1
00:00:00,046 --> 00:00:03,045
‫« آنچه گذشت »
‫این آقا به وضوح بیماره.

2
00:00:03,046 --> 00:00:04,700
‫من خیریه نزدم، قربان.

3
00:00:05,048 --> 00:00:07,790
‫به امید اینکه بازم در آینده باهم کار کنیم.

4
00:00:07,791 --> 00:00:09,095
‫حتماً.

5
00:00:09,096 --> 00:00:10,139
‫آدام؟

6
00:00:10,140 --> 00:00:12,012
‫چرا تصمیم گرفتی ازدواج کنی؟

7
00:00:12,316 --> 00:00:15,363
‫اون موقع ایده خوبی بود.

8
00:00:15,754 --> 00:00:17,973
‫الان پرسفون رو بوسیدم.

9
00:00:17,974 --> 00:00:19,105
‫متوجه شدم.

10
00:00:19,106 --> 00:00:21,847
‫تو این قلعه خالی تنهاست.

11
00:00:22,152 --> 00:00:23,283
‫صداشون رو شنیدم، آدام!

12
00:00:23,284 --> 00:00:24,893
‫گرگ‌ها توی فالستون هستن!

13
00:00:24,894 --> 00:00:27,548
‫توی دیوارهای قلعه نیستن، پرسفون.

14
00:00:27,549 --> 00:00:31,117
‫می‌خوام بدونم چرا این همه سال موندی.

15
00:00:31,118 --> 00:00:32,380
‫ما باهم دوستیم، آدام.

16
00:00:32,381 --> 00:00:34,468
‫تمام جشن‌هایی که برای مادر گرفتی

17
00:00:34,469 --> 00:00:36,035
‫کافی نبود تا اینجا نگهش داره،

18
00:00:36,036 --> 00:00:39,604
‫پس واسه چی من هم همین اقدام رو کردم؟

19
00:00:40,083 --> 00:00:41,257
‫بهت قول دادم

20
00:00:41,258 --> 00:00:42,650
‫برادرت میاد اینجا دیدنت

21
00:00:42,651 --> 00:00:44,695
‫و قلعه فالستون یه جشن برگزار می‌کنه،

22
00:00:44,696 --> 00:00:47,872
‫و هیچکس، چه هری، چه هرکسی،

23
00:00:47,873 --> 00:00:51,137
‫وادارم نمی‌کنه که اون قولم به تو رو پس بگیرم.

24
00:00:51,138 --> 00:00:52,530
‫می‌خوام باورش کنم.

25
00:00:55,000 --> 00:00:59,000
‫« در جستجوی پرسفون »

26
00:01:01,000 --> 00:01:11,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

27
00:01:11,100 --> 00:01:21,100
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

28
00:01:25,955 --> 00:01:28,609
‫جان، لطفاً بگو اطلس رو زین کنن.

29
00:01:28,610 --> 00:01:30,480
‫می‌خوام به خانه کشیش برم.

30
00:01:30,481 --> 00:01:33,004
‫اولین اسب‌سواری‌تون بیرون از دیوارهای قلعه.

31
00:01:33,005 --> 00:01:34,136
‫آماده‌ام.

32
00:01:34,137 --> 00:01:36,051
‫بسیارخب، اعلی‌حضرت.

33
00:02:19,661 --> 00:02:21,053
‫لعنتی، داره سرد می‌شه.

34
00:02:23,795 --> 00:02:24,839
‫زئوس.

35
00:02:25,667 --> 00:02:26,667
‫آروم باش، زئوس.

36
00:02:28,452 --> 00:02:29,278
‫وای.

37
00:02:29,279 --> 00:02:30,366
‫پیداش کردین؟

38
00:02:30,367 --> 00:02:31,237
‫کی رو؟

39
00:02:31,238 --> 00:02:32,288
‫اعلی‌حضرت رو.

40
00:02:32,289 --> 00:02:33,891
‫داشتیم به سمت خانه کشیش می‌رفتیم،

41
00:02:33,892 --> 00:02:36,633
‫که اطلس بدون هشدار سرعتش رو زیاد کرد.

42
00:02:36,634 --> 00:02:37,852
‫هنوز اونقدرها سوارکار خوبی نشده،

43
00:02:37,853 --> 00:02:40,420
‫و می‌ترسم ممکنه از اسب افتاده باشه.

44
00:02:40,421 --> 00:02:43,379
‫با وجود نزدیک و عصبانی بودن اون گله‌ی گرگ‌ها هم بیشتر می‌ترسم.

45
00:02:43,380 --> 00:02:44,293
‫پرسفون!

46
00:02:44,294 --> 00:02:45,734
‫جواب نمیده.

47
00:02:47,776 --> 00:02:50,081
‫پرسفون! هی، هی!

48
00:03:06,403 --> 00:03:08,883
‫هی. هی، هی!

49
00:03:10,581 --> 00:03:12,103
‫باید گله رو پیدا کنیم.

50
00:03:12,104 --> 00:03:14,932
‫خودم تو فکرش بودم، اعلی‌حضرت.

51
00:03:26,989 --> 00:03:28,729
‫هی، هی. آروم باش زئوس.

52
00:03:28,730 --> 00:03:29,992
‫آروم، آروم.

53
00:03:31,950 --> 00:03:33,734
‫منـم شنیدمش، اعلی‌حضرت.

54
00:03:33,735 --> 00:03:34,910
‫داریم نزدیکتر می‌شیم.

55
00:03:38,522 --> 00:03:39,572
‫هی، هی!

56
00:04:53,380 --> 00:04:55,729
‫منم، پرسفون!

57
00:04:55,730 --> 00:04:56,773
‫آدام!

58
00:04:56,774 --> 00:04:58,688
‫کنارم بمون. کنارم بمون.

59
00:05:05,174 --> 00:05:08,132
‫جان، بلندش کن برام.

60
00:05:08,133 --> 00:05:09,743
‫اگه می‌تونی اطلس رو برگردون.

61
00:05:09,744 --> 00:05:12,104
‫ولی سریع باش. گله زیاد ترسیده نمی‌مونه.

62
00:05:13,922 --> 00:05:15,531
‫پرسفون، دستت رو دور من بپیچ.

63
00:05:15,532 --> 00:05:16,793
‫محکم بشین.

64
00:05:16,794 --> 00:05:18,904
‫وقتی به جاده رسیدیم، با سرعت میریم.

65
00:05:39,730 --> 00:05:40,991
‫همه باید مسلح باشن.

66
00:05:40,992 --> 00:05:42,863
‫گله چند متری قلعه‌ست.

67
00:05:42,864 --> 00:05:45,213
‫وقتی جان هندلی اومد داخل.

68
00:05:45,214 --> 00:05:46,432
‫باید فوراً بسته بشن.

69
00:05:46,433 --> 00:05:47,781
‫- بله اعلی‌حضرت.
‫- خیلی سرم گیج میره.

70
00:05:47,782 --> 00:05:49,304
‫می‌تونی راه بری؟

71
00:05:49,305 --> 00:05:50,784
‫فکر کنم.

72
00:05:56,704 --> 00:05:58,661
‫توی جنگل از اسب افتاده.

73
00:05:58,662 --> 00:06:00,576
‫ممکنه قوزک پاش شکسته باشه.

74
00:06:00,577 --> 00:06:01,882
‫بفرستم سراغ جراح؟

75
00:06:01,883 --> 00:06:03,144
‫نه.

76
00:06:03,145 --> 00:06:04,363
‫گرگ‌ها بیرون دروازه‌ان.

77
00:06:04,364 --> 00:06:06,147
‫واسه کسی امن نیست که بیاد یا بره.

78
00:06:06,148 --> 00:06:08,279
‫ولی تا حالا این کار رو نکرده بودن.

79
00:06:08,280 --> 00:06:09,330
‫پرسفون؟

80
00:06:09,495 --> 00:06:11,457
‫مادر کجاست؟

81
00:06:11,458 --> 00:06:12,719
‫فکر کنم توی پذیرایی باشه.

82
00:06:12,720 --> 00:06:14,590
‫بفرستش اتاق پرسفون.

83
00:06:27,169 --> 00:06:28,778
‫دیگه جامون امنه؟

84
00:06:28,779 --> 00:06:29,829
‫آره.

85
00:06:31,173 --> 00:06:33,393
‫می‌ترسیدم کسی پیدام نکنه.

86
00:06:35,782 --> 00:06:37,700
‫خدای مهربون!

87
00:06:37,701 --> 00:06:39,093
‫مادر، به کمکت نیاز دارم.

88
00:06:39,094 --> 00:06:42,488
‫لباس سوارکاریش خونی شده.

89
00:06:42,489 --> 00:06:43,539
‫مادر؟

90
00:06:45,056 --> 00:06:46,362
‫کمکش کن بشینه، هری.

91
00:06:48,625 --> 00:06:49,675
‫آدام؟

92
00:06:51,889 --> 00:06:54,195
‫می‌تونی چکمه‌ام رو در بیاری؟

93
00:06:54,196 --> 00:06:55,327
‫خیلی سفته.

94
00:07:04,511 --> 00:07:05,685
‫آدام، جراح نیاز داره.

95
00:07:05,686 --> 00:07:06,736
‫می‌دونم.

96
00:07:08,732 --> 00:07:10,080
‫آب جوش برام بیار.

97
00:07:10,081 --> 00:07:12,432
‫و قوی‌ترین مشروبی که بارتون می‌تونه پیدا کنه، برو.

98
00:07:13,258 --> 00:07:14,308
‫کمکم کن، هری.

99
00:07:18,089 --> 00:07:19,350
‫باید پاره‌اش کنی.

100
00:07:19,351 --> 00:07:21,521
‫مادر، می‌تونی برام قیچی پیدا کنی؟

101
00:07:30,580 --> 00:07:31,711
‫محکم نگهش دار.

102
00:07:31,712 --> 00:07:35,497
‫نمی‌خوام تصادفی زخمیش کنم.

103
00:07:48,946 --> 00:07:49,996
‫بگیر.

104
00:07:53,821 --> 00:07:55,386
‫متاسفم پرسفون.

105
00:07:55,387 --> 00:07:57,389
‫می‌خوام آروم انجامش بدم.

106
00:09:01,889 --> 00:09:02,939
‫آدام؟

107
00:09:14,554 --> 00:09:15,604
‫بله عزیزم؟

108
00:09:18,296 --> 00:09:20,080
‫لطفاً پیشم بمون.

109
00:09:26,827 --> 00:09:28,741
‫اگه تو پیش من بمونی.

110
00:09:38,926 --> 00:09:41,231
‫بارتون گفت کارم داری.

111
00:09:43,495 --> 00:09:44,545
‫حال اعلی‌حضرت چطوره؟

112
00:09:45,759 --> 00:09:46,809
‫خوابه.

113
00:09:48,239 --> 00:09:50,763
‫می‌دونم درست نیست که اینجا باهاتون صحبت کنم.

114
00:09:50,764 --> 00:09:54,898
‫ولی فکر کنم بدونم،

115
00:09:56,421 --> 00:09:59,728
‫یه ایده‌ای دارم که چرا گله به اطلس حمله کرد.

116
00:09:59,729 --> 00:10:02,557
‫و فکر کردم شاید بخواید زودتر بدونید تا دیرتر،

117
00:10:02,558 --> 00:10:04,733
‫حتی اگه گفتنش
‫به این معنی باشه که جسارت کرده باشم.

118
00:10:04,734 --> 00:10:06,054
‫جسارت نیست.

119
00:10:07,041 --> 00:10:08,824
‫چی فهمیدی؟

120
00:10:08,825 --> 00:10:11,522
‫وقتی داشتیم زخم اطلس رو تمیز می‌کردیم،

121
00:10:11,523 --> 00:10:12,785
‫فهمیدیم که به شدت

122
00:10:12,786 --> 00:10:16,832
‫بوی بیکن میده.

123
00:10:16,833 --> 00:10:18,138
‫بیکن؟

124
00:10:18,139 --> 00:10:20,053
‫شاید واسه همین گرگ‌ها به اطلس حمله کردن

125
00:10:20,054 --> 00:10:22,098
‫ولی نمی‌خواستن به من یا اسبم،

126
00:10:22,099 --> 00:10:23,623
‫یا شما و زئوس حمله کنن.

127
00:10:24,841 --> 00:10:27,888
‫ممکنه بوش روی اعلی‌حضرت مونده باشه،

128
00:10:29,106 --> 00:10:31,096
‫واسه همین داشتن شکارش می‌کردن.

129
00:10:33,197 --> 00:10:34,329
‫با اعضای کادرت صحبت کن.

130
00:10:35,460 --> 00:10:36,679
‫ببین چی دستگیرت می‌شه

131
00:10:37,549 --> 00:10:40,856
‫که نقشی در این حمله داشته، هرچیزی که باشه.

132
00:10:40,857 --> 00:10:43,642
‫نمی‌خوام این اشتباه دوباره تکرار بشه.

133
00:10:43,643 --> 00:10:44,693
‫بله اعلی‌حضرت.

134
00:10:46,733 --> 00:10:47,783
‫جان؟

135
00:10:51,389 --> 00:10:52,439
‫ممنون.

136
00:11:05,665 --> 00:11:06,715
‫آدام؟

137
00:11:08,885 --> 00:11:11,105
‫می‌تونم لطفاً باهات صحبت کنم؟

138
00:11:14,195 --> 00:11:16,283
‫شاید بهتره بشینی.

139
00:11:16,284 --> 00:11:18,329
‫خیلی متاسفم آدام.

140
00:11:19,722 --> 00:11:22,028
‫می‌دونم می‌خواستی با پرسفون کمک کنم.

141
00:11:22,029 --> 00:11:23,290
‫حتماً خیلی ناامید شدی.

142
00:11:23,291 --> 00:11:24,466
‫بشین مادر.

143
00:11:28,296 --> 00:11:30,286
‫گاهی خیلی مثل پدرت هستی.

144
00:11:31,473 --> 00:11:32,523
‫مرد عزیزی بود.

145
00:11:33,780 --> 00:11:35,216
‫حالت ناخوشه؟

146
00:11:36,696 --> 00:11:37,958
‫خیلی ترسیدم.

147
00:11:40,438 --> 00:11:42,908
‫ببین، همیشه توی اتاق بیمار کاری ازم برنمی‌اومده.

148
00:11:42,909 --> 00:11:46,052
‫حتی توی بچگی هم، وقتی کسی توی خونه

149
00:11:46,053 --> 00:11:47,488
‫حتی سرما می‌خورد،

150
00:11:47,489 --> 00:11:51,101
‫پرستار عزیزمون رو آشفته می‌کردم.

151
00:11:52,494 --> 00:11:54,017
‫مادرم همیشه می‌گفت

152
00:11:55,497 --> 00:11:57,629
‫وقتی خودم مادر بشم فرق می‌کنه.

153
00:12:01,590 --> 00:12:03,200
‫حتماً خیلی ازم خجالت می‌کشی،

154
00:12:05,986 --> 00:12:08,944
‫که اینقدر به‌دردنخورم
‫وقتی بهم تکیه کرده بودی.

155
00:12:08,945 --> 00:12:11,773
‫پرسفون خون زیادی ازش رفته بود.

156
00:12:11,774 --> 00:12:14,995
‫سرزنشت نمی‌کنم که نتونستی کمک کنی.

157
00:12:17,606 --> 00:12:20,196
‫خب، مطمئنم فقط وضعیت رو بدتر کردم.

158
00:12:22,263 --> 00:12:23,394
‫همیشه اینطوری بودم.

159
00:12:23,395 --> 00:12:27,833
‫جراح دوم در واقع دو روز تمام

160
00:12:27,834 --> 00:12:28,884
‫به خانه کشیش فرستادم.

161
00:12:30,401 --> 00:12:32,926
‫از خونه خودم تبعید شدم.

162
00:12:34,009 --> 00:12:35,971
‫از بچه‌ی بیچاره‌ام.

163
00:12:35,972 --> 00:12:38,800
‫تبعید؟ جراح دوم؟

164
00:12:38,801 --> 00:12:40,716
‫مطمئنم بدترش کردم.

165
00:12:42,196 --> 00:12:46,155
‫خیلی اضطراب داشتم،
‫خیلی توی اولی نگران بودم...

166
00:12:46,156 --> 00:12:46,982
‫جراحی اول؟

167
00:12:46,983 --> 00:12:48,183
‫و بهتر نشدم.

168
00:12:49,769 --> 00:12:51,422
‫در واقع بدتر شدم.

169
00:12:51,423 --> 00:12:54,511
‫چند جراح بعدی اصرار کردن

170
00:12:54,512 --> 00:12:55,904
‫که حتی قبل از اومدنـشون من نباشم.

171
00:12:55,905 --> 00:12:58,995
‫منظورت جراح‌هاییـه که این کار رو کردن.

172
00:13:01,432 --> 00:13:02,782
‫و قدردان بودم که نباشم.

173
00:13:04,958 --> 00:13:06,008
‫خوشحال بودم.

174
00:13:08,875 --> 00:13:10,963
‫چه مادر غیرعادی‌ای

175
00:13:10,964 --> 00:13:13,923
‫تو چنین زمانی بچه‌اش رو ترک می‌کنه؟

176
00:13:25,717 --> 00:13:27,936
‫پرسفون سراغت رو می‌گیره.

177
00:13:27,937 --> 00:13:29,025
‫مضطرب به نظر میاد.

178
00:13:51,265 --> 00:13:52,527
‫چی شده، پرسفون؟

179
00:13:54,442 --> 00:13:56,965
‫داشتم به اسب‌سواریم فکر می‌کردم.

180
00:13:56,966 --> 00:14:00,229
‫قطعاً می‌تونی بذاریش واسه بعد از اینکه بیشتر استراحت کرده بودی.

181
00:14:00,230 --> 00:14:04,800
‫اتفاق امروز، فکر نکنم تصادفی بود.

182
00:14:07,498 --> 00:14:09,368
‫چی باعث شده به این شک برسی؟

183
00:14:10,937 --> 00:14:12,764
‫جان کمک نکرد سوار بشم.

184
00:14:12,908 --> 00:14:16,680
‫معمولاً کارگر اصطبل منتظرش می‌مونه،

185
00:14:16,681 --> 00:14:18,291
‫ولی این بار منتظر نموند.

186
00:14:18,292 --> 00:14:22,425
‫و کارگر اصطبلی که کمکم کرد بوی...

187
00:14:22,426 --> 00:14:23,476
‫بیکن می‌داد؟

188
00:14:24,472 --> 00:14:25,522
‫چطور می‌دونستی؟

189
00:14:26,778 --> 00:14:28,736
‫بوی محوی بود؟

190
00:14:28,737 --> 00:14:29,787
‫نه.

191
00:14:30,434 --> 00:14:31,913
‫اولش فکر کردم شاید

192
00:14:31,914 --> 00:14:34,089
‫داشته توی نمک‌سودخانه کمک می‌کرده

193
00:14:34,090 --> 00:14:36,962
‫یا توی آشپزخونه
‫روی چربی خوک لیز خورده.

194
00:14:36,963 --> 00:14:39,616
‫بوش اینقدر قوی بود که وقتی روی اسب بودم...

195
00:14:39,617 --> 00:14:40,836
‫باز بوش می‌اومد.

196
00:14:43,056 --> 00:14:44,106
‫دقیقاً.

197
00:14:45,754 --> 00:14:49,104
‫کارگری که کمک کرد سوار بشی،
‫زیاد کمکت می‌کنه؟

198
00:14:49,105 --> 00:14:49,975
‫گاهی.

199
00:14:49,976 --> 00:14:51,056
‫اسمش رو می‌دونی؟

200
00:14:52,935 --> 00:14:55,981
‫یه دستمال‌گردن سبز داره.

201
00:14:55,982 --> 00:14:57,070
‫بقیه ندارن.

202
00:14:58,071 --> 00:15:00,289
‫جان هندلی می‌شناستش.

203
00:15:00,290 --> 00:15:02,204
‫قراره باهاش صحبت کنی؟

204
00:15:02,205 --> 00:15:03,684
‫اون کارگره رو میگم؟

205
00:15:03,685 --> 00:15:05,729
‫اگه نقشی تو این قضیه داشته،

206
00:15:05,730 --> 00:15:07,732
‫می‌خوام بیشتر از صحبت انجام بدم.

207
00:15:08,704 --> 00:15:11,431
‫اسم کارگری

208
00:15:11,432 --> 00:15:13,041
‫که دستمال‌گردن سبز داره چیه؟

209
00:15:13,042 --> 00:15:14,042
‫جیمی.

210
00:15:14,043 --> 00:15:15,043
‫تازه‌واردتره.

211
00:15:15,044 --> 00:15:16,784
‫آدم ساکتیه. تو خودشه.

212
00:15:16,785 --> 00:15:18,873
‫می‌دونی این جیمی کجاست؟

213
00:15:18,874 --> 00:15:21,571
‫آخرین باری که دیدمش،
‫پشت اصطبل بود.

214
00:15:21,572 --> 00:15:23,138
‫امروز صبح به دوشس کمک کرده تا سوار اسب بشه،

215
00:15:23,139 --> 00:15:24,444
‫و گفت بوی بیکن می‌داده،

216
00:15:24,445 --> 00:15:25,706
‫بیشتر از چیزی که بخواد تصادفی باشه.

217
00:15:25,707 --> 00:15:26,750
‫پس عمدی بوده؟

218
00:15:26,751 --> 00:15:28,491
‫می‌خوام همین رو بفهمم.

219
00:15:28,492 --> 00:15:29,536
‫اونجاست.

220
00:15:29,537 --> 00:15:30,587
‫جیمی!

221
00:15:31,491 --> 00:15:33,583
‫اسمیت!

222
00:15:33,584 --> 00:15:35,803
‫نذارید از دروازه رد بشه!

223
00:15:35,804 --> 00:15:36,804
‫جلوش رو بگیرید!

224
00:16:03,005 --> 00:16:05,920
‫این کثافت آقای اسمیتـه

225
00:16:05,921 --> 00:16:08,880
‫که می‌خواست زنم رو بکشه.

226
00:16:09,925 --> 00:16:12,155
‫تو تنها چیزی که برام مهم بود رو ازم گرفتی.

227
00:16:12,156 --> 00:16:14,973
‫فقط خواستم لطفت رو جبران کنم، قربان.

228
00:16:14,974 --> 00:16:15,799
‫به خاطر این کارت دار زده می‌شی...

229
00:16:15,800 --> 00:16:16,850
‫نخیر.

230
00:16:17,759 --> 00:16:19,369
‫یه ایده بهتر دارم.

231
00:16:21,676 --> 00:16:22,938
‫بندازش توی قفس.

232
00:16:23,238 --> 00:16:25,244
‫چی؟

233
00:16:25,245 --> 00:16:27,550
‫نه، نمی‌تونی!

234
00:16:27,551 --> 00:16:28,812
‫باید با قانون مشورت کنی!

235
00:16:28,813 --> 00:16:31,728
‫من دوکِ کیلدرم.

236
00:16:31,729 --> 00:16:32,817
‫قانون خودمـم.

237
00:17:20,996 --> 00:17:25,131
‫دوک نباید به مردم نیاز داشته باشه، پرسفون.

238
00:18:17,922 --> 00:18:20,141
‫از فالستون خوشم میاد.

239
00:18:20,142 --> 00:18:22,317
‫منم همینطور، لاینس.

240
00:18:22,318 --> 00:18:24,407
‫پس چرا خوشحال به نظر نمیای؟

241
00:18:25,843 --> 00:18:27,628
‫احتمالاً چون درد دارم.

242
00:18:28,759 --> 00:18:32,501
‫نمی‌دونستم چندتا زخم ساده
‫اینقدر طول می‌کشه تا خوب بشه.

243
00:18:32,502 --> 00:18:34,722
‫ظاهراً خیلی هم ساده نبودن.

244
00:18:35,766 --> 00:18:38,072
‫با توجه به بلایی که می‌تونست سرم بیاد،

245
00:18:38,073 --> 00:18:40,771
‫به نظرم جراحاتم در مقایسه باهاش ساده هستن.

246
00:18:44,035 --> 00:18:46,125
‫خیلی خوشحالم که اینجایی.

247
00:18:49,302 --> 00:18:51,390
‫از دیدن دوباره‌ات خوشحالم.

248
00:18:51,391 --> 00:18:55,090
‫گرچه همین الان دلم واسه دریا تنگ شده.

249
00:18:58,267 --> 00:19:00,530
‫اواندر همیشه دلتنگ خونه بود.

250
00:19:06,536 --> 00:19:08,059
‫فکر می‌کنم الان خونه باشه.

251
00:19:09,148 --> 00:19:10,888
‫و پیش مامانه.

252
00:19:20,202 --> 00:19:21,725
‫سرباز لنکستر.

253
00:19:21,726 --> 00:19:24,901
‫اگه می‌دونستم قصدت برای اومدن به اینجا

254
00:19:24,902 --> 00:19:28,427
‫اینه که اشک خواهرت رو در بیاری،
‫دعوتت نمی‌کردم.

255
00:19:28,428 --> 00:19:30,168
‫با دقت نگران‌کننده‌ای

256
00:19:30,169 --> 00:19:32,474
‫متوجه نقشه‌ی شیطانـیم شدین، اعلی‌حضرت.

257
00:19:32,475 --> 00:19:33,606
‫هر ملوان جوانی

258
00:19:33,607 --> 00:19:35,564
‫می‌خواد اقوام زنش رو

259
00:19:35,565 --> 00:19:39,655
‫در هر فرصت ممکنی به انواع و اقسام مصیبت دچار شده.

260
00:19:39,656 --> 00:19:42,092
‫و ظاهراً، این قصد رو هم داری

261
00:19:42,093 --> 00:19:44,791
‫که پرسفون رو بکشی.

262
00:19:44,792 --> 00:19:47,010
‫متاسفانه حقیقت داره.

263
00:19:47,011 --> 00:19:48,925
‫گرچه یه لحظه فراموش کردم

264
00:19:48,926 --> 00:19:50,797
‫چطوری قصد دارم انجامش بدم.

265
00:19:50,798 --> 00:19:54,104
‫با بیرون و توی سرما نگه داشتنش

266
00:19:54,105 --> 00:19:57,064
‫به جای اینکه برید داخل
‫که گرمه و روی پاش نباشه.

267
00:19:57,065 --> 00:19:58,979
‫آها، آره، الان یادم اومد.

268
00:19:58,980 --> 00:20:01,851
‫ولی گمونم چون نقشه‌ام رو حدس زدی،

269
00:20:01,852 --> 00:20:04,593
‫باید این دسیسه‌ی شرم رو رها کنم.

270
00:20:04,594 --> 00:20:05,726
‫اجتناب‌ناپذیر بود.

271
00:20:14,561 --> 00:20:15,611
‫ممنون.

272
00:20:15,635 --> 00:20:21,635
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

273
00:20:23,483 --> 00:20:25,224
‫داخل می‌بینمت، لاینس.

274
00:20:30,098 --> 00:20:31,230
‫خوشحال به نظر میای.

275
00:20:32,187 --> 00:20:33,406
‫دلم برای داداشم تنگ شده بود.

276
00:20:34,711 --> 00:20:36,409
‫اصلاً مطابق انتظارم نیست.

277
00:20:37,845 --> 00:20:40,107
‫توضیحاتت می‌گفت یه کودکه.

278
00:20:40,108 --> 00:20:43,110
‫تصور کن چقدر شوکه شدم
‫وقتی از کالسکه پیاده شدم

279
00:20:43,111 --> 00:20:46,331
‫بدون اینکه ریسمان راه رفتن
‫یا پرستار داشته باشه.

280
00:20:46,332 --> 00:20:49,072
‫آدام بویس، داری بهم متلک میگی؟

281
00:20:49,073 --> 00:20:50,123
‫من هیچوقت متلک نمیگم.

282
00:20:51,119 --> 00:20:54,904
‫ظاهراً هیچوقت میزبان جشن هم نمی‌شی.

283
00:20:54,905 --> 00:20:57,342
‫ولی دقیقاً فردا داری انجامش میدی.

284
00:20:57,343 --> 00:21:00,737
‫مشخصه که دارم وارد سنین پیری می‌شم.

285
00:21:02,130 --> 00:21:04,263
‫امروز عصر عجیب‌ترین حال رو داری.

286
00:21:07,353 --> 00:21:08,615
‫اصلاً روحت خبر نداره.

287
00:21:47,741 --> 00:21:50,612
‫پرسفون انگار دنبالت می‌گرده.

288
00:21:50,613 --> 00:21:51,875
‫سراغم رو گرفته؟

289
00:21:54,313 --> 00:21:56,401
‫فقط از ظاهرش مشخصه.

290
00:21:56,402 --> 00:21:57,576
‫تو بچگی همیشه مشخص بود

291
00:21:57,577 --> 00:21:59,447
‫وقتی نگران یکی‌مون بود.

292
00:22:01,972 --> 00:22:04,060
‫حتماً خیلی نگران بوده.

293
00:22:04,061 --> 00:22:08,674
‫پرسفون بعد از مرگ مامان
‫خانواده رو کنار هم نگه داشت.

294
00:22:08,675 --> 00:22:09,725
‫چند سالش بود؟

295
00:22:11,199 --> 00:22:12,765
‫۱۲.

296
00:22:12,766 --> 00:22:16,422
‫خیلی ناگهانی چیزی که از دوران کودکیـش مونده بود رو از دست داد.

297
00:22:17,945 --> 00:22:18,995
‫شما هم همینطور.

298
00:22:18,996 --> 00:22:21,513
‫زندگیش تو این ۸ سال گذشته

299
00:22:21,514 --> 00:22:24,778
‫فداکاری‌های بی‌پایان به خاطر خانواده بودن.

300
00:22:27,215 --> 00:22:28,651
‫از جمله ازدواجش؟

301
00:22:32,438 --> 00:22:36,702
‫می‌دونی چرا بابام اسم پرسفون رو روش گذاشت؟

302
00:22:36,703 --> 00:22:38,660
‫وسواس به مسائل یونانی؟

303
00:22:38,661 --> 00:22:39,836
‫به جز اون.

304
00:22:40,924 --> 00:22:43,971
‫داستان پرسفون موردعلاقـشه.

305
00:22:45,538 --> 00:22:47,930
‫به نظر من که عجیبه.

306
00:22:47,931 --> 00:22:50,411
‫نه وقتی دیدگاه اون رو بهش داشته باشی.

307
00:22:50,412 --> 00:22:53,066
‫بابا خودش رو بین دانشورهای کلاسیک می‌دونه

308
00:22:53,067 --> 00:22:56,113
‫که باور دارن هادس اصلاً پرسفون رو گول نزد،

309
00:22:56,114 --> 00:22:58,463
‫و دوتاشون باهم تصمیم گرفتن

310
00:22:58,464 --> 00:23:00,943
‫که هسته‌های انار رو بخوره،

311
00:23:00,944 --> 00:23:03,381
‫چون معنیش این بود که هیچی نمی‌تونه

312
00:23:03,382 --> 00:23:05,132
‫مانع این بشه که پرسفون برنگرده پیشش.

313
00:23:06,284 --> 00:23:08,690
‫ولی چرا برگرده؟

314
00:23:08,691 --> 00:23:10,649
‫علتِ برگشتش بود

315
00:23:10,650 --> 00:23:12,640
‫که الهه رو برای پدرم عزیز کرد.

316
00:23:14,305 --> 00:23:15,480
‫هسته؟

317
00:23:15,481 --> 00:23:16,785
‫هسته‌ها نمادین بودن.

318
00:23:16,786 --> 00:23:18,266
‫نمادِ چی؟

319
00:23:18,290 --> 00:23:26,290
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

320
00:23:30,694 --> 00:23:33,454
‫می‌دونم ناپدید شدن توی جشن‌ها

321
00:23:33,455 --> 00:23:35,283
‫از استعدادهای خاص توئه،

322
00:23:36,893 --> 00:23:39,547
‫ولی نمود خوبی روی زنت نداره.

323
00:23:39,548 --> 00:23:40,896
‫واقعاً باید بری کنارش بشینی.

324
00:23:40,897 --> 00:23:42,463
‫کاری که واقعاً باید بکنم

325
00:23:42,464 --> 00:23:43,986
‫اینه که از پنجره‌ی اتاق‌خوابت آویزونت کنم

326
00:23:43,987 --> 00:23:46,097
‫با ملافه‌ای که دور قوزک پات پیچیدم.

327
00:23:48,470 --> 00:23:49,790
‫خوش برگشتی، دوست قدیمی.

328
00:23:49,791 --> 00:23:52,691
‫اخیراً به طرز شوکه‌کننده‌ای دل‌نازک شده بودی.

329
00:23:52,692 --> 00:23:55,171
‫- خفه شو...
‫- هری.

330
00:24:24,680 --> 00:24:27,465
‫هسته‌ی انار سمبلِ چیه؟

331
00:24:27,466 --> 00:24:28,516
‫چی؟

332
00:24:29,250 --> 00:24:30,903
‫در افسانه‌ی پرسفون.

333
00:24:30,904 --> 00:24:33,732
‫لاینس گفت هسته نماده.

334
00:24:33,733 --> 00:24:36,212
‫حرف‌های فلسفی زده؟

335
00:24:36,213 --> 00:24:38,477
‫تنها ویژگی‌ایه که از بابا به ارث برده.

336
00:24:41,523 --> 00:24:42,783
‫معنی‌شون چیه؟

337
00:24:44,526 --> 00:24:47,616
‫به گفته‌ی بابا، هسته‌ها نماد عشقه.

338
00:24:48,965 --> 00:24:52,881
‫عشق هادس به پرسفون و عشق پرسفون به اون.

339
00:24:52,882 --> 00:24:55,842
‫چطور می‌تونه عاشق کسی باشه
‫که زندانیش کرده؟

340
00:24:55,843 --> 00:24:59,018
‫بابا همیشه باور داشت که پرسفون

341
00:24:59,019 --> 00:25:01,549
‫پشتِ رفتار ترسناکش رو دیده
‫و عاشقش شده.

342
00:25:01,550 --> 00:25:04,197
‫هادس هم عاشق پرسفون شد.

343
00:25:04,198 --> 00:25:05,895
‫پرسفون نیمه‌اش بود.

344
00:25:08,681 --> 00:25:10,986
‫ولی اگه اینقدر عاشق همدیگه بودن،

345
00:25:10,987 --> 00:25:12,511
‫پس چرا اصلاً پرسفون رفت؟

346
00:25:12,512 --> 00:25:14,729
‫اگه پرسفون تمام هسته‌ها رو خورده بود،

347
00:25:14,730 --> 00:25:16,427
‫تا ابد می‌موند.

348
00:25:16,428 --> 00:25:19,168
‫هادس مجبورش نکرد بمونه

349
00:25:19,169 --> 00:25:20,736
‫چون خانواده‌اش نیازش داشتن.

350
00:25:22,042 --> 00:25:25,958
‫هادس هیچوقت نمی‌ذاشت کسی از قلمروش بره.

351
00:25:25,959 --> 00:25:28,396
‫هادس عاشق پرسفون بود.

352
00:25:34,097 --> 00:25:37,187
‫گذاشت بره چون عاشقش بود؟

353
00:25:38,362 --> 00:25:40,412
‫و پرسفون برگشت چون عاشقش بود.

354
00:26:23,146 --> 00:26:25,584
‫ممنون بابت جشن، آدام.

355
00:26:27,150 --> 00:26:28,587
‫شگفت‌انگیز بود.

356
00:26:30,545 --> 00:26:33,025
‫خوشحال شدی؟

357
00:26:33,026 --> 00:26:35,115
‫ناامید نشدی؟

358
00:26:37,378 --> 00:26:38,428
‫چی؟

359
00:26:40,686 --> 00:26:42,296
‫چه چیز بیشتری می‌خواستی؟

360
00:26:45,691 --> 00:26:48,215
‫هیچوقت توی جشن نرقصیدم.

361
00:26:49,695 --> 00:26:51,218
‫اغلب تصورش رو کردم.

362
00:26:52,698 --> 00:26:54,873
‫قصد نداشتم ازت بخوام

363
00:26:54,874 --> 00:26:57,484
‫امروز یه کار ناگوار دیگه بکنی.

364
00:26:57,485 --> 00:26:58,535
‫ولی بازم...

365
00:27:01,010 --> 00:27:03,273
‫دوست دارم باهات برقصم.

366
00:27:05,145 --> 00:27:07,321
‫مطمئنم تحملش می‌کنی.

367
00:27:20,377 --> 00:27:22,292
‫می‌خوام باهات برقصم.

368
00:27:24,077 --> 00:27:26,078
‫تمام موزیسین‌ها رفتن.

369
00:27:26,079 --> 00:27:27,819
‫نیازی بهشون نداریم.

370
00:27:34,435 --> 00:27:35,485
‫پام...

371
00:27:38,047 --> 00:27:40,049
‫هنوز خیلی ضعیفه که زیاد نگهم داره.

372
00:27:41,921 --> 00:27:44,488
‫پس اجازه بده من نگهت دارم.

373
00:28:25,921 --> 00:28:26,791
‫لاینس صبح میره شروپشر

374
00:28:26,792 --> 00:28:27,842
‫دیدن خانواده‌ات.

375
00:28:31,535 --> 00:28:33,101
‫بله، می‌دونم.

376
00:28:33,102 --> 00:28:34,669
‫تو همراهش میری.

377
00:28:35,583 --> 00:28:36,670
‫برنامه این نبود.

378
00:28:36,671 --> 00:28:37,721
‫باید می‌بود.

379
00:28:38,804 --> 00:28:40,124
‫همیشه باید می‌بود.

380
00:28:41,589 --> 00:28:42,981
‫شما دوتا می‌تونید صبح

381
00:28:42,982 --> 00:28:45,512
‫فوراً بعد از صبحونه برید.

382
00:28:47,769 --> 00:28:49,459
‫تو باهامون میای؟

383
00:28:53,079 --> 00:28:55,168
‫من جام توی قلعه فالستونه.

384
00:29:01,174 --> 00:29:03,176
‫و جای من کجاست؟

385
00:29:11,837 --> 00:29:13,839
‫خانواده‌ات بهت نیاز داره.

386
00:29:15,579 --> 00:29:17,799
‫تو چی، آدام؟

387
00:29:22,369 --> 00:29:23,848
‫دوک به مردم نیاز نداره.

388
00:30:01,724 --> 00:30:06,455
‫بهتره که اسب‌ها رو معطل نکنی، مادر.

389
00:30:06,456 --> 00:30:08,675
‫فقط یه لحظه طول می‌کشه.

390
00:30:08,676 --> 00:30:11,897
‫و مهم‌تر از اینه که بخوام به موقع برم.

391
00:30:14,856 --> 00:30:18,338
‫من و پدرت یه ازدواج مصلحتی داشتیم.

392
00:30:19,382 --> 00:30:20,643
‫تفاوت عقایدمون

393
00:30:20,644 --> 00:30:22,951
‫حساب نشده بود.

394
00:30:24,126 --> 00:30:27,826
‫من توی شهر، بین جامعه بزرگ شده بودم.

395
00:30:30,089 --> 00:30:34,397
‫لندن، اشرافیان، چیزی بود که می‌شناختم
‫و نیازش داشتم.

396
00:30:35,746 --> 00:30:37,531
‫پدرت اینجا بزرگ شده بود،

397
00:30:39,054 --> 00:30:40,839
‫در سکوت و انزوا.

398
00:30:43,319 --> 00:30:45,669
‫چیزهای خیلی متفاوتی در زندگی می‌خواستیم.

399
00:30:48,934 --> 00:30:50,587
‫سعی کردیم مصالحه کنیم،

400
00:30:52,589 --> 00:30:54,678
‫که اولویت‌هامون رو ترکیب کنیم.

401
00:30:56,463 --> 00:30:59,421
‫ولی اون با جشن‌ها و گردهمایی‌های اینجا مشکل داشت،

402
00:30:59,422 --> 00:31:03,470
‫و از نیاز من برای معاشرت نفرت پیدا کردن.

403
00:31:04,645 --> 00:31:05,863
‫اون...

404
00:31:05,864 --> 00:31:09,910
‫اعتراف می‌کنم که خودم هم

405
00:31:09,911 --> 00:31:14,176
‫رابطه‌ام با فالستون و در ادامه با اون رو

406
00:31:16,309 --> 00:31:17,876
‫با تلخی نگاه می‌کردم.

407
00:31:17,877 --> 00:31:20,007
‫نمی‌خوام این حرف‌ها رو بشنوم...

408
00:31:20,008 --> 00:31:22,532
‫نفرت زود رشد می‌کنه، آدام.

409
00:31:25,666 --> 00:31:28,843
‫پدرت مرد خوبی بود،
‫با وجود نقص‌هاش.

410
00:31:31,977 --> 00:31:33,892
‫من واسه مدت خیلی زیادی،

411
00:31:35,197 --> 00:31:37,634
‫تو قلب رمانتیک احمقم،

412
00:31:38,809 --> 00:31:40,899
‫امید داشتم که وقتی رفتم، بیاد دنبالم.

413
00:31:42,901 --> 00:31:43,989
‫هیچوقت نیومد.

414
00:31:45,425 --> 00:31:48,341
‫بهش گفتی که امیدت این بوده؟

415
00:31:50,734 --> 00:31:55,390
‫وقتی ازدواج کردیم، خیلی جوون بودم
‫فقط ۱۷ سالم بود.

416
00:31:55,391 --> 00:31:59,873
‫در ساده‌لوحیم، باور داشتم
‫اگه واقعاً اهمیت می‌داد،

417
00:31:59,874 --> 00:32:02,833
‫نصف راه رو باهام میاد.

418
00:32:06,272 --> 00:32:08,969
‫تو خیلی بیشتر از پدرت

419
00:32:08,970 --> 00:32:10,493
‫حاضری مصالحه کنی.

420
00:32:11,712 --> 00:32:14,888
‫پرسفون هم بیشتر از من

421
00:32:14,889 --> 00:32:15,939
‫با سکوت و انزوا کنار میاد.

422
00:32:18,893 --> 00:32:21,113
‫اون نیمه‌ی توئه، آدام.

423
00:32:22,810 --> 00:32:24,506
‫با وادار کردنش به حدس زدن احساساتت

424
00:32:24,507 --> 00:32:26,727
‫این فرصت رو از دست نده.

425
00:32:53,101 --> 00:32:54,494
‫درست میگه‌ها.

426
00:32:57,801 --> 00:33:00,151
‫بقیه‌ی مهمونـا از قلعه رفتن، هری.

427
00:33:01,457 --> 00:33:02,507
‫تو چرا نرفتی؟

428
00:33:04,634 --> 00:33:06,332
‫اینجام که وجدان تو باشم.

429
00:33:07,507 --> 00:33:10,727
‫که از خودت نجاتت بدم.

430
00:33:14,514 --> 00:33:15,564
‫اون برمی‌گرده.

431
00:33:19,258 --> 00:33:21,520
‫وقتی لاینس به کشتیش برگرده،

432
00:33:21,521 --> 00:33:23,391
‫پرسفون به فالستون برمی‌گرده.

433
00:33:23,392 --> 00:33:25,915
‫و اونقدری می‌شناسمت که پیشبینی کنم

434
00:33:25,916 --> 00:33:28,092
‫جوری رفتار می‌کنی انگار برات مهم نیست

435
00:33:28,093 --> 00:33:29,442
‫که اینجا باشه یا نه.

436
00:33:31,400 --> 00:33:33,630
‫واقعاً می‌خوای براش سوال باشه؟

437
00:33:35,056 --> 00:33:38,190
‫به تو مربوط نیست، هری.

438
00:33:43,325 --> 00:33:44,375
‫دلت براش تنگ شده،

439
00:33:46,198 --> 00:33:47,638
‫و اون حق داره که اینـو بدونه.

440
00:33:49,636 --> 00:33:51,550
‫پیش خانواده‌اش خوشحاله.

441
00:33:51,551 --> 00:33:54,248
‫پس برو عضو خانواده‌اش باش.

442
00:33:54,249 --> 00:33:55,119
‫برو شروپشر.

443
00:33:55,120 --> 00:33:56,773
‫روالش این نیست.

444
00:33:58,123 --> 00:33:59,559
‫روال چی؟

445
00:34:02,431 --> 00:34:04,390
‫پرسفون مجازاتش رو دریافت می‌کنه،

446
00:34:05,391 --> 00:34:07,566
‫هادس هم در دنیای زیرین می‌مونه

447
00:34:07,567 --> 00:34:09,482
‫منتظر که ببینه هسته‌ها جواب میدن یا نه.

448
00:34:10,700 --> 00:34:12,614
‫معلومه توی اون سخنرانی در هارو

449
00:34:12,615 --> 00:34:14,115
‫خواب بودی.

450
00:34:17,011 --> 00:34:19,361
‫هادس نمی‌شینه که منتظر پرسفون بمونه.

451
00:34:20,449 --> 00:34:23,973
‫وقتی زمانش می‌رسه، هادس از سگ‌های جهنمی رد می‌شه

452
00:34:23,974 --> 00:34:26,759
‫و وارد دنیای زنده‌ها می‌شه

453
00:34:26,760 --> 00:34:28,196
‫که عروسش رو پس بگیره.

454
00:34:30,111 --> 00:34:31,330
‫اینـو یادم نمیاد.

455
00:34:32,635 --> 00:34:34,027
‫هوم.

456
00:34:34,028 --> 00:34:36,248
‫هادس یه شخصیت ضعیف نبود، آدام.

457
00:34:37,684 --> 00:34:39,381
‫و حاضرم شرط ببندم که پرسفون

458
00:34:41,514 --> 00:34:44,821
‫دقیق می‌دونست که شوهرش چه حسی بهش داره.

459
00:35:25,035 --> 00:35:27,211
‫مطمئنی به قدر کافی جات امنه؟

460
00:35:27,212 --> 00:35:29,691
‫لباسم به اندازه خونه گرمه،

461
00:35:29,692 --> 00:35:31,085
‫اونجا خیلی سردتره.

462
00:35:32,130 --> 00:35:34,914
‫خیلی از قلعه فالستون تعریف می‌کنی.

463
00:35:34,915 --> 00:35:36,438
‫بهش علاقمند شدم، آتنا.

464
00:35:37,613 --> 00:35:39,137
‫بیشتر از فقط قلعه.

465
00:35:41,051 --> 00:35:42,530
‫امیدوارم گستاخی نباشه که بگم

466
00:35:42,531 --> 00:35:47,536
‫انگار دلت واسه قلعه تنگ شده.

467
00:35:50,887 --> 00:35:51,937
‫آره.

468
00:35:51,938 --> 00:35:53,802
‫پس چرا انگار ناراحتی

469
00:35:53,803 --> 00:35:56,501
‫هروقت کسی به برگشتنت اشاره می‌کنه؟

470
00:35:56,502 --> 00:35:58,972
‫فکر نمی‌کنم فقط به خاطر این باشه
‫که دلتنگ ما هستی.

471
00:35:59,635 --> 00:36:01,984
‫احتمالاً چون کامل مطمئن نیستم

472
00:36:01,985 --> 00:36:04,988
‫که وقتی برگردم با چی مواجه بشم.

473
00:36:06,903 --> 00:36:08,593
‫همیشه می‌تونی اینجا بمونی.

474
00:36:10,124 --> 00:36:11,343
‫قلبم اونجاست.

475
00:36:14,259 --> 00:36:16,913
‫امیدوارم قلعه بدونه چقدر خوشبخته.

476
00:36:39,632 --> 00:36:44,462
‫آدام.

477
00:36:44,463 --> 00:36:46,029
‫اومدی ببریم خونه؟

478
00:36:47,814 --> 00:36:48,864
‫وقتی آماده باشی.

479
00:36:50,947 --> 00:36:53,776
‫ولی می‌خواستم شروپشر رو ببینم،

480
00:36:56,431 --> 00:36:57,693
‫که ببینم کجا بزرگ شدی.

481
00:36:59,129 --> 00:37:00,179
‫واقعاً؟

482
00:37:01,784 --> 00:37:05,179
‫و اینکه با خانواده‌ات آشنا بشم.

483
00:37:07,486 --> 00:37:09,575
‫و من...

484
00:37:12,752 --> 00:37:14,622
‫هادس همیشه رفت دنبال پرسفون.

485
00:37:17,060 --> 00:37:19,280
‫آره، درسته.

486
00:37:22,631 --> 00:37:24,938
‫هرچقدر لازم بود صبر کرد.

487
00:37:25,387 --> 00:37:28,027
‫بعد از قلمروش خارج شد

488
00:37:28,028 --> 00:37:31,813
‫و تا پیداش نکرد، بهش برنگشت.

489
00:37:31,814 --> 00:37:34,382
‫فکر کنم هادس حتماً دلتنگ زنش بوده.

490
00:37:35,114 --> 00:37:38,255
‫فکر کنم تا دقیقه‌ی نبودنش رو

491
00:37:38,256 --> 00:37:39,474
‫به یاد داشت.

492
00:37:41,781 --> 00:37:44,130
‫ولی آیا پرسفون هم همونقدر که هادس می‌خواست

493
00:37:44,131 --> 00:37:46,263
‫دوباره باهاش باشه، برای بازگشت مشتاق بود؟

494
00:37:46,264 --> 00:37:48,440
‫آره، بود.

495
00:38:03,106 --> 00:38:05,370
‫چرا هادس رفت دنبالش؟

496
00:38:08,460 --> 00:38:10,199
‫حتماً عاشقش بود.

497
00:38:10,200 --> 00:38:11,250
‫درسته.

498
00:38:12,855 --> 00:38:15,640
‫درسته، بیشتر از چیزی که بتونه بیان کنه.

499
00:38:21,081 --> 00:38:26,086
‫ولی آیا پرسفون با وجود نقص‌هاش
‫دوستش داشت،

500
00:38:28,784 --> 00:38:30,698
‫با وجود اینکه لایق خیلی بیشتر از چیزهایی بود

501
00:38:30,699 --> 00:38:32,005
‫که هادس می‌تونست بهش بده؟

502
00:38:33,659 --> 00:38:35,050
‫آدام.

503
00:38:35,051 --> 00:38:36,357
‫خیلی دیر اومدم؟

504
00:38:36,480 --> 00:38:38,663
‫کاری نیست که بتونم...

505
00:38:38,664 --> 00:38:40,354
‫گفتی به فالستون تعلق داری.

506
00:38:42,581 --> 00:38:44,017
‫فقط فالستون.

507
00:38:45,627 --> 00:38:47,889
‫من به تو تعلق دارم.

508
00:39:08,302 --> 00:39:09,608
‫من عاشقتم، آدام.

509
00:39:19,735 --> 00:39:22,184
‫اشرافیان باورشون نمی‌شه

510
00:39:22,185 --> 00:39:23,838
‫حتی اگه خودشون ازت بشنون.

511
00:39:25,711 --> 00:39:27,365
‫باید قانعـشون کنیم.

512
00:39:28,975 --> 00:39:30,237
‫ممکنه هنوز از لندن لذت ببرم.

513
00:39:32,195 --> 00:39:35,764
‫این یعنی می‌تونم به قلعه‌تون بیام؟

514
00:39:36,722 --> 00:39:39,899
‫قلعه‌ی ما به یه اکتشاف خوب نیاز داره.

515
00:39:42,162 --> 00:39:45,294
‫شاید اگه برنامه‌ی دیگه‌ای
‫برای کریسمس نداشته باشید،

516
00:39:45,295 --> 00:39:46,735
‫بتونید اون موقع اکتشاف کنید.

517
00:39:48,734 --> 00:39:50,953
‫آتنا، دافنه!

518
00:39:50,954 --> 00:39:54,173
‫می‌دونی که بقیه خانواده رو میاره،

519
00:39:54,174 --> 00:39:57,525
‫و فالستون پُر از آدم می‌شه؟

520
00:40:00,354 --> 00:40:03,835
‫خب، احتمالاً هم ممکن باشه

521
00:40:03,836 --> 00:40:07,056
‫که گاهی حالم بد بشه.

522
00:40:09,363 --> 00:40:12,148
‫ممکنه یه بار دیگه مجبور باشی
‫منـو از خودم نجات بدی.

523
00:40:15,587 --> 00:40:17,589
‫انجامش دادی‌ها.

524
00:40:18,677 --> 00:40:19,727
‫نجاتت دادم؟

525
00:40:21,636 --> 00:40:22,686
‫اوه.

526
00:40:23,638 --> 00:40:25,161
‫پرسفونِ من،

527
00:40:26,685 --> 00:40:29,035
‫می‌دونی هرچقدر دور می‌شدی هم

528
00:40:30,732 --> 00:40:33,169
‫دنبالت می‌اومدم؟

529
00:40:35,476 --> 00:40:38,392
‫هادس همیشه می‌اومد دنبال پرسفون.

530
00:40:41,787 --> 00:40:43,963
‫و پرسفون همیشه برمی‌گشت خونه.

531
00:40:47,749 --> 00:40:48,799
‫همیشه.

532
00:40:48,823 --> 00:41:08,823
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
