WEBVTT

00:01.000 --> 00:10.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.469 --> 00:15.474
‫« بازداشتگاه »

00:29.000 --> 00:36.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:36.495 --> 00:38.163
‫باید بیاریمش بیرون!

00:38.163 --> 00:40.749
‫بس کنین! ممکنه هنوزم سم توش باشه!

00:40.749 --> 00:42.543
‫ناکس! بس کن!

00:42.543 --> 00:43.752
‫- گوش کن چی میگم
‫- هی!

00:43.752 --> 00:46.255
‫همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم، خب؟
‫همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم، ولی...

00:47.256 --> 00:49.216
‫اگر این در رو باز کنین
‫روحمونم خبر نداره...

00:49.967 --> 00:52.219
‫- خدایا! لطفاً نکن!
‫- همه‌تون بس کنین!

00:52.219 --> 00:54.429
‫- همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم
‫- خاموش شد!

00:54.429 --> 00:56.515
‫- ناکس، بهش فکر...
‫- آتیش خاموش شد!

00:58.851 --> 01:00.936
‫- باید درو باز کنیم
‫- نه، نه، نه، نه

01:00.936 --> 01:02.229
‫تابحال کسی نرفته داخل

01:02.229 --> 01:03.313
‫قفل تا 48 ساعت

01:03.313 --> 01:05.315
‫- بعد از پاکسازی باز نمیشه
‫- داره...

01:05.315 --> 01:06.915
‫- چهل و هشت ساعت بعد از...
‫- جولیت داره تکون می‌خوره!

01:10.362 --> 01:11.613
‫گور بابای 48 ساعت

01:11.613 --> 01:12.948
‫غذاخوری رو خالی کنین

01:12.948 --> 01:14.548
‫درو باز می‌کنیم

01:30.424 --> 01:32.024
‫برین کنار!

01:36.597 --> 01:38.197
‫بیاین!

01:40.642 --> 01:42.895
‫- برین تسمه‌ها رو بیارین. برو بیارش
‫- بیا بریم

01:45.105 --> 01:47.065
‫- آروم. آروم
‫- ببریمش بیرون

01:47.065 --> 01:49.735
‫وقتی بردیمش بیرون
‫تسمه‌ها رو می‌بندیم دورش

01:53.405 --> 01:55.005
‫مراقب باش

01:59.203 --> 02:01.997
‫آروم. شرل. شرل. مراقب باش

02:01.997 --> 02:04.708
‫هنک! هنک!

02:05.209 --> 02:06.752
‫بیا اینجا، کمک لازم دارم!

02:06.752 --> 02:09.213
‫یالا بچه‌ها. یالا. بریم، بریم!

02:09.213 --> 02:11.673
‫تدی، دارن میان!

02:14.051 --> 02:17.054
‫- برین کنار! راهو باز کنین!
‫- ببرشون عقب!

02:17.054 --> 02:19.181
‫برید عقب! برید کنار!
‫راه رو باز کنین! برین!

02:19.181 --> 02:20.599
‫برین کنار! برین کنار!
‫برین عقب! یالا!

02:20.599 --> 02:22.434
‫ببرینشون عقب! برین عقب!

02:22.434 --> 02:24.228
‫- یالا!
‫- برین عقب!

02:25.103 --> 02:27.231
‫از پله‌ها میریم. مراقب باشین

02:27.231 --> 02:29.233
‫دووم بیار. دووم بیار

02:29.233 --> 02:31.860
‫تو می‌تونی. برین کنار!
‫برین عقب! برین کنار!

02:31.860 --> 02:35.364
‫برین! برین عقب
‫لطفاً برین عقب! برین عقب!

02:51.296 --> 02:53.590
‫- آماده باشین
‫- یالا

02:56.802 --> 02:58.053
‫طناب‌ها رو آماده کنین

02:58.053 --> 02:59.680
‫یالا! برو کنار! برو کنار!

03:02.432 --> 03:04.032
‫آماده، بکشین

03:17.364 --> 03:18.964
‫آروم و با دقت

03:20.576 --> 03:22.176
‫- هی!
‫- آروم! آروم!

03:24.246 --> 03:29.001
‫♪ صدای زنگوله را بشنو ♪

03:29.001 --> 03:32.296
‫♪ که ما را ♪

03:32.296 --> 03:36.466
‫♪ برای انجام وظیفه فرا می‌خواند ♪

03:36.466 --> 03:37.551
‫برو کنار

03:37.551 --> 03:40.971
‫♪ صدای آوازها را بشنو ♪

03:40.971 --> 03:43.849
‫♪ که بلند و سرفراز ♪

03:43.849 --> 03:45.017
‫بهم گفتن...

03:45.017 --> 03:46.727
‫♪ زیباییِ آزادی را تحسین می‌کنند ♪

03:46.727 --> 03:49.188
‫که وقتی داشتن ما رو می‌بردن پایین...

03:50.063 --> 03:52.065
‫کل مردم سیلو داشتن تماشا می‌کردن

03:55.694 --> 03:57.294
‫ولی چی...؟

03:58.530 --> 04:00.130
‫همه فکر می‌کنن تو مُردی...

04:02.075 --> 04:04.244
‫پس چطوری سر از اینجا درآوردی؟

04:04.244 --> 04:05.996
‫خودت چی فکر می‌کنی لامصب؟

05:48.098 --> 05:49.600
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

05:51.101 --> 05:53.478
‫« ســیــلــو »

06:02.946 --> 06:06.200
‫قاضی سیمز، تو و پسرت
‫باید از خزانه برین بیرون

06:07.659 --> 06:09.259
‫کامیل می‌تونه بمونه

06:15.667 --> 06:17.267
‫چی؟

06:31.391 --> 06:32.991
‫چیزی نیست

06:44.655 --> 06:46.255
‫بابا؟

06:51.703 --> 06:53.303
‫همه‌چی مرتبه

06:55.040 --> 06:56.640
‫مامان جاش امنه

06:57.501 --> 07:00.754
‫حالا باید یه جای امن
‫برای خودم و خودت پیدا کنیم

07:02.589 --> 07:04.189
‫باشه؟

07:27.197 --> 07:28.365
‫حالت خوبه؟

07:28.365 --> 07:31.410
‫- آنتونی...؟
‫- بالاخره خواب رفت

07:36.748 --> 07:38.348
‫نمی‌تونم زیاد بمونم

07:41.336 --> 07:42.936
‫ولی باید می‌دیدمت

07:45.174 --> 07:46.774
‫چی؟

07:47.926 --> 07:51.138
‫بعد از اینکه رفتیم
‫توی خزانه چی شد؟

07:55.559 --> 07:57.159
‫راب...

08:01.940 --> 08:03.540
‫نمی‌تونم در موردش حرف بزنم

08:06.320 --> 08:08.530
‫یعنی چی نمی‌تونی
‫در موردش حرف بزنی؟

08:08.530 --> 08:10.130
‫خیلی‌خب...

08:16.830 --> 08:20.542
‫برنارد تابحال بهت گفته
‫چه اتفاقی توی اون اتاق میفته؟

08:21.126 --> 08:22.544
‫یا اینکه اون صدا چیه؟

08:22.544 --> 08:24.379
‫یا اصلاً اینکه صدایی وجود داره؟

08:26.548 --> 08:28.675
‫می‌دونستم اونجا دستور می‌گیره

08:30.010 --> 08:31.610
‫ولی نمی‌دونستم چطوری

08:36.600 --> 08:38.200
‫و توام بهم نمیگی؟

08:39.811 --> 08:41.411
‫اگر می‌تونستم...

08:46.693 --> 08:49.112
‫مستقیم اومدیم اینجا
‫بیرون نرفتم

08:49.112 --> 08:51.490
‫- روحمم خبر نداره بیرون چه خبره
‫- همه‌چی آرومه

08:52.908 --> 08:54.535
‫برنارد و جولیت برگشتن داخل

08:56.537 --> 08:58.137
‫داخل؟

08:58.747 --> 09:01.416
‫- چطوری؟
‫- به‌زحمت از آتیش جون سالم به‌در بردن

09:02.584 --> 09:03.752
‫سم اومد داخل؟

09:03.752 --> 09:05.379
‫به‌نظر نمیاد اومده باشه

09:05.379 --> 09:07.172
‫کسی سعی کرد درو باز کنه؟

09:07.172 --> 09:08.772
‫نه

09:09.508 --> 09:13.345
‫راب، به محض اینکه بالای تپه پیداش شد
‫شورش تموم شد

09:18.267 --> 09:20.310
‫ولی هنوزم خطراتی
‫سیلو رو تهدید می‌کنن

09:22.729 --> 09:24.565
‫- خطر کی؟
‫- برنارد هالند

09:25.065 --> 09:26.665
‫لوکاس کایل

09:27.067 --> 09:28.667
‫و جولیت نیکولز

09:36.451 --> 09:39.621
‫داری ازم می‌خوای حلش کنم؟

09:43.458 --> 09:45.460
‫دارم بهت میگم
‫یه مشکلی وجود داره

09:47.462 --> 09:50.299
‫و جفتمون می‌دونیم این اولین باری نیست
‫ که سرپرست بخش فناوری اطلاعات...

09:50.299 --> 09:52.134
‫- حلش می‌کنم، باشه؟
‫- ازت خواسته یه مشکل رو

09:52.134 --> 09:53.734
‫براشون حل کنی

10:00.726 --> 10:02.326
‫بابت چی نگرانی؟

10:02.728 --> 10:04.328
‫چیزهایی می‌دونن...

10:04.813 --> 10:06.315
‫که می‌تونه سیلو رو تهدید کنه

10:06.315 --> 10:07.915
‫چیزهایی که من نباید بفهمم

10:08.400 --> 10:10.000
‫منظورت اینه؟

10:11.486 --> 10:13.086
‫چیزهایی که من نباید بفهمم

10:18.869 --> 10:20.469
‫اولویت با کدومه؟

10:22.623 --> 10:25.918
‫اولویت لوکاس کایل از همه کمتره
‫وقتی پیداش کردی، مطمئن شو

10:25.918 --> 10:27.544
‫- با کسی صحبت نکنه
‫- بندازمش تو گونی

10:27.544 --> 10:29.144
‫آره

10:36.094 --> 10:39.264
‫جولیت و نیکولز بزرگ‌ترین تهدید هستن

10:45.229 --> 10:46.313
‫بین‌شون کدوم بیشتره؟

10:46.313 --> 10:48.607
‫هرکدوم که به‌نظر میاد
‫زودتر دهن باز کنه

10:51.860 --> 10:53.904
‫راستشو بخواین، برای تشخیصش خیلی زوده

10:53.904 --> 10:55.447
‫هیچکدومشون حرفی نزدن؟

10:55.447 --> 10:57.866
‫جولیت نیکولز بیهوشه

10:57.866 --> 11:00.619
‫برنارد هالند صداهایی از خودش درآورده
‫ولی حرفی نزده

11:01.119 --> 11:03.247
‫واکنشش به درده
‫به‌شدت سوخته

11:03.247 --> 11:04.373
‫نیکولز چی؟

11:04.373 --> 11:06.834
‫اون لباسی که پوشیده بود
‫ازش محافظت کرده

11:07.459 --> 11:09.795
‫آتش نقاط زیادی از
‫لباس هالند رو سوراخ کرده

11:10.462 --> 11:15.092
‫چند جا از بدن نیکولز بخاطر داغ شدن
‫فلز توی گردنبند و دستبندهاش سوخته

11:15.801 --> 11:18.554
‫و اگر زنده نمونن برنامه‌تون چیه؟

11:18.554 --> 11:21.223
‫برای هیچکدوم از این قضایا
‫هیچ دستورالعملی نداریم

11:21.223 --> 11:25.310
‫ولی دادم پلاستیک
‫و کیسه جنازه بذارن تو اتاق‌هاشون

11:25.936 --> 11:29.439
‫به‌نظرم تدفین مرسوم خطرناکه. سم...

11:29.439 --> 11:32.025
‫- پس می‌سوزونیم‌شون
‫- آره

11:33.193 --> 11:35.696
‫ولی کوره 140 طبقه پایین‌تره

11:35.696 --> 11:39.408
‫و اگر اجساد آلوده باشن
‫و باید فرض رو بر این بذارم که هستن

11:39.408 --> 11:42.244
‫باید قبل از اینکه بذاریمشون توی کیسه جنازه
‫دورشون پلاستیک بپیچیم

11:43.161 --> 11:45.122
‫و باربر‌ها لباس محافظ بپوشن

11:45.122 --> 11:46.915
‫و پله‌ها رو خالی کنیم

11:46.915 --> 11:48.515
‫کار آسونی نیست

11:50.419 --> 11:52.019
‫پس بیا امیدوار باشیم زنده بمونن

12:30.417 --> 12:32.017
‫رابرت

12:33.629 --> 12:38.967
‫می‌دونم صدا می‌خواد من بمیرم

12:38.967 --> 12:43.263
‫ولی... من...

13:05.661 --> 13:08.539
‫می‌تونن هرموقع خواستن ما رو بکشن

13:11.792 --> 13:13.418
‫کل مردم سیلو رو

13:13.919 --> 13:17.631
‫این چیزیه که لوکاس کایل فهمید

13:18.340 --> 13:19.940
‫خودش بهم گفت

13:20.717 --> 13:21.927
‫ولی جولیت...

13:21.927 --> 13:24.096
‫جولیت می‌دونه چجوری جلوش رو بگیره

14:10.184 --> 14:12.519
‫- چه لباس قشنگی
‫- یه کاری برات دارم

14:18.525 --> 14:20.569
‫مطمئنی نمی‌خوای بری بالا؟

14:26.533 --> 14:28.160
‫نزدیک بخش پزشکی باشی؟

14:28.160 --> 14:29.760
‫من که دکتر نیستم

14:30.412 --> 14:32.012
‫نمی‌تونم هیچ کمکی بهش بکنم

14:34.458 --> 14:36.058
‫ولی این پایین...

14:37.252 --> 14:38.962
‫یه عالمه کار هست
‫که مشغول نگهم داره

14:40.047 --> 14:43.634
‫خب، امیدوارم توی بخش مکانیکی
‫یه آپارتمان برامون پیدا بشه

14:43.634 --> 14:47.179
‫چون توی این خراب‌شده نمی‌خوابم

14:48.972 --> 14:50.572
‫قراره بمونی؟

14:54.686 --> 14:56.286
‫تو فکرش بودم

15:00.150 --> 15:02.486
‫- به کمکتون احتیاج دارم
‫- واقعاً؟ چرا خیال کردی

15:02.486 --> 15:04.738
‫- ذره‌ای بهت کمک می‌کنیم؟
‫- ازت متنفریم

15:04.738 --> 15:06.823
‫چون زنم سرپرست جدید
‫بخش فناوری اطلاعاته

15:06.823 --> 15:08.784
‫و می‌خواد جولیت نیکولز بمیره

15:10.285 --> 15:13.330
‫ولی اگر بهم کمک کنین
‫می‌تونیم جلوی این اتفاق رو بگیریم

15:13.330 --> 15:15.624
‫- می‌خوای خلاف خواسته‌ی زنت عمل کنی؟
‫- پنج دقیقه‌ی دیگه

15:15.624 --> 15:18.669
‫قراره برم اتاق کوره
‫ پیش یه گروه باربر

15:18.669 --> 15:20.295
‫وقتی رفتن

15:20.295 --> 15:22.422
‫باید یه جسد رو ناپدید کنم

15:22.422 --> 15:24.049
‫و برای این‌کار به کمکتون احتیاج دارم

15:24.633 --> 15:27.761
‫باید کل مردم سیلو باور کنن
‫این شخص مُرده

15:28.512 --> 15:30.347
‫بیاین اونجا

15:30.347 --> 15:31.947
‫اگرم می‌خواین نیاین

15:33.141 --> 15:35.519
‫ولی پای جون جولیت درمیونه

15:37.437 --> 15:41.358
‫می‌خوای... می‌خوای کی رو ناپدید کنی؟

16:22.816 --> 16:25.235
‫بعد از تمام این اتفاقات
‫چطور می‌تونی بخندی؟

16:26.028 --> 16:27.946
‫بخاطر داروهاییه که بهم دادی

16:37.789 --> 16:39.875
‫به یه شرط کمکت می‌کنیم

16:39.875 --> 16:42.586
‫اگر بلایی سر دخترمون بیاد

16:42.586 --> 16:45.047
‫به کامیل میگیم بهش خیانت کردی

16:46.173 --> 16:48.967
‫و واقعاً هالند رو می‌اندازیم توی کوره

16:50.135 --> 16:52.262
‫- پس راه بیفتین بریم
‫- وایسا ببینم

16:52.262 --> 16:53.639
‫از کجا اینقدر مطمئنی

16:53.639 --> 16:57.809
‫وقتی این پایین پیش مایی
‫زنت کار جولیت رو نمی‌سازه؟

16:57.809 --> 17:00.479
‫چون کاری کردم
‫نشه جولیت نیکولز رو کشت

17:23.001 --> 17:25.838
‫قضیه چیه؟ هنوز خبری نشده؟

17:26.922 --> 17:28.507
‫چرا پله‌ها بسته بودن؟

17:28.507 --> 17:30.801
‫سم یکی‌شون رو کشت
‫گفتن جولیت نبوده

17:30.801 --> 17:33.679
‫هالند بود. باید می‌بردنش کوره

17:35.430 --> 17:39.142
‫اگر برنارد هالند مُرده
‫پس کی شهرداره؟

17:40.185 --> 17:41.785
‫چی؟

17:42.563 --> 17:44.163
‫کی شهرداره؟

17:45.774 --> 17:47.067
‫یه شهردار لازم داریم، مگه نه؟

17:47.067 --> 17:48.777
‫- آره
‫- آره

17:48.777 --> 17:52.865
‫و اگر خودمون یکی رو انتخاب نکنیم
‫شک نکنین اونا برامون انتخاب می‌کنن

17:52.865 --> 17:54.465
‫خب کی رو انتخاب کنیم؟

17:55.450 --> 17:57.050
‫تازه شورش کردیم

17:57.995 --> 18:00.330
‫باید یکی که بهش اعتماد داریم
‫مسئول باشه، مگه نه؟

18:00.330 --> 18:01.415
‫آره

18:01.415 --> 18:04.168
‫کسی که رفته بیرون
‫و برگشته چطوره؟

18:04.168 --> 18:06.336
‫آره. راست میگه. راست میگه

18:06.336 --> 18:09.506
‫من که میگم جولیت نیکولز
‫شهردار بشه. مگه نه؟

18:09.506 --> 18:11.884
‫- آره. جولیت!
‫- آره، جولیت نیکولز شهردار بشه!

18:11.884 --> 18:15.721
‫- آره! جولیت!
‫- آره، جولیت نیکولز شهردار بشه!

18:15.721 --> 18:17.169
‫جولیت شهردار بشه! جولیت شهردار بشه!

18:17.193 --> 18:18.640
‫جولیت شهردار بشه! جولیت شهردار بشه!

18:19.224 --> 18:20.611
‫جولیت شهردار بشه!

18:20.635 --> 18:22.021
‫جولیت شهردار بشه!

18:22.045 --> 18:23.478
‫جولیت شهردار بشه!

18:23.502 --> 18:25.002
‫جولیت شهردار بشه!

18:25.026 --> 18:26.526
‫جولیت شهردار بشه!

18:28.984 --> 18:31.570
‫بوی سوختنی میاد

18:31.570 --> 18:33.405
‫نسوخته

18:34.865 --> 18:37.743
‫خب، دفعه‌ی قبل که سوزوندیش

18:37.743 --> 18:39.343
‫آره خب...

18:40.454 --> 18:43.457
‫شاید یه‌خرده به سوختن حساسی

18:43.457 --> 18:45.057
‫تابحال به این فکر کردی؟

18:46.293 --> 18:48.837
‫آره. نباید اینقدر مزه بپرونم. شرمنده

18:53.258 --> 18:55.219
‫هنوزم یه‌خرده داغه

19:00.807 --> 19:02.407
‫می‌دونی، یه سوال داشتم

19:04.436 --> 19:06.438
‫اون سیلوهای دیگه...

19:07.314 --> 19:09.149
‫همه‌شون شبیه سیلوی ما هستن؟

19:10.609 --> 19:12.402
‫آره فکر کنم

19:12.402 --> 19:14.071
‫یعنی همه‌شون بی‌سیم دارن؟

19:15.030 --> 19:16.630
‫آره

19:17.199 --> 19:18.617
‫پس چرا تابحال صداشون رو نشنیدیم؟

19:18.617 --> 19:21.954
‫چون داری به سیگنال اشتباهی گوش میدی

19:23.580 --> 19:25.180
‫یه بی‌سیم برام بیار

19:25.874 --> 19:29.253
‫تا چیزایی که می‌دونم رو نشونت بدم

19:35.050 --> 19:36.969
‫- تموم شد؟
‫- شهردار جولیت نیکولز

19:36.969 --> 19:39.346
‫روی تخت بیمارستان سوگند یاد کرد

19:40.097 --> 19:42.015
‫همین هفته مرخصش می‌کنن

19:42.015 --> 19:46.311
‫که یعنی دارن داروهای فراموشی بهش میدن

19:46.895 --> 19:48.495
‫باید مطمئن بشن

19:49.064 --> 19:52.776
‫یادش نیاد توی سیلوی 17 چی دیده

19:53.402 --> 19:56.113
‫اگر مدت زیادی داروها رو بخوره
‫همه‌چی رو فراموش می‌کنه

19:56.113 --> 19:58.490
‫پس باید داروهاش رو قطع کنیم

19:58.490 --> 20:00.158
‫کار سختیه

20:00.158 --> 20:02.369
‫کامیل تمام کارهاش رو زیر نظر داره

20:02.369 --> 20:06.456
‫هیچ‌جوره نمیشه تاثیرش رو از بین برد؟
‫که خاطراتش برگرده؟

20:06.456 --> 20:09.168
‫توی "فرمان" در موردش میگه

20:09.168 --> 20:10.669
‫فرمان دیگه چیه؟

20:10.669 --> 20:11.753
‫فرمان...

20:11.753 --> 20:13.755
‫مثل "پیمان"ـه

20:14.923 --> 20:18.468
‫ولی مخصوص سرپرست‌های
‫بخش فناوری اطلاعات و دست راستشونه

20:19.178 --> 20:24.308
‫میگه وقتی اوضاع خراب شد
‫باید چیکار کرد

20:25.851 --> 20:30.480
‫وقتی دادن داروی فراموشی
‫به مردم رو توصیف می‌کنه

20:31.607 --> 20:34.318
‫میگه ضروریه...

20:35.194 --> 20:38.864
‫که اون‌ها رو از وسایل
‫گذشته‌شون دور نگه داریم

20:40.032 --> 20:44.161
‫چون همچین وسایلی می‌تونن
‫باعث یادآوری خاطرات بشن

20:44.161 --> 20:47.414
‫برای همین این همه سال به نوچه‌هات می‌گفتی
‫دنبال عتیقه‌ها بگردن

20:47.414 --> 20:49.374
‫من چیزی در مورد فرمان نمی‌دونستم

20:49.958 --> 20:52.794
‫ولی پیمان خیلی چیزها در مورد
‫موارد غیرقانونی میگه

20:54.296 --> 20:55.896
‫ولی هیچوقت دلیلش رو نمیگه

21:02.054 --> 21:03.305
‫بهتره برم شروع کنم

21:03.305 --> 21:04.723
‫کجا میری؟

21:04.723 --> 21:06.433
‫اگر قرار باشه
‫داروهای نیکولز رو قطع کنیم

21:06.433 --> 21:08.033
‫باید برم دیدن یه نفر

21:08.352 --> 21:09.952
‫فقط امیدوارم خیلی دیر نشده باشه

21:26.245 --> 21:27.845
‫عزیزم؟

21:54.314 --> 21:56.024
‫در رو باز گذاشته بودی

21:59.027 --> 22:00.779
‫این وضع هیچوقت تمومی نداره؟

22:00.779 --> 22:03.782
‫ازت می‌خوام این قرص‌ها رو
‫برسونی دست ایمی هنسن

22:03.782 --> 22:06.660
‫پرستار شهردار نیکولزه

22:08.120 --> 22:10.080
‫رجینا، منو نگاه کن

22:12.541 --> 22:14.626
‫من که نمی‌دونم کیه

22:15.794 --> 22:17.421
‫چرا باید چیزی ازم بگیره؟

22:17.421 --> 22:19.840
‫می‌فرستمت پیش یه واسطه

22:19.840 --> 22:22.050
‫کسی که ایمی هنسن رو می‌شناسه

22:23.510 --> 22:26.138
‫- کی؟
‫- باید به اون واسطه بگی

22:26.138 --> 22:27.738
‫که از یه جا به بعد...

22:28.182 --> 22:31.185
‫هنسن باید ویتامین‌های نیکولز رو
‫با اینا عوض کنه

22:34.396 --> 22:36.523
‫چی توشه؟ سم؟

22:36.523 --> 22:39.318
‫- فقط شکره
‫- چی توی قرص‌هاییه که الان داره می‌خوره؟

22:39.318 --> 22:41.737
‫بهتره فقط در حدی که لازمه بدونی

22:42.529 --> 22:44.129
‫این‌کارو می‌کنی؟

22:48.493 --> 22:49.953
‫مگه حق انتخاب دارم؟

22:49.953 --> 22:51.496
‫آره داری

22:51.496 --> 22:53.624
‫اگر بگم نه چی میشه؟

22:53.624 --> 22:56.710
‫یهویی خانواده‌مو می‌برین بخش قضایی؟

22:56.710 --> 22:59.713
‫رفیقم می‌خوره به یه مامور
‫و یهویی از پله‌ها پرت میشه پایین؟

22:59.713 --> 23:01.313
‫هیچکدوم از این اتفاقات نمیفته

23:04.843 --> 23:08.305
‫- متوجه نمیشم
‫- فقط دارم می‌پرسم کمکم می‌کنی یا نه

23:24.905 --> 23:27.699
‫شنیدم زنت سرپرست جدید
‫بخش فناوری اطلاعاته

23:29.701 --> 23:31.301
‫از این قضیه خبر داره؟

23:31.620 --> 23:33.220
‫نه نداره

23:40.379 --> 23:41.979
‫باشه

23:47.386 --> 23:50.055
‫ازت می‌خوام دوباره
‫عتیقه خرید و فروش کنی

23:50.639 --> 23:52.349
‫می‌دونم، می‌دونم

23:53.308 --> 23:55.978
‫ببین، تمام چیزهایی
‫که مال نیکولز بودن

23:55.978 --> 23:58.564
‫مامورها و افسرها نادیده‌شون می‌گیرن

23:59.273 --> 24:02.401
‫اون زن‌هایی که مثلش لباس می‌پوشن
‫خیلی از وسایلش رو برداشتن

24:02.985 --> 24:04.778
‫یه چیزی برای معامله لازم دارم

24:04.778 --> 24:05.863
‫مثلاً چی؟

24:05.863 --> 24:07.364
‫یه چیز کوچیک

24:07.364 --> 24:08.964
‫مثلاً چیزی که اسمش روش نوشته باشه

24:09.825 --> 24:11.425
‫نشان کلانتریش

24:12.828 --> 24:14.428
‫ده تا نشان باید کافی باشه

24:15.581 --> 24:17.833
‫نشان‌ها رو از کجا آوردی؟

24:17.833 --> 24:21.003
‫یه آهنگر توی بازار هست
‫که بهم مدیون بود

24:21.003 --> 24:23.463
‫یعنی ازت می‌ترسه

24:23.463 --> 24:27.426
‫پنجاه تا سیلو
‫همه‌شون یه بی‌سیم رو دارن

24:28.135 --> 24:30.429
‫و هر سیلو از یه فرکانس متفاوت
‫ استفاده می‌کنه

24:32.681 --> 24:34.683
‫گفتی اسمشون چی بود؟

24:35.475 --> 24:39.855
‫توی کتاب، بهشون میگه کانال

24:39.855 --> 24:41.815
‫کانال، آها آره، کانال

24:42.316 --> 24:47.946
‫خب، این بی‌سیم رو
‫روی کانال یه سیلوی دیگه تنظیم کردم

24:47.946 --> 24:50.657
‫تا بتونیم اینجا
‫بدون اینکه کسی بشنوه صحبت کنیم

24:51.325 --> 24:57.164
‫سیلوی 1 تمام
‫فرکانس‌های فعال رو زیر نظر داره

24:57.164 --> 24:59.208
‫پس خیلی کم ازش استفاده کنین

24:59.791 --> 25:01.391
‫و رمزی حرف بزنین

25:01.960 --> 25:04.463
‫خیلی‌خب، باید برم بازم غذا بیارم

25:05.005 --> 25:06.715
‫اشتهاش داره برمی‌گرده

25:13.263 --> 25:14.765
‫قراره به‌زودی برگردی بالا؟

25:14.765 --> 25:18.060
‫قرنطینه‌م تازه ظهر رسماً تموم میشه

25:18.644 --> 25:20.604
‫می‌خوای به زنت چی بگی؟

25:20.604 --> 25:23.315
‫ازم خواست ترتیب هرکسی
‫که ممکنه زودتر حرف بزنه رو بدم

25:23.315 --> 25:24.915
‫که تو بودی

25:26.193 --> 25:29.029
‫مطمئنی نمی‌خوای الان
‫داروهای نیکولز رو قطع کنیم؟

25:29.530 --> 25:34.243
‫نباید اجازه بدیم نزدیک وقتی که
‫از قرنطینه برمی‌گردی اتفاق بیفته...

25:34.243 --> 25:35.577
‫هرچی بیشتر صبر کنیم

25:35.577 --> 25:40.707
‫- سخت‌تر میشه
‫- نباید از دستت بدیم، رابرت

25:41.375 --> 25:44.753
‫وجودت برامون ضروریه

25:48.131 --> 25:51.051
‫تحت‌تاثیر قرار گرفتم...

25:52.261 --> 25:55.138
‫که چطور...

25:56.765 --> 25:58.765
‫خب، همه‌چی رو مدیریت کردی

25:59.476 --> 26:01.311
‫دست‌راست فوق العاده‌ای می‌شدی...

26:03.397 --> 26:05.816
‫ولی خوشحالم این شغل رو بهت ندادم

26:07.234 --> 26:08.834
‫سرپرست فناوری اطلاعات بودن...

26:11.029 --> 26:12.823
‫یه وظیفه‌ی...

26:14.408 --> 26:18.954
‫وحشتناک، طاقت‌فرسا و بدون پاداشه

26:21.456 --> 26:24.126
‫دست‌راستش بودن هم
‫دست‌کمی ازش نداره

26:26.795 --> 26:33.468
‫نمی‌دونی اون صدای کوفتی توی خزانه
‫مجبورم کرد چه کارهایی انجام بدم

26:38.974 --> 26:40.574
‫فکر می‌کردم...

26:42.102 --> 26:44.438
‫بزرگ‌ترین تهدید...

26:44.438 --> 26:49.359
‫اینه که یه احمق سعی کنه
‫در رو باز کنه

26:56.200 --> 26:58.493
‫شرایط کامیل خیلی بدتره

27:00.913 --> 27:04.208
‫مجبور شدن قضیه‌ی
‫فرآیند حفاظت رو بهش بگن

27:06.043 --> 27:12.549
‫و نمی‌تونه در موردش
‫با هیچکس صحبت کنه

27:16.762 --> 27:18.362
‫به‌نظرم...

27:20.265 --> 27:23.894
‫داره زنده‌زنده از درون می‌سوزه

27:26.647 --> 27:29.274
‫برگشتم بالا و منتظر موندیم

27:30.067 --> 27:33.070
‫با توجه به اینکه چقدر فراموش کردی
‫شاید زیادی صبر کردیم

27:33.070 --> 27:37.449
‫پس وقتی توی اتاق پمپ دیدمت
‫می‌خواستی منو بیاری اینجا؟

27:37.449 --> 27:40.786
‫قرار بود پای بی‌سیم باهام صحبت کنی

27:40.786 --> 27:45.541
‫نمی‌خواستیم هیچکس بیاد اینجا
‫ولی تو و دوستت گند زدین رفت

27:50.295 --> 27:54.550
‫اون خوابی که در مورد
‫خودت و برنارد توی اتاقک هوابند دیدی

27:56.969 --> 27:58.804
‫- خب؟
‫- اون...

27:58.804 --> 28:00.404
‫خواب نبود

28:00.764 --> 28:02.364
‫خاطره بود

28:02.683 --> 28:04.283
‫واقعاً اتفاق افتاده

28:07.688 --> 28:09.481
‫نه، نه، وایسا ببینم، تو...

28:13.652 --> 28:16.029
‫- تو... تو اسلحه دستت بود؟
‫- آره

28:16.029 --> 28:19.491
‫و می‌خواستی بری بیرون و بمیری، آره؟

28:19.491 --> 28:20.826
‫آره

28:20.826 --> 28:22.426
‫بعدش چی شد؟

28:24.413 --> 28:26.081
‫تو اومدی، جولیت

28:26.915 --> 28:32.087
‫بهت گفتم "می‌تونن
‫هرموقع خواستن همه‌مون رو بکشن"

28:33.130 --> 28:36.717
‫و تو گفتی "شایدم نتونن"

28:38.093 --> 28:40.554
‫منظورت از این حرف چی بود؟

28:44.141 --> 28:45.809
‫یادم نمیاد. هیچی یادم نمیاد

28:47.144 --> 28:49.771
‫اشکال نداره، یه نقشه‌ای داریم

28:51.398 --> 28:53.442
‫« خـطـر »
‫« کانال تخلیه‌ی زباله »

28:55.944 --> 28:57.946
‫بجنب، بجنب، بجنب

28:57.946 --> 29:00.115
‫اولین باری که این‌کارو کردم
‫نزدیک بود شلوارمو کثیف کنم

29:01.200 --> 29:03.076
‫چرا وحشت نکردی؟

29:03.076 --> 29:05.454
‫چی؟ وحشت کردم، خب؟ فقط توی معادن
‫ یاد می‌گیری واکنش نشون ندی

29:05.454 --> 29:07.497
‫که گردن‌کلفت‌های زورگو
‫بهت گیر ندن؟

29:07.497 --> 29:09.666
‫نه، چون فایده‌ای نداره

29:10.959 --> 29:12.920
‫بیا بریم. بجنب

29:16.298 --> 29:17.898
‫پنجاه تا سیلو؟

29:19.051 --> 29:20.651
‫آره

29:21.303 --> 29:23.722
‫- همه‌شون مثل ما هستن؟
‫- تا جایی که می‌دونم آره

29:23.722 --> 29:25.182
‫ولی یکی‌شون هست
‫که می‌تونه ما رو بکشه؟

29:25.182 --> 29:26.782
‫آره

29:28.852 --> 29:32.523
‫ماه‌هاست اینو می‌دونی
‫و تازه داری بهمون میگی؟

29:32.523 --> 29:33.857
‫نمی‌تونستم بهتون بگم

29:33.857 --> 29:35.457
‫همونطوری که شماها نمی‌تونین به کسی بگین

29:36.151 --> 29:37.751
‫ببینین، اینجا جامون امنه

29:38.320 --> 29:41.490
‫ولی اگر کسی جلوی دیگران در موردش حرف بزنه
‫همه‌مون رو می‌کشن

29:42.074 --> 29:44.117
‫چطوری می‌تونن ما رو بکشن؟

29:44.117 --> 29:46.286
‫خب، اگر اینو می‌دونستم
‫که به جولیت احتیاج نداشتیم

29:46.286 --> 29:48.288
‫- اصلاً چرا باید ما رو بکشن؟
‫- روحمم خبر نداره

29:48.288 --> 29:50.082
‫فقط اینو می‌دونم که می‌تونن

29:50.082 --> 29:51.416
‫همینم برام کافیه

29:51.416 --> 29:53.168
‫ببینین...

29:54.044 --> 29:57.589
‫بخاطر این دارم بهتون میگم
‫و وحشت‌زده‌تون می‌کنم...

29:59.299 --> 30:00.899
‫چون به کمک‌تون احتیاج دارم

30:01.844 --> 30:05.639
‫رفتن جولیت به حفره‌ی دستگاه حفاری
‫غیرمنتظره بود

30:05.639 --> 30:08.976
‫که یعنی ممکنه کامیل بره
‫اون پایین رو بگرده

30:08.976 --> 30:13.647
‫و یه چیزی اون پایینه
‫که نباید بذاریم پیداش کنه

30:16.400 --> 30:19.695
‫باید جابه‌جاش کنم
‫و چیز سبکی نیست

30:21.113 --> 30:23.323
‫وزنش چقدره؟

30:23.323 --> 30:27.244
‫حدودا 115 کیلو، و خیلی رو اعصابه

30:31.957 --> 30:33.750
‫شوخیت گرفته لامصب؟

30:33.750 --> 30:35.350
‫زنده‌ست؟

30:38.213 --> 30:41.216
‫- اینجا خوابیدی؟
‫- خواب که چه عرض کنم...

30:42.384 --> 30:44.928
‫یه اقامتگاه سه طبقه بالاتر هست

30:45.512 --> 30:47.890
‫اوضاع زندگی مشترکت مرتبه، کلانتر؟

30:49.975 --> 30:52.186
‫بهت گفتم باید فوراً ببینمت

30:53.687 --> 30:55.355
‫فوراً نیومدی

30:57.107 --> 30:58.707
‫واقعاً؟

30:59.067 --> 31:02.779
‫بعد از تمام چیزهایی که از سر گذروندیم
‫می‌خوای کلانتربازی دربیاری؟

31:02.779 --> 31:04.379
‫بازی نیست

31:05.157 --> 31:06.366
‫نشانه

31:06.366 --> 31:08.577
‫و آره، می‌خوام دربیارم

31:08.577 --> 31:10.370
‫خیلی‌خب، پاول

31:10.370 --> 31:12.456
‫به محض اینکه تونستم اومدم

31:12.456 --> 31:15.918
‫اگر اورلا اینجا نیست، نمی‌دونم کجاست

31:15.918 --> 31:17.794
‫توی سردخونه‌ی طبقه‌ 62ـه

31:20.506 --> 31:22.216
‫- چی؟
‫- به قتل رسیده

31:25.719 --> 31:27.319
‫معذرت می‌خوام...

31:28.096 --> 31:29.932
‫ولی باید تحقیقاتم رو ادامه بدم

31:29.932 --> 31:32.017
‫- باید ازت بپرسم...
‫- تقصیر منه

31:36.980 --> 31:38.580
‫تقصیر منه

31:42.861 --> 31:44.947
‫- خیلی‌خب
‫- می‌دونی...

31:44.947 --> 31:46.547
‫بیا

31:48.784 --> 31:52.079
‫میشه یه کبریت روشن کنی، پسر؟
‫هیچی نمی‌بینم

31:52.079 --> 31:54.039
‫فقط اینو بدون که
‫کبریت رو درخت سبز نمیشه...

31:54.039 --> 31:55.415
‫می‌دونم زیاد نداری. می‌دونم

31:55.415 --> 31:58.126
‫- می‌خوای بیفتی توی چاه؟
‫- نه، نمی‌خوام بیفتم توی چاه

31:58.126 --> 31:59.628
‫خب پس، کبریت روشن کن

31:59.628 --> 32:00.754
‫باشه، روشن می‌کنم

32:00.754 --> 32:03.006
‫وقتی رسیدم پایین پله‌ها
‫چراغ‌ها رو روشن می‌کنم

32:03.006 --> 32:04.606
‫خیلی‌خب، خوبه

32:05.843 --> 32:07.886
‫این دیگه چه وضعشه!

32:08.595 --> 32:11.515
‫ذره‌ای صدا ازتون درنیاد

32:11.515 --> 32:14.184
‫- در نمیاد. باشه. باشه
‫- باشه درنمیاد

32:18.939 --> 32:20.774
‫وایسا ببینم

32:20.774 --> 32:22.401
‫اینا اینجا چیکار می‌کنن؟

32:22.401 --> 32:24.278
‫زیادی می‌دونن و نمی‌تونم بذارم برن جای دیگه

32:33.871 --> 32:35.471
‫عتیقه‌ها رو آوردی؟

32:45.000 --> 32:52.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

34:11.760 --> 34:13.360
‫چیزی یادت نمیاد؟

34:18.516 --> 34:20.518
‫نه. آخه، می‌دونم... می‌دونم...

34:20.518 --> 34:23.313
‫می‌دونم اینا چی هستن و...

34:23.313 --> 34:24.940
‫قبلاً دیدمشون. ولی...

34:27.025 --> 34:28.110
‫اشکال نداره

34:28.110 --> 34:30.112
‫یادت نیومد چطوری نذاریم ما رو بکشن؟

34:30.904 --> 34:33.031
‫شرمنده، گفتی کی می‌تونه چیکار کنه؟

34:34.366 --> 34:37.244
‫بهتره فعلاً صدات درنیاد. خواهش می‌کنم

34:37.870 --> 34:39.470
‫پس قضیه‌ی حفاظت رو می‌دونین؟

34:40.121 --> 34:41.540
‫- آره
‫- خیلی‌خب

34:41.540 --> 34:43.500
‫پس می‌دونین هرموقع خواستن
‫می‌تونن ما رو بکشن؟

34:43.500 --> 34:45.210
‫آره، اینو می‌دونیم
‫ولی نمی‌دونم چرا

34:45.210 --> 34:46.962
‫و هیچ کوفتی یادم نمیاد

34:48.172 --> 34:53.427
‫خیلی‌خب، این جعبه
‫قراره چه کمکی بکنه؟

34:53.427 --> 34:57.306
‫امیدواریم وسایل گذشته‌ش
‫باعث یادآوری خاطراتش بشن

35:01.101 --> 35:02.701
‫صحیح. خیلی‌خب. ببخشید

35:07.941 --> 35:09.568
‫اینا که اسباب‌بازین

35:09.568 --> 35:11.028
‫هرچی می‌تونستم جمع کردم

35:11.028 --> 35:14.114
‫منظورم اینه که شاید اگر
‫یه چیزی گیر بیاریم

35:14.114 --> 35:16.491
‫که به شروع این قضایا مربوط باشه
‫یه چیزی یادش بیاد

35:17.242 --> 35:19.161
‫درست میگم؟ هی، وقتی همدیگه رو دیدیم

35:19.161 --> 35:22.915
‫داشتی سوالات اصلی رو می‌پرسیدی:
‫"چرا اینجاییم، هدف چیه"

35:22.915 --> 35:24.515
‫ولی درواقع...

35:25.542 --> 35:28.045
‫فقط برات مهم بود که بفهمی
‫چه اتفاقی برای جورج افتاده

35:29.129 --> 35:31.089
‫وقتی رفتم ته سیلو

35:31.089 --> 35:33.342
‫یه تونل پیدا کردم
‫که می‌رسید به یه در

35:33.342 --> 35:36.803
‫و دم در یه صدا گفت

35:36.803 --> 35:38.931
‫تابحال سه نفر رفتن اونجا

35:38.931 --> 35:43.685
‫سالوادور کوئین، مری مدوز
‫و جورج ویلکینز

35:43.685 --> 35:45.395
‫توی هارد، یه...

35:45.395 --> 35:48.315
‫یه یارویی داشت باهات حرف میزد
‫و دنی گفت جورجه

35:48.315 --> 35:50.984
‫چیزی در مورد این نگفت
‫که چطوری جلوی فرآیند حفاظت رو بگیریم؟

35:50.984 --> 35:54.321
‫نه. نه. یه مشت حرف‌های لوس
‫و احساساتی زد. نمی‌دونم

35:54.321 --> 35:57.616
‫و بعدش گفت... یه دری پیدا کرده

35:57.616 --> 36:00.202
‫مدت‌ها دنبال پیدا کردن اون در بود

36:00.202 --> 36:02.162
‫ببخشید، توام جورج رو می‌شناختی؟

36:02.746 --> 36:04.790
‫- آره
‫- خب، چیزی پیدا کردی که مال جورج بوده

36:04.790 --> 36:06.792
‫و شاید معنای خاصی برای جولیت داشته باشه؟

36:06.792 --> 36:09.127
‫چیزی که می‌خواستم گیر بیارم شدنی نبود

36:09.920 --> 36:12.172
‫- چرا؟
‫- ساعته

36:13.882 --> 36:15.217
‫جورج یه ساعت بهت داد

36:15.217 --> 36:16.426
‫می‌دونم کدوم ساعت رو میگی

36:16.426 --> 36:17.761
‫ببخشید، چرا شدنی نبود؟

36:17.761 --> 36:20.514
‫قبل از اینکه برای پاکسازی بفرستنش بیرون
‫ازش گرفته شد

36:21.765 --> 36:23.267
‫برنارد دادش به پدرت

36:23.267 --> 36:25.060
‫وقتی پله‌ها رو منفجر کرد
‫ساعت دستش بود

36:25.060 --> 36:28.105
‫نه. دستش نبود

36:28.105 --> 36:29.815
‫دادش به یه نفر دیگه

36:36.572 --> 36:39.408
‫پدرت ازم خواست
‫اگر دوباره دیدمت

36:39.408 --> 36:41.451
‫اینو بهت بدم

36:43.036 --> 36:44.636
‫ولی...

36:45.414 --> 36:48.458
‫ولی وقتی برگشتی مثل همیشه نبودی

36:48.458 --> 36:50.794
‫- برای همین نگهش داشتم
‫- آره

36:53.839 --> 36:54.965
‫باید...

36:54.965 --> 36:56.925
‫باید یه چیزی بهت بگم، جولز

36:58.844 --> 37:00.444
‫چی؟

37:00.971 --> 37:03.473
‫- میشه...
‫- بذار بقیه هم بشنون

37:03.473 --> 37:05.267
‫نه. باید فقط به تو بگم

37:10.063 --> 37:11.857
‫- بیا اینجا
‫- باشه

37:36.548 --> 37:41.178
‫ازم خواست بهت بگم دوستت داره

37:44.264 --> 37:45.891
‫ازت خواست تسلیم نشی

37:47.309 --> 37:49.978
‫- و همیشه خودت باشی چون...
‫- باشه

37:52.981 --> 37:54.733
‫"چون جولیت دقیقاً..."

37:56.485 --> 37:58.153
‫"همین‌جوری که هست بی‌نقصه"

38:27.933 --> 38:30.018
‫حتماً ساعت‌ها طول کشیده درستش کنی

38:53.208 --> 38:54.808
‫جورج

38:57.796 --> 38:59.396
‫حالت خوبه؟

39:01.133 --> 39:02.733
‫چیز دیگه‌ای یادت نیومد؟

39:07.556 --> 39:09.156
‫پس وقتشه برگردیم بالا

39:09.725 --> 39:13.270
‫نمی‌دونم باید چی بگیم
‫ولی زیادی این پایین موندیم

39:13.270 --> 39:16.690
‫- کامیل...
‫- چیز دیگه‌ای نداشت؟ هرچیزی که...

39:17.774 --> 39:19.374
‫شما چیزی ندارین؟

39:20.027 --> 39:21.627
‫- تا جایی که می‌دونیم، نه
‫- نه؟

39:26.325 --> 39:28.118
‫هی. باید بریم

39:33.040 --> 39:34.640
‫بازم می‌گردیم

39:36.001 --> 39:38.170
‫فقط رئیس بخش تدارکات یا دست‌راستش

39:38.170 --> 39:40.672
‫می‌تونن برن توی بخش منابع حیاتی

40:20.838 --> 40:22.965
‫هر وسیله‌ای که از اینجا خارج میشه

40:22.965 --> 40:25.717
‫سه نوع مجوز مختلف لازم داره

40:25.717 --> 40:29.388
‫و وقتی اون وسایل برداشته میشن
‫باید سرپرست تدارکات

40:29.388 --> 40:30.988
‫یا دست‌راستش حضور داشته باشن

40:34.977 --> 40:38.272
‫وسایلی توی بخش منابع حیاتی هستن
‫که موقع شروع کار سیلو

40:38.272 --> 40:40.023
‫اینجا انبار شدن

40:42.025 --> 40:45.112
‫چیزهایی که نمی‌تونیم
‫بازم ازشون بسازیم

40:46.572 --> 40:48.172
‫برای همین بهشون میگیم حیاتی

40:49.199 --> 40:50.799
‫می‌دونی این یعنی چی؟

40:51.994 --> 40:54.955
‫وقتی تموم کردیم، دیگه تمومه

40:55.914 --> 40:57.514
‫دقیقاً

41:00.752 --> 41:02.352
‫یکی از این جعبه‌‌ها رو بلند کن

41:17.853 --> 41:19.453
‫بذار کمکت کنم

41:31.867 --> 41:33.467
‫حالا این یکی رو بلند کن

41:52.262 --> 41:58.185
‫جعبه‌های خالی رو نگه می‌داریم
‫که هرکس میاد داخل نتونه حساب کتاب کنه

42:00.062 --> 42:05.817
‫مردم وحشت می‌کنن اگر بفهمن...

42:09.988 --> 42:11.588
‫بفهمن چی؟

42:14.701 --> 42:16.301
‫چقدر دیگه زمان داریم

42:19.414 --> 42:21.291
‫بیا تمومش کنیم بره

42:21.291 --> 42:23.544
‫خانم کمبل، آقای ناکس

42:29.174 --> 42:31.134
‫می‌خواین منو ببرین بالا؟

42:31.134 --> 42:32.734
‫مگر اینکه ولت کنیم بیفتی

42:44.231 --> 42:46.149
‫از درد کشیدنم لذت می‌بری؟

42:49.111 --> 42:53.365
‫بیست‌و‌پنج سال تمام، هرکاری می‌گفتن
‫ برای امن نگه داشتن سیلو لازمه

42:53.365 --> 42:56.243
‫- انجام می‌دادم
‫- خب که چی؟ انتظار داری ببخشیمت؟

42:56.827 --> 42:58.370
‫بابت کشتن قاضی؟

42:58.370 --> 43:00.122
‫انداختن قتلش گردن ما؟

43:00.122 --> 43:02.916
‫بابت اینکه به کل سیلو گفتی
‫ما رو بکشن؟

43:03.709 --> 43:05.377
‫نه، انتظار ندارم

43:06.170 --> 43:07.770
‫انتظار ندارم

43:13.468 --> 43:17.806
‫جفتتون وسط یه شرایط ناگوار گیر افتادین

43:19.308 --> 43:20.908
‫پس...

43:21.852 --> 43:23.452
‫وقتی دارین منو می‌برین بالا...

43:24.229 --> 43:27.399
‫نه تعجب می‌کنم نه ناراحت میشم...

43:28.775 --> 43:31.028
‫اگر یه‌موقع ولم کنین

44:11.610 --> 44:13.210
‫یعنی چی؟

44:16.573 --> 44:20.953
‫بیست سال پیش
‫اندازه‌ی 70 سال لامپ برامون مونده بود

44:21.745 --> 44:25.040
‫قبل از اینکه برم بخش مکانیکی
‫حدوداً 3 ماه پیش

44:25.582 --> 44:27.376
‫رسیده بودیم به 50 سال

44:27.376 --> 44:31.839
‫- خیلی‌خب، پس...
‫- ولی یک ماه پیش، اومدم چک کردم

44:32.339 --> 44:36.802
‫و فهمیدم دزدی‌هایی که سال‌ها
‫توی بخش تدارکات گرفتارش بودیم

44:36.802 --> 44:39.555
‫داره توی بخش منابع حیاتی هم اتفاق میفته

44:39.555 --> 44:41.473
‫همون‌موقع اورلا رو کردم دست‌راستم

44:41.473 --> 44:43.559
‫چون به گلندا اعتماد نداشتی؟

44:43.559 --> 44:47.062
‫گلندا کاربلده ولی بی‌اعصابه

44:47.771 --> 44:50.566
‫ولی خانواده‌ی اورلا نسل اندر نسل
‫توی بخش تدارکات کار می‌کردن

44:50.566 --> 44:56.446
‫برای همین می‌دونستم از پس این‌کار
‫و یه کار دیگه برمیاد

45:01.285 --> 45:04.788
‫ازش خواستی کمکت کنه بفهمی
‫کی داره از بخش منابع حیاتی می‌دزده

45:08.000 --> 45:10.252
‫و فکر می‌کنی برای همین کشته شده؟

45:20.762 --> 45:22.362
‫کارلا...

45:24.266 --> 45:26.351
‫اگر اون لامپ‌ها رو پیدا نکنیم...

45:27.936 --> 45:29.536
‫چقدر وقت داریم؟

45:30.314 --> 45:31.914
‫با این تعدادی که برامون مونده...

45:33.901 --> 45:35.501
‫دو سال

45:36.403 --> 45:40.324
‫بعد از اون نمی‌تونیم لامپ‌هایی
‫که توی مزارع می‌سوزن رو جایگزین کنیم

45:40.324 --> 45:43.243
‫و وقتی اونا سوختن، غذامون از بین میره

45:43.827 --> 45:45.427
‫پس...

45:45.829 --> 45:47.956
‫دیر یا زود...

45:47.956 --> 45:49.556
‫توی تاریکی...

45:50.792 --> 45:52.392
‫می‌میریم

45:54.922 --> 45:57.049
‫به‌نظرت وقتی رسیدیم بالا
‫کامیل چیکار می‌کنه؟

46:00.302 --> 46:01.902
‫نمی‌دونم

46:03.722 --> 46:06.225
‫شاید بهتر باشه بهم دستبند بزنی
‫و الکی شلوغش کنی

46:08.143 --> 46:09.743
‫می‌خواست بمیری

46:10.229 --> 46:11.855
‫به دستبند راضی نمیشه

46:15.359 --> 46:17.945
‫خب می‌دونی، با یه هل محکم
‫می‌تونی پرتم کنی پایین

46:17.945 --> 46:19.613
‫بقدر کافی که وقت داریم، مگه نه؟

46:19.613 --> 46:21.213
‫نه

46:22.199 --> 46:23.799
‫دیگه خسته شدم

46:34.002 --> 46:36.088
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

46:38.215 --> 46:39.815
‫ببخشید

46:42.219 --> 46:43.819
‫باید...

46:46.765 --> 46:48.851
‫یه چیزی بهت بگم...

46:52.479 --> 46:54.690
‫شاید چیز خاصی نباشه، ولی...

46:56.692 --> 46:58.777
‫از اون شب که رفتی توی آپارتمانم

47:00.028 --> 47:01.864
‫رفتار پسرم عوض شد

47:05.534 --> 47:07.134
‫شاید منم عوض شدم

47:07.452 --> 47:10.622
‫- خیلی‌خب. ببین، معذرت می‌خوام. گفتم...
‫- بخاطر این نمیگم

47:10.622 --> 47:11.874
‫- نمی‌دونم چرا...
‫- بخاطر این...

47:11.874 --> 47:13.834
‫بخاطر این حرفشو پیش نکشیدم

47:16.712 --> 47:18.338
‫و یه چیزی بهش دادم

47:19.256 --> 47:21.049
‫بهش گفتم ازش محافظت می‌کنه

47:21.800 --> 47:23.719
‫و یه چیز خاصی بین خودمون شد

47:26.889 --> 47:28.599
‫شد یه راز بین من و اون

47:30.475 --> 47:32.895
‫و هرچی بیشتر برنارد گفت عتیقه‌ها می‌تونن

47:32.895 --> 47:35.147
‫باعث یادآوری خاطرات بشن

47:35.147 --> 47:40.068
‫بیشتر خودمو قانع کردم که این می‌تونه
‫به پسرم کمک کنه منو به‌یاد بیاره...

47:42.196 --> 47:44.031
‫اگر کامیل ویتامین دی رو بریزه تو آب

47:45.949 --> 47:49.244
‫انگار که می‌تونه جادویی چیزی بکنه

47:53.373 --> 47:55.083
‫ولی مال من نبود
‫که بخوام نگهش دارم

47:56.502 --> 47:58.128
‫مال توئه

48:03.383 --> 48:05.093
‫جورج اینو بهت داد

48:19.858 --> 48:21.458
‫مهم بوده؟

48:26.740 --> 48:31.078
‫و توی دنیایی پر از میلیون‌ها ناشناخته
‫ممکنه این ساعت...

48:31.078 --> 48:33.413
‫و عتیقه‌های عجیب‌غریبی مثل اینا...

48:33.413 --> 48:35.457
‫- جورج
‫- راه پیدا کردن جواب...

48:35.457 --> 48:36.959
‫- بزرگ‌ترین سوالات سیلو باشن
‫- جورج

48:36.959 --> 48:39.211
‫این باقیمونده‌ی دستگاهیه
‫که باهاش سیلو رو حفاری کردن

48:39.211 --> 48:41.129
‫اینطوری تمام مردم سیلو رو می‌کشتی

48:41.129 --> 48:44.007
‫کدوم سیلو؟ 50 تا سیلو هست

48:44.007 --> 48:45.384
‫یه لوله‌ست

48:45.384 --> 48:47.719
‫- فرآیند حفاظت یه لوله‌ست
‫- چرا باید روش درپوش می‌ذاشتن؟

48:47.719 --> 48:49.513
‫توش سم بود

48:49.513 --> 48:53.141
‫اونقدر که همه رو بکشه
‫کل 10 هزار نفر توی سیلو رو

48:58.188 --> 48:59.788
‫یادم اومد

49:07.656 --> 49:09.992
‫سم توی یه لوله‌ست

49:09.992 --> 49:12.286
‫از بیرون سیلو میاد

49:12.286 --> 49:15.038
‫توی طبقه‌ی 17 روش درپوش گذاشتن
‫سر لوله‌ی کوفتی‌ رو بستن

49:15.038 --> 49:16.638
‫از کجا میاد؟

49:19.626 --> 49:21.226
‫نمی‌دونم

49:21.712 --> 49:23.255
‫نمی‌دونم. باید با بقیه صحبت کنم

49:23.255 --> 49:24.855
‫برو

50:00.918 --> 50:03.253
‫خب، توی مرکز تماس بودم
‫و یکی باهام تماس گرفت

50:03.837 --> 50:06.673
‫که عجیبه چون نمی‌دونستم
‫اون سیستم تماس دریافتی هم قبول می‌کنه

50:06.673 --> 50:08.383
‫ولی سم 2 سال
‫توی آژانس امنیت ملی کار می‌کرده

50:08.383 --> 50:10.260
‫- پس یه چیزایی سرش میشه
‫- لوبیاهای سحرآمیز داره، آره

50:10.260 --> 50:11.345
‫چی گفت؟

50:11.345 --> 50:14.389
‫کی بزرگ‌ترین حامی
‫کنترل هوش مصنوعیه

50:14.389 --> 50:15.807
‫و از قضا حامی مالی درمونگاهیه

50:15.807 --> 50:17.851
‫که خواهرم توش داره سعی می‌کنه
‫خاطراتش رو بازسازی کنه؟

50:17.851 --> 50:19.436
‫- پر استنسن
‫- می‌خوای حدس بزنی

50:19.436 --> 50:22.814
‫پر استنسن شب عملیات انتقام مشروع کجا بوده؟

50:25.692 --> 50:27.292
‫سوار ناو نیمیتز؟

50:29.863 --> 50:31.365
‫معمولاً توی سن‌دیگو می‌مونه

50:31.365 --> 50:34.993
‫ولی از وقتی از ایران برگشته
‫رفته نورفک

50:34.993 --> 50:36.078
‫سم یه آشنایی توی پایگاه اونجا داره

50:36.078 --> 50:38.330
‫که حاضره به‌صورت ناشناس
‫باهامون صحبت کنه

50:38.330 --> 50:39.930
‫چی باعث شد نظرش عوض بشه؟

50:41.750 --> 50:43.126
‫حدس می‌زنم شارلوت

50:43.126 --> 50:44.753
‫چون می‌دونه چقدر برام مهمه

50:49.216 --> 50:50.968
‫من سم رو می‌شناسم

50:50.968 --> 50:52.469
‫فقط توی یه گروه موسیقی نبودیم

50:52.469 --> 50:57.266
‫با همدیگه زیر آتیش دشمن بودیم
‫و کم پیش اومده ببینم اینقدر بترسه

50:59.935 --> 51:02.479
‫خیلی‌خب، ولی فکر می‌کنی
‫تمام اینا به هوش مصنوعی ربط داره؟

51:02.479 --> 51:03.981
‫نمی‌دونم

51:03.981 --> 51:08.485
‫ولی بقیه‌ی ناوگروه‌ها اون شب
‫بیست تا سی تا سورتی فرستادن

51:08.485 --> 51:10.112
‫و نیمیتز فقط یکی فرستاد؟

51:10.112 --> 51:13.282
‫اونم با 4 تا هواپیما که تجهیزات ارتباطی
‫غیر دیجیتالی داشتن و یهویی...

51:16.577 --> 51:18.287
‫یا خدا

51:18.287 --> 51:20.831
‫- دفعه‌ی بعدی قبلش یه هشداری بده
‫- من نبودم

51:20.831 --> 51:22.332
‫- منظورت چیه؟
‫- دارم میگم من نبودم

51:22.332 --> 51:24.542
‫فرمون دست من نیست
‫یکی دیگه داره ماشین رو می‌رونه

51:31.966 --> 51:51.966
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
