1
00:00:00,363 --> 00:00:10,353
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,362 --> 00:00:20,352
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:33,320 --> 00:00:35,720
اوه ، سلام

4
00:00:35,720 --> 00:00:37,360
تو خوبي؟

5
00:00:37,360 --> 00:00:39,480
چي شده عزيزم؟ گم شدي؟

6
00:01:05,400 --> 00:01:08,700
<font color="#ff0000">"Sherlock"
فصل 2
قسمت 2 : سگ‌هاي شکاري بَسکِرويل</font>

7
00:01:09,700 --> 00:01:10,700
مترجم : م . کمال
Email : Kidjoojoo2002@yahoo.com

8
00:01:50,440 --> 00:01:53,240
خيلي کسل‌کننده بود -
تو با اين سر و ريخت سوار مترو شدي؟ -

9
00:01:53,240 --> 00:01:55,200
آخه تاکسي‌ها سوارم نمي‌کردن

10
00:02:04,040 --> 00:02:06,320
هيچي نيست؟

11
00:02:06,320 --> 00:02:09,680
کودتاي نظامي در اوگاندا

12
00:02:11,160 --> 00:02:14,240
يه عکس ديگه از توئه با اون کلاهه

13
00:02:14,240 --> 00:02:18,200
اي بابا...ترميم کابينه؟

14
00:02:18,200 --> 00:02:19,840
چيز مهمي نيست؟

15
00:02:19,840 --> 00:02:22,360
واي خداجون

16
00:02:22,360 --> 00:02:26,200
جان ، من مي‌خوام . بهم يه‌کم بده

17
00:02:26,200 --> 00:02:28,040
نه -
بهم بده -

18
00:02:28,040 --> 00:02:30,930
نه ، ما توافق کرديم هر چي هم که شد
تو فقط گوشت بوقلمون بخوري

19
00:02:30,930 --> 00:02:33,370
به‌هرحال خودت به همه پول دادي بهت ندن
يادت نمياد؟

20
00:02:33,370 --> 00:02:36,470
در فاصله دو مايلي اينجا هيچ‌کس
بهت چيزي نمي‌فروشه

21
00:02:36,720 --> 00:02:38,320
چه ايده احمقانه‌اي
ايده کي بوده؟

22
00:02:39,440 --> 00:02:41,160
خانم هادسون

23
00:02:46,680 --> 00:02:52,560
ببين شرلوک ، تا اينجاشو خوب اومدي
تو رو خدا يه دفعه ول نکن

24
00:02:52,560 --> 00:02:53,600
بهم بگو کجان

25
00:02:53,600 --> 00:02:55,000
خواهش مي‌کنم بگو

26
00:02:57,440 --> 00:02:59,080
التماس مي‌کنم

27
00:02:59,080 --> 00:03:02,600
ببخشيد ، نمي‌تونم کمک کنم -
بهت شماره‌هاي لاتاري هفته ديگه رو ميگم -

28
00:03:02,600 --> 00:03:04,880
ارزشش رو داشت امتحان کنم

29
00:03:09,360 --> 00:03:10,480
سلام

30
00:03:10,480 --> 00:03:13,520
ذخيره مخفي‌ام
با ذخيره مخفي‌ام چي‌کار کرديد؟

31
00:03:13,520 --> 00:03:15,760
با سيگارهاي من چي‌کار کرديد؟

32
00:03:15,760 --> 00:03:19,680
تو که هيچ‌وقت نميذاري من به وسايلت دست بزنم
تازه شانس آوردي اگه چيزي پيدا کني

33
00:03:19,680 --> 00:03:24,680
فکر مي‌کردم مي‌گفتيد پيشخدمت ما نيستيد -
خب ، نيستم -

34
00:03:24,680 --> 00:03:28,120
چطوره يه فنجون چاي بخوري
و اون قلابت رو بذاري کنار؟

35
00:03:28,120 --> 00:03:31,360
يه چيزي مي‌خوام که از چاي قوي‌تر باشه
هفت درصد قوي‌تر

36
00:03:33,360 --> 00:03:36,280
بازم رفته بودي ديدن آقاي شاطرچي -
چي فرموديد؟ -

37
00:03:36,280 --> 00:03:39,080
توي ساندويچ فروشي بودي؟
لباست نوئه ولي روي آستينت آرديه

38
00:03:39,081 --> 00:03:40,571
شما هم براي پخت و پز يه همچين لباسي تنت نمي‌کني

39
00:03:40,580 --> 00:03:43,800
شرلوک -
زير شصت ناخنت اثر فويل هست -

40
00:03:43,800 --> 00:03:47,920
بازم رفته بودي بليت بخت‌آزمايي خريدي
ميدوني که آخر و عاقبتش چيه

41
00:03:47,920 --> 00:03:50,880
عطرت شب‌هاي قصبه است
فکر نمي‌کني براي صبح دوشنبه يه‌کمي تند و تيز باشه؟

42
00:03:50,880 --> 00:03:53,860
من يه بلاگ دارم که راجع‌به شناسايي انواع عطره
بهتره يه نگاهي بهش بندازي

43
00:03:53,860 --> 00:03:54,860
بيخيال بابا

44
00:03:54,861 --> 00:03:57,861
بهتره به اون قايق‌سواري با آقاي شاطرچي دل نبندي
چون يه زن داره که تو خيابون "دانکَستر" زندگي مي‌کنه

45
00:03:57,862 --> 00:03:58,862
و کسي از اين موضوع خبر نداره

46
00:03:58,862 --> 00:04:00,632
شرلوک -
خب ، البته به جز من -

47
00:04:00,640 --> 00:04:03,840
من نميدونم از چي حرف ميزني
واقعاً نميدونم

48
00:04:06,120 --> 00:04:09,640
اين چه غلطي بود که کردي؟ -
تو درک نمي‌کني -

49
00:04:09,640 --> 00:04:11,960
برو ازش عذرخواهي کن

50
00:04:13,280 --> 00:04:14,800
عذرخواهي؟

51
00:04:14,800 --> 00:04:17,280
اوه جان ، چقدر بهت حسوديم ميشه

52
00:04:19,120 --> 00:04:20,240
تو به من حسوديت ميشه؟

53
00:04:20,240 --> 00:04:23,320
ذهنت خيلي آرام و راحته و
ازش استفاده چنداني نميشه

54
00:04:23,320 --> 00:04:26,040
مال من مثل يه موتوره که داره مي‌ترکه

55
00:04:26,040 --> 00:04:29,480
مثل يه راکت که چون به سکوي پرتاب گير کرده
داره از هم مي‌پاشه . من يه پرونده مي‌خوام

56
00:04:29,480 --> 00:04:32,880
تو که تازه يکي رو با کشتن يه
خوک با اون قلابت حل کردي

57
00:04:32,880 --> 00:04:35,600
اون مال امروز صبح بود

58
00:04:35,600 --> 00:04:39,080
بعدي کي مياد؟ -
روي وبسايت چيزي نيست؟ -

59
00:04:42,240 --> 00:04:46,160
آقاي شرلوک هولمز عزيز"
"من نمي‌تونم بلوبِل رو پيدا کنم

60
00:04:46,160 --> 00:04:48,400
"ازتون خواهش مي‌کنم کمکم کنيد"

61
00:04:48,400 --> 00:04:51,360
بلوبِل کيه؟ -
يه خرگوشه جان . راستي بازم هست -

62
00:04:51,360 --> 00:04:54,040
بلوبِل قبل از اينکه غيبش بزنه
توي تاريکي برق ميزده

63
00:04:54,040 --> 00:04:58,160
همونطور که کِرستي کوچولو ميگه مثل قصه‌ها بوده
ولي صبح روز بعد غيبش زده

64
00:04:58,160 --> 00:05:01,360
در قفسش قفل بوده و ظاهراً کسي
به زور بازش نکرده بوده

65
00:05:01,360 --> 00:05:03,860
بيخيال بابا ، من چي دارم ميگم
به لِستراد زنگ بزن

66
00:05:03,860 --> 00:05:06,280
بهش بگو يه خرگوش فراري داريم -
جدي که نميگي؟ -

67
00:05:06,781 --> 00:05:08,271
يا اين يا بازي کاراگاه‌ها

68
00:05:08,280 --> 00:05:11,800
نه ، من ديگه عمراً باهات اون بازي رو نمي‌کنم

69
00:05:11,800 --> 00:05:14,400
چرا؟ -
چون امکان نداره خود مقتول ، قاتل هم باشه -

70
00:05:14,400 --> 00:05:17,160
تنها جواب منطقي همين بود -
ولي توي قانون اينطوري نبود -

71
00:05:17,160 --> 00:05:19,000
خب پس قوانينش غلطن

72
00:05:20,440 --> 00:05:21,880
يه دونه زنگ

73
00:05:21,880 --> 00:05:24,640
با فشار زياد و در کمتر از نصف ثانيه

74
00:05:24,640 --> 00:05:26,000
مشتري -
مشتري -

75
00:05:27,760 --> 00:05:31,440
<i>دارت مور" همواره پر از قصه و افسانه بوده"</i>

76
00:05:31,440 --> 00:05:34,680
<i>ولي آيا واقعاً چيزي اين اطراف کمين کرده؟</i>

77
00:05:34,680 --> 00:05:37,000
<i>يه چيز خيلي واقعي</i>

78
00:05:37,000 --> 00:05:40,920
<i>دارت مور" همچنين محل يکي از"
برنامه‌هاي سري دولته</i>

79
00:05:40,920 --> 00:05:43,880
<i>مرکز تحقيقات سلاح‌هاي
شيميايي و بيولوژيکي</i>

80
00:05:43,880 --> 00:05:47,480
<i>که ميگن حتي از "پورتون داون" هم حساس‌تره</i>

81
00:05:47,480 --> 00:05:49,500
<i>از بعد از پايان جنگ جهاني دوم</i>

82
00:05:49,500 --> 00:05:53,140
<i>داستان‌هاي زيادي راجع‌به
آزمايشات بَسکِرويل گفته شده</i>

83
00:05:53,140 --> 00:05:56,740
<i>جهش ژنتيکي ، حيواناتي که براي
ميدان نبرد بزرگترشون مي‌کنن</i>

84
00:05:57,240 --> 00:06:02,680
<i>خيلي‌ها معتقدن که در اين مرکز
و در قلب طبيعت وحشي</i>

85
00:06:02,680 --> 00:06:05,460
<i>وحشت‌هايي وراي تصور وجود دارن</i>

86
00:06:05,460 --> 00:06:10,040
<i>ولي سوال اصلي اينه که
آيا همه‌شون هنوز اون تو هستن؟</i>

87
00:06:10,040 --> 00:06:12,640
<i>من فقط يه بچه بودم</i>

88
00:06:14,040 --> 00:06:16,400
<i>رفته بوديم به دشت</i>

89
00:06:16,400 --> 00:06:19,520
<i>هوا تاريک بود ولي من ميدونم که چي ديدم</i>

90
00:06:19,520 --> 00:06:22,760
<i>ميدونم چي پدر منو کشت</i>

91
00:06:24,560 --> 00:06:25,720
تو چي ديدي؟

92
00:06:25,720 --> 00:06:28,360
الان داشتم توي فيلم مي‌گفتم

93
00:06:28,360 --> 00:06:31,120
آره ، اون يه مصاحبه تلويزيونيه
من دوست دارم خودم بدون تدوين بشنوم

94
00:06:31,120 --> 00:06:34,800
بله ، ببخشيد . حتماً

95
00:06:36,600 --> 00:06:39,240
عذر مي‌خوام

96
00:06:39,240 --> 00:06:40,360
عجله نکن

97
00:06:40,360 --> 00:06:42,520
ولي سريعتر بگو

98
00:06:46,560 --> 00:06:49,360
شما "دارت مور" رو مي‌شناسيد آقاي هولمز؟ -
نه -

99
00:06:49,360 --> 00:06:51,720
جاي قشنگيه که لنگه‌اش پيدا نميشه

100
00:06:51,720 --> 00:06:55,280
يه‌کم خلوته ولي بسيار زيباست

101
00:06:55,280 --> 00:06:57,440
برام مهم نيست . ادامه بده

102
00:06:58,760 --> 00:07:02,840
من و پدرم بعد از مرگ مادرم
عادت داشتيم بريم پياده‌روي

103
00:07:02,840 --> 00:07:05,360
هر شب باهم ميرفتيم به دشت

104
00:07:05,360 --> 00:07:10,320
خوش به حالتون . برس به اون شبي که
پدرت رو وحشيانه کشتن . کجا اينطوري شد؟

105
00:07:11,320 --> 00:07:13,960
...يه جايي هست

106
00:07:13,960 --> 00:07:18,440
که يه محل تاريخيه و بهش ميگن دره ابليس

107
00:07:19,680 --> 00:07:22,320
اسم باستاني شيطانه

108
00:07:23,520 --> 00:07:24,920
خب؟

109
00:07:26,080 --> 00:07:28,200
اون‌شب شما شيطان رو ديديد؟

110
00:07:31,040 --> 00:07:32,160
بله

111
00:07:35,080 --> 00:07:36,720
<i>خيلي بزرگ بود</i>

112
00:07:36,720 --> 00:07:41,280
<i>با پشم‌هاي سياه و چشماي قرمز</i>

113
00:07:48,360 --> 00:07:50,120
اونو گرفت

114
00:07:50,120 --> 00:07:52,760
تيکه تيکه‌اش کرد

115
00:07:54,280 --> 00:07:57,080
چيز ديگه‌اي يادم نمياد

116
00:07:57,080 --> 00:08:00,960
صبح روز بعد منو پيدا کردن
که توي دشت ول مي‌گشتم

117
00:08:00,960 --> 00:08:02,960
جسد پدرم هيچ‌وقت پيدا نشد

118
00:08:05,520 --> 00:08:10,240
چشم قرمز و پشم سياه
يه چيز بزرگ

119
00:08:10,240 --> 00:08:11,680
سگ بود؟ گرگ بود؟

120
00:08:11,680 --> 00:08:13,160
يا يه آزمايش ژنتيکي

121
00:08:15,920 --> 00:08:17,960
شما منو مسخره مي‌کنيد آقاي هولمز؟

122
00:08:17,960 --> 00:08:19,160
چرا؟ مگه شما داريد شوخي مي‌کنيد؟

123
00:08:20,440 --> 00:08:24,280
پدر من مرتب راجع‌به کارايي که داشتن
توي بَسکِرويل مي‌کردن حرف ميزد

124
00:08:24,280 --> 00:08:27,240
راجع‌به هيولاهايي که اونجا پرورش ميدادن

125
00:08:27,240 --> 00:08:30,600
مردم بهش مي‌خنديدن

126
00:08:30,600 --> 00:08:33,040
لااقل تلويزيون منو جدي گرفت

127
00:08:33,040 --> 00:08:37,120
و ظاهراً اين‌کارشون خيلي به نفع -
سازمان گردشگري دِوون شد
بله -

128
00:08:37,120 --> 00:08:42,480
هنري ، هر بلايي که سر پدرت اومده
مربوط به 20 سال قبل ميشه

129
00:08:42,480 --> 00:08:44,400
چرا الان اومدي سراغ ما؟

130
00:08:44,400 --> 00:08:49,440
فکر نکنم بتونيد کمکم کنيد آقاي هولمز
چون به نظرتون خيلي مسخره است

131
00:08:49,440 --> 00:08:54,120
به‌خاطر اتفاقيه که ديشب افتاده -
چرا؟ مگه ديشب چي شده؟ -

132
00:08:55,600 --> 00:08:57,640
شما از کجا ميدونيد؟

133
00:08:57,640 --> 00:08:59,240
نميدونم . فقط دقت کردم

134
00:08:59,240 --> 00:09:01,960
شما امروز صبح با اولين قطار
از دِوون اومديد اينجا

135
00:09:01,960 --> 00:09:05,760
يه صبحانه بد با قهوه سياه خورديد و دختري که
روبروتون بود از شما خوشش ميومده

136
00:09:05,760 --> 00:09:08,200
و با اينکه شما هم بدتون نميومده نظرتون
راجع‌بهش عوض شده

137
00:09:08,200 --> 00:09:11,000
و خيلي دلتون مي‌خواد اولين
سيگارتون براي امروز رو بکشيد

138
00:09:11,000 --> 00:09:14,460
بشينيد آقاي نايت و سيگارتون رو بکشيد
من خوشحال ميشم کمک کنم

139
00:09:26,640 --> 00:09:30,060
شما چطور متوجه اين همه موضوع شديد؟ -
بيخيال اينش بشو -

140
00:09:30,060 --> 00:09:32,460
تيکه‌هاي کاغذي که بعد از بررسي کردن -
بليط ـتون افتاده مونده
الان نه شرلوک -

141
00:09:32,460 --> 00:09:35,100
انقدر بهم سخت نگير -
تو مي‌خواي خودنمايي کني -

142
00:09:35,101 --> 00:09:36,791
معلومه که مي‌کنم . کارمون همينه

143
00:09:36,800 --> 00:09:39,200
از دستمال قطار براي پاک کردن
قهوه استفاده کرديد

144
00:09:39,200 --> 00:09:41,620
لکه نشون ميده که شير توي قهوه نبوده

145
00:09:41,620 --> 00:09:44,260
رد سس گوجه فرنگي روي دستمال
و صورت و آستينتون هست

146
00:09:44,260 --> 00:09:48,360
يا غذاي آماده بوده يا بهترين چيزي
که قطارها ارائه ميدن ، ساندويچ

147
00:09:48,360 --> 00:09:51,600
از کجا ميدونستيد که بد بوده؟

148
00:09:51,600 --> 00:09:54,840
مگه غذاي قطار اصلاً خوب هم هست؟
راجع‌به دختره

149
00:09:54,840 --> 00:09:58,120
دست خط مشخص يه خانم که روي
دستمال شماره‌اش رو نوشته

150
00:09:58,120 --> 00:10:01,720
از زاويه نوشتنش معلومه که
روبروتون نشسته بوده

151
00:10:01,720 --> 00:10:04,860
فکر کنم بعد از رفتنش از دستمال براي
پاک کردن قهوه استفاده کرديد

152
00:10:04,860 --> 00:10:06,780
و غير ارادي يه‌کمي از شماره‌ها رو خراب کرديد

153
00:10:06,780 --> 00:10:09,820
براي همين روي 4تا رقم آخر رو با خودکار پر رنگ
کرديد چون مي‌خواستيد شماره رو نگه داريد

154
00:10:09,820 --> 00:10:13,700
ولي الان که از دستمال براي پاک کردن بيني‌ـتون
استفاده کرديد معلوم شد بهش علاقه چنداني نداريد

155
00:10:13,700 --> 00:10:17,340
در ضمن آثار نيکوتين روي دست‌هاي لرزانتون
وجود داره و منم اين علائم رو مي‌شناسم

156
00:10:17,840 --> 00:10:21,880
توي قطار که نمي‌تونستيد بکشيد و تا قبل از سوار
شدن به تاکسي هم موفق به کشيدن نشديد

157
00:10:21,880 --> 00:10:24,600
و الانم تازه ساعت 9/15 صبحه
پس شما در اضطرابيد

158
00:10:24,600 --> 00:10:27,360
اولين قطار از اِکستر به لندن ساعت 5 و 46 دقيقه
صبح حرکت مي‌کنه

159
00:10:27,360 --> 00:10:31,400
پس شما سوار اولين قطار شديد
پس ديشب اتفاق مهمي افتاده . اشتباه مي‌کنم؟

160
00:10:33,840 --> 00:10:35,000
نه

161
00:10:35,000 --> 00:10:36,880
حق با شماست

162
00:10:36,880 --> 00:10:40,780
کاملاً حق با شماست

163
00:10:40,780 --> 00:10:45,640
لعنت بر شيطون ، شنيده بودم سريع هستيد -
شغلم همينه . حالا خفه‌شو و سيگارت رو بکش -

164
00:10:50,780 --> 00:10:57,880
هنري ، پدر و مادرت هردو وقتي
چند ساله بودي مردن؟ هفت ساله؟

165
00:10:57,880 --> 00:10:59,520
...آره ، ميدونم ولي

166
00:11:03,680 --> 00:11:06,160
حتماً ضربه روحي سختي خوردي

167
00:11:06,160 --> 00:11:10,840
تا حالا فکر کردي که شايد تو
...اين داستان رو ساختي تا

168
00:11:13,880 --> 00:11:16,040
بهتر توجيهشون کني؟

169
00:11:17,040 --> 00:11:19,720
دکتر مورتيمر هم همينو ميگه -
کي؟ -

170
00:11:19,720 --> 00:11:21,600
روانشناسش -
روانشناسم -

171
00:11:21,600 --> 00:11:22,800
معلومه ديگه

172
00:11:22,800 --> 00:11:24,200
لوئيز مورتيمر

173
00:11:24,200 --> 00:11:26,760
"اون باعث شد برگردم به "دارت مور

174
00:11:26,760 --> 00:11:30,000
فکر مي‌کنه بايد با هيولاي ذهنم روبرو بشم

175
00:11:30,000 --> 00:11:33,400
وقتي ديشب برگشتي به دره ابليس چي شد؟

176
00:11:33,400 --> 00:11:37,180
به‌خاطر توصيه روانشناست رفتي
اونجا و حالا اومدي پيش يه کاراگاه

177
00:11:37,180 --> 00:11:41,480
چي باعث شد نظرت برگرده؟ -
اون دره جاي عجيبيه -

178
00:11:41,480 --> 00:11:46,000
<i>باعث ميشه از درون</i>
احساس سرما و ترس کنيد

179
00:11:46,000 --> 00:11:50,840
اگه دلم شعر و شاعري بخواد ايميل‌هاي جان رو
به دوست دختراش مي‌خونم . تازه اونا بامزه‌ترن . چي ديدي؟

180
00:11:54,280 --> 00:11:56,360
...ردپا

181
00:11:56,360 --> 00:11:59,560
درست همونجايي که تيکه پاره
شدن پدرم رو ديدم

182
00:11:59,560 --> 00:12:02,040
مال مرد بود يا زن؟

183
00:12:02,040 --> 00:12:06,840
...هيچ‌کدوم ، اونا مال -
همه‌ـش همين؟ چيز ديگه‌اي نبود؟ ردپا؟ فقط همين؟ -

184
00:12:06,840 --> 00:12:08,120
...بله ولي اونا

185
00:12:08,120 --> 00:12:11,840
دکتر مورتيمر برد . مشکل از ضربه روحي در دوران
کودکيه که با يه خاطره ساختگي پوشوندينش

186
00:12:11,840 --> 00:12:14,260
کسل‌کننده است
خداحافظ آقاي نايت و ممنون که سيگار کشيديد

187
00:12:14,261 --> 00:12:15,751
پس ردپاها چي ميشن؟

188
00:12:15,760 --> 00:12:19,080
حتماً جاي پنجه هستن
مي‌تونه هر چيزي باشه که يعني هيچي نيست

189
00:12:19,080 --> 00:12:21,280
برگرديد به دِوون و به حساب
من شير چايي بخوريد

190
00:12:21,280 --> 00:12:25,000
آقاي هولمز ، اونا ردپاهاي
يه سگ شکاري عظيم بودن

191
00:12:31,280 --> 00:12:32,720
دوباره بگو

192
00:12:32,720 --> 00:12:34,560
ردپاهايي که پيدا کردم خيلي بزرگ بودن

193
00:12:34,560 --> 00:12:36,160
نه ، نه ، نه . دقيقاً حرفايي رو که زدي بزن

194
00:12:36,160 --> 00:12:40,400
همون کلماتي رو که چند لحظه قبل
گفتي با همون ترتيب تکرار کن

195
00:12:41,800 --> 00:12:44,880
...آقاي هولمز

196
00:12:44,880 --> 00:12:50,200
اونا ردپاهاي يه سگ شکاري عظيم بودن

197
00:12:54,200 --> 00:12:56,640
پرونده رو مي‌پذيرم -
چي فرموديد؟ -

198
00:12:56,640 --> 00:13:01,400
ممنونم که اين داستان رو برام گفتيد -
اميد زيادي بهش ميره
چي داري ميگي؟ -

199
00:13:01,400 --> 00:13:04,260
يه دقيقه پيش ردپاها به نظرت کسل‌کننده بودن
و حالا اميد زيادي بهشون ميره؟

200
00:13:04,260 --> 00:13:07,720
ربطي به ردپاها نداره . مگه گوش نميدادي؟
تا حالا اسم بَسکِرويل رو شنيدي؟

201
00:13:07,720 --> 00:13:09,840
يه‌کمي ، خيلي محرمانه است

202
00:13:09,840 --> 00:13:12,400
به نظرم بهتره از اونجا شروع کنيم -
پس شما مياييد اونجا؟ -

203
00:13:12,400 --> 00:13:14,720
من فعلاً نمي‌تونم لندن رو ترک کنم
سرم خيلي شلوغه

204
00:13:14,720 --> 00:13:17,200
ولي نترسيد . بهترين آدمم رو ميذارم سر اين پرونده

205
00:13:17,200 --> 00:13:21,480
هميشه براي فرستادن اطلاعات مربوط به پرونده‌ها
مي‌تونم به جان اعتماد کنم چون خودش ازشون سردرنمياره

206
00:13:21,480 --> 00:13:24,860
چي داري ميگي؟ تو که پرونده‌اي نداري
...خودت از صبح غر ميزدي که

207
00:13:24,861 --> 00:13:26,851
پرونده بلوبِل رو دارن

208
00:13:26,860 --> 00:13:31,800
پرونده اون خرگوش گمشده شبرنگ براي ناتو خيلي مهمه -
اوه ، پس شما نمياييد؟ -

209
00:13:36,040 --> 00:13:37,160
باشه

210
00:13:38,680 --> 00:13:39,880
باشه

211
00:13:49,700 --> 00:13:52,500
ديگه لازمشون ندارم
"دارم ميرم به "دارت مور

212
00:13:52,500 --> 00:13:56,460
تو زودتر برو هنري . ما بعداً مياييم -
ببخشيد ، پس شما مياييد؟ -

213
00:13:56,460 --> 00:13:59,640
بيست سال مخفي کاري و يه سگ شکاري عظيم؟

214
00:13:59,640 --> 00:14:01,840
جونم هم بدم اينو از دست نميدم

215
00:14:06,000 --> 00:14:09,480
قايق‌سواري دو نفره ، تو اصلاً نمي‌خواستي
منو ببري قايق سواري ، مگه نه؟

216
00:14:10,040 --> 00:14:14,480
اوه ، ظاهراً خانم هادسون موضوع
زن يارو رو که توي "دانکَستر" رو فهميد

217
00:14:14,480 --> 00:14:17,480
پس اگه بفهمه يه زنم توي اسلام‌آباد داره چي ميگه

218
00:14:20,120 --> 00:14:21,880
ايستگاه پدينگتون لطفاً

219
00:15:29,200 --> 00:15:31,640
اون بَسکِرويل‌ـه

220
00:15:33,640 --> 00:15:36,240
اون دهکده گريمپِن‌ـه

221
00:15:36,240 --> 00:15:38,840
...پس اونم بايد

222
00:15:38,840 --> 00:15:41,640
آره ، دره ابليسه

223
00:15:41,640 --> 00:15:44,360
اون چيه؟

224
00:15:47,360 --> 00:15:48,000
يه ميدون مين

225
00:15:48,000 --> 00:15:50,560
در واقع بَسکِرويل يه دژ نظاميه

226
00:15:50,560 --> 00:15:53,560
براي همين تمام سعيشون رو مي‌کنن
که مردم نرن اونطرف

227
00:15:53,560 --> 00:15:54,800
معلومه

228
00:16:22,520 --> 00:16:26,880
غريبي نکنيد و يادتون باشه که
شب‌ها از دشت فاصله بگيريد

229
00:16:26,880 --> 00:16:29,240
البته اگه جونتون رو دوست داريد
به سلامت

230
00:16:30,920 --> 00:16:33,280
سردمه

231
00:16:51,840 --> 00:16:53,360
اون قسمتش عوض نميشه

232
00:16:54,520 --> 00:16:55,560
پس چي عوض ميشه؟

233
00:16:57,000 --> 00:17:01,200
يه چيز ديگه هم هست
يه کلمه

234
00:17:06,040 --> 00:17:08,360
ليبرتي
<font color="#ff8000">(به معناي آزادي)</font>

235
00:17:08,360 --> 00:17:10,520
ليبرتي؟

236
00:17:10,520 --> 00:17:12,480
يه کلمه ديگه هم هست

237
00:17:14,000 --> 00:17:15,640
درون

238
00:17:15,640 --> 00:17:17,040
آي و اِن

239
00:17:18,720 --> 00:17:22,320
ليبرتي در
فکر مي‌کني معنيش چيه؟

240
00:17:34,560 --> 00:17:37,440
ببخشيد که نتونستم يه اتاق مخصوص
براي شما 2تا جور کنم

241
00:17:37,440 --> 00:17:40,160
...اشکال نداره . ما 2تا

242
00:17:40,160 --> 00:17:42,120
بفرماييد

243
00:17:42,120 --> 00:17:44,160
اوه ، الان بقيه‌ـش رو بهتون ميدم

244
00:17:54,440 --> 00:17:55,680
بفرماييد

245
00:17:55,680 --> 00:17:59,080
روي نقشه دشت اينجا چرا عکس يه
جمجمه و 2تا استخوان هست؟

246
00:17:59,080 --> 00:18:00,640
آهان ، اونو ميگي

247
00:18:03,600 --> 00:18:07,880
دزدهاي دريايي؟ -
اوه نه ، مربوط به ميدون مين بزرگ گريمپِن‌ـه -

248
00:18:07,880 --> 00:18:11,320
اوه ، صحيح -
اونطور که به نظر مياد نيست -
اونجا محل آزمايش بَسکِرويل‌ـه

249
00:18:11,320 --> 00:18:13,200
الان 80 ساله که اينطوريه

250
00:18:13,200 --> 00:18:17,320
فکر نکنم ديگه کسي بدونه
اونجا چه خبره

251
00:18:17,320 --> 00:18:20,200
مواد منفجره است؟ -
فقط مواد منفجره که نيست -

252
00:18:20,200 --> 00:18:24,600
ميگن اگه وارد اونجا باشي و خوش‌شانس باشي
فقط ممکنه منفجر بشي

253
00:18:24,600 --> 00:18:27,360
اينو ميگم که هوس پياده‌روي به سرت نزنه -
باشه . يادم مي‌مونه -

254
00:18:27,360 --> 00:18:31,440
ولي اين گردشگرها رو کشونده اينجا پس
خدا رو شکر که يه سگ شکاري وحشي اينجاست

255
00:18:31,440 --> 00:18:35,440
اون برنامه رو ديدي؟ مستنده رو ميگم -
بله ، همين اواخر ديدمش -

256
00:18:35,440 --> 00:18:37,720
خدا به هنري نايت و اون
هيولاي جهنمي‌ـش عمر با عزت بده

257
00:18:37,720 --> 00:18:39,920
تا حالا ديدينش؟ سگ رو ميگم -
من؟ نه بابا -

258
00:18:39,920 --> 00:18:42,440
فِلِچِر ديده

259
00:18:42,440 --> 00:18:46,000
اون مردم رو مي‌بره براي گردش
چون اون خودش اونو ديده

260
00:18:46,000 --> 00:18:48,340
براي کسب و کار شما هم که خوبه

261
00:18:48,340 --> 00:18:53,020
من و بيلي از خستگي ديگه نا نداريم -
آره ، يه عالمه شکارچي هيولا هم ميان -

262
00:18:53,020 --> 00:18:56,800
ديگه خيلي هم طول نمي‌کشه
کافيه يکي توي توئيتر بگه تا همه بريزن

263
00:18:56,800 --> 00:18:58,440
ودکا مون تموم شده

264
00:18:58,440 --> 00:19:01,360
با وجود اين هيولا و اون دژ وحشتناک

265
00:19:01,360 --> 00:19:03,280
نميدونم شبا چطوري خوابمون مي‌بره

266
00:19:03,280 --> 00:19:05,840
تو مي‌خوابي گري؟ -
مثل بچه‌ها -

267
00:19:05,840 --> 00:19:09,920
خالي مي‌بنده . همش خروپف مي‌کنه -
ساکت بابا -

268
00:19:09,920 --> 00:19:12,280
دوست شما خروپف مي‌کنه؟ -
چيپس داريد؟ -

269
00:19:18,520 --> 00:19:19,640
ميشه اينجا بشينم؟

270
00:19:26,240 --> 00:19:31,760
اينکه راست نيست ، مگه نه؟
تو که واقعاً اون سگه رو نديدي ، مگه نه؟

271
00:19:31,760 --> 00:19:36,600
روزنامه نگاري؟ -
نه ، فقط خيلي کنجکاوم -

272
00:19:36,600 --> 00:19:39,200
تا حالا ديديش؟ -
شايد -

273
00:19:39,200 --> 00:19:41,120
مدرکي هم داري؟

274
00:19:41,120 --> 00:19:44,920
اگه داشته باشم هم چرا بايد بهت بگم؟
ببخشيد

275
00:19:44,920 --> 00:19:47,100
به هنري زنگ زدم -
متأسفم . شرط رو باختي جان -

276
00:19:47,101 --> 00:19:48,491
چي؟ -
کدوم شرط؟ -

277
00:19:48,500 --> 00:19:52,900
براي کار من بايد تاريک بشه -
ولي هنوز يه نيم ساعتي نور هست
صبر کن ببينم ، کدوم شرط رو ميگي؟ -

278
00:19:52,900 --> 00:19:57,080
من با جان سر 50 پوند شرط بستم
که تو نمي‌توني ثابت کني که سگه رو ديدي

279
00:19:57,080 --> 00:20:00,960
آره ، اونايي که توي مهمونخونه بودن
گفتن مي‌توني

280
00:20:00,960 --> 00:20:03,400
پس بدون که شرط رو باختي رفيق -
راستي؟ -

281
00:20:03,400 --> 00:20:06,160
آره ، من ديدمش

282
00:20:06,160 --> 00:20:10,440
حدود يه ماه پيش نزديک دره ديدمش
مه غليظ بود و نمي‌شد درست تشخيص داد

283
00:20:10,440 --> 00:20:11,860
صحيح ، حتما هيچ شاهدي هم نبود

284
00:20:11,861 --> 00:20:13,351
...نه ولي -
معلومه که نبوده -

285
00:20:13,360 --> 00:20:16,400
وايسا بابا ، ايناهاش

286
00:20:16,400 --> 00:20:21,920
همش همين؟ اينکه دليل نميشه ، نه؟
ببخشيد جان ولي من بردم

287
00:20:21,920 --> 00:20:26,160
وايسا ، وايسا . همه‌ـش که اين نبود
ميدوني ، مردم دوست ندارن برن اونجا

288
00:20:26,160 --> 00:20:28,560
منظورم دره است

289
00:20:28,560 --> 00:20:31,840
بهشون يه حس بدي ميده

290
00:20:31,840 --> 00:20:35,120
واي ، نکنه اونجا تسخير شده است؟
حالا بايد قانع بشم؟

291
00:20:35,120 --> 00:20:37,720
نه بابا ، ديوونه نشو
منظورم اين نبود

292
00:20:37,720 --> 00:20:40,560
ولي فکر کنم يه چيزي اونجاست

293
00:20:40,560 --> 00:20:43,400
يه چيزي که از بَسکِرويل فرار کرده

294
00:20:43,400 --> 00:20:45,920
يه نمونه؟ يه اَبَر سگ؟ -
شايد -

295
00:20:45,920 --> 00:20:49,340
خدا ميدونه اين چند ساله چه چيزايي
داشتن توي آب و غذامون مي‌ريختن

296
00:20:49,340 --> 00:20:51,460
تا جايي که به من مربوطه نميشه به اونا اعتماد کرد

297
00:20:51,460 --> 00:20:52,820
همه توانت همين بود؟

298
00:20:57,080 --> 00:20:59,520
يه زماني يه رفيق داشتم که براي
وزارت دفاع کار مي‌کرد

299
00:20:59,520 --> 00:21:02,020
يه بار قرار بود بريم ماهيگيري
ولي اون نيومد

300
00:21:02,020 --> 00:21:04,040
تا دير وقت پيداش نشد

301
00:21:04,040 --> 00:21:07,720
وقتي اومد رنگش مثل
گچ سفيد شده بود

302
00:21:07,720 --> 00:21:10,640
هنوز قيافه‌اش جلوي چشممه

303
00:21:10,640 --> 00:21:14,480
مي‌گفت من امروز يه چيزايي ديدم فِلِچِر

304
00:21:14,480 --> 00:21:16,640
که ديگه دلم نمي‌خواد ببينم

305
00:21:16,640 --> 00:21:20,600
چيزاي وحشتناک

306
00:21:20,600 --> 00:21:24,560
الان منتقل شده به يه دژ نظامي سري
"احتمالاً به "پورتون داون

307
00:21:24,560 --> 00:21:26,920
شايدم به بَسکِرويل و يا هر جاي ديگه‌اي

308
00:21:26,920 --> 00:21:32,000
مي‌گفت توي آزمايشگاه‌هاي اونا
توي آزمايشگاه‌هاي مخفي‌ـشون

309
00:21:32,000 --> 00:21:35,840
چيزاي وحشتناکي ديده

310
00:21:37,440 --> 00:21:40,480
مي‌گفت موش‌ها به بزرگي سگ بودن

311
00:21:40,480 --> 00:21:44,960
و سگ‌ها به بزرگي اسب بودن

312
00:21:49,920 --> 00:21:52,280
50تاي منو رد کن بياد

313
00:22:36,560 --> 00:22:38,720
مجوز عبور لطفاً

314
00:22:41,160 --> 00:22:42,800
ممنونم

315
00:22:42,800 --> 00:22:45,320
تو مجوز ورود به بَسکِرويل رو داري؟

316
00:22:45,320 --> 00:22:46,720
از کجا آوردي؟

317
00:22:46,720 --> 00:22:49,940
فقط مال اينجا نيست
مال برادرمه

318
00:22:49,940 --> 00:22:54,520
باهاش همه جا ميشه رفت
محض احتياط اينو چند وقت پيش دست و پا کردم

319
00:22:57,800 --> 00:22:59,060
عاليه -
مگه چي شده؟ -

320
00:22:59,061 --> 00:23:00,351
گير ميفتيم -
نه ، نميفتيم -

321
00:23:00,360 --> 00:23:02,400
حداقل الان نه
يه پنج دقيقه‌اي طول مي‌کشه تا گير بيفتيم

322
00:23:02,400 --> 00:23:05,540
سلام ، ميشه ما يه دوري
توي دژ اسلحه‌سازي مخفي‌ـتون بزنيم؟

323
00:23:05,540 --> 00:23:09,480
جدي؟ خواهش مي‌کنم بفرماييد . کتري هم آبش جوش اومده
تازه اين در صورتيه که با تير ما رو نزنن

324
00:23:09,480 --> 00:23:11,640
بفرماييد آقاي هولمز -
خيلي ممنونم -

325
00:23:14,000 --> 00:23:17,800
مستقيم بريد جلو قربان -
<i>پس اسم ماي کرافت به خودي خود درها رو باز مي‌کنه -</i>

326
00:23:17,800 --> 00:23:21,520
<i>بهت که گفته بودم . دولت بريتانيا
نوک انگشت اون مي‌چرخه</i>

327
00:23:21,520 --> 00:23:25,440
<i>فکر کنم تا اينا بفهمن مشکلي هست
يه 20 دقيقه‌اي وقت داريم</i>

328
00:23:52,760 --> 00:23:55,640
چي شده؟ مشکلي هست؟ -
مشکلي هست قربان -

329
00:23:55,640 --> 00:23:57,640
بله قربان ، متأسفم قربان -
منتظر ما بوديد؟ -

330
00:23:57,640 --> 00:24:01,240
کارت شناسايي‌ـتون مستقيم به ما نشون داده شد آقاي هولمز
سرجوخه لايونز هستم از بخش حراست

331
00:24:01,440 --> 00:24:04,060
مشکلي پيش اومده قربان؟ -
اميدوارم اينطور نباشه سرجوخه . اميدوارم -

332
00:24:04,061 --> 00:24:06,061
آخه ما رو هيچ‌وقت بازرسي نمي‌کنن

333
00:24:07,060 --> 00:24:09,040
تا حالا اسم بازديد در محل رو نشنيدي؟

334
00:24:09,040 --> 00:24:13,080
سرهنگ جان واتسون از هنگ پنجم نورتهامبرلند -
قربان -

335
00:24:13,080 --> 00:24:16,360
سرگرد "بَري مور" خيلي ناراحت ميشن قربان
ايشون مي‌خوان هردوي شما رو ببينن

336
00:24:16,360 --> 00:24:18,960
فکر نکنم وقت داشته باشيم
بايد ما رو کامل اينجا بگردونيد

337
00:24:18,960 --> 00:24:22,600
زودباش ديگه . حرکت کن . اين يه دستوره سرجوخه -
بله قربان -

338
00:24:48,840 --> 00:24:51,520
دمت گرم -
خيلي وقت بود از درجه‌ام استفاده نکرده بودم -

339
00:24:51,520 --> 00:24:53,120
حالا حال ميده؟ -
چه‌جورم -

340
00:25:21,240 --> 00:25:24,600
چندتا حيوون اين پايين نگه ميداريد؟ -
خيلي زياد قربان -

341
00:25:24,600 --> 00:25:28,880
هيچ‌کدوم فرار هم کردن؟ -
براي فرار بايد از آسانسور استفاده کنن قربان -

342
00:25:28,880 --> 00:25:31,920
ما نژادهاي باهوش رو اينجا بزرگ نمي‌کنيم -
مگه اينکه باهوششون بکنيد -

343
00:25:31,920 --> 00:25:35,200
شما کي باشيد؟ -
مشکلي نيست دکتر فرانکلند -

344
00:25:35,200 --> 00:25:38,800
فقط دارم اطراف رو به اين آقايون نشون ميدم -
چه خوب ، چهره‌هاي جديد -

345
00:25:38,800 --> 00:25:42,000
مواظب باشيد اينجا گير نکنيد
من اومده بودم فقط يه قلاب رو درست کنم

346
00:25:44,040 --> 00:25:47,520
اون آسانسور تا کجا پايين ميره؟ -
خيلي پايين قربان -

347
00:25:48,520 --> 00:25:49,960
و اون پايين چي هست؟

348
00:25:49,960 --> 00:25:51,900
بايد خوارکي‌ها رو يه جايي انبار کنيم قربان

349
00:25:51,900 --> 00:25:53,800
از اينطرف آقايون

350
00:25:58,720 --> 00:26:01,360
خب ، شما واقعاً اينجا چي‌کار مي‌کنيد؟

351
00:26:01,360 --> 00:26:05,200
فکر مي‌کردم ميدونيد قربان
مگه براي بازرسي نيومديد؟

352
00:26:05,200 --> 00:26:06,880
خب ، من که کارشناس نيستم . مگه نه؟

353
00:26:06,880 --> 00:26:11,360
از تحقيق روي سلول‌هاي بنيادي گرفته تا
درمان براي سرماخوردگي قربان

354
00:26:11,360 --> 00:26:14,640
ولي بيشترشون تسليحاتي هستن ، نه؟ -
يه چندتايي‌ـشون هستن . بله قربان -

355
00:26:14,640 --> 00:26:17,800
بيولوژيکي شيميايي؟ -
اينا هم بخشي از جنگ هستن قربان -

356
00:26:17,800 --> 00:26:19,960
دشمن‌هاي جديدي داريم
بايد براشون آماده باشيم

357
00:26:29,040 --> 00:26:32,400
خب مايکل ، بعدش بيا روي
هارلو شماره 3 امتحانش کنيم

358
00:26:32,400 --> 00:26:34,400
دکتر استِيپِلتون؟ -
استِيپِلتون؟ -

359
00:26:34,400 --> 00:26:37,280
بله ، اينا کي هستن؟

360
00:26:37,280 --> 00:26:42,400
مافوق هستن خانم ، دستور از بالا دارن براي بازرسي -
واقعاً؟ -

361
00:26:42,400 --> 00:26:46,720
بايد با ما نهايت همکاري رو بکنيد دکتر استِيپِلتون
نقش شما در بَسکِرويل چيه؟

362
00:26:47,840 --> 00:26:51,720
اين جوابتون به نهايت همکاريه؟

363
00:26:51,720 --> 00:26:54,960
من اجازه ندارم اسرار رسمي رو فاش کنم

364
00:26:54,960 --> 00:26:58,920
چرا ، اجازه داريد و توصيه مي‌کنم حرف بزنيد

365
00:26:58,920 --> 00:27:02,280
من دستم توي خيلي کارا هست

366
00:27:02,280 --> 00:27:04,320
دوست دارم همه چيز رو باهم قاطي کنم

367
00:27:04,320 --> 00:27:06,960
ولي بيشتر ژنتيک
بعضي وقت‌ها هم واقعاً دست درست مي‌کنم

368
00:27:06,960 --> 00:27:10,400
استِيپِلتون ، ميدونستم اسمتون رو يه جايي شنيدم

369
00:27:10,400 --> 00:27:11,560
شک دارم

370
00:27:11,560 --> 00:27:14,040
مردم ميگن چيزي به اسم تصادف وجود نداره

371
00:27:14,040 --> 00:27:17,600
اون آدما چه زندگي کسل‌کننده‌اي دارن

372
00:27:20,800 --> 00:27:24,640
شما با دختر من حرف زديد؟ -
چرا بلوبِل بايد مي‌مرد دکتر استِيپِلتون؟ -

373
00:27:25,140 --> 00:27:26,080
همون خرگوشه؟

374
00:27:26,081 --> 00:27:28,081
خرگوشي که از توي قفسي که درش قفل بود
ناپديد شده بود . معني‌اش واضحه

375
00:27:28,082 --> 00:27:29,072
خرگوشه؟

376
00:27:29,080 --> 00:27:30,920
معلومه که کار خودي بوده -
تنهايي فکر کردي؟ -

377
00:27:30,920 --> 00:27:33,360
چرا؟ چون توي تاريکي برق ميزد؟

378
00:27:33,360 --> 00:27:36,760
من نميدونم از چي حرف ميزنيد
شما کي هستيد؟

379
00:27:40,240 --> 00:27:42,920
به اندازه کافي ديديم . خيلي ممنون -
همه‌اش همين؟ -

380
00:27:42,920 --> 00:27:45,200
همين بود . از اينطرف بايد بريم ، نه؟

381
00:27:45,200 --> 00:27:46,720
صبر کنيد

382
00:27:46,720 --> 00:27:50,560
ما بي‌اجازه اومديم توي يه دژ نظامي
که راجع‌به يه خرگوش تحقيق کنيم؟

383
00:27:54,400 --> 00:27:58,900
<font color="#808080">" سي.سي.وي.1 - اجازه تحقيق "
" پتانسيل نفوذ امنيتي سطح 5 "</font>

384
00:27:58,900 --> 00:28:05,900
<font color="#808080">" ضروري ، ضروري ، ضروري "
" مربوط به ماي کرافت هولمز "</font>

385
00:28:18,400 --> 00:28:20,400
<font color="#808080">" داري چي‌کار مي‌کني؟ "
" م "</font>

386
00:28:18,960 --> 00:28:22,480
23دقيقه شد . ما کرافت داره کند ميشه

387
00:28:30,840 --> 00:28:32,440
بازم سلام

388
00:28:38,600 --> 00:28:39,840
جناب سرگرد

389
00:28:39,840 --> 00:28:42,240
خيلي توهين‌آميزه
چرا به من چيزي نگفتيد؟

390
00:28:42,240 --> 00:28:45,880
شما سرگرد "بَري مور" هستيد ، درسته؟
خب ، چه خوب شد

391
00:28:45,880 --> 00:28:48,600
عاليه . ما تحت تأثير قرار گرفتيم
مگه نه آقاي هولمز؟

392
00:28:48,600 --> 00:28:49,740
اوه ، چه‌جورم

393
00:28:49,700 --> 00:28:51,600
<font color="#808080">" داري چي‌کار مي‌کني شرلوک؟ "
" م "</font>

394
00:28:49,741 --> 00:28:52,741
تمام انگيزه بَسکِرويل اينه که اين کاغذبازي‌هاي مسخره نباشن

395
00:28:52,742 --> 00:28:54,242
متأسفم سرگرد -
بازرسي؟ -

396
00:28:54,250 --> 00:28:58,140
نميشه که هميشه بدون نظارت ادامه بديد
خدا ميدونه ممکنه چه کارايي بکنيد

397
00:28:58,141 --> 00:28:59,141
قربان

398
00:29:00,880 --> 00:29:02,520
کارت شناسايي‌ـتون تأييد نشده قربان -
چي؟ -

399
00:29:02,521 --> 00:29:03,511
همين الان تماس گرفتن

400
00:29:03,520 --> 00:29:05,720
جدي ميگي؟ شما کي هستيد؟

401
00:29:05,720 --> 00:29:10,160
ببينيد ، حتماً يه اشتباهي شده

402
00:29:10,160 --> 00:29:12,680
مطمئناً اينطور نيست ماي کرافت هولمز

403
00:29:12,680 --> 00:29:16,120
اشکال کامپيوتري سرگرد ، اينم بايد بره توي گزارشمون -
اينجا چه خبره؟ -

404
00:29:16,120 --> 00:29:19,080
مشکلي نيست سرگرد
من ميدونم اين آقايون کي هستن

405
00:29:19,080 --> 00:29:21,340
ميدونيد؟ -
بله ، البته يه‌کم در تشخيص چهره کند شدم -

406
00:29:21,340 --> 00:29:25,280
ولي آقاي هولمز کسي نبودن که انتظار
ديدنشون رو در اينجا داشته باشم

407
00:29:25,280 --> 00:29:29,400
...خب ، راستش -
از ديدن دوباره‌ات خوشحالم ماي کرافت -

408
00:29:29,400 --> 00:29:35,800
من افتخار آشنايي با آقاي هولمز رو در کنفرانس سازمان
جهاني بهداشت در بروسل داشتم . درست ميگم؟

409
00:29:37,240 --> 00:29:40,520
نه ، وين -
وين ، درسته -

410
00:29:40,520 --> 00:29:45,560
ايشون آقاي ماي کرافت هولمز هستن سرگرد
حتماً يه اشتباهي شده

411
00:29:48,440 --> 00:29:51,960
به نفعتونه که همينطور باشه دکتر فرانکلند

412
00:29:51,960 --> 00:29:55,720
من بدرقه‌ـشون مي‌کنم سرجوخه -
بله قربان -

413
00:30:04,120 --> 00:30:04,900
ممنونم

414
00:30:04,900 --> 00:30:09,360
موضوع راجع‌به هنري نايت‌ـه ، مگه نه؟
حدس ميزدم

415
00:30:09,360 --> 00:30:14,880
ميدونستم کمک مي‌خواد
ولي فکر نمي‌کردم با شرلوک هولمز تماس بگيره

416
00:30:14,880 --> 00:30:18,720
نگران نباشيد . من ميدونم شما کي هستيد
هميشه دارم وبسايتتون رو مي‌خونم

417
00:30:18,720 --> 00:30:21,360
فکر مي‌کردم اون کلاهه سرتون باشه -
اون کلاه من نبود -

418
00:30:21,360 --> 00:30:24,040
بدون کلاه سخت ايشون رو به‌جا آوردم -
کلاه من نبود -

419
00:30:24,040 --> 00:30:27,240
بلاگ شما رو هم خيلي دوست دارم دکتر واتسون -
خيلي ممنون -

420
00:30:27,240 --> 00:30:30,200
اون صورتيه و اون عصاي آلومينيومي -
بله -

421
00:30:30,200 --> 00:30:33,720
شما هنري نايت رو مي‌شناسيد؟ -
خب ، پدرش رو بهتر مي‌شناسم -

422
00:30:33,720 --> 00:30:37,480
اون يه عالمه فرضيه ديوانه‌وار راجع‌به اينجا داشت

423
00:30:37,480 --> 00:30:40,560
ولي به‌هرحال دوست خيلي خوبي بود

424
00:30:40,560 --> 00:30:43,520
ببينيد ، الان نمي‌تونم چيزي بگم

425
00:30:43,520 --> 00:30:45,760
اين شماره همراه منه

426
00:30:45,760 --> 00:30:49,200
اگه کمکي از دستم براي هنري
برميومد بهم زنگ بزنيد

427
00:30:49,200 --> 00:30:52,360
من نپرسيدم دکتر فرانکلند که
کار اصلي شما اينجا چيه؟

428
00:30:52,360 --> 00:30:55,320
آقاي هولمز ، خيلي دلم مي‌خواست بهتون بگم

429
00:30:55,320 --> 00:30:57,780
ولي بعدش مجبورم شما رو بکشم

430
00:30:57,780 --> 00:31:03,120
اين فکرتون خيلي بلندپروازانه است
راجع‌به دکتر استِيپِلتون بهم بگيد

431
00:31:03,120 --> 00:31:05,240
من هيچ‌وقت پشت سر همکارام حرف نميزنم

432
00:31:05,240 --> 00:31:08,640
ولي اگه قرار باشه خوب ازش بگيد که ديگه غيبت نميشه

433
00:31:08,640 --> 00:31:10,840
درسته . حق با شماست

434
00:31:10,840 --> 00:31:12,440
تماس مي‌گيرم -
منتظرم -

435
00:31:15,400 --> 00:31:17,400
خب؟ -
خب؟ -

436
00:31:17,400 --> 00:31:19,440
موضوع اون خرگوشه چي بود؟

437
00:31:19,440 --> 00:31:23,280
آه ، تو رو خدا ميشه ديگه اين‌کار رو نکني؟

438
00:31:23,280 --> 00:31:28,280
چه کاري؟ -
با اون قيافه‌ات اداهاي مرموز ميايي -

439
00:31:28,280 --> 00:31:31,400
و يقه‌هاي کتت رو ميزني بالا تا باحال‌تر بشي

440
00:31:31,400 --> 00:31:33,480
من اين‌کار رو نکردم -
چرا ، کردي -

441
00:31:48,000 --> 00:31:53,120
خب ، موضوع اون ايميل از کِرستي و
اون خرگوش شبرنگ گمشده چي بود؟

442
00:31:53,120 --> 00:31:57,240
کِرستي استِيپِلتوني که مادر متخصص
در دستکاري‌هاي ژنتيکيه

443
00:31:57,240 --> 00:32:00,840
اون يه کاري کرده که خرگوش
دخترش توي شب برق بزنه؟

444
00:32:00,840 --> 00:32:03,280
حتماً از يه ژن شب‌تابي استفاده کرده

445
00:32:03,280 --> 00:32:06,680
جداش کرده و وارد يه گونه ديگه کرده
اين روزا اين‌کارا خيلي آسون هستن

446
00:32:07,180 --> 00:32:08,280
پس؟

447
00:32:09,780 --> 00:32:14,800
پس حالا ما ميدونيم که دکتر استِيپِلتون آزمايش‌هاي
ژنتيکي مخفيانه روي حيوانات انجام ميده

448
00:32:14,800 --> 00:32:18,920
سوال اينه که آيا اون روي چيزي خطرناک‌تر
از خرگوش هم کار کرده يا نه

449
00:32:21,400 --> 00:32:24,120
البته اين حوزه خيلي وسيع‌تر اونه که فکر مي‌کني

450
00:32:40,880 --> 00:32:42,500
سلام -
سلام -

451
00:32:42,500 --> 00:32:43,840
بفرماييد داخل

452
00:32:52,240 --> 00:32:53,680
...ببينم

453
00:32:54,800 --> 00:32:57,920
تو پولداري؟

454
00:32:57,920 --> 00:32:59,360
آره -
ايول -

455
00:33:08,120 --> 00:33:13,360
مرتب 2تا کلمه رو مي‌بينم

456
00:33:13,360 --> 00:33:15,200
ليبرتي

457
00:33:15,200 --> 00:33:19,360
ليبرتي؟ -
...ليبرتي و -

458
00:33:20,760 --> 00:33:22,600
درون

459
00:33:23,920 --> 00:33:25,440
همه‌ـش همين

460
00:33:25,440 --> 00:33:27,800
بازم ميل داريد؟

461
00:33:30,800 --> 00:33:35,720
براي تو معني خاصي داره؟ -
يه ضرب المثل نيست که ميگه ليبرتي در مرگه؟ -
يعني آزادي حقيقي

462
00:33:42,240 --> 00:33:43,980
خب ، حالا چي‌کار مي‌کنيم؟

463
00:33:43,980 --> 00:33:46,560
شرلوک يه نقشه داره ظاهراً -
اوه ، بله -

464
00:33:46,560 --> 00:33:49,960
خب؟ -
ما مي‌بريمت به همون دشت -

465
00:33:49,960 --> 00:33:50,700
خب

466
00:33:50,701 --> 00:33:52,591
بعد مي‌بينيم چيزي بهت حمله مي‌کنه يا نه -
چي؟ -

467
00:33:52,600 --> 00:33:55,400
اينطوري همه چيز رو ميشه -
توي تاريکي شب؟ -

468
00:33:55,400 --> 00:33:59,940
مي‌خوايد من توي تاريکي شب برم اون بيرون؟ -
اين نقشه توئه؟ عاليه -

469
00:33:59,940 --> 00:34:01,500
تو فکر بهتري داري؟ -
اين نقشه نيست -

470
00:34:01,500 --> 00:34:05,960
اگه يه هيولا اون بيرون باشه جان فقط يه کار بايد کرد
بايد فهميد کجا زندگي مي‌کنه

471
00:35:12,000 --> 00:35:14,400
شرلوک

472
00:35:39,160 --> 00:35:42,560
U , M , Q , R , A
يومکرا؟

473
00:35:47,920 --> 00:35:50,120
شرلوک

474
00:35:58,520 --> 00:36:01,560
شرلوک

475
00:36:01,560 --> 00:36:02,960
شرلوک؟

476
00:36:03,960 --> 00:36:06,600
يکي از دوستانت رو ديدم -
چي؟ -

477
00:36:06,600 --> 00:36:08,240
دکتر فرانکلند

478
00:36:08,240 --> 00:36:11,720
آهان ، باب رو ميگي . آره

479
00:36:11,720 --> 00:36:14,360
ظاهراً خيلي نگرانته

480
00:36:14,360 --> 00:36:16,000
آره ، خدا خيرش بده . خيلي به فکر منه

481
00:36:16,000 --> 00:36:20,160
از وقتي برگشتم خيلي بهم لطف داشته

482
00:36:20,160 --> 00:36:23,320
پدرت رو مي‌شناخت؟ -
آره -

483
00:36:23,320 --> 00:36:27,080
ولي اون که توي بَسکِرويل کار مي‌کنه
بابات با اين موضوع مشکلي نداشت؟

484
00:36:27,080 --> 00:36:30,800
خب ، دوست‌ها به‌هرحال دوستن ديگه . مگه نه؟
مثل خودت و جان

485
00:36:30,800 --> 00:36:32,600
مگه ما چطوري هستيم؟

486
00:36:32,600 --> 00:36:37,960
...خب ، منظورم اينه که اون يه آدم روراسته و تو

487
00:36:37,960 --> 00:36:42,520
بابام و عمو باب هم قرار گذاشته بودن
راجع‌به کار حرفي نزنن

488
00:36:45,240 --> 00:36:47,000
دره ابليس

489
00:36:53,720 --> 00:36:55,360
شرلوک

490
00:38:28,000 --> 00:38:31,280
واي خداي من ، خداي من
واي خداي من ، خداي من

491
00:38:31,280 --> 00:38:33,080
تو هم ديديش؟

492
00:38:48,160 --> 00:38:50,760
شما هم شنيديد؟ -
ما ديديمش . خودمون ديديمش -

493
00:38:50,760 --> 00:38:53,520
نه ، من هيچي نديدم

494
00:38:54,800 --> 00:38:57,120
چي؟ چي داري ميگي؟

495
00:38:57,120 --> 00:39:00,480
من هيچي نديدم

496
00:39:05,200 --> 00:39:07,580
اون بايد ديده باشدش

497
00:39:07,580 --> 00:39:11,680
اگه من ديدمش . اونم بايد ديده باشدش
بايد ديده باشه

498
00:39:11,680 --> 00:39:15,760
چرا؟ چرا؟ چرا اينو گفت؟

499
00:39:15,760 --> 00:39:18,400
همونجا بود ، همونجا

500
00:39:18,400 --> 00:39:21,640
هنري ، هنري...ازت مي‌خوام بشيني
و لطفاً سعي کن آروم باشي

501
00:39:21,640 --> 00:39:25,480
من خوبم . حالم خوبه -
مي‌خوام بهت يه دارو بدم که به خوابيدنت کمک کنه ، باشه؟ -

502
00:39:25,480 --> 00:39:27,760
اين خبر خوبيه جان

503
00:39:27,760 --> 00:39:31,560
خيلي...خيلي خبر خوبيه

504
00:39:31,560 --> 00:39:34,280
من ديوونه نيستم

505
00:39:34,280 --> 00:39:38,640
يه سگ شکاري اونجاست
واقعاً هست

506
00:39:38,640 --> 00:39:44,360
و شرلوک هم اونو ديده
مهم نيست چي بگه . اونم سگه رو ديد

507
00:39:55,600 --> 00:39:58,960
خب ، الان اوضاعش خيلي بده
بدجوري زده به سرش

508
00:39:58,960 --> 00:40:03,880
واقعاً معتقده يه سگ بزرگ خطرناک
توي دشت پرسه ميزنه

509
00:40:03,880 --> 00:40:05,760
ولي اون وجود نداره ، مگه نه؟

510
00:40:05,760 --> 00:40:08,600
اگه آدما مي‌تونستن يه سگ بزرگ بسازن
خب ، ما هم خبردار مي‌شديم

511
00:40:08,600 --> 00:40:11,920
حتماً مي‌فروختنش
هميشه اينجور کارها اينطوري هستن

512
00:40:11,920 --> 00:40:16,280
گوش کن ، توي دشت ديدم يکي داشت
با الفباي مورس پيغام مي‌فرستاد

513
00:40:16,280 --> 00:40:19,560
حدس ميزنم الفباي مورس بوده باشه
چون همه‌ـش خيلي بي‌معني بود

514
00:40:20,960 --> 00:40:25,840
U , M , Q , R , A
براي تو معني خاصي ندارن؟

515
00:40:27,240 --> 00:40:29,440
خيلي خب ، بگو ببينم چي شده؟

516
00:40:29,440 --> 00:40:33,200
ميدونيم ردپا وجود داره
چون هنري پيداشون کرده

517
00:40:33,200 --> 00:40:35,640
و همينطور هم اون يارو تور ليدره

518
00:40:35,640 --> 00:40:37,200
همه‌مون يه صدايي شنيديم

519
00:40:42,640 --> 00:40:45,520
شايد فقط بايد بگرديم دنبال يکي که يه سگ گنده داره

520
00:40:45,520 --> 00:40:47,560
هنري راست ميگه -
چي؟ -

521
00:40:49,000 --> 00:40:51,840
منم ديدمش

522
00:40:51,840 --> 00:40:55,040
چي؟ -
منم اونو ديدم جان -

523
00:40:55,040 --> 00:40:57,800
وايسا...وايسا ببينم ، تو چي ديدي؟

524
00:40:57,800 --> 00:41:00,560
يه سگ شکاري رو لب اون دره ديدم

525
00:41:02,160 --> 00:41:04,920
يه سگ شکاري عظيم

526
00:41:08,440 --> 00:41:14,400
ببين شرلوک ، بهتره که منطقي باشيم

527
00:41:14,400 --> 00:41:20,680
آخه تو يکي که نمي‌توني بگي

528
00:41:20,680 --> 00:41:24,160
بيا به چيزايي که ميدونيم رجوع کنيم ، باشه؟
به حقايق

529
00:41:24,160 --> 00:41:29,180
وقتي غير ممکن رو از احتمالاتت حذف کني
هر چي که بمونه حتي غيرمنطقي بايد حقيقت داشته باشه

530
00:41:29,680 --> 00:41:31,440
اين معنيش چيه؟

531
00:41:37,480 --> 00:41:40,240
به من نگاه کن ، من ترسيدم جان

532
00:41:40,240 --> 00:41:43,000
ترسيدم

533
00:41:43,000 --> 00:41:44,240
شرلوک

534
00:41:44,240 --> 00:41:48,720
هميشه مي‌تونستم خودم رو بيخيال نشون بدم

535
00:41:48,720 --> 00:41:52,520
خودم رو از احساسات جدا کنم

536
00:41:52,520 --> 00:41:56,200
ولي ببين ، بدنم داره بهم خيانت مي‌کنه

537
00:41:56,200 --> 00:41:58,040
جالبه . آره ، منم احساس دارم

538
00:41:58,040 --> 00:42:00,880
مثل لنزي که غبار گرفته
مثل کرمي که توش مگس باشه

539
00:42:00,880 --> 00:42:06,200
باشه آقاي اسپاک ، يه‌کم آروم بگير

540
00:42:06,200 --> 00:42:10,040
اين اواخر خيلي کار کردي
و خودت هم ميدوني

541
00:42:10,040 --> 00:42:13,280
فکر کنم فقط اونجا که رفتيم
خودت رو زيادي خسته کردي

542
00:42:13,280 --> 00:42:14,800
خسته؟

543
00:42:14,800 --> 00:42:16,120
اونجا تاريک بود و وحشتناک

544
00:42:16,120 --> 00:42:19,240
من؟ من هيچيم نيست

545
00:42:29,880 --> 00:42:30,720
شرلوک

546
00:42:34,200 --> 00:42:38,240
شرلوک -
من هيچيم نيست ، فهميدي؟ -

547
00:42:41,080 --> 00:42:43,920
مي‌خواي بهت ثابت کنم حالم خوبه؟

548
00:42:45,000 --> 00:42:49,560
ما بايد دنبال يه سگ گنده بگرديم ، آره؟
ايده بي‌نظيرت اينه که اون يه سگ گنده است؟

549
00:42:49,560 --> 00:42:52,120
از کجا شروع کنيم؟
اونا چطورن؟

550
00:42:52,120 --> 00:42:55,320
يه بيوه احساساتي و پسرش که يه ماهيگير بيکاره

551
00:42:55,320 --> 00:42:56,540
جوابت بله است -
بله؟ -

552
00:42:56,541 --> 00:42:59,031
اون يه سگ تِه‌رير نژاد غربي داره که اسمش ويسکيه
ولي اوني نيست که دنبالش مي‌گرديم

553
00:42:59,040 --> 00:43:03,400
شرلوک ، تو رو خدا بس کن -
پليورش رو ببين ، نوي نوئه . خيلي هم توش ناراحته -

554
00:43:03,400 --> 00:43:07,030
شايد به‌خاطر جنسش باشه ولي طرح‌هاي
مسخره روش نشون ميدن يه هديه کريسمسه

555
00:43:07,030 --> 00:43:09,800
مي‌خواد به چشم مادرش خوشايند بياد . چرا؟
لابد مشکل مالي داره

556
00:43:09,800 --> 00:43:12,030
براي مادرش يه غذاي مفصل گرفته ولي
غذاي خودش خيلي حقيرانه است

557
00:43:12,030 --> 00:43:15,060
مي‌خواد تحت تأثير قرارش بده
ولي مجبوره براي غذاي خودش اقتصادي برخورد کنه

558
00:43:15,061 --> 00:43:16,251
خب ، شايد گرسنه نيست

559
00:43:16,260 --> 00:43:18,460
نه ، بشقابش کوچيکه
مال پيش غذاست

560
00:43:18,461 --> 00:43:20,951
اون حتي ته بشقابش رو هم ليس زده
دسر زنه هنوز تموم هم نشده

561
00:43:20,960 --> 00:43:23,360
اگه پولو قرار بود زنه بده
اون هر چقدر دلش مي‌خواست سفارش داده بود

562
00:43:23,360 --> 00:43:26,300
اون گرسنه است و از روي کفش‌ها
و آستينش اين موضوع مشخصه

563
00:43:26,300 --> 00:43:28,780
فقط يه مادر مي‌تونسته
يه همچين هديه کريسمسي بهش بده

564
00:43:28,780 --> 00:43:31,060
ممکنه خاله يا خواهر بزرگترش هم باشه
ولي بيشتر به نظر مياد مادرشه

565
00:43:31,060 --> 00:43:34,860
اون يه ماهيگير بوده
چون از زخم‌هاي دستش مشخصه قلاب دستش بوده

566
00:43:34,860 --> 00:43:37,500
زخم‌هاش قديمي هستن
و اين يعني خيلي وقته که بيکاره

567
00:43:37,500 --> 00:43:40,780
اينجا که صنعت چنداني نداره
پس اون رو انداخته به مادر بيوه‌اش . بيوه؟

568
00:43:40,780 --> 00:43:44,200
بله ديگه ، حلقه ازدواج يه مرد توي زنجير دور گردنشه
معلومه که مال شوهرشه که تازه مرده

569
00:43:44,200 --> 00:43:47,560
و براي انگشتاي خودش زيادي بزرگه
لباس‌هاش تر و تميزه ولي جواهراتش ارزون قيمتن

570
00:43:47,660 --> 00:43:50,100
از پس خريد بهترش هم برميومده
ولي همينا رو نگه داشته که براش جنبه احساسي داشتن

571
00:43:50,100 --> 00:43:53,300
سگم داره؟ خب ، آره . موهاي ريز روي پاش هستن
ولي از زانوش بالاتر مويي نيست

572
00:43:53,300 --> 00:43:56,280
يعني سگش کوچولوئه
احتمالاً از نژاد تِه‌رير

573
00:43:56,280 --> 00:43:59,060
يه تِه‌رير از نژاد غربيه به اسم ويسکي
اينو از کجا ميدوني شرلوک؟

574
00:43:59,060 --> 00:44:02,940
چون اونم توي قطار ما بود و شنيدم که
اسم سگش رو داشت مي‌گفت . به اين ميگن گوش دادن

575
00:44:02,940 --> 00:44:05,700
حالا ديدي که من از حواسم خوب استفاده مي‌کنم
برعکس بقيه مردم پس مي‌بيني که حالم خوبه

576
00:44:05,700 --> 00:44:09,040
در واقع هيچ‌وقت به اين خوبي نبودم
پس فقط منو بيخيال شو

577
00:44:10,680 --> 00:44:12,560
خيلي خب ، باشه

578
00:44:13,720 --> 00:44:15,520
باشه

579
00:44:17,200 --> 00:44:21,120
اصلاً چرا بايد به حرف من گوش کني؟ -
من فقط يکي از دوستانتم
من هيچ دوستي ندارم -

580
00:44:21,120 --> 00:44:22,600
نه

581
00:44:24,280 --> 00:44:25,720
موندم چرا

582
00:45:47,140 --> 00:45:50,040
واي خداي من

583
00:46:01,300 --> 00:46:04,000
<font color="#808080">" روانشناس هنري الان توي مهمونخونه کراس‌کيز هست "
" ش "</font>

584
00:46:05,160 --> 00:46:06,600
خب که چي؟

585
00:46:07,600 --> 00:46:10,300
<font color="#808080">" ازش بازجويي مي‌کني؟ "</font>

586
00:46:11,200 --> 00:46:12,600
<font color="#808080">" چرا بايد اين‌کار رو بکنم؟ "</font>

587
00:46:13,400 --> 00:46:15,200
<font color="#808080">" در حال دانلود عکس "</font>

588
00:46:21,960 --> 00:46:24,720
تو خيلي بدجنسي

589
00:47:58,600 --> 00:48:01,000
<i>اين بي‌انصافيه</i>

590
00:48:03,200 --> 00:48:07,120
بازم نوشيدني مي‌خوايد دکتر؟ -
مي‌خوايد منو مست کنيد دکتر؟ -

591
00:48:07,120 --> 00:48:09,220
اصلاً فکرش رو هم نکردم

592
00:48:09,220 --> 00:48:13,740
چون تا چند دقيقه پيش فکر کردم -
مي‌خواي منو به حرف بگيري
اوه ، کجا رو اشتباه رفتم؟ -

593
00:48:13,740 --> 00:48:17,620
موقعي که ازم راجع‌به مريض‌هام سوال کردي -
خب ، من يکي از دوستان قديمي هنري هستم -

594
00:48:17,620 --> 00:48:20,460
بله و اونم يکي از مريضاي منه
براي همين نمي‌تونم ازش چيزي بگم

595
00:48:20,460 --> 00:48:23,460
با اينحال اون راجع‌به تمام
دوستان قديمي‌ـش گفته

596
00:48:23,760 --> 00:48:26,400
تو کدومشون هستي؟ -
يه دوست تازه -

597
00:48:27,880 --> 00:48:31,080
خب ، راجع‌به پدرش چي؟
اون که از مريضات نبوده

598
00:48:31,080 --> 00:48:34,160
يکي از اون ديوونه‌هايي نبود
که توهم توطئه داشتن؟

599
00:48:34,160 --> 00:48:37,200
فقط وقتي در اشتباه باشي دچار توهمي -
و اون در اشتباه بود؟ -

600
00:48:37,200 --> 00:48:40,640
من اينطور فکر مي‌کنم -
اون همه فکر و ذکرش بَسکِرويل بود ، مگه نه؟ -

601
00:48:40,640 --> 00:48:42,580
منظورم به کاريه که اونجا مي‌کردن

602
00:48:42,580 --> 00:48:46,320
ممکن نيست که هنري هم همون راه رو رفته
باشه و اين سگ شکاري توهمش باشه؟

603
00:48:46,320 --> 00:48:48,440
چرا فکر کردي در اين مورد حرف ميزنم؟

604
00:48:48,440 --> 00:48:53,040
چون فکر مي‌کنم تو هم نگرانشي
و چون منم يه دکترم

605
00:48:53,040 --> 00:48:58,640
و چون يه دوستي دارم که ظاهراً
دچار همين مشکل شده

606
00:49:06,800 --> 00:49:08,340
دکتر واتسون

607
00:49:08,341 --> 00:49:09,831
سلام -
سلام -

608
00:49:09,840 --> 00:49:13,200
تحقيقات چطور پيش ميره؟ -
گفتم سلام -

609
00:49:13,200 --> 00:49:14,600
کدوم تحقيقات؟

610
00:49:14,600 --> 00:49:17,800
نميدونستي؟ مگه تو بلاگش رو نمي‌خوني؟
شرلوک هولمز رو ميگم

611
00:49:17,800 --> 00:49:19,840
شرلوک چي؟

612
00:49:19,840 --> 00:49:22,040
کاراگاه خصوصي‌ـه ، اينم دستيار شخصيشه

613
00:49:22,040 --> 00:49:23,120
دستيار شخصي؟

614
00:49:23,121 --> 00:49:25,111
خب ، دستيار و هم‌خونه‌اش -
چه عالي -

615
00:49:25,120 --> 00:49:28,660
هم‌خونه؟ -
ايشون دکتر مورتيمر هستن ، روانشناس هنري -

616
00:49:28,660 --> 00:49:32,140
سلام ، باب فرانکلند هستم

617
00:49:32,140 --> 00:49:36,060
ببين ، به شرلوک بگو
من حواسم به استِيپِلتون هست

618
00:49:36,060 --> 00:49:39,260
هر وقت خواست بياد يه گپي باهم بزنيم -
بسيارخب -

619
00:49:44,240 --> 00:49:48,680
چرا براي اون نوشيدني نميخري؟
فکر کنم ازت خوشش اومده

620
00:50:09,480 --> 00:50:12,040
صبح بخير ، حالت چطوره؟

621
00:50:12,040 --> 00:50:13,880
...من

622
00:50:13,880 --> 00:50:16,120
من ديشب خيلي خوب نخوابيدم -
چه بد شد -

623
00:50:16,120 --> 00:50:18,800
مي‌خواي يه‌کم قهوه درست کنم؟
اوه ، اينجا رو نگاه . سقفت نم داره

624
00:50:40,640 --> 00:50:42,840
...گوش کن ، ديشب

625
00:50:46,160 --> 00:50:48,440
چرا گفتي چيزي نديدي؟

626
00:50:48,440 --> 00:50:51,640
يعني من اون سگ شکاري رو -
...يه دقيقه بيشتر نديدم ولي
سگ شکاري؟ -

627
00:50:51,640 --> 00:50:55,520
چي؟ -
چرا بهش ميگي سگ شکاري؟ چرا يه سگ شکاري‌ـه؟ -

628
00:50:55,520 --> 00:50:57,560
چرا؟ منظورت چيه؟ -
عجيبه ، مگه نه؟ -

629
00:50:57,560 --> 00:50:59,760
کلمه غير مصطلح و عجيبيه

630
00:50:59,760 --> 00:51:04,040
براي همينم من پرونده رو پذيرفتم
"آقاي هولمز ، اونا ردپاهاي يه سگ شکاري عظيم بودن"

631
00:51:04,040 --> 00:51:06,080
چرا ميگي سگ شکاري؟

632
00:51:06,080 --> 00:51:07,320
...نميدونم . هيچ‌وقت بهش فکر

633
00:51:07,320 --> 00:51:09,720
راستش رو بخواي بهتره قهوه نخورم

634
00:51:38,880 --> 00:51:41,440
اون الفباي مورس که مي‌گفتي به جايي رسيد؟

635
00:51:41,440 --> 00:51:42,720
نه

636
00:51:42,720 --> 00:51:46,880
U , M , Q , R , A
همين بود؟ يومکرا؟

637
00:51:46,880 --> 00:51:48,960
چيزي نبود -
يوم کرا -

638
00:51:48,960 --> 00:51:51,960
ببين ، بيخيال شو
فکر مي‌کردم چيز مهميه ولي نبود

639
00:51:51,960 --> 00:51:53,640
مطمئني؟ -
آره -

640
00:51:53,640 --> 00:51:56,760
لوئيز مورتيمر چي؟ با اون به جايي رسيدي؟ -
نه -

641
00:51:56,760 --> 00:51:59,680
چه بد ، اطلاعاتي هم ازش درآوردي؟

642
00:51:59,680 --> 00:52:01,440
حالا گلوله نمک شدي؟

643
00:52:01,440 --> 00:52:04,400
فکر کردم شايد يه‌کم از اين عنقي درمون بياره

644
00:52:04,400 --> 00:52:07,920
بانمک بودن بهت نمياد
همونطوري عنق بموني بهتره

645
00:52:07,920 --> 00:52:09,800
جان -
مشکلي نيست -

646
00:52:09,800 --> 00:52:13,500
ببين ، ديشب يه بلايي سرم اومد
چيزي بود که قبلاً تجربه نکرده بودم

647
00:52:13,500 --> 00:52:18,380
آره ، خودتم گفتي ترس بود . شرلوک هولمز ترسيده بود -
نه ، نه ، نه . از اين چيزا فراتر بود جان . ترديد بود -

648
00:52:18,380 --> 00:52:20,020
من ترديد رو حس کردم

649
00:52:20,520 --> 00:52:24,840
هميشه مي‌تونستم به حواس خودم اعتماد کنم
به چيزي که با چشم خودم مي‌ديدم تا همين ديشب

650
00:52:24,840 --> 00:52:29,500
تو که نمي‌توني باور کني که يه هيولاي واقعي ديدي؟ -
نه ، نمي‌تونم باور کنم -

651
00:52:29,500 --> 00:52:33,400
ولي ديدمش . سوال اينه که چطور؟ چطور؟

652
00:52:34,840 --> 00:52:36,240
آره

653
00:52:36,240 --> 00:52:38,120
خيلي خب ، باشه

654
00:52:38,120 --> 00:52:42,080
پس به يه جايي داري ميرسي
موفق باشي

655
00:52:44,000 --> 00:52:47,600
گوش کن ، اون حرفي رو که زدم جدي گفتم

656
00:52:47,600 --> 00:52:50,280
من دوستاي زيادي ندارم

657
00:52:50,280 --> 00:52:51,480
فقط يه دوست دارم

658
00:52:56,360 --> 00:52:57,760
صحيح

659
00:53:00,440 --> 00:53:01,520
جان

660
00:53:02,680 --> 00:53:05,960
جان ، تو فوق‌العاده‌اي
تو محشري

661
00:53:05,960 --> 00:53:08,320
خيلي خب ، باشه
حالا نمي‌خواد پياز داغش رو زياد کني

662
00:53:08,320 --> 00:53:12,140
ممکنه درخشان‌ترين آدم نباشي
ولي به عنوان منعکس‌کننده نور کارِت عاليه

663
00:53:12,141 --> 00:53:13,431
ايول ، چي گفتي؟

664
00:53:13,440 --> 00:53:16,320
بعضي از آدما که نابغه نيستن
مي‌تونن نبوغ رو در ديگران بيدار کنن

665
00:53:16,321 --> 00:53:19,311
فکر کنم يه دقيقه پيش داشتي معذرت مي‌خواستي
حالا خرابش نکن

666
00:53:19,320 --> 00:53:21,440
حالا چي‌کار کردم که انقدر بيدار کننده بوده؟

667
00:53:22,600 --> 00:53:24,100
<font color="#808080">" سگ شکاري "</font>

668
00:53:22,960 --> 00:53:24,120
خب؟

669
00:53:24,120 --> 00:53:27,880
اگه يه کلمه نباشه چي؟
اگه حروف جدا از هم باشن چي؟

670
00:53:27,880 --> 00:53:29,720
فکر مي‌کني مخفف چيزيه؟

671
00:53:29,720 --> 00:53:31,600
...اصلاً نميدونم ولي

672
00:53:34,080 --> 00:53:37,040
تو اينجا چه غلطي مي‌کني؟ -
سلام من هم بر شما -

673
00:53:37,040 --> 00:53:40,080
اومدم تعطيلات . باورت ميشه؟ -
نه ، نميشه -

674
00:53:40,080 --> 00:53:41,480
سلام جان -
سلام گِرِگ -

675
00:53:41,480 --> 00:53:43,720
شنيدم اينطرفا هستيد
داريد چي‌کار مي‌کنيد؟

676
00:53:43,720 --> 00:53:46,880
شما هم مثل تلويزيون دنبال
همون سگ شکاري جهنمي هستيد؟

677
00:53:46,880 --> 00:53:51,440
من منتظرم برام بگي که چرا اينجايي سربازرس -
گفتم که اومدم تعطيلات -

678
00:53:51,440 --> 00:53:56,000
صورتت قهوه‌اي شده -
معلومه که تازه از تعطيلات برگشتي
خب ، دلم خواست بازم برم تعطيلات -

679
00:53:56,000 --> 00:53:58,060
اين کار ماي کرافته ، مگه نه؟ -
نه بابا -

680
00:53:58,061 --> 00:53:59,051
معلومه که هست

681
00:53:59,060 --> 00:54:04,240
تا اسم بَسکِرويل اومد وسط
اونم جاسوس منو با اسم مستعار انداخت دنبالم

682
00:54:04,240 --> 00:54:07,520
واسه همين اسم خودت رو گذاشتي گِرِگ؟ -
اسمش همينه -

683
00:54:07,520 --> 00:54:10,560
جدي ميگي؟ -
آره ولي واسه تو که مهم نبود که بدوني -

684
00:54:10,560 --> 00:54:12,000
ببين ، من مواظب تو نيستم

685
00:54:12,000 --> 00:54:14,600
و هيچ‌وقت کارايي رو که برادرت ميگه نمي‌کنم

686
00:54:14,600 --> 00:54:17,880
راستش ممکنه خيلي هم بتوني کمکمون کني -
چرا؟ -

687
00:54:17,880 --> 00:54:19,820
خب ، منم که بيکار نبودم شرلوک

688
00:54:19,820 --> 00:54:23,000
فکر کنم يه چيزي پيدا کردم
ايناهاش

689
00:54:23,000 --> 00:54:24,580
نميدونستم ربطي داره يا نه

690
00:54:24,580 --> 00:54:29,000
ولي کم‌کم به نظر جالب اومد . اين مقدار گوشت
براي يه رستوران غذاهاي گياهي زياد نيست؟

691
00:54:29,000 --> 00:54:29,660
عاليه

692
00:54:29,660 --> 00:54:35,280
يه سربازرس پليس ترسناک اسکاتلنديارد که مي‌تونه
مردم رو احضار کنه ممکنه به دردمون بخوره

693
00:54:36,280 --> 00:54:37,520
مغازه‌دار

694
00:54:52,640 --> 00:54:53,800
اين چيه؟

695
00:54:53,800 --> 00:54:56,240
برات قهوه درست کردم -
تو هيچ‌وقت قهوه درست نمي‌کني -

696
00:54:56,240 --> 00:54:59,280
دوست نداري بخوري؟ -
مجبور نيستي همه‌ـش عذرخواهي کني -

697
00:55:00,920 --> 00:55:02,160
ممنونم

698
00:55:08,400 --> 00:55:10,080
من که شکر نمي‌خورم

699
00:55:14,140 --> 00:55:17,440
اين سوابق به حدود دو ماه پيش برميگردن

700
00:55:17,440 --> 00:55:19,160
خوشمزه بود . خوب بود

701
00:55:19,160 --> 00:55:22,200
اين ايده بعد از پخش برنامه
تلويزيون به ذهنتون رسيد؟

702
00:55:22,200 --> 00:55:25,080
من بودم . کار من بود

703
00:55:25,080 --> 00:55:27,820
ببخش گري ، دست خودم نبود

704
00:55:27,820 --> 00:55:31,240
من توي عروسي "کَل" يه ساندويچ بِيکِن خوردم
و ديگه نتونستم جلوي خودم رو بگيرم

705
00:55:31,241 --> 00:55:32,031
تو گفتي و منم باور کردم

706
00:55:32,040 --> 00:55:37,440
فقط مي‌خواستيم به همه چيز
يه‌کمي رونق بديم ، ميدوني که؟

707
00:55:37,440 --> 00:55:41,160
يه سگ گنده که توي دشت پرسه ميزد
يه موقعيت بادآورده بود

708
00:55:41,160 --> 00:55:43,920
مثل اين بود که ما هم يه
هيولاي "لاک نِس" داشته باشيم

709
00:55:43,920 --> 00:55:48,000
کجا نگهش ميداشتيد؟ -
توي يه معدن قديمي ، خيلي از اينجا دور نيست -

710
00:55:48,000 --> 00:55:51,120
اونجا جاش امن بود -
بود؟ -

711
00:55:51,120 --> 00:55:54,720
نمي‌تونستيم کنترلش بکنيم
خيلي وحشي بود

712
00:55:55,760 --> 00:55:57,760
بعد حدود يه ماه پيش

713
00:55:57,760 --> 00:56:02,960
...بيلي بردش پيش دامپزشک و خب

714
00:56:02,960 --> 00:56:04,040
مرده؟

715
00:56:05,280 --> 00:56:06,480
کشتيمش

716
00:56:06,480 --> 00:56:09,000
آره ، چاره ديگه‌اي نبود

717
00:56:09,000 --> 00:56:10,760
ديگه تموم شده

718
00:56:10,760 --> 00:56:12,920
ميدونيد ، فقط يه شوخي بود

719
00:56:12,920 --> 00:56:14,440
آره ، چه بانمک

720
00:56:14,440 --> 00:56:18,080
شما يه مرد بدبخت رو ديوانه کرديد

721
00:56:35,120 --> 00:56:39,200
ميدوني اون از اينکه اينجايي خوشحاله؟
البته به‌طور مخفيانه

722
00:56:39,200 --> 00:56:40,600
جدي؟

723
00:56:40,600 --> 00:56:42,280
چه خوب

724
00:56:42,280 --> 00:56:45,520
فکر کنم از اينکه چهره‌هاي قديمي
دور هم جمع بشن حال مي‌کنه

725
00:56:45,520 --> 00:56:49,240
...براي چيزش خوبه ، چيز

726
00:56:49,240 --> 00:56:50,960
خودنماييش؟

727
00:56:50,960 --> 00:56:54,440
پس تو حرفشون رو باور مي‌کني -
که ميگن سگه رو کشتن؟
دليلي نداره که نکنم -

728
00:56:54,440 --> 00:56:56,100
خب ، اميدوارم کسي صدمه‌اي نديده باشه

729
00:56:56,100 --> 00:57:01,160
اصلاً نميدونم بايد به چه جرمي بازداشتشون کنم
با پليس محلي حرف ميزنم

730
00:57:01,160 --> 00:57:03,320
بسيارخب ، همين بود
بعد مي‌بينمتون

731
00:57:03,320 --> 00:57:08,080
داره بهم خوش مي‌گذره
چه خوبه که از هواي بد لندن اومديم بيرون

732
00:57:08,080 --> 00:57:11,520
پس سگ اونا بوده که مردم توي دشت ديدن؟ -
ظاهراً که اينطوره -

733
00:57:11,520 --> 00:57:13,560
ولي اون چيزي نبود که تو ديدي
چون اين يه سگ معمولي بوده

734
00:57:13,560 --> 00:57:15,800
نه ، اون خيلي وحشتناک بود

735
00:57:15,800 --> 00:57:18,320
چشماي قرمز سوزان داشت
و مي‌درخشيدن جان

736
00:57:18,320 --> 00:57:21,440
تمام بدنش داشت مي‌درخشيد

737
00:57:24,200 --> 00:57:28,200
من يه فرضيه دارم ولي براي آزمايش اون
بايد برگرديم به بَسکِرويل

738
00:57:28,200 --> 00:57:31,200
چطوري؟ دوباره که نمي‌توني
کلک کارت رو تکرار کني

739
00:57:31,200 --> 00:57:32,360
شايد لازم نباشه بکنم

740
00:57:33,960 --> 00:57:37,480
سلام داداش جونم ، حالت خوبه؟

741
00:58:02,520 --> 00:58:05,000
عصر بخير قربان
ميشه لطفاً ماشينتون رو خاموش کنيد؟

742
00:58:05,000 --> 00:58:05,960
متشکرم

743
00:58:05,960 --> 00:58:09,300
من بايد به محض ورود سرگرد "بَري مور" رو ببينم -
باشه -

744
00:58:09,300 --> 00:58:12,240
اين يعني تو بايد فوراً دنبال سگ شکاري بگردي -
باشه -

745
00:58:12,240 --> 00:58:13,680
توي آزمايشگاه‌ها

746
00:58:13,680 --> 00:58:15,600
اول هم مال استِيپِلتون رو بگرد

747
00:58:15,600 --> 00:58:17,120
ممکنه خطرناک باشه

748
00:58:31,440 --> 00:58:32,960
<i>ميدونيد که خيلي دوست دارم</i>

749
00:58:32,960 --> 00:58:36,480
<i>خيلي دوست دارم به شما اجازه نامحدود</i>
استفاده از اينجا رو بدم . آخه چرا ندم؟

750
00:58:36,480 --> 00:58:39,700
اين فقط يه درخواست ساده است سرگرد -
هيچ‌وقت همچين چيز احمقانه‌اي نشنيده بودم -

751
00:58:39,700 --> 00:58:44,920
شما بايد به من طبق توافق 24 ساعت وقت بديد -
يه ثانيه هم بيشتر نشه -

752
00:58:44,920 --> 00:58:47,940
من ممکنه مجبور باشم به اين دستور عمل کنم
ولي مجبور نيستم موافقش هم باشم

753
00:58:47,940 --> 00:58:50,240
حتي نميدونم اينجا مي‌خواي چه مزخرفي پيدا کني

754
00:58:50,241 --> 00:58:52,731
شايد حقيقت رو -
راجع‌به چي؟ -

755
00:58:52,740 --> 00:58:54,520
حالا فهميدم

756
00:58:54,520 --> 00:58:56,400
اين کت بلندت بايد حاليم مي‌کرد

757
00:58:56,400 --> 00:58:59,440
تو هم يکي از اونايي هستي
که توهم توطئه دارن ، نه؟

758
00:58:59,440 --> 00:59:01,900
خيلي خب ، برو و پيداشون کن

759
00:59:01,900 --> 00:59:05,040
هيولاها ، اشعه‌هاي مرگ و بيگانه‌ها رو پيدا کن

760
00:59:05,040 --> 00:59:07,080
مگه شما از اين چيزا هم داريد؟

761
00:59:07,080 --> 00:59:08,480
محض کنجکاوي پرسيدم

762
00:59:09,640 --> 00:59:13,300
2تا بيگانه داريم . توي دهه شصت اينجا سقوط کردن

763
00:59:13,300 --> 00:59:15,960
اسمشون رو گذاشتيم اَبوت و کاستِلو

764
00:59:15,960 --> 00:59:18,040
موفق باشيد آقاي هولمز

765
00:59:45,960 --> 00:59:48,680
واي خداي من

766
01:00:33,500 --> 01:00:36,700
<font color="#808080">" وارد نشويد مگر اينکه دنبال سرما باشيد "</font>

767
01:01:20,960 --> 01:01:22,520
اي بابا

768
01:01:55,280 --> 01:01:56,280
زودباش ديگه

769
01:02:05,800 --> 01:02:06,840
آهاي؟

770
01:03:32,640 --> 01:03:34,440
نه ، کوتاه بيا . زودباش

771
01:03:44,560 --> 01:03:48,080
نه ، مسخره‌بازي درنيار

772
01:03:48,080 --> 01:03:49,600
جواب بده

773
01:03:49,600 --> 01:03:51,040
اي لعنتي

774
01:03:52,280 --> 01:03:53,480
خيلي خب

775
01:04:56,600 --> 01:04:59,880
اون اينجاست . اينجا ، پيش من

776
01:05:01,880 --> 01:05:03,080
<i>تو کجايي؟</i>

777
01:05:03,080 --> 01:05:06,660
منو بيار بيرون شرلوک
بايد منو بياري بيرون

778
01:05:06,660 --> 01:05:09,280
توي اون آزمايشگاه بزرگه که اولين بار ديديم

779
01:05:13,640 --> 01:05:15,720
<i>جان؟ جان؟</i>

780
01:05:15,720 --> 01:05:17,680
تو رو خدا شرلوک ، زودتر بيا

781
01:05:18,700 --> 01:05:21,140
<i>باشه ، پيدات مي‌کنم . به حرف زدن ادامه بده</i>

782
01:05:21,140 --> 01:05:23,180
نمي‌تونم . صدام رو مي‌شنوه

783
01:05:23,180 --> 01:05:26,260
<i>بازم حرف بزن . چي داري مي‌بيني؟</i>

784
01:05:29,760 --> 01:05:30,960
<i>جان؟</i>

785
01:05:30,960 --> 01:05:32,360
من همينجا هستم

786
01:05:32,360 --> 01:05:33,880
<i>چي مي‌بيني؟</i>

787
01:05:39,760 --> 01:05:43,360
نميدونم . نميدونم
ولي صداش رو مي‌شنوم

788
01:05:45,920 --> 01:05:47,220
تو هم شنيدي؟

789
01:05:47,220 --> 01:05:49,640
<i>آروم باش ، آروم باش . مي‌توني ببينيش؟</i>

790
01:05:51,600 --> 01:05:52,740
<i>مي‌توني ببينيش؟</i>

791
01:05:52,740 --> 01:05:54,420
نه ، نمي‌تونم

792
01:06:00,360 --> 01:06:01,640
مي‌بينمش

793
01:06:03,880 --> 01:06:05,480
دارم مي‌بينمش

794
01:06:06,640 --> 01:06:07,720
همينجاست

795
01:06:10,000 --> 01:06:12,640
تو حالت خوبه؟ جان؟

796
01:06:12,640 --> 01:06:15,280
واي خداي من ، اون يه سگ شکاري بود

797
01:06:15,280 --> 01:06:19,920
شرلوک ، قسم مي‌خورم اينجا بود
...شرلوک ، اون بايد...بايد

798
01:06:19,920 --> 01:06:23,080
تو هم ديديش؟
بايد ديده باشي

799
01:06:23,080 --> 01:06:26,060
مشکلي نيست . اوضاع مرتبه

800
01:06:26,060 --> 01:06:29,780
نه ، نيست . مرتب نيست

801
01:06:29,780 --> 01:06:31,600
من ديدمش . اشتباه مي‌کردم

802
01:06:31,600 --> 01:06:34,520
خب ، بهتره يه طرفه به قاضي نريم -
چي؟ -

803
01:06:34,520 --> 01:06:36,800
تو چي ديدي؟ -
گفتم که سگه رو ديدم -

804
01:06:36,801 --> 01:06:37,791
گنده با چشماي قرمز؟ -
آره -

805
01:06:37,800 --> 01:06:39,000
برق هم ميزد؟ -
آره -

806
01:06:39,000 --> 01:06:40,140
نه -
چي؟ -

807
01:06:40,140 --> 01:06:42,280
اون قسمت برق زدنش رو از خودم درآوردم

808
01:06:42,280 --> 01:06:44,920
تو اون چيزي رو ديدي که انتظارش رو داشتي
چون من بهت گفته بودم

809
01:06:44,920 --> 01:06:47,620
تو مسموم شدي . همه‌مون مسموم شديم -
مسموم؟ -

810
01:06:47,620 --> 01:06:49,560
مي‌توني راه بري؟ -
معلومه که مي‌تونم -

811
01:06:49,561 --> 01:06:51,561
پس بيا . بايد اين روح رو بشونيم سرِجاش

812
01:06:59,120 --> 01:07:03,320
بازم برگشتيد؟ اين‌دفعه موضوع چيه؟

813
01:07:03,320 --> 01:07:04,720
قتل دکتر استِيپِلتون

814
01:07:04,720 --> 01:07:07,680
قتل بي‌رحمانه و از پيش طراحي شده

815
01:07:12,360 --> 01:07:15,600
شما به کِرستي کوچولو ميگيد
بلوبِل چي شده يا من بهش بگم؟

816
01:07:17,720 --> 01:07:19,880
خيلي خب ، چي مي‌خوايد؟

817
01:07:19,880 --> 01:07:22,000
ميکروسکوپت رو به من قرض ميدي؟

818
01:07:37,560 --> 01:07:41,440
مطمئني حالت خوبه؟
به نظر عصبي مياي

819
01:07:41,440 --> 01:07:43,000
نه ، من خوبم

820
01:07:45,360 --> 01:07:48,260
اگه مي‌خواي بدوني بايد بگم يه
ژن جي.اف.پي از يه توتياي دريايي بود

821
01:07:48,261 --> 01:07:48,951
چي؟

822
01:07:48,960 --> 01:07:51,520
توي خرگوشه -
آهان...صحيح ، باشه -

823
01:07:51,520 --> 01:07:54,840
راستش اسم اصلي‌ـش توتياي آکوريا ويکتوريا بود

824
01:07:54,840 --> 01:07:57,440
چرا؟ -
چرا که نه؟ -

825
01:07:57,440 --> 01:08:00,360
ما از اين سوالا اينجا نمي‌پرسيم
وگرنه کارمون پيش نميره

826
01:08:00,360 --> 01:08:04,620
همه‌ـش تصادفي بود . اشتباهي به دخترم
يکي از خرگوش‌هاي آزمايشگاه رو داده بودم

827
01:08:04,620 --> 01:08:07,200
براي همين بلوبِل بيچاره رو بايد مي‌بردم

828
01:08:07,200 --> 01:08:10,600
دلسوزيتون خيلي جالبه -
ميدونم -

829
01:08:10,600 --> 01:08:12,960
گاهي از خودم بدم مياد

830
01:08:14,200 --> 01:08:17,160
خيلي خب ، حالا کوتاه بيا
منم يه دکترم . مي‌توني بهم اعتماد کني

831
01:08:17,160 --> 01:08:20,160
ديگه چه چيزايي رو اينجا مخفي کرديد؟

832
01:08:20,160 --> 01:08:22,320
اگه به نظرت قابل درک مياد

833
01:08:22,320 --> 01:08:27,720
احتمالاً يه نفر ديگه يه جاي ديگه
داره همين کارا رو مي‌کنه . معلومه ديگه

834
01:08:27,720 --> 01:08:31,520
شبيه‌سازي رو ميگي؟ -
خب ، بله . اون گوسفنده رو يادت نيست؟ -

835
01:08:31,520 --> 01:08:33,400
شبيه‌سازي انسان چي؟ -
چرا که نه؟ -

836
01:08:35,000 --> 01:08:39,400
حيووناي ديگه چي؟
نه فقط گوسفندها

837
01:08:40,960 --> 01:08:43,080
حيووناي بزرگ

838
01:08:43,080 --> 01:08:45,400
اندازه مشکلي نيست . اصلاً نيست

839
01:08:45,400 --> 01:08:50,480
تنها محدوديت قانون و عرف هست و
هردوشون خيلي در اين موارد منعطف هستن

840
01:08:50,480 --> 01:08:53,640
ولي اينجا نه ، توي بَسکِرويل اينطور نيست -
اينجا نيست -

841
01:08:53,640 --> 01:08:56,520
خداي من -
هيچي اينجا نيست . اصلاً با عقل جور درنمياد -

842
01:08:56,520 --> 01:08:58,200
انتظار داشتي چي پيدا کني؟

843
01:08:58,200 --> 01:09:00,240
يه داروي مخدر
بايد يه مخدر باشه

844
01:09:00,240 --> 01:09:03,000
يا يه توهم‌زا يا يه روان‌گردان بايد باشه

845
01:09:03,000 --> 01:09:04,620
هيچ اثري ازش توي شکر نيست

846
01:09:04,621 --> 01:09:06,111
توي شکر؟ -
بله ، شکر -

847
01:09:06,120 --> 01:09:07,700
يه فرآيند ساده حذف کردن

848
01:09:07,701 --> 01:09:11,191
من سگ شکاري رو همونطوري ديدم
که توهم من بهم مي‌گفت بايد ببينم

849
01:09:11,200 --> 01:09:14,240
يه هيولايي که با مهندسي ژنتيک ساخته شده

850
01:09:14,240 --> 01:09:17,560
ميدونستم که نمي‌تونم به چشم‌هام اعتماد کنم
پس فقط هفت دليل ممکن بود داشته باشه

851
01:09:17,560 --> 01:09:20,080
ممکن‌ترينشون داروي مخدره

852
01:09:20,080 --> 01:09:24,920
هنري نايت هم اونو ديد ولي تو نديدي جان
تو نديدي

853
01:09:24,920 --> 01:09:28,960
از وقتي اومديم به گريمپِن
همه‌مون چيزاي مشابهي استفاده کرديم به‌جز يه چيز

854
01:09:28,960 --> 01:09:31,780
تو توي قهوه‌ات شکر نميريزي -
فهميدم . خب که چي؟ -

855
01:09:31,780 --> 01:09:35,040
من شکر رو از توي آشپزخونه هنري برداشتم

856
01:09:35,040 --> 01:09:36,820
ولي هيچ ايرادي نداره

857
01:09:36,820 --> 01:09:39,400
خب ، شايد مخدر نيست -
نه ، بايد مخدر باشه -

858
01:09:41,480 --> 01:09:44,080
ولي چطوري وارد بدنمون شده؟ چطوري؟

859
01:09:46,720 --> 01:09:50,000
بايد يه چيزي باشه ، يه چيزي

860
01:09:50,000 --> 01:09:51,800
يه چيزي

861
01:09:53,400 --> 01:09:55,640
يه چيزي در اعماق

862
01:09:55,640 --> 01:09:58,080
بريد بيرون -
چي؟ -

863
01:09:58,080 --> 01:10:01,120
بريد بيرون . بايد برم به قصر ذهنم -
به چي؟ -

864
01:10:02,200 --> 01:10:06,800
ديگه خيلي حرفي نميزنه
پس بهتره که بريم

865
01:10:06,800 --> 01:10:10,400
کجا ميره؟ -
به قصر ذهنش -

866
01:10:10,400 --> 01:10:13,760
يه‌جور روش بازيابي خاطره است
مثل يه نقشه ذهني

867
01:10:13,760 --> 01:10:17,920
يه نقشه با يه مکان مي‌کشي
ولي لزوماً اون محل حقيقي نيست

868
01:10:17,920 --> 01:10:19,560
خاطرات رو اونجا ميريزي

869
01:10:19,560 --> 01:10:23,360
از نظر تئوري هيچ‌وقت هيچي رو فراموش نمي‌کني
فقط بايد راه برگشت به اونو پيدا کني

870
01:10:23,360 --> 01:10:26,260
پس اين مکان مجازي مي‌تونه هر چيزي باشه
مثل يه خيابون يا خونه؟

871
01:10:26,261 --> 01:10:26,951
آره

872
01:10:26,960 --> 01:10:30,600
ولي اون گفت يه قصر . مي‌گفت يه قصره؟ -
آره . خب ، بايدم اينو بگه -

873
01:11:20,600 --> 01:11:32,300
<font color="#808080">" ليبرتي "
" اينديانا "
"H.O.U.N.D"</font>

874
01:11:58,360 --> 01:12:00,520
خداي من

875
01:12:00,520 --> 01:12:06,760
واي خداجون ، واي خداي من
من خيلي متأسفم . متأسفم

876
01:12:24,840 --> 01:12:27,400
جان؟ -
باشه ، مواظبم -

877
01:12:27,400 --> 01:12:31,680
پروژه شکاري...بايد يه جا راجع‌بهش خونده
باشم و بعد دور انداخته باشم‌ـش

878
01:12:31,680 --> 01:12:34,720
يه آزمايش که توي يکي از تشکيلات سي.آي.اِي
توي ليبرتي اينديانا انجام شده

879
01:12:41,600 --> 01:12:44,040
H-O-U-N-D

880
01:12:47,720 --> 01:12:49,960
من بيشتر از اين دسترسي ندارم

881
01:12:49,960 --> 01:12:52,000
حتماً يه رمز ورود ديگه هست ، نه؟

882
01:12:52,000 --> 01:12:54,200
درسته ولي اون رمز دست سرگرد "بَري مور"ـه

883
01:12:56,480 --> 01:12:59,680
يه رمز ، رمز ، رمز

884
01:12:59,680 --> 01:13:02,760
وقتي رمز به ذهنش رسيده اينجا نشسته بوده

885
01:13:04,600 --> 01:13:06,040
برام توصيفش کن

886
01:13:06,041 --> 01:13:08,031
تو که اونو ديدي -
بله ولي شخصيتش رو توصيف کن -

887
01:13:08,040 --> 01:13:12,920
خيلي خشک و عصا قورت داده است
از اونايي که ميشه فرستادشون به جنگ

888
01:13:12,920 --> 01:13:18,000
خب ، خوبه . سنتي‌ـه . عاشق قديم‌هاست
از اونايي نيست که اسم بچه‌هاش رو براي رمز استفاده بکنه

889
01:13:18,000 --> 01:13:21,800
اون عاشق کارشه و بهش افتخار مي‌کنه و اين
به کارش ربط داره خب ، چي جلوي چشمشه؟

890
01:13:21,800 --> 01:13:23,600
کتابا

891
01:13:23,600 --> 01:13:26,520
يه دسته مجله دفاع جِين ، هانيبال

892
01:13:26,520 --> 01:13:31,360
ولينگتون ، رومل
چهار جلد از تاريخ انگليسي زبانان چرچيل

893
01:13:31,360 --> 01:13:34,560
چرچيل ، از چرچيل خوشش مياد

894
01:13:34,560 --> 01:13:38,520
پنج جلد از کتاب سال‌هاي داونينگ استريت که زندگينامه تَچِرـه

895
01:13:38,520 --> 01:13:41,560
عکس مال اواسط دهه هشتاده
عکس يه پدر و پسر

896
01:13:41,560 --> 01:13:44,120
پدر "بَري مور" با يه عالمه مدال
معلومه به‌خاطر خدماتش اونا رو گرفته

897
01:13:44,121 --> 01:13:46,111
با اون تاريخ حتماً از سربازاي فالکلند بوده

898
01:13:46,120 --> 01:13:49,840
درسته ، تَچِر احتمالش از چرچيل بيشتره -
اين رمزه؟ -

899
01:13:49,840 --> 01:13:53,400
"نه ، آدمي مثل سرگرد "بَري مور
اولين اسمي که به ذهنش ميرسه رو انتخاب نمي‌کنه

900
01:14:28,240 --> 01:14:29,320
Hound
<font color="#ff8000">(سگ شکاري)</font>

901
01:14:45,080 --> 01:14:46,720
خداي من

902
01:14:48,120 --> 01:14:54,440
پروژه شکاري يه مخدر جديد که مي‌تونسته ذهن
مصرف کنندگانش رو به چيزي سوق بده که اونا مي‌خواستن

903
01:14:54,440 --> 01:14:58,660
مي‌خواستن از اين به عنوان يه سلاح ضد نفر
براي تضعيف دشمن استفاده کنن

904
01:14:58,660 --> 01:15:03,100
با استفاده از ترس و توهم ولي اونا درش رو تخته کردن
و سال 1986 اونو مخفي کردن

905
01:15:03,100 --> 01:15:07,140
به‌خاطر بلايي که سر نمونه‌هاي آزمايشي آورده -
و بلايي که اونا سر بقيه آوردن -

906
01:15:07,140 --> 01:15:12,200
تأثير طولاني مدتش اونا رو ديوونه کرده و
به طرز غير قابل کنترلي تهاجميشون کرده

907
01:15:12,200 --> 01:15:15,880
پس يکي اين‌کار رو ادامه داده؟
آزمايشات رو از سر گرفته؟

908
01:15:15,880 --> 01:15:19,440
شايدم خواسته اونو بهبود بده به مدت بيست سال تمام -
ولي کي؟ -

909
01:15:19,440 --> 01:15:22,040
اين اسامي برات معنايي دارن؟

910
01:15:22,040 --> 01:15:23,880
نه ، ندارن

911
01:15:23,880 --> 01:15:26,840
پنج دانشمند اصلي

912
01:15:26,840 --> 01:15:29,600
بيست سال قبل

913
01:15:31,640 --> 01:15:35,120
شايد دوستمون يه جايي
اون عقباي عکس قايم شده

914
01:15:35,120 --> 01:15:38,320
کسي که اونقدر سن داشته باشه که زمان
انجام آزمايش سال 1986 بوده باشه؟

915
01:15:39,640 --> 01:15:45,440
شايد کسي که به‌خاطر مدت طولاني زندگي
در آمريکا به تلفن ميگه "همراه"؟ يادت مياد جان؟

916
01:15:45,440 --> 01:15:47,440
<i>اين شماره همراهمه</i>

917
01:15:47,440 --> 01:15:49,680
اون به ما شماره‌اش رو داد تا
اگه خواستيم باهاش تماس بگيريم

918
01:15:49,680 --> 01:15:51,760
خداي من ، باب فرانکلند

919
01:15:51,760 --> 01:15:55,280
ولي باب که کارش اين نيست
يه ويروس شناسه . اين مربوط به تسليحات شيمياييه

920
01:15:55,280 --> 01:15:58,300
ولي کارش رو از اونجا شروع کرده

921
01:15:58,300 --> 01:16:03,920
اون هيچ‌وقت از اطمينانش و وسواسش
روي اينکه اون دارو جواب ميداده دست برنداشته

922
01:16:03,920 --> 01:16:08,360
دستش درد نکنه که شماره‌اش رو بهمون داد
بهتره باهاش قرار بذاريم

923
01:16:19,320 --> 01:16:20,400
الو؟

924
01:16:23,320 --> 01:16:26,040
تو کي هستي؟ -
بايد هنري رو پيدا کني -

925
01:16:26,040 --> 01:16:27,960
لوئيز مورتيمره

926
01:16:27,960 --> 01:16:29,360
لوئيز ، چي شده؟

927
01:16:29,360 --> 01:16:32,680
...هنري داشت به‌ياد مي‌آورد . بعد

928
01:16:33,960 --> 01:16:35,640
...سعي کرد

929
01:16:35,640 --> 01:16:39,040
<i>...اون اسلحه داره . رفت اونو برداشت و مي‌خواست که -</i>
چي شده؟ -

930
01:16:41,080 --> 01:16:44,560
اون رفته ولي بايد پيداش کنيد
معلوم نيست ممکنه چي‌کار کنه

931
01:16:44,560 --> 01:16:46,600
تو کجا هستي؟

932
01:16:46,600 --> 01:16:48,640
توي خونه‌ـش ، من خوبم . حالم خوبه

933
01:16:48,640 --> 01:16:51,440
خب ، همونجا بمون
يکي رو مي‌فرستيم پيشت ، خب؟

934
01:16:51,440 --> 01:16:53,520
هنري؟ -
بهش حمله کرده -

935
01:16:53,521 --> 01:16:54,511
رفته؟ -
اوهوم -

936
01:16:54,520 --> 01:16:57,160
الان فقط يه جا ممکنه بره
جايي که همه چيز شروع شده

937
01:16:57,160 --> 01:17:01,000
لِستراد ، بيا به دره دره ابليس . حالا بيا
اسلحه‌ات رو هم بيار

938
01:17:42,720 --> 01:17:44,440
متأسفم

939
01:17:48,720 --> 01:17:50,760
متأسفم پدر

940
01:17:55,440 --> 01:17:58,720
نه هنري . نه ، نه -
برو عقب -

941
01:17:58,720 --> 01:18:02,120
ازم فاصله بگير -
آروم باش هنري . آروم باش -

942
01:18:02,120 --> 01:18:04,680
من ميدونم چي هستم
ميدونم چي‌کار داشتم مي‌کردم

943
01:18:04,680 --> 01:18:08,200
اسلحه رو بذار کنار . همه چيز مرتبه -
نه ، نه . من ميدونم چي هستم -

944
01:18:08,200 --> 01:18:09,880
بله ، مطمئنم ميدوني هنري

945
01:18:09,880 --> 01:18:13,040
همه‌ـش رو برات توضيح دادن ، مگه نه؟

946
01:18:13,040 --> 01:18:15,920
خيلي دقيق برات توضيح دادن -
چي؟ -

947
01:18:15,920 --> 01:18:18,800
يکي سعي کرده تو رو ساکت نگه داره

948
01:18:18,800 --> 01:18:22,540
بايد تو رو به بچگي‌هات برميگردونده
تا بتونه رويايي رو که هردو توش بوديد از اول بسازه

949
01:18:22,540 --> 01:18:24,960
چون تو داشتي به‌ياد مي‌آوردي

950
01:18:24,960 --> 01:18:30,500
به‌ياد بيار هنري . به‌ياد بيار که وقتي
هنوز يه پسر کوچولو بودي اينجا چي شد

951
01:18:30,500 --> 01:18:34,640
فکر مي‌کردم پدرم رو گرفته

952
01:18:34,640 --> 01:18:37,440
...اون سگ شکاري ، فکر مي‌کردم که
واي خداي من

953
01:18:37,440 --> 01:18:41,060
ديگه يادم نمياد
ديگه هيچي نميدونم

954
01:18:41,060 --> 01:18:44,840
نه هنري ، محض رضاي خدا هنري -
"سعي کن اون 2تا کلمه يادت بياد . "ليبرتي" و "اين -

955
01:18:44,840 --> 01:18:49,900
2تا کلمه که يه پسر بچه هراسان 20 سال پيش ديده
تو داشتي همه چيز رو به‌ياد مي‌آوردي

956
01:18:49,900 --> 01:18:52,040
به‌ياد بيار که اون‌شب اينجا چه اتفاقي افتاد

957
01:18:52,040 --> 01:18:54,480
يه حيوون نبود . مگه نه هنري؟

958
01:18:54,480 --> 01:18:56,560
هيولا نبود

959
01:18:58,200 --> 01:18:59,440
يه مرد بود

960
01:19:42,520 --> 01:19:46,160
نتونستي باهاش کنار بيايي
تو فقط يه بچه بودي

961
01:19:46,160 --> 01:19:49,200
براي همين توي ذهنت اونو تبديل
به يه چيز متفاوت کردي

962
01:19:49,200 --> 01:19:52,240
بعد داشتي به‌ياد مي‌آوردي
براي همين بايد جلوت گرفته مي‌شد

963
01:19:52,240 --> 01:19:56,320
بايد ديوونه مي‌شدي تا يه نفر هم حرفات رو باور نکنه

964
01:19:56,320 --> 01:19:57,680
شرلوک

965
01:19:57,680 --> 01:19:59,400
مشکلي نيست

966
01:19:59,400 --> 01:20:01,600
همه چيز مرتبه رفيق

967
01:20:01,600 --> 01:20:05,760
ولي ما اون شکاري رو ديديم
...همين ديشب ديديمش که

968
01:20:05,760 --> 01:20:08,520
نه ولي يه سگ ديگه بود هنري

969
01:20:08,520 --> 01:20:12,560
که ردپا ميذاشت و شاهدها رو مي‌ترسوند
ولي فقط يه سگ معمولي بود

970
01:20:12,560 --> 01:20:16,320
ما هردو اونو طوري که ديديم که
ذهن متوهممون مي‌خواست ببينه

971
01:20:16,320 --> 01:20:19,640
ترس و توهم باهم اينطوري عمل مي‌کنن

972
01:20:21,480 --> 01:20:23,560
ولي هيچ‌وقت هيولايي وجود نداشته

973
01:20:27,400 --> 01:20:29,080
شرلوک؟

974
01:20:29,080 --> 01:20:32,180
نه ، نه ، نه ، نه ، نه -
هنري ، هنري -

975
01:20:32,180 --> 01:20:35,480
شرلوک -
نه ، نه ، نه ، نه ، نه -

976
01:20:35,480 --> 01:20:36,920
هنري

977
01:20:40,160 --> 01:20:42,840
شرلوک ، تو هم اونو مي‌بيني؟

978
01:20:42,840 --> 01:20:47,020
اون که ديگه مسموم نشده شرلوک . پس اين چيه؟
اون چيه؟

979
01:20:47,020 --> 01:20:49,200
باشه . هنوزم اينجاست

980
01:20:49,200 --> 01:20:53,360
ولي فقط يه سگ معموليه هنري
اون يه سگ معمولي بيشتر نيست

981
01:20:53,360 --> 01:20:55,440
خداي من

982
01:20:57,840 --> 01:20:59,600
واي خداجون

983
01:21:13,280 --> 01:21:15,320
نه ، نه

984
01:21:22,200 --> 01:21:24,840
اين تو نيستي . تو نيستي

985
01:21:32,800 --> 01:21:34,340
مه -
چي؟ -

986
01:21:34,341 --> 01:21:36,631
داروي مخدر توي اين مه هست

987
01:21:36,640 --> 01:21:40,680
توي مدارک نوشته بود بايد استنشاق بشه
پروژه شکاري رو ميگم . دارو توي مه هست

988
01:21:40,680 --> 01:21:42,520
يه ميدون مين شيميايي

989
01:21:42,520 --> 01:21:47,000
محض رضاي خدا اونو بکش . بکشش

990
01:21:59,800 --> 01:22:02,000
ببينش هنري

991
01:22:02,000 --> 01:22:04,160
نه ، نه ، نه -
بيا ، نگاهش کن -

992
01:22:09,720 --> 01:22:11,600
اي عوضي

993
01:22:11,600 --> 01:22:15,280
آشغال عوضي

994
01:22:15,280 --> 01:22:19,000
20سال...20 سال از زندگيم رو حروم کردي -
ديگه تموم شده . بيخيالش شو -

995
01:22:19,000 --> 01:22:20,960
چرا منو نکشتي؟

996
01:22:20,960 --> 01:22:24,560
چون مردم صداي آدماي مرده رو مي‌شنون
اون بايد کاري بيش از کشتنت انجام ميداد

997
01:22:24,560 --> 01:22:28,040
بايد تمام حرفايي رو که راجع‌به پدرت ميزدي
بي‌اعتبار مي‌کرد

998
01:22:28,040 --> 01:22:30,480
و تمام ابزار مورد نيازش درست دم دستش بود

999
01:22:30,480 --> 01:22:34,360
يه ميدون مين شيميايي با
پدال‌هاي فشاري زيرزمين

1000
01:22:34,360 --> 01:22:36,800
هر وقت برميگشتي اينجا مواد ترشح مي‌شدن
و تو استنشاق مي‌کردي

1001
01:22:36,800 --> 01:22:39,360
آلت قتاله و محل اجراي جرم
همه باهم يکي بودن

1002
01:22:39,360 --> 01:22:43,400
ممنونم که اين پرونده رو بهم دادي هنري

1003
01:22:43,400 --> 01:22:45,440
حرف نداشت -
شرلوک؟ -

1004
01:22:45,441 --> 01:22:46,441
چيه؟

1005
01:22:47,840 --> 01:22:48,920
موقعيت رو درياب

1006
01:22:50,440 --> 01:22:53,640
خوب نبود؟ -
نه ، نه . مشکلي نيست -

1007
01:22:53,640 --> 01:22:57,520
...اشکالي نداره چون معنيش اينه که

1008
01:22:57,520 --> 01:23:01,320
اينه که حق با پدرم بوده

1009
01:23:01,320 --> 01:23:03,800
اون يه چيزي فهميده بود ، مگه نه؟

1010
01:23:03,800 --> 01:23:08,080
و تو هم اونو کشتي چون حق با اون بود

1011
01:23:08,080 --> 01:23:14,160
اون تو رو وسط يه آزمايش گرفته بود

1012
01:23:21,760 --> 01:23:23,720
فرانکلند

1013
01:23:26,160 --> 01:23:27,720
فرانکلند

1014
01:23:31,600 --> 01:23:34,040
زودباش ، عقب نيفت

1015
01:23:34,040 --> 01:23:36,080
فايده‌اي نداره فرانکلند

1016
01:24:40,280 --> 01:24:41,680
ممنونم بيل

1017
01:24:43,080 --> 01:24:46,160
پس اونا سگ رو نکشته بودن؟ -
معلومه ديگه -

1018
01:24:46,160 --> 01:24:49,200
لابد دلشون نيومده اين‌کار رو بکنن

1019
01:24:49,200 --> 01:24:50,440
درک مي‌کنم

1020
01:24:51,840 --> 01:24:53,040
نه ، نمي‌کني

1021
01:24:54,320 --> 01:24:56,920
نه ، نمي‌کنم . احساسات؟ -
آره ، احساسات -

1022
01:24:59,160 --> 01:25:01,360
ببينم ، توي آزمايشگاه چه بلايي سر من اومد؟

1023
01:25:03,600 --> 01:25:04,800
يه‌کم سس مي‌خوري؟

1024
01:25:04,800 --> 01:25:08,120
من توي دره نرفته بودم
چطور بود که اون صداها رو شنيدم؟

1025
01:25:08,121 --> 01:25:09,611
گفته بودي ترس و توهم ، نه؟

1026
01:25:09,620 --> 01:25:12,240
حتماً يه جاي ديگه اونو استنشاق کردي
شايد توي آزمايشگاه بوده

1027
01:25:12,240 --> 01:25:15,160
اون لوله‌ها رو که ديدي
خيلي قديمي بودن و مثل آبکش سوراخ بودن

1028
01:25:15,160 --> 01:25:19,680
و اونا محتوي گازه بودن . پس مي‌خوري يا نه؟ -
وايسا ببينم -

1029
01:25:19,680 --> 01:25:23,160
تو فکر مي‌کردي توي شکره
مطمئن بودي توي شکره

1030
01:25:23,160 --> 01:25:27,040
بايد ديگه برم . يه قطار نيم ساعت ديگه راه ميفته
پس اگه تو هم مي‌خواي

1031
01:25:27,040 --> 01:25:29,840
خداي من ، کار تو بود

1032
01:25:29,840 --> 01:25:32,400
تو منو توي اون آزمايشگاه لعنتي حبس کردي

1033
01:25:32,400 --> 01:25:35,660
مجبور بودم . داشتم آزمايش مي‌کردم -
آزمايش مي‌کردي؟ -

1034
01:25:35,660 --> 01:25:38,260
من تا سر حد مرگ وحشت کرده بودم شرلوک

1035
01:25:38,261 --> 01:25:40,951
من فکر کردم مخدر توي شکره
براي همين ريختمش توي قهوه تو

1036
01:25:40,960 --> 01:25:46,200
بعد همه چيز رو با سرگرد "بَري مور" هماهنگ کردم
کاملاً علمي بود و در شرايط آزمايشگاهي بود

1037
01:25:50,640 --> 01:25:55,520
<i>اون اينجاست . اينجا ، پيش من -
باشه . به حرف زدن ادامه بده . من پيدات مي‌کنم -</i>

1038
01:25:55,520 --> 01:25:58,480
<i>به حرف زدن ادامه بده -
نمي‌تونم . پيدام مي‌کنه -</i>

1039
01:25:58,481 --> 01:25:59,981
<i>بگو چي داري مي‌بيني</i>

1040
01:26:02,120 --> 01:26:05,400
<i>نميدونم ولي صداش رو مي‌شنوم</i>

1041
01:26:05,400 --> 01:26:10,840
ميدونستم روي يه مغز فوق‌العاده چه تأثيري داره
پس بايد روي يه مغز معمولي هم آزمايش مي‌کردم

1042
01:26:10,840 --> 01:26:13,440
ميدوني که چي ميگم

1043
01:26:14,440 --> 01:26:17,320
ولي توي شکر نبود -
...نه ، خب -

1044
01:26:17,320 --> 01:26:19,340
منم که نميدونستم تو در معرض گاز بودي

1045
01:26:19,341 --> 01:26:21,341
پس اشتباه مي‌کردي -
نه -

1046
01:26:21,740 --> 01:26:26,200
اشتباه مي‌کردي . توي شکر نبود . اشتباه کردي -
يه‌جورايي -

1047
01:26:27,240 --> 01:26:29,440
تکرار نميشه

1048
01:26:32,680 --> 01:26:34,200
عوارض جانبي نداره؟

1049
01:26:34,200 --> 01:26:38,160
نه ، اصلاً . به محض دفع شدنش از بدن حالت خوب ميشه
همه‌مون خوب ميشيم

1050
01:26:39,720 --> 01:26:42,320
پس من الانش هم از تو يه قدم جلو هستم

1051
01:26:47,440 --> 01:26:50,040
کجا داري ميري؟ -
طول نمي‌کشه -

1052
01:26:52,000 --> 01:26:53,600
بايد با يه نفر راجع‌به سگش حرف بزنم

1053
01:27:11,560 --> 01:27:13,400
خيلي خب ، ولش کنيد بره

1054
01:27:45,600 --> 01:27:46,600
مترجم : م . کمال
Email : Kidjoojoo2002@yahoo.com

1055
01:27:46,526 --> 01:28:23,506
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
