WEBVTT

00:01.000 --> 00:09.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:09.080 --> 00:12.000
‫« آنچه گذشت »

00:14.880 --> 00:17.319
‫توی پیدا کردن
‫دو فراری‌مون به جایی رسیدیم؟

00:17.320 --> 00:20.480
‫کندی چندین بار دیده شده
‫ولی تا می‌رسیم، غیبش می‌زنه

00:20.940 --> 00:22.719
‫اثری از لوکاس کایل نیست
‫« امن نیست. نیاین بیرون »

00:22.720 --> 00:24.760
‫فکر می‌کنیم احتمالاً
‫توی شورش مُرده

00:25.400 --> 00:27.919
‫بیرون‌طلب‌ها چی؟
‫نمی‌دونیم کی هستن؟

00:27.920 --> 00:29.919
‫جز اینکه پیروهای کندی هستن؟

00:29.920 --> 00:31.079
‫نه

00:31.080 --> 00:32.999
‫دنبال زنی بگردین
‫که دست راستش باندپیچی شده

00:33.000 --> 00:35.399
‫بخش فناوری اطلاعات گفت
‫ویتامین دی کم داریم

00:35.400 --> 00:38.439
‫لطفاً دو تا بشکه دی‌پلاس
‫بفرستین بخش تصفیه‌ی آب

00:38.440 --> 00:41.640
‫اسم من "اورلا کنت"ـه
‫و دست راست سرپرست بخش تدارکاتم

00:41.980 --> 00:43.879
‫آخ، داری دستمو درد میاری

00:43.880 --> 00:46.759
‫لطفاً نگین اولین روز تشکیل شورا
‫به مشکل خوردیم

00:46.760 --> 00:47.719
‫خانم شهردار

00:47.720 --> 00:49.559
‫فقط خواستم در مورد حافظه‌تون بپرسم

00:49.560 --> 00:51.183
‫چیزی یادتون نیومده؟

00:51.184 --> 00:52.359
‫یادمه که...

00:52.360 --> 00:54.359
‫همراه برنارد بیرون هوابند بودم

00:54.360 --> 00:56.703
‫- می‌دونی منظورم چیه؟
‫- نه

00:56.704 --> 00:57.999
‫چی بهش گفتی؟

00:58.000 --> 01:00.503
‫- گفتم برنارد بخاطر سم مرد
‫- رابرت

01:00.504 --> 01:02.478
‫به‌جز خاطراتی که بهش دادی

01:02.479 --> 01:04.454
‫سه‌ماهه هیچی یادش نیومده

01:04.455 --> 01:05.479
‫دوز داروهاش رو دو برابر کن

01:05.480 --> 01:07.103
‫اینم ویتامین‌هاتون

01:07.104 --> 01:09.639
‫کسی رو می‌شناسی
‫که توی اون قضیه آسیب دیده باشه؟

01:09.640 --> 01:12.079
‫می‌خواستم در مورد بمب کثیف
‫باهات صحبت کنم

01:12.080 --> 01:15.359
‫کم‌کم دارم حس می‌کنم
‫فقط من فکر می‌کردم قرارمون عاشقانه‌ست

01:15.360 --> 01:17.280
‫اون خبرنگاره، هلن درو

01:18.080 --> 01:19.399
‫داره روی یه مقاله کار می‌کنه

01:19.400 --> 01:22.439
‫به به، ببین کی اینجاست
‫قهرمان نیواورلینز

01:22.440 --> 01:24.239
‫می‌خوام عضو کمیته‌ی ایران بشم

01:24.240 --> 01:27.239
‫به‌نظرم حق دارم بدونم قراره
‫خواهرکوچولوم ایران رو بمبارون کنه یا نه

01:27.240 --> 01:29.880
‫عضو کمیته شو
‫و هرچی فهمیدی به خبرنگاره بگو

01:30.604 --> 01:33.004
‫مهاجم 4، دارم یه چیز عجیب
‫روی صفحه نمایشم می‌بینم

01:36.328 --> 01:37.928
‫هواپیمای شارلوت سقوط کرد

01:38.352 --> 01:40.752
‫قراره بفرستنش درمانگاه
‫هایدی استنسن توی فرفکس

01:41.176 --> 01:42.999
‫ولی دچار تی‌بی‌آی شده. آسیب...

01:43.000 --> 01:45.000
‫آسیب شدید مغزی
‫آره، می‌دونم

01:45.240 --> 01:46.840
‫شما؟

02:11.480 --> 02:13.080
‫گندش بزنن

02:26.600 --> 02:28.919
‫- سلام. بالاخره دارم میرم خونه
‫- سلام

02:28.920 --> 02:30.559
‫فقط خواستم ببینم حالت چطوره

02:30.560 --> 02:32.800
‫- امروز روز مهمی بود
‫- آره، بود

02:33.520 --> 02:35.520
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره

02:36.000 --> 02:37.760
‫توی جلسه‌ی شورا عالی بودی

02:38.400 --> 02:40.400
‫به‌نظرم این شروع
‫یه دوران فوق العاده‌ست

02:42.000 --> 02:43.840
‫بوی دود میاد

02:47.760 --> 02:51.800
‫سوپ رو دوست نداشتم
‫برای همین یکم پیتزا گرم کردم

02:53.680 --> 02:54.999
‫خیلی‌خب، پس...

02:55.000 --> 02:56.600
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

03:12.975 --> 03:15.375
‫خود یادداشت خیلی نگران‌کننده نیست

03:16.499 --> 03:17.898
‫چیزی که نگران کننده‌ست

03:17.922 --> 03:20.099
‫اینه که تصمیم گرفت
‫در موردش بهت دروغ بگه

03:21.723 --> 03:24.323
‫دارو فقط می‌تونه
‫خاطرات رو پاک کنه

03:25.347 --> 03:27.347
‫ولی اگر این روایت جدید
‫از اتفاقات رو باور نکنه

03:27.771 --> 03:29.771
‫به مشکل خیلی متفاوتی برمی‌خوریم

03:30.295 --> 03:33.295
‫و باید به حرف‌های تو باور داشته باشه، کامیل

03:34.000 --> 03:36.960
‫نمی‌فهمم چرا این قضیه
‫اینقدر طول کشیده

03:37.800 --> 03:40.280
‫گفتین یک ماه، یا نهایت دو ماه

03:41.004 --> 03:43.804
‫ما 352 سال داده جمع‌آوری کردیم

03:43.828 --> 03:46.328
‫که نشون میده این دستورالعمل موثره

03:46.752 --> 03:48.352
‫اکثر اوقات

03:48.376 --> 03:50.376
‫وقتی به درستی اعمال بشه

03:51.200 --> 03:54.200
‫تابحال 6 سیلو
‫با موفقیت بازنشانی کامل شدن

03:54.224 --> 03:56.724
‫از جمله سیلوی شما، 140 سال پیش

03:56.748 --> 04:00.248
‫و توی این سال‌ها
‫روی افراد خاص هم اعمال شده

04:02.572 --> 04:04.572
‫متوجه استیصالت هستیم

04:05.996 --> 04:07.684
‫با اینکه اکثراً موثر بوده

04:07.708 --> 04:09.396
‫استثناهایی هم وجود داشته

04:09.720 --> 04:11.520
‫ناهنجاری‌هایی مثل جولیت نیکولز

04:11.544 --> 04:13.544
‫که نیازمند درمان طولانی‌تر بودن

04:14.055 --> 04:16.455
‫توام با همچین ناهنجاری‌ای
‫طرف هستی، کامیل

04:16.480 --> 04:18.320
‫حالا خیالم خیلی راحت‌تر شد

04:19.344 --> 04:21.651
‫رویاش نشون میده که
‫بخشی از خاطرات بازگشتش

04:21.675 --> 04:23.544
‫در ضمیر ناخوداگاهش باقی مونده

04:24.568 --> 04:27.568
‫دستورالعمل مصرف دارو رو
‫تا دو هفته‌ی دیگه ادامه بده

04:28.092 --> 04:30.092
‫تدابیر امنیتی اطرافش رو بیشتر کن

04:30.116 --> 04:32.839
‫و بیشتر تلاش کن
‫که به نیکولز اطمینان‌خاطر بدی

04:32.863 --> 04:34.716
‫که تو قابل اعتمادترین متحدش هستی

04:36.600 --> 04:38.520
‫پنجاه کیلومتری کارترز‌ویل

04:39.120 --> 04:42.040
‫با یه منظره‌ی خفن از غرو‌ب‌آفتاب
‫پشت کوهستان پاین

04:43.280 --> 04:48.560
‫آره... اسب و اردک و بز داشتیم

04:51.200 --> 04:52.800
‫با دو تا بولداگ که...

04:54.320 --> 04:56.439
‫بی‌اعصاب‌ترین سگ‌هایی بودن
‫که خدا تابحال خلق کرده

04:56.440 --> 04:59.279
‫فقط بلد بودن هردفعه
‫از اتوبوس پیاده می‌شدیم

04:59.280 --> 05:01.080
‫از در حیاط تا در خونه بیفتن دنبالمون

05:06.040 --> 05:08.280
‫وقتی بهت گفتم به عنوان...

05:08.280 --> 05:11.080
‫نماد تیم بولداگ‌‌های
‫دانشگاه جورجیا انتخاب شدم...

05:14.880 --> 05:16.480
‫نه ولش کن

05:17.120 --> 05:18.479
‫چیه؟

05:18.480 --> 05:20.760
‫خب، اونقدر خندیدی که...

05:22.560 --> 05:24.160
‫خودت رو خیس کردی

05:25.840 --> 05:28.440
‫به‌نظر نمیاد خواهر چندان خوبی باشم

05:31.560 --> 05:36.120
‫اسم مامان گریس بود

05:36.760 --> 05:38.360
‫اسم بابا...

05:39.440 --> 05:41.040
‫ویلیام بود

05:41.920 --> 05:43.079
‫خواهش‌ می‌کنم...

05:43.080 --> 05:46.000
‫معذرت می‌خوام دونالد، ولی...

05:46.480 --> 05:47.759
‫نمی‌دونم چی بگم

05:47.760 --> 05:49.360
‫نـه، نـه

05:52.960 --> 05:55.000
‫نه. معذرت خواهی نکن
‫من معذرت می‌خوام

06:18.320 --> 06:19.920
‫لعنتی

06:20.960 --> 06:22.119
‫حالت خوبه؟

06:22.120 --> 06:24.319
‫معمولاً به اشیاء بی‌جان فحش نمیدم

06:24.320 --> 06:26.519
‫از دست چیزهای بدتری هم میشه عصبانی شد

06:26.520 --> 06:28.960
‫بعلاوه، این دستگاه ماه‌هاست
‫حقشه فحش بخوره

06:31.360 --> 06:32.479
‫دیگه نمی‌خواد

06:32.480 --> 06:34.120
‫فدای سرت

06:34.800 --> 06:36.400
‫همه‌چی مرتبه؟

06:37.280 --> 06:38.880
‫آره. خواهرم اینجاست

06:40.200 --> 06:41.800
‫خب، بهتره بگم جسمش اینجاست

06:42.160 --> 06:45.959
‫کنار کسی نشسته بودم
‫که سه دهه‌ هر روز باهاش حرف می‌زدم

06:45.960 --> 06:48.240
‫ولی جوری نگاهم می‌کنه
‫انگار راننده تاکسیم

06:48.880 --> 06:49.919
‫تو دنیلی

06:49.920 --> 06:52.600
‫منتظرت بودیم
‫ویکتور سرنکوویچ هستم

06:53.200 --> 06:55.119
‫- دکتر شارلوتم
‫- آها

06:55.120 --> 06:56.719
‫- سلام
‫- سلام

06:56.720 --> 06:58.039
‫خوشحالم می‌بینمت

06:58.040 --> 07:00.680
‫آره، متاسفانه بخاطر من
‫تو رو یادش نمیاد

08:38.555 --> 08:40.055
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

08:41.379 --> 08:43.879
‫« ســیــلــو »

08:45.080 --> 08:52.080
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

08:53.080 --> 08:54.800
‫خب، داروها...

08:55.440 --> 08:58.919
‫مثل نصب کردن یه پل متحرک
‫بین خودش و حافظه‌شه

08:58.920 --> 09:02.199
‫یجورایی میشه گفت
‫یه فاصله‌ی ایمن بین ذهن و بدنه

09:02.200 --> 09:05.479
‫اگر به‌مدت زیادی ازش استفاده بشه
‫پل دیگه بالا می‌مونه و دائمی میشه

09:05.480 --> 09:06.919
‫و خاطراتش هیچوقت برنمی‌گرده

09:06.920 --> 09:10.519
‫ولی وقتی قوی‌تر شد
‫داروهاش رو قطع می‌کنیم

09:10.520 --> 09:13.119
‫پل رو میاریم پایین
‫ازش رد میشیم و انتخاب می‌کنیم...

09:13.120 --> 09:14.599
‫واقعاً انتخاب می‌کنیم...

09:14.600 --> 09:16.920
‫که کدوم خاطراتش رو برگردونیم
‫و کدوم‌ها رو رها کنیم

09:25.920 --> 09:29.159
‫بخاطر مثال پل که زدم گیج شدی؟

09:29.160 --> 09:30.760
‫نـه

09:31.320 --> 09:32.920
‫نمی‌دونم. آره...

09:33.680 --> 09:35.639
‫فکر نمی‌کردم مجبور باشم امروز

09:35.640 --> 09:37.240
‫همچین حرف‌هایی رو هضم کنم

09:38.280 --> 09:41.639
‫وقتی پل متحرک برگشت پایین
‫چطوری خاطراتش رو برمی‌گردونین؟

09:41.640 --> 09:43.960
‫داستانش رو تعریف می‌کنیم، بارها و بارها

09:44.160 --> 09:45.760
‫داستانش؟

09:46.000 --> 09:47.600
‫خیلی‌خب

09:48.760 --> 09:53.480
‫چرا انسان‌ها به دنیا حکومت می‌کنن
‫و نه میمون‌ها؟

09:56.200 --> 09:57.239
‫نمی‌دونم

09:57.240 --> 09:58.840
‫انگشت شست متقابل

10:00.040 --> 10:01.679
‫توانایی کنترل حرکتی بهتر

10:01.680 --> 10:03.839
‫- مغز بزرگ‌تر، موهای کمتر
‫- خیلی‌خب

10:03.840 --> 10:06.279
‫بذار اینطور بگم
‫تمام روز چیکار می‌کنی؟

10:06.280 --> 10:09.519
‫الان؟ به غریبه‌ها زنگ می‌زنم
‫و التماس‌شون می‌کنم بهم پول بدن

10:09.520 --> 10:12.880
‫دقیقاً. با مردم تماس می‌گیری
‫و یه داستان براشون تعریف می‌کنی

10:13.560 --> 10:16.079
‫یه سری داده رو برمی‌داری
‫و باهاش یه داستان معنادار می‌سازی

10:16.080 --> 10:19.239
‫کارمون همینه، ذات‌مون همینه
‫یه مشت قصه‌گو و معنابخشیم

10:19.240 --> 10:20.519
‫تنها ابرقدرت‌مون همینه

10:20.520 --> 10:22.039
‫تو، من، شارلوت

10:22.040 --> 10:24.919
‫چیزی جز یه سری داستان نیستیم
‫که برای خودمون تعریف کردیم

10:24.920 --> 10:26.959
‫خاطرات، زندگی‌نامه‌ی درونی ماست

10:26.960 --> 10:30.560
‫اطلاعاتی که بهشون معنا بخشیدیم
‫که بهمون بگن کی هستیم

10:31.800 --> 10:34.680
‫این دارو، کتاب شارلوت رو پاک کرده

10:35.800 --> 10:37.639
‫خب؟ همونطور که گفتم

10:37.640 --> 10:40.319
‫داروهاش رو قطع می‌کنیم
‫و خاطره به خاطره

10:40.320 --> 10:42.719
‫دوباره کتابش رو با داستانش پر می‌کنی

10:42.720 --> 10:43.959
‫خاطره به خاطره؟

10:43.960 --> 10:44.999
‫خاطره به خاطره

10:45.000 --> 10:46.600
‫خواهری مهربون

10:46.880 --> 10:48.480
‫خلبان نیروی دریایی نخبه

10:48.960 --> 10:51.759
‫حتی ماموریت ایران
‫ولی این‌دفعه یه حق انتخاب داری

10:51.760 --> 10:55.479
‫دنیل، این انتخاب رو داری
‫که با گفتن تمام حقیقت، وجودشو خرد نکنی

10:55.480 --> 10:57.879
‫با ضربه‌ی روحی
‫اتفاقی که برای گروهانش افتاد

10:57.880 --> 10:59.780
‫این انتخاب رو داری
‫که اون مسائل رو رها کنی

11:08.720 --> 11:10.320
‫می‌تونم بهش دروغ بگم؟

11:10.720 --> 11:12.320
‫باورش می‌کنه؟

11:13.200 --> 11:14.639
‫چرا باید دروغ بگی؟

11:14.640 --> 11:17.640
‫خب، یه سری نظر و عقیده در موردم داره
‫که بدم نمیاد فراموششون کنه

11:21.000 --> 11:23.759
‫راستش آره، می‌تونی یه دروغ رو
‫توی ذهنش بکاری

11:23.760 --> 11:26.799
‫زمان و تلاش زیادی می‌طلبه

11:26.800 --> 11:28.119
‫خاطرات واقعی سریع‌تر تداعی میشن

11:28.120 --> 11:29.319
‫چون از قبل توی ذهنش وجود دارن

11:29.320 --> 11:30.920
‫فقط نمی‌تونه ببینتشون

11:36.200 --> 11:39.879
‫برای برگردوندن خاطرات سابق
‫نیاز به وسایل داری

11:39.880 --> 11:43.320
‫وسایلی از زندگیش
‫از دوران کودکیش

11:44.120 --> 11:48.079
‫خاطرات فقط توی ذهن نیستن
‫توی جسم هم هستن

11:48.080 --> 11:49.359
‫توی...

11:49.360 --> 11:51.719
‫توی بوهای قدیمی و معنا و مفهومی

11:51.720 --> 11:53.999
‫که وسایل دوران کودکی‌مون
‫برامون پیدا کردن، نهفته‌ست

11:54.000 --> 11:57.560
‫برای فعال کردن مسیرهای عصبی
‫ازشون به‌عنوان میان‌بر استفاده می‌کنیم

11:59.360 --> 12:01.160
‫والدین‌مون وقتی بچه بودیم فوت کردن

12:02.640 --> 12:04.159
‫رفتیم پیش عمه‌مون زندگی کنیم

12:04.160 --> 12:06.120
‫چیزهای زیادی از دوران بچگی‌مون
‫برامون نمونده

12:07.320 --> 12:11.719
‫متاسفم، ولی بین
‫صفرها و یک‌ها یه چیز دیگه هم هست

12:11.720 --> 12:14.479
‫فقط نورون و آکسون نیست
‫یه چیز دیگه هم هست

12:14.480 --> 12:17.320
‫یه چیز اسرارآمیز، یه چیزی...

12:18.040 --> 12:19.640
‫یه چیزی مثل روح

12:19.920 --> 12:22.640
‫و نه من نه هیچکس دیگه‌ای
‫نمی‌تونه کنترلش کنه

12:24.000 --> 12:29.440
‫برای همین گاهی اوقات
‫شاید 10 درصد اوقات، جواب نمیده

12:30.720 --> 12:35.440
‫ولی داره به‌خوبی به داروها جواب میده
‫پس جای امیدواری هست

12:36.920 --> 12:39.360
‫باشه؟ خیلی‌خب

12:51.080 --> 12:54.039
‫ببخشید مزاحم شدم، رئیس
‫یه خانمی اومده

12:54.040 --> 12:55.759
‫یه گزارش مفقودی عادی پر کرد

12:55.760 --> 12:57.479
‫ولی میگه تا شما رو نبینه نمیره

12:57.480 --> 13:00.240
‫گزارش مفقودی عادی نیست

13:07.400 --> 13:08.839
‫اسم فرد مفقود شده چیه؟

13:08.840 --> 13:10.440
‫اورلا کنت

13:11.040 --> 13:12.599
‫خواهرمه

13:12.600 --> 13:14.200
‫دست راست سرپرست بخش تدارکات؟

13:15.640 --> 13:18.479
‫دیروز توی شورای سیلو دیدمش

13:18.480 --> 13:20.080
‫باهاش صحبت کردم

13:21.920 --> 13:23.879
‫- گم شده؟
‫- هر شب بعد از شیفتش

13:23.880 --> 13:24.919
‫میاد دیدن من

13:24.920 --> 13:27.319
‫دیشب، هیچ خبری ازش نشد

13:27.320 --> 13:29.199
‫شاید رفته خونه و خواب رفته

13:29.200 --> 13:30.800
‫نه، اگر می‌رفت یادداشت می‌فرستاد

13:31.160 --> 13:32.359
‫پدر و مادرم پیرن

13:32.360 --> 13:35.079
‫نگران میشن. قرارمون این بوده

13:35.080 --> 13:36.159
‫از وقتی بچه بودیم

13:36.160 --> 13:38.640
‫بی‌خبر غیب‌مون نزنه
‫تا کسی رو نگران نکنیم

13:40.040 --> 13:43.639
‫ببین، می‌دونم بابت خیلی چیزها سرت شلوغه

13:43.640 --> 13:46.720
‫که برای بقیه‌ی مردم سیلو خیلی مهم‌ترن
‫ولی یه اتفاق بدی افتاده

13:47.440 --> 13:49.160
‫مطمئنم، ته دلم حسش می‌کنم

13:51.520 --> 13:53.120
‫به مامان بابام دروغ گفتم

13:53.520 --> 13:55.680
‫بهشون گفتم اورلا دیشب
‫پیش من مونده

13:57.080 --> 13:59.000
‫نمی‌تونم امروز هم
‫دوباره بهشون دروغ بگم

14:01.920 --> 14:03.520
‫باشه

14:05.480 --> 14:07.080
‫باشه

14:11.855 --> 14:13.855
‫« گیرنده: کارلا مک‌لین »

14:13.879 --> 14:14.856
‫« بخش: تدارکات »

14:14.880 --> 14:16.480
‫ممنون

14:18.904 --> 14:23.904
‫« پیام دادم از اورلا کنت خبر بگیرم
‫باید با خواهرش تماس بگیره »

14:27.520 --> 14:29.120
‫عین داستان فرانکنشتاینه

14:30.040 --> 14:31.439
‫کارهای سرنکوویچ؟

14:31.440 --> 14:32.919
‫نه، من

14:32.920 --> 14:34.599
‫ازم می‌خواد...

14:34.600 --> 14:37.039
‫نمی‌دونم والا، توی ذهنش بگردم

14:37.040 --> 14:39.640
‫تکه‌های مختلفی از خاطراتش رو بردارم
‫و وجودش رو از نو بسازم

14:41.320 --> 14:42.920
‫خب...

14:44.480 --> 14:48.000
‫خب، اگر مجموع خاطرات‌مون نیستیم
‫پس کی هستیم، درست میگم؟

14:50.200 --> 14:51.800
‫آره گمونم

14:52.280 --> 14:55.480
‫ببین، اگر اشکالی نداره
‫تو فکر بودم برم یه سری بهش بزنم

14:56.280 --> 14:59.479
‫هیچوقت تو ارتش خدمت نکردم
‫پس بردن یکم شیرینی و مجله برای یه جانباز

14:59.480 --> 15:01.199
‫واقعاً کمترین کاریه که ازم برمیاد

15:01.200 --> 15:02.800
‫باشه

15:06.920 --> 15:08.520
‫دنیل

15:09.360 --> 15:11.280
‫- سلام
‫- هلن

15:12.040 --> 15:13.559
‫- سلام
‫- سلام

15:13.560 --> 15:15.999
‫آنا ثورمن رو می‌شناسی؟

15:16.000 --> 15:17.319
‫ایشون "هلن درو "ـه

15:17.320 --> 15:18.920
‫رسماً با هم آشنا نشدیم

15:19.360 --> 15:21.439
‫همه میگن از وقتی
‫مادرت تو رو آورده توی تیمش

15:21.440 --> 15:23.399
‫مو لای درز صحبت‌هاش نمیره، پس...

15:23.400 --> 15:26.360
‫من و هلن اتفاقی رفتیم سر قرار

15:27.600 --> 15:29.200
‫قرار نبود

15:29.840 --> 15:32.359
‫میگم، الان یه سر رفتم دفترت
‫قضیه‌ی خواهرت رو شنیدم

15:32.360 --> 15:35.439
‫- می‌خواستم بگم متاسفم
‫- ممنون

15:35.440 --> 15:36.919
‫توی والتر رید بستریه؟

15:36.920 --> 15:40.120
‫نه، منتقلش کردن
‫به درمانگاه هایدی استنسن

15:40.720 --> 15:42.359
‫عجب

15:42.360 --> 15:44.159
‫حتماً یکی حسابی پارتی‌بازی کرده

15:44.160 --> 15:47.759
‫بعید می‌دونم یه خلبان نیروی دریایی
‫اینقدر پس‌انداز داشته باشه

15:47.760 --> 15:49.799
‫راستش، به‌نظرم اگر تحقیق کنی
‫می‌بینی دکتر سرنکوویچ

15:49.800 --> 15:52.920
‫سال‌هاست داره
‫جانبازها رو مجانی درمان می‌کنه

15:55.440 --> 15:56.839
‫آره گمونم، آره

15:56.840 --> 16:00.159
‫اولین سری آزمایش‌هاش
‫روی زندانی‌های کشورهایی بود

16:00.160 --> 16:02.559
‫که اونقدر مدیون آمریکا بودن
‫که نمی‌تونستن نه بگن

16:02.560 --> 16:04.639
‫دومین سری آزمایش‌هاش
‫با همکاری وزارت دفاع

16:04.640 --> 16:06.919
‫روی سربازهای سال اولی بود
‫که توی درمان‌شون حق انتخاب ندارن

16:06.920 --> 16:10.279
‫و توی هر دو مورد
‫یه پاک‌کن گنده برداشت

16:10.280 --> 16:11.919
‫و خاطراتشون رو پاک کرد

16:11.920 --> 16:13.880
‫اجازه داد کهنه‌سربازهایی
‫که ضربه‌ی روحی خوردن

16:13.904 --> 16:15.639
‫اتفاقات وحشتناکی که دیدن رو فراموش کنن

16:15.640 --> 16:17.999
‫کاری کرد مجرم‌های سابقه‌دار
‫فراموش کنن خلافکارن

16:18.000 --> 16:19.639
‫- و تبدیل به اعضای مفید جامعه بشن
‫- صحیح، صحیح

16:19.640 --> 16:22.880
‫ولی اون تصمیم می‌گیره
‫چی یادشون میاد و چی یادشون نمیاد

16:23.920 --> 16:25.520
‫این نگرانت نمی‌کنه؟

16:26.240 --> 16:29.480
‫خب، یه‌خرده پیچیده‌تر از این حرفاست

16:30.160 --> 16:31.199
‫و پای خواهرم درمیونه

16:31.200 --> 16:34.520
‫از وقتی خلبان جنگنده شد
‫تمام مسائلش نگرانم می‌کنه

16:35.000 --> 16:36.239
‫اگر بگم داره از جانبازها

16:36.240 --> 16:38.559
‫برای آزمایش کردن فرضیه‌هاش
‫استفاده می‌کنه، زیادی بدبینانه‌ست؟

16:38.560 --> 16:40.479
‫- هلن
‫- ویکتور بخاطر اینکه

16:40.480 --> 16:43.040
‫پشت فرمون خوابش برد
‫زن و بچه‌ش رو توی تصادف از دست داد

16:44.760 --> 16:46.880
‫به‌نظرم بیشتر از خیلی‌های دیگه
‫ضربه‌های روحی رو درک می‌کنه

16:52.160 --> 16:53.199
‫مراقب خودت باش

16:53.200 --> 16:55.879
‫و سلامم رو به شارلوت برسون

16:55.880 --> 16:57.480
‫باشه

17:03.000 --> 17:05.720
‫رفتی دیدن یه خبرنگار
‫و فکر کردی قرار عاشقانه‌ست؟

17:07.360 --> 17:10.119
‫خودت که می‌دونی
‫رابطه‌ی بین سیاست‌مدارها و خبرنگارها...

17:10.120 --> 17:12.320
‫بده بستونه، آره، می‌دونم...

17:12.920 --> 17:14.239
‫اون‌موقع...

17:14.240 --> 17:15.840
‫حواست‌ پرت شده بود؟

17:17.360 --> 17:21.359
‫خب، علاوه بر اینکه خیلی خوشگله
‫توی کارش هم خیلی مهارت داره

17:21.360 --> 17:23.759
‫حتی اگر فقط تونسته باشه
‫یه شغل آشغال گیر بیاره

17:23.760 --> 17:25.360
‫مگه توی واشینگتن پست کار نمی‌کنه؟

17:25.920 --> 17:27.600
‫نه، یک ساله دیگه اونجا کار نمی‌کنه

17:28.080 --> 17:29.680
‫شیطونی کرده بود

17:29.920 --> 17:33.160
‫الان توی یه سایت
‫اخبار زرد اینترنتی کار می‌کنه

17:33.960 --> 17:36.519
‫با این‌حال خبرنگاره

17:36.520 --> 17:38.120
‫به چیزی که می‌خواست رسید
‫و تو هیچی گیرت نیومد

17:39.040 --> 17:40.640
‫مگه چی فهمید؟

17:41.120 --> 17:43.120
‫بهش گفتی شارلوت کجا بستریه

17:45.120 --> 17:46.720
‫و اینو مجانی بهش گفتی

18:10.720 --> 18:12.320
‫گفت کل جعبه رو بگیر

18:13.280 --> 18:14.880
‫برای خوش‌شانسی

18:15.920 --> 18:17.520
‫باشه؟

18:19.244 --> 18:20.844
‫می‌خواستی حقیقت رو بدونی؟

18:21.268 --> 18:23.068
‫حقیقت اینه که دوستت دارم

18:23.692 --> 18:25.292
‫اصلاً نترس

18:25.716 --> 18:27.716
‫توی تدارکات مشکلی ندارن

18:33.280 --> 18:34.880
‫شهردار؟

18:35.600 --> 18:37.279
‫شهردار؟

18:37.280 --> 18:40.120
‫خانم سیمز ازم خواست
‫امروز رفت‌و‌آمدهامون رو رسمی‌تر ثبت کنم

18:41.360 --> 18:42.599
‫برگردین بخش تدارکات

18:42.600 --> 18:45.600
‫اگر میل‌گردهای بیشتری
‫برامون پیدا نکنن، ساخت پله‌ها...

18:46.640 --> 18:48.840
‫موقع نوه‌هاشون تموم میشه

18:51.480 --> 18:53.080
‫جای من وایسا

19:01.400 --> 19:03.400
‫می‌دونی، درهرحال باید باهاش صحبت کنی

19:03.880 --> 19:05.480
‫نمی‌تونم

19:14.320 --> 19:15.920
‫ازت کمک خواست

19:20.560 --> 19:21.599
‫نمی‌تونم

19:21.600 --> 19:23.079
‫خیلی‌خب

19:23.080 --> 19:24.599
‫شاید بهتر باشه
‫از یکی اجازه بگیرم

19:24.600 --> 19:26.920
‫پایین رفتن امنه و اینا، ولی...

19:27.400 --> 19:29.119
‫چرا؟ می‌خوای از کی اجازه بگیری؟

19:29.120 --> 19:31.919
‫من شهردارم. اینم محافظمه

19:31.920 --> 19:33.520
‫تدی

19:34.000 --> 19:35.600
‫چی شده؟

19:36.240 --> 19:38.240
‫شهردار می‌خواد بره پایین

19:41.080 --> 19:42.920
‫خانم شهردار
‫میشه بپرسم چرا می‌خواین برین پایین؟

19:44.040 --> 19:45.640
‫لازمه دلیلی برات بیارم؟

19:46.000 --> 19:49.079
‫خب، من مسئول بازسازی پله‌هام

19:49.080 --> 19:51.040
‫و هیچکس بدون اجازه‌ی من
‫نمی‌تونه با طناب پایین بره

19:57.240 --> 19:59.439
‫می‌دونی که تو رو یادم نمیاد؟

19:59.440 --> 20:01.199
‫آره، می‌دونم

20:01.200 --> 20:04.160
‫و یه حسی بهم میگه
‫چندان با هم کنار نمیومدیم

20:04.800 --> 20:06.400
‫رابطه‌مون بدک نبود

20:08.280 --> 20:10.160
‫می‌خوام با مارتا واکر صحبت کنم

20:11.240 --> 20:14.080
‫خب، شانس آوردین. رفت طبقه‌ی 60
‫تا یکم لوازم پزشکی برداره

20:14.920 --> 20:16.560
‫به‌زودی برمی‌گرده پایین

20:18.440 --> 20:20.239
‫خیلی‌خب

20:20.240 --> 20:22.160
‫خب پس، منتظر می‌مونیم

20:24.640 --> 20:26.240
‫خانم شهردار

20:26.800 --> 20:28.600
‫حالا که منتظرین
‫میشه یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

20:29.800 --> 20:31.479
‫خصوصی

20:31.480 --> 20:33.080
‫باشه. حتماً

20:35.760 --> 20:37.360
‫مشکلی نیست

20:40.480 --> 20:43.000
‫من... گندش بزنن

20:44.320 --> 20:48.199
‫کامیل به همه‌مون گفت
‫باید چطوری باهات حرف بزنیم

20:48.200 --> 20:49.800
‫که روند بهبودیت رو خراب نکنم

20:50.080 --> 20:51.680
‫اشکال نداره. بگو

20:54.760 --> 20:56.680
‫از شرلی در مورد برنارد هالند پرسیدی

20:57.320 --> 20:58.359
‫خب؟

20:58.360 --> 20:59.960
‫امروز صبح یه چیزی یادش اومد

21:00.680 --> 21:04.600
‫نمی‌دونم به‌دردت می‌خوره یا نه
‫ولی توی شورش

21:05.800 --> 21:07.400
‫یه نفر اومد پایین

21:08.080 --> 21:09.680
‫گفت دست راست برنارده

21:10.800 --> 21:12.400
‫ما وقت نداشتیم ببینیم کیه
‫ شرلی می‌خواست...

21:12.400 --> 21:13.879
‫بندازتش توی یه سلول

21:13.880 --> 21:15.480
‫ولی گفت تو رو می‌شناسه

21:16.520 --> 21:18.479
‫گفت وقتی از تپه رفتی بالا

21:18.480 --> 21:20.759
‫یکی دیده وارد یه جایی شدی

21:20.760 --> 21:23.400
‫و اینکه شاید هنوز زنده‌ای

21:24.040 --> 21:25.880
‫- گفت کی بوده؟
‫- نه

21:26.920 --> 21:29.080
‫فقط اینو می‌دونم که
‫شرلی بردش توی چاله‌ی دریل حفاری

21:30.080 --> 21:31.599
‫ته چاله دنبال یه چیزی می‌گشت

21:31.600 --> 21:32.999
‫نمی‌گفت دنبال چیه

21:33.000 --> 21:35.120
‫ولی اگر طرف واقعاً
‫دست راست برنارد بوده

21:36.280 --> 21:37.880
‫شاید بتونه کمکت کنه

21:38.760 --> 21:40.360
‫اسمش چیه؟

21:41.240 --> 21:42.840
‫لوکاس کایل

21:49.120 --> 21:50.919
‫توی زندگی بعدیم
‫یه دستیار استخدام می‌کنم

21:50.920 --> 21:52.839
‫دیگه خسته شدم از بس

21:52.840 --> 21:55.199
‫کارهای دیگران رو براشون انجام دادم

21:55.200 --> 21:57.199
‫سلام. بذار از اول شروع کنم

21:57.200 --> 21:59.679
‫از طرف دفتر جناب نماینده
‫دنیل کین اومدم

21:59.680 --> 22:01.719
‫ازم خواست یه سر بیام
‫و ببینم حال خواهرش چطوره

22:01.720 --> 22:03.479
‫شاید...

22:03.480 --> 22:05.160
‫شاید یه سر ببرمش بیرون؟

22:07.160 --> 22:09.200
‫چرا شرلی خودش بهم نگفت؟

22:13.000 --> 22:14.600
‫فکر کنم...

22:18.280 --> 22:20.959
‫همه‌مون توش موندیم
‫چطوری با این کنار بیایم...

22:20.960 --> 22:23.040
‫که چیا یادته و چیا یادت نیست

22:25.200 --> 22:27.280
‫و می‌دونم این یادت نمیاد

22:28.720 --> 22:32.080
‫ولی شرلی، وقتی دلش به‌درد میاد
‫اطراف خودش دیوار می‌کشه

22:35.560 --> 22:37.960
‫آخه... اون اول که برگشتی

22:39.320 --> 22:43.359
‫شرل ده روز تمام
‫از دم در اتاق بیمارستانت تکون نخورد

22:43.360 --> 22:44.960
‫حاضر نمی‌شد ولت کنه

22:45.400 --> 22:48.360
‫عملاً مجبور شدم
‫کولش کنم ببرمش بخش مکانیکی

22:50.160 --> 22:53.919
‫بعدش شایعه شد که بخش زیادی از
‫خاطراتت رو توی آتش‌سوزی از دست دادی

22:53.920 --> 22:55.959
‫ولی شرل زیر بار نرفت

22:55.960 --> 22:57.560
‫می‌گفت امکان نداره اونو یادت بره

22:57.880 --> 23:02.999
‫اولین باری که اومدی غذاخوری
‫با کله 144 طبقه دوید اومد دیدنت

23:03.000 --> 23:04.719
‫پشت جمعیت منتظر موند

23:04.720 --> 23:06.920
‫گذاشت همه ببیننت

23:08.440 --> 23:11.400
‫و وقتی نوبت اون شد
‫جوری نگاهش کردی که انگار اصلاً نمی‌شناختیش

23:14.440 --> 23:16.040
‫فکر...

23:17.120 --> 23:21.800
‫فکر کنم فعلاً حرف زدن باهات
‫براش زیادی دردناکه

23:26.120 --> 23:27.720
‫واکر اومد

23:31.160 --> 23:34.600
‫خانم شهردار، ایشون مارتا واکره

23:35.360 --> 23:36.519
‫به خودت زحمت نده

23:36.520 --> 23:38.719
‫روحشم خبر نداره من کیم

23:38.720 --> 23:40.320
‫مگه نه؟

23:42.120 --> 23:43.359
‫بیا با یه چیز ساده شروع کنیم

23:43.360 --> 23:44.719
‫هنوزم قهوه می‌خوری؟

23:44.720 --> 23:48.680
‫یا اجازه ندارم اینو بپرسم
‫چون زیادی حساسی؟

23:49.760 --> 23:51.360
‫قهوه می‌خورم

23:53.120 --> 23:54.720
‫خوبه

23:59.160 --> 24:00.840
‫خب، چیا بهت گفتن؟

24:01.720 --> 24:03.199
‫خب، گفتن قدیما

24:03.200 --> 24:04.760
‫زیاد میومدم کارگاهت

24:04.760 --> 24:05.719
‫شهردار داره میاد

24:05.720 --> 24:07.679
‫خانم شهردار، بفرمایید جلو

24:07.680 --> 24:09.720
‫می‌تونه مثل بقیه‌مون منتظر بمونه

24:14.120 --> 24:15.719
‫خب...

24:15.720 --> 24:20.480
‫می‌دونم وظیفه‌ی اصلیم
‫نگهداری از ژنراتور بوده، درسته؟

24:21.520 --> 24:24.200
‫ولی می‌خوام بدونم
‫چرا اون همه مدت پیش تو می‌موندم؟

24:25.640 --> 24:27.399
‫میومدی ازم مشورت بگیری

24:27.400 --> 24:29.000
‫که هیچوقت گوش نمی‌کردی

24:29.520 --> 24:31.279
‫چرا؟

24:31.280 --> 24:33.039
‫- سلام
‫- کله‌شقی، تکبر

24:33.040 --> 24:35.479
‫هی، دو تا قهوه‌ی تلخ بده

24:35.480 --> 24:37.080
‫اینقدر هم خیره نشو

24:40.320 --> 24:41.960
‫چرا می‌خواستی منو ببینی؟

24:44.520 --> 24:46.440
‫دیشب یه یادداشت به دستم رسید

24:47.800 --> 24:49.239
‫تو فرستادیش؟

24:49.240 --> 24:50.399
‫کار من نبوده

24:50.400 --> 24:52.000
‫چی نوشته بود؟

24:53.800 --> 24:55.400
‫بهم اعتماد نداری

24:56.440 --> 24:57.639
‫دلم می‌خواد بهت اعتماد کنم

24:57.640 --> 24:59.039
‫- واقعاً؟
‫- آره

24:59.040 --> 25:00.680
‫چرا می‌خوای؟

25:03.720 --> 25:06.200
‫یادمه روزی که برای پاکسازی رفتم بیرون
‫یه یادداشت برام فرستادی

25:08.880 --> 25:10.480
‫"توی تدارکات مشکلی ندارن"

25:10.880 --> 25:13.160
‫که باعث شد بفهمم
‫چسب رو عوض کردی

25:13.720 --> 25:15.880
‫چیزی که ممکن بود بابتش
‫برای پاکسازی بفرستنت بیرون

25:17.760 --> 25:19.320
‫و آدم همچین کاری رو
‫برای هرکسی نمی‌کنه

25:19.320 --> 25:20.920
‫برای کسی انجام میده که...

25:23.040 --> 25:24.640
‫آره خب، این قضیه مال قبلاً بود

25:25.880 --> 25:29.080
‫خب که چی؟
‫وقتی چیزی یادت نیاد، دیگه تموم میشه میره

25:30.120 --> 25:31.840
‫جوری که انگار اصلاً وجود نداشته

25:34.240 --> 25:35.840
‫باشه

25:37.280 --> 25:38.880
‫خب...

25:40.800 --> 25:42.400
‫توی یادداشتی که به‌دستم رسید
‫نوشته بود

25:42.760 --> 25:46.000
‫"اگر می‌خوای حقیقت رو بدونی
‫ساعت 2 برو بازار"

25:47.040 --> 25:49.280
‫پس می‌خوام بدونم
‫باید برم بازار یا نه؟

25:49.880 --> 25:51.480
‫باید برم...؟

25:54.360 --> 25:57.080
‫می‌دونی رواعصاب‌ترین خصلتت چی بود؟

25:58.440 --> 26:02.359
‫اگر مشکلی وجود داشت
‫سوالی پیش میومد، باید تصمیمی می‌گرفتی

26:02.360 --> 26:04.879
‫و همه یه چیز رو می‌گفتن

26:04.880 --> 26:08.239
‫تو تصمیم می‌گرفتی
‫دقیقاً برعکسش رو انجام بدی

26:08.240 --> 26:10.519
‫درسته. آره. خیلی اعصاب خردکنه

26:10.520 --> 26:14.280
‫نه. بخش اعصاب‌خردکنش این بود
‫که 99 درصد اوقات حق با تو بود

26:16.040 --> 26:17.880
‫چون به حس ششمت اعتماد می‌کردی

26:20.080 --> 26:22.800
‫پس سوالم ازت اینه که
‫الان حس ششمت چی میگه؟

26:28.840 --> 26:30.440
‫نمی‌تونم...

26:31.320 --> 26:34.759
‫می‌دونی چیه؟ کسی که جونم رو
‫براش به‌خطر انداختم، یه جنگجو بود

26:34.760 --> 26:37.919
‫تا آخرین قطره‌ی لجبازی

26:37.920 --> 26:40.240
‫تکبر و کله‌شقی وجودش می‌جنگید

26:47.280 --> 26:48.880
‫همین؟

26:54.960 --> 26:56.840
‫- این چیه؟
‫- اصلاً سعی هم می‌کنی؟

26:57.640 --> 26:59.240
‫که یادت بیاد؟

27:00.280 --> 27:03.640
‫منظورت...؟ اومدم اینجا دیگه، مگه نه؟
‫پس آره، یعنی چی...؟

27:05.200 --> 27:06.800
‫تکه‌هایی...

27:07.520 --> 27:11.679
‫تکه‌هایی از خاطرات یا همچین چیزی
‫یادم میاد، نمی‌دونم چیه

27:11.680 --> 27:16.480
‫و هرچی بیشتر سعی می‌کنم
‫یادم بمونه، سریع‌تر از یادم میره، پس...

27:17.440 --> 27:19.040
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم

27:20.240 --> 27:21.840
‫بیشتر سعی کن

27:22.700 --> 27:29.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:30.600 --> 27:32.200
‫تو رو یادم نمیاد

27:33.640 --> 27:36.120
‫اشکال نداره. به‌دل نمی‌گیرم

27:37.320 --> 27:38.799
‫فقط تو به‌دل نمی‌گیری

27:38.800 --> 27:40.400
‫نظرت چیه بریم اونجا بشینیم؟

27:40.640 --> 27:44.800
‫خیلی خوبه که حداقل یکم
‫از خیره شدن‌ها و سوالات مداوم و...

27:46.560 --> 27:50.480
‫فشار برای به‌زبون آوردن
‫یه حرف مفید خلاص بشم

27:52.080 --> 27:54.440
‫هنوز کسی از ارتش نیومده دیدنت؟

27:54.440 --> 27:57.280
‫به این امید که یه حرف مفید بزنی؟

27:58.360 --> 27:59.960
‫هنوز نه

28:01.680 --> 28:05.720
‫بیشتر اوقات برادرم میاد که مراقبم باشه

28:06.280 --> 28:08.999
‫دل تو دلش نیست
‫که یه چیزی یادم بیاد

28:09.000 --> 28:10.920
‫- آره
‫- اونو یادم بیاد

28:12.080 --> 28:15.680
‫خب، محض اطلاعت، من خبرنگارم

28:17.000 --> 28:18.680
‫منم می‌خوام یه حرف مفیدی ازت بشنوم

28:21.680 --> 28:23.359
‫چند باری همدیگه رو دیدیم

28:23.360 --> 28:25.639
‫بابت ماموریت ایران نگران بودی

28:25.640 --> 28:27.439
‫هیچی در مورد ماموریت یادم نمیاد

28:27.440 --> 28:30.719
‫بخشی از کارم اینه که به مردم کمک می‌کنم
‫بفهمن داستان‌شون چیه، خب؟

28:30.720 --> 28:32.239
‫کمک‌شون می‌کنم
‫جاهای خالی داستان رو پر کنن

28:32.240 --> 28:36.079
‫برای همین گفتم بیام چیزهایی که
‫ خودم در مورد ماموریت می‌دونم

28:36.080 --> 28:38.719
‫و رسماً اعلام کردن رو بهت بگم

28:38.720 --> 28:40.880
‫و شاید اینطوری یه چیزی یادت بیاد

28:52.520 --> 28:54.120
‫شارلوت

28:56.080 --> 28:57.680
‫شارلوت؟

28:58.080 --> 28:59.840
‫هی. هی. حالت خوبه؟ هی

29:21.480 --> 29:23.080
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

29:28.280 --> 29:31.520
‫خیلی‌خب، ببخشید. هی، ببخشید دوستان
‫ممنون. ببخشید

29:48.040 --> 29:51.199
‫ببین، می‌دونم این جزو دستوراتت نیست

29:51.200 --> 29:52.759
‫ولی باید یکم تنها باشم

29:52.760 --> 29:55.879
‫پس میشه نیم ساعتی
‫ بهم مهلت بدی یا...؟

29:55.880 --> 29:57.480
‫تابحال خانم سیمز رو ندیدی؟

29:58.000 --> 29:59.217
‫اگر بذارم از جلوی چشمام دور بشی

29:59.241 --> 30:00.919
‫از دل و روده‌م به عنوان
‫نخ دندون استفاده می‌کنه

30:00.920 --> 30:02.520
‫- می‌دونم، ولی باید...
‫- جولیت

30:02.840 --> 30:04.639
‫- خودشه. جولیته
‫- سلام

30:04.640 --> 30:06.879
‫- هی، هی، نه
‫- هی، وایسین، وایسین، وایسین

30:06.880 --> 30:09.439
‫- خیلی‌خب دوستان. ببخشید، نه
‫- جری. هی، نه، نه، نه

30:09.440 --> 30:10.919
‫دست از سر شهردار بردارین، خب؟

30:10.920 --> 30:12.479
‫- برین عقب، برین عقب
‫- چه غلطی داری...؟

30:12.480 --> 30:14.159
‫- دستمالیم کردی؟
‫- منظورت چیه؟

30:14.160 --> 30:15.479
‫مرتیکه دستمالیم کرد!

30:15.480 --> 30:17.080
‫- ببخشید
‫- هی!

30:19.200 --> 30:21.719
‫- ببخشید
‫- بهش دست نزن

30:21.720 --> 30:24.640
‫خانم شهردار، سوءتفاهم شده

30:46.760 --> 30:48.360
‫خانم، گم شدین؟

30:49.480 --> 30:52.040
‫اگر دنبال حقیقتی، دنبالم بیا

30:59.240 --> 31:00.920
‫همراه من نفس بکش. سه...

31:03.000 --> 31:04.600
‫نگه دار

31:06.120 --> 31:07.519
‫آفرین. مثل من نفس بکش

31:07.520 --> 31:09.640
‫- سه ثانیه بده داخل و نگه دار
‫- باشه

31:10.840 --> 31:12.440
‫و حالا بده بیرون

31:12.960 --> 31:15.159
‫خوبه. کارت عالیه. آروم باش

31:15.160 --> 31:17.080
‫بده بیرون. خیلی‌خب. خوبه

31:18.615 --> 31:20.215
‫به‌نظر میومد شارلوت می‌شناستش

31:20.240 --> 31:22.360
‫- به پلیس زنگ زدین؟
‫- نه، منتظر تو بودم

31:51.560 --> 31:53.160
‫شما... شما کی هستین؟

31:56.120 --> 31:57.720
‫چیه؟

32:01.240 --> 32:04.279
‫من کسیم که مجبورش کردی
‫بابت هارد کمکت کنه

32:04.280 --> 32:05.799
‫چی؟

32:05.800 --> 32:08.319
‫پاتریک کندی، که بعد از آشنایی با تو
‫زندگیم از همیشه جهنم‌تر شد

32:08.320 --> 32:09.639
‫یکی از فراری‌هایی

32:09.640 --> 32:12.079
‫منم "دنی"ـم
‫زندگی منم خراب کردی

32:12.080 --> 32:13.799
‫بخاطرت افتادم انفرادی بخش قضایی

32:13.800 --> 32:15.800
‫دارم سعی می‌کنم فراموشش کنم
‫ولی احتمالاً هیچوقت نمی‌تونم

32:15.840 --> 32:18.559
‫منم "سندی"ـم
‫وقتی کلانتر بودی زیردستت بودم

32:18.560 --> 32:21.160
‫زندگی منو خراب نکردی
‫ولی درهرحال ازت خوشم نمیاد

32:21.840 --> 32:23.839
‫خیلی‌خب، و شماها...
‫شماها یادداشت رو برام فرستادین؟

32:23.840 --> 32:26.439
‫من نفرستادم. اون فرستاد. اون نوشتش
‫نمی‌دونم چرا نوشت

32:26.440 --> 32:28.439
‫- اگر می‌خوای حقیقت رو بدونی بیا
‫- تو یادداشت رو برام فرستادی؟

32:28.440 --> 32:29.879
‫- چون می‌خواستم بیاد
‫- آره

32:29.880 --> 32:31.279
‫باشه، ولی باید می‌نوشتی

32:31.280 --> 32:32.880
‫"چرا داری در مورد بیرون دروغ میگی؟"

32:32.880 --> 32:33.959
‫آره

32:33.960 --> 32:35.799
‫دروغ نمیگم. منظورت چیه؟

32:35.800 --> 32:38.919
‫خودم دیدم ویدئوی
‫جین کارمودی رو دیدی

32:38.920 --> 32:40.999
‫گل‌ها، و درخت‌ها

32:41.000 --> 32:42.680
‫- و پرنده‌ها
‫- آره، و پرنده‌ها

32:43.240 --> 32:46.599
‫و بعدش رفتی بیرون
‫و برگشتی، درسته؟

32:46.600 --> 32:48.479
‫پس چرا میگی امن نیست؟

32:48.480 --> 32:51.639
‫امن نیست چون امن نیست

32:51.640 --> 32:55.279
‫وقتی از تپه رفتی بالا، چی دیدی؟

32:55.280 --> 32:57.199
‫همون چیزی رو دیدم
‫که همه‌مون دیدیم

32:57.200 --> 32:58.239
‫دیدم...

32:58.240 --> 33:01.479
‫از تپه رفتم بالا و رفتم
‫توی یه پناهگاه، خب؟

33:01.480 --> 33:02.879
‫ولی خودت اینو یادت میاد؟

33:02.880 --> 33:04.399
‫واقعاً یادت میاد؟

33:04.400 --> 33:06.880
‫یا فقط چیزی که بهت نشون دادن یادت میاد؟

33:10.920 --> 33:12.520
‫نه، من...

33:14.640 --> 33:16.320
‫من... خیلی‌خب. نمی...

33:17.440 --> 33:19.040
‫نمی... نمی‌دونم. نمی‌دونم

33:19.400 --> 33:21.000
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

33:21.360 --> 33:24.279
‫پس شاید استفاده کردن
‫شاید واقعاً ازش استفاده کردن

33:24.280 --> 33:25.879
‫- از چی؟
‫- یه لحظه وایسا

33:25.880 --> 33:28.559
‫اون داروهایی که سیمز گفت
‫بهم میده رو یادته؟

33:28.560 --> 33:31.119
‫گفت "این قرص‌ها رو بخور تا یادت بره
‫که زنت رو به کام مرگ کشوندیم؟"

33:31.120 --> 33:32.759
‫یادته؟ منم گفتم همه‌ش چرنده

33:32.760 --> 33:33.879
‫- هی
‫- شاید چرند نیست

33:33.880 --> 33:35.800
‫- ببخشید. منظورم اینه که...
‫- بگو...

33:36.800 --> 33:39.800
‫اگه آسیب مغزیت
‫بخاطر آتیش نباشه چی؟

33:40.720 --> 33:41.759
‫بذار یه سوالی ازت بپرسم

33:41.760 --> 33:43.959
‫الان زیاد دوا و درمون میشی؟

33:43.960 --> 33:45.439
‫- آره
‫- آره، مثلاً ازت می‌خوان

33:45.440 --> 33:47.040
‫یه عالمه قرص بخوری؟

33:48.240 --> 33:49.840
‫- آره؟
‫- آره

33:51.480 --> 33:53.519
‫چشم‌هاتونو باز کنین، ملت
‫ببخشیدا

33:53.520 --> 33:58.399
‫ولی تو تنها کسی هستی
‫که تابحال رفته بیرون و زنده مونده

33:58.400 --> 34:01.759
‫و حالا، سورپرایز اونم چه سورپرایزی

34:01.760 --> 34:03.800
‫تنها چیزی که یادش میاد
‫چیزهاییه که اونا بهش گفتن

34:06.560 --> 34:08.160
‫کلاه‌ها رو بیار

34:15.960 --> 34:18.760
‫هی. هی. داشتی چه غلطی می‌کردی؟

34:19.560 --> 34:21.160
‫کاری که اون می‌خواست

34:21.600 --> 34:22.839
‫اون قرار غیرعاشقانه‌مون؟

34:22.840 --> 34:24.719
‫تصادفی نیومده بودم سراغت
‫که ازت اطلاعات بکشم

34:24.720 --> 34:25.399
‫آره می‌دونم

34:25.400 --> 34:27.719
‫رفتی یه مقاله از شارلوت بکشی بیرون
‫ولی وقتی نتونستی

34:27.720 --> 34:30.040
‫- اومدی سراغ من
‫- نه احمق، من نرفتم پیش اون

34:30.960 --> 34:32.560
‫اون اومد سراغ من

34:34.680 --> 34:36.119
‫مقاله‌هام رو خونده بود

34:36.120 --> 34:38.620
‫فکر می‌کرد می‌تونه بهم اعتماد کنه
‫و یواشکی با هم قرار گذاشتیم

34:39.520 --> 34:41.239
‫سوالاتی براش پیش اومده بود

34:41.240 --> 34:42.919
‫سوالاتی که نمی‌تونست بپرسه

34:42.920 --> 34:45.280
‫بهترین کاری که ازش برمیومد
‫این بود که نشونم بده باید کجا رو بگردم

34:51.400 --> 34:53.000
‫کجا رو دنبال چی بگردی؟

34:53.720 --> 34:55.880
‫فکر می‌کرد ماموریت ایران
‫ یه جای کارش می‌لنگه

34:56.840 --> 34:58.239
‫فکر می‌‌کرد شاید حاضر بشی

34:58.240 --> 34:59.799
‫از قدرت نمایندگی محدودت استفاده کنی

34:59.800 --> 35:01.400
‫و دنبال جواب بگردی

35:02.920 --> 35:04.520
‫چه سوالاتی؟

35:05.400 --> 35:08.439
‫از اون سوالاتی که دولتی
‫که تشنه‌ی جنگ با ایرانه

35:08.440 --> 35:09.919
‫دلش نمی‌خواد کسی بپرسه

35:09.920 --> 35:12.440
‫سوالاتی مثل "اصلاً حمله با
‫بمب کثیف به واشینگتن واقعی بوده؟"

35:16.080 --> 35:19.560
‫بهم گفت تمام ماموریت‌هایی که برای
‫جنگ ایران ریختن، مربوط به بمب هسته‌ای نیست

35:20.240 --> 35:23.119
‫اونی که خودش رفته بود؟
‫توی کوه‌های نزدیک ترکمنستان؟

35:23.120 --> 35:25.680
‫قرار بود هواپیماهاشون
‫مسلح به بمب‌های سنگرشکن باشه

35:26.560 --> 35:28.759
‫گفت سیستم ارتباطی رو درآوردن

35:28.760 --> 35:30.839
‫و یه سیستم قدیمی دهه‌ی هشتادی رو نصب کردن

35:30.840 --> 35:32.440
‫چرا باید همچین کاری بکنن؟

35:32.920 --> 35:34.599
‫سیستم‌های قدیمی
‫چه سودی دارن؟

35:34.600 --> 35:37.359
‫نمی‌خوای ایمیلت رو هک کنن؟
‫از ماشین تحریر استفاده کن

35:37.360 --> 35:38.720
‫نمی‌خوای هواپیماهات رو هک کنن؟

35:38.720 --> 35:40.119
‫سیستم دیجیتالی‌شون رو دربیار

35:40.120 --> 35:42.320
‫گفت "اینطوری هواپیماهامون
‫فرقی با تام‌کت (اف14) ندارن"

35:44.560 --> 35:46.279
‫بقیه‌ی افراد گردان شارلوت مُردن

35:46.280 --> 35:48.320
‫و اون به‌صورت جادویی
‫منتقل شد اینجا؟

35:49.080 --> 35:50.680
‫و قراره درمانش چیکار کنه؟

35:51.000 --> 35:52.600
‫کاری کنه یادش نیاد چی شده؟

35:55.520 --> 35:58.120
‫یواشکی نیومدم اینجا
‫که یه داستان گیر بیارم

35:59.440 --> 36:01.040
‫خواهرت دنبال حقیقت بود

36:02.160 --> 36:05.080
‫اونقدر که حاضر بود بخاطرش خطر از دست
‫دادن حرفه‌ش و زندان رفتن رو به جون بخره

36:06.360 --> 36:07.960
‫به‌نظرم هنوزم می‌خواد

36:08.440 --> 36:12.840
‫پس فقط این سوال باقی می‌مونه
‫که حق داشت منو بفرسته از تو کمک بگیرم؟

36:16.120 --> 36:18.440
‫و یهویی یه مامور اومد سراغش

36:19.840 --> 36:24.480
‫چند ثانیه‌ای حرف زدن
‫و جولیت دنبال ماموره رفت

36:26.040 --> 36:28.160
‫رفتن توی یه کوچه
‫و وارد یکی از انبارها شدن

36:31.240 --> 36:32.840
‫کدوم انبار؟

36:37.280 --> 36:38.880
‫می‌تونم نشون‌تون بدم...

36:40.480 --> 36:42.080
‫ولی در ازاش یه چیزی می‌خوام

36:42.600 --> 36:44.200
‫چی می‌خوای؟

36:49.920 --> 36:52.880
‫اینو چند روز پیش
‫از بخش فناوری اطلاعات دزدیدیم

36:53.360 --> 36:54.960
‫داخلش عدد 18 چاپ شده

36:55.920 --> 36:57.520
‫همون عددی که روی هارده

36:58.560 --> 37:01.160
‫ولی این یکی؟
‫اینی که وقتی برگشتی سرت بود؟

37:02.680 --> 37:04.280
‫روش نوشته 17

37:20.240 --> 37:21.840
‫جولیت

37:22.480 --> 37:24.239
‫یه نوشته دستت بود

37:24.240 --> 37:29.320
‫گرفتیش جلوی دوربین و روش نوشته بود
‫"امن نیست. نیاین بیرون"

37:33.080 --> 37:34.680
‫من زیردستت کار کردم

37:35.360 --> 37:37.280
‫دست‌خطت رو خوب می‌شناسم
‫اون دست‌خط تو نبود

37:38.680 --> 37:39.959
‫کی اونو نوشته بود؟

37:39.960 --> 37:42.640
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. نمی‌دونم
‫لامصب هیچیش یادم نمیاد

38:01.320 --> 38:02.920
‫خیلیم عالی. حالا چیکار کنیم؟

38:03.240 --> 38:05.119
‫بازم دنبال لوکاس کایل می‌گردیم

38:05.120 --> 38:06.559
‫نود و دو روزه دیده نشده

38:06.560 --> 38:08.359
‫ولی به قول معروف
‫تا 93 نشه بازی نشه

38:08.360 --> 38:09.959
‫هی، وایسا ببینم، لوکاس کایل؟

38:09.960 --> 38:12.119
‫- آره، دست راست برنارد بود
‫- نه، می‌دونم، می‌دونم

38:12.120 --> 38:13.239
‫چرا دارین دنبال اون می‌گردین؟

38:13.240 --> 38:15.959
‫چون قبل از اینکه دست راست برنارد بشه
‫توی معادن کار می‌کرد

38:15.960 --> 38:16.999
‫چرا؟

38:17.000 --> 38:20.160
‫چون یه عتیقه‌ی سطح قرمز بهش نشون دادی
‫و گزارشش نکرد

38:20.640 --> 38:22.359
‫گفتم احتمالاً هارده رو نشونش دادی

38:22.360 --> 38:23.960
‫یادم...

38:24.960 --> 38:26.439
‫یادم نمیاد چیزی بهش داده باشم...

38:26.440 --> 38:28.679
‫آره می‌دونم. هیچی یادت نمیاد

38:28.680 --> 38:29.719
‫وایسا، وایسا، صبر کن

38:29.720 --> 38:33.239
‫پس لوکاس رو فرستادن معادن
‫ولی چرا برنارد برش گردوند؟

38:33.240 --> 38:34.479
‫چرا؟ متوجه نمیشم

38:34.480 --> 38:36.239
‫ما هم می‌خوایم همینو بفهمیم

38:36.240 --> 38:38.120
‫ولی از زمان شورش کسی ندیدتش

38:39.600 --> 38:41.719
‫تف توش. ببرش بیرون
‫برو، برو، برو، برو

38:41.720 --> 38:42.959
‫- باید بری. یالا
‫- باید بریم

38:42.960 --> 38:44.560
‫- بجنب
‫- هی، باشه

38:49.320 --> 38:51.440
‫خانم شهردار، لطفاً برین کنار

38:53.520 --> 38:54.999
‫- دژکوب رو بیارین
‫- حالت خوبه؟

38:55.000 --> 38:56.719
‫- آره
‫- وایسین

38:56.720 --> 38:58.320
‫شهردار رو ببرین! از اینجا ببرینش

39:00.280 --> 39:01.880
‫بزن!

39:44.640 --> 39:46.240
‫کندی چیکارت داشت؟

39:47.000 --> 39:49.399
‫همه‌‌ش می‌گفت بیرون امنه

39:49.400 --> 39:51.919
‫و دارم دروغ میگم
‫و باید حقیقت رو بگم

39:51.920 --> 39:54.680
‫- ولی تو که حقیقت رو می‌دونی
‫- آره، می‌دونم

39:58.640 --> 40:01.319
‫وقتی خواب برنارد رو دیدی

40:01.320 --> 40:05.399
‫گفتی باید یه کاری انجام بدی
‫ولی یادت نمیاد چیه

40:05.400 --> 40:06.879
‫خب؟

40:06.880 --> 40:08.799
‫کندی چیزی در موردش نگفت؟

40:08.800 --> 40:10.559
‫چی؟ نه

40:10.560 --> 40:12.680
‫نه، همه‌ش سرم داد می‌زد

40:12.680 --> 40:14.720
‫که باید به همه بگم بیرون امنه

40:15.640 --> 40:17.439
‫- فقط همینو گفت؟
‫- آره

40:17.440 --> 40:19.040
‫خیلی‌خب

40:20.600 --> 40:23.679
‫ببین، می‌دونی که بخاطر اون یادداشت

40:23.680 --> 40:26.479
‫کورکورانه خودتو انداختی وسط جریانی
‫که می‌تونست عاقبت بدی داشته باشه؟

40:26.480 --> 40:27.320
‫آره

40:27.320 --> 40:29.999
‫برای همین به جری گفتم
‫مراقبت باشه، خب؟

40:30.000 --> 40:31.519
‫چون فقط اگر با هم همکاری کنیم

40:31.520 --> 40:33.120
‫- می‌تونم مراقبت باشم
‫- باشه

40:33.720 --> 40:35.320
‫نباید رازی بین‌مون باشه

40:36.600 --> 40:40.159
‫می‌دونم. و به همه‌ی جوانبش
‫فکر نکرده بودم و معذرت می‌خوام

40:40.160 --> 40:41.760
‫نباید... نباید میومدم. می‌دونم

40:42.560 --> 40:44.319
‫- می‌دونم
‫- خیلی‌خب

40:44.320 --> 40:45.679
‫- باشه؟
‫- باشه

40:45.680 --> 40:48.919
‫- خیلی‌خب. می‌تونم برم؟
‫- هنوز نه...

40:48.920 --> 40:50.520
‫ازت می‌خوام یکی رو ببینی

40:52.600 --> 40:53.919
‫چرا؟

40:53.920 --> 40:56.559
‫اون تعقیبت کرد...

40:56.560 --> 40:59.039
‫فقط به‌شرطی بهمون می‌گفت کجایی
‫که بتونه باهات صحبت کنه

40:59.040 --> 41:01.519
‫- بهش گفتم یک دقیقه می‌تونه صحبت کنه
‫- شوخیت گرفته؟ خیلی خسته‌م، نمی‌خوام...

41:01.520 --> 41:03.120
‫یک دقیقه بیشتر نیست

41:03.360 --> 41:05.200
‫- خیلی‌خب. باشه
‫- باشه؟

41:10.640 --> 41:12.479
‫این...

41:12.480 --> 41:14.080
‫"جولیت"ـه

41:14.720 --> 41:15.498
‫آره

41:15.522 --> 41:17.880
‫ما هم به خودمون میگیم جولیت
‫به احترام شما

41:23.680 --> 41:25.280
‫زدن این خالکوبیه درد داشت؟

41:26.280 --> 41:27.880
‫یه‌خرده

41:28.680 --> 41:29.719
‫راستش، خیلی درد داشت

41:29.720 --> 41:31.320
‫می‌دونی معنیش چیه؟

41:33.080 --> 41:34.679
‫- نه
‫- نه؟

41:34.680 --> 41:38.640
‫با خودمون گفتیم اگر شما زدین
‫حتماً معنی خوبی داره

41:39.120 --> 41:40.559
‫صحیح

41:40.560 --> 41:42.400
‫بهم میگین معنیش چیه؟

41:43.640 --> 41:46.920
‫ببخشید، اسمت چی بود؟
‫مامان بابات چی صدات می‌کنن؟

41:48.360 --> 41:49.879
‫- اولین
‫- اولین

41:49.880 --> 41:51.480
‫خب، اسم قشنگیه

41:58.400 --> 42:00.119
‫نمی‌دونم معنیش چیه

42:00.120 --> 42:01.519
‫حتی زدنش هم یادم نمیاد

42:01.520 --> 42:05.720
‫پس گمونم یه خط خطی بی‌معنا
‫روی بدنت زدی

42:08.120 --> 42:09.720
‫ولی... آره دیگه

42:10.280 --> 42:11.880
‫متاسفم

42:12.520 --> 42:14.120
‫شاید

42:15.000 --> 42:16.439
‫شایدم نه

42:16.440 --> 42:18.119
‫شما رفتین بیرون

42:18.120 --> 42:23.360
‫و برگشتین که اجازه ندین
‫خودمون رو به کشتن بدیم

42:26.440 --> 42:28.960
‫پس اگر این خط خطی‌ها
‫هیچ معنایی برای شما نداره

42:30.560 --> 42:32.160
‫برای ما همچین معنایی داره

42:44.320 --> 42:47.800
‫- دیگه این اتفاقات تکرار نشه، باشه؟
‫- باشه

42:52.920 --> 42:54.920
‫دو تا حرف باهات دارم. هی!

42:57.120 --> 43:00.160
‫اولاً، اون کاری که توی بازار کردی؟

43:01.040 --> 43:02.839
‫اصلاً کار جالبی نبود

43:02.840 --> 43:05.640
‫من از اون مردهایی نیستم
‫که دستمم به زن‌ها بخوره

43:06.360 --> 43:09.720
‫برای این نشانم احترام قائلم... و برای زنم

43:10.400 --> 43:14.840
‫آره. کارم خیلی زشت بود
‫و الان توی حال خودم نیستم

43:15.440 --> 43:17.159
‫- باشه؟
‫- باشه

43:17.160 --> 43:23.040
‫دوماً، داشتم به این قضیه‌ی
‫محفاظت از شهردار و اینا فکر می‌کردم

43:24.680 --> 43:26.920
‫عملاً داریم مثل زندانی‌ها باهات رفتار می‌کنیم

43:28.920 --> 43:30.520
‫و اصلاً نمی‌تونم باهاش کنار بیام

43:32.720 --> 43:35.000
‫خیلی‌خب، اگر می‌خوای
‫از این وضع خلاص بشی...

43:37.480 --> 43:40.320
‫یکم تنها باشی، فقط کافیه بهم بگی

43:42.240 --> 43:45.040
‫- یه راهی براش پیدا می‌کنم
‫- پس کامیل چی؟

43:49.440 --> 43:51.040
‫شهردار من تویی

43:52.120 --> 43:53.920
‫خودم یه فکری به حال
‫خانم سیمز می‌کنم

43:56.920 --> 43:58.520
‫بیا بریم

44:23.120 --> 44:25.719
‫بهتره تا دستت خوب نشده
‫آستین‌بلند بپوشی

44:25.720 --> 44:28.120
‫دارن دنبال زنی می‌گردن
‫که مچ دست راستش آسیب دیده

44:30.720 --> 44:33.120
‫چندین هفته خودمو زدم به ندیدن، کت

44:34.040 --> 44:35.199
‫با کارهات مخالفت نکردم

44:35.200 --> 44:36.799
‫- همدستیت با کندی...
‫- مخالفت کنی؟

44:36.800 --> 44:37.999
‫واقعاً می‌خوای همچین کاری کنی؟

44:38.000 --> 44:39.600
‫نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم!

44:40.560 --> 44:41.759
‫خودت اون صفحه رو دیدی

44:41.760 --> 44:43.519
‫دنیا قشنگ بود

44:43.520 --> 44:45.120
‫فکر می‌کنی لازمه بهم یادآوری کنی؟

44:46.640 --> 44:50.519
‫تمام عمرم رو با چیزی گذروندم

44:50.520 --> 44:52.519
‫و چیزی رو اجرا کردم که...

44:52.520 --> 44:54.120
‫- دروغه
‫- نه

44:55.280 --> 44:56.880
‫همه‌ش دروغ نیست

44:58.240 --> 44:59.839
‫ولی خیال می‌کنی

44:59.840 --> 45:03.320
‫زیر بار تضاد این کمر خم نکردم
‫که ازم خواستن پیمان رو بازنویسی کنم...؟

45:05.080 --> 45:08.760
‫اینکه چند بار می‌بینم چیزهایی که
‫بهشون باور داشتم اشتباه بودن؟

45:09.320 --> 45:10.920
‫ولی کاری که تو داری می‌کنی...

45:12.720 --> 45:16.840
‫نمی‌تونم به تو یا کندی یا هیچ‌کس دیگه‌ای
‫بگم باید چه تفکری داشته باشین

45:17.480 --> 45:20.399
‫ولی امروز زیاده‌روی کردین

45:20.400 --> 45:24.999
‫هر فکری می‌خواین بکنین! ولی بی‌اجازه
‫وارد بخش فناوری نشین! شهردار رو ندزدیدن!

45:25.000 --> 45:26.600
‫دخترت خوابه

45:33.600 --> 45:36.160
‫معجزه‌ست که کس دیگه‌ای تو رو ندیده

45:37.720 --> 45:41.239
‫اگر دیده بودن چی؟ اون‌موقع چی؟

45:41.240 --> 45:44.720
‫وقتی بهم بگن
‫زنم توی این قضایا دست داره چی؟

45:45.520 --> 45:47.120
‫نمی‌دونم، پاول

45:47.480 --> 45:49.760
‫خودمم نمی‌دونم آخر عاقبت
‫این قضایا چی میشه

46:12.720 --> 46:14.320
‫باید برم

46:15.280 --> 46:16.880
‫کجا؟

46:17.720 --> 46:19.320
‫طبقات میانی

46:19.840 --> 46:21.440
‫یه نفر گم شده

46:31.000 --> 46:32.600
‫فشار خونتون بالاست

46:35.360 --> 46:38.080
‫بعد از همچین روز ترسناکی
‫تعجبی نداره، مگه نه؟

46:38.800 --> 46:40.400
‫آره

46:40.640 --> 46:42.840
‫- وقت خوردن ویتامین‌هاتونه
‫- ممنون

46:54.880 --> 46:56.800
‫- خیلی‌خب. خداحافظ
‫- خداحافظ

47:16.680 --> 47:20.360
‫سلام. می‌خوام برم غذاخوری
‫گشنمه

47:53.255 --> 47:55.255
‫تابحال متوجه این نشده بودم

47:55.280 --> 47:56.880
‫خب، حالا دیگه متوجهش شدی

48:00.760 --> 48:02.560
‫خانم، می‌خواین چیزی سفارش بدین؟

48:03.600 --> 48:05.720
‫نه. نمی‌خوام

49:21.040 --> 49:23.480
‫نکته‌ی مثبتش اینه که
‫فکر کنم بابتش ترسید

49:24.160 --> 49:27.160
‫معذرت‌خواهی کرد که چرا
‫قضیه‌ی یادداشت رو فوراً بهم نگفته بود

49:27.184 --> 49:29.484
‫پس فکر می‌کنی
‫اوضاع برگشته به روال عادی؟

49:30.320 --> 49:33.359
‫نمی‌تونم اوضاع فردا رو تضمین کنم
‫ولی امروز، آره

49:33.360 --> 49:34.960
‫فکر کنم برگشته به روال عادی

49:37.284 --> 49:39.082
‫بعد از برگشتن جولیت

49:39.106 --> 49:41.284
‫زنده موندنش نامطلوب بود

49:41.708 --> 49:44.008
‫ولی بر اساس اعداد و ارقام، قابل تحمل بود

49:44.332 --> 49:46.332
‫و حتی شاید مفید بود

49:47.356 --> 49:48.744
‫خط آبی بیانگر آرامشیه

49:48.768 --> 49:50.550
‫که شهردار بودن جولیت نیکولز

49:50.574 --> 49:52.356
‫برای سیلو به ارمغان میاره

49:53.380 --> 49:55.880
‫خط قرمز بیانگر میزان خطرناک بودنشه

49:55.904 --> 49:57.904
‫اگر دستورالعمل حافظه موفقیت‌آمیز نباشه

49:58.928 --> 50:00.928
‫اگر این دو خط با هم تلاقی پیدا کنن

50:00.952 --> 50:03.952
‫وجود جولیت نیکولز
‫ دیگه فایده‌ای برامون نداره

50:04.976 --> 50:06.976
‫البته مشکل اینه که...

50:07.000 --> 50:09.000
‫حذف ناگهانی جولیت می‌تونه...

50:09.424 --> 50:12.424
‫باعث بی‌ثباتی فاجعه‌باری بشه

50:13.448 --> 50:15.117
‫فقط می‌تونیم امیدوار باشیم

50:15.141 --> 50:17.118
‫قبل از اینکه این‌کار ضروری بشه

50:17.142 --> 50:19.848
‫ترکیب ویتامین به منبع آب سیلو اضافه بشه

50:38.920 --> 50:40.360
‫« ویتامین دی‌پلاس »

50:42.000 --> 51:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
