1
00:00:11,071 --> 00:00:21,071
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:46,464 --> 00:00:48,133
نمی‌تونم بذارم تنها بره

3
00:00:48,216 --> 00:00:50,927
دیگه دیره. تا الآن حتماً رسیده

4
00:00:51,428 --> 00:00:54,097
پس میریم دنبالش. من و کوفون و رن
میرسیم بهش

5
00:00:54,180 --> 00:00:57,017
،حتی اگه سیبیث رو بکشه
چطور می‌خواد از اونجا بزنه بیرون؟

6
00:00:58,852 --> 00:01:00,687
فکر نمی‌کنه بتونه بیاد بیرون

7
00:01:04,608 --> 00:01:06,985
باید بریم -
آره -

8
00:01:07,010 --> 00:01:08,345
نه

9
00:01:08,486 --> 00:01:11,865
،کل جمعیت پنسا داخل این تونله

10
00:01:12,782 --> 00:01:15,410
و هنوز تا انتهای تونل خیلی راه مونده

11
00:01:16,286 --> 00:01:18,914
اگه دوباره از اون
،خدای رعد و برقش استفاده کنه

12
00:01:18,997 --> 00:01:21,625
اینجا تبدیل میشه به یه گور دست جمعی

13
00:01:22,459 --> 00:01:25,712
،یه زمانی وقت جنگیدن بود
و اون زمان گذشته

14
00:01:26,713 --> 00:01:28,423
ولی پدرم داره می‌جنگه

15
00:01:29,341 --> 00:01:33,178
پس بیاین امیدوار باشیم
خیلی ساکت و بی‌سر و صدا باشه

16
00:01:34,638 --> 00:01:35,847
یکی می‌خوای؟

17
00:01:35,931 --> 00:01:37,849
نه، مرسی

18
00:01:38,558 --> 00:01:39,851
پس خودم بیشتر می‌خورم

19
00:02:01,248 --> 00:02:04,459
خب، اصلاً نقشه‌ای داریم؟

20
00:02:05,669 --> 00:02:07,462
ملکه رو پیدا کن و بکشش

21
00:02:10,252 --> 00:02:12,551
اینکه بیشتر یه هدفه تا نقشه

22
00:03:24,143 --> 00:03:28,432
«دیـــدن»

23
00:03:28,456 --> 00:03:32,479
«فصل سوم»
«قسمت هشتم(آخر): می‌بینمت»

24
00:03:34,946 --> 00:03:39,946
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

25
00:03:39,971 --> 00:03:42,098
با اون مردم رو می‌ترسونی

26
00:03:43,725 --> 00:03:46,645
مردم همین الآنشم ازم می‌ترسن

27
00:03:47,520 --> 00:03:49,189
آره، به گمونم

28
00:03:49,272 --> 00:03:51,983
ولی تو نمی‌ترسی -
خب، به خودت نگیر -

29
00:03:52,008 --> 00:03:54,969
من فقط مثل بقیه از آدما نمی‌ترسم

30
00:03:56,905 --> 00:03:58,073
چرا اونوقت؟

31
00:03:59,532 --> 00:04:01,368
همچین هیکل گنده‌ای هم نداری

32
00:04:01,910 --> 00:04:05,038
نه. در حقیقت من توی کل خانواده
جثه‌ام از همه کوچیک‌تر بود

33
00:04:06,164 --> 00:04:08,083
ولی از بقیه باهوش‌تر بودم

34
00:04:08,583 --> 00:04:11,169
اونقدر باهوش که بدونم راه‌های
دیگه‌ای هم برای رسیدن به قدرت هست

35
00:04:12,879 --> 00:04:16,048
،ایدو واس مردِ قوی هیکلی بود

36
00:04:16,132 --> 00:04:18,802
ولی به همین خاطر، کوته فکر بود

37
00:04:20,637 --> 00:04:23,306
می‌خواست از افراد بینا
برای رهبری ارتش‌هاش استفاده کنه

38
00:04:24,432 --> 00:04:25,600
اصلاً به این فکر نمی‌کرد

39
00:04:25,684 --> 00:04:28,228
که اونا می‌تونن کتاب‌های
اجدادمون رو بخونن

40
00:04:28,253 --> 00:04:32,216
و به دانشی دست پیدا کنن
که می‌تونست نحوۀ جنگ‌ها رو عوض کنه

41
00:04:35,151 --> 00:04:38,738
من کل زندگیم رو دنبال قدرتی گشتم

42
00:04:38,822 --> 00:04:42,576
که وابسته به این نباشه که
چقدر محکم شمشیرت رو توی هوا می‌چرخونی

43
00:04:44,202 --> 00:04:48,373
،و الآن اینجام
رو به روی شما نشستم

44
00:04:49,541 --> 00:04:53,211
می‌تونم شهرها رو بدون هیچ ارتشی نابود کنم

45
00:04:54,754 --> 00:04:57,007
ایدو حتی توی خوابشم همچین چیزی نمی‌دید

46
00:04:59,718 --> 00:05:01,595
که یادم میندازه

47
00:05:03,013 --> 00:05:05,557
تا الآن باید از ماگرا یه خبری بهمون می‌رسید

48
00:05:06,182 --> 00:05:09,853
کی قراره اینو در نظر بگیریم
که نقشۀ دیگه‌ای داره؟

49
00:05:10,520 --> 00:05:12,772
ماگرا هیچ‌وقت سریع تصمیم نمی‌گیره

50
00:05:14,107 --> 00:05:15,984
شک ندارم خانواده‌اش در تلاشه
که متقاعدش کنه مبارزه کنه

51
00:05:16,067 --> 00:05:19,654
ولی اون حسِ پیچیدۀ
درست‌کاریش نمی‌تونه در مقابل ایدۀ

52
00:05:19,738 --> 00:05:23,783
فدا کردن جون خودش
برای نجات مردمش مقاومت کنه

53
00:05:24,784 --> 00:05:25,994
اگه شما میگین همینطوره

54
00:05:28,288 --> 00:05:29,497
تورمادا

55
00:05:29,998 --> 00:05:31,249
بله

56
00:05:32,626 --> 00:05:34,586
بمب‌هاتو آماده کن، صرفاً محض اطمینان

57
00:05:35,378 --> 00:05:36,963
همیشه آماده‌ان، ملکۀ من

58
00:05:40,133 --> 00:05:42,093
من باید باهاش رو به رو بشم، نه اون

59
00:05:42,594 --> 00:05:44,554
فداکاریت هیچی برای ما به ارمغان نمیاره

60
00:05:45,055 --> 00:05:46,932
و فقط مردمت رو بدون ملکه می‌کنه

61
00:05:47,432 --> 00:05:49,059
پس باید شوهرم رو تسلیم کنم؟

62
00:05:49,643 --> 00:05:52,270
اگه همچین چیزی لازمه. بله

63
00:05:52,295 --> 00:05:53,296
نه

64
00:05:55,357 --> 00:05:58,985
ماگرا. کم نیار. کم نیار

65
00:06:00,487 --> 00:06:02,697
این لحظه درست همینجا

66
00:06:04,074 --> 00:06:07,160
می‌تونه لحظه‌ای باشه
که براش متولد شدی

67
00:06:31,893 --> 00:06:36,565
♪ بگذار رودخانه جاری شود ♪

68
00:06:37,482 --> 00:06:41,111
♪ بگذار همۀ رؤیاپردازان ♪

69
00:06:41,194 --> 00:06:44,197
♪ ملت را بیدار کنند ♪

70
00:06:45,156 --> 00:06:46,992
♪ بیا ♪

71
00:06:47,075 --> 00:06:52,998
♪ اورشلیم جدید ♪

72
00:06:54,165 --> 00:06:59,337
♪ شهرهای نقره‌ای (واقع در بهشت) برخیزید ♪

73
00:06:59,921 --> 00:07:03,258
♪ چراغ‌های صبح‌گاهی ♪

74
00:07:03,341 --> 00:07:07,012
♪ خیابان‌هایی که آن‌ها را هدایت می‌کنند ♪

75
00:07:07,721 --> 00:07:12,726
♪ و حوری‌ها آن‌ها را صدا می‌زنند ♪

76
00:07:13,476 --> 00:07:16,479
♪ به‌وسیلۀ یک نغمه ♪

77
00:07:18,189 --> 00:07:21,276
♪ می‌خواهند ♪

78
00:07:21,359 --> 00:07:25,405
♪ که بگیرند ♪

79
00:07:25,488 --> 00:07:31,328
♪ می‌لرزند و می‌لرزند ♪

80
00:07:32,245 --> 00:07:34,331
♪ اوه ♪

81
00:07:34,414 --> 00:07:38,960
♪ قلبم تیر می‌کشد ♪

82
00:07:39,044 --> 00:07:40,837
♪ داریم به پرتگاه می‌رسیم ♪

83
00:07:40,921 --> 00:07:42,756
♪ بر روی آب می‌دویم ♪

84
00:07:42,839 --> 00:07:44,174
♪ از درون مِه رد می‌شویم ♪

85
00:07:44,257 --> 00:07:46,259
♪ پسران و دختران ♪

86
00:07:46,343 --> 00:07:50,764
♪ بگذار رودخانه جاری شود ♪

87
00:07:52,140 --> 00:07:56,186
♪ بگذار همۀ رؤیاپردازان ♪

88
00:07:56,269 --> 00:07:59,773
♪ ملت را بیدار کنند ♪

89
00:08:00,565 --> 00:08:01,691
♪ بیا ♪

90
00:08:02,984 --> 00:08:09,241
♪ اورشلیم جدید ♪

91
00:08:19,876 --> 00:08:21,711
اینجا چادرشـه. بوش رو حس می‌کنم

92
00:08:23,630 --> 00:08:24,798
پس خودش کجاست؟

93
00:08:26,341 --> 00:08:28,176
ملکۀ من -
منو صدا زدی -

94
00:08:28,260 --> 00:08:30,095
آیورا، بهش بگو چی می‌شنوی

95
00:08:31,513 --> 00:08:32,847
هیچی

96
00:08:33,890 --> 00:08:34,933
هیچی؟

97
00:08:35,433 --> 00:08:38,227
صدای هیچ آدم یا وسیله‌ای نمیاد

98
00:08:38,727 --> 00:08:41,773
نه صدای جلزولز کردن تابه‌ای
نه صدای آتیشی توی گودال

99
00:08:42,356 --> 00:08:44,192
نه صدای گریۀ بچه‌ای

100
00:08:44,275 --> 00:08:46,987
فقط صدای خفیفِ کلی پا

101
00:08:47,529 --> 00:08:48,697
خفیف؟

102
00:08:49,281 --> 00:08:50,448
توسط زمین خفیف شده

103
00:08:51,032 --> 00:08:52,409
زیر زمینن

104
00:08:52,909 --> 00:08:54,077
قایم شدن

105
00:08:54,160 --> 00:08:55,370
نه. دارن راه میرن

106
00:08:55,453 --> 00:08:56,621
یه تونلـه

107
00:08:57,122 --> 00:08:58,415
یه راه خروج پیدا کردن

108
00:08:59,499 --> 00:09:00,584
آماده‌شون کردی؟

109
00:09:00,667 --> 00:09:02,377
بله، ملکۀ من

110
00:09:02,460 --> 00:09:03,461
بهشون بمب بزنید

111
00:09:04,880 --> 00:09:07,632
!بکشین‌شون -
!آتش -

112
00:09:11,928 --> 00:09:13,346
!آتش

113
00:09:27,777 --> 00:09:29,029
اوه، نه

114
00:09:29,988 --> 00:09:31,197
لعنتی

115
00:09:31,281 --> 00:09:32,282
بیا

116
00:09:45,170 --> 00:09:47,297
فهمیده -
آره -

117
00:09:47,380 --> 00:09:48,673
!به حرکت ادامه بدین

118
00:09:52,552 --> 00:09:54,638
!گفتم به حرکت ادامه بدین

119
00:10:00,393 --> 00:10:01,728
هنوزم صدایی نیست؟

120
00:10:02,437 --> 00:10:03,438
نه

121
00:10:04,189 --> 00:10:05,232
ادامه بدین

122
00:10:08,485 --> 00:10:09,903
!آتش

123
00:10:12,447 --> 00:10:15,617
!همون فاصله! ده درجه بچرخونیدش

124
00:10:17,118 --> 00:10:18,495
!زود آماده‌اش کنین

125
00:10:19,579 --> 00:10:21,331
!آماده -
!آماده -

126
00:10:22,040 --> 00:10:23,166
!آتش

127
00:10:36,137 --> 00:10:37,430
!وایستین

128
00:10:43,270 --> 00:10:44,688
کوفون؟ -
همینجا بمون -

129
00:11:14,301 --> 00:11:15,343
کوفون

130
00:11:16,344 --> 00:11:17,512
متوقف‌شون کردیم

131
00:11:18,305 --> 00:11:19,431
عالیه

132
00:11:19,931 --> 00:11:21,057
دوباره شلیک کنید

133
00:11:31,401 --> 00:11:32,652
کوفون؟

134
00:11:33,612 --> 00:11:34,946
بله؟

135
00:11:36,531 --> 00:11:39,200
!بدو! بدو

136
00:11:45,081 --> 00:11:46,416
!کوفون

137
00:11:53,757 --> 00:11:55,008
!کوفون

138
00:12:07,479 --> 00:12:09,272
فکر می‌کنی کسی صداشو شنید، بابا؟

139
00:12:12,150 --> 00:12:14,277
کی اونجاست؟ -
کاپیتان؟ -

140
00:12:14,903 --> 00:12:15,987
!اونا بینِ مان

141
00:12:16,071 --> 00:12:17,447
نقشۀ جدید؟ -
نقشۀ جدید -

142
00:12:17,530 --> 00:12:19,282
!بجنگ

143
00:12:20,242 --> 00:12:21,368
!کوفون

144
00:12:26,873 --> 00:12:27,874
!کوفون

145
00:12:31,086 --> 00:12:32,295
کوفون

146
00:12:36,800 --> 00:12:37,842
حالت خوبه؟

147
00:12:38,635 --> 00:12:39,886
خوبم. جاییم نشکسته

148
00:12:39,970 --> 00:12:41,346
مطمئنی؟ -
ولف خوبه؟ -

149
00:12:41,429 --> 00:12:42,430
آره

150
00:12:45,517 --> 00:12:46,768
نمی‌تونیم از این جلوتر بریم

151
00:12:47,435 --> 00:12:50,814
.اینجا هم نمی‌تونیم بمونیم
همینجا زنده زنده دفن میشیم

152
00:12:51,481 --> 00:12:53,650
هنوز دارن بمب شلیک می‌کنن

153
00:12:59,239 --> 00:13:02,659
،اگه قرار باشه نحوۀ مرگ‌مون رو انتخاب کنیم

154
00:13:04,077 --> 00:13:07,831
ترجیح میدم درحال مبارزه برای سرزمین‌مون
بمیرم تا اینکه زیرش مخفی بشم

155
00:13:08,957 --> 00:13:10,000
موافقم

156
00:13:11,835 --> 00:13:13,253
موافقم

157
00:13:14,671 --> 00:13:15,672
منم همینطور

158
00:13:20,886 --> 00:13:22,554
ژنرال -
چی شده؟ -

159
00:13:23,638 --> 00:13:26,474
توی اردوگاه درحال مبارزه‌ان -
جادوگریابان؟ -

160
00:13:26,558 --> 00:13:29,561
نه جادوگریابان و نه تریوانتی‌ها

161
00:13:30,061 --> 00:13:33,648
دو مرد. یکی‌شون خیلی بزرگه

162
00:13:34,457 --> 00:13:35,567
بابا واس

163
00:13:35,650 --> 00:13:37,193
به اردوگاه نفوذ کردن

164
00:13:37,986 --> 00:13:41,072
!هشدار رو به صدا در بیارین
!توی اردوگاه مزاحم داریم

165
00:13:42,115 --> 00:13:46,870
!توی اردوگاه مزاحم داریم
!توی اردوگاه مزاحم داریم

166
00:13:50,373 --> 00:13:53,960
!مزاحم! توی اردوگاه مزاحم داریم

167
00:13:59,299 --> 00:14:02,469
خب، لعنت بهش. بالأخره اتفاق میفتاد

168
00:14:14,731 --> 00:14:17,817
از اینجا رد شدن. بیا بریم

169
00:14:30,080 --> 00:14:32,624
بابا، مردی؟

170
00:14:33,124 --> 00:14:34,251
نه

171
00:14:34,334 --> 00:14:36,753
منم نمردم -
بریم سراغ بمب‌ها -

172
00:15:10,662 --> 00:15:12,163
ممنون، مدوکس

173
00:16:02,839 --> 00:16:04,090
بلند نمیشی؟

174
00:16:05,592 --> 00:16:08,970
یه لحظه امون بده. دیوث خیلی گنده‌ست

175
00:16:42,837 --> 00:16:44,214
ماگرا

176
00:16:45,340 --> 00:16:47,551
چرا باید الآن بیاد؟ -
حمله رو متوقف کنین -

177
00:16:48,468 --> 00:16:50,136
شرایطتت رو رعایت نکرده

178
00:16:50,220 --> 00:16:53,139
خواهرم خیلی ساده و قابل‌پیش‌بینیـه

179
00:16:54,057 --> 00:16:55,725
توی نجات مردمش شکست خورد

180
00:16:55,809 --> 00:16:59,145
حالا خودشو فدا می‌کنه تا
اونایی که زنده موندن رو نجات بده

181
00:16:59,229 --> 00:17:02,274
.باید حمله رو ادامه بدیم
هنوز یه ارتش دارن

182
00:17:03,316 --> 00:17:06,902
،و تا لحظاتی دیگه
میشه ارتش ما

183
00:17:06,987 --> 00:17:08,905
...چطور می‌تونی بهش اعتماد -
تورمادا -

184
00:17:09,447 --> 00:17:12,449
،آبت رو ریختی توم
و با بمب‌هات یه شهر رو تسلیم کردی

185
00:17:12,534 --> 00:17:15,286
.من که میگم روز خوبی داری
خرابش نکن

186
00:17:17,247 --> 00:17:18,372
!دست نگه‌دارین

187
00:17:22,294 --> 00:17:23,295
!ستوان ماس

188
00:17:23,378 --> 00:17:28,091
هر سربازی که اضافه‌ست
!باید در حال گشتن اردوگاه باشه

189
00:17:28,174 --> 00:17:29,509
بله، قربان

190
00:17:30,010 --> 00:17:31,428
شنیدین چی گفت. پخش بشین

191
00:17:34,472 --> 00:17:35,724
ماگرا

192
00:17:39,936 --> 00:17:42,772
خیلی خوشحالم تصمیم گرفتی دعوتم رو قبول کنی

193
00:17:43,565 --> 00:17:46,484
فقط خیلی متأسفم که کار به اینجا کشید

194
00:17:47,068 --> 00:17:48,153
جدی؟

195
00:17:50,238 --> 00:17:54,534
،می‌دونم فکر می‌کنی اشتباه می‌کنم
،ولی، درست مثل خودت

196
00:17:55,535 --> 00:17:58,580
فقط سعی دارم کاری رو بکنم
که حس می‌کنم درسته

197
00:17:58,663 --> 00:18:00,415
با کشتن شهروندانِ بی‌گناه؟

198
00:18:00,999 --> 00:18:03,752
خسته نشدی اینقدر همیشه
خودت رو حق به جانب دونستی؟

199
00:18:04,336 --> 00:18:06,588
من ازت محافظت کردم -
تو بهم خیانت کردی -

200
00:18:06,671 --> 00:18:08,757
اون واسه محافظت از بقیه بود

201
00:18:09,507 --> 00:18:13,511
و همینطور ادامه داره

202
00:18:14,346 --> 00:18:15,513
سیبیث

203
00:18:22,437 --> 00:18:26,024
بذار بهت یادآوری کنم وقتی جوون‌تر بودی
سعی کردی منو سرنگون کنی

204
00:18:26,107 --> 00:18:27,609
و حالا دوباره سعی کردی

205
00:18:28,109 --> 00:18:29,277
،و در هر دو مورد

206
00:18:29,361 --> 00:18:31,238
عواقبِ شدیدِ شورشت

207
00:18:31,321 --> 00:18:33,031
یه جورایی انگار خودت رو متعجب کردن

208
00:18:36,326 --> 00:18:39,412
،موندم کی می‌خوای بفهمی که تو ملکه نیستی

209
00:18:40,580 --> 00:18:43,166
و هیچ‌وقت هم نخواهی بود

210
00:18:43,191 --> 00:18:45,193
من هیچ‌وقت نخواستم ملکه باشم

211
00:18:45,877 --> 00:18:48,505
فکر نکنم هیچ‌کدوم‌مون
این حرفت رو باور داشته باشیم

212
00:18:53,510 --> 00:18:56,388
بچۀ سوگلی بودن برات کافی نبود

213
00:18:58,014 --> 00:19:00,475
باید هرچی که مال من بود رو می‌گرفتی

214
00:19:00,500 --> 00:19:01,560
قضیه ما نیستیم

215
00:19:02,143 --> 00:19:03,645
واقعاً؟ -
سیبیث -

216
00:19:04,354 --> 00:19:05,855
می‌تونیم درستش کنیم

217
00:19:06,356 --> 00:19:10,860
هنوز شانس این هست که همه
به چیزی که می‌خوان برسن

218
00:19:13,405 --> 00:19:15,073
همین الآنش هم چیزی که می‌خوام رو دارم

219
00:19:16,825 --> 00:19:18,118
تو منو نمی‌کشی

220
00:19:20,245 --> 00:19:23,790
،شاید ازم بدت بیاد
ولی می‌دونم هنوز دوستم داری

221
00:19:30,839 --> 00:19:34,217
تو هیچ‌وقت از فقدان
اعتماد به نفس رنج نکشیدی

222
00:19:36,094 --> 00:19:39,556
تو هنوزم همون خواهری که
همیشه دوستش داشتم

223
00:19:42,100 --> 00:19:43,935
خواهری که موهام رو می‌بافت

224
00:19:45,186 --> 00:19:47,063
خواهری که برام عروسک درست می‌کرد

225
00:19:48,607 --> 00:19:51,568
خواهری که موقع رعد و برق
من رو به تختش می‌برد

226
00:19:57,908 --> 00:19:59,492
خواهر من

227
00:20:02,162 --> 00:20:05,290
کسی که شبی که مادر مُرد
برام آهنگ خوند تا بخوابم

228
00:20:06,958 --> 00:20:09,211
همیشه صبور بود

229
00:20:10,295 --> 00:20:12,923
هیچ‌وقت دستم رو ول نمی‌کرد

230
00:20:20,532 --> 00:20:22,532
♪ Doris Day - Dream A Little Dream Of Me ♪

231
00:20:22,557 --> 00:20:27,187
♪ ستاره‌ها بالای سرت می‌درخشن ♪

232
00:20:29,731 --> 00:20:33,401
♪ نسیم شبانگاهی انگار زمزمه می‌کنه ♪

233
00:20:33,485 --> 00:20:35,695
♪ «دوستت دارم» ♪

234
00:20:37,364 --> 00:20:42,452
♪ پرنده‌ها روی درخت چنار آواز می‌خونن ♪

235
00:20:44,204 --> 00:20:48,875
♪ یه کمی خواب منو ببین ♪

236
00:21:25,680 --> 00:21:27,348
هنوزم مجبورم بکشمت

237
00:21:29,791 --> 00:21:31,334
راه دیگه‌ای نیست

238
00:21:33,962 --> 00:21:35,463
می‌دونم. می‌دونم

239
00:23:23,238 --> 00:23:24,864
تموم شد، ملکۀ من؟

240
00:23:28,737 --> 00:23:31,365
!من ملکۀ تو نیستم

241
00:23:33,873 --> 00:23:35,041
بکشینش

242
00:23:44,175 --> 00:23:45,218
!ماگرا -
تاماکتی -

243
00:23:45,302 --> 00:23:46,595
!آرایش جنگی بگیرین

244
00:23:55,896 --> 00:23:57,856
تاماکتی -
درست کنارتم -

245
00:24:01,151 --> 00:24:02,402
!آماده! و

246
00:24:02,611 --> 00:24:05,488
خب، خودت مبارزه می‌خواستی -
آره می‌خواستم -

247
00:24:06,156 --> 00:24:07,616
!کوفون -
اینجام -

248
00:24:13,330 --> 00:24:14,748
!حرکت کنین

249
00:24:21,588 --> 00:24:23,340
!حمله رو ادامه بدید

250
00:25:33,493 --> 00:25:37,163
!اون بمب‌ها رو شلیک کنین
!اون شهر لعنتی رو با خاک یکسان کنین

251
00:25:37,747 --> 00:25:39,291
تورمادا

252
00:25:39,374 --> 00:25:41,751
!تورمادا -
!بابا واس -

253
00:25:44,754 --> 00:25:46,172
امیدوار بودم بهت بر بخورم

254
00:25:55,307 --> 00:25:56,892
!بابا

255
00:26:05,150 --> 00:26:06,318
!جلوشون رو بگیرین

256
00:26:26,755 --> 00:26:30,008
بابا واس! هنوز زنده‌ای؟

257
00:26:31,760 --> 00:26:34,763
یه اشتباه رو دوبار تکرار نمی‌کنم -
!تورمادا -

258
00:26:37,515 --> 00:26:40,727
!نه! نه! نه

259
00:26:57,118 --> 00:26:59,162
!اوه، خدایا

260
00:26:59,704 --> 00:27:01,248
!لعنتی

261
00:28:17,991 --> 00:28:18,992
!بابا

262
00:28:23,121 --> 00:28:24,873
صدمه دیدی؟

263
00:28:26,750 --> 00:28:28,209
من خوبم

264
00:28:29,252 --> 00:28:30,879
دنبالم نیاین

265
00:28:30,962 --> 00:28:33,882
کجا میری؟ -
تا این قضیه رو تموم کنم -

266
00:28:33,965 --> 00:28:36,843
.بابا، نمی‌تونی بری
بدجور صدمه دیدی

267
00:28:36,927 --> 00:28:38,220
دنبالم نیاین

268
00:28:38,929 --> 00:28:40,263
باهات می‌مونم

269
00:28:40,347 --> 00:28:42,599
نه. تو باید اینجا بمونی

270
00:28:43,308 --> 00:28:46,353
مثل همیشه باید با تیرهات ازم محافظت کنی

271
00:28:53,526 --> 00:28:54,527
هانیوا

272
00:28:56,071 --> 00:28:57,155
دوستت دارم

273
00:28:57,656 --> 00:29:02,285
نگام کن. دوستت دارم

274
00:29:03,536 --> 00:29:05,914
یادت باشه بهت چی یاد دادم

275
00:29:51,293 --> 00:29:52,878
من بابا واسم

276
00:32:40,337 --> 00:32:41,504
ماگرا

277
00:32:45,717 --> 00:32:46,718
بابا

278
00:32:49,930 --> 00:32:51,430
‫می‌بینمت

279
00:33:01,520 --> 00:33:02,770
‫بابا!

280
00:33:03,650 --> 00:33:05,070
‫بابا

281
00:34:17,430 --> 00:34:23,520
‫حالا دیگه هرروز صبح از کنار مغازه‌ها و خونه‌ها می‌گذرم

282
00:34:26,690 --> 00:34:28,770
‫صدای خونواده‌ها رو می‌شنوم...

283
00:34:29,900 --> 00:34:32,570
‫که دارن حرف می‌زنن. می‌خوابن

284
00:34:33,150 --> 00:34:36,030
‫می‌خندن. گریه می‌کنن

285
00:34:41,290 --> 00:34:42,450
‫وقتی به صداشون گوش می‌کنم

286
00:34:42,540 --> 00:34:48,170
‫حس مادری رو دارم که شبا بیدار میشه
‫که ببینه بچه‌ش هنوز نفس می‌کشه یا نه

287
00:34:51,710 --> 00:34:55,100
‫می‌دونم که واقعاً بیرون نیستم
 تا صداشون رو بشنوم

288
00:34:56,970 --> 00:34:59,550
‫دنبال تو دارم می‌گردم

289
00:35:00,600 --> 00:35:06,620
‫آخرین صداهات که هنوز هم بین کوه‌ها طنین‌اندازه

290
00:35:09,480 --> 00:35:13,740
‫یه خلاء بزرگی پشت سرت به جا گذاشتی

291
00:35:13,740 --> 00:35:18,040
‫که هرروز صبح بیدارم می‌کنه
 و مجبور می‌کنه که بیام بیرون

292
00:35:20,410 --> 00:35:23,180
‫هیچوقت هیچکدوم از اینا رو نمی‌خواستی

293
00:35:23,790 --> 00:35:25,000
‫می‌دونم

294
00:35:28,120 --> 00:35:31,380
‫و هر روز، به چیزایی که ازت گرفتن فکر می‌کنم

295
00:35:31,380 --> 00:35:32,880
‫چیزایی که من ازت گرفتم...

296
00:35:34,300 --> 00:35:38,130
‫برای خدمتت به این تاج که
حتی مطمئن نیستم لیاقتش رو دارم یا نه

297
00:35:43,180 --> 00:35:46,890
‫بچه‌هات نبودت رو احساس می‌کنن،
‫دقیقاً به همون اندازه‌ای که من احساس می‌کنم

298
00:35:50,940 --> 00:35:54,900
‫اما آینده‌شون، آینده‌ای که تو
،به‌خاطرش فداکاری کردی

299
00:35:54,990 --> 00:35:58,150
‫امکانات بی‌شماری در اختیارشون قرار میده

300
00:36:01,160 --> 00:36:03,540
‫دخترت جا پای مادرش گذاشته

301
00:36:03,620 --> 00:36:05,580
‫و با یه تریوانتی ازدواج کرده

302
00:36:06,500 --> 00:36:10,210
‫دو زن بینا که یه زندگی جدید رو
 تو این دنیا آغاز می‌کنن

303
00:36:12,750 --> 00:36:15,670
‫به همین آسونی نخواهد بود و می‌ترسم

304
00:36:17,720 --> 00:36:20,760
‫اما وقتی حرف می‌زنن،
‫عشق رو تو صداشون می‌شنوم

305
00:36:21,800 --> 00:36:26,860
‫و وقتی به این فکر می‌کنم که هانیوای عزیزمون
‫همچین عشقی رو پیدا کرده، خیالم راحت میشه

306
00:36:29,190 --> 00:36:33,120
‫کوفون هم داره به پدر بودن عادت می‌کنه

307
00:36:34,480 --> 00:36:38,110
‫و می‌دونم، پسر داشتن به این معنیه

308
00:36:38,190 --> 00:36:41,120
‫که امکان نداره یه روز به پدر خودش فکر نکنه

309
00:36:46,910 --> 00:36:50,750
 یه دفعه می‌بینم که به سمت
...این مکان وحشتناک کشیده شدم

310
00:36:52,960 --> 00:36:59,260
‫جایی که خاک زغالیش، بقایای
‫خواهر و شوهرم رو توی خودش جا داده

311
00:37:00,220 --> 00:37:04,970
‫و از خودم می‌پرسم که چطور ممکنه
‫ درخت‌ها دوباره توی این زمین سوخته

312
00:37:05,060 --> 00:37:07,080
‫و از بین رفته، رشد کنن

313
00:37:13,860 --> 00:37:16,480
‫نمی‌دونم موقعی که می‌میریم، کجا می‌ریم

314
00:37:18,150 --> 00:37:19,650
‫ولی هرکجا که هستی

315
00:37:20,650 --> 00:37:22,240
‫امیدوارم که بالاخره

316
00:37:22,320 --> 00:37:26,490
‫به آرامشی که خیلی تو زندگیت
دنبالش بودی، رسیده باشی

317
00:37:28,410 --> 00:37:31,500
‫برای خودت و همه‌مون

318
00:37:32,790 --> 00:37:34,880
‫و امیدوارم که بتونی من رو ببخشی

319
00:38:01,780 --> 00:38:03,910
‫قرضی که ما به پایا

320
00:38:03,990 --> 00:38:07,620
‫برای شکست دادن تورمادا و سلاح‌هاش
‫ بدهکاریم، بر هیچکس پوشیده نیست

321
00:38:07,620 --> 00:38:11,250
‫شخصاً با مشقت از حمله‌ای که
‫ به کشور خودمون کردن جون سالم به در بردم

322
00:38:12,250 --> 00:38:15,630
‫با این حال، نمی‌تونیم با ملتی که پناهگاه بیناهاست

323
00:38:15,710 --> 00:38:19,090
‫این یا هر پیمان‌نامۀ دیگه‌ای رو امضا کنیم

324
00:38:19,710 --> 00:38:23,380
‫به همین تازگی شاهد قدرت ویرانگر بینایی بودیم

325
00:38:24,220 --> 00:38:26,550
‫موضع مردم تریوانتیز اینه

326
00:38:27,140 --> 00:38:31,680
‫که بینایی برای همه‌مون خطر بسیار زیادی داره

327
00:38:31,770 --> 00:38:33,980
‫موضع‌تون رو درک می‌کنم

328
00:38:34,690 --> 00:38:37,900
‫اما بینایی نبود که باعث ایجاد
،بمب‌های تورمادا شد

329
00:38:37,980 --> 00:38:41,440
‫سوءاستفادۀ بی‌رحمانۀ تورمادا
 از بچه‌های بینا بود

330
00:38:41,530 --> 00:38:43,700
‫که باعث شد به دانش اجدادی برسه

331
00:38:44,280 --> 00:38:48,160
‫و این موضع ویرانگره، نه خود بینایی

332
00:38:48,700 --> 00:38:50,410
‫و باید ممنوع بشه

333
00:38:51,290 --> 00:38:56,250
‫بیناها همیشه دروازۀ ورود به این علم خواهند بود

334
00:38:56,330 --> 00:38:58,960
‫و همیشه افرادی مثل تورمادا پا به این دنیا می‌گذارن

335
00:38:59,040 --> 00:39:01,000
‫که همچین کاری رو انجام میدن

336
00:39:01,670 --> 00:39:04,590
‫ما در کنار سه فرد بینایی که

337
00:39:05,220 --> 00:39:08,800
‫همگی نقش عمده‌ای توی شکست دادن تورمادا

338
00:39:08,890 --> 00:39:11,260
‫- و نابود کردن بمب‌هاش داشتن، می‌ایستیم
‫- بله

339
00:39:11,260 --> 00:39:14,370
‫و همونطور که قبلاً گفتیم، همگی
‫مورد عفو عمومی قرار می‌گیرن

340
00:39:14,390 --> 00:39:16,100
‫چرا باید عفو عمومی بشیم؟

341
00:39:16,940 --> 00:39:18,440
‫ما که کارمون اشتباه نبوده

342
00:39:19,150 --> 00:39:21,070
‫اصلاً اگه به‌خاطر ما نبود

343
00:39:21,150 --> 00:39:23,690
‫تورمادا همین الآن داشت با بمب‌هاش
 شهرتون رو نابود می‌کرد

344
00:39:23,780 --> 00:39:26,110
‫هانیوا، الآن وقتش نیست

345
00:39:26,200 --> 00:39:28,660
‫- نیست؟ پس کِی وقتشه؟
‫- شاهزاده!

346
00:39:28,740 --> 00:39:31,030
‫حس می‌کنم که فراموش کردین
 با کی دارین صحبت می‌کنین

347
00:39:31,120 --> 00:39:32,660
‫من که فکر می‌کنم شما فراموش کردین

348
00:39:32,740 --> 00:39:34,330
‫جناب سفیر،‌ بنده معذرت می‌خوام...

349
00:39:34,830 --> 00:39:39,040
‫بینایی برنمی‌گرده!‌ از قبل همینجا بوده

350
00:39:39,880 --> 00:39:40,880
‫و من اگه جای شما بودم،

351
00:39:40,960 --> 00:39:43,130
‫از صلحی که داریم بهتون پیشنهاد
می‌کنیم، قدردانی می‌کردم

352
00:39:43,130 --> 00:39:45,840
‫چون مطمئن باشین، عمراً دلتون نمی‌خواد
 که ما دشمن‌تون باشیم

353
00:39:48,340 --> 00:39:51,220
‫- این یه تهدید بود؟
‫- معلومه که نه...

354
00:39:51,300 --> 00:39:54,100
‫جناب سفیر، خیلی معذرت می‌خوام
 اما باید این رو بدونین

355
00:39:54,180 --> 00:39:57,560
‫که من و خواهرم فقط به‌خاطر
چیزی که باهاش به‌دنیا اومدیم

356
00:39:58,520 --> 00:40:00,520
‫همیشه درحال فرار کردن بودیم

357
00:40:01,570 --> 00:40:06,140
‫و این تفکر که من یا کسایی که شبیه من هستن،
‫برای نابیناها تهدید محسوب میشیم

358
00:40:06,140 --> 00:40:08,410
‫به‌خاطر خرافات و ترس‌تونه

359
00:40:08,490 --> 00:40:10,490
‫نه‌ به خاطر کسی که واقعاً هستم

360
00:40:11,030 --> 00:40:16,360
‫چون شخصیتی که من دارم،
 هیچ ربطی به بیناییم نداره

361
00:40:18,330 --> 00:40:19,580
‫من یه پسرم

362
00:40:20,500 --> 00:40:21,750
‫یه پدرم

363
00:40:22,540 --> 00:40:23,840
‫یه پایایی‌ام

364
00:40:26,210 --> 00:40:30,100
‫اما از همه مهم‌تر، شریک صلح شما هستم

365
00:40:31,760 --> 00:40:35,640
‫پس خواهش می‌کنم... میشه ادامه بدیم؟

366
00:40:44,190 --> 00:40:45,190
‫خیلی‌خب

367
00:40:52,700 --> 00:40:53,700
‫هانیوا

368
00:40:53,780 --> 00:40:55,200
‫تک

369
00:40:55,290 --> 00:40:56,620
‫تک

370
00:40:57,160 --> 00:40:58,370
‫قبول کرد؟

371
00:41:00,670 --> 00:41:03,210
‫قبول کردن که بعداً بیشتر درموردش حرف بزنیم

372
00:41:03,210 --> 00:41:04,500
‫و الآن تکلیف چیه؟

373
00:41:06,000 --> 00:41:07,340
‫چاره‌ای نداره

374
00:41:08,090 --> 00:41:10,930
‫باید به حکومت فکر کنه.
‫تحمل یه جنگ دیگه رو نداریم

375
00:41:11,010 --> 00:41:12,680
‫قول داد که ازمون محافظت کنه

376
00:41:12,760 --> 00:41:14,720
‫باید از یه حکومت محافظت کنه

377
00:41:14,800 --> 00:41:17,740
‫و ما هم بعنوان شاهزاده‌ها باید این کار رو بکنیم

378
00:41:19,230 --> 00:41:22,580
‫نکنه واقعاً فکر می‌کنی که
می‌تونی پادشاه اینجا باشی،‌ هان؟

379
00:41:23,060 --> 00:41:24,560
‫یکی‌مون جانشین مامان میشه

380
00:41:24,650 --> 00:41:27,230
‫مردم پایا هیچوقت اجازه نمیدن
که یه بینا پادشاه بشه

381
00:41:27,780 --> 00:41:30,400
‫و حتی اگه اجازه بدن، تریوانتی‌ها نمی‌ذارن

382
00:41:31,110 --> 00:41:33,070
‫خودت که شنیدی اون موقع چی گفتن

383
00:41:34,320 --> 00:41:37,740
‫پادشاه یا ملکه شدن رو از ذهنت بکن بیرون کوفون.
‫اونا حتی نمی‌خوان ما وجود داشته باشیم!

384
00:41:37,740 --> 00:41:39,910
‫- چرا اینقدر عصبانی‌ای؟
‫- تو چرا عصبانی نیستی؟

385
00:41:41,000 --> 00:41:42,830
‫ما به اینجا تعلق نداریم

386
00:41:43,830 --> 00:41:45,420
‫اینجا دنیامون نیست

387
00:41:46,710 --> 00:41:48,210
‫خانوادۀ من اینجاس

388
00:41:50,800 --> 00:41:52,430
‫اینجا پسرم رو بزرگ می‌کنم

389
00:41:56,260 --> 00:41:59,370
‫پسرت تا ابد تو یه دنیای متفاوت از تو زندگی می‌کنه

390
00:42:22,460 --> 00:42:24,500
‫بچه‌هام هیچوقت من رو نمی‌بخشن

391
00:42:25,880 --> 00:42:28,710
‫تو جون هزاران نفر رو نجات دادی،
 از جمله خود بچه‌هات

392
00:42:29,920 --> 00:42:33,800
‫و باعث شدی که با تریوانتی‌ها حرف بزنیم

393
00:42:35,590 --> 00:42:37,720
‫اما بینایی دوباره ممنوع شد

394
00:42:39,640 --> 00:42:43,520
‫وقتی جَوون بودم، بابام ماهی آزاد می‌گرفت

395
00:42:44,900 --> 00:42:46,810
‫پاییز که میشد، من رو می‌برد سر رودخونه

396
00:42:46,900 --> 00:42:48,600
‫و بعدش ماهی می‌گرفتیم

397
00:42:49,230 --> 00:42:52,150
‫معمولاً تو چند روز اول، هیچی گیرمون نمیومد

398
00:42:53,570 --> 00:42:56,490
‫اما یه روز می‌رسید که یه ماهی می‌گرفتیم

399
00:42:57,870 --> 00:42:58,990
‫شاید هم دوتا

400
00:42:59,490 --> 00:43:01,540
‫برای یه خانوار کافی نبود

401
00:43:02,200 --> 00:43:05,620
‫اما اونقدری بود که بدونیم روز بعدش
 ماهی‌های بیشتری هست

402
00:43:06,170 --> 00:43:08,750
‫پنج‌تا ماهی آزاد، ده‌تا ماهی آزاد

403
00:43:09,540 --> 00:43:13,050
‫خیلی طول نمی‌کشید که
کل رودخونه پر از ماهی آزاد میشد

404
00:43:15,510 --> 00:43:17,550
‫بینایی داره برمی‌گرده

405
00:43:18,800 --> 00:43:22,020
‫من و تو اولین ماهی‌هایی که
بالادست شنا می‌‌کنن رو دیدیم

406
00:43:23,310 --> 00:43:24,600
‫بیشتر میشن

407
00:43:25,390 --> 00:43:28,270
‫شک ندارم که بعضی‌هاشون از قبل همینجا بودن

408
00:43:28,270 --> 00:43:29,650
‫بقیه هم به دنبال‌شون میان

409
00:43:31,520 --> 00:43:35,570
‫هیچ قانون و دینی نمی‌تونه جلوش رو بگیره

410
00:43:38,820 --> 00:43:43,290
‫این که تصمیم می‌گیریم تو مرز خودمون چطوری
‫ با این موضوع برخورد کنیم، به خودمون مربوطه

411
00:43:43,870 --> 00:43:46,670
‫تریوانتی‌ها به صرات موضع خودشون رو گفتن

412
00:43:46,750 --> 00:43:50,340
‫سیاست‌مدارها طبق سناریویی پیش میرن
 که هیچی ازش نمی‌دونن

413
00:43:51,130 --> 00:43:53,760
‫جنگ بر سر بینایی به پا میشه،

414
00:43:53,840 --> 00:43:58,510
‫نه بین پایا و تریوانتیز. بین شهرها

415
00:44:00,100 --> 00:44:01,390
‫بین خونواده‌ها

416
00:44:03,100 --> 00:44:04,470
‫بین قلب‌هامون

417
00:44:06,230 --> 00:44:08,730
‫اما درهرصورت، طبیعت کار خودش رو می‌کنه

418
00:44:09,940 --> 00:44:11,230
‫همیشه می‌کنه

419
00:44:14,860 --> 00:44:16,070
‫خب...

420
00:44:17,490 --> 00:44:19,820
‫انگار با این قضیه کنار اومدی

421
00:44:20,870 --> 00:44:26,240
‫تنها مزیتی که اشتباه وحشتناکم توی زندگیم داشته

422
00:44:26,240 --> 00:44:31,270
‫این بوده که ایده‌های جدید رو راحت‌تر می‌پذیرم

423
00:44:34,300 --> 00:44:36,210
‫بوی مرگ میده

424
00:44:47,020 --> 00:44:50,380
‫فکر کنم بابا همیشه خبر داشت
 که موقع مبارزه می‌میره

425
00:44:50,940 --> 00:44:52,440
‫یه بار بهم گفت

426
00:44:52,440 --> 00:44:56,230
‫مرگ هم دقیقاً به اندازۀ زندگی، لیاقت می‌خواد

427
00:44:57,780 --> 00:45:01,110
‫نفس آخرش رو که کشیده،
یه ارتش کامل رو نابود کرده

428
00:45:01,620 --> 00:45:04,490
‫و با این کارش، همه‌مون رو نجات داده

429
00:45:05,790 --> 00:45:08,700
‫به‌نظر من به همون مرگی که
 لیاقتش رو داشت رسید

430
00:45:09,210 --> 00:45:10,870
‫انگار حسودیت شده

431
00:45:12,250 --> 00:45:13,290
‫شاید

432
00:45:14,960 --> 00:45:18,300
‫اما تا وقتی که روی این زمین راه میرم،

433
00:45:18,800 --> 00:45:21,510
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا نذارم توی دردسر بیفتی

434
00:45:30,560 --> 00:45:32,810
‫اگه تو نبودی، گمراه میشدم تاماکتی

435
00:45:33,690 --> 00:45:35,770
‫چقدر جفت‌مون بدبختیم

436
00:45:45,740 --> 00:45:48,160
‫دلم براش تنگ شده رنجر

437
00:45:50,710 --> 00:45:52,830
‫بابا مرد بزرگی بود

438
00:45:53,540 --> 00:45:57,820
‫برای همین هم یه حفره بزرگ
از خودش به جا گذاشت

439
00:46:02,630 --> 00:46:04,640
‫می‌دونی که بابا به‌خاطر تو جونش رو داد

440
00:46:05,550 --> 00:46:06,810
‫به‌خاطر همه‌مون

441
00:46:09,390 --> 00:46:12,310
‫اما باید یادت باشه که نه‌تنها
به‌خاطر تو جونش رو داد،

442
00:46:13,310 --> 00:46:14,940
‫به‌خاطر تو زندگی هم کرد

443
00:46:16,520 --> 00:46:18,360
‫اگه الآن اینجا بود، همین حرف رو می‌زد

444
00:46:25,160 --> 00:46:26,830
‫شنیدم لو اومده

445
00:46:26,910 --> 00:46:28,240
‫آره

446
00:46:30,580 --> 00:46:32,330
‫آره، فردا میریم خونه

447
00:46:33,000 --> 00:46:34,420
‫بمون تروخدا

448
00:46:36,750 --> 00:46:41,210
‫ممنون، اما من و لو

449
00:46:41,300 --> 00:46:46,930
‫از شلوغی و مردم خو‌ش‌مون نمیاد.
‫خودت که می‌دونی، شلوغیِ مردم

450
00:46:48,600 --> 00:46:50,390
‫خب، حداقل یه اسب بهتون میدم دیگه

451
00:46:52,680 --> 00:46:53,770
‫نه

452
00:46:55,270 --> 00:46:56,940
‫گرگ‌ها می‌خورنش

453
00:47:08,660 --> 00:47:09,870
‫هانیوا!

454
00:47:11,750 --> 00:47:13,000
‫شارلوت؟

455
00:47:16,500 --> 00:47:17,670
‫هانیوا!

456
00:47:17,750 --> 00:47:19,040
‫شارلوت!

457
00:47:23,130 --> 00:47:24,130
‫هی

458
00:47:25,180 --> 00:47:27,090
‫نمی‌دونستم داری برمی‌گردی

459
00:47:27,180 --> 00:47:30,120
‫نه،‌ برنگشتم. خیلی نمی‌مونم

460
00:47:30,640 --> 00:47:33,120
‫فقط می‌خواستم ببینم حالت خوبه یا نه

461
00:47:34,560 --> 00:47:37,240
‫قضیه بابا رو که شنیدم خیلی ناراحت شدم

462
00:47:37,520 --> 00:47:39,270
‫اما بعدش شنیدم که با رن ازدواج کردی

463
00:47:39,270 --> 00:47:40,860
‫و خیلی خوشحال شدم

464
00:47:40,940 --> 00:47:43,820
‫و حالا نمی‌دونم که اول باید درمورد
‫اون قضیه ناراحت‌کننده‌هه حرف بزنم

465
00:47:43,820 --> 00:47:46,610
‫و بعدش قضیۀ خوبه؟ یا برعکس

466
00:47:46,700 --> 00:47:49,360
‫شاید هم اصلاً دوست نداری
 درموردش حرف بزنی

467
00:47:50,330 --> 00:47:54,910
‫کامپس چیشد؟ حال شوا و بچه‌ها چطوره؟

468
00:47:55,000 --> 00:47:56,210
‫خب، حال بچه‌ها که خیلی‌ خوبه

469
00:47:56,290 --> 00:47:58,170
‫اما فکر کنم شوا خیلی ازم خوشش نمیاد

470
00:47:58,250 --> 00:48:00,710
 من هم ازش خوشم نمیاد، پس جور در میاد

471
00:48:02,500 --> 00:48:05,470
‫ازم خواست که این رو بهت بدم

472
00:48:07,470 --> 00:48:09,010
‫گفت که خودت معنیش رو می‌فهمی

473
00:48:36,160 --> 00:48:38,160
‫برات آرزوی سلامتی کرد

474
00:48:39,170 --> 00:48:43,800
‫یعنی... داری جایی میری دیگه؟

475
00:48:46,590 --> 00:48:48,090
‫باهامون میای؟

476
00:48:50,680 --> 00:48:52,140
‫این دفعه نه

477
00:48:53,930 --> 00:48:55,810
‫اما همین که ازم خواستی بیام خیلی خوشحال شدم

478
00:48:58,020 --> 00:48:59,600
‫کی ازم محافظت ‌کنه؟

479
00:49:01,980 --> 00:49:03,730
‫رن فعلاً این کار رو می‌کنه

480
00:49:04,650 --> 00:49:06,070
‫تو هم از اون محاظفت می‌کنی

481
00:49:06,860 --> 00:49:09,150
‫من رو توی کامپس لازم دارن

482
00:49:10,110 --> 00:49:12,740
‫بچه‌های جرلامارل مشغول‌مون می‌کنن و...

483
00:49:13,490 --> 00:49:15,410
‫حس می‌کنم فقط همین‌ها نیست

484
00:49:16,750 --> 00:49:18,310
‫خیلی خوش‌شانسن که تو رو دارن

485
00:49:18,330 --> 00:49:20,170
‫این رو به اونا بگو

486
00:49:20,250 --> 00:49:22,020
‫کون‌بچه‌ها

487
00:49:28,630 --> 00:49:30,380
‫مراقب خودت باش

488
00:49:31,840 --> 00:49:33,140
‫تو هم همینطور

489
00:49:43,270 --> 00:49:44,770
‫ممنون

490
00:49:47,070 --> 00:49:48,650
‫باعث افتخار بود

491
00:49:49,740 --> 00:49:51,070
‫گریه نمی‌کنم‌ها

492
00:49:53,820 --> 00:49:55,410
‫میای که پیدام کنی؟

493
00:49:59,450 --> 00:50:00,960
‫تو بینایی

494
00:50:02,420 --> 00:50:03,750
تویی که باید پیدام کنی

495
00:50:22,060 --> 00:50:23,770
‫مطمئنی که نمی‌خوای خداحافظی کنی؟

496
00:50:26,230 --> 00:50:27,820
‫آخرش خوب نمیشه

497
00:50:34,030 --> 00:50:35,320
‫باز هم می‌بینمشون

498
00:51:05,190 --> 00:51:06,860
‫داره سرد میشه

499
00:51:08,150 --> 00:51:09,650
‫به‌زودی زمستون میشه

500
00:51:13,860 --> 00:51:16,570
‫داره یه سال میشه و هنوز هم
هیچ خبری از هانیوا نیست

501
00:51:17,910 --> 00:51:20,040
‫یکم طول می‌کشه که تا
خبراش به گوش‌مون برسه

502
00:51:21,160 --> 00:51:23,080
‫تاحالا شده به الکنی فکر کنی؟

503
00:51:24,250 --> 00:51:25,460
‫هرروز

504
00:51:26,210 --> 00:51:28,340
به اینکه چهارتایی پیش هم باشیم

505
00:51:29,460 --> 00:51:35,040
‫بعضی‌وقتا رابطه بین‌مون سرد بود
‫ اما تو خاطراتم، همیشه گرم باقی می‌مونن

506
00:51:37,760 --> 00:51:41,430
‫فکر می‌کردم زمانی که ملکه میشم،

507
00:51:42,390 --> 00:51:44,350
‫بتونم به این هدف برسم

508
00:51:45,520 --> 00:51:48,770
‫اما وقتی که رفتیم تا
جادۀ «لاوندر» رو پیدا کنیم

509
00:51:48,770 --> 00:51:52,070
‫معلوم بود که قرار نیست دوباره
‫ تبدیل به اون خونواده قدیمی بشیم

510
00:51:52,070 --> 00:51:53,360
‫نه

511
00:51:54,030 --> 00:51:57,240
‫اما هنوز هم خانواده‌ایم

512
00:52:02,790 --> 00:52:04,830
‫حسابی مواظب شورا باش

513
00:52:05,830 --> 00:52:07,420
‫بهت اعتماد کردن

514
00:52:09,580 --> 00:52:13,550
‫شاید... واسه همین کار به دنیا اومدی

515
00:52:13,630 --> 00:52:16,880
‫خب، هانیوا میگه که حکومت، هیچوقت
 یه پادشاه بینا رو قبول نمی‌کنه

516
00:52:18,470 --> 00:52:19,890
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

517
00:52:23,060 --> 00:52:26,690
‫می‌دونم اگه بابا بود چی می‌گفت،‌ می‌گفت...

518
00:52:27,230 --> 00:52:29,900
‫«مثل یه آدم کور فکر کن.
 «چشمات بهت خیانت کردن

519
00:52:36,950 --> 00:52:38,950
‫فکر کنم چشمای من هم بهم خیانت کردن

520
00:52:41,490 --> 00:52:42,910
‫باز هم خیانت می‌کنن

521
00:52:46,120 --> 00:52:47,540
‫منظورت چیه؟

522
00:52:50,500 --> 00:52:52,170
‫مادر من ملکه‌س

523
00:52:53,250 --> 00:52:55,670
‫پدرم برای نجات این حکومت جونش رو داده

524
00:52:55,760 --> 00:52:58,300
‫اگه قبلاً مردم من نبودن،‌ الآن دیگه هستن

525
00:52:59,760 --> 00:53:02,800
‫اگه تصورم از دنیا با اونا متفاوت باشه،

526
00:53:02,890 --> 00:53:05,020
‫نمی‌تونم به مردم یا پسرم خدمت کنم

527
00:53:09,980 --> 00:53:15,320
‫منظورم اینه که به اندازه کافی دیدم

528
00:53:22,700 --> 00:53:27,200
‫می‌خوام تو همون دنیایی زندگی
کنم که پسرم زندگی می‌کنه

529
00:53:29,660 --> 00:53:35,090
‫می‌خوام چیزایی که می‌شنویم،
‫حس می‌کنیم یا بو می‌کنیم، مثل هم باشه

530
00:53:48,350 --> 00:53:49,350
‫کوفون

531
00:53:51,520 --> 00:53:53,190
‫راه برگشتی نداره

532
00:53:55,690 --> 00:53:58,150
‫باید اطمینان کامل داشته باشی

533
00:54:03,490 --> 00:54:04,870
‫مطمئنم

534
00:56:22,800 --> 00:56:23,800
‫تونستین

535
00:56:29,760 --> 00:56:30,760
‫ما رو می‌شناسین؟

536
00:56:31,600 --> 00:56:34,470
‫نه. البته هنوز نه

537
00:56:36,560 --> 00:56:39,650
‫اما خیلی خوشحالم که پیدامون کردین

538
00:56:40,440 --> 00:56:42,690
‫مطمئنم که می‌تونین تصور کنین

539
00:56:43,610 --> 00:56:47,150
 همۀ کسایی که اینجا هستن،
 سفری مثل شما داشتن

540
00:56:50,910 --> 00:56:54,080
‫من میکلا هستم. شما؟

541
00:56:56,450 --> 00:56:57,620
‫هانیوا

542
00:57:02,960 --> 00:57:03,960
‫رن

543
00:57:05,460 --> 00:57:08,760
‫خوش اومدین، هانیوا و رن

544
00:57:11,090 --> 00:57:15,680
‫خب، همونجا واینستین.
 بیاین پایین و با همه آشنا شین

545
00:57:50,510 --> 00:57:51,510
‫خوش اومدین

546
00:57:53,350 --> 00:57:54,640
‫سلام

547
00:58:00,520 --> 00:58:02,270
‫سلام. از دیدن‌تون خوشحال شدم

548
00:58:12,950 --> 00:58:13,950
‫سلام

549
00:58:14,500 --> 00:58:21,500
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

550
00:58:21,584 --> 00:58:28,584
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

551
00:58:35,752 --> 00:58:42,752
<font color="#ff۰۰۰۰">«پایان سریال»</font>
