WEBVTT

00:04.759 --> 00:15.759
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:37.760 --> 00:41.760
‫ترجمه از حسین رضایی

00:50.759 --> 00:54.012
‫هر کی زودتر برسه

00:55.889 --> 00:58.058
‫مامان، تا کجا ادامه داره؟

00:58.059 --> 00:59.476
‫تا بی‌نهایت

01:09.820 --> 01:10.821
‫گلوریا

01:12.489 --> 01:13.490
‫گلوریا

01:18.495 --> 01:19.496
‫نه

01:22.207 --> 01:23.208
‫نه

01:24.793 --> 01:29.423
‫من... من باید برگردم

01:33.552 --> 01:34.552
‫یه لحظه

01:35.304 --> 01:36.388
‫آب...

01:37.681 --> 01:39.515
‫آب کو؟

01:39.516 --> 01:41.351
‫همینجاست

01:43.416 --> 01:44.980
‫یه دُز داروت رو مصرف نکردی

01:45.981 --> 01:47.733
‫همین

01:52.863 --> 01:56.325
‫باید پیداشون کنم

01:56.326 --> 01:57.451
‫چیزی نیست

01:57.951 --> 01:59.453
‫حالت خوبه

03:36.466 --> 03:37.843
‫داره با خودش می‌بردش

03:39.303 --> 03:40.846
‫کسی رو بفرستیم؟

03:44.641 --> 03:46.226
‫نه. ولش کن

03:46.894 --> 03:48.020
‫مطمئنی؟

03:49.313 --> 03:50.522
‫به تعقیبش ادامه بده

05:58.567 --> 05:59.610
‫صبح بخیر

06:01.445 --> 06:03.322
‫بچه‌ات چطوره؟

06:06.450 --> 06:07.534
‫خوبه

06:13.290 --> 06:16.043
‫پیغام داری

06:16.044 --> 06:17.878
‫اولی یه عذرخواهیه از طرف بخش نگهداری

06:17.879 --> 06:19.004
‫بابت چی؟

06:19.505 --> 06:22.299
‫نوشته گلدونت رو شکستن
‫و بردن برای تعمیر

06:24.301 --> 06:26.135
‫کلا چرا رفتن تو خونه‌ام؟

06:26.136 --> 06:27.929
‫نمی‌دونم روال تو طبقات پایینی چطوره

06:27.930 --> 06:30.724
‫ولی این بالا یاد گرفتیم که
‫کارهای بخش نگهداری رو زیر سوال نبریم

06:30.725 --> 06:32.559
‫مگه اینکه بخوایم توالتمون از کار بیفته

06:32.560 --> 06:34.394
‫تو بخش مکانیک وسایلمون
‫رو خودمون تعمیر می‌کنیم

06:34.395 --> 06:35.561
‫من یکم میرم بیرون

06:35.562 --> 06:37.960
‫و به من نمیگی کجا میری

06:37.961 --> 06:40.359
‫یه کاری توی طبقات میانی دارم

06:42.236 --> 06:44.320
‫یه پیغام دیگه هست

06:44.321 --> 06:47.449
‫«شهردار هالند خواستار ملاقات
‫اول وقت با کلانتر نیکولز است.

06:47.450 --> 06:48.866
‫لطفا دریافت این پیام را تأیید کنید»

06:48.867 --> 06:51.787
‫- خب، تأیید کن
‫- پس بهش بگم داری میری؟

06:51.788 --> 06:53.871
‫بگو باید بندازمش عقب

06:53.872 --> 06:56.166
‫می‌خوای یه روز بعد از تعطیلات
‫شهردار رو از سرت باز کنی

06:56.167 --> 06:57.730
‫در حالی که کل سیلو هنوز آشفته‌ست؟

06:57.731 --> 06:59.293
‫من نگران شهردار نیستم

06:59.294 --> 07:02.055
‫همونطور که نگران این نیستم
‫که چند ساعت تو رو مسئول کلانتری کنم

07:03.131 --> 07:05.342
‫از کارینز به بیلینگز. صدامو داری؟

07:06.385 --> 07:07.625
‫جواب بده

07:13.267 --> 07:14.267
‫بیلینگز

07:31.994 --> 07:34.955
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- آره، دنبال گلوریا هیلدبرنت می‌گردم

07:34.956 --> 07:36.372
‫- اینجاست؟
‫- متأسفم

07:36.373 --> 07:38.458
‫اجازه ندارم این اطلاعات رو فاش کنم

07:38.459 --> 07:39.793
‫چرا خب؟

07:41.044 --> 07:43.005
‫- همونطور که گفتم، اجازه ندارم
‫- اجازه نداری. صحیح

07:43.006 --> 07:44.840
‫اینو می‌بینی؟ این...

07:46.300 --> 07:47.676
‫وایسا یه لحظه

07:49.344 --> 07:51.679
‫این اجازه دونستنش رو بهم میده، درسته؟

07:51.680 --> 07:55.142
‫- پس اینجاست یا نه؟
‫- هست کلانتر

07:55.143 --> 07:57.227
‫عالی. می‌خوام چند تا سوال ازش بپرسم

07:57.728 --> 08:00.772
‫می‌برمتون، ولی خودتون رو آماده کنین

08:00.773 --> 08:01.857
‫برای چی؟

08:02.357 --> 08:05.485
‫شاید به جواب‌هایی که دنبالشونین نرسین

08:10.616 --> 08:13.410
‫گلوریا، ملاقاتی داری

08:14.870 --> 08:16.747
‫گلوریا، من کلانتر نیکولز هستم

08:16.748 --> 08:18.498
‫پیداشون کردم

08:19.917 --> 08:21.876
‫دچار توهمه

08:21.877 --> 08:24.671
‫یکی از علائم بیماریشه.
‫زوال عقل عروقی پیشرفته

08:24.672 --> 08:28.509
‫همونجا بودن که ترکشون کردم، کنار آب

08:30.302 --> 08:32.637
‫کدوم... کدوم آب؟

08:32.638 --> 08:34.681
‫بهتره مزاحمش نشین

08:41.647 --> 08:45.025
‫همون آبی که نمی‌خوان ازش خبردار بشیم

08:45.984 --> 08:48.027
‫عصبی میشه، حرفایی می‌زنه
‫که با عقل جور درنمیان

08:48.028 --> 08:50.239
‫- وایسا
‫- سعی می‌کنیم تا جای ممکن آروم نگهش داریم

08:50.240 --> 08:51.864
‫می‌خوام ببرمش بیرون قدم بزنیم

08:51.865 --> 08:55.118
‫گلوریا، دوست داری؟
‫می‌خوای با من قدم بزنی؟

08:55.119 --> 08:57.538
‫نه، امکانش نیست.
‫اجازه خروج از این اتاق رو نداره

08:57.539 --> 08:59.747
‫- من اجازه‌ش رو میدم، خب؟
‫- نمی‌تونین

08:59.748 --> 09:01.708
‫- دستور دادن اینجا نگهش داریم
‫- کی؟

09:01.709 --> 09:02.918
‫قاضی مدوز

09:06.964 --> 09:09.925
‫اگه امر دیگه‌ای نیست،
‫بنظرم باید برید بیرون

09:24.106 --> 09:26.316
‫ببخشید جناب معاون.
‫می‌خوام یه جرم رو گزارش بدم

09:26.317 --> 09:28.214
‫شوهرم صبح ناهارش رو یادش رفت

09:28.215 --> 09:30.112
‫حتما دستگیرش می‌کنم خانم

09:30.113 --> 09:31.509
‫هوم

09:36.451 --> 09:37.556
‫وای خدا

09:37.557 --> 09:38.662
‫- هیس
‫- اوه اوه

09:38.663 --> 09:40.496
‫سلام

09:40.497 --> 09:41.998
‫- حالت چطوره؟
‫- بهترم

09:41.999 --> 09:44.000
‫لازم نبود این همه راه تا این بالا بیای

09:44.001 --> 09:46.002
‫خواستم نشونش بدم
‫باباش چقدر مهمه

09:46.003 --> 09:49.506
‫- انگار خیلی تحت‌تأثیر قرار نگرفته
‫- حداقل گریه نمی‌کنه

09:51.717 --> 09:53.969
‫دوست داشتم کلانتر رو ببینم.
‫کجاست؟

09:53.970 --> 09:55.804
‫منم به اندازه تو خبر دارم

09:56.555 --> 09:57.805
‫بیخیالش

09:57.806 --> 09:59.892
‫بدم نمیاد یه استراحت بکنم.
‫قهوه می‌خوای؟

10:00.601 --> 10:01.747
‫همیشه

10:01.748 --> 10:02.895
‫بیا

10:03.854 --> 10:05.647
‫اگه لازمم داشتین من تو کافه‌تریام

10:06.565 --> 10:07.565
‫با کلانتر کار دارم

10:07.566 --> 10:10.286
‫- اینجا نیست
‫- اضطراریه

10:14.031 --> 10:16.950
‫از بیلینگز به کلانتر.
‫صدامو داری؟ از بیلینگز به کلانتر...

10:21.663 --> 10:24.499
‫خانم؟ خانم؟

10:25.501 --> 10:26.876
‫خانم، بهتون گفتم

10:26.877 --> 10:29.546
‫- گفتم که نیست
‫- پس کجاست؟

10:30.130 --> 10:33.550
‫همونطور که گفتم اگه می‌خواین
‫قاضی رو ببینین باید وقت ملاقات بگیرین

10:33.551 --> 10:35.219
‫من وقت لازم ندارم. کلانترم

10:36.303 --> 10:38.096
‫وقت ملاقات بخشی از پروتکلیه که...

10:38.097 --> 10:39.848
‫پروتکل به یه ورم هم نیست

10:40.349 --> 10:42.558
‫اگه اینجا نیست، منتظرش می‌مونم

10:42.559 --> 10:45.521
‫- وقتتون رو تلف می‌کنین
‫- اون دیگه مشکل تو نیست، درسته؟

10:47.898 --> 10:49.316
‫سرما خورده

10:50.234 --> 10:51.735
‫کِی برمی‌گرده؟

10:52.444 --> 10:53.737
‫هر وقت حالش بهتر شد

10:54.988 --> 10:57.699
‫تمام معاونین خودشون رو برسونن طبقه 26...

10:57.700 --> 10:58.700
‫شرمنده

10:58.701 --> 10:59.617
‫از کنترل خارج شدن

10:59.618 --> 11:01.118
‫- داریم حلش می‌کنیم
‫- آره، معلومه

11:01.119 --> 11:03.997
‫کلانتر نیکولز،
‫اگه صدامو داری زود بیا طبقه 26

11:03.998 --> 11:05.331
‫لعنتی

11:05.332 --> 11:07.959
‫شرمنده. ببخشید. ببخشید

11:07.960 --> 11:10.796
‫کلانتری. برید کنار. کلانتری

11:15.133 --> 11:17.469
‫- کلانتر کدوم گوریه؟
‫- نمی‌دونم

11:17.470 --> 11:19.470
‫هی، ببخشید. کلانتری

11:19.471 --> 11:22.224
‫- کلانتری. ببخشید
‫- برید کنار. داریم رد میشیم

11:22.225 --> 11:24.685
‫می‌خوام رد بشم. کلانتری

11:24.686 --> 11:27.771
‫کلانتری. ببخشید. ببخشید!

11:27.772 --> 11:29.231
‫هی! کلانتری!

12:03.056 --> 12:04.765
‫- چه خبره؟
‫- بالاخره اومدی

12:04.766 --> 12:06.475
‫- کجا بودی؟
‫- چه خبره؟

12:06.476 --> 12:08.687
‫اگه بی‌سیمت رو خاموش نمی‌کردی
‫الان می‌دونستی

12:08.688 --> 12:09.771
‫ای بابا. من...

12:14.943 --> 12:17.654
‫- دیشب بار طبقه 26 رو زدن بهم ریختن
‫- کیا؟

12:17.655 --> 12:19.781
‫صاحب بار میگه یه گروه
‫از طبقات زیری میانی

12:19.782 --> 12:21.908
‫دیشب خیلی سروصدا کردن.
‫اونم دیگه مشروب بهشون نداده

12:21.909 --> 12:24.493
‫امروز صبح که اومده وضع رو دیده،
‫خودش نتیجه گرفته که کار اوناست

12:24.494 --> 12:28.665
‫وقتی رسیدیم اونجا کل طبقه
‫می‌خواستن همدیگه رو تیکه پاره کنن

12:29.166 --> 12:32.586
‫مردم ترسیدن و عصبانی‌ان
‫و به کلانترشون نیاز دارن

12:32.587 --> 12:34.504
‫- بیلینگز
‫- حرفم تموم نشده!

12:34.505 --> 12:36.672
‫جدا از اینکه با آرنج زدن تو صورتم

12:36.673 --> 12:40.260
‫وقتی شهردار اومد پرسید
‫که تو چرا نبودی مجبور شدم دروغ بگم

12:40.261 --> 12:41.552
‫بخاطرت دروغ گفتم

12:41.553 --> 12:43.847
‫- باشه. عذر می‌خوام
‫- دیگه از این حرفا گذشته

12:44.515 --> 12:46.433
‫باید همین الان رک و راست همه‌چی رو بگی

12:47.351 --> 12:51.772
‫می‌خوام بدونم چرا داری از وظایفت غفلت می‌کنی
‫و به اون نشان بی‌احترامی می‌کنی

12:51.773 --> 12:54.252
‫- وگرنه، چاره‌ای ندارم جز...
‫- جورج ویلکینز به قتل رسیده

12:54.942 --> 12:55.943
‫چی؟

12:57.736 --> 13:00.509
‫درست مثل جانز و مارنز و ترامبل

13:00.510 --> 13:02.980
‫ترامبل؟
‫خودت به قاضی مدوز گفتی که پریده پایین

13:02.981 --> 13:05.452
‫آره، چون اون می‌خواست اینو بشنوه

13:07.663 --> 13:09.289
‫می‌خوای باهات روراست باشم؟

13:11.124 --> 13:13.563
‫اصلا نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم. خب؟

13:13.564 --> 13:16.003
‫بخاطر جورج اومدم این بالا

13:16.004 --> 13:19.424
‫و تنها چیزی که فهمیدم
‫اینه که مردی که دوستش دارم

13:20.843 --> 13:23.052
‫دروغ گفته و ازم سوءاستفاده کرده

13:23.053 --> 13:25.222
‫و من بازم می‌خوام بفهمم چرا کشتنش

13:26.014 --> 13:29.058
‫و این نمی‌دونم چجوری ولی
‫مربوطه به جانز، مارنز

13:29.059 --> 13:32.312
‫و دلیل بیرون رفتن هولستن
‫و قبل از اون بیرون رفتن زنش

13:32.313 --> 13:33.938
‫پس ازم می‌خوای خودم رو به اون راه بزنم

13:33.939 --> 13:37.526
‫در حالی که تو داستانی رو پِی می‌گیری
‫که به چهار مورد قتل و دو تا پاکسازی مربوط میشه؟

13:37.527 --> 13:38.526
‫آره!

13:48.620 --> 13:51.373
‫پرونده جورج ویلکینز مختومه شده

13:51.915 --> 13:53.083
‫البته...

13:54.334 --> 13:57.129
‫تا وقتی که یکی از عتیقه‌هاش
‫رو توی آپارتمان ترامبل پیدا کردیم

13:57.130 --> 14:00.381
‫که مربوط میشه به تحقیقات بزرگترمون
‫راجع به عتیقه‌‌ها

14:00.382 --> 14:07.139
‫پس از نظر فنی میشه فرصتی برای
‫بررسی دوباره پرونده جورج در نظر گرفتش

14:10.184 --> 14:11.517
‫ممنون

14:11.518 --> 14:12.936
‫از پیمان تشکر کن

14:14.313 --> 14:16.502
‫و قول میدی که با شهردار ملاقات می‌کنی؟

14:16.503 --> 14:18.692
‫ملاقات می‌کنم. فردا اول صبح

14:23.197 --> 14:26.491
‫تو برو خونه.
‫خیلی داغونی

14:29.953 --> 14:32.497
‫یه چیز دیگه. عه...

14:33.248 --> 14:34.833
‫می‌دونی مدوز کجا زندگی می‌کنه؟

14:36.877 --> 14:39.170
‫می‌خواستم بپرسم چطور،
‫ولی یه حسی بهم میگه

14:39.171 --> 14:41.840
‫اینم از اون مواقعیه که باید خودم
‫رو به اون راه بزنم

14:44.760 --> 14:47.679
‫طبقه 15. خیابون «منجرز رو»

14:48.514 --> 14:52.017
‫اگه می‌خوای براش پاچه‌خواری کنی،
‫هر روز صبح براش صبحانه می‌برن

14:53.477 --> 14:54.978
‫بیکن و تخم‌مرغ دوست داره

15:15.999 --> 15:18.627
‫تو مسیر بودم که نورهات
‫رو توی آسمون دیدم

15:19.169 --> 15:20.419
‫دیگه رفتن

15:20.420 --> 15:24.675
‫اوه، نرفتن. فقط قایم شدن

15:25.634 --> 15:27.594
‫انگار خیلی اهل قارچ نیستی، نه؟

15:30.264 --> 15:33.225
‫فقط چون زیر زمین زندگی می‌کنیم
‫دلیل نمیشه که قارچ بخوریم

15:34.226 --> 15:36.790
‫- اتفاقا بنظرم خیلی خوشمزه‌ان
‫- هوم

15:36.791 --> 15:39.356
‫خب، می‌تونیم توافق کنیم که توافق نداریم

15:41.608 --> 15:43.193
‫وقتی اینجا نیستی چیکار می‌کنی؟

15:43.986 --> 15:46.780
‫من تحلیل‌گر سیستم‌ها هستم

15:48.115 --> 15:50.116
‫- تو آی‌تی کار می‌کنی؟
‫- اوهوم

15:50.117 --> 15:52.202
‫و هر مشکل کامپیوتری‌ای که داری

15:52.203 --> 15:54.288
‫باور کن تقصیر من نیست

15:54.289 --> 15:55.288
‫هوم

15:55.289 --> 15:58.834
‫پس شهردار هالند رو قبل از
‫شهردار شدنش می‌شناختی؟

15:59.668 --> 16:03.422
‫کلمه «شناختن» یه خرده زیادیه، می‌دونی؟

16:03.423 --> 16:05.798
‫یه بار درباره پروتکل درستِ...

16:05.799 --> 16:09.428
‫از برق کشیدن تُستر اتاق استراحت
‫برام سخنرانی کرد

16:09.429 --> 16:12.389
‫- آره، بهش می‌خوره
‫- هوم

16:12.390 --> 16:13.974
‫- اوناهاش. ببین
‫- کجا؟

16:13.975 --> 16:15.705
‫دیدی؟

16:15.706 --> 16:18.948
‫اوه، عه...

16:18.949 --> 16:22.191
‫فکر کنم اون اینجاست

16:23.233 --> 16:28.155
‫در نتیجه یکی دیگه هم باید اونجا باشه

16:32.075 --> 16:33.869
‫یعنی چند وقته اونجان

16:36.496 --> 16:38.624
‫یعنی مثلا همیشه اونجا
‫تو آسمون بودن؟ حتی قبلا...

16:38.625 --> 16:40.459
‫وقتی مردم بیرون زندگی می‌کردن

16:43.086 --> 16:44.963
‫منم همین سوال رو دارم

16:45.589 --> 16:48.717
‫تا حالا متوجه چیز عجیبی
‫جز نورهای آسمون شدی؟

16:49.760 --> 16:51.512
‫- منظورت چیه؟
‫- مثل یه سرنخ

16:52.179 --> 16:53.805
‫که نشون بده اون بیرون واقعا چه شکلی بوده

16:55.807 --> 16:58.560
‫هوم

16:59.144 --> 17:01.772
‫نه، ولی...

17:02.606 --> 17:07.778
‫خب، یه بار شد که

17:08.444 --> 17:13.992
‫یه نور رو دیدم که تو آسمون
‫حرکت کرد، بعد ناپدید شد

17:23.669 --> 17:24.670
‫عه...

17:25.628 --> 17:28.318
‫- ببین، ببخشید
‫- بسه، وایسا

17:28.319 --> 17:30.623
‫فکر کردم بخاطر حرفی که دیروز زدم

17:30.624 --> 17:32.928
‫- درباره اینکه...
‫- اشکالی نداره. من نباید...

17:32.929 --> 17:34.388
‫عه، من دیگه میرم

17:37.975 --> 17:39.434
‫نه، نمی‌خواد. برش می‌دارم

19:10.400 --> 19:11.985
‫یه مشکلی داریم

19:12.819 --> 19:13.819
‫خب؟

19:14.488 --> 19:15.696
‫تهدیدم کردن

19:15.697 --> 19:17.573
‫- چی؟
‫- نه، موضوع...

19:17.574 --> 19:19.492
‫نه، یه تیم امنیتی برات می‌ذارم

19:19.493 --> 19:21.745
‫کلانتر، می‌دونم خیلی تمایل نداری

19:21.746 --> 19:24.998
‫ولی نیاز دارم که گوش بدی

19:27.584 --> 19:28.627
‫بفرما بشین

19:31.380 --> 19:35.759
‫اون روز، بعد از اینکه
‫سیمز متهمت کرد به جاسازی مدارک

19:35.760 --> 19:39.012
‫بهم اطلاع دادن که قاضی مدوز
‫به مذاقش خوش نیومده

19:39.013 --> 19:41.265
‫که من ازت دفاع کردم

19:41.890 --> 19:47.813
‫سیمز رو فرستاد که هشدار بده
‫که اگه دوباره مانع اقداماتش بشم

19:48.480 --> 19:53.610
‫پیمان رو جوری تفسیر می‌کنه
‫که من رو برکنار کنه

19:55.320 --> 20:01.493
‫سالها پیش، من...
‫تصمیم گرفتم که سر راهش قرار نگیرم

20:02.327 --> 20:03.328
‫که از شغلت محافظت کنی

20:03.329 --> 20:04.662
‫البته

20:04.663 --> 20:09.585
‫ولی شغل من توی آی‌تی هر شغلی نیست

20:11.044 --> 20:15.048
‫می‌دونم فکر می‌کنی این ژنراتوره
‫که سیلو رو می‌چرخونه...

20:15.049 --> 20:17.467
‫چون همینطوره.
‫چون بدون برق، هیچی نداریم

20:17.468 --> 20:20.053
‫مهم نحوه استفاده از اون برقه

20:20.846 --> 20:25.892
‫برای آبیاری محصول،
‫فرستادن پیغام، به گردش درآوردن هوا

20:25.893 --> 20:30.814
‫تمام این عملکردهای نامرئی
‫رو سرورهای آی‌تی کنترل می‌کنه

20:31.815 --> 20:36.862
‫حالا اگه این سرورها به دست
‫آدم اشتباهی بیفته

20:38.322 --> 20:41.366
‫ژنراتور هر قدر برق هم تولید کنه مهم نیست

20:41.367 --> 20:44.536
‫بنظرت مدوز حاضره سرورها رو بدزده؟

20:44.537 --> 20:47.706
‫نمی‌خوام منتظر بمونم تا اینو بفهمم

20:48.916 --> 20:53.795
‫باید چیزی پیدا کنیم
‫که باهاش محدودش کنیم

20:53.796 --> 20:56.798
‫نذاریم پاشو از گلیم خودش درازتر کنه

20:59.218 --> 21:02.679
‫یه چیزی هست که دارم بررسی می‌کنم

21:03.472 --> 21:04.847
‫چیه؟

21:04.848 --> 21:08.227
‫با توجه به پیمان،
‫نمی‌تونم از تحقیقاتِ درجریان با کسی حرف بزنم

21:08.228 --> 21:10.479
‫شبیه بیلینگز حرف می‌زنی

21:11.438 --> 21:13.023
‫خیلی هم آدم بدی نیست

21:14.525 --> 21:16.193
‫جانشین توئه

21:18.862 --> 21:20.322
‫این موضوعی که میگی هر چی که هست

21:20.906 --> 21:25.994
‫امیدوارم ته و توش رو دربیاری
‫قبل از اینکه قاضی مدوز از شرت خلاص بشه

21:27.538 --> 21:28.914
‫چون به محض اینکه موفق بشه

21:29.706 --> 21:32.292
‫دیگه هیچ‌کدوممون نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم

21:35.462 --> 21:36.880
‫بذارش جلوی در، کارل

21:36.881 --> 21:38.297
‫کارل نیستم

21:38.298 --> 21:40.759
‫کلانترم.
‫صبحانه‌تون رو آوردم

21:41.927 --> 21:43.262
‫بذارش برو

21:45.138 --> 21:46.868
‫می‌خوام چند تا سوال بپرسم

21:46.869 --> 21:48.600
‫حالم خوب نیست

21:49.518 --> 21:53.146
‫سوال اولم در مورد سیاستتون
‫در خصوص حبس شهروندان

21:53.147 --> 21:55.482
‫و چیزخور کردنشون برخلاف خواسته‌شونه

22:12.666 --> 22:14.793
‫انتظار نداشتم کسی بیاد.
‫مریض شدم

22:15.502 --> 22:18.422
‫آره. منشی‌تون همینو گفت

22:19.965 --> 22:24.052
‫ولی تو بهرحال به زور اومدی اینجا
‫و به حریم خصوصیم احترام نذاشتی

22:25.846 --> 22:27.514
‫نگران نباش. حریم خصوصیت رو پس میدم

22:28.307 --> 22:31.977
‫فقط باید بگی چرا گلوریا هیلدبرنت
‫رو تو بخش پزشکی اسیر نگه داشتی

22:32.644 --> 22:34.020
‫کی؟

22:34.021 --> 22:35.606
‫همون مشاور باروری

22:38.233 --> 22:39.276
‫آها، اون

22:40.027 --> 22:41.445
‫به صلاح خودشه

22:42.196 --> 22:44.948
‫داری چیزخورش می‌کنی چون فکر می‌کنی
‫به آلیسون بکر چیزی گفته

22:44.949 --> 22:46.407
‫که باعث شده بره بیرون

22:46.408 --> 22:48.160
‫نمی‌دونم از کجا به این نتایج رسیدی

22:48.161 --> 22:49.452
‫از پرونده گلوریا

22:49.453 --> 22:53.916
‫گلوریا بهش گفته که از اون دسته
‫آدمایی نیست که سیلو بخواد بچه‌دار بشن

22:53.917 --> 22:55.125
‫منم می‌خوام باهاش حرف بزنم

22:55.126 --> 22:56.418
‫چرا؟

22:57.794 --> 22:59.594
‫بخاطر تحقیقات مربوط به عتیقه‌ها،
‫همونی که خودت تأیید کردی

23:00.589 --> 23:03.717
‫سالهاست تحت‌نظر داریش.
‫گفتم شاید یه چیزی بدونه

23:03.718 --> 23:05.384
‫بلد نیستی دروغ بگی کلانتر

23:05.385 --> 23:07.512
‫پس بذار باهاش حرف بزنم
‫تا دست از سرت بردارم

23:07.513 --> 23:10.598
‫- جلوت رو نمی‌گیرم
‫- مغزش پره از دارو

23:10.599 --> 23:13.684
‫اگه تو سرما خوردی،
‫گلوریا هم زوال عقل داره

23:13.685 --> 23:19.316
‫پس کلانتر بودن برات کافی نیست،
‫شغلی که صلاحیتش رو هم نداری

23:19.317 --> 23:21.818
‫- الان بیماری ملت رو هم تشخیص میدی؟
‫- اگه می‌خوای من کلانتر نباشم

23:21.819 --> 23:23.319
‫می‌خوام با گلوریا حرف بزنم

23:23.320 --> 23:26.239
‫پس چطوره دستور پزشکی‌ای که براش
‫صادر شده رو لغو کن

23:26.240 --> 23:29.159
‫تا من تا آخر هفته نشانم رو تحویل بدم

23:31.370 --> 23:35.290
‫تا حراست دادگستری رو خبر نکردم برو

23:35.291 --> 23:36.792
‫منو با سیمز تهدید نکن

23:37.292 --> 23:38.627
‫پیشنهاد خوبی دارم بهت میدم

23:39.503 --> 23:42.088
‫بذار گلوریا رو چند ساعت از بخش پزشکی
‫ببرم بیرون

23:42.089 --> 23:44.424
‫بعدش چشم بهم بزنی برمی‌گردم بخش مکانیک

23:44.425 --> 23:46.760
‫- ممکن نیست
‫- دستورش رو لغو می‌کنی

23:47.511 --> 23:48.511
‫نمی‌تونم

23:48.512 --> 23:49.805
‫قاضی تویی

23:50.764 --> 23:55.936
‫گفتم نمی‌تونم، و هیچ‌کاری هم
‫در موردش از دستم برنمیاد

23:57.771 --> 24:00.231
‫تو هم باید این کارات رو متوقف کنی

24:00.232 --> 24:02.693
‫نه تا وقتی چیزی که می‌خوام رو نفهمیدم

24:05.779 --> 24:08.240
‫اونا هیچوقت نمی‌ذارن بفهمی

24:08.241 --> 24:09.825
‫کی نمی‌ذاره؟ منظورت چیه؟

24:10.534 --> 24:11.701
‫اونا کی‌ان؟

24:18.333 --> 24:20.001
‫پس روالش اینه؟

24:24.965 --> 24:26.717
‫این آپارتمان، این عتیقه‌ها...

24:28.844 --> 24:30.846
‫می‌ذارن اینا رو نگه داری
‫به شرط اینکه ساکت باشی؟

24:35.267 --> 24:36.267
‫عجب

24:36.268 --> 24:39.229
‫تعجبی نداره اینجا نشستی
‫داری داروی سرماخوردگیت رو می‌خوری

24:39.230 --> 24:42.441
‫تو هیچی از من نمی‌دونی

24:43.192 --> 24:44.568
‫حالا برو بیرون!

24:55.120 --> 24:56.496
‫وایسا

25:01.251 --> 25:03.629
‫نیکولز رفته بخش پزشکی ملاقات هیلدبرنت؟

25:03.630 --> 25:05.339
‫- دیروز
‫- نشونم بده

25:13.222 --> 25:14.848
‫اون گل‌ها چند وقته اونجان؟

25:15.933 --> 25:17.935
‫- دیروز هم بودن
‫- باید بهم می‌گفتی

25:17.936 --> 25:20.020
‫شرمنده قربان. یکی رو می‌فرستیم دنبالش

25:41.250 --> 25:42.251
‫جولز؟

25:47.464 --> 25:51.301
‫می... می‌خوای بیای تو؟

25:56.265 --> 25:57.975
‫انتقالم دادن به اینجا بعد از...

26:01.436 --> 26:05.482
‫کوچیکه، ولی فقط برای خواب میام اینجا

26:07.693 --> 26:13.031
‫بارها فکر کردم به اینکه چی بهت بگم اگه...

26:13.032 --> 26:14.115
‫اگه یه روز برگشتی

26:14.116 --> 26:16.201
‫الان که اینجایی نمی‌دونم از کجا شروع کنم

26:16.202 --> 26:17.910
‫ولش کن. برای اون نیومدم

26:17.911 --> 26:20.914
‫ازت یه لطفی می‌خوام،
‫بعدش دیگه مزاحمت نمیشم

26:21.498 --> 26:22.498
‫من اینو نمی‌خوام

26:22.499 --> 26:24.584
‫یه بیمار تو بخش مراقبت درازمدت هست

26:24.585 --> 26:28.797
‫که می‌خوام کمکم کنی یک یا شاید دو ساعت
‫از اونجا بیارمش بیرون

26:28.798 --> 26:30.506
‫یه دقیقه صبر کن

26:30.507 --> 26:32.717
‫بنظرم برخلاف خواستش اونجا نگهش داشتن

26:32.718 --> 26:34.928
‫می‌خوام اثر داروها از بین بره
‫تا علتش رو بفهمم

26:34.929 --> 26:37.139
‫نباید اینجوری حرف بزنی

26:37.639 --> 26:40.142
‫خطرناکه. نمی‌تونم این کارو بکنم

26:42.436 --> 26:45.439
‫آره. آره، باید می‌دونستم
‫که کمک نمی‌کنی

26:48.359 --> 26:49.401
‫وایسا

27:06.668 --> 27:07.919
‫- اوه
‫- اوه...

27:07.920 --> 27:11.381
‫شرمنده دکتر.
‫نشنیدم که اومدین

27:11.382 --> 27:14.843
‫فقط اومدم یه چیزی از
‫کابینت داروهاتون بردارم

27:15.427 --> 27:16.970
‫شیت موجودی رو میارم که امضا کنین

27:16.971 --> 27:18.305
‫فقط اومدم دو تا آسپیرین بردارم

27:18.972 --> 27:22.559
‫فکر کردم می‌تونم تحملش کنم تا آروم شه،
‫ولی این سردرد برنامه‌های دیگه‌ای داره

27:24.686 --> 27:26.146
‫من دیگه دارم میرم خونه

27:27.022 --> 27:28.022
‫خودتون بردارید

27:28.023 --> 27:29.024
‫ممنون

28:00.305 --> 28:02.891
‫گلوریا، صدامو می‌شنوی؟

28:04.059 --> 28:06.061
‫اومدم ببرمت یه قدم بزنیم

28:07.980 --> 28:10.023
‫دوست داری بخش نوزادان رو ببینی؟

28:12.526 --> 28:13.902
‫بچه

28:53.233 --> 28:55.569
‫- کسی دیدت؟
‫- فکر نکنم

28:55.570 --> 28:59.155
‫الان جامون امنه

28:59.156 --> 29:01.157
‫نمی‌دونم چرا،
‫ولی اینجا به حرف‌ها گوش نمیدن

29:01.158 --> 29:05.704
‫گلوریا؟ گلوریا، منو یادته/
‫من کلانترم. دیروز همدیگه رو دیدیم

29:05.705 --> 29:07.997
‫- بهش آرامبخش زدن
‫- آره، می‌دونم. خودم بهت گفتم

29:07.998 --> 29:11.084
‫ممکنه پنج شیش ساعت طول بکشه
‫تا از بدنش خارج بشه

29:11.085 --> 29:12.251
‫باید قبل از اینکه شیفتِ...

29:12.252 --> 29:14.629
‫- پرستار شب شروع شه برش‌گردونیم
‫- تف توش

29:14.630 --> 29:18.592
‫می‌دونم کلافه‌ای.
‫یه لحظه آروم باش و یه نفس عمیق بکش

29:18.593 --> 29:20.636
‫وقتی پنج سالم بود جواب نمی‌داد.
‫هنوزم جواب نمیده

29:21.303 --> 29:23.222
‫حتما یه کاری هست که بتونیم بکنیم

29:23.223 --> 29:24.805
‫می‌تونیم... می‌تونیم بهش قهوه بدیم؟

29:24.806 --> 29:27.267
‫می‌تونیم ببریمش زیر دوش سرد؟
‫هیچ راهی نیست؟

29:27.268 --> 29:29.019
‫ماشین نیست که بتونیم
‫روشن و خاموشش کنیم

29:29.020 --> 29:30.771
‫پس همین؟ حتی تلاش هم نمی‌کنی؟

29:33.148 --> 29:35.817
‫می‌تونیم یه چیزی بهش بدیم
‫که اثر آرامبخش رو خنثی کنه

29:35.818 --> 29:36.943
‫چرا زودتر اینو نگفتی؟

29:36.944 --> 29:38.946
‫- چون همیشه جواب نمیده
‫- خیلی‌خب

29:38.947 --> 29:41.448
‫ممکنه عوارض جانبی داشته باشه

29:42.282 --> 29:47.496
‫اونا دارن این بلا رو سرش میارن.
‫منم باید بفهمم چرا

29:47.497 --> 29:49.831
‫پس خواهش می‌کنم

29:50.624 --> 29:53.627
‫باشه. یه چیزایی میارم

30:17.526 --> 30:20.153
‫گلوریا، صدامو می‌شنوی؟

30:21.822 --> 30:24.408
‫چی...

30:24.409 --> 30:26.451
‫چی شده؟

30:26.452 --> 30:27.660
‫از همین می‌ترسیدم

30:27.661 --> 30:29.788
‫- چش شده؟
‫- لعنتی! داره تشنج می‌کنه

30:32.875 --> 30:34.293
‫جولز، به کمکت نیاز دارم

30:38.005 --> 30:42.092
‫- چیزی نیست. می‌دونی چیکار کنی
‫- باشه. باشه

30:43.927 --> 30:46.555
‫یک یک‌هزار. دو یک‌هزار

30:46.556 --> 30:48.556
‫سه یک‌هزار

30:48.557 --> 30:50.746
‫چهار یک‌هزار. پنج یک‌هزار

30:50.747 --> 30:52.904
‫شیش یک‌هزار. هفت یک‌هزار

30:52.905 --> 30:55.063
‫هشت یک‌هزار. نه یک‌هزار

30:55.064 --> 30:56.189
‫ده

30:56.190 --> 30:58.400
‫یازده. دوازده

31:04.949 --> 31:06.032
‫داره فروکش می‌کنه

31:06.033 --> 31:09.285
‫حالش خوبه؟

31:11.873 --> 31:12.956
‫تو خوبی؟

31:14.499 --> 31:17.836
‫آره. آره.
‫من خوبم

31:25.594 --> 31:26.929
‫نباید بیدارش کنیم

31:27.888 --> 31:29.765
‫باید صبر کنی

32:03.006 --> 32:06.509
‫کلانتر رو گم کردیم.
‫آخرین بار دیده شده که رفته بخش پزشکی

32:06.510 --> 32:09.263
‫فکر کردیم برگشته سراغ پیرزنه،
‫ولی از طرف دیگه رفت

32:09.264 --> 32:11.097
‫حتما رفته جایی که یه دوربین از کار افتاده

32:11.098 --> 32:14.017
‫- عمراً بدونه دوربین کجا خرابه
‫- شاید رفته تو یه نقطه کور

32:15.185 --> 32:17.062
‫نقاط کور پزشکی کجان؟

32:17.729 --> 32:20.127
‫سالهاست داریم کارکرد دوربین‌های
‫اونجا رو تغییر میدیم

32:20.128 --> 32:22.619
‫آخرین دوربین‌هایی که برداشتیم
‫جایگزین دوربین‌های خراب طبقه 52 شدن

32:22.620 --> 32:25.888
‫ببین، سعی می‌کنیم بخش‌های اصلی
‫پزشکی رو پوشش بدیم ولی...

32:25.889 --> 32:29.157
‫ولی هیچکدومتون نمی‌دونین
‫کجا می‌تونه رفته باشه؟ هیچکدومتون؟

32:30.284 --> 32:34.037
‫پس یه نقشه بردارین و تک تک اتاق‌ها
‫رو چک کنید ببینیم آمار کجا رو نداریم

32:41.211 --> 32:42.211
‫چیه؟

32:42.212 --> 32:44.047
‫اون نشان بهت میاد

32:45.174 --> 32:47.550
‫دخترم کلانتر شده

32:47.551 --> 32:49.678
‫آره، زیاد طول نمی‌کشه، پس...

32:50.721 --> 32:52.264
‫موضوع چیه جولز؟

32:53.265 --> 32:54.433
‫چرا باید بهت بگم؟

32:57.519 --> 32:59.479
‫یه قهوه لازم دارم

33:01.148 --> 33:03.317
‫- یه فنجون می‌خوای؟
‫- نه. مرسی

33:10.991 --> 33:12.826
‫من کجام؟

33:14.494 --> 33:15.495
‫گلوریا؟

33:17.915 --> 33:19.625
‫توی بخش نوزادانی

33:19.626 --> 33:22.043
‫اوه، چرا؟

33:22.044 --> 33:22.960
‫من کلانترم

33:22.961 --> 33:26.256
‫آوردمت اینجا چون می‌خواستم
‫چند تا سوال ازت بپرسم

33:26.257 --> 33:28.717
‫تو... تو کلانتر نیستی. اون...

33:28.718 --> 33:30.593
‫اون هولستن بود. هولستن بکر

33:30.594 --> 33:34.639
‫سه سال بعد از اینکه زنش آلیسون
‫رفت برای پاکسازی، اونم رفت بیرون

33:34.640 --> 33:37.935
‫و تو در مورد باروریش باهاش حرف زدی

33:38.560 --> 33:40.562
‫- اوه
‫- ببین، می‌دونم به یاد آوردنش سخته

33:40.563 --> 33:41.917
‫ولی خواهش می‌کنم تلاشت رو بکن

33:41.918 --> 33:43.272
‫شما درباره...

33:43.273 --> 33:44.942
‫چیز دیگه‌ای هم حرف زدین؟

33:44.943 --> 33:46.192
‫چطوره؟

33:46.193 --> 33:49.488
‫هنوز... هنوز به خودش نیومده.
‫وقتم داره تموم میشه

33:49.988 --> 33:53.032
‫- اوه
‫- گلوریا. گلوریا

33:53.033 --> 33:56.161
‫من دکتر نیکولزم.
‫می‌خوام صدای قلبت رو گوش بدم

33:56.162 --> 33:59.122
‫نیکولز. نیکولز

34:00.457 --> 34:04.086
‫تو رو می‌شناسم. می‌شناسمت

34:04.670 --> 34:07.256
‫- ازم چی می‌خوای؟
‫- چیزی نیست. بابامه

34:07.257 --> 34:09.215
‫- می‌خواد کمک کنه...
‫- برای اونا کار می‌کنه

34:09.216 --> 34:11.977
‫- چی داره میگه؟
‫- کار این بود

34:12.636 --> 34:15.012
‫- دکترم این بود
‫- چی داره میگه؟

34:15.013 --> 34:18.350
‫- بیمارت بوده؟
‫- تو. تو بودی

34:18.351 --> 34:20.373
‫- جوابم رو بده، آره؟
‫- تو. خودش بود

34:20.374 --> 34:22.395
‫نمی‌دونم...
‫باید مال چهل سال پیش باشه

34:22.396 --> 34:25.065
‫- نذاشت بچه‌دار بشم
‫- چی؟ حقیقت داره؟

34:25.066 --> 34:26.649
‫- تو بودی!
‫- جولز، من...

34:26.650 --> 34:29.402
‫- همه‌چی رو یادم آوردی
‫- نه. داری ناراحتش می‌کنی

34:29.403 --> 34:30.903
‫اونی که اونو به این وضع انداخته من نیستم!

34:30.904 --> 34:32.906
‫- برو. برو بیرون
‫- نه. دیگه نه

34:32.907 --> 34:35.116
‫- هی، گلوریا. منو ببین
‫- نه!

34:35.117 --> 34:38.161
‫چیزی نیست. رفت. رفت

34:38.162 --> 34:39.912
‫یعنی چی برای اونا کار می‌کرده؟

34:39.913 --> 34:41.915
‫- منظورت چیه...
‫- نمی‌خوام اینجا باشم

34:41.916 --> 34:43.582
‫چیزی نیست

34:43.583 --> 34:47.169
‫گوش کن بهم.
‫اونا دارن این بلا رو سرت میارن

34:47.170 --> 34:49.630
‫دارن بهت دارو میدن که یادت بره

34:49.631 --> 34:52.092
‫خودم می‌خوام یادم بره.
‫می‌خوام هر جایی باشم جز اینجا

34:52.093 --> 34:54.303
‫بهت اعتماد ندارم

34:55.721 --> 34:58.473
‫اوه

35:03.187 --> 35:04.771
‫قبلا اینو دیدی، مگه نه؟

35:04.772 --> 35:07.691
‫اوه. وای خدا

35:09.359 --> 35:12.654
‫- از کجا آوردیش؟
‫- مال کسی بود که می‌شناختمش. جورج

35:12.655 --> 35:14.281
‫بهت گفتن از تو گرفته بوده

35:14.282 --> 35:15.448
‫جورج کوچولو؟

35:15.449 --> 35:17.909
‫من به اون ندادمش.
‫دادم به مادرش

35:17.910 --> 35:20.891
‫- اسمش رو یادم نمیاد
‫- آروم باش. چیزی نیست

35:20.892 --> 35:23.874
‫- اون... اون از ما بود
‫- یعنی چی از ما بود؟

35:26.126 --> 35:30.130
‫تو رو نمی‌شناسم،
‫و نمی‌دونم چی می‌خوای

35:35.677 --> 35:38.180
‫اسم شعله‌داران به گوشت خورده؟

35:40.015 --> 35:41.016
‫نه

35:41.683 --> 35:43.935
‫بخاطر اینه که ما رو حذف کردن

35:43.936 --> 35:46.187
‫- کی؟
‫- سیلو

35:46.188 --> 35:47.647
‫از زمان شورش سعی کردن ما رو پاک کنن

35:47.648 --> 35:50.275
‫همون موقع چیزی ریختن
‫تو آب که حافظه مردم پاک بشه

35:50.276 --> 35:51.275
‫چی؟

35:51.276 --> 35:55.948
‫می‌خواستن گذشته و هر کسی رو که
‫سعی داشت حفظش کنه پاک کنن

35:56.573 --> 35:59.367
‫نمی‌فهمم. شعله‌داران کیا بودن؟

35:59.368 --> 36:03.872
‫آدمایی که مقاومت کردن
‫و چیزایی مثل این کتاب رو نگه داشتن

36:03.873 --> 36:05.831
‫تا خاطراتشون رو زنده نگه دارن

36:05.832 --> 36:08.501
‫- تو از اونایی؟
‫- آره، بودم

36:08.502 --> 36:11.171
‫تا اینکه شعله‌مون رو خاموش کردن

36:13.423 --> 36:17.510
‫گفتی بابام نذاشته بچه‌دار بشی

36:17.511 --> 36:20.763
‫- می‌خواستن ما منقرض بشیم
‫- چی؟

36:20.764 --> 36:25.310
‫کاری کردن فکر کنیم شانس
‫خانواده‌دار شدن داریم، ولی هیچوقت نداشتیم

36:25.311 --> 36:28.856
‫صبر کن. دکترها هم خبر داشتن؟

36:29.523 --> 36:30.731
‫حتما داشتن

36:30.732 --> 36:33.694
‫گفتن می‌خوان کنترل بارداری‌مون رو بردارن

36:33.695 --> 36:35.571
‫ولی دروغ بود

36:36.738 --> 36:38.656
‫من فهمیدم

36:38.657 --> 36:41.034
‫بعد از اینکه تو دومین فرصتمون هم موفق نشدیم

36:41.035 --> 36:43.662
‫هنری، شوهرم، از شعله‌داران نبود

36:43.663 --> 36:45.496
‫و خیلی دلش بچه می‌خواست

36:45.497 --> 36:47.123
‫و می‌دونستم با من هیچ شانسی نداره

36:47.124 --> 36:51.712
‫و اگه حقیقت رو بهش بگم هیچوقت نمی‌ذاره بره،
‫برای همین از خودم روندمش

36:53.130 --> 36:57.301
‫یه بار بهش برخوردم.
‫با بچه‌هاش بود

36:58.260 --> 36:59.887
‫و تظاهر کرد منو نمی‌شناسه

37:02.347 --> 37:06.560
‫وقتی دیدم چی رو از ما گرفتن،
‫دیگه نتونستم تحمل کنم

37:06.561 --> 37:10.334
‫برای همین عزیزترین عتیقه‌ام رو دادم

37:10.335 --> 37:14.109
‫به آخرین شعله‌داری که می‌شناختم

37:15.110 --> 37:17.028
‫مادر جورج؟

37:17.029 --> 37:20.032
‫آره. اسمش اَن بود.
‫یکم بعدش مُرد

37:20.991 --> 37:23.243
‫پسر طفلکش کسی رو نداشت

37:26.455 --> 37:28.247
‫آخرین باری که دیدیش کِی بود؟

37:28.248 --> 37:32.503
‫چیزی... چیزی درباره
‫یه هارد بهت گفت؟

37:32.504 --> 37:34.505
‫وقتی جورج بچه بود،
‫آمارش رو داشتم

37:34.506 --> 37:37.174
‫ولی دیگه طی سالها گمش کردم

37:37.175 --> 37:38.258
‫حالش چطوره؟

37:42.763 --> 37:44.056
‫کِی؟

37:45.724 --> 37:46.974
‫پارسال

37:46.975 --> 37:53.975
‫از پله‌ها افتاد پایین.
‫تصادفی هم نبود

37:55.442 --> 37:57.611
‫اینجا...

37:59.988 --> 38:03.825
‫درسته بهم دارو میدن،
‫ولی حداقل می‌تونم فرار کنم

38:03.826 --> 38:05.244
‫اینو ببین

38:05.827 --> 38:06.828
‫بذار پیداش کنم

38:09.873 --> 38:11.124
‫آب

38:13.001 --> 38:15.254
‫بهش می‌گفتن اقیانوس

38:16.380 --> 38:19.800
‫بارها خودم رو اونجا تصور کردم

38:20.300 --> 38:25.931
‫ولی هیچوقت نمی‌فهمم که
‫چه صدا یا بویی داشته

38:29.977 --> 38:31.603
‫میشه بغلش کنم؟

38:33.230 --> 38:34.314
‫آره، حتما

38:48.787 --> 38:51.123
‫اوه. سلام

38:51.957 --> 38:53.041
‫سلام

38:56.336 --> 38:57.671
‫سلام

39:03.218 --> 39:05.429
‫تو دختر هانا نیکولزی

39:07.431 --> 39:08.974
‫آره. می‌شناختیش؟

39:10.934 --> 39:13.562
‫یادمه اَن در موردش حرف می‌زد

39:14.313 --> 39:16.022
‫مادر جورج مادر منو می‌شناخته؟

39:16.023 --> 39:19.109
‫خب، تو یه کاری به مادرت کمک می‌کرده

39:19.651 --> 39:23.572
‫یادم نمیاد چی.
‫یه جور دستگاه درشت‌نمایی بود

39:24.072 --> 39:26.282
‫می‌دونی، خیلی تعجب کردم

39:26.283 --> 39:30.287
‫که گذاشتن زنی مثل نیکولز
‫بچه‌دار بشه

39:31.830 --> 39:33.457
‫مامان من شعله‌دار بود؟

39:34.791 --> 39:37.544
‫کنجکاوی شعله‌داران رو داشت

39:38.462 --> 39:43.008
‫این تنها چیزیه که نمی‌تونن
‫با تولید مثل از وجودمون حذفش کنن

39:45.427 --> 39:49.806
‫وقتی شنیدم چه اتفاقی براش افتاده...

39:51.850 --> 39:54.561
‫واقعا حس کردم یکی از اعضای
‫خودمون رو از دست دادیم

40:15.207 --> 40:17.251
‫- چطوره؟
‫- دارم برش می‌گردونم

40:17.876 --> 40:19.670
‫برای تو خطرناکه جولز

40:22.089 --> 40:25.259
‫نمی‌خوام تو یکی بهم بگی
‫چی خطرناکه چی نیست

40:25.260 --> 40:26.717
‫هیچوقت تو رو تو خطر نمیندازم

40:26.718 --> 40:29.346
‫ولی حاضر بودی بیمارهات رو گول بزنی

40:29.347 --> 40:31.682
‫که باور کنن کنترل بارداری‌شون برداشته شده؟

40:34.101 --> 40:35.768
‫چاره‌ای نداشتم

40:35.769 --> 40:37.854
‫اگه می‌خواستم این کارو برای
‫کمک به مردم بکنم و...

40:37.855 --> 40:42.860
‫کمک؟ تنها کسایی که بهشون کمک می‌کنی
‫اونایی‌ان که می‌خوان آدما رو از تولیدمثل حذف کنن

40:42.861 --> 40:46.321
‫درک کن.
‫هیچوقت چیزی در مورد این بهم نگفتن

40:46.322 --> 40:47.697
‫وقتی اومدن سراغم

40:47.698 --> 40:50.346
‫گفتن این کار برای بقای بلندمدت ضروریه

40:50.347 --> 40:52.995
‫که نذاریم بیماری‌های ژنتیکی
‫شایع بشن

40:52.996 --> 40:55.289
‫ولی چرا به مردم دروغ گفتن؟

40:57.749 --> 40:59.543
‫چرا بهشون امید واهی دادن؟

41:00.544 --> 41:03.380
‫هیچوقت این سوال به ذهنت خطور نکرد؟

41:05.591 --> 41:06.925
‫البته که خطور کرد

41:08.886 --> 41:13.182
‫همیشه فکر می‌کردم که شاید می‌خوان
‫انتخاب‌هاشون رو یه جوری مجازات کنن

41:14.683 --> 41:17.603
‫با این حال، هر حرفی زدن
‫تو هم گفتی چشم؟

41:17.604 --> 41:21.064
‫سوال پرسیدن یه عواقبی داره

41:21.065 --> 41:22.419
‫جفتمون اینو می‌دونیم

41:24.359 --> 41:27.196
‫- می‌دونم فکر می‌کنی به مامان خیانت کردم
‫- نه، بسه

41:31.533 --> 41:33.994
‫واضحه که اونی که بهش خیانت کردی
‫اون نبوده

41:44.713 --> 41:46.214
‫لعنتی، می‌بینمش

41:46.215 --> 41:50.009
‫هی. هی!
‫چی شده؟ حالش خوبه؟

41:50.010 --> 41:53.055
‫یکی از معاون‌هام در حالی که تو پله‌ها
‫پرسه می‌زده پیداش کرده

41:53.056 --> 41:55.431
‫گفتی نرفته سراغ هیلدبرنت

41:55.432 --> 41:58.497
‫- نرفت
‫- پس اینو چطور توجیه می‌کنی؟

41:58.498 --> 42:01.563
‫- نمی‌دونم
‫- ببینین الان از کجا اومدن. زود!

42:01.564 --> 42:02.939
‫و چشمتون رو ازشون برندارین!

42:02.940 --> 42:04.398
‫کلانتر، مطمئن باشین که...

42:04.399 --> 42:06.735
‫می‌خوام برش گردونم به اتاقش
‫و گزارش ثبت کنم

42:11.365 --> 42:13.825
‫صبر کن. می‌خوام راه برم

42:14.910 --> 42:15.910
‫باشه

42:20.165 --> 42:22.334
‫- خوبی؟
‫- آره، فکر کنم

42:33.178 --> 42:34.596
‫عه...

42:35.264 --> 42:37.057
‫میشه یه بار دیگه ببینمش؟

42:37.975 --> 42:38.976
‫حتما

42:45.232 --> 42:46.233
‫اوه

42:52.614 --> 42:55.325
‫- در امان نگهش دار
‫- آره، حتما

43:01.623 --> 43:03.834
‫گل‌هام نیستن

43:05.544 --> 43:09.131
‫الان یادم اومد.
‫کلانتر هولستن اومده بود اینجا

43:09.840 --> 43:12.259
‫- کِی؟
‫- نمی‌دونم

43:12.260 --> 43:14.094
‫خیلی وقت پیش نبود.
‫زمان از دستم درمیره

43:15.137 --> 43:18.932
‫گل آورد و گذاشت اونجا

43:18.933 --> 43:21.310
‫- جلوی آینه؟
‫- آره

43:38.994 --> 43:42.706
‫- تا حالا اینو ندیدم
‫- شاید این چیزیه که می‌خواسته ببینی

43:43.707 --> 43:45.459
‫اصلا نمی‌دونم چیه

43:59.723 --> 44:01.975
‫فکر کنم می‌تونن از تو آینه ببیننمون

44:01.976 --> 44:04.540
‫- هولستن برای همین گل گذاشته اونجا
‫- چی؟

44:04.541 --> 44:07.105
‫یه سری دستگاه دارن
‫مثل حسگرهای بیرون

44:07.106 --> 44:09.274
‫و فکر کنم دارن نگاهمون می‌کنن

44:12.694 --> 44:16.490
‫چیز دیگه‌ای یادت میاد از موقعی که اومده بود اینجا؟
‫چیزی نگفت؟

44:16.491 --> 44:19.159
‫نه، نه.
‫زیاد نموند

44:19.160 --> 44:21.787
‫بیشتر زمان رو هم جلوی
‫اون دریچه بود

44:38.720 --> 44:40.722
‫دیدمون رو مسدود کرده

44:54.152 --> 44:55.445
‫چیکار می‌کنه؟

44:56.071 --> 44:58.448
‫- مشکل اینه که فقط صدا داریم
‫- نه دیگو

44:59.032 --> 45:01.326
‫مشکل اینه که فهمیده دوربین اونجاست

45:01.327 --> 45:03.453
‫چیه؟ چی پیدا کردی؟

45:03.454 --> 45:06.498
‫یورشگرها رو بفرستین. همین الان!

45:13.630 --> 45:14.715
‫اوه

45:19.428 --> 45:21.348
‫نمی‌تونم بمونم.
‫الان میان

45:25.184 --> 45:27.894
‫- الان تو آخرین شعله‌داری
‫- نه

45:27.895 --> 45:32.065
‫تو نخواستی باشی. منصفانه هم نیست.
‫ولی همینه که هست. دیگه به تو بستگی داره

45:32.066 --> 45:34.902
‫- نه
‫- اگه شعله خاموش شه، حقیقت هم باهاش خاموش میشه

45:34.903 --> 45:36.068
‫باید برم

45:36.069 --> 45:38.071
‫اگه مادرت بود می‌خواست چیکار کنی؟

45:39.948 --> 45:42.951
‫- کاش می‌تونستم ازش بپرسم، ولی نمی‌تونم
‫- نه، نمی‌تونی

45:42.952 --> 45:45.829
‫ولی می‌دونی چرا خودش رو کشت؟

46:04.389 --> 46:05.390
‫کجاست؟

46:06.391 --> 46:25.391
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
