WEBVTT

00:07.024 --> 00:14.024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:15.976 --> 00:18.103
!گارد سلطنتی اعلیحضرت! باز کنید

00:35.370 --> 00:36.788
خبری ازش نیست؟

00:36.871 --> 00:40.125
از دست سگ‌ها،‌ بادبین‌ها
و بویاب‌‌ها در رفته

00:40.208 --> 00:43.003
یا تونسته از شهر فرار کنه
یا به‌خوبی مخفی شده

00:43.086 --> 00:44.087
دیگه کی می‌دونه؟

00:44.170 --> 00:46.756
،فقط گارد سلطنتی
ولی اونا سوگند رازداری خوردن

00:46.840 --> 00:49.384
که یعنی اشراف‌زاده‌ها به زودی می‌فهمن
اگه تا الآن نفهمیده باشن

00:49.467 --> 00:51.636
،وقتی اشراف‌زاده‌ها بفهمن
زیردست‌هاشون هم می‌فهمن

00:51.720 --> 00:52.804
خبرش پخش میشه

00:55.056 --> 00:59.102
،اگه تروور از این قضیه با خبر بشه
دیگه نمیشه جلوی جنگ رو گرفت

00:59.185 --> 01:01.938
باید قبل از اینکه خبرش به دربار
برسه از شهر بیرونش کنیم

01:02.022 --> 01:03.732
بهش قول دادیم امروز سیبیث رو بهش بدیم

01:04.690 --> 01:06.484
اصلاً چطور به اینجا کشید؟

01:06.568 --> 01:08.361
یه پیمان‌نامۀ صلح بین دو ملت

01:08.445 --> 01:11.072
که به خاطر انتقام گرفتنِ یه زن ترسناک
وضعیتش نامشخصـه

01:14.451 --> 01:19.539
تاماکتی، این سلاح‌های خدای رعد و برق
،که بابا در موردشون صحبت می‌کنه

01:19.623 --> 01:21.041
نظرت چیه؟

01:21.833 --> 01:23.460
نمی‌دونم در موردش چه نظری دارم

01:24.419 --> 01:28.340
،بابا واس جنگجوی بزرگیـه
ولی کلی اتفاقات رو پشت سر گذاشته

01:29.174 --> 01:30.467
شاید گیج شده

01:31.218 --> 01:33.136
مهم نیست. یکی بهش حمله کرده

01:34.387 --> 01:36.264
اصرار می‌کنم که بره خونه تا مطمئن بشم

01:36.348 --> 01:39.351
،که این حمله، که این اسلحه‌ها
از سمت تریوانتیز نبودن

01:39.434 --> 01:41.811
.ماگرا، تروور احمق نیست
می‌فهمه اینا همش بهانه‌ست

01:41.895 --> 01:45.398
باید بهانه بیاریم
!تا خواهر لعنتیم رو پیدا کنیم

01:46.816 --> 01:50.779
مگر اینکه بتونی قانعش کنی
به جای اون یه چیز دیگه قبول کنه

01:52.280 --> 01:54.991
نه، ظاهراً کاملاً مصمم هستن که اونو می‌خوان

01:56.117 --> 01:57.118
خب پس چی؟

01:59.204 --> 02:02.082
سفیر هنوز به خاطر
حملۀ بابا واس خیلی عصبانیه

02:02.791 --> 02:05.168
،صبر می‌کنیم خشمش فروکش کنه
بعدش بهش نزدیک میشم و پیشنهاد میدم

02:05.669 --> 02:06.753
چی میگی؟

02:07.587 --> 02:09.463
نمی‌دونم

02:09.548 --> 02:12.259
ولی گمونم همه‌مون قبول داریم
که بهتره یه چیز هوشمندانه باشه

02:16.054 --> 02:19.849
می‌خوای سرنوشت همه‌مون رو
به دستای یه احمق بسپاری؟

02:21.142 --> 02:23.895
،لُرد هارلن خیلی چیزا هست
ولی احمق نیست

02:25.397 --> 02:27.524
،اگه به خاطر نفوذش پیش تروور نبود

02:27.607 --> 02:29.401
چند ماه گذشته روی توی جنگ می‌بودیم

02:34.656 --> 02:36.491
حتماً کیر خیلی خفنی داره

02:37.325 --> 02:38.868
خب، من از کجا بدونم

03:50.899 --> 03:54.836
«دیـــدن»

03:54.860 --> 03:57.860
«فصل سوم»
«قسمت سوم: این سرزمین، سرزمین توئـه»

03:57.884 --> 04:02.178
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

04:02.202 --> 04:03.912
باید اونجا می‌بودم

04:06.081 --> 04:08.208
تو هم نمی‌تونستی پاریس رو نجات بدی

04:10.252 --> 04:13.630
اجازه نمی‌دادم از اون زن اهریمنی مراقبت کنه

04:15.465 --> 04:19.261
،اون از بچه مراقبت می‌کرد
نه سیبیث

04:21.971 --> 04:24.099
می‌دونم به خاطر پاریس ناراحتی

04:25.600 --> 04:27.519
ما همه وقت داشتیم تا براش سوگواری کنیم

04:34.526 --> 04:36.111
فقط پاریس نیست

04:38.154 --> 04:39.239
منظورت چیه؟

04:42.951 --> 04:44.202
اونا بو لاین رو هم کُشتن

04:46.621 --> 04:47.831
بو لاین؟

04:47.914 --> 04:49.332
خدای رعد و برق

04:50.500 --> 04:53.044
حتی فرصت مرگ در حال مبارزه هم نداشت

04:54.379 --> 04:55.964
بدون هیچ مبارزه‌ای، فقط مرگ

04:56.047 --> 04:57.090
با تو بود؟

05:00.760 --> 05:01.803
آره

05:08.351 --> 05:09.477
متأسفم

05:10.645 --> 05:11.646
منم همینطور

05:20.739 --> 05:21.740
ماما؟

05:23.909 --> 05:25.702
گمون کنم اومدی اینجا آزادش کنی

05:26.244 --> 05:27.913
یه دقیقه تنهامون بذار صحبت کنیم

05:27.996 --> 05:30.290
من اینجا رو فقط با پدرم ترک می‌کنم -
هانیوا، الآن نه -

05:30.373 --> 05:33.919
،خواهرت پاریس رو کُشت
و تو اونو توی اتاق خوابش نگه‌داشتی

05:34.002 --> 05:35.295
!بابا رو توی سیاه‌چال نگه‌می‌داری

05:35.378 --> 05:38.048
اگه آزادش کن دوباره میره سراغ سفیر

05:38.131 --> 05:39.424
نه، نمیره

05:39.507 --> 05:41.426
چرا میرم -
!بابا -

05:41.509 --> 05:43.678
هانیوا، لطفاً تنهامون بذار

05:50.685 --> 05:51.978
چیزی نیست عزیزم

06:04.449 --> 06:05.450
نو کجاست؟

06:06.910 --> 06:07.994
نو؟

06:08.078 --> 06:09.079
سگـه

06:10.455 --> 06:11.539
سگـه؟

06:12.958 --> 06:16.711
،اون جاش از تو بهتره
تازه احتمالاً غذای بهتری هم می‌خوره

06:17.295 --> 06:18.296
خوبه

06:22.092 --> 06:23.093
و سیبیث؟

06:24.344 --> 06:25.845
هنوز اثری ازش نیست

06:28.640 --> 06:31.643
نمی‌فهمم چرا زنده نگهش داشتی

06:32.269 --> 06:34.229
برای تو کُشتن برادرت اینقدر ساده بود؟

06:38.900 --> 06:39.901
ببخشید

06:41.278 --> 06:42.988
متأسفم، درست میگی

06:44.489 --> 06:47.450
اشتباه کردم. باید می‌کُشتمش

06:50.161 --> 06:52.414
این اشتباه رو با تریوانتی‌ها تکرار نکن

06:55.166 --> 06:59.212
کلی وقت صرف مذاکره برای صلح با اونا کردم

06:59.296 --> 07:01.006
نمی‌تونم همه‌ش رو بریزم دور

07:01.089 --> 07:04.467
چون جناب‌عالی بدون هیچ مدرک سفت و محکمی
به یه نتیجه‌گیری رسیدی

07:04.551 --> 07:06.678
،اونا با اون سلاح‌هاشون میان اینجا

07:06.761 --> 07:08.555
!و قلمروی تو رو با خاک یکسان می‌کنن

07:08.638 --> 07:11.641
شک ندارم که با همچین سلاح‌هایی
بهت حمله شده

07:11.725 --> 07:14.436
بازم مثل یه حیوون منو به زنجیر کشیدی -
خودت مجبورم کردی -

07:17.397 --> 07:19.190
فکر کردی دوست دارم اینجا باشی؟

07:23.111 --> 07:26.781
،فصل‌ها با خودم فکر می‌کردم که تو کجایی

07:26.865 --> 07:28.533
رؤیای برگشتنت رو می‌دیدم

07:28.617 --> 07:31.077
و حالا مجبورم که زندانی‌ت کنم؟

07:32.829 --> 07:39.377
فقط می‌خوام تا وقتی سیبیث رو دستگیر می‌کنیم
اوضاع رو تحت کنترل نگه دارم

07:39.461 --> 07:42.255
یا تمام احتمالِ صلح کردن از بین میره

07:44.507 --> 07:49.846
ولی نمی‌تونم اوضاع رو تحت کنترل بگیرم
اگه تو اینقدر مصممی که همه‌چیز رو خراب کنی

07:52.974 --> 07:57.145
،فقط می‌خوام که بهم اعتماد کنی
برای یه مدت کوتاه

07:58.939 --> 08:00.065
می‌تونی؟

08:05.528 --> 08:06.529
بله

08:08.114 --> 08:11.576
خوبه. چون یه کار دیگه هست
که ازت می‌خوام انجام بدی

08:12.452 --> 08:13.453
چی؟

08:14.537 --> 08:15.789
با کوفون صحبت کن

08:19.292 --> 08:20.377
کوفون؟

08:21.253 --> 08:23.255
الآن بیشتر از هر وقتی به پدرش نیاز داره

08:30.595 --> 08:31.972
کلید داری؟

08:32.889 --> 08:33.890
نه

08:35.600 --> 08:38.979
پس برو کنار، لطفاً

08:52.867 --> 08:54.286
شرمنده درِ سیاه‌چالت رو شکوندم

08:57.289 --> 08:59.374
اینم یه‌چیز دیگه که باید درست کنم

09:04.754 --> 09:07.382
،پایا زمانی قلمروِ بزرگ و مقدسی بود

09:08.550 --> 09:10.594
جایی که حتی صحبت از دیدن گناه بود

09:13.847 --> 09:16.808
ولی حالا قلمروِ مقدس ما فاسد شده

09:17.601 --> 09:19.895
توسط همون سلطنتی که اونو ساخته

09:23.106 --> 09:25.901
اونا خودشون رو توی
اولویت بالاتر از مردم گذاشتن

09:25.984 --> 09:30.322
و با این کار از حق طبیعی خودشون گذشتن

09:36.494 --> 09:42.792
من به ولف کین خدمت کردم، یه پادشاه بزرگ
که قطعاً الآن داره توی گور می‌لرزه

09:43.919 --> 09:48.548
،دخترانش بهش خیانت کردن
و به ما هم خیانت کردن

09:49.633 --> 09:53.178
و چون اینجا نیست
،که اشتباهات دخترانش رو درست کنه

09:53.261 --> 09:54.763
ما براش این کارو انجام میدیم

09:57.599 --> 10:02.854
وقتِ اون رسیده که ما برخیزیم
به عنوان یه ملت، به عنوان مؤمنان واقعی

10:03.563 --> 10:05.607
و پنسا رو از این جادوگر‌ها پاک کنیم

10:07.359 --> 10:08.443
ممنون

10:09.694 --> 10:11.613
باید بچه‌های حروم‌زادۀ ماگرا و سیبیث کین رو

10:11.696 --> 10:13.990
!از روی کرۀ زمین محو کنیم

11:34.988 --> 11:35.989
پیس پیس

11:41.161 --> 11:43.079
!جادوگر عوضی -
!گرفتمش -

11:43.163 --> 11:44.331
ثابت نگهش دار

11:50.503 --> 11:51.963
!کوفون

11:56.426 --> 11:57.844
!دیگه بسه

12:00.972 --> 12:01.973
!کوفون

12:03.558 --> 12:04.559
بابا؟

12:05.602 --> 12:07.896
کوفون. زخمی شدی؟

12:07.979 --> 12:11.399
نه. یه زخم سطحیه. من خوبم

12:11.483 --> 12:13.068
بذار حسش کنم -
!نه، گفتم که خوبم

12:14.856 --> 12:15.940
چرا اینجایی؟

12:19.032 --> 12:20.825
شنیدم اینجا می‌تونم پیدات کنم

12:21.826 --> 12:24.037
نه، اصلا چرا اینجایی؟

12:28.833 --> 12:29.834
باید صحبت کنیم

12:31.044 --> 12:32.879
مادرت تمام اتفاقات رو برام تعریف کرده

12:35.966 --> 12:37.300
پس لازم نیست صحبت کنیم

12:40.720 --> 12:43.431
کوفون! گوش کن. لطفاً

12:44.224 --> 12:46.977
بابا واس! تو یه سگ داری

12:51.606 --> 12:52.607
گمشو

12:54.359 --> 12:57.612
کوفون؟

12:58.321 --> 13:00.782
آره مامان، من اینجام. حالم خوبه

13:03.368 --> 13:05.287
باید بهم می‌گفتی اون برگشه

13:06.246 --> 13:08.665
چند نفر بودن؟ -
چهارتاشون رو دستگیر کردیم -

13:08.748 --> 13:09.833
گفتم که خوبم

13:11.835 --> 13:14.713
،اگه اون چاقو یکم بیشتر فرو میرفت
الآن مرده بود

13:16.339 --> 13:20.468
این اتفاق؟ اونم بعد از اینک هانیوا رو گرفتن
و نزدیک بود توی خیابون بسوزوننش؟

13:21.469 --> 13:23.263
جادوگریاب‌ها شجاع‌تر از قبل شدن

13:23.346 --> 13:25.432
،اگه جادوگریاب‌ها بهش حمله کرده بودن

13:25.515 --> 13:26.766
پسره زنده نمی‌موند

13:26.850 --> 13:29.227
مخالفم -
هنوزم تقصیر خودشونـه -

13:29.311 --> 13:33.440
شورش‌شون به بقیۀ مردم جرئت این رو داده
که علیه بچه‌های من اقدام کنن

13:33.523 --> 13:36.693
می‌خوام تک تک‌شون دستگیر بشن -
که تهش چی بشه؟ -

13:38.028 --> 13:40.572
می‌خوام اون‌ها رو برای خیانت دار بزنم

13:43.533 --> 13:44.743
ما رو تنها بذارید

13:46.202 --> 13:47.203
!همین الآن

13:49.998 --> 13:52.334
برین

14:01.176 --> 14:04.804
.عصبانی‌ای. متوجهم
خانواده‌ت مورد تهدید قرار گرفتن

14:04.888 --> 14:07.557
ولی نمی‌تونی راه بیفتی همینجوری
شهروندان رو اعدام کنی

14:07.641 --> 14:08.725
بدون طی کردن روند قانونی

14:08.808 --> 14:11.019
،مثل یه مادر فکر نکن
،مثل یک ملکه فکر کن

14:11.102 --> 14:12.103
ملکه‌ای که هستی

14:12.187 --> 14:14.898
یه ملکی بعضی‌ها باید کارهای ناخوشایندی
برای منفعت قلمروش انجام بده

14:14.981 --> 14:16.066
شبیه خواهرت شدی

14:16.149 --> 14:21.112
خب، شاید حق با اون بود! هیچکس جرئت نداشت
ازش سرپیچی کنه، اونجوری که از من می‌کنن

14:22.072 --> 14:26.618
من 20 سال به عنوان شمشیر
بی قید و شرط سیبیث خدمت کردم

14:26.701 --> 14:27.994
دوباره این کار رو نمی‌کنم

14:29.120 --> 14:33.458
،اگه همچین فرمانی بهم بدی
پُستم رو رها می‌کنم

14:37.796 --> 14:39.506
پس بهت همچین فرمانی نمیدم

14:40.840 --> 14:41.967
!کاپیتان گاسِت

14:42.050 --> 14:43.051
ملکۀ من

14:43.718 --> 14:46.721
افرادت رو ببر و تک تک‌شون رو برام بیار

14:46.805 --> 14:50.725
توی قلمرو خودم به خاطر جون بچه‌هام نمی‌ترسم

14:51.476 --> 14:52.477
بله، ملکۀ من

15:15.667 --> 15:19.880
هدف از انتظار برای بازگشت سفیر تروور چیه؟

15:20.505 --> 15:23.341
تأخیرش واضحاً نشون میده که پنسا

15:23.842 --> 15:27.387
هیچگونه قصدی مبنی بر احترام گذاشتن به شرایط
آتش بسِ ما نداره

15:27.470 --> 15:29.890
تروور یه سیاستمدارِ با تجربه‌ست

15:29.973 --> 15:33.059
اگه مقاومت کنن، خودش باهاشون مذاکره می‌کنه
تا شرایط ما رو بپذیرن

15:33.143 --> 15:37.981
شرایط ما برای پایایی‌ها
منفعت بیشتری داره تا خودمون

15:38.064 --> 15:42.277
بعد از واقعۀ گرین‌هیل گپ
زیادی اعتماد به نفس پیدا کردن

15:42.903 --> 15:46.364
تریوانتیز با اختلاف قدرت نظامی برتره

15:46.448 --> 15:50.535
،فقط باید کاری کنیم طعم شکست رو بچشن

15:50.619 --> 15:53.371
و شرایط به‌طور چشمگیری عوض میشن

15:53.455 --> 15:55.832
،ژنرال واس هم همین نظر رو داشت

15:55.916 --> 15:58.627
که در وهلۀ اول باعث ایجاد
واقعۀ گرین‌هیل گپ شد

15:58.710 --> 16:04.090
،ایدو نیروهای پایایی رو دست کم گرفت
ولی به این معنی نیست که اشتباه می‌کرده

16:05.425 --> 16:07.886
،ما قبیلۀ گنایت رو شکست دادیم
،الآن در بالاترین قدرت‌مون هستیم

16:07.969 --> 16:10.555
و باید با همین جایگاه مذاکره کنیم

16:10.639 --> 16:12.307
نظر بانک چیه؟

16:14.559 --> 16:18.271
من رو چه به اینکه بخوام
راه حل‌های نظامی بدم

16:18.355 --> 16:22.317
ولی درحال حاضر، خیلی چیزا هست که نمی‌دونیم

16:22.943 --> 16:26.238
تروور یا با ملکه برمی‌گرده یا نه

16:26.321 --> 16:28.281
در هر صورت، اون موقع می‌فهمیم چیکار کنیم

16:28.365 --> 16:31.618
و تا اون موقع، اونا برای ما آماده میشن

16:31.701 --> 16:35.372
که نباید مهم باشه چون طبق گفتۀ خودت
ما الآن در بالاترین قدرت‌مون هستیم

16:36.331 --> 16:37.457
من میگم صبر کنیم

16:39.917 --> 16:41.335
مردم با بانک موافقن

16:44.464 --> 16:47.717
ارتش نظر اکثریت رو می‌پذیره

16:51.263 --> 16:54.641
تصمیم گرفتم که تو و کوفون نباید
در حال حاضر قصر رو ترک کنید

16:54.724 --> 16:55.892
خیلی خطرناکه

16:56.851 --> 16:57.852
باشه

16:59.604 --> 17:00.897
باشه یعنی داخل قلعه می‌مونی؟

17:01.773 --> 17:02.774
نه

17:02.857 --> 17:05.485
هانیوا، اون بیرون امن نیست

17:05.569 --> 17:06.652
هیچ‌وقت نبوده

17:06.736 --> 17:08.237
!آخ! شارلوت

17:09.948 --> 17:11.241
کسی توی اتاقتـه؟

17:12.659 --> 17:13.660
نه

17:14.369 --> 17:17.247
اشتباه می‌کنی. عقب وایستا

17:29.426 --> 17:30.427
!بس کن

17:32.053 --> 17:33.263
ورن‌ـه

17:42.522 --> 17:44.232
فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت

17:45.233 --> 17:46.234
می‌دونم

17:53.325 --> 17:58.038
خب، به گمونم دیگه باید برم، نه؟

18:00.123 --> 18:01.124
آره، میرم

18:16.431 --> 18:19.893
چه اتفاقی برات افتاد؟ چرا اینجایی؟

18:21.519 --> 18:22.562
باید صحبت کنیم

18:24.439 --> 18:25.440
باشه

18:28.360 --> 18:32.906
چیزی نیست. همه‌چیز مرتبـه

18:32.989 --> 18:35.909
هی اینو گوش کن، آره

18:37.661 --> 18:40.872
هی، همه‌چیز مرتبـه

18:40.956 --> 18:43.750
هی، چیزی نیست

18:43.833 --> 18:46.211
آره، چیزی نیست

18:48.421 --> 18:49.422
چیـه؟

18:51.132 --> 18:55.053
.صدای گریۀ بچه رو شنیدم
.گفتم شاید یکم کمک بخوای

18:55.804 --> 18:57.639
صرفاً سعی دارم آرومش کنم

18:58.974 --> 19:00.350
انگار داری شکنجه‌ش میدی

19:01.226 --> 19:03.103
قبلاً هم از این کارا کردم، محض اطلاع

19:03.186 --> 19:04.187
آره

19:04.938 --> 19:07.941
ولی هنوزم ناله کردنشون تموم نشده

19:12.153 --> 19:14.990
بیا. بدش من

19:18.743 --> 19:22.831
سلام، ولفی. سلام

19:23.748 --> 19:27.502
من شارلوتم. سلام، عزیزم

19:29.254 --> 19:33.884
.نمی‌دونم چی اذیتش می‌کنه
.انگار می‌دونه من مادرش نیستم

19:33.967 --> 19:39.055
نه. اون فقط می‌دونه یه سری باد
توی معده‌ش هست که نمی‌تونه خارج کنه

19:41.349 --> 19:43.018
آفرین

19:46.021 --> 19:47.188
بگوز بره، مرد کوچک

19:47.689 --> 19:48.732
باهاش خوبی

19:49.774 --> 19:51.443
تا وقتی حرف نمی‌زنن دوستشون دارم

19:52.193 --> 19:53.265
می‌خوای خودت بغلش کنی؟

19:53.290 --> 19:54.333
نه

19:55.614 --> 19:59.534
لطفاً، اون با تو خوشحاله. بمون

20:00.577 --> 20:01.578
باشه

20:05.123 --> 20:06.124
سلام

20:08.877 --> 20:10.670
تو خودت بچه داری؟

20:11.379 --> 20:12.380
،اگه داشتم

20:12.464 --> 20:15.800
راه نمی‌افتادم توی قصر بچه‌های تو رو
از دردسر دور نگه‌دارم

20:18.553 --> 20:20.680
همیشه فکر می‌کردم دلم می‌خواد
یه دختر داشته باشم

20:23.600 --> 20:25.544
احتمالاً اسمش رو از رویِ اسمِ یه گُل بذارم

20:27.229 --> 20:30.732
لیلی. رُز

20:35.362 --> 20:39.532
...ولی این زندگی. کامپس

20:41.868 --> 20:43.370
تنها جاییه که توی زندگیم شناختم

20:45.830 --> 20:47.707
تنها چیزیه که دارم تا به یه بچه پیشکش کنم

20:50.043 --> 20:54.798
اگه قرار باشه دردسر آوردن یه نفر دیگه
...به این دنیا رو به جون بخرم

20:57.467 --> 21:02.013
می‌خوام چیزای بیشتری
برای ارائه بهشون داشته باشم

21:02.639 --> 21:05.123
فکر می‌کنم تو بیشتر از اون چیزی
که فکر می‌کنی برای ارائه داری

21:18.780 --> 21:22.576
شارلوت، نمی‌دونم تاحالا به خاطر محافظت
از بچه‌هام

21:22.659 --> 21:24.327
ازت تشکر کردم یا نه

21:24.828 --> 21:27.038
من می‌دونم. نکردی

21:28.331 --> 21:31.710
خب، لطفاً بدون که من خیلی سپاسگزارم

21:34.546 --> 21:38.300
نیازی نیست. مأموریت مقدس منـه

21:41.928 --> 21:43.889
ماما -
چیه؟ چی شده؟ -

21:43.972 --> 21:46.266
می‌خوام که باهام بیای. همین الآن

21:47.851 --> 21:49.185
مشکلی نیست. تو برو

22:14.252 --> 22:15.879
پس سلاح‌ها واقعی‌ان

22:16.463 --> 22:17.923
بابا، حق با تو بود

22:18.590 --> 22:20.508
از یه طرف، مثلث در طلب صلحـه

22:20.592 --> 22:22.969
از یه طرف نقشۀ نابودیِ ما رو می‌کشه

22:23.678 --> 22:25.263
نه، این درست نیست

22:25.347 --> 22:27.474
خب، کاملاً درست نیست

22:28.058 --> 22:29.851
این کار مثلث نیست

22:29.935 --> 22:32.646
کارِ یه دانشمندِ نظامیِ سرکش
به اسم «تورمادا»ست

22:33.563 --> 22:34.564
تورمادا؟

22:35.982 --> 22:37.025
می‌شناسیش؟

22:38.401 --> 22:42.322
.اون یه مرد بدون روحـه
.حاضره هزاران نفر رو بکشه

22:46.618 --> 22:48.453
...صداش رو نشناختم

22:50.455 --> 22:52.249
ولی اون بود که بو لاین رو کُشت

22:54.167 --> 22:57.671
اگه این سلاح‌ها همینقدر که میگی قوی هستن
چطور باهاشون بجنگیم؟

22:57.754 --> 23:01.675
بمب‌ها. باید قبل اینکه بتونن
ازشون استفاده کنن، نابودشون کنیم

23:01.758 --> 23:04.052
باید برگردیم به خانۀ روشنگری

23:05.470 --> 23:08.181
پس جرلامارل داره
برای تریوانتی‌ها سلاح می‌سازه

23:09.057 --> 23:10.308
جرلامارل مرده

23:10.809 --> 23:11.810
چی؟

23:12.727 --> 23:15.355
ایدو کُشتش، و بعد بچه‌هاش رو مجبور کرد

23:15.438 --> 23:18.108
که اون بمب‌ها رو تحت نظارت
تورمادا بسازن

23:21.611 --> 23:22.612
مامان

23:25.490 --> 23:26.783
ما باید بریم

23:27.325 --> 23:31.413
.می‌تونیم بمب‌ها رو نابود کنیم
.خواهرها و برادرهامون رو نجات بدیم

23:31.997 --> 23:34.291
منظورت هموناست که تو رو تحویل ایدو دادن؟

23:34.958 --> 23:38.503
،اولومان مجبور شد که این کار رو بکنه
و بمب‌ها رو بسازه

23:39.004 --> 23:41.131
اون مُرد تا من بتونم فرار کنم
و بیا بهتون هشدار بدم

23:41.214 --> 23:44.259
این یارو تورمادا، صرفاً بیشتر میسازه

23:44.342 --> 23:45.802
بدون بچه‌ها نمی‌تونه

23:45.886 --> 23:48.471
لازمۀ انجام فرایند پالایش زغال‌سنگ، دیدنـه

23:48.555 --> 23:50.557
اون برای ساخت سلاح‌ها بهشون احتیاج داره

23:50.640 --> 23:52.559
و واست عجیبه که چرا از ما می‌ترسن

23:53.268 --> 23:55.312
گفتی سلاح‌ها رو با زغال‌سنگ می‌سازن؟

23:56.146 --> 23:57.147
آره

23:58.607 --> 24:01.109
میگم تاماکتی‌جون یه گردان ببره
و خانۀ روشنگری رو بگیره

24:02.277 --> 24:05.113
خیلی قبل‌تر از اینکه به اونجا برسن
صدای پاشون رو می‌شنون

24:06.698 --> 24:08.700
من با هانیوا و کوفون میرم

24:08.783 --> 24:10.994
اونا خانۀ روشنگری و منطقۀ اونجا رو می‌شناسن

24:11.578 --> 24:13.496
،و بچه‌های جرلامارل رو آزاد می‌کنیم

24:13.580 --> 24:15.582
و اونا بهمون میگن چطور
این سلاح‌ها رو نابود کنیم

24:15.665 --> 24:18.501
می‌خوای بچه‌هامون رو دوباره ببری اونجا؟

24:21.254 --> 24:24.591
دیگه اون بچه‌هایی نیستن
که دفعه پیش رفتن اونجا

24:24.674 --> 24:26.436
الآن دیگه بالغ شدن

24:27.844 --> 24:30.472
جنگجو شدن -
خب، تو مجروحی -

24:31.306 --> 24:32.970
من همیشه مجروحم

24:36.102 --> 24:40.690
اول پاریس، و حالا بو لاین

24:43.318 --> 24:45.403
دیگه تحمل از دست دادن یکی از شماها رو ندارم

24:47.739 --> 24:50.492
ولی نمی‌تونیم بذاریم مرگ‌شون
بی‌دلیل بوده باشه

24:52.994 --> 24:56.957
،همه‌تون اول یه شب خوب استراحت می‌کنید
و صبح اول وقت راه میفتین

24:59.417 --> 25:00.418
ممنون مامان

25:01.160 --> 25:02.170
‫بریم

25:08.960 --> 25:10.220
‫باید حرفت رو باور می‌کردم

25:13.720 --> 25:17.470
‫جفت‌مون درست می‌گفتیم. اشتباه هم می‌کردیم

25:21.180 --> 25:23.270
‫خب حالا چی میگی؟

25:25.020 --> 25:26.020
‫چی رو؟

25:27.320 --> 25:30.400
‫هانیوا. و زنش

25:32.700 --> 25:35.060
‫آدم قحطی بود که عاشق یه تریوانتی شده؟

25:36.870 --> 25:38.120
‫به مادرش رفته

25:39.080 --> 25:41.830
‫آره، همه هم می‌دیدیم که
چه نتیجه خوبی هم داشت

25:47.670 --> 25:49.750
‫- سفیر؟
‫- بله

25:49.840 --> 25:51.630
‫لرد هارلن درخواست ملاقات دارن

25:53.340 --> 25:54.550
‫قبول می‌کنم

25:56.050 --> 25:57.050
‫وارد شین

26:00.430 --> 26:01.520
‫واسه خداحافظی اومدی؟

26:07.770 --> 26:08.860
‫بهم دروغ گفتی

26:08.940 --> 26:11.030
‫- هارلن
‫- سلاح‌هایی که بابا واس می‌گفت واقعین

26:11.110 --> 26:12.690
‫تریوانتی‌ها می‌خوان حمله کنن

26:12.780 --> 26:14.030
‫زده به سرت؟

26:14.110 --> 26:17.370
‫تورمادا. یکی به اسم تورمادا سلاح‌ها رو ساخته

26:17.870 --> 26:20.330
‫اگه دروغ بگی رگت رو می‌زنم

26:22.950 --> 26:24.330
‫خوب می‌شناسمت

26:24.410 --> 26:25.670
‫نه اونقدرا که فکر می‌کنی

26:25.670 --> 26:29.000
‫چرا، همونقدر. تو هم من رو می‌شناسی

26:29.090 --> 26:31.590
‫اونقدری که می‌دونی بهت خیانت نمی‌کنم

26:36.050 --> 26:38.970
‫خب، یا من رو بکش یا بوسم کن،
‫ فقط تو رو خدا یه کاری بکن

26:48.150 --> 26:49.270
‫باید مطمئن می‌شدم

26:51.110 --> 26:52.110
‫شدی؟

26:53.530 --> 26:54.530
‫آره

27:01.330 --> 27:02.790
‫من هم اسم تورمادا رو شنیدم

27:04.080 --> 27:05.910
‫جزو بهترین دانشمندهای نظامیه

27:06.000 --> 27:09.830
‫تندروئه، ولی خیلی وقته سر و صدایی نکرده

27:09.830 --> 27:13.590
‫خب انگار سرش گرم ساختن سلاح‌هایی بوده
‫ که می‌تونه یه شهر رو با خاک یکسان کنه

27:13.590 --> 27:14.710
‫چطور ممکنه؟

27:14.800 --> 27:16.590
‫نمی‌دونم

27:16.680 --> 27:19.840
‫این سلاح‌ها رو با کلی زغال‌سنگ ساختن

27:22.220 --> 27:24.220
‫پس واسه همین چاقوت رو گذاشته بودی رو گلوم

27:24.220 --> 27:25.230
‫آره

27:26.390 --> 27:29.230
‫تقریباً تمام زغال‌سنگ‌هایی که به
‫ تریوانتیز قاچاق میشه مال منه

27:29.310 --> 27:31.440
که یعنی مال تو بوده

27:31.520 --> 27:34.320
‫آره خب، چندتا از محموله‌هام میره ارتش

27:34.320 --> 27:35.900
‫اینطوریه که راه‌ها رو باز نگه داشتم

27:35.900 --> 27:40.160
‫ارتش؟ یعنی میگی با تورمادا همدستن؟

27:43.540 --> 27:47.290
‫احتمالش هست. افتضاح
گرین‌هیل گپ رو که دیدیم

27:47.370 --> 27:50.540
‫ارتش تمایلش برای قدرت‌نمایی رو پنهون نکرد

27:52.710 --> 27:56.300
‫اگه یکی از انجمن‌های کشورم بخواد
‫شوروش کنه و به پایا حمله کنه

27:56.380 --> 27:58.430
‫نه تنها با کشور تو وارد جنگ میشه،

27:58.510 --> 28:00.420
‫با خود من هم وارد جنگ داخلی میشه

28:01.220 --> 28:02.220
‫عالیه

28:03.760 --> 28:05.220
‫حالا چطوری جلوش رو بگیریم؟

28:10.270 --> 28:11.770
‫امروز با سیبث راه میفتم

28:13.690 --> 28:15.530
‫آخرین مانع صلح رو که براشون مطرح کنم،

28:15.530 --> 28:17.860
‫معاهده‌ای که سرش توافق
کردیم رو امضا می‌کنن

28:17.940 --> 28:21.910
‫اگه ارتش مخالفت کرد،
موضعش معلوم میشه

28:22.950 --> 28:24.780
‫- نه
‫- نه؟

28:26.200 --> 28:31.020
‫تا وقتی که تضمین نکنی که
‫ این شورش رو سرکوب می‌کنی

28:31.020 --> 28:32.960
‫ملکه خواهرش رو ول نمی‌کنه

28:33.040 --> 28:35.340
‫ملکه تو موقعیتی نیست
که همچین چیزی بخواد

28:35.420 --> 28:37.300
‫با این حال این درخواست رو می‌کنه

28:38.420 --> 28:41.010
‫اگه بدون سیبث برم، جنگ قطعیه

28:43.010 --> 28:45.760
‫اگه یه انجمن شورشی رو
لو بدی اینطوری نمیشه

28:45.850 --> 28:48.810
‫از یه جنگ داخلی جلوگیری می‌کنی.
‫مثل یه قهرمان نگاهت می‌کنن

28:49.520 --> 28:51.420
‫یا مثل یه قهرمان میرم زیر خاک

28:52.480 --> 28:53.480
‫باهام بیا

28:54.230 --> 28:55.440
‫تریوانتیز؟

28:56.110 --> 28:58.320
‫شاید به کمکت واسه حمایت از حرفم نیاز پیدا کنم

28:58.320 --> 29:00.110
‫آره، چقدر هم که به حرفم گوش میدن

29:00.200 --> 29:03.200
‫تو بیشتر از همه به این صلح نیاز داری.
‫خودشون هم خبر دارن

29:03.280 --> 29:04.780
‫بهت اعتبار میده

29:04.870 --> 29:08.120
‫بعدش هم، تو رابط‌های زیادی داری.
‫ می‌تونن رد زغال‌سنگ رو بگیرن

29:08.790 --> 29:11.150
‫می‌تونم بعنوان نماینده رسمی خودم ببرمت

29:12.460 --> 29:16.420
‫خطرناکه. امکان داره گروگانم
‫ بگیرن و بهت فشار بیارن

29:21.760 --> 29:24.470
‫نمی‌خوام بی‌دلیل ازم خبردار بشن

29:26.970 --> 29:28.640
‫چطوری؟ نمی‌فهمم

29:29.470 --> 29:32.390
‫از بچگی قایمکی می‌رفتم به تریوانتیز

29:33.440 --> 29:36.820
‫اگه پیدات کن، به‌جرم
جاسوسی اعدامت می‌کنن

29:36.900 --> 29:38.860
‫پس باید بی‌سروصدا باشم

29:41.530 --> 29:42.990
‫فکر مزخرفیه

29:44.570 --> 29:45.740
‫موافقم

29:46.990 --> 29:48.490
‫باید زود بریم

30:01.800 --> 30:04.430
‫نمی‌خواد ساکت باشی. بیداره

30:09.760 --> 30:11.020
‫اینجا چی‌کار می‌کنه؟

30:12.100 --> 30:14.100
‫بوگندش همه‌جا رو برداشته

30:14.770 --> 30:18.230
‫بوشه که بهش آرامش میده،
چه بخوای چه نخوای

30:20.280 --> 30:22.820
‫آره. پسر خودم رو ببین

30:23.860 --> 30:25.660
‫بیا پیش پاپا بابا

30:26.780 --> 30:27.950
‫پاپا بابا

30:32.120 --> 30:34.620
‫- خبر بمب‌ها رو شنیدی؟
‫- آره

30:36.040 --> 30:37.540
‫فردا می‌خوایم نابودشون کنیم

30:39.500 --> 30:42.670
‫اگه داری دعوت می‌کنی بیام که قبوله

30:48.470 --> 30:50.310
‫ممنون شارلوت

30:50.390 --> 30:52.060
‫خواهش می‌کنم بابا واس

30:52.640 --> 30:55.390
‫اگه تو نبودی از دست می‌رفتیم

30:55.480 --> 30:58.560
‫داری خجالتم میدی بابا

31:12.120 --> 31:13.750
‫چه کارش می‌کنی؟

31:15.750 --> 31:16.750
‫کوفونم

31:18.380 --> 31:20.090
‫نوه‌ی عزیزمه، مگه نه؟

31:26.590 --> 31:27.800
‫بابایی اینجاست

31:31.100 --> 31:32.100
‫بله

31:34.390 --> 31:35.640
‫بیا بغلم

31:36.850 --> 31:40.440
‫روزی که تو و خواهرت به دنیا اومدین،

31:41.570 --> 31:43.190
‫جادوگریاب‌ها به روستامون حمله کردن

31:44.360 --> 31:46.860
‫خیلی‌ها مُردن، ما هم فرار کردیم

31:48.150 --> 31:51.780
‫اولین شب عمرت تو جنگل بودی

31:52.870 --> 31:55.080
‫من هم اون شب سرد، نگهبان بودم

31:56.710 --> 32:01.130
‫هر بادی که از بین درخت‌ها می‌گذشت،
‫ شبیه صدای یه جادوگریاب بود

32:05.380 --> 32:08.090
‫هنوز یه روز از پدر شدنم نگذشته بود،

32:09.720 --> 32:11.850
‫و به همین زودی فکر کردم از دستت دادم

32:13.180 --> 32:14.810
‫چون نمی‌تونستم از بچم محافظت کنم

32:17.810 --> 32:19.230
‫این ترس هیچوقت از بین نمیره

32:21.940 --> 32:23.570
‫ولی یاد گرفتم که قبولش کنم

32:25.190 --> 32:27.320
‫همینه که ما رو تبدیل به یه پدر می‌کنه

32:29.530 --> 32:31.620
‫مطمئن نیستم که بتونم پدر باشم یا نه

32:33.280 --> 32:34.330
‫اون هم اینطوری

32:36.700 --> 32:37.700
‫پسرم

32:42.380 --> 32:45.630
‫بالاخره یه راهی پیدا می‌کنی، مثل همه‌ی پدرها

32:47.380 --> 32:48.380
‫چطوری؟

32:52.340 --> 32:53.600
‫راز خاصی نداره

32:55.100 --> 32:58.930
‫بیشتر وقتا... ترس سراغت میاد

33:00.190 --> 33:01.310
‫بخشی از پدر بودنه

33:04.860 --> 33:07.900
‫پدر بودن یه نوع متفاوتی از نبرده،

33:08.900 --> 33:10.400
‫نبردی که توش با قلبت مبارزه می‌کنی

33:12.570 --> 33:15.120
‫و تو کوفون

33:15.200 --> 33:17.580
‫از میون همه مردایی که دیدم،
تو قوی‌ترین قلب رو داری

33:19.620 --> 33:20.620
‫حالا هم بغلش کن

33:32.430 --> 33:34.010
‫نبردت از امروز شروع میشه پسرم

34:02.750 --> 34:05.080
‫این همه وقت تو ولفز کلیف بودی...

34:07.170 --> 34:08.300
‫چی‌کار می‌کردی؟

34:13.010 --> 34:14.470
‫شکار می‌کردم

34:15.590 --> 34:16.800
‫از کوه بالا می‌رفتم

34:18.390 --> 34:19.810
‫رویای تو رو می‌دیدم

34:20.970 --> 34:24.390
‫لازم نبود رویای من رو ببینی.
‫می‌دونستی که کجام

34:27.270 --> 34:31.940
‫توی رویاهام اینجا نیستی. خیلی از اینجا دوریم

34:38.870 --> 34:40.700
‫می‌دونم از این که اینجایی خوشحال نیستی

34:42.290 --> 34:44.290
‫ولی شاید یه روز بتونی،

34:45.250 --> 34:47.500
‫وقتی که سایه‌ی جنگ بالا سرمون نباشه

34:52.420 --> 34:55.510
‫این سایه همیشه بالا سر
کشورها و حکومت‌هاس عزیزم

35:00.680 --> 35:04.940
‫اصلاً یادت هست که زندگی به دور از
‫همه‌ی این چیزا چه شکلی بود؟

35:07.980 --> 35:10.900
‫بی‌سروصدا، آروم...

35:13.240 --> 35:14.360
‫پیش همدیگه

35:16.360 --> 35:18.110
‫بچه‌هامون نزدیک بودن

35:20.620 --> 35:21.870
‫دنیا عوض شده

35:24.750 --> 35:25.750
‫نه

35:26.250 --> 35:30.670
‫دنیا هنوز سر جاشه. فقط ماییم که
‫ نمی‌تونیم از اینجا حسش کنیم

35:51.270 --> 35:52.270
‫ورن؟

35:56.360 --> 35:57.450
‫چیشده؟

36:10.250 --> 36:14.840
‫همش سربازها رو می‌بینم، بعد
‫ از این که بمب‌ها رو ترکوندیم

36:17.470 --> 36:19.970
‫اولش سر جاشون وایساده بودن و بعد...

36:22.100 --> 36:23.310
‫اونا...

36:25.770 --> 36:27.060
‫تیکه تیکه شدن...

36:30.060 --> 36:31.150
‫سوختن

36:35.280 --> 36:36.990
‫نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم

36:43.070 --> 36:45.370
‫این که بتونی ببینی همیشه یه موهبت نیست

36:48.040 --> 36:50.020
‫معلوم نیست دیدن اصلاً موهبت هست یا نه

36:56.590 --> 36:57.590
‫ورن؟

37:09.390 --> 37:10.730
‫من یه فراری‌ام

37:12.900 --> 37:13.900
‫چی؟

37:15.320 --> 37:18.570
‫گردانم رو ول کردم، و مجازات همچین کاری مرگه

37:22.740 --> 37:23.990
‫هیچوقت نمی‌تونم برگردم

37:27.040 --> 37:29.060
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم خونوادم رو ببینم

37:32.250 --> 37:33.920
‫بهشون میگن که من یه ترسوئم

37:36.550 --> 37:37.920
‫اونا هم سرافکنده میشن

37:38.670 --> 37:42.500
‫اگه پدرمادرت بشناسنت،
می‌فهمن که حقیقت نداره

37:50.770 --> 37:51.850
‫همش...

37:53.230 --> 37:55.150
‫صدای حرفای بابات رو می‌شنوم...

37:59.320 --> 38:01.240
‫صدای ایدو رو می‌شنوم

38:12.870 --> 38:13.870
‫دلت براش تنگ شده

38:17.130 --> 38:18.590
‫برام مثال یه پدر بود

38:25.680 --> 38:27.180
‫اون بود که این بمب‌ها رو ساخت

38:32.230 --> 38:33.230
‫می‌دونم

38:39.230 --> 38:40.440
‫ولی هنوز دوستش دارم

38:44.360 --> 38:46.870
‫این باعث میشه چجور آدمی باشم؟

38:46.870 --> 38:48.030
‫وای، عزیزم

38:53.460 --> 38:54.460
‫بیا بغلم

39:03.420 --> 39:08.260
‫باعث میشه یه آدم باشی، مثل همه‌مون

40:23.170 --> 40:24.800
‫می‌ترسیدم که نیای

40:26.210 --> 40:27.510
‫باید حواسم رو جمع می‌کردم

40:36.770 --> 40:38.100
‫جای امن پیدا نکردی؟

40:39.850 --> 40:43.770
‫هنوز نه. یه مشکلی پیش اومد.
‫ولی واسه چندروزمون غذا آوردم

40:43.860 --> 40:47.070
‫چند روز؟ نه. تو قول دادی

40:47.150 --> 40:48.760
‫بذار از اینجا برم بیرون!

40:49.280 --> 40:52.200
‫می‌ذارم. وقتی که برگردم

40:53.200 --> 40:57.200
‫برگردی؟ کجا داری میری؟
‫مگه از این مهم‌تر هم هست؟

40:57.200 --> 40:59.040
‫این که ولفی رو زنده نگه دارم

41:01.580 --> 41:03.880
‫تریوانتی‌ها سلاح‌های جدید ساختن

41:04.880 --> 41:06.630
‫از جنس رعد و برق و آتیش

41:06.710 --> 41:09.090
‫می‌تونن تمام شهر و پایا رو نابود کنن

41:10.880 --> 41:13.760
‫چی؟ چی داری میگی؟

41:13.850 --> 41:15.640
‫سیبث، وقت توضیح ندارم

41:17.020 --> 41:18.140
‫بچم رو می‌خوام

41:19.180 --> 41:21.480
‫واسم مهم نیست چی می‌خوای

41:22.350 --> 41:25.690
‫به‌خاطر تو نیست که
‫این کار رو می‌کنم. به‌خاطر ولفه

41:28.740 --> 41:32.740
‫نمی‌تونم اجازه بدم مادرش
رو بکشن، با این که حقشه

41:37.830 --> 41:40.160
‫- کوفون
‫- دهنت رو ببند و تکون نخور

41:41.500 --> 41:42.870
‫چند روز دیگه برمی‌گردم

41:45.170 --> 41:46.590
‫اگه برنگشتی چی؟

41:48.590 --> 41:50.010
‫بالاخره که عاقبت همه‌مون خاکه

41:56.180 --> 41:57.180
‫شنیدی؟

42:02.850 --> 42:03.850
‫بله

42:05.150 --> 42:06.770
‫پس نقشه‌های دیگه‌ای بچینیم

42:07.360 --> 42:09.230
‫قبلاً چیده شده بانوی من

42:11.530 --> 42:12.650
‫یه هدیه براتون آوردم

42:32.130 --> 42:33.470
‫اندازه‌ی اندازس

42:35.800 --> 42:37.180
‫ممنون هارمونی

42:41.810 --> 42:45.480
‫اون سلاح‌هایی که گفت تریوانتی‌ها
‫ دارن، از جنس آتش و رعد و برق

42:46.230 --> 42:47.900
‫یه پچ‌پچ‌هایی تو قصر شنیدم

42:48.480 --> 42:51.740
‫ته و توش رو در بیار. بهش می‌خوره جالب باشه

42:52.940 --> 42:53.950
‫بله بانوی من

43:13.470 --> 43:14.470
‫دروازه رو باز کن!

43:24.890 --> 43:25.980
‫لوشن بری

43:27.690 --> 43:28.860
‫تاماکتی جون

43:30.520 --> 43:32.400
‫امیدوارم که راضی شده باشی

43:32.480 --> 43:33.490
‫چه جورم

43:34.360 --> 43:35.780
‫طرف اشتباهی رو انتخاب کردی

43:36.320 --> 43:38.410
‫تو رو دارن می‌برن آویزونت کنن

43:39.570 --> 43:42.290
‫تو هم برای مرگ من جواب پس میدی،

43:42.370 --> 43:43.450
‫مرگ همه‌مون

43:46.000 --> 43:48.080
‫کلی جواب دارم. همه‌مون داریم

43:48.170 --> 43:49.170
‫تنهامون بذارین

43:57.720 --> 44:00.550
‫از موضع‌تون عقب‌نشینی کنین، همه

44:02.060 --> 44:04.980
‫من هم مطمئنم که می‌تونم ملکه
‫رو راضی کنم که بهتون رحم کنه

44:07.270 --> 44:08.270
‫نمی‌تونم

44:09.100 --> 44:10.300
‫به‌خاطر هیچی داری می‌میری

44:10.310 --> 44:13.690
‫دارم در راه سوگند به خداوند شعله‌ها می‌میرم

44:13.780 --> 44:18.610
‫اینی که تو بهش میگی «هیچی»، داره
‫ بهم میگه که چقدر گمراه شدی

44:20.320 --> 44:24.660
‫یه زمانی بود که می‌تونستی
با افتخار کنار من بمیری

44:24.740 --> 44:27.040
‫فریب خوردیم لوشن

44:28.500 --> 44:33.210
‫به زنی سوگند خوردیم که خداوند شعله‌ها
‫ رو واسه کشت و کشتار بهونه می‌کرد

44:33.300 --> 44:35.630
‫اون‌وقت این کار چطوری کشت و کشتارهاش رو توجیح می‌کنه؟

44:35.710 --> 44:37.050
‫دارم بهت کمک می‌کنم

44:37.130 --> 44:38.130
به من؟

44:39.430 --> 44:40.930
‫تو حتی نمی‌تونی به خودت کمک کنی

44:42.720 --> 44:44.810
‫حالا هم اگه کارت تموم شد بگو...

44:47.060 --> 44:48.690
‫چون با یه دار قرار دارم

44:55.230 --> 44:56.230
‫دروازه رو ببند!

44:58.570 --> 44:59.570
‫برو تو!

45:02.240 --> 45:05.370
‫این سرزمین، سرزمین توئه

45:06.620 --> 45:09.460
‫این سرزمین، سرزمین منه

45:10.710 --> 45:13.880
‫از دره‌های پایین

45:14.750 --> 45:17.630
‫تا کوه‌های بلند

45:19.590 --> 45:21.430
‫از جنگل مخفی

45:23.300 --> 45:25.470
‫تا آب‌های شور

45:27.890 --> 45:31.560
‫این سرزمین برای من و تو ساخته شده بود

45:34.230 --> 45:37.070
‫این سرزمین...

45:43.570 --> 45:46.120
‫باید برم. زود برمی‌گردم

46:26.320 --> 46:28.660
‫این سه جادوگریاب سابق

46:29.450 --> 46:32.410
‫نلیکات، والن و یارنز

46:34.120 --> 46:35.460
‫در حضور همه‌ی شما،

46:36.710 --> 46:41.630
‫به جرم قتل شهروند بی‌گناه پایا،
‫ یعنی رو وانو محکوم می‌شوند

46:42.260 --> 46:46.340
‫اون رو زنده زنده سوزوندند،
چون فکر می‌کردند که بینائه

46:48.180 --> 46:52.810
‫مجازات قتل، اعدام با داره

47:59.290 --> 48:02.590
‫و حالا بقیه، روی پاهاتون بایستید

48:05.880 --> 48:09.300
‫حکومت پایا دیگه جادوگرها
‫رو به رسمیت نمی‌شناسه

48:10.300 --> 48:12.470
‫شما از فرمان سلطنتی سرپیچی کردید

48:12.970 --> 48:15.980
‫و علناً خواستار کشتن بیناها شدید

48:17.640 --> 48:21.270
‫مجازات سرپیچی از دستور ملکه مرگه

48:24.780 --> 48:25.780
‫ولی...

48:27.780 --> 48:32.910
‫اخیراً همه به اندازه کافی مرگ دیدیم

48:34.580 --> 48:39.330
‫و شما هنوز همان سربازان شجاعی هستید
‫که قهرمانانه در گرین‌هیل گپ جنگیدید

48:41.460 --> 48:43.000
‫به زندگی ادامه می‌دید،

48:43.340 --> 48:46.590
‫نه با یک هشدار، بلکه یک وعده

48:49.010 --> 48:51.430
‫که اگه یک بار دیگه از فرمان سلطنتی سرپیچی کنید،

48:51.510 --> 48:54.430
‫اگه باز هم دور هم جمع بشید
‫و شورش رو برانگیخته کنید،

48:54.510 --> 48:58.940
رنجی که شما و خانواده‌هاتون می‌کشید
از این مردها خیلی بیشتر است

49:03.020 --> 49:04.020
‫به خانه‌هاتون برید

49:13.620 --> 49:14.620
‫تصمیم عاقلانه‌ای بود

49:15.740 --> 49:16.750
‫زمان مشخص می‌کنه

49:53.070 --> 49:54.990
‫مثل یه عنکبوت ساکت باش

49:56.080 --> 49:57.080
‫کوفون؟

50:03.460 --> 50:05.340
‫خوش‌برگشتی بابا واس

50:06.880 --> 50:07.880
‫سیبث!

50:09.710 --> 50:11.470
‫بچه رو بیدار کردی

50:12.760 --> 50:13.760
‫چیزی نیست

50:13.840 --> 50:15.350
‫بابابزرگه

50:15.430 --> 50:18.720
‫اومده باهات خداحافظی
‫کنه که با مامانی بریم سفر

50:20.930 --> 50:25.190
‫- بچه رو بذار زمین
‫- جلو نیا وگرنه چشم رو هم بذاری گلوش رو می‌بُرم

50:25.270 --> 50:26.730
‫خنجرم لب گردنشه

50:31.950 --> 50:33.030
‫اون بچته

50:33.610 --> 50:37.910
‫آره، مال منه. و قبل از این که
‫ از دستش بدم، می‌کشمش

50:38.660 --> 50:40.620
‫حاضری بچه‌ی خودت رو بکشی؟

50:41.750 --> 50:45.790
‫برده تریوانتی قراره امروز به‌خاطر قتل سرزنشم کنه

50:45.880 --> 50:50.840
‫چندنفر رو دستگیر کردی، فروختی و کشتی؟

50:51.340 --> 50:54.300
‫باید ده‌تا شهر مثل کانزوآ رو
‫غرق کنم تا به پای تو برسم

50:54.380 --> 50:55.640
‫حالا هم ولم کن

51:03.180 --> 51:06.100
‫تو پدر خودت رو کشتی

51:06.190 --> 51:08.440
‫برادر خودت رو کشتی

51:09.270 --> 51:11.820
‫نوه‌ت رو هم می‌کشی؟

51:15.110 --> 51:19.410
‫هرجا که بری پیدات می‌کنم

51:20.580 --> 51:22.870
‫تو خونه‌ی خودت که نتونستی پیدام کنی

51:24.460 --> 51:26.750
‫اینجا چه خبره؟

51:27.750 --> 51:28.750
‫کوفون

51:31.210 --> 51:32.420
‫برنامه‌هامون عوض شده

51:32.510 --> 51:35.260
‫ممنون بابت کمکت ولی دیگه نمی‌تونم

51:35.340 --> 51:37.340
‫مثل یه روح سرگردان تو این زندان مخفی شم

51:37.340 --> 51:38.550
‫وقت رفتنه

51:38.640 --> 51:40.180
‫- تو آزادش کردی؟
‫- بابا

51:40.260 --> 51:42.100
‫وایسا سیبث. خواهش می‌کنم، بچه رو بده به من

51:42.180 --> 51:44.480
‫نمی‌تونم یه حرف رو دوبار بزنم

51:44.560 --> 51:46.440
‫شمشیرم رو که می‌بینی رو گردنشه. بذار رد شم

51:46.520 --> 51:47.810
‫نمی‌ذارم پسرم رو ببری

51:47.900 --> 51:48.980
‫پسر خودمه

51:50.270 --> 51:52.980
‫من درستش دادم. من اینور اونور بردمش

51:53.610 --> 51:56.490
‫ولی نترس، ولفی برمی‌گرده

51:56.570 --> 51:59.280
‫وقتی که حکومتم رو پس بگیرم
‫و رو تخت پادشاهی بنشونمش

51:59.280 --> 52:01.280
‫دیوونه شدی. همچین اتفاقی نمیفته

52:01.370 --> 52:02.700
‫تو پیش‌گویی‌ها اسم این بچه آورده شده

52:02.700 --> 52:04.080
‫نمی‌تونه ببینه!

52:07.460 --> 52:09.130
‫هیچ پیش‌گویی‌ای در کار نیست

52:10.710 --> 52:12.550
‫چشم‌هاش به من نرفته، به تو رفته

52:13.590 --> 52:17.550
‫یعنی ناجی مقدس نیست، و یعنی تو برگزیده‌ی خدا نیستی

52:18.510 --> 52:19.510
‫دروغ میگی

52:21.180 --> 52:24.060
‫قول دادیم که همیشه به هم دیگه راستش رو بگیم

52:24.140 --> 52:26.040
‫می‌دونی که دروغ نمیگم

52:30.810 --> 52:35.320
‫پس خودت هم می‌دونی
که بچه‌ی کورت رو می‌کشم

52:35.400 --> 52:36.990
‫- ولم کن
‫- نه

52:38.110 --> 52:39.200
‫کوفون!

52:44.450 --> 52:46.540
‫کوفون، بذار حسش کنم

52:47.410 --> 52:49.520
خیلی خونریزی داره

52:57.340 --> 52:58.340
‫کوفون

53:00.000 --> 53:07.000
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

53:07.084 --> 53:14.084
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
