.639
‫همم

14:03.760 --> 14:05.512
‫اینکه ویلام رو در دست گرفته کافی نیست

14:05.512 --> 14:08.390
‫حالا کورنلیا می‌خواد
‫آموزشگاه رو هم در دست بگیره

14:08.390 --> 14:11.726
‫همیشه میشه از پرتگاه استفاده کرد
‫که ظاهراً باب میلته

14:13.395 --> 14:15.105
‫رقابت بین افراد رو شروع کن

14:15.522 --> 14:17.482
‫منم کمی دیگه بقیه‌شون رو

14:17.482 --> 14:19.609
‫از چنگال لاشخور بیرون می‌کشم و برمی‌گردونم

14:24.864 --> 14:27.450
‫به ذهنت نرسید بهم اطلاع بدی
‫که مهمان داریم؟

14:27.450 --> 14:30.870
‫از حضورشون اطلاعی نداشتم
‫مسیا گوش به فرمان بانوئه

14:30.870 --> 14:33.915
‫کورنلیا بانوی این خانه‌ی کوفتی نیست

14:34.457 --> 14:37.502
‫عذر می‌خوام
‫باید با چه عنوانی خطابش کنم؟

14:39.337 --> 14:41.298
‫نمی‌دونم لعنتی

14:42.882 --> 14:45.051
‫خودت رو مشغول نگه دار

14:45.051 --> 14:46.651
‫و نذار چشمش بهت بیفته

14:47.262 --> 14:49.764
‫که برای سرگرمی خودش
‫تو رو به آتیش نکشه

14:50.932 --> 14:53.226
‫- برو
‫- چشم ارباب

15:03.737 --> 15:07.616
‫همونطور که خواسته بودین
‫بهترین‌های خانه‌ی آشر

15:07.616 --> 15:10.201
‫ که در کل این شهر زیبا لنگه ندارن

15:10.201 --> 15:14.331
‫افراد آپیتر چشمگیرتر هستن

15:15.081 --> 15:18.418
‫متاسفانه پوشیده بودنشون
‫جلوی بررسی کامل رو می‌گیره

15:18.418 --> 15:20.018
‫همم

15:21.338 --> 15:23.256
‫لنگ‌هاتون رو دربیارید

15:31.306 --> 15:32.906
‫همم

15:35.935 --> 15:38.980
‫اون یکی شگفت‌انگیزه، مگه نه؟

15:40.315 --> 15:43.151
‫شما در این مورد باتجربه‌ترین

15:46.112 --> 15:48.865
‫مگه توام زمانی
‫گلادیاتور نبودی، سوری؟

15:49.908 --> 15:53.119
‫خدای میدان مبارزه بودم
‫و پیروزی‌هام افسانه‌ای بودن

15:53.411 --> 15:55.413
‫اجازه بده ادعات رو بسنجیم

15:55.413 --> 15:58.249
‫و مدرک ملکوتی بودنت رو ببینیم

16:01.795 --> 16:06.132
‫با احترام یادآوری می‌کنم...
‫که من ارباب این خانه هستم...

16:06.132 --> 16:08.802
‫و من از خاندان نام‌آور "سینا" هستم

16:09.427 --> 16:12.055
‫که بسیار بلندمرتبه‌تر از
‫جایگاهیه که ادعا می‌کنی

16:13.181 --> 16:15.225
‫- مادر
‫- ما اینجا مهمانیم

16:15.225 --> 16:18.978
‫و حق اظهارنظر در مورد
‫خواست میزبان عزیزمون نداریم

16:19.521 --> 16:23.149
‫ممنونم. امیدوارم از تماشای
‫صحنه‌ی درخواستی راضی باشین

16:57.225 --> 16:58.825
‫تحسین برانگیزه

16:59.561 --> 17:01.161
‫ولی چندان...

17:01.521 --> 17:04.773
‫در حدی که می‌گفتی ملکوتی نیست

17:09.904 --> 17:11.504
‫می‌تونی بری

17:23.501 --> 17:25.545
‫حتماً بیشتر بیاین به کاپوآ سر بزنین

17:26.128 --> 17:28.923
‫این شهر واقعاً سرگرم‌کننده‌ست
‫ولی دلتنگ روم

17:28.923 --> 17:32.677
‫- و آب‌و‌هوای متمدنانه‌ترم
‫- منم باهات هم‌نظرم

17:32.677 --> 17:36.639
‫ولی بخاطر علاقه‌ی شوهرم
‫به خانه‌ای که در اون بزرگ شده

17:36.639 --> 17:38.600
‫اینجا گیر افتادم

17:39.267 --> 17:42.061
‫عذر می‌خوام. گرما و شراب...

17:42.687 --> 17:45.523
‫حالم رو بد کردن
‫کمی استراحت می‌کنم

17:45.523 --> 17:47.150
‫و وقتی حالم بهتر شد برمی‌گردم

17:47.150 --> 17:50.153
‫باشه حتماً. اتاقم رو بهش نشون بده

17:50.153 --> 17:52.530
‫ممنونم، ولی موقع ورود دیدم کجاست

17:52.530 --> 17:54.240
‫و نمی‌خوام خدمتکارتون رو ازتون بگیرم

18:01.790 --> 18:04.626
‫واقعاً خیلی حساسه، مگه نه؟

18:05.043 --> 18:07.086
‫مثل مادرشه...

18:08.004 --> 18:10.715
‫و وقتی برگشت اینو نشون میده

18:10.715 --> 18:12.315
‫همم

18:17.722 --> 18:21.601
‫ببخشید. نمی‌خواستم مزاحم افکارت بشم

18:23.394 --> 18:27.607
‫حضورت افکار ناخوشایند رو کنار زد

18:29.609 --> 18:31.209
‫شراب میل داری؟

18:31.653 --> 18:34.906
‫متاسفانه همین الانشم
‫بیش از حد خوردم

18:35.824 --> 18:38.701
‫همچین چیزی ممکنه؟

18:49.295 --> 18:51.631
‫ممنونم. بابت شراب...

18:51.631 --> 18:55.677
‫و واکنش خویشتن‌دارانه
‫به یک شوخی ناخوشایند

18:56.636 --> 18:58.388
‫مهم نیست

19:00.098 --> 19:05.353
‫پدرم عقیده داره
‫که زن‌ها مثل مرغ‌ قدقد می‌کنن

19:05.353 --> 19:06.896
‫ولی اشتباه می‌کنه

19:06.896 --> 19:09.649
‫بیشتر میشه گفت صدای شاهین‌هاییه
‫که بالای سر طعمه‌ی زخمی می‌چرخن

19:10.066 --> 19:11.693
‫من لطمه‌ای ندیدم

19:21.077 --> 19:22.677
‫اشتباه می‌کرد

19:23.371 --> 19:24.971
‫زن سزار

19:26.624 --> 19:29.002
‫باز هم اثبات کردی
‫که ادعات حقیقت داره

19:30.128 --> 19:31.754
‫از همه نظر

19:38.344 --> 19:40.680
‫عذر می‌خوام. باید...

19:40.680 --> 19:42.724
‫برم ببینم اکیلیا چطوره

19:43.558 --> 19:45.158
‫میشه همراهت بیام؟

19:45.643 --> 19:48.313
‫مشتاقم دوباره اون زن شگفت‌انگیز رو ببینم

20:21.679 --> 20:23.056
‫مربی؟

20:24.724 --> 20:26.351
‫کلادوس پیروز می‌شه!

20:28.478 --> 20:30.480
‫نزدیک بود شکستم بدی، برادر

20:31.522 --> 20:33.858
‫یه دروغه

20:34.233 --> 20:35.693
‫ولی ممنونم

20:41.532 --> 20:44.869
‫- ذهنت جای دیگه‌ایه
‫- مثل خودت

20:48.081 --> 20:51.584
‫اگه اجازه بدی
‫می‌خوام برم به دیدن اکیلیا

20:51.876 --> 20:53.176
‫به چه دلیل؟

20:53.294 --> 20:55.964
‫وقتی تو نبودی من آموزشش دادم

20:56.339 --> 20:57.757
‫و باهاش دوست شدم

20:57.924 --> 21:01.427
‫ممکنه حضور من توی بهبودیش موثر باشه

21:01.970 --> 21:04.681
‫سرنوشتش در دست انسان‌ها نیست

21:05.348 --> 21:09.060
‫روی رقابت تمرکز کن
‫تا بتونی جای اون رو بگیری

21:14.524 --> 21:15.824
‫هدیلوس!

21:16.192 --> 21:17.492
‫هلیوس!

21:18.236 --> 21:19.536
‫توی موقعیت قرار بگیرید

21:30.039 --> 21:31.339
‫شروع کنید!

21:52.061 --> 21:54.939
‫نمی‌فهمم چی می‌گی، یونانی احمق!

21:55.064 --> 21:57.692
‫می‌گه یه چیزی بذار توی دهنش
‫که زبونش رو قطع نکنه

22:12.915 --> 22:14.876
‫آه…

22:17.170 --> 22:18.546
‫ممنون

22:18.713 --> 22:21.340
‫دانشم از زبان یونانی در این حد نیست

22:22.133 --> 22:24.052
‫شوهرم خیلی با یونانی‌ها معامله می‌کرد

22:24.218 --> 22:26.512
‫می‌خواست وقتی توی ویلامون مهمون هستن

22:27.096 --> 22:29.098
‫بتونم باهاشون صحبت کنم

22:29.891 --> 22:33.478
‫معذرت می‌خوام.
‫نمی‌خواستم خاطرات دردناک رو یادآوری کنم

22:34.854 --> 22:37.899
‫وقتی شوهرم از دنیا رفت،
‫حس می‌کردم قلبم

22:38.066 --> 22:39.817
‫از سینه‌م جدا شده

22:41.069 --> 22:44.447
‫حتماً یه غول بوده
‫که چنین احساسی نسبت بهش داشتی

22:45.364 --> 22:48.367
‫مرد خوبی بود.
‫و محبوب بود

22:50.661 --> 22:51.961
‫ولی با گذر زمان،

22:52.705 --> 22:55.249
‫غم و اندوه به احساس فقدانی
‫حتی بزرگتر تبدیل شد

22:56.334 --> 22:57.919
‫متوجه نمی‌شم

22:59.003 --> 23:02.340
‫وصلت ما برای منفعت هر دو خانواده
‫ترتیب داده شده بود

23:02.590 --> 23:04.634
‫زندگیم رو وقف زندگی اون کردم،

23:04.801 --> 23:06.761
‫و اصلاً توجهی به خودم نداشتم

23:07.345 --> 23:11.224
‫الان از این‌که اون‌قدر بهش
‫وابسته بودی پشیمونی؟

23:11.641 --> 23:13.226
‫همون‌طور که گفتم، مرد خوب،

23:13.810 --> 23:15.937
‫آروم و مهربونی بود

23:17.313 --> 23:19.190
‫اما هر چقدر خاطرش محوتر می‌شه،

23:19.899 --> 23:22.401
‫ذهنم ناآرام‌تر می‌شه

23:25.488 --> 23:28.449
‫اگه می‌تونی اون رو بیان کن

23:30.910 --> 23:32.787
‫فکریه که از یه زمزمه آغاز شد،

23:32.954 --> 23:34.872
‫و حالا مثل یه فریاد کرکننده‌ست…

23:35.998 --> 23:38.334
‫این‌که غم من به‌خاطر
‫از دست دادن شوهرم نیست،

23:38.876 --> 23:42.338
‫به‌خاطر هدف و مِیلیه
‫که ازم دریغ شد،

23:42.797 --> 23:45.508
‫و این‌که شاید این دنیا
‫چیزی فراتر از شوهر

23:45.675 --> 23:47.260
‫و وعده‌ی بچه‌دار شدن ارائه می‌ده،

23:47.635 --> 23:50.847
‫فراتر از یه ویلا پر از چیزهای زیبا و توخالی…

23:51.931 --> 23:53.231
‫که منم یکی‌شون بودم

23:54.100 --> 23:56.853
‫چی باعث شد به چنین چیزی پی ببری؟

23:58.521 --> 23:59.821
‫تو

24:01.566 --> 24:05.695
‫و این‌که یه زن رو به میدان مبارزه فرستادی،

24:06.445 --> 24:08.030
‫بر خلاف همه‌ی چیزهایی
‫که بهم آموزش دادن

24:08.197 --> 24:10.783
‫در مورد جایگاه مناسب‌مون توی جمهوری

24:12.201 --> 24:15.746
‫در کنار هم، اینا بهم نشون دادن
‫که من فقط یه شبحم

24:16.122 --> 24:17.874
‫که این بدن رو تسخیر کرده…

24:18.624 --> 24:20.960
‫و به دست آیین‌های والدین مهربان

24:21.127 --> 24:23.713
‫و ازدواجی بدون رضایت شکل گرفته

24:25.089 --> 24:27.300
‫پس افتخار خیلی بزرگیه…

24:27.842 --> 24:30.928
‫که توی بیداری تو به سوی
‫هدفی والاتر نقش داشتم…

24:31.846 --> 24:34.307
‫حالا هر چقدر هم نقش کوچیکی باشه

24:35.224 --> 24:38.352
‫مادرم شدیداً مخالفه

24:39.312 --> 24:41.522
‫ثابت کرده…

24:42.899 --> 24:45.860
‫که گاهاً خیلی سخت‌گیره

24:46.194 --> 24:47.945
‫کامل تقصیر خودش نیست

24:48.613 --> 24:52.491
‫اون فقط یه پرنده‌ی وحشیه
‫که توی قفس طلایی حبس شده،

24:53.326 --> 24:55.578
‫و میله‌های اون قفس
‫از جنس سنت‌های مردان این دورانن

24:56.204 --> 25:00.124
‫من… بین این مردان نیستم؟

25:00.666 --> 25:02.126
‫اجازه بده حرفم رو اصلاح کنم

25:03.794 --> 25:06.047
‫از جنس سنت‌های مردان رومی‌ان

25:18.184 --> 25:20.019
‫می‌گه هر کاری از دستش برمیاد
‫برای اون انجام داده

25:20.770 --> 25:22.980
‫و الان دیگه سرنوشتش در دستان خدایانه

25:26.442 --> 25:27.985
‫پس تنهای تنهاست

25:29.195 --> 25:30.495
‫کفر می‌گی

25:31.113 --> 25:32.782
‫از روی تجربیاتم این حرف رو می‌زنم

25:33.199 --> 25:35.201
‫من معتقدم ما هیچ‌وقت واقعاً تنها نیستیم…

25:35.993 --> 25:37.578
‫اگه قلب‌مون رو باز نگه داریم

25:38.788 --> 25:40.706
‫من برای خدایان نذر می‌کنم،

25:40.873 --> 25:42.541
‫همراه با دعا برای سلامتی اکیلیا

25:42.708 --> 25:44.126
‫و پیشرفتش

25:44.794 --> 25:46.337
‫و همچنین سلامتی و پیشرفت تو

25:57.139 --> 25:59.850
‫ژوپیتر امروز واقعاً بهمون لطف کرده

26:01.143 --> 26:03.562
‫واقعاً فریبنده هستن،

26:04.981 --> 26:07.984
‫با وجود این‌که زیردستان سوری‌ان

26:09.485 --> 26:10.987
‫از کدوم بیشتر خوشت میاد؟

26:12.655 --> 26:16.409
‫انتخاب کردن سخته،
‫با توجه به شکل و ظاهرشون

26:17.493 --> 26:20.746
‫پس بذار انتظارات رو بالاتر ببریم

26:23.541 --> 26:26.836
‫خودتون رو به شکلی قهرمانانه‌تری
‫به نمایش بذارید

26:28.000 --> 26:33.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:34.427 --> 26:35.886
‫دختر منحرفت رو برگردونیم

26:36.053 --> 26:38.931
‫- تا بتونه این نمایش رو ببینه؟
‫- متأسفانه یاد همسر جان باخته‌ش

26:39.098 --> 26:41.976
‫اجازه‌ی لذت بردن رو بهش نمی‌ده

26:42.143 --> 26:45.396
‫باید شجاعت داشته باشه
‫و دوباره به سمت ازدواج بره،

26:45.521 --> 26:47.398
‫تا وقتی توی دوران جوونیشه

26:48.607 --> 26:51.527
‫هنوزم به اون دوست سزار فکر می‌کنی؟

26:52.278 --> 26:55.865
‫کوینتس ترمس روز به روز قوی‌تر می‌شه

26:56.115 --> 26:57.825
‫ولی متأسفانه شوهر خودم

26:57.992 --> 27:02.371
‫کامل به پومپه وفاداره

27:02.496 --> 27:05.791
‫پومپه به زودی از ذهن همه محو می‌شه،
‫همون‌طور که توی تاریخ اسمی ازش برده نمی‌شه

27:05.958 --> 27:07.543
‫ولی تضمین آینده‌ی دختر،

27:07.710 --> 27:09.962
‫و در نتیجه، آینده‌ی مادر سزاوارش،

27:10.129 --> 27:12.590
‫تنها چیزیه که باید مد نظر باشه

27:15.843 --> 27:17.970
‫ازم می‌خوای موضعی بگیرم

27:18.137 --> 27:20.139
‫که خلاف…

27:21.015 --> 27:22.600
‫خواسته‌های شوهرمه؟

27:23.851 --> 27:26.937
‫من فقط می‌خوام ارضاء شدنت رو ببینم

27:31.525 --> 27:33.486
‫متأسفانه اشتباه متوجه شدی

27:34.070 --> 27:35.905
‫من هیچ‌وقت اشتباه متوجه نمی‌شم

28:03.682 --> 28:07.937
‫کلادوس توی رقابت از همه بهتر بود

28:08.312 --> 28:09.688
‫ولی تارکان،

28:09.855 --> 28:12.858
‫اِراتو و افیسیوس توی رقابت نبودن،

28:13.025 --> 28:15.152
‫چون سرشون شلوغ بود

28:15.319 --> 28:17.988
‫مطمئن شو فردا صبح
‫برن سراغ انجام وظایف‌شون

28:20.449 --> 28:22.034
‫به نظر می‌رسه حالت بهتره

28:22.618 --> 28:23.953
‫اکیلیا بهتر شده؟

28:25.079 --> 28:28.040
‫بین این دنیا و دنیای بعدی گیر افتاده

28:29.708 --> 28:31.836
‫ولی امید و دل…

28:32.002 --> 28:33.302
‫شکوفا می‌شن

28:33.754 --> 28:35.881
‫ثابث کرده فراتر از چیزیه
که ازش انتظار می‌رفت

28:36.048 --> 28:38.384
‫به‌خاطر آموزش‌های تو
‫تبدیل به یه قهرمان شد،

28:38.551 --> 28:41.387
‫با این‌که در مورد فرستادن
‫یه زن به مسابقات

28:41.554 --> 28:43.264
‫تردید داشتی

28:43.431 --> 28:45.599
‫من کاری رو انجام دادم
‫که هر مربی‌ای انجام می‌داد

28:45.933 --> 28:47.351
‫خیلی متواضع هستی

28:48.102 --> 28:51.939
‫پیروزی اکیلیا به روش‌های
‫غیرمنتظره‌ای این شهر رو…

28:54.775 --> 28:56.635
‫برانگیخته و براش الهام‌بخش بوده

28:57.069 --> 28:58.529
‫بهم لطف داری

28:59.113 --> 29:00.531
‫فقط حقیقت رو می‌گم

29:01.073 --> 29:04.994
‫حقیقتی که به‌خاطر لحظات هیجان‌انگیز
‫به فراموشی سپرده شد

29:06.120 --> 29:08.789
‫اگه کار دیگه‌ای باهام نداری،

29:08.956 --> 29:13.252
‫می‌خوام از آموزشگاه خارج بشم
‫و به کارهای شخصیم برسم

29:14.545 --> 29:17.590
‫برو، بز احمق

29:17.756 --> 29:21.260
‫و امیدوارم توی کار شخصیت
‫کیر و لذتش هم دخیل باشن

29:34.231 --> 29:37.568
‫سایه‌ای که تاریکی رو
‫به این خانه آورده کجاست؟

29:38.027 --> 29:39.820
‫بانو به اتاق خواب رفتن،

29:40.279 --> 29:44.200
‫همراه با شراب فراوان
‫و رویاهایی از پیشکش‌های قهرمانانه

29:44.366 --> 29:46.076
‫اون رو بانو خطاب نکن

29:46.243 --> 29:49.088
‫- اما مگه یه بانو نیست؟
‫- اصلاً آتنا صداش کن
‫(الهه‌ی خرد، جنگ عادلانه، استراتژی، هنر)

29:49.089 --> 29:52.500
‫اگه باعث می‌شه حالش بهتر بشه

29:52.625 --> 29:53.925
‫چشم، ارباب

29:54.835 --> 29:57.129
‫امیدوارم این جونور خفته راضی باشه

29:57.296 --> 30:00.090
‫و آرامش به این خانه برگرده

30:02.968 --> 30:04.268
‫غذا بیارید،

30:04.720 --> 30:07.473
‫قبل از این‌که خودم رویا ببینم

30:13.103 --> 30:15.898
‫مثل یه حیوون مطیع کنارش هستی

30:16.941 --> 30:20.361
‫- فقط از دستورات پیروی می‌کنم
‫- و هیچ اعتراضی نداری

30:21.487 --> 30:25.491
‫مگه اصلاً توی این خانه‌ی لعنتی
‫هیچ کاری فایده‌ای داره؟

30:27.576 --> 30:29.537
‫در غیاب ارباب،

30:29.703 --> 30:31.372
‫با کاسوتیا در چه مورد حرف زد؟

30:34.041 --> 30:35.376
‫حرف قابل توجه‌ای نزد

30:51.600 --> 30:53.936
‫دوباره سوری گفته بیایی این‌جا؟

30:54.103 --> 30:55.479
‫اراده‌م از آن خودمه

30:56.855 --> 31:00.859
اومدم ازت تشکر کنم
‫که اجازه دادی از پزشکت استفاده کنیم

31:01.026 --> 31:02.403
‫اکیلیا بهتر شده؟

31:03.153 --> 31:06.490
‫به‌خاطر لطف و محبت تو
‫فرصت بهبودی رو پیدا کرده

31:07.032 --> 31:10.286
‫اون لطف نسبت به اکیلیا
‫و سوری نبود

31:11.370 --> 31:14.915
‫پس فقط با لب‌های خودم
‫قدردانیم رو ابراز می‌کنم

31:21.005 --> 31:22.506
‫و در عوض…

31:22.923 --> 31:24.223
‫هدیه‌ای تقدیم می‌کنم

31:27.511 --> 31:29.972
‫تا حالا ندیدم این رو دربیاری

31:41.275 --> 31:43.110
‫وقتی توی میدان مبارزه
‫آزادیم رو به دست آوردم،

31:43.277 --> 31:46.280
‫اولین زیورآلاتی که
‫توی بازار دیدم رو خریدم

31:47.948 --> 31:49.408
‫الکی سکه‌هام رو هدر دادم

31:49.575 --> 31:52.161
‫ولی یه نماد بود…

31:52.745 --> 31:54.121
‫از این‌که چه چیزی ممکنه

31:54.288 --> 31:56.957
‫اگه دل به آینده‌ای روشن امیدوار باشه

31:57.541 --> 32:00.336
‫پس با من به سیسیل میایی؟

32:02.338 --> 32:03.922
‫فکر کردن به ترک خانه‌ی آشر

32:04.089 --> 32:06.925
‫- هنوزم آزارم می‌ده
‫- سوری ثابت کرده

32:07.051 --> 32:08.636
‫که خیلی زیرکه.
‫مطمئن باش مشکلی براش پیش نمیاد

32:08.802 --> 32:11.263
‫من نگران سوری نیستم

32:13.474 --> 32:17.186
‫فکر می‌کنی اگه تو رو ازش بگیرم…

32:17.311 --> 32:18.854
‫ممکنه علیه‌م اقدامی بکنه؟

32:18.979 --> 32:21.398
‫تو مثل من اون مرد رو نمی‌شناسی

32:22.399 --> 32:24.443
‫احساسات غیرقابل‌پیش‌بینی‌ای
اون رو کنترل می‌کنن

32:24.610 --> 32:26.987
‫که اغلب به خشونت مرگبار ختم می‌شه

32:27.696 --> 32:30.240
‫من با چشم‌های خودم دیدم
‫که وقتی خشمگین بود

32:30.407 --> 32:33.243
‫جون یکی از باارزش‌ترین
‫گلادیاتورهاش رو گرفت،

32:33.619 --> 32:35.412
‫در صورتی که کمبود گلادیاتور داشت،

32:35.913 --> 32:37.998
‫اونم با یه کوزه شراب

32:41.085 --> 32:45.255
‫شاید از دست دادن مربی باارزشش

32:45.381 --> 32:49.593
‫با ارائه کردن چیزی که براش
‫ارزشمندتره، قابل جبران باشه

32:49.718 --> 32:52.721
‫برای آروم کردن اون طوفان مرگبار
‫چه معجزه‌ای می‌خوای بکنی؟

32:52.888 --> 32:55.224
‫پاداشی غیرمنتظره

32:56.058 --> 32:58.686
‫چیزی که نتونه نادیده‌ش بگیره

33:00.813 --> 33:04.692
‫همون‌طور که فکر لمس شدن بدنم
‫توسط دست‌های تو…

33:05.234 --> 33:07.945
‫هیچ‌وقت از ذهنم پاک نمی‌شه

33:08.862 --> 33:12.533
‫احساسی که کاملاً دوطرفه‌ست

33:25.254 --> 33:26.672
‫کس‌کش‌های عوضی!

33:27.923 --> 33:30.384
‫به‌خاطر این به ظاهر مرد…

33:30.551 --> 33:31.851
‫به من خیانت می‌کنی؟

33:31.927 --> 33:34.596
‫من برای کسایی که آدم‌شناس هستن
‫یه غول هستم

33:34.763 --> 33:37.891
‫بیا منطقی صحبت کنیم
‫و پیشنهادی بدیم که به نفع همه باشه

33:38.058 --> 33:40.144
‫حتی اگه کیر من رو
‫مثل کیر ژوپیتر بزرگ بکنید

33:40.310 --> 33:43.182
‫باز هم پیشنهاد خوبی نیست

33:43.183 --> 33:45.441
‫من پیشنهادی دارم که خیلی باارزش‌تره

33:45.607 --> 33:47.067
‫خب، بگو چی توی سرته

33:47.234 --> 33:49.820
‫تا در جا ردش کنم

33:49.987 --> 33:52.406
‫ویلا و آموزشگاهم،

33:52.573 --> 33:54.324
‫و تمام گلادیاتورهاش رو

33:54.491 --> 33:57.536
‫با این مرد عوض می‌کنم

34:06.712 --> 34:08.297
‫کوریس یه مرد آزاده

34:08.464 --> 34:11.132
‫و هر وقت دلش بخواد می‌تونه بره

34:11.632 --> 34:15.304
‫چرا برای گرفتن چیزی که من صاحبش نیستم
‫چنین پیشنهاد سنگینی می‌دی؟

34:15.471 --> 34:17.764
‫این پیشنهاد برای خرید من نیست

34:18.556 --> 34:21.601
‫برای اطمینان از اینه که مسیر من و تو
‫بدون هیچ کینه و انتقامی…

34:21.893 --> 34:23.437
‫از هم جدا بشه

34:25.397 --> 34:28.150
‫و چه کسی قراره جای
‫چنین مربی باارزشی رو بگیره؟

34:29.067 --> 34:31.195
‫- کلادوس رو مربی کن
‫- کلادوس؟

34:31.360 --> 34:33.112
‫وقتی نیروهای پراکولوس به من حمله کردن

34:33.280 --> 34:36.199
‫اون توی تمرین و آموزش اکیلیا نقش داشت

34:36.909 --> 34:39.870
‫اون شأن این عنوان
‫و این خانه رو حفظ می‌کنه

34:44.458 --> 34:45.918
‫بهش فکر می‌کنم

34:46.083 --> 34:48.337
‫و هر وقت فرصت کردم جواب می‌دم

34:59.014 --> 35:00.766
‫تو برو توی آموزشگاه

35:07.856 --> 35:10.108
‫و تو هم از جلوی چشم‌هام گم شو

35:19.493 --> 35:21.745
‫تارکان!

35:22.204 --> 35:24.039
‫اِراتو! توی موقعیت قرار بگیرید

35:24.206 --> 35:27.709
‫و مسابقه‌ی عنوان قهرمانی رو از سر بگیرید

35:32.381 --> 35:34.383
‫دوباره کیرم رو به اوج می‌رسونم

35:34.550 --> 35:37.803
‫می‌ترسم برای رسیدن به اوج

35:37.970 --> 35:39.805
‫یه‌کم کوتاه باشه

35:41.265 --> 35:42.683
‫شروع کنید!

35:52.025 --> 35:53.652
‫از دست دادن کوریس…

35:54.361 --> 35:56.113
‫ضرر خیلی بزرگیه

35:56.947 --> 35:58.907
‫ریسکیه که کامل ازش خبر دارم

35:59.491 --> 36:02.953
‫اکیلیا چطوره؟
‫هنوز از تاریکی برنگشته؟

36:04.204 --> 36:06.248
‫چنین خبری بهم نرسیده

36:07.958 --> 36:11.670
‫اتفاقی ناگوار درست بعد از پیروزی غیرمنتظره

36:12.588 --> 36:14.214
‫امیدوارم جونش رو از دست نده،

36:14.381 --> 36:17.718
‫و باعث از دست رفتن
‫جایگاه متزلزل تو نشه

36:18.260 --> 36:21.513
‫بابت این نگرانی ازتون ممنونم

36:23.557 --> 36:27.227
‫جامم رو با شراب درجه یک
‫که از رم آورده شده پر کن

36:28.353 --> 36:30.772
‫دیداری با گابینیوس ترتیب دادم

36:31.398 --> 36:34.818
‫زمان توافق‌شده رو بهم اعلام کنید
‫تا دستور بدم براتون ارابه بیارن

36:35.402 --> 36:37.654
‫اون دیدار رو برای خودم ترتیب ندادم

36:40.240 --> 36:42.826
‫من باید با گابینیوس دیدار کنم؟

36:43.327 --> 36:45.287
‫و در مورد وصلت دختر عزیزش

36:45.454 --> 36:48.332
‫با کوینتس ترمس، متحد سزار
‫باهاش صحبت کنی

36:51.627 --> 36:52.927
‫ازدواج؟

36:53.587 --> 36:56.381
‫ویریدیا خواهان چنین چیزیه؟

36:56.798 --> 37:00.636
‫زن‌ها خواهان ازدواج نیستن.
‫ازدواج خواهان زن‌هاست

37:01.219 --> 37:03.347
‫گابینیوس با حرف‌های من قانع نمی‌شه

37:03.513 --> 37:05.265
‫که چنین تصمیم مهمی بگیره

37:05.766 --> 37:08.477
‫من قبلاً بذر رو توی خاک حاصل‌خیز
‫همسر عزیزش کاشتم،

37:08.644 --> 37:10.354
‫و ریشه‌ی محکمی داره

37:10.520 --> 37:13.023
‫از حسن‌نیتی که با پیروزی قهرمانت
‫به دست اومده استفاده کن

37:13.190 --> 37:15.317
‫تا محصول رو درو کنی

37:33.126 --> 37:35.337
‫تارکان پیروز شد!

37:35.504 --> 37:37.798
‫کلادوس و افیسیوس،
‫توی موقعیت قرار بگیرید

37:46.515 --> 37:47.815
‫شروع کنید!

37:49.017 --> 37:51.812
‫از وقتی مسابقات به پایان رسیده
‫تنها چیزی که به گوشم می‌خوره

37:51.979 --> 37:53.855
‫اسم اکیلیاست

37:54.606 --> 37:56.984
‫و درخواست و التماس برای کمک

37:57.150 --> 38:00.529
‫برای دریافت پاسخ تو
‫به درخواست‌های روزافزون،

38:00.696 --> 38:03.365
‫برای شرکت اکیلیا در جشن‌های آینده

38:03.366 --> 38:04.992
‫به‌خاطر تلاش و استراتژی
‫چنین لطفی شامل حال‌مون شده

38:05.117 --> 38:06.910
‫اوه، تلاش‌هات.
‫و بدون شک

38:07.077 --> 38:08.996
‫استراتژی بی‌نظیرت، سوری

38:09.705 --> 38:13.333
‫ولی ما شبیه هم هستیم
‫و چنین نعمت‌هایی رو به اشتراک می‌ذاریم

38:13.500 --> 38:15.377
‫دیدن افتخار و پیروزی خانه‌ی گابینیوس،

38:15.544 --> 38:19.381
‫و تمام ساکنانش چیزیه
‫که قلب رو سرشار از لذت می‌کنه

38:19.756 --> 38:22.384
‫اغراق‌آمیز بود… اما ممنونم

38:23.802 --> 38:25.387
‫حال قهرمانت چطوره؟

38:25.512 --> 38:27.931
‫حتی از اون فاصله‌ی دور
‫از توی جایگاه مخصوص مشخص بود

38:28.056 --> 38:30.434
‫که آسیب‌دیدگیش خیلی جدی به نظر می‌رسه

38:30.934 --> 38:33.020
‫خیلی‌ها برای برگشتنش به میدان مبارزه

38:33.186 --> 38:34.896
‫نذر و دعا کردن

38:35.063 --> 38:36.230
‫خودت هم یکی از اونایی؟

38:36.231 --> 38:37.816
‫من اعتقادی بهش ندارم

38:37.983 --> 38:41.576
‫مادرم و خواهرم اغلب دعا می‌کردن
‫و از خدایان سرزمینم درخواست کمک می‌کردن

38:41.577 --> 38:43.697
‫تا رنج و عذاب کم بشه

38:43.822 --> 38:45.122
‫اما…

38:45.824 --> 38:48.618
‫هیچ‌وقت دعاهاشون مستجاب نشد

38:50.037 --> 38:53.623
‫منم اعتقادی به دعا ندارم

38:55.000 --> 38:58.211
‫ولی دخترم خیلی معتقده

38:58.378 --> 39:01.840
‫من رو یاد دوران جوانی خواهرم می‌اندازه،

39:02.340 --> 39:04.384
‫از لحاظ جسمی و ظاهری نه،

39:05.010 --> 39:06.678
‫از لحاظ اعتقاد راسخ،

39:07.137 --> 39:08.437
‫و تزلزل‌ناپذیر

39:08.764 --> 39:11.141
‫در این مورد باهاش حرف زدی؟

39:11.892 --> 39:15.520
‫وقتی اون و مادرش اومده بودن به ویلای من
‫برای دیدن همسر سزار

39:16.563 --> 39:17.939
‫- کورنلیا
‫- آره

39:18.106 --> 39:19.775
‫زنی که با دسیسه و جاه‌طلبی

39:19.941 --> 39:22.569
‫در جسم انسانی ظاهر می‌شه

39:24.071 --> 39:26.031
‫حالا نقشه می‌ریزه…

39:26.198 --> 39:28.992
‫تا تنها بچه‌م با کوینتس ترمس ازدواج کنه

39:29.159 --> 39:31.203
‫تا اهداف خودش رو پیش ببره

39:33.205 --> 39:34.623
‫باید اعتراف کنم…

39:35.540 --> 39:37.250
‫وادار شدم تلاش کنم تو رو متقاعد کنم

39:37.417 --> 39:40.087
‫با اون پیشنهاد موافقت کنی

39:40.253 --> 39:41.553
‫وادار شدی؟

39:42.506 --> 39:45.467
‫بهم دستور داده شده، توسط سزار،
‫از طریق همسرش کورنلیا

39:46.468 --> 39:48.887
‫به نظرت کراسوس به سزار دستور می‌ده

39:49.304 --> 39:50.972
‫و اونم به همسرش دستور می‌ده؟

39:51.556 --> 39:54.518
‫معتقدم ژولیوس سزار لعنتی
‫از هیچ‌کس دستور نمی‌گیره

39:54.684 --> 39:57.521
‫و فقط به فکر اشتهای سیری‌ناپذیر خودشه

39:58.396 --> 40:01.441
در مورد کسایی که متحدشون هستی
‫خیلی رک صحبت می‌کنی

40:03.276 --> 40:06.279
‫یا توی تله‌ای گرفتار شدم

40:06.738 --> 40:08.782
‫که توسط دیگری گذاشته شده

40:08.907 --> 40:12.702
‫من هیچ رفاقتی با سزار
‫و اون همسر ابلیسش ندارم

40:13.954 --> 40:16.331
‫من فقط به کراسوس وفادارم،

40:16.498 --> 40:19.793
‫چون آزادیم و تمام اموالی
‫که دارم رو مدیون اون هستم

40:19.960 --> 40:22.462
‫جوابی عاقلانه و سنجیده‌ست،

40:22.629 --> 40:25.549
‫اگه منم بودم چنین جوابی می‌دادم

40:26.466 --> 40:28.260
‫ولی کراسوس رو کنار بذاریم

40:28.385 --> 40:31.471
‫اگه کراسوس خواهان

40:31.638 --> 40:35.392
‫ازدواج ویریدیا نیست،
‫تو چه پیشنهادی می‌دی؟

40:39.813 --> 40:42.315
‫من به شدت توصیه می‌کنم… قبول نکنی

40:42.482 --> 40:45.152
‫به شدت؟
‫این‌قدر قاطع مخالفی؟

40:46.236 --> 40:49.573
‫من مدت زیادی نیست که دخترت رو می‌شناسم،

40:49.739 --> 40:53.618
‫ولی تأثیری ماندگار روی من گذاشته

40:54.536 --> 40:57.289
‫نمی‌خوام ببینم مثل یه مهره
‫توی بازی سزار

40:57.455 --> 40:59.124
‫و کورنلیا ازش سوءاستفاده می‌شه

41:00.292 --> 41:02.460
‫دوباره، شبیه هم هستیم

41:05.922 --> 41:09.301
‫من با اون وصلت موافقت نمی‌کنم

41:12.345 --> 41:14.764
‫- تصمیمی عاقلانه‌ست
‫- حالا این موضوع رو فراموش کن

41:14.890 --> 41:17.517
‫و به فکر خانه‌ی خودت باش

41:17.684 --> 41:19.686
‫ذهنم به ندرت ازش دور می‌شه

41:19.853 --> 41:22.647
‫فرصتی که قهرمانت ارائه می‌کنه

41:22.814 --> 41:24.733
‫به ندرت نصیب کسایی
‫با جایگاه تو می‌شه

41:24.900 --> 41:28.486
‫باید از فرصت نهایت استفاده رو ببری
‫وگرنه فرصت رو از دست می‌دی

41:28.653 --> 41:32.073
‫مثل شبنم که زیر آفتاب سوزان بخار می‌شه

41:34.075 --> 41:38.205
‫چنین فرصتی اخیراً پیدا شده

41:38.705 --> 41:40.207
‫به چه شکل و روشی؟

41:40.373 --> 41:44.252
‫روشی که قدرت و دارایی رو فقط…

41:44.419 --> 41:45.719
‫با یه حرکت به دست میارم

41:45.837 --> 41:48.423
‫- و هزینه‌ش چقدره؟
‫- هزینه‌ش مالی نیست

41:49.382 --> 41:52.219
‫ولی چیزی رو از دست می‌دم که نبودش…

41:52.344 --> 41:54.262
‫به شدت حس می‌شه

41:54.429 --> 41:58.058
‫افراد صاحب منصب و قدرت
‫فقط یه ویژگی مشترک دارن…

41:59.059 --> 42:01.394
‫درد فداکاری دیروز

42:01.561 --> 42:05.065
‫برای رسیدن به شکوه فردا

42:05.398 --> 42:07.234
‫از اون فرصت استفاده کن

42:07.400 --> 42:10.403
‫و چشمت رو روی اون ضرر و زیان ببند

42:21.790 --> 42:23.583
‫اکیلیا کجاست؟!
‫اکیلیا کجاست؟!

42:23.750 --> 42:27.003
‫- اکیلیا کجاست؟!
‫- به زودی می‌بینیدش، به زودی

42:27.170 --> 42:29.256
‫اکیلیا کِی دوباره میدان مبارزه رو
‫با حضورش مورد لطف قرار می‌ده؟

42:29.422 --> 42:31.675
‫الهه‌ی مرگ به زودی

42:31.841 --> 42:34.594
‫دوباره ماسه‌های میدان مبارزه رو مفتخر می‌کنه!

42:34.761 --> 42:38.682
‫و تمامی کسانی که جرأت می‌کنن
‫مقابل اون بمونن رو از پا درمیاره!

42:38.848 --> 42:41.476
‫اون زن هنوز زنده‌ست؟

42:43.937 --> 42:45.272
‫آره

42:45.689 --> 42:47.357
‫حال قهرمان تو چطوره؟

42:47.857 --> 42:49.157
‫زنده شده؟

42:49.192 --> 42:52.153
‫یا هنوز در آرامش ابدیه؟

42:52.320 --> 42:54.489
‫برو خدایان بیگانه رو شکر کن

42:54.656 --> 42:57.867
‫که اون جنده‌ت
‫با برادران فراکس روبه‌رو نشد

42:58.618 --> 43:01.871
‫اون‌قدر زندگی برات بی‌ارزشه…

43:02.289 --> 43:04.236
‫که کوتوله‌ها ازت مراقبت می‌کنن؟

43:04.541 --> 43:06.626
‫شاید باید شمشیر کوچولوم

43:06.751 --> 43:11.923
‫روی تکه چوبی که روی شونه‌ها هست
‫اسم رو حک کنه

43:12.424 --> 43:13.724
‫ساتیروس

43:14.050 --> 43:15.468
‫برید سراغ کارمون،

43:15.635 --> 43:17.804
‫و سکه‌هایی که بازرگان تانتالوس
‫بدهکاره رو بگیرید

43:18.513 --> 43:22.517
‫- و اگه سکه نداشت چی؟
‫- به کمربندت یه غنیمت دیگه اضافه کن

43:22.934 --> 43:24.519
‫برید

43:24.686 --> 43:27.605
‫می‌خوام بدون مزاحمت و حواس‌پرتی
‫با سوری حرف بزنم

43:28.148 --> 43:29.774
‫عجله کنید

43:31.818 --> 43:35.280
‫معذرت می‌خوام.
‫ساتیروس با این‌که جسم کوچیکی داره،

43:35.447 --> 43:37.324
‫اما مثل یه مرد معمولی تلخ و خشنه

43:37.490 --> 43:40.035
‫یه‌کم آدم آزرده می‌شه،
‫ولی اصلاً قابل توجه نیست

43:40.201 --> 43:42.340
‫حالا، در مورد چه کوفتی می‌خوای حرف بزنی

43:42.341 --> 43:44.487
‫که من علاقه داشته باشم
‫باهات هم‌صحبت بشم؟

43:44.664 --> 43:47.292
‫پیشکش غیرمعمولت توی میدان مبارزه

43:47.459 --> 43:49.002
‫یقیناً مردم پست‌تر رو برانگیخته

43:49.169 --> 43:52.672
‫ولی این‌که فکر کنی
‫با این جراحات شدید

43:52.797 --> 43:54.799
‫خوش‌اقبالیش ادامه‌دار خواهد بود، حماقته

43:54.966 --> 43:58.219
‫و چطور چنین موضوعی
‫ذهن کوفتی تو رو مشغول کرده؟

43:58.720 --> 44:00.472
‫ذهنم رو مشغول نکرده

44:00.473 --> 44:03.558
‫اما یه مسیر مشترک توی
‫چیزی که موفق شدی به دست بیاری می‌بینم

44:03.725 --> 44:05.025
‫حالا هر چقدر هم کوتاه‌مدت باشه

44:05.101 --> 44:07.437
‫حرفت رو واضح بگو یا برو پی کارت

44:07.979 --> 44:09.279
‫پس واضح حرف می‌زنم

44:09.981 --> 44:11.524
‫پیشنهاد می‌کنم متحد بشیم

44:14.778 --> 44:17.030
‫اگه اون زخم‌ها
‫قهرمانت رو از پا درنیاوردن،

44:17.197 --> 44:19.574
‫اون رو در برابر گلادیاتورهای
‫ضعیف من قرار می‌دیم،

44:20.075 --> 44:22.577
‫تا بیشتر توی این دنیا بمونه
‫و سکه‌های مردم دیوانه‌ای رو بگیریم

44:22.702 --> 44:26.414
‫که وقتی زنی با تقدیر می‌جنگه
‫هیجان‌‌زده می‌شن

44:27.791 --> 44:29.091
‫هوم

44:30.460 --> 44:33.463
‫این پیشنهاد سخاوتمندانه رو رد می‌کنم

44:35.507 --> 44:37.258
‫دهنت رو باز کن…

44:38.134 --> 44:39.803
‫و کیرم رو بخور

44:42.514 --> 44:45.517
‫من برای دوستی دست دراز می‌کنم،
‫اما می‌بینم که دستم گاز گرفته می‌شه

44:45.683 --> 44:47.352
‫هر وقت فرصت پیدا می‌کنی
‫خانه‌ی آشر رو تحقیر می‌کنی

44:47.519 --> 44:49.979
‫و الان تعجب می‌کنی
‫که چرا زانو نمی‌زنم

44:50.146 --> 44:51.606
‫و این پیشکش طلایی رو نمی‌پذیرم؟

44:51.773 --> 44:53.942
‫بیا گذشته‌ی ناراحت‌کننده رو فراموش کنیم

44:54.067 --> 44:56.694
‫و به نیاز زمان حال توجه کنیم

44:56.861 --> 44:59.984
‫نیاز من گاییدن اون کوتوله‌هاست

44:59.985 --> 45:03.284
‫به‌خاطر یه پیروزی توی مبارزه‌ی اصلی
‫این‌قدر جسور شدی،

45:03.451 --> 45:06.746
‫در حالی که قهرمانت جلوی
‫دروازه‌های دنیای مردگانه

45:06.913 --> 45:09.407
‫و فقط یه نفس با عبور
‫از دروازه‌ها فاصله داره؟

45:09.408 --> 45:11.626
‫جسورتر از چیزی که با مغز کوچیکت
‫می‌تونی تصور بکنی

45:11.751 --> 45:15.588
‫دارایی‌هام با تغییر شرایط
‫دو برابر می‌شن

45:15.713 --> 45:19.092
‫و چطور می‌خوای چنین معجزه‌ای بکنی؟

45:19.217 --> 45:22.554
با کمک کسی که اون هم
‫بارها توسط تو تحقیر شده

45:23.054 --> 45:26.099
‫اون مرد فرار می‌کنه
‫و اموال و دارایی‌هاش

45:26.266 --> 45:28.476
‫به دست فرد شایسته می‌افتن

45:29.269 --> 45:31.062
‫آپیتر؟

45:35.608 --> 45:38.194
‫اون‌قدر سکه نداری که بخوای
‫دارایی‌های اون رو مال خودت کنی،

45:38.361 --> 45:41.030
‫مگه این‌که دست‌هات رو
‫بگیری زیر کون کراسوس

45:41.197 --> 45:42.615
‫و اون برات سکه برینه

45:42.782 --> 45:47.120
‫اوه، من اون‌قدر ارزش و اعتبار دارم

45:47.287 --> 45:49.414
‫که سکه نیازی نیست

45:49.581 --> 45:52.083
‫خانه‌ی آشر به زودی
‫به مرکز قدرت تبدیل می‌شه

45:52.250 --> 45:55.128
‫و مردان حقیرتر تا ابد

45:55.295 --> 45:57.547
‫در سایه‌ی بزرگی اون زندگی خواهند کرد

46:05.180 --> 46:06.480
‫الان فقط دو نفر باقی موندن

46:06.639 --> 46:10.143
‫که می‌تونن جایگاه ارزشمند
‫قهرمانی رو به دست بیارن

46:11.519 --> 46:13.021
‫کلادوس…

46:13.813 --> 46:15.148
‫تارکان…

46:16.399 --> 46:17.984
‫توی موقعیت قرار بگیرید

46:21.654 --> 46:22.954
‫بالاخره…

46:24.115 --> 46:27.243
‫اون عنوان رو از زن نالایق می‌گیرم

46:27.368 --> 46:29.120
‫و من اون رو می‌گیرم

46:29.787 --> 46:32.707
‫تا وقتی دوباره سر پا می‌شه
‫بتونم اون رو بهش هدیه بدم

46:41.591 --> 46:42.891
‫شروع کنید!

46:54.648 --> 46:56.565
‫بفرستش به جهنم!

47:12.497 --> 47:14.165
‫چرا برای اون می‌جنگی؟!

47:24.926 --> 47:28.096
‫من برای این خانه‌ی لامصب می‌جنگم

47:32.642 --> 47:34.477
‫کلادوس پیروز می‌شه

47:37.188 --> 47:40.400
‫- عنوان قهرمانی…
‫- دست نگه دار!

47:44.362 --> 47:46.114
‫تا زمانی که اکیلیا قدرتش رو پس بگیره

47:46.281 --> 47:48.783
‫تارکان قهرمان این خانه‌ست

47:52.745 --> 47:55.915
‫و کلادوس مربی این آموزشگاه می‌شه

47:59.210 --> 48:02.630
‫و با این اعلامیه همه‌چیز رسمی شد

48:18.813 --> 48:21.274
‫دوران جنگیدنم توی میدان مبارزه
‫خیلی ناگهان به پایان رسید

48:21.441 --> 48:24.944
‫دستاوردهای کسایی که بهشون
‫آموزش می‌دی رو بپذیر،

48:25.361 --> 48:27.822
‫مثل کاری که من این همه سال کردم

48:34.746 --> 48:37.290
‫تو تمام زندگیت رو به میدان مبارزه
‫اختصاص دادی، رفیق قدیمی

48:37.832 --> 48:39.792
‫اصلاً ممکنه رویای چیزی

48:39.959 --> 48:41.711
‫فراتر از خون و شکوه رو داشته باشی؟

48:42.545 --> 48:45.423
‫کسی که ارزشش بیشتر از هر پیروزی

48:45.590 --> 48:47.342
‫یا تشویق جمعیته

48:52.722 --> 48:54.557
‫برای ترک کردن این خانه آماده‌ای؟

48:54.724 --> 48:56.601
‫و خیلی هم مشتاقم

48:58.144 --> 49:00.146
‫ولی هنوز…

49:00.897 --> 49:03.066
‫قبل از ترک کردن این خانه…

49:03.608 --> 49:05.443
‫یه کار نهایی می‌خوام برام انجام بدی

49:20.875 --> 49:23.002
‫به هوش نمیاد

49:24.420 --> 49:26.881
‫الان داره توسط خدایان قضاوت می‌شه

49:27.799 --> 49:29.300
‫و اگه شایسته باشه…

49:29.425 --> 49:31.052
‫به دنیای زندگان برمی‌گرده

49:32.804 --> 49:34.430
‫می‌خوام کفه‌ی ترازو رو سنگین‌تر کنم...

49:35.973 --> 49:37.600
‫با نذر و پیشکش و…

49:38.476 --> 49:39.776
‫دعا

49:41.187 --> 49:43.940
‫می‌خوای از خدایانی درخواست کمک بکنی
‫که بهشون اعتقاد نداری؟

49:44.524 --> 49:47.443
‫بهم دلیلی برای اعتقاد داشتن ندادن

49:48.736 --> 49:50.780
‫ولی شاید با تلاشی ترکیبی

49:51.280 --> 49:53.533
‫بشه محبت و رحم اونا رو شامل حالم کرد

50:14.345 --> 50:16.097
‫پس بیا متحد باشیم

52:13.256 --> 52:15.883
‫من… زنده‌ام؟

52:16.050 --> 52:18.302
‫سفرمون هنوز به پایان نرسیده

52:27.228 --> 52:29.188
‫خدایان این بار کونت نذاشتن

52:32.483 --> 52:34.443
‫هنوزم برام مهم نیستی

52:35.152 --> 52:36.452
‫تو هم برای من مهم نیستی

52:46.873 --> 52:48.173
‫سنتیوس!

52:48.958 --> 52:51.294
‫می‌خوام قبل از رفتن به سفر غذا بخورم

52:53.337 --> 52:55.506
‫سنتیوس؟ سنتیوس!

53:03.681 --> 53:05.725
‫یه نفر یه رازی داره!

53:05.892 --> 53:08.936
‫اسرار. اسرار

53:09.103 --> 53:12.315
‫فکر می‌کرد می‌تونه
‫بدون خداحافظی بره

53:13.316 --> 53:15.568
‫فکر می‌کرد می‌تونه…

53:15.735 --> 53:17.737
‫با مربی سوری بخوابه

53:19.447 --> 53:22.491
‫می‌خواست با هدیه دادن ویلا و آموزشگاه،

53:22.658 --> 53:24.660
‫ارباب ما رو به حقارت بکشونه!

53:26.746 --> 53:28.581
‫معذرت می‌خوام

53:28.748 --> 53:30.625
‫جایگاهم رو فراموش کرده بودم

53:31.208 --> 53:33.711
‫- کمکت می‌کنیم یادت بیاد
‫- کمکت می‌کنیم

53:33.878 --> 53:35.504
‫ببرید

53:36.047 --> 53:37.347
‫همه‌چیز رو ببرید

53:37.632 --> 53:39.717
‫فقط از جونم بگذرید!

53:41.594 --> 53:44.347
‫- جونت…
‫- جونت…

53:46.641 --> 53:48.726
‫دیگه ارزشی نداره

53:52.855 --> 53:54.398
‫التماس‌تون می‌کنم

53:55.900 --> 53:57.443
‫از جونم بگذرید!

54:10.831 --> 54:13.292
‫اون پایین که هستی،

54:13.918 --> 54:15.486
‫دنیا خیلی بزرگ‌تر به نظر می‌رسه،

54:15.487 --> 54:16.587
‫نه؟

54:16.754 --> 54:20.299
‫لطفاً نکنید. لطفاً،
‫التماس‌تون می‌کنم. خواهش می‌کنم

55:21.388 --> 55:41.388
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
