WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:08.175 --> 00:12.012
خدايِ آتش هميشه صبحگاه خودش رو نمايان ميکنه
.تا مارو گرم کنه پرنسس

00:19.311 --> 00:21.063
.صبح بخير علياحضرت

00:22.606 --> 00:24.608
! امروز روز زيبايي هست ماگرا

00:24.691 --> 00:26.985
! کل شهر قراره کنار تو جشن بگيره

00:27.528 --> 00:31.907
حيف که پدر امروز اينجا نيست
.که عروسيِ تورو جشن بگيره

00:38.288 --> 00:40.916
...ياس و استخودوس و عسل

00:42.292 --> 00:44.294
! چه عروسِ دوست داشتنيي بشي تو

00:45.838 --> 00:46.839
! دست به اين نزن

00:47.548 --> 00:50.384
.پرنسس، قبل از ازدواج بايد تمامي زيور آلات رو از خودتون جدا کنين

00:50.467 --> 00:53.512
! من اين دستبند رو باز نميکنم -
...قانون اينجا همينه -

00:53.595 --> 00:55.973
خدمتکار ؟
اسم تو چيه ؟

00:57.266 --> 00:58.809
.هارموني هستم علياحضرت

00:58.892 --> 01:01.603
هارموني ؟
! چه اسم قشنگي

01:03.063 --> 01:04.438
.دستت رو بده به من هارموني

01:10.445 --> 01:11.947
...هارموني

01:12.614 --> 01:16.118
نکنه شما از اين عادت ها داري
که به پرنسس ها بکن و نکن بکني ؟

01:16.201 --> 01:19.580
نکنه ميخواي به ملکه‌َت هم اينطوري توهين کني ؟

01:19.663 --> 01:21.206
.نه علياحضرت
...هرگز

01:21.290 --> 01:22.958
.پس ببند دهنت رو و تنهاش بذار

01:29.089 --> 01:32.509
.پرنسس کاملاً آماده شده
.ديگه شما ميتوني بري هارموني

01:32.593 --> 01:33.635
.بله علياحضرت

01:44.104 --> 01:47.691
...مردم پنسا
...همه‌يِ مردم پنسا

01:47.774 --> 01:52.821
...حتي اين خدمتکار هاشون
.همشون بايد اين اتهاد رو باور کنن

01:52.905 --> 01:55.240
.نگرانش نباش
.من نقشم رو بازي ميکنم

01:55.324 --> 01:57.034
! تو تنها نيستي

01:57.117 --> 02:00.746
...چرا هستم
.تو که به شوهرت خيانت نکردي

02:04.791 --> 02:07.461
.اين ازدواج به نفعِ هممون هست

02:08.044 --> 02:10.964
...وقتي که بچه هات پيدا بشن و بيان پيشت

02:11.048 --> 02:13.592
تنها چيزي که ازشون محافظت ميکنه
! همين ازدواج توئه

02:19.056 --> 02:22.226
خيليا وقتي خواهرشون اينطوري ساکتشون ميکنه
! ناراحت ميشنا

02:22.309 --> 02:24.728
.سيبِث، تو يکي رو که نميشه ساکت کرد

02:24.811 --> 02:26.355
...به اندازه کافي زورمو زدم ساکت شي، نشده

02:34.947 --> 02:35.948
...بيا

02:38.492 --> 02:42.871
يادته وقتي کوچيک بودي من موهات رو ميشستم ؟

03:05.394 --> 03:06.645
...همينطور ادامه بده

03:11.066 --> 03:12.067
...خواهش ميکنم

05:07.850 --> 05:10.936
! خواهش ميکنم، فقط دور بمون

05:11.019 --> 05:13.647
! بابا به خدا کسي نميخواد اينجا منو بکشه

05:13.730 --> 05:15.732
! تا وقتي که من اينجام نميتونن فکرشم بکنن

05:15.816 --> 05:19.027
! هانيوا، هانيوا
...وايسا

05:21.780 --> 05:27.744
ببين، اينکه يه سرباز وفادار هميشه کنارت باشه
! خيلي چيز بديم نيستا

05:27.828 --> 05:30.038
.من يکي که خودمم خوشحالم که تو با تير هات کمکم کردي

05:32.833 --> 05:36.293
.قشنگ صدايِ فکر کردنت رو هم ميتونم بشنوم

05:38.463 --> 05:41.216
.من تا همين ديروز عذادارِ مامانم بودم

05:42.134 --> 05:44.178
! بعد امروز مامانم شده پرنسس

05:44.845 --> 05:48.515
...الآن دارم به تک تک لحظات بچگيم فکر ميکنم

05:49.308 --> 05:52.102
نميدونم چيا واقعي بودن
...و چيا دروغ

05:54.438 --> 05:56.190
.به زودي همه چي رو ميفهمي عزيزم

05:57.232 --> 05:58.609
...نه به اين زودي ها

06:04.656 --> 06:07.576
...ميدوني که من خطري برات ندارم

06:10.204 --> 06:12.706
.من که ازت نميترسم
.آدم حسابت نميکنم

06:15.667 --> 06:20.464
...بگو ببينم ژنرالِ جادوگرياب
تاحالا جونِ چند نفر رو گرفتي ؟

06:21.715 --> 06:24.968
...به اندازه اي هست که چندين بار پشت هم روحم نفرين بشه

06:26.887 --> 06:30.182
بعد با اين وجود حاظر بودي
ملکه اي که بهش خدمت کردي رو بکشي ؟

06:31.725 --> 06:34.019
! هرچقدر هم نفرين بشي، کمه

06:35.145 --> 06:38.190
...بله، فکر ميکنم همينطور باشه

06:46.448 --> 06:49.284
تو خوبي ؟ -
.آره، من خوبم -

06:50.452 --> 06:54.122
.بايد يه شبِ ديگه هم استراحت ميکرديم -
...من چيزيم نيست -

06:55.207 --> 06:58.252
،تو اگه همين الآن سرت هم قطع بشه
...دوباره سرت رو برميداري و تا پنسا ميري

06:59.211 --> 07:01.338
! نخيرم
! ميدم تو بياريش

07:02.965 --> 07:03.966
...آخي

07:06.301 --> 07:08.053
...اين سربازانِ شجاع وقتي که سعي ميکردن

07:08.136 --> 07:12.724
.جلويِ بابا واس رو بگيرن جونشون رو از دست دادن

07:13.392 --> 07:16.353
.همشون قهرمان ما هستن
! ما هم انتقامشون رو خواهيم گرفت

07:17.855 --> 07:20.482
اين ها سرباز هايِ شجاعي هستن
.که تا ابد در خاطرِ ما ميمونن

07:21.775 --> 07:25.404
.همشون فرزندانِ تريوانتيان بودن
.الآن ديگه با تريوانتيان يکي شدن

07:33.829 --> 07:36.331
...رنديو
...پسرم

07:42.880 --> 07:44.006
...خانم اوري

07:45.757 --> 07:48.135
! رنديو يه سرباز وطن پرست و يه قهرمان بود

07:49.595 --> 07:53.473
.من رنديو رو مثل پسر خودم قبولش داشتم

07:55.976 --> 08:00.230
! کسايي که مسئولِ مرگِش بودن زجر خواهند کشيد
! بهتون قول ميدم

08:33.639 --> 08:35.182
خبري برام نداري ؟

08:35.265 --> 08:39.061
.بله ژنرال واس
.يه جادوگرياب اومده و درخواستِ پناه داره

08:39.144 --> 08:40.312
يه جادوگرياب ؟

08:40.395 --> 08:42.231
...اين اولين باري هست

08:42.313 --> 08:44.358
که يکي از سرباز هايِ تاماکتي جون
.از خدمت فرار کرده

08:46.735 --> 08:47.945
پيشنهادش چيه ؟

08:48.028 --> 08:50.864
.ميگه که فقط با شما صحبت ميکنه

08:52.616 --> 08:54.618
.احتمالاً پشيمون ميشه

08:55.118 --> 08:56.119
.بيارش پيشم

08:57.287 --> 08:58.288
...بجنب

09:06.964 --> 09:12.386
.من ژنرال ارشد، ايدو واس هستم
ميخواستي با من صحبت کني ؟

09:12.469 --> 09:13.470
.بله قربان

09:13.554 --> 09:16.390
...تو اولين جادوگريابي هستي که من ديدم

09:16.473 --> 09:20.310
! و شمشيرم رو توش فرو نکردم

09:20.936 --> 09:22.855
.من اطلاعاتي دارم که بدردتون ميخوره قربان

09:24.398 --> 09:29.570
بعد چرا من بايد به سربازي اعتماد کنم
که به کشورِ خودش خيانت کرده ؟

09:29.653 --> 09:32.781
کشور من ديگه اون کشوري نيست
...که من به حفاظت ازش قسم خوردم

09:33.282 --> 09:34.408
بعد چرا ؟

09:34.992 --> 09:36.827
...من قسم خوردم که از پايا در مقابل

09:36.910 --> 09:38.996
...شياطينِ جادوگر محافظت کنم و

09:39.079 --> 09:42.374
...من خودم ميدونم جادوگرياب ها چيکار ميکنن

09:42.457 --> 09:45.502
همينطور در مقابل اونايي که بينايي دارن
.يا اونايي که ميخوان بينايي رو دوباره برگردونن

09:46.378 --> 09:49.256
...الآن هم ملکه اعلام کرده که بينا ها

09:49.339 --> 09:51.175
ديگه جادوگر حساب نميشن، نه ؟

09:52.926 --> 09:54.803
...بله قربان

09:54.887 --> 10:00.142
گفته شده که خودش هم يه بچه‌يِ بينا تويِ شکمش داره
نه ؟

10:01.268 --> 10:02.269
.بله قربان

10:02.352 --> 10:08.650
...تو لشکرت رو ول کردي و اومدي سمتِ مرگ حتمي‌ت

10:08.734 --> 10:13.280
که فقط چيزايي که جاسوس هام چندين روز پيش بهم گفتن رو
بازگو کني ؟

10:15.616 --> 10:19.036
.ببندينش و به برده‌دار ها بفروشينش -
...نه نه -

10:19.119 --> 10:20.454
...بجنب -
قربان ؟ -

10:21.246 --> 10:23.916
! فرمانده واس ! اينا بازم هستن
! وايسين -

10:35.135 --> 10:36.136
بازم ؟

10:37.179 --> 10:40.974
بچه‌يِ ملکه اولين بچه‌يِ بينايي نيست
.که تويِ خانواده سلطنتي بدنيا مياد

10:41.517 --> 10:43.519
...دوتا بچه‌يِ بالغ هم هستن

10:47.648 --> 10:49.608
...اين دوتا بچه اي که ميگي

10:51.610 --> 10:55.739
يکيشون يه دختري به اسم هانيوا نيست ؟

10:57.282 --> 10:58.283
...بله

11:32.025 --> 11:33.402
خب پس، اينجا پنسا هست ؟

11:36.154 --> 11:37.155
.بله

11:46.540 --> 11:47.875
هميشه اينقدر ساکته ؟

11:50.836 --> 11:53.046
.نه، هيچوقت اينطوري نبوده

11:56.550 --> 11:57.634
.يه جايِ کار ميلنگه

12:07.686 --> 12:09.146
...سربازا اونجان

12:12.733 --> 12:14.484
.همينجا بمون
.صدات هم در نياد

12:15.485 --> 12:18.447
چيزي شده ؟ بايد نگران باشيم ؟ -
.ما نه، تو بايد نگران باشي -

12:43.055 --> 12:45.807
...خب اينجايِ کار يکم سخت ميشه -
چرا ؟ مگه مادرم اينجاست ؟ -

12:45.891 --> 12:48.310
...هستش -
خب پس مشکل چيه ؟ -

12:49.311 --> 12:50.604
...مشکل اينه که

12:51.313 --> 12:53.232
! مادرت ظاهرا داره ازدواج ميکنه

13:10.165 --> 13:11.333
...بابا، عشق من

13:13.252 --> 13:14.294
...منو ببخش

13:16.338 --> 13:17.339
مامان ؟

13:19.758 --> 13:20.592
! مامان

13:21.426 --> 13:22.427
کوفون ؟

13:23.387 --> 13:25.681
! مامان ! مامان
مامان ؟

13:31.520 --> 13:32.729
تو زنده اي ؟

13:32.813 --> 13:34.064
...واي پسرم

13:35.774 --> 13:40.404
از اولين روزي که از هم جدا شديم
...هميشه دنبالت گشتم

13:41.280 --> 13:42.865
...هيچوقت ازت نااميد نشدم

13:44.700 --> 13:47.703
...مامان، اينا ميگن امروز قراره ازدواج کني

13:47.786 --> 13:49.246
راست که نميگن، ميگن ؟

13:50.414 --> 13:51.874
.همه چي رو برات توضيح ميدم

13:53.917 --> 13:56.211
پدرت کجاست ؟
هانيوا کجاست ؟

13:57.546 --> 13:59.715
.بابا رفت تويِ تريوانتيان تا هانيوا رو پيدا کنه

13:59.798 --> 14:00.799
تويِ تريوانتيان ؟

14:01.633 --> 14:02.968
...پرنسس ماگرا، وقتشه

14:03.051 --> 14:06.597
.وايسا ببينم
چرا اونجا ؟

14:06.680 --> 14:09.266
جارلامارل چي شد پس ؟ -
.نبايد امروز ازدواج کني -

14:09.349 --> 14:11.351
.لرد هارلان منتظرتونه
...ملکه هم داره صبرش تموم ميشه

14:11.435 --> 14:13.187
! الآن ميام -
لرد هارلان کيه ؟ -

14:13.812 --> 14:15.731
.همه چي رو بعداً توضيح ميدم
.من بايد برم کوفون

14:15.814 --> 14:19.359
.فقط بايد بهم اعتماد کني -
...مامان، نه، نبايد همچين کاري بکني -

14:19.443 --> 14:21.945
.نميتونم کاريش بکنم

14:22.571 --> 14:23.572
.پدرت درک ميکنه

14:23.655 --> 14:26.992
نه، فکر نميکنم درک بکنه که چرا همسر مرده‌ش
! بايد با يکي ديگه ازدواج کنه

14:27.075 --> 14:28.410
! کوفون -
! اينقدر اسم منو نيار -

14:28.493 --> 14:29.995
! اين وضع رو درستش کن

14:30.078 --> 14:33.373
.من نميدونم داستان از چه قراره مامان
...ولي نبايد اينکارو بکني

14:33.457 --> 14:34.625
! ساکت باش

14:35.459 --> 14:39.463
.من هنوزم همون مادري هستم که ميشناختي
.تو هم هنوز پسرمي

14:40.422 --> 14:42.216
.ولي شرايط يکم عوض شده

14:43.759 --> 14:46.803
.من اين کارو دارم واسه تو و خانوادمون ميکنم

14:48.013 --> 14:51.141
.تو همينجا تويِ اتاق من بمون

14:51.808 --> 14:53.268
.به هيچکس هم صحبت نکن

14:54.520 --> 14:58.106
وقتي اين داستان ها تموم بشه
.با هم حرف ميزنيم، قول ميدم

15:00.359 --> 15:03.278
قول ميدم، خب ؟ -
...اينکارو نکن -

15:05.155 --> 15:06.657
...نبايد اينکارو بکني -
.مجبورم -

15:17.209 --> 15:20.295
! واي که چقدر سوال برام پيش اومده

15:29.805 --> 15:30.889
.خيلي خب، بسه ديگه

15:30.973 --> 15:33.392
.يکم استراحت کنم خوب ميشم -
پاريس ؟ -

15:38.814 --> 15:39.815
! ولم کن

15:40.774 --> 15:43.193
يا خدا
! از رويِ لباست هم ميتونم تب‌ِت رو حس کنم

15:44.027 --> 15:46.864
.چيزيم نميشه -
.تو دکتر لازم داري -

15:47.364 --> 15:48.782
.تويِ پنسا دکتر پيدا ميکنيم

15:48.866 --> 15:51.493
! بابا، اينطوري بريم، تا برسيم پنسا مُردي

15:53.203 --> 15:56.123
.ما الآن تويِ ليکلَندزيم
...خيلي با واليِر فاصله نداريم

15:56.206 --> 15:58.542
.اونجا ميتونن دکتر و سرپناه بهمون بدن

15:59.418 --> 16:00.419
بابا ؟

16:03.672 --> 16:04.506
...تروخدا بيا

16:06.508 --> 16:07.801
...باشه عزيزم

16:08.677 --> 16:11.680
.من نميتونم باهاتون به واليِر بيام

16:12.222 --> 16:14.099
.به هر حال ما ميريم اونجا

16:14.183 --> 16:17.144
...ميدونين که قبايلِ مخفي، برايِ من مخفي نبودن

16:18.020 --> 16:20.689
.واليِر خيلي از من کينه به دل داره

16:29.364 --> 16:33.702
.سر و صدات در نياد
.همين اطراف کمپ کن
.ما خودمون پيدات ميکنيم

16:38.123 --> 16:39.208
! شايدم نکرديم

17:27.506 --> 17:30.884
...خداوندا، ما در زيرِ شعله‌يِ تو

17:32.970 --> 17:35.597
...باشد که تو هم در اين روز خاص

17:35.681 --> 17:38.058
.اتهاد مارو گرامي بداري

17:40.060 --> 17:43.522
...ما رو راهنمايي کن
...راهِ ما رو باز کن

17:43.605 --> 17:49.903
.کساني که به ما خيانت ميکنند را از بين ببر
! باشد که ما در آتش و دودِ تو برخيزيم

17:51.154 --> 17:57.327
.چرا که تاريکي و قدرت از آنِ توست

17:58.954 --> 18:00.873
.باشد که تو هميشگي باشي

18:23.729 --> 18:28.025
...پرنسس ماگرا و لُرد هارلان

18:32.654 --> 18:35.824
...شما وارد اين ازدواج مبروک و معطر ميشويد

18:55.969 --> 18:58.805
.و با هم متهد خواهيد شد

18:58.889 --> 19:02.017
و بدن و روحِ خود را در نظر خداوند
.يکي خواهيد کرد

19:03.727 --> 19:10.692
با قدرتِ مقدسي که به من واگذار شده
! به شما اجازه ميدم که اين وصله رو يکي کنين

20:44.870 --> 20:45.871
...ممنونم، شما هم همينطور

20:51.418 --> 20:53.378
...پرنسس ماگرا

20:55.130 --> 20:59.843
! همسر هارلان هم خواهر خودم حساب ميشه -
...ماگرا، برادرم رو که يادته -

21:00.552 --> 21:04.932
...ممنونم -
! کريگان ! يادمه من پوشکِ تورو عوض ميکردم -

21:05.516 --> 21:08.352
! خب، خوشبختانه ديگه بقيه ميان عوضش ميکنن

21:12.731 --> 21:13.774
...ممنونم

21:15.567 --> 21:16.735
.مرسي که اومدين

21:17.819 --> 21:19.029
! ببخشيد ببخشيد

21:20.864 --> 21:23.033
...خب خب خب، برو برو

21:36.839 --> 21:39.216
نرسيديم ؟ -
...نزديکيم -

21:39.299 --> 21:41.510
.فکر نميکنم اين گنده بگ ديگه بتونه تحمل کنه

21:41.593 --> 21:43.220
! من يکي هم که نميتونم اينو بلندش کنم بيارمش

21:46.640 --> 21:47.641
!کي اونجاست ؟

21:48.475 --> 21:49.518
! خودتو نشون بده

21:49.601 --> 21:52.813
کي وارد زمين هايِ واليِر شده ؟
! خودتون رو معرفي کنين

21:53.438 --> 21:57.651
! برادر ! ما خطري به همراه نداريم
.من پاريس هستم

21:57.734 --> 21:59.695
.ما آخرين بازمانده هايِ آلکني هستيم

21:59.778 --> 22:03.073
! نخير
...من آخرين بازمانده‌يِ اونجام

22:04.408 --> 22:06.785
...چه چه -
...چه چه چه -

22:06.869 --> 22:08.620
! بو

22:09.121 --> 22:10.205
لايون ؟

22:11.290 --> 22:12.374
...بو لايون

22:15.419 --> 22:16.712
...واي پاريس

22:44.406 --> 22:45.407
کوفون ؟

22:46.992 --> 22:47.993
تويي ؟

22:50.370 --> 22:51.538
.چيزي نيست
.اينجا جات امنه

22:52.664 --> 22:53.707
.من عمه‌َتم
.سيبِث

22:57.002 --> 23:00.422
خيلي خوشحال شدم وقتي فهميدم بالاخره
.رسيدي اينجا

23:00.506 --> 23:03.217
.خيلي وقته منتظرتيم اينجا

23:12.559 --> 23:13.769
مياي بغلم ؟

23:36.667 --> 23:38.418
.تو از پدر و مادرت بلند تري

23:41.421 --> 23:44.925
چيزي نميخواي برات بيارم ؟
.هرچي بخواي ميفرستم برات بيارن

23:45.008 --> 23:47.553
.نه ممنون

23:49.096 --> 23:52.307
حيف که اين اولين باره که
.داريم همديگه رو ميبينيم

23:54.476 --> 23:56.311
...تو کل عمرمون ميخواستي مارو بکشي

24:00.399 --> 24:02.776
...اگه ماگرا خودش رو اون زمان معرفي کرده بود

24:02.860 --> 24:06.029
.من ازش محافظت ميکردم
...از شماها محافظت ميکردم

24:07.114 --> 24:08.323
.خودشم اينو ميدونست

24:09.533 --> 24:12.578
.ما داشتيم جارلامارل و بچه هاش رو تعقيب ميکرديم

24:12.661 --> 24:14.329
نميدونستم که بچه هاش
.بچه هايِ ماگرا هستن

24:15.038 --> 24:18.792
به من گفته بودن که جارلامارل
! خواهرم رو کشه

24:18.876 --> 24:20.169
.من جارلامارل رو يه شيطانِ به تمام عيار حساب ميکردم

24:20.252 --> 24:23.422
.خودتم ميدوني واقعيت اينطوري نيست
اصلاً چرا مادرم بايد پنهان بشه ؟

24:24.923 --> 24:26.466
...هر اشتباهي که مادرت انجام داده

24:27.593 --> 24:31.013
.برايِ حفاظت از تو و خواهرت بوده

24:31.638 --> 24:33.307
.البته منم دقيقاً همين کارو دارم ميکنم

24:33.390 --> 24:35.851
...با وجود قانوني که صادر کردي

24:35.934 --> 24:38.437
.بازم مردُم پايا ميخوان جادوگر هارو بسوزونن

24:38.520 --> 24:40.647
! بالاخره نظر چند نفري رو بينشون عوض کردم

24:41.648 --> 24:43.525
...درسته، يکم وقت ميبره

24:43.609 --> 24:48.947
.ولي پايايي ها هم ياد ميگيرين
.همونطور که من ياد گرفتم

24:50.741 --> 24:54.119
.ياد ميگيرن که بينا هارو قبول داشته باشن

24:59.625 --> 25:01.210
...حتماً خيلي برات سخت بوده که بياي اينجا

25:02.711 --> 25:06.423
! و دقيقاً وسطِ عروسيِ مادرت برسي اينجا

25:07.049 --> 25:08.675
! حتماً دنيا برعکس شده

25:10.844 --> 25:12.387
...مطمئن باش

25:13.180 --> 25:17.351
تا وقتي که تو تويِ کشورِ من باشي
.هيچکس کاري به تو نداره

25:18.602 --> 25:20.145
حرفِ منو که باور داري ؟

25:24.274 --> 25:25.275
...نميدونم

25:26.818 --> 25:27.861
...دوست دارم باور داشته باشم

25:29.821 --> 25:30.948
.همين کافيه

25:32.115 --> 25:35.577
...همه چي با يکم مِيل و لذت شروع ميشه

25:43.961 --> 25:47.172
،من يه اتاق برات آماده کردم
.به زودي با هم صحبت ميکنيم

26:05.274 --> 26:07.943
.ملکه کِين داره ارتشِش رو آماده ميکنه

26:08.443 --> 26:11.738
...يکي از خائنين پايا هم بهمون خبر داده که

26:11.822 --> 26:13.949
...نه تنها پرنسس ماگرا دوباره برگشته

26:14.575 --> 26:17.452
.بلکه دوتا بچه‌يِ بالغ هم همراهِ خودش آورده

26:18.745 --> 26:19.955
! جفتشون هم بينا هستن

26:20.038 --> 26:23.125
...متعصب هايِ پايايي بچه هارو ميسوزونن

26:24.084 --> 26:25.878
.اونا هم هرکاري که ملکه‌َشون دستور بده انجام ميدن

26:25.961 --> 26:28.922
.الآن دوتا بچه‌يِ بالغ و بينا تويِ خانواده‌يِ سلطنتي هست

26:29.631 --> 26:31.300
.اينطوري اونا بيش از پيش خطرناک هستن

26:31.383 --> 26:33.552
...ما که قصد و نيتِ‌شون رو نميدونيم

26:33.635 --> 26:34.720
...ميدونيم که وارد اينجا شدن

26:34.803 --> 26:37.222
...و ژنرال‌ِشون رو از اينجا فراري دادن

26:38.015 --> 26:40.475
يعني تا اينجاش قصدشون برات روشن نشده ؟
.بايد همين الآن حمله کنيم

26:40.559 --> 26:44.438
! حمله‌يِ پايا به ما، خودکشيِ محضه

26:45.689 --> 26:48.984
ملکه شايد ديوانه باشه
.ولي احمق نيست

26:49.067 --> 26:52.029
.ولي با اين وجود، اين اتفاق ها برايِ ما خوب نيستن

26:53.113 --> 26:54.406
...من ميتونم نيرو هامون رو چند روزه

26:54.489 --> 26:55.782
.نه ايدو، آروم بگير

26:56.700 --> 27:00.204
.گانيت ها از غرب ريدن به همه چي

27:00.287 --> 27:03.290
...تو هم خودت وقتي شورا داشت نظرش رو راجع به جنگ ميگفت

27:03.373 --> 27:04.917
.اينجا وايساده بودي ديگه

27:05.000 --> 27:08.337
.عمراً بتوني نظرشون رو عوض کني -
.نه، ولي تو ميتوني -

27:08.420 --> 27:10.631
! نفوذِ منو زيادي دستِ بالا گرفتي

27:10.714 --> 27:13.008
.من فقط يک سومِ اين دولت حساب ميشم

27:14.885 --> 27:15.886
...ولي خب

27:16.595 --> 27:21.058
من شورا رو متقاعد ميکنم که با پايا
.وارد مذاکره بشه

27:21.141 --> 27:24.645
! تريوانتياني ها با کسي صلح نميکنن -
! ما هرکاري که لازم باشه انجام ميديم -

27:25.437 --> 27:28.273
! تو هم هرکاري که ما بهت دستور بديم انجام ميدي
ميفهمي ؟

27:31.568 --> 27:32.694
.بله قربان

27:32.778 --> 27:36.740
بعدشم، اينطوري يکم وقت برايِ خودمون ميخريم که
...اگه کار به جاهايِ باريک کشيد

27:36.823 --> 27:39.201
.بتونيم يکي دوتا لشکر ببريم به شرق

27:39.868 --> 27:41.161
.متوجه شدم

27:44.581 --> 27:48.043
.نتيجه‌يِ تصميمِ‌شون رو هرچي شد بهت ميگم

28:03.475 --> 28:07.646
.آروم و عميق نفس بکش بابا
.اينو هم بخور

28:11.441 --> 28:12.651
.يکم از قدرتت رو برميگردونه

28:20.534 --> 28:22.286
کِي تو دکتر شدي ؟

28:23.579 --> 28:27.416
،هنوز دکتر نشدم
.فعلاً دارم از دکتر هاشون يه چيزايي ياد ميگيرم

28:30.210 --> 28:33.547
.اين ريشه ها عفونت رو از بين ميبرن
.اينطوري تب‌ِت هم قطع ميشه

28:34.798 --> 28:38.510
.تو فقط بخاطر ما، خيلي چيزا رو از دست دادي

28:40.554 --> 28:41.889
.ولي با اين وجود مارو قبول کردي

28:46.351 --> 28:47.895
.ما همه از يه قبيله ايم
يادت رفته ؟

28:52.566 --> 28:53.817
...هنوز يادمه

29:40.405 --> 29:41.406
کوفون ؟

29:42.366 --> 29:44.201
.نه، کوفون اينجا نيست

29:46.453 --> 29:47.996
تو اينجا چيکار ميکني ؟

29:48.664 --> 29:52.125
.ماگرا، امشب شبِ عروسيمون هست
.بايد پيشت باشم ديگه

29:55.546 --> 29:58.215
! ما با هم ازدواج نکرديم
! فقط يه اتهاد موقتي هست

29:58.715 --> 30:01.885
.آره، ولي ميتونيم ازدواج هم حسابش کنيم

30:06.807 --> 30:09.268
! برو شلوارت رو بپوش هارلان
.به کمکت نياز دارم

30:11.103 --> 30:12.312
! بجنب -
.باشه -

30:36.879 --> 30:39.256
.مجبورم کردن يکم مرغ و آبجو برات بيارم

30:39.965 --> 30:42.718
.نترس بابا، مسمومش نکردم

30:44.928 --> 30:46.263
.نميترسيدم

30:46.972 --> 30:48.807
.متأسفانه منم سم نداشتم

30:53.270 --> 30:55.564
...برادران و خواهرانِ الکِنيِ ما

30:55.647 --> 30:58.400
،آخرين باري که شما به ما رو زدين
.ما شما رو دور کرديم

30:58.942 --> 31:02.654
.شما به بو لايِن کمک کردين
.همين خودش بيشتر از انتظار ما بود

31:02.738 --> 31:06.408
.شما با بازگشتتون به ما اميد دادين

31:06.867 --> 31:09.328
ما ميترسيديم که جادوگرياب هارو
.بکشونين اينجا

31:09.411 --> 31:13.749
جادوگرياب ها ميگفتن که بينا ها
.بين آلکِني پنهان شدن

31:15.417 --> 31:19.338
! مرد ها، زن ها، بچه ها، همرو کشتن

31:20.589 --> 31:22.382
...به هيچکس رحم نميکردن

31:23.425 --> 31:26.720
همش هم واسه اينکه فکر ميکردن
.ما از جايِ جادوگرها خبر داريم

31:27.721 --> 31:30.766
،اونايي رو هم که زنده گذاشتن
.زنده گذاشتن که بقيه رو بترسونن

31:33.268 --> 31:37.272
.ولي ما دوباره همه چي رو بازسازي ميکنيم
...همين الآنشم کلّي توليد مثل کرديم

31:38.106 --> 31:42.986
ما خودمون رو ترميم ميکنيم
.تا خاطره کسايي که از دست داديم رو گرامي بداريم

31:46.031 --> 31:47.115
! بسه ديگه

31:49.785 --> 31:54.164
...الآن هم خبرش اومده که ملکه ديگه جادوگرياب هاشو نميفرسته

31:54.248 --> 31:56.375
.يعني ديگه دنبالِ جادوگر ها نميگرده

31:58.669 --> 32:00.712
...شايد ملکه نظرش عوض شده باشه

32:00.796 --> 32:06.885
! ولي ما امشب، فرار شما رو از تريوانتياني ها جشن ميگيريم

32:06.969 --> 32:08.595
« با علامت : تاماکتي جون اومده اينجا »

32:08.679 --> 32:11.932
اين مدت رو ما گرامي ميداريم
! چون از دستِ ملکه در امانيم

32:13.392 --> 32:15.727
.اين مواقع، مواقعِ سختي برايِ ما هستن

32:15.811 --> 32:17.813
! ولي ما هنوزم اميدمون رو از دست نداديم

32:17.896 --> 32:20.983
.اميد داريم که آينده اي بهتر برايِ خودمون داشته باشيم

32:25.571 --> 32:27.114
مگه عقلت رو از دست دادي ؟

32:28.448 --> 32:32.160
.واليِر حقشه که از من انتقام بگيره
.اينو بهشون مديونم

32:32.244 --> 32:33.829
! نه، تو به من مديوني جادوگرياب

32:33.912 --> 32:37.541
فکر کردي هر دفعه که صداتو ميشنوم
دلم نميخواد گلوتو پاره کنم ؟

32:39.418 --> 32:41.128
! تو مردُم منو هم سلاخي کردي

32:42.880 --> 32:44.464
! ولي حق نداري بميري

32:45.465 --> 32:48.177
مجازاتِ کارت اينه که بايد با کارايي که کردي
! زندگي کني

32:52.097 --> 32:55.893
.اگه مرگ رو ميخواي، بايد لياقتش رو داشته باشي
.درست مثل زندگي

33:19.750 --> 33:21.335
.مامولاً اينجاست

33:23.045 --> 33:26.715
.اينم صندليِ مورد علاقشه

33:28.008 --> 33:29.760
.کريگان ! بجنب

33:29.843 --> 33:31.178
! پاشو ببينم بچه
...بجنب

33:34.139 --> 33:35.140
...پرنسس

33:36.892 --> 33:38.936
! هنوز بويِ عطرِ شمارو ميشه حس کرد

33:39.895 --> 33:43.565
.شما دوتا بايد الآن خونه باشين
...تويِ تخت تويِ بغل هم

33:43.649 --> 33:44.816
.من به کمکت نياز دارم

33:44.900 --> 33:49.404
چيشده داداش ؟ به اين زودي کم آوردي ؟ -
.بايد برامون از مرز رد شي -

33:51.990 --> 33:53.408
محموله چيه ؟

33:53.992 --> 33:55.494
.دخترش، هانيوا

33:56.995 --> 33:58.956
.لشکر تريوانتياني ها دخترش رو نگه داشته

34:00.874 --> 34:01.708
...بله

34:02.417 --> 34:03.627
! برو بابا

34:04.294 --> 34:05.295
.خواهش ميکنم

34:05.379 --> 34:09.341
...پرنسس، تويِ حرفه کاري من

34:09.424 --> 34:12.427
! هدف دوري از ارتشه ! نه اينکه با سر برم توشون

34:12.511 --> 34:13.762
...کريگان

34:20.893 --> 34:24.898
اگه واقعاً دخترش دستِ ارتش باشه
.من نميتونم نجاتش بدم

34:24.982 --> 34:29.194
.بابا نگهبان هايِ زندان رو هم ميشه خريد
.همه يه قيمتي دارن

34:29.277 --> 34:30.571
...شايد

34:30.654 --> 34:33.197
! ولي خيلي خرجش ميشه

34:33.282 --> 34:34.574
خرجِ تو ميشه يا اونا ؟

34:35.951 --> 34:38.661
! پرنسس، واقعاً من از حرفتون ناراحت شدم -
.دروغ ميگه نشده -

34:40.205 --> 34:44.168
.راست ميگه نشدم
.ولي خب، راضيم نشدم

34:44.668 --> 34:48.088
وقتي پيداش کني، چطوري از تريوانتيان بيرونش مياري ؟

34:49.089 --> 34:51.091
.بيرون آوردنش که آسونه

34:51.175 --> 34:55.888
.چندين ساله که دارم گلِ خارِ گانيتي از اونجا رد ميکنم ميارم اينجا

34:58.599 --> 35:04.813
! تک تک سوراخ هايِ اون شهر رو بلدم

35:06.398 --> 35:07.399
پس انجامش ميدي ؟

35:12.237 --> 35:16.366
! باشه، اصلاً ميکنمش کادويِ ازدواجتون

35:19.369 --> 35:21.997
.وقتي خدايِ آتش گرممون کرد راه ميفتم

35:22.915 --> 35:23.999
! همين الآن راه ميفتي

35:25.167 --> 35:27.002
! بجنب، پاشو ديگه

36:04.081 --> 36:06.375
...نه، الآن وقتش نيست

36:09.002 --> 36:11.505
پاريس ؟ چرا اينو آوردي اينجا ؟

36:11.588 --> 36:14.049
!چطوري اصلاً کنارش وايسادي و نکشتيش ؟

36:14.132 --> 36:16.802
.ما لازمش داريم
.اين يارو يه هدفِ جديد داره

36:16.885 --> 36:20.097
! نه، هدفش اينه که امشب به دستِ من کشته بشه

36:22.432 --> 36:23.559
! اون مادرم رو کُشته

36:23.642 --> 36:26.812
.آره، به موقعش تقاصِ کارشو هم پس ميده

36:27.688 --> 36:29.314
! باورم نميشه داري همچين کاري رو ميکني

36:31.066 --> 36:32.150
! تو يه خيانتکاري

36:32.693 --> 36:35.279
اون تنها اميد ما
.برايِ رسيدن به ماگرا هست

36:35.362 --> 36:37.781
...جادوگرياب ها کلِ واليِر رو قتل عام کردن

36:39.408 --> 36:41.076
.واليِر هم حق داره برايِ جونش تصميم بگيره

36:41.159 --> 36:45.038
! خواهش ميکنم
! نبايد بهشون چيزي بگي

36:47.207 --> 36:50.335
...من بهت اعتماد کرده بودم -
...بو لايِن، بو لاين -

36:51.920 --> 36:52.921
.تو منو ميشناسي

36:54.423 --> 36:56.675
.تو قلب منو ميشناسي

36:59.344 --> 37:00.179
...دختر

37:04.391 --> 37:06.143
.قبل از طلوع خدايِ آتش از اينجا برين

37:08.896 --> 37:11.190
.بيشتر از اون نميتونم رازتون رو نگه دارم

37:38.175 --> 37:39.176
کوفون ؟

37:46.558 --> 37:48.101
...خدايِ آتش رو شُکر

37:50.062 --> 37:52.481
...بهت گفتم تويِ اتاقم بمون -
.ميدونم -

37:53.440 --> 37:54.441
.الآن اينجام

37:58.570 --> 37:59.738
...ببخشيد

38:01.823 --> 38:06.161
.ميدونم همه چي خيلي عجيب و ناراحت کننده هست

38:06.245 --> 38:08.789
.بهت قول ميدم همه چي رو توضيح بدم

38:09.373 --> 38:12.167
.ولي ديگه نبايد اينطوري ازم سرپيچي کني

38:12.251 --> 38:13.627
.اينجا امن نيست

38:14.753 --> 38:16.713
...خواهرم کسيه که -
...سيبِث -

38:18.674 --> 38:20.384
.نگرانش نباش
.ديدم خواهرت رو

38:22.010 --> 38:24.096
.بعد از ازدواجت اومد پيشم

38:27.975 --> 38:29.017
...کوفون

38:31.895 --> 38:34.106
.نبايد بهش اعتماد کني -
چرا نکنم ؟ -

38:35.274 --> 38:37.693
! حداقل اون کل عمرم بهم دروغ نگفته

38:40.779 --> 38:42.281
.به اين سادگي که فکر ميکني نيست

38:43.782 --> 38:45.534
! تو امشب به همسرت خيانت کردي

38:46.827 --> 38:49.788
.به هممون خيانت کردي
! اولين بارت هم نيست

38:51.206 --> 38:55.043
وقتي ما بچه بوديم تو ميتونستي خودت رو
...به جادوگرياب ها معرفي کني

38:55.586 --> 38:57.796
...ميتونستي کلِ الکني رو نجات بدي

38:57.880 --> 38:59.590
اگه اينکارو کرده بودي
! مجبور نبوديم کل عمرمون فرار کنيم

38:59.673 --> 39:03.802
خواهرم هيچوقت هيچ بچه‌يِ بينايي که
! از خودش نبود رو قبول نميکرد

39:05.429 --> 39:07.723
.هممون رو ميکشت

39:07.806 --> 39:10.309
من به بهترين نحوي که ميتونستم
.ازت محافظت کردم

39:10.392 --> 39:12.561
با دروغ گفتن به ما ؟ -
! معلومه که با دروغ گفتن -

39:12.644 --> 39:14.354
اگه حقيقت رو ميگفتم، شما رو زنده زنده
.ميسوزوندن

39:14.438 --> 39:15.439
.نه

39:16.440 --> 39:21.778
.شماها از ما متنفر بودين
.از بيناييِ ما متنفر بودين
.هميشه همين بوده

39:22.779 --> 39:25.824
برايِ همين وقتي خوندن و نوشتن ياد گرفتيم
.عصباني شده بودي

39:27.159 --> 39:28.160
مگه نه ؟

39:29.828 --> 39:33.957
...ديگه باهامون حرف نميزدي
.ميگفتي ديگه مارو نميشناسي

39:34.708 --> 39:37.169
الآن خودت، خودت رو ميشناسي مامان ؟

39:39.463 --> 39:40.631
.من که ديگه نميشناسمت

39:42.049 --> 39:46.512
.تو و هانيوا از دنيايي هستين که من هيچ درکي ازش ندارم

39:48.222 --> 39:51.600
...من از اينکه اون دنيا شمارو از من بگيره، وحشت داشتم

39:55.938 --> 39:57.231
.خب، مثل اينکه همينم شد

40:03.028 --> 40:04.780
ميخواي هانيوا و بابا رو چيکار کني ؟

40:07.950 --> 40:10.327
.لرد هارلان يکي رو فرستاده که پيداشون کنه

40:17.125 --> 40:20.462
! آره، چرا که نه
شوهرِ الآنيت ميره شوهرِ قبليت رو پيدا کنه، نه ؟

40:54.204 --> 40:58.542
.ازم پرسيدي که يادم هست چند نفر رو کشتم يا نه

41:02.296 --> 41:05.716
اين سوال مثل اينه که از تو بپرسن
! امروز چندتا نفس کشيدي

41:21.440 --> 41:25.402
...وقتي که ملکه منو رها کرد تا بميرم

41:28.071 --> 41:29.865
...من تويِ يه حالتي بودم

41:31.867 --> 41:35.954
.که نه زنده بودم، نه مُرده

41:40.250 --> 41:41.710
...تويِ اون لحظه

41:43.587 --> 41:44.796
...من يهويي

41:47.591 --> 41:48.926
.بينا شده بودم

41:53.347 --> 41:54.681
ميدوني چي ديدم ؟

42:01.188 --> 42:02.606
.صورت هاشون رو ديدم

42:05.108 --> 42:08.403
...صورت تک تکِ

42:09.029 --> 42:14.743
مرد و زن و بچه هايي رو
.که کشته بودم و شکنجه داده بودم رو ديدم

42:18.747 --> 42:20.290
.صدايِ جيغ هاشون رو شنيدم

42:23.001 --> 42:24.753
.دردشون رو احساس کردم

42:30.300 --> 42:33.011
...ولي وسطِ اون صورت ها

42:35.639 --> 42:41.311
...صورتِ زن يا بچم رو نديدم

42:46.233 --> 42:52.447
...وقتي که ملکه کين، اونارو تويِ خواب غرق کرد، من اونجا نبودم

42:59.621 --> 43:00.873
...به جاش

43:03.792 --> 43:08.380
...داشتم اون صورت هايي که ميديدم رو ميکشتم

43:11.175 --> 43:16.054
تو سالها طرفِ تاريکي ها بودي
.و بخاطرشون ميجنگيدي

43:19.349 --> 43:22.186
! الآن وقتشه که بخاطر نور بجنگي

43:26.773 --> 43:29.193
.نبايد جلويِ دختره رو ميگرفتي

43:36.783 --> 43:40.871
.خيلي خب، ديگه جايي نميمونيم
.تا خود پنسا ميريم

43:41.830 --> 43:42.831
.نگران اون نباش

43:44.666 --> 43:48.462
! واسه مُردن، فرصت زياد داري

43:50.255 --> 43:51.465
! هممون همينيم

43:53.967 --> 43:58.388
...هميشه فکر ميکردم اينکه من ميبينم و تو بينايي نداري

43:59.181 --> 44:01.016
.چيزيه که مارو از هم جدا ميکنه

44:02.684 --> 44:04.895
.فکر ميکردم بينمون خيلي فاصله باشه

44:05.521 --> 44:09.608
...ولي هر دفعه که از همه جا بريده ميشم

44:10.817 --> 44:16.031
و احساس ميکنم ديگه کارم تمومه
...تو منو پيدام ميکني

44:19.493 --> 44:24.206
.تو دخترمي، کوفون هم پسرم
.ماگرا هم زنمه

44:25.082 --> 44:29.628
تا وقتي که من زنده باشم
.هيچي مارو از هم جدا نميکنه

44:33.757 --> 44:35.342
...ميدونم منم خيلي سختي بهت تحميل ميکنم

44:38.262 --> 44:39.471
! بعله که ميکني

44:41.181 --> 44:43.058
.از اينجا تا پنسا دو روز راهه

44:45.727 --> 44:48.230
به نظرت پنسا چطوريه ؟

44:50.065 --> 44:51.066
.يه جايِ شلوغه

44:53.318 --> 44:55.028
به نظرت مامان چه شکلي ميشه اونجا ؟

44:56.989 --> 44:58.824
...مامان، مامانه ديگه -
...آره خب -

45:00.742 --> 45:02.661
اصلاً ميدوني مامان کي هست ديگه ؟

45:05.685 --> 45:20.685
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
