WEBVTT

00:11.071 --> 00:21.071
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:46.464 --> 00:48.133
نمی‌تونم بذارم تنها بره

00:48.216 --> 00:50.927
دیگه دیره. تا الآن حتماً رسیده

00:51.428 --> 00:54.097
پس میریم دنبالش. من و کوفون و رن
میرسیم بهش

00:54.180 --> 00:57.017
،حتی اگه سیبیث رو بکشه
چطور می‌خواد از اونجا بزنه بیرون؟

00:58.852 --> 01:00.687
فکر نمی‌کنه بتونه بیاد بیرون

01:04.608 --> 01:06.985
باید بریم -
آره -

01:07.010 --> 01:08.345
نه

01:08.486 --> 01:11.865
،کل جمعیت پنسا داخل این تونله

01:12.782 --> 01:15.410
و هنوز تا انتهای تونل خیلی راه مونده

01:16.286 --> 01:18.914
اگه دوباره از اون
،خدای رعد و برقش استفاده کنه

01:18.997 --> 01:21.625
اینجا تبدیل میشه به یه گور دست جمعی

01:22.459 --> 01:25.712
،یه زمانی وقت جنگیدن بود
و اون زمان گذشته

01:26.713 --> 01:28.423
ولی پدرم داره می‌جنگه

01:29.341 --> 01:33.178
پس بیاین امیدوار باشیم
خیلی ساکت و بی‌سر و صدا باشه

01:34.638 --> 01:35.847
یکی می‌خوای؟

01:35.931 --> 01:37.849
نه، مرسی

01:38.558 --> 01:39.851
پس خودم بیشتر می‌خورم

02:01.248 --> 02:04.459
خب، اصلاً نقشه‌ای داریم؟

02:05.669 --> 02:07.462
ملکه رو پیدا کن و بکشش

02:10.252 --> 02:12.551
اینکه بیشتر یه هدفه تا نقشه

03:24.143 --> 03:28.432
«دیـــدن»

03:28.456 --> 03:32.479
«فصل سوم»
«قسمت هشتم(آخر): می‌بینمت»

03:34.946 --> 03:39.946
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

03:39.971 --> 03:42.098
با اون مردم رو می‌ترسونی

03:43.725 --> 03:46.645
مردم همین الآنشم ازم می‌ترسن

03:47.520 --> 03:49.189
آره، به گمونم

03:49.272 --> 03:51.983
ولی تو نمی‌ترسی -
خب، به خودت نگیر -

03:52.008 --> 03:54.969
من فقط مثل بقیه از آدما نمی‌ترسم

03:56.905 --> 03:58.073
چرا اونوقت؟

03:59.532 --> 04:01.368
همچین هیکل گنده‌ای هم نداری

04:01.910 --> 04:05.038
نه. در حقیقت من توی کل خانواده
جثه‌ام از همه کوچیک‌تر بود

04:06.164 --> 04:08.083
ولی از بقیه باهوش‌تر بودم

04:08.583 --> 04:11.169
اونقدر باهوش که بدونم راه‌های
دیگه‌ای هم برای رسیدن به قدرت هست

04:12.879 --> 04:16.048
،ایدو واس مردِ قوی هیکلی بود

04:16.132 --> 04:18.802
ولی به همین خاطر، کوته فکر بود

04:20.637 --> 04:23.306
می‌خواست از افراد بینا
برای رهبری ارتش‌هاش استفاده کنه

04:24.432 --> 04:25.600
اصلاً به این فکر نمی‌کرد

04:25.684 --> 04:28.228
که اونا می‌تونن کتاب‌های
اجدادمون رو بخونن

04:28.253 --> 04:32.216
و به دانشی دست پیدا کنن
که می‌تونست نحوۀ جنگ‌ها رو عوض کنه

04:35.151 --> 04:38.738
من کل زندگیم رو دنبال قدرتی گشتم

04:38.822 --> 04:42.576
که وابسته به این نباشه که
چقدر محکم شمشیرت رو توی هوا می‌چرخونی

04:44.202 --> 04:48.373
،و الآن اینجام
رو به روی شما نشستم

04:49.541 --> 04:53.211
می‌تونم شهرها رو بدون هیچ ارتشی نابود کنم

04:54.754 --> 04:57.007
ایدو حتی توی خوابشم همچین چیزی نمی‌دید

04:59.718 --> 05:01.595
که یادم میندازه

05:03.013 --> 05:05.557
تا الآن باید از ماگرا یه خبری بهمون می‌رسید

05:06.182 --> 05:09.853
کی قراره اینو در نظر بگیریم
که نقشۀ دیگه‌ای داره؟

05:10.520 --> 05:12.772
ماگرا هیچ‌وقت سریع تصمیم نمی‌گیره

05:14.107 --> 05:15.984
شک ندارم خانواده‌اش در تلاشه
که متقاعدش کنه مبارزه کنه

05:16.067 --> 05:19.654
ولی اون حسِ پیچیدۀ
درست‌کاریش نمی‌تونه در مقابل ایدۀ

05:19.738 --> 05:23.783
فدا کردن جون خودش
برای نجات مردمش مقاومت کنه

05:24.784 --> 05:25.994
اگه شما میگین همینطوره

05:28.288 --> 05:29.497
تورمادا

05:29.998 --> 05:31.249
بله

05:32.626 --> 05:34.586
بمب‌هاتو آماده کن، صرفاً محض اطمینان

05:35.378 --> 05:36.963
همیشه آماده‌ان، ملکۀ من

05:40.133 --> 05:42.093
من باید باهاش رو به رو بشم، نه اون

05:42.594 --> 05:44.554
فداکاریت هیچی برای ما به ارمغان نمیاره

05:45.055 --> 05:46.932
و فقط مردمت رو بدون ملکه می‌کنه

05:47.432 --> 05:49.059
پس باید شوهرم رو تسلیم کنم؟

05:49.643 --> 05:52.270
اگه همچین چیزی لازمه. بله

05:52.295 --> 05:53.296
نه

05:55.357 --> 05:58.985
ماگرا. کم نیار. کم نیار

06:00.487 --> 06:02.697
این لحظه درست همینجا

06:04.074 --> 06:07.160
می‌تونه لحظه‌ای باشه
که براش متولد شدی

06:31.893 --> 06:36.565
♪ بگذار رودخانه جاری شود ♪

06:37.482 --> 06:41.111
♪ بگذار همۀ رؤیاپردازان ♪

06:41.194 --> 06:44.197
♪ ملت را بیدار کنند ♪

06:45.156 --> 06:46.992
♪ بیا ♪

06:47.075 --> 06:52.998
♪ اورشلیم جدید ♪

06:54.165 --> 06:59.337
♪ شهرهای نقره‌ای (واقع در بهشت) برخیزید ♪

06:59.921 --> 07:03.258
♪ چراغ‌های صبح‌گاهی ♪

07:03.341 --> 07:07.012
♪ خیابان‌هایی که آن‌ها را هدایت می‌کنند ♪

07:07.721 --> 07:12.726
♪ و حوری‌ها آن‌ها را صدا می‌زنند ♪

07:13.476 --> 07:16.479
♪ به‌وسیلۀ یک نغمه ♪

07:18.189 --> 07:21.276
♪ می‌خواهند ♪

07:21.359 --> 07:25.405
♪ که بگیرند ♪

07:25.488 --> 07:31.328
♪ می‌لرزند و می‌لرزند ♪

07:32.245 --> 07:34.331
♪ اوه ♪

07:34.414 --> 07:38.960
♪ قلبم تیر می‌کشد ♪

07:39.044 --> 07:40.837
♪ داریم به پرتگاه می‌رسیم ♪

07:40.921 --> 07:42.756
♪ بر روی آب می‌دویم ♪

07:42.839 --> 07:44.174
♪ از درون مِه رد می‌شویم ♪

07:44.257 --> 07:46.259
♪ پسران و دختران ♪

07:46.343 --> 07:50.764
♪ بگذار رودخانه جاری شود ♪

07:52.140 --> 07:56.186
♪ بگذار همۀ رؤیاپردازان ♪

07:56.269 --> 07:59.773
♪ ملت را بیدار کنند ♪

08:00.565 --> 08:01.691
♪ بیا ♪

08:02.984 --> 08:09.241
♪ اورشلیم جدید ♪

08:19.876 --> 08:21.711
اینجا چادرشـه. بوش رو حس می‌کنم

08:23.630 --> 08:24.798
پس خودش کجاست؟

08:26.341 --> 08:28.176
ملکۀ من -
منو صدا زدی -

08:28.260 --> 08:30.095
آیورا، بهش بگو چی می‌شنوی

08:31.513 --> 08:32.847
هیچی

08:33.890 --> 08:34.933
هیچی؟

08:35.433 --> 08:38.227
صدای هیچ آدم یا وسیله‌ای نمیاد

08:38.727 --> 08:41.773
نه صدای جلزولز کردن تابه‌ای
نه صدای آتیشی توی گودال

08:42.356 --> 08:44.192
نه صدای گریۀ بچه‌ای

08:44.275 --> 08:46.987
فقط صدای خفیفِ کلی پا

08:47.529 --> 08:48.697
خفیف؟

08:49.281 --> 08:50.448
توسط زمین خفیف شده

08:51.032 --> 08:52.409
زیر زمینن

08:52.909 --> 08:54.077
قایم شدن

08:54.160 --> 08:55.370
نه. دارن راه میرن

08:55.453 --> 08:56.621
یه تونلـه

08:57.122 --> 08:58.415
یه راه خروج پیدا کردن

08:59.499 --> 09:00.584
آماده‌شون کردی؟

09:00.667 --> 09:02.377
بله، ملکۀ من

09:02.460 --> 09:03.461
بهشون بمب بزنید

09:04.880 --> 09:07.632
!بکشین‌شون -
!آتش -

09:11.928 --> 09:13.346
!آتش

09:27.777 --> 09:29.029
اوه، نه

09:29.988 --> 09:31.197
لعنتی

09:31.281 --> 09:32.282
بیا

09:45.170 --> 09:47.297
فهمیده -
آره -

09:47.380 --> 09:48.673
!به حرکت ادامه بدین

09:52.552 --> 09:54.638
!گفتم به حرکت ادامه بدین

10:00.393 --> 10:01.728
هنوزم صدایی نیست؟

10:02.437 --> 10:03.438
نه

10:04.189 --> 10:05.232
ادامه بدین

10:08.485 --> 10:09.903
!آتش

10:12.447 --> 10:15.617
!همون فاصله! ده درجه بچرخونیدش

10:17.118 --> 10:18.495
!زود آماده‌اش کنین

10:19.579 --> 10:21.331
!آماده -
!آماده -

10:22.040 --> 10:23.166
!آتش

10:36.137 --> 10:37.430
!وایستین

10:43.270 --> 10:44.688
کوفون؟ -
همینجا بمون -

11:14.301 --> 11:15.343
کوفون

11:16.344 --> 11:17.512
متوقف‌شون کردیم

11:18.305 --> 11:19.431
عالیه

11:19.931 --> 11:21.057
دوباره شلیک کنید

11:31.401 --> 11:32.652
کوفون؟

11:33.612 --> 11:34.946
بله؟

11:36.531 --> 11:39.200
!بدو! بدو

11:45.081 --> 11:46.416
!کوفون

11:53.757 --> 11:55.008
!کوفون

12:07.479 --> 12:09.272
فکر می‌کنی کسی صداشو شنید، بابا؟

12:12.150 --> 12:14.277
کی اونجاست؟ -
کاپیتان؟ -

12:14.903 --> 12:15.987
!اونا بینِ مان

12:16.071 --> 12:17.447
نقشۀ جدید؟ -
نقشۀ جدید -

12:17.530 --> 12:19.282
!بجنگ

12:20.242 --> 12:21.368
!کوفون

12:26.873 --> 12:27.874
!کوفون

12:31.086 --> 12:32.295
کوفون

12:36.800 --> 12:37.842
حالت خوبه؟

12:38.635 --> 12:39.886
خوبم. جاییم نشکسته

12:39.970 --> 12:41.346
مطمئنی؟ -
ولف خوبه؟ -

12:41.429 --> 12:42.430
آره

12:45.517 --> 12:46.768
نمی‌تونیم از این جلوتر بریم

12:47.435 --> 12:50.814
.اینجا هم نمی‌تونیم بمونیم
همینجا زنده زنده دفن میشیم

12:51.481 --> 12:53.650
هنوز دارن بمب شلیک می‌کنن

12:59.239 --> 13:02.659
،اگه قرار باشه نحوۀ مرگ‌مون رو انتخاب کنیم

13:04.077 --> 13:07.831
ترجیح میدم درحال مبارزه برای سرزمین‌مون
بمیرم تا اینکه زیرش مخفی بشم

13:08.957 --> 13:10.000
موافقم

13:11.835 --> 13:13.253
موافقم

13:14.671 --> 13:15.672
منم همینطور

13:20.886 --> 13:22.554
ژنرال -
چی شده؟ -

13:23.638 --> 13:26.474
توی اردوگاه درحال مبارزه‌ان -
جادوگریابان؟ -

13:26.558 --> 13:29.561
نه جادوگریابان و نه تریوانتی‌ها

13:30.061 --> 13:33.648
دو مرد. یکی‌شون خیلی بزرگه

13:34.457 --> 13:35.567
بابا واس

13:35.650 --> 13:37.193
به اردوگاه نفوذ کردن

13:37.986 --> 13:41.072
!هشدار رو به صدا در بیارین
!توی اردوگاه مزاحم داریم

13:42.115 --> 13:46.870
!توی اردوگاه مزاحم داریم
!توی اردوگاه مزاحم داریم

13:50.373 --> 13:53.960
!مزاحم! توی اردوگاه مزاحم داریم

13:59.299 --> 14:02.469
خب، لعنت بهش. بالأخره اتفاق میفتاد

14:14.731 --> 14:17.817
از اینجا رد شدن. بیا بریم

14:30.080 --> 14:32.624
بابا، مردی؟

14:33.124 --> 14:34.251
نه

14:34.334 --> 14:36.753
منم نمردم -
بریم سراغ بمب‌ها -

15:10.662 --> 15:12.163
ممنون، مدوکس

16:02.839 --> 16:04.090
بلند نمیشی؟

16:05.592 --> 16:08.970
یه لحظه امون بده. دیوث خیلی گنده‌ست

16:42.837 --> 16:44.214
ماگرا

16:45.340 --> 16:47.551
چرا باید الآن بیاد؟ -
حمله رو متوقف کنین -

16:48.468 --> 16:50.136
شرایطتت رو رعایت نکرده

16:50.220 --> 16:53.139
خواهرم خیلی ساده و قابل‌پیش‌بینیـه

16:54.057 --> 16:55.725
توی نجات مردمش شکست خورد

16:55.809 --> 16:59.145
حالا خودشو فدا می‌کنه تا
اونایی که زنده موندن رو نجات بده

16:59.229 --> 17:02.274
.باید حمله رو ادامه بدیم
هنوز یه ارتش دارن

17:03.316 --> 17:06.902
،و تا لحظاتی دیگه
میشه ارتش ما

17:06.987 --> 17:08.905
...چطور می‌تونی بهش اعتماد -
تورمادا -

17:09.447 --> 17:12.449
،آبت رو ریختی توم
و با بمب‌هات یه شهر رو تسلیم کردی

17:12.534 --> 17:15.286
.من که میگم روز خوبی داری
خرابش نکن

17:17.247 --> 17:18.372
!دست نگه‌دارین

17:22.294 --> 17:23.295
!ستوان ماس

17:23.378 --> 17:28.091
هر سربازی که اضافه‌ست
!باید در حال گشتن اردوگاه باشه

17:28.174 --> 17:29.509
بله، قربان

17:30.010 --> 17:31.428
شنیدین چی گفت. پخش بشین

17:34.472 --> 17:35.724
ماگرا

17:39.936 --> 17:42.772
خیلی خوشحالم تصمیم گرفتی دعوتم رو قبول کنی

17:43.565 --> 17:46.484
فقط خیلی متأسفم که کار به اینجا کشید

17:47.068 --> 17:48.153
جدی؟

17:50.238 --> 17:54.534
،می‌دونم فکر می‌کنی اشتباه می‌کنم
،ولی، درست مثل خودت

17:55.535 --> 17:58.580
فقط سعی دارم کاری رو بکنم
که حس می‌کنم درسته

17:58.663 --> 18:00.415
با کشتن شهروندانِ بی‌گناه؟

18:00.999 --> 18:03.752
خسته نشدی اینقدر همیشه
خودت رو حق به جانب دونستی؟

18:04.336 --> 18:06.588
من ازت محافظت کردم -
تو بهم خیانت کردی -

18:06.671 --> 18:08.757
اون واسه محافظت از بقیه بود

18:09.507 --> 18:13.511
و همینطور ادامه داره

18:14.346 --> 18:15.513
سیبیث

18:22.437 --> 18:26.024
بذار بهت یادآوری کنم وقتی جوون‌تر بودی
سعی کردی منو سرنگون کنی

18:26.107 --> 18:27.609
و حالا دوباره سعی کردی

18:28.109 --> 18:29.277
،و در هر دو مورد

18:29.361 --> 18:31.238
عواقبِ شدیدِ شورشت

18:31.321 --> 18:33.031
یه جورایی انگار خودت رو متعجب کردن

18:36.326 --> 18:39.412
،موندم کی می‌خوای بفهمی که تو ملکه نیستی

18:40.580 --> 18:43.166
و هیچ‌وقت هم نخواهی بود

18:43.191 --> 18:45.193
من هیچ‌وقت نخواستم ملکه باشم

18:45.877 --> 18:48.505
فکر نکنم هیچ‌کدوم‌مون
این حرفت رو باور داشته باشیم

18:53.510 --> 18:56.388
بچۀ سوگلی بودن برات کافی نبود

18:58.014 --> 19:00.475
باید هرچی که مال من بود رو می‌گرفتی

19:00.500 --> 19:01.560
قضیه ما نیستیم

19:02.143 --> 19:03.645
واقعاً؟ -
سیبیث -

19:04.354 --> 19:05.855
می‌تونیم درستش کنیم

19:06.356 --> 19:10.860
هنوز شانس این هست که همه
به چیزی که می‌خوان برسن

19:13.405 --> 19:15.073
همین الآنش هم چیزی که می‌خوام رو دارم

19:16.825 --> 19:18.118
تو منو نمی‌کشی

19:20.245 --> 19:23.790
،شاید ازم بدت بیاد
ولی می‌دونم هنوز دوستم داری

19:30.839 --> 19:34.217
تو هیچ‌وقت از فقدان
اعتماد به نفس رنج نکشیدی

19:36.094 --> 19:39.556
تو هنوزم همون خواهری که
همیشه دوستش داشتم

19:42.100 --> 19:43.935
خواهری که موهام رو می‌بافت

19:45.186 --> 19:47.063
خواهری که برام عروسک درست می‌کرد

19:48.607 --> 19:51.568
خواهری که موقع رعد و برق
من رو به تختش می‌برد

19:57.908 --> 19:59.492
خواهر من

20:02.162 --> 20:05.290
کسی که شبی که مادر مُرد
برام آهنگ خوند تا بخوابم

20:06.958 --> 20:09.211
همیشه صبور بود

20:10.295 --> 20:12.923
هیچ‌وقت دستم رو ول نمی‌کرد

20:20.532 --> 20:22.532
♪ Doris Day - Dream A Little Dream Of Me ♪

20:22.557 --> 20:27.187
♪ ستاره‌ها بالای سرت می‌درخشن ♪

20:29.731 --> 20:33.401
♪ نسیم شبانگاهی انگار زمزمه می‌کنه ♪

20:33.485 --> 20:35.695
♪ «دوستت دارم» ♪

20:37.364 --> 20:42.452
♪ پرنده‌ها روی درخت چنار آواز می‌خونن ♪

20:44.204 --> 20:48.875
♪ یه کمی خواب منو ببین ♪

21:25.680 --> 21:27.348
هنوزم مجبورم بکشمت

21:29.791 --> 21:31.334
راه دیگه‌ای نیست

21:33.962 --> 21:35.463
می‌دونم. می‌دونم

23:23.238 --> 23:24.864
تموم شد، ملکۀ من؟

23:28.737 --> 23:31.365
!من ملکۀ تو نیستم

23:33.873 --> 23:35.041
بکشینش

23:44.175 --> 23:45.218
!ماگرا -
تاماکتی -

23:45.302 --> 23:46.595
!آرایش جنگی بگیرین

23:55.896 --> 23:57.856
تاماکتی -
درست کنارتم -

24:01.151 --> 24:02.402
!آماده! و

24:02.611 --> 24:05.488
خب، خودت مبارزه می‌خواستی -
آره می‌خواستم -

24:06.156 --> 24:07.616
!کوفون -
اینجام -

24:13.330 --> 24:14.748
!حرکت کنین

24:21.588 --> 24:23.340
!حمله رو ادامه بدید

25:33.493 --> 25:37.163
!اون بمب‌ها رو شلیک کنین
!اون شهر لعنتی رو با خاک یکسان کنین

25:37.747 --> 25:39.291
تورمادا

25:39.374 --> 25:41.751
!تورمادا -
!بابا واس -

25:44.754 --> 25:46.172
امیدوار بودم بهت بر بخورم

25:55.307 --> 25:56.892
!بابا

26:05.150 --> 26:06.318
!جلوشون رو بگیرین

26:26.755 --> 26:30.008
بابا واس! هنوز زنده‌ای؟

26:31.760 --> 26:34.763
یه اشتباه رو دوبار تکرار نمی‌کنم -
!تورمادا -

26:37.515 --> 26:40.727
!نه! نه! نه

26:57.118 --> 26:59.162
!اوه، خدایا

26:59.704 --> 27:01.248
!لعنتی

28:17.991 --> 28:18.992
!بابا

28:23.121 --> 28:24.873
صدمه دیدی؟

28:26.750 --> 28:28.209
من خوبم

28:29.252 --> 28:30.879
دنبالم نیاین

28:30.962 --> 28:33.882
کجا میری؟ -
تا این قضیه رو تموم کنم -

28:33.965 --> 28:36.843
.بابا، نمی‌تونی بری
بدجور صدمه دیدی

28:36.927 --> 28:38.220
دنبالم نیاین

28:38.929 --> 28:40.263
باهات می‌مونم

28:40.347 --> 28:42.599
نه. تو باید اینجا بمونی

28:43.308 --> 28:46.353
مثل همیشه باید با تیرهات ازم محافظت کنی

28:53.526 --> 28:54.527
هانیوا

28:56.071 --> 28:57.155
دوستت دارم

28:57.656 --> 29:02.285
نگام کن. دوستت دارم

29:03.536 --> 29:05.914
یادت باشه بهت چی یاد دادم

29:51.293 --> 29:52.878
من بابا واسم

32:40.337 --> 32:41.504
ماگرا

32:45.717 --> 32:46.718
بابا

32:49.930 --> 32:51.430
‫می‌بینمت

33:01.520 --> 33:02.770
‫بابا!

33:03.650 --> 33:05.070
‫بابا

34:17.430 --> 34:23.520
‫حالا دیگه هرروز صبح از کنار مغازه‌ها و خونه‌ها می‌گذرم

34:26.690 --> 34:28.770
‫صدای خونواده‌ها رو می‌شنوم...

34:29.900 --> 34:32.570
‫که دارن حرف می‌زنن. می‌خوابن

34:33.150 --> 34:36.030
‫می‌خندن. گریه می‌کنن

34:41.290 --> 34:42.450
‫وقتی به صداشون گوش می‌کنم

34:42.540 --> 34:48.170
‫حس مادری رو دارم که شبا بیدار میشه
‫که ببینه بچه‌ش هنوز نفس می‌کشه یا نه

34:51.710 --> 34:55.100
‫می‌دونم که واقعاً بیرون نیستم
تا صداشون رو بشنوم

34:56.970 --> 34:59.550
‫دنبال تو دارم می‌گردم

35:00.600 --> 35:06.620
‫آخرین صداهات که هنوز هم بین کوه‌ها طنین‌اندازه

35:09.480 --> 35:13.740
‫یه خلاء بزرگی پشت سرت به جا گذاشتی

35:13.740 --> 35:18.040
‫که هرروز صبح بیدارم می‌کنه
و مجبور می‌کنه که بیام بیرون

35:20.410 --> 35:23.180
‫هیچوقت هیچکدوم از اینا رو نمی‌خواستی

35:23.790 --> 35:25.000
‫می‌دونم

35:28.120 --> 35:31.380
‫و هر روز، به چیزایی که ازت گرفتن فکر می‌کنم

35:31.380 --> 35:32.880
‫چیزایی که من ازت گرفتم...

35:34.300 --> 35:38.130
‫برای خدمتت به این تاج که
حتی مطمئن نیستم لیاقتش رو دارم یا نه

35:43.180 --> 35:46.890
‫بچه‌هات نبودت رو احساس می‌کنن،
‫دقیقاً به همون اندازه‌ای که من احساس می‌کنم

35:50.940 --> 35:54.900
‫اما آینده‌شون، آینده‌ای که تو
،به‌خاطرش فداکاری کردی

35:54.990 --> 35:58.150
‫امکانات بی‌شماری در اختیارشون قرار میده

36:01.160 --> 36:03.540
‫دخترت جا پای مادرش گذاشته

36:03.620 --> 36:05.580
‫و با یه تریوانتی ازدواج کرده

36:06.500 --> 36:10.210
‫دو زن بینا که یه زندگی جدید رو
تو این دنیا آغاز می‌کنن

36:12.750 --> 36:15.670
‫به همین آسونی نخواهد بود و می‌ترسم

36:17.720 --> 36:20.760
‫اما وقتی حرف می‌زنن،
‫عشق رو تو صداشون می‌شنوم

36:21.800 --> 36:26.860
‫و وقتی به این فکر می‌کنم که هانیوای عزیزمون
‫همچین عشقی رو پیدا کرده، خیالم راحت میشه

36:29.190 --> 36:33.120
‫کوفون هم داره به پدر بودن عادت می‌کنه

36:34.480 --> 36:38.110
‫و می‌دونم، پسر داشتن به این معنیه

36:38.190 --> 36:41.120
‫که امکان نداره یه روز به پدر خودش فکر نکنه

36:46.910 --> 36:50.750
یه دفعه می‌بینم که به سمت
...این مکان وحشتناک کشیده شدم

36:52.960 --> 36:59.260
‫جایی که خاک زغالیش، بقایای
‫خواهر و شوهرم رو توی خودش جا داده

37:00.220 --> 37:04.970
‫و از خودم می‌پرسم که چطور ممکنه
‫ درخت‌ها دوباره توی این زمین سوخته

37:05.060 --> 37:07.080
‫و از بین رفته، رشد کنن

37:13.860 --> 37:16.480
‫نمی‌دونم موقعی که می‌میریم، کجا می‌ریم

37:18.150 --> 37:19.650
‫ولی هرکجا که هستی

37:20.650 --> 37:22.240
‫امیدوارم که بالاخره

37:22.320 --> 37:26.490
‫به آرامشی که خیلی تو زندگیت
دنبالش بودی، رسیده باشی

37:28.410 --> 37:31.500
‫برای خودت و همه‌مون

37:32.790 --> 37:34.880
‫و امیدوارم که بتونی من رو ببخشی

38:01.780 --> 38:03.910
‫قرضی که ما به پایا

38:03.990 --> 38:07.620
‫برای شکست دادن تورمادا و سلاح‌هاش
‫ بدهکاریم، بر هیچکس پوشیده نیست

38:07.620 --> 38:11.250
‫شخصاً با مشقت از حمله‌ای که
‫ به کشور خودمون کردن جون سالم به در بردم

38:12.250 --> 38:15.630
‫با این حال، نمی‌تونیم با ملتی که پناهگاه بیناهاست

38:15.710 --> 38:19.090
‫این یا هر پیمان‌نامۀ دیگه‌ای رو امضا کنیم

38:19.710 --> 38:23.380
‫به همین تازگی شاهد قدرت ویرانگر بینایی بودیم

38:24.220 --> 38:26.550
‫موضع مردم تریوانتیز اینه

38:27.140 --> 38:31.680
‫که بینایی برای همه‌مون خطر بسیار زیادی داره

38:31.770 --> 38:33.980
‫موضع‌تون رو درک می‌کنم

38:34.690 --> 38:37.900
‫اما بینایی نبود که باعث ایجاد
،بمب‌های تورمادا شد

38:37.980 --> 38:41.440
‫سوءاستفادۀ بی‌رحمانۀ تورمادا
از بچه‌های بینا بود

38:41.530 --> 38:43.700
‫که باعث شد به دانش اجدادی برسه

38:44.280 --> 38:48.160
‫و این موضع ویرانگره، نه خود بینایی

38:48.700 --> 38:50.410
‫و باید ممنوع بشه

38:51.290 --> 38:56.250
‫بیناها همیشه دروازۀ ورود به این علم خواهند بود

38:56.330 --> 38:58.960
‫و همیشه افرادی مثل تورمادا پا به این دنیا می‌گذارن

38:59.040 --> 39:01.000
‫که همچین کاری رو انجام میدن

39:01.670 --> 39:04.590
‫ما در کنار سه فرد بینایی که

39:05.220 --> 39:08.800
‫همگی نقش عمده‌ای توی شکست دادن تورمادا

39:08.890 --> 39:11.260
‫- و نابود کردن بمب‌هاش داشتن، می‌ایستیم
‫- بله

39:11.260 --> 39:14.370
‫و همونطور که قبلاً گفتیم، همگی
‫مورد عفو عمومی قرار می‌گیرن

39:14.390 --> 39:16.100
‫چرا باید عفو عمومی بشیم؟

39:16.940 --> 39:18.440
‫ما که کارمون اشتباه نبوده

39:19.150 --> 39:21.070
‫اصلاً اگه به‌خاطر ما نبود

39:21.150 --> 39:23.690
‫تورمادا همین الآن داشت با بمب‌هاش
شهرتون رو نابود می‌کرد

39:23.780 --> 39:26.110
‫هانیوا، الآن وقتش نیست

39:26.200 --> 39:28.660
‫- نیست؟ پس کِی وقتشه؟
‫- شاهزاده!

39:28.740 --> 39:31.030
‫حس می‌کنم که فراموش کردین
با کی دارین صحبت می‌کنین

39:31.120 --> 39:32.660
‫من که فکر می‌کنم شما فراموش کردین

39:32.740 --> 39:34.330
‫جناب سفیر،‌ بنده معذرت می‌خوام...

39:34.830 --> 39:39.040
‫بینایی برنمی‌گرده!‌ از قبل همینجا بوده

39:39.880 --> 39:40.880
‫و من اگه جای شما بودم،

39:40.960 --> 39:43.130
‫از صلحی که داریم بهتون پیشنهاد
می‌کنیم، قدردانی می‌کردم

39:43.130 --> 39:45.840
‫چون مطمئن باشین، عمراً دلتون نمی‌خواد
که ما دشمن‌تون باشیم

39:48.340 --> 39:51.220
‫- این یه تهدید بود؟
‫- معلومه که نه...

39:51.300 --> 39:54.100
‫جناب سفیر، خیلی معذرت می‌خوام
اما باید این رو بدونین

39:54.180 --> 39:57.560
‫که من و خواهرم فقط به‌خاطر
چیزی که باهاش به‌دنیا اومدیم

39:58.520 --> 40:00.520
‫همیشه درحال فرار کردن بودیم

40:01.570 --> 40:06.140
‫و این تفکر که من یا کسایی که شبیه من هستن،
‫برای نابیناها تهدید محسوب میشیم

40:06.140 --> 40:08.410
‫به‌خاطر خرافات و ترس‌تونه

40:08.490 --> 40:10.490
‫نه‌ به خاطر کسی که واقعاً هستم

40:11.030 --> 40:16.360
‫چون شخصیتی که من دارم،
هیچ ربطی به بیناییم نداره

40:18.330 --> 40:19.580
‫من یه پسرم

40:20.500 --> 40:21.750
‫یه پدرم

40:22.540 --> 40:23.840
‫یه پایایی‌ام

40:26.210 --> 40:30.100
‫اما از همه مهم‌تر، شریک صلح شما هستم

40:31.760 --> 40:35.640
‫پس خواهش می‌کنم... میشه ادامه بدیم؟

40:44.190 --> 40:45.190
‫خیلی‌خب

40:52.700 --> 40:53.700
‫هانیوا

40:53.780 --> 40:55.200
‫تک

40:55.290 --> 40:56.620
‫تک

40:57.160 --> 40:58.370
‫قبول کرد؟

41:00.670 --> 41:03.210
‫قبول کردن که بعداً بیشتر درموردش حرف بزنیم

41:03.210 --> 41:04.500
‫و الآن تکلیف چیه؟

41:06.000 --> 41:07.340
‫چاره‌ای نداره

41:08.090 --> 41:10.930
‫باید به حکومت فکر کنه.
‫تحمل یه جنگ دیگه رو نداریم

41:11.010 --> 41:12.680
‫قول داد که ازمون محافظت کنه

41:12.760 --> 41:14.720
‫باید از یه حکومت محافظت کنه

41:14.800 --> 41:17.740
‫و ما هم بعنوان شاهزاده‌ها باید این کار رو بکنیم

41:19.230 --> 41:22.580
‫نکنه واقعاً فکر می‌کنی که
می‌تونی پادشاه اینجا باشی،‌ هان؟

41:23.060 --> 41:24.560
‫یکی‌مون جانشین مامان میشه

41:24.650 --> 41:27.230
‫مردم پایا هیچوقت اجازه نمیدن
که یه بینا پادشاه بشه

41:27.780 --> 41:30.400
‫و حتی اگه اجازه بدن، تریوانتی‌ها نمی‌ذارن

41:31.110 --> 41:33.070
‫خودت که شنیدی اون موقع چی گفتن

41:34.320 --> 41:37.740
‫پادشاه یا ملکه شدن رو از ذهنت بکن بیرون کوفون.
‫اونا حتی نمی‌خوان ما وجود داشته باشیم!

41:37.740 --> 41:39.910
‫- چرا اینقدر عصبانی‌ای؟
‫- تو چرا عصبانی نیستی؟

41:41.000 --> 41:42.830
‫ما به اینجا تعلق نداریم

41:43.830 --> 41:45.420
‫اینجا دنیامون نیست

41:46.710 --> 41:48.210
‫خانوادۀ من اینجاس

41:50.800 --> 41:52.430
‫اینجا پسرم رو بزرگ می‌کنم

41:56.260 --> 41:59.370
‫پسرت تا ابد تو یه دنیای متفاوت از تو زندگی می‌کنه

42:22.460 --> 42:24.500
‫بچه‌هام هیچوقت من رو نمی‌بخشن

42:25.880 --> 42:28.710
‫تو جون هزاران نفر رو نجات دادی،
از جمله خود بچه‌هات

42:29.920 --> 42:33.800
‫و باعث شدی که با تریوانتی‌ها حرف بزنیم

42:35.590 --> 42:37.720
‫اما بینایی دوباره ممنوع شد

42:39.640 --> 42:43.520
‫وقتی جَوون بودم، بابام ماهی آزاد می‌گرفت

42:44.900 --> 42:46.810
‫پاییز که میشد، من رو می‌برد سر رودخونه

42:46.900 --> 42:48.600
‫و بعدش ماهی می‌گرفتیم

42:49.230 --> 42:52.150
‫معمولاً تو چند روز اول، هیچی گیرمون نمیومد

42:53.570 --> 42:56.490
‫اما یه روز می‌رسید که یه ماهی می‌گرفتیم

42:57.870 --> 42:58.990
‫شاید هم دوتا

42:59.490 --> 43:01.540
‫برای یه خانوار کافی نبود

43:02.200 --> 43:05.620
‫اما اونقدری بود که بدونیم روز بعدش
ماهی‌های بیشتری هست

43:06.170 --> 43:08.750
‫پنج‌تا ماهی آزاد، ده‌تا ماهی آزاد

43:09.540 --> 43:13.050
‫خیلی طول نمی‌کشید که
کل رودخونه پر از ماهی آزاد میشد

43:15.510 --> 43:17.550
‫بینایی داره برمی‌گرده

43:18.800 --> 43:22.020
‫من و تو اولین ماهی‌هایی که
بالادست شنا می‌‌کنن رو دیدیم

43:23.310 --> 43:24.600
‫بیشتر میشن

43:25.390 --> 43:28.270
‫شک ندارم که بعضی‌هاشون از قبل همینجا بودن

43:28.270 --> 43:29.650
‫بقیه هم به دنبال‌شون میان

43:31.520 --> 43:35.570
‫هیچ قانون و دینی نمی‌تونه جلوش رو بگیره

43:38.820 --> 43:43.290
‫این که تصمیم می‌گیریم تو مرز خودمون چطوری
‫ با این موضوع برخورد کنیم، به خودمون مربوطه

43:43.870 --> 43:46.670
‫تریوانتی‌ها به صرات موضع خودشون رو گفتن

43:46.750 --> 43:50.340
‫سیاست‌مدارها طبق سناریویی پیش میرن
که هیچی ازش نمی‌دونن

43:51.130 --> 43:53.760
‫جنگ بر سر بینایی به پا میشه،

43:53.840 --> 43:58.510
‫نه بین پایا و تریوانتیز. بین شهرها

44:00.100 --> 44:01.390
‫بین خونواده‌ها

44:03.100 --> 44:04.470
‫بین قلب‌هامون

44:06.230 --> 44:08.730
‫اما درهرصورت، طبیعت کار خودش رو می‌کنه

44:09.940 --> 44:11.230
‫همیشه می‌کنه

44:14.860 --> 44:16.070
‫خب...

44:17.490 --> 44:19.820
‫انگار با این قضیه کنار اومدی

44:20.870 --> 44:26.240
‫تنها مزیتی که اشتباه وحشتناکم توی زندگیم داشته

44:26.240 --> 44:31.270
‫این بوده که ایده‌های جدید رو راحت‌تر می‌پذیرم

44:34.300 --> 44:36.210
‫بوی مرگ میده

44:47.020 --> 44:50.380
‫فکر کنم بابا همیشه خبر داشت
که موقع مبارزه می‌میره

44:50.940 --> 44:52.440
‫یه بار بهم گفت

44:52.440 --> 44:56.230
‫مرگ هم دقیقاً به اندازۀ زندگی، لیاقت می‌خواد

44:57.780 --> 45:01.110
‫نفس آخرش رو که کشیده،
یه ارتش کامل رو نابود کرده

45:01.620 --> 45:04.490
‫و با این کارش، همه‌مون رو نجات داده

45:05.790 --> 45:08.700
‫به‌نظر من به همون مرگی که
لیاقتش رو داشت رسید

45:09.210 --> 45:10.870
‫انگار حسودیت شده

45:12.250 --> 45:13.290
‫شاید

45:14.960 --> 45:18.300
‫اما تا وقتی که روی این زمین راه میرم،

45:18.800 --> 45:21.510
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا نذارم توی دردسر بیفتی

45:30.560 --> 45:32.810
‫اگه تو نبودی، گمراه میشدم تاماکتی

45:33.690 --> 45:35.770
‫چقدر جفت‌مون بدبختیم

45:45.740 --> 45:48.160
‫دلم براش تنگ شده رنجر

45:50.710 --> 45:52.830
‫بابا مرد بزرگی بود

45:53.540 --> 45:57.820
‫برای همین هم یه حفره بزرگ
از خودش به جا گذاشت

46:02.630 --> 46:04.640
‫می‌دونی که بابا به‌خاطر تو جونش رو داد

46:05.550 --> 46:06.810
‫به‌خاطر همه‌مون

46:09.390 --> 46:12.310
‫اما باید یادت باشه که نه‌تنها
به‌خاطر تو جونش رو داد،

46:13.310 --> 46:14.940
‫به‌خاطر تو زندگی هم کرد

46:16.520 --> 46:18.360
‫اگه الآن اینجا بود، همین حرف رو می‌زد

46:25.160 --> 46:26.830
‫شنیدم لو اومده

46:26.910 --> 46:28.240
‫آره

46:30.580 --> 46:32.330
‫آره، فردا میریم خونه

46:33.000 --> 46:34.420
‫بمون تروخدا

46:36.750 --> 46:41.210
‫ممنون، اما من و لو

46:41.300 --> 46:46.930
‫از شلوغی و مردم خو‌ش‌مون نمیاد.
‫خودت که می‌دونی، شلوغیِ مردم

46:48.600 --> 46:50.390
‫خب، حداقل یه اسب بهتون میدم دیگه

46:52.680 --> 46:53.770
‫نه

46:55.270 --> 46:56.940
‫گرگ‌ها می‌خورنش

47:08.660 --> 47:09.870
‫هانیوا!

47:11.750 --> 47:13.000
‫شارلوت؟

47:16.500 --> 47:17.670
‫هانیوا!

47:17.750 --> 47:19.040
‫شارلوت!

47:23.130 --> 47:24.130
‫هی

47:25.180 --> 47:27.090
‫نمی‌دونستم داری برمی‌گردی

47:27.180 --> 47:30.120
‫نه،‌ برنگشتم. خیلی نمی‌مونم

47:30.640 --> 47:33.120
‫فقط می‌خواستم ببینم حالت خوبه یا نه

47:34.560 --> 47:37.240
‫قضیه بابا رو که شنیدم خیلی ناراحت شدم

47:37.520 --> 47:39.270
‫اما بعدش شنیدم که با رن ازدواج کردی

47:39.270 --> 47:40.860
‫و خیلی خوشحال شدم

47:40.940 --> 47:43.820
‫و حالا نمی‌دونم که اول باید درمورد
‫اون قضیه ناراحت‌کننده‌هه حرف بزنم

47:43.820 --> 47:46.610
‫و بعدش قضیۀ خوبه؟ یا برعکس

47:46.700 --> 47:49.360
‫شاید هم اصلاً دوست نداری
درموردش حرف بزنی

47:50.330 --> 47:54.910
‫کامپس چیشد؟ حال شوا و بچه‌ها چطوره؟

47:55.000 --> 47:56.210
‫خب، حال بچه‌ها که خیلی‌ خوبه

47:56.290 --> 47:58.170
‫اما فکر کنم شوا خیلی ازم خوشش نمیاد

47:58.250 --> 48:00.710
من هم ازش خوشم نمیاد، پس جور در میاد

48:02.500 --> 48:05.470
‫ازم خواست که این رو بهت بدم

48:07.470 --> 48:09.010
‫گفت که خودت معنیش رو می‌فهمی

48:36.160 --> 48:38.160
‫برات آرزوی سلامتی کرد

48:39.170 --> 48:43.800
‫یعنی... داری جایی میری دیگه؟

48:46.590 --> 48:48.090
‫باهامون میای؟

48:50.680 --> 48:52.140
‫این دفعه نه

48:53.930 --> 48:55.810
‫اما همین که ازم خواستی بیام خیلی خوشحال شدم

48:58.020 --> 48:59.600
‫کی ازم محافظت ‌کنه؟

49:01.980 --> 49:03.730
‫رن فعلاً این کار رو می‌کنه

49:04.650 --> 49:06.070
‫تو هم از اون محاظفت می‌کنی

49:06.860 --> 49:09.150
‫من رو توی کامپس لازم دارن

49:10.110 --> 49:12.740
‫بچه‌های جرلامارل مشغول‌مون می‌کنن و...

49:13.490 --> 49:15.410
‫حس می‌کنم فقط همین‌ها نیست

49:16.750 --> 49:18.310
‫خیلی خوش‌شانسن که تو رو دارن

49:18.330 --> 49:20.170
‫این رو به اونا بگو

49:20.250 --> 49:22.020
‫کون‌بچه‌ها

49:28.630 --> 49:30.380
‫مراقب خودت باش

49:31.840 --> 49:33.140
‫تو هم همینطور

49:43.270 --> 49:44.770
‫ممنون

49:47.070 --> 49:48.650
‫باعث افتخار بود

49:49.740 --> 49:51.070
‫گریه نمی‌کنم‌ها

49:53.820 --> 49:55.410
‫میای که پیدام کنی؟

49:59.450 --> 50:00.960
‫تو بینایی

50:02.420 --> 50:03.750
تویی که باید پیدام کنی

50:22.060 --> 50:23.770
‫مطمئنی که نمی‌خوای خداحافظی کنی؟

50:26.230 --> 50:27.820
‫آخرش خوب نمیشه

50:34.030 --> 50:35.320
‫باز هم می‌بینمشون

51:05.190 --> 51:06.860
‫داره سرد میشه

51:08.150 --> 51:09.650
‫به‌زودی زمستون میشه

51:13.860 --> 51:16.570
‫داره یه سال میشه و هنوز هم
هیچ خبری از هانیوا نیست

51:17.910 --> 51:20.040
‫یکم طول می‌کشه که تا
خبراش به گوش‌مون برسه

51:21.160 --> 51:23.080
‫تاحالا شده به الکنی فکر کنی؟

51:24.250 --> 51:25.460
‫هرروز

51:26.210 --> 51:28.340
به اینکه چهارتایی پیش هم باشیم

51:29.460 --> 51:35.040
‫بعضی‌وقتا رابطه بین‌مون سرد بود
‫ اما تو خاطراتم، همیشه گرم باقی می‌مونن

51:37.760 --> 51:41.430
‫فکر می‌کردم زمانی که ملکه میشم،

51:42.390 --> 51:44.350
‫بتونم به این هدف برسم

51:45.520 --> 51:48.770
‫اما وقتی که رفتیم تا
جادۀ «لاوندر» رو پیدا کنیم

51:48.770 --> 51:52.070
‫معلوم بود که قرار نیست دوباره
‫ تبدیل به اون خونواده قدیمی بشیم

51:52.070 --> 51:53.360
‫نه

51:54.030 --> 51:57.240
‫اما هنوز هم خانواده‌ایم

52:02.790 --> 52:04.830
‫حسابی مواظب شورا باش

52:05.830 --> 52:07.420
‫بهت اعتماد کردن

52:09.580 --> 52:13.550
‫شاید... واسه همین کار به دنیا اومدی

52:13.630 --> 52:16.880
‫خب، هانیوا میگه که حکومت، هیچوقت
یه پادشاه بینا رو قبول نمی‌کنه

52:18.470 --> 52:19.890
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

52:23.060 --> 52:26.690
‫می‌دونم اگه بابا بود چی می‌گفت،‌ می‌گفت...

52:27.230 --> 52:29.900
‫«مثل یه آدم کور فکر کن.
«چشمات بهت خیانت کردن

52:36.950 --> 52:38.950
‫فکر کنم چشمای من هم بهم خیانت کردن

52:41.490 --> 52:42.910
‫باز هم خیانت می‌کنن

52:46.120 --> 52:47.540
‫منظورت چیه؟

52:50.500 --> 52:52.170
‫مادر من ملکه‌س

52:53.250 --> 52:55.670
‫پدرم برای نجات این حکومت جونش رو داده

52:55.760 --> 52:58.300
‫اگه قبلاً مردم من نبودن،‌ الآن دیگه هستن

52:59.760 --> 53:02.800
‫اگه تصورم از دنیا با اونا متفاوت باشه،

53:02.890 --> 53:05.020
‫نمی‌تونم به مردم یا پسرم خدمت کنم

53:09.980 --> 53:15.320
‫منظورم اینه که به اندازه کافی دیدم

53:22.700 --> 53:27.200
‫می‌خوام تو همون دنیایی زندگی
کنم که پسرم زندگی می‌کنه

53:29.660 --> 53:35.090
‫می‌خوام چیزایی که می‌شنویم،
‫حس می‌کنیم یا بو می‌کنیم، مثل هم باشه

53:48.350 --> 53:49.350
‫کوفون

53:51.520 --> 53:53.190
‫راه برگشتی نداره

53:55.690 --> 53:58.150
‫باید اطمینان کامل داشته باشی

54:03.490 --> 54:04.870
‫مطمئنم

56:22.800 --> 56:23.800
‫تونستین

56:29.760 --> 56:30.760
‫ما رو می‌شناسین؟

56:31.600 --> 56:34.470
‫نه. البته هنوز نه

56:36.560 --> 56:39.650
‫اما خیلی خوشحالم که پیدامون کردین

56:40.440 --> 56:42.690
‫مطمئنم که می‌تونین تصور کنین

56:43.610 --> 56:47.150
همۀ کسایی که اینجا هستن،
سفری مثل شما داشتن

56:50.910 --> 56:54.080
‫من میکلا هستم. شما؟

56:56.450 --> 56:57.620
‫هانیوا

57:02.960 --> 57:03.960
‫رن

57:05.460 --> 57:08.760
‫خوش اومدین، هانیوا و رن

57:11.090 --> 57:15.680
‫خب، همونجا واینستین.
بیاین پایین و با همه آشنا شین

57:50.510 --> 57:51.510
‫خوش اومدین

57:53.350 --> 57:54.640
‫سلام

58:00.520 --> 58:02.270
‫سلام. از دیدن‌تون خوشحال شدم

58:12.950 --> 58:13.950
‫سلام

58:14.500 --> 58:21.500
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

58:21.584 --> 58:28.584
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

58:35.752 --> 58:42.752
«پایان سریال»
