WEBVTT

00:00.513 --> 00:06.513
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:07.211 --> 00:10.503
‫« دروغـه »

00:11.524 --> 00:18.524
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:19.200 --> 00:20.870
‫میگم، اسمت چیـه؟

00:22.580 --> 00:23.790
‫جولیت

00:26.830 --> 00:30.130
‫جولیت؟ مثل همون نمایشنامهـه؟

00:31.210 --> 00:32.210
‫آره

00:34.090 --> 00:36.890
‫- اینجا هم هستش؟
‫- آره

00:37.430 --> 00:38.680
‫تو اهل کجایی؟

00:40.180 --> 00:44.310
‫من از بیرون اومدم، از یه سیلوی دیگه

00:44.310 --> 00:45.390
‫کدوم سیلو؟

00:45.400 --> 00:47.020
‫۵۰‌تا سیلو هست

00:49.400 --> 00:50.900
‫پنجاه‌تا؟

00:51.940 --> 00:54.030
‫آره، این سیلوی هفدهمـه

00:54.030 --> 00:58.410
‫پس نزدیک‌تریناش میشن ۱۵، ۱۶ و ۱۸

00:58.410 --> 00:59.950
‫چقدر راه اومدی؟

01:02.620 --> 01:04.250
‫- نمی‌دونم تقریباً...
‫- خورشید کجا بود؟

01:08.960 --> 01:10.210
‫نمی‌دونم... تو...

01:12.960 --> 01:14.300
میگم، تو کی هستی؟

01:15.380 --> 01:17.140
‫آهای. نه، صبر کن!

01:21.260 --> 01:23.470
‫ببین، من می‌خوام حرف بزنم،

01:24.180 --> 01:29.190
‫اما تو باید یه اطلاعاتی بهم بدی

01:33.190 --> 01:34.850
‫اسم من سولوئـه
‫(سولو به معنی تنها)

01:36.820 --> 01:37.820
‫سولو؟

01:38.570 --> 01:39.570
‫آره

01:42.870 --> 01:44.330
‫سولوی چی؟

01:45.126 --> 01:46.626
‫سولوی خالی

01:46.651 --> 01:49.460
‫چون من اینجا تنهای تنهام

01:49.485 --> 01:50.707
‫واسه همین من سولوام

01:55.800 --> 01:57.752
‫و هیچکس مردم رو مجبور نکرد برن بیرون

01:59.353 --> 02:00.693
‫خودشون تصمیم گرفتن برن

02:05.140 --> 02:08.378
‫و وقتی رفتن روز خوبی بود

02:08.810 --> 02:14.940
‫همه لبخند می‌زدن ‫اما
دوباره گرد و غبار بلند شد و

02:14.940 --> 02:20.660
فکر کنم سم تا یه مدت رفته بود ‫اما
دوباره برگشت و

02:20.660 --> 02:23.783
‫خیلی هم زیاد بود ‫و
واسه همین همشون مُردن

02:24.182 --> 02:26.750
‫اما کسایی که برای پاکسازی میرن بیرون،
‫در عرض سه دقیقه می‌میرن

02:26.750 --> 02:30.710
‫پس اونا چجوری بیشتر زنده موندن؟

02:31.670 --> 02:33.229
‫نمی‌دونم. تو چجوری زنده موندی؟

02:35.260 --> 02:37.220
‫من یه لباسی تنم بود و...

02:38.880 --> 02:42.800
‫ببینم، تو رو مثل ران فرستادن بیرون؟

02:43.059 --> 02:45.399
‫- ران؟ ران کیـه؟
‫- ران تاکر

02:45.640 --> 02:47.350
‫همون پاکسازی‌کننده‌ای که پاکسازی نکرد

02:47.350 --> 02:50.482
‫اون فکر می‌کرد بیرون امنـه.
‫می‌خواست بره بیرون.

02:51.133 --> 02:52.883
‫اما وقتی رفت، پاکسازی نکرد

02:53.686 --> 02:59.816
‫فقط... روی خاک لنز دوربین ‫نوشت «دروغـه»

03:03.200 --> 03:06.520
‫بعدش از جلوی چشم دور شد

03:06.950 --> 03:12.540
‫دو روز بعد، روی صفحه‌نمایش نوشتن «دروغـه»

03:12.540 --> 03:17.366
دقیقاً روی چیزی که اون نوشته بود ‫و
اون موقع بود که دعوا شروع شد

03:18.076 --> 03:20.416
‫واسه همین راسل من رو گذاشت اینجا

03:21.216 --> 03:25.016
‫راسل رئیس بخش آی‌تی بود.
.‫من دست‌راستش بودم

03:25.850 --> 03:26.850
‫و راسل بهم گفت:

03:26.850 --> 03:29.640
‫«تحت هیچ شرایطی

03:30.270 --> 03:35.716
‫نذار هیچکس وارد این اتاق بشه»

03:42.003 --> 03:43.923
ولی چرا همه رفتن بیرون؟

03:45.569 --> 03:47.409
‫چون فکر می‌کردن امنـه

03:48.540 --> 03:50.848
‫چون این مَرده گفتن امنـه،
...اونا هم صرفاً

03:51.370 --> 03:53.273
‫نه، چون مرگش رو ندیدن

03:53.298 --> 03:54.407
‫مرگش رو ندیدن

03:54.432 --> 03:58.670
‫واسه همین فکر کردن شاید هنوز زنده‌ست

03:58.685 --> 04:05.946
‫« ترجمه از فائزه شاهمرادی و علی محمدخانی »

04:05.970 --> 04:07.389
‫بعدش همه رفتن بیرون؟

04:08.246 --> 04:09.329
‫آره

04:11.639 --> 04:12.679
‫چیـه مگه؟

04:17.150 --> 04:18.360
‫من پاکسازی نکردم

04:21.740 --> 04:25.200
‫یه لباس... من باید برگردم

04:25.200 --> 04:26.490
‫صبر کن! چی؟

05:49.618 --> 05:54.535
‫« سیلو »
‫« فصل دوم »
‫« قسمت سوم: سولو »

06:04.065 --> 06:06.050
‫- ولش کنید!
‫- مامان...

06:07.360 --> 06:08.950
‫مامان! برو خونه!

06:12.060 --> 06:14.350
‫درست میشه! چیزیم نمیشه!

06:16.350 --> 06:17.770
‫تدی!

06:18.560 --> 06:21.520
.‫براش پاپوش دوخته بودن
‫اونا خودشون نوشته بودن.

06:21.520 --> 06:22.940
‫براش پاپوش ندوخته بودن

06:23.886 --> 06:26.216
‫خودش اون کارو کرد.
‫من هم گفتن بهش افتخار می‌کنم.

06:27.356 --> 06:29.356
‫این پایین خونه‌ی ماست

06:29.740 --> 06:35.206
این دیوارها مال ماست ‫و
اگه بخوایم می‌تونیم روشون علامت بزنیم

06:37.750 --> 06:39.040
‫اما حالا بردنش

06:39.656 --> 06:41.996
‫هممون می‌دونیم نگران چی هستی، اِولین

06:42.336 --> 06:44.155
‫هممون می‌دونیم که اونا
‫چه کارهایی می‌تونن بکنن

06:44.420 --> 06:48.340
‫اونا می‌خوان یه نفر از بخش مکانیک رو
‫واسه بقیه درس عبرت کنن

06:51.260 --> 06:52.700
‫ولی ما بهشون اجازه نمی‌دیم

06:53.173 --> 06:54.753
‫- اجازه می‌دیم؟
‫- نه

06:55.396 --> 06:57.356
‫- اجازه می‌دیم؟
‫- نه

07:00.350 --> 07:01.940
‫اجازه نمی‌دیم اون فرد پسر تو باشه

07:10.346 --> 07:13.826
‫« اتاق سرور »

07:50.110 --> 07:51.360
‫برای چی اینجام؟

07:51.473 --> 07:54.813
‫گفتم شاید بهتره با «آیین‌نامه» شروع کنیم

07:55.330 --> 07:57.740
‫خب، من سعی کردم همه چی رو فراموش کنم

08:01.250 --> 08:02.364
‫مخصوصاً اون رو

08:05.750 --> 08:07.074
‫اما یه چیزهایی باقی می‌مونن

08:08.416 --> 08:11.956
‫ «در صورت پاکسازیِ ناموفق،
‫برای جنگ آماده شوید»

08:13.793 --> 08:14.978
‫و اون نوشته‌ی روی دیوار

08:17.026 --> 08:19.026
‫باید بابت نوشتن روی دیوار برخورد کنی

08:19.193 --> 08:22.033
‫مخصوصاً هر چیزی که
‫از شورش حمایت می‌کنه

08:23.850 --> 08:27.458
‫یا هر چیزی که «شخصی که
‫موفق به پاکسازی نشد رو

08:27.483 --> 08:30.073
‫- ستایش می‌کنه»
‫- «...پاکسازی نشد رو ستایش می‌کنه»

08:36.137 --> 08:38.418
‫بابت نوشتن روی دیوار کسی رو بازداشت کردی؟

08:38.443 --> 08:40.403
‫یه نفر رو از بخش مکانیک

08:41.000 --> 08:42.097
‫چی نوشته بود؟

08:42.683 --> 08:44.513
‫همون چیزی رو که دیروز دیدم

08:47.339 --> 08:49.509
‫جولیت زنده‌ست

08:50.084 --> 08:51.454
‫دوربین فیلمشو گرفته؟

08:51.479 --> 08:54.029
‫نه، بهمون گزارش دادن

08:54.521 --> 08:57.510
‫بیشتر دوربین‌های زیر طبقه‌ی۱۲۰ غیرفعال شدن

08:57.675 --> 08:59.300
‫حتماً نیکولز بهشون گفته

08:59.310 --> 09:01.010
‫درمورد دوربین‌ها از کجا خبر داشت؟

09:01.035 --> 09:04.165
‫تا جایی که من می‌دونم،
به سادگی کشفش کرده

09:05.866 --> 09:07.736
‫اون واقعاً خاص بود، نه؟

09:08.730 --> 09:12.070
جدای از تحلیل‌های من، کاملاً خاصـه

09:14.919 --> 09:17.299
‫من فقط دو بار دیدمش

09:18.580 --> 09:21.160
‫به نظر نمیومد بخواد بره بیرون

09:23.580 --> 09:25.687
‫اون رو با یه عتیقه‌ی سطح قرمز گرفتن

09:25.833 --> 09:28.883
‫یه هارد دیسک مال قبل از شورش

09:30.880 --> 09:31.960
‫چی توش بود؟

09:32.046 --> 09:37.565
‫به جز فیلم پاکسازی ۲۰۰ سال پیش که
‫نیکولز توی صفحه‌نمایش نشون داد،

09:38.340 --> 09:40.530
‫دیگه نمی‌دونم چی بود. از بین بردمش

09:42.986 --> 09:45.156
‫اون گفت می‌خواد بره بیرون؟

09:45.181 --> 09:47.931
‫- در هر صورت اون می‌رفت بیرون
‫- اما خودش گفت؟

09:48.713 --> 09:50.503
‫آره. خودش گفت

09:56.030 --> 09:58.967
‫دفعه‌ی بعد که بابت نوشتن روی دیوار
‫ کسی رو دستگیر کردی،

09:59.549 --> 10:02.429
‫مطمئن شو که مال طبقات بالا یا وسط باشه

10:03.980 --> 10:05.059
‫آیین‌نامه میگه...

10:05.084 --> 10:09.754
‫آیین‌نامه میگه بخش مکانیک رو مقصر جلوه بده ‫و
باقی مردم سیلو رو علیه‌شون متحد کن

10:09.790 --> 10:10.920
‫می‌دونم

10:11.193 --> 10:12.773
‫اما جولیت...

10:14.669 --> 10:16.259
‫اون تک‌رو بود

10:17.090 --> 10:19.640
‫هیچکس تا حالا همچین کاری نکرده بود

10:20.890 --> 10:23.010
‫پس باید خارج از آیین‌‌نامه فکر کنی

10:24.640 --> 10:26.180
‫نمیگم آسونـه

10:27.850 --> 10:28.913
‫شاید مثلِ...

10:30.440 --> 10:32.650
‫فکر کردن به رنگی باشه که تابحال ندیدی

10:33.570 --> 10:34.780
‫اما سعی کن

10:38.465 --> 10:42.370
‫و اون مردی که از بخش مکانیک
‫بازداشت کردی رو آزاد کن

10:42.950 --> 10:44.200
‫مروتت رو نشون بده

10:45.370 --> 10:48.080
‫حالا اگه اشکالی نداره،
‫خیلی دلم می‌خواد گورمو از اینجا گم کنم

10:54.130 --> 10:56.090
‫جولیت رفت سیلوی شماره‌ی ۱۷؟

10:56.223 --> 10:57.303
‫آره

11:00.130 --> 11:01.430
‫می‌تونه اونجا زنده بمونه؟

11:01.430 --> 11:02.510
‫بعیده

11:02.762 --> 11:05.102
‫اون سیلو مدت زیادیـه از بین رفته

11:06.850 --> 11:10.020
‫قبل از زمانی که تو رو دست‌راست خودم کنم

11:23.990 --> 11:24.990
‫لعنتی

11:46.255 --> 11:50.071
‫« ران تاکر زنده‌ست »

12:14.028 --> 12:16.947
‫« ما می‌خوایم بریم بیرون »

12:24.220 --> 12:26.314
‫از اونایی که گفتم دستگیرشون کنی چه خبر؟

12:26.680 --> 12:29.524
‫همونایی که ممکنه دیده باشن ‫که
نیکولز چی توی کامپیوترشون ریخته

12:29.549 --> 12:31.259
‫به همشون دارو می‌دیم

12:31.782 --> 12:33.742
‫گفتیم برای اضطرابـه

12:33.920 --> 12:36.525
‫اون دو نفری که به نیکولز کمک کردن چی؟

12:36.849 --> 12:38.729
‫پاتریک کندی و دنی بلای

12:39.023 --> 12:40.983
‫توی سلول انفرادی بخش قضایی‌ان

12:41.630 --> 12:43.663
‫- هنوز بهشون دارو ندادن؟
‫- نه

12:46.370 --> 12:47.448
‫چرا؟

13:00.859 --> 13:04.119
‫نمی‌دونم چرا باید این رو اینقدر محکم ببندن

13:19.730 --> 13:21.190
‫بفرما

13:24.367 --> 13:25.377
‫ردیفی؟

13:29.280 --> 13:30.410
‫می‌دونی من کی‌ام؟

13:32.870 --> 13:34.750
‫همه‌ می‌دونن تو کی هستی، سیمز

13:36.080 --> 13:39.458
‫پدر و مادرها بچه‌هایی که کلم بروکلی‌شون رو
نمی‌خورن رو از تو می‌ترسونن

13:40.130 --> 13:42.010
‫بچه‌ها باید کلم بروکلی‌شون رو بخورن

13:43.210 --> 13:44.389
‫من که مال خودمو می‌خورم

13:45.090 --> 13:46.229
‫ولم می‌کنی؟

13:48.470 --> 13:50.800
‫یه کم بیشتر از اینا ازت انتظار دارم

13:50.976 --> 13:52.186
‫البته

13:54.390 --> 13:55.940
‫دیگه چی می‌تونم بهت بدم؟

13:58.120 --> 13:59.750
‫تو قبلاً دوریس رو ازم گرفتی

14:00.746 --> 14:02.126
‫زنت؟

14:03.190 --> 14:07.950
‫آره، زنم، لاشی

14:08.740 --> 14:12.410
‫هیچ چیز دیگه‌ای نیست ‫که بتونی ازم بگیری

14:13.950 --> 14:15.253
‫و من یه چیزهایی دیدم

14:15.620 --> 14:17.047
‫یه چیزهایی می‌‎‌دونم

14:20.290 --> 14:24.331
‫می‌دونم که همش دروغ محضـه

14:26.380 --> 14:29.430
‫پس چطوره بریم سراغ اون قسمتی ‫که
قراره چاقو بکنی توی چشمم؟

14:32.777 --> 14:35.535
‫هر کسی که اطلاعات داره نیاز نیست بمیره

14:37.350 --> 14:40.471
‫میشه لطفاً واسه یه لحظه هم که شده

14:40.496 --> 14:44.738
‫کسشعرهای مبهم تحویلم ندی ‫و
بگی من اینجا چه غلطی می‌کنم؟

14:48.090 --> 14:49.180
‫یه دارویی هست

14:50.406 --> 14:51.706
‫باعث میشه فراموش کنی

14:55.080 --> 14:56.120
‫چی رو فراموش کنم؟

14:58.080 --> 15:00.250
‫از چیزهایی شروع می‌کنیم ‫که
ما می‌خوایم فراموش کنی

15:00.796 --> 15:03.693
‫دوز کم باید به حساب خاطراتِ
‫ چند هفته‌ی اخیر برسه

15:06.880 --> 15:08.300
‫دوز زیادش چی؟

15:08.427 --> 15:11.017
‫می‌تونیم ببریمت به قبل از مرگ دوریس

15:13.180 --> 15:14.640
‫بعدش چجوری میشه؟

15:14.640 --> 15:18.514
‫من... اینور اونور پرسه می‌زنم ‫و
با خودم میگم اون کجا رفته؟

15:22.940 --> 15:29.232
‫نه. نه. اگه این دارو واقعیـه،
‫پس خیلی میرم عقب

15:30.070 --> 15:31.881
‫می‌خوام ۲۲ سال برگردم عقب

15:32.950 --> 15:34.695
‫به زمانی که هنوز ندیده بودمش

15:35.856 --> 15:38.606
‫ازت می‌خوام این کارو بکنی.
‫چون اینجوری راحت‌تره.

15:41.493 --> 15:42.833
‫می‌تونیم این کار رو واست بکنیم

15:43.590 --> 15:46.460
‫اما اول تو باید یه کاری برامون بکنی

15:55.488 --> 15:56.630
‫قشنگـه، نه؟

16:04.126 --> 16:05.256
‫اون چی بوده؟

16:09.000 --> 16:10.000
‫نمی‌دونم

16:11.903 --> 16:14.443
‫دلیل این که ازت خواستم بیای اینجا...

16:14.468 --> 16:18.018
‫گزارش پاکسازی کلانتر نیکولز رو تموم کردی؟

16:18.080 --> 16:19.290
‫تقریباً

16:19.290 --> 16:20.870
‫حرفای یه شاهد دیگه رو هم می‌خوام

16:20.870 --> 16:23.790
‫خانم نیکولز خودش گفت می‌خواد بره بیرون؟

16:24.783 --> 16:26.583
‫طبق گفته‌های شهردار،

16:26.840 --> 16:29.880
آقای سیمز و چهار نفر از پنج‌تا مأموری که
‫اونجا بودن، خودش گفته

16:30.543 --> 16:32.373
‫به زودی با مأمور پنجم هم حرف می‌زنم

16:33.063 --> 16:35.063
‫خب پس می‌ذارم به این کارت برسی

16:41.230 --> 16:42.279
‫خانم قاضی...

16:45.140 --> 16:46.470
‫من سندروم دارم

16:48.900 --> 16:50.821
‫سیمز بهم گفت برات پاداش در نظر گرفته

16:52.740 --> 16:54.285
‫من از تصمیم اون حمایت می‌کنم

16:55.395 --> 17:00.581
‫وقتشه لکه‌ی ننگی که چندتا از
‫عبارات تبعیض‌آمیز منشور

17:01.580 --> 17:04.122
بی‌خود و ‫بی‌جهت باعثش شدن رو از بین ببریم

17:08.696 --> 17:12.866
‫می‌دونی، یه نظریه
‫درمورد علت ایجاد سندروم هست

17:13.880 --> 17:17.300
‫که میگه این اختلال خون ‫یا فقر ویتامین نیست،

17:17.956 --> 17:23.626
‫فقط واکنش طبیعی انسان
‫به یه موقعیت غیرطبیعیـه

17:24.499 --> 17:28.749
‫انسان‌ها برای زندگی کردن
‫زیرِ زمین ساخته نشدن

17:29.570 --> 17:32.860
‫هیچکدوم از ما بیشتر ۶۰ متر
‫روی خط مستقیم راه نرفتیم

17:37.490 --> 17:38.975
‫به جز جولیت نیکولز

17:43.120 --> 17:44.750
‫وقتی گزارشت درمورد پاکسازیش تموم شد...

17:46.880 --> 17:47.880
‫اول بده من ببینمش

17:55.470 --> 17:56.470
‫آهای!

17:58.071 --> 17:59.321
‫اون چیـه؟

17:59.346 --> 18:00.436
‫بازش کن

18:04.786 --> 18:05.956
‫چی هست؟

18:19.780 --> 18:21.122
‫خوراک مرغـه

18:21.700 --> 18:22.835
‫بدک نیست

18:23.540 --> 18:25.328
‫یعنی، نمی‌دونم،

18:25.353 --> 18:28.869
‫دیگه مطمئن نیستم ‫ولی
یادمـه اوایل دوستش داشتم

18:32.880 --> 18:34.340
‫لعنتی

18:35.670 --> 18:37.803
‫- چیـه؟
‫- هیچی

18:39.043 --> 18:42.753
‫فقط... وای، خیلی گرسنه بودی

18:48.350 --> 18:49.400
‫لباس نیاوردی؟

18:51.270 --> 18:55.218
،‫خب، من چندتا کمربند و اینا پیدا کردم

18:55.243 --> 18:58.703
‫و حدود ۳ متر پارچه که از بین نرفته بود

18:59.610 --> 19:04.137
‫ولی این برای درست کردن لباس ‫و
مخصوصاً لباس من کافی نیست

19:04.653 --> 19:07.093
‫تیکه تیکه‌اش کردم، نمیشه

19:08.410 --> 19:12.590
‫خب، لباس‌ها فقط توی «اتاق اس» دوخته می‌شدن

19:13.290 --> 19:17.470
‫و پارچه و لوازم مورد نیاز لباس‌ها
‫توی بخش «تجهیزات اضطراری»ـه

19:18.780 --> 19:20.610
‫اما اون...

19:21.550 --> 19:22.550
‫زیر آبـه؟

19:23.703 --> 19:25.493
‫امیدوارم خیس نشن

19:26.680 --> 19:27.930
‫ببخشید چی؟

19:27.930 --> 19:29.920
‫امیدوارم اونا...

19:30.560 --> 19:31.850
‫چی؟

19:31.860 --> 19:33.150
‫- من...
‫- می‌دونم،

19:33.150 --> 19:35.190
‫من فقط... سعی داشتم شوخی کنم ولی

19:35.190 --> 19:37.030
‫خیلی وقتـه اینجام، ببخشید

19:41.870 --> 19:43.580
‫- جولیت؟
‫- بله؟

19:44.200 --> 19:45.620
‫چرا پاکسازی نکردی؟

19:49.830 --> 19:52.834
‫- چون گفتم نمی‌خوام پاکسازی کنم
‫- آره همه همینو میگن

19:55.880 --> 19:57.988
‫می‌دونی، من فهمیدم چرا مردم پاکسازی می‌کنن

20:00.050 --> 20:01.050
‫می‌دونی...

20:04.640 --> 20:10.411
‫مردم در نهایت پاکسازی می‌کنن،
‫چون وقتی میرن بیرون، اونا...

20:11.100 --> 20:15.360
‫یه آسمون آبی و درخت‌های زیبا و

20:15.360 --> 20:18.480
چمن و گل‌های خوشگل می‌بینن و

20:18.480 --> 20:20.110
‫احساس می‌کنن باید این کار رو بکنن

20:20.110 --> 20:22.942
‫اونا می‌خوان به همه‌ی کسایی که داخلن
‫بگن که بیرون واقعاً چه شکلیـه

20:22.967 --> 20:24.637
‫بگن که چقدر قشنگـه

20:25.070 --> 20:27.258
‫- آره، اما تو نگفتی
‫- نه

20:27.700 --> 20:29.700
‫نه، نگفتم، چون همش چرت و پرتـه

20:29.913 --> 20:33.000
‫چرت و پرتـه، چون من ‫فیلمِ
پاکسازی یه نفر دیگه رو دیدم

20:33.025 --> 20:36.411
توی فیلمه یه سری موجودات بودن که

20:36.436 --> 20:38.225
‫از آسمون رد می‌شدن...

20:38.250 --> 20:40.401
‫پرنده‌. بهشون میگن پرنده

20:42.050 --> 20:45.922
،‫باشه. وقتی من رفتم بیرون
‫اون پرنده‌ها رو دیدم، خب؟

20:46.390 --> 20:47.510
‫اما طرز حرکت‌شون...

20:47.510 --> 20:51.350
دقیقاً مثل همونایی بود ‫که
توی اون فیلم دیده بودم

20:51.350 --> 20:53.060
‫اما دقیقاً همون

20:53.060 --> 20:57.270
‫واسه همین فهمیدم تصویری که
‫توی کافه‌تریا بود دروغ نیست

20:57.270 --> 20:59.103
‫چیزی که من می‌دیدم دروغ بوده

20:59.860 --> 21:01.049
‫توی اون کلاهی که سرم بود

21:01.820 --> 21:05.320
‫- نمی‌دونم چجوری این کارو می‌کنن
‫- با کامپیوترهای خیلی پیشرفته

21:05.320 --> 21:07.280
‫باشه، البته. ولی دروغ محض بود، خب؟

21:07.280 --> 21:08.651
‫پس چرا باید پاکسازی می‌کردم؟

21:09.120 --> 21:10.595
‫نه من پاکسازی نکردم

21:10.620 --> 21:11.750
‫من راه رفتم

21:11.775 --> 21:13.483
‫راه رفتم و راه رفتم...

21:13.508 --> 21:18.468
‫و فکر نمی‌کردم کاری که دارم می‌کنم
‫می‌تونه به اتفاقی که اینجا افتاد منجر شه

21:18.880 --> 21:20.840
‫- اینو نمی‌دونستم
‫- نمی‌تونستی هم بدونی

21:34.390 --> 21:35.480
‫چرا تو زنده‌ای؟

21:39.223 --> 21:43.194
‫بقیه مُردن، اما تو زنده موندی. چجوری؟

21:43.974 --> 21:48.530
‫من فقط... اگه من زنده نمی‌موندم،
‫کی از اتاق محافظت می‌کرد؟

21:48.676 --> 21:51.476
‫نه، ولی چند وقتـه اونجایی؟
‫چجوری...

21:52.540 --> 21:56.785
‫اونم تنها، تو میگی غذا داری، پس...

21:57.630 --> 22:01.044
.‫من فقط وظیفه‌ام رو انجام میدم، می‌‌دونی
.‫فقط نمی‌ذارم این در باز شه

22:01.750 --> 22:03.026
‫بازش نمی‌کنم

22:04.840 --> 22:06.478
‫- هیچ‌وقت؟
‫- نه

22:09.350 --> 22:11.681
‫چون مشخصه یه نفر سعی کرده وارد شه، پش...

22:14.520 --> 22:18.331
‫من دوست دارم کتاب بخونم،
‫آهنگ می‌ذارم...

22:18.356 --> 22:22.196
‫سولو؟ میشه بپرسم...

22:24.780 --> 22:27.570
‫جنازه‌هایی که بیرون توی راهروئن...

22:27.570 --> 22:29.807
‫اونا به اندازه‌ی قبلیا قدیمی نیستن

22:29.832 --> 22:30.912
‫پس...

22:32.540 --> 22:33.540
‫چه اتفاقی افتاد؟

23:06.530 --> 23:08.700
‫من نتونستم غذایی پیدا کنم، پس ازت ‫ممنونم

23:08.700 --> 23:12.490
‫خیلی لطف کردی

23:13.410 --> 23:14.660
‫ممنونم

23:22.090 --> 23:25.381
،‫من لطف نکردم
‫فقط نیاز داشتم تو اون غذا رو بخوری

23:28.550 --> 23:29.550
‫چرا؟

23:30.640 --> 23:33.890
‫چون اگه غذا رو می‌خوردی،
‫می‌فهمیدم که تو واقعی هستی و

23:33.915 --> 23:35.568
‫توی تصوراتم نیستی

23:38.520 --> 23:39.520
‫تو آدما رو تصور می‌کنی؟

23:41.150 --> 23:43.197
‫چی... آهای... نه، سولو

23:43.222 --> 23:44.432
‫من...

24:18.060 --> 24:21.100
‫اون مال وقتیـه که اون بچه‌ها رو
‫از دست اون مرد دیوونه نجات دادی

24:21.733 --> 24:23.233
‫اسمش چی بود؟

24:23.560 --> 24:24.980
‫هیچ‌وقت به زبون نمیارم

24:27.070 --> 24:28.690
‫انگار هیچ‌وقت وجود نداشته

24:29.320 --> 24:30.320
‫خوبه

24:31.150 --> 24:32.240
‫و این

24:33.450 --> 24:36.740
هیچ مأموری توی تیراندازی
هدفگیریش به پای تو نمیرسه

24:36.740 --> 24:38.160
‫بازم نمی‌تونم

24:40.790 --> 24:42.040
‫تو راست میگی، رجی

24:42.960 --> 24:44.250
تو راست میگی

24:45.500 --> 24:48.090
‫درسته قدم‌رنجه کردید و
‫تشریف آوردید، آقای سیمز...

24:48.090 --> 24:49.210
‫می‌تونی راب صدام کنی

24:50.220 --> 24:51.873
‫نه، جناب، نمی‌تونم...

24:51.898 --> 24:56.220
حتماً در جریان هستی که
همه‌ی مأمورهای بازنشسته

24:56.220 --> 24:58.010
به خاطر وضعیت اضطراری
برگردونده میشن سر کار

24:58.010 --> 24:59.310
‫باید هم بشن

24:59.310 --> 25:00.390
‫هممون باید برگردیم

25:00.463 --> 25:05.803
‫اما چیزی که شاید غافلگیرت کنه،
‫اینـه که قراره بفرستیمت بخش مکانیک

25:10.780 --> 25:12.280
‫من با این سن و سالم؟

25:12.280 --> 25:16.450
با خودم گفتم ما قدیما خیلی هوای همو داشتیم

25:18.240 --> 25:19.950
‫پس بدهیت رو می‌خوای

25:19.950 --> 25:22.870
‫تو ازم خواستی پنج دقیقه
‫با آرچی برنت تنها باشی

25:23.003 --> 25:24.463
‫من ده دقیقه بهت وقت دادم

25:28.290 --> 25:30.840
‫فقط بگو که مجبور نیستم
‫زیاد تو بخش مکانیک بمونم

25:31.121 --> 25:33.090
‫هوای اون پایین یه طوریـه

25:33.090 --> 25:34.550
‫اصلاً زمان زیادی نیست

25:35.432 --> 25:38.140
‫رئیس... آهای.
‫نتونستیم حرف بزنیم...

25:38.140 --> 25:39.930
‫- وقت ندارم
‫- حرف مهمیـه

25:40.600 --> 25:44.640
من ازت خواستم حواست به شرلی باشه ‫و
ببینی چی تو سرشـه

25:44.640 --> 25:46.190
‫اما به جاش تو هم بهش ملحق شدی

25:48.230 --> 25:49.960
‫تعجب کردی که اینو می‌دونم؟

25:51.650 --> 25:53.772
‫فکر کردی فقط از تو خواستم حواست بهش باشه؟

25:55.450 --> 25:56.910
‫باشه، آره، من...

25:56.910 --> 26:00.120
‫من اونجا بودم، اما...
‫برای همین باید حرف بزنیم

26:01.593 --> 26:03.883
‫ازت ممنونم این همه راه رو اومدی، جین

26:04.410 --> 26:06.000
‫می‌دونم پیاده‌رویِ زیادیـه

26:06.000 --> 26:08.630
‫من می‌دونم چی دیدم! دروغ نمیگم!

26:10.550 --> 26:15.218
خب، توی بند مربوط به وظایفِ
کلانتری توی منشور نوشته که

26:15.243 --> 26:18.840
بعد از هر پاکسازی یه نفر از کلانتری
باید یه گزارش در موردش

26:18.850 --> 26:20.260
به قوه‌ی قضاییه تحویل بده

26:20.313 --> 26:22.233
‫واسه همین ازت خواستم بیای بالا

26:23.270 --> 26:26.640
‫من کلانتر نیکولز رو
‫بعد از بازداشت شدنش دیدم

26:28.763 --> 26:30.683
‫اما وقتی دستگیر شد تو اونجا بودی؟

26:31.480 --> 26:32.570
‫بله

26:34.320 --> 26:35.820
‫تو مزرعه‌ی ذرت؟

26:36.450 --> 26:37.820
‫درستـه

26:38.449 --> 26:42.579
‫و قبل این که فرار کنه، چی گفت؟

26:47.603 --> 26:54.603
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:00.260 --> 27:01.260
‫خوابت نمی‌بره؟

27:03.476 --> 27:06.816
‫آره. فکر کنم تو زمانِ
قهوه خوردنم اشتباه کردم

27:07.376 --> 27:08.376
‫تو چی؟

27:10.573 --> 27:11.863
‫استرس نمی‌ذاره

27:14.030 --> 27:18.095
‫فکر نمی‌کردم توی قرعه‌ی فرزندآوری
‫یه فرصت دیگه داشته باشیم،

27:18.120 --> 27:21.570
‫اما با بیرون رفتن کلانتر،
‫فردا یه دور اضافه برگزار می‌کنن

27:21.595 --> 27:23.975
‫و مثل دفعه‌ی پیش ‫دوباره از
همون صندوق برمی‌دارن

27:24.760 --> 27:27.270
‫شوهرم همش بهم میگه شانس ما بیشتره

27:28.250 --> 27:29.500
موفق باشید

27:30.880 --> 27:33.888
‫من و ریک خیلی دلمون می‌خواد بچه داشته باشیم

27:33.913 --> 27:35.750
‫اما نمی‌دونیم با وضعیت فعلی

27:35.760 --> 27:37.290
‫بچه‌دار شدن‌مون اصلاً درسته یا نه

27:44.949 --> 27:47.829
بچه دار شدن یه جور امیدواری نامطمئنـه

27:52.060 --> 27:55.730
‫کسایی که این درختا رو کاشتن
‫به قدری عمر نکردن که زیر سایه‌شون بشینن

28:00.490 --> 28:01.660
‫شما بچه داری؟

28:04.910 --> 28:05.990
‫آره

28:06.620 --> 28:07.790
‫چجوریـه؟

28:17.109 --> 28:18.479
‫با اومدن اولین بچه‌مون...

28:19.090 --> 28:21.300
‫قبل از این که ببینمش صداش رو می‌شنیدم

28:21.300 --> 28:23.340
‫گوشمو می‌ذاشتم روی شکم خانمم

28:24.890 --> 28:27.190
‫چندین ماه برات جای سؤالـه که
قراره چطور آدمی بشه

28:28.350 --> 28:33.980
‫چه شکلی میشه و چجوری راه میره،
‫ لبخند می‌زنه و گریه می‌کنه

28:35.860 --> 28:38.230
‫بعدش، یه روز می‌بینیش

28:40.070 --> 28:41.450
‫و اون بی‌نقصـه

28:46.370 --> 28:48.870
‫فکر کنم بهتره سعی کنم یکم بخوابم

28:50.770 --> 28:52.190
‫فیبی ولز هستم

28:54.210 --> 28:55.420
‫من هم پیت نیکولزم

28:58.130 --> 28:59.960
‫- اوه، واقعاً متاسفم
‫- مشکلی نیست

28:59.960 --> 29:01.420
‫- حرفی که زدم...
‫- نه، نه

29:01.420 --> 29:03.380
‫حداقل یه فایده‌ای داشته

29:07.029 --> 29:08.189
‫و امیدوارم برنده بشید

29:10.480 --> 29:11.480
‫ممنونم

29:13.020 --> 29:14.100
‫دیگه بهتره من...

29:16.360 --> 29:17.610
‫شب خوش

29:49.140 --> 29:50.161
‫آهای

29:53.696 --> 29:56.276
‫- چیـه؟
‫- اوه، سلام. صبر کن

30:03.502 --> 30:05.252
‫یه فکری به سرم زد

30:05.843 --> 30:07.133
‫آتش‌نشان‌ها

30:07.240 --> 30:08.660
‫خب؟ چی؟

30:08.660 --> 30:10.467
‫اونا کلاه ایمنی دارن.
‫لباس کار دارن. اونا...

30:10.492 --> 30:13.200
‫کپسول هوا دارن. میرن توی دود

30:13.200 --> 30:14.580
‫نه

30:15.845 --> 30:19.605
اونا برای این طراحی نشدن ‫که
بیرون زنده نگهت دارن. بیخیال

30:19.630 --> 30:21.710
‫آره اما لباس‌های پاکسازی هم همینن

30:29.350 --> 30:31.600
‫لباس آتشنشانی به دردم می‌خوره

30:33.140 --> 30:34.659
‫فکر بدی نیست

30:34.684 --> 30:35.850
‫واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟

30:35.850 --> 30:38.600
‫- آخه من مطمئن نبودم
‫- از کجا می‌تونم یکی پیدا کنم؟

30:38.610 --> 30:41.980
‫خب، تجهیزات ایمنی آتشسوزی
‫توی سه جا هست

30:41.980 --> 30:44.650
‫بخش مهندسی، طبقه‌ی ۷۰ و ۲۳

30:44.650 --> 30:47.700
‫- کجای طبقه‌ی ۲۳؟
‫- کنار بخش بازیافت

30:47.700 --> 30:51.780
‫- باشه
‫- ولی... ولی ممکنه یه مشکلی باشه

31:17.940 --> 31:19.931
‫ببخشید. می‌دونم دیروقتـه

31:19.956 --> 31:21.036
‫اتفاقی افتاده؟

31:21.062 --> 31:23.940
‫خب، ازم خواستید گزارشِ پاکسازیِ
‫کلانتر نیکولز رو

31:23.940 --> 31:25.190
‫قبل تحویل دادن ببینید

31:25.190 --> 31:26.444
‫و نمی‌شد بمونه یه وقت دیگه؟

31:26.469 --> 31:30.070
‫من با پنج‌تا مأموری که
‫به دستگیری نیکولز کمک کردن حرف زدم

31:30.070 --> 31:33.030
‫چهار نفرشون گفتن خودش گفته ‫که
می‌خواد بره بیرون

31:33.030 --> 31:34.200
‫اما یکیشون نگفت؟

31:34.200 --> 31:38.108
‫پنجمی... میگه تمرکزش فقط روی کارش بوده

31:38.133 --> 31:42.303
‫میگه اگه بقیه شنیدن که گفته
‫می‌خواد بره بیرون، پس حتماً گفته

31:42.880 --> 31:44.000
‫اما مطمئن نیستی؟

31:44.000 --> 31:45.670
‫وقتی داشتم اون رو از پله‌ها می‌بردم بالا،

31:45.670 --> 31:48.131
‫خودِ کلانتر نیکولز بهم گفت که نگفته بود

31:48.156 --> 31:49.996
‫صبر کن ببینم. تازه الان اینو میگی؟

31:52.720 --> 31:55.600
‫مطمئن نبودم می‌تونم حرفشو باور کنم

31:55.600 --> 31:59.430
‫می‌خواستم با بقیه حرف بزنم،
‫اما اگه شاهدها شبهه‌ای داشتن،

31:59.440 --> 32:01.940
‫باید قبل از بیرون فرستادنِ نیکولز
‫تحقیقات انجام میشد

32:01.940 --> 32:03.440
‫- توی...
‫- توی منشور نوشته. آره

32:04.926 --> 32:06.306
‫می‌دونم

32:08.360 --> 32:09.900
‫- چیزی هست که...
‫- نه

32:10.990 --> 32:12.216
‫از اینجا به بعدش با من

32:14.200 --> 32:16.160
‫مرسی که بهم اطلاع دادی، کلانتر

32:17.012 --> 32:18.302
‫شب بخیر

33:40.406 --> 33:41.406
‫ناکس

33:44.830 --> 33:47.210
‫شرلی، برگرد برو خونه

33:47.210 --> 33:50.300
‫- تدی رو بده تا بریم
‫- این کار رو نمی‌کنیم

33:54.720 --> 33:56.130
‫این اراذل رو از کجا آوردی؟

33:56.140 --> 34:00.262
‫- اراذل؟ بس کن، شرل. اونا معاون کلانترن
اونایی که کلاه دارن رو نمیگم -

34:00.287 --> 34:02.560
‫نمی‌تونم اجازه بدم یه بازداشتی رو ببری!

34:02.560 --> 34:04.356
‫- پس آزادش کن!
‫- تدی رو آزاد کنید!

34:06.400 --> 34:08.440
‫پلیس. برید کنار!

34:10.110 --> 34:11.690
‫ما اینجوری نیستیم!

34:11.690 --> 34:14.150
‫شاید الان دیگه اینجوری هستیم!

34:14.150 --> 34:17.910
‫تدی رو آزاد کنید!

34:36.180 --> 34:38.550
‫گوش کنید، خواسته‌ی همه‌ی ما یکیـه

34:38.550 --> 34:39.720
‫هممون می‌خوایم تدی برگرده

34:39.720 --> 34:41.970
‫- تدی رو آزاد کنید! تدی رو آزاد کنید!
‫- ببینید...

35:01.530 --> 35:03.950
‫- آزادش کنید!
‫- نه!

35:17.930 --> 35:19.510
‫چیکار می‌کنید؟

35:24.220 --> 35:26.480
‫ببریدش اون پشت

35:29.900 --> 35:31.230
‫- کوپ؟
‫- کوپر!

35:33.820 --> 35:35.002
‫چیزی نیست

35:35.027 --> 35:37.070
‫- چیزیت نیست، کوپ
‫- کوپ

35:37.070 --> 35:39.774
‫- آهای، رفیق. حالت خوبـه
‫- کوپ، ما اینجاییم

35:39.799 --> 35:41.049
‫حالت خوبـه

35:41.700 --> 35:42.700
‫کوپ

35:42.700 --> 35:44.700
‫- کوپ
‫- چیزی نیست

35:44.700 --> 35:46.120
‫همه چی خوبـه

35:50.880 --> 35:51.880
‫رفیق؟

35:58.220 --> 36:00.470
‫یکی کمک کنه! لطفاً!

36:44.150 --> 36:47.483
« دستگاه جلوگیری از بارداریِ بیمار نباید برداشته شود »

36:47.508 --> 36:50.530
« بیمار باید گمان کند دستگاه جلوگیری برداشته شده »

36:56.480 --> 36:59.360
‫هیچکس اون لاشی‌ای که
‫ دعوا رو شروع کرد نمی‌شناسه

36:59.360 --> 37:01.110
‫مال بخش مکانیک نبوده

37:01.700 --> 37:02.950
‫اون ‌یکی چی؟

37:05.450 --> 37:06.450
‫آره

37:07.370 --> 37:09.200
‫متولد و بزرگ‌شده‌ی بخش مکانیکـه

37:09.522 --> 37:10.692
‫تری کوپر

37:10.717 --> 37:11.978
‫خیلی پسر خوبیـه

37:12.003 --> 37:13.213
‫اون فقط...

37:14.976 --> 37:18.566
‫آره، اون فقط می‌خواست با بمب
‫جلوی اون عوضی رو بگیره

37:20.510 --> 37:21.760
‫چی می‌خوای؟

37:22.880 --> 37:24.010
‫خب، رئیس...

37:25.532 --> 37:27.322
‫ما همه چی می‌خوایم

37:27.347 --> 37:28.477
‫اما اول...

37:30.573 --> 37:31.613
‫به تو نیاز داریم

37:53.250 --> 37:54.500
‫مرسی که اومدی

37:55.372 --> 37:57.830
،‫این پایین جامون امنـه
‫نه دوربینی هست نه کسی که فالگوش وایسته

37:57.855 --> 38:00.685
‫چرا نذاشتی کاری که می‌خوایم رو انجام بدیم؟

38:01.970 --> 38:04.345
‫تدی رو برمی‌گردوندیم و مشکلی پیش نمیومد

38:04.370 --> 38:05.590
‫واقعاً؟

38:05.590 --> 38:07.256
‫تا ابد می‌خواستید قایمش کنید؟

38:27.450 --> 38:28.740
‫ما کوپر رو از دست دادیم

38:35.040 --> 38:36.460
‫باورم نمیشه

38:39.790 --> 38:40.800
‫من هم همینطور

38:50.180 --> 38:51.850
‫نکن. پات رو زخمی نکن

38:51.850 --> 38:53.970
،‫اگه می‌خوای چیزی رو بزنی
‫به من مشت بزن

38:53.980 --> 38:55.520
‫تو روحت

38:57.593 --> 38:59.173
‫تو روحت

39:00.440 --> 39:02.230
‫فکر نمی‌کردم واقعاً این کار رو بکنی

39:03.530 --> 39:05.110
‫من هم همینطور

39:14.620 --> 39:15.620
‫شرل...

39:17.620 --> 39:19.460
‫فقط تو نیستی که عصبانیـه

39:22.243 --> 39:24.753
‫فقط تو نیستی که جولز رو از دست داده

39:30.260 --> 39:32.560
خب، مطمئنم نیستم از دست داده باشیمش

39:36.770 --> 39:38.350
دو روز گذشته

39:39.850 --> 39:41.860
ما نمی‌دونیم اون سمتِ تپه چی دیده

39:42.570 --> 39:48.360
ممکنه یه جایی اون بیرون زنده باشه

39:52.080 --> 39:53.450
...ببین، من

39:53.450 --> 39:55.080
خیلی‌خب. خیلی‌خب

39:55.660 --> 39:58.250
من هم مثل تو می‌خوام حقیقت رو بدونم ولی

39:58.920 --> 40:00.880
نمی‌تونیم به شیوه‌ی تو پیش بریم

40:04.300 --> 40:05.510
پس چیکار کنیم؟

40:07.970 --> 40:10.930
یادتـه بچه بودیم می‌رفتیم اون پایین و
واسه خودمون می‌گشتیم؟

40:12.850 --> 40:15.100
دیواری که پیدا کردیم و
روش پُر از اسم بود رو یادتـه؟

40:16.390 --> 40:17.520
آره

40:19.640 --> 40:21.350
اون موقع نمی‌دونستیم معنیش چیـه

40:24.360 --> 40:25.770
حالا گمونم بدونم

40:26.168 --> 40:27.440
،یه روز دم صبح

40:27.440 --> 40:31.070
صفحه‌نمایش‌های کافه‌تریا رو

40:31.780 --> 40:33.030
،برای تعمیر خاموش می‌کنم

40:33.030 --> 40:37.200
همینطور دوربین‌های کلانتری رو

40:38.330 --> 40:41.120
هوابند رو باز می‌کنم و

40:42.750 --> 40:45.130
پنج دقیقه وقت داری از بری اون‌ور تپه و

40:46.550 --> 40:51.090
قبل از اینکه دوباره صفحه‌نمایش‌ها رو
فعال کنم از معرض دید خارج بشی

40:55.010 --> 40:56.680
مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

40:59.180 --> 41:00.980
لباسم رو کی بهم میدی؟

41:03.730 --> 41:07.820
،خب، به عنوان رئیس آی‌تی
من لباس خودم رو دارم

41:10.400 --> 41:14.200
گفتم شاید بتونیم همون رو برات آماده کنیم

41:14.200 --> 41:15.910
دو متر قدتـه

41:15.910 --> 41:20.670
واسه همین به نظرم بهتره
یکی مخصوص خودت بسازیم

41:21.127 --> 41:23.837
بهشون میگم برای کسیـه که
در آینده قراره دست‌راستم بشه

41:24.166 --> 41:27.040
معمولاً، اول یه تیم می‌فرستن تا
اندازه‌‌شون رو بگیرن

41:27.050 --> 41:32.220
،ولی چون قرار نیست کسی خبردار بشه

41:32.220 --> 41:35.510
خودم انجامش میدم

41:35.510 --> 41:37.850
خودم اندازه‌ات رو می‌گیرم

42:07.590 --> 42:09.590
از دست‌ها شروع می‌کنن

42:10.260 --> 42:11.590
...اینجوری

42:26.400 --> 42:28.480
لازم نیست یادداشت‌شون کنی؟

42:28.480 --> 42:29.900
نه

42:34.650 --> 42:35.860
برنارد

42:35.860 --> 42:36.950
بله؟

42:38.530 --> 42:40.030
میشه یه سؤال ازت بپرسم؟

42:43.080 --> 42:44.460
من آدم مفیدی بودم؟

42:45.540 --> 42:47.500
تو تنها آدمی هستی که می‌تونم باهاش حرف بزنم

42:51.000 --> 42:52.800
ولی فقط نیاز داری که حرف بزنی

42:53.878 --> 42:57.590
نظر من نه لازمـه و نه ضروری

42:57.590 --> 43:01.600
هم لازمـه و هم ضروری

43:02.180 --> 43:03.350
با اینحال نادیده گرفته میشه

43:04.270 --> 43:07.640
گفتم بهتره مَردی که اون نوشته رو
روی دیوار بخش مکانیک نوشته آزاد کنی

43:07.650 --> 43:09.190
آزادش کردیم

43:09.190 --> 43:13.610
آره، ولی بعد از بمب‌گذاری و تیراندازی‌ای که
منجر به مرگ دو نفر شد

43:13.610 --> 43:15.240
کار تو بود؟ -
نه -

43:15.240 --> 43:17.780
واقعاً؟ چون به نظر میاد
دقیقاً طبق دستوراتِ «آیین‌نامه»‌ بوده

43:18.740 --> 43:20.030
،آنان را مجبور کنید تاوان بدهند

43:20.910 --> 43:24.330
که به نوبه‌ی خود باعث ایجاد نفرت مردم سیلو
،نسبت به بخش مکانیک می‌شود

43:25.250 --> 43:28.210
در نتیجه می‌توانید شورش را سرکوب کنید

43:31.040 --> 43:32.340
کار من نبود

43:32.340 --> 43:33.500
مطمئنی؟

43:34.920 --> 43:36.380
بهت دروغ نمیگم

43:37.630 --> 43:39.800
ولی دروغ گفتی -
چه دروغی؟ -

43:40.640 --> 43:44.100
جولیت نیکولز خودش نخواست که
بره بیرون، مگه نه؟

43:50.690 --> 43:51.690
نه

43:52.320 --> 43:54.070
اندازه‌های لازم رو گرفتی؟

43:54.070 --> 43:55.440
آره

43:55.440 --> 43:57.360
خب، پس حالا می‌تونی بری

43:57.360 --> 43:59.280
بدون لباسم برنگرد

44:09.370 --> 44:10.750
سولو؟

44:10.750 --> 44:11.920
سولو، حق با تو بود

44:11.920 --> 44:15.090
زیر آبـه ولی گمونم بتونم راهش بندازم

44:15.630 --> 44:17.800
اگه بپرم توی آب

44:17.800 --> 44:19.840
می‌تونم یه طبقه برم پایین و

44:19.840 --> 44:22.180
شاید بتونم از توی آپارتمان‌ها برم اونجا و

44:22.180 --> 44:23.930
برسم به راهرو

44:23.930 --> 44:27.520
ولی باید یه چیزی بسازم که
بتونه اکسیژن رو پُمپ کنه واسم اون پایین

44:27.520 --> 44:31.600
که یعنی وقتی من زیر آبم
نیاز دارم تو اکسیژن رو پُمپ کنی

44:34.730 --> 44:35.780
سولو؟

44:40.070 --> 44:42.280
به کمکت نیاز دارم

44:42.280 --> 44:44.450
!من نمی‌تونم بیام بیرون

44:44.450 --> 44:46.660
ولی تو که قبلاً اومدی بیرون

44:47.660 --> 44:48.910
...می‌دونم... ببین

44:50.160 --> 44:51.210
...دوتا جسدِ تو راهرو

44:51.210 --> 44:53.210
من نباید دَر رو باز کنم

44:54.920 --> 44:58.210
.تو بهم غذا دادی
.در رو باز کردی تا بهم غذا بدی

44:58.210 --> 45:00.090
آره -
خب؟ -

45:00.090 --> 45:02.260
وقتی اینجایی در رو باز نمی‌کنم

45:09.100 --> 45:10.930
ببین، نمی‌خوام بهت فشار بیارم

45:10.940 --> 45:13.400
نمی‌خوام بدونم اینجا چی شده، باشه؟

45:14.190 --> 45:15.190
درک می‌کنم

45:16.230 --> 45:17.940
می‌دونم نمی‌خوای در موردش صحبت کنی و

45:18.530 --> 45:21.820
می‌دونم تمام آدمای زندگیت رو
از دست دادی ولی

45:24.700 --> 45:25.820
من باید برگردم

45:25.830 --> 45:28.540
باید برگردم، باشه؟

45:29.410 --> 45:31.660
...و می‌دونم نباید در رو باز کنی ولی

45:31.660 --> 45:34.710
خب، وظیفمـه -
اما من به کمکت نیاز دارم -

45:36.000 --> 45:37.250
باشه؟

45:37.250 --> 45:40.050
...نیاز دارم کمکم کنی مردمم رو نجات بدم

45:40.920 --> 45:43.890
ده هزار نفرو، سولو

45:45.390 --> 45:46.890
ده هزار نفر رو نجات بدم

45:49.600 --> 45:52.520
ببین، می‌دونم اتفاقی که اینجا افتاده رو
جبران نمی‌کنه ولی

45:52.520 --> 45:53.890
...اگه بتونم برگردم خونه

45:53.900 --> 45:56.810
،اگه بتونی کمکم کنی برگردم خونه

45:58.360 --> 46:02.860
اونوقت شاید تونستیم نذاریم که
اونجا به این روز بیفته

46:04.950 --> 46:06.240
...ولی من

46:08.950 --> 46:10.580
بدجوری به کمکت نیاز دارم

46:16.290 --> 46:17.460
لطفاً

46:24.840 --> 46:26.140
نمی‌تونم

47:08.140 --> 47:10.600
«دیر یا زود میایم داخل»

47:27.990 --> 47:29.120
باشه

47:31.950 --> 47:32.950
درک می‌کنم

47:40.710 --> 47:42.170
اشکالی نداره. می‌فهمم

47:44.590 --> 47:46.090
...بابت غذا ممنون، من

47:48.260 --> 47:49.390
بعداً می‌بینمت

47:50.720 --> 47:53.060
!وایسا

47:53.060 --> 47:54.560
می‌خوای چیکار کنی؟

47:55.680 --> 47:57.190
...نمی‌دونم. من

47:57.770 --> 47:59.100
یه فکری می‌کنم

48:16.330 --> 48:17.540
چه حسی داری؟

48:17.540 --> 48:19.500
هیجان دارم

48:19.500 --> 48:21.040
نگرانم

48:21.750 --> 48:24.420
نه، منظورم اینـه بی‌حسی؟
دستم رو حس می‌کنی؟

48:26.210 --> 48:27.420
ببخشید

48:28.220 --> 48:29.470
بی‌حسـه

48:30.300 --> 48:31.300
خوبـه

48:32.050 --> 48:33.850
لازم نیست نگران چیزی باشی

48:35.220 --> 48:37.480
چشم بهم بزنی تموم شده

48:41.690 --> 48:42.690
دکتر نیکولز

48:44.230 --> 48:47.860
می‌خواستیم بدونید که چقدر ازتون ممنونیم

48:50.410 --> 48:55.870
و اینکه عمیقاً می‌دونیم که
شانس بچه‌دار شدنِ ما فقط به خاطر اینه که

48:55.870 --> 48:58.660
...دختر شما

48:58.660 --> 48:59.830
ممنون

49:02.290 --> 49:03.840
امیدوارم دختردار بشید

50:17.370 --> 50:19.410
حالا می‌تونید بچه‌دار بشید

50:22.250 --> 50:24.210
نه. تکون نخور

50:28.500 --> 50:31.050
چندتا بخیه بزنم بعدش می‌تونید برید

50:40.350 --> 50:41.600
!نرو

51:01.450 --> 51:02.830
قیافه‌ام بده؟

51:02.830 --> 51:04.540
...نه. فقط

51:04.540 --> 51:08.960
...فکر می‌کردم قیافه‌ات فرق کنه، فقط

51:12.340 --> 51:14.670
تابحال اینقدر از اونجا دور نشدم

51:18.760 --> 51:20.140
...چقدر بزرگـه. اینجا

51:23.180 --> 51:25.810
به نظر کلی فضا داره

51:30.150 --> 51:31.230
می‌خوای بیشتر ببینی؟

51:36.950 --> 51:37.950
آره

51:37.950 --> 51:39.870
خیلی‌خب. کجا می‌خوای بری؟

51:46.620 --> 51:47.750
می‌خوای بری بالا؟

51:56.800 --> 51:58.180
بالا؟

51:58.180 --> 51:59.260
باشه

52:00.800 --> 52:01.850
بیا

52:17.200 --> 52:18.740
آره. مراقب باش

52:26.200 --> 52:27.790
هی

52:28.580 --> 52:31.630
چیزی نیست. هی -
بس کن -

52:31.630 --> 52:33.460
!نکن -
هی -

52:33.460 --> 52:35.300
نه. وایسا، بهت صدمه زدم؟ حالت خوبـه؟

52:35.300 --> 52:37.880
نه! آره! یه جورایی -
خدای... نه، نه -

52:38.470 --> 52:39.880
تقصیر تو نیست

52:39.880 --> 52:41.340
شرمنده -
اشکالی نداره -

52:42.010 --> 52:43.010
بشین

52:43.010 --> 52:44.180
می‌تونیم بشینیم

52:44.720 --> 52:45.810
من همینجا می‌مونم

52:46.810 --> 52:48.560
زمان زیادی گذشته

52:51.690 --> 52:52.900
می‌دونم

52:57.150 --> 52:59.200
تو واقعی هستی، مگه نه؟

53:03.320 --> 53:04.370
آره

53:06.540 --> 53:07.580
آره، واقعی‌ام

53:08.087 --> 53:28.087
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
