1
00:00:00,020 --> 00:00:02,138
‫« آنچه گذشت »
‫من آدام رو مثل داداشم می‌دونم.

2
00:00:02,219 --> 00:00:04,090
‫رفتارش باهات خیلی خصمانه‌ست.

3
00:00:04,091 --> 00:00:05,875
‫رفتار آدام با همه خصمانه‌ست.

4
00:00:05,876 --> 00:00:07,484
‫حتی نمی‌خوای تلاشش رو ببینی؟

5
00:00:07,485 --> 00:00:09,269
‫تو عمرم به اندازه‌ی کافی کنار کشیدنِ مردم رو دیدم

6
00:00:09,270 --> 00:00:11,097
‫که بخوام بازم شاهد این اتفاق باشم.

7
00:00:11,098 --> 00:00:12,489
‫فکر کنم غافلگیرت کنه.

8
00:00:12,490 --> 00:00:14,883
‫می‌خوام جایگاهم رو در اینجا پیدا کنم

9
00:00:14,884 --> 00:00:18,061
‫و با شوهر جدیدم به یک مقداری متانت برسم.

10
00:00:20,021 --> 00:00:21,890
‫هری چیزیش شده؟

11
00:00:21,891 --> 00:00:23,065
‫توی یه مسافرخونه بین اینجا و هاویک

12
00:00:23,066 --> 00:00:24,632
‫بدجوری مریض شده.

13
00:00:24,633 --> 00:00:25,720
‫قصد داری چی کار کنی؟

14
00:00:25,721 --> 00:00:27,636
‫برم بیارمش دیگه.

15
00:00:27,637 --> 00:00:30,812
‫چرا نذاشتید یه پزشک احضار بشه؟

16
00:00:30,813 --> 00:00:32,988
‫این آقا به وضوح مریضه.

17
00:00:32,989 --> 00:00:34,643
‫من خیریه باز نکردم، قربان.

18
00:00:34,991 --> 00:00:37,733
‫به امید اینکه دوباره بتونیم در آینده باهم کار کنیم.

19
00:00:38,386 --> 00:00:39,473
‫حتماً.

20
00:00:39,474 --> 00:00:41,605
‫خیلی آدم گیج‌کننده‌ایه.

21
00:00:41,606 --> 00:00:44,087
‫همه‌اش بخشی از جذبه‌ی اونه، پرسفون.

22
00:00:44,088 --> 00:00:46,219
‫من چم شده دقیقاً؟

23
00:00:46,220 --> 00:00:47,873
‫این هم برات رسیده.

24
00:00:48,396 --> 00:00:49,446
‫پرسفون؟

25
00:00:50,093 --> 00:00:51,399
‫اواندر مُرده.

26
00:00:55,000 --> 00:00:59,000
‫« در جستجوی پرسفون »

27
00:00:59,964 --> 00:01:03,410
‫هری وقتی حدوداً یه ساعت پیش دیدمش

28
00:01:03,411 --> 00:01:05,152
‫مثل همیشه گستاخ بود.

29
00:01:06,370 --> 00:01:08,840
‫این نشونه‌ی بهبودیشـه.

30
00:01:12,507 --> 00:01:15,335
‫امروز یه نامه از خواهرم گرفتم.

31
00:01:15,336 --> 00:01:16,684
‫کدوم‌شون؟

32
00:01:16,685 --> 00:01:18,294
‫آرتمیس.

33
00:01:18,295 --> 00:01:19,345
‫کوچیکه؟

34
00:01:20,993 --> 00:01:22,043
‫آره.

35
00:01:24,954 --> 00:01:27,086
‫از خانم پرستارش ناراضیه،

36
00:01:27,087 --> 00:01:29,566
‫دلیل خوبی هم براش نداره.

37
00:01:29,567 --> 00:01:31,046
‫حس می‌کنه سوگواریِ دائم توی خونه

38
00:01:31,047 --> 00:01:33,697
‫حالش رو گرفته.

39
00:01:34,790 --> 00:01:38,924
‫و دوباره درخواست کرده که برای ملاقات بیاد اینجا.

40
00:01:44,626 --> 00:01:46,193
‫من بهار یا تابستون رو توصیه کردم.

41
00:01:52,590 --> 00:01:54,940
‫البته، هیچ برنامه‌ای در کل ریخته نشده.

42
00:01:57,508 --> 00:01:59,684
‫بهار باید بریم لندن.

43
00:02:00,685 --> 00:02:03,644
‫بعد از تحمل جامعه و فصل،

44
00:02:03,645 --> 00:02:06,082
‫خوب می‌شه برگردیم اینجا که ساکت باشه.

45
00:02:10,086 --> 00:02:11,136
‫بله.

46
00:02:13,002 --> 00:02:14,830
‫واقعاً ساکته.

47
00:02:14,854 --> 00:02:24,854
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

48
00:02:24,878 --> 00:02:34,878
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

49
00:02:35,198 --> 00:02:36,720
‫حالت چطوره؟

50
00:02:36,721 --> 00:02:39,159
‫خیلی بهترم.

51
00:02:40,290 --> 00:02:42,161
‫از اون شکنجه‌گاه فاصله گرفتن

52
00:02:42,162 --> 00:02:44,250
‫کمک زیادی به خوب شدنم کرده.

53
00:02:44,251 --> 00:02:45,555
‫پس باعث خوشحالیت می‌شه که بدونی

54
00:02:45,556 --> 00:02:48,428
‫دیگه منبع فلاکت نخواهد بود.

55
00:02:48,429 --> 00:02:50,866
‫فوراً قراره تعطیل بشه.

56
00:02:54,696 --> 00:02:56,523
‫تعطیل بشه؟

57
00:02:56,524 --> 00:02:58,307
‫بررسی دقیق‌تر گذشته و اعمال اسمیت

58
00:02:58,308 --> 00:03:00,658
‫باعث شد تعطیل کردنش مطلقاً واجب بشه.

59
00:03:01,572 --> 00:03:05,053
‫هرکسی که از فرد نیازمند

60
00:03:05,054 --> 00:03:06,228
‫غذا، گرما، کمک پزشکی،

61
00:03:06,229 --> 00:03:07,403
‫و حتی توانایی درخواست کمک رو دریغ کنه

62
00:03:07,404 --> 00:03:10,232
‫و بارها تکرارش کرده باشه،

63
00:03:10,233 --> 00:03:11,626
‫نباید مسافرخونه داشته باشه.

64
00:03:12,975 --> 00:03:14,025
‫هوم.

65
00:03:15,586 --> 00:03:18,198
‫اول با عجله میای کمکم،

66
00:03:20,112 --> 00:03:22,462
‫بعد شروری که شکنجه‌ام کرد رو شکست میدی.

67
00:03:24,073 --> 00:03:25,161
‫مراقب باش، آدام.

68
00:03:29,644 --> 00:03:31,906
‫مردم میگن برات مهمه.

69
00:03:31,907 --> 00:03:33,429
‫خفه شو، هری.

70
00:03:43,092 --> 00:03:46,094
‫بارتون!

71
00:03:46,095 --> 00:03:49,098
‫اون صدای وامونده چیه؟

72
00:03:49,099 --> 00:03:51,839
‫فکر کنم توضیحش می‌شه

73
00:03:51,840 --> 00:03:53,928
‫یه گفتگوی سرزنده، اعلی‌حضرت.

74
00:03:53,929 --> 00:03:58,498
‫اونوقت کی مسئول این مکالمه‌ی سرزنده‌ست؟

75
00:03:58,499 --> 00:04:00,717
‫خانم پوینتر.

76
00:04:00,718 --> 00:04:02,415
‫بی‌شک کشیش هم اومده.

77
00:04:02,416 --> 00:04:03,466
‫بی‌شک.

78
00:04:04,244 --> 00:04:07,071
‫مطمئنی امروز کاملاً خودتی، بارتون؟

79
00:04:07,072 --> 00:04:08,464
‫اطمینان میدم

80
00:04:08,465 --> 00:04:10,161
‫حالم از چند سال گذشته بهتره، اعلی‌حضرت.

81
00:04:10,162 --> 00:04:13,253
‫انگار فالستون لونه‌ی پرنده‌ها شده.

82
00:04:17,996 --> 00:04:19,259
‫یه چای کامل؟

83
00:04:20,260 --> 00:04:22,696
‫فکر کنم آشپز خیلی هیجان‌زده شد

84
00:04:22,697 --> 00:04:25,787
‫که قراره دوباره یه قوری چای آماده کنه.

85
00:04:26,788 --> 00:04:29,050
‫از آخرین بارش مدتی می‌گذره، اعلی‌حضرت.

86
00:04:29,051 --> 00:04:32,183
‫بارتون، چطوریه که کشیش و زنش

87
00:04:32,184 --> 00:04:34,273
‫توی اتاق پذیرایی من هستن؟

88
00:04:34,274 --> 00:04:36,840
‫یادم نمیاد این لازمه رو تغییر داده باشم

89
00:04:36,841 --> 00:04:40,583
‫که باید به تمام مهمون‌ها گفته بشه که من خونه نیستم.

90
00:04:40,584 --> 00:04:43,761
‫کشیش به وضوح گفتن که می‌خوان بانو رو ببینن.

91
00:04:44,806 --> 00:04:48,025
‫وقتی گفتم آقای پوینتر اومده دیدن دوشس،

92
00:04:48,026 --> 00:04:50,114
‫فکر کردم ممکنه از پله‌ها بیفته،

93
00:04:50,115 --> 00:04:52,509
‫اینقدر از داشتنِ مهمون خوشحال شده بود.

94
00:04:53,858 --> 00:04:56,077
‫خانواده‌ی پوینتر چند وقته که اینجان؟

95
00:04:56,078 --> 00:04:58,253
‫فقط چند دقیقه شده، اعلی‌حضرت.

96
00:04:58,254 --> 00:05:01,082
‫خب، چند دقیقه بیشتر از چیزیه که خیلی‌ها نصیب‌شون می‌شه.

97
00:05:04,521 --> 00:05:05,391
‫ممنون.

98
00:05:05,392 --> 00:05:06,442
‫البته.

99
00:05:06,443 --> 00:05:08,872
‫یه لیوان چای میل داری، آدام؟

100
00:05:08,873 --> 00:05:10,221
‫نه.

101
00:05:10,222 --> 00:05:12,354
‫از دیدن دوباره‌ات خوشحالم، اعلی‌حضرت.

102
00:05:12,355 --> 00:05:13,790
‫شک دارم.

103
00:05:13,791 --> 00:05:16,097
‫دقیقاً دلیل سرزدن‌تون چیه؟

104
00:05:16,098 --> 00:05:17,751
‫ملاقات اجتماعی، قاعدتاً.

105
00:05:17,752 --> 00:05:19,143
‫قاعدتاً؟

106
00:05:19,144 --> 00:05:20,928
‫توی این ۱۵ سالی که کشیش بودی،

107
00:05:20,929 --> 00:05:23,191
‫قلعه‌ی فالستون کِی ملاقات‌کننده‌ای داشته؟

108
00:05:23,192 --> 00:05:24,366
‫نه حتی یک بار، اعلی‌حضرت.

109
00:05:24,367 --> 00:05:25,846
‫حتی یک بار.

110
00:05:25,847 --> 00:05:28,545
‫چی باعث شد باور کنی
‫که این قضیه تغییر کرده؟

111
00:05:29,416 --> 00:05:30,764
‫خوش‌خیالی؟

112
00:05:30,765 --> 00:05:33,680
‫کسی به قلعه فالستون سر نمی‌زنه.

113
00:05:33,681 --> 00:05:36,596
‫نه امروز، نه در آینده.

114
00:05:36,597 --> 00:05:39,120
‫قلعه فالستون دریافت نمی‌کنه، اعلی‌حضرت؟

115
00:05:39,121 --> 00:05:41,602
‫یا شما؟

116
00:05:43,125 --> 00:05:44,517
‫فرقی نداره.

117
00:05:44,518 --> 00:05:46,215
‫ببخشید، نخیر.

118
00:05:46,216 --> 00:05:49,522
‫ممنون بابت مهمون‌نوازی‌تون، اعلی‌حضرت.

119
00:05:49,523 --> 00:05:50,573
‫اه.

120
00:05:52,177 --> 00:05:53,227
‫بازم تشریف بیارید.

121
00:05:55,442 --> 00:05:56,492
‫ممنون بابت...

122
00:05:58,183 --> 00:06:00,533
‫یکشنبه می‌بینمـتون.

123
00:06:00,534 --> 00:06:02,273
‫امیدت رو از دست نده.

124
00:06:02,274 --> 00:06:04,667
‫خوشبختی حتی در دوران تاریک هم کشف می‌شه.

125
00:06:04,668 --> 00:06:07,148
‫پرسفون نمی‌تونه خوشحال باشه.

126
00:06:07,149 --> 00:06:08,192
‫پایان افسانه‌اش اینه،

127
00:06:08,193 --> 00:06:10,151
‫به گفته‌ی خواهر کوچیکم.

128
00:06:10,152 --> 00:06:12,066
‫ولی پایان قصه به گفته‌ی شماست

129
00:06:12,067 --> 00:06:14,634
‫که بیشترین اهمیت رو داره.

130
00:06:14,635 --> 00:06:19,640
‫بهتره بمونید و چایی‌تون رو بخورید.

131
00:06:20,771 --> 00:06:23,948
‫به آشپز توهین می‌شه
‫اگه سینی رو دست‌نخورده برگردونن.

132
00:06:24,949 --> 00:06:27,821
‫بشین عزیزم و کیک لیمویی بخور.

133
00:06:27,822 --> 00:06:29,082
‫ممنون.

134
00:06:30,868 --> 00:06:31,918
‫ببخشید.

135
00:06:35,482 --> 00:06:37,919
‫مطمئنی یکم چای میل نداری؟

136
00:06:41,792 --> 00:06:44,360
‫نمی‌دونستم باید ردشون کنم برن.

137
00:06:46,493 --> 00:06:48,364
‫بهتره چایی‌شون رو بخورن.

138
00:06:49,452 --> 00:06:51,497
‫فکر کردم کسی نمی‌خواد منـو ببینه.

139
00:06:51,498 --> 00:06:53,020
‫شک دارم کسی توی محله

140
00:06:53,021 --> 00:06:54,414
‫حتی تلاش کرده باشه.

141
00:06:54,415 --> 00:06:56,676
‫پس می‌تونم به دیدن همسایه‌ها برم.

142
00:06:56,677 --> 00:06:57,727
‫نه.

143
00:07:00,158 --> 00:07:03,379
‫نه، اونـا می‌تونن لطف رو جبران کنن.

144
00:07:03,380 --> 00:07:05,728
‫- ولی من...
‫- نمی‌خوام

145
00:07:05,729 --> 00:07:07,659
‫قلعه‌ی فالستون پُر از آدم بشه.

146
00:07:11,387 --> 00:07:12,437
‫معلومه که نه.

147
00:07:12,438 --> 00:07:15,869
‫ممنون که اجازه دادی خانواده پوینتر بمونن.

148
00:07:15,870 --> 00:07:17,785
‫داشتم از سرزدن‌شون لذت می‌بردم.

149
00:07:22,790 --> 00:07:26,967
‫البته خودت، یه سرزدن به خانم پوینتر بدهکاری.

150
00:07:26,968 --> 00:07:28,490
‫می‌فهمم که به صورت همیشگی

151
00:07:28,491 --> 00:07:29,541
‫با نصف شهرستان نشست‌وبرخواست داره.

152
00:07:30,754 --> 00:07:35,150
‫پس اونجوری می‌تونم همسایه‌ها رو ببینم؟

153
00:07:37,152 --> 00:07:38,202
‫اگه بخوای.

154
00:08:08,326 --> 00:08:11,664
‫دیگه کی در خانه‌ی کشیش بود؟

155
00:08:11,665 --> 00:08:13,492
‫خانم میلستون و دخترش،

156
00:08:13,493 --> 00:08:16,277
‫بانو هترشم، دوشیزه گرینبورو.

157
00:08:16,278 --> 00:08:20,150
‫نظرت درباره‌ی ترشیده‌ی محل چی بود؟

158
00:08:20,151 --> 00:08:21,630
‫خیلی ساکت بود،

159
00:08:21,631 --> 00:08:23,719
‫واسه همین نتونستم نظری بهش داشته باشم.

160
00:08:23,720 --> 00:08:24,770
‫پرسفون.

161
00:08:28,203 --> 00:08:29,508
‫واسه منه؟

162
00:08:29,509 --> 00:08:30,559
‫باید بخونیش.

163
00:08:31,537 --> 00:08:36,123
‫«اعلی‌حضرت، لرد بارهام، اولین لرد ادمیرالتی،

164
00:08:36,124 --> 00:08:37,516
‫پرس‌وجوهاتون رو در مورد دو سرباز

165
00:08:37,517 --> 00:08:40,227
‫سوار بر اِچ‌اِم‌اِس ترایومفنت به من ارجاع دادند.

166
00:08:41,114 --> 00:08:45,219
‫اواندر لنکستر، همونطور که بهتون اطلاع دادن،

167
00:08:45,220 --> 00:08:47,870
‫تسلیم جراحات ترافالگار شدن و،

168
00:08:47,871 --> 00:08:49,702
‫به همراه اکثر افراد در اون زمان،

169
00:08:49,703 --> 00:08:51,051
‫در قبرستان جبرالطارق

170
00:08:51,052 --> 00:08:52,732
‫به همراه هم‌خدمتی‌های کشته‌شده‌اش دفن شده.»

171
00:08:55,273 --> 00:08:56,323
‫بخون، پرسفون.

172
00:08:58,059 --> 00:08:59,539
‫خبر بد نیست.

173
00:09:02,063 --> 00:09:03,623
‫«سرباز لاینس لنکستر

174
00:09:05,414 --> 00:09:08,024
‫در اون نبرد تنها جراحات کوچیک برداشته

175
00:09:08,025 --> 00:09:10,027
‫و سوار ترایومفنت مونده.

176
00:09:10,855 --> 00:09:15,249
‫طبق درخواست، وقتی به بندر خانه برسیم

177
00:09:15,250 --> 00:09:17,426
‫بهش مرخصی داده می‌شود.»

178
00:09:21,604 --> 00:09:24,433
‫اون یکی نامه از طرف لاینس‌ـه.

179
00:09:24,434 --> 00:09:27,087
‫لاینس برام نامه نوشته؟

180
00:09:27,088 --> 00:09:30,873
‫اوهوم.

181
00:09:30,874 --> 00:09:33,441
‫نمی‌دونم چطوری موفق به این کار شدی، آدام.

182
00:09:33,442 --> 00:09:34,748
‫جواب می‌خواستی.

183
00:09:35,879 --> 00:09:37,629
‫فقط مطمئن شدم به جواب‌هات برسی.

184
00:09:37,630 --> 00:09:40,448
‫این با اختلاف مهربونانه‌ترین کاریه

185
00:09:40,449 --> 00:09:41,971
‫که تا حالا کسی برام کرده.

186
00:09:41,972 --> 00:09:44,018
‫آدام، خیلی خیلی ممنون.

187
00:10:02,427 --> 00:10:04,472
‫خیلی خوب این کار رو بلدی.

188
00:10:15,745 --> 00:10:17,833
‫الان پرسفون رو بوسیدم.

189
00:10:17,834 --> 00:10:20,750
‫متوجه شدم.

190
00:10:22,056 --> 00:10:25,102
‫و

191
00:10:26,234 --> 00:10:28,366
‫فکر کنم پرسفون هم متوجه شد.

192
00:10:29,803 --> 00:10:31,542
‫که راستش چیز خوبیه.

193
00:10:31,543 --> 00:10:33,370
‫اگه حتی نفهمیده بود که داری بوسش می‌کنی،

194
00:10:33,371 --> 00:10:36,460
‫آدم براش سوال می‌شد که بلدی یا نه.

195
00:10:36,461 --> 00:10:37,331
‫خف...

196
00:10:37,332 --> 00:10:39,856
‫می‌دونم، خفه شو، هری.

197
00:10:51,636 --> 00:10:55,392
‫صداشون داره بلندتر می‌شه.

198
00:11:02,574 --> 00:11:04,751
‫ممنون بابت نامه‌ام، آدام.

199
00:11:07,362 --> 00:11:08,711
‫لاینس خوشحال به نظر میاد.

200
00:11:10,365 --> 00:11:13,075
‫از اواندر چیزی نگفت که یکم نگرانم می‌کنه.

201
00:11:14,325 --> 00:11:17,241
‫همیشه اینجوری از مسائل ناراحت‌کننده دوری می‌کرد.

202
00:11:20,375 --> 00:11:22,290
‫ولی قول داد که بازم نامه میده.

203
00:11:26,999 --> 00:11:29,992
‫خوشت نمیاد وقتی ازت تشکر می‌کنم

204
00:11:29,993 --> 00:11:32,256
‫بابت کارهایی که می‌کنی،

205
00:11:35,825 --> 00:11:37,914
‫ولی واقعاً قدردانم.

206
00:11:41,657 --> 00:11:44,746
‫فقط کاش می‌شد گرگ‌ها رو یه کاری بکنی.

207
00:12:22,654 --> 00:12:24,308
‫پرسفون؟

208
00:12:30,706 --> 00:12:31,756
‫پرسفون.

209
00:12:37,060 --> 00:12:39,235
‫چی شد؟

210
00:12:39,236 --> 00:12:41,324
‫از اسبت افتادی.

211
00:12:41,325 --> 00:12:43,326
‫صدمه دیدی؟ می‌تونی بشینی؟

212
00:12:43,327 --> 00:12:44,676
‫نمی‌دونم.

213
00:12:48,942 --> 00:12:50,725
‫بذار کمکت کنم.

214
00:12:51,596 --> 00:12:52,646
‫مراقب باش.

215
00:12:58,038 --> 00:12:59,088
‫جاییـت درد می‌کنه؟

216
00:13:00,344 --> 00:13:02,041
‫قبلاً اینـو ازم پرسیدی.

217
00:13:02,042 --> 00:13:04,739
‫آدم می‌تونه با پرت شدن از اسب کشته بشه.

218
00:13:04,740 --> 00:13:05,958
‫تا مطمئن بشم که صدمه ندیدی،

219
00:13:05,959 --> 00:13:07,949
‫بازم ازت سوال می‌پرسم.

220
00:13:12,835 --> 00:13:13,885
‫چی شد؟

221
00:13:14,881 --> 00:13:16,795
‫نمی‌تونم توضیح بدم، اعلی‌حضرت.

222
00:13:16,796 --> 00:13:19,232
‫تقریباً انگار یه چیزی اسب رو ترسوند.

223
00:13:19,233 --> 00:13:21,974
‫شانس آوردیم صدمه‌ی جدی ندیده.

224
00:13:21,975 --> 00:13:23,324
‫بله اعلی‌حضرت.

225
00:13:27,458 --> 00:13:29,808
‫ندیمه‌ات می‌تونه یه حمام داغ برات آماده کنه.

226
00:13:29,809 --> 00:13:32,114
‫اگه جاییت گرفته باشه درست می‌شه.

227
00:13:32,115 --> 00:13:35,639
‫واقعاً نیازی نیست اینقدر شلوغش کنی.

228
00:13:35,640 --> 00:13:37,206
‫وقتی اینقدر درد داشتی
‫که نتونستی واسه شام بیای پایین،

229
00:13:37,207 --> 00:13:38,642
‫مخالفت می‌کنی.

230
00:13:39,470 --> 00:13:40,644
‫مراقب باش.

231
00:13:41,472 --> 00:13:42,522
‫خودشه.

232
00:13:44,911 --> 00:13:46,651
‫خیلی لطف داری، آدام.

233
00:13:47,739 --> 00:13:50,089
‫از اسب پرت شدی، پرسفون.

234
00:13:50,568 --> 00:13:52,832
‫هر آقای درست و حسابی‌ای بود نگران می‌شد.

235
00:13:58,141 --> 00:14:00,142
‫می‌تونم بگم آشپزخونه یه سینی برات بفرسته

236
00:14:00,143 --> 00:14:02,405
‫اگه ترجیح میدی برای شام نیای پایین.

237
00:14:02,406 --> 00:14:05,713
‫واقعاً به همین زودی حالم خوب شده.

238
00:14:05,714 --> 00:14:08,064
‫فکر کنم بیشتر ترسیدم تا اینکه چیزیـم بشه.

239
00:14:10,284 --> 00:14:13,200
‫وقتی یکم بیشتر از خودم مطمئن شدم،

240
00:14:14,114 --> 00:14:16,203
‫می‌تونم بیام با تو و هری سوارکاری کنم؟

241
00:14:18,770 --> 00:14:21,033
‫اطلس نمی‌تونه به زئوس برسه.

242
00:14:21,034 --> 00:14:22,643
‫نمی‌شه یکم سرعت زئوس رو کم کنی؟

243
00:14:22,644 --> 00:14:25,733
‫یا بذاری در پایان اسب‌سواری‌تون ملحق بشم،

244
00:14:25,734 --> 00:14:27,054
‫وقتی زئوس سرعتش کم شده؟

245
00:14:30,304 --> 00:14:32,131
‫زئوس بی‌صبره.

246
00:14:32,132 --> 00:14:33,916
‫شاید اطلس رو مضطرب کنه.

247
00:14:35,875 --> 00:14:38,007
‫نمی‌شه حداقل تلاش کنم؟

248
00:14:41,054 --> 00:14:44,579
‫ترجیح میدم ریسکش رو نکنی.

249
00:14:45,449 --> 00:14:47,495
‫ولی تو هستی.

250
00:14:49,018 --> 00:14:52,717
‫بله ولی، اون تضمینی نیست که...

251
00:15:06,253 --> 00:15:07,303
‫متاسفم.

252
00:15:08,603 --> 00:15:09,653
‫نه.

253
00:15:10,866 --> 00:15:11,916
‫من... آدام...

254
00:15:34,711 --> 00:15:36,717
‫مسخره‌ست!

255
00:15:36,718 --> 00:15:38,981
‫اینجا زیادی ساکته.

256
00:15:59,219 --> 00:16:02,743
‫واسه چی اینقدر طول کشیده؟

257
00:16:03,919 --> 00:16:05,006
‫پس بیداری.

258
00:16:05,007 --> 00:16:05,920
‫آدام!

259
00:16:05,921 --> 00:16:07,095
‫به خاطر افتادنت درد داری؟

260
00:16:07,096 --> 00:16:08,923
‫راه رفتن دردناکه؟

261
00:16:12,101 --> 00:16:13,233
‫امشب صداشون بلنده.

262
00:16:15,057 --> 00:16:18,715
‫تا کِی می‌خوای پشت اون پنجره بشینی

263
00:16:18,716 --> 00:16:19,847
‫و نگران گرگ‌ها باشی؟

264
00:16:19,848 --> 00:16:20,980
‫تا وقتی دیگه زوزه نکشن.

265
00:16:24,896 --> 00:16:28,160
‫وقتی تازه شروع شد باید می‌اومدی داخل.

266
00:16:28,161 --> 00:16:29,683
‫می‌اومدم داخل؟

267
00:16:29,684 --> 00:16:32,274
‫و با اون پتو توی تخت دراز می‌کشیدی.

268
00:16:33,731 --> 00:16:35,863
‫می‌دونستی؟

269
00:16:35,864 --> 00:16:36,914
‫من...

270
00:16:37,042 --> 00:16:39,432
‫فکر کردم خوابی.

271
00:16:39,433 --> 00:16:40,737
‫خواب؟

272
00:16:40,738 --> 00:16:42,087
‫نمی‌تونم بخوابم.

273
00:16:42,088 --> 00:16:43,479
‫اتاق رو برام خراب کردی.

274
00:16:43,480 --> 00:16:45,003
‫یعنی چی که خرابش کردم؟

275
00:16:45,004 --> 00:16:47,092
‫اتاق‌خوابم قبلاً ساکت بود.

276
00:16:47,093 --> 00:16:48,919
‫بعد تو شروع کردی به اومدن

277
00:16:48,920 --> 00:16:51,357
‫و موقع خواب اون صداها رو در آوردی.

278
00:16:51,358 --> 00:16:52,967
‫صدا میدم؟

279
00:16:52,968 --> 00:16:55,187
‫و مدام تکون می‌خوری.

280
00:16:55,188 --> 00:16:56,057
‫صداهای بلند؟

281
00:16:56,058 --> 00:16:57,972
‫نه بابا.

282
00:16:57,973 --> 00:16:59,583
‫نه، مثل یه توله سگ.

283
00:17:02,282 --> 00:17:03,761
‫صداهای کم.

284
00:17:04,849 --> 00:17:07,112
‫اون اذیتت نمی‌کنه؟

285
00:17:07,113 --> 00:17:08,896
‫بهش عادت کردم.

286
00:17:08,897 --> 00:17:11,291
‫نمی‌خوام مزاحمت بشم.

287
00:17:13,467 --> 00:17:14,517
‫نیستی.

288
00:17:17,427 --> 00:17:20,169
‫توی اتاق‌خواب تو گرگ‌ها زیاد نگرانم نمی‌کنن.

289
00:17:23,781 --> 00:17:25,101
‫اینجا ساکت‌ترن؟

290
00:17:26,523 --> 00:17:27,573
‫نه.

291
00:17:28,438 --> 00:17:29,744
‫جوری که فهمیدم،

292
00:17:29,745 --> 00:17:32,006
‫اگه گله‌ی گرگ واقعاً بیاد توی قلعه،

293
00:17:32,007 --> 00:17:33,356
‫اول تو رو می‌خورن.

294
00:17:45,629 --> 00:17:48,109
‫شب بخیر آدام.

295
00:17:48,110 --> 00:17:51,156
‫شب بخیر پرسفون.

296
00:17:59,165 --> 00:18:00,215
‫آدام؟

297
00:18:01,167 --> 00:18:02,217
‫بله؟

298
00:18:03,952 --> 00:18:05,910
‫چرا تصمیم گرفتی ازدواج کنی؟

299
00:18:12,178 --> 00:18:15,572
‫اون زمان انگار فکر خوبی بود.

300
00:18:19,402 --> 00:18:20,452
‫الانـم هست؟

301
00:18:29,108 --> 00:18:30,848
‫خانم ادکاک گفت می‌شی.

302
00:18:31,366 --> 00:18:33,241
‫چی می‌شم؟

303
00:18:33,242 --> 00:18:34,939
‫از ازدواج باهام پشیمون می‌شی.

304
00:18:42,904 --> 00:18:45,428
‫وقتی چند روز پیش رفتم خانه کشیش،

305
00:18:48,170 --> 00:18:51,477
‫خانم ادکاک گفت اکثر آقایونی
‫که زن می‌خرن

306
00:18:51,478 --> 00:18:53,219
‫آخرش از خریدشون پشیمون می‌شن.

307
00:18:55,264 --> 00:18:56,525
‫خیلی واضح بود

308
00:18:56,526 --> 00:18:58,876
‫که منظورش توافق ازدواج ماست.

309
00:19:00,226 --> 00:19:01,704
‫خانم ادکاک گفته بود

310
00:19:01,705 --> 00:19:04,751
‫حداقل ده دوازده بار از جهیزیه‌ی بزرگش گفته بود،

311
00:19:04,752 --> 00:19:08,624
‫واسه همین اتفاقی از بانو هترشم پرسیدم،

312
00:19:08,625 --> 00:19:11,411
‫که خانم ادکاک هم شنید،

313
00:19:12,586 --> 00:19:14,239
‫که عجیبه یا نه

314
00:19:14,240 --> 00:19:16,197
‫که واسه یه سری خانمـا لازمه

315
00:19:16,198 --> 00:19:19,200
‫که به داماد احتمالی‌شون پول بدن

316
00:19:19,201 --> 00:19:21,160
‫که بتونه خودش رو سروسامون بده.

317
00:19:22,900 --> 00:19:25,902
‫هیچ آقایی یه اسب بدنام رو قبول نمی‌کنه

318
00:19:25,903 --> 00:19:28,775
‫اگه مجبور بشه واسه پذیرفتنش رشوه بگیره.

319
00:19:31,779 --> 00:19:35,825
‫اینقدر خانم ادکاک عصبانی شد که فکر کردم

320
00:19:35,826 --> 00:19:38,219
‫الان چایی از گوشش می‌زنه بیرون.

321
00:19:38,220 --> 00:19:40,134
‫با یه اسب مقایسه‌اش کردی؟

322
00:19:42,746 --> 00:19:44,486
‫حتی منـم نمی‌تونم یه جواب اینقدر تُند بدم؟

323
00:19:44,487 --> 00:19:46,836
‫آفرین پرسفون.

324
00:19:46,837 --> 00:19:49,361
‫سال‌ها بود که با کسی بحث نکرده بودم.

325
00:19:49,362 --> 00:19:53,887
‫از اعتراف به اینکه ازش لذت بردم
‫خجالت نمی‌کشم.

326
00:19:53,888 --> 00:19:57,238
‫حس کردم یه جنگجوی معمولی هستم.

327
00:19:57,239 --> 00:19:59,458
‫شاید قبل از اینکه دوباره برم خانه کشیش بهش سر بزنم،

328
00:19:59,459 --> 00:20:02,243
‫یکی از زره‌ها رو بپوشم.

329
00:20:02,244 --> 00:20:04,289
‫می‌تونم ببینم توی اسلحه‌خانه نیزه داریم یا نه

330
00:20:04,290 --> 00:20:06,204
‫و وقتی داره سوارِ اسب به سمت خانه کشیش میاد

331
00:20:06,205 --> 00:20:08,684
‫حریفم رو زمین بزنم.

332
00:20:08,685 --> 00:20:12,385
‫می‌شم مایه‌ی وحشتِ محله.

333
00:20:13,386 --> 00:20:16,779
‫خب، اگه کار به نبرد کامل رسید، بهم بگو.

334
00:20:16,780 --> 00:20:18,564
‫کارم با کمان صلیبی خوبه.

335
00:20:18,565 --> 00:20:20,087
‫شاید هری بشه پادوی ما،

336
00:20:20,088 --> 00:20:22,002
‫و بتونیم عمارت ادکاک رو فتح کنیم.

337
00:20:22,003 --> 00:20:24,396
‫هری پادوی افتضاحی می‌شه.

338
00:20:26,268 --> 00:20:29,183
‫ولی شاید بشه یه تبر جنگی بهش داد.

339
00:20:30,968 --> 00:20:34,755
‫تیم به شدت ترسناکی می‌شیم.

340
00:20:36,452 --> 00:20:38,105
‫می‌بینی آدام؟ شاید ازدواج با من

341
00:20:38,106 --> 00:20:40,717
‫اونقدر هم چیز افتضاحی نباشه.

342
00:20:40,741 --> 00:20:48,741
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

343
00:21:14,664 --> 00:21:16,100
‫آروم.

344
00:21:20,366 --> 00:21:21,416
‫اروم.

345
00:21:21,417 --> 00:21:23,977
‫امروز می‌خوای اسب‌سواری کنی، اعلی‌حضرت؟

346
00:21:23,978 --> 00:21:26,936
‫- آروم.
‫- الیبای هنوز ناراحته؟

347
00:21:26,937 --> 00:21:29,112
‫گفتی از سرما خوشش نمیاد.

348
00:21:29,113 --> 00:21:31,027
‫فقط سرما نیست.

349
00:21:31,028 --> 00:21:32,465
‫قبلاً باهاش بدرفتاری شده.

350
00:21:33,466 --> 00:21:35,162
‫به مردم اعتماد نداره.

351
00:21:36,251 --> 00:21:37,251
‫میگه اگه قبلاً باهاش بدرفتاری کردن،

352
00:21:37,252 --> 00:21:39,166
‫بازم می‌کنن.

353
00:21:40,342 --> 00:21:41,429
‫ولی اینجا کسی بهش صدمه نمی‌زنه.

354
00:21:41,430 --> 00:21:42,692
‫نه، اونش مهم نیست.

355
00:21:43,737 --> 00:21:45,427
‫به کسی فرصتش رو نمیده.

356
00:21:46,696 --> 00:21:49,046
‫اون اسب تا ابد باهات می‌جنگه.

357
00:21:50,221 --> 00:21:51,658
‫انگار امیدی بهش نیست.

358
00:21:52,920 --> 00:21:54,355
‫چرا به تلاش ادامه بدی؟

359
00:21:54,356 --> 00:21:56,346
‫هیچ هدفی از دست‌رفته نیست، اعلی‌حضرت.

360
00:21:57,533 --> 00:22:00,622
‫هر موجودی یکی رو نیاز داره که نجاتش بده،

361
00:22:00,623 --> 00:22:01,673
‫اگه فقط تلاش کنن.

362
00:22:03,104 --> 00:22:05,814
‫خیلیـا امیدوارن تو اهل تلاش کردن باشی.

363
00:22:07,238 --> 00:22:11,852
‫این موجود بیچاره خیلی عصبانی به نظر میاد.

364
00:22:13,680 --> 00:22:15,072
‫بیشتر از می‌ترسه تا اینکه خشمگین باشه.

365
00:22:17,118 --> 00:22:18,380
‫سال‌ها ترسیده.

366
00:22:19,947 --> 00:22:23,254
‫چرا؟ چی شده؟

367
00:22:25,300 --> 00:22:26,930
‫زخمی شد و جا موند.

368
00:22:28,695 --> 00:22:30,871
‫تصمیم گرفت اون گاز بگیره
‫قبل از اینکه کسی گازش بگیره.

369
00:22:31,959 --> 00:22:36,877
‫اگه کسی بهش نزدیک نشه،
‫کسی نمی‌تونه بهش صدمه بزنه.

370
00:22:53,372 --> 00:22:54,850
‫خوش برگشتی.

371
00:22:54,851 --> 00:22:56,025
‫صبحت بخیر، پرسفون.

372
00:22:56,026 --> 00:22:57,288
‫صبح بخیر.

373
00:22:58,594 --> 00:23:00,290
‫صبح بخیر آدام.

374
00:23:00,291 --> 00:23:01,291
‫صبح بخیر.

375
00:23:01,292 --> 00:23:02,597
‫می‌خوای اسب‌سواری کنی؟

376
00:23:02,598 --> 00:23:04,207
‫تو فکرش بودم.

377
00:23:04,208 --> 00:23:07,342
‫اگه هستی، متاسفانه باید محاصره‌مون رو عقب بندازیم.

378
00:23:08,996 --> 00:23:10,519
‫شما دوتا برنامه‌ی محاصره ریختین؟

379
00:23:15,132 --> 00:23:16,611
‫چرا حس می‌کنم

380
00:23:16,612 --> 00:23:19,701
‫الان حضورم خیلی مورد استقبال نیست؟

381
00:23:19,702 --> 00:23:23,139
‫هری، به نظرم اغلب این حس رو داری.

382
00:23:23,140 --> 00:23:25,490
‫اگه الان بری، کلی وقت داری که وسایلت رو جمع کنی.

383
00:23:25,491 --> 00:23:26,882
‫ولی دلت برام تنگ می‌شه.

384
00:23:26,883 --> 00:23:28,363
‫من هیچوقت دلم با کسی تنگ نمی‌شه.

385
00:23:32,323 --> 00:23:33,628
‫هوم.

386
00:23:54,084 --> 00:23:57,870
‫«اسمت ورد زبون همه شده.

387
00:23:57,871 --> 00:24:01,482
‫یه سری میگن پرسفون به همین زودی ولت کرده.»

388
00:24:01,483 --> 00:24:02,533
‫ممنون مادر.

389
00:24:05,835 --> 00:24:06,885
‫آدام؟

390
00:24:08,185 --> 00:24:10,100
‫می‌شه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

391
00:24:15,410 --> 00:24:18,239
‫خانم اسمیتسون این اتاق رو بهم نشون نداد
‫وقتی داشتیم خونه رو می‌گشتیم.

392
00:24:19,719 --> 00:24:21,155
‫تا حالا اینجا نبودم.

393
00:24:23,287 --> 00:24:25,028
‫هیچکس وارد این اتاق نمی‌شه.

394
00:24:26,334 --> 00:24:28,030
‫کار اشتباهی کردم؟

395
00:24:28,031 --> 00:24:29,729
‫نه. نه.

396
00:24:43,743 --> 00:24:47,136
‫اینی که کنارش ایستادی کیه، آدام؟

397
00:24:47,137 --> 00:24:48,187
‫پدرم.

398
00:24:49,444 --> 00:24:50,879
‫فکرشـو می‌کردم.

399
00:24:50,880 --> 00:24:52,316
‫خیلی شبیهش هستی.

400
00:24:53,970 --> 00:24:55,580
‫جدی؟

401
00:24:55,581 --> 00:24:57,582
‫چشمـاتون مثل همدیگه‌ست.

402
00:24:57,583 --> 00:24:59,235
‫یه شباهتی هم در لب‌ها

403
00:24:59,236 --> 00:25:00,586
‫و شکل صورت‌تون هست.

404
00:25:01,978 --> 00:25:03,980
‫و قاعدتاً، دوتاتون موهای مشکی دارید.

405
00:25:05,373 --> 00:25:07,680
‫گمونم یه شباهتی هست.

406
00:25:09,812 --> 00:25:12,248
‫بینیـت به مادرت رفته.

407
00:25:12,249 --> 00:25:15,035
‫وقتی اولین بار باهم دیدمـتون فهمیدم.

408
00:25:20,127 --> 00:25:21,627
‫تو جنبه‌های دیگه هم مثل اون هستی؟

409
00:25:22,608 --> 00:25:23,999
‫پدرم؟

410
00:25:24,000 --> 00:25:29,135
‫هوم.

411
00:25:29,136 --> 00:25:30,658
‫امیدوارم.

412
00:25:37,666 --> 00:25:40,929
‫می‌خواستی راجع به چیزی باهام صحبت کنی؟

413
00:25:40,930 --> 00:25:42,496
‫آه.

414
00:25:42,497 --> 00:25:45,327
‫ترایومفنت قراره هفته‌ی آخرِ نوامبر به بندر برسه.

415
00:25:45,328 --> 00:25:48,241
‫لاینس سه هفته مرخصی می‌گیره.

416
00:25:48,242 --> 00:25:50,199
‫فوق‌العاده نیست؟

417
00:25:50,200 --> 00:25:51,505
‫آره.

418
00:25:51,506 --> 00:25:52,724
‫ترایومفنت در نیوکاسل لنگر می‌اندازه.

419
00:25:52,725 --> 00:25:54,769
‫می‌تونم قبل از رفتنش به شروپشر

420
00:25:54,770 --> 00:25:56,945
‫اونجا باشم و ببینمش.

421
00:25:56,946 --> 00:25:59,774
‫اونجا؟ نیوکاسل؟

422
00:25:59,775 --> 00:26:01,950
‫غیابم بیشتر از یکی دو روز نمی‌شه.

423
00:26:01,951 --> 00:26:04,083
‫البته، می‌خوام برای بدرقه‌اش هم باشم،

424
00:26:04,084 --> 00:26:05,171
‫که یعنی باید برگردم

425
00:26:05,172 --> 00:26:06,982
‫وقتی ترایومفنت دوباره عازم بشه.

426
00:26:08,828 --> 00:26:09,878
‫نمی‌تونی بری.

427
00:26:14,224 --> 00:26:15,274
‫خواهش می‌کنم آدام.

428
00:26:16,224 --> 00:26:19,098
‫فقط چند روزه.

429
00:26:19,099 --> 00:26:24,104
‫باید خودم ببینمش،

430
00:26:24,321 --> 00:26:26,454
‫باید بدونم که حالش خوبه و سالمه،

431
00:26:26,455 --> 00:26:30,631
‫که حتی یه لحظه با تنها برادری که برام مونده وقت بگذرونم.

432
00:26:30,632 --> 00:26:33,417
‫این برام مهمه، آدام.

433
00:26:34,984 --> 00:26:37,334
‫مسائل مهم برای من باید اهمیت داشته باشن.

434
00:26:37,358 --> 00:26:43,358
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

435
00:26:44,341 --> 00:26:45,473
‫اگه خودش بیاد اینجا چی؟

436
00:26:45,474 --> 00:26:47,779
‫ولی تو اجازه نمیدی ملاقات‌کننده داشته باشیم.

437
00:26:47,780 --> 00:26:48,997
‫منطقی‌تر از اینه

438
00:26:48,998 --> 00:26:51,048
‫که دوبار بری نیوکاسل.

439
00:26:51,049 --> 00:26:52,697
‫لاینس می‌تونه به فالستون بیاد

440
00:26:52,698 --> 00:26:54,089
‫قبل از اینکه بره دیدن خانواده‌ات.

441
00:26:54,090 --> 00:26:55,265
‫جدی میگی؟

442
00:26:56,310 --> 00:26:59,573
‫من حرفی نمی‌زنم که جدی نباشه.

443
00:26:59,574 --> 00:27:02,315
‫خیلی مزاحمت ایجاد نمی‌کنه؟

444
00:27:02,316 --> 00:27:03,751
‫نه.

445
00:27:03,752 --> 00:27:05,841
‫خودم خیلی دوست دارم اون پسر رو ببینم.

446
00:27:06,886 --> 00:27:08,408
‫واقعاً؟

447
00:27:08,409 --> 00:27:11,238
‫لاینس نیروی اضافی خیلی خوبی برای محاصره‌مون می‌شه.

448
00:27:11,239 --> 00:27:14,283
‫هری با شنیدن اولین شعار جنگی

449
00:27:14,284 --> 00:27:16,155
‫فوراً غش می‌کنه.

450
00:27:21,074 --> 00:27:22,124
‫ممنون آدام.

451
00:27:36,785 --> 00:27:38,134
‫تو چرا هیچوقت نمیری؟

452
00:27:39,701 --> 00:27:41,485
‫بعد از ظهر تو هم بخیر.

453
00:27:44,227 --> 00:27:46,054
‫جواب سوالم رو بده.

454
00:27:46,055 --> 00:27:47,805
‫این یه بازجویی هدفمنده

455
00:27:47,806 --> 00:27:50,276
‫یا یه بحث فکری؟

456
00:27:50,277 --> 00:27:51,657
‫بحث فکری.

457
00:27:55,456 --> 00:27:56,936
‫چرا هیچوقت نمیرم؟

458
00:27:58,435 --> 00:28:00,590
‫چون از فالستون خوشم میاد.

459
00:28:00,591 --> 00:28:01,853
‫- چرا؟
‫- غذای مجانی.

460
00:28:01,854 --> 00:28:03,028
‫دارم جدی حرف می‌زنم،
‫می‌خوام تو هم جدی باشی.

461
00:28:03,029 --> 00:28:04,420
‫غذا رو نباید نادیده گرفت.

462
00:28:04,421 --> 00:28:05,988
‫آشپز واقعاً معجزه می‌کنه.

463
00:28:10,645 --> 00:28:15,606
‫به جز اون، فالستون برام آشناست.

464
00:28:15,824 --> 00:28:17,433
‫راحته.

465
00:28:17,434 --> 00:28:20,306
‫پس همین حس رو به خونه‌ی لندن داری؟

466
00:28:20,307 --> 00:28:21,742
‫اونجا هم یکم وقت گذروندی.

467
00:28:21,743 --> 00:28:24,005
‫و چند باری باهام به کِنت هم اومدی.

468
00:28:24,006 --> 00:28:27,401
‫این یه بازجویی هدفمنده، نه؟

469
00:28:27,402 --> 00:28:30,272
‫ببین، اگه می‌خوای بگی

470
00:28:30,273 --> 00:28:31,491
‫حالا که ازدواج کردی دیگه نباشم،

471
00:28:31,492 --> 00:28:32,361
‫کاملاً درک می‌کنم.

472
00:28:32,362 --> 00:28:34,756
‫نه، اصلاً اونجوری نیست.

473
00:28:37,628 --> 00:28:39,108
‫پس چیه؟

474
00:28:42,459 --> 00:28:43,509
‫می‌خوام بدونم

475
00:28:44,897 --> 00:28:47,377
‫چرا این همه سال موندی؟

476
00:28:48,465 --> 00:28:49,728
‫ما دوستـیم، آدام.

477
00:28:50,816 --> 00:28:53,513
‫دوست همینجوری ول نمی‌کنه بره.

478
00:28:53,514 --> 00:28:56,081
‫فکر کنم جوابت درباره غذا صادقانه‌تر بود.

479
00:28:56,082 --> 00:28:57,212
‫تا حالا به ذهنت خطور کرده

480
00:28:57,213 --> 00:28:59,263
‫که واقعاً تو رو دوست خودم می‌دونم؟

481
00:29:01,696 --> 00:29:02,746
‫راستش

482
00:29:04,830 --> 00:29:06,309
‫بهترین دوستم.

483
00:29:09,486 --> 00:29:10,536
‫به خاطر هارو؟

484
00:29:12,620 --> 00:29:14,316
‫ممکنه اونجوری شروع باشه.

485
00:29:14,317 --> 00:29:15,841
‫تو نجاتم دادی،

486
00:29:17,930 --> 00:29:19,887
‫پس یه مدتی می‌پرستیدمت،

487
00:29:19,888 --> 00:29:23,805
‫مثل یه بُت که می‌تونه ارواح شیطانی رو دور کنه، گمونم.

488
00:29:26,242 --> 00:29:27,322
‫ولی بعدش،

489
00:29:28,984 --> 00:29:30,768
‫بعدش یه مشت زدی تو صورتم

490
00:29:30,769 --> 00:29:34,249
‫واسه یه کار یا حرف احمقانه‌ام.

491
00:29:34,250 --> 00:29:35,337
‫اون دعوا رو خوب یادمه

492
00:29:35,338 --> 00:29:37,644
‫ولی یادم نیست سر چی بود.

493
00:29:37,645 --> 00:29:39,646
‫بعدش فرستادنمون پایین.

494
00:29:39,647 --> 00:29:43,085
‫والدینم نبودن، پس اومدیم اینجا.

495
00:29:44,391 --> 00:29:46,915
‫توی اون دو هفته اخراج،

496
00:29:47,873 --> 00:29:52,573
‫با آدام بویس، دوکِ کیلدر آشنا شدم.

497
00:29:53,966 --> 00:29:55,663
‫هنوز بدجوری می‌ترسوندم.

498
00:29:56,751 --> 00:30:01,451
‫ولی آدام بویس فقط یه پسر مثل من بود.

499
00:30:05,020 --> 00:30:07,326
‫چرا یهو به دوران کودکی جالب‌مون

500
00:30:07,327 --> 00:30:08,707
‫علاقمند شدی؟

501
00:30:35,921 --> 00:30:38,837
‫بیرون سرده، نه؟

502
00:30:39,794 --> 00:30:40,844
‫آره.

503
00:30:42,841 --> 00:30:44,886
‫پرسفون سرد به نظر میاد، آدام.

504
00:30:46,235 --> 00:30:48,411
‫باید بری و گرمش کنی.

505
00:30:50,022 --> 00:30:51,072
‫گرمش...

506
00:30:52,546 --> 00:30:54,895
‫این واقعیت که توصیه‌ام گیجت می‌کنه

507
00:30:54,896 --> 00:30:56,158
‫جلوه خوبی نداره،

508
00:30:58,857 --> 00:30:59,907
‫دوست من.

509
00:31:01,860 --> 00:31:02,991
‫گیجم...

510
00:31:05,951 --> 00:31:07,691
‫گیجم نکرد.

511
00:31:23,969 --> 00:31:26,885
‫توی این قلعه‌ی خالی تنهاست.

512
00:31:30,323 --> 00:31:31,454
‫درست مثل مادر.

513
00:31:37,983 --> 00:31:39,722
‫پرسفون.

514
00:31:42,770 --> 00:31:43,901
‫صداشون رو شنیدم، آدام!

515
00:31:43,902 --> 00:31:45,293
‫گرگ‌ها اومدن توی فالستون!

516
00:31:45,294 --> 00:31:46,991
‫هنوز بیرون دیوارهای قلعه هستن.

517
00:31:46,992 --> 00:31:48,862
‫ولی صداشون خیلی بلنده.
‫انگار خیلی نزدیک‌تر شدن.

518
00:31:48,863 --> 00:31:51,813
‫توی دیوارهای قلعه نیستن، پرسفون.

519
00:31:52,649 --> 00:31:54,215
‫مطمئنی؟

520
00:31:54,216 --> 00:31:55,266
‫کاملاً.

521
00:31:57,916 --> 00:31:59,655
‫بگو چای بفرستن به اتاق مطالعه‌ام.

522
00:31:59,656 --> 00:32:00,706
‫بله اعلی‌حضرت.

523
00:32:11,930 --> 00:32:14,453
‫می‌دونم نباید اینقدر ازشون بترسم،

524
00:32:14,454 --> 00:32:18,110
‫ولی زوزه‌هاشون مو به تنم سیخ می‌کنه.

525
00:32:18,438 --> 00:32:22,026
‫میگم خدمتکارم گله رو بررسی کنه،

526
00:32:22,027 --> 00:32:24,419
‫تا راحت‌تر باشی.

527
00:32:24,420 --> 00:32:26,247
‫همیشه بهم گفتن

528
00:32:26,248 --> 00:32:29,033
‫دیگه گرگی در انگلستان نمونده.

529
00:32:29,034 --> 00:32:30,425
‫گله ما

530
00:32:30,426 --> 00:32:33,212
‫نواده‌ی آخرین گرگ‌هاییه که توی منطقه بودن

531
00:32:34,213 --> 00:32:37,041
‫و سگ‌های وحشی که جنگل رو خونه‌ی خودشون کرده بودن.

532
00:32:37,042 --> 00:32:40,480
‫پس از گرگ‌های واقعی بدسگال‌ترن؟

533
00:32:43,570 --> 00:32:46,050
‫از هرچیزی گرگ‌ترن.

534
00:32:46,051 --> 00:32:48,281
‫ولی همیشه دور از قلعه هستن.

535
00:33:00,587 --> 00:33:01,637
‫به نظرم،

536
00:33:05,157 --> 00:33:07,462
‫باید یه جشن بگیریم.

537
00:33:07,463 --> 00:33:08,333
‫جشن؟

538
00:33:08,334 --> 00:33:09,377
‫مگر اینکه تو نخوای.

539
00:33:09,378 --> 00:33:11,008
‫گمون می‌کردم تو نخوای.

540
00:33:12,164 --> 00:33:14,340
‫معنیش اینه که خیلی‌ها بیان توی قلعه.

541
00:33:18,213 --> 00:33:21,042
‫هر عروسی باید یه جشن داشته باشه.

542
00:33:23,523 --> 00:33:25,307
‫هنوز سوگواریم.

543
00:33:27,701 --> 00:33:31,313
‫فکر می‌کنم یه جشن عروسی
‫مجاز باشه.

544
00:33:34,142 --> 00:33:35,317
‫یعنی...

545
00:33:40,192 --> 00:33:43,195
‫تو حرفی نمی‌زنی که جدی نباشه.

546
00:33:44,587 --> 00:33:45,637
‫نه.

547
00:33:48,200 --> 00:33:49,250
‫نه، نمی‌زنم.

548
00:33:52,552 --> 00:33:53,727
‫بله آدام.

549
00:33:55,207 --> 00:33:57,731
‫باید در فالستون یه جشن برگزار کنیم.

550
00:34:00,821 --> 00:34:01,871
‫آدام توصیه کرد؟

551
00:34:03,563 --> 00:34:05,172
‫آدام؟

552
00:34:05,173 --> 00:34:07,218
‫همون آدامی که من می‌شناسم؟

553
00:34:07,219 --> 00:34:10,134
‫منـم به اندازه‌ی تو سوپرایز شدم.

554
00:34:10,135 --> 00:34:13,137
‫اخیراً کارهای زیادی می‌کنه که بهش نمیاد.

555
00:34:13,138 --> 00:34:16,009
‫بارتون میگه آشپز ناراحته.

556
00:34:16,010 --> 00:34:17,141
‫چی کارش کردی؟

557
00:34:17,142 --> 00:34:19,012
‫کاریش نکردم.

558
00:34:19,013 --> 00:34:20,492
‫از جشنِ پیش‌رو مطلع شده.

559
00:34:20,493 --> 00:34:21,493
‫یعنی اینقدر ناراحته؟

560
00:34:21,494 --> 00:34:23,147
‫خیلی خوشحاله.

561
00:34:23,148 --> 00:34:26,150
‫سر میز کار آشپزخونه داره گریه می‌کنه.

562
00:34:26,151 --> 00:34:28,413
‫واکنش بقیه‌ی اعضا چی بوده؟

563
00:34:28,414 --> 00:34:30,197
‫خانم اسمیتسون جوری دست‌پاچه شده

564
00:34:30,198 --> 00:34:31,459
‫انگار همین امشب جشن برگزار می‌شه

565
00:34:31,460 --> 00:34:32,808
‫به جای اینکه سه هفته دیگه باشه.

566
00:34:32,809 --> 00:34:34,810
‫بارتون هم وقتی فکر می‌کنه حواسم نیست

567
00:34:34,811 --> 00:34:35,985
‫لبخند می‌زنه.

568
00:34:35,986 --> 00:34:37,683
‫سه هفته دیگه؟

569
00:34:37,684 --> 00:34:40,816
‫ولی آدام، لاینس سه هفته دیگه میاد.

570
00:34:40,817 --> 00:34:42,209
‫لطفاً بگو درباره‌ی ملاقاتش

571
00:34:42,210 --> 00:34:43,645
‫نظرت عوض نشده.

572
00:34:43,646 --> 00:34:45,039
‫البته که نه، پرسفون.

573
00:34:46,084 --> 00:34:47,433
‫می‌تونه واسه جشن اینجا باشه.

574
00:34:50,131 --> 00:34:53,264
‫چرا یهو میل به سرگرم کردن پیدا کردی، آدام؟

575
00:34:53,265 --> 00:34:56,180
‫اول داداش پرسفون رو دعوت کردی.

576
00:34:56,181 --> 00:34:58,573
‫جشن هم تمام اقوام مهم

577
00:34:58,574 --> 00:34:59,705
‫توی نیمه شمالی انگلستان رو

578
00:34:59,706 --> 00:35:02,577
‫همزمان به فالستون میاره.

579
00:35:02,578 --> 00:35:04,449
‫دقیقاً همین چیزهاست

580
00:35:04,450 --> 00:35:06,059
‫که تو رو بدبخت می‌کنه.

581
00:35:06,060 --> 00:35:07,495
‫نمی‌خوام بدبخت باشی.

582
00:35:07,496 --> 00:35:08,888
‫بدبخت نیستم.

583
00:35:08,889 --> 00:35:12,021
‫فقط بقیه‌مون رو بدبخت می‌کنی.

584
00:35:12,022 --> 00:35:13,588
‫شاید بهتره کل قضیه رو تموم کنی

585
00:35:13,589 --> 00:35:14,894
‫و عذابش رو از ما بگیری.

586
00:35:14,895 --> 00:35:16,070
‫خفه شو هری.

587
00:35:18,942 --> 00:35:21,944
‫هری اصلاً اونقدری متقاعدکننده نیست

588
00:35:21,945 --> 00:35:24,643
‫که قانعم کنه ملاقات لاینس رو کنسل کنم.

589
00:35:24,644 --> 00:35:26,297
‫نیازی نیست نگران اون باشی.

590
00:35:26,298 --> 00:35:27,386
‫ولی هست.

591
00:35:28,474 --> 00:35:31,867
‫میگی بهت اعتماد کنم،
‫ولی فکر نکنم بتونم.

592
00:35:31,868 --> 00:35:34,435
‫خیلی چیزها هست که ازت نمی‌دونم، آدام.

593
00:35:34,436 --> 00:35:36,220
‫خیلی چیزها رو نمی‌فهمم.

594
00:35:36,221 --> 00:35:38,397
‫و این منـو می‌ترسونه.

595
00:35:39,306 --> 00:35:41,268
‫من می‌ترسونمت؟

596
00:35:41,269 --> 00:35:43,227
‫حرفم این نبود.

597
00:35:43,228 --> 00:35:44,402
‫واقعاً نبود.

598
00:35:44,403 --> 00:35:46,453
‫خفه شو هری!

599
00:35:47,580 --> 00:35:50,147
‫خوشحالم که می‌بینم
‫دارم یه نیرو رو متحد می‌کنم.

600
00:35:50,148 --> 00:35:51,452
‫الان، هری ویندوور،

601
00:35:51,453 --> 00:35:53,062
‫تو یه نیروی کلافه‌کننده هستی.

602
00:35:53,063 --> 00:35:54,629
‫هری، الان بهترین فرصت

603
00:35:54,630 --> 00:35:56,327
‫برای یه خروج به‌موقع‌ست.

604
00:35:56,328 --> 00:35:57,378
‫منظورتون رو گرفتم.

605
00:36:04,466 --> 00:36:07,513
‫من نقص‌هایی دارم پرسفون، مثل هر مردی،

606
00:36:08,644 --> 00:36:10,080
‫ولی دروغگو نیستم.

607
00:36:12,822 --> 00:36:14,475
‫مردی بزرگم کرده

608
00:36:14,476 --> 00:36:18,262
‫که صداقت و وفاداری

609
00:36:18,263 --> 00:36:19,655
‫و سر قول موندن براش مهم بود.

610
00:36:21,657 --> 00:36:22,831
‫بهت قول میدم

611
00:36:22,832 --> 00:36:24,268
‫که داداشت میاد اینجا دیدنت

612
00:36:24,269 --> 00:36:26,270
‫قلعه فالستون هم میزبان یه جشن خواهد بود،

613
00:36:26,271 --> 00:36:29,447
‫و هیچکس، چه هری، چه هرکسی،

614
00:36:29,448 --> 00:36:32,668
‫وادارم نمی‌کنه که قولم به تو رو پس بگیرم.

615
00:36:34,496 --> 00:36:35,889
‫هر قولی به تو رو.

616
00:36:38,283 --> 00:36:40,371
‫می‌خوام باورش کنم.

617
00:36:40,372 --> 00:36:42,504
‫و خوشبختیت اهمیت داره.

618
00:36:44,071 --> 00:36:45,899
‫باید اینـو هم باور داشته باشی.

619
00:36:48,467 --> 00:36:50,729
‫کم‌کم دارم باور می‌کنم.

620
00:37:11,268 --> 00:37:13,360
‫بعد از ظهرتون بخیر.

621
00:37:13,361 --> 00:37:15,929
‫یکم ناخوش‌احوالی، پسر بیچاره.

622
00:37:17,583 --> 00:37:19,192
‫خوبم.

623
00:37:19,193 --> 00:37:22,456
‫الان داشتم به پرسفون می‌گفتم که اینجا توی قلعه

624
00:37:22,457 --> 00:37:25,024
‫چه جشن‌های شگفت‌انگیزی برگزار می‌کردیم.

625
00:37:25,025 --> 00:37:26,547
‫حتی روزنامه‌های لندن

626
00:37:26,548 --> 00:37:29,289
‫تمام جزئیات شب رو پوشش می‌دادن،

627
00:37:29,290 --> 00:37:34,034
‫افرادی که اومدن، دکوراسیون‌ها، منو.

628
00:37:35,296 --> 00:37:39,081
‫جشن‌های فالستون واقعاً افسانه‌ای بودن.

629
00:37:39,082 --> 00:37:41,388
‫مطمئنم جشن ما خیلی ساده‌تر خواهد بود.

630
00:37:41,389 --> 00:37:43,738
‫ولی واسه همین با عجله برگشتم.

631
00:37:43,739 --> 00:37:46,219
‫می‌تونه خارق‌العاده باشه.

632
00:37:46,220 --> 00:37:48,003
‫چندتا تغییر در منو،

633
00:37:48,004 --> 00:37:51,180
‫شاید یه نقشه دکور دراماتیک‌تر.

634
00:37:51,181 --> 00:37:53,835
‫همین که مردم اینجا هستن کافیه.

635
00:37:53,836 --> 00:37:56,273
‫همین باید کافی باشه که روزنامه‌های لندن رو

636
00:37:56,274 --> 00:37:58,711
‫از نظراتِ افرادی که شوکه‌شدن پُر کنه.

637
00:38:00,495 --> 00:38:02,888
‫قلعه همیشه مطبوع‌تر بوده

638
00:38:02,889 --> 00:38:04,977
‫وقتی حال و هوای جشنی داشته.

639
00:38:04,978 --> 00:38:06,935
‫من و خانم اسمیتسون درباره منو

640
00:38:06,936 --> 00:38:08,415
‫و آمادگی‌ها صحبت کردیم.

641
00:38:08,416 --> 00:38:11,331
‫از انتخاباتی که داشتیم خیلی راضی‌ام.

642
00:38:11,332 --> 00:38:15,510
‫راضی و خوشحال باهم فرق دارن.

643
00:38:16,685 --> 00:38:19,034
‫اگه یه کاری واسه سرزنده کردن اینجا انجام نشه

644
00:38:19,035 --> 00:38:21,254
‫آدم دوست داره سریع بره.

645
00:38:21,255 --> 00:38:23,082
‫داریم جشن می‌گیریم، مادر.

646
00:38:23,083 --> 00:38:24,562
‫اون همیشه حال و هوای جشنی کافی رو داشته

647
00:38:24,563 --> 00:38:26,086
‫که تو به فالستون برگردی.

648
00:38:28,218 --> 00:38:32,832
‫به نظر من که اصلاً جشن نیست.

649
00:38:33,963 --> 00:38:37,226
‫گمونم برنامه‌ها رو می‌شه

650
00:38:37,227 --> 00:38:40,405
‫بیشتر گسترده کرد.

651
00:38:41,449 --> 00:38:43,407
‫درست مثل پدر شدم.

652
00:38:43,408 --> 00:38:45,147
‫به دوتاتون اطمینان میدم،

653
00:38:45,148 --> 00:38:49,108
‫از برنامه فعلی‌مون هم راضی‌ام و هم خوشحال.

654
00:38:49,109 --> 00:38:50,892
‫مطابق میل من هستن.

655
00:38:50,893 --> 00:38:55,114
‫واقعاً باید بذاری من در سرگرمی‌های آینده کمک کنم.

656
00:38:55,115 --> 00:38:58,639
‫چه اینجا چه در لندن، می‌تونیم خیلی کم از این‌ها داشته باشیم.

657
00:38:58,640 --> 00:39:01,426
‫زیادی خوش می‌گذره که بخوای ناراضی باشی.

658
00:39:04,951 --> 00:39:07,562
‫می‌شه لطفاً منـو ببخشید؟

659
00:39:15,091 --> 00:39:16,440
‫تمام جشن‌هایی که برای مادرت گرفتی

660
00:39:16,441 --> 00:39:18,006
‫اونقدری نبودن که اینجا نگهش دارن،

661
00:39:18,007 --> 00:39:21,706
‫پس من واسه چی دارم همین کار رو می‌کنم؟

662
00:39:22,795 --> 00:39:24,099
‫گفتی دوک‌ها به مردم نیاز ندارن.

663
00:39:24,100 --> 00:39:25,540
‫بدون اون وضع‌مون بهتره.

664
00:39:27,582 --> 00:39:30,279
‫پرسفون هم آخرش میره.
‫همه میرن.

665
00:39:36,591 --> 00:39:37,461
‫اگه هِی اون کار رو بکنی

666
00:39:37,462 --> 00:39:38,637
‫دستت آسیب می‌بینه.

667
00:39:41,596 --> 00:39:43,729
‫برو شامت رو بخور، پرسفون.

668
00:39:45,383 --> 00:39:46,948
‫قصد دارم.

669
00:39:49,865 --> 00:39:51,084
‫روی میز بذاری کافیه.

670
00:39:54,566 --> 00:39:55,616
‫گرسنه نیستم.

671
00:39:56,698 --> 00:39:57,917
‫شاید تو نباشی، ولی من هستم.

672
00:40:01,355 --> 00:40:02,405
‫ممنون.

673
00:40:05,920 --> 00:40:07,882
‫مادر...

674
00:40:07,883 --> 00:40:09,383
‫داره با هری شام می‌خوره.

675
00:40:10,059 --> 00:40:11,409
‫من اینجا غذا می‌خورم.

676
00:40:12,410 --> 00:40:13,889
‫کسی تو این اتاق غذا نمی‌خوره.

677
00:40:15,021 --> 00:40:16,674
‫ترجیح میدی از گرسنگی بمیرم؟

678
00:40:16,675 --> 00:40:18,502
‫اگه واقعاً در مرز مرگی،

679
00:40:18,503 --> 00:40:22,724
‫پس راحت باش، یکم غذا بخور.

680
00:40:34,040 --> 00:40:35,090
‫لعنتی.

681
00:40:35,091 --> 00:40:37,521
‫بوش خوبه، نه؟

682
00:40:37,522 --> 00:40:39,348
‫حیف شد گرسنه نیستی.

683
00:40:39,349 --> 00:40:41,873
‫منظوری داری، پرسفون؟

684
00:40:41,874 --> 00:40:43,570
‫منظور؟

685
00:40:43,571 --> 00:40:46,139
‫می‌خوای قانعم کنی بهت ملحق بشم.

686
00:40:46,140 --> 00:40:47,835
‫این واسه خودمه.

687
00:40:47,836 --> 00:40:49,271
‫اگه چیزی می‌خوای،

688
00:40:49,272 --> 00:40:51,862
‫باید بگی واسه خودت از آشپزخونه بیارن.

689
00:40:54,321 --> 00:40:56,757
‫می‌خوای یه مُرغ کامل رو بخوری؟

690
00:40:56,758 --> 00:40:59,020
‫یه مرغ کامل نیست.

691
00:40:59,021 --> 00:41:00,326
‫خیلی هم بزرگ نیست.

692
00:41:00,327 --> 00:41:03,068
‫در واقع، خیلی خوب شد

693
00:41:03,069 --> 00:41:04,635
‫که خیلی چیزها کنارش هست.

694
00:41:04,636 --> 00:41:07,466
‫وگرنه واقعاً ممکن بود از گرسنگی بمیرم.

695
00:41:17,779 --> 00:41:21,130
‫انتظار نداشتی یه مرغ کامل رو بخورم، نه؟

696
00:41:33,273 --> 00:41:36,319
‫ممنون بابت شام، پرسفون.

697
00:41:37,973 --> 00:41:39,671
‫ممنون که اجازه دادی جشن بگیریم.

698
00:41:40,976 --> 00:41:43,631
‫که لاینس رو دعوت کردی بیاد.

699
00:41:44,676 --> 00:41:47,026
‫خوبه که به چیزی امیدوار باشی.

700
00:42:03,608 --> 00:42:08,742
‫می‌خوای جشن و سرگرمی بیشتری داشته باشی؟

701
00:42:08,743 --> 00:42:10,745
‫آره، هر از گاهی.

702
00:42:12,921 --> 00:42:15,228
‫ولی بیشتر از هم‌صحبت
‫دلم واسه خانواده‌ام تنگ شده.

703
00:42:17,883 --> 00:42:19,405
‫اینقدر دورن،

704
00:42:19,406 --> 00:42:22,365
‫گاهی این حس رو دارم
‫که دیگه نمی‌بینمـشون.

705
00:42:26,152 --> 00:42:29,110
‫می‌تونن واسه فصل برن لندن.

706
00:42:29,111 --> 00:42:31,112
‫می‌تونی اونجا ببینی‌شون.

707
00:42:31,113 --> 00:42:32,898
‫می‌تونی اونجا خیلی‌ها رو ببینی.

708
00:42:34,769 --> 00:42:36,639
‫باید تا یه مدتی میزونت کنه.

709
00:42:38,643 --> 00:42:40,862
‫پس گمونم باید یه دل سیر غذا بخورم.

710
00:42:40,886 --> 00:42:50,886
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
