WEBVTT

00:00.020 --> 00:02.138
‫« آنچه گذشت »
‫من آدام رو مثل داداشم می‌دونم.

00:02.219 --> 00:04.090
‫رفتارش باهات خیلی خصمانه‌ست.

00:04.091 --> 00:05.875
‫رفتار آدام با همه خصمانه‌ست.

00:05.876 --> 00:07.484
‫حتی نمی‌خوای تلاشش رو ببینی؟

00:07.485 --> 00:09.269
‫تو عمرم به اندازه‌ی کافی کنار کشیدنِ مردم رو دیدم

00:09.270 --> 00:11.097
‫که بخوام بازم شاهد این اتفاق باشم.

00:11.098 --> 00:12.489
‫فکر کنم غافلگیرت کنه.

00:12.490 --> 00:14.883
‫می‌خوام جایگاهم رو در اینجا پیدا کنم

00:14.884 --> 00:18.061
‫و با شوهر جدیدم به یک مقداری متانت برسم.

00:20.021 --> 00:21.890
‫هری چیزیش شده؟

00:21.891 --> 00:23.065
‫توی یه مسافرخونه بین اینجا و هاویک

00:23.066 --> 00:24.632
‫بدجوری مریض شده.

00:24.633 --> 00:25.720
‫قصد داری چی کار کنی؟

00:25.721 --> 00:27.636
‫برم بیارمش دیگه.

00:27.637 --> 00:30.812
‫چرا نذاشتید یه پزشک احضار بشه؟

00:30.813 --> 00:32.988
‫این آقا به وضوح مریضه.

00:32.989 --> 00:34.643
‫من خیریه باز نکردم، قربان.

00:34.991 --> 00:37.733
‫به امید اینکه دوباره بتونیم در آینده باهم کار کنیم.

00:38.386 --> 00:39.473
‫حتماً.

00:39.474 --> 00:41.605
‫خیلی آدم گیج‌کننده‌ایه.

00:41.606 --> 00:44.087
‫همه‌اش بخشی از جذبه‌ی اونه، پرسفون.

00:44.088 --> 00:46.219
‫من چم شده دقیقاً؟

00:46.220 --> 00:47.873
‫این هم برات رسیده.

00:48.396 --> 00:49.446
‫پرسفون؟

00:50.093 --> 00:51.399
‫اواندر مُرده.

00:55.000 --> 00:59.000
‫« در جستجوی پرسفون »

00:59.964 --> 01:03.410
‫هری وقتی حدوداً یه ساعت پیش دیدمش

01:03.411 --> 01:05.152
‫مثل همیشه گستاخ بود.

01:06.370 --> 01:08.840
‫این نشونه‌ی بهبودیشـه.

01:12.507 --> 01:15.335
‫امروز یه نامه از خواهرم گرفتم.

01:15.336 --> 01:16.684
‫کدوم‌شون؟

01:16.685 --> 01:18.294
‫آرتمیس.

01:18.295 --> 01:19.345
‫کوچیکه؟

01:20.993 --> 01:22.043
‫آره.

01:24.954 --> 01:27.086
‫از خانم پرستارش ناراضیه،

01:27.087 --> 01:29.566
‫دلیل خوبی هم براش نداره.

01:29.567 --> 01:31.046
‫حس می‌کنه سوگواریِ دائم توی خونه

01:31.047 --> 01:33.697
‫حالش رو گرفته.

01:34.790 --> 01:38.924
‫و دوباره درخواست کرده که برای ملاقات بیاد اینجا.

01:44.626 --> 01:46.193
‫من بهار یا تابستون رو توصیه کردم.

01:52.590 --> 01:54.940
‫البته، هیچ برنامه‌ای در کل ریخته نشده.

01:57.508 --> 01:59.684
‫بهار باید بریم لندن.

02:00.685 --> 02:03.644
‫بعد از تحمل جامعه و فصل،

02:03.645 --> 02:06.082
‫خوب می‌شه برگردیم اینجا که ساکت باشه.

02:10.086 --> 02:11.136
‫بله.

02:13.002 --> 02:14.830
‫واقعاً ساکته.

02:14.854 --> 02:24.854
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:24.878 --> 02:34.878
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:35.198 --> 02:36.720
‫حالت چطوره؟

02:36.721 --> 02:39.159
‫خیلی بهترم.

02:40.290 --> 02:42.161
‫از اون شکنجه‌گاه فاصله گرفتن

02:42.162 --> 02:44.250
‫کمک زیادی به خوب شدنم کرده.

02:44.251 --> 02:45.555
‫پس باعث خوشحالیت می‌شه که بدونی

02:45.556 --> 02:48.428
‫دیگه منبع فلاکت نخواهد بود.

02:48.429 --> 02:50.866
‫فوراً قراره تعطیل بشه.

02:54.696 --> 02:56.523
‫تعطیل بشه؟

02:56.524 --> 02:58.307
‫بررسی دقیق‌تر گذشته و اعمال اسمیت

02:58.308 --> 03:00.658
‫باعث شد تعطیل کردنش مطلقاً واجب بشه.

03:01.572 --> 03:05.053
‫هرکسی که از فرد نیازمند

03:05.054 --> 03:06.228
‫غذا، گرما، کمک پزشکی،

03:06.229 --> 03:07.403
‫و حتی توانایی درخواست کمک رو دریغ کنه

03:07.404 --> 03:10.232
‫و بارها تکرارش کرده باشه،

03:10.233 --> 03:11.626
‫نباید مسافرخونه داشته باشه.

03:12.975 --> 03:14.025
‫هوم.

03:15.586 --> 03:18.198
‫اول با عجله میای کمکم،

03:20.112 --> 03:22.462
‫بعد شروری که شکنجه‌ام کرد رو شکست میدی.

03:24.073 --> 03:25.161
‫مراقب باش، آدام.

03:29.644 --> 03:31.906
‫مردم میگن برات مهمه.

03:31.907 --> 03:33.429
‫خفه شو، هری.

03:43.092 --> 03:46.094
‫بارتون!

03:46.095 --> 03:49.098
‫اون صدای وامونده چیه؟

03:49.099 --> 03:51.839
‫فکر کنم توضیحش می‌شه

03:51.840 --> 03:53.928
‫یه گفتگوی سرزنده، اعلی‌حضرت.

03:53.929 --> 03:58.498
‫اونوقت کی مسئول این مکالمه‌ی سرزنده‌ست؟

03:58.499 --> 04:00.717
‫خانم پوینتر.

04:00.718 --> 04:02.415
‫بی‌شک کشیش هم اومده.

04:02.416 --> 04:03.466
‫بی‌شک.

04:04.244 --> 04:07.071
‫مطمئنی امروز کاملاً خودتی، بارتون؟

04:07.072 --> 04:08.464
‫اطمینان میدم

04:08.465 --> 04:10.161
‫حالم از چند سال گذشته بهتره، اعلی‌حضرت.

04:10.162 --> 04:13.253
‫انگار فالستون لونه‌ی پرنده‌ها شده.

04:17.996 --> 04:19.259
‫یه چای کامل؟

04:20.260 --> 04:22.696
‫فکر کنم آشپز خیلی هیجان‌زده شد

04:22.697 --> 04:25.787
‫که قراره دوباره یه قوری چای آماده کنه.

04:26.788 --> 04:29.050
‫از آخرین بارش مدتی می‌گذره، اعلی‌حضرت.

04:29.051 --> 04:32.183
‫بارتون، چطوریه که کشیش و زنش

04:32.184 --> 04:34.273
‫توی اتاق پذیرایی من هستن؟

04:34.274 --> 04:36.840
‫یادم نمیاد این لازمه رو تغییر داده باشم

04:36.841 --> 04:40.583
‫که باید به تمام مهمون‌ها گفته بشه که من خونه نیستم.

04:40.584 --> 04:43.761
‫کشیش به وضوح گفتن که می‌خوان بانو رو ببینن.

04:44.806 --> 04:48.025
‫وقتی گفتم آقای پوینتر اومده دیدن دوشس،

04:48.026 --> 04:50.114
‫فکر کردم ممکنه از پله‌ها بیفته،

04:50.115 --> 04:52.509
‫اینقدر از داشتنِ مهمون خوشحال شده بود.

04:53.858 --> 04:56.077
‫خانواده‌ی پوینتر چند وقته که اینجان؟

04:56.078 --> 04:58.253
‫فقط چند دقیقه شده، اعلی‌حضرت.

04:58.254 --> 05:01.082
‫خب، چند دقیقه بیشتر از چیزیه که خیلی‌ها نصیب‌شون می‌شه.

05:04.521 --> 05:05.391
‫ممنون.

05:05.392 --> 05:06.442
‫البته.

05:06.443 --> 05:08.872
‫یه لیوان چای میل داری، آدام؟

05:08.873 --> 05:10.221
‫نه.

05:10.222 --> 05:12.354
‫از دیدن دوباره‌ات خوشحالم، اعلی‌حضرت.

05:12.355 --> 05:13.790
‫شک دارم.

05:13.791 --> 05:16.097
‫دقیقاً دلیل سرزدن‌تون چیه؟

05:16.098 --> 05:17.751
‫ملاقات اجتماعی، قاعدتاً.

05:17.752 --> 05:19.143
‫قاعدتاً؟

05:19.144 --> 05:20.928
‫توی این ۱۵ سالی که کشیش بودی،

05:20.929 --> 05:23.191
‫قلعه‌ی فالستون کِی ملاقات‌کننده‌ای داشته؟

05:23.192 --> 05:24.366
‫نه حتی یک بار، اعلی‌حضرت.

05:24.367 --> 05:25.846
‫حتی یک بار.

05:25.847 --> 05:28.545
‫چی باعث شد باور کنی
‫که این قضیه تغییر کرده؟

05:29.416 --> 05:30.764
‫خوش‌خیالی؟

05:30.765 --> 05:33.680
‫کسی به قلعه فالستون سر نمی‌زنه.

05:33.681 --> 05:36.596
‫نه امروز، نه در آینده.

05:36.597 --> 05:39.120
‫قلعه فالستون دریافت نمی‌کنه، اعلی‌حضرت؟

05:39.121 --> 05:41.602
‫یا شما؟

05:43.125 --> 05:44.517
‫فرقی نداره.

05:44.518 --> 05:46.215
‫ببخشید، نخیر.

05:46.216 --> 05:49.522
‫ممنون بابت مهمون‌نوازی‌تون، اعلی‌حضرت.

05:49.523 --> 05:50.573
‫اه.

05:52.177 --> 05:53.227
‫بازم تشریف بیارید.

05:55.442 --> 05:56.492
‫ممنون بابت...

05:58.183 --> 06:00.533
‫یکشنبه می‌بینمـتون.

06:00.534 --> 06:02.273
‫امیدت رو از دست نده.

06:02.274 --> 06:04.667
‫خوشبختی حتی در دوران تاریک هم کشف می‌شه.

06:04.668 --> 06:07.148
‫پرسفون نمی‌تونه خوشحال باشه.

06:07.149 --> 06:08.192
‫پایان افسانه‌اش اینه،

06:08.193 --> 06:10.151
‫به گفته‌ی خواهر کوچیکم.

06:10.152 --> 06:12.066
‫ولی پایان قصه به گفته‌ی شماست

06:12.067 --> 06:14.634
‫که بیشترین اهمیت رو داره.

06:14.635 --> 06:19.640
‫بهتره بمونید و چایی‌تون رو بخورید.

06:20.771 --> 06:23.948
‫به آشپز توهین می‌شه
‫اگه سینی رو دست‌نخورده برگردونن.

06:24.949 --> 06:27.821
‫بشین عزیزم و کیک لیمویی بخور.

06:27.822 --> 06:29.082
‫ممنون.

06:30.868 --> 06:31.918
‫ببخشید.

06:35.482 --> 06:37.919
‫مطمئنی یکم چای میل نداری؟

06:41.792 --> 06:44.360
‫نمی‌دونستم باید ردشون کنم برن.

06:46.493 --> 06:48.364
‫بهتره چایی‌شون رو بخورن.

06:49.452 --> 06:51.497
‫فکر کردم کسی نمی‌خواد منـو ببینه.

06:51.498 --> 06:53.020
‫شک دارم کسی توی محله

06:53.021 --> 06:54.414
‫حتی تلاش کرده باشه.

06:54.415 --> 06:56.676
‫پس می‌تونم به دیدن همسایه‌ها برم.

06:56.677 --> 06:57.727
‫نه.

07:00.158 --> 07:03.379
‫نه، اونـا می‌تونن لطف رو جبران کنن.

07:03.380 --> 07:05.728
‫- ولی من...
‫- نمی‌خوام

07:05.729 --> 07:07.659
‫قلعه‌ی فالستون پُر از آدم بشه.

07:11.387 --> 07:12.437
‫معلومه که نه.

07:12.438 --> 07:15.869
‫ممنون که اجازه دادی خانواده پوینتر بمونن.

07:15.870 --> 07:17.785
‫داشتم از سرزدن‌شون لذت می‌بردم.

07:22.790 --> 07:26.967
‫البته خودت، یه سرزدن به خانم پوینتر بدهکاری.

07:26.968 --> 07:28.490
‫می‌فهمم که به صورت همیشگی

07:28.491 --> 07:29.541
‫با نصف شهرستان نشست‌وبرخواست داره.

07:30.754 --> 07:35.150
‫پس اونجوری می‌تونم همسایه‌ها رو ببینم؟

07:37.152 --> 07:38.202
‫اگه بخوای.

08:08.326 --> 08:11.664
‫دیگه کی در خانه‌ی کشیش بود؟

08:11.665 --> 08:13.492
‫خانم میلستون و دخترش،

08:13.493 --> 08:16.277
‫بانو هترشم، دوشیزه گرینبورو.

08:16.278 --> 08:20.150
‫نظرت درباره‌ی ترشیده‌ی محل چی بود؟

08:20.151 --> 08:21.630
‫خیلی ساکت بود،

08:21.631 --> 08:23.719
‫واسه همین نتونستم نظری بهش داشته باشم.

08:23.720 --> 08:24.770
‫پرسفون.

08:28.203 --> 08:29.508
‫واسه منه؟

08:29.509 --> 08:30.559
‫باید بخونیش.

08:31.537 --> 08:36.123
‫«اعلی‌حضرت، لرد بارهام، اولین لرد ادمیرالتی،

08:36.124 --> 08:37.516
‫پرس‌وجوهاتون رو در مورد دو سرباز

08:37.517 --> 08:40.227
‫سوار بر اِچ‌اِم‌اِس ترایومفنت به من ارجاع دادند.

08:41.114 --> 08:45.219
‫اواندر لنکستر، همونطور که بهتون اطلاع دادن،

08:45.220 --> 08:47.870
‫تسلیم جراحات ترافالگار شدن و،

08:47.871 --> 08:49.702
‫به همراه اکثر افراد در اون زمان،

08:49.703 --> 08:51.051
‫در قبرستان جبرالطارق

08:51.052 --> 08:52.732
‫به همراه هم‌خدمتی‌های کشته‌شده‌اش دفن شده.»

08:55.273 --> 08:56.323
‫بخون، پرسفون.

08:58.059 --> 08:59.539
‫خبر بد نیست.

09:02.063 --> 09:03.623
‫«سرباز لاینس لنکستر

09:05.414 --> 09:08.024
‫در اون نبرد تنها جراحات کوچیک برداشته

09:08.025 --> 09:10.027
‫و سوار ترایومفنت مونده.

09:10.855 --> 09:15.249
‫طبق درخواست، وقتی به بندر خانه برسیم

09:15.250 --> 09:17.426
‫بهش مرخصی داده می‌شود.»

09:21.604 --> 09:24.433
‫اون یکی نامه از طرف لاینس‌ـه.

09:24.434 --> 09:27.087
‫لاینس برام نامه نوشته؟

09:27.088 --> 09:30.873
‫اوهوم.

09:30.874 --> 09:33.441
‫نمی‌دونم چطوری موفق به این کار شدی، آدام.

09:33.442 --> 09:34.748
‫جواب می‌خواستی.

09:35.879 --> 09:37.629
‫فقط مطمئن شدم به جواب‌هات برسی.

09:37.630 --> 09:40.448
‫این با اختلاف مهربونانه‌ترین کاریه

09:40.449 --> 09:41.971
‫که تا حالا کسی برام کرده.

09:41.972 --> 09:44.018
‫آدام، خیلی خیلی ممنون.

10:02.427 --> 10:04.472
‫خیلی خوب این کار رو بلدی.

10:15.745 --> 10:17.833
‫الان پرسفون رو بوسیدم.

10:17.834 --> 10:20.750
‫متوجه شدم.

10:22.056 --> 10:25.102
‫و

10:26.234 --> 10:28.366
‫فکر کنم پرسفون هم متوجه شد.

10:29.803 --> 10:31.542
‫که راستش چیز خوبیه.

10:31.543 --> 10:33.370
‫اگه حتی نفهمیده بود که داری بوسش می‌کنی،

10:33.371 --> 10:36.460
‫آدم براش سوال می‌شد که بلدی یا نه.

10:36.461 --> 10:37.331
‫خف...

10:37.332 --> 10:39.856
‫می‌دونم، خفه شو، هری.

10:51.636 --> 10:55.392
‫صداشون داره بلندتر می‌شه.

11:02.574 --> 11:04.751
‫ممنون بابت نامه‌ام، آدام.

11:07.362 --> 11:08.711
‫لاینس خوشحال به نظر میاد.

11:10.365 --> 11:13.075
‫از اواندر چیزی نگفت که یکم نگرانم می‌کنه.

11:14.325 --> 11:17.241
‫همیشه اینجوری از مسائل ناراحت‌کننده دوری می‌کرد.

11:20.375 --> 11:22.290
‫ولی قول داد که بازم نامه میده.

11:26.999 --> 11:29.992
‫خوشت نمیاد وقتی ازت تشکر می‌کنم

11:29.993 --> 11:32.256
‫بابت کارهایی که می‌کنی،

11:35.825 --> 11:37.914
‫ولی واقعاً قدردانم.

11:41.657 --> 11:44.746
‫فقط کاش می‌شد گرگ‌ها رو یه کاری بکنی.

12:22.654 --> 12:24.308
‫پرسفون؟

12:30.706 --> 12:31.756
‫پرسفون.

12:37.060 --> 12:39.235
‫چی شد؟

12:39.236 --> 12:41.324
‫از اسبت افتادی.

12:41.325 --> 12:43.326
‫صدمه دیدی؟ می‌تونی بشینی؟

12:43.327 --> 12:44.676
‫نمی‌دونم.

12:48.942 --> 12:50.725
‫بذار کمکت کنم.

12:51.596 --> 12:52.646
‫مراقب باش.

12:58.038 --> 12:59.088
‫جاییـت درد می‌کنه؟

13:00.344 --> 13:02.041
‫قبلاً اینـو ازم پرسیدی.

13:02.042 --> 13:04.739
‫آدم می‌تونه با پرت شدن از اسب کشته بشه.

13:04.740 --> 13:05.958
‫تا مطمئن بشم که صدمه ندیدی،

13:05.959 --> 13:07.949
‫بازم ازت سوال می‌پرسم.

13:12.835 --> 13:13.885
‫چی شد؟

13:14.881 --> 13:16.795
‫نمی‌تونم توضیح بدم، اعلی‌حضرت.

13:16.796 --> 13:19.232
‫تقریباً انگار یه چیزی اسب رو ترسوند.

13:19.233 --> 13:21.974
‫شانس آوردیم صدمه‌ی جدی ندیده.

13:21.975 --> 13:23.324
‫بله اعلی‌حضرت.

13:27.458 --> 13:29.808
‫ندیمه‌ات می‌تونه یه حمام داغ برات آماده کنه.

13:29.809 --> 13:32.114
‫اگه جاییت گرفته باشه درست می‌شه.

13:32.115 --> 13:35.639
‫واقعاً نیازی نیست اینقدر شلوغش کنی.

13:35.640 --> 13:37.206
‫وقتی اینقدر درد داشتی
‫که نتونستی واسه شام بیای پایین،

13:37.207 --> 13:38.642
‫مخالفت می‌کنی.

13:39.470 --> 13:40.644
‫مراقب باش.

13:41.472 --> 13:42.522
‫خودشه.

13:44.911 --> 13:46.651
‫خیلی لطف داری، آدام.

13:47.739 --> 13:50.089
‫از اسب پرت شدی، پرسفون.

13:50.568 --> 13:52.832
‫هر آقای درست و حسابی‌ای بود نگران می‌شد.

13:58.141 --> 14:00.142
‫می‌تونم بگم آشپزخونه یه سینی برات بفرسته

14:00.143 --> 14:02.405
‫اگه ترجیح میدی برای شام نیای پایین.

14:02.406 --> 14:05.713
‫واقعاً به همین زودی حالم خوب شده.

14:05.714 --> 14:08.064
‫فکر کنم بیشتر ترسیدم تا اینکه چیزیـم بشه.

14:10.284 --> 14:13.200
‫وقتی یکم بیشتر از خودم مطمئن شدم،

14:14.114 --> 14:16.203
‫می‌تونم بیام با تو و هری سوارکاری کنم؟

14:18.770 --> 14:21.033
‫اطلس نمی‌تونه به زئوس برسه.

14:21.034 --> 14:22.643
‫نمی‌شه یکم سرعت زئوس رو کم کنی؟

14:22.644 --> 14:25.733
‫یا بذاری در پایان اسب‌سواری‌تون ملحق بشم،

14:25.734 --> 14:27.054
‫وقتی زئوس سرعتش کم شده؟

14:30.304 --> 14:32.131
‫زئوس بی‌صبره.

14:32.132 --> 14:33.916
‫شاید اطلس رو مضطرب کنه.

14:35.875 --> 14:38.007
‫نمی‌شه حداقل تلاش کنم؟

14:41.054 --> 14:44.579
‫ترجیح میدم ریسکش رو نکنی.

14:45.449 --> 14:47.495
‫ولی تو هستی.

14:49.018 --> 14:52.717
‫بله ولی، اون تضمینی نیست که...

15:06.253 --> 15:07.303
‫متاسفم.

15:08.603 --> 15:09.653
‫نه.

15:10.866 --> 15:11.916
‫من... آدام...

15:34.711 --> 15:36.717
‫مسخره‌ست!

15:36.718 --> 15:38.981
‫اینجا زیادی ساکته.

15:59.219 --> 16:02.743
‫واسه چی اینقدر طول کشیده؟

16:03.919 --> 16:05.006
‫پس بیداری.

16:05.007 --> 16:05.920
‫آدام!

16:05.921 --> 16:07.095
‫به خاطر افتادنت درد داری؟

16:07.096 --> 16:08.923
‫راه رفتن دردناکه؟

16:12.101 --> 16:13.233
‫امشب صداشون بلنده.

16:15.057 --> 16:18.715
‫تا کِی می‌خوای پشت اون پنجره بشینی

16:18.716 --> 16:19.847
‫و نگران گرگ‌ها باشی؟

16:19.848 --> 16:20.980
‫تا وقتی دیگه زوزه نکشن.

16:24.896 --> 16:28.160
‫وقتی تازه شروع شد باید می‌اومدی داخل.

16:28.161 --> 16:29.683
‫می‌اومدم داخل؟

16:29.684 --> 16:32.274
‫و با اون پتو توی تخت دراز می‌کشیدی.

16:33.731 --> 16:35.863
‫می‌دونستی؟

16:35.864 --> 16:36.914
‫من...

16:37.042 --> 16:39.432
‫فکر کردم خوابی.

16:39.433 --> 16:40.737
‫خواب؟

16:40.738 --> 16:42.087
‫نمی‌تونم بخوابم.

16:42.088 --> 16:43.479
‫اتاق رو برام خراب کردی.

16:43.480 --> 16:45.003
‫یعنی چی که خرابش کردم؟

16:45.004 --> 16:47.092
‫اتاق‌خوابم قبلاً ساکت بود.

16:47.093 --> 16:48.919
‫بعد تو شروع کردی به اومدن

16:48.920 --> 16:51.357
‫و موقع خواب اون صداها رو در آوردی.

16:51.358 --> 16:52.967
‫صدا میدم؟

16:52.968 --> 16:55.187
‫و مدام تکون می‌خوری.

16:55.188 --> 16:56.057
‫صداهای بلند؟

16:56.058 --> 16:57.972
‫نه بابا.

16:57.973 --> 16:59.583
‫نه، مثل یه توله سگ.

17:02.282 --> 17:03.761
‫صداهای کم.

17:04.849 --> 17:07.112
‫اون اذیتت نمی‌کنه؟

17:07.113 --> 17:08.896
‫بهش عادت کردم.

17:08.897 --> 17:11.291
‫نمی‌خوام مزاحمت بشم.

17:13.467 --> 17:14.517
‫نیستی.

17:17.427 --> 17:20.169
‫توی اتاق‌خواب تو گرگ‌ها زیاد نگرانم نمی‌کنن.

17:23.781 --> 17:25.101
‫اینجا ساکت‌ترن؟

17:26.523 --> 17:27.573
‫نه.

17:28.438 --> 17:29.744
‫جوری که فهمیدم،

17:29.745 --> 17:32.006
‫اگه گله‌ی گرگ واقعاً بیاد توی قلعه،

17:32.007 --> 17:33.356
‫اول تو رو می‌خورن.

17:45.629 --> 17:48.109
‫شب بخیر آدام.

17:48.110 --> 17:51.156
‫شب بخیر پرسفون.

17:59.165 --> 18:00.215
‫آدام؟

18:01.167 --> 18:02.217
‫بله؟

18:03.952 --> 18:05.910
‫چرا تصمیم گرفتی ازدواج کنی؟

18:12.178 --> 18:15.572
‫اون زمان انگار فکر خوبی بود.

18:19.402 --> 18:20.452
‫الانـم هست؟

18:29.108 --> 18:30.848
‫خانم ادکاک گفت می‌شی.

18:31.366 --> 18:33.241
‫چی می‌شم؟

18:33.242 --> 18:34.939
‫از ازدواج باهام پشیمون می‌شی.

18:42.904 --> 18:45.428
‫وقتی چند روز پیش رفتم خانه کشیش،

18:48.170 --> 18:51.477
‫خانم ادکاک گفت اکثر آقایونی
‫که زن می‌خرن

18:51.478 --> 18:53.219
‫آخرش از خریدشون پشیمون می‌شن.

18:55.264 --> 18:56.525
‫خیلی واضح بود

18:56.526 --> 18:58.876
‫که منظورش توافق ازدواج ماست.

19:00.226 --> 19:01.704
‫خانم ادکاک گفته بود

19:01.705 --> 19:04.751
‫حداقل ده دوازده بار از جهیزیه‌ی بزرگش گفته بود،

19:04.752 --> 19:08.624
‫واسه همین اتفاقی از بانو هترشم پرسیدم،

19:08.625 --> 19:11.411
‫که خانم ادکاک هم شنید،

19:12.586 --> 19:14.239
‫که عجیبه یا نه

19:14.240 --> 19:16.197
‫که واسه یه سری خانمـا لازمه

19:16.198 --> 19:19.200
‫که به داماد احتمالی‌شون پول بدن

19:19.201 --> 19:21.160
‫که بتونه خودش رو سروسامون بده.

19:22.900 --> 19:25.902
‫هیچ آقایی یه اسب بدنام رو قبول نمی‌کنه

19:25.903 --> 19:28.775
‫اگه مجبور بشه واسه پذیرفتنش رشوه بگیره.

19:31.779 --> 19:35.825
‫اینقدر خانم ادکاک عصبانی شد که فکر کردم

19:35.826 --> 19:38.219
‫الان چایی از گوشش می‌زنه بیرون.

19:38.220 --> 19:40.134
‫با یه اسب مقایسه‌اش کردی؟

19:42.746 --> 19:44.486
‫حتی منـم نمی‌تونم یه جواب اینقدر تُند بدم؟

19:44.487 --> 19:46.836
‫آفرین پرسفون.

19:46.837 --> 19:49.361
‫سال‌ها بود که با کسی بحث نکرده بودم.

19:49.362 --> 19:53.887
‫از اعتراف به اینکه ازش لذت بردم
‫خجالت نمی‌کشم.

19:53.888 --> 19:57.238
‫حس کردم یه جنگجوی معمولی هستم.

19:57.239 --> 19:59.458
‫شاید قبل از اینکه دوباره برم خانه کشیش بهش سر بزنم،

19:59.459 --> 20:02.243
‫یکی از زره‌ها رو بپوشم.

20:02.244 --> 20:04.289
‫می‌تونم ببینم توی اسلحه‌خانه نیزه داریم یا نه

20:04.290 --> 20:06.204
‫و وقتی داره سوارِ اسب به سمت خانه کشیش میاد

20:06.205 --> 20:08.684
‫حریفم رو زمین بزنم.

20:08.685 --> 20:12.385
‫می‌شم مایه‌ی وحشتِ محله.

20:13.386 --> 20:16.779
‫خب، اگه کار به نبرد کامل رسید، بهم بگو.

20:16.780 --> 20:18.564
‫کارم با کمان صلیبی خوبه.

20:18.565 --> 20:20.087
‫شاید هری بشه پادوی ما،

20:20.088 --> 20:22.002
‫و بتونیم عمارت ادکاک رو فتح کنیم.

20:22.003 --> 20:24.396
‫هری پادوی افتضاحی می‌شه.

20:26.268 --> 20:29.183
‫ولی شاید بشه یه تبر جنگی بهش داد.

20:30.968 --> 20:34.755
‫تیم به شدت ترسناکی می‌شیم.

20:36.452 --> 20:38.105
‫می‌بینی آدام؟ شاید ازدواج با من

20:38.106 --> 20:40.717
‫اونقدر هم چیز افتضاحی نباشه.

20:40.741 --> 20:48.741
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:14.664 --> 21:16.100
‫آروم.

21:20.366 --> 21:21.416
‫اروم.

21:21.417 --> 21:23.977
‫امروز می‌خوای اسب‌سواری کنی، اعلی‌حضرت؟

21:23.978 --> 21:26.936
‫- آروم.
‫- الیبای هنوز ناراحته؟

21:26.937 --> 21:29.112
‫گفتی از سرما خوشش نمیاد.

21:29.113 --> 21:31.027
‫فقط سرما نیست.

21:31.028 --> 21:32.465
‫قبلاً باهاش بدرفتاری شده.

21:33.466 --> 21:35.162
‫به مردم اعتماد نداره.

21:36.251 --> 21:37.251
‫میگه اگه قبلاً باهاش بدرفتاری کردن،

21:37.252 --> 21:39.166
‫بازم می‌کنن.

21:40.342 --> 21:41.429
‫ولی اینجا کسی بهش صدمه نمی‌زنه.

21:41.430 --> 21:42.692
‫نه، اونش مهم نیست.

21:43.737 --> 21:45.427
‫به کسی فرصتش رو نمیده.

21:46.696 --> 21:49.046
‫اون اسب تا ابد باهات می‌جنگه.

21:50.221 --> 21:51.658
‫انگار امیدی بهش نیست.

21:52.920 --> 21:54.355
‫چرا به تلاش ادامه بدی؟

21:54.356 --> 21:56.346
‫هیچ هدفی از دست‌رفته نیست، اعلی‌حضرت.

21:57.533 --> 22:00.622
‫هر موجودی یکی رو نیاز داره که نجاتش بده،

22:00.623 --> 22:01.673
‫اگه فقط تلاش کنن.

22:03.104 --> 22:05.814
‫خیلیـا امیدوارن تو اهل تلاش کردن باشی.

22:07.238 --> 22:11.852
‫این موجود بیچاره خیلی عصبانی به نظر میاد.

22:13.680 --> 22:15.072
‫بیشتر از می‌ترسه تا اینکه خشمگین باشه.

22:17.118 --> 22:18.380
‫سال‌ها ترسیده.

22:19.947 --> 22:23.254
‫چرا؟ چی شده؟

22:25.300 --> 22:26.930
‫زخمی شد و جا موند.

22:28.695 --> 22:30.871
‫تصمیم گرفت اون گاز بگیره
‫قبل از اینکه کسی گازش بگیره.

22:31.959 --> 22:36.877
‫اگه کسی بهش نزدیک نشه،
‫کسی نمی‌تونه بهش صدمه بزنه.

22:53.372 --> 22:54.850
‫خوش برگشتی.

22:54.851 --> 22:56.025
‫صبحت بخیر، پرسفون.

22:56.026 --> 22:57.288
‫صبح بخیر.

22:58.594 --> 23:00.290
‫صبح بخیر آدام.

23:00.291 --> 23:01.291
‫صبح بخیر.

23:01.292 --> 23:02.597
‫می‌خوای اسب‌سواری کنی؟

23:02.598 --> 23:04.207
‫تو فکرش بودم.

23:04.208 --> 23:07.342
‫اگه هستی، متاسفانه باید محاصره‌مون رو عقب بندازیم.

23:08.996 --> 23:10.519
‫شما دوتا برنامه‌ی محاصره ریختین؟

23:15.132 --> 23:16.611
‫چرا حس می‌کنم

23:16.612 --> 23:19.701
‫الان حضورم خیلی مورد استقبال نیست؟

23:19.702 --> 23:23.139
‫هری، به نظرم اغلب این حس رو داری.

23:23.140 --> 23:25.490
‫اگه الان بری، کلی وقت داری که وسایلت رو جمع کنی.

23:25.491 --> 23:26.882
‫ولی دلت برام تنگ می‌شه.

23:26.883 --> 23:28.363
‫من هیچوقت دلم با کسی تنگ نمی‌شه.

23:32.323 --> 23:33.628
‫هوم.

23:54.084 --> 23:57.870
‫«اسمت ورد زبون همه شده.

23:57.871 --> 24:01.482
‫یه سری میگن پرسفون به همین زودی ولت کرده.»

24:01.483 --> 24:02.533
‫ممنون مادر.

24:05.835 --> 24:06.885
‫آدام؟

24:08.185 --> 24:10.100
‫می‌شه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

24:15.410 --> 24:18.239
‫خانم اسمیتسون این اتاق رو بهم نشون نداد
‫وقتی داشتیم خونه رو می‌گشتیم.

24:19.719 --> 24:21.155
‫تا حالا اینجا نبودم.

24:23.287 --> 24:25.028
‫هیچکس وارد این اتاق نمی‌شه.

24:26.334 --> 24:28.030
‫کار اشتباهی کردم؟

24:28.031 --> 24:29.729
‫نه. نه.

24:43.743 --> 24:47.136
‫اینی که کنارش ایستادی کیه، آدام؟

24:47.137 --> 24:48.187
‫پدرم.

24:49.444 --> 24:50.879
‫فکرشـو می‌کردم.

24:50.880 --> 24:52.316
‫خیلی شبیهش هستی.

24:53.970 --> 24:55.580
‫جدی؟

24:55.581 --> 24:57.582
‫چشمـاتون مثل همدیگه‌ست.

24:57.583 --> 24:59.235
‫یه شباهتی هم در لب‌ها

24:59.236 --> 25:00.586
‫و شکل صورت‌تون هست.

25:01.978 --> 25:03.980
‫و قاعدتاً، دوتاتون موهای مشکی دارید.

25:05.373 --> 25:07.680
‫گمونم یه شباهتی هست.

25:09.812 --> 25:12.248
‫بینیـت به مادرت رفته.

25:12.249 --> 25:15.035
‫وقتی اولین بار باهم دیدمـتون فهمیدم.

25:20.127 --> 25:21.627
‫تو جنبه‌های دیگه هم مثل اون هستی؟

25:22.608 --> 25:23.999
‫پدرم؟

25:24.000 --> 25:29.135
‫هوم.

25:29.136 --> 25:30.658
‫امیدوارم.

25:37.666 --> 25:40.929
‫می‌خواستی راجع به چیزی باهام صحبت کنی؟

25:40.930 --> 25:42.496
‫آه.

25:42.497 --> 25:45.327
‫ترایومفنت قراره هفته‌ی آخرِ نوامبر به بندر برسه.

25:45.328 --> 25:48.241
‫لاینس سه هفته مرخصی می‌گیره.

25:48.242 --> 25:50.199
‫فوق‌العاده نیست؟

25:50.200 --> 25:51.505
‫آره.

25:51.506 --> 25:52.724
‫ترایومفنت در نیوکاسل لنگر می‌اندازه.

25:52.725 --> 25:54.769
‫می‌تونم قبل از رفتنش به شروپشر

25:54.770 --> 25:56.945
‫اونجا باشم و ببینمش.

25:56.946 --> 25:59.774
‫اونجا؟ نیوکاسل؟

25:59.775 --> 26:01.950
‫غیابم بیشتر از یکی دو روز نمی‌شه.

26:01.951 --> 26:04.083
‫البته، می‌خوام برای بدرقه‌اش هم باشم،

26:04.084 --> 26:05.171
‫که یعنی باید برگردم

26:05.172 --> 26:06.982
‫وقتی ترایومفنت دوباره عازم بشه.

26:08.828 --> 26:09.878
‫نمی‌تونی بری.

26:14.224 --> 26:15.274
‫خواهش می‌کنم آدام.

26:16.224 --> 26:19.098
‫فقط چند روزه.

26:19.099 --> 26:24.104
‫باید خودم ببینمش،

26:24.321 --> 26:26.454
‫باید بدونم که حالش خوبه و سالمه،

26:26.455 --> 26:30.631
‫که حتی یه لحظه با تنها برادری که برام مونده وقت بگذرونم.

26:30.632 --> 26:33.417
‫این برام مهمه، آدام.

26:34.984 --> 26:37.334
‫مسائل مهم برای من باید اهمیت داشته باشن.

26:37.358 --> 26:43.358
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:44.341 --> 26:45.473
‫اگه خودش بیاد اینجا چی؟

26:45.474 --> 26:47.779
‫ولی تو اجازه نمیدی ملاقات‌کننده داشته باشیم.

26:47.780 --> 26:48.997
‫منطقی‌تر از اینه

26:48.998 --> 26:51.048
‫که دوبار بری نیوکاسل.

26:51.049 --> 26:52.697
‫لاینس می‌تونه به فالستون بیاد

26:52.698 --> 26:54.089
‫قبل از اینکه بره دیدن خانواده‌ات.

26:54.090 --> 26:55.265
‫جدی میگی؟

26:56.310 --> 26:59.573
‫من حرفی نمی‌زنم که جدی نباشه.

26:59.574 --> 27:02.315
‫خیلی مزاحمت ایجاد نمی‌کنه؟

27:02.316 --> 27:03.751
‫نه.

27:03.752 --> 27:05.841
‫خودم خیلی دوست دارم اون پسر رو ببینم.

27:06.886 --> 27:08.408
‫واقعاً؟

27:08.409 --> 27:11.238
‫لاینس نیروی اضافی خیلی خوبی برای محاصره‌مون می‌شه.

27:11.239 --> 27:14.283
‫هری با شنیدن اولین شعار جنگی

27:14.284 --> 27:16.155
‫فوراً غش می‌کنه.

27:21.074 --> 27:22.124
‫ممنون آدام.

27:36.785 --> 27:38.134
‫تو چرا هیچوقت نمیری؟

27:39.701 --> 27:41.485
‫بعد از ظهر تو هم بخیر.

27:44.227 --> 27:46.054
‫جواب سوالم رو بده.

27:46.055 --> 27:47.805
‫این یه بازجویی هدفمنده

27:47.806 --> 27:50.276
‫یا یه بحث فکری؟

27:50.277 --> 27:51.657
‫بحث فکری.

27:55.456 --> 27:56.936
‫چرا هیچوقت نمیرم؟

27:58.435 --> 28:00.590
‫چون از فالستون خوشم میاد.

28:00.591 --> 28:01.853
‫- چرا؟
‫- غذای مجانی.

28:01.854 --> 28:03.028
‫دارم جدی حرف می‌زنم،
‫می‌خوام تو هم جدی باشی.

28:03.029 --> 28:04.420
‫غذا رو نباید نادیده گرفت.

28:04.421 --> 28:05.988
‫آشپز واقعاً معجزه می‌کنه.

28:10.645 --> 28:15.606
‫به جز اون، فالستون برام آشناست.

28:15.824 --> 28:17.433
‫راحته.

28:17.434 --> 28:20.306
‫پس همین حس رو به خونه‌ی لندن داری؟

28:20.307 --> 28:21.742
‫اونجا هم یکم وقت گذروندی.

28:21.743 --> 28:24.005
‫و چند باری باهام به کِنت هم اومدی.

28:24.006 --> 28:27.401
‫این یه بازجویی هدفمنده، نه؟

28:27.402 --> 28:30.272
‫ببین، اگه می‌خوای بگی

28:30.273 --> 28:31.491
‫حالا که ازدواج کردی دیگه نباشم،

28:31.492 --> 28:32.361
‫کاملاً درک می‌کنم.

28:32.362 --> 28:34.756
‫نه، اصلاً اونجوری نیست.

28:37.628 --> 28:39.108
‫پس چیه؟

28:42.459 --> 28:43.509
‫می‌خوام بدونم

28:44.897 --> 28:47.377
‫چرا این همه سال موندی؟

28:48.465 --> 28:49.728
‫ما دوستـیم، آدام.

28:50.816 --> 28:53.513
‫دوست همینجوری ول نمی‌کنه بره.

28:53.514 --> 28:56.081
‫فکر کنم جوابت درباره غذا صادقانه‌تر بود.

28:56.082 --> 28:57.212
‫تا حالا به ذهنت خطور کرده

28:57.213 --> 28:59.263
‫که واقعاً تو رو دوست خودم می‌دونم؟

29:01.696 --> 29:02.746
‫راستش

29:04.830 --> 29:06.309
‫بهترین دوستم.

29:09.486 --> 29:10.536
‫به خاطر هارو؟

29:12.620 --> 29:14.316
‫ممکنه اونجوری شروع باشه.

29:14.317 --> 29:15.841
‫تو نجاتم دادی،

29:17.930 --> 29:19.887
‫پس یه مدتی می‌پرستیدمت،

29:19.888 --> 29:23.805
‫مثل یه بُت که می‌تونه ارواح شیطانی رو دور کنه، گمونم.

29:26.242 --> 29:27.322
‫ولی بعدش،

29:28.984 --> 29:30.768
‫بعدش یه مشت زدی تو صورتم

29:30.769 --> 29:34.249
‫واسه یه کار یا حرف احمقانه‌ام.

29:34.250 --> 29:35.337
‫اون دعوا رو خوب یادمه

29:35.338 --> 29:37.644
‫ولی یادم نیست سر چی بود.

29:37.645 --> 29:39.646
‫بعدش فرستادنمون پایین.

29:39.647 --> 29:43.085
‫والدینم نبودن، پس اومدیم اینجا.

29:44.391 --> 29:46.915
‫توی اون دو هفته اخراج،

29:47.873 --> 29:52.573
‫با آدام بویس، دوکِ کیلدر آشنا شدم.

29:53.966 --> 29:55.663
‫هنوز بدجوری می‌ترسوندم.

29:56.751 --> 30:01.451
‫ولی آدام بویس فقط یه پسر مثل من بود.

30:05.020 --> 30:07.326
‫چرا یهو به دوران کودکی جالب‌مون

30:07.327 --> 30:08.707
‫علاقمند شدی؟

30:35.921 --> 30:38.837
‫بیرون سرده، نه؟

30:39.794 --> 30:40.844
‫آره.

30:42.841 --> 30:44.886
‫پرسفون سرد به نظر میاد، آدام.

30:46.235 --> 30:48.411
‫باید بری و گرمش کنی.

30:50.022 --> 30:51.072
‫گرمش...

30:52.546 --> 30:54.895
‫این واقعیت که توصیه‌ام گیجت می‌کنه

30:54.896 --> 30:56.158
‫جلوه خوبی نداره،

30:58.857 --> 30:59.907
‫دوست من.

31:01.860 --> 31:02.991
‫گیجم...

31:05.951 --> 31:07.691
‫گیجم نکرد.

31:23.969 --> 31:26.885
‫توی این قلعه‌ی خالی تنهاست.

31:30.323 --> 31:31.454
‫درست مثل مادر.

31:37.983 --> 31:39.722
‫پرسفون.

31:42.770 --> 31:43.901
‫صداشون رو شنیدم، آدام!

31:43.902 --> 31:45.293
‫گرگ‌ها اومدن توی فالستون!

31:45.294 --> 31:46.991
‫هنوز بیرون دیوارهای قلعه هستن.

31:46.992 --> 31:48.862
‫ولی صداشون خیلی بلنده.
‫انگار خیلی نزدیک‌تر شدن.

31:48.863 --> 31:51.813
‫توی دیوارهای قلعه نیستن، پرسفون.

31:52.649 --> 31:54.215
‫مطمئنی؟

31:54.216 --> 31:55.266
‫کاملاً.

31:57.916 --> 31:59.655
‫بگو چای بفرستن به اتاق مطالعه‌ام.

31:59.656 --> 32:00.706
‫بله اعلی‌حضرت.

32:11.930 --> 32:14.453
‫می‌دونم نباید اینقدر ازشون بترسم،

32:14.454 --> 32:18.110
‫ولی زوزه‌هاشون مو به تنم سیخ می‌کنه.

32:18.438 --> 32:22.026
‫میگم خدمتکارم گله رو بررسی کنه،

32:22.027 --> 32:24.419
‫تا راحت‌تر باشی.

32:24.420 --> 32:26.247
‫همیشه بهم گفتن

32:26.248 --> 32:29.033
‫دیگه گرگی در انگلستان نمونده.

32:29.034 --> 32:30.425
‫گله ما

32:30.426 --> 32:33.212
‫نواده‌ی آخرین گرگ‌هاییه که توی منطقه بودن

32:34.213 --> 32:37.041
‫و سگ‌های وحشی که جنگل رو خونه‌ی خودشون کرده بودن.

32:37.042 --> 32:40.480
‫پس از گرگ‌های واقعی بدسگال‌ترن؟

32:43.570 --> 32:46.050
‫از هرچیزی گرگ‌ترن.

32:46.051 --> 32:48.281
‫ولی همیشه دور از قلعه هستن.

33:00.587 --> 33:01.637
‫به نظرم،

33:05.157 --> 33:07.462
‫باید یه جشن بگیریم.

33:07.463 --> 33:08.333
‫جشن؟

33:08.334 --> 33:09.377
‫مگر اینکه تو نخوای.

33:09.378 --> 33:11.008
‫گمون می‌کردم تو نخوای.

33:12.164 --> 33:14.340
‫معنیش اینه که خیلی‌ها بیان توی قلعه.

33:18.213 --> 33:21.042
‫هر عروسی باید یه جشن داشته باشه.

33:23.523 --> 33:25.307
‫هنوز سوگواریم.

33:27.701 --> 33:31.313
‫فکر می‌کنم یه جشن عروسی
‫مجاز باشه.

33:34.142 --> 33:35.317
‫یعنی...

33:40.192 --> 33:43.195
‫تو حرفی نمی‌زنی که جدی نباشه.

33:44.587 --> 33:45.637
‫نه.

33:48.200 --> 33:49.250
‫نه، نمی‌زنم.

33:52.552 --> 33:53.727
‫بله آدام.

33:55.207 --> 33:57.731
‫باید در فالستون یه جشن برگزار کنیم.

34:00.821 --> 34:01.871
‫آدام توصیه کرد؟

34:03.563 --> 34:05.172
‫آدام؟

34:05.173 --> 34:07.218
‫همون آدامی که من می‌شناسم؟

34:07.219 --> 34:10.134
‫منـم به اندازه‌ی تو سوپرایز شدم.

34:10.135 --> 34:13.137
‫اخیراً کارهای زیادی می‌کنه که بهش نمیاد.

34:13.138 --> 34:16.009
‫بارتون میگه آشپز ناراحته.

34:16.010 --> 34:17.141
‫چی کارش کردی؟

34:17.142 --> 34:19.012
‫کاریش نکردم.

34:19.013 --> 34:20.492
‫از جشنِ پیش‌رو مطلع شده.

34:20.493 --> 34:21.493
‫یعنی اینقدر ناراحته؟

34:21.494 --> 34:23.147
‫خیلی خوشحاله.

34:23.148 --> 34:26.150
‫سر میز کار آشپزخونه داره گریه می‌کنه.

34:26.151 --> 34:28.413
‫واکنش بقیه‌ی اعضا چی بوده؟

34:28.414 --> 34:30.197
‫خانم اسمیتسون جوری دست‌پاچه شده

34:30.198 --> 34:31.459
‫انگار همین امشب جشن برگزار می‌شه

34:31.460 --> 34:32.808
‫به جای اینکه سه هفته دیگه باشه.

34:32.809 --> 34:34.810
‫بارتون هم وقتی فکر می‌کنه حواسم نیست

34:34.811 --> 34:35.985
‫لبخند می‌زنه.

34:35.986 --> 34:37.683
‫سه هفته دیگه؟

34:37.684 --> 34:40.816
‫ولی آدام، لاینس سه هفته دیگه میاد.

34:40.817 --> 34:42.209
‫لطفاً بگو درباره‌ی ملاقاتش

34:42.210 --> 34:43.645
‫نظرت عوض نشده.

34:43.646 --> 34:45.039
‫البته که نه، پرسفون.

34:46.084 --> 34:47.433
‫می‌تونه واسه جشن اینجا باشه.

34:50.131 --> 34:53.264
‫چرا یهو میل به سرگرم کردن پیدا کردی، آدام؟

34:53.265 --> 34:56.180
‫اول داداش پرسفون رو دعوت کردی.

34:56.181 --> 34:58.573
‫جشن هم تمام اقوام مهم

34:58.574 --> 34:59.705
‫توی نیمه شمالی انگلستان رو

34:59.706 --> 35:02.577
‫همزمان به فالستون میاره.

35:02.578 --> 35:04.449
‫دقیقاً همین چیزهاست

35:04.450 --> 35:06.059
‫که تو رو بدبخت می‌کنه.

35:06.060 --> 35:07.495
‫نمی‌خوام بدبخت باشی.

35:07.496 --> 35:08.888
‫بدبخت نیستم.

35:08.889 --> 35:12.021
‫فقط بقیه‌مون رو بدبخت می‌کنی.

35:12.022 --> 35:13.588
‫شاید بهتره کل قضیه رو تموم کنی

35:13.589 --> 35:14.894
‫و عذابش رو از ما بگیری.

35:14.895 --> 35:16.070
‫خفه شو هری.

35:18.942 --> 35:21.944
‫هری اصلاً اونقدری متقاعدکننده نیست

35:21.945 --> 35:24.643
‫که قانعم کنه ملاقات لاینس رو کنسل کنم.

35:24.644 --> 35:26.297
‫نیازی نیست نگران اون باشی.

35:26.298 --> 35:27.386
‫ولی هست.

35:28.474 --> 35:31.867
‫میگی بهت اعتماد کنم،
‫ولی فکر نکنم بتونم.

35:31.868 --> 35:34.435
‫خیلی چیزها هست که ازت نمی‌دونم، آدام.

35:34.436 --> 35:36.220
‫خیلی چیزها رو نمی‌فهمم.

35:36.221 --> 35:38.397
‫و این منـو می‌ترسونه.

35:39.306 --> 35:41.268
‫من می‌ترسونمت؟

35:41.269 --> 35:43.227
‫حرفم این نبود.

35:43.228 --> 35:44.402
‫واقعاً نبود.

35:44.403 --> 35:46.453
‫خفه شو هری!

35:47.580 --> 35:50.147
‫خوشحالم که می‌بینم
‫دارم یه نیرو رو متحد می‌کنم.

35:50.148 --> 35:51.452
‫الان، هری ویندوور،

35:51.453 --> 35:53.062
‫تو یه نیروی کلافه‌کننده هستی.

35:53.063 --> 35:54.629
‫هری، الان بهترین فرصت

35:54.630 --> 35:56.327
‫برای یه خروج به‌موقع‌ست.

35:56.328 --> 35:57.378
‫منظورتون رو گرفتم.

36:04.466 --> 36:07.513
‫من نقص‌هایی دارم پرسفون، مثل هر مردی،

36:08.644 --> 36:10.080
‫ولی دروغگو نیستم.

36:12.822 --> 36:14.475
‫مردی بزرگم کرده

36:14.476 --> 36:18.262
‫که صداقت و وفاداری

36:18.263 --> 36:19.655
‫و سر قول موندن براش مهم بود.

36:21.657 --> 36:22.831
‫بهت قول میدم

36:22.832 --> 36:24.268
‫که داداشت میاد اینجا دیدنت

36:24.269 --> 36:26.270
‫قلعه فالستون هم میزبان یه جشن خواهد بود،

36:26.271 --> 36:29.447
‫و هیچکس، چه هری، چه هرکسی،

36:29.448 --> 36:32.668
‫وادارم نمی‌کنه که قولم به تو رو پس بگیرم.

36:34.496 --> 36:35.889
‫هر قولی به تو رو.

36:38.283 --> 36:40.371
‫می‌خوام باورش کنم.

36:40.372 --> 36:42.504
‫و خوشبختیت اهمیت داره.

36:44.071 --> 36:45.899
‫باید اینـو هم باور داشته باشی.

36:48.467 --> 36:50.729
‫کم‌کم دارم باور می‌کنم.

37:11.268 --> 37:13.360
‫بعد از ظهرتون بخیر.

37:13.361 --> 37:15.929
‫یکم ناخوش‌احوالی، پسر بیچاره.

37:17.583 --> 37:19.192
‫خوبم.

37:19.193 --> 37:22.456
‫الان داشتم به پرسفون می‌گفتم که اینجا توی قلعه

37:22.457 --> 37:25.024
‫چه جشن‌های شگفت‌انگیزی برگزار می‌کردیم.

37:25.025 --> 37:26.547
‫حتی روزنامه‌های لندن

37:26.548 --> 37:29.289
‫تمام جزئیات شب رو پوشش می‌دادن،

37:29.290 --> 37:34.034
‫افرادی که اومدن، دکوراسیون‌ها، منو.

37:35.296 --> 37:39.081
‫جشن‌های فالستون واقعاً افسانه‌ای بودن.

37:39.082 --> 37:41.388
‫مطمئنم جشن ما خیلی ساده‌تر خواهد بود.

37:41.389 --> 37:43.738
‫ولی واسه همین با عجله برگشتم.

37:43.739 --> 37:46.219
‫می‌تونه خارق‌العاده باشه.

37:46.220 --> 37:48.003
‫چندتا تغییر در منو،

37:48.004 --> 37:51.180
‫شاید یه نقشه دکور دراماتیک‌تر.

37:51.181 --> 37:53.835
‫همین که مردم اینجا هستن کافیه.

37:53.836 --> 37:56.273
‫همین باید کافی باشه که روزنامه‌های لندن رو

37:56.274 --> 37:58.711
‫از نظراتِ افرادی که شوکه‌شدن پُر کنه.

38:00.495 --> 38:02.888
‫قلعه همیشه مطبوع‌تر بوده

38:02.889 --> 38:04.977
‫وقتی حال و هوای جشنی داشته.

38:04.978 --> 38:06.935
‫من و خانم اسمیتسون درباره منو

38:06.936 --> 38:08.415
‫و آمادگی‌ها صحبت کردیم.

38:08.416 --> 38:11.331
‫از انتخاباتی که داشتیم خیلی راضی‌ام.

38:11.332 --> 38:15.510
‫راضی و خوشحال باهم فرق دارن.

38:16.685 --> 38:19.034
‫اگه یه کاری واسه سرزنده کردن اینجا انجام نشه

38:19.035 --> 38:21.254
‫آدم دوست داره سریع بره.

38:21.255 --> 38:23.082
‫داریم جشن می‌گیریم، مادر.

38:23.083 --> 38:24.562
‫اون همیشه حال و هوای جشنی کافی رو داشته

38:24.563 --> 38:26.086
‫که تو به فالستون برگردی.

38:28.218 --> 38:32.832
‫به نظر من که اصلاً جشن نیست.

38:33.963 --> 38:37.226
‫گمونم برنامه‌ها رو می‌شه

38:37.227 --> 38:40.405
‫بیشتر گسترده کرد.

38:41.449 --> 38:43.407
‫درست مثل پدر شدم.

38:43.408 --> 38:45.147
‫به دوتاتون اطمینان میدم،

38:45.148 --> 38:49.108
‫از برنامه فعلی‌مون هم راضی‌ام و هم خوشحال.

38:49.109 --> 38:50.892
‫مطابق میل من هستن.

38:50.893 --> 38:55.114
‫واقعاً باید بذاری من در سرگرمی‌های آینده کمک کنم.

38:55.115 --> 38:58.639
‫چه اینجا چه در لندن، می‌تونیم خیلی کم از این‌ها داشته باشیم.

38:58.640 --> 39:01.426
‫زیادی خوش می‌گذره که بخوای ناراضی باشی.

39:04.951 --> 39:07.562
‫می‌شه لطفاً منـو ببخشید؟

39:15.091 --> 39:16.440
‫تمام جشن‌هایی که برای مادرت گرفتی

39:16.441 --> 39:18.006
‫اونقدری نبودن که اینجا نگهش دارن،

39:18.007 --> 39:21.706
‫پس من واسه چی دارم همین کار رو می‌کنم؟

39:22.795 --> 39:24.099
‫گفتی دوک‌ها به مردم نیاز ندارن.

39:24.100 --> 39:25.540
‫بدون اون وضع‌مون بهتره.

39:27.582 --> 39:30.279
‫پرسفون هم آخرش میره.
‫همه میرن.

39:36.591 --> 39:37.461
‫اگه هِی اون کار رو بکنی

39:37.462 --> 39:38.637
‫دستت آسیب می‌بینه.

39:41.596 --> 39:43.729
‫برو شامت رو بخور، پرسفون.

39:45.383 --> 39:46.948
‫قصد دارم.

39:49.865 --> 39:51.084
‫روی میز بذاری کافیه.

39:54.566 --> 39:55.616
‫گرسنه نیستم.

39:56.698 --> 39:57.917
‫شاید تو نباشی، ولی من هستم.

40:01.355 --> 40:02.405
‫ممنون.

40:05.920 --> 40:07.882
‫مادر...

40:07.883 --> 40:09.383
‫داره با هری شام می‌خوره.

40:10.059 --> 40:11.409
‫من اینجا غذا می‌خورم.

40:12.410 --> 40:13.889
‫کسی تو این اتاق غذا نمی‌خوره.

40:15.021 --> 40:16.674
‫ترجیح میدی از گرسنگی بمیرم؟

40:16.675 --> 40:18.502
‫اگه واقعاً در مرز مرگی،

40:18.503 --> 40:22.724
‫پس راحت باش، یکم غذا بخور.

40:34.040 --> 40:35.090
‫لعنتی.

40:35.091 --> 40:37.521
‫بوش خوبه، نه؟

40:37.522 --> 40:39.348
‫حیف شد گرسنه نیستی.

40:39.349 --> 40:41.873
‫منظوری داری، پرسفون؟

40:41.874 --> 40:43.570
‫منظور؟

40:43.571 --> 40:46.139
‫می‌خوای قانعم کنی بهت ملحق بشم.

40:46.140 --> 40:47.835
‫این واسه خودمه.

40:47.836 --> 40:49.271
‫اگه چیزی می‌خوای،

40:49.272 --> 40:51.862
‫باید بگی واسه خودت از آشپزخونه بیارن.

40:54.321 --> 40:56.757
‫می‌خوای یه مُرغ کامل رو بخوری؟

40:56.758 --> 40:59.020
‫یه مرغ کامل نیست.

40:59.021 --> 41:00.326
‫خیلی هم بزرگ نیست.

41:00.327 --> 41:03.068
‫در واقع، خیلی خوب شد

41:03.069 --> 41:04.635
‫که خیلی چیزها کنارش هست.

41:04.636 --> 41:07.466
‫وگرنه واقعاً ممکن بود از گرسنگی بمیرم.

41:17.779 --> 41:21.130
‫انتظار نداشتی یه مرغ کامل رو بخورم، نه؟

41:33.273 --> 41:36.319
‫ممنون بابت شام، پرسفون.

41:37.973 --> 41:39.671
‫ممنون که اجازه دادی جشن بگیریم.

41:40.976 --> 41:43.631
‫که لاینس رو دعوت کردی بیاد.

41:44.676 --> 41:47.026
‫خوبه که به چیزی امیدوار باشی.

42:03.608 --> 42:08.742
‫می‌خوای جشن و سرگرمی بیشتری داشته باشی؟

42:08.743 --> 42:10.745
‫آره، هر از گاهی.

42:12.921 --> 42:15.228
‫ولی بیشتر از هم‌صحبت
‫دلم واسه خانواده‌ام تنگ شده.

42:17.883 --> 42:19.405
‫اینقدر دورن،

42:19.406 --> 42:22.365
‫گاهی این حس رو دارم
‫که دیگه نمی‌بینمـشون.

42:26.152 --> 42:29.110
‫می‌تونن واسه فصل برن لندن.

42:29.111 --> 42:31.112
‫می‌تونی اونجا ببینی‌شون.

42:31.113 --> 42:32.898
‫می‌تونی اونجا خیلی‌ها رو ببینی.

42:34.769 --> 42:36.639
‫باید تا یه مدتی میزونت کنه.

42:38.643 --> 42:40.862
‫پس گمونم باید یه دل سیر غذا بخورم.

42:40.886 --> 42:50.886
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
