WEBVTT

00:05.048 --> 00:06.424
!به صف شین! همین حالا

00:31.032 --> 00:34.035
علیاحضرت، این مرد روی توی جنگل گرفتیم

00:39.165 --> 00:40.166
سیبیث؟

00:43.169 --> 00:44.170
کوفون؟

00:46.214 --> 00:47.549
واقعاً خودتی؟

00:48.592 --> 00:51.469
تو اینجا... تو اینجا چیکار می‌کنی؟
اینجا کارا چیه؟

00:51.553 --> 00:53.138
مقابل ملکه‌ات زانو بزن، جادوگر

00:53.221 --> 00:54.681
اون ملکۀ من نیست

00:57.976 --> 01:01.563
کوفونِ بی‌چاره. همیشه یه قدم عقب‌تری

01:02.314 --> 01:06.902
البته منصف باشیم، باید ازت برای
نجات دادنم از دست خواهرم تشکر کنم

01:07.777 --> 01:09.571
داری با تریوانتیز کار می‌کنی

01:11.031 --> 01:13.116
دیوونه‌ای. اونا پنسا رو نابود می‌کنن

01:13.909 --> 01:17.120
نه، من قراره پنسا رو نابود کنم

01:24.087 --> 01:25.944
کوفون، کاری نکن فکر کنم علاقه‌ام به تو

01:25.969 --> 01:29.007
شاید به خاطر یه نقض شخصیتیـه

01:31.009 --> 01:32.302
هزاران نفر رو می‌کشی

01:32.969 --> 01:35.680
ماگرا باید قبل کودتاش
فکر اینجاش رو هم می‌کرد

01:38.391 --> 01:40.227
تورمادا، همه‌چی آماده‌ست؟

01:40.977 --> 01:42.229
بله، ملکۀ من

01:42.729 --> 01:45.815
سیبیث، لطفاً این کار رو نکن

01:46.399 --> 01:47.567
انجامش بده

01:48.735 --> 01:49.861
!با علامت من

01:50.695 --> 01:52.948
وایستا، کوفون. دلت نمی‌خواد اینو از دست بدی

01:54.115 --> 01:55.116
بیارینش

02:33.959 --> 02:37.004
چرا برای خاکسپاریِ چند تا خائن
به خودت زحمت میدی؟

02:38.034 --> 02:40.829
کس دیگه‌ای نیست که
آخرین دعا رو براشون بخونه

02:55.927 --> 02:56.928
من بهشون آموزش دادم

03:00.891 --> 03:02.142
در کنارشون جنگیدم

03:08.648 --> 03:12.193
تصور همچین چیزی رو هم نمی‌کردم

03:15.030 --> 03:16.281
اونا سعی کردن ما رو بکشن

03:19.743 --> 03:24.456
کاری رو کردن که فکر می‌کردن درسته

03:29.085 --> 03:34.841
تمام زندگی‌شون به یه طرز فکر خدمت می‌کردن

03:37.052 --> 03:40.180
ما اونایی بودیم که قوانین رو عوض کردیم

04:01.952 --> 04:02.953
بیاین بریم

04:05.789 --> 04:07.457
مقدمات چطور پیش میرن؟

04:07.540 --> 04:11.419
آماده شدن برای دشمنی که نمی‌شناسیمش

04:11.503 --> 04:13.338
و سلاح‌هایی که درک نمی‌کنیم سخته

04:13.421 --> 04:14.965
ولی ارتش تشکیل شده

04:16.341 --> 04:18.300
حرف شایلو رو باور کردی که گفت سیبیث

04:18.384 --> 04:21.012
با تریوانتی‌ها متحد شده؟

04:21.096 --> 04:24.724
.جادوگریاب‌ها دروغ نمیگن
و از خواهرتون هم بعید نیست

04:25.809 --> 04:29.521
تریوانتی‌ها یا جادوگریاب‌ها
چه فایده‌ای برای سیبیث دارن؟

04:30.063 --> 04:34.109
اگه تورمادا داره یه جناح سرکش
،از ارتش تریوانتی‌ها رو رهبری می‌کنه

04:34.734 --> 04:37.320
شاید تعدادشون اونقدر که می‌ترسیم نباشه

04:37.404 --> 04:40.991
که واسه همین احتمالاً باهاش متحد شدن

04:41.074 --> 04:44.494
اگه اون بمب‌ها اون کارهایی که بابا واس گفت
رو بکنن، تعدادشون اصلاً مهم نیست

05:07.017 --> 05:08.226
مسلح و آماده، قربان

05:10.186 --> 05:14.190
،به محض اینکه به قصر برسیم
گردان‌هایی رو می‌فرستم به سمت دروازه‌ها

05:14.274 --> 05:16.318
نمی‌ذاریم اون سلاح‌ها وارد شهر بشن

05:31.416 --> 05:32.500
!آتش

05:34.961 --> 05:36.463
!آتش

06:00.737 --> 06:01.738
چی شده؟

06:11.581 --> 06:13.166
خیلی دیر کردیم -
نه -

06:20.173 --> 06:21.174
خدای من

06:30.850 --> 06:31.851
!ماگرا

06:33.895 --> 06:34.938
!ماگرا

06:36.439 --> 06:37.440
تاماکتی

06:38.775 --> 06:40.986
به دیوارها نفوذ کردن. بیا

06:41.945 --> 06:43.905
نه، وارد دیوارها نشدن

06:44.614 --> 06:48.076
.بمب‌ها از روی دیوارها اومدن
صدای پروازشون رو شنیدم

06:49.202 --> 06:50.203
ولف

06:52.497 --> 06:53.665
!دوباره

07:21.818 --> 07:24.654
!هانیوا! هانیوا

07:30.619 --> 07:32.370
!واینستا! برو

07:47.636 --> 07:48.637
!ماگرا

07:49.638 --> 07:51.473
!ماگرا -
بابا! پیداش نمی‌کنیم -

07:51.556 --> 07:53.350
واینستا. باشه؟ -
باشه -

08:05.654 --> 08:07.030
!ولف -
!اینجاست -

08:11.243 --> 08:12.369
باید بریم

08:12.452 --> 08:14.162
اینجا امن‌تره -
نه. بجنب -

08:16.581 --> 08:17.582
!آتش

08:36.393 --> 08:39.270
!نه! نه! نه

10:05.296 --> 10:09.475
«دیـــدن»

10:09.484 --> 10:13.484
«فصل سوم»
«قسمت هفتم: خدای رعد و برق»

10:18.215 --> 10:23.215
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

10:23.239 --> 10:28.239
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

10:31.841 --> 10:34.469
سلام؟ کی اونجاست؟

10:37.013 --> 10:38.848
آروم باش. جات امنه

10:40.141 --> 10:41.142
من کجام؟

10:42.018 --> 10:43.436
توی سرزمین الکنی هستی

10:44.354 --> 10:48.900
الکنی؟ یکی... یکی از قبیله‌های مخفی؟

10:50.569 --> 10:53.238
اینجوری که تو گفتی ظاهراً
عضو هیچ قبیله‌ای نیستی

10:56.324 --> 10:57.325
نه

10:58.493 --> 10:59.494
پس اهل کجایی؟

11:01.454 --> 11:03.081
کوه‌های شمالی

11:04.874 --> 11:06.126
راه درازی رو اومدی

11:09.004 --> 11:10.255
چطور اومدم اینجا؟

11:12.048 --> 11:13.174
یادت نیست؟

11:16.219 --> 11:17.846
یه... زنه بود

11:20.348 --> 11:21.892
آره. پاریس

11:23.018 --> 11:26.354
.دیده توی برف‌ها سرگردونی
تو رو با خودش برگردونده به این روستا

11:27.898 --> 11:29.774
میگه داشتی از یه چیزی فرار می‌کردی

11:31.276 --> 11:34.988
میگه شاید به قدر کافی دور نشدی

11:43.705 --> 11:45.206
هانیوا، چی شده؟

11:46.541 --> 11:49.586
قصر نابود شده. بابا

11:51.713 --> 11:53.131
چی می‌شنوی؟

11:53.215 --> 11:55.050
!نه. نه

12:01.973 --> 12:02.974
نه

12:07.884 --> 12:08.885
!ماگرا

12:11.992 --> 12:13.952
بیا، عزیزم. بابا

12:13.977 --> 12:15.312
ماگرا

12:17.702 --> 12:18.745
!رنجر، کمکم کن

12:24.762 --> 12:26.097
بابا واس

12:26.122 --> 12:28.333
تاماکتی جون. رنجر، کمکش کن

12:35.298 --> 12:38.134
هنوز نفس می‌کشه. هنوز نفس می‌کشه. ماگرا

12:38.218 --> 12:41.221
تورمادا، بگو ناامیدم نکردی

12:42.264 --> 12:45.475
آیوراهای من گفتن همه خورده به هدف، ملکۀ من

12:49.854 --> 12:54.276
کوفون. چی دیدی؟ ها؟

12:56.486 --> 12:58.321
به بچۀ خودت بمب زدی

12:59.155 --> 13:02.284
،اگه توی خطره
،تقصیر مادر خودته که اونو برده اونجا

13:02.367 --> 13:04.160
درست همونطور که تو رو فرستاده اینجا

13:06.162 --> 13:07.163
لعنت بهت

13:07.831 --> 13:09.374
توی چادر من ازش زندانیش کنین

13:17.007 --> 13:18.734
!دوباره پُر کنین -
وایستا، وایستا، وایستا -

13:20.109 --> 13:23.305
بیا یکم به خواهرم وقت بدیم تا قدر
موقعیتی که داخلش هست رو بدونه

13:24.264 --> 13:26.016
مرگ‌هایی که باعث‌شون شده

13:26.766 --> 13:28.018
مطمئنید؟

13:28.101 --> 13:30.437
،ما از شهر نقشه برداری کردیم
مختصات کلیدی رو مشخص کردیم

13:31.187 --> 13:32.188
نگران نباش

13:32.898 --> 13:36.401
،با شناختی که از خواهرم دارم
به زودی دوباره کلی شلیک می‌کنی

14:05.263 --> 14:06.264
...صدات رو می‌شنوم

14:10.227 --> 14:12.187
داری در برابر گره‌ها تقلا می‌کنی

14:14.731 --> 14:16.775
و کاری از دستم برنمیاد جز اینکه

14:18.068 --> 14:20.904
بفهمم از وقتی می‌شناسمت
،همیشه همینطور بودی

14:22.239 --> 14:25.700
در مقابل این گره‌های نامرئی که
تو رو اسیر کردن تقلا می‌کنی

14:27.661 --> 14:30.830
،نمی‌تونی آزاد بشی
ولی دست از تلاش نمی‌کشی

14:32.332 --> 14:34.542
فکر کنم این ویژگیت رو
از همه بیشتر دوست دارم

14:35.835 --> 14:39.381
.تو منو دوست نداری
تو هیچی از دوست داشتن حالیت نیست

14:40.090 --> 14:41.383
اتفاقاً برعکس

14:41.466 --> 14:44.901
اگر هم مشکلی داشته باشم، اینه که
خیلی زیادی دوست دارم و خیلی هم عمیق

14:46.513 --> 14:50.642
واسه همین به خودم اجازه دادم باور کنم
که ماگرا دوباره بهم خیانت نمی‌کنه

14:52.852 --> 14:54.479
اگه دوستم داشته باشی، منو نمی‌کشی

15:00.130 --> 15:03.258
من اونی‌ام که هیچی از دوست داشتن نمی‌دونه؟

15:18.253 --> 15:19.337
کوفونِ بی‌چاره

15:23.133 --> 15:27.387
.یه سال پیش، توی الکنی بودی
یه پسر کوهستانیِ ساده

15:28.179 --> 15:33.643
و حالا، شاهد ظهور و سقوط قلمروهایی

15:35.228 --> 15:37.856
خیلی چیزا هست که نمی‌فهمی

15:38.565 --> 15:41.568
اینو می‌فهمم که تو یه قاتل و خائنی

15:47.449 --> 15:51.036
و چه فرقی با مادرت دارم؟

15:56.041 --> 16:00.003
.اون علیه ملکۀ منصوب شده اقدام کرد
اون خائن نیست؟

16:01.046 --> 16:03.590
،دفعۀ آخری که توی پنسا بودم
یه نفر رو اعدام کرد

16:03.673 --> 16:05.217
قاتل نیست؟

16:07.093 --> 16:09.221
خائن»، «قاتل» اینا فقط حرفن»

16:10.639 --> 16:14.601
و حقیقتِ این کلمات با توجه به طرفی
که اتفاقی اون سمت هستی تعیین میشن

16:14.684 --> 16:17.229
تو طرف تریوانتی‌ها هستی -
نه -

16:17.312 --> 16:20.106
من طرفِ خدام

16:21.942 --> 16:25.612
دیگه چطور این رو توضیح میدی
،که با توجه به حکم مرگم، من هنوز زنده‌ام

16:25.637 --> 16:27.822
نزدیکه تاج و تختم رو پس بگیرم؟

16:29.115 --> 16:32.827
بچۀ نابینات از سمت خدا برای من فرستاده شد

16:32.911 --> 16:36.206
تا اعدامم به قدری به تأخیر بیفته
تا بتونم فرار کنم

16:36.289 --> 16:39.042
،هرچقدر هم که انکارش کنی
بازم اون بچۀ تو هم هست

16:41.169 --> 16:45.090
هدف مقدسش رو انجام داده و به همین خاطر
به یادها سپرده میشه

16:47.425 --> 16:48.635
تو یه هیولایی

16:52.973 --> 16:54.099
و تو هم یه جادوگری

16:56.059 --> 16:58.770
شاید سلطنت کوتاهِ مادرت گولت زده

16:58.853 --> 17:00.522
که جور دیگه‌ای فکر کنی

17:02.548 --> 17:06.151
ولی صدها جادوگریاب درست بیرون
همین چادر هستن

17:06.236 --> 17:10.739
که با خوشحالی زنده می‌سوزوننت
تا صرفاً بهت یادآوری کنن کی هستی

17:11.673 --> 17:14.077
فقط دارم سعی می‌کنم یادت بندازم تو کی هستی

17:15.661 --> 17:16.871
و کی هستم؟

17:18.372 --> 17:19.666
مادرِ ولف

17:23.003 --> 17:24.420
و بهت نیاز داره

17:26.882 --> 17:30.427
.گفتی فرستاده شده تا نجاتت بده
خب، شاید هنوز کارش تموم نشده

17:32.929 --> 17:34.347
اون پسرته

17:37.835 --> 17:39.170
اون پسرته، سیبیث

17:47.193 --> 17:48.320
اون پسرته

17:59.331 --> 18:00.332
لطفاً بیدار شو

18:01.708 --> 18:02.709
ماگرا

18:07.339 --> 18:09.341
لطفاً بیدار شو، لطفاً بیدار شو

18:09.883 --> 18:11.051
اسمت چیه؟

18:14.804 --> 18:16.097
اسمت رو بهم نمیگی؟

18:18.099 --> 18:19.476
نمی‌خوام بهت دروغ بگم

18:23.271 --> 18:24.814
رهبر الکنی هستی؟

18:26.107 --> 18:27.108
آره

18:29.152 --> 18:30.320
ولی اهل اینجا نیستی

18:32.280 --> 18:34.866
،لحجه‌ات رو نمی‌شناسم
ولی برای کوه‌ها نیست

18:34.950 --> 18:37.160
افرادی تعقیبت می‌کنن؟ -
نه -

18:38.078 --> 18:39.454
گفتی نمی‌خوای دروغ بگی

18:43.625 --> 18:46.503
،قبلاً تحت تعقیب بودم
،ولی الآن خیلی وقته درحال سفرم

18:46.586 --> 18:47.796
و ردی از خودم به جا نذاشتم

18:48.797 --> 18:49.798
از کجا مطمئنی؟

18:50.882 --> 18:52.133
مطمئن نیستم

18:54.803 --> 18:57.180
استراحت کن. به محض اینکه بتونی راه بری
از اینجا میری

18:58.181 --> 19:00.141
شاید از اونچه که فکر کنی بیشتر طول بکشه

19:01.476 --> 19:02.477
چرا؟

19:03.603 --> 19:04.729
چون باردارم

19:08.817 --> 19:10.068
داره بیدار میشه

19:11.069 --> 19:12.862
ماگرا. ماگرا

19:15.156 --> 19:16.157
بابا

19:18.618 --> 19:20.203
من اینجام همراه هانیوا

19:23.039 --> 19:24.583
خیلی خوشحالم برگشتی

19:24.666 --> 19:25.959
خیلی نگران بودم

19:27.294 --> 19:30.005
خونه یهو، از هم پاشید

19:30.964 --> 19:34.426
می‌دونم. کار خدای رعد و برقه. بمب‌ها

19:35.385 --> 19:36.887
نتونستی جلوشون رو بگیری؟

19:37.888 --> 19:38.889
نه

19:40.140 --> 19:41.141
!ولف

19:41.224 --> 19:44.060
چیزی نیست. چیزی نیست. جاش امنه. نجاتش دادی

19:47.397 --> 19:49.983
کوفون کجاست؟ چرا اینجا نیست؟

19:51.151 --> 19:52.527
جلوتر فرستادیمش بهتون هشدار بده

19:53.111 --> 19:54.321
نه، اون اینجا نیست

19:54.404 --> 19:57.032
اون کجاست؟ شاید صدمه دیده باشه -
پیداش می‌کنیم -

19:57.616 --> 19:59.117
همش تقصیر منه

20:01.953 --> 20:04.831
مامان. حرف الکی نزن

20:04.915 --> 20:07.751
نه، تمام تلاشتون رو کردین
با تریوانتیز صلح کنین

20:09.628 --> 20:13.089
نه، مسئله تریوانتیز نیست. سیبیثـه

20:14.424 --> 20:15.800
چطور ممکنه؟

20:15.884 --> 20:17.802
سیبیث بین جادوگریاب‌های یاغی

20:17.886 --> 20:20.722
و ارتش تورمادا یه اتحاد به وجود آورده

20:21.223 --> 20:23.516
من از اعدام نجاتش دادم

20:24.643 --> 20:26.478
من گذاشتم جادوگریاب‌ها زنده بمونن

20:28.021 --> 20:30.690
من ارتشی رو به وجود آوردم
که حالا خودمون رو نابود می‌کنه

20:33.818 --> 20:34.986
باید برم بیرون

20:38.031 --> 20:41.409
صبر کن، صبر کن. مامان. مامان

20:42.160 --> 20:43.954
هانیوا، چی می‌بینی؟

20:44.454 --> 20:49.251
کلبه‌ها آتیش گرفتن. همه‌جا کشته و زخمی هست

20:51.545 --> 20:56.675
...مردم دارن به این طرف و اون طرف میرن

20:59.177 --> 21:00.679
و خیلی ترسیده‌ان

21:01.263 --> 21:05.934
.معلومه که ترسیدن
آتیش عین بارون از آسمون می‌باره

21:06.726 --> 21:08.937
دیگه آتیش از آسمون نمی‌باره

21:09.020 --> 21:10.021
فعلاً

21:11.815 --> 21:13.942
سیبیث می‌خواد بفهمیم اوضاع تحت کنترل اونه

21:15.193 --> 21:19.072
تاماکتی، گارد سلطنتی رو جمع کن
،تا آتیش‌ها رو خاموش کنین

21:19.155 --> 21:20.991
و زخمی‌ها رو جمع کنید و درمان کنین

21:21.074 --> 21:24.536
اونایی که می‌تونن سریع حرکت کنن رو
به آلتونا منتقل کنین

21:24.619 --> 21:27.998
جایی که دوباره آماده میشیم
تا مقابلشون وایستیم

21:31.793 --> 21:33.795
باید برادرت رو پیدا کنیم

21:33.879 --> 21:37.924
.مامان و ولف رو پیدا کردیم
کوفون رو هم پیدا می‌کنیم

21:40.093 --> 21:41.094
بیا، مامان

21:51.438 --> 21:56.902
کوفون! شرمنده تا الآن درست و حسابی
به هم معرفی نشدیم

21:58.945 --> 22:02.490
یکم سرم شلوغ بوده، همونطور که می‌دونی

22:04.367 --> 22:05.577
می‌دونم کی هستی

22:06.953 --> 22:08.914
آره، شک ندارم

22:11.833 --> 22:13.084
،و فقط می‌خواستم بگم

22:14.085 --> 22:19.424
،هر چقدرم اوضاع الآن به نظر ترسناک بیاد
بازم حق انتخاب داری

22:20.884 --> 22:21.968
انتخاب؟

22:23.386 --> 22:27.307
موهبتی که بهت اعطا شده
هیچ‌وقت درست و حسابی قدرش دونسته نشده

22:30.227 --> 22:33.939
،خب، پایایی‌ها فکر می‌کنن تو یه جادوگری

22:34.773 --> 22:38.485
تریوانتی‌ها جوری باهات رفتار می‌کنن
...انگار یه خطری برای جامعه هستی، و من

22:40.737 --> 22:41.988
من تو رو تحسین می‌کنم

22:43.406 --> 22:45.075
پتانسیلت رو درک می‌کنم

22:47.452 --> 22:48.662
...اگه بهم ملحق بشی

22:48.745 --> 22:50.288
تو سعی کردی ما رو بکشی

22:50.372 --> 22:54.125
.خب، آره، ولی مال قبلاً بود
اوضاع فرق کرده

22:54.709 --> 22:58.964
قطعاً، من هیچ چاره‌ای جز متحد شدن
با ملکه کین نداشتم

23:00.924 --> 23:02.801
وقتی کارش باهات تموم شه می‌کشتت

23:02.884 --> 23:04.052
دقیقاً

23:04.636 --> 23:08.223
.یا شایدم من بکشمش
یا هیچکس هیچکس رو نکشه

23:10.267 --> 23:14.813
.هر روز یه روز تازه‌ست، کوفون
امروز می‌تونه برای تو یه روز تازه باشه

23:14.896 --> 23:15.981
لعنت بهت

23:16.064 --> 23:17.774
آره، البته

23:19.234 --> 23:22.445
پسرای هم سنِ تو همیشه
،فکر می‌کنن خیلی می‌دونن

23:22.529 --> 23:25.699
در صورتی که در واقع، اونقدر احمقن
که نمی‌فهمن چی رو نمی‌دونن

23:25.782 --> 23:27.367
می‌دونم پدرم تو رو می‌کشه

23:28.034 --> 23:31.746
.همونطور که گفتم. احمق
کلی چیز هست باید بهت یاد بدیم

23:31.830 --> 23:32.831
چی شده؟

23:33.832 --> 23:35.750
ملکه فرستادن دنبالش

23:36.501 --> 23:37.502
برای چی؟

23:39.588 --> 23:41.089
از خودش بپرس

24:18.251 --> 24:20.503
اردوگاهشون حدود 100 ضربان قلب
به سمت شرقه

24:21.713 --> 24:22.881
چندتا سربازن؟

24:25.759 --> 24:27.802
حدود 50 تا

24:31.056 --> 24:32.307
بقیه کجان؟

24:38.980 --> 24:40.065
ساکت

24:42.150 --> 24:44.152
راهی برای خروج از شهر نیست

24:44.236 --> 24:45.737
حمله می‌کنن؟

24:45.820 --> 24:46.821
فکر نکنم

24:47.864 --> 24:51.660
،اگه بتونن بازم بمب بزنن
چرا ریسک کنن سرباز بفرستن؟

24:52.327 --> 24:55.914
.سیبیث می‌خواد شهرش رو پس بگیره
چرا نابودش کنه؟

24:56.414 --> 24:58.458
،می‌تونست کلی بمب بیشتر بزنه

24:59.292 --> 25:02.963
ولی همین که اینجا وایستادیم
یعنی اون کل شهر رو می‌خواد

25:04.631 --> 25:06.800
به همین منظور، مجبور ارتشش رو بفرسته

25:09.761 --> 25:12.722
اگه هارلن و تروور موفق شده باشن مأموریت‌شون
،رو توی تریوانتیز انجام داده باشن

25:12.806 --> 25:15.392
ممکنه الآن با نیروی کمکی درحال برگشتن باشن

25:15.976 --> 25:18.895
مامان. هارلن مرده

25:25.110 --> 25:26.361
برای نجات من کشته شد

25:34.452 --> 25:35.453
...مامان

25:36.621 --> 25:40.792
می‌خواست یه چیزی بهت بدم

25:47.674 --> 25:48.675
یه کلید؟

25:50.677 --> 25:51.678
کلید کجاست؟

25:52.387 --> 25:55.223
نمی‌دونم. گفت شاید کمک کنه

26:10.864 --> 26:12.198
هانیوا؟

26:12.991 --> 26:14.326
کوفون

26:14.409 --> 26:15.410
کوفون؟

26:16.453 --> 26:18.330
حالت خوبه؟ -
حال تو خوبه؟ -

26:18.413 --> 26:20.206
آره. بابا

26:21.666 --> 26:23.084
کجا بودی؟

26:23.168 --> 26:26.129
سیبیث درست بیرون شهر منو دستگیر کرد

26:30.926 --> 26:32.302
یه پیغام فرستاد

26:32.385 --> 26:33.803
یه پیغام؟

26:33.887 --> 26:35.096
آره، گره زده

26:39.184 --> 26:42.229
می‌خواد کامل کناره‌گیری کنی و تسلیم شی

26:44.606 --> 26:46.483
،تنهایی بری به اردوگاهش

26:47.150 --> 26:50.946
جایی که تاج و تخت و قلمرو رو بهش بدی

26:52.697 --> 26:54.324
،میگه اگه زود نری پیشش

26:54.407 --> 26:59.037
اونم پنسا و همۀ آدمای داخلش رو
تبدیل به خاکستر می‌کنه

27:11.800 --> 27:16.388
.اون فقط قلمروش رو نمی‌خواد
می‌خواد من رو مجازات کنه

27:17.514 --> 27:20.225
نمی‌تونی بری -
در موردش بحث نمی‌کنیم، هانیوا -

27:20.308 --> 27:21.893
معلومه که میرم -
اون تو رو میکشه -

27:21.977 --> 27:25.272
اگه نرم همه‌مون رو می‌کشه و خیلیای دیگه رو

27:27.607 --> 27:31.319
،اون خواهر منه
،و با اینکه اینقدر ازش بیزارم

27:32.320 --> 27:34.823
،وقتی لحظه‌اش فرا رسید
نتونستم بکشمش

27:34.906 --> 27:37.492
شاید اونم موقع کشتن من همینجوری تردید کنه

27:37.680 --> 27:39.160
‫نگو که واقعاً اینطوری فکر می‌کنی

27:39.160 --> 27:42.580
‫مهم نیست. باید برم. نمیشه بذارم همینطوری...

27:43.700 --> 27:45.200
‫- ماگرا!
‫- مامان!

27:50.670 --> 27:53.000
‫پاریس گفته غذا نمی‌خوری

27:53.000 --> 27:57.490
‫چرا نمی‌تونم از این غار برم بیرون؟
‫مگه زندانی‌تم؟

27:58.300 --> 28:01.450
‫روستایی‌ها یه چندتا غریبه رو دیدن

28:02.300 --> 28:04.560
‫اگه بری بیرون میفتی تو خطر

28:04.560 --> 28:06.810
‫خب،‌ اگه نمی‌خوای اینجا باشم،‌ میرم

28:07.430 --> 28:08.810
‫اون‌وقت کجا میری؟

28:13.110 --> 28:15.570
‫نه اسمت رو بهم گفتی
‫نه گفتی اهل کجایی

28:17.070 --> 28:20.380
‫اگه می‌خوای بهت اعتماد کنیم،
‫ تو هم باید به ما اعتماد داشته باشی

28:21.780 --> 28:23.500
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

28:24.780 --> 28:26.580
‫چرا باید بهت اعتماد کنم؟

28:27.000 --> 28:29.680
‫خب، من ازت مراقبت می‌‌کنم

28:32.250 --> 28:33.720
‫ماگرا

28:34.750 --> 28:38.380
‫- چی؟
‫- اسمم ماگراس

28:38.920 --> 28:42.480
‫ماگرا؟ این دیگه چه اسمیه؟

28:43.050 --> 28:46.080
‫حالا نه این که بابا خیلی اسم معمولی‌ایه

28:47.020 --> 28:48.700
‫راست میگی، ماگرا

28:52.940 --> 28:54.650
‫چرا تو ازم مراقبت می‌کنی؟

28:56.820 --> 28:59.780
‫چون من هم یه بار تو موقعیتی که تو هستی بودم

29:00.400 --> 29:03.220
‫اون‌وقت روستایی‌ها چطوری بهت اعتماد کردن؟

29:03.990 --> 29:06.280
‫سرسخت‌ترین جنگجو رو شکست دادم

29:07.490 --> 29:10.180
‫پس به گمونم من هم باید تو رو شکست بدم

29:12.290 --> 29:13.290
‫آره

29:22.840 --> 29:24.760
‫مامان؟

29:27.430 --> 29:28.980
‫حالت خوبه؟

29:29.680 --> 29:31.080
‫ماگرا

29:33.060 --> 29:34.960
‫آره، خوبم

29:35.480 --> 29:37.520
‫همه‌مون اینجاییم

29:45.950 --> 29:48.030
‫من... باید برم

29:48.030 --> 29:51.780
‫نه، نه، نه. نمی‌ذاریم بری

29:53.580 --> 29:57.130
‫بدون معطلی می‌کشتت و هیچی عایدمون نمیشه

29:59.000 --> 30:01.010
‫پس پنسا چی میشه؟

30:01.010 --> 30:03.590
‫فقط به‌خاطر کینه‌ای که از من
‫ داره،‌ حاضره کل شهر رو بسوزونه

30:03.590 --> 30:05.260
‫نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته

30:05.260 --> 30:08.350
‫اگه قرار باشه پنسا رو نابود کنه،‌
‫ مرده یا زنده بودنت براش فرقی نمی‌کنه

30:08.350 --> 30:10.060
‫هیچ راه دیگه‌ای نداره که شهر رو تخلیه کنیم؟

30:10.060 --> 30:13.140
‫- سر هر دروازه گُردان گذاشتن
‫- پس می‌جنگیم تا بتونیم خارج شیم

30:13.140 --> 30:16.350
‫به محض این که ببینن داریم مقاومت
‫می‌کنیم، میرن سراغ بمب‌هاشون

30:16.350 --> 30:18.690
‫در هر صورت میرن سراغ بمب‌ها

30:18.690 --> 30:21.030
‫اما زمانی که میرن سراغ‌شون،‌ ما اینجا نیستیم

30:22.440 --> 30:23.450
‫هارلن

30:24.780 --> 30:25.910
‫چیه؟

30:29.120 --> 30:31.490
‫همیشه سه قدم از همه جلوتر بود

30:32.750 --> 30:35.040
‫خیلی رو مخ بود

30:36.630 --> 30:41.000
‫هیچ‌جوره نمیشد بهش اعتماد کرد،‌ ولی خب من کردم

30:41.630 --> 30:46.800
‫خب،‌ می‌تونست خودش رو نجات
بده، اما به‌خاطر من برگشت

30:52.970 --> 30:55.240
‫امکان داره اینجا باشه؟

31:01.400 --> 31:03.030
‫- نه؟
‫- نه

31:09.280 --> 31:10.580
‫اون عاشقت بود

31:24.340 --> 31:25.880
‫ازش استفاده کردم

31:28.090 --> 31:29.910
‫حالا هم مُرده

31:33.140 --> 31:38.420
‫به‌نظر من هارلن کسی بود که اگه نمی‌خواست
‫ ازش سوءاستفاده بشه، اجازش رو نمی‌داد

31:50.410 --> 31:51.490
‫چیه؟

31:54.700 --> 31:56.330
‫- مامان
‫- می‌تونی بیاریش؟

32:05.960 --> 32:07.090
‫میله صداداره؟

32:08.630 --> 32:09.840
‫دیگه چی توشه؟

32:12.640 --> 32:14.560
‫فقط همین نقشه‌ی قدیمی

32:23.270 --> 32:25.000
‫بهش می‌خوره نقشه پنسا باشه

32:25.440 --> 32:28.680
‫معلومه که پنساس ولی...

32:29.990 --> 32:31.450
‫یه جای دیگه هم هست

32:33.240 --> 32:34.740
‫وای،‌ هارلن

32:35.830 --> 32:38.830
‫ای آدم لاشی آب زیر کاه

32:38.830 --> 32:39.830
‫چی شده مگه؟

32:40.750 --> 32:44.820
‫تونلن. تونل قاچاقچی‌ها

32:45.170 --> 32:47.380
‫به کجا میرسن؟

32:47.840 --> 32:51.340
‫خارج شهر. بجنب

33:04.150 --> 33:05.610
‫بانوی من

33:06.570 --> 33:09.430
‫تورمادا. بشین کنارم

33:21.710 --> 33:24.880
‫از دسیسه‌هاتون چه‌خبر؟

33:26.800 --> 33:30.740
‫تا الان پیغام‌مون رو رسوندیم

33:32.220 --> 33:33.760
‫صد در صد اطمینان دارم

33:33.840 --> 33:37.320
‫که خواهرم به‌زودی تسلیم میشه

33:37.640 --> 33:42.060
‫و هروقت که تسلیم شه،
تموم پایا مال خودمون میشه

33:42.060 --> 33:46.360
‫به‌نظر من با نابود کردن پنسا،‌
‫می‌تونیم پیغام تکون‌دهنده‌تری بفرستیم

33:46.690 --> 33:50.740
‫این همه مصیبت نکشیدم که
‫ به چندتا پاره‌سنگ و جنازه حکومت کنم

33:52.200 --> 33:55.780
‫ماگرا که تسلیم بشه، پایا هم همین کار رو می‌کنه

33:55.780 --> 33:58.700
‫منظور من پایا نیست

34:00.000 --> 34:01.660
‫منظورت تریوانتیزه

34:01.660 --> 34:04.040
‫قدرت‌شون رو دست کم نگیر

34:04.210 --> 34:06.480
‫تو هم قدرت خودمون رو دست کم نگیر

34:07.540 --> 34:09.700
‫مطمئن باش که دست کم نمی‌گیرم

34:10.340 --> 34:12.360
‫فقط یه درخواست دارم

34:13.840 --> 34:16.910
‫- خواهرزاده‌تون
‫- کوفون؟

34:17.340 --> 34:20.740
‫کاش قبل از این که آزادش می‌کردین، به من می‌گفتین

34:21.350 --> 34:23.520
‫چون بقیه بچه‌های جرلامارل رو از دست داده بودیم،

34:23.520 --> 34:27.340
‫برامون ارزش خیلی زیاد داشت

34:31.190 --> 34:34.280
‫متوجه هستی که قرار من با جادوگریاب‌ها

34:34.360 --> 34:37.370
‫بر اساس توافق‌مون بر سر اینه
که همه‌ی بیناها جادوگرن

34:37.450 --> 34:38.820
‫و باید سوزونده بشن دیگه؟

34:38.910 --> 34:41.120
‫تا ابد که لازم‌شون ندارم

34:41.620 --> 34:48.190
‫تازگی‌ها دارم سیستم کاری رو یه‌جوری تنظیم
‫می‌کنم که دیگه به بینایی اون‌ها نیازی ندارم

34:50.090 --> 34:51.500
‫البته تا اون موقع،

34:51.590 --> 34:56.020
‫جادوگریاب‌ها باید یه سری استثنا قائل بشن

34:56.840 --> 35:00.040
‫- جادوگریاب‌ها می‌تونن خیلی خطرناک باشن
‫- منم همینطور

35:00.850 --> 35:03.850
‫خدا هم تو تیم‌شونه

35:04.060 --> 35:09.580
‫امیدوارم که بهت برنخوره
ولی من به خدا باور ندارم

35:09.900 --> 35:10.900
‫جدی؟

35:20.450 --> 35:23.740
‫شاید هنوز با خدای واقعی آشنا نشدی

35:33.380 --> 35:36.220
‫- مطمئنی داری درست می‌خونیش؟
‫- آره

35:36.300 --> 35:38.640
‫تموم مکان‌های مهم رو چک کردم

35:38.640 --> 35:39.640
‫بذار ببینم

35:47.390 --> 35:49.150
‫از این سمت

36:45.240 --> 36:47.580
‫خب، به گفته‌ی نقشه، باید اینجا باشه

36:54.090 --> 36:55.090
‫من که چیزی نمی‌بینم

36:56.760 --> 36:58.050
‫خب، شاید مشکل از نقشه‌س

36:59.420 --> 37:00.840
‫تو هارلن رو نمی‌شناختی

37:02.840 --> 37:04.390
‫نقشه اشتباه نیست

37:10.270 --> 37:11.650
سلام؟

37:18.570 --> 37:19.690
‫هیچی اینجا نیست

37:57.270 --> 37:58.280
‫زود برمی‌گردم

38:36.400 --> 38:38.560
‫تا آخر تونل رفتیم

38:38.820 --> 38:41.280
‫میرسه به یه غار کوچیک تو کوهستان

38:41.360 --> 38:42.570
‫غرب پنسا

38:43.190 --> 38:46.820
‫اگه الان راه بیفتیم، قبل از این که بفهمن
اینجا نیستیم، نصف راه تا آلتونا رو رفتیم

38:46.820 --> 38:49.240
‫خب می‌تونن بمب‌هاشون رو بیارن آلتونا

38:49.240 --> 38:51.330
‫ارتش سیبث هنوز کوچیکه

38:51.410 --> 38:54.660
‫می‌تونیم تو آلتونا تجدید قوا کنیم. سرباز جمع کنیم

38:54.750 --> 38:57.880
‫و قبل از این که مستقر بشن،‌ آماده بشیم

38:57.960 --> 39:00.060
‫مثل اون موقع که اینجا مستقر شدن

39:00.380 --> 39:02.720
‫وقت برای از دست دادن نداریم

39:02.840 --> 39:08.510
‫فرمانده گاست، به افرادت بگو
‫ که فوراً مردم رو یه جا جمع کنن

39:08.510 --> 39:10.960
‫هرکی به اندازه‌ای که می‌تونه وسیله حمل می‌کنه

39:10.960 --> 39:15.840
‫هانیوا، با رِن فرمانده رو ببرین
پیش ورودی‌ای که پیدا کردین

39:20.770 --> 39:25.020
‫کوفون، تاماکتی، رنجر

39:25.900 --> 39:27.800
‫تنهامون بذارین

39:40.040 --> 39:41.660
‫بابا

39:44.510 --> 39:46.320
‫یه کلمه هم حرف نزدی

39:47.970 --> 39:52.140
‫ملکه تویی. خودت می‌دونی چی به نفع مردمته

39:54.770 --> 39:57.060
‫آره، باید از حکومت مراقبت کنم

39:57.140 --> 40:01.690
‫اما تو شوهرمی. پدر هانیوا و کوفون

40:03.360 --> 40:06.020
‫تصمیم این که چی به نفع ماس، با توئه

40:09.280 --> 40:11.000
‫نمی‌فهمم

40:12.030 --> 40:15.080
‫خواهرم ۱۷ سال تمام افتاد دنبال‌مون

40:16.250 --> 40:19.640
‫اون موقع دست برنداشت،‌ الان هم برنمی‌داره

40:20.750 --> 40:23.400
‫هیچوقت دست از سر این خونواده برنمی‌داره

40:27.920 --> 40:30.000
‫منظورت چیه؟

40:31.180 --> 40:36.320
‫منظورم اینه که همیشه درست می‌گفتی

40:37.980 --> 40:40.350
‫به محض این که مردم رو از پنسا خارج ‌کنیم،

40:40.440 --> 40:45.440
‫با کوفون و ولف و هانیوا از اینجا دور میشیم

40:46.110 --> 40:48.570
‫و توی کوه‌ها یا حتی دورتر دور هم جمع میشیم

40:49.110 --> 40:52.020
‫و دوباره میشیم همون خونواده‌ای که قبلاً بودیم

40:54.200 --> 40:55.200
‫شاید من که برم،

40:55.290 --> 40:59.060
‫خواهرم خشمش رو نسبت به مردم پایا کمتر کنه

41:03.130 --> 41:04.980
‫مطمئنی؟

41:07.420 --> 41:11.440
‫بیشتر از این که ملکه باشم، مادر بودم

41:12.140 --> 41:16.100
‫و اگه خانوادم تو اولویت باشن،
‫ نشون میده که ملکه‌ی بدی‌ام...

41:18.560 --> 41:22.690
‫و خب ثابت میشه که نباید ملکه باشم

41:25.770 --> 41:27.560
‫هیچی حس نمی‌کنم

41:28.030 --> 41:30.920
‫- اینجاس
‫- اینجا رو میگی؟

41:31.240 --> 41:33.080
‫ایناهاش

41:34.870 --> 41:36.910
‫- اینجا. پیداش کردی؟
‫- کجا؟ آهان، اینجاس

41:36.990 --> 41:39.660
‫نه. هنوز هم هیچی

41:41.370 --> 41:44.920
‫فقط دوست داری بهونه
بیاری که بهم دست بزنی

41:45.000 --> 41:48.800
‫- شاید خودت دوست داری بهت دست بزنم
‫- خب،‌ شاید

41:54.840 --> 41:57.120
‫هنوز هم هیچی حس نمی‌کنی؟

41:58.430 --> 42:00.700
‫شاید از من می‌ترسه

42:01.890 --> 42:05.120
‫شاید اونی که ترسیده، بچه نیست

42:05.690 --> 42:09.460
‫منظورت چیه؟ چرا باید بترسم؟

42:10.190 --> 42:12.860
‫چون تاحالا بچه نداشتی

42:15.410 --> 42:18.500
‫اون وقت این بچه... مال من میشه؟

42:24.880 --> 42:27.580
‫خودت می‌خوای مال تو باشه؟

42:30.300 --> 42:32.700
‫اونقدری که تو رو می‌خوام

42:34.680 --> 42:37.300
‫پس جفت‌مون مال توییم

42:43.980 --> 42:45.020
‫دوستت دارم

42:50.030 --> 42:53.480
‫من هم دوستت دارم،‌ بابا واس

42:55.660 --> 42:57.780
‫من هم دوستت دارم، ماگرا واس

43:01.240 --> 43:03.760
‫به‌نظرت همیشه همینطوری می‌مونه؟

43:04.710 --> 43:06.620
‫می‌ترسی که نمونه؟

43:07.170 --> 43:09.480
‫به‌خاطر بچه می‌ترسم

43:14.170 --> 43:15.880
‫قسم می‌خورم که حاضرم بمیرم

43:15.970 --> 43:19.660
‫تا نذارم بلایی سر تو یا بچه بیاد

43:20.640 --> 43:22.660
‫ما هم از تو محافظت می‌کنیم

43:23.020 --> 43:24.020
‫آره

43:25.190 --> 43:27.600
‫- آره،‌ ازم مراقبت می‌کنی. همین رو می‌خوام
‫- آره

43:27.690 --> 43:29.230
‫- وایسا
‫- چیه؟

43:29.310 --> 43:30.770
‫دیدی؟

43:30.860 --> 43:32.400
‫- اوناهاش
‫- آره؟

43:32.480 --> 43:34.860
‫- داره لگد می‌زنه. بازم
‫- آره

43:35.860 --> 43:38.870
‫- وای، چه بچه‌ی عصبانی‌ای
‫- وای

43:38.950 --> 43:41.000
‫بد اخلاقیش به مامانش رفته

43:41.330 --> 43:44.250
‫بداخلاقی؟ من کجام بد اخلاقه؟ چی میگی؟

43:44.330 --> 43:47.370
‫- نه، اصلاً بد اخلاق نیستی
‫- خب بد اخلاق نیستم. منظورت چیه؟

43:48.250 --> 43:49.670
‫خودت بد اخلاقی

43:49.750 --> 43:52.880
‫- نگاش کن. بچه‌ی شیطون
‫- شیطون...

43:52.960 --> 43:55.170
‫مثل مامانی، شیطون و عصبانیه

44:12.270 --> 44:14.030
‫سگت بو گند میده

44:14.610 --> 44:16.070
‫بلند شو

44:17.570 --> 44:18.950
‫نه، بوی خودمه

44:19.030 --> 44:20.160
‫بلند شو پسر

44:21.660 --> 44:23.200
‫بهتره بری خونه رفیق

44:24.620 --> 44:28.690
‫خونه‌م رو که به لطف تو زدن ترکوندن

44:28.710 --> 44:31.590
‫- خودت که منظورم رو می‌دونی
‫- تو هم منظورم رو می‌دونی

44:36.760 --> 44:41.040
‫نزدیک بیست‌ساله که از آدم بودن دوری کردم

44:42.720 --> 44:44.350
‫و اگه بتونم از این وضع جون سالم به در ببرم

44:44.350 --> 44:48.200
‫از اون روز به بعد، یه بیست سال دیگه هم
‫ از آدم بودن دوری می‌کنم

44:48.810 --> 44:50.980
‫اما امروز اون روز نیست

44:51.690 --> 44:53.140
‫لعنت بهت رنجر

44:53.610 --> 44:55.070
‫اگه بلایی سرت بیاد،

44:55.070 --> 44:58.020
‫لو تو خواب من رو می‌کشه

44:58.280 --> 45:03.900
‫نه. اول بیدارت می‌کنه تا مرگ رو حس کنی

45:06.290 --> 45:09.260
‫خودم انتخاب کردم که از کوه برم

45:09.710 --> 45:12.330
‫شاید معلوم بشه که اشتباه بزرگی کردم

45:13.130 --> 45:16.710
‫اما تو این لحظه، شمشیرم حسابی تیزه

45:16.800 --> 45:19.970
‫حشیشم چاقه و خورشید صورتم رو گرم نگه داشته

45:20.050 --> 45:23.740
‫پس با این وضع

45:24.350 --> 45:27.960
‫فکر کنم بمونم تا بفهمم تهش چی میشه

45:29.940 --> 45:30.980
‫تو چی فکر می‌کنی؟

45:32.900 --> 45:34.940
‫به‌نظر من که زیادی از اینا می‌کِشی

45:36.440 --> 45:38.530
‫- آره، شاید
‫- زیادی

45:41.280 --> 45:43.820
‫شاید هم تو اونقدرا نمی‌کشی

46:23.570 --> 46:25.740
‫تموم شهروندان رو جمع کردیم

46:25.740 --> 46:28.180
‫اونایی که هنوز نرسیدن، تو راهن

46:28.180 --> 46:30.420
‫توی صدات اضطراب حس می‌کنم

46:33.160 --> 46:38.440
‫تا حالا برات سوال شده که چرا گاومیش
‫و گوزن می‌خوریم،‌ ولی خرس نه؟

46:39.960 --> 46:42.420
‫وقتی که میفتی دنبال گاومیش و گوزن،‌ فرار می‌کنن

46:42.510 --> 46:44.800
‫و اینطوری آسیب‌پذیر میشن

46:45.090 --> 46:48.470
‫اما اگه به یه خرس حمله کنی،
اون هم بهت حمله می‌کنه

46:49.680 --> 46:53.280
‫قانون کلی میگه اونایی که فرار می‌کنن، خورده میشن

46:53.280 --> 46:56.170
‫تو گفتی که توی آلتونا شانس بیشتری داریم؟

46:56.190 --> 47:00.590
‫آره، ولی اول باید بتونیم به آلتونا برسیم

47:02.650 --> 47:04.200
‫مامان، ببخشید

47:04.280 --> 47:06.200
‫- تقصیر منه
‫- کوفون. کوفون

47:06.280 --> 47:09.580
‫- تقصیر منه. من ولش کردم
‫- من گذاشتم زنده بمونه

47:09.580 --> 47:12.910
‫هی، هی،‌ گوش کنین بهم

47:12.910 --> 47:14.250
‫هانیوا

47:15.750 --> 47:20.780
‫شما فقط خونوادم نیستین. بهترین آدم‌هایی
‫ هستین که تاحالا باهاشون آشنا شدم

47:21.760 --> 47:25.220
‫من خودم رو به خاطر همه‌چیز مقصر دونستم

47:25.880 --> 47:30.680
‫به‌خاطر الکنی،‌ به‌خاطر ایدو،
به‌خاطر همه‌ی مسائل پیشین

47:32.930 --> 47:36.140
‫و از دوستم رنجر که بعضی‌وقتا عاقل میشه یاد گرفتم

47:36.230 --> 47:40.660
‫که سرزنش کردن خودت فایده‌ای نداره

47:41.020 --> 47:44.600
‫باید به چیزایی که جلوتونه
توجه کنین، نه پشت سرتون

47:45.200 --> 47:47.960
‫- آره
‫- اگه تو بودی این کار رو می‌کردی؟

47:49.320 --> 47:52.320
‫اگه یه آدم عاقل‌تر بود، این کار رو می‌کرد

47:59.830 --> 48:03.150
‫بیاین عزیزای دلم. باید بریم

48:07.590 --> 48:08.840
‫مامان

48:08.930 --> 48:10.860
‫از این سمت

49:05.780 --> 49:08.070
‫بیا عزیزم. نه، نه

49:09.280 --> 49:11.660
‫- نباید وایسیم
‫- می‌خوام برم خونه

49:11.740 --> 49:14.410
‫نمی‌تونیم بریم خونه. باید ادامه بدیم

49:14.490 --> 49:17.450
‫- نه، نمی‌خوام
‫- بلا، خواهش می‌کنم

49:18.330 --> 49:22.920
‫ببخشید. اسمت بلاس؟

49:23.000 --> 49:25.340
‫- آره
‫- چه اسم قشنگی

49:26.840 --> 49:28.010
‫اسم من ماگراس

49:28.920 --> 49:29.930
‫بانوی من

49:31.050 --> 49:33.800
‫- می‌ترسی، بلا؟
‫- آره

49:33.890 --> 49:35.860
‫من هم می‌ترسم

49:36.680 --> 49:39.350
‫ولی من یه چیزی دارم که بهم کمک می‌کنه

49:43.400 --> 49:45.100
‫بهش دست بزن

49:45.900 --> 49:47.860
‫میله صداداره

49:48.440 --> 49:51.030
‫و خب یه میله صدادار معمولی نیست

49:51.030 --> 49:53.660
‫میله‌ی صدادار ملکه‌س

49:55.080 --> 49:56.680
‫گوش کن

50:01.160 --> 50:06.290
‫دنبال یکی می‌گشتم که بتونه
‫ برام نگهش داره و ازش مراقبت کنه

50:06.380 --> 50:09.020
‫- بنظرت می‌تونی این کار رو بکنی؟
‫- آره

50:09.020 --> 50:10.520
‫آفرین

50:12.010 --> 50:15.100
‫توی تونل دستت بگیر

50:15.680 --> 50:19.180
‫و اگه ترسیدی، بزنش به دیوار

50:20.390 --> 50:21.980
‫و به صداش گوش کن

50:22.730 --> 50:26.480
‫و یادت بیاد که مامور ملکه‌ای

50:26.900 --> 50:28.780
‫فهمیدی؟

50:29.900 --> 50:32.400
‫حالا هم برو، دخترخانم شجاع

50:37.160 --> 50:38.450
‫- ماگرا
‫- بله

50:39.080 --> 50:40.080
‫عشقم

50:43.710 --> 50:45.710
ملکه‌ی حقیقی تویی عزیزم

50:49.000 --> 50:52.670
‫برای مردمت. و برای من

50:58.930 --> 51:00.680
‫بیا

51:23.040 --> 51:26.580
‫با این سرعت، یه روز دیگه هم زیر زمین می‌مونیم

51:27.420 --> 51:30.600
‫باید با سرعت آروم‌ترین شهروندمون حرکت کنیم

51:30.920 --> 51:34.440
‫بابا واس،‌ می‌خوای تو جلوتر حرکت کنی؟

51:35.800 --> 51:36.800
‫بابا!

51:38.090 --> 51:39.100
‫بابا؟

51:40.310 --> 51:43.660
‫- کجاس؟
‫- همین حالا اینجا بود

51:44.730 --> 51:45.730
‫وایسین!

51:47.480 --> 51:48.480
‫هانیوا!

51:52.440 --> 51:53.880
‫بابا؟

51:54.440 --> 51:56.070
‫- کجاس؟
‫- بابا؟

51:57.070 --> 51:58.070
‫نمی‌دونم

51:59.620 --> 52:00.620
‫بابا!

52:00.700 --> 52:03.540
‫شاید برگشته تا به عقبی‌ها کمک کنه

52:03.620 --> 52:05.580
‫- چندتا مامور می‌فرستم پیداش کنن
‫- نه

52:06.830 --> 52:08.080
‫اونجا نیست

52:08.670 --> 52:10.590
‫یعنی چی؟ چی بهت گفته؟

52:10.670 --> 52:13.340
‫هیچی بهم نگفته، چون می‌دونسته
که جلوش رو می‌گیرم

52:14.130 --> 52:16.930
‫پدرتون رو بیشتر از خودم می‌شناسم،
خودتون هم همینطور

52:17.550 --> 52:18.970
‫برگشته

52:19.050 --> 52:21.760
‫- چی؟
‫- چرا همچین کاری کرده؟

52:21.850 --> 52:24.680
‫تنهایی که نمی‌تونه یه ارتش رو شکست بده

52:26.890 --> 52:29.000
‫رفته که خواهرم رو بکشه

53:15.280 --> 53:17.480
‫واقعاً زیادی می‌کِشی

53:18.610 --> 53:20.000
‫امکان نداره

53:25.830 --> 53:26.830
‫کجا داری میری؟

53:29.120 --> 53:32.320
‫می‌خوام اون ملکه‌ی شیطان رو
بزنم زمین و قلبش رو در بیارم

53:32.320 --> 53:34.210
‫چه فکر بدی

53:34.210 --> 53:35.420
‫میشه منم بیام؟

53:35.500 --> 53:37.060
‫حتماً

53:37.710 --> 53:40.020
‫مراقب‌ گرگ‌ها باش، بابا واس

53:40.550 --> 53:42.340
‫ما خودمون گرگیم

53:42.340 --> 53:44.220
‫خیلی‌خب

53:45.000 --> 53:59.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
