WEBVTT

00:01.000 --> 00:12.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.804 --> 00:14.404
‫اینم ویتامین‌هاتون

00:19.311 --> 00:23.272
‫- قراره شام چی بخورین؟
‫- سوپ

00:23.273 --> 00:24.873
‫همیشه سوپ می‌خورین

00:30.113 --> 00:32.114
‫- خانم شهردار. سلام
‫- سلام تونی

00:32.115 --> 00:33.866
‫- امشب چی داریم؟
‫- قارچ

00:33.867 --> 00:36.369
‫- قارچ؟ قارچ دوست دارم؟
‫- کیه که قارچ دوست نداشته باشه؟

00:36.370 --> 00:38.079
‫بعداً برمی‌گردم سینی رو می‌برم، خانم

00:38.080 --> 00:39.680
‫باشه. ممنون تونی

00:42.793 --> 00:44.293
‫می‌دونم از شنیدن این حرفم خسته شدین

00:44.294 --> 00:46.671
‫- ولی می‌دونین که درهرحال میگم
‫- نه. می‌دونم. بگو

00:46.672 --> 00:48.422
‫یادتون باشه، دلیل آرامش سیلو

00:48.423 --> 00:49.924
‫- شمایی
‫- منم

00:49.925 --> 00:51.525
‫چون برگشتین

00:52.094 --> 00:54.262
‫- باشه
‫- فردا صبح می‌بینمتون

00:54.263 --> 00:55.863
‫خداحافظ

01:00.853 --> 01:02.453
‫شب بخیر

02:32.611 --> 02:34.211
‫اومدی

02:34.696 --> 02:36.296
‫خوب خوابیدی؟

02:37.199 --> 02:38.282
‫- آره
‫- آره؟

02:38.283 --> 02:39.883
‫- آره
‫- خوبه

02:40.536 --> 02:44.372
‫باید یه سری از جزئیات
‫جلسه‌ی فردای شورا رو مرور کنیم

02:44.373 --> 02:45.973
‫- باشه
‫- خیلی هیجان‌انگیزه

02:46.583 --> 02:49.378
‫ولی می‌تونیم بعد از جلسه‌ی
‫هفتگیت توی غذاخوری انجامش بدیم

02:51.588 --> 02:54.006
‫می‌دونم از این دورهمی‌ها خوشت نمیاد

02:54.007 --> 02:55.926
‫ولی مردم باید ببیننت

02:56.635 --> 02:59.137
‫آره. مردم باید منو ببینن

03:00.055 --> 03:04.268
‫خانم شهردار! شهردار نیکولز!

03:30.002 --> 03:31.795
‫ایناهاش! جولیت!

03:38.802 --> 03:40.762
‫نگران اونا نباش. چیزی نیست

03:51.315 --> 03:54.359
‫خانم‌ها، یه چیزی دارم
‫که گفتم شاید بخواین

03:55.110 --> 03:56.710
‫میشه ببینمش؟

03:56.945 --> 03:58.779
‫یعنی می‌تونی بهش دست بزنی؟

03:58.780 --> 04:00.114
‫نه

04:00.115 --> 04:01.240
‫چقدر بابتش می‌خوای؟

04:01.241 --> 04:04.077
‫تو فکر بودم به‌جاش مبادله کنیم

04:09.166 --> 04:10.766
‫- این چیه؟
‫- اسباب‌بازیه

04:11.168 --> 04:13.628
‫فکر می‌کنیم یا مال خودش بوده یا برادرش

04:13.629 --> 04:16.298
‫یکی رو می‌شناسم
‫که اینو از خونه‌ی باباش برداشته

04:37.402 --> 04:39.002
‫خیلی‌خب. می‌خوام برم

04:40.155 --> 04:42.241
‫- می‌خوام برم
‫- باشه. باشه

06:34.853 --> 06:36.313
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

06:37.814 --> 06:40.234
‫« ســیــلــو »

06:50.058 --> 06:57.058
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

08:34.347 --> 08:35.848
‫الو؟

08:35.849 --> 08:37.141
‫آقای جونز؟

08:37.142 --> 08:39.851
‫- بله؟
‫- نماینده‌ی مجلس دنیل کین هستم

08:39.852 --> 08:41.144
‫حالتون چطوره؟

08:41.145 --> 08:42.772
‫می‌دونی چیه، جناب نماینده؟

08:42.773 --> 08:46.776
‫اگر اسممو بذاری توی لیست تماس ممنوعت
‫دفعه‌ی بعد بهت رای میدم

08:46.777 --> 08:48.361
‫اگر یه بار دیگه زنگ بزنی

08:48.362 --> 08:50.822
‫به هر خری که رقیبته رای میدم

08:51.573 --> 08:53.173
‫باشه چشم

09:09.299 --> 09:10.899
‫سلام

09:11.510 --> 09:13.110
‫کاری که گفتم انجام دادی؟

09:13.554 --> 09:14.637
‫مگه چی گفتی؟

09:14.638 --> 09:17.723
‫گفتم اگر کاری که میگم انجام ندی
‫یه مشت می‌کوبم تو گلوت

09:17.724 --> 09:19.977
‫خب، قطعاً نمی‌خوایم
‫همچین کاری بکنی

09:20.561 --> 09:23.730
‫آره، سوار دو تا قطار
‫و دو تا تاکسی شدم و یه دور زدم...

09:25.107 --> 09:26.707
‫برات چای‌شیرین گرفتم

09:27.234 --> 09:29.862
‫- با یه عالمه یخ
‫- اینجا بهش میگن یخ‌چای

09:30.696 --> 09:33.240
‫خب، من اهل اینجا نیستم
‫توام نیستی

09:38.579 --> 09:40.179
‫چی شده، چارلز؟

09:41.248 --> 09:43.416
‫سر پستت نیستی
‫ولی مرخصی هم نداری

09:43.417 --> 09:45.042
‫نباید الان لباس فرم تنت باشه؟

09:45.043 --> 09:47.171
‫تو نباید الان پای تلفن
‫در ازای پول کیرخوری کنی؟

09:48.922 --> 09:50.522
‫عجب

09:51.300 --> 09:54.260
‫زیادی توی نیروی دریایی بودی
‫اگر مامان و بابا الان زنده بودن...

09:54.261 --> 09:56.012
‫با چنگ و دندون سعی می‌کردن...

09:56.013 --> 09:57.613
‫- از تابوت‌هاشون دربیان
‫- از تابوت‌هاشون دربیان

10:02.728 --> 10:04.328
‫چرا فکر می‌کردی قرار عاشقانه‌ست؟

10:05.814 --> 10:08.525
‫- چی؟ ها؟
‫- اون خبرنگاره

10:09.401 --> 10:11.001
‫هلن درو

10:11.278 --> 10:13.280
‫- تو از کجا...؟
‫- گفت یه "پز" بهش دادی

10:14.865 --> 10:16.742
‫- به‌نظرم بامزه بود
‫- اوهوم، واقعاً بود؟

10:18.702 --> 10:22.456
‫اینم گفت که بحث
‫نیواورلینز رو پیش کشیدی

10:23.123 --> 10:24.723
‫خیلی زرنگیا

10:25.626 --> 10:28.544
‫داشت سپاه مهندسی رو تحقیر می‌کرد
‫می‌خواستم حساب کار دستش بیاد

10:28.545 --> 10:31.047
‫قضیه‌ی نیواورلینز خیلی مهم بود
‫منم نقش مهمی توش داشتم

10:31.048 --> 10:32.590
‫کارهایی کردیم که تابحال
‫کسی به فکرش نرسیده بود...

10:32.591 --> 10:34.759
‫آها آره، یادم رفته بود
‫تو دریل حفاری رو اختراع کردی

10:34.760 --> 10:36.360
‫از کجا می‌دونی چی گفتیم؟

10:38.263 --> 10:39.805
‫داره روی یه مقاله کار می‌کنه

10:39.806 --> 10:43.267
‫من چیزی نداشتم بهش بگم
‫بهش گفتم بیاد با تو صحبت کنه

10:43.268 --> 10:45.521
‫گفتم شاید کاملاً بی‌مصرف نباشی

10:46.563 --> 10:48.941
‫اگر بتونی عضو
‫کمیته‌ی ایران "ثورمن" بشی

10:52.069 --> 10:53.319
‫همه می‌خوان عضو اون کمیته بشن

10:53.320 --> 10:55.154
‫- مگه بهت مدیون نیست؟
‫- بابت چی؟

10:55.155 --> 10:56.822
‫چون ازش تعریف کردی

10:56.823 --> 10:58.574
‫خب می‌خواستم برای مجلس رای بیارم
‫اون عضو سناست

10:58.575 --> 11:00.660
‫جفتمون نماینده‌ی مردم خوب ایالت هلوییم
‫(جورجیا)

11:00.661 --> 11:02.203
‫معلومه که ازش تعریف کردم

11:02.204 --> 11:04.163
‫ولی بعید می‌دونم
‫حتی اسمم رو هم بدونه

11:04.164 --> 11:05.764
‫چرا نباید بدونه؟

11:06.708 --> 11:09.502
‫خب، یه چیزی توی آمریکا داریم
‫به اسم نظام حزبی

11:09.503 --> 11:10.711
‫حزب‌هامون با هم فرق می‌کنه

11:10.712 --> 11:12.923
‫ببین، باید سعی کنی
‫عضو اون کمیته بشی

11:14.508 --> 11:16.108
‫قضیه چیه؟

11:16.468 --> 11:19.303
‫قراره عضو عملیاتی باشی
‫که برنامه‌شو ریختیم؟

11:19.304 --> 11:22.515
‫حتی اگرم باشم
‫نمی‌تونم به تو بگم، شهروند حقیر

11:22.516 --> 11:24.225
‫منم عضو ارتش بودم

11:24.226 --> 11:25.351
‫مهندس بودی

11:25.352 --> 11:26.727
‫و حالا نماینده‌ی مجلسم

11:26.728 --> 11:30.023
‫فکر کنم اجازه دارم بدونم خواهرکوچولوم
‫می‌خواد ایران رو بمبارون کنه یا نه

11:32.359 --> 11:33.959
‫دیگه باید برم

11:36.154 --> 11:39.824
‫این همه تاکسی و قطار عوض کردم
‫که فقط دو دقیقه باهات حرف بزنم؟

11:39.825 --> 11:41.576
‫خب، ببخشید. نمی‌تونستم خطر کنم

11:41.577 --> 11:43.661
‫- و پشت تلفن باهات حرف بزنم
‫- بهم بگو قضیه چیه

11:43.662 --> 11:45.496
‫دارم بهت میگم

11:45.497 --> 11:48.876
‫عضو اون کمیته شو
‫و هرچی فهمیدی به اون خبرنگاره بگو

11:55.174 --> 11:56.774
‫یه چیزی یادت رفت

12:15.360 --> 12:18.029
‫بعد از تمام کارهام و فداکاری‌هام

12:18.030 --> 12:20.448
‫حالا فهمیدم هیچ اهمیتی نداشته

12:20.449 --> 12:21.657
‫شایدم اینطور نباشه

12:21.658 --> 12:23.258
‫منظورت چیه؟

12:36.673 --> 12:38.257
‫- سلام
‫- سلام

12:38.258 --> 12:39.858
‫- چی شده؟
‫- یه...

12:40.969 --> 12:43.304
‫یه خواب... دیدم

12:43.305 --> 12:45.516
‫- نمی‌دونم. آره...
‫- خواب؟

12:46.391 --> 12:48.018
‫بیرون هوابند بودم و...

12:49.353 --> 12:50.953
‫برنارد کنارم بود و...

12:52.356 --> 12:54.106
‫بیرون هوابند بودیم و...

12:54.107 --> 12:55.900
‫- جولیت
‫- نمی‌دونم...

12:55.901 --> 12:58.237
‫- هی
‫- نه، یه کاری...

13:00.656 --> 13:02.156
‫یه کاری هست که باید انجام بدم

13:02.157 --> 13:03.574
‫- باید یه کاری بکنم
‫- خیلی‌خب، باید چیکار کنی؟

13:03.575 --> 13:05.827
‫نمی‌دونم. باید... نمی‌تونم...

13:06.703 --> 13:08.789
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم
‫ولی داشت یادم میومد

13:10.749 --> 13:12.349
‫خیلی‌خب، بس کن. بس کن

13:13.168 --> 13:14.919
‫بیا تمرین رو انجام بدیم

13:14.920 --> 13:16.420
‫ای‌کاش می‌تونستم
‫با برنارد صحبت کنم

13:16.421 --> 13:18.756
‫- امکان نداره
‫- می‌دونم. می‌دونم

13:18.757 --> 13:20.216
‫- منو نگاه کن
‫- باشه

13:20.217 --> 13:22.094
‫همراه من نفس بکش. آروم

13:22.719 --> 13:24.554
‫سه ثانیه نفست رو بده داخل. نگه دار

13:24.555 --> 13:26.347
‫و بده بیرون

13:26.348 --> 13:28.225
‫خوبه. خوبه. یه بار دیگه

13:29.059 --> 13:30.659
‫سه ثانیه نفست رو بده داخل

13:32.521 --> 13:34.523
‫همینطور نفس بکش. خوبه

13:35.065 --> 13:36.665
‫خوبه. یه بار دیگه

13:37.860 --> 13:41.697
‫خوبه. حالت خوبه
‫همینطور نفس بکش، نفس بکش

13:58.797 --> 14:00.632
‫سه دقیقه اونجا بودی

14:02.634 --> 14:05.888
‫سه دقیقه توی یه اتاقک
‫پر از آتیش بودی تا اینکه در باز شد

14:06.471 --> 14:08.348
‫و دوست‌هات تونستن بیارنت بیرون

14:10.309 --> 14:13.395
‫تمام اکسیژن در عرض 30 ثانیه سوخت

14:15.439 --> 14:18.442
‫لباست لباس پاکسازی معمولی نبود

14:19.151 --> 14:20.751
‫عایق حرارتی بود

14:21.361 --> 14:22.961
‫ازت محافظت کرد

14:25.824 --> 14:27.743
‫برنارد اینقدر خوش‌شانس نبود

14:28.619 --> 14:32.748
‫آتش لباسش رو سوراخ کرد
‫و سم واردش شد

14:34.291 --> 14:36.751
‫نمی‌تونستیم خطر کنیم
‫و توی مزرعه دفنش کنیم

14:36.752 --> 14:38.753
‫پله‌ها رو تخلیه کردیم

14:38.754 --> 14:41.507
‫هیچکس اجازه نداشت
‫وارد پلکان مرکزی بشه

14:42.966 --> 14:48.138
‫شش ساعت طول کشید
‫تا شش تا باربر تونستن ببرنش کوره

15:03.362 --> 15:04.962
‫برنارد نمی‌تونه کمکت کنه

15:08.450 --> 15:10.327
‫چون جلوی چشم‌های خودم سوخت

15:17.084 --> 15:19.920
‫زنم گفت یه چیزی در موردش یادت اومده

15:21.129 --> 15:24.174
‫که باید یه کاری انجام بدی

15:26.009 --> 15:27.970
‫نه، یادم... یادم نمیاد

15:28.720 --> 15:31.682
‫امیدوارم خاطراتت بیشتر از این برگرده

15:33.016 --> 15:34.616
‫واقعاً امیدوارم

15:39.064 --> 15:44.652
‫بخصوص امیدوارم یادت بیاد
‫چرا زن و پسرم رو به‌زور اسلحه

15:44.653 --> 15:46.253
‫گروگان گرفتی

15:53.412 --> 15:55.012
‫تو کی هستی؟

15:57.833 --> 16:00.836
‫تو کی هستی؟

16:03.922 --> 16:05.522
‫من رابرت سیمزم

16:07.217 --> 16:10.428
‫- قاضی سیلو هستم...
‫- نه، نه، نه، نه، می‌دونم. می‌دونم

16:10.429 --> 16:12.029
‫اینو بارها بهم گفتی

16:12.264 --> 16:13.864
‫ولی نمی‌شناسمت

16:14.433 --> 16:17.936
‫تو رو نمی‌شناسم
‫هیچکس رو نمی‌شناسم، خب؟

16:18.979 --> 16:22.482
‫وقتی توی آینه خودمو نگاه می‌کنم
‫حتی خودمم نمی‌شناسم

16:22.983 --> 16:24.583
‫و...

16:25.485 --> 16:29.323
‫فکر کردم شاید...
‫شاید یه چیزی یادم اومده

16:30.282 --> 16:31.882
‫ولی از یادم رفت

16:32.951 --> 16:35.704
‫و چی؟ می‌خوای بگی رویا بوده؟
‫رویا بوده؟

16:37.456 --> 16:39.056
‫نمی‌دونم

16:51.845 --> 16:53.764
‫خیلی‌خب، فایل قبلی رو باز کن

16:55.265 --> 16:57.016
‫آره، همین

16:57.017 --> 16:58.726
‫تمام این‌ها رو حذف کن

16:58.727 --> 17:00.327
‫باشه

17:04.983 --> 17:06.583
‫چی بهش گفتی؟

17:07.444 --> 17:09.363
‫گفتم برنارد بخاطر سم مرد

17:43.772 --> 17:44.856
‫ممنون

17:44.857 --> 17:48.192
‫ببین کی اینجاست، قهرمان نیواورلینز

17:48.193 --> 17:50.152
‫یکی از قهرمانان نیواورلینز

17:50.153 --> 17:52.572
‫پونصد تا مهندس ارتش
‫روی اون پروژه کار می‌کردن

17:52.573 --> 17:54.657
‫ولی جناب نماینده کین
‫نقش کلیدی داشت، درسته؟

17:54.658 --> 17:58.369
‫ایده‌ی جایگزین کردن خاکریزها
‫با تونل فکر تو بود

17:58.370 --> 18:03.876
‫و یجور دریل حفاری اختراع کردی که خاک
‫بالای سرش رو جابه‌جا نمی‌کنه، درسته؟

18:04.543 --> 18:06.752
‫ظاهراً متون تبلیغاتی کارزارم رو خوندین

18:06.753 --> 18:08.087
‫متون تبلیغاتی کارزارتون خیلی خوب بود

18:08.088 --> 18:10.506
‫آنا نویسنده‌ی خانواده‌ی ماست

18:10.507 --> 18:13.384
‫بیانیه‌های خبری نه، قوانین
‫لایحه می‌نویسم

18:13.385 --> 18:15.178
‫کار اصلاح و ویرایششون رو انجام میده

18:15.179 --> 18:17.972
‫اگر لوایحی که با مداد شمعی نوشته شدن رو
‫قبول کنن، دیگه نیازی به من نداره

18:17.973 --> 18:19.808
‫چه کمکی از دستم برمیاد، جناب نماینده؟

18:21.018 --> 18:24.604
‫خب، قراره به ایران
‫حمله‌ی متقابل بکنیم؟

18:24.605 --> 18:27.815
‫اونا یه بمب کثیف توی پایتختمون منفجر کردن

18:27.816 --> 18:29.568
‫معلومه که قراره تلافی کنیم

18:30.319 --> 18:32.279
‫می‌خوام عضو کمیته‌ی ایران بشم

18:33.155 --> 18:35.406
‫پسرجون، لیست انتظار کمیته هم
‫لیست انتظار داره

18:35.407 --> 18:37.074
‫می‌خوام در اولویت باشم

18:37.075 --> 18:39.119
‫خیلی‌خب، خلاصه برام توضیح بده چرا

18:45.250 --> 18:49.587
‫خواهرم شارلوت کین افسر خلبان
‫نیروی دریایی ناو نیمیتزه

18:49.588 --> 18:52.340
‫هرگونه عملیات تلافی‌جویانه
‫با ناوهای هواپیمابر انجام میشه

18:52.341 --> 18:54.050
‫نوسازی نیمیتز تازه تموم شده

18:54.051 --> 18:55.801
‫شارلوت خلبان اف-35ـه

18:55.802 --> 18:57.721
‫گردان هواییش تابحال
‫چندین عملیات انجام دادن

18:58.889 --> 19:00.489
‫دلیل خوبی بود

19:00.807 --> 19:02.407
‫سعی می‌کنم بیارمت توی کمیته

19:03.435 --> 19:06.812
‫آخرین شعار انتخاباتیتون
‫یکی از جملات یودا بود

19:06.813 --> 19:08.731
‫"سعی نکن، انجام بده"

19:08.732 --> 19:11.317
‫بهتره اینقدر گیر ندین، جناب نماینده

19:11.318 --> 19:13.945
‫دلم می‌خواد، ولی خب
‫شارلوت تنها عضو خانواده‌ایه که دارم

19:13.946 --> 19:16.447
‫و دوست دارم بدونم
‫قراره چیکار کنیم و چرا

19:16.448 --> 19:18.158
‫و منم می‌بینم چه کاری از دستم برمیاد

19:20.202 --> 19:21.802
‫آنا

19:32.840 --> 19:34.465
‫گند زدم، مگه نه؟

19:34.466 --> 19:37.928
‫خب، چیزی پرت نکرد سمتتون
‫پس کارتون چندان بدک نبود

19:39.429 --> 19:41.029
‫ممنون که نیواورلینز رو نجات دادین

19:45.811 --> 19:47.411
‫خواهرش

19:48.146 --> 19:49.939
‫- اسمش چیه؟
‫- شارلوت کین

19:49.940 --> 19:52.650
‫توی ناو نیمیتز خلبان اف-35ـه

19:52.651 --> 19:55.403
‫بخاطر یک مرد
‫اینجا توی غذاخوریِ

19:55.404 --> 19:57.004
‫بخش میانی جمع شدیم

19:57.447 --> 19:59.047
‫برنارد هالند

19:59.658 --> 20:02.035
‫ده سال زیردست برنارد کار کردم

20:03.412 --> 20:06.331
‫و تمام این مدت
‫هیچوقت نمی‌دونستم چی تو ذهنش می‌گذره

20:06.999 --> 20:11.003
‫می‌دونستم جایگاه و اختیاراتی
‫که داره توی پیمان نیست

20:11.587 --> 20:16.674
‫ولی برنارد بهم اطمینان‌خاطر داد که
‫از همون اوایل جزو رسم و رسوم سیلو بوده

20:16.675 --> 20:20.845
‫مقامات قبل از من اعتراضی نکردن
‫برای همین منم اعتراضی نکردم

20:20.846 --> 20:23.015
‫و همچنین خانمم کامیل

20:24.474 --> 20:26.074
‫و همچنین همه‌مون

20:27.144 --> 20:29.103
‫ولی وقتی شورش راه افتاد

20:29.104 --> 20:32.148
‫من و خانمم
‫خیلی در مورد این مسئله صحبت کردیم

20:32.149 --> 20:33.749
‫و بالاخره حس کردیم

20:34.735 --> 20:36.444
‫درست مثل خیلی‌هامون

20:36.445 --> 20:39.322
‫- که وقت تغییره
‫- آره

20:39.323 --> 20:41.782
‫- وقت شفافیته
‫- آره!

20:41.783 --> 20:43.383
‫وقت افشای حقیقته

20:44.536 --> 20:48.332
‫ولی افشای حقیقت، بی‌هزینه نیست

20:48.916 --> 20:51.542
‫این سه ماه اخیر از خیلی جهات

20:51.543 --> 20:53.143
‫دگرگون‌کننده بوده

20:53.962 --> 20:59.133
‫کلانتر پاول بیلینگز داره بخش‌هایی از پیمان
‫که نیاز به اصلاح داره رو بازنویسی می‌کنه

20:59.134 --> 21:04.472
‫اکثر دوربین‌هایی که برنارد در سراسر سیلو
‫نصب کرده بود، برداشته شدن

21:04.473 --> 21:09.185
‫و فقط اون‌هایی که برای امنیت عمومی
‫ضروری هستن باقی موندن

21:09.186 --> 21:14.690
‫و مهم‌تر از همه، حالا این شورا رو داریم

21:14.691 --> 21:18.529
‫که نماینده‌های طبقات مختلف
‫و مسئولین بخش‌های مختلف در اون حضور دارن

21:24.660 --> 21:25.881
‫تغییراتی رخ دادن

21:25.882 --> 21:27.079
‫تغییراتی رخ دادن

21:28.163 --> 21:29.372
‫و حالا...

21:29.373 --> 21:32.291
‫افتخار دارم تنها کسی که

21:32.292 --> 21:36.672
‫برای پاکسازی فرستاده شد
‫و برگشت رو بهتون معرفی کنم

21:37.464 --> 21:42.803
‫و تنها کسی که وقتی توی بیمارستان
‫بستری بود، سوگند یاد کرد

21:43.846 --> 21:47.057
‫شهردار ما، جولیت نیکولز

22:03.282 --> 22:04.882
‫ممنونم

22:06.076 --> 22:12.583
‫آغاز اولین جلسه‌ی
‫شورای سیلو رو اعلام می‌کنم

22:16.461 --> 22:18.296
‫- بله؟
‫- ممنون

22:18.297 --> 22:20.215
‫جناب نماینده، مطمئن نبودم
‫این ساعت هستین یا نه

22:20.716 --> 22:24.635
‫سلام. تونستم عضو کمیته‌ی ایران بشم؟

22:24.636 --> 22:26.060
‫سناتور ازم خواست با یکی از دوستان قدیمیش

22:26.061 --> 22:27.638
‫در ستاد فرماندهی مشترک
‫عملیات ویژه تماس بگیرم

22:27.639 --> 22:29.641
‫ازش خواستم ببینه
‫وضعیت خواهرتون چجوریه

22:30.767 --> 22:33.896
‫حق با شما بود. قراره
‫توی عملیات ایران نقش داشته باشه

22:35.939 --> 22:37.023
‫کی؟

22:37.024 --> 22:38.624
‫همین امشب

23:00.589 --> 23:02.189
‫داریم به ناو مک‌کین نزدیک میشیم

23:07.012 --> 23:08.764
‫در جهت ساعت 9 می‌بینمش

23:18.649 --> 23:20.816
‫خیلی‌خب دوستان
‫به ارتفاع 15 کیلومتری میریم

23:20.817 --> 23:24.612
‫هفتاد و پنج کیلومتر تا هدف فاصله داریم
‫و بعد از حمله برمی‌گردیم پیش عمو چستر
‫(لقب ناو هواپیمابر نیمیتز)

23:24.613 --> 23:26.155
‫مهاجم 2، دریافت شد

23:26.156 --> 23:28.242
‫- سه، دریافت شد
‫- چهار، دریافت شد

23:51.390 --> 23:53.141
‫این ابری که جلومونه رو می‌بینین؟

23:56.353 --> 23:58.856
‫ابر توی ارتفاع 15 کیلومتری چه غلطی می‌کنه؟

24:10.909 --> 24:12.509
‫تاماهاک‌ها رو ببینین

24:14.037 --> 24:16.999
‫یعنی چی؟
‫هنوز 500 کیلومتر تا هدف فاصله داریم

24:19.168 --> 24:21.545
‫مهاجم 4، دارم یه چیز عجیب
‫روی صفحه نمایشم می‌بینم

24:22.462 --> 24:24.589
‫مهاجم یک، شبیه روغنه

24:24.590 --> 24:26.592
‫مهاجم سه، آره، منم دارم می‌بینم

24:27.926 --> 24:29.526
‫چیه؟

24:37.144 --> 24:38.744
‫مهاجم یک، موشک‌هام رفتن رو حالت مسلح!

24:39.229 --> 24:40.829
‫نمی‌تونم...

24:41.523 --> 24:43.123
‫لعنتی!

24:54.203 --> 24:56.955
‫کمک، کمک، کمک!
‫سیستم کنترل داره از کار میفته!

25:08.926 --> 25:10.526
‫اینجاست

25:13.000 --> 25:20.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:23.065 --> 25:25.274
‫« عملیات انتقام مشروع »
‫« هدف حمله تاسیسات هسته‌ای ایران می‌باشد »

25:25.275 --> 25:26.875
‫دنیل؟

25:36.453 --> 25:38.538
‫دوستم از ستاد فرماندهی مشترک
‫عملیات ویژه بود

25:38.539 --> 25:41.290
‫گردان خواهرت برای هدف قرار دادن هیچکدوم از

25:41.291 --> 25:43.626
‫اهدافی که توی تلویزیون میگن نرفته بودن

25:43.627 --> 25:48.090
‫داشتن می‌رفتن یه تاسیسات
‫توی کوهستان رو هدف قرار بدن

25:48.841 --> 25:50.759
‫هواپیمای شارلوت سقوط کرد

25:51.385 --> 25:54.721
‫ولی یه تیم نجات از ترکمنستان نجاتش دادن

25:55.472 --> 25:57.072
‫زنده‌ست

25:58.559 --> 26:00.159
‫زنده‌ست؟

26:05.816 --> 26:08.276
‫هاروود هستم، سرپرست معادن

26:08.277 --> 26:09.735
‫نمی‌دونم می‌خواین من چی...

26:09.736 --> 26:11.780
‫فقط یه گزارش وضعیت
‫بهمون بده، اِد

26:13.073 --> 26:14.198
‫ما معدن‌چی هستیم

26:14.199 --> 26:15.408
‫داریم معدن‌کاوی می‌کنیم

26:15.409 --> 26:17.119
‫دیروز حادثه‌ای پیش اومده بود؟

26:18.287 --> 26:21.080
‫نمی‌دونم بشه اسمشو گذاشت
‫حادثه یا نه، ولی آره

26:21.081 --> 26:22.290
‫بخشی...

26:22.291 --> 26:26.377
‫بخشی از تونل ب-92
‫که به چاه‌فرعی دیوید می‌رسه ریزش کرد

26:26.378 --> 26:28.671
‫هفت نفر گیر افتادن
‫ولی درشون آوردیم

26:28.672 --> 26:29.755
‫تموم شد؟

26:29.756 --> 26:32.801
‫ببخشید، گفتی مطمئن نیستی
‫حادثه بوده یا نه؟

26:35.179 --> 26:39.182
‫ببین، همه میگن معلوم نیست
‫سیلو چقدر قدمت داره

26:39.183 --> 26:40.641
‫ولی ما می‌دونیم

26:40.642 --> 26:44.605
‫چاه‌ها و تونل‌هایی که داریم
‫حداقل 300 سال قدمت دارن

26:45.230 --> 26:48.733
‫سیصد سال چاه و تونل
‫اینور اونور کشیده شدن

26:48.734 --> 26:51.570
‫چه عمودی چه افقی چه شیب‌دار
‫ولی هیچوقت افقی کشیده نشدن

26:52.404 --> 26:54.615
‫حداقل نه بیشتر از 60 متر

26:55.324 --> 26:56.616
‫چرا؟

26:56.617 --> 26:58.911
‫چون توی پیمان نوشته شده

26:59.995 --> 27:04.416
‫یعنی 300 سال تمام چاه‌ها و تونل‌های مختلف
‫از وسط همدیگه رد شدن

27:05.000 --> 27:07.836
‫و موج بمبی که شورشی‌ها
‫منفجر کردن هم روش

27:08.462 --> 27:10.171
‫طرف کسی رو نمی‌گیرم

27:10.172 --> 27:11.297
‫کاریه که شده

27:11.298 --> 27:13.091
‫فقط دارم حقیقت رو بیان می‌کنم

27:14.343 --> 27:18.180
‫پس ریزش تونل حادثه نبوده

27:18.764 --> 27:22.059
‫لامصب معجزه‌ست
‫که هر هفته اتفاق نمیفته

27:23.101 --> 27:24.701
‫چرا...؟

27:25.938 --> 27:28.898
‫چرا پیمان طول تونل‌ها رو محدود می‌کنه؟

27:28.899 --> 27:30.499
‫الله اعلم

27:31.151 --> 27:32.777
‫خیلی‌خب

27:32.778 --> 27:36.323
‫خیلی‌خب، پس شاید بتونیم
‫یه نگاهی بهش بندازیم

27:37.324 --> 27:38.924
‫- باشه همین‌کارو می‌کنیم
‫- باشه؟

27:41.411 --> 27:45.206
‫اسم من "اورلا کنت"ـه
‫و دست راست سرپرست بخش تدارکاتم

27:45.207 --> 27:48.126
‫کارلا مک‌لین ازم خواست
‫امروز به‌جاش بیام...

27:49.127 --> 27:50.753
‫چند...

27:50.754 --> 27:52.354
‫چند سالته؟

27:53.215 --> 27:54.757
‫بیست و شش

27:54.758 --> 27:56.425
‫بیست و شش؟

27:56.426 --> 27:58.178
‫بعضی از چکمه‌هام سن‌شون از تو بیشتره

28:01.723 --> 28:03.323
‫منم همینطور، آقای هاروود

28:03.767 --> 28:05.810
‫چکمه‌های عمه "دورین"ـم هستن

28:05.811 --> 28:09.898
‫چهل سال توی بخش تدارکات کار کرد
‫درست مثل مادر و پدرم

28:10.482 --> 28:11.858
‫منم توی انبارها بزرگ شدم

28:11.859 --> 28:14.402
‫و از 10 سالگی داشتم
‫جعبه جابه‌جا می‌کردم

28:14.403 --> 28:15.695
‫باشه بابا، باشه

28:15.696 --> 28:18.698
‫فقط میگم اگر من مجبور شدم بیام
‫کارلا هم باید میومد

28:18.699 --> 28:21.409
‫کارلا مک‌لین اهمیت
‫جلسه‌ی امروز رو درک می‌کنه

28:21.410 --> 28:24.120
‫ولی هنوزم مصممه بازنشسته بشه

28:24.121 --> 28:25.496
‫و از من خواست بیام

28:25.497 --> 28:28.416
‫چون قراره در آینده
‫من این گزارش‌ها رو بهتون بدم

28:28.417 --> 28:30.084
‫ممنونم. عالیه

28:30.085 --> 28:32.421
‫حالا که این موضوع روشن شد
‫می‌تونی گزارشت رو بدی

28:33.088 --> 28:34.338
‫ممنون

28:34.339 --> 28:37.008
‫بخاطر توقف تولید در زمان شورش

28:37.009 --> 28:38.926
‫بعد از اون کمبودهای زیادی پیش اومد

28:38.927 --> 28:40.970
‫ولی با عرضه‌کننده‌ها همکاری کردیم

28:40.971 --> 28:44.182
‫میزان حساب‌شده‌ای از ذخایر
‫و منابع اضطراری توزیع کردیم

28:44.183 --> 28:46.434
‫و شهروندها میزان مصرف‌شون رو کاهش دادن

28:46.435 --> 28:49.937
‫حالا در تمام بخش‌ها
‫به سطح قبل از شورش برگشتیم

28:49.938 --> 28:53.066
‫خلاصه اینکه
‫از لحاظ تدارکات مشکلی نداریم

28:56.153 --> 28:57.753
‫حقیقت رو می‌خواستی

28:58.697 --> 29:00.990
‫توی تدارکات مشکلی ندارن

29:00.991 --> 29:02.591
‫آقای ناکس

29:04.411 --> 29:07.246
‫اِد، به‌نظرم این حرفم
‫حرف دل همه باشه

29:07.247 --> 29:09.498
‫تو دیگه واسه چی نق می‌زنی؟

29:09.499 --> 29:11.250
‫من از طبقه‌ی 144 اومدم

29:11.251 --> 29:12.710
‫دو تا حرومی لاغرمردنی

29:12.711 --> 29:15.714
‫منو از فاصله‌ی بین پله‌ها کشیدن بالا
‫که مطمئن بودم منو می‌اندازن پایین

29:16.507 --> 29:18.107
‫بگذریم...

29:18.592 --> 29:21.678
‫ژنراتور داره به لطف تو
‫به‌خوبی کار می‌کنه، جولیت...

29:23.138 --> 29:24.805
‫خانم شهردار

29:24.806 --> 29:26.406
‫بخاطر تعمیراتی که قبلاً انجام دادی

29:27.017 --> 29:30.520
‫تنها چیز دیگه‌ای که باید گزارش کنم مربوط به
‫چیزیه که بهش میگیم چاله‌ی دریل حفاری

29:30.521 --> 29:32.356
‫وقتی خبرش پخش شد، مردم...

29:33.482 --> 29:38.069
‫اکثراً جوون‌های بی‌عقل
‫اومدن یه نگاهی بندازن

29:38.070 --> 29:39.863
‫و مجبور شدیم چند تاییشون رو نجات بدیم

29:40.781 --> 29:44.158
‫مارتا والکر لازم دید
‫که ورودیش رو ببنده

29:44.159 --> 29:46.327
‫تمام چیزهای قابل استفاده‌ی اونجا...

29:46.328 --> 29:48.038
‫مدت‌ها پیش برداشته شدن

29:49.039 --> 29:51.749
‫خب دیگه، گزارش دیگه‌ای ندارم

29:51.750 --> 29:53.350
‫ممنون

29:55.128 --> 29:56.728
‫کلانتر؟

30:04.346 --> 30:06.097
‫کلانتر پاول بیلینگز هستم

30:06.098 --> 30:07.348
‫چیز چندانی برای گزارش کردن ندارم

30:07.349 --> 30:09.100
‫داشتم روی پیمان کار می‌کردم

30:09.101 --> 30:10.268
‫میزان جرم اومده پایین

30:10.269 --> 30:11.602
‫همین دیگه

30:11.603 --> 30:14.022
‫جستجو برای دو فراری‌مون
‫به جایی نرسیده؟

30:15.732 --> 30:19.402
‫کندی چند باری دیده شده
‫ولی هرموقع رسیدیم، غیبش زده بود

30:19.403 --> 30:21.003
‫البته اگر واقعاً اونجا بوده

30:21.238 --> 30:23.072
‫اثری از لوکاس کایل نیست

30:23.073 --> 30:27.535
‫فکر می‌کنیم ممکنه توی شورش مرده باشه
‫و جسدش به‌درستی شناسایی نشده

30:27.536 --> 30:30.496
‫جسد ریک آموندسن رو
‫همین دو هفته پیش پیدا کردیم

30:30.497 --> 30:32.097
‫بیرون‌طلب‌ها چی؟

30:34.835 --> 30:37.336
‫هرکاری دلشون می‌خواد می‌کنن
‫و تا ما می‌رسیم

30:37.337 --> 30:38.937
‫غیبشون می‌زنه

30:39.173 --> 30:40.773
‫نمی‌دونیم کیا هستن؟

30:41.216 --> 30:43.760
‫جز اینکه پیروهای کندی هستن؟ نه

30:44.553 --> 30:46.153
‫ماسک می‌زنن

30:51.101 --> 30:52.701
‫خانم شهردار

30:54.146 --> 30:55.897
‫اشکال نداره، جری

30:55.898 --> 30:57.498
‫آقای ناکس

30:58.025 --> 31:00.068
‫فقط می‌خوام در مورد
‫خاطراتت ازت بپرسم

31:00.611 --> 31:02.320
‫چیزی یادت نیومده؟

31:02.321 --> 31:04.615
‫- هر روز داره بهتر میشه
‫- آره

31:05.824 --> 31:09.369
‫پس دیگه یادت نیومده
‫بیرون چطوری بوده؟

31:10.037 --> 31:12.039
‫نه، فقط در حد چیزهایی که دیدیم

31:13.373 --> 31:15.333
‫منو یادته؟ من...؟

31:15.334 --> 31:17.126
‫- منو می‌شناسی؟
‫- آره، معلومه که می‌شناسه

31:17.127 --> 31:19.505
‫- سرپرست بخش مکانیکی هستی، درسته؟
‫- آره درسته

31:25.093 --> 31:27.595
‫دخترت هنوزم توی بخش تدارکاته؟

31:27.596 --> 31:28.804
‫زیاد اونجا نمی‌مونه

31:28.805 --> 31:30.973
‫امیدوارم به‌زودی برگرده بالا

31:30.974 --> 31:32.574
‫توی معادن راحت‌تره

31:32.976 --> 31:35.395
‫چندان خوشش نمیاد
‫زیردست یه نوجوون کار کنه

31:36.563 --> 31:39.066
‫دخترتون وقتی دست راست
‫سرپرست بخش تدارکات شد

31:39.067 --> 31:41.192
‫هم‌سن و سال من بود، آقای هاروود

31:41.193 --> 31:42.793
‫آره می‌دونم

31:43.362 --> 31:46.614
‫فقط... می‌دونم چه کارایی
‫از گلندا برمیاد

31:46.615 --> 31:48.700
‫چه کارایی ازش برمیاد، آقای هاروود؟

31:49.368 --> 31:50.994
‫چی گفتی؟

31:51.912 --> 31:53.512
‫فقط یه سوال پرسیدم

31:53.789 --> 31:55.389
‫اینم یه سوال دیگه

31:57.417 --> 32:01.129
‫آخرین باری که کلنگ
‫یا بیل زدی کی بود؟

32:02.214 --> 32:03.924
‫چون من هنوزم جعبه جابه‌جا می‌کنم

32:05.384 --> 32:07.009
‫دستم داره درد میاد

32:07.010 --> 32:10.263
‫لطفاً نگین اولین روز تشکیل شورا
‫به مشکل برخوردیم

32:10.264 --> 32:11.864
‫نه اصلاً

32:17.062 --> 32:18.662
‫قضیه چی بود؟

32:22.609 --> 32:26.113
‫گمونم بعضیا از تغییر خوششون نمیاد

32:51.930 --> 32:53.764
‫پیشرفت چشمگیری داشتن، مگه نه؟

32:53.765 --> 32:55.365
‫آره

32:56.185 --> 32:58.811
‫آره. پیشرفت چشمگیری داشتین

32:58.812 --> 33:00.412
‫ممنون

33:00.772 --> 33:03.399
‫خب، همینطور که می‌بینی
‫بعضی از راهکارهای موقت

33:03.400 --> 33:05.235
‫خلاف برخی از قوانین پیمانه

33:06.069 --> 33:08.321
‫ولی از نظرمون بخاطر شرایط فعلی

33:08.322 --> 33:09.822
‫این تخلفات ضروری بودن

33:09.823 --> 33:11.908
‫و قراره برخی از اون قوانین
‫برای تغییر دائمی

33:11.909 --> 33:13.701
‫مورد بررسی قرار بگیرن

33:13.702 --> 33:15.302
‫مگه نه، کلانتر؟

33:15.662 --> 33:17.262
‫آره

33:17.581 --> 33:19.181
‫- بریم بالا؟
‫- اره

33:25.172 --> 33:27.257
‫شرلی مسئول بازسازیه

33:29.510 --> 33:31.110
‫شرلی رو یادته، مگه نه؟

33:31.512 --> 33:33.137
‫آره، بفرما

33:33.138 --> 33:34.222
‫آره...

33:34.223 --> 33:37.517
‫توی اولین جلسه‌ی دیدار و آشناییم
‫توی غذاخوری بودی، آره؟

33:37.518 --> 33:39.811
‫آره. اولین روزی
‫که از بیمارستان دراومده بودی

33:41.563 --> 33:44.233
‫خب... ببخشید که اینقدر طول کشید تا...

33:44.775 --> 33:46.526
‫بیام این پایین
‫و یه نگاهی به کارهاتون بندازم

33:46.527 --> 33:49.279
‫پس فقط می‌خوام بابت
‫تمام زحماتتون تشکر کنم

33:51.240 --> 33:52.532
‫بهتره برگردم سراغ کارم

33:52.533 --> 33:54.284
‫باشه. حتماً

34:05.504 --> 34:07.104
‫بابام اونجا مُرد؟

34:12.177 --> 34:15.556
‫شنیدم فداکاریش موفقیت
‫شورش رو تضمین کرد، آره؟

34:19.976 --> 34:22.437
‫قرار نبود کسی خودشو فدا کنه

34:23.480 --> 34:27.109
‫حواسمون بود پلکان خالی باشه، ولی...

34:28.193 --> 34:30.820
‫قرار بود دستگاه با یه زمان‌سنج منفجر بشه

34:30.821 --> 34:32.571
‫ولی زمان‌سنج رو گم کردیم

34:32.572 --> 34:35.825
‫و بعدش... دکتر پیت اصرار کرد بمونه

34:35.826 --> 34:37.494
‫ببخشید، اسم شما چیه؟

34:41.039 --> 34:42.639
‫من "هنک"ـم، خانم

34:43.125 --> 34:44.625
‫معاون کلانتر هنک مورفی

34:44.626 --> 34:47.504
‫جناب معاون هنک... من هیچکس رو مقصر نمی‌دونم

34:48.172 --> 34:51.216
‫- البته به‌جز برنارد
‫- آره، درسته، برنارد

34:51.842 --> 34:53.593
‫خب... وقت ناهاره

34:53.594 --> 34:55.194
‫باشه

35:46.313 --> 35:47.913
‫صبر کنین
‫صبر کنین. وایسین!

35:56.907 --> 35:58.449
‫باشه

35:58.450 --> 36:00.050
‫باشه، باشه

36:12.756 --> 36:14.716
‫نمی‌دونم چطوری می‌تونی
‫اینطوری رفتار کنی

36:16.260 --> 36:17.468
‫چطوری؟

36:17.469 --> 36:21.097
‫بگی "چشم خانم، نه خانم"
‫واقعاً مسخره‌ست!

36:21.098 --> 36:23.391
‫شرل، نمی‌دونم باید چیکار کنم

36:23.392 --> 36:25.769
‫به رخش بکشم
‫که چرا ما رو یادش نمیاد؟

36:26.478 --> 36:27.603
‫اسمش "جولز"ـه

36:27.604 --> 36:29.231
‫عضو بخش مکانیکیه، عمراً...

36:29.898 --> 36:33.484
‫عمراً حاضر نمیشه
‫همچین لباسی بپوشه بابا

36:33.485 --> 36:35.820
‫کامیل میگه
‫ یکم دیگه زمان می‌بره تا یادش بیاد

36:35.821 --> 36:37.113
‫نمی‌تونیم عجله‌ش کنیم

36:37.114 --> 36:40.158
‫الان 3 ماهه داره اینو میگه

36:43.704 --> 36:45.304
‫دیگه برنمی‌گرده

36:45.956 --> 36:47.556
‫همین الان داره میاد

36:49.001 --> 36:50.601
‫- چی؟
‫- داره میاد این سمت

36:52.337 --> 36:57.426
‫شرلی، میشه یه لحظه
‫باهات صحبت کنم؟

37:00.345 --> 37:01.945
‫- باشه؟
‫- باشه

37:05.726 --> 37:08.394
‫کامیل بهم گفت قبلاً با هم دوست بودیم

37:08.395 --> 37:11.772
‫دوست... دوست‌های...
‫دوست‌های صمیمی بودیم، آره؟

37:11.773 --> 37:14.066
‫- اینجوری هم میشه بیانش کرد
‫- خیلی‌خب

37:14.067 --> 37:15.667
‫خب...

37:16.945 --> 37:19.572
‫ببین، نمی... نمی‌دونم
‫الان با کی می‌تونم صحبت کنم

37:19.573 --> 37:21.491
‫و... فقط می‌خوام...

37:23.744 --> 37:25.828
‫یه... یه خاطره‌ای یادم اومد، خب؟

37:25.829 --> 37:27.956
‫نمی‌دونم رویا بوده یا نه، و...

37:28.874 --> 37:31.792
‫همراه برنارد بیرون هوابند بودم، خب؟

37:31.793 --> 37:35.046
‫و به‌شدت حس کردم

37:35.047 --> 37:36.422
‫که باید یه کاری انجام بدم

37:36.423 --> 37:38.883
‫و نمی‌دونم چه کاری، ولی برنارد رو می‌شناسم

37:38.884 --> 37:43.138
‫اگر... اگر اون بود
‫ می‌دونست چه کاریه، و... فکر کنم...

37:44.389 --> 37:45.989
‫آخه...

37:46.934 --> 37:48.935
‫فکر کنم سوالم اینه که...

37:48.936 --> 37:51.646
‫چیزی به تو... چیزی به تو نگفتم؟

37:51.647 --> 37:54.107
‫- می‌دونی منظورم چیه؟
‫- نه

38:01.240 --> 38:03.492
‫داره... داره به من نگاه می‌کنه؟

38:04.993 --> 38:06.703
‫نه، داره میره

38:11.959 --> 38:13.559
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره

38:13.877 --> 38:15.477
‫خانم شهردار

38:16.171 --> 38:17.771
‫- ببخشید
‫- ببخشید

38:18.257 --> 38:22.009
‫- اورلا بودی؟ آره
‫- آره، یه مشکلی پیش اومده

38:22.010 --> 38:25.471
‫و بهم گفتن فقط به 2 نفر می‌تونم بگم

38:25.472 --> 38:28.975
‫سرپرست بخش تدارکات
‫و... شما، خانم

38:28.976 --> 38:30.576
‫خیلی‌خب

38:31.311 --> 38:32.911
‫- باشه مشکلی نیست، باشه
‫- باشه

38:34.439 --> 38:36.039
‫منابع اضطراری

38:36.400 --> 38:39.151
‫تمام چیزهایی که موقع
‫ساخته شدن سیلو توش انبار شدن...

38:39.152 --> 38:41.529
‫لامپ، کامپیوتر و این‌ها...

38:41.530 --> 38:45.616
‫خب، بعضی‌هاشون...
‫خیلی‌هاشون ناپدید شدن

38:45.617 --> 38:47.217
‫ممکنه دزدیده شده باشن

38:47.786 --> 38:48.995
‫- واقعاً؟
‫- آره

38:48.996 --> 38:51.581
‫ولی فکر کنم دارن
‫از بخش ساخت‌و‌ساز رد میشن

38:51.582 --> 38:53.458
‫- خانم شهردار
‫- بله؟

38:54.626 --> 38:56.226
‫یه مشکلی پیش اومده

38:57.129 --> 39:00.381
‫حراست میگه مهاجم‌ها
‫ماسک و لباس کلاه‌دار پوشیده بودن

39:00.382 --> 39:01.465
‫بیرون‌طلب‌ها

39:01.466 --> 39:03.301
‫توی بخش فناوری اطلاعات چیکار می‌کردن؟

39:03.302 --> 39:04.970
‫یه کلاه ایمنی
‫از اتاق لباس‌ها برداشتن

39:05.679 --> 39:07.805
‫چرا؟ چرا باید یه کلاه بردارن؟

39:07.806 --> 39:09.129
‫گندش بزنن

39:09.130 --> 39:11.630
‫« حقیقته اینه »
‫« تصویر صفحه‌ نمایش‌ها دروغه! »

39:33.290 --> 39:35.709
‫تصویر صفحه نمایش‌ها دروغه

39:40.839 --> 39:42.632
‫- جولیت؟
‫- باشه

39:42.633 --> 39:44.233
‫باشه. خوبه

39:45.177 --> 39:47.261
‫- کندی رو پیدا کنین
‫- بازم دنبالش می‌گردیم

39:47.262 --> 39:49.764
‫شاید اگر یکی از پیروهاش رو گیر بندازین
‫بتونین پیداش کنین

39:50.057 --> 39:51.657
‫فکر خوبیه

40:02.444 --> 40:04.044
‫- سلام
‫- سلام

40:04.905 --> 40:07.657
‫خواهرت 12 ساعت پیش
‫از لنداشتول راه افتاده

40:07.658 --> 40:09.951
‫آره، آره، آره. ده دقیقه‌ی دیگه
‫توی اندروز فرود میاد

40:09.952 --> 40:11.202
‫قراره برم بیمارستان والتر رید دیدنش

40:11.203 --> 40:13.538
‫- نمیره والتر رید
‫- چی؟

40:13.539 --> 40:15.623
‫مطمئنم شنیدی از لحاظ جسمی مشکلی نداره

40:15.624 --> 40:17.542
‫ولی دچار تی‌بی‌آی شده. آسیب...

40:17.543 --> 40:19.836
‫آسیب تروماتیک مغزی
‫آره، می‌دونم، ولی...

40:19.837 --> 40:22.129
‫خیلی‌خب، مادرم یکم پارتی‌بازی کرد

40:22.130 --> 40:24.633
‫قراره بفرستنش درمانگاه
‫هایدی استنسن توی فرفکس

40:25.217 --> 40:28.094
‫اونجا بهترین مرکز
‫آسیب تروماتیک مغزی توی کشوره

40:28.095 --> 40:29.595
‫بهترین توی کل دنیاست

40:29.596 --> 40:31.347
‫از اسمش مشخصه

40:31.348 --> 40:33.183
‫- آها، استنسن
‫- آره

40:33.684 --> 40:35.184
‫هایدی استنسن مادرش بود

40:35.185 --> 40:38.480
‫آلزایمر داشته
‫پول زیادی توی اون درمونگاه هزینه کرده

40:54.746 --> 40:56.790
‫سلام. اومدم دیدن شارلوت کین

41:22.316 --> 41:24.193
‫خب، ظاهرت تعریفی نداره

41:38.582 --> 41:40.182
‫شما؟

41:45.130 --> 41:48.007
‫هنوزم داریم سعی می‌کنیم
‫بیرون‌طلب‌ها رو پیدا کنیم

41:48.008 --> 41:50.093
‫متاسفانه خیلی باهوشن

41:50.844 --> 41:53.971
‫وقتی از هم جدا میشن
‫میرن جاهایی که هیچ دوربینی نیست

41:53.972 --> 41:55.806
‫ولی اینو پیدا کردیم

41:55.807 --> 41:57.684
‫صبر کنین
‫صبر کنین، وایسین!

41:58.685 --> 42:00.285
‫ممکنه مچ دستش شکسته باشه

42:02.314 --> 42:05.149
‫دنبال یه زن با دست راست
‫پانسمان شده بگردین

42:05.150 --> 42:06.750
‫چشم

42:22.000 --> 42:23.600
‫چی شده؟

42:24.586 --> 42:26.186
‫چطوری اومدم داخل؟

42:27.464 --> 42:29.382
‫متوجه نمیشم. منظورت...؟

42:29.383 --> 42:31.343
‫چطوری از درها رد شدم؟
‫چطوری اومدم داخل؟

42:31.927 --> 42:34.470
‫- خب، برنارد بازشون کرد. می‌خواست...
‫- نه. آره، نه، نه، نه

42:34.471 --> 42:36.071
‫اینو گفته بودی، ولی...

42:37.266 --> 42:39.351
‫امکان نداشت بدونم قراره این‌کارو بکنه

42:40.143 --> 42:42.813
‫پس چطوری...؟

42:45.107 --> 42:46.984
‫حتماً یه نقشه‌ای داشتم، مگه نه؟
‫پس یعنی...

42:49.528 --> 42:51.488
‫حتماً یه چیزی داشتم، مگه نه؟

42:55.951 --> 42:57.551
‫یه چیزی داشتم

42:59.329 --> 43:00.929
‫یه چیزی توی دستم داشتم

43:03.083 --> 43:04.683
‫یه دیلم داشتم

43:06.253 --> 43:08.130
‫سعی کردم با همون درها رو باز کنم

43:17.306 --> 43:18.906
‫جولیت

43:20.350 --> 43:21.893
‫هی

43:21.894 --> 43:23.144
‫هی

43:23.145 --> 43:24.437
‫هی، منو نگاه کن. جولیت

43:24.438 --> 43:26.856
‫- چیزی نیست خوبم
‫- جولیت، گوش کن

43:26.857 --> 43:28.457
‫رفتم...

43:30.652 --> 43:32.236
‫رفتم یه جای دیگه

43:32.237 --> 43:34.156
‫آره. رفتی. اینو که می‌دونیم

43:35.157 --> 43:36.757
‫فکر کنم رفتم...

43:37.868 --> 43:39.870
‫فکر کنم رفتم یه سیلوی دیگه

43:41.955 --> 43:43.555
‫خیلی‌خب

43:44.499 --> 43:46.752
‫فکر کنم وقتشه دوباره تماشاش کنی

43:49.505 --> 43:51.839
‫برنارد توی...

43:51.840 --> 43:55.259
‫لباس‌های پاکسازی دوربین گذاشته بوده
‫ولی به کسی نشون نداد. آره می‌دونم

43:55.260 --> 43:58.096
‫- بارها اینو بهم گفتی
‫- آره

43:59.056 --> 44:00.656
‫- خیلی‌خب
‫- آره

44:04.269 --> 44:05.869
‫الان یادت اومد؟

44:08.899 --> 44:10.316
‫رفتی بیرون

44:10.317 --> 44:12.401
‫خودتو رسوندی به اون پناهگاه

44:12.402 --> 44:13.945
‫- اونقدر اونجا موندی...
‫- اونقدر اونجا موندم...

44:13.946 --> 44:15.988
‫تا توان کافی برای برگشتن پیدا کنم

44:15.989 --> 44:18.116
‫یه لباس و یه کلاه ایمنی
‫توی پناهگاه بود

44:18.825 --> 44:21.620
‫و لباسه عایق حرارتی بود

44:22.829 --> 44:24.429
‫بنیان‌گذارها رو شکر

44:26.792 --> 44:28.392
‫بنیان‌گذارها رو شکر

44:51.942 --> 44:53.568
‫این چی بود؟

44:53.569 --> 44:55.945
‫بخش فناوری اطلاعات میگه
‫ویتامین دی کم داریم

44:55.946 --> 44:58.991
‫لطفاً دو بشکه دی‌پلاس
‫بفرستین بخش تصفیه‌ی آب

44:59.616 --> 45:01.659
‫- وزنشون چقدره؟
‫- به‌طرز مسخره‌ای سنگینن

45:01.660 --> 45:04.120
‫برای همین سه تا تیم
‫دارن نوبتی می‌برنشون

45:04.121 --> 45:06.330
‫- با فرغون می‌برن؟
‫- مجبورن

45:06.331 --> 45:07.958
‫یعنی فقط شب‌ها می‌تونن جابه‌جاشون کنن

45:08.792 --> 45:11.128
‫- نگفتن چقدر طول می‌کشه؟
‫- سه روز

45:11.753 --> 45:13.379
‫واقعاً هیچ دلیلی واسه نق زدن ندارم

45:13.380 --> 45:15.591
‫ولی هرجوری شده، نق می‌زنی

45:20.596 --> 45:22.196
‫شورا چطور بود؟

45:22.931 --> 45:25.976
‫خوب بود. ولی یکی دو بار
‫با هاروود درگیر شدم

45:26.476 --> 45:27.643
‫عجب بی‌شعوریه

45:27.644 --> 45:30.479
‫مشخصه شاکیه که چرا
‫شغل دخترش رو گرفتم

45:30.480 --> 45:32.023
‫و می‌دونه دارم در مورد
‫دخترش تحقیق می‌کنم

45:32.024 --> 45:33.624
‫حتماً بهش گفته

45:36.570 --> 45:39.281
‫می‌دونی، حتی با وجود
‫تمام مشغله‌هات، ظاهراً...

45:41.325 --> 45:43.518
‫نمی‌دونم والا، آروم‌تر از
‫این چند هفته‌ی اخیر به‌نظر میای

45:45.579 --> 45:47.331
‫فکر کنم بخاطر دیدن شهردار آروم شدم

45:48.415 --> 45:53.462
‫نمی‌دونم چرا ولی دیدنش باعث شد
‫حس کنم همه‌چی درست میشه

45:56.632 --> 45:59.384
‫میرم یه نگاهی به بخش ساخت‌و‌ساز بندازم

46:00.177 --> 46:01.802
‫توی فاصله‌ی بین پله‌ها
‫یه چیزی دیدم

46:01.803 --> 46:04.138
‫فکر کنم فهمیدم
‫چطوری داره بار جابه‌جا می‌کنه

46:04.139 --> 46:05.723
‫چطوری؟

46:05.724 --> 46:07.559
‫اگر درست حدس زده باشم، بعداً بهت میگم

46:09.728 --> 46:11.328
‫هی

46:35.087 --> 46:36.687
‫حالش چطور بود؟

46:37.673 --> 46:39.465
‫آروم‌تر شد

46:39.466 --> 46:43.011
‫فکر کنم کاملاً قبول کرده
‫که خاطره‌ی پناهگاه واقعیه

46:46.932 --> 46:48.532
‫هنوزم نگرانین

46:49.226 --> 46:51.477
‫به‌جز خاطراتی که بهش دادی

46:51.478 --> 46:53.230
‫سه‌ماهه هیچی یادش نیومده

46:54.106 --> 46:55.706
‫و حالا همچین اتفاقی افتاده

46:57.693 --> 47:00.570
‫"فرمان" میگه کارایی داروهای
‫سرکوب خاطرات صددرصد نیست

47:00.571 --> 47:03.657
‫- و بعضی از خاطرات برمی‌گردن...
‫- بحث دیگه از فرمان گذشته

47:04.157 --> 47:07.702
‫مسئله این نیست که
‫یادش اومده از قارچ بدش میاد

47:07.703 --> 47:11.248
‫مسئله اینه که فکر می‌کنه
‫باید یه کاری انجام بده

47:12.165 --> 47:14.042
‫ولی یادش نمیاد چه‌کاریه

47:15.377 --> 47:16.977
‫این نگرانم می‌کنه

47:20.966 --> 47:22.566
‫دوز داروهاش رو دو برابر کن

47:30.559 --> 47:32.159
‫ویتامین‌هاتون

47:38.609 --> 47:40.776
‫اولین جلسه‌ی شورای سیلو

47:40.777 --> 47:42.377
‫چطور بود؟

47:43.322 --> 47:45.557
‫چیزی یادم نمیاد
‫که بخوام باهاش مقایسه‌ش کنم، پس...

47:46.617 --> 47:49.327
‫- خب، امیدوارم امشب بهتر بخوابین
‫- ممنون

47:49.328 --> 47:50.661
‫فردا صبح می‌بینمتون

47:50.662 --> 47:52.262
‫خداحافظ

47:56.335 --> 47:57.935
‫- سلام
‫- سلام

47:59.213 --> 48:00.813
‫سلام تونی

48:01.131 --> 48:03.007
‫- سوپ مخصوص آوردم
‫- خیلی‌خب

48:03.008 --> 48:04.608
‫شنیدم خیلی خوشمزه‌ست

48:05.385 --> 48:07.179
‫هر شب همینو میگی

48:07.804 --> 48:09.222
‫- بیرون منتظر می‌مونم
‫- واقعاً؟

48:09.223 --> 48:11.307
‫اگر دوست نداشتین
‫نودل مرغ براتون میارم

48:11.308 --> 48:12.908
‫باشه. ممنون

49:49.740 --> 49:52.326
‫- اینقدر بدمزه‌ بود؟
‫- تعریفی نداشت

49:52.868 --> 49:54.535
‫- نودل مرغ براتون میارم
‫- نه، نمی‌خواد

49:54.536 --> 49:56.204
‫- گرسنه نیستم
‫- چرا کاسه برعکس...؟

49:56.205 --> 49:58.289
‫می‌خوام اینطوری بهشون نشون بدم
‫طعمش رو دوست نداشتم

49:58.290 --> 50:00.166
‫- باشه چشم، خانم
‫- خیلی‌خب. خداحافظ تونی

50:00.167 --> 50:01.767
‫خداحافظ

50:29.238 --> 50:32.491
‫« می‌خوای حقیقت رو بدونی؟ »

50:32.574 --> 50:35.244
‫« کاسه‌ت رو برعکس کن »

50:35.327 --> 50:38.914
‫« ساعت 2 برو بازار »

50:38.997 --> 50:41.041
‫« اینو بسوزون »

50:47.700 --> 51:07.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
