WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:19.895 --> 00:23.106
‫رفیق، باید بابت این
‫دو برابر ازت اعتبار بگیرم

00:23.106 --> 00:26.693
‫و اگر ببینم ابزار همراهته، سه‌ برابر...

00:30.864 --> 00:35.452
‫این باید کافی باشه
‫ممنون که منو آوردی بالا، آسی

00:56.431 --> 01:02.437
‫چد، جو. به‌نظر سرحال میاین

01:05.482 --> 01:07.693
‫گمونم منتظرمه

01:22.165 --> 01:23.917
‫برنارد

01:23.917 --> 01:25.517
‫کامیل

01:29.756 --> 01:31.356
‫چی می‌خوای؟

01:46.023 --> 01:49.234
‫برنارد هالند. اینجا چیکار می‌کنی؟

01:49.860 --> 01:52.260
‫می‌دونم توی آب دارو ریختین

01:52.284 --> 01:54.406
‫و اینکه جولیت دست شماست

01:56.325 --> 01:58.535
‫اومدم ازتون بخوام آزادش کنین

01:59.411 --> 02:02.998
‫و اینکه ویتامین دی‌پلاس رو
‫از آب دربیاری

02:03.582 --> 02:05.182
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

02:06.043 --> 02:09.419
‫چون به‌جاش بهت میگم باید به مردم چی بگی

02:09.443 --> 02:11.256
‫که الان بهش نیاز داری

02:12.007 --> 02:14.432
‫داره خبرش از بخش مکانیکی پخش میشه

02:14.456 --> 02:16.512
‫که جولیت رو شستشوی مغزی دادی

02:16.512 --> 02:18.388
‫می‌تونم جلوی شورش رو بگیرم

02:20.265 --> 02:21.975
‫راست میگه؟

02:21.975 --> 02:25.687
‫میزان انسجام اجتماعی خیلی کمتر از
‫دوران شهردار "جانز"ـه

02:26.271 --> 02:28.857
‫حتی کمتر از دوران شهرداری
‫کوتاه آقای هالنده

02:30.567 --> 02:32.694
‫راحت میشه با مردم بازی کرد

02:33.362 --> 02:35.683
‫فقط کافیه یه آدم بدتر بذاری جلوشون

02:35.707 --> 02:37.616
‫و من حاضرم برات اون آدم باشم

02:38.951 --> 02:42.287
‫بهشون بگو من مدوز رو کشتم

02:42.913 --> 02:44.608
‫و می‌تونی بهشون بگی

02:44.632 --> 02:47.584
‫من دستور مرگ جانز و مارنز رو دادم

02:47.584 --> 02:50.504
‫و اینکه به‌دروغ گفتم
‫جولیت می‌خواست بره بیرون

02:51.380 --> 02:53.926
‫ناآرامی‌های چند ماه اخیر رو

02:53.950 --> 02:55.217
‫بنداز گردن من

02:55.843 --> 02:57.443
‫هیچکدومش دروغ نیست

02:57.761 --> 03:01.098
‫من داشتم از دستورات پیروی می‌کنم
‫درست مثل تو

03:06.979 --> 03:08.579
‫و بعدش چی میشه؟

03:08.897 --> 03:10.030
‫منو اصلاح کن

03:10.054 --> 03:12.943
‫که نشون بدی چه رهبر بخشنده‌ای هستی...

03:12.943 --> 03:14.820
‫خیلی بیشتر از من

03:16.154 --> 03:19.199
‫و بقیه‌ی عمرم رو
‫بی‌سروصدا سپری می‌کنم

03:21.410 --> 03:24.204
‫یالا. حساب کتاب کن

03:27.207 --> 03:29.793
‫تفاوت نتایج ناچیزه

03:30.377 --> 03:32.045
‫ولی از طرف دیگه

03:32.045 --> 03:34.798
‫اگر داستانی که گفتی رو
‫به مردم بگیم

03:34.798 --> 03:37.134
‫و بعد برای پاکسازی بفرستیمت بیرون

03:37.718 --> 03:39.126
‫و طبق نقشه‌ی اصلی‌مون

03:39.150 --> 03:42.181
‫برای جولیت نیکولز و
‫ویتامین‌ دی‌پلاس پیش بریم

03:42.181 --> 03:44.474
‫شرایط سیلو بهتر میشه

03:45.809 --> 03:47.409
‫امکان نداره

03:47.728 --> 03:49.328
‫یه چیزی رو جا انداختی

03:49.688 --> 03:52.149
‫مردم به داستان‌های
‫رستگاری علاقه دارن

03:52.149 --> 03:53.707
‫رستگاری نقطه اشتراک

03:53.731 --> 03:56.695
‫تمام افسانه‌های بزرگ و دین‌های اصلیه

03:56.695 --> 03:58.655
‫نه تنها به خیال اشتباه اومدی اینجا

03:58.655 --> 04:02.451
‫متوجه این موضوع هم نبودی
‫که هیچ اهرم فشاری نداری

04:03.368 --> 04:05.245
‫همین الان هم راه فراری نداری

04:05.245 --> 04:07.634
‫و بین 89 درصد مردم

04:07.658 --> 04:09.416
‫به‌شدت منفوری

04:09.416 --> 04:12.461
‫بعد از اینکه زندگیم رو به‌پات ریختم
‫می‌خوای همه‌چیز رو ازم بگیری؟

04:12.461 --> 04:15.464
‫- خداحافظ، برنارد
‫- تو همه‌چیز رو نمی‌دونی، مگه نه؟

04:16.048 --> 04:17.966
‫اگر واقعاً همه‌چیز رو می‌دونستی

04:17.966 --> 04:20.260
‫ما رو به این وضع نمی‌کشوندی

04:20.260 --> 04:22.767
‫مجبور نمی‌شدی حافظه‌ی همه رو پاک کنی

04:22.791 --> 04:24.389
‫یا این همه آدم رو بکشی

04:25.098 --> 04:27.601
‫چندان بیشتر از من نمی‌دونی
‫مگه نه؟

04:27.601 --> 04:29.201
‫خداحافظ، برنارد

04:41.156 --> 04:43.200
‫اونجوری که انتظار داشتی پیش رفت؟

04:44.826 --> 04:46.426
‫آره

04:46.912 --> 04:50.332
‫در تمام دوران خدمتم
‫همین صدا رو می‌شنیدم

04:50.332 --> 04:54.169
‫ولی تابحال نشنیده بودم یه مکالمه رو
‫ اینطوری تموم کنه. تو شنیده بودی؟

04:55.212 --> 04:59.132
‫- نه، ولی تحریکش هم نمی‌کنم
‫- دقیقاً

04:59.883 --> 05:05.472
‫بخاطر اعصاب‌خردی، کلافگی
‫و عصبانیت نمی‌خواست دیگه صحبت کنه

05:06.098 --> 05:09.935
‫همچین چیزهایی به یه ربات نمی‌خوره
‫قبول نداری؟

05:14.982 --> 05:20.362
‫یه بار، همین چند مدت پیش... عجیب بود

05:21.405 --> 05:23.005
‫بهم دلداری داد

05:24.241 --> 05:26.577
‫و برات سوال شد
‫انسانه یا نه

05:27.202 --> 05:28.871
‫همچین چیزی چطور ممکنه؟

05:28.871 --> 05:32.249
‫کسی که صداش
‫این همه سال عوض نشده

05:32.249 --> 05:34.960
‫و همیشه برای صحبت کردن حضور داره

05:36.420 --> 05:38.020
‫صداش یکسانه

05:38.797 --> 05:40.716
‫ولی شاید یه نفر نیست

05:42.134 --> 05:44.136
‫در مورد آدم‌ها یه چیز رو خوب می‌دونم

05:46.847 --> 05:48.557
‫آدم رو میشه شکست داد

07:33.704 --> 07:35.205
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

07:36.790 --> 07:39.084
‫« ســیــلــو »

07:41.052 --> 07:48.052
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

07:49.052 --> 07:50.971
‫صبح بخیر، شهروندان

07:51.555 --> 07:53.155
‫خبر مهمی براتون دارم

07:53.807 --> 07:59.229
‫شهردار موقت و سرپرست بخش فناوری سابق
‫برنارد هالند، زنده پیدا شده

08:00.772 --> 08:02.649
‫بخاطر تمام جنایاتش علیه سیلو

08:02.649 --> 08:05.444
‫توسط قاضی محکوم شده
‫که امروز ظهر برای پاکسازی فرستاده بشه

08:06.111 --> 08:08.822
‫لطفاً سعی کنین برای تماشا
‫در نزدیک‌ترین غذاخوری حضور داشته باشین

08:12.492 --> 08:15.120
‫مثل همیشه، باادب و احتیاط
‫در پله‌ها عبور و مرور کنین

08:15.120 --> 08:16.720
‫ممنونم

08:27.299 --> 08:28.899
‫کلانتر!

08:31.136 --> 08:32.679
‫- شنیدی چی گفت؟
‫- آره

08:32.679 --> 08:33.847
‫پس می‌دونی نمی‌تونم بمونم

08:33.847 --> 08:35.307
‫فقط 5 دقیقه وقتت رو می‌گیرم

08:35.307 --> 08:36.975
‫از معاون جری به کلانتر بیلینگز

08:36.975 --> 08:38.809
‫جوابش رو نده. یکم صبر کن لطفاً

08:40.520 --> 08:42.188
‫قبلاً داده بودم
‫در رو تقویت کردن

08:43.148 --> 08:46.276
‫پس هرکاری داری می‌کنی، بهتره...
‫خودتو خسته نکنی

08:48.362 --> 08:51.117
‫ولی اگر همزمان به لولاها ضربه بزنیم

08:51.141 --> 08:53.659
‫شاید بتونیم شل‌شون کنیم، مگه نه؟

08:53.659 --> 08:57.579
‫حتی اگرم بری بیرون
‫راهرو پر از ماموره

08:57.579 --> 08:59.957
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫پس دیگه تمومه؟

08:59.957 --> 09:02.042
‫خب، تنها راهی که می‌تونه
‫نتیجه‌ی متفاوتی داشته باشه

09:02.835 --> 09:05.879
‫اینه که زنم دیگه از دستورات
‫اون صفحه نمایش کوفتی پیروی نکنه

09:09.591 --> 09:12.719
‫دیگه برام مثل یه غریبه‌ست

09:19.142 --> 09:21.728
‫خب، خیلی چیزها هست
‫که باید بهت بگیم

09:21.728 --> 09:24.356
‫و بهت میگیم
‫ولی از اونجایی که زیاد وقت نداری

09:24.356 --> 09:26.775
‫از اوضاع امروز صبح شروع می‌کنم

09:29.403 --> 09:33.490
‫برنارد هالند خودش رو برای پاکسازی
‫تحویل داد که حواسشون رو پرت کنه

09:36.326 --> 09:37.411
‫که چی بشه؟

09:37.411 --> 09:39.037
‫به اینم می‌رسم

09:39.037 --> 09:42.708
‫ناکس بهم میگه فقط
‫با استفاده از چیزی که پیدا کردی

09:42.708 --> 09:46.170
‫می‌تونیم کاری که لازمه رو انجام بدیم

09:48.213 --> 09:49.813
‫- بهش گفتی؟
‫- نه

09:50.507 --> 09:52.384
‫حتی زنمم حاضر نشد بهم بگه

09:52.384 --> 09:53.886
‫تصمیمش با من نیست

09:53.886 --> 09:55.486
‫و به شرل هم نگفتم

09:56.096 --> 09:57.696
‫آخه...

09:58.932 --> 10:01.351
‫تخلف خیلی بزرگی از قوانین پیمانه

10:02.102 --> 10:05.105
‫باید خودت بهشون نشون بدی

10:11.653 --> 10:13.253
‫می‌خواین چیکار کنم؟

10:14.031 --> 10:18.118
‫خب، اول از همه
‫باید وارد بخش تصفیه‌ی طبقه‌ی 55 بشیم

10:38.680 --> 10:40.599
‫نیکولز، پا شو

10:40.599 --> 10:42.434
‫- ایشون هنوزم شهرداره، چد
‫- بلند شو

10:43.060 --> 10:44.660
‫اشکال نداره. الان میام

10:46.480 --> 10:48.080
‫چیزی نیست

10:53.987 --> 10:55.989
‫همین‌جا وایسا. دست‌هاتو بیار پشتت

11:17.261 --> 11:19.346
‫برین نگاه کنین. ما قبلاً دیدیمش

11:35.070 --> 11:36.670
‫این دیگه چه کوفتیه؟

11:46.540 --> 11:48.792
‫شنیدم زیاد اهل مشروب خوردن نیستی

11:49.376 --> 11:51.587
‫برای همین گفتم اینا رو
‫از دفترت بیارن پایین

11:51.587 --> 11:53.187
‫فکر نمی‌کردم ناراحت بشی

11:54.047 --> 11:55.647
‫باشه

11:55.966 --> 11:57.566
‫می‌خوری...؟

11:59.678 --> 12:01.278
‫آب چی؟

12:03.640 --> 12:05.240
‫چرا گفتی بیام اینجا؟

12:08.645 --> 12:10.245
‫بشین

12:24.203 --> 12:27.706
‫دوست‌هات بهت گفتن
‫توی شورش چی شد؟

12:29.041 --> 12:30.751
‫کلیاتش رو فهمیدم

12:30.751 --> 12:33.253
‫بهت گفتن برنارد سعی کرد
‫با گرسنگی مجبورشون کنه تسلیم بشن؟

12:34.254 --> 12:36.798
‫دیگه نذاشت غذایی
‫فرستاده بشه به طبقات پایینی؟

12:36.798 --> 12:39.593
‫حتی به یکی از کارکنان آشپزخونه گفت
‫غذاهای انبار رو مسموم کنه

12:40.219 --> 12:43.847
‫من به شورشی‌ها کمک کردم مانع رو
‫ده طبقه بیارن بالاتر که مزرعه داشته باشن

12:47.142 --> 12:48.769
‫اگر من نبودم

12:48.769 --> 12:52.064
‫دوست‌هات می‌مردن
‫و شورش‌شون به آخر خط می‌رسید

12:52.064 --> 12:53.899
‫و بعدش فقط بخاطر این برنده شدن

12:53.899 --> 12:57.319
‫چون من و رابرت حمایت
‫معاون‌های کلانتر رو جلب کردیم

12:57.319 --> 13:00.155
‫خب، مطمئنم دلایل خودتون رو داشتین

13:02.491 --> 13:04.493
‫برنارد دیگه قابل اعتماد نبود

13:05.118 --> 13:07.148
‫برای همین برای انجام کار درست

13:07.172 --> 13:09.414
‫برخلاف دستوراتم و پیمان عمل کردم

13:17.256 --> 13:18.966
‫می‌دونم برنارد نمرده

13:20.509 --> 13:22.636
‫درواقع الان دست ماست

13:23.804 --> 13:25.085
‫قراره امروز ظهر برای
‫پاکسازی فرستاده بشه بیرون

13:25.109 --> 13:27.190
‫و قراره توام به عنوان
‫شهردار حضور داشته باشی

13:28.559 --> 13:30.561
‫خودشو تحویل ما داد

13:31.228 --> 13:33.564
‫و گمونم توی طبقات پایینی
‫پیش دوست‌هات مخفی شده بوده؟

13:34.064 --> 13:36.233
‫برای همین گفتی بیام اینجا؟
‫می‌خوای تاییدش کنم؟

13:36.233 --> 13:37.833
‫نه، اصلاً

13:38.861 --> 13:45.075
‫نه، بخاطر این گفتم بیای
‫چون می‌خوام با همدیگه همکاری کنیم

13:50.831 --> 13:53.292
‫نظرم عوض شد
‫یه لیوان مشروب برام بریز

14:00.299 --> 14:04.678
‫ببین، کاری که داریم با آب می‌کنیم
‫اقدام سخت‌گیرانه‌ایه

14:04.678 --> 14:07.306
‫ولی با این اوضاع
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

14:07.306 --> 14:08.906
‫مردم بیش از حد می‌دونن

14:11.393 --> 14:12.978
‫ببین...

14:12.978 --> 14:16.356
‫کم‌کم داره براشون سوال پیش میاد
‫و بیشترش بخاطر توئه

14:16.356 --> 14:19.610
‫سوالاتی که ممکنه ما رو
‫به کشتن بده، و میده

14:26.700 --> 14:29.036
‫یا خدا. مردم همچین چیزی دوست دارن؟

14:29.036 --> 14:31.538
‫بعد از خوردن نصف لیوان
‫دیگه برات فرقی نمی‌کنه

14:33.207 --> 14:34.917
‫توی آب دارو ریختی

14:35.417 --> 14:37.669
‫اصلاً می‌دونی وقتی اثر کرد چی میشه...؟

14:37.669 --> 14:40.631
‫قطعاً دردناکه، درست مثل 140 سال پیش

14:40.631 --> 14:42.758
‫نه، فراموش کردن دردناک نیست

14:42.758 --> 14:44.510
‫عواقبش دردناکه

14:46.887 --> 14:49.431
‫صدها نفر از پله‌ها پریدن پایین

14:50.766 --> 14:55.020
‫بچه‌ها از گرسنگی مردن
‫چون والدینشون یادشون رفت بهشون غذا بدن

14:55.020 --> 14:57.689
‫آره، می‌دونم
‫و اینجاست که تو می‌تونی کمک کنی

14:58.232 --> 14:59.942
‫تو و یه نفر از هر بخش

15:03.529 --> 15:05.129
‫عجب

15:05.405 --> 15:07.574
‫چون می‌خوای به همه یاد بدیم

15:07.574 --> 15:09.743
‫چطوری در قالب یه جامعه
‫زندگی کنن، آره؟

15:12.788 --> 15:13.872
‫بعدش چی؟

15:13.872 --> 15:17.835
‫تو و بقیه‌ی نماینده‌ها هم
‫باید فراموش کنین

15:17.835 --> 15:19.461
‫صحیح

15:19.461 --> 15:21.061
‫ولی تو... تو نه

15:21.630 --> 15:24.675
‫یکی باید مطمئن بشه
‫دوران گذار با موفقیت پیش میره

15:24.675 --> 15:26.760
‫معلومه، و چرا اون یه نفر
‫تو نباشی، مگه نه کامیل؟

15:26.760 --> 15:28.360
‫کون لقت

15:28.679 --> 15:31.431
‫من خاطراتم رو نگه می‌دارم، آره

15:32.015 --> 15:33.615
‫ولی تنها کسی که یادش می‌مونه منم

15:34.393 --> 15:35.993
‫هر روز... منو نگاه کن

15:36.562 --> 15:38.939
‫تا وقتی که همه‌چی
‫به روال سابق برمی‌گرده

15:38.939 --> 15:42.609
‫مجبورم به پسرم یادآوری کنم
‫من کی هستم

15:44.319 --> 15:46.113
‫به این امید که حرفم رو باور کنه

15:46.905 --> 15:50.742
‫و اینکه چیزی از ذهنش باقی مونده باشه
‫که بخواد یادش بیاد

15:51.410 --> 15:53.010
‫از امرسون به کامیل سیمز

15:55.664 --> 15:57.264
‫بله؟ چیه؟ چی شده؟

15:58.041 --> 15:59.641
‫خیلی‌ها دارن میان بالا

16:00.460 --> 16:02.091
‫آره، انتظارش رو داشتیم امرسون

16:02.115 --> 16:04.256
‫همه می‌خوان شاهد مرگ برنارد هالند باشن

16:04.256 --> 16:06.008
‫نه، فکر کنم قضیه یه چیز دیگه‌ست

16:06.508 --> 16:10.053
‫چند صد نفر دارن پشت سر
‫اون دو نفری که رهبر شورش بودن میان بالا

16:10.053 --> 16:13.056
‫و یه گروه دیگه ده طبقه بالاتر
‫توی طبقه‌ی 55 متفرق نمیشن

16:15.142 --> 16:17.644
‫اجازه نده وارد بخش تصفیه‌ی آب بشن

16:17.644 --> 16:19.244
‫دریافت شد

16:21.703 --> 16:22.703
‫بذارین رد شیم!

16:22.728 --> 16:23.716
‫بذارین رد شیم!

16:23.740 --> 16:24.728
‫بذارین رد شیم!

16:24.753 --> 16:25.741
‫بذارین رد شیم!

16:25.765 --> 16:26.753
‫بذارین رد شیم!

16:26.778 --> 16:28.059
‫بذارین رد شیم!

16:28.083 --> 16:29.364
‫بذارین رد شیم!

16:29.388 --> 16:30.376
‫بذارین رد شیم!

16:30.400 --> 16:31.388
‫بذارین رد شیم!

16:31.412 --> 16:32.343
‫بذارین رد شیم!

16:32.367 --> 16:33.565
‫بذارین رد شیم!

16:33.589 --> 16:34.786
‫بذارین رد شیم!

16:36.663 --> 16:38.957
‫هی! هی!

16:43.253 --> 16:44.853
‫می‌دونی چی توی آب ریختن

16:45.506 --> 16:47.841
‫برین کنار تا هیچکدوم از افرادت
‫سر از بخش پزشکی درنیارن

16:48.383 --> 16:49.983
‫برین خونه

16:52.596 --> 16:54.348
‫اگر گند بزنی

16:54.348 --> 16:59.019
‫تک‌تک دوست‌هات رو
‫از پله‌ها پرت می‌کنم پایین

17:02.606 --> 17:05.692
‫می‌خوان خاطرات‌مون رو پاک کنن
‫خاطرات شما هم پاک میشه

17:08.237 --> 17:09.837
‫اسلحه‌ها آماده!

17:11.573 --> 17:13.242
‫هی، هی!

17:13.242 --> 17:15.993
‫بیاین یه روز دیگه برگردیم
‫منظورمون رو رسوندیم

17:15.993 --> 17:18.664
‫نه! بذارین رد بشیم!

17:18.664 --> 17:20.112
‫بذارین رد شیم!

17:20.136 --> 17:21.583
‫بذارین رد شیم!

17:21.583 --> 17:23.710
‫هی! بس کنین!

17:25.045 --> 17:27.256
‫اسلحه‌هاتون رو بیارین پایین. یالا

17:34.429 --> 17:36.390
‫فقط... برین خونه

17:36.890 --> 17:38.684
‫توی آب دارو ریختن

17:39.268 --> 17:40.868
‫حقیقت نداره

17:41.937 --> 17:43.537
‫ویتامین دی ریختن

17:46.024 --> 17:47.624
‫برین خونه

17:49.570 --> 17:51.170
‫برین

17:52.489 --> 17:55.576
‫شنیدین چی گفت
‫بیاین بریم. بیاین بریم

18:03.584 --> 18:05.184
‫آفرین

18:06.420 --> 18:08.255
‫دوست‌هات فعلاً جون سالم به‌در بردن

18:12.718 --> 18:14.318
‫مراقبش باشین

18:20.225 --> 18:21.825
‫خوب جلوشون رو گرفتی

18:22.269 --> 18:25.647
‫محض احتیاط، تا بعد از پاکسازی
‫همه‌تون همین‌جا بمونین

18:26.148 --> 18:27.748
‫وایسا

18:29.568 --> 18:31.168
‫حقیقت داره؟

18:32.029 --> 18:33.280
‫قضیه‌ی آب؟

18:33.280 --> 18:34.990
‫معلومه که نه

18:34.990 --> 18:37.367
‫نه، اینم از همون تئوری توطئه‌های
‫مردم طبقات پایینیه

18:46.585 --> 18:48.185
‫فوق العاده‌ست

18:48.587 --> 18:50.964
‫حس می‌کنم معده‌م رفته تو کونم

18:51.507 --> 18:53.107
‫وایسا ببینم، تابحال سوار نشده بودی؟

18:53.425 --> 18:55.025
‫نه

18:58.263 --> 19:01.391
‫آره، و وقتی طراحیش کردم
‫بخاطر مستی هیچی حالیم نبود

19:02.518 --> 19:04.118
‫آره، عالیه

19:07.397 --> 19:10.442
‫مردم حتی وقتی موافق نیستن هم
‫به حرفت گوش میدن

19:11.985 --> 19:13.779
‫توی دوران گذار به دردمون می‌خوره

19:14.279 --> 19:16.240
‫نه، بهت کمک نمی‌کنم

19:16.240 --> 19:18.825
‫حتی اگرم کمک می‌کردم
‫درهرحال منو می‌کشتی، پس...

19:20.077 --> 19:21.578
‫- آره درست میگی
‫- پس نقشه‌ت اینه؟

19:21.578 --> 19:23.830
‫می‌خوای از شر تمام کسایی
‫که بهت کمک می‌کنن خلاص بشی؟

19:23.830 --> 19:25.430
‫نه، فقط از شر تو

19:26.917 --> 19:28.836
‫هنوزم بابت اینکه
‫اومدم تو خونه‌ت عصبانی هستی

19:29.336 --> 19:30.838
‫گذاشتم بری، یادت رفته؟

19:30.838 --> 19:32.438
‫آره

19:32.714 --> 19:35.300
‫یادم رفته بود، ولی حالا دیگه یادم اومده

19:37.511 --> 19:39.596
‫حتی اگر دوباره
‫خاطراتت رو ازت بگیریم

19:40.222 --> 19:44.059
‫شک ندارم بازم سر از
‫همچین وضعی درمیاریم

19:44.059 --> 19:47.855
‫چون هیچوقت دست بردار نیستی

19:48.564 --> 19:50.164
‫توی آستین دست چپش رو بگرد

19:58.115 --> 20:00.284
‫پس، آره، قراره بمیری

20:00.909 --> 20:03.287
‫ولی بقیه زنده می‌مونن

20:05.038 --> 20:07.499
‫حتی کاری می‌کنم
‫اسمت به عنوان یه قهرمان ثبت بشه

20:09.877 --> 20:11.477
‫کون لقت

20:13.172 --> 20:14.798
‫برای پاکسازی آماده‌ش کنین

20:15.591 --> 20:17.217
‫شوهرم رو بیارین خونه‌مون

20:34.443 --> 20:38.488
‫شرل، این... یادم رفته
‫الان چه اسمی رو خودش گذاشته

20:39.156 --> 20:40.949
‫بازم اسممو گذاشتم گاس

20:42.492 --> 20:43.660
‫این کیه؟

20:43.660 --> 20:46.330
‫شرلی. خیلی چیزها در موردت شنیدم

20:46.330 --> 20:47.998
‫عه، واقعاً؟

20:47.998 --> 20:52.961
‫هرچی از زبونش شنیدی، درست گفته

20:54.087 --> 20:55.756
‫یالا. بیاین بریم

21:00.135 --> 21:03.972
‫می‌دونم از دستم ناراحتی
‫که برنارد رو زنده نگه داشتم

21:07.559 --> 21:09.520
‫تصمیم راحتی نبود

21:13.732 --> 21:17.653
‫کامیل، بیشتر از چیزی که فکرشو بکنی
‫دوستت دارم

21:19.530 --> 21:21.323
‫ولی پسرمون رو هم دوست دارم

21:25.577 --> 21:30.207
‫و داشتی ازم می‌خواستی
‫با پاک کردن خاطراتش موافقت کنم

21:31.792 --> 21:33.544
‫بعد از پاک کردن خاطراتش
‫چی ازش می‌مونه؟

21:35.462 --> 21:37.062
‫چی از ما می‌مونه؟

21:40.717 --> 21:42.317
‫اصلاً پشیمون نیستم

21:45.973 --> 21:48.767
‫حرف از محافظت از پسرمون می‌زنی

21:50.602 --> 21:56.567
‫ولی تو و برنارد
‫جون همه رو به خطر انداختین

22:02.698 --> 22:07.661
‫به‌زودی تنها چیزی که آنتونی در مورد تو
‫می‌فهمه، چیزهاییه که من بهش میگم

22:12.708 --> 22:14.308
‫ربع ساعت دیگه بیارینش بالا

22:58.128 --> 23:01.423
‫اصلاً خطر نمی‌کنم
‫بدون لباس میری بیرون

23:01.423 --> 23:04.009
‫نمی‌تونی همچین کاری بکنی
‫خودت می‌دونی این‌کار خلاف پیمانه

23:04.009 --> 23:07.971
‫نه نیست، و لباس پاکسازی هم
‫تفاوتی ایجاد نمی‌کنه

23:09.681 --> 23:11.281
‫خانم، کلانتر اومده

23:20.651 --> 23:22.956
‫واقعاً گفتی می‌خوای بری بیرون

23:22.980 --> 23:26.323
‫یا یه عوضی تظاهر کرده اینو از زبونت شنیده؟

23:29.368 --> 23:31.578
‫جمعیت بی‌سابقه‌ای برات جمع شده

23:33.080 --> 23:35.249
‫- منم همینو به تو گفتم، مگه نه؟
‫- آره

23:37.042 --> 23:38.642
‫ولی برای من...

23:39.378 --> 23:42.409
‫مزیت اینه که تمام مردها زن‌ها، بچه‌ها

23:42.433 --> 23:45.217
‫و حیوون‌های خونگی مجاز ازم متنفرن

23:45.217 --> 23:47.845
‫چرا خودت رو تحویل دادی؟

23:55.978 --> 23:58.328
‫خواستم با پرت کردن حواسشون

23:58.352 --> 24:01.066
‫یه فرصت به واکر و دوست‌هات بدم

24:03.861 --> 24:05.445
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

24:05.445 --> 24:09.658
‫برنارد. کامیل مجبورم کرد
‫ناکس و شرلی رو بفرستم برن

24:10.868 --> 24:13.287
‫به سمتشون اسلحه گرفته بودن

24:13.287 --> 24:17.040
‫می‌خواست بکششون. چاره‌ای نداشتم
‫فایده‌ای... فایده‌ای نداشت

24:17.040 --> 24:18.458
‫ولی هنوز تموم نشده

24:18.458 --> 24:20.794
‫قراره بفرستنت بیرون بمیری

24:20.794 --> 24:22.796
‫- جولیت
‫- نه، من هنوزم شهردارم

24:23.380 --> 24:25.007
‫کامیل می‌خواد بعد از اثر کردن داروها...

24:25.007 --> 24:27.134
‫- بس کن
‫- کمکش کنم، آره؟

24:27.134 --> 24:29.720
‫پس می‌خواد باشم
‫می‌خواد باهاش معامله کنم

24:29.720 --> 24:32.055
‫- و من گفتم نه، ولی شاید بتونم...
‫- بس کن! خواهش می‌کنم

24:34.474 --> 24:36.685
‫- می‌خوای بازم بجنگی؟
‫- آره

24:36.685 --> 24:38.854
‫خوبه. چون من هنوزم دارم می‌جنگم

24:38.854 --> 24:40.522
‫این کجاش جنگیدنه؟

24:49.823 --> 24:53.577
‫قراره حواس همه به من باشه

24:55.787 --> 25:01.793
‫سه ماه پیش، دوست‌هات
‫به یاد تو شورش راه انداختن

25:02.961 --> 25:06.089
‫از اون موقع دیدم چجور آدمایی هستن

25:06.840 --> 25:08.440
‫و چه کارهایی ازشون برمیاد

25:09.176 --> 25:11.011
‫حتی تونستم توش نقش داشته باشم

25:12.262 --> 25:14.431
‫تابحال تو زندگیم
‫همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم

25:15.557 --> 25:18.268
‫قدرتی که اطرافیانت دارن...

25:19.061 --> 25:20.771
‫کارهایی که ازشون برمیاد...

25:21.605 --> 25:25.150
‫اگر فقط یه فرصت
‫و یه شانس گیرشون بیاد

25:27.236 --> 25:30.697
‫با مرگ من یه فرصت گیرشون میاد

25:32.199 --> 25:33.799
‫این فرصت رو حروم نمی‌کنن

25:34.409 --> 25:35.744
‫بهشون اعتماد کن

25:35.744 --> 25:37.871
‫بحث این نیست
‫که بهشون اعتماد ندارم

25:38.705 --> 25:40.541
‫ولی هنوزم می‌تونم
‫یه راهی پیدا کنم

25:40.541 --> 25:42.167
‫چه چاره‌ی دیگه‌ای داریم؟

25:42.167 --> 25:43.767
‫نمی‌دونم...

25:46.463 --> 25:51.093
‫مهم‌ترین چیزی که قبل از رفتن
‫می‌تونم بهت بگم اینه...

25:53.178 --> 25:54.972
‫اون صدایی که از دیوار درمیاد...

25:57.057 --> 25:59.560
‫همیشه فکر می‌کردم یه رباته

26:00.894 --> 26:03.272
‫یجور موجود غیرانسانیه

26:04.273 --> 26:06.024
‫موجودیه که هوشش از ما بیشتره

26:06.817 --> 26:08.417
‫ولی نیست

26:09.069 --> 26:12.573
‫یه نفر توی سیلوی یکه

26:13.323 --> 26:14.923
‫از جنس گوشت و خون

26:15.242 --> 26:18.120
‫هیچ تفاوت یا برتری
‫نسبت به من و تو نداره

26:18.120 --> 26:21.373
‫یه نفره که داره
‫در مورد سرنوشت‌مون تصمیم می‌گیره

26:24.376 --> 26:27.379
‫بعد از تمام این قضایا، مشخص شد

26:28.589 --> 26:33.218
‫جادوگر چیزی جز
‫یه آدم پشت پرده نبوده

26:34.636 --> 26:37.472
‫و اگر اون آدم الان اینجا بود

26:38.599 --> 26:41.143
‫با دست‌هام خفه‌ش می‌کردم

26:41.727 --> 26:43.770
‫ولی فرصتش گیرم نمیاد

26:44.271 --> 26:46.857
‫ولی تو می‌تونی جلوشون رو بگیری، جولیت

26:49.359 --> 26:53.447
‫تنها کسی که توی حساب کتاب‌هاشون
‫ازش غافل شدن، تویی

26:54.781 --> 26:59.077
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد رهبر باشی
‫پس متوجه این قضیه نیستی

26:59.077 --> 27:02.873
‫ولی تو فراتر از یه هنجارشکن ساده‌ای

27:02.873 --> 27:04.666
‫تو یه متحدکننده‌ای

27:06.502 --> 27:08.212
‫تیمت همین رو اثبات می‌کنه

27:10.756 --> 27:12.356
‫بهت باور دارن

27:14.468 --> 27:18.388
‫و منم بهت باور دارم
‫به همه‌تون باور دارم

27:20.057 --> 27:22.392
‫و یه چیز دیگه ذهنم رو مشغول کرده

27:24.102 --> 27:26.855
‫تمام سوال‌هایی که
‫جوابی براشون پیدا نمی‌کنم

27:27.731 --> 27:32.110
‫همه‌شون توی یه سوال خلاصه میشن

27:35.989 --> 27:37.589
‫راه بیفت بریم

27:39.952 --> 27:42.037
‫نمی‌دونیم چرا اینجاییم

27:43.956 --> 27:46.250
‫نمی‌دونیم کی سیلو رو ساخته

27:47.584 --> 27:52.422
‫نمی‌دونیم چرا شرایط بیرون سیلو
‫به این شکله

27:53.006 --> 27:56.426
‫نمی‌دونیم کی می‌تونیم
‫بدون هیچ خطری بریم بیرون

27:58.345 --> 28:01.765
‫فقط اینو می‌دونیم
‫که اون روز، امروز نیست

28:17.656 --> 28:19.256
‫آخرین وصیتی داری بکنی؟

30:00.000 --> 30:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:46.889 --> 30:48.515
‫چرا لباس پاکسازی تنش نیست؟

33:30.385 --> 33:32.137
‫می‌دونی، برنارد گفت

33:33.764 --> 33:36.475
‫تمام چیزهایی که در مورد
‫سیلوها نمی‌دونیم

33:37.100 --> 33:39.061
‫می‌تونه توی یه سوال خلاصه بشه

33:41.021 --> 33:45.067
‫و به‌نظر من توی سوال ساده‌ای
‫مثل "چرا؟" خلاصه میشه

33:46.151 --> 33:48.695
‫مدام این سوالات تکراری رو می‌پرسیم

33:48.695 --> 33:50.295
‫چرا سیلوها رو ساختن؟

33:51.949 --> 33:53.549
‫چرا مردم باید توی سیلوها بمونن؟

33:54.618 --> 33:58.539
‫چرا... چرا سیلوها نمی‌تونستن
‫با همدیگه ارتباط داشته باشن، درسته؟

33:59.665 --> 34:02.543
‫و اگر بنیان‌گذارهای کوفتی
‫اینقدر به ما اهمیت می‌دادن

34:03.752 --> 34:06.338
‫چرا یه فرآیند حفاظت گذاشتن
‫که بتونن باهاش ما رو بکشن؟

34:09.091 --> 34:11.342
‫شاید نباید جواب این سوالات رو بدونیم

34:12.469 --> 34:14.069
‫چرا؟

34:19.893 --> 34:22.396
‫همه... همه آروم بمونین

34:22.396 --> 34:24.022
‫میریم می‌فهمیم قضیه چیه

34:24.648 --> 34:27.818
‫هی! آروم بمونین
‫اینجا جاتون امن‌تره

34:27.818 --> 34:29.695
‫مراقب همدیگه باشین
‫میریم می‌فهمیم قضیه چیه

34:30.320 --> 34:31.572
‫این نقشه‌ی تو بوده

34:31.572 --> 34:34.449
‫نه، من تمام روز بازداشت بودم

34:49.840 --> 34:51.440
‫مراقب باشین

34:56.471 --> 34:58.557
‫هی، هی. نه، نه. جایی نرین

34:58.557 --> 35:01.476
‫جایی نرین. هی، گوش کنین چی میگم

35:01.476 --> 35:03.076
‫بمونین، بمونین

35:03.478 --> 35:05.189
‫معادن

35:05.189 --> 35:06.789
‫لعنت به...

35:07.399 --> 35:08.483
‫لعنتی

35:08.483 --> 35:09.818
‫آروم بمونین. باشه؟

35:09.818 --> 35:11.904
‫ممکنه دوست‌هات همه‌مون رو
‫به کشتن داده باشن

35:13.864 --> 35:15.824
‫راهو باز کنین! برین کنار!

35:23.248 --> 35:24.848
‫اینم سر خوشگلش

35:27.085 --> 35:28.712
‫ایناهاش

35:28.712 --> 35:31.006
‫به‌نظر صحیح و سالم میاد

35:31.006 --> 35:33.258
‫- خوبی پهلوون؟
‫- آره

35:36.386 --> 35:39.097
‫الان دارم حس می‌کنم
‫واقعاً قراره بچه‌دار بشیم

35:40.098 --> 35:43.602
‫الان؟ الان حس... شنیدی چی گفت؟
‫الان حس می‌کنی؟

35:44.561 --> 35:45.854
‫مدام دستشویی رفتن

35:45.854 --> 35:49.983
‫و کمردرد و باد کردن
‫و گرفتگی پاها رو بهش بده تا بفهمه

35:49.983 --> 35:51.860
‫اگر می‌تونستم
‫نصف مردم دنیا عاشقم می‌شدن

35:51.860 --> 35:53.654
‫- و نصف دیگه ازم متنفر می‌شدن
‫- آره

35:55.489 --> 35:57.032
‫خب، می‌تونه سوار هواپیما بشه؟

35:57.032 --> 36:00.202
‫کم‌کم دارین به دوران پرواز ممنوع می‌رسین
‫ولی این‌ هفته می‌تونه

36:00.202 --> 36:01.802
‫قراره کجا برین؟

36:02.663 --> 36:03.747
‫آتلانتا

36:03.747 --> 36:05.415
‫برای پروژه‌ی استنسن؟

36:05.415 --> 36:09.169
‫بلیط طلایی گیرتون اومده
‫که برین کارخونه‌ی شکلات‌سازی؟

36:09.169 --> 36:12.214
‫چند تا دوست داشتم که درخواست دادن
‫ولی قبول نشدن

36:12.798 --> 36:14.398
‫می‌شناسینش؟

36:15.259 --> 36:16.859
‫- یه بار دیدیمش
‫- چی میگی؟

36:17.386 --> 36:18.762
‫دیدیمش دیگه، دیدیمش

36:18.762 --> 36:20.889
‫مجبور شدین قرارداد عدم افشا امضا کنین؟

36:20.889 --> 36:23.141
‫به این مشهوره که همه رو مجبور می‌کنه
‫قرارداد عدم افشا امضا کنن

36:40.033 --> 36:41.118
‫شارلوت؟

36:41.118 --> 36:42.995
‫- سلام
‫- سلام. وای خدا

36:42.995 --> 36:44.595
‫چقدر شکمت گنده شده

36:45.163 --> 36:47.332
‫درست نیست همچین حرفی بزنم؟

36:47.332 --> 36:49.585
‫- اگر واقعاً گنده نبودم آره. سلام
‫- سلام

36:50.586 --> 36:52.045
‫- سلام
‫- سلام

36:52.045 --> 36:53.645
‫ممنون که اومدین

36:54.006 --> 36:56.758
‫- عه، اومدین. وای، چه خوشگل شدی
‫- سلام

36:56.758 --> 37:00.095
‫- ممنون. سلام
‫- خیلی خوشحالم می‌بینمتون

37:00.095 --> 37:01.930
‫سلام. سلام

37:01.930 --> 37:03.754
‫خب، امیدوارم غذای رستوران دوست داشته باشین

37:03.778 --> 37:05.601
‫یه بنده‌خدایی یادش رفت مرغ رو بذاره بیرون

37:05.601 --> 37:06.768
‫زنیکه‌ی بدجنس

37:06.768 --> 37:09.271
‫- من که نگفتم بنده‌خدا کیه
‫- باشه

37:09.271 --> 37:11.148
‫- بفرما
‫- عه، ممنون. خیلی لطف کردین

37:11.148 --> 37:12.748
‫بیاین تو. بفرمایین

37:15.527 --> 37:18.197
‫خیلی‌خب. پل‌های پورتلند چطورن؟

37:18.989 --> 37:20.589
‫سرمو گرم نگه می‌دارن

37:20.908 --> 37:22.701
‫تو فکریم بورن‌ساید رو
‫مقاوم‌سازی کنیم

37:22.701 --> 37:26.205
‫که یه پل متحرک خیلی قشنگه
‫که سال 19...

37:26.205 --> 37:27.289
‫خیلی بی‌شعوری

37:27.289 --> 37:29.833
‫- خیلی عوضی هستی. باورم نمیشه
‫- شارلوت، بس کن

37:31.418 --> 37:34.963
‫تو چی؟ پهپاد روندن برای یه تریلیونر چطوره؟

37:34.963 --> 37:36.563
‫یه شغله دیگه

37:39.927 --> 37:41.929
‫اوریگونین چطوره؟

37:41.929 --> 37:45.224
‫نیرو کم داره، بودجه‌ش کمتر شده
‫کسایی که اشتراک می‌گیرن کمتر شدن

37:45.224 --> 37:46.725
‫همون چیزای همیشگی

37:46.725 --> 37:48.644
‫و هنوز اسمی براش انتخاب نکردین؟

37:50.145 --> 37:51.813
‫تو فکرش بودیم

37:53.774 --> 37:55.150
‫دنیل کین دوم

37:55.150 --> 37:56.777
‫- خفه‌شو بابا
‫- بیخیال

37:56.777 --> 37:58.946
‫- دوسش داری؟
‫- خفه‌شو بابا

37:58.946 --> 38:00.546
‫- ای خدا
‫- عجب

38:01.573 --> 38:04.451
‫شما دو تا چی؟ برنامه‌ای دارین؟

38:08.705 --> 38:11.416
‫درهرصورت خیلی خیلی خوشبخت به‌نظر میاین

38:11.416 --> 38:13.502
‫آره. هستیم

38:13.502 --> 38:15.295
‫آره

38:15.295 --> 38:16.922
‫ای‌کاش مامان و بابا بودن و می‌دیدنت

38:19.132 --> 38:21.009
‫اگر الان زنده بودن...

38:21.009 --> 38:22.803
‫دیوونه‌وار چنگ و زور می‌زدن...

38:22.803 --> 38:24.054
‫- که از تابوت‌هاشون دربیان
‫- که از تابوت‌هاشون دربیان

38:24.054 --> 38:26.348
‫- ای خدا
‫- مریضین به‌خدا. خیلی حرف‌تون ناجوره

38:26.348 --> 38:29.643
‫- آره
‫- ولی درهرحال... خوشحالم اومدین

38:30.352 --> 38:32.062
‫نزدیک بود نیایم

38:32.062 --> 38:33.647
‫واقعاً؟

38:33.647 --> 38:35.607
‫دنیل فکر می‌کنه
‫مامانت هنوزم از دستمون عصبانیه

38:35.607 --> 38:37.276
‫نخیرم...

38:37.818 --> 38:39.111
‫هست؟

38:39.111 --> 38:40.779
‫می‌دونی، وقتی میگه
‫می‌خواد باهات صحبت کنه

38:40.779 --> 38:44.032
‫معمولاً یعنی می‌خواد
‫کدورت‌ها رو کنار بذاره، مگه نه؟

38:46.326 --> 38:47.578
‫آره حتماً. آره

38:47.578 --> 38:49.178
‫هیچوقت معلوم نیست

38:50.414 --> 38:51.781
‫اوضاع چطوره؟

38:51.805 --> 38:55.127
‫برای رونمایی بزرگ آماده‌این؟

38:55.127 --> 38:58.672
‫آره، بالاخره داریم به آخر خطر می‌رسیم

38:58.672 --> 39:00.841
‫ولی آخر مسیر نیست، پرتگاهه!

39:05.012 --> 39:07.181
‫- نه، نه، ببخشید
‫- نه، نه، اشکال نداره

39:07.181 --> 39:10.267
‫نه، فردا عالی پیش میره
‫مامانت حسابی خوشحال میشه

39:10.267 --> 39:11.754
‫و وقتی همه‌چی تموم شد

39:11.778 --> 39:14.479
‫بالاخره می‌تونیم یه ماه‌عسل
‫درست‌و‌حسابی بریم

39:15.147 --> 39:18.066
‫چون حرف زشتی زدم
‫می‌تونی یه موزه بیشتر بری

39:19.026 --> 39:20.626
‫میشه در مورد حرفی
‫که زدی صحبت کنیم؟

39:21.278 --> 39:23.071
‫چی؟

39:23.071 --> 39:24.671
‫گفتی معذرت می‌خوام

39:25.115 --> 39:26.200
‫خیلی کم پیش میاد

39:26.200 --> 39:28.076
‫- آره، من که تابحال نشنیده بودم
‫- هیچوقت ازش عذرخواهی نمی‌شنوم

39:28.076 --> 39:30.120
‫- خیلی بی‌ادبین
‫- هیچوقت عذرخواهی نمی‌کنه

39:30.120 --> 39:31.455
‫- کم پیش میاد؟
‫- تابحال ندیده بودم

39:31.455 --> 39:33.415
‫- آره دیگه
‫- خب پس، وقتی اینو کردم تو حلقت

39:33.415 --> 39:34.833
‫ازت عذرخواهی نمی‌کنم

39:34.833 --> 39:36.668
‫- خودم می‌خورمش. بده من
‫- بیا، بیا

39:36.668 --> 39:39.129
‫- نه
‫- چیزی نیست که

39:39.129 --> 39:40.729
‫خیلی تندن

39:41.798 --> 39:43.926
‫- عالیه
‫- دیدی سوختی؟

39:45.636 --> 39:48.430
‫هی، هی، هی
‫خودم بقیه‌شو می‌شورم. بده

39:48.430 --> 39:49.848
‫قانون خانواده‌ی کین اینه...

39:49.848 --> 39:52.434
‫که هرکی شام درست می‌کنه
‫می‌تونه بقیه‌ی شب راحت بشینه

39:52.434 --> 39:54.353
‫من فقط رفتم شام خریدم اومدم
‫بذار خودم می‌شورم

39:54.353 --> 39:55.953
‫می‌ترسی درست نشورم؟

39:56.396 --> 39:58.398
‫- باشه میرم کنار
‫- ممنون

39:58.398 --> 39:59.998
‫خیلی‌خب

40:04.446 --> 40:06.490
‫ببخشید که نتونستیم
‫ وقتی مریض شدی بیایم

40:07.366 --> 40:09.576
‫اندازه‌ی سه تا مراسم ختم
‫گل فرستادین، پس...

40:09.576 --> 40:11.870
‫وای خدا. منظورمون این نبود...

40:11.870 --> 40:15.958
‫ببین، هلن تازه حامله شده بود
‫و قضیه‌ی باباش پیش اومده بود

40:17.042 --> 40:20.754
‫آره. من می‌تونستم بیام
‫نمی... نمی‌دونم

40:20.754 --> 40:22.354
‫میومدی و هلن رو تنها می‌ذاشتی؟

40:22.965 --> 40:25.092
‫حتی شارلوت هم فکر نمی‌کنه
‫اینقدر عوضی باشی

40:29.471 --> 40:30.973
‫قبلاً تونستم شکستش بدم
‫و دوباره هم تونستم

40:30.973 --> 40:35.102
‫و شارلوت کنارم بود و مادرم...

40:35.102 --> 40:37.855
‫و هنری

40:37.855 --> 40:39.690
‫خب پس، اگر هنری بوده که عالیه

40:40.607 --> 40:42.901
‫من از 12 سالگی هنری رو می‌شناسم

40:43.777 --> 40:45.946
کمک خیلی مهمی می‌کنه

40:47.155 --> 40:50.909
‫بعد از دیدن مادرم میاد و...

40:51.743 --> 40:54.288
‫از لحاظ احساسی
‫جمع‌و‌جورم می‌کنه

40:56.832 --> 40:58.876
‫بگذریم، دیگه حالم خوبه

41:00.002 --> 41:01.837
‫راستشو بخوای خیلی هم خوشحالم

41:03.338 --> 41:07.092
‫منظورم بابت شارلوته، نه سرطان
‫گور بابای سرطان

41:07.843 --> 41:09.443
‫گور بابای سرطان

41:10.012 --> 41:11.612
‫آره

41:15.601 --> 41:18.854
‫می‌دونی، روزی که ازدواج کردیم
‫فکر نمی‌کردم بتونم بیشتر از اون عاشقش بشم

41:18.854 --> 41:20.454
‫ولی زمستون پارسال...

41:24.776 --> 41:26.509
‫و می‌دونی، فقط بخاطر این نبود

41:26.533 --> 41:28.989
‫که ازم مراقبت می‌کرد، که واقعاً هم می‌کرد

41:29.990 --> 41:31.590
‫بخاطر این بود که...

41:34.578 --> 41:36.872
‫خب، وقتی داشتم دوا درمون می‌شدم

41:37.664 --> 41:41.793
‫می‌رفت طبقه‌ی پایین
‫دیدن بچه‌هایی که اومده بودن برای درمان

41:41.793 --> 41:45.631
‫خواهرت یه‌خرده بی‌اعصاب و بددهنه
‫بخاطر اینکه عضو نیروی دریاییه و اینا

41:45.631 --> 41:47.508
‫- واقعاً؟
‫- سعی می‌کرد...

41:47.508 --> 41:48.842
‫سعی می‌کرد جلوی خودشو بگیره...

41:48.842 --> 41:50.928
‫ولی آخرش به زمین و زمان فحش می‌داد

41:50.928 --> 41:53.013
‫"گور بابای سرطان و اول و آخرش"

41:53.013 --> 41:56.558
‫و بچه‌ها حسابی کیف می‌کردن

41:57.935 --> 42:00.145
‫و مامان باباهاشون هم کیف می‌کردن
‫و بعد...

42:02.356 --> 42:04.358
‫آره، همون‌موقع فهمیدم. آخه...

42:05.484 --> 42:07.778
‫زن خیلی سرسختیه، می‌دونی چی میگم؟

42:08.529 --> 42:12.199
‫ولی مهربون هم هست
‫خیلی مهربونه

42:21.667 --> 42:26.004
‫باورم نمیشه. قراره از فردا
‫بذاریم مردم برن توی سیلوها

42:26.004 --> 42:28.465
‫و منظورم از مردم
‫غیرنظامی‌های پلشتی مثل شماهاست

42:29.258 --> 42:31.426
‫آها، ممنون. متوجه شدم

42:32.177 --> 42:34.429
‫فقط خوشحالم بالاخره می‌تونم
‫در موردش صحبت کنم

42:34.429 --> 42:38.392
‫آره، می‌دونم. اون قردادها خیلی مزخرفن
‫شرمنده که نمی‌تونستیم چیز چندانی بهتون بگیم

42:38.392 --> 42:39.977
‫اشکال نداره

42:39.977 --> 42:42.301
‫بعلاوه، با امضا کردن
‫اون قراردادهای عدم افشا

42:42.325 --> 42:44.648
‫تونستیم یه خونه‌ی عالی توی وست‌اسلوپ بخریم

42:44.648 --> 42:47.109
‫ما هم تونستیم این خونه‌ی
‫سبک کرفتسمن رو توی مورنینگ‌ساید بخریم

42:53.073 --> 42:56.201
‫این 6 ماه اخیر... باورنکردنی بوده

42:56.201 --> 42:58.745
‫به محض اینکه
‫دوره‌ی درمان سرطان آنا تموم شد

42:58.745 --> 43:00.831
‫تمام‌وقت برگشت سراغ سیلوها

43:02.958 --> 43:04.558
‫تابحال در مورد پیمان شنیدی؟

43:05.252 --> 43:06.753
‫وای خدا. خیلی‌خب

43:06.753 --> 43:11.216
‫خب، یه چیز عجیب‌غریبه
‫که اون و دکتر سی با هم نوشتن

43:11.216 --> 43:12.509
‫- کی؟
‫- ویکتور

43:12.509 --> 43:15.679
‫- آها آره
‫- خب، یه کتاب قوانینه

43:15.679 --> 43:18.149
‫که میگه چطوری بدون کشتن همدیگه

43:18.173 --> 43:20.642
‫میشه 500 سال زیر زمین زندگی کرد

43:20.642 --> 43:23.645
‫- پونصد سال؟
‫- آره می‌دونم، منم گفتم مسخره‌ست

43:23.645 --> 43:27.941
‫اینکه استنسن تونست سیلوها رو
‫سه ساله تموم کنه هم مسخره‌ست

43:27.941 --> 43:30.569
‫همین الانم یه عده دارن
‫توی سیلوها زندگی می‌کنن

43:31.486 --> 43:33.113
‫البته من شکایتی ندارما

43:34.198 --> 43:36.700
‫من و آنا می‌تونیم
‫با همدیگه کار کنیم

43:36.700 --> 43:38.368
‫و هر شب برگردیم اینجا

43:38.869 --> 43:41.830
‫کمابیش منو یاد خونه‌ی
‫دوران بچگی من و دن می‌اندازه

43:42.414 --> 43:44.014
‫اونجا رو یادته؟

43:44.333 --> 43:45.417
‫آره فکر کنم

43:45.417 --> 43:48.587
‫گاهی اوقات حس می‌کنم
‫زندگی یه نفر دیگه‌ست، ولی...

43:49.463 --> 43:50.631
‫آره، همینم خوبه

43:50.631 --> 43:52.466
‫شوهرت می‌خواد برین

43:52.466 --> 43:54.092
‫گفت از وقت خوابم گذشته؟

43:54.092 --> 43:56.136
‫- آره
‫- جناب نماینده

44:01.558 --> 44:03.143
‫فردا وقت دارین
‫با هم صبحونه بخوریم؟

44:03.143 --> 44:04.353
‫آره

44:04.353 --> 44:07.648
‫نمی‌دونم. شاید مجبور باشیم
‫صبح زود بریم

44:08.440 --> 44:11.151
‫مگه همه‌چی تموم نشده بود؟

44:11.151 --> 44:14.279
‫اگر از فروشگاه استار
‫نون گردویی بگیری

44:14.279 --> 44:15.656
‫منم بیکن و تخم‌مرغ درست می‌کنم

44:15.656 --> 44:17.157
‫- فکر خوبیه
‫- خیلی‌خب

44:17.157 --> 44:18.909
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

45:08.667 --> 45:10.267
‫تو چندی؟

45:10.627 --> 45:12.004
‫من 18ـم

45:12.004 --> 45:13.505
‫منم یکم

45:13.505 --> 45:15.507
‫- اگر کمک لازم دارید...
‫- یک

45:15.507 --> 45:17.134
‫به هرکدوم از راهنماها
‫که کت زرد دارن مراجعه کنین

45:17.134 --> 45:18.734
‫این سمته

45:19.136 --> 45:20.736
‫باهات میام

45:30.314 --> 45:32.357
‫دنیل، هلن

45:32.900 --> 45:34.500
‫- سلام
‫- سلام هنری

45:34.818 --> 45:36.987
‫- خیلی وقته ندیدیمت
‫- تبریک میگم

45:36.987 --> 45:38.906
‫جفتتون خیلی خوشگل شدین

45:38.906 --> 45:41.241
‫خب، تو خوشگل شدی
‫گفتم بگم جفتتون که تو ناراحت نشی

45:41.241 --> 45:43.619
‫آره. ممنون هنری

45:43.619 --> 45:45.204
‫مطمئن نبودیم بیاین یا نه

45:45.204 --> 45:47.706
‫نه، باید نتیجه‌ی کار رو می‌دیدم

45:47.706 --> 45:50.918
‫توصیه می‌کنم تا آخر تور نرو

45:50.918 --> 45:52.794
‫یه عالمه پله داره و آسانسور نداره

45:52.794 --> 45:54.296
‫آره شایعه‌ش به گوشم رسیده بود

45:54.296 --> 45:56.715
‫میگن می‌خوان مردم
‫بقدر کافی ورزش کنن

45:56.715 --> 45:58.509
‫مسئولش من نیستم

45:58.509 --> 46:02.596
‫میگم، میشه دنیل رو با خودم ببرم؟
‫سناتور می‌خواد باهاش صحبت کنه

46:02.596 --> 46:04.196
‫دلم می‌خواد شارلوت رو ببینم

46:04.598 --> 46:07.059
‫همراه آنا و سناتورها
‫توی سیلوی یکه

46:07.559 --> 46:09.311
‫- خب، میشه هلن هم بیاد؟
‫- خب...

46:09.895 --> 46:11.188
‫تا اونجا خیلی راهه

46:11.188 --> 46:12.898
‫- آره، نه...
‫- آره؟

46:12.898 --> 46:13.982
‫تو برو دیدن شارلوت

46:13.982 --> 46:15.943
‫من می‌خوام برم سیلو رو ببینم

46:15.943 --> 46:17.778
‫- اونجا بهت غذا میدن
‫- عالیه

46:17.778 --> 46:19.780
‫و وقتی تموم شد
‫بیا سیلوی یک

46:19.780 --> 46:21.380
‫قراره سناتور سخنرانی کنه

46:24.368 --> 46:27.120
‫آره می‌دونم، قول داده طولانی نباشه

46:27.120 --> 46:29.623
‫- بعدش موسیقی و آتش‌بازی هم داریم، پس...
‫- باشه

46:29.623 --> 46:31.333
‫میرم با سناتور صحبت می‌کنم
‫و بعدش میام پیشت

46:31.333 --> 46:33.126
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

46:33.126 --> 46:34.726
‫خداحافظ

46:37.965 --> 46:40.175
‫تور سیلو به‌زودی آغاز خواهد شد

46:43.804 --> 46:45.931
‫اگر بهتون گفتن بیاین سیلوی 18

46:45.931 --> 46:47.474
‫جای درستی اومدین

46:47.474 --> 46:50.185
‫من اورت هستم
‫یکی از راهنماهای تور امروزتونم

46:50.185 --> 46:52.187
‫- عه، سامانتا
‫- بله؟

46:52.187 --> 46:54.481
‫تو قرار بوده بری سیلوی 17، که اونجاست

46:55.190 --> 46:56.275
‫ آها آره

46:56.275 --> 46:59.152
‫ببخشید. اسمم رو از کجا می‌دونی؟

46:59.152 --> 47:00.362
‫با عینک واقعیت افزوده

47:00.362 --> 47:02.407
‫با سامانه‌ی شناسایی بی‌سیم کارت‌هاتون

47:02.431 --> 47:04.032
‫تمام اطلاعاتتون رو نشون میدن

47:06.243 --> 47:07.995
‫اگر کارت کس دیگه‌ای
‫دستمون بود چی؟

47:07.995 --> 47:10.831
‫خب هلن، شناسایی چهره هم دارن

47:12.666 --> 47:15.210
‫ریچل 20 نفر بعدی رو با خودش می‌بره

47:15.210 --> 47:18.338
‫ولی اگر جزو کسایی هستین
‫که من بهشون خوش‌آمد گفتم، دنبالم بیاین

47:19.631 --> 47:21.592
‫خیلی‌خب. گروه من بیاین این سمت

47:21.592 --> 47:23.192
‫اورت، اهل کجایی؟

47:24.469 --> 47:26.346
‫- هادزدن
‫- هادزدن؟

47:26.889 --> 47:29.474
‫یه شهر کوچیک حومه‌ی لندنه

47:29.474 --> 47:31.185
‫که حتی لندنی‌ها هم اسمش رو نشنیدن

47:36.982 --> 47:39.193
‫به مهمانان گرامی یادآوری می‌کنیم

47:39.193 --> 47:42.321
‫لطفاً توجه فرمایید از سیلویی که

47:42.321 --> 47:45.115
‫ در کارت شناسایی شما درج شده بازدید کنید

47:47.534 --> 47:49.134
‫دنیل

47:50.454 --> 47:52.998
‫ویکتور. سلام. سلام

47:52.998 --> 47:54.791
‫- چطوری؟
‫- سلام

47:54.791 --> 47:56.543
‫ویکتور، سناتور می‌خواد باهاش صحبت کنه

47:57.252 --> 47:59.296
‫- خودم می‌برمش. باشه
‫- باشه. ممنون

48:01.256 --> 48:02.799
‫شارلوت بهم گفت
‫قراره پدر بشی

48:02.799 --> 48:04.676
‫آره، وحشت کردم

48:04.676 --> 48:06.595
‫تبریک میگم. نه، پدر خیلی خوبی میشی

48:06.595 --> 48:08.195
‫- ممنون. قطعاً سعی خودمو می‌کنم
‫- آره

48:12.226 --> 48:13.826
‫خیلی تحسین‌برانگیزه، مگه نه؟

48:14.394 --> 48:15.687
‫فراتر از چیزیه که تصور می‌کردم

48:15.687 --> 48:19.233
‫آره، داری به این فکر می‌کنی
‫که چطور از پسش براومدیم؟

48:21.985 --> 48:23.585
‫شاید برات سوال شده...

48:24.071 --> 48:27.074
‫اگر قبول می‌کردی چی می‌شد

48:27.074 --> 48:28.867
‫انتخاب درستی کردم

48:28.867 --> 48:30.327
‫معلومه که کردی

48:30.327 --> 48:33.705
‫ولی یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های مهندسی

48:33.705 --> 48:34.957
‫تاریخ دنیاست

48:34.957 --> 48:37.376
‫فکر کردن به شایدها و اگرها
‫که ایرادی نداره

48:38.502 --> 48:40.102
‫همه‌مون بهش فکر می‌کنیم

48:45.467 --> 48:48.595
‫می‌دونی، راستشو بخوای
‫بهت نیاز داشتیم

48:49.596 --> 48:51.196
‫مهندس‌های کاربلد زیادی داشتین

48:51.765 --> 48:55.394
‫آره. ولی همیشه حس می‌کردم
‫چیزهایی رو می‌بینی

48:55.394 --> 48:57.062
‫که دیگران ازش غافل می‌مونن

48:59.147 --> 49:02.192
‫راستشو بخوای
‫یه‌خرده غافلگیر شدم وقتی شنیدم

49:02.192 --> 49:03.735
‫هنوزم داری با پروژه همکاری می‌کنی

49:03.735 --> 49:05.571
‫فکر نمی‌کردم برای کندن یه مشت چاله

49:05.571 --> 49:07.171
‫نیازی به مهارت‌هات داشته باشن

49:07.781 --> 49:09.575
‫می‌دونی، منم همین فکرو می‌کردم

49:09.575 --> 49:11.451
‫ولی هرچی بیشتر اینجا موندم
‫و به شارلوت کمک کردم

49:11.451 --> 49:15.080
‫بیشتر متوجه شدم که اگر یه روزی
‫به این سیلوها نیاز پیدا کنیم

49:16.331 --> 49:18.125
‫بعد از یه اتفاق وحشتناک بزرگه

49:18.125 --> 49:19.751
‫و بعدش خیلی‌ها نیاز به کمک پیدا می‌کنن

49:19.751 --> 49:23.255
‫هرچی بیشتر توی این پروژه
‫غرق میشی، بیشتر...

49:23.255 --> 49:27.134
‫بیشتر متوجه میشی مدیریت کردن
‫آسیب‌روحی جمعی چقدر کار داره

49:27.759 --> 49:29.359
‫مثل پیمان؟

49:30.637 --> 49:32.514
‫در مورد پیمان شنیدی

49:34.474 --> 49:35.601
‫شارلوت بهت گفت، آره؟

49:35.601 --> 49:36.727
‫- آره
‫- آره

49:36.727 --> 49:39.143
‫تو و آنا یه کتاب نوشتین که چطوری میشه

49:39.167 --> 49:41.190
‫پونصد سال کنار همدیگه زندگی کرد؟

49:41.190 --> 49:43.734
‫نه، راستشو بخوای هوش مصنوعی نوشتش
‫ما فقط یکم ویرایشش کردیم

49:44.484 --> 49:48.363
‫و می‌دونی، امیدوارم هیچوقت
‫لازم نشه بفهمیم خوب دراومده یا نه

49:56.914 --> 49:59.833
‫میلیون‌ها نفر از سراسر دنیا
‫برای پروژه ثبت‌نام کردن

49:59.833 --> 50:02.377
‫و دکتر استنسن هدفش این بود
‫که ار هر کشور در دنیا

50:02.377 --> 50:04.171
‫حداقل دو نفر حضور داشته باشن

50:04.171 --> 50:07.257
‫دو نفر؟ اینا واقعاً کشتی‌های نوح
‫استنسن هستن، مگه نه؟

50:07.883 --> 50:09.483
‫خیلی‌خب

50:10.010 --> 50:14.223
‫این سیلو جوری ساخته شده که بتونه
‫جلوی یه انفجار هسته‌ای 30 مگاتنی

50:14.223 --> 50:15.724
‫در فاصله‌ی 3 کیلومتری دووم بیاره

50:15.724 --> 50:18.602
‫هرکدوم از این درها 25 تن وزن دارن

50:18.602 --> 50:22.272
‫و در مقابل ذراتی به اندازه‌ی
‫پنجاه نانومتر عایق هستن

50:22.272 --> 50:23.941
‫خیلی‌خب، بله خانم هلن؟

50:23.941 --> 50:26.068
‫هزینه‌ی ساخت هر سیلو چقدر شده؟

50:26.068 --> 50:28.654
‫دکتر استنسن قصد داره
‫به‌زودی اعداد و ارقامش رو رسماً اعلام کنه

50:28.654 --> 50:31.573
‫تو یکی از کسایی هستی
‫که این یک سال اخیر اینجا زندگی می‌کنن؟

50:31.573 --> 50:34.535
‫یکم کمتر از یک ساله، ولی آره
‫آره، اینجا بودم

50:34.535 --> 50:36.135
‫و هنوز دیوونه نشدی؟

50:37.621 --> 50:42.251
‫خیلی‌خب، رسیدیم دوستان
‫قراره وارد سیلو بشین

50:43.168 --> 50:44.768
‫آره

50:45.045 --> 50:46.421
‫و یه چیز رو تضمین می‌کنم...

50:46.421 --> 50:48.298
‫هر تصوری که ازش دارین

50:48.298 --> 50:49.898
‫برای دیدنش آمادگی ندارین

50:50.259 --> 50:53.637
‫خب دنبالم بیاین
‫مراقب پله‌ها باشین و، آره...

50:53.637 --> 50:56.598
‫هلن، نمی‌خوام الکی شلوغش کنم
‫ولی میشه دستم رو بگیری؟

50:57.933 --> 50:59.533
‫خیلی‌خب، ممنون

51:08.819 --> 51:10.419
‫این طرفه

51:11.822 --> 51:13.422
‫باید کارتت رو نشون بدیم

51:13.740 --> 51:15.242
‫یک، دو

51:15.242 --> 51:16.842
‫- سلام آقایون
‫- سلام، چطورین؟

51:28.881 --> 51:31.231
‫♪ وقتی شب فرا می‌رسه ♪

51:31.255 --> 51:34.678
‫♪ سیگنال‌های رادیو قوی‌تر میشن ♪

51:36.513 --> 51:39.411
‫♪ تمام چیزهای عجیب ♪

51:39.435 --> 51:43.061
‫♪ مثل هشدار میان و میرن ♪

51:43.061 --> 51:45.197
‫♪ ستاره‌ی دریایی به‌گل نشسته ♪

51:45.221 --> 51:47.357
‫♪ جایی برای مخفی شدن نداره ♪

51:48.525 --> 51:53.989
‫♪ و هنوزم منتظر بالا اومدن آب دریاست ♪

51:56.533 --> 51:59.786
‫♪ انتخاب جهت هیچ فایده‌ای نداره ♪

52:00.871 --> 52:05.709
‫♪ حتی نمی‌تونیم هیچ سمتی رو انتخاب کنیم ♪

52:07.836 --> 52:10.589
‫- این پیتر گابریله؟
‫- آره، آره

52:11.548 --> 52:14.176
‫♪ سیل در راهه ♪

52:16.887 --> 52:21.725
‫♪ قراره با گوشت و خون خداحافظی کنیم ♪

52:22.643 --> 52:24.478
‫چقدر پول بهش دادین بیاد بخونه؟

52:24.478 --> 52:27.731
‫هیچی. خودش و خانواده‌ش
‫می‌خواستن توی یه سیلو رو ببینن

52:27.731 --> 52:30.275
‫- مثل بقیه‌ی مردم دنیا
‫- کدوم سیلو؟

52:30.275 --> 52:33.529
‫فکر کنم سیلوی 17 هستن. بهترین سیلوئه

52:35.239 --> 52:36.323
‫همه‌شون مثل هم نیستن؟

52:36.323 --> 52:39.409
‫نه، هستن. یه جک سیلوییه

52:39.409 --> 52:41.787
‫- بیخیالش. بیا بریم
‫- صحیح

52:43.330 --> 52:47.835
‫♪ رویاپردازها، دارین به آخر خط می‌رسین ♪

52:49.294 --> 52:50.894
‫همین کافیه. ممنون

52:53.757 --> 52:55.092
‫فوق العاده بود

52:55.092 --> 52:57.427
‫- ممنون
‫- ممنون دوست من، عالی بود

52:57.427 --> 53:01.223
‫خب، می‌خوای قبل از اجرای امشبت
‫سیلوی 17 رو ببینی؟

53:01.223 --> 53:05.394
‫دنیل کین، بالاخره چشم‌های پیرم
‫به جمالت روشن شد

53:06.019 --> 53:08.355
‫بیرون اومدن از واشینگتن بهت ساخته

53:08.355 --> 53:09.982
‫شما هم سرحال به‌نظر میاین، سناتور

53:10.566 --> 53:12.166
‫هنوزم سیاست‌بازی

53:12.734 --> 53:16.196
‫خب بگو ببینم
‫چرا باید از آنا می‌شنیدم که اومدی

53:16.196 --> 53:17.990
‫ولی نیومدی یه سری بهم بزنی؟

53:17.990 --> 53:20.033
‫می‌دونستم سرتون شلوغه
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم

53:20.033 --> 53:21.451
‫اینو راست میگی

53:21.451 --> 53:24.496
‫آماده کردن اینا
‫خیلی زحمت داشت

53:24.496 --> 53:26.123
‫- آره مطمئنم
‫- ببین کی اومده

53:27.541 --> 53:29.585
‫- ازت دلخورما
‫- عه، واقعاً؟

53:29.585 --> 53:31.378
‫برای این پروژه بهت نیاز داشتما، پسر

53:31.378 --> 53:34.673
‫اگر به توصیه‌ت برای گرفتن
‫پنجاه تا دستگاه حفاری گوش نمی‌کردیم

53:34.673 --> 53:37.134
‫پنج سال از برنامه عقب میفتادیم

53:37.134 --> 53:40.078
‫می‌تونستی با این هوشت توی حل کردن
‫بقیه‌ی مشکلات‌مون هم کمک‌مون کنی

53:41.054 --> 53:43.307
‫من و پر باید بریم
‫یه بررسی فنی بکنیم

53:43.307 --> 53:47.227
‫میگم، میشه بمونی؟
‫می‌خوام در مورد یه چیزی باهات صحبت کنم

53:48.061 --> 53:49.897
‫- باشه
‫- ممنون

53:53.483 --> 53:55.083
‫دنیل

53:55.402 --> 53:56.862
‫سلام

53:56.862 --> 53:57.946
‫بابت صبحونه شرمنده

53:57.946 --> 53:59.698
‫نه، فدای سرت
‫فردا با هم صبحونه می‌خوریم

54:00.616 --> 54:02.409
‫- آره، عالی میشه
‫- همه‌چی مرتبه؟

54:02.910 --> 54:05.579
‫آره، آره. فقط...
‫می‌خواستن صبح اول وقت بیایم، برای همین...

54:05.579 --> 54:07.179
‫باشه

54:07.831 --> 54:09.416
‫شارلوت کجاست؟

54:09.416 --> 54:10.501
‫نمی‌دونم والا

54:10.501 --> 54:13.378
‫آخرین باری که دیدمش
‫داشت توی غذاخوری موکا می‌خورد

54:13.378 --> 54:15.464
‫پس گمونم به‌زودی میاد بیرون

54:15.464 --> 54:19.718
‫امروز، "هم‌وطن‌های آمریکایی من"
‫دیگه کافی به‌نظر نمیاد

54:20.344 --> 54:23.096
‫این پروژه با هدف محافظت از همه‌مون

54:23.096 --> 54:26.683
‫بدون توجه به رنگ پوست، باورها
‫و ملیت ساخته شده

54:26.683 --> 54:31.271
‫پس امروز، میگم هم‌نوعان من، همگی...
‫« شارلوت »

54:32.439 --> 54:35.150
‫پر؟ هی، پر. پر

54:35.150 --> 54:37.027
‫تمرکز کن، باشه؟

54:38.737 --> 54:40.405
‫این پروژه، اوج حرفه‌ی طولانی منه

54:40.405 --> 54:44.368
‫که شاید بعضیا بگن زیادی طولانی بوده
‫« کنار آنا نشستم، کجایی؟ »

54:45.077 --> 54:46.912
‫آنا. آنا

54:47.996 --> 54:49.164
‫باید طولانی‌تر از اینا باشه

54:49.164 --> 54:51.917
‫عزیزم، اگر اینطوری به امون خدا
‫ولم کنی، پدرم دراومده

54:51.917 --> 54:53.794
‫- باشه؟
‫- دیگه تکرار نمیشه

54:53.794 --> 54:57.172
‫دلیل افتخارم به...
‫بیاین سریع‌تر پیش بریم...

54:57.172 --> 55:01.260
‫دلیل افتخارم به این پروژه اینه که
‫نتیجه‌ی همکاری دو حزب بوده

55:01.260 --> 55:03.637
‫و بیانگر توانایی آمریکایی‌ها و
‫غیره و غیره و غیره... خیلی‌خب

55:04.471 --> 55:07.808
‫این نتیجه‌ی همکاری بین دولت و صنعته

55:07.808 --> 55:11.061
‫که از جنگ جهانی دوم تا الان شاهدش نبودیم

55:11.061 --> 55:14.731
‫این تشویق فکر کنم
‫پنج تا ده ثانیه طول بکشه

55:14.731 --> 55:17.985
‫با شماره‌ی سه میرم عقب
‫و دستم رو می‌برم بالا، باشه؟

55:17.985 --> 55:19.987
‫یک، دو، سه... حالا

55:19.987 --> 55:21.655
‫این پروژه فقط حاصل زحمات من نبوده

55:21.655 --> 55:25.033
‫اگر قراره باشه برای این پروژه‌ی عظیم
‫از کسی تشکر کنیم

55:25.033 --> 55:28.245
‫باید از این آقا تشکر کنیم

55:28.871 --> 55:32.583
‫کسی که ثروتش هنوز هم
‫به پای نبوغش نرسیده

55:32.583 --> 55:35.252
‫پر استنسن. خب... بیا

55:35.252 --> 55:37.754
‫نباید قبل از اینکه برسی
‫تشویق تموم بشه

55:39.715 --> 55:42.843
‫می‌دونم بعضی‌ها فکر می‌کنن
‫کل این پروژه بیانگر اینه که

55:42.843 --> 55:44.970
‫از آینده ناامید شدیم

55:44.970 --> 55:46.889
‫ولی اصلاً اینطور نیست

55:46.889 --> 55:49.892
‫این پروژه بیانگر امید
‫و روحیه‌ی شکست‌ناپذیر انسان‌هاست

55:52.186 --> 55:55.772
‫می‌دونم پر از همین الان داره
‫به پروژه‌ی بزرگ بعدیش فکر می‌کنه

55:55.772 --> 55:58.868
‫که برای بردن کاوشگرها به نزدیک‌ترین
« هلن »

55:58.892 --> 56:01.987
‫منظومه‌ی قابل سکونت سفینه‌ای بسازه

56:01.987 --> 56:04.489
‫با این وضع پولی برات می‌مونه، پر؟

56:04.489 --> 56:07.993
‫اگر با این حرف خندیدن
‫می‌تونی برگردی کنار

56:07.993 --> 56:10.787
‫اگر نخندیدن، سر جات بمون، باشه؟

56:10.787 --> 56:13.359
‫حتی اگر به این سیلوها نیاز پیدا نکنیم

56:13.383 --> 56:15.751
‫و به امید خدا نیاز پیدا نخواهیم کرد

56:15.751 --> 56:18.242
‫تا وقتی تهدیدهای متعددی وجود داره

56:18.266 --> 56:20.756
‫افرادی در اون‌ها سکونت خواهند داشت
‫« اگر مامان و بابا الان زنده بودن... »

56:20.756 --> 56:23.810
‫و به عنوان نمونه‌های اولیه‌ی خودکفایی
‫« اگر مامان و بابا الان زنده بودن... »

56:23.834 --> 56:26.887
‫و مدیریت منابع مورد مطالعه قرار می‌گیرن

56:28.514 --> 56:31.261
‫به عنوان نمونه‌های اولیه‌ی خودکفایی

56:31.285 --> 56:34.269
‫و مدیریت منابع مورد مطالعه قرار می‌گیرن

56:34.269 --> 56:35.869
‫هی، این دیگه چه کوفتیه، جف؟

56:36.563 --> 56:41.276
‫بیخیال. نمی‌تونیم مهم‌ترین
‫سخنرانی عمرم رو

56:41.276 --> 56:43.862
‫با "مدیریت منابع" تموم کنیم، باشه؟

56:44.696 --> 56:46.198
‫دیروز سخنرانی رو بهتون نشون دادم
‫« می‌گفتن بشین سر جات و صبور باش »

56:46.198 --> 56:48.867
‫نه. اینو ببر اینجا
‫« می‌گفتن بشین سر جات و صبور باش »

56:51.745 --> 56:53.345
‫حالت خوبه؟ چی شده؟

56:57.835 --> 56:59.435
‫دنیل؟

57:02.381 --> 57:04.299
‫میرم یکم قدم بزنم

57:04.883 --> 57:06.483
‫باشه

57:23.652 --> 57:25.988
‫سلام، دارم یه‌خرده...

57:26.572 --> 57:28.991
‫نمی‌دونم... نگران میشم
‫میشه هرچه سریع‌تر بهم زنگ بزنی؟

57:31.159 --> 57:32.759
‫دنیل

57:35.497 --> 57:37.583
‫سلام، هرموقع تونستی بهم زنگ بزن

57:40.502 --> 57:42.212
‫دنیل، وقتشه دیگه برگردی

57:44.298 --> 57:46.675
‫- سیلوی 18 کجاست؟
‫- بعداً می‌برمت اونجا

58:01.106 --> 58:02.774
‫یه چیز رو تضمین می‌کنم

58:02.774 --> 58:06.737
‫هر تصوری که دارین
‫برای دیدنش آمادگی ندارین

58:08.238 --> 58:10.866
‫خانم؟ خانم، وقتشه بریم شام

58:10.866 --> 58:12.868
‫نه، عمراً نمی‌خوام

58:29.134 --> 58:31.011
‫سلام، کجایی؟

58:32.095 --> 58:33.805
‫سیلوی یک. بالای خاکریز

58:34.640 --> 58:36.683
‫آره، میشه بری بالای خاکریز
‫اطراف سیلوت؟

58:36.683 --> 58:39.019
‫- شاید بهتر آنتن بده
‫- باشه، دارم می‌رسم

58:39.686 --> 58:43.440
‫سیلوی کوفتی خیلی عجیب غریبه

58:44.066 --> 58:45.442
‫اونقدر عمیقه که تهش رو نمیشه دید

58:45.442 --> 58:48.237
‫و واقعاً هیچ آسانسور وامونده‌ای نداره

58:49.238 --> 58:50.948
‫- تو کجایی؟
‫- هلن...

58:50.948 --> 58:52.032
‫صدات...

58:52.032 --> 58:54.368
‫من دارم میام سیلوی 1
‫پس همون‌جا بمون

58:54.368 --> 58:56.954
‫نه، نه، نه، نه. من میام سیلوی 18

58:56.954 --> 58:59.957
‫دم سیلوی هجدهی؟ نمی‌بینمت

59:01.625 --> 59:03.710
‫دارم میام سیلوی 18. تو همون‌جا بمون

59:03.710 --> 59:05.879
‫باشه، باشه، صدات اومد. شنیدم

59:05.879 --> 59:07.339
‫شارلوت یه پیام برام فرستاد

59:07.339 --> 59:09.132
‫ولی نمی‌دونم والا
‫فکر نکنم خودش پیامو نوشته باشه

59:09.132 --> 59:10.926
‫پس کی نوشته؟

59:10.926 --> 59:12.526
‫نمی‌دونم

59:12.845 --> 59:14.847
‫فکر کنم دیدمت. دست تکون بده

59:15.931 --> 59:18.350
‫سمت راستتم
‫دنبال یه نقطه‌ی قرمز گنده بگرد

59:19.768 --> 59:21.368
‫سلام

59:21.812 --> 59:23.412
‫سلام جناب نماینده

59:59.766 --> 01:00:01.366
‫دنیل

01:00:03.228 --> 01:00:06.106
‫هلن. هلن!

01:00:06.106 --> 01:00:07.441
‫- نه، نه!
‫- فایده‌ای نداره

01:00:07.441 --> 01:00:09.234
‫نه!

01:00:12.821 --> 01:00:15.949
‫هرچه سریع‌تر در نزدیک‌ترین سیلو پناه بگیرید

01:00:15.949 --> 01:00:20.078
‫- هلن! هلن!
‫- دنیل!

01:00:20.078 --> 01:00:22.456
‫هلن! نه!

01:00:22.456 --> 01:00:24.056
‫می‌خوام جونت رو نجات بدم

01:00:28.795 --> 01:00:30.881
‫تف توش! بدو!

01:00:30.905 --> 01:00:32.905
‫...در نزدیک‌ترین سیلو پناه بگیرید

01:00:40.929 --> 01:01:00.929
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
