WEBVTT

00:01.000 --> 00:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:08.300 --> 00:10.010
می‌خوام افرادی توی کلیسا
و تک تک خونه‌هاشون

00:10.093 --> 00:12.262
مستقر بشن، واسه زمانی که برگشتن

00:12.346 --> 00:15.641
فکر نمی‌کنم جادوگریابان
به این زودی برگردن خونه

00:15.724 --> 00:17.518
باورهاشون رو غیرقانونی اعلام کردی

00:17.601 --> 00:20.979
.خب، باورهاشون توی کل پایا غیرقانونیه
کجا میرن؟

00:22.397 --> 00:23.398
به‌هرحال قلمروی بزرگیه

00:24.691 --> 00:29.404
،حدس من اینه که توی شهرهای دورافتاده‌ترن
،لبنین، آلتونا

00:29.488 --> 00:31.615
یه پناهگاه مهربون‌تر پیدا می‌کنن

00:32.198 --> 00:35.035
لُرد دیگو و تورانس پیغامی نفرستادن؟
می‌خوام پیداشون کنین

00:35.118 --> 00:36.703
پیداشون کردیم

00:36.787 --> 00:40.332
.شاید خبر جدید بهمون برسه
.شورا همین الآن هم دور هم جمع شدن

00:40.415 --> 00:42.292
خبری از خانواده‌ام نشد؟

00:42.376 --> 00:45.379
حتی اگه توی خانۀ روشنگری
،همه‌چیز عالی پیش می‌رفت

00:45.462 --> 00:46.797
بازم تا الآن برنمی‌گشتن

00:47.881 --> 00:49.550
از کی تا حالا چیزی عالی پیش میره؟

00:56.515 --> 00:58.642
گفتی همین الآنش هم شورا تشکیل شده؟

00:59.142 --> 01:00.143
بله

01:02.104 --> 01:03.397
پس چرا صداشون رو نمی‌شنوم؟

01:11.488 --> 01:12.739
بوی خون حس می‌کنم

01:40.350 --> 01:41.351
همه‌شون مُردن؟

01:43.020 --> 01:44.188
به گمونم

01:56.074 --> 01:57.576
لُرد دیگو

02:06.710 --> 02:07.920
جادوگریابان

02:08.503 --> 02:11.507
.خون‌شون هنوز گرمه
.بیاید بریم یه جای امن

03:35.534 --> 03:39.534
«دیـــدن»

03:39.558 --> 03:43.558
«فصل سوم»
«قسمت ششم: سرزمین‌های پست»

03:43.582 --> 03:47.582
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

03:51.064 --> 03:54.735
خیلی‌خب، جواب نمیده -
منظورت چیه؟ -

03:55.527 --> 03:57.613
نباید فقط قبل از تورمادا به پنسا برسیم

03:57.696 --> 04:00.157
باید اینقدر زود بریم اونجا
،تا وقت برای تشکیل یه ارتش داشته باشیم

04:00.240 --> 04:02.701
،استحکامات دفاعی رو تقویت کنیم
و یه نقشه بکشیم

04:02.784 --> 04:04.161
راه سریع‌تری بلدی؟

04:04.244 --> 04:06.246
خب، راستش، آره

04:08.332 --> 04:10.959
یه مسیر دیگه هست که
قاچاقچی‌ها بعضی‌وقتا ازش استفاده می‌کنن

04:11.752 --> 04:13.754
چرا الآن داری میگی؟

04:15.005 --> 04:16.507
چون خطرناکه، باشه؟

04:17.798 --> 04:20.344
.ولی یه روز جلو میفتیم
.شایدم دو روز

04:20.427 --> 04:25.015
می‌خوای از سرزمین‌های پست ببری‌شون؟
.آره، دیوونه شدی

04:25.516 --> 04:26.808
این سرزمین‌های پست دیگه چی‌ان؟

04:26.892 --> 04:32.773
.روی هیچ نقشه‌ای نیستن
.و این زمین‌ها مکارن

04:32.856 --> 04:35.192
منظورت چیه میگی «مکار»؟ -
بعضی از افرادمون رو اونجا از دست دادیم -

04:35.692 --> 04:37.194
از دست دادین؟ چطوری؟ -
نمی‌دونیم -

04:37.277 --> 04:39.071
پر از ارواحه -
اون نه -

04:39.571 --> 04:42.950
،خیلی‌خب، همچین راه ایده‌آلی نیست
ولی سریع‌ترین راهه

04:43.033 --> 04:45.327
.و ما هفت نفریم
.سه تامون قدرت بینایی داریم

04:45.410 --> 04:48.167
من دفعات زیادی با خیلی کمتر از اینا
از اونجا جون سالم به در بردم

04:49.456 --> 04:50.624
چندبار؟

04:55.879 --> 04:56.880
دوبار

04:59.675 --> 05:01.134
تو جلو برو

05:01.718 --> 05:06.056
آره، باشه. اونی که نقشه کشید رو مجازات کن

05:22.364 --> 05:25.033
چطور گذاشتیم این جادوگریابان
از موانع دفاعی‌مون رد بشن؟

05:25.117 --> 05:28.829
.زیاد نبودن
.سه یا چهار نفر هم کافی بودن

05:29.413 --> 05:31.498
اونا اکثراً شهروندای بی‌دفاع بودن

05:32.082 --> 05:33.333
تقصیر منه

05:33.707 --> 05:34.715
ماگرا

05:34.740 --> 05:37.171
،تو مشتم بودن
چند لحظه تا مرگ فاصله داشتن

05:37.254 --> 05:39.339
و گذاشتم برن

05:39.423 --> 05:40.566
بهشون رحم کردی

05:40.591 --> 05:43.385
رحمِ من باعث شد کل شورامون کشته بشه

05:51.143 --> 05:52.477
خواهرم درست می‌گفت

05:55.522 --> 05:59.401
جواب خشونت رو باید با خشونت داد

06:02.196 --> 06:04.615
این جادوگریابان رو پیدا می‌کنم

06:05.490 --> 06:08.327
اونا قاتلن، و بهاشو میدن

06:09.578 --> 06:14.374
.فقط میگم اینو بسپار به من
.دستات باید پاک بمونن

06:14.458 --> 06:15.876
دیگه واسه این چیزا دیر شده

06:56.708 --> 06:59.086
هی، هی! هی

07:00.879 --> 07:05.384
.خوش اومدین، جناب مشاور
به طور ویژه وقت گذاشتین اومدین

07:06.885 --> 07:10.722
بهم خبر دادن که تو کُل یک گردان رو
در مقابل یه مرد از دست دادی

07:11.390 --> 07:12.891
مردی که گفتی کشتیش

07:13.767 --> 07:17.229
بله، بله، بله. بابا واس

07:17.312 --> 07:19.456
تقصیر من بود، درسم رو گرفتم و غیره

07:19.481 --> 07:22.317
ولی چرا در مورد اشتباهات گذشته صحبت کنیم

07:22.342 --> 07:24.727
وقتی می‌تونیم در مورد این صحبت کنیم
که چندتا سرباز برام آوردی؟

07:24.752 --> 07:28.156
.به طرز رقت‌انگیری کم
باید حواسم رو جمع می‌کردم

07:28.699 --> 07:30.742
،تا وقتی وفاداریِ ژنرال‌ها رو به دست نیارم

07:30.826 --> 07:32.661
نمی‌تونم نقشم رو توی این مسائل فاش کنم

07:33.412 --> 07:34.663
برآورد منطقی‌ایه

07:34.746 --> 07:38.166
شاید. ولی یه هنگ کمتر شدیم

07:38.834 --> 07:40.544
هنوزم می‌تونیم پنسا رو بگیریم؟

07:41.628 --> 07:45.174
هنوزم قدرت بمب‌هام رو دست‌کم می‌گیری

07:47.384 --> 07:50.512
نگرانم سرباز کافی برای جایگذاری‌شون
داشته باشیم یا نه

07:50.596 --> 07:52.389
دیگه احتیاجی به سرباز نیست

07:52.890 --> 07:56.643
دستگاهی ساختیم که می‌تونه این بمب‌ها رو
از فاصلۀ خیلی زیاد فعال کنه

07:57.811 --> 08:01.481
این دستگاه رو تست هم کردی؟ -
بهم بر خورد -

08:03.567 --> 08:05.319
بچه‌های بینا چی؟

08:05.402 --> 08:07.446
چطور بدون اونا
می‌تونی به فعالیتت ادامه بدی؟

08:07.529 --> 08:10.574
.پیداشون می‌کنیم
به‌غیر اونا افراد بینای دیگه‌ای هم هستن

08:10.657 --> 08:13.243
در همین حین، اونقدر مهمات داریم که می‌تونیم

08:13.327 --> 08:16.079
کل قلمروی پایان رو با خاک یکسان کنیم

08:17.623 --> 08:21.668
خب پس، به گمونم بهتره برای پنسا رهسپار بشی

08:22.794 --> 08:23.837
نیروهای من مال تو

08:24.338 --> 08:26.757
به‌خاطرشون ممنونم -
فرمانده -

08:27.508 --> 08:28.884
!بهشون ملحق شین

08:28.967 --> 08:30.302
برمی‌گردین خونه؟

08:30.385 --> 08:34.097
آره. یه امپراطوری دارم که توی بحرانه
و باید مدیریتش کنم

08:34.597 --> 08:36.308
و تو هم یه قلمرو داری که فتحش کنی

08:40.395 --> 08:41.563
سفر بخیر

09:14.638 --> 09:20.602
،هارلن، بین تمام ایده‌های بد
این از همه بدتره

09:21.311 --> 09:24.731
آره. الآن دیگه نمیشه برگشت

09:27.276 --> 09:29.278
باید با خواهرت صحبت کنی

09:29.903 --> 09:31.280
اون بهم شلیک کرد

09:33.115 --> 09:38.453
کوفون، می‌دونی چرا مادرت نسبت به سیبیث
ملکۀ خیلی بهتریه؟

09:39.872 --> 09:42.040
نه. چون دیوونه نیست؟

09:44.042 --> 09:45.210
چون رحم و دلسوزی داره

09:46.420 --> 09:47.713
من هیچ‌وقت نمی‌تونم شاه باشم

09:47.796 --> 09:51.633
چون رحم و دلسوزیِ من از
غرایضم برای جنگیدن ضعیف‌ترن

09:52.676 --> 09:55.304
.شاید این باعث میشه جنگجوی خوبی باشم
.نمی‌دونم

09:55.387 --> 09:58.473
ولی چیزی که می‌دونم اینه که
تو پسرِ مادرتی

09:59.308 --> 10:02.728
از همون بچگی دلسوزی
و خِرَد اون رو با خودت داشتی

10:03.812 --> 10:07.399
،می‌دونم فکر می‌کنی با این ضعیف‌تر میشی
ولی قوی‌ترت می‌کنه

10:09.151 --> 10:12.029
.مثل مادرت
.تو شاه عالی‌ای میشی

10:15.240 --> 10:16.450
چی؟

10:16.533 --> 10:18.869
راجع‌به چی حرف می‌زنی؟
من قرار نیست شاه بشم

10:19.536 --> 10:20.913
مثل یه شاهزادۀ واقعی حرف می‌زنی

10:22.372 --> 10:24.791
خواهش می‌کنم، برو با خواهرت صحبت کن

10:27.461 --> 10:29.004
فایده‌ای نداره

10:29.087 --> 10:30.339
به این میگن روحیه، پسر

10:35.302 --> 10:36.303
هی

10:38.263 --> 10:40.265
شما دوتا رو تنها می‌ذارم -
ورن -

10:41.433 --> 10:44.144
بالأخره که باید صحبت کنیم -
مجبوریم؟ -

10:45.896 --> 10:49.358
.فقط من نبودم، می‌دونی
مامان و بابا هم می‌خواستن از بین بره

10:50.984 --> 10:53.987
دانشی که اونجا ذخیره شده بود
می‌تونست دنیا رو عوض کنه

10:54.071 --> 10:57.616
فکر می‌کنی خودم نمی‌دونم؟
هانیوا، داشتن بمب می‌ساختن

10:57.699 --> 11:00.702
اونا دارن بمب می‌سازن. نه ما

11:02.120 --> 11:03.288
ما متفاوت عمل می‌کردیم

11:04.831 --> 11:06.667
واسه برداشتن اون تفنگ که درنگ نکردی

11:09.086 --> 11:11.505
ببخشید. اشتباه کردم

11:11.588 --> 11:13.173
آره، اشتباه بزرگی بود

11:13.257 --> 11:16.552
.بیخیال، انگار خودت اشتباه نکردی
سیبیث رو میگم

11:21.557 --> 11:23.892
بابا، چی شده؟

11:24.935 --> 11:26.103
ما تنها نیستیم

11:26.728 --> 11:28.397
این جای کوفتی

11:41.326 --> 11:42.411
یکی رو دیدم

11:44.121 --> 11:45.330
یکی دیگه‌ام هست

11:47.958 --> 11:49.042
بیشترن

11:50.878 --> 11:52.087
حداقل ۶ نفرن

11:56.675 --> 11:59.344
از پس ۶ نفر بر میایم. نه؟

12:02.264 --> 12:03.265
!سلام

12:04.057 --> 12:06.018
.فقط داریم رد میشیم
.قصد صدمه زدن بهتون رو نداریم

12:08.228 --> 12:11.481
ولی... شدیداً مسلحیم

12:16.278 --> 12:17.362
اونا سگ دارن

12:19.364 --> 12:20.699
اونا سگ نیستن

12:23.952 --> 12:26.121
وای! لعنتی

12:35.971 --> 12:37.003
!گانتر

13:24.805 --> 13:26.139
!گوه توش! لعنتی! نه

13:33.063 --> 13:35.065
!لعنتی! لعنتی! کیر توش

13:36.859 --> 13:37.860
لعنتی

14:06.889 --> 14:09.433
کوفون. صدمه دیدی؟ -
نه -

14:10.976 --> 14:12.144
هانیوا کجاست؟

14:18.734 --> 14:20.694
!ولم کن لعنتی

14:20.777 --> 14:22.613
!هانیوا

14:48.847 --> 14:49.932
هانیوا

15:00.108 --> 15:01.485
!بابا

15:01.568 --> 15:03.737
اون کجاست؟ -
بردنش -

15:03.820 --> 15:04.821
بردنش

15:36.353 --> 15:37.563
هوی

15:39.523 --> 15:40.524
هوی

15:44.736 --> 15:46.864
چی شده؟ چرا وایستادیم؟

15:47.823 --> 15:49.867
یکی توی جاده‌ست، قربان

15:53.245 --> 15:54.079
صدای چی بود؟

16:02.880 --> 16:04.298
دست نگه‌دارین

16:05.966 --> 16:07.176
!دست نگه‌دارین

16:10.888 --> 16:13.015
تو کی هستی؟ چی می‌خوای؟

16:14.516 --> 16:16.101
دنبال تورمادا می‌گردم

16:17.895 --> 16:19.146
من تورمادا هستم

16:22.107 --> 16:23.317
من انجامش میدم

16:24.067 --> 16:25.235
ولم کن

16:36.580 --> 16:37.623
و شما کی باشین؟

16:39.374 --> 16:41.585
تورمادا، من سیبیث کین هستم

16:52.513 --> 16:56.934
علیاحضرت. باعث افتخاره

17:05.943 --> 17:07.528
شنیده بودم باهوشی

17:08.694 --> 17:13.367
خب، اون سلاح‌های شگفت‌انگیز که اینقدر
در موردشون شنیدم کجان؟

17:18.163 --> 17:19.414
اون استخون انسانه؟

17:21.375 --> 17:22.501
اینا چی‌ان؟

17:23.252 --> 17:25.212
وقتی بچه بودم داستان‌هایی
در مورد این شنیدم

17:25.796 --> 17:29.633
.یه قبیله‌ان که مثل حیوون‌ها زندگی می‌کنن
.هم‌نوعان خودشون رو شکار می‌کنن و می‌خورن

17:30.259 --> 17:33.637
.منم اون داستان‌ها رو شنیدم
گوشت‌خوارهای لعنتی

17:34.388 --> 17:36.974
آدم‌خوار. در موردشون خوندیم

17:38.058 --> 17:40.510
خیلی‌خب، حالا چیکار می‌کنیم؟
باید پیداشون کنیم

17:40.535 --> 17:42.813
.باید پخش بشیم
کل منطقه رو بگردیم

17:42.896 --> 17:45.524
.نه، خیلی طول می‌کشه
دیر میشه

17:46.108 --> 17:48.861
شایدم نشه. برای یه دلیلی زنده گرفتن‌شون

17:49.444 --> 17:50.696
سعی داری چی بگی؟

17:53.240 --> 17:56.159
زنده نگه‌شون میدارن
تا فاسد نشن

17:58.871 --> 18:02.958
،کوفون، می‌خوام برگردی پنسا
به مادرت بگی تورمادا داره میاد

18:03.041 --> 18:05.586
.نه. نه، نمیرم. هانیوا بهم نیاز داره

18:06.795 --> 18:08.463
همینطور مادر و پسرت

18:08.547 --> 18:10.716
همین الآن سوار اسب شو و برو پنسا
و بهش هشدار بده

18:10.799 --> 18:11.800
ورن، با من بیا

18:13.969 --> 18:15.137
برش می‌گردونیم

18:41.622 --> 18:44.124
رمند اسکلت -
کی هستی؟ -

18:46.585 --> 18:47.836
تاماکتی جون

18:49.963 --> 18:51.173
تاماکتی جون

18:51.924 --> 18:54.259
،شنیدم دوباره از مرگ برخواستی

18:56.136 --> 19:00.557
و به محض اینکه برگشتی
اون ارتشی که بهش خدمت می‌کردی رو منحل کردی

19:01.058 --> 19:02.893
من به ملکه خدمت می‌کنم

19:03.936 --> 19:07.147
و تو هم با کسایی هم‌دست شدی

19:07.898 --> 19:12.986
که به سلطنتش آسیب می‌زنن

19:15.447 --> 19:18.951
.من یه آهنگر ساده‌ام
با کسی هم‌دست نشدم

19:21.119 --> 19:22.120
...خب، پس

19:23.997 --> 19:25.582
الآن باید بشی

19:26.124 --> 19:27.292
ملکۀ من

19:32.172 --> 19:35.509
سلام. اسمت رمند بود؟

19:35.592 --> 19:36.844
علیاحضرت

19:37.928 --> 19:39.680
دنبال یه سری از جادوگریابان می‌گردم

19:40.305 --> 19:43.392
جادوگریابان منحل شدن، ملکۀ من

19:45.686 --> 19:47.646
مطمئنی می‌خوای همین مسیر رو پیش بری؟

19:49.022 --> 19:50.399
تاماکتی جون

20:04.329 --> 20:07.708
اونا کجان؟ -
!نمی‌دونم! نمی‌دونم -

20:14.423 --> 20:15.799
دستش رو بذار روی میز

20:17.926 --> 20:21.889
این یه شمشیر سوت‌زنـه

20:22.931 --> 20:24.516
شک دارم تا حالا از اینا ساخته باشی

20:25.434 --> 20:28.270
لازمه‌اش هنریـه که هر کسی نداره

20:29.453 --> 20:33.066
تیغه‌اش به قدری تلخیص شده
که از میزان دقت انسان‌ها فراتره

20:33.650 --> 20:38.822
این جادوگریابایی که دنبال‌شون هستیم
دوازده‌تا پایایی بی‌گناه رو سلاخی کردن

20:40.032 --> 20:42.826
،اگه پیدا نشن
به کُشتن ادامه میدن

20:44.494 --> 20:47.873
پس، لطفاً میشه بگی کجان؟

20:50.250 --> 20:51.251
نه

20:53.170 --> 20:54.338
متوجهم

20:59.009 --> 21:01.345
احتمالاً بدون اون انگشت
،بازم بتونی شمشیر بسازی

21:01.428 --> 21:03.472
ولی اگه شستت رو قطع کنم چی؟

21:04.056 --> 21:05.599
!نه، لعنتی

21:05.682 --> 21:07.726
نه! توی محوطۀ میسون هستن

21:07.809 --> 21:09.645
.یه خونه اونجاست
همه اونجان

21:13.440 --> 21:14.441
ممنون

21:19.363 --> 21:23.659
!ای مرتد عوضی
امیدوارم گلوت رو پاره کنن

21:23.742 --> 21:26.286
!تو و اون بچه‌های جادوگرِ حروم‌زاده‌ات

21:26.370 --> 21:27.871
کل دستش رو قطع کنین

21:48.016 --> 21:49.184
آره، از این طرف

21:52.479 --> 21:54.022
ایدو اینجوری ردیابی می‌کرد

21:57.192 --> 21:59.862
پدرم، تاجر برده بود

22:01.321 --> 22:02.906
اون بهمون یاد داد
اینجوری ردیابی کنیم

22:06.910 --> 22:10.080
‫کسایی که ترسیده‌ن، از خودشون
یه نشونه به جا می‌ذارن

22:10.490 --> 22:12.220
‫اشتباه می‌کنن

22:14.620 --> 22:19.210
‫اما اینا،‌ این موجودات...

22:24.090 --> 22:25.860
‫ترسی ندارن

22:27.180 --> 22:28.740
‫گمش کردی؟

22:29.760 --> 22:30.600
‫چیزی پیدا نشد؟

22:32.680 --> 22:34.700
‫از خودشون ردی به جا نمی‌ذارن

22:41.270 --> 22:42.270
‫شکارچی‌ان

22:44.780 --> 22:46.070
‫می‌ذاریم شکارمون کنن

22:49.740 --> 22:50.740
‫بیا

23:04.710 --> 23:08.800
‫تاماکتی جونم. می‌دونیم که اینجایی

23:11.090 --> 23:12.550
‫جادوگریاب ارشد

23:14.260 --> 23:16.350
‫به جمع‌مون برگشتی؟

23:17.270 --> 23:20.810
‫شایلو. حدس زده بودم

23:23.020 --> 23:24.900
‫اینجا خبری از مذاکره نیستش‌ها

23:24.980 --> 23:27.150
‫خودم هم قصد مذاکره نداشتم

23:29.450 --> 23:30.610
‫روی پشت‌بومن

23:34.080 --> 23:35.160
‫برگرد!

23:44.960 --> 23:47.630
‫ماگرا کین. کجایی؟

23:47.710 --> 23:48.800
‫همینجام

24:27.050 --> 24:28.170
‫ماگرا!

24:35.350 --> 24:36.680
‫بقیه کجان؟

24:37.220 --> 24:38.520
‫چی تو سرتونه؟

24:40.430 --> 24:44.860
‫فکر کردی به‌خاطر یه فاسدی مثل تو،
‫سوگندم به خدا رو زیر پام می‌ذارم؟

24:47.690 --> 24:49.570
‫اختیار اونا دست تو نیست

24:50.530 --> 24:52.910
‫الآن به یه ملکۀ دیگه‌ای خدمت می‌کنن

24:53.950 --> 24:56.870
‫کدوم ملکه؟ چی داری میگی؟

25:01.080 --> 25:02.710
‫نمی‌دونی؟

25:07.170 --> 25:12.090
‫سیبث و جادوگریابان خدای رعد و برق رو

25:12.170 --> 25:14.680
‫روی سر تو و بچه‌های پلیدت می‌ریزن

25:21.480 --> 25:26.150
‫واسه حکومتی می‌جنگی که دیگه از بین رفته

25:32.400 --> 25:36.570
‫بهتره من رو بکشی، ماگرا کین.
‫وگرنه تا آخر عمرت افسوس می‌خوری

25:36.660 --> 25:38.700
‫تو دیگه یه جادوگریابی که نمی‌تونه راه بره

25:38.700 --> 25:39.950
فرقی با مُرده‌ها نداری

25:41.160 --> 25:43.120
‫من رو بکش سلیطه!

25:50.590 --> 25:51.760
‫شایلو

25:53.970 --> 25:55.630
‫تاماکتی جون

25:58.260 --> 26:02.680
‫بذار با عزت بمیرم. کارم رو تموم کن

26:06.810 --> 26:09.740
‫مرگ بی‌خود عاید کسی نمیشه، شایلو

26:11.070 --> 26:13.040
‫مطمئن باش، من خبر دارم

26:15.400 --> 26:16.570
‫من رو بکش!

26:22.830 --> 26:24.580
‫من رو بکش!

26:31.090 --> 26:32.560
‫به هوش اومدی

26:35.090 --> 26:36.960
‫اینجا کجاس؟

26:38.010 --> 26:41.960
‫خب، اگه بخوام طبق بو بگم، تو خونه‌ایم

26:44.020 --> 26:45.230
‫بوی...

26:51.020 --> 26:52.270
‫وای،‌ نه

26:52.360 --> 26:53.900
‫چیه؟ چیه؟

26:55.940 --> 26:57.610
‫دارن آدم‌ها رو می‌خورن

26:58.610 --> 27:00.140
‫خدایا

27:00.910 --> 27:02.400
‫گانتر؟

27:04.450 --> 27:06.220
‫لعنتی

27:07.750 --> 27:09.540
‫باید از اینجا بریم

27:10.420 --> 27:11.710
‫آره

27:13.460 --> 27:16.060
‫اون موقع که خواب بودی، داشتم تلاش می‌کردم

27:16.420 --> 27:20.480
‫شاید حیوون باشن، ولی گره‌هاشون رو می‌شناسن

27:21.890 --> 27:24.100
‫خب، میان دنبال‌مون

27:25.520 --> 27:30.160
‫هانیوا، اگه تونسته بودن ردمون
رو بزنن، الآن اینجا بودن

27:31.020 --> 27:34.700
‫تازه فکر پنسا هم باید بکنن

27:35.280 --> 27:37.360
‫- چه فکری؟
‫- هنوز هم اولویت اصلی‌شونه

27:37.440 --> 27:40.300
‫باید برن خونه. به ماگرا هشدار بدن

27:42.660 --> 27:44.800
‫پدرم من رو تنها نمی‌ذاره

27:46.370 --> 27:49.420
‫حتی به‌خاطر یه حکومت؟

27:50.710 --> 27:53.440
‫آره. حتی به خاطر یه حکومت

27:56.460 --> 27:57.670
‫خب...

27:59.420 --> 28:02.510
‫فکر کنم یه کوچولو خیال‌مون
راحت بشه که بدونیم

28:02.590 --> 28:05.560
‫در هر صورت دخل‌مون اومده

28:17.730 --> 28:19.070
‫هی، هی، هی

28:22.200 --> 28:23.410
‫- هانیوا؟
‫- بله؟

28:24.370 --> 28:27.880
‫راستش ما هیچوقت با همدیگه
‫اونقدرا حرف نزده بودیم

28:29.040 --> 28:30.440
‫حالا رو برای این کار انتخاب کردی؟

28:30.440 --> 28:32.880
‫وای ببخشید، جایی کار داشتی؟

28:41.970 --> 28:44.930
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

28:49.640 --> 28:53.770
‫خیلی‌خب. پشتت یه شیشه شکسته هست،
‫تقریباً به‌اندازۀ یه دسته

28:53.850 --> 28:55.730
‫ولی باید تکون بخوری

28:56.650 --> 28:58.070
‫- آره
‫- کدوم وَری؟ کدوم وَری؟

28:58.150 --> 28:59.440
‫عقب‌تره. آره

29:00.360 --> 29:04.540
‫حالا که می‌بینم اندازه نصف
یه دسته. یکم اونورتر

29:05.990 --> 29:08.260
‫- نصف یه دست؟
‫- آره

29:09.160 --> 29:10.560
‫خیلی نزدیک شدی. داری می‌رسی

29:10.560 --> 29:12.370
‫- یکم اونورتر. اونورتر
‫- باشه

29:12.460 --> 29:14.920
‫دیگه نمی‌تونم عقب‌تر برم. گندش بزنن

29:14.920 --> 29:17.340
‫آره. آره، نزدیک شدی

29:17.420 --> 29:19.420
‫- آره،‌ نزدیکی
‫- باشه

29:20.260 --> 29:21.760
‫داره میاد. داره میاد

29:21.840 --> 29:24.590
‫- کجاس؟ کجاس؟
‫-ساکت باش

29:24.680 --> 29:26.600
‫به من نگو ساکت باشم. گفتم کجاس؟

29:26.680 --> 29:29.220
‫داره میاد. داره میاد

29:31.230 --> 29:32.430
‫نه، گرفتمش

29:32.520 --> 29:34.480
‫ای لعنت بهش

29:34.560 --> 29:37.610
‫- نه! نه!
‫- لعنتی

29:46.450 --> 29:48.410
‫لوشن، خودتی؟

29:48.490 --> 29:49.580
‫بله بانوی من

29:50.580 --> 29:52.860
‫دانشمند تریوانتی‌ رو پیدا کردیم

29:53.460 --> 29:54.840
‫بیارش اینجا

30:04.880 --> 30:07.220
‫صدای زنجیر میاد. چرا تو غل و زنجیره؟

30:07.850 --> 30:10.040
‫به‌خاطر امنیت‌ خودتون، اعلیحضرت

30:10.600 --> 30:13.360
‫با یه دوست و متحد که اینطوری برخورد نمی‌کنن

30:13.560 --> 30:15.060
‫بازش کنین

30:15.600 --> 30:17.840
‫- بانوی من
‫- همین حالا

30:22.110 --> 30:24.280
‫واقعاً معذرت می‌خوام، تورمادا

30:24.820 --> 30:28.030
‫به گمونم این دوتا ملت
‫خیلی وقته که کلاه‌شون تو همدیگه‌س،

30:28.030 --> 30:30.080
‫اونقدرا نمی‌تونی لوشن رو مقصر بدونی

30:30.530 --> 30:34.450
‫اگه جای شما بودم و یکی مثل خودم رو
‫دستگیر می‌کردم، همین کار رو انجام می‌دادم

30:34.450 --> 30:40.640
‫خب، تریوانتیز و پایا فقط چند قدم
‫تا صلح با همدیگه فاصله دارن،

30:41.130 --> 30:43.240
‫و تو هم برنامه‌ریزی یه حمله رو کردی

30:43.760 --> 30:47.880
‫پیمان با خواهرتون هم در این حد
‫باعث برقراری صلح نمیشد

30:49.220 --> 30:52.740
‫و فقط با چندتا دونه سرباز
می‌خوای وارد جنگ بشی

30:53.770 --> 30:55.430
‫من اینطوریم دیگه

30:55.430 --> 30:59.000
‫بله، شنیدم که چه آدمی هستی

30:59.900 --> 31:01.900
‫سلاح‌های جدید فوق‌العادت،

31:02.520 --> 31:06.240
‫مثل رعد و برقی که از آسمون
میاد، زمین رو نابود می‌کنه

31:06.450 --> 31:08.410
‫میشه گفت که برتری توقف‌ناپذیریه

31:08.410 --> 31:13.440
‫با این حال، از طرف همه تریوانتی‌ها
حرف نمی‌زنی، درسته؟

31:13.990 --> 31:17.860
‫فکر کنم مثل خودتون که از طرف
‫همۀ مردم پایا حرف نمی‌زنین

31:19.080 --> 31:21.920
‫تورمادا، به‌نظر من

31:21.920 --> 31:26.970
‫من و تو دوستای خیلی خوبی میشیم

31:26.970 --> 31:29.720
‫و چرا این افتخار نصیبم شده؟

31:30.260 --> 31:33.260
‫دشمن دشمن، دوست ماست

31:33.760 --> 31:35.520
‫شاید هم رقیب‌تونه

31:35.810 --> 31:39.790
‫موندم آخر این داستان چی میشه

31:41.400 --> 31:44.660
‫اگه حواست جمع باشه، شاید سرت رو از دست ندی

31:44.940 --> 31:47.180
‫مطمئنم که از دست نمیدم

31:47.400 --> 31:52.240
‫چون بدون سرم، بمب‌هام فقط یه مشت «گادبون» هستن
‫(گادبون یا استخوان الهی: ماده‌ای که برای ساخت اسلحه ازشون استفاده میشه)

31:52.240 --> 31:54.950
‫و به هیچ دردی نمی‌‌خورن

31:54.950 --> 32:00.020
‫و بدون بمب‌های من، هیچوقت نمی‌تونین
حکومت‌تون رو پس بگیرین

32:00.580 --> 32:02.500
‫و بدون ارتش من،

32:02.500 --> 32:08.600
‫تو هم در برابر پنسا و تریوانتز
به یه اندازه آسیب‌پذیری

32:09.510 --> 32:13.640
‫مبنای ایده‌آلی برای یه معامله‌اس

32:17.140 --> 32:23.060
‫تعریف کنین بانوی من، دنبال چی هستین؟

32:24.860 --> 32:27.070
‫دنبال اینم که حکومت پدرم رو پس بگیرم

32:27.360 --> 32:29.220
‫پس چرا وایسادین؟

32:29.610 --> 32:36.040
‫پشت پایا اصلاً یه دنیای دیگه‌ای
هست. من دنبال اینم

32:36.200 --> 32:41.520
‫می‌تونی ازش به‌عنوان یه پایگاه
‫برای ساخت سلاح‌های جدید

32:41.790 --> 32:45.020
‫و گسترش امپراتوریت تا هر اندازه‌ای
‫که دلت می‌خواد، استفاده کنی

32:45.340 --> 32:48.620
‫شبیه اون آدم‌هایی نیستین که
‫ دلشون می‌خواد شراکت داشته باشن

32:49.170 --> 32:51.780
‫با هر کسی که نه

32:53.220 --> 32:55.200
‫ولی با یه شوهر چرا

32:57.680 --> 32:59.700
‫با یه پادشاه

33:00.390 --> 33:02.560
‫- این رو خواستگاری درنظر بگیرم اعلی‌حضرت؟
‫- بانوی من

33:02.560 --> 33:04.770
‫- اگه هست، جوابم مثبته
‫- وایسین

33:04.770 --> 33:07.860
‫ساکت باش، لوشن. مگه
‫ نمی‌شنوی داریم به نتیجه می‌رسیم؟

33:07.860 --> 33:11.530
‫متحد شدن با یه تریوانتی شوخی‌بردار نیست

33:11.530 --> 33:13.800
‫نمیشه به این مرد اعتماد کرد

33:14.820 --> 33:16.520
‫شاید حق با تو باشه

33:18.700 --> 33:21.000
‫شمشیرت رو بده به من

33:21.710 --> 33:23.920
‫اعلی‌حضرت؟

33:45.810 --> 33:50.040
‫نظر تو چی تورمادا؟ می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

33:50.940 --> 33:56.520
‫خب، راستش رو بخواین این کار یه قماره

33:57.410 --> 33:59.990
‫ولی به‌نظر من شما کسی هستین که سال‌ها وقت

33:59.990 --> 34:03.000
برای شناختن مردم صرف کرده

34:05.620 --> 34:07.600
‫البته که کردم

34:34.530 --> 34:37.340
‫بابت خدماتت مچکرم

34:53.460 --> 34:55.380
‫تو تموم عمرم به تنهایی حکومت کردم

34:58.970 --> 35:00.140
‫خسته‌کنندس

35:03.020 --> 35:04.220
‫غریبانه‌س

35:07.190 --> 35:09.810
‫تا حالا با کسی نبودم که جرات این کار رو داشته باشه

35:12.690 --> 35:15.360
‫ولی انگار تو آمادۀ این مأموریتی

35:17.030 --> 35:22.120
‫بله بانوی من، هستم

38:17.960 --> 38:19.170
‫هارلن

38:21.670 --> 38:22.670
‫هارلن

38:32.270 --> 38:33.890
‫شاید این تنها فرصتت باشه

38:42.530 --> 38:43.690
‫تونستی

38:56.870 --> 38:58.040
‫هانیوا

38:59.880 --> 39:00.880
‫من اینجام

39:03.880 --> 39:04.970
‫هارلن

39:13.600 --> 39:14.890
‫هارلن!

41:59.720 --> 42:01.020
‫هانیوا

42:02.100 --> 42:03.270
‫من اینجام

42:05.850 --> 42:07.480
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

42:12.280 --> 42:13.280
‫برگشتی

42:14.030 --> 42:15.410
‫اصلاً نرفته بودم

42:16.530 --> 42:19.660
‫فقط دنبال یه چیز سنگین بودم
‫ که این حرومزاده رو باهاش بزنم

42:31.260 --> 42:34.260
‫خب دیگه. خیلی‌خب. باید بریم

42:36.890 --> 42:38.930
‫- پاپا
‫- هانیوا

42:41.770 --> 42:43.600
‫- صدمه دیدی؟
‫- نه

42:43.680 --> 42:45.480
‫- هانیوا
‫- هارلن کوش؟

42:46.100 --> 42:47.900
‫از صدات معلومه که نگرانم بودی، بو-بو

42:47.900 --> 42:49.520
‫- هارلن
‫- وای نه

42:49.610 --> 42:52.070
‫- لعنتی، خدایا
‫- کمک

42:52.860 --> 42:55.060
‫اونقدری که فکر می‌کردم سریع نبودم، مگه نه؟

42:56.740 --> 42:58.030
‫زخمش عمیقه

42:59.580 --> 43:04.480
‫چیزی نیست. می‌تونیم تا وقتی که می‌بریمش
‫پیش یه درمانگر،‌ جلوی خونریزیش رو بگیریم

43:05.120 --> 43:06.500
‫هانیوا...

43:09.000 --> 43:11.420
‫هنوز هم هم‌نوعانشون زنده‌ان،‌ مگه نه؟

43:12.000 --> 43:13.590
‫بیشترن و برمی‌گردن

43:13.670 --> 43:17.180
‫برای همین همه‌تون باید زودی از اینجا برین

43:17.260 --> 43:19.050
‫تنهات نمی‌ذاریم، هارلن

43:20.300 --> 43:22.930
‫فکر نکنم چاره‌ای داشته باشی

43:23.020 --> 43:24.100
‫نه

43:27.850 --> 43:30.860
‫چیزی نیست. چیزی نیست

43:32.190 --> 43:33.230
‫اشکالی نداره، جدی میگم

43:35.360 --> 43:39.950
‫گوش کن، خیلی وقت بود که
‫فقط هوای خودم رو داشتم

43:41.200 --> 43:43.160
این که هوای یکی دیگه‌ رو هم
داشته باشی خیلی خوبه

43:45.870 --> 43:47.750
‫- ممنون
‫- نه، من از تو ممنونم

43:47.830 --> 43:50.420
‫دیدی؟ خیلی خوبه. خیلی خوبه

43:53.380 --> 43:55.960
‫خب دیگه، گوش کن ببین چی میگم

43:57.590 --> 43:59.900
‫وقتی خواستی داستانش رو تعریف کنی

44:00.590 --> 44:02.840
‫باید بهم قول بدی

44:03.260 --> 44:06.520
‫که شدیداً شجاعتم موقع
مواجهه با مرگ رو بزرگ می‌کنی

44:07.640 --> 44:08.850
‫باشه؟

44:08.940 --> 44:11.190
‫باشه هارلن، خیلی شجاع بودی

44:11.270 --> 44:13.860
‫خوبه. خوب گفتی. دقیقاً همینطوری بگو

44:17.490 --> 44:18.570
‫وایسا، وایسا...

44:25.580 --> 44:27.750
‫این رو بده ماگرا، باشه؟

44:29.370 --> 44:30.580
‫و بهش بگو که...

44:34.250 --> 44:35.380
‫آره، بهش بگو...

44:36.920 --> 44:37.920
‫خودش...

44:45.140 --> 44:47.850
‫چیزی نیست. خودش می‌دونه

44:50.850 --> 44:52.560
‫خب دیگه، راه بیفتین

44:52.650 --> 44:54.610
‫اگه منتظر مرگم بمونین خیلی تلخ میشه

44:54.690 --> 44:57.360
‫- هارلن
‫- اشکالی نداره، هانیوا

44:59.070 --> 45:00.900
‫راه بیفت. باید برین

45:01.700 --> 45:02.700
‫لعنتی

45:05.080 --> 45:06.080
‫لعنتی

45:07.870 --> 45:09.040
‫گندش بزنن

45:16.590 --> 45:17.670
‫بابا واس

45:20.670 --> 45:21.680
‫بله،‌ هارلن

45:28.180 --> 45:30.060
‫لطفاً نذار شهرم رو تصرف کنن

45:59.670 --> 46:00.670
‫هی

46:40.960 --> 46:44.340
‫هیچوقت مجبور نشده بودم
که برای تاج خودم بجنگم

46:44.680 --> 46:48.600
‫تو یه خونواده سلطنتی به دنیا اومدم
‫ و به دستور خدا یه ملکه شدم

46:50.560 --> 46:55.600
‫تاج رو گذاشتم سرم ولی همیشه
حس می‌کردم که برام کوچیکه

46:58.020 --> 47:05.020
‫اما حالا، حالا که تاج توی شعله‌های
‫ سوزان جنگ ساخته میشه

47:05.570 --> 47:10.740
‫به‌وسیلۀ خونی که از دشمنانم ریخته شده،
‫ تبدیل به ملکۀ تازه متولد شده میشم

47:12.200 --> 47:14.410
‫بانوی من، شما روحیۀ شاعرانه‌ای دارین

47:15.790 --> 47:16.870
‫حاضریم؟

47:17.370 --> 47:18.380
‫بله

47:18.920 --> 47:21.460
‫خوبه. شروع می‌کنیم

47:22.000 --> 47:29.000
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

47:36.168 --> 47:43.168
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
