WEBVTT

00:08.090 --> 00:10.302
‫- اونا قاضی رو کشتن!
‫- زود باشید!

00:11.303 --> 00:12.763
‫نذارید در برن!

00:13.983 --> 00:24.983
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:25.007 --> 00:32.007
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:32.731 --> 00:36.731
« ترجمه از فائزه شاهمرادی و علی محمدخانی »

00:37.079 --> 00:38.455
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:39.331 --> 00:42.334
‫اتفاقی که افتاد اینـه که
‫من برای این لحظه آموزش ندیدم

00:42.835 --> 00:44.961
‫- فکر کردم من اولین نفریم که کم میاره
‫- آره

00:44.962 --> 00:46.212
‫من هم همینطور

00:46.213 --> 00:49.006
‫-  افراد بیشتری دارن بهشون ملحق میشن
‫- نمی‌تونیم ازشون رد شیم

00:49.007 --> 00:51.008
‫مجبوریم. تنها راه رفتن به خونه همینـه

00:51.009 --> 00:52.261
‫شایدم نه

00:54.054 --> 00:55.097
‫باربرها؟

00:56.181 --> 00:57.891
‫هنوز باهاشون در ارتباطی؟

00:59.184 --> 01:01.770
‫فقط باید دو طبقه دیگه بریم پایین

01:02.543 --> 01:03.544
‫سعی کنید عقب نمونید

01:06.692 --> 01:09.319
‫نمیشه هیچ استدلالی آورد که کار تو نبوده

01:13.282 --> 01:14.491
‫متوجه نمیشم چه جوری

01:15.409 --> 01:19.078
‫اون اسم جاسوس‌های منو نمی‌دونه
‫اما خصوصیات بارزشون رو می‌شناسه

01:19.079 --> 01:22.249
مشخصاً از جنبش استیضاحِ مدوس به من رسیده

01:23.224 --> 01:24.350
‫مامان

01:24.962 --> 01:26.087
‫مامان

01:26.227 --> 01:29.021
‫- یه دقیقه صبر کن، عزیزم
‫- یه آقایی توی آشپزخونه‌ست

01:33.635 --> 01:34.844
‫می‌تونم کمکت کنم؟

01:34.845 --> 01:38.014
‫آخرین باری که خودم
‫قهوه‌ام رو آماده کردم یادم نمیاد

01:38.015 --> 01:43.187
‫من زیاد در مورد شهردار جانز حرف نمی‌زنم اما
‫اون همیشه خودش قهوه‌اش رو آماده می‌کرد

01:44.479 --> 01:49.255
‫می‌گفت انجام دادن کارهای روزمره‌‌ای ‫که
،مردم عادی سیلو هم انجام میدن

01:49.280 --> 01:54.198
،کمکش می‌کرد باهاشون احساس نزدیکی کنه
وقتی کار دیگه‌ای این حس رو نمی‌داد

01:54.865 --> 01:56.791
‫می‌دونی، برای این شغل...

01:56.816 --> 02:02.247
‫نیازه که من دیدگاهم با بقیه فرق کنه

02:09.086 --> 02:10.963
‫اجازه بدید من آماده کنم

02:11.170 --> 02:13.464
‫این دستگاه بدقلقـه

02:14.493 --> 02:17.788
‫خیر سرم باید کار با دستگاه‌ها رو
‫خوب بلد باشم

02:21.183 --> 02:24.852
قبلاً با راب کار می‌کردی، درستـه؟

02:24.853 --> 02:28.689
،قبلاً براش کار می‌کردم
‫همونطور که دوست داره بهم یادآوریش کنه

02:28.714 --> 02:30.675
‫درمورد کار باهات گفتگو می‌کنه؟

02:33.862 --> 02:37.324
‫رابرت فهمیده که دیگه علاقه‌ی زیادی
‫به اون کار ندارم

02:38.033 --> 02:40.869
‫توی بخش آی‌تی شغل خودمو دارم ‫و
پسرم هم پیشمـه

02:42.579 --> 02:47.581
‫منشور میگه: «مادران وسیله‌ای برای
‫به دنیا آوردن فرزندانمان هستن،

02:47.606 --> 02:50.238
‫درست همانطور که سیلو
‫وسیله‌ای برای مردم است.»

02:51.593 --> 02:53.729
‫ما تو خانواده‌مون
‫به این مورد خیلی اهمیت میدیم

02:55.348 --> 03:00.520
‫و گمونم بهم گفتی که خانواده‌ی شما
‫منشور رو با همدیگه می‌خونن؟

03:01.181 --> 03:02.598
‫هر شب

03:02.758 --> 03:05.594
‫میشه منشورتون رو برام بیاری؟

03:07.938 --> 03:08.939
‫حتماً

03:19.783 --> 03:21.618
‫تو به اعتمادم خیانت کردی، راب

03:22.327 --> 03:24.621
‫مجبورم کردی کاری که نمی‌خواستم رو
‫انجام بدم

03:26.582 --> 03:28.958
‫از این به بعد تو دیگه
‫ رئیس بخش امنیت قضایی نیستی

03:28.959 --> 03:31.170
دست‌راست من نمیشی

03:31.795 --> 03:35.590
اما زیادی ارزشمندی ‫که بخوای کنار زده بشی

03:35.591 --> 03:38.497
‫پس میای جای مری.
‫قاضی میشی.

03:40.688 --> 03:44.775
‫دستت رو بذار روی منشور ‫و بعد از من تکرار کن

03:46.810 --> 03:49.229
‫من، رابرت سیمز، صادقانه سوگند می‌خورم...

05:12.253 --> 05:16.026
‫« سیلو »
‫« فصل ۲ »
‫« قسمت ۵: نزول »

05:30.163 --> 05:31.373
‫من میرم یه نگاه بندازم

05:34.927 --> 05:37.420
‫- کالوین اینجاست؟
‫- شما؟

05:37.421 --> 05:41.048
‫کالوین. مشتاق دیدار

05:41.049 --> 05:43.706
‫من بعد از یه سن مشخصی
دیگه واسه دیدن باربرها نمیرم

05:43.731 --> 05:44.733
‫زانوهام نمی‌کشن

05:44.758 --> 05:47.555
با این وضعیت اومدی، همون اولش
بهم توهین هم می‌کنی؟

05:47.556 --> 05:50.016
‫باید شانس بیاری ‫که پات دوباره به پایین برسه

05:50.041 --> 05:51.542
‫برای همین اومدیم اینجا

05:52.811 --> 05:54.729
‫ما یه جایی برای استراحت لازم داریم

05:54.730 --> 05:59.025
‫و من و دوستام رو باید برسونی خونه

05:59.026 --> 06:00.268
‫هزینه داره

06:00.293 --> 06:05.714
‫شاید یه ویسکی بوربن از
دوران قدیم‌ داشته باشم

06:05.748 --> 06:07.834
‫هزینه‌اش بیشتر از یه مشروب کهنه‌ میشه

06:09.369 --> 06:12.247
‫از متعلقات جولیت نیکولز چیزی داری؟

06:26.845 --> 06:29.139
‫سلام. چیکار می‌کنی؟

06:29.353 --> 06:32.622
‫خب، کلاه ایمنی آتش‌نشانی پیدا نکردم و

06:32.647 --> 06:34.936
‫نمی‌خوام برگردم توی آب

06:34.937 --> 06:37.648
‫واسه همین می‌خوام ببینم
‫کلاه قبلیم بهش وصل میشه یا نه

06:39.611 --> 06:41.405
‫راستی، می‌خواستم ازت بپرسم

06:41.860 --> 06:45.141
‫مولد برق شما زیر صدها طبقه آبـه

06:45.166 --> 06:48.033
‫پس چجوری چراغ‌ها روشنن؟

06:49.317 --> 06:51.695
‫آی‌تی منبع برق جداگونه داره

06:52.454 --> 06:54.163
‫از بیرون میاد

06:54.164 --> 06:55.581
‫کجای بیرون؟

06:55.621 --> 06:57.582
‫اون بالا...

07:02.840 --> 07:05.050
‫می‌دونی چرا مولد از کار افتاد؟

07:06.593 --> 07:09.303
‫آره، چندتا مأمور قضایی
‫این ایده‌ی هوشمندانه رو داشتن که

07:09.304 --> 07:13.045
‫پمپ آب زیرزمینی طبقه‌ی ۱۴۴ رو منفجر کنن
‫تا بخش مکانیک غرق بشه

07:13.070 --> 07:16.602
‫اما نتونستن قبل این که آب
‫مولد رو غرق کنه تعمیرش کنن

07:16.603 --> 07:20.107
‫واسه همین آب همینجوری...

07:20.983 --> 07:21.984
‫درسته

07:23.735 --> 07:25.236
‫به نظرت...

07:25.237 --> 07:28.397
‫به نظرت راهی هست ‫که
بشه جلوی بالا اومدن رو گرفت؟

07:28.422 --> 07:31.910
‫نزدیک‌ترین پمپ آب زیرزمینی شما
‫طبقه‌ی ۳۰اُمـه

07:32.704 --> 07:33.704
‫که زیرآبـه

07:33.729 --> 07:36.341
‫اما اگه میشد بهش برق رسوند

07:36.366 --> 07:38.082
‫شاید بتونی جلوی بالا اومدنش رو بگیری

07:38.107 --> 07:39.692
‫- پس آره
‫- صبر کن، تو...

07:40.836 --> 07:41.919
‫تو می‌تونی جلوش رو بگیری

07:41.920 --> 07:43.296
‫من؟ نه

07:43.297 --> 07:46.215
‫- من وقت ندارم. باید این کار رو بکنم
‫- نه من هم وقت ندارم

07:46.216 --> 07:48.092
‫- وقتم داره تموم میشه
‫- وقتت تموم نمیشه

07:48.093 --> 07:50.219
‫- چندین ماه و چندین سال وقت داری تا بفهمی...
‫- ده ماه. ده ماه

07:50.220 --> 07:52.597
‫- من ده ماه وقت دارم. آره
‫- ده ماه؟ من چند روز وقت دارم

07:52.598 --> 07:54.391
‫آره، ولی مطمئن نیستی

07:54.975 --> 07:56.517
‫پس چرا باید ریسک کنم؟

07:56.518 --> 07:59.979
‫ده ماه دیگه، آب به بخش آی‌تی می‌رسه

07:59.980 --> 08:03.359
‫- ۱۳ ماه دیگه، کلاً میره زیر آب
‫- نه. نه. تمومش کن!

08:03.384 --> 08:06.527
‫ببین، کاری که من باید بکنم اینـه و
این جواب نمیده، خب؟

08:06.528 --> 08:09.322
‫- نمی‌تونم وصلش کنم
‫- کجا میری؟

08:09.323 --> 08:12.492
‫باید برم اتاق تجهیزات و ببینم
‫کلاهی پیدا می‌کنم که سالم باشه یا نه

08:15.787 --> 08:16.872
‫آهای، صبر کن!

08:17.414 --> 08:18.414
‫اونا کجان؟

08:18.415 --> 08:20.583
.طبقه‌ی ۷۰ از راه‌پله خارج شدن
‫دوربین‌های متعددی از کار افتادن و

08:20.584 --> 08:23.002
‫نمی‌دونیم اونا کجان ‫ولی
یه تیم مأمور براشون فرستادم

08:23.003 --> 08:24.545
با لباس شخصی‌ان و

08:24.570 --> 08:27.715
‫دارن اراذل طبقه‌ی ۶۰ تا ۱۳۰ رو
‫ تحریک می‌کنن

08:27.716 --> 08:30.676
‫- سر اون دوتا رهبرشون جایزه گذاشتی؟
‫- نفری ۱۰۰۰ ژتون

08:30.677 --> 08:34.032
‫به بخش قضایی بگو طبقه‌ی ۱۳۰
‫راهبند بذارن، چون ممکنه اراذل رو دور بزنن

08:34.057 --> 08:35.635
‫نمی‌تونن از دست افراد من فرار کنن

08:35.660 --> 08:37.662
‫باهام راه بیا، آقای آمندسن

08:37.687 --> 08:39.560
‫وظیفه‌ی من اینـه نگران باشم

08:39.561 --> 08:41.312
‫و به علت مصلحت‌اندیشی...

08:41.313 --> 08:43.993
‫استفاده از عبارت «افراد من» رو
‫ نادیده می‌گیرم

08:44.018 --> 08:45.770
‫بذار کاملاً شفاف بگم

08:45.987 --> 08:50.255
‫تحت هیچ شرایطی
‫مأموران قضایی افراد شما نیستن

08:50.280 --> 08:53.325
.‫یه پیغام تازه رسیده
.‫موقعیت‌شون رو توی طبقه‌ی ۷۰ شناسایی کردیم

08:55.238 --> 08:56.782
‫از کجا بدونم این مال اونـه؟

08:58.830 --> 08:59.873
‫تو نمی‌دونی

09:00.707 --> 09:01.749
‫اما من می‌دونم

09:01.750 --> 09:04.794
‫چون خودم ۲۰ سال پیش اینو بهش دادم

09:04.795 --> 09:09.507
‫و وقتی باهاش پیچ‌های سفت‌شده رو باز می‌کرد
‫من بودم که لولای دَرها رو تعمیر می‌کردم،

09:09.508 --> 09:11.425
‫با این که بهش گفته بودم اون کار رو نکنه

09:11.492 --> 09:12.660
‫قبولش می‌کنم

09:13.666 --> 09:17.170
‫به اضافه‌ی ۲۴ تا سیم‌پیچ یخچالی که
قول دادی، واسه اقامت کوتاهتون

09:17.933 --> 09:20.561
‫مشروب کهنه رو بده بیاد تا معامله‌مون بشه

09:22.158 --> 09:24.786
‫- حالا نقشه‌ات چیـه؟
‫- سطل‌های غلات

09:25.482 --> 09:28.609
‫همه می‌دونن که آسیاب طبقه‌ی ۵۹
‫یه هفته درمیون خراب میشه

09:28.610 --> 09:32.738
‫هیچکس به غلاتی که داره میره
‫سمت آسیابای طبقات پایین‌تر نگاه هم نمی‌کنه

09:32.739 --> 09:35.386
‫- برو بابا
‫- من قول سواری راحت ندادم

09:35.411 --> 09:36.951
‫من راحتی نخواستم

09:36.952 --> 09:41.239
‫فقط ما یه نفر چهارمی هم داریم.
‫هیکلیـه. عمراً جا شه.

09:41.555 --> 09:42.723
‫فقط همین از دستم برمیاد

09:43.375 --> 09:44.853
‫پایین‌بر چی؟

09:45.335 --> 09:47.108
‫- منظورت رو نمی‌فهمم
‫- معلومـه که می‌فهمی

09:47.133 --> 09:48.426
‫من نمی‌فهمم

09:48.839 --> 09:51.716
‫- یه وینچ برقی و سیستم کابلیـه
‫- بر خلاف منشوره

09:51.717 --> 09:54.385
‫نکنه به روشی که منشور قبول داره
‫به دستش آوردی؟

09:54.386 --> 09:56.138
‫دیگه جمعش کردیم

09:56.638 --> 09:59.098
‫باربرها این حق بخصوص رو دارن ‫که
تموم لوازم سیلو رو جابجا کنن

09:59.099 --> 10:00.474
‫اگه مردم همچین چیزی رو ببینن،

10:00.475 --> 10:02.310
‫کم‌کم فکرهای دیگه می‌کنن

10:02.311 --> 10:03.394
‫باید بریم!

10:03.395 --> 10:05.295
‫مأمورها دارن میان. بیاید بریم!

10:05.320 --> 10:08.588
‫- بخش قضایی رو خبری کردی
‫- قسم می‌خورم می‌خواستم کمک‌تون کنم

10:08.613 --> 10:09.775
‫اما سرشون جایزه گذاشتن

10:09.776 --> 10:12.468
‫قیمتی که سخت میشه ردش کرد.
‫حتی برای دوستای قدیمی.

10:12.493 --> 10:14.578
‫- مکلین!
‫- حرومزاده!

10:16.450 --> 10:19.786
‫دکتر فیلان میگه کندی نرفته دیدنش

10:21.038 --> 10:23.623
شاید کندی فهمیده همه دنبالشن

10:23.624 --> 10:27.418
پرونده‌های درجه یکو میدن طبقات بالا و
هر چی موند رو میدن به ما

10:27.551 --> 10:29.345
‫البته به جز من

10:34.301 --> 10:35.344
‫چیـه؟

10:37.814 --> 10:41.109
‫یه پیغام از رئیس جدیدِ
‫ بخش امنیت قضایی بهم رسیده

10:42.139 --> 10:43.599
‫ریک آمندسن

10:44.248 --> 10:45.624
‫سیمز چی شد؟

10:47.731 --> 10:49.276
‫برای قاضی شدن سوگند خورده

10:52.402 --> 10:53.653
‫مدوس کجاست؟

10:53.920 --> 10:55.129
‫مُرده

10:56.949 --> 10:58.116
‫کُشته شده

10:58.592 --> 10:59.676
‫چی؟

11:00.385 --> 11:02.888
‫توسط رئیس بخش مکانیک و همکارش

11:06.734 --> 11:07.986
‫ناکس و شرلی؟

11:10.712 --> 11:12.755
‫به نظر من که اون
‫شبیه ابزار چندکاره‌ی جولز نبود

11:12.816 --> 11:15.861
‫نه بابا، مال خودم بود.
.نمی‌دونم مال اون کجاست

11:16.492 --> 11:19.220
.‫مراقب باش، مراقب باش
.‫خیلی‌خب، من گرفتمت

11:19.221 --> 11:20.972
‫- خیلی‌خب
‫- خوبی؟

11:20.973 --> 11:22.598
‫گوش کنید، بهتره از هم جدا شیم

11:22.599 --> 11:25.268
‫چون نمی‌تونیم همش شما رو عقب بندازیم،
‫سرعتتونو کم کنیم

11:25.269 --> 11:26.686
‫جایزه سَرِ من و شرلیـه

11:26.687 --> 11:28.855
‫معلوم نیست کی کیو به کشتن بده

11:28.856 --> 11:32.943
.‫لوس بازی رو بذاریم کنار
‫از اینجا برید. برید.

11:41.577 --> 11:43.494
‫- تو نمی‌مونی ها
‫- چی؟

11:43.495 --> 11:46.664
‫شاید ۲۵ سال پیش که
خودتو توی اون کارگاه حبس کردی

11:46.665 --> 11:49.443
دقیقاً واسه این لحظه
آماده نشده بودی ولی

11:49.468 --> 11:53.754
‫حالا هیچکس بالاتر از طبقه‌ی ۱۲۵
‫نمی‌دونه تو کی هستی

11:53.755 --> 11:55.798
همین میشه برگ برنده‌ات

11:55.799 --> 11:58.894
‫اما من رئیس تجهیزاتم

11:58.919 --> 12:00.420
‫- کارلا، من این کار رو نمی‌کنم
‫- مارتا

12:01.180 --> 12:03.222
‫اون پایین بهت نیاز دارن

12:03.223 --> 12:05.267
‫شاید بیشتر از همیشه

12:08.687 --> 12:09.688
‫برو

12:12.357 --> 12:13.358
‫برو

12:35.339 --> 12:36.881
‫فقط یه خراش ساده‌ست

12:36.882 --> 12:38.967
‫با صابون تمیزش کن، چیزیش نمیشه

12:40.594 --> 12:41.637
‫بذار ببینم

12:42.179 --> 12:44.680
‫خیلی‌خب. زیاد بدک نیست.
‫همینجوری روشو فشار بده.

12:44.681 --> 12:46.140
‫الان برمی‌گردم

12:46.141 --> 12:50.750
روغن میخک دردشو کم می‌کنه ‫و
عطرش باید کمکت کنه بخوابی

12:50.775 --> 12:53.439
‫مرسی. بوش خیلی خوبـه

12:53.440 --> 12:56.400
‫اما من صدای شونه‌ام رو شنیدم.
‫بهتره برم به دکتر نشونش بدم.

12:56.401 --> 12:58.278
‫فکر خوبیـه. اونجاست

12:58.871 --> 13:00.163
درد گرفت

13:00.684 --> 13:02.156
‫بچرخون

13:02.157 --> 13:03.407
‫آره

13:03.408 --> 13:05.451
‫یادت نره روغن میخک بزنی

13:05.452 --> 13:07.287
‫- مرسی
‫- قربانت

13:08.330 --> 13:11.249
‫تکنیک تحسین‌برانگیزی برای کسیـه که
‫یه بچه به خودش بسته

13:11.250 --> 13:13.153
‫ممنون. مامانم عطار بود

13:13.178 --> 13:15.699
بابام هم یه دائم‌الخمر بود ‫که
توی خیلی از مبارزه‌ها باخت

13:16.245 --> 13:17.580
‫من دکتر پیت نیکولزم

13:19.216 --> 13:20.716
‫خوش‌وقتم

13:20.912 --> 13:22.038
‫کتلین بیلینگز

13:22.063 --> 13:23.898
‫کلانتر بیلینگز؟

13:24.763 --> 13:26.764
‫می‌دونم چرا اومدی اینجا
‫از زخمی‌ها مراقبت می‌کنی

13:26.765 --> 13:28.058
‫حواس‌پرتی خوبیـه

13:29.017 --> 13:30.853
‫نمی‌تونم تو خونه بشینم.
‫خیلی مضطرب میشم.

13:35.232 --> 13:36.482
‫پال رو فرستادن بخش مکانیک

13:36.483 --> 13:38.526
‫اون پایین یه حادثه‌ای اتفاق افتاده

13:38.527 --> 13:41.112
‫- آره شنیدم. آتیشسوزی یا...
‫- دکتر نیکولز

13:41.113 --> 13:42.321
‫بله؟

13:42.568 --> 13:43.653
‫لطفاً با ما بیاید

13:45.551 --> 13:46.714
‫همین حالا

13:53.750 --> 13:55.085
‫نقشه‌اش چیـه؟

13:57.838 --> 13:59.965
‫مردم سیلو رو وادار کنه ‫که قاتل‌ها رو بگیرن

14:00.883 --> 14:03.759
‫اگه موفق بشه براش مثل یه شروع دوباره‌ست

14:03.846 --> 14:06.057
‫انگار نه انگار که جریان جولیت نیکولز
‫اتفاق افتاده

14:07.474 --> 14:09.601
‫تو چنین مأموریت‌هایی رو انجام دادی

14:09.933 --> 14:11.604
مأمورهای لباس شخصی

14:11.661 --> 14:13.203
‫جایزه‌های بزرگ سر فراری‌ها

14:13.228 --> 14:14.562
‫فرستادن اراذل برای تعقیب‌شون

14:14.563 --> 14:16.522
‫یا شاید قوانین خودشون رو اعمال کنن

14:16.549 --> 14:19.636
‫همچین عملیات حساسی تجربه می‌خواد، راب

14:20.235 --> 14:21.611
‫آمندسن خوبـه

14:21.612 --> 14:24.823
‫توسط بهترینا آموزش دیده ‫ولی
خودش بهترین نیست

14:26.033 --> 14:27.451
‫اگه بی‌کفایت باشه چی؟

14:36.710 --> 14:38.670
‫نهایت استفاده رو از شغلت بکن، رابرت

14:53.602 --> 14:54.603
‫بله

14:59.107 --> 15:01.401
‫دکتر نیکولز

15:01.902 --> 15:03.153
‫مرسی که تشریف آوردی

15:04.821 --> 15:08.805
‫اگه فکر می‌کنید من درمورد اون افرادِ
‫ بخش مکانیک چیزی می‌دونم، در اشتباهید

15:08.830 --> 15:10.677
‫نه

15:11.308 --> 15:13.935
‫نه، ربطی به اون نداره

15:14.956 --> 15:20.211
‫فقط فکر کردم شاید چندتا از
‫متعلقات دخترت رو بخوای

15:21.046 --> 15:25.440
‫در شرایط عادی
‫اینا به چرخه‌ی بازیافت برمی‌گردن

15:25.465 --> 15:28.634
‫اما این شرایط اصلاً عادی نیست

15:29.096 --> 15:35.309
‫اگه این لوازم به سیلو برگردن،
،‫متأسفانه گرامی داشته میشن

15:35.310 --> 15:39.565
‫آرمانی میشن، باعث اختلاف،
‫ حسادت و در نهایت خشونت میشن

15:40.065 --> 15:43.173
‫این تنها راهی نیست که یاد و خاطر دخترتون

15:43.198 --> 15:46.117
‫برای تطابق با منافع دیگران
‫تطابق پیدا می‌کنه

15:46.845 --> 15:50.640
‫من شنیدم شما بعد از قتل قاضی مدوس

15:50.665 --> 15:52.707
‫به مردمی که توی شورش زخمی شدن
‫رسیدگی کردید

15:52.744 --> 15:55.413
‫این روحیه‌ی خدمتگزاری به من امید میده

15:55.667 --> 15:59.129
‫که شما می‌تونی سهم بزرگتری
‫در این لحظه داشته باشی

15:59.918 --> 16:04.464
‫در این جنبش برای بازگرداندن نظم سیلو

16:05.340 --> 16:06.675
‫و ایمان به منشور

16:07.926 --> 16:09.136
‫اگه بگم نه چی؟

16:10.345 --> 16:11.679
‫چرا باید بگی نه؟

16:11.704 --> 16:13.372
‫فقط می‌خوام شفاف‌سازی بشه

16:14.433 --> 16:17.102
‫اگه کمک‌تون نکنم چه اتفاقی میفته؟

16:17.864 --> 16:20.540
‫من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم، دارم؟

16:20.981 --> 16:25.986
‫سیلو پسرم، زنم و دخترمو ازم گرفته

16:29.865 --> 16:33.534
‫من از سر خدمتگزاری به سیلو
‫به زخمی‌ها رسیدگی نمی‌کردم،

16:33.535 --> 16:38.456
‫من سعی داشتم شرافت حرفه‌ای رو احیاء کنم

16:38.457 --> 16:41.730
‫سعی داشتم بدون دروغ و صدمه زدن
‫طبابت کنم

16:42.169 --> 16:45.589
تمامی اون عمل‌های برداشتنِ
تجهیزات جلوگیری از بارداریِ الکی

16:46.215 --> 16:47.965
‫من اون زوج‌های جوون رو می‌بینم

16:48.052 --> 16:50.221
‫چهره‌شون سرشار از نور امیده

16:51.178 --> 16:53.222
‫امیدی که من می‌دونم بی‌اساسه

16:55.349 --> 17:00.188
‫حرفه‌ی من یه جور ریاکاریـه

17:01.188 --> 17:03.065
‫سیلو این رو هم ازم گرفت

17:09.436 --> 17:12.147
به هر دلیلی، دختر من الان مُرده

17:14.395 --> 17:16.523
‫تو نمی‌تونی ارزشی که
‫برای مردم داره رو کنترل کنی

17:19.164 --> 17:21.290
‫نمی‌تونی ارزشش برای من رو کنترل کنی

17:34.264 --> 17:35.348
‫سولو...

17:35.373 --> 17:37.765
‫- آره
‫- اسم واقعیت که نیست؟

17:37.766 --> 17:40.935
‫- نه، اسمم کول مایرزه
‫- کول

17:40.936 --> 17:45.459
‫یه مراسمی رفته بودم و ازم پرسیدن
‫«با کی اومدی؟»

17:45.484 --> 17:47.525
‫من گفتم «من تنهام»
‫(تنها: سولو)

17:47.526 --> 17:50.340
‫بچه‌ی راسل اونجا بود و حرفمو شنید و

17:50.365 --> 17:53.364
‫فکر کرد اون اسممـه
‫واسه همین اون اسم روم موند

17:53.518 --> 17:57.647
‫اما... مگه اسم نشون دهنده‌ی چیـه؟

17:58.287 --> 17:59.288
‫مگه نه؟

17:59.893 --> 18:00.913
‫درستـه؟

18:00.914 --> 18:04.084
‫مال اون نمایشنامه‌‌تونـه.
‫رومئو و جولیت. قبل از این که بمیرن.

18:05.040 --> 18:06.123
‫قبل از این که کی بمیره؟

18:06.382 --> 18:08.051
‫رومئو و جولیت

18:08.359 --> 18:10.611
‫- اونا نمی‌میرن. نه
‫- چرا می‌میرن

18:11.592 --> 18:13.177
‫توی نمایشنامه‌ی ما که می‌میرن

18:13.506 --> 18:15.867
‫- لعنتی
‫- حالت خوبـه؟

18:16.680 --> 18:17.889
‫- آره
‫- گرسنته...

18:17.890 --> 18:20.353
‫نمی‌دونم، فقط خسته‌ام.
‫من... خوبم.

18:20.378 --> 18:22.018
‫گرسنته؟

18:22.019 --> 18:23.936
‫- نمی‌دونم. آره شاید
‫- آره!

18:23.937 --> 18:26.648
‫- باشه، ولی بمون...
‫- من... آره، میرم یه کم غذا بیارم

18:32.779 --> 18:34.198
‫لعنتی

18:40.836 --> 18:41.890
« قوه‌ی قضاییه »

18:41.914 --> 18:43.956
‫اینا گزارشات و اطلاعاتی هستن ‫که
براتون ارسال شدن

18:43.957 --> 18:45.166
‫اگه پرچم کوچیک کنارشون بود...

18:45.167 --> 18:47.668
‫یعنی حاوی توصیه‌هایی از دفتر شهردارن

18:47.669 --> 18:49.128
‫وقتی تصمیم‌گیری کردید

18:49.129 --> 18:50.671
‫- واردِ...
‫- شارون، چند سالی میشه که

18:50.672 --> 18:52.340
‫توی بخش قضایی‌ام

18:52.341 --> 18:54.091
‫البته، جناب قاضی

18:54.092 --> 18:57.053
‫هنوز نتونستیم مهر شما رو بسازیم

18:57.054 --> 19:00.140
‫پس اگه اشکال نداره تا وقتی که مهر برسه
‫امضاء کنید...

19:03.560 --> 19:04.561
‫قاضی سیمز؟

19:54.695 --> 19:55.987
‫آفرین

19:55.988 --> 19:57.572
‫بقیه کوشن؟

19:57.573 --> 19:59.867
‫دو نفری که سرشون جایزه گذاشتیم
‫توی راه‌پله‌ان

20:00.450 --> 20:02.869
‫چند تا طبقه پایین‌تر
‫مأمور با لباس شخصی گذاشتم

20:02.870 --> 20:04.453
‫و داریم مردم رو تحریک می‌کنیم

20:04.454 --> 20:06.318
‫هروقت گرفتیدشون خبرم کن

20:06.343 --> 20:07.469
‫چشم، قربان

20:14.256 --> 20:15.924
‫ممنون، می‌تونی بری

20:17.759 --> 20:19.052
‫آقای کایل

20:19.595 --> 20:21.597
‫توی معادن اوضاعت چطوره؟

20:23.182 --> 20:24.349
‫تازه یه روز شده

20:25.726 --> 20:27.393
‫خب، هنوز زنده‌ای

20:27.740 --> 20:28.824
‫این خوبـه

20:29.855 --> 20:31.981
‫می‌دونی امید به زندگیِ کسی که

20:31.982 --> 20:33.604
‫به معادن فرستاده میشه چقدره؟

20:33.984 --> 20:35.027
‫نه، قربان

20:35.569 --> 20:36.903
‫پنج سال

20:36.904 --> 20:39.530
‫پس زمانی که قاضی مدوس
‫حکمت رو نصف کرد،

20:39.531 --> 20:41.783
در بهترین حالت یه حرکت نمادین بود

20:42.326 --> 20:44.994
‫بعیده که توی اون مدت اونجا دووم بیاری

20:44.995 --> 20:46.621
‫می‌دونی چرا؟

20:46.622 --> 20:47.914
‫چون خطرناکـه؟ من...

20:47.915 --> 20:51.083
‫ریزش سنگ، خفگی، صدمات حاصل از ضربه،

20:51.270 --> 20:54.023
‫قطع شدن دست و پا، خطا در انفجار

20:54.463 --> 20:56.548
‫شغل سختیـه

20:57.591 --> 21:01.720
‫می‌خوام یه شغل راحت
‫ بهت پیشنهاد بدم، لوکاس

21:02.221 --> 21:04.764
‫من یه پروژه دارم که به هوش تو نیاز داره

21:04.765 --> 21:06.641
‫روز قتلِ قاضی مدوس

21:06.642 --> 21:11.437
‫اون بهم گفت که تو چطور تونستی
‫با اطلاعات جزئیِ گوناگونی که

21:11.438 --> 21:15.345
‫در مورد نورهای آسمون شب داشتی،
‫طرحی خلق کنی که...

21:16.109 --> 21:18.904
‫بین خودمون بمونه،
همچین دور از واقعیت هم نیست

21:20.405 --> 21:21.406
‫درستـه؟

21:24.826 --> 21:28.747
‫خب، من یه چیزی دارم که تکه‌تکه شده و

21:29.517 --> 21:31.602
‫ازت می‌خوام درستش کنی

21:33.210 --> 21:34.669
‫می‌دونی چیـه؟

21:34.670 --> 21:37.130
‫این همون هاردیـه که نیکولز نشونت داد

21:38.298 --> 21:39.716
‫می‌تونی حقیقت رو بهم بگی

21:40.425 --> 21:43.762
‫هیچ خطر قانونی اضافه‌ای برات نداره

21:47.266 --> 21:48.891
آره، شناختمش

21:48.892 --> 21:51.769
شکستمش چون یه عتیقه‌ی سطح قرمز بود و

21:51.770 --> 21:54.106
احتمالاً حاوی اطلاعات خطرناکیـه ولی

21:54.815 --> 21:58.068
الان دیگه تحملی نادانی رو ندارم

21:59.236 --> 22:02.614
ازت می‌خوام بفهمی چی توشـه

22:05.993 --> 22:07.786
می‌تونی تو همین دفتر کار کنی

22:11.915 --> 22:13.083
سؤالی داری؟

22:14.543 --> 22:15.586
یالا

22:18.213 --> 22:21.674
حتماً می‌دونی حداقل سه نفر
تو بخش آی‌تی هستن که

22:21.675 --> 22:25.053
بهتر از تو این کار رو انجام میدن

22:27.806 --> 22:31.684
خب، لوکاس، من می‌دونم تو از تمام کسایی که

22:31.685 --> 22:33.770
توی بخش آی‌تی پیدا می‌کنم
...سخت‌تر کار می‌کنی

22:35.147 --> 22:38.192
...چون، خب

22:39.610 --> 22:41.862
می‌خوای بیشتر از پنج سال زنده بمونی

23:09.890 --> 23:12.016
قاضی، همه چی مرتبـه؟

23:12.017 --> 23:13.310
تو بگو

23:13.852 --> 23:15.103
این دکمه کار نمی‌کنه

23:16.230 --> 23:19.357
ما همه چی رو تحت کنترل داریم، جناب قاضی

23:19.358 --> 23:20.691
جناب قاضی؟

23:20.692 --> 23:21.777
قاضی؟

23:22.986 --> 23:26.114
مثل ده سال گذشته بهم بگو راب

23:28.367 --> 23:30.743
من هم مثل تو سعی دارم
با شرایط جدید سازگار بشم

23:30.744 --> 23:32.662
همین الان تو دفترم بودم

23:32.663 --> 23:33.914
دفتر جدیدم

23:35.165 --> 23:40.295
پشت میز زنی نشستم که
پونزده سال گذشته رو واسش کار کردم

23:41.713 --> 23:44.549
گفتم ایده‌ی خوبیـه که ببینم
جستجو برای قاتل‌هاش

23:44.550 --> 23:45.843
در چه حالـه

23:47.261 --> 23:49.428
مطمئن میشم تمام اطلاعات مربوط تا فردا صبح

23:49.429 --> 23:50.639
روی میزتون باشه

23:54.351 --> 23:55.894
مظنونین هنوز روی پله‌هان

23:56.812 --> 23:58.647
داریم همون نقشه‌ی شما رو ادامه میدیم

24:03.485 --> 24:04.570
واینستا

24:07.906 --> 24:09.365
بدجوری عجله دارید

24:09.366 --> 24:13.202
سلام، من و شوهرم داشتم می‌رفتیم پایین
دیدن چندتا از دوستامون

24:13.203 --> 24:14.662
خب، به نظر کار عاقلانه‌ای نیست

24:14.663 --> 24:16.311
چندتا قاتلِ خطرناک آزاد واسه خودشون می‌چرخن

24:16.336 --> 24:17.790
شماها چرا اومدید بیرون؟

24:17.791 --> 24:20.376
ما شهروندای نگرانیم -
شما کی هستید؟ -

24:20.377 --> 24:21.627
بذارید کارت شناسایی‌تون رو ببینیم

24:21.628 --> 24:25.882
توی منشور نوشته که شهروندا موظفن
کارت شناسایی‌شون رو به شهروندای نگران

24:25.883 --> 24:27.758
...نشون بدن یا

24:27.759 --> 24:28.968
ننوشته -
...ننوشته -

24:28.969 --> 24:30.179
!اون مسحلـه

24:32.003 --> 24:39.003
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:40.397 --> 24:41.565
!ایست

24:42.107 --> 24:43.817
!گفتم ایست

24:45.027 --> 24:46.361
می‌بینم بعضی‌هاتون منو می‌شناسید

24:47.196 --> 24:48.946
من هم بعضی‌هاتون رو می‌شناسم

24:48.947 --> 24:51.115
شوهرم رو می‌شناسید

24:51.116 --> 24:53.785
ولی شاید ندونید سِمَت جدیدش چیـه

24:55.162 --> 24:58.081
قاضی سیمز می‌خواد این فراری‌ها دستیگر بشن

25:00.584 --> 25:02.961
شما می‌خواید همینجا بکُشیدشون؟
خب، من هم می‌خوام

25:03.670 --> 25:07.089
ولی عدالت برای قاضی مدوس
فقط متعلق به ما نیست

25:07.090 --> 25:08.592
متعلق به تمام سیلوئـه

25:10.302 --> 25:13.180
و همه شاهد بیرون رفتن این دو نفر
برای پاکسازی خواهند بود

25:20.896 --> 25:24.525
با من بیاید وگرنه تن لش‌تون رو
همینجا دار می‌زنن

25:33.492 --> 25:34.492
باشه

25:58.600 --> 25:59.643
لعنتی

26:22.499 --> 26:24.001
هر کس کلاه آر۳۵۲ رو »
« برداشته لطفاً برگردونه

26:24.084 --> 26:25.085
« سؤالی نمی‌پرسم »

26:25.169 --> 26:27.921
الان وقتشه که مقابل بی‌قانونی »
« بایستیم نه اینکه دَرش دست داشته باشیم

26:37.222 --> 26:38.723
یه مدتی اینجا جاتون امنـه

26:38.724 --> 26:40.726
ما رو نمی‌بری قوه‌ی قضاییه؟

26:41.894 --> 26:44.562
دوربین‌های پله‌ها کار می‌کنه ولی
توی کوچه‌ها نه

26:44.563 --> 26:47.273
،وقتی ببینن تنها دارم برمی‌گردم بالا
مأمورهای بیشتری می‌فرستن دنبال‌تون

26:47.274 --> 26:50.319
.احتمالاً خیلی زیاد
.پس همینجا بمونید تا آب‌ها از آسیاب بیفته

26:50.944 --> 26:52.486
طبقه‌ی ۱۳۰ راه رو بستن

26:52.487 --> 26:56.490
نمی‌دونم چطوری می‌خواید رد بشید ولی
اون دیگه مشکل من نیست

26:56.491 --> 26:58.076
چرا بهمون کمک می‌کنی؟

26:59.328 --> 27:01.330
« سرایداری »

27:03.438 --> 27:04.438
کمیل

27:05.292 --> 27:06.502
صبح بخیر، ایسا

27:07.503 --> 27:09.337
امروز قراره زود کارت رو شروع کنی

27:09.338 --> 27:12.632
و امشب خونه‌ی زن سابقت توی
طبقه‌ی ۸۳ام می‌مونی

27:12.633 --> 27:16.344
تازه شیفت شبم تموم شده -
پس رئیس فکر می‌کنه که -

27:16.345 --> 27:18.388
تو سخت‌کوش‌ترین لوله‌کشِ سیلویی

27:19.515 --> 27:20.516
کلیدات رو بده

27:21.183 --> 27:22.684
یعنی چی، کمیل؟

27:23.810 --> 27:27.021
وقتی در مورد جایزه روی سر
،قاتل‌های قاضی مدوس شنیدی

27:27.022 --> 27:29.942
نادیده‌اش می‌گیری تا
من هم تو رو نادیده بگیرم

27:31.151 --> 27:32.277
فهمیدی؟

27:35.072 --> 27:36.949
خب، حداقل میشه اول شلوار بپوشم؟

27:39.326 --> 27:41.161
نمی‌دونم همون اول چرا نپوشیدی

27:48.168 --> 27:49.548
« منشورِ میان بنیان‌گذاران و مردمِ سیلو »

27:49.573 --> 27:51.033
گرفتن‌شون؟

27:55.092 --> 27:56.093
نه

27:57.427 --> 27:59.388
تضاد بزرگیـه ها، نه؟

28:01.265 --> 28:02.306
چی؟

28:02.307 --> 28:05.821
خب، اینکه معاون کلانتر هستم در حالی که
دوستام دارن به عنوانِ

28:05.846 --> 28:08.540
چندتا قاتل توسط نصف سیلو دنبال میشن

28:11.775 --> 28:14.166
تضادی به بزرگی قسم خوردن برای اجرای منشور

28:14.191 --> 28:17.486
در حالی که بیماری‌ای داری که
شدیداً توسط منشور محکوم شده

28:20.701 --> 28:21.702
آره

28:23.412 --> 28:24.454
خبر دارن؟

28:26.039 --> 28:27.291
سیمز می‌دونه

28:28.458 --> 28:31.253
،به عنوان رئیس بخش امنیت قضایی
برام استثناء قائل شد

28:32.838 --> 28:34.214
...به عنوان قاضی، من

28:39.838 --> 28:41.756
فکر کنم یه سرنخ از پاتریک کندی پیدا کردم

28:43.223 --> 28:45.474
سعی کنید تمام غذاهای یخچال رو نخورید

28:45.475 --> 28:47.393
من صرفاً یه کارگر سخت‌کوشم که

28:47.394 --> 28:49.812
شغل اصلیش اینـه که
سیلو رو سرپا نگه داره

28:49.813 --> 28:51.857
بستگی داره داخل یخچال چی داشته باشی -
شرل -

28:52.357 --> 28:53.692
شوخی کردم بابا

28:54.318 --> 28:56.361
چطور انتظار داره بدون کلید
برگردی داخل؟

28:57.863 --> 28:59.031
انتظار نداره

28:59.865 --> 29:02.868
،اگه بخواد کلید دستم باشه
یه جوری بهم می‌رسونتش

29:03.827 --> 29:06.245
،یه توصیه بکنم بهتون
هر چقدر می‌خواید بمونید

29:06.246 --> 29:08.998
،ولی اگه جای شما بودم
قبل از اینکه کمیل برگرده می‌رفتم

29:08.999 --> 29:11.375
من از سر خیرخواهی بهش کمک نمی‌کنم

29:11.376 --> 29:14.379
شما عوضی‌ها رو راه دادم داخل چون
ازش می‌ترسم

29:16.632 --> 29:17.633
شما هم باید بترسید

29:30.006 --> 29:32.467
یارو تو قوطی کبریت زندگی می‌کنه

29:36.109 --> 29:38.236
فکر می‌کنی همه‌ی بخش‌های سیلو فکر می‌کنن که

29:38.237 --> 29:39.821
اونا رو سیلو رو سرپا نگه داشتن؟

29:40.781 --> 29:41.823
احتمالاً

29:42.324 --> 29:46.536
من دقیقاً از همین کلمات برای روحیه دادن
به افراد بخش مکانیک استفاده کردم و

29:46.537 --> 29:48.871
جواب داد چون واقعیت بود

29:48.872 --> 29:51.542
حتی اگه بقیه‌ی سیلو طور دیگه‌ای فکر کنن

29:59.591 --> 30:01.467
تو رهبر خوبی هستی، ناکس

30:01.468 --> 30:04.847
اگه به خاطر تو نبود سال‌ها قبل
بخش مکانیک به گوه کشیده میشد

30:06.720 --> 30:10.724
تصمیمم غلط بود

30:11.603 --> 30:13.730
...می‌خواستم با زبون خوش ازشون بخوام و

30:16.540 --> 30:17.707
حالا قراره به خاطرش بمیریم

30:20.237 --> 30:22.447
از همون اول هم به فنا رفته بودیم

30:23.448 --> 30:27.286
،ولی اگه با روش من می‌رفتیم جلو
الان مُرده بودیم

30:32.374 --> 30:35.835
فکر می‌کنی ناکس و شرلی قاضی مدوس رو کُشتن؟

30:35.836 --> 30:39.047
،صادقانه بگم؟ از وقتی جولز رفته
اوضاع از کنترل خارج شده

30:40.174 --> 30:42.301
شرلی و یه عده به محل کار من حمله کردن

30:42.926 --> 30:47.681
.حالا ناکس هم باهاش متحد شده
.اونا احترامی واسه نظم سیلو قائل نیستن

30:48.627 --> 30:49.920
فکر می‌کنم قاضی مدوس رو کُشتن؟

30:50.893 --> 30:52.394
راه نداره

30:53.770 --> 30:54.855
یه لحظه وایسا

30:58.025 --> 31:00.234
آهای، فرانسیس. یه لحظه وایسا

31:00.235 --> 31:02.196
میشه بگی اون غذا رو کجا می‌بری؟

31:03.947 --> 31:04.780
خونه؟

31:04.781 --> 31:06.365
ولی از نیمه‌شب گذشته

31:06.366 --> 31:07.909
شیفتت ساعت ۶ صبح شروع شده

31:07.910 --> 31:09.952
،داری میگی به جوای خوابیدن
بیدار می‌مونی و

31:09.953 --> 31:12.538
همون غذایی رو می‌خوری که
هیجده ساعت گذشته خوردی؟

31:12.539 --> 31:15.979
،مگر اینکه قانونی علیه این کار گذاشته باشن
هنک، آره، همین کار رو می‌کنم

31:16.004 --> 31:17.964
ما از سابقه‌ات خبر داریم، فرانسیس

31:18.670 --> 31:22.548
دوریس کندی عمه‌ات بود و
تو مقداری از قرص‌هایی که دزدیده بود فروختی

31:22.549 --> 31:25.384
مدرک داری؟ چون پنج سال پیش که نداشتی

31:25.385 --> 31:27.011
فرانی. برای اون نیومدیم

31:27.012 --> 31:29.138
اومدیم چون فهمیدیم عمو پاتریکت

31:29.139 --> 31:31.307
با این غذاها به تنهایی
زمان زیادی زنده نمی‌مونه

31:31.308 --> 31:34.269
پس چرا نمی‌ذاری ما این بار غذا رو بهش بدیم؟

32:00.337 --> 32:02.839
روز اولت چطور بود، قاضی سیمز؟

32:02.840 --> 32:04.925
جایی که گفتن رو امضاء کردم

32:06.844 --> 32:08.261
رفتم اتاق ناظران

32:08.262 --> 32:10.638
سعی کردم از جستجو اطلاعاتی کسب کنم

32:10.639 --> 32:13.058
آمندسن نذاشت برم داخل

32:14.476 --> 32:18.104
گفت سه‌تا از مظنونین هنوز متواری‌ان

32:18.105 --> 32:20.481
،خب، اگه تو رئیس بودی

32:20.482 --> 32:22.985
چند ساعت پیش دستگیر میشدن

32:33.996 --> 32:35.622
ببخشید، لطفاً

32:37.708 --> 32:39.375
من طبقه‌ی ۱۳۲ زندگی می‌کنم

32:39.376 --> 32:40.751
امشب نه

32:40.752 --> 32:44.881
.من تو کلانتری کار می‌کنم
.قضیه هر چی که هست، به ما اطلاع ندادن

32:44.882 --> 32:47.550
این مسئله ربطی به کلانتری نداره

32:47.551 --> 32:50.678
ببین، اگه قوه‌ی قضاییه خیال کرده که
...می‌تونه شهروندان رو از خونه‌هاشون

32:50.679 --> 32:53.473
از همون راهی که اومدی برگرد

32:54.516 --> 32:55.975
شوخیت گرفته؟

32:55.976 --> 32:57.810
تو حق نداری که تو کار کسی که

32:57.811 --> 33:00.563
تو کلانتری کار می‌کنه دخالت کنی

33:00.564 --> 33:01.857
...من باید برم

33:10.574 --> 33:12.700
همین که بریم سمت پله‌ها، می‌بینن‌مون

33:12.701 --> 33:15.204
،و همین که این دَر رو ببندیم
دیگه نمی‌تونیم برگردیم داخل

33:15.704 --> 33:16.913
دیگه بالاخره که باید بریم خونه

33:16.914 --> 33:18.956
من میگم بریم سمت پله‌ها
و با تمام توان بدویم

33:18.957 --> 33:20.875
جدی؟ -
آره -

33:20.876 --> 33:22.002
باشه

33:22.878 --> 33:23.879
ولی پایین نمی‌ریم

33:24.713 --> 33:26.173
میریم بالا -
چی؟ -

33:26.673 --> 33:27.841
بهم اعتماد کن

33:58.497 --> 33:59.498
« فهرست کارکنان »

33:59.581 --> 34:00.582
« رؤسای بخش‌ها »

34:06.129 --> 34:07.965
« اتاق لباس »
« سونیل جی، آپارتمان ۱۰۱، طبقه‌ی ۱۶ »

34:08.047 --> 34:09.842
« مارجوری پین، آپارتمان ۵۷، طبقه‌ی ۲۳ »

34:12.094 --> 34:13.637
« ترینا ساموئل، آپارتمان ۳۰، طبقه‌ی ۱۷ »
« ملقب به: تاینی »

34:13.719 --> 34:16.805
.یه عده از مردم گیرشون انداختن
.یه مأمور سابق تو طبقه‌ی ۷۳ مخفی‌شون کرد

34:16.806 --> 34:18.140
ما هم تمام خونه‌ها رو گشتیم

34:18.141 --> 34:19.058
فعلاً چیزی دستیگرمون نشده ولی

34:19.059 --> 34:21.185
مجرای تخلیه‌ی زباله رو بستم -
وایسا ببینم -

34:21.186 --> 34:24.105
چرا یه مأمور سابق تو
طبقه‌ی ۷۳ مخفی‌شون کرده؟

34:24.106 --> 34:26.148
چون می‌ترسیده توسط مردم کُشته بشن

34:26.149 --> 34:27.400
این مأمور کی بوده؟

34:29.027 --> 34:30.320
کمیل سیمز

34:35.492 --> 34:37.619
اون عوضی‌های مکانیک رو پیدا کن

34:41.373 --> 34:44.001
چقدر باید بریم بالا؟ -
فقط بیا -

35:34.051 --> 35:35.552
« سولو و تاینی »

35:37.464 --> 35:39.747
بخش کمیش رو تونستم بازیابی کنم

35:39.779 --> 35:44.485
یکم از اطلاعات با فایل‌های موجود
توی پایگاه داده‌ی ما یکی بودن

35:44.603 --> 35:46.140
این نقشه‌ی سیلوئـه و

35:46.165 --> 35:49.857
با استفاده از این فایل قسمت‌های گم‌شده‌ی

35:49.858 --> 35:53.362
یکی از فایل‌های بازیابی شده که
اونم یه نقشه‌است رو پُر کردم

35:53.862 --> 35:58.407
ولی بعضی جاهاش با نقشه‌ی
سیلوی خودمون متفاوتـه

35:58.408 --> 36:02.995
خطوطی وجود دارن که از
بیرونِ سیلو وارد دیوارها شدن

36:02.996 --> 36:07.416
یه چیزی تو بخش آی‌تی و یه چیزی هم
توی قوه‌ی قضاییه‌ست

36:07.417 --> 36:09.210
می‌دونی چی‌ان؟

36:09.211 --> 36:10.337
نه

36:11.713 --> 36:12.755
یه چیز دیگه هم هست

36:12.756 --> 36:15.508
...اونجا، پایینِ سیلو -
چیـه؟ -

36:15.509 --> 36:17.552
یه تونل -
به کجا میره؟ -

36:17.553 --> 36:18.719
نمی‌دونم

36:18.720 --> 36:20.472
خب، به کارت ادامه بده

36:21.890 --> 36:25.102
الان ۲۴ ساعت دیگه خارج از معادن
واسه خودت به دست آوردی، آقای کایل

36:26.353 --> 36:29.481
قربان، یه پوشه‌ی دیگه هم پیدا کردم

36:30.691 --> 36:33.026
...تونستم صحیح و سالم بازیابیش کنم و

36:33.819 --> 36:36.195
بیشتر فایل‌هاش یادداشت‌های بخش‌های
مختلف بودن ولی

36:36.196 --> 36:38.991
یکی‌شون فرق داشت

36:40.075 --> 36:45.496
فایل اسکنِ یه نامه‌ی دست‌نویسِ
یه نفر به همسرش بود

36:45.497 --> 36:46.582
کی؟

36:48.876 --> 36:50.544
سالوادور کوئین

36:52.504 --> 36:53.755
چی نوشته بود؟

36:55.007 --> 36:58.510
خب، یه نامه‌ی عاشقانه بود ولی
بعدش یکم عجیب شد

36:59.219 --> 37:01.930
...از یه جایی به بعد -
رمزی میشه -

37:04.308 --> 37:05.726
آره، دقیقاً

37:11.315 --> 37:12.816
« !خطر »

37:12.900 --> 37:14.693
،از این نقطه رد نشوید »
« این کار تخطی از قوانین منشور است

37:14.776 --> 37:16.069
جلوت رو بپا

37:29.833 --> 37:30.834
آهای

37:32.252 --> 37:34.254
« روحت قرین آرامش، سالی »

37:40.928 --> 37:42.179
پاتریک کندی

37:42.888 --> 37:44.055
تکون نخور

37:44.056 --> 37:45.182
گُل گفتی

37:46.099 --> 37:47.892
وقتی تکون می‌خورم دردم می‌گیره

37:47.893 --> 37:50.811
،اگه بیای نزدیک‌تر
خودم رو می‌ندازم تو این چاله

37:50.812 --> 37:54.065
جلو نمیایم ولی
زخم‌هات نیاز به درمان دارن

37:54.066 --> 37:55.441
،آره، خنده‌داره، می‌دونی

37:55.442 --> 37:58.319
با اون تفنگ انگار می‌خوای که
زخم‌های جدیدی نثارم کنی

37:58.320 --> 38:01.532
تو یه فراری‌ای، با بمب دست‌ساز
توی کلانتریِ من دیده شدی

38:02.241 --> 38:04.450
احتمالاً درک می‌کنی چرا یکم احتیاط می‌کنیم

38:04.451 --> 38:05.702
می‌تونیم بهت کمک کنیم

38:06.912 --> 38:08.664
بهتون اعتماد ندارم

38:10.040 --> 38:12.946
...واسه همین این پایین توی تاریکی

38:13.293 --> 38:15.378
!دارم توی یه سوراخ کوفتی خون‌ریزی می‌کنم

38:15.379 --> 38:16.587
یه جعبه‌ی کمک‌های اولیه‌ی کامل

38:16.588 --> 38:17.923
توی اتاق فرمانِ مولد هست -
برو -

38:24.316 --> 38:25.942
منتظر همین بودی؟

38:26.807 --> 38:29.058
حالا تنهاییم، بهم شلیک می‌کنی و

38:29.059 --> 38:31.769
دعا دعا می‌کنی که معاون مو قشنگ
سوراخ‌های توی بدنم رو نشمرده باشه؟

38:31.770 --> 38:34.146
ما به کسایی که خطر آنی‌ای
ندارن شلیک نمی‌کنیم

38:34.147 --> 38:36.108
من خطر آنی دارم

38:36.900 --> 38:41.195
با چیزایی که می‌دونم، به نفعتـه بذاری بری

38:41.196 --> 38:42.447
نمی‌تونم

38:43.031 --> 38:46.242
قسم خوردم. بخشیش اینـه که
به هر کسی که می‌تونم کمک کنم

38:46.243 --> 38:47.911
به هر کسی می‌تونی کمک کنی؟

38:48.954 --> 38:52.624
متوجه نیستی همش یه دروغـه؟

38:54.126 --> 38:55.711
هر چیزی که بهمون گفتن

38:56.211 --> 38:57.254
منشور

38:58.672 --> 39:00.381
فقط واسه اینکه ما رو گوش به فرمان نگه دارن

39:00.382 --> 39:03.968
و هیچوقت حقیقت رو نمی‌فهمیم

39:03.969 --> 39:07.680
سیمز حاضره به تک‌تک‌مون شلیک کنه ولی
نذاره حقیقت رو بفهمیم

39:07.681 --> 39:09.056
سیمز رو می‌شناسی؟

39:09.057 --> 39:11.310
آره، می‌شناسمش

39:12.060 --> 39:13.729
من به نیکولز کمک کردم

39:14.855 --> 39:16.731
دهنم رو بستن و انداختنم تو گونی

39:16.732 --> 39:18.399
فکر کردی چرا اینجام؟

39:18.400 --> 39:19.568
تو بگو

39:20.903 --> 39:22.029
باشه

39:22.654 --> 39:26.158
باشه. بهت میگم

39:26.825 --> 39:28.035
فقط تفنگت رو بهم بده

39:30.037 --> 39:35.042
درستـه. نمی‌تونی چون بهم اعتماد نداری

39:36.335 --> 39:40.923
ببین، اگه می‌خوای شلیک کنی فقط
لطفاً بزن اینجا، باشه؟

39:41.632 --> 39:42.674
لطفاً

39:51.470 --> 39:52.846
این رو توی

39:53.936 --> 39:56.537
آپارتمانِ جولیت نیکولز

39:57.481 --> 39:58.738
لای یه کتاب پیدا کردم

40:02.528 --> 40:04.071
بقیه رو نابود کردم

40:05.405 --> 40:07.282
نمی‌دونم چرا این یکی رو نگه داشتم

40:10.077 --> 40:13.664
به کسی بگی اینو دارم، کارم تمومـه

40:16.684 --> 40:20.103
.یه دکتر برام جور کن
.نه یه معاون کلانتر با جعبه‌ی کمک‌های اولیه

40:20.128 --> 40:22.047
اون‌وقت هر چی می‌خوای بدونی رو بهت میگم

40:22.840 --> 40:26.260
نه، بهت چیزایی رو میگم که
اصلاً دلت نمی‌خواد بدونی

40:45.070 --> 40:46.238
معامله‌ی جدید

40:47.072 --> 40:48.323
طول طناب چقدره؟

40:49.616 --> 40:50.701
گمونم خودتون می‌فهمید

40:56.832 --> 40:59.375
این؟ مال جولیت نیست

40:59.376 --> 41:01.879
ولی عمراً اگه بذارم
به عنوان داراییِ جولیت بفروشیش

41:20.230 --> 41:21.565
بارنز، بجنب

41:23.192 --> 41:24.193
یالا

41:25.110 --> 41:26.861
خبر جدیدی نداری؟ -
نه -

41:26.862 --> 41:29.072
دنبال گروه‌های دو نفری روی پله‌ها بگرد

41:29.907 --> 41:30.907
دریافت شد

41:33.277 --> 41:35.654
طبقه‌ی ۹۲. دوتا باربر دارن میرن پایین

41:37.998 --> 41:40.708
.من خیلی دور نیستم
.به شهردار خبر بده

41:40.709 --> 41:41.793
دریافت شد

41:46.840 --> 41:48.050
شام آوردم

41:49.885 --> 41:50.886
چیکار می‌کنی؟

41:51.720 --> 41:55.264
دنبال یه کلاه بودم که
از اتاق لباس‌ها دزدیده شده بود

41:55.265 --> 41:59.102
واسه همین رفتم اتاق کارکنان تا پیداش کنم

41:59.645 --> 42:01.230
کلاهِ ترینا ساموئل

42:03.106 --> 42:04.690
کلاهِ ترینا ساموئل

42:04.691 --> 42:08.195
آره. دوست‌دخترِ سولو بوده

42:09.154 --> 42:13.242
آره. خیلی وقتـه فراموشش کردم

42:13.825 --> 42:16.494
راستش، فکر نکنم اصلاً بشناسیش

42:16.495 --> 42:18.287
مرغ می‌خوای یا گوشت قرمز؟

42:18.288 --> 42:19.748
چرا بهم دروغ گفتی؟

42:22.543 --> 42:24.419
نمی‌دونم منظورت چیـه؟

42:27.756 --> 42:30.551
سولو، ترینا. اونـه

42:31.051 --> 42:33.720
این تو نیستی، مگه نه؟

42:35.222 --> 42:37.557
.نه. چون... این رو ببین
.اینو پیدا کردم

42:37.558 --> 42:39.976
کول مایرز، دست‌راستِ بخش آی‌تی

42:39.977 --> 42:43.437
...اون سولوی -
!من دست‌راست آی‌تی هستم -

42:43.438 --> 42:45.356
!نمی‌دونی چی داری میگی

42:45.357 --> 42:49.360
!اون حرفا رو به من نزن
!هرگز این کار رو نکن

42:49.361 --> 42:51.112
!من سولو هستم

42:51.113 --> 42:54.949
من دست‌راست آی‌تی هستم، شنیدی؟

42:54.950 --> 42:58.494
باشه -
!من سولو هستم! من دست‌راست آی‌تی هستم -

42:58.495 --> 42:59.746
تو سولویی

43:01.832 --> 43:03.000
تو سولویی

43:04.501 --> 43:05.502
ببخشید

43:06.879 --> 43:08.005
ببخشید

43:10.174 --> 43:11.300
ببخشید

43:20.225 --> 43:22.769
.وضعت خیلی بده
.باید یه چیزی بخوری

43:26.523 --> 43:27.816
گرسنه نیستم

43:30.360 --> 43:34.281
حالم خوب نیست

43:38.035 --> 43:41.163
میرم... دراز بکشم

43:43.957 --> 43:45.000
...میرم

43:54.635 --> 43:56.011
به قدر کافی می‌تونیم بریم پایین؟

43:57.471 --> 43:58.638
گمون کنم

43:58.639 --> 44:00.473
وزن‌مون رو تحمل می‌کنه؟

44:00.474 --> 44:02.559
اونو نمی‌دونم

44:07.439 --> 44:09.358
!افراد بخش مکانیک

44:09.942 --> 44:11.526
!ایست

44:11.527 --> 44:13.153
لعنتی -
گندش بزنن -

44:14.196 --> 44:15.196
بجنب

44:20.702 --> 44:22.370
ترمز که نداره، داره؟

44:22.371 --> 44:25.165
فقط طناب هست و تهِ طناب

44:28.001 --> 44:29.920
حداقل اگه بمیریم، تو طبقات پایینی می‌میریم

44:48.355 --> 44:49.815
!دستت رو بده

45:13.881 --> 45:15.007
مراقب باش

45:16.758 --> 45:17.843
!لعنتی

45:20.012 --> 45:22.306
!اوناهاش -
!بگیریدشون -

45:26.435 --> 45:27.436
!مراقب باش

45:46.914 --> 45:48.748
!لعنتی -
رد شدن، قربان -

45:48.749 --> 45:50.124
خودم فهمیدم

45:50.125 --> 45:51.584
این خط رو مشغول نکنید

45:51.585 --> 45:53.253
کلانتر بیلینگز، صدام رو می‌شنوی؟

45:55.589 --> 45:56.881
کلانتر بیلینگز

45:56.882 --> 45:57.965
بله، آقای شهردار؟

45:57.966 --> 45:59.794
کلانتر، متأسفانه باید به عرض‌تون برسونم که

45:59.819 --> 46:02.261
فراری‌های بخش مکانیک
از حالا به بعد مشکل شمان

46:02.262 --> 46:03.880
می‌دونم به عنوان
،یه خدمتگذارِ وفادار به سیلو

46:03.905 --> 46:05.538
می‌تونم روتون حساب کنم که
دستگیرشون کنید

46:05.563 --> 46:07.022
البته، شهردار

46:07.809 --> 46:11.772
شما همیشه می‌تونید روی من حساب کنید که
وفادارانه به سیلو و منشور خدمت کنم

46:36.601 --> 46:38.019
یالا

47:17.735 --> 47:37.735
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
