WEBVTT

00:07.142 --> 00:18.142
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:18.166 --> 00:25.166
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:26.656 --> 00:31.656
« ترجمه از فائزه شاهمرادی و علی محمدخانی »

01:09.954 --> 01:11.039
ایترـه

01:31.842 --> 01:33.217
‫اون از کجا اومده؟

01:33.218 --> 01:34.510
‫نمی‌دونم. صدای یه نفرو شنیدم که
‫بدو بدو میره پایین

01:34.511 --> 01:35.720
‫- فکر کردم قاتلـه
‫- نه نیست

01:35.721 --> 01:38.723
‫دلیل نمیشه در امان باشیم.
‫ما نمی‌شناسیمش.

01:38.724 --> 01:39.975
‫می‌تونیم ازش بپرسیم

01:40.726 --> 01:43.187
‫- فقط یه ایده بود
‫- وظیفه‌ی تو ایده دادن نیست

01:52.725 --> 01:53.726
‫چیکار کنیم؟

01:54.740 --> 01:57.659
‫می‌پاییمش و سلاح‌هامونو چک می‌کنیم

02:25.612 --> 02:26.613
‫خیلی‌خب

03:41.982 --> 03:44.825
.باورم نمیشه همچین کاری کردی
‫ریک، چه فکری با خودت کردی؟

03:44.850 --> 03:46.601
‫اوضاع تحت کنترلم بود

03:46.602 --> 03:47.852
‫چرا اون کارو کردی؟

03:47.853 --> 03:50.313
‫- من فقط می‌خواستم...
‫- بگو دیگه!

03:50.314 --> 03:51.772
‫چون می‌مُرد

03:51.773 --> 03:53.858
‫آره، هدف همین بود، ریک

03:53.859 --> 03:55.484
‫من طناب رو بریدم

03:55.485 --> 03:57.320
‫- خب، تو...
‫- اون داشت می‌رفت بخش آی‌تی

03:57.321 --> 03:58.655
‫می‌تونستی بهم بگی

04:43.300 --> 04:44.593
‫صدای چیـه؟

04:55.912 --> 04:57.581
‫- اون کجاست؟
‫- برگشت داخل

05:04.137 --> 05:05.264
‫نرو!

05:05.764 --> 05:07.015
قیافه‌ام بده؟

05:07.516 --> 05:09.225
‫- نه نه نه. من...
‫- اون...

05:09.226 --> 05:11.185
...فکر می‌کردم قیافه‌ات فرق کنه، فقط

05:11.186 --> 05:12.228
‫اون قاتلـه؟

05:12.229 --> 05:14.564
هی. وایسا، بهت صدمه زدم؟ حالت خوبـه؟

05:14.565 --> 05:16.984
‫- آره! نه! یه جورایی
‫- نه؟ باشه. بیا

05:19.152 --> 05:20.737
‫- ما باید اونو بکُشیم
‫- متأسفم

05:21.655 --> 05:22.905
‫تقصیر تو نیست

05:22.906 --> 05:23.991
‫اشکال نداره

05:50.684 --> 05:51.685
‫خیلی‌خب

06:58.407 --> 06:59.742
‫چرا انجامش ندادی؟

07:02.130 --> 07:03.856
‫ولی اون می‌تونه ما رو ببره تو اتاق کنترل

07:05.934 --> 07:07.923
‫- لعنتی
‫- هنوز نفس می‌کشه

07:09.046 --> 07:10.429
‫- کارشو تموم می‌‌کنم
‫- نه، نه، نه

07:10.430 --> 07:12.474
‫اگه بمیره نمی‌تونه برامون غذا بیاره

07:17.145 --> 07:18.522
‫باید از اینجا بریم

07:23.151 --> 07:24.319
‫یالا

07:29.366 --> 07:32.244
‫تبر رو بردار و اگه اون
‫داشت میومد بالا بهمون بگو

07:40.991 --> 07:42.284
‫ببینم اون چی گفت؟

07:42.742 --> 07:44.670
‫می‌دونستم. رمز رو بهت نداد

07:44.695 --> 07:47.264
‫- نه، فقط...
‫- بهت گفتم تبر رو بیاری

07:47.289 --> 07:49.135
.‫اون از آب اومد بیرون
.‫داره میاد بالا

07:49.136 --> 07:51.194
‫خون رو می‌بینه. گندش بزنن!

07:51.219 --> 07:52.479
‫نه، من خون اضافه کردم

07:52.514 --> 07:54.098
‫خون اضافه کردی؟

07:54.099 --> 07:56.517
‫آره، خون خودم رو. برای این که
از اینجا دورش کنم

07:56.518 --> 07:58.227
،‫خب، حتی اگه پیدامون کنه
‫ممکنـه به دردمون بخوره

07:58.228 --> 08:00.409
‫شاید اگه دختره تو خطر باشه،
‫رمز رو بهمون بگه

08:00.434 --> 08:02.064
‫نه، به خطرش نمی‌ارزه

08:02.065 --> 08:04.650
‫اگه زیادی نزدیک شد، می‌ترسونیمش که بره و

08:04.651 --> 08:06.444
‫بعد همونطور که گفتیم، مَرده رو می‌کُشیم و

08:06.445 --> 08:09.030
‫جنازه‌اش رو اونجا ول می‌کنیم ‫تا
دختره بدونه نباید نزدیک شه

08:09.031 --> 08:11.866
‫- چطوره یه راه دیگه رو امتحان کنیم؟ مثلاً...
‫- کسی نمی‌خواد ایده‌های تو رو بشنوه

08:11.867 --> 08:13.159
‫باشه؟

08:13.160 --> 08:16.371
‫فقط نگهبانی بده و
بهمون خبر بده داره میاد یا نه

08:20.876 --> 08:22.044
‫صبر کن، آدری

08:53.885 --> 08:54.886
‫وایسا!

09:08.604 --> 09:09.605
‫آهای!

09:11.885 --> 09:13.946
قبلاً یه تیر تو شونه‌ات زدم

09:13.971 --> 09:16.389
از جات جُم بخوری، بعدی صاف می‌خوره تو قلب

09:16.390 --> 09:19.267
‫فقط گوش کن. اون مَردی که گرفتیدش
‫یه چیزی داره که مال منـه

09:19.268 --> 09:20.852
‫فقط اونو پس می‌خوام. همین

09:20.853 --> 09:21.976
‫بهت که گفتیم اون مُرده

09:22.001 --> 09:23.846
‫اگه مُرده بود جنازه‌اش رو می‌ذاشتید اونجا و

09:23.871 --> 09:25.915
‫به محض این که نزدیک شدم ‫منو می‌زدید

09:26.690 --> 09:28.150
‫ببینید، می‌تونیم معامله کنیم

09:28.777 --> 09:31.029
‫شما آزادش کنید، تا من هم ولش کنم

09:31.822 --> 09:33.615
‫اون به یه ورمون هم نیست

09:37.536 --> 09:39.880
‫من می‌خوام برم. وسایلمو لازم دارم

09:39.905 --> 09:42.671
‫واسه همین باید ببینمش.
‫باید باهاش حرف بزنم. وسایلم پیش اونـه...

09:42.696 --> 09:45.582
‫اگه از اتاقش برامون غذا بیاری،
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی

09:47.181 --> 09:49.098
‫- من رمز رو بلد نیستم
‫- پیداش کن

09:49.339 --> 09:51.507
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

09:51.508 --> 09:53.759
‫می‌خوای بذاری از جلوی چشم‌مون دور شه؟

09:53.760 --> 09:55.095
‫من باهاش میرم

09:55.888 --> 09:57.471
‫باشه. خوبـه

09:57.515 --> 09:59.016
‫بهرحال تقصیر خودتـه

09:59.041 --> 10:01.001
‫اگه دست از پا خطا کنی می‌فهمیم

10:02.100 --> 10:03.477
‫من تازه به بچه‌ام شیر دادم و

10:04.188 --> 10:06.105
‫تا وقتی که گرسنه‌اش نشه گریه نمی‌کنه

10:06.106 --> 10:09.025
‫اگه تا گریه‌ی بعدیش نری توی اتاق...

10:09.026 --> 10:10.401
‫باشه

10:10.402 --> 10:11.945
‫دوستت رو می‌کُشیم

11:36.368 --> 11:39.141
« سیلو »
« فصل دوم »
« قسمت نهُم: پادمان »

11:47.207 --> 11:49.433
‫ما فکر می‌کنیم برگزیده‌ایم...

11:51.540 --> 11:54.835
‫ولی صرفاً قطره‌ای توی اقیانوسیم

11:56.592 --> 11:58.719
‫بنیان‌گذاران فقط یه سیلو نساختن

11:59.303 --> 12:00.679
‫۵۰تا سیلو ساختن

12:01.718 --> 12:03.178
‫در اصل پنجاه و یکی

12:05.174 --> 12:06.361
‫چرا؟

12:07.060 --> 12:08.269
‫سؤال خوبیـه

12:08.270 --> 12:09.780
‫نمی‌دونم

12:09.831 --> 12:11.665
‫ممکنـه جولیت رفته باشه یه سیلوی دیگه؟

12:11.690 --> 12:15.360
‫رفته. اما بعدش تصاویر کلاهش قطع شدن

12:16.153 --> 12:17.653
‫پس ممکنـه هنوز زنده باشه؟

12:17.827 --> 12:18.869
‫بعیده

12:18.897 --> 12:21.316
‫اون سیلو دیگه قابل استفاه نیست

12:21.867 --> 12:24.405
‫همه‌ی رئیس‌های آی‌تی ‫و دست‌راست‌هاشون

12:24.430 --> 12:26.516
‫از وجود سیلوهای دیگه باخبرن

12:27.206 --> 12:30.667
‫این چیزی نیست که کوئین بخواد
‫ به صورت رمز دربیاره

12:33.170 --> 12:34.208
‫به کارت ادامه بده

12:41.178 --> 12:44.973
‫روزی که کتاب رو پیدا کردم،
می‌دونستم باید از بین ببرمش

12:47.219 --> 12:51.890
‫اما یه حسی درونم بود که رهاش نمی‌کرد

12:54.733 --> 12:56.902
‫چرا داشتن این برای ما غیرقانونیـه؟

12:57.653 --> 12:58.862
‫نمی‌دونم

13:00.656 --> 13:01.949
‫این درست نیست، پال

13:02.658 --> 13:05.494
‫هر اتفاقی که افتاده، این دنیای ما بوده

13:06.590 --> 13:11.011
‫هر چی هم که توی منشور نوشته باشه،
‫بازم حق داریم بدونیم از کجا اومدیم

13:12.220 --> 13:15.223
‫می‌دونم این اذیتت می‌کنه ولی...

13:18.465 --> 13:20.509
همچنین می‌دونم که حقیقتـه

13:34.815 --> 13:36.650
‫ « ما فکر می‌کنیم برگزیده‌ایم
« ولی صرفاً قطره‌ای تو اقیانوسیم

13:36.733 --> 13:38.026
« ‫ »بنیان‌گذاران فقط یه سیلو نساختن

13:38.110 --> 13:39.111
« ۵۰تا سیلو ساختن »

13:39.194 --> 13:40.237
« سپس پادمان رو به وجود آوردن »

13:42.739 --> 13:44.711
‫می‌دونی که نمی‌تونی همینجوری شانسی عدد بزنی

13:44.736 --> 13:46.244
‫- روزی فقط سه‌تا رمز می‌تونی بزنی...
‫- می‌دونم

13:46.269 --> 13:49.453
‫ببین، اگه چیزی می‌دونی که
واقعاً می‌تونه ‫کمکم کنه، باهام بیا

13:49.454 --> 13:50.621
‫اگه نه، فقط منتظر بمون

13:50.622 --> 13:52.965
‫باشه؟ دزدکی که نمی‌تونم ‫از
یه راه دیگه فرار کنم

13:52.990 --> 13:55.343
‫- گفتی می‌خوای بری بیرون؟
‫- آره، سعی کردم اما هر دفعه...

13:55.368 --> 13:56.661
‫میشه من هم باهات بیام؟

13:58.005 --> 13:59.172
‫نه، فقط یه لباس هست و

13:59.197 --> 14:01.365
...اگه وارد اتاق نشم، من

14:01.967 --> 14:03.177
‫بذار کمک کنم

14:06.650 --> 14:08.026
‫شنیدی که چی گفتم؟ یه لباس!

14:09.308 --> 14:10.475
‫باشه، بریم

14:22.696 --> 14:26.788
‫بعد از این که هولستون مُرد،
‫اومدن سراغ من تا کلانتر بشم

14:30.120 --> 14:31.914
فکر کردم تو وجودم یه رهبر دیدن

14:33.248 --> 14:35.125
‫حالا می‌فهمم جریان این نبوده

14:36.251 --> 14:40.088
‫چیزی که واقعاً دیدن، کسی بود ‫که
مطمئن باشن سر به راهـه و

14:41.037 --> 14:42.497
‫سؤال نمی‌پرسه

14:43.050 --> 14:44.468
‫اما اشتباه قضاوتم کردن

14:44.968 --> 14:46.928
‫من سؤالات زیادی دارم و...

14:46.929 --> 14:50.348
‫تمایلی ندارم بی‌جواب بمونن

14:50.349 --> 14:51.891
‫دیگه نه

14:51.892 --> 14:53.559
‫کار جولیت بود

14:53.560 --> 14:55.978
‫اون کاری کرد که چشمامو باز کنم و

14:56.026 --> 14:59.154
‫ببینم که وقتشـه

15:00.392 --> 15:02.644
‫دروغ‌ دیگه بسـه

15:05.197 --> 15:07.740
‫خب، سخنرانی خوبی بود

15:07.841 --> 15:11.011
‫اما دقیقاً چیکار می‌تونی واسه‌مون بکنی؟

15:11.578 --> 15:13.275
‫شما ازم کمک خواستید

15:13.300 --> 15:16.220
‫نمی‌دونستم در واقع کاری نمی‌تونی بکنی

15:17.247 --> 15:19.353
‫یه خائن دیگه داریم که باید پیداش کنیم

15:20.089 --> 15:21.712
‫یه نفر نقشه‌ی حمله به تجهیزات رو لو داد

15:21.713 --> 15:24.590
‫اون چه کمکی می‌تونه بکنه؟
‫این پایین که کسی رو نمی‌شناسه

15:24.615 --> 15:26.325
‫ولی بالا آشنا داره

15:28.178 --> 15:30.889
‫راهی هست که مأمورهای دیگه
‫باهامون یار بشن؟

15:32.391 --> 15:33.976
‫- نمی‌دونم
‫- چرا نمی‌دونی؟

15:34.476 --> 15:37.353
‫آهان، آره، چون به لطف تو
‫همه‌ی ارتباطات قطع شدن

15:37.354 --> 15:38.771
‫- شرل
‫- غلط میگم؟

15:38.772 --> 15:40.189
‫چیکار باید می‌کردم؟

15:40.190 --> 15:42.400
‫شاید نباید به برنارد بی‌سیم می‌زدی که

15:42.401 --> 15:45.320
بهش بگی قراره در مورد اون و
سیمز ‫تحقیقات کنی

15:53.311 --> 15:54.354
‫ببخشید

15:55.324 --> 15:58.410
‫فقط... ما تنهایی نمی‌تونیم این کار رو بکنیم

16:01.336 --> 16:03.213
‫ولی نمی‌دونیم کسی طرف ما هست یا نه

16:04.756 --> 16:06.008
‫یه نفر هست

16:07.326 --> 16:08.910
‫زنی که کمک‌مون کرد بیایم پایین

16:08.935 --> 16:10.553
‫آره، من هم داشتم بهش فکر می‌کردم

16:10.647 --> 16:12.732
‫اما نمی‌دونم چجوری می‌تونیم
‫باهاش ارتباط بگیریم

16:13.390 --> 16:14.933
‫کی رو میگید؟

16:16.852 --> 16:18.061
‫کمیل سیمز

16:49.301 --> 16:50.302
‫سواد خوندن داری؟

16:52.304 --> 16:53.554
‫خوندن بلدی؟

16:53.555 --> 16:55.265
‫- آره
‫- خیلی‌خب، عالیـه

16:55.766 --> 17:00.562
‫می‌تونی دنبال چیزی بگردی که روش
‫نوشته باشه «راسل» یا رئیس «آی‌تی»؟

17:01.104 --> 17:03.425
‫اگه رمز نوشته شده بود که
‫یه نفر پیداش می‌کرد

17:03.450 --> 17:05.508
آره، نمی‌دونم الان چه کار دیگه‌ای
میشه کرد پس

17:05.533 --> 17:07.952
اگه بتونی کمکم کنی یه چیزی ‫پیدا کنم،
عالی میشه

17:11.031 --> 17:12.240
‫باشه

17:12.241 --> 17:15.536
‫کسایی که توی اون اتاق مُردن رو دیدی؟

17:16.248 --> 17:17.330
‫آره

17:17.355 --> 17:19.454
‫تس مامانِ ریک بود و چیس بابای آدری

17:19.455 --> 17:21.959
‫وقتی همسراشون مُردن با هم وارد رابطه شدن ‫و
بنی رو به دنیا آوردن

17:23.210 --> 17:25.628
‫وقتی مامانم مریض شد،
‫منو برد پیش اونا

17:25.864 --> 17:28.297
‫ازشون خواست منو نگه دارن و

17:28.298 --> 17:30.467
‫وقتی که مُرد اونا نگهم داشتن

17:33.345 --> 17:35.567
‫اما من یه جورایی...
‫فقط یه نون‌خور اضافه بودم

17:35.592 --> 17:37.594
‫واسه همین می‌خواستن برن اتاق کنترل

17:39.142 --> 17:40.269
‫واسه همین مُردن

17:41.436 --> 17:42.604
‫ما گرسنه بودیم

17:45.482 --> 17:47.609
‫بقیه منو مقصر می‌دونن

17:49.643 --> 17:51.448
،‫واسه همین بهم میگن «ایتر»
‫یعنی نون‌خور اضافه

17:51.989 --> 17:53.294
‫منو در همین حد حساب می‌کنن

17:53.532 --> 17:55.366
‫ببین، من درکت می‌کنم

17:55.467 --> 17:56.969
‫بیشتر از چیزی که می‌دونی

17:58.036 --> 18:00.832
‫- باشه؟ فقط الان باید...
‫- می‌دونم. دنبال رمز می‌گردیم

18:03.166 --> 18:04.960
‫فقط می‌خواستم بهت بگم

18:20.976 --> 18:22.160
‫این چی؟

18:26.608 --> 18:29.110
‫- این...
‫- این آپارتمانشـه
‫(راسل کانروی، آدرس گیرنده: آپارتمان ۱۱)

18:29.151 --> 18:31.528
‫- آدرسش فرق داره
‫- به‌دردبخوره؟

18:32.487 --> 18:33.739
‫خواهیم دید

18:36.366 --> 18:38.118
‫چیزی که باید بدونی اینـه

18:38.994 --> 18:42.257
‫باشه؟ اون برگه‌ای که دست شوهرتـه...

18:42.664 --> 18:43.998
‫تازه هیچی نیست

18:43.999 --> 18:46.125
‫یعنی خبر نداری چه چیزهایی رو
‫بهمون نمیگن

18:46.150 --> 18:47.610
‫چی‌ها رو بهمون نمیگن؟

18:49.261 --> 18:51.514
‫وقتی نیکولز رو گرفتن
کامپیوتر دور و برت بود؟

18:52.424 --> 18:53.674
‫نه

18:53.915 --> 18:57.252
‫خب، اگه بود، می‌دیدی

18:57.846 --> 18:59.681
‫می‌فهمیدی چی میگم

19:00.849 --> 19:04.061
‫اونوقت تو هم الان توی یه اتاق کوچیک ‫بودی و
کیسه سرت کشیده بودن

19:05.354 --> 19:06.355
‫مرسی

19:12.753 --> 19:14.797
‫وقتی زنِ کلانتر برای پاکسازی رفت رو یادتـه؟

19:16.156 --> 19:18.951
‫یادتـه قبل از این که بگه
‫ می‌خواد بره بیرون چی گفت؟

19:19.910 --> 19:21.953
«صفحه نمایش دروغـه»

19:22.013 --> 19:23.306
‫دقیقاً

19:26.041 --> 19:28.334
‫اون برگه‌ای که تو دیدی؟

19:28.641 --> 19:31.561
‫شاید فقط قبلاً اینجوری نبوده

19:32.339 --> 19:33.340
‫شاید...

19:35.309 --> 19:37.196
‫شاید الان هم همینجوریـه

19:51.526 --> 19:54.728
‫« اگه حرفمو باور نداری
‫برو طبقه‌ی انتهایی سیلو »

19:56.125 --> 19:59.032
‫« تونل رو پیدا کن. اونجا بهت ثابت میشه »

19:59.967 --> 20:02.010
‫آهای، آهای، شهردار هالند رو ندیدی؟

20:02.035 --> 20:03.057
‫نه

20:03.082 --> 20:05.371
‫خیلی‌خب، من همین الان باید پیداش کنم

20:05.372 --> 20:07.123
‫- در دسترس نیست
‫- این دیگه یعنی چی؟

20:07.124 --> 20:08.542
‫یعنی باید صبر کنی

20:09.376 --> 20:12.044
‫باشه، گوش کن.
‫متوجه نیستی، خب؟

20:12.045 --> 20:16.257
‫ببین، مرگ و زندگیِ سیلو به این بستگی داره که
‫من الان پیداش کنم یا نه

20:16.258 --> 20:17.967
‫تو متوجه نیستی

20:17.968 --> 20:20.637
‫مرگ و زندگی تو به این بستگی داره ‫که
الان دستمو ول کنی یا نه

20:27.352 --> 20:29.938
‫بهم دستور دادن که تا عصر امروز ‫مزاحمش نشم

20:46.914 --> 20:47.998
‫واک

20:48.984 --> 20:51.153
‫- چی می‌خوای؟
‫- صبحونه نیومدی

20:52.187 --> 20:53.353
‫گرسنه‌ام نبود

20:53.378 --> 20:55.630
‫شرل گفت حالت خوب نبود

20:55.631 --> 20:56.731
‫چرت نگو

20:56.763 --> 20:59.664
‫حرفش این بود که «واک دوباره
‫نمی‌تونه از کارگاهش بیاد بیرون»

20:59.870 --> 21:02.747
‫از وقتی که برگشتم،
‫نمی‌تونم به اون در نزدیک شم

21:02.894 --> 21:06.648
حتی فکر کردن بهش باعث میشه
قلبم بیاد تو دهنم

21:07.267 --> 21:09.852
‫اشتباه فکر می‌کردم که می‌تونم بهش غلبه کنم.
‫حماقت کردم.

21:09.853 --> 21:11.104
‫حماقت نکردی

21:12.856 --> 21:15.108
‫- فقط زمان می‌بره
‫- آره، اما وقت نیست

21:15.609 --> 21:17.194
‫اونا زنمو گرفتن

21:17.861 --> 21:21.406
‫اولین باری که از دستش دادم،
‫وقتی بود که همه‌ی این داستانا شروع شد

21:21.996 --> 21:24.332
‫تا وقتی که برش نگردونم،
‫این حسم از بین نمیره

21:27.079 --> 21:28.288
‫واک، منو نگاه کن

21:30.541 --> 21:31.708
‫منو نگاه

21:33.531 --> 21:35.116
‫برش می‌گردونی

21:35.822 --> 21:37.157
‫از کجا می‌دونی؟

21:37.798 --> 21:39.883
‫چون صبحونه نیومدی و یه خبری رو نشنیدی

21:41.861 --> 21:43.321
‫الان کلانتر رو داریم

21:44.304 --> 21:45.472
اون طرف ماست

21:46.723 --> 21:48.599
‫ما کنترل سیلو رو به دست می‌گیریم و

21:48.600 --> 21:50.394
‫اولین کاری که می‌کنیم...

21:51.270 --> 21:52.437
‫آزاد کردن مکلینـه

21:59.361 --> 22:01.446
‫فقط می‌خواستم بدونی که یه نقشه داریم

22:11.832 --> 22:12.958
‫یه کم استراحت کن

22:42.180 --> 22:43.654
‫« برنارد: وقت حرف زدنه »

22:43.780 --> 22:45.574
‫خودت هر چی که گفتمو شنیدی

22:52.821 --> 22:54.415
‫« اون گفت یه نقشه دارن.
‫نقشه‌شون چیـه؟ »

22:54.458 --> 22:56.877
‫من چه بدونم وقتی ‫توی این اتاق زندونیم کردی؟

22:59.532 --> 23:02.157
‫« یادت باشه دوربین روشن ‫می‌مونه و

23:02.181 --> 23:04.806
‫اگه می‌خوای دوباره زنت رو ببینی هرگز
‫از اونجا خارج نمیشی »

23:49.888 --> 23:50.931
‫مامان

23:51.723 --> 23:54.003
‫لوکاس، چی شده؟

23:54.028 --> 23:55.977
‫- کجا بودی؟ خوبی؟
‫- هیچی نشده، مامان

23:55.978 --> 23:57.634
فقط یه یادداشت بهم دادن که نوشته بود

23:57.658 --> 23:59.313
‫پسرم به ۵ سال کار توی معدن محکوم شده

23:59.314 --> 24:00.815
‫خب، آزادم کردن

24:00.816 --> 24:02.525
‫خیلی‌خب، ببین،
‫نمی‌تونم همش رو توضیح بدم...

24:02.526 --> 24:05.194
‫- چند وقتـه آزادی؟
‫- زمان زیادی نیست. نمی‌تونستم بیام

24:05.195 --> 24:08.114
‫- نمی‌تونستی بیای بگی در امانی؟
‫- فقط... مامان، ازت می‌خوام اینو بگیری

24:08.115 --> 24:10.783
‫یه جایی قایمش کنی که هیچکس
‫پیداش نکنه، خب؟

24:10.784 --> 24:13.202
‫نه، نمی‌گیرم. من فکر کردم تو رو از دست دادم

24:13.242 --> 24:15.097
‫- حالا دوباره داری جونتو به خطر می‌ندازی؟
‫- متوجه نیستی

24:15.122 --> 24:17.164
‫تو همیشه همینجوری بودی،
‫حتی توی بچگیت

24:17.165 --> 24:20.042
‫- چاره‌ای ندارم
‫- ندونستن یعنی آرامش، لوکاس

24:20.043 --> 24:22.712
‫ای کاش می‌تونستی بهش برسی ‫اما
در تلاشی همه چی رو حل کنی

24:22.713 --> 24:25.339
‫حتی وقتی که قابل‌حل نیستن.
‫حالا هم کارتو به اینجا کشونده که...

24:25.340 --> 24:27.009
‫نه، ترسو بودن کار منو به اینجا کشونده

24:29.887 --> 24:33.432
‫کلانتر نیکولز اومد از من کمک بگیره

24:35.058 --> 24:37.185
‫و من بهش گفتم نمی‌تونم کمکش کنم چون

24:37.186 --> 24:40.438
جز من کسی نیست از مادرم مراقبت کنه

24:40.439 --> 24:42.065
‫- چی؟ اما تو که...
‫- دروغ گفتم

24:45.261 --> 24:47.347
‫بهش دروغ گفتم، مامان،
‫تا از زیر کار درست در برم

24:48.215 --> 24:49.549
‫و کمکش نکردم

24:49.574 --> 24:51.284
‫حتی گزارشش رو هم ندادم، ‫من فقط...

24:53.327 --> 24:54.494
‫هیچ کاری نکردم

24:57.456 --> 24:59.333
‫دوباره این اشتباه رو تکرار نمی‌کنم

25:06.465 --> 25:08.592
‫- باشه؟
‫- باشه

25:10.177 --> 25:11.303
‫عزیزم

25:12.679 --> 25:13.680
‫مرسی

25:22.012 --> 25:23.308
‫« کتابچه‌ی قوانین منشور »

25:36.912 --> 25:38.539
راسل یه بچه داشته

25:43.418 --> 25:45.629
‫راستی، شما توی سیلوتون چی می‌خورید؟

25:48.215 --> 25:49.715
‫متغیره

25:49.716 --> 25:52.009
‫بستگی داره توی کافه‌تریا چی داشته باشن

25:52.057 --> 25:53.809
‫پس هیچ‌وقت مجبور نشدی موش بخوری؟

25:56.974 --> 25:57.975
‫نه

26:24.751 --> 26:26.086
‫چیـه؟

26:28.088 --> 26:29.089
‫هیچی

26:32.593 --> 26:37.597
‫پس گفتی چیس و تس،
‫سعی داشتن وارد اتاق بشن

26:37.598 --> 26:39.141
‫آره، اما هیچ‌وقت رمز رو پیدا نکردن

26:39.641 --> 26:41.184
‫دیگه بیخیال گشتن شدن

26:41.185 --> 26:42.651
‫همش ترکیب‌های جدید رو امتحان می‌کردن

26:42.651 --> 26:44.910
نمی‌دونم چطوری یادشون می‌موند تا
چه رقمی رو امتحان کردن

26:47.191 --> 26:48.358
‫چی گفتی؟

26:51.153 --> 26:53.456
نمی‌دونم چطوری یادشون می‌موند تا
چه رقمی رو امتحان کردن

26:54.781 --> 26:55.782
‫من می‌دونم

26:58.076 --> 26:59.864
‫- لعنتی
‫- چیـه؟

26:59.889 --> 27:03.289
‫من اونو کشیدم، اما نمی‌دونستم که اعداد...

27:03.290 --> 27:05.708
‫چیس و تس اینا رو نوشتن.
.‫دست‌خط‌شون رو می‌شناسم

27:05.709 --> 27:07.044
‫پس رفتن تو، آره؟

27:07.878 --> 27:09.421
‫وگرنه اونا رو نمی‌کُشت

27:10.047 --> 27:12.882
‫پس باید اینجا بوده باشه ‫که
من پاکش کردم. عالی شد

27:13.202 --> 27:16.163
‫بهرحال فکر کنم بتونم ‫با چیزایی که
اینجاست بفهمم چیـه

27:17.846 --> 27:19.889
‫یک دو سه چهار پنج شش هفت هشت...

27:19.890 --> 27:21.642
‫۱۵، ۱۶، ۱۷

27:30.275 --> 27:33.987
‫نُه، ۲۹، ۳۰، ۳۱،

27:34.571 --> 27:38.241
‫۳۲، ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۳۷

27:38.242 --> 27:39.493
‫۳۷، ۳۸

27:44.873 --> 27:46.416
‫یک، دو، سه، چهار

27:48.418 --> 27:49.419
‫یک، دو

27:50.379 --> 27:51.797
‫صفر، سه

28:02.683 --> 28:04.434
‫چرا همه‌ی اینا دوتا اسم دارن؟

28:07.938 --> 28:12.359
‫بابی پارسونز، لین مونتگومری، امیلی ایمز

28:14.462 --> 28:17.840
‫اولیش اسم کوچیکـه و دومی فامیلی

28:17.865 --> 28:19.867
‫تو هم فامیلی داری؟

28:20.409 --> 28:21.629
‫آره. نیکولز

28:26.790 --> 28:28.333
‫مامانم فقط یه اسم برای من گذاشت

28:30.961 --> 28:32.254
‫دیگه مهم نیست

28:35.215 --> 28:36.591
‫بچه به زودی بیدار میشه

28:36.592 --> 28:40.011
‫باشه، میشه لطفاً یه لوح برام بیاری؟

28:40.012 --> 28:41.471
‫هشت، نُه

28:46.018 --> 28:48.394
‫- هیچکس جلوتر از این نمیره
‫- شهردار منو فرستاده

28:48.395 --> 28:50.605
‫می‌دونی، من دست‌راستشم

28:50.606 --> 28:52.319
‫اختیار عبور دارم، پس...

28:52.344 --> 28:54.767
‫مگر این که بخواید بابت این که
‫راهمو سد کردید گزارشتون رو بدم...

28:54.792 --> 28:56.527
‫اون پایین امن نیست

28:56.615 --> 28:58.074
‫مطمئنی می‌خوای بری؟

28:58.174 --> 28:59.384
‫مطمئنم

29:05.041 --> 29:12.041
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:17.799 --> 29:18.967
‫سریع باش

29:23.013 --> 29:24.764
‫آهای! بگیریدش! بیا اینجا!

29:24.765 --> 29:26.891
‫- خیلی‌خب، باشه
‫- خب، بریم

29:26.892 --> 29:28.751
‫ببینید، من باید برم طبقات پایین

29:28.898 --> 29:30.649
‫گذاشتن این یه نفر رد شه

29:30.743 --> 29:32.703
‫- تو کی هستی؟
‫- من لوکاس کایلم

29:38.946 --> 29:40.404
‫یه نفر از بخش آی‌تی...

29:40.491 --> 29:43.044
‫اونم با کارت شناسایی آبی
‫توی طبقات پایینی چیکار داره؟

29:43.116 --> 29:44.659
‫کی تو رو فرستاده؟

29:44.686 --> 29:46.604
‫هیچکس. خودم اومدم

29:48.956 --> 29:50.957
‫- برش گردونید
‫- نه، گوش کنید

29:50.958 --> 29:53.668
‫فکر کردید اگه مجبور نبودم
‫وسط این اوضاع قاراشمیش

29:53.669 --> 29:55.045
‫میومدم این پایین؟

29:55.587 --> 29:58.799
‫لعنتی. من سعی دارم سیلو رو نجات بدم

30:02.094 --> 30:05.388
‫اگه آقای کارت آبی به لاشی‌بازیش ‫ادامه داد،
از اون کنار بندازینش پایین

30:05.389 --> 30:06.625
‫لعنتی، وایسا!

30:06.650 --> 30:10.519
‫صبر کن، من جولیت نیکولز رو می‌شناختم

30:12.646 --> 30:13.981
‫ارواح عمت

30:14.606 --> 30:16.775
‫اسم دوست‌پسرش جُرج بود

30:19.274 --> 30:21.233
‫من می‌خوام به شما اعضای ارشد اداره‌‌تون

30:21.321 --> 30:25.711
‫در مورد حملات اخیر شورشی‌ها خبر بدم،

30:25.736 --> 30:26.951
‫که مطمئنم در جریانش هستید

30:26.952 --> 30:28.244
‫بله، قربان

30:28.245 --> 30:31.746
‫هدف اونا دزدیدن باروت از اتاق تجهیزات و

30:31.771 --> 30:34.314
‫منفجر کردن دَرِ سیلو بود

30:34.445 --> 30:36.989
‫ما تونستیم جلوی
‫ نقشه‌ی خطرناک‌شون رو بگیریم

30:37.254 --> 30:39.923
‫نقشه‌ای که بعداً متوجه شدیم

30:41.675 --> 30:44.026
‫توسط پال بیلینگز اجرا شده

30:44.051 --> 30:45.546
‫از کجا معلوم؟

30:45.637 --> 30:48.681
‫شورشی‌هایی که بازداشت شدن
‫گفتن اون مسئولشـه

30:48.682 --> 30:53.561
‫بدین ترتیب ما تصمیم گرفتیم ‫که
نشان بیلینگز رو ازش بگیریم و

30:53.562 --> 30:56.189
سِمتش رو تا اطلاع ثانوی خالی بذاریم

30:56.190 --> 30:57.356
‫حرف آخر،

30:57.357 --> 30:59.233
‫تمام مأمورها و نیروهای پشتیبانی‌شون

30:59.258 --> 31:01.594
‫به کافه‌تریای این طبقه اعزام میشن

31:02.196 --> 31:04.864
‫ما باید اونجا رو به زندان موقت تبدیل کنیم

31:04.865 --> 31:06.629
‫ازمون می‌خواید یه زندان بسازیم؟

31:06.658 --> 31:10.786
‫شما به ما گفتید که نیازی نیست
‫در رابطه با شورش کاری کنیم

31:10.787 --> 31:13.415
‫متأسفانه، شرایط عوض شده

31:21.173 --> 31:22.274
‫ای بابا

31:22.378 --> 31:24.754
یه فرصت دیگه داری -
آره، می‌دونم -

31:24.779 --> 31:27.762
ولی اگه اشتباه بزنم، تا ۲۴ ساعت
...نمی‌تونیم دیگه امتحان کنیم و

31:27.763 --> 31:29.055
سولو می‌میره

31:29.056 --> 31:31.349
...پس -
اسمش اینـه؟ سولو؟ -

31:31.350 --> 31:32.934
چرا؟ -
نمی‌دونم -

31:32.935 --> 31:34.560
اسم کوچیکشـه یا فامیلیش؟

31:34.561 --> 31:37.147
نه، اصلاً اسمش نیست

31:39.107 --> 31:40.399
اون سولوئـه

31:40.400 --> 31:41.692
اون تو نیستی

31:41.693 --> 31:43.402
اون دست‌راستِ واقعیِ آی‌تیـه

31:43.403 --> 31:44.756
نمی‌دونم کی هستی

31:44.781 --> 31:46.909
من دست‌راستِ آی‌تی هستم

31:47.033 --> 31:48.660
می‌فهمی؟

31:49.785 --> 31:52.995
!این حرفا رو به من نزن
!هرگز این کار رو نکن

31:52.996 --> 31:55.331
فهمیدی؟ من سولو هستم

31:55.332 --> 31:57.751
!من دست‌راستِ آی‌تی هستم

31:59.753 --> 32:02.965
اون کسی که ادعا می‌کنه نیست

32:03.924 --> 32:05.676
قبلاً کنار من می‌نشست

32:06.426 --> 32:10.513
گفت اسمش به معنی آبیـه یا همچین چیزی

32:10.514 --> 32:13.350
سولو؟ اینجا کلاس سطح «ب»ـه؟

32:14.163 --> 32:18.772
پس وقتی شورش شروع شده
حتماً ۱۱ یا ۱۲ سالش بوده

32:20.274 --> 32:21.984
پس تو چطوری کنارش می‌نشستی؟

32:24.403 --> 32:29.198
خب، نگفتم که این کیف مال لاپیسـه

32:29.199 --> 32:31.285
فقط من رو یادِ اون انداخت

32:31.869 --> 32:32.910
...زمان شورش

32:32.911 --> 32:34.663
تو چند سالت بود؟

32:35.372 --> 32:38.000
من به دنیا نیومده بودم

32:39.626 --> 32:42.296
.حتی مادرم هم یادش نبود
.اون موقع یه بچه بوده

32:47.968 --> 32:49.303
ای گندش بزنن

32:53.891 --> 32:55.684
اون فقط یه بچه بوده

33:01.315 --> 33:02.691
اون کلاسِ سولو بوده

33:08.138 --> 33:09.590
« جیمی کانروی »

33:09.615 --> 33:10.823
کانروی

33:10.824 --> 33:12.576
فامیلیِ راسلـه

33:13.076 --> 33:15.078
توی آپارتمان. ظرف غذا

33:20.459 --> 33:21.502
سلام

33:23.212 --> 33:24.213
خودشـه

33:24.713 --> 33:28.049
،اگه رئیس‌شون تویی
باید بازم کنی

33:28.050 --> 33:29.343
جولز رو از کجا می‌شناختی؟

33:29.927 --> 33:33.721
،قبلاً وقتی که از سر کار برمی‌گشت
تو کافه‌تریا صحبت می‌کردیم، خب؟

33:33.722 --> 33:35.390
پس واقعاً نمی‌شناختیش

33:36.517 --> 33:38.643
می‌دونم دنبال حقیقت بود

33:38.644 --> 33:39.894
من هم همینطور

33:39.895 --> 33:41.395
برای همین اومدم این پایین

33:41.396 --> 33:43.981
انگار این چیزیـه که رئیست گفته بگی

33:43.982 --> 33:46.360
آهای، وایسا. فکر می‌کنم جولیت
هنوز زنده باشه

33:56.662 --> 33:57.704
کجا؟

33:58.622 --> 34:00.040
بهت میگم

34:01.750 --> 34:03.877
ولی فقط اگه من رو ببری جایی که می‌خوام

34:11.051 --> 34:13.218
اصلاً نمی‌دونم کار کی می‌تونه باشه

34:13.219 --> 34:15.888
یه نفر در مورد حمله به برنارد خبر داده

34:15.889 --> 34:17.138
یه جاسوسِ دیگه؟

34:17.139 --> 34:18.474
ممکنـه

34:18.475 --> 34:20.267
چطوری بهش پیغام رسوندن؟

34:20.268 --> 34:22.227
نه کامپیوتری هست، نه باربری

34:22.228 --> 34:24.437
شاید یه تیکه کاغذ دادن به مأمورها

34:24.438 --> 34:26.691
تو که اینجوری پیغام رسوندی -
آره، ولی اصلاً نمی‌دونم که -

34:26.692 --> 34:28.819
پیغام به دست کسی که می‌خواستم رسیده یا نه

34:29.319 --> 34:32.571
کلانتر، دم راهبند کارِت دارن

34:32.572 --> 34:34.448
یکی اومده دیدنت

34:34.449 --> 34:36.075
انگار پیغامت به دستش رسیده

34:36.076 --> 34:38.745
می‌خوای باهات بیایم؟
برای قدرت‌نمایی؟

34:40.496 --> 34:41.581
خودم برم بهتره

34:46.837 --> 34:48.755
پیغام فرستادن از طریق راهبند...

34:52.551 --> 34:54.052
چیـه؟ چی شده؟

34:57.054 --> 34:58.557
می‌دونم کی بهمون خیانت کرده

35:06.315 --> 35:08.733
وایـ... آهای. رفتی داخل؟ -
نه -

35:08.734 --> 35:12.320
آهای، باید بذاری باهاش صحبت کنم -
نه، قرارمون این نبود -

35:12.321 --> 35:13.821
خیلی‌خب

35:13.822 --> 35:16.115
ببین، پدر و مادرت رمز رو پیدا کردن، خب؟

35:16.116 --> 35:18.451
من به ۶تا ترکیب رسیدم

35:18.452 --> 35:20.286
روزی سه‌تا رو میشه امتحان کرد

35:20.287 --> 35:22.747
،دوتا رو امتحان کردم
پس تنها راه ورود اینـه که

35:22.748 --> 35:25.208
بذاری باهاش صحبت کنم -
نه، نمی‌تونی ببینیش -

35:25.209 --> 35:28.095
،اگه اجازه بدی بکُشتش
هرگز نمی‌تونی وارد بشی

35:28.120 --> 35:30.597
!باید در اتاق رو باز کنی -
نه، نباید -

35:30.622 --> 35:33.300
،بایدی در کار نیست
می‌تونم بذارم برم، درستـه؟

35:33.800 --> 35:36.093
.لزومی نداره برم تو اون اتاق کوفتی
.تو باید بری

35:36.094 --> 35:37.638
...تو باید بری -
وایسا، وایسا -

35:46.396 --> 35:47.564
این مال مادرمـه

35:49.316 --> 35:50.567
از کجا آوردیش؟

35:51.235 --> 35:54.696
بهترین فرصت‌مون واسه وارد اتاق شدن اینـه که
بذاریم اون باهاش صحبت کنه

36:34.403 --> 36:35.404
آهای

36:36.780 --> 36:38.031
آهای

36:39.575 --> 36:40.826
آهای، حالت خوبـه؟

36:42.202 --> 36:43.495
لعنتی

36:46.498 --> 36:48.166
من شکست خوردم -
چی؟ -

36:49.001 --> 36:51.002
...نه. نه... نخوردی

36:51.003 --> 36:52.170
...اون بهم گفت که -
منظورت چیـه؟ -

36:52.171 --> 36:54.380
نذارم کسی بیاد تو اتاق

36:54.381 --> 36:57.926
.خب، من وارد نشدم
.کسی وارد اتاق نشده

37:00.137 --> 37:01.513
پس چرا اینجایی؟

37:02.181 --> 37:06.017
ببین، می‌فهمم محافظت از اتاق چقدر مهمـه

37:06.018 --> 37:07.102
می‌فهمم

37:08.020 --> 37:09.104
درک می‌کنم

37:10.647 --> 37:13.983
...بهت قول میدم، اگه رمز رو بدی

37:13.984 --> 37:16.236
...نمیدم. من -
نه، لطفاً. فقط گوش کن -

37:16.820 --> 37:20.199
.میرم داخل، غذا برمی‌دارم
.فقط غذا می‌خوان

37:20.788 --> 37:23.826
می‌تونم... من می‌خوام برگردم سیلوی خودم

37:23.827 --> 37:26.913
نه. همون بهتر بیان منو بکُشن

37:26.914 --> 37:29.457
نه، فقط بهش فکر کن لطفاً

37:29.458 --> 37:32.210
راسل من رو انتخاب کرد تا دست‌راستش بشم -
نه -

37:32.211 --> 37:34.670
فقط من موندم تا از اتاق محافظت کنم

37:34.671 --> 37:36.047
تو هرگز دست‌راست اون نبودی

37:36.048 --> 37:37.841
من سوگند خوردم -
نه -

37:40.052 --> 37:42.346
ولی تو دست‌راستش نبودی

37:46.600 --> 37:48.310
تو پسرش بودی

38:00.113 --> 38:03.784
بنی، گفتم با نردبون برو

38:04.284 --> 38:05.953
چشم. دفعه‌ی بعد

38:14.670 --> 38:15.921
الان برمی‌گردم

38:16.505 --> 38:18.131
الان می‌خوای بکُشیش؟

38:26.723 --> 38:29.017
میگم، اینو یادتـه؟

38:30.644 --> 38:32.271
تابحال ندیدمش

38:32.938 --> 38:34.814
...می‌دونم نمی‌خوای سعی کنی ولی -
!برو بیرون -

38:34.815 --> 38:36.607
آهای، نه. نه، فقط صبر کن -
...فقط -

38:36.608 --> 38:37.942
باشه -
خواهش می‌کنم، بس کن -

38:37.943 --> 38:39.527
به اندازه‌ی جفت‌تون تیر دارم

38:39.528 --> 38:40.904
آدری، صبر کن

38:42.906 --> 38:44.408
طرف اونا رو می‌گیری؟

38:47.202 --> 38:48.704
می‌خوام حرف‌هاش رو بشنوم

38:49.371 --> 38:50.414
غلافش کن

38:56.128 --> 38:57.670
باشه، باشه

38:57.671 --> 38:59.506
بگو چطور پدر و مادرمون رو کُشتی

39:01.133 --> 39:04.135
چی شد؟ -
اون ازم یه کار خواست و -

39:04.136 --> 39:06.596
من شکست خوردم -
منظورت چیـه شکست خوردی؟ -

39:06.597 --> 39:09.849
اونا وارد شدن. رمز درست رو
زدن و وارد شدن

39:09.850 --> 39:14.937
.من هم اونجا بودم
.اونجا بودم و هیچکاری نکردم

39:14.938 --> 39:16.856
حتی وقتی اومدن داخل، بیدار نشدم

39:16.857 --> 39:18.149
...من -
خواب بودی؟ -

39:18.150 --> 39:19.735
...من... من... من

39:20.819 --> 39:22.404
...بیدار نشدم تا وقتی که

39:25.032 --> 39:27.116
چیزی نیست. تا وقتی که چی؟ چی؟

39:27.117 --> 39:29.368
صداش خیلی بلند بود

39:29.369 --> 39:30.453
صدای چی بلند بود؟

39:30.454 --> 39:34.749
.من خیلی احمقم
.تفنگ رو گذاشته بودم کنار دَر

39:34.750 --> 39:37.043
وقتی خواب بودی بهت شلیک کردن؟

39:37.044 --> 39:38.837
این اتفاقیـه که افتاده؟ -
حتماً دروغ میگه -

39:41.215 --> 39:43.008
ریک -
بعدش چی؟ -

39:44.134 --> 39:45.718
پدر و مادرمون رو کُشت

39:45.719 --> 39:48.513
نمی‌خواستم -
!ولی کُشتی -

39:48.514 --> 39:50.557
وارد اتاق غذا شدن

39:51.517 --> 39:52.601
...برای همین

39:54.394 --> 39:57.021
من هم دستگیره رو شکستم و بستمش و

39:57.022 --> 40:01.776
نتونستن بیان بیرون چون چِفت شده بود

40:01.777 --> 40:03.529
پس اکسیژن‌شون تموم شده؟

40:08.408 --> 40:10.369
مهم نیست چطور اونا رو کُشته

40:11.370 --> 40:13.996
اونا رو کُشته و دروغ میگه که
بهش شلیک کردن

40:13.997 --> 40:15.832
جای زخمی داری؟

40:17.584 --> 40:19.502
آره؟ می‌دونم نمی‌خوای نشون‌شون بدی ولی

40:19.503 --> 40:21.587
باید مطمئن بشن داری راستشو میگی

40:21.588 --> 40:23.966
دروغ نمیگم -
...میشه -

40:24.675 --> 40:25.843
آره؟ -
آره -

40:29.930 --> 40:30.931
خیلی‌خب

40:33.976 --> 40:36.228
حالا رمز رو میگی یا نه؟

40:40.023 --> 40:41.108
باشه

40:41.900 --> 40:43.110
نظرت راجع‌به این چیـه؟

40:43.819 --> 40:46.196
خودمون که بالأخره پیداش می‌کنیم، نه؟

40:46.697 --> 40:47.906
پس بهش نیازی نداریم

40:50.325 --> 40:52.410
یه نون‌خور کمتر

40:52.411 --> 40:54.245
اسمت جیمی کانرویـه

40:54.246 --> 40:57.081
!برو کنار. گفتم برو کنار -
...و زمان شورش ۱۲ سالت بوده -

40:57.082 --> 40:59.835
...دوازده سالت بوده
بس کن! وایسا، لطفاً. فقط گوش کن

41:00.460 --> 41:04.213
اون ۱۲ سالش بوده، خب؟
موقع شورش ۱۲ سالش بوده. ۱۲

41:04.214 --> 41:07.842
اونقدر سنی نداشته که
مسئول این اتفاقات باشه

41:07.843 --> 41:09.219
تو ۱۲ سالت بوده

41:09.887 --> 41:11.220
جیمی یه بُزدل بود

41:11.221 --> 41:14.098
نه -
...جیمی پُشت یه در قایم شد -

41:14.099 --> 41:15.183
!در لعنتی رو باز کن، جیمی

41:15.184 --> 41:18.312
در حالی که کلانتر یه تفنگ
گذاشته بود رو سر باباش

41:19.479 --> 41:22.107
فقط کافی بود در رو باز کنه تا
...باباش زنده بمونه. پس

41:26.653 --> 41:27.987
بابا

41:27.988 --> 41:30.239
به نظرت این کارِ پسرِ یک قهرمانـه؟

41:30.240 --> 41:32.575
همچین پسری مایه‌ی ننگِ راسلـه

41:32.576 --> 41:34.744
.نه، اشتباه می‌کنی
اون اگه بود بهت افتخار می‌کرد چون

41:34.745 --> 41:36.662
کاری که ازت خواسته بود رو کردی

41:36.663 --> 41:38.748
.در رو باز نکن»
«نذار کسی بیاد داخل

41:38.749 --> 41:40.458
این چیزیـه که بهت گفت، درستـه؟ -
آره -

41:40.459 --> 41:42.251
آره، می‌دونی چرا این رو گفت؟

41:42.252 --> 41:45.546
.چون می‌خواست اتاق رو نجات بده
.می‌خواست سیلو رو نجات بده

41:45.547 --> 41:46.964
نه. نه، جیمی

41:46.965 --> 41:48.842
می‌خواست تو رو نجات بده

41:49.843 --> 41:51.719
می‌خواست تو زنده بمونی

41:51.720 --> 41:55.182
بیخیال... درست مثل پدر و مادر اونا که
می‌خواستن اونا زنده بمونن

41:55.933 --> 41:59.353
پدرت واسه همین داشت ازت محافظت می‌کرد

42:00.812 --> 42:04.274
همونطور که اونا می‌خوان از
بچه‌شون محافظت کنن. خب؟

42:05.108 --> 42:06.318
اونا بچه دارن؟

42:07.736 --> 42:09.321
یه نوزاد

42:11.740 --> 42:12.866
نوزاد

42:16.203 --> 42:17.871
چیزی نیست -
ریک -

42:19.039 --> 42:21.415
چیزی نیست -
باید این کار رو بکنم -

42:21.416 --> 42:22.751
چیزی نیست

42:29.341 --> 42:30.384
خیلی‌خب

42:32.386 --> 42:33.387
باشه؟

42:35.180 --> 42:36.807
باشه. خیلی‌خب -
خیلی‌خب -

42:52.030 --> 42:53.322
پیغامم به دستت رسید؟

42:53.323 --> 42:56.660
نه، پال، همینطوری به سرم زد
صد طبقه رو بیام پایین

42:57.995 --> 42:59.162
عیتقه‌ای که گفتی کجاست؟

42:59.663 --> 43:00.705
باید خصوصی حرف بزنیم

43:00.706 --> 43:03.333
روی پله‌ها، اون هم وسط یه شورش؟

43:15.554 --> 43:16.930
پس حقیقت داره

43:18.348 --> 43:20.308
واقعاً از خط گذشتی

43:20.309 --> 43:21.976
رفتی طرف اونا

43:21.977 --> 43:23.437
من جایی نرفتم

43:24.813 --> 43:26.481
این خطـه که جابجا شده

43:27.524 --> 43:28.901
بذار ببینمش

43:39.620 --> 43:40.995
باز کردنش اینجا خطرناکـه

43:40.996 --> 43:45.291
مجبورم کردی این همه راه بیام پایین
چون تنها کسی‌ام که بهش اعتماد داری

43:45.292 --> 43:48.086
بیخیال، جفت‌مون می‌دونیم دروغ میگی -
حق با توئـه -

43:49.588 --> 43:51.340
می‌خواستم زنت رو ببینم

43:52.341 --> 43:55.427
ولی طعمه‌ای جز عتیقه نداشتم پس
باید تو رو خبر می‌کردم

43:56.720 --> 44:00.866
اون به دوتا از شورشی‌ها که در حال فرار
،دستیگر شدن کمک کرد فرار کنن

44:01.391 --> 44:04.977
که منو به این فکر فرو می‌بره که
شاید بعضی‌هامون

44:04.978 --> 44:08.420
به امنیت سیلو بیشتر از
هر چیز دیگه‌ای اهمیت میدیم

44:12.152 --> 44:13.362
...وقتی این رو ببینی

44:15.697 --> 44:19.243
می‌فهمی چرا چاره‌ای جز اعتماد بهت ندارم

44:23.121 --> 44:24.289
برای چه کاری؟

44:49.815 --> 44:52.109
سال‌هاست اینقدر پایین نیومدم

44:54.528 --> 44:56.697
جولز اشاره کرده بود
با جرج اومدن اینجا

44:59.700 --> 45:01.577
...حق با تو بود، می‌دونی. من

45:03.662 --> 45:05.121
واقعاً نمی‌شناختمش

45:05.122 --> 45:09.750
...فقط چند بار صحبت کرده بودیم و
هرگز کسی رو مثل اون ندیده بودم

45:09.751 --> 45:11.253
مثل اون نداریم

45:13.130 --> 45:14.131
آره

45:16.800 --> 45:18.177
به نظرم آدم فوق‌العاده‌ای بود

45:22.431 --> 45:27.101
اونقدر فوق‌العاده که سعی کردم ببوسمش

45:27.102 --> 45:28.353
اونوقت هنوز زنده‌ای؟

45:29.313 --> 45:30.647
چه خَرشانسی

45:32.983 --> 45:34.817
از جرج خبر نداشتم

45:34.818 --> 45:36.528
بعداً فهمیدم

45:38.071 --> 45:39.197
...فقط

45:39.198 --> 45:42.910
آرزو می‌کنم واسه کمک بهش
بیشتر تلاش می‌کردم

45:47.080 --> 45:48.165
هممون همینطوریم

45:54.379 --> 45:55.379
آره

45:55.380 --> 45:57.173
من سال‌هاست میام این پایین

45:57.174 --> 45:59.606
چیزی در مورد تونل نشنیدم

45:59.760 --> 46:00.886
مطمئنی این پایینـه؟

46:04.723 --> 46:06.058
آره، این چیزیـه که بهم گفتن

46:08.810 --> 46:10.145
پس بهت دروغ گفتن

46:12.356 --> 46:14.066
اون پایین فقط آب هست

46:18.737 --> 46:20.239
فکر نکنم عمقی داشته باشه

46:21.323 --> 46:22.532
واقعاً؟ بهش فکر کن

46:22.533 --> 46:26.495
کُل اینجا باید پر از آب باشه، ولی نیست

46:27.746 --> 46:29.373
منظورت چیـه؟

46:31.208 --> 46:33.585
داری میگی پُمپ‌هایی اینجا هست که

46:34.962 --> 46:36.420
بخش مکانیک ازشون بی‌خبره؟

46:36.421 --> 46:37.589
باید باشن

46:40.926 --> 46:42.594
حاضری جونت رو سرش شرط ببندی؟

46:55.566 --> 46:56.567
آره

47:03.282 --> 47:04.533
باشه بابا، اومدم

47:10.998 --> 47:12.791
از کی تا حالا مجبوری در بزنی؟

47:14.376 --> 47:15.919
گفتم شاید بخوای بدونی

47:16.503 --> 47:18.422
فهمیدم خائن کیـه

47:30.267 --> 47:31.393
مادرِ تدیـه

47:37.983 --> 47:40.651
دیروز قبل از حمله به بخش
تجهیزات دیدمش

47:40.652 --> 47:41.862
رفته بود جای راهبند

47:42.613 --> 47:44.448
...فکر کنم صرفاً ترسیده بود که

47:46.783 --> 47:48.368
تدی رو بکُشن

47:49.411 --> 47:50.828
باهاش حرف زدی؟

47:50.829 --> 47:51.997
هنوز نه

47:54.249 --> 47:55.542
نمیشه مجازاتش کرد

47:56.210 --> 47:58.504
فقط می‌خواسته از پسرش محافظت کنه

48:05.219 --> 48:06.762
ولی الان تو مخمصه افتادیم، واک

48:08.514 --> 48:10.390
نقشه‌هامون جواب نمیده

48:11.266 --> 48:12.809
باید یه نقشه‌ی دیگه بکِشیم

48:13.393 --> 48:14.770
چرا داری به من میگی؟

48:16.355 --> 48:18.899
شرل رو پیدا نکردیم و
باید با یکی در میون می‌ذاشتم

48:20.817 --> 48:22.110
سراپا گوشم

48:25.405 --> 48:28.242
بقیه‌ی باروتی که از بخش
تجهیزات دزدیدیم رو یادتـه؟

48:31.286 --> 48:32.371
می‌خوایم ازش استفاده کنیم

49:23.130 --> 49:24.214
...فقط... می‌دونید

49:28.093 --> 49:29.386
...این

49:30.596 --> 49:31.597
...این

49:32.681 --> 49:34.808
قایقیـه که داشتم می‌ساختم

49:35.893 --> 49:36.894
یه قایق بادبانیـه

49:38.729 --> 49:41.314
می‌دونید، می‌خواستم یکم غذا گرم کنم ولی

49:41.315 --> 49:45.819
به نظرم بهتره با یه چیز دیگه شروع کنیم

49:50.240 --> 49:51.241
بستنی

50:04.379 --> 50:07.049
وایسید، وایسید -
نه، چیزی نیست. می‌تونید برید داخل -

50:12.095 --> 50:13.263
همینجاست

50:41.208 --> 50:42.209
...آره، بذار

50:43.919 --> 50:45.003
...ولش کن

50:46.588 --> 50:47.798
آهای

50:48.549 --> 50:50.092
خیلی‌خب. چیزی نیست

50:50.968 --> 50:52.469
اونا درامن. باید باهاشون درام بزنی

50:57.975 --> 50:59.141
آره

50:59.142 --> 51:00.811
اینجوری؟ -
آره -

51:11.572 --> 51:12.573
واو

51:24.251 --> 51:25.294
پرنده‌ها

51:33.177 --> 51:35.345
میگم، می‌خوای آهنگ گوش کنید؟

51:36.096 --> 51:37.097
آهنگ چیـه دیگه؟

51:38.098 --> 51:39.808
...آهنگـه دیگه. چیزه

51:42.936 --> 51:45.898
راستش به نظرم از بستنی هم بهتره

51:51.612 --> 51:52.988
جاش امن بود

52:18.138 --> 52:19.139
ممنون

52:20.891 --> 52:24.853
ولی این تنها لباس نیست

52:27.356 --> 52:29.608
یه لباس دیگه هم هست که
در موردش بهم نگفتی، نه؟

52:32.194 --> 52:35.613
،رئیس آی‌تی لباس مخصوص خودش رو داره
محض اینکه به هوابند نفوذ بشه و

52:35.614 --> 52:38.741
واسه برگشت به اتاق لازم داشته باشه

52:38.742 --> 52:40.243
چی شده؟ -
هیچی -

52:40.244 --> 52:42.662
شرمنده بهت نگفتم

52:42.663 --> 52:45.457
...اشکالی نداره. نزدیک بود غرق بشم و

52:46.416 --> 52:48.961
تیر هم خوردم

52:57.261 --> 52:58.762
نمی‌فهمم

53:01.265 --> 53:04.852
،اگه یه لباس پیدا کردی
چرا نرفتی؟

53:29.001 --> 53:30.085
حاضری؟

53:30.669 --> 53:31.753
آره

53:41.388 --> 53:42.389
خوبی؟

53:44.641 --> 53:45.850
آره

53:45.851 --> 53:48.519
وایسا -
چیـه؟ -

53:48.520 --> 53:50.189
بگو چه بلایی سر جولز اومد

53:52.691 --> 53:53.692
محض اینکه بمیرم؟

53:55.194 --> 53:56.360
خب، آره

53:56.361 --> 53:57.613
صحیح

53:58.780 --> 54:02.408
ببین. یه دوربین تو کلاه لباسش بود

54:02.409 --> 54:05.786
،و زمانی که از کار افتاد
هنوز زنده بود

54:05.787 --> 54:07.663
چی؟ -
آره -

54:07.664 --> 54:08.916
خودت دیدیش؟

54:09.458 --> 54:11.251
نه، این چیزیـه که بهم گفتن

54:13.545 --> 54:15.171
یعنی هنوز زنده‌ست؟

54:15.172 --> 54:16.506
...نمی‌دونم. من

54:16.507 --> 54:18.926
اگه می‌دونستم، بهت می‌گفتم

54:19.968 --> 54:21.220
ولی امیدوارم

54:25.766 --> 54:28.519
خب. برام آرزوی موفقیت کن

54:30.229 --> 54:31.522
بدجوری هم لازمش داری

54:32.523 --> 54:33.815
چون خودتی و خودت

54:35.859 --> 54:36.902
عالیـه

55:00.509 --> 55:01.927
به نظرت واقعیـه؟

55:04.763 --> 55:05.931
نمی‌دونم

55:08.892 --> 55:12.019
وقتشـه یه طرف رو انتخاب کنیم -
به نظرت برنده میشن؟ -

55:12.020 --> 55:14.773
ممکنـه، اگه کاری که پال بیلینگز
ازت خواسته رو انجام بدی

55:15.566 --> 55:18.776
،راب، اگه برنده بشن
یه نفر رو می‌خوان تا سیلو رو اداره کنه

55:18.777 --> 55:20.070
اون فرد می‌تونی تو باشی

55:21.113 --> 55:23.323
این کاریـه که باید بکنیم

55:23.991 --> 55:25.075
برای آنتونی

55:27.286 --> 55:28.286
نمی‌تونم انجامش بدم

55:28.287 --> 55:30.162
به من به چشم دشمن نگاه می‌کنن

55:30.163 --> 55:31.540
خیلی‌خب

55:36.044 --> 55:37.212
باشه، من انجامش میدم

55:41.258 --> 55:43.135
یه کار دیگه هست که می‌تونم انجام بدم

55:43.760 --> 55:45.095
برنارد یه کلید داره

55:45.721 --> 55:47.055
روش عدد ۱۸ هست

55:47.598 --> 55:49.140
،و وقتی اوضاع قاراشمیش میشه

55:49.141 --> 55:52.560
،چراغش روشن میشه و صدا میده
بعد برنارد غیبش می‌زنه

55:52.561 --> 55:56.355
وقتی خبر رسید شهردار جانز نیکولز روی برای
سِمت کلانتری انتخاب کرده همینطوری شد

55:56.356 --> 55:58.734
رفت. من هم دنبالش کردم

55:59.401 --> 56:02.361
از کلید برای رفتن به
اتاق سرورها استفاده کرد

56:02.362 --> 56:05.115
وقتی برگشت، گفت باید شهردار بشه

56:06.742 --> 56:08.451
توی اتاق سرورها چی هست؟

56:08.452 --> 56:10.286
به جز سرور

56:10.287 --> 56:11.371
نمی‌دونم

56:12.748 --> 56:16.502
تنها کسایی که دسترسی دارن رئیس آی‌تیـه و

56:17.461 --> 56:19.254
هر کسی که اون کلید رو داره

58:10.866 --> 58:12.284
لوکاس کایل

58:14.077 --> 58:15.412
چرا اینجایی؟

58:16.788 --> 58:18.624
بهم دستوراتی داده شده

58:19.708 --> 58:20.876
توسط کی؟

58:21.960 --> 58:23.504
سالوادور کوئین

58:26.465 --> 58:29.426
،قبل از تو
:سه نفر به این دَر رسیدن

58:30.594 --> 58:34.932
سالوادور کوئین، مری مدوس و جرج ویلکینز

58:36.517 --> 58:38.185
با ویلکینز صحبت نکردم

58:38.894 --> 58:42.523
به کوئین و مدوس همون دستوراتی
داده شده بود که الان به تو داده شده

58:43.357 --> 58:45.859
اگه با کسی در مورد این مکالمه صحبت کنی یا

58:46.360 --> 58:48.277
،بگی این پایین چه چیزی دیدی

58:48.278 --> 58:51.323
چاره‌ای جز راه‌اندازیِ «پادمان» نداریم

58:52.783 --> 58:55.118
می‌دونی پادمان چیـه، آقای کایل؟

58:57.246 --> 58:58.288
بله

58:59.279 --> 59:19.279
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
