1
00:00:07,024 --> 00:00:14,024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:15,976 --> 00:00:18,103
!گارد سلطنتی اعلیحضرت! باز کنید

3
00:00:35,370 --> 00:00:36,788
خبری ازش نیست؟

4
00:00:36,871 --> 00:00:40,125
از دست سگ‌ها،‌ بادبین‌ها
 و بویاب‌‌ها در رفته

5
00:00:40,208 --> 00:00:43,003
یا تونسته از شهر فرار کنه
یا به‌خوبی مخفی شده

6
00:00:43,086 --> 00:00:44,087
دیگه کی می‌دونه؟

7
00:00:44,170 --> 00:00:46,756
،فقط گارد سلطنتی
ولی اونا سوگند رازداری خوردن

8
00:00:46,840 --> 00:00:49,384
که یعنی اشراف‌زاده‌ها به زودی می‌فهمن
اگه تا الآن نفهمیده باشن

9
00:00:49,467 --> 00:00:51,636
،وقتی اشراف‌زاده‌ها بفهمن
زیردست‌هاشون هم می‌فهمن

10
00:00:51,720 --> 00:00:52,804
خبرش پخش میشه

11
00:00:55,056 --> 00:00:59,102
،اگه تروور از این قضیه با خبر بشه
دیگه نمیشه جلوی جنگ رو گرفت

12
00:00:59,185 --> 00:01:01,938
باید قبل از اینکه خبرش به دربار
برسه از شهر بیرونش کنیم

13
00:01:02,022 --> 00:01:03,732
بهش قول دادیم امروز سیبیث رو بهش بدیم

14
00:01:04,690 --> 00:01:06,484
اصلاً چطور به اینجا کشید؟

15
00:01:06,568 --> 00:01:08,361
یه پیمان‌نامۀ صلح بین دو ملت

16
00:01:08,445 --> 00:01:11,072
که به خاطر انتقام گرفتنِ یه زن ترسناک
وضعیتش نامشخصـه

17
00:01:14,451 --> 00:01:19,539
تاماکتی، این سلاح‌های خدای رعد و برق
،که بابا در موردشون صحبت می‌کنه

18
00:01:19,623 --> 00:01:21,041
نظرت چیه؟

19
00:01:21,833 --> 00:01:23,460
نمی‌دونم در موردش چه نظری دارم

20
00:01:24,419 --> 00:01:28,340
،بابا واس جنگجوی بزرگیـه
ولی کلی اتفاقات رو پشت سر گذاشته

21
00:01:29,174 --> 00:01:30,467
شاید گیج شده

22
00:01:31,218 --> 00:01:33,136
مهم نیست. یکی بهش حمله کرده

23
00:01:34,387 --> 00:01:36,264
اصرار می‌کنم که بره خونه تا مطمئن بشم

24
00:01:36,348 --> 00:01:39,351
،که این حمله، که این اسلحه‌ها
از سمت تریوانتیز نبودن

25
00:01:39,434 --> 00:01:41,811
.ماگرا، تروور احمق نیست
می‌فهمه اینا همش بهانه‌ست

26
00:01:41,895 --> 00:01:45,398
باید بهانه بیاریم
!تا خواهر لعنتیم رو پیدا کنیم

27
00:01:46,816 --> 00:01:50,779
مگر اینکه بتونی قانعش کنی
به جای اون یه چیز دیگه قبول کنه

28
00:01:52,280 --> 00:01:54,991
نه، ظاهراً کاملاً مصمم هستن که اونو می‌خوان

29
00:01:56,117 --> 00:01:57,118
خب پس چی؟

30
00:01:59,204 --> 00:02:02,082
سفیر هنوز به خاطر
حملۀ بابا واس خیلی عصبانیه

31
00:02:02,791 --> 00:02:05,168
،صبر می‌کنیم خشمش فروکش کنه
بعدش بهش نزدیک میشم و پیشنهاد میدم

32
00:02:05,669 --> 00:02:06,753
چی میگی؟

33
00:02:07,587 --> 00:02:09,463
نمی‌دونم

34
00:02:09,548 --> 00:02:12,259
ولی گمونم همه‌مون قبول داریم
که بهتره یه چیز هوشمندانه باشه

35
00:02:16,054 --> 00:02:19,849
می‌خوای سرنوشت همه‌مون رو
به دستای یه احمق بسپاری؟

36
00:02:21,142 --> 00:02:23,895
،لُرد هارلن خیلی چیزا هست
ولی احمق نیست

37
00:02:25,397 --> 00:02:27,524
،اگه به خاطر نفوذش پیش تروور نبود

38
00:02:27,607 --> 00:02:29,401
چند ماه گذشته روی توی جنگ می‌بودیم

39
00:02:34,656 --> 00:02:36,491
حتماً کیر خیلی خفنی داره

40
00:02:37,325 --> 00:02:38,868
خب، من از کجا بدونم

41
00:03:50,899 --> 00:03:54,836
«دیـــدن»

42
00:03:54,860 --> 00:03:57,860
«فصل سوم»
«قسمت سوم: این سرزمین، سرزمین توئـه»

43
00:03:57,884 --> 00:04:02,178
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

44
00:04:02,202 --> 00:04:03,912
باید اونجا می‌بودم

45
00:04:06,081 --> 00:04:08,208
تو هم نمی‌تونستی پاریس رو نجات بدی

46
00:04:10,252 --> 00:04:13,630
اجازه نمی‌دادم از اون زن اهریمنی مراقبت کنه

47
00:04:15,465 --> 00:04:19,261
،اون از بچه مراقبت می‌کرد
نه سیبیث

48
00:04:21,971 --> 00:04:24,099
می‌دونم به خاطر پاریس ناراحتی

49
00:04:25,600 --> 00:04:27,519
ما همه وقت داشتیم تا براش سوگواری کنیم

50
00:04:34,526 --> 00:04:36,111
فقط پاریس نیست

51
00:04:38,154 --> 00:04:39,239
منظورت چیه؟

52
00:04:42,951 --> 00:04:44,202
اونا بو لاین رو هم کُشتن

53
00:04:46,621 --> 00:04:47,831
بو لاین؟

54
00:04:47,914 --> 00:04:49,332
خدای رعد و برق

55
00:04:50,500 --> 00:04:53,044
حتی فرصت مرگ در حال مبارزه هم نداشت

56
00:04:54,379 --> 00:04:55,964
بدون هیچ مبارزه‌ای، فقط مرگ

57
00:04:56,047 --> 00:04:57,090
با تو بود؟

58
00:05:00,760 --> 00:05:01,803
آره

59
00:05:08,351 --> 00:05:09,477
متأسفم

60
00:05:10,645 --> 00:05:11,646
منم همینطور

61
00:05:20,739 --> 00:05:21,740
ماما؟

62
00:05:23,909 --> 00:05:25,702
گمون کنم اومدی اینجا آزادش کنی

63
00:05:26,244 --> 00:05:27,913
یه دقیقه تنهامون بذار صحبت کنیم

64
00:05:27,996 --> 00:05:30,290
من اینجا رو فقط با پدرم ترک می‌کنم -
هانیوا، الآن نه -

65
00:05:30,373 --> 00:05:33,919
،خواهرت پاریس رو کُشت
و تو اونو توی اتاق خوابش نگه‌داشتی

66
00:05:34,002 --> 00:05:35,295
!بابا رو توی سیاه‌چال نگه‌می‌داری

67
00:05:35,378 --> 00:05:38,048
اگه آزادش کن دوباره میره سراغ سفیر

68
00:05:38,131 --> 00:05:39,424
نه، نمیره

69
00:05:39,507 --> 00:05:41,426
چرا میرم -
!بابا -

70
00:05:41,509 --> 00:05:43,678
هانیوا، لطفاً تنهامون بذار

71
00:05:50,685 --> 00:05:51,978
چیزی نیست عزیزم

72
00:06:04,449 --> 00:06:05,450
نو کجاست؟

73
00:06:06,910 --> 00:06:07,994
نو؟

74
00:06:08,078 --> 00:06:09,079
سگـه

75
00:06:10,455 --> 00:06:11,539
سگـه؟

76
00:06:12,958 --> 00:06:16,711
،اون جاش از تو بهتره
تازه احتمالاً غذای بهتری هم می‌خوره

77
00:06:17,295 --> 00:06:18,296
خوبه

78
00:06:22,092 --> 00:06:23,093
و سیبیث؟

79
00:06:24,344 --> 00:06:25,845
هنوز اثری ازش نیست

80
00:06:28,640 --> 00:06:31,643
نمی‌فهمم چرا زنده نگهش داشتی

81
00:06:32,269 --> 00:06:34,229
برای تو کُشتن برادرت اینقدر ساده بود؟

82
00:06:38,900 --> 00:06:39,901
ببخشید

83
00:06:41,278 --> 00:06:42,988
متأسفم، درست میگی

84
00:06:44,489 --> 00:06:47,450
اشتباه کردم. باید می‌کُشتمش

85
00:06:50,161 --> 00:06:52,414
این اشتباه رو با تریوانتی‌ها تکرار نکن

86
00:06:55,166 --> 00:06:59,212
کلی وقت صرف مذاکره برای صلح با اونا کردم

87
00:06:59,296 --> 00:07:01,006
نمی‌تونم همه‌ش رو بریزم دور

88
00:07:01,089 --> 00:07:04,467
چون جناب‌عالی بدون هیچ مدرک سفت و محکمی
به یه نتیجه‌گیری رسیدی

89
00:07:04,551 --> 00:07:06,678
،اونا با اون سلاح‌هاشون میان اینجا

90
00:07:06,761 --> 00:07:08,555
!و قلمروی تو رو با خاک یکسان می‌کنن

91
00:07:08,638 --> 00:07:11,641
شک ندارم که با همچین سلاح‌هایی
بهت حمله شده

92
00:07:11,725 --> 00:07:14,436
بازم مثل یه حیوون منو به زنجیر کشیدی -
خودت مجبورم کردی -

93
00:07:17,397 --> 00:07:19,190
فکر کردی دوست دارم اینجا باشی؟

94
00:07:23,111 --> 00:07:26,781
،فصل‌ها با خودم فکر می‌کردم که تو کجایی

95
00:07:26,865 --> 00:07:28,533
رؤیای برگشتنت رو می‌دیدم

96
00:07:28,617 --> 00:07:31,077
و حالا مجبورم که زندانی‌ت کنم؟

97
00:07:32,829 --> 00:07:39,377
فقط می‌خوام تا وقتی سیبیث رو دستگیر می‌کنیم
اوضاع رو تحت کنترل نگه دارم

98
00:07:39,461 --> 00:07:42,255
یا تمام احتمالِ صلح کردن از بین میره

99
00:07:44,507 --> 00:07:49,846
ولی نمی‌تونم اوضاع رو تحت کنترل بگیرم
اگه تو اینقدر مصممی که همه‌چیز رو خراب کنی

100
00:07:52,974 --> 00:07:57,145
،فقط می‌خوام که بهم اعتماد کنی
برای یه مدت کوتاه

101
00:07:58,939 --> 00:08:00,065
می‌تونی؟

102
00:08:05,528 --> 00:08:06,529
بله

103
00:08:08,114 --> 00:08:11,576
خوبه. چون یه کار دیگه هست
که ازت می‌خوام انجام بدی

104
00:08:12,452 --> 00:08:13,453
چی؟

105
00:08:14,537 --> 00:08:15,789
با کوفون صحبت کن

106
00:08:19,292 --> 00:08:20,377
کوفون؟

107
00:08:21,253 --> 00:08:23,255
الآن بیشتر از هر وقتی به پدرش نیاز داره

108
00:08:30,595 --> 00:08:31,972
کلید داری؟

109
00:08:32,889 --> 00:08:33,890
نه

110
00:08:35,600 --> 00:08:38,979
پس برو کنار، لطفاً

111
00:08:52,867 --> 00:08:54,286
شرمنده درِ سیاه‌چالت رو شکوندم

112
00:08:57,289 --> 00:08:59,374
اینم یه‌چیز دیگه که باید درست کنم

113
00:09:04,754 --> 00:09:07,382
،پایا زمانی قلمروِ بزرگ و مقدسی بود

114
00:09:08,550 --> 00:09:10,594
جایی که حتی صحبت از دیدن گناه بود

115
00:09:13,847 --> 00:09:16,808
ولی حالا قلمروِ مقدس ما فاسد شده

116
00:09:17,601 --> 00:09:19,895
توسط همون سلطنتی که اونو ساخته

117
00:09:23,106 --> 00:09:25,901
اونا خودشون رو توی
اولویت بالاتر از مردم گذاشتن

118
00:09:25,984 --> 00:09:30,322
و با این کار از حق طبیعی خودشون گذشتن

119
00:09:36,494 --> 00:09:42,792
من به ولف کین خدمت کردم، یه پادشاه بزرگ
که قطعاً الآن داره توی گور می‌لرزه

120
00:09:43,919 --> 00:09:48,548
،دخترانش بهش خیانت کردن
و به ما هم خیانت کردن

121
00:09:49,633 --> 00:09:53,178
و چون اینجا نیست
،که اشتباهات دخترانش رو درست کنه

122
00:09:53,261 --> 00:09:54,763
ما براش این کارو انجام میدیم

123
00:09:57,599 --> 00:10:02,854
وقتِ اون رسیده که ما برخیزیم
به عنوان یه ملت، به عنوان مؤمنان واقعی

124
00:10:03,563 --> 00:10:05,607
و پنسا رو از این جادوگر‌ها پاک کنیم

125
00:10:07,359 --> 00:10:08,443
ممنون

126
00:10:09,694 --> 00:10:11,613
باید بچه‌های حروم‌زادۀ ماگرا و سیبیث کین رو

127
00:10:11,696 --> 00:10:13,990
!از روی کرۀ زمین محو کنیم

128
00:11:34,988 --> 00:11:35,989
پیس پیس

129
00:11:41,161 --> 00:11:43,079
!جادوگر عوضی -
!گرفتمش -

130
00:11:43,163 --> 00:11:44,331
ثابت نگهش دار

131
00:11:50,503 --> 00:11:51,963
!کوفون

132
00:11:56,426 --> 00:11:57,844
!دیگه بسه

133
00:12:00,972 --> 00:12:01,973
!کوفون

134
00:12:03,558 --> 00:12:04,559
بابا؟

135
00:12:05,602 --> 00:12:07,896
کوفون. زخمی شدی؟

136
00:12:07,979 --> 00:12:11,399
نه. یه زخم سطحیه. من خوبم

137
00:12:11,483 --> 00:12:13,068
بذار حسش کنم -
!نه، گفتم که خوبم

138
00:12:14,856 --> 00:12:15,940
چرا اینجایی؟

139
00:12:19,032 --> 00:12:20,825
شنیدم اینجا می‌تونم پیدات کنم

140
00:12:21,826 --> 00:12:24,037
نه، اصلا چرا اینجایی؟

141
00:12:28,833 --> 00:12:29,834
باید صحبت کنیم

142
00:12:31,044 --> 00:12:32,879
مادرت تمام اتفاقات رو برام تعریف کرده

143
00:12:35,966 --> 00:12:37,300
پس لازم نیست صحبت کنیم

144
00:12:40,720 --> 00:12:43,431
کوفون! گوش کن. لطفاً

145
00:12:44,224 --> 00:12:46,977
بابا واس! تو یه سگ داری

146
00:12:51,606 --> 00:12:52,607
گمشو

147
00:12:54,359 --> 00:12:57,612
کوفون؟

148
00:12:58,321 --> 00:13:00,782
آره مامان، من اینجام. حالم خوبه

149
00:13:03,368 --> 00:13:05,287
باید بهم می‌گفتی اون برگشه

150
00:13:06,246 --> 00:13:08,665
چند نفر بودن؟ -
چهارتاشون رو دستگیر کردیم -

151
00:13:08,748 --> 00:13:09,833
گفتم که خوبم

152
00:13:11,835 --> 00:13:14,713
،اگه اون چاقو یکم بیشتر فرو میرفت
الآن مرده بود

153
00:13:16,339 --> 00:13:20,468
این اتفاق؟ اونم بعد از اینک هانیوا رو گرفتن
و نزدیک بود توی خیابون بسوزوننش؟

154
00:13:21,469 --> 00:13:23,263
جادوگریاب‌ها شجاع‌تر از قبل شدن

155
00:13:23,346 --> 00:13:25,432
،اگه جادوگریاب‌ها بهش حمله کرده بودن

156
00:13:25,515 --> 00:13:26,766
پسره زنده نمی‌موند

157
00:13:26,850 --> 00:13:29,227
مخالفم -
هنوزم تقصیر خودشونـه -

158
00:13:29,311 --> 00:13:33,440
شورش‌شون به بقیۀ مردم جرئت این رو داده
که علیه بچه‌های من اقدام کنن

159
00:13:33,523 --> 00:13:36,693
می‌خوام تک تک‌شون دستگیر بشن -
که تهش چی بشه؟ -

160
00:13:38,028 --> 00:13:40,572
می‌خوام اون‌ها رو برای خیانت دار بزنم

161
00:13:43,533 --> 00:13:44,743
ما رو تنها بذارید

162
00:13:46,202 --> 00:13:47,203
!همین الآن

163
00:13:49,998 --> 00:13:52,334
برین

164
00:14:01,176 --> 00:14:04,804
.عصبانی‌ای. متوجهم
خانواده‌ت مورد تهدید قرار گرفتن

165
00:14:04,888 --> 00:14:07,557
ولی نمی‌تونی راه بیفتی همینجوری
شهروندان رو اعدام کنی

166
00:14:07,641 --> 00:14:08,725
بدون طی کردن روند قانونی

167
00:14:08,808 --> 00:14:11,019
،مثل یه مادر فکر نکن
،مثل یک ملکه فکر کن

168
00:14:11,102 --> 00:14:12,103
ملکه‌ای که هستی

169
00:14:12,187 --> 00:14:14,898
یه ملکی بعضی‌ها باید کارهای ناخوشایندی
برای منفعت قلمروش انجام بده

170
00:14:14,981 --> 00:14:16,066
شبیه خواهرت شدی

171
00:14:16,149 --> 00:14:21,112
خب، شاید حق با اون بود! هیچکس جرئت نداشت
ازش سرپیچی کنه، اونجوری که از من می‌کنن

172
00:14:22,072 --> 00:14:26,618
من 20 سال به عنوان شمشیر
بی قید و شرط سیبیث خدمت کردم

173
00:14:26,701 --> 00:14:27,994
دوباره این کار رو نمی‌کنم

174
00:14:29,120 --> 00:14:33,458
،اگه همچین فرمانی بهم بدی
پُستم رو رها می‌کنم

175
00:14:37,796 --> 00:14:39,506
پس بهت همچین فرمانی نمیدم

176
00:14:40,840 --> 00:14:41,967
!کاپیتان گاسِت

177
00:14:42,050 --> 00:14:43,051
ملکۀ من

178
00:14:43,718 --> 00:14:46,721
افرادت رو ببر و تک تک‌شون رو برام بیار

179
00:14:46,805 --> 00:14:50,725
توی قلمرو خودم به خاطر جون بچه‌هام نمی‌ترسم

180
00:14:51,476 --> 00:14:52,477
بله، ملکۀ من

181
00:15:15,667 --> 00:15:19,880
هدف از انتظار برای بازگشت سفیر تروور چیه؟

182
00:15:20,505 --> 00:15:23,341
تأخیرش واضحاً نشون میده که پنسا

183
00:15:23,842 --> 00:15:27,387
هیچگونه قصدی مبنی بر احترام گذاشتن به شرایط
آتش بسِ ما نداره

184
00:15:27,470 --> 00:15:29,890
تروور یه سیاستمدارِ با تجربه‌ست

185
00:15:29,973 --> 00:15:33,059
اگه مقاومت کنن، خودش باهاشون مذاکره می‌کنه
تا شرایط ما رو بپذیرن

186
00:15:33,143 --> 00:15:37,981
شرایط ما برای پایایی‌ها
منفعت بیشتری داره تا خودمون

187
00:15:38,064 --> 00:15:42,277
بعد از واقعۀ گرین‌هیل گپ
زیادی اعتماد به نفس پیدا کردن

188
00:15:42,903 --> 00:15:46,364
تریوانتیز با اختلاف قدرت نظامی برتره

189
00:15:46,448 --> 00:15:50,535
،فقط باید کاری کنیم طعم شکست رو بچشن

190
00:15:50,619 --> 00:15:53,371
و شرایط به‌طور چشمگیری عوض میشن

191
00:15:53,455 --> 00:15:55,832
،ژنرال واس هم همین نظر رو داشت

192
00:15:55,916 --> 00:15:58,627
که در وهلۀ اول باعث ایجاد
واقعۀ گرین‌هیل گپ شد

193
00:15:58,710 --> 00:16:04,090
،ایدو نیروهای پایایی رو دست کم گرفت
ولی به این معنی نیست که اشتباه می‌کرده

194
00:16:05,425 --> 00:16:07,886
،ما قبیلۀ گنایت رو شکست دادیم
،الآن در بالاترین قدرت‌مون هستیم

195
00:16:07,969 --> 00:16:10,555
و باید با همین جایگاه مذاکره کنیم

196
00:16:10,639 --> 00:16:12,307
نظر بانک چیه؟

197
00:16:14,559 --> 00:16:18,271
من رو چه به اینکه بخوام
راه حل‌های نظامی بدم

198
00:16:18,355 --> 00:16:22,317
ولی درحال حاضر، خیلی چیزا هست که نمی‌دونیم

199
00:16:22,943 --> 00:16:26,238
تروور یا با ملکه برمی‌گرده یا نه

200
00:16:26,321 --> 00:16:28,281
در هر صورت، اون موقع می‌فهمیم چیکار کنیم

201
00:16:28,365 --> 00:16:31,618
و تا اون موقع، اونا برای ما آماده میشن

202
00:16:31,701 --> 00:16:35,372
که نباید مهم باشه چون طبق گفتۀ خودت
ما الآن در بالاترین قدرت‌مون هستیم

203
00:16:36,331 --> 00:16:37,457
من میگم صبر کنیم

204
00:16:39,917 --> 00:16:41,335
مردم با بانک موافقن

205
00:16:44,464 --> 00:16:47,717
ارتش نظر اکثریت رو می‌پذیره

206
00:16:51,263 --> 00:16:54,641
تصمیم گرفتم که تو و کوفون نباید
در حال حاضر قصر رو ترک کنید

207
00:16:54,724 --> 00:16:55,892
خیلی خطرناکه

208
00:16:56,851 --> 00:16:57,852
باشه

209
00:16:59,604 --> 00:17:00,897
باشه یعنی داخل قلعه می‌مونی؟

210
00:17:01,773 --> 00:17:02,774
نه

211
00:17:02,857 --> 00:17:05,485
هانیوا، اون بیرون امن نیست

212
00:17:05,569 --> 00:17:06,652
هیچ‌وقت نبوده

213
00:17:06,736 --> 00:17:08,237
!آخ! شارلوت

214
00:17:09,948 --> 00:17:11,241
کسی توی اتاقتـه؟

215
00:17:12,659 --> 00:17:13,660
نه

216
00:17:14,369 --> 00:17:17,247
اشتباه می‌کنی. عقب وایستا

217
00:17:29,426 --> 00:17:30,427
!بس کن

218
00:17:32,053 --> 00:17:33,263
ورن‌ـه

219
00:17:42,522 --> 00:17:44,232
فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت

220
00:17:45,233 --> 00:17:46,234
می‌دونم

221
00:17:53,325 --> 00:17:58,038
خب، به گمونم دیگه باید برم، نه؟

222
00:18:00,123 --> 00:18:01,124
آره، میرم

223
00:18:16,431 --> 00:18:19,893
چه اتفاقی برات افتاد؟ چرا اینجایی؟

224
00:18:21,519 --> 00:18:22,562
باید صحبت کنیم

225
00:18:24,439 --> 00:18:25,440
باشه

226
00:18:28,360 --> 00:18:32,906
چیزی نیست. همه‌چیز مرتبـه

227
00:18:32,989 --> 00:18:35,909
هی اینو گوش کن، آره

228
00:18:37,661 --> 00:18:40,872
هی، همه‌چیز مرتبـه

229
00:18:40,956 --> 00:18:43,750
هی، چیزی نیست

230
00:18:43,833 --> 00:18:46,211
آره، چیزی نیست

231
00:18:48,421 --> 00:18:49,422
چیـه؟

232
00:18:51,132 --> 00:18:55,053
.صدای گریۀ بچه رو شنیدم
.گفتم شاید یکم کمک بخوای

233
00:18:55,804 --> 00:18:57,639
صرفاً سعی دارم آرومش کنم

234
00:18:58,974 --> 00:19:00,350
انگار داری شکنجه‌ش میدی

235
00:19:01,226 --> 00:19:03,103
قبلاً هم از این کارا کردم، محض اطلاع

236
00:19:03,186 --> 00:19:04,187
آره

237
00:19:04,938 --> 00:19:07,941
ولی هنوزم ناله کردنشون تموم نشده

238
00:19:12,153 --> 00:19:14,990
بیا. بدش من

239
00:19:18,743 --> 00:19:22,831
سلام، ولفی. سلام

240
00:19:23,748 --> 00:19:27,502
من شارلوتم. سلام، عزیزم

241
00:19:29,254 --> 00:19:33,884
.نمی‌دونم چی اذیتش می‌کنه
.انگار می‌دونه من مادرش نیستم

242
00:19:33,967 --> 00:19:39,055
نه. اون فقط می‌دونه یه سری باد
توی معده‌ش هست که نمی‌تونه خارج کنه

243
00:19:41,349 --> 00:19:43,018
آفرین

244
00:19:46,021 --> 00:19:47,188
بگوز بره، مرد کوچک

245
00:19:47,689 --> 00:19:48,732
باهاش خوبی

246
00:19:49,774 --> 00:19:51,443
تا وقتی حرف نمی‌زنن دوستشون دارم

247
00:19:52,193 --> 00:19:53,265
می‌خوای خودت بغلش کنی؟

248
00:19:53,290 --> 00:19:54,333
نه

249
00:19:55,614 --> 00:19:59,534
لطفاً، اون با تو خوشحاله. بمون

250
00:20:00,577 --> 00:20:01,578
باشه

251
00:20:05,123 --> 00:20:06,124
سلام

252
00:20:08,877 --> 00:20:10,670
تو خودت بچه داری؟

253
00:20:11,379 --> 00:20:12,380
،اگه داشتم

254
00:20:12,464 --> 00:20:15,800
راه نمی‌افتادم توی قصر بچه‌های تو رو
از دردسر دور نگه‌دارم

255
00:20:18,553 --> 00:20:20,680
همیشه فکر می‌کردم دلم می‌خواد
یه دختر داشته باشم

256
00:20:23,600 --> 00:20:25,544
احتمالاً اسمش رو از رویِ اسمِ یه گُل بذارم

257
00:20:27,229 --> 00:20:30,732
لیلی. رُز

258
00:20:35,362 --> 00:20:39,532
...ولی این زندگی. کامپس

259
00:20:41,868 --> 00:20:43,370
تنها جاییه که توی زندگیم شناختم

260
00:20:45,830 --> 00:20:47,707
تنها چیزیه که دارم تا به یه بچه پیشکش کنم

261
00:20:50,043 --> 00:20:54,798
اگه قرار باشه دردسر آوردن یه نفر دیگه
...به این دنیا رو به جون بخرم

262
00:20:57,467 --> 00:21:02,013
می‌خوام چیزای بیشتری
برای ارائه بهشون داشته باشم

263
00:21:02,639 --> 00:21:05,123
فکر می‌کنم تو بیشتر از اون چیزی
که فکر می‌کنی برای ارائه داری

264
00:21:18,780 --> 00:21:22,576
شارلوت، نمی‌دونم تاحالا به خاطر محافظت
از بچه‌هام

265
00:21:22,659 --> 00:21:24,327
ازت تشکر کردم یا نه

266
00:21:24,828 --> 00:21:27,038
من می‌دونم. نکردی

267
00:21:28,331 --> 00:21:31,710
خب، لطفاً بدون که من خیلی سپاسگزارم

268
00:21:34,546 --> 00:21:38,300
نیازی نیست. مأموریت مقدس منـه

269
00:21:41,928 --> 00:21:43,889
ماما -
چیه؟ چی شده؟ -

270
00:21:43,972 --> 00:21:46,266
می‌خوام که باهام بیای. همین الآن

271
00:21:47,851 --> 00:21:49,185
مشکلی نیست. تو برو

272
00:22:14,252 --> 00:22:15,879
پس سلاح‌ها واقعی‌ان

273
00:22:16,463 --> 00:22:17,923
بابا، حق با تو بود

274
00:22:18,590 --> 00:22:20,508
از یه طرف، مثلث در طلب صلحـه

275
00:22:20,592 --> 00:22:22,969
از یه طرف نقشۀ نابودیِ ما رو می‌کشه

276
00:22:23,678 --> 00:22:25,263
نه، این درست نیست

277
00:22:25,347 --> 00:22:27,474
خب، کاملاً درست نیست

278
00:22:28,058 --> 00:22:29,851
این کار مثلث نیست

279
00:22:29,935 --> 00:22:32,646
کارِ یه دانشمندِ نظامیِ سرکش
به اسم «تورمادا»ست

280
00:22:33,563 --> 00:22:34,564
تورمادا؟

281
00:22:35,982 --> 00:22:37,025
می‌شناسیش؟

282
00:22:38,401 --> 00:22:42,322
.اون یه مرد بدون روحـه
.حاضره هزاران نفر رو بکشه

283
00:22:46,618 --> 00:22:48,453
...صداش رو نشناختم

284
00:22:50,455 --> 00:22:52,249
ولی اون بود که بو لاین رو کُشت

285
00:22:54,167 --> 00:22:57,671
اگه این سلاح‌ها همینقدر که میگی قوی هستن
چطور باهاشون بجنگیم؟

286
00:22:57,754 --> 00:23:01,675
بمب‌ها. باید قبل اینکه بتونن
ازشون استفاده کنن، نابودشون کنیم

287
00:23:01,758 --> 00:23:04,052
باید برگردیم به خانۀ روشنگری

288
00:23:05,470 --> 00:23:08,181
پس جرلامارل داره
برای تریوانتی‌ها سلاح می‌سازه

289
00:23:09,057 --> 00:23:10,308
جرلامارل مرده

290
00:23:10,809 --> 00:23:11,810
چی؟

291
00:23:12,727 --> 00:23:15,355
ایدو کُشتش، و بعد بچه‌هاش رو مجبور کرد

292
00:23:15,438 --> 00:23:18,108
که اون بمب‌ها رو تحت نظارت
تورمادا بسازن

293
00:23:21,611 --> 00:23:22,612
مامان

294
00:23:25,490 --> 00:23:26,783
ما باید بریم

295
00:23:27,325 --> 00:23:31,413
.می‌تونیم بمب‌ها رو نابود کنیم
.خواهرها و برادرهامون رو نجات بدیم

296
00:23:31,997 --> 00:23:34,291
منظورت هموناست که تو رو تحویل ایدو دادن؟

297
00:23:34,958 --> 00:23:38,503
،اولومان مجبور شد که این کار رو بکنه
و بمب‌ها رو بسازه

298
00:23:39,004 --> 00:23:41,131
اون مُرد تا من بتونم فرار کنم
و بیا بهتون هشدار بدم

299
00:23:41,214 --> 00:23:44,259
این یارو تورمادا، صرفاً بیشتر میسازه

300
00:23:44,342 --> 00:23:45,802
بدون بچه‌ها نمی‌تونه

301
00:23:45,886 --> 00:23:48,471
لازمۀ انجام فرایند پالایش زغال‌سنگ، دیدنـه

302
00:23:48,555 --> 00:23:50,557
اون برای ساخت سلاح‌ها بهشون احتیاج داره

303
00:23:50,640 --> 00:23:52,559
و واست عجیبه که چرا از ما می‌ترسن

304
00:23:53,268 --> 00:23:55,312
گفتی سلاح‌ها رو با زغال‌سنگ می‌سازن؟

305
00:23:56,146 --> 00:23:57,147
آره

306
00:23:58,607 --> 00:24:01,109
میگم تاماکتی‌جون یه گردان ببره
و خانۀ روشنگری رو بگیره

307
00:24:02,277 --> 00:24:05,113
خیلی قبل‌تر از اینکه به اونجا برسن
صدای پاشون رو می‌شنون

308
00:24:06,698 --> 00:24:08,700
من با هانیوا و کوفون میرم

309
00:24:08,783 --> 00:24:10,994
اونا خانۀ روشنگری و منطقۀ اونجا رو می‌شناسن

310
00:24:11,578 --> 00:24:13,496
،و بچه‌های جرلامارل رو آزاد می‌کنیم

311
00:24:13,580 --> 00:24:15,582
و اونا بهمون میگن چطور
این سلاح‌ها رو نابود کنیم

312
00:24:15,665 --> 00:24:18,501
می‌خوای بچه‌هامون رو دوباره ببری اونجا؟

313
00:24:21,254 --> 00:24:24,591
دیگه اون بچه‌هایی نیستن
که دفعه پیش رفتن اونجا

314
00:24:24,674 --> 00:24:26,436
الآن دیگه بالغ شدن

315
00:24:27,844 --> 00:24:30,472
جنگجو شدن -
خب، تو مجروحی -

316
00:24:31,306 --> 00:24:32,970
من همیشه مجروحم

317
00:24:36,102 --> 00:24:40,690
اول پاریس، و حالا بو لاین

318
00:24:43,318 --> 00:24:45,403
دیگه تحمل از دست دادن یکی از شماها رو ندارم

319
00:24:47,739 --> 00:24:50,492
ولی نمی‌تونیم بذاریم مرگ‌شون
بی‌دلیل بوده باشه

320
00:24:52,994 --> 00:24:56,957
،همه‌تون اول یه شب خوب استراحت می‌کنید
و صبح اول وقت راه میفتین

321
00:24:59,417 --> 00:25:00,418
ممنون مامان

322
00:25:01,160 --> 00:25:02,170
‫بریم

323
00:25:08,960 --> 00:25:10,220
‫باید حرفت رو باور می‌کردم

324
00:25:13,720 --> 00:25:17,470
‫جفت‌مون درست می‌گفتیم. اشتباه هم می‌کردیم

325
00:25:21,180 --> 00:25:23,270
‫خب حالا چی میگی؟

326
00:25:25,020 --> 00:25:26,020
‫چی رو؟

327
00:25:27,320 --> 00:25:30,400
‫هانیوا. و زنش

328
00:25:32,700 --> 00:25:35,060
‫آدم قحطی بود که عاشق یه تریوانتی شده؟

329
00:25:36,870 --> 00:25:38,120
‫به مادرش رفته

330
00:25:39,080 --> 00:25:41,830
‫آره، همه هم می‌دیدیم که
 چه نتیجه خوبی هم داشت

331
00:25:47,670 --> 00:25:49,750
‫- سفیر؟
‫- بله

332
00:25:49,840 --> 00:25:51,630
‫لرد هارلن درخواست ملاقات دارن

333
00:25:53,340 --> 00:25:54,550
‫قبول می‌کنم

334
00:25:56,050 --> 00:25:57,050
‫وارد شین

335
00:26:00,430 --> 00:26:01,520
‫واسه خداحافظی اومدی؟

336
00:26:07,770 --> 00:26:08,860
‫بهم دروغ گفتی

337
00:26:08,940 --> 00:26:11,030
‫- هارلن
‫- سلاح‌هایی که بابا واس می‌گفت واقعین

338
00:26:11,110 --> 00:26:12,690
‫تریوانتی‌ها می‌خوان حمله کنن

339
00:26:12,780 --> 00:26:14,030
‫زده به سرت؟

340
00:26:14,110 --> 00:26:17,370
‫تورمادا. یکی به اسم تورمادا سلاح‌ها رو ساخته

341
00:26:17,870 --> 00:26:20,330
‫اگه دروغ بگی رگت رو می‌زنم

342
00:26:22,950 --> 00:26:24,330
‫خوب می‌شناسمت

343
00:26:24,410 --> 00:26:25,670
‫نه اونقدرا که فکر می‌کنی

344
00:26:25,670 --> 00:26:29,000
‫چرا، همونقدر. تو هم من رو می‌شناسی

345
00:26:29,090 --> 00:26:31,590
‫اونقدری که می‌دونی بهت خیانت نمی‌کنم

346
00:26:36,050 --> 00:26:38,970
‫خب، یا من رو بکش یا بوسم کن،
‫ فقط تو رو خدا یه کاری بکن

347
00:26:48,150 --> 00:26:49,270
‫باید مطمئن می‌شدم

348
00:26:51,110 --> 00:26:52,110
‫شدی؟

349
00:26:53,530 --> 00:26:54,530
‫آره

350
00:27:01,330 --> 00:27:02,790
‫من هم اسم تورمادا رو شنیدم

351
00:27:04,080 --> 00:27:05,910
‫جزو بهترین دانشمندهای نظامیه

352
00:27:06,000 --> 00:27:09,830
‫تندروئه، ولی خیلی وقته سر و صدایی نکرده

353
00:27:09,830 --> 00:27:13,590
‫خب انگار سرش گرم ساختن سلاح‌هایی بوده
‫ که می‌تونه یه شهر رو با خاک یکسان کنه

354
00:27:13,590 --> 00:27:14,710
‫چطور ممکنه؟

355
00:27:14,800 --> 00:27:16,590
‫نمی‌دونم

356
00:27:16,680 --> 00:27:19,840
‫این سلاح‌ها رو با کلی زغال‌سنگ ساختن

357
00:27:22,220 --> 00:27:24,220
‫پس واسه همین چاقوت رو گذاشته بودی رو گلوم

358
00:27:24,220 --> 00:27:25,230
‫آره

359
00:27:26,390 --> 00:27:29,230
‫تقریباً تمام زغال‌سنگ‌هایی که به
‫ تریوانتیز قاچاق میشه مال منه

360
00:27:29,310 --> 00:27:31,440
که یعنی مال تو بوده

361
00:27:31,520 --> 00:27:34,320
‫آره خب، چندتا از محموله‌هام میره ارتش

362
00:27:34,320 --> 00:27:35,900
‫اینطوریه که راه‌ها رو باز نگه داشتم

363
00:27:35,900 --> 00:27:40,160
‫ارتش؟ یعنی میگی با تورمادا همدستن؟

364
00:27:43,540 --> 00:27:47,290
‫احتمالش هست. افتضاح
گرین‌هیل گپ رو که دیدیم

365
00:27:47,370 --> 00:27:50,540
‫ارتش تمایلش برای قدرت‌نمایی رو پنهون نکرد

366
00:27:52,710 --> 00:27:56,300
‫اگه یکی از انجمن‌های کشورم بخواد
‫شوروش کنه و به پایا حمله کنه

367
00:27:56,380 --> 00:27:58,430
‫نه تنها با کشور تو وارد جنگ میشه،

368
00:27:58,510 --> 00:28:00,420
‫با خود من هم وارد جنگ داخلی میشه

369
00:28:01,220 --> 00:28:02,220
‫عالیه

370
00:28:03,760 --> 00:28:05,220
‫حالا چطوری جلوش رو بگیریم؟

371
00:28:10,270 --> 00:28:11,770
‫امروز با سیبث راه میفتم

372
00:28:13,690 --> 00:28:15,530
‫آخرین مانع صلح رو که براشون مطرح کنم،

373
00:28:15,530 --> 00:28:17,860
‫معاهده‌ای که سرش توافق
 کردیم رو امضا می‌کنن

374
00:28:17,940 --> 00:28:21,910
‫اگه ارتش مخالفت کرد،
 موضعش معلوم میشه

375
00:28:22,950 --> 00:28:24,780
‫- نه
‫- نه؟

376
00:28:26,200 --> 00:28:31,020
‫تا وقتی که تضمین نکنی که
‫ این شورش رو سرکوب می‌کنی

377
00:28:31,020 --> 00:28:32,960
‫ملکه خواهرش رو ول نمی‌کنه

378
00:28:33,040 --> 00:28:35,340
‫ملکه تو موقعیتی نیست
که همچین چیزی بخواد

379
00:28:35,420 --> 00:28:37,300
‫با این حال این درخواست رو می‌کنه

380
00:28:38,420 --> 00:28:41,010
‫اگه بدون سیبث برم، جنگ قطعیه

381
00:28:43,010 --> 00:28:45,760
‫اگه یه انجمن شورشی رو
لو بدی اینطوری نمیشه

382
00:28:45,850 --> 00:28:48,810
‫از یه جنگ داخلی جلوگیری می‌کنی.
‫مثل یه قهرمان نگاهت می‌کنن

383
00:28:49,520 --> 00:28:51,420
‫یا مثل یه قهرمان میرم زیر خاک

384
00:28:52,480 --> 00:28:53,480
‫باهام بیا

385
00:28:54,230 --> 00:28:55,440
‫تریوانتیز؟

386
00:28:56,110 --> 00:28:58,320
‫شاید به کمکت واسه حمایت از حرفم نیاز پیدا کنم

387
00:28:58,320 --> 00:29:00,110
‫آره، چقدر هم که به حرفم گوش میدن

388
00:29:00,200 --> 00:29:03,200
‫تو بیشتر از همه به این صلح نیاز داری.
‫خودشون هم خبر دارن

389
00:29:03,280 --> 00:29:04,780
‫بهت اعتبار میده

390
00:29:04,870 --> 00:29:08,120
‫بعدش هم، تو رابط‌های زیادی داری.
‫ می‌تونن رد زغال‌سنگ رو بگیرن

391
00:29:08,790 --> 00:29:11,150
‫می‌تونم بعنوان نماینده رسمی خودم ببرمت

392
00:29:12,460 --> 00:29:16,420
‫خطرناکه. امکان داره گروگانم
‫ بگیرن و بهت فشار بیارن

393
00:29:21,760 --> 00:29:24,470
‫نمی‌خوام بی‌دلیل ازم خبردار بشن

394
00:29:26,970 --> 00:29:28,640
‫چطوری؟ نمی‌فهمم

395
00:29:29,470 --> 00:29:32,390
‫از بچگی قایمکی می‌رفتم به تریوانتیز

396
00:29:33,440 --> 00:29:36,820
‫اگه پیدات کن، به‌جرم
جاسوسی اعدامت می‌کنن

397
00:29:36,900 --> 00:29:38,860
‫پس باید بی‌سروصدا باشم

398
00:29:41,530 --> 00:29:42,990
‫فکر مزخرفیه

399
00:29:44,570 --> 00:29:45,740
‫موافقم

400
00:29:46,990 --> 00:29:48,490
‫باید زود بریم

401
00:30:01,800 --> 00:30:04,430
‫نمی‌خواد ساکت باشی. بیداره

402
00:30:09,760 --> 00:30:11,020
‫اینجا چی‌کار می‌کنه؟

403
00:30:12,100 --> 00:30:14,100
‫بوگندش همه‌جا رو برداشته

404
00:30:14,770 --> 00:30:18,230
‫بوشه که بهش آرامش میده،
چه بخوای چه نخوای

405
00:30:20,280 --> 00:30:22,820
‫آره. پسر خودم رو ببین

406
00:30:23,860 --> 00:30:25,660
‫بیا پیش پاپا بابا

407
00:30:26,780 --> 00:30:27,950
‫پاپا بابا

408
00:30:32,120 --> 00:30:34,620
‫- خبر بمب‌ها رو شنیدی؟
‫- آره

409
00:30:36,040 --> 00:30:37,540
‫فردا می‌خوایم نابودشون کنیم

410
00:30:39,500 --> 00:30:42,670
‫اگه داری دعوت می‌کنی بیام که قبوله

411
00:30:48,470 --> 00:30:50,310
‫ممنون شارلوت

412
00:30:50,390 --> 00:30:52,060
‫خواهش می‌کنم بابا واس

413
00:30:52,640 --> 00:30:55,390
‫اگه تو نبودی از دست می‌رفتیم

414
00:30:55,480 --> 00:30:58,560
‫داری خجالتم میدی بابا

415
00:31:12,120 --> 00:31:13,750
‫چه کارش می‌کنی؟

416
00:31:15,750 --> 00:31:16,750
‫کوفونم

417
00:31:18,380 --> 00:31:20,090
‫نوه‌ی عزیزمه، مگه نه؟

418
00:31:26,590 --> 00:31:27,800
‫بابایی اینجاست

419
00:31:31,100 --> 00:31:32,100
‫بله

420
00:31:34,390 --> 00:31:35,640
‫بیا بغلم

421
00:31:36,850 --> 00:31:40,440
‫روزی که تو و خواهرت به دنیا اومدین،

422
00:31:41,570 --> 00:31:43,190
‫جادوگریاب‌ها به روستامون حمله کردن

423
00:31:44,360 --> 00:31:46,860
‫خیلی‌ها مُردن، ما هم فرار کردیم

424
00:31:48,150 --> 00:31:51,780
‫اولین شب عمرت تو جنگل بودی

425
00:31:52,870 --> 00:31:55,080
‫من هم اون شب سرد، نگهبان بودم

426
00:31:56,710 --> 00:32:01,130
‫هر بادی که از بین درخت‌ها می‌گذشت،
‫ شبیه صدای یه جادوگریاب بود

427
00:32:05,380 --> 00:32:08,090
‫هنوز یه روز از پدر شدنم نگذشته بود،

428
00:32:09,720 --> 00:32:11,850
‫و به همین زودی فکر کردم از دستت دادم

429
00:32:13,180 --> 00:32:14,810
‫چون نمی‌تونستم از بچم محافظت کنم

430
00:32:17,810 --> 00:32:19,230
‫این ترس هیچوقت از بین نمیره

431
00:32:21,940 --> 00:32:23,570
‫ولی یاد گرفتم که قبولش کنم

432
00:32:25,190 --> 00:32:27,320
‫همینه که ما رو تبدیل به یه پدر می‌کنه

433
00:32:29,530 --> 00:32:31,620
‫مطمئن نیستم که بتونم پدر باشم یا نه

434
00:32:33,280 --> 00:32:34,330
‫اون هم اینطوری

435
00:32:36,700 --> 00:32:37,700
‫پسرم

436
00:32:42,380 --> 00:32:45,630
‫بالاخره یه راهی پیدا می‌کنی، مثل همه‌ی پدرها

437
00:32:47,380 --> 00:32:48,380
‫چطوری؟

438
00:32:52,340 --> 00:32:53,600
‫راز خاصی نداره

439
00:32:55,100 --> 00:32:58,930
‫بیشتر وقتا... ترس سراغت میاد

440
00:33:00,190 --> 00:33:01,310
‫بخشی از پدر بودنه

441
00:33:04,860 --> 00:33:07,900
‫پدر بودن یه نوع متفاوتی از نبرده،

442
00:33:08,900 --> 00:33:10,400
‫نبردی که توش با قلبت مبارزه می‌کنی

443
00:33:12,570 --> 00:33:15,120
‫و تو کوفون

444
00:33:15,200 --> 00:33:17,580
‫از میون همه مردایی که دیدم،
 تو قوی‌ترین قلب رو داری

445
00:33:19,620 --> 00:33:20,620
‫حالا هم بغلش کن

446
00:33:32,430 --> 00:33:34,010
‫نبردت از امروز شروع میشه پسرم

447
00:34:02,750 --> 00:34:05,080
‫این همه وقت تو ولفز کلیف بودی...

448
00:34:07,170 --> 00:34:08,300
‫چی‌کار می‌کردی؟

449
00:34:13,010 --> 00:34:14,470
‫شکار می‌کردم

450
00:34:15,590 --> 00:34:16,800
‫از کوه بالا می‌رفتم

451
00:34:18,390 --> 00:34:19,810
‫رویای تو رو می‌دیدم

452
00:34:20,970 --> 00:34:24,390
‫لازم نبود رویای من رو ببینی.
‫می‌دونستی که کجام

453
00:34:27,270 --> 00:34:31,940
‫توی رویاهام اینجا نیستی. خیلی از اینجا دوریم

454
00:34:38,870 --> 00:34:40,700
‫می‌دونم از این که اینجایی خوشحال نیستی

455
00:34:42,290 --> 00:34:44,290
‫ولی شاید یه روز بتونی،

456
00:34:45,250 --> 00:34:47,500
‫وقتی که سایه‌ی جنگ بالا سرمون نباشه

457
00:34:52,420 --> 00:34:55,510
‫این سایه همیشه بالا سر
 کشورها و حکومت‌هاس عزیزم

458
00:35:00,680 --> 00:35:04,940
‫اصلاً یادت هست که زندگی به دور از
‫همه‌ی این چیزا چه شکلی بود؟

459
00:35:07,980 --> 00:35:10,900
‫بی‌سروصدا، آروم...

460
00:35:13,240 --> 00:35:14,360
‫پیش همدیگه

461
00:35:16,360 --> 00:35:18,110
‫بچه‌هامون نزدیک بودن

462
00:35:20,620 --> 00:35:21,870
‫دنیا عوض شده

463
00:35:24,750 --> 00:35:25,750
‫نه

464
00:35:26,250 --> 00:35:30,670
‫دنیا هنوز سر جاشه. فقط ماییم که
‫ نمی‌تونیم از اینجا حسش کنیم

465
00:35:51,270 --> 00:35:52,270
‫ورن؟

466
00:35:56,360 --> 00:35:57,450
‫چیشده؟

467
00:36:10,250 --> 00:36:14,840
‫همش سربازها رو می‌بینم، بعد
‫ از این که بمب‌ها رو ترکوندیم

468
00:36:17,470 --> 00:36:19,970
‫اولش سر جاشون وایساده بودن و بعد...

469
00:36:22,100 --> 00:36:23,310
‫اونا...

470
00:36:25,770 --> 00:36:27,060
‫تیکه تیکه شدن...

471
00:36:30,060 --> 00:36:31,150
‫سوختن

472
00:36:35,280 --> 00:36:36,990
‫نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم

473
00:36:43,070 --> 00:36:45,370
‫این که بتونی ببینی همیشه یه موهبت نیست

474
00:36:48,040 --> 00:36:50,020
‫معلوم نیست دیدن اصلاً موهبت هست یا نه

475
00:36:56,590 --> 00:36:57,590
‫ورن؟

476
00:37:09,390 --> 00:37:10,730
‫من یه فراری‌ام

477
00:37:12,900 --> 00:37:13,900
‫چی؟

478
00:37:15,320 --> 00:37:18,570
‫گردانم رو ول کردم، و مجازات همچین کاری مرگه

479
00:37:22,740 --> 00:37:23,990
‫هیچوقت نمی‌تونم برگردم

480
00:37:27,040 --> 00:37:29,060
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم خونوادم رو ببینم

481
00:37:32,250 --> 00:37:33,920
‫بهشون میگن که من یه ترسوئم

482
00:37:36,550 --> 00:37:37,920
‫اونا هم سرافکنده میشن

483
00:37:38,670 --> 00:37:42,500
‫اگه پدرمادرت بشناسنت،
می‌فهمن که حقیقت نداره

484
00:37:50,770 --> 00:37:51,850
‫همش...

485
00:37:53,230 --> 00:37:55,150
‫صدای حرفای بابات رو می‌شنوم...

486
00:37:59,320 --> 00:38:01,240
‫صدای ایدو رو می‌شنوم

487
00:38:12,870 --> 00:38:13,870
‫دلت براش تنگ شده

488
00:38:17,130 --> 00:38:18,590
‫برام مثال یه پدر بود

489
00:38:25,680 --> 00:38:27,180
‫اون بود که این بمب‌ها رو ساخت

490
00:38:32,230 --> 00:38:33,230
‫می‌دونم

491
00:38:39,230 --> 00:38:40,440
‫ولی هنوز دوستش دارم

492
00:38:44,360 --> 00:38:46,870
‫این باعث میشه چجور آدمی باشم؟

493
00:38:46,870 --> 00:38:48,030
‫وای، عزیزم

494
00:38:53,460 --> 00:38:54,460
‫بیا بغلم

495
00:39:03,420 --> 00:39:08,260
‫باعث میشه یه آدم باشی، مثل همه‌مون

496
00:40:23,170 --> 00:40:24,800
‫می‌ترسیدم که نیای

497
00:40:26,210 --> 00:40:27,510
‫باید حواسم رو جمع می‌کردم

498
00:40:36,770 --> 00:40:38,100
‫جای امن پیدا نکردی؟

499
00:40:39,850 --> 00:40:43,770
‫هنوز نه. یه مشکلی پیش اومد.
‫ولی واسه چندروزمون غذا آوردم

500
00:40:43,860 --> 00:40:47,070
‫چند روز؟ نه. تو قول دادی

501
00:40:47,150 --> 00:40:48,760
‫بذار از اینجا برم بیرون!

502
00:40:49,280 --> 00:40:52,200
‫می‌ذارم. وقتی که برگردم

503
00:40:53,200 --> 00:40:57,200
‫برگردی؟ کجا داری میری؟
‫مگه از این مهم‌تر هم هست؟

504
00:40:57,200 --> 00:40:59,040
‫این که ولفی رو زنده نگه دارم

505
00:41:01,580 --> 00:41:03,880
‫تریوانتی‌ها سلاح‌های جدید ساختن

506
00:41:04,880 --> 00:41:06,630
‫از جنس رعد و برق و آتیش

507
00:41:06,710 --> 00:41:09,090
‫می‌تونن تمام شهر و پایا رو نابود کنن

508
00:41:10,880 --> 00:41:13,760
‫چی؟ چی داری میگی؟

509
00:41:13,850 --> 00:41:15,640
‫سیبث، وقت توضیح ندارم

510
00:41:17,020 --> 00:41:18,140
‫بچم رو می‌خوام

511
00:41:19,180 --> 00:41:21,480
‫واسم مهم نیست چی می‌خوای

512
00:41:22,350 --> 00:41:25,690
‫به‌خاطر تو نیست که
‫این کار رو می‌کنم. به‌خاطر ولفه

513
00:41:28,740 --> 00:41:32,740
‫نمی‌تونم اجازه بدم مادرش
رو بکشن، با این که حقشه

514
00:41:37,830 --> 00:41:40,160
‫- کوفون
‫- دهنت رو ببند و تکون نخور

515
00:41:41,500 --> 00:41:42,870
‫چند روز دیگه برمی‌گردم

516
00:41:45,170 --> 00:41:46,590
‫اگه برنگشتی چی؟

517
00:41:48,590 --> 00:41:50,010
‫بالاخره که عاقبت همه‌مون خاکه

518
00:41:56,180 --> 00:41:57,180
‫شنیدی؟

519
00:42:02,850 --> 00:42:03,850
‫بله

520
00:42:05,150 --> 00:42:06,770
‫پس نقشه‌های دیگه‌ای بچینیم

521
00:42:07,360 --> 00:42:09,230
‫قبلاً چیده شده بانوی من

522
00:42:11,530 --> 00:42:12,650
‫یه هدیه براتون آوردم

523
00:42:32,130 --> 00:42:33,470
‫اندازه‌ی اندازس

524
00:42:35,800 --> 00:42:37,180
‫ممنون هارمونی

525
00:42:41,810 --> 00:42:45,480
‫اون سلاح‌هایی که گفت تریوانتی‌ها
‫ دارن، از جنس آتش و رعد و برق

526
00:42:46,230 --> 00:42:47,900
‫یه پچ‌پچ‌هایی تو قصر شنیدم

527
00:42:48,480 --> 00:42:51,740
‫ته و توش رو در بیار. بهش می‌خوره جالب باشه

528
00:42:52,940 --> 00:42:53,950
‫بله بانوی من

529
00:43:13,470 --> 00:43:14,470
‫دروازه رو باز کن!

530
00:43:24,890 --> 00:43:25,980
‫لوشن بری

531
00:43:27,690 --> 00:43:28,860
‫تاماکتی جون

532
00:43:30,520 --> 00:43:32,400
‫امیدوارم که راضی شده باشی

533
00:43:32,480 --> 00:43:33,490
‫چه جورم

534
00:43:34,360 --> 00:43:35,780
‫طرف اشتباهی رو انتخاب کردی

535
00:43:36,320 --> 00:43:38,410
‫تو رو دارن می‌برن آویزونت کنن

536
00:43:39,570 --> 00:43:42,290
‫تو هم برای مرگ من جواب پس میدی،

537
00:43:42,370 --> 00:43:43,450
‫مرگ همه‌مون

538
00:43:46,000 --> 00:43:48,080
‫کلی جواب دارم. همه‌مون داریم

539
00:43:48,170 --> 00:43:49,170
‫تنهامون بذارین

540
00:43:57,720 --> 00:44:00,550
‫از موضع‌تون عقب‌نشینی کنین، همه

541
00:44:02,060 --> 00:44:04,980
‫من هم مطمئنم که می‌تونم ملکه
‫رو راضی کنم که بهتون رحم کنه

542
00:44:07,270 --> 00:44:08,270
‫نمی‌تونم

543
00:44:09,100 --> 00:44:10,300
‫به‌خاطر هیچی داری می‌میری

544
00:44:10,310 --> 00:44:13,690
‫دارم در راه سوگند به خداوند شعله‌ها می‌میرم

545
00:44:13,780 --> 00:44:18,610
‫اینی که تو بهش میگی «هیچی»، داره
‫ بهم میگه که چقدر گمراه شدی

546
00:44:20,320 --> 00:44:24,660
‫یه زمانی بود که می‌تونستی
با افتخار کنار من بمیری

547
00:44:24,740 --> 00:44:27,040
‫فریب خوردیم لوشن

548
00:44:28,500 --> 00:44:33,210
‫به زنی سوگند خوردیم که خداوند شعله‌ها
‫ رو واسه کشت و کشتار بهونه می‌کرد

549
00:44:33,300 --> 00:44:35,630
‫اون‌وقت این کار چطوری کشت و کشتارهاش رو توجیح می‌کنه؟

550
00:44:35,710 --> 00:44:37,050
‫دارم بهت کمک می‌کنم

551
00:44:37,130 --> 00:44:38,130
به من؟

552
00:44:39,430 --> 00:44:40,930
‫تو حتی نمی‌تونی به خودت کمک کنی

553
00:44:42,720 --> 00:44:44,810
‫حالا هم اگه کارت تموم شد بگو...

554
00:44:47,060 --> 00:44:48,690
‫چون با یه دار قرار دارم

555
00:44:55,230 --> 00:44:56,230
‫دروازه رو ببند!

556
00:44:58,570 --> 00:44:59,570
‫برو تو!

557
00:45:02,240 --> 00:45:05,370
‫این سرزمین، سرزمین توئه

558
00:45:06,620 --> 00:45:09,460
‫این سرزمین، سرزمین منه

559
00:45:10,710 --> 00:45:13,880
‫از دره‌های پایین

560
00:45:14,750 --> 00:45:17,630
‫تا کوه‌های بلند

561
00:45:19,590 --> 00:45:21,430
‫از جنگل مخفی

562
00:45:23,300 --> 00:45:25,470
‫تا آب‌های شور

563
00:45:27,890 --> 00:45:31,560
‫این سرزمین برای من و تو ساخته شده بود

564
00:45:34,230 --> 00:45:37,070
‫این سرزمین...

565
00:45:43,570 --> 00:45:46,120
‫باید برم. زود برمی‌گردم

566
00:46:26,320 --> 00:46:28,660
‫این سه جادوگریاب سابق

567
00:46:29,450 --> 00:46:32,410
‫نلیکات، والن و یارنز

568
00:46:34,120 --> 00:46:35,460
‫در حضور همه‌ی شما،

569
00:46:36,710 --> 00:46:41,630
‫به جرم قتل شهروند بی‌گناه پایا،
‫ یعنی رو وانو محکوم می‌شوند

570
00:46:42,260 --> 00:46:46,340
‫اون رو زنده زنده سوزوندند،
 چون فکر می‌کردند که بینائه

571
00:46:48,180 --> 00:46:52,810
‫مجازات قتل، اعدام با داره

572
00:47:59,290 --> 00:48:02,590
‫و حالا بقیه، روی پاهاتون بایستید

573
00:48:05,880 --> 00:48:09,300
‫حکومت پایا دیگه جادوگرها
‫رو به رسمیت نمی‌شناسه

574
00:48:10,300 --> 00:48:12,470
‫شما از فرمان سلطنتی سرپیچی کردید

575
00:48:12,970 --> 00:48:15,980
‫و علناً خواستار کشتن بیناها شدید

576
00:48:17,640 --> 00:48:21,270
‫مجازات سرپیچی از دستور ملکه مرگه

577
00:48:24,780 --> 00:48:25,780
‫ولی...

578
00:48:27,780 --> 00:48:32,910
‫اخیراً همه به اندازه کافی مرگ دیدیم

579
00:48:34,580 --> 00:48:39,330
‫و شما هنوز همان سربازان شجاعی هستید
‫که قهرمانانه در گرین‌هیل گپ جنگیدید

580
00:48:41,460 --> 00:48:43,000
‫به زندگی ادامه می‌دید،

581
00:48:43,340 --> 00:48:46,590
‫نه با یک هشدار، بلکه یک وعده

582
00:48:49,010 --> 00:48:51,430
‫که اگه یک بار دیگه از فرمان سلطنتی سرپیچی کنید،

583
00:48:51,510 --> 00:48:54,430
‫اگه باز هم دور هم جمع بشید
‫و شورش رو برانگیخته کنید،

584
00:48:54,510 --> 00:48:58,940
رنجی که شما و خانواده‌هاتون می‌کشید
از این مردها خیلی بیشتر است

585
00:49:03,020 --> 00:49:04,020
‫به خانه‌هاتون برید

586
00:49:13,620 --> 00:49:14,620
‫تصمیم عاقلانه‌ای بود

587
00:49:15,740 --> 00:49:16,750
‫زمان مشخص می‌کنه

588
00:49:53,070 --> 00:49:54,990
‫مثل یه عنکبوت ساکت باش

589
00:49:56,080 --> 00:49:57,080
‫کوفون؟

590
00:50:03,460 --> 00:50:05,340
‫خوش‌برگشتی بابا واس

591
00:50:06,880 --> 00:50:07,880
‫سیبث!

592
00:50:09,710 --> 00:50:11,470
‫بچه رو بیدار کردی

593
00:50:12,760 --> 00:50:13,760
‫چیزی نیست

594
00:50:13,840 --> 00:50:15,350
‫بابابزرگه

595
00:50:15,430 --> 00:50:18,720
‫اومده باهات خداحافظی
‫کنه که با مامانی بریم سفر

596
00:50:20,930 --> 00:50:25,190
‫- بچه رو بذار زمین
‫- جلو نیا وگرنه چشم رو هم بذاری گلوش رو می‌بُرم

597
00:50:25,270 --> 00:50:26,730
‫خنجرم لب گردنشه

598
00:50:31,950 --> 00:50:33,030
‫اون بچته

599
00:50:33,610 --> 00:50:37,910
‫آره، مال منه. و قبل از این که
‫ از دستش بدم، می‌کشمش

600
00:50:38,660 --> 00:50:40,620
‫حاضری بچه‌ی خودت رو بکشی؟

601
00:50:41,750 --> 00:50:45,790
‫برده تریوانتی قراره امروز به‌خاطر قتل سرزنشم کنه

602
00:50:45,880 --> 00:50:50,840
‫چندنفر رو دستگیر کردی، فروختی و کشتی؟

603
00:50:51,340 --> 00:50:54,300
‫باید ده‌تا شهر مثل کانزوآ رو
‫غرق کنم تا به پای تو برسم

604
00:50:54,380 --> 00:50:55,640
‫حالا هم ولم کن

605
00:51:03,180 --> 00:51:06,100
‫تو پدر خودت رو کشتی

606
00:51:06,190 --> 00:51:08,440
‫برادر خودت رو کشتی

607
00:51:09,270 --> 00:51:11,820
‫نوه‌ت رو هم می‌کشی؟

608
00:51:15,110 --> 00:51:19,410
‫هرجا که بری پیدات می‌کنم

609
00:51:20,580 --> 00:51:22,870
‫تو خونه‌ی خودت که نتونستی پیدام کنی

610
00:51:24,460 --> 00:51:26,750
‫اینجا چه خبره؟

611
00:51:27,750 --> 00:51:28,750
‫کوفون

612
00:51:31,210 --> 00:51:32,420
‫برنامه‌هامون عوض شده

613
00:51:32,510 --> 00:51:35,260
‫ممنون بابت کمکت ولی دیگه نمی‌تونم

614
00:51:35,340 --> 00:51:37,340
‫مثل یه روح سرگردان تو این زندان مخفی شم

615
00:51:37,340 --> 00:51:38,550
‫وقت رفتنه

616
00:51:38,640 --> 00:51:40,180
‫- تو آزادش کردی؟
‫- بابا

617
00:51:40,260 --> 00:51:42,100
‫وایسا سیبث. خواهش می‌کنم، بچه رو بده به من

618
00:51:42,180 --> 00:51:44,480
‫نمی‌تونم یه حرف رو دوبار بزنم

619
00:51:44,560 --> 00:51:46,440
‫شمشیرم رو که می‌بینی رو گردنشه. بذار رد شم

620
00:51:46,520 --> 00:51:47,810
‫نمی‌ذارم پسرم رو ببری

621
00:51:47,900 --> 00:51:48,980
‫پسر خودمه

622
00:51:50,270 --> 00:51:52,980
‫من درستش دادم. من اینور اونور بردمش

623
00:51:53,610 --> 00:51:56,490
‫ولی نترس، ولفی برمی‌گرده

624
00:51:56,570 --> 00:51:59,280
‫وقتی که حکومتم رو پس بگیرم
‫و رو تخت پادشاهی بنشونمش

625
00:51:59,280 --> 00:52:01,280
‫دیوونه شدی. همچین اتفاقی نمیفته

626
00:52:01,370 --> 00:52:02,700
‫تو پیش‌گویی‌ها اسم این بچه آورده شده

627
00:52:02,700 --> 00:52:04,080
‫نمی‌تونه ببینه!

628
00:52:07,460 --> 00:52:09,130
‫هیچ پیش‌گویی‌ای در کار نیست

629
00:52:10,710 --> 00:52:12,550
‫چشم‌هاش به من نرفته، به تو رفته

630
00:52:13,590 --> 00:52:17,550
‫یعنی ناجی مقدس نیست، و یعنی تو برگزیده‌ی خدا نیستی

631
00:52:18,510 --> 00:52:19,510
‫دروغ میگی

632
00:52:21,180 --> 00:52:24,060
‫قول دادیم که همیشه به هم دیگه راستش رو بگیم

633
00:52:24,140 --> 00:52:26,040
‫می‌دونی که دروغ نمیگم

634
00:52:30,810 --> 00:52:35,320
‫پس خودت هم می‌دونی
که بچه‌ی کورت رو می‌کشم

635
00:52:35,400 --> 00:52:36,990
‫- ولم کن
‫- نه

636
00:52:38,110 --> 00:52:39,200
‫کوفون!

637
00:52:44,450 --> 00:52:46,540
‫کوفون، بذار حسش کنم

638
00:52:47,410 --> 00:52:49,520
خیلی خونریزی داره

639
00:52:57,340 --> 00:52:58,340
‫کوفون

640
00:53:00,000 --> 00:53:07,000
‫مترجمین: «علی محمدخانی» و «محمدعلی sm»

641
00:53:07,084 --> 00:53:14,084
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
