1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,175 --> 00:00:12,012
خدايِ آتش هميشه صبحگاه خودش رو نمايان ميکنه
.تا مارو گرم کنه پرنسس

3
00:00:19,311 --> 00:00:21,063
.صبح بخير علياحضرت

4
00:00:22,606 --> 00:00:24,608
! امروز روز زيبايي هست ماگرا

5
00:00:24,691 --> 00:00:26,985
! کل شهر قراره کنار تو جشن بگيره

6
00:00:27,528 --> 00:00:31,907
حيف که پدر امروز اينجا نيست
.که عروسيِ تورو جشن بگيره

7
00:00:38,288 --> 00:00:40,916
...ياس و استخودوس و عسل

8
00:00:42,292 --> 00:00:44,294
! چه عروسِ دوست داشتنيي بشي تو

9
00:00:45,838 --> 00:00:46,839
! دست به اين نزن

10
00:00:47,548 --> 00:00:50,384
.پرنسس، قبل از ازدواج بايد تمامي زيور آلات رو از خودتون جدا کنين

11
00:00:50,467 --> 00:00:53,512
! من اين دستبند رو باز نميکنم -
...قانون اينجا همينه -

12
00:00:53,595 --> 00:00:55,973
خدمتکار ؟
اسم تو چيه ؟

13
00:00:57,266 --> 00:00:58,809
.هارموني هستم علياحضرت

14
00:00:58,892 --> 00:01:01,603
هارموني ؟
! چه اسم قشنگي

15
00:01:03,063 --> 00:01:04,438
.دستت رو بده به من هارموني

16
00:01:10,445 --> 00:01:11,947
...هارموني

17
00:01:12,614 --> 00:01:16,118
نکنه شما از اين عادت ها داري
که به پرنسس ها بکن و نکن بکني ؟

18
00:01:16,201 --> 00:01:19,580
نکنه ميخواي به ملکه‌َت هم اينطوري توهين کني ؟

19
00:01:19,663 --> 00:01:21,206
.نه علياحضرت
...هرگز

20
00:01:21,290 --> 00:01:22,958
.پس ببند دهنت رو و تنهاش بذار

21
00:01:29,089 --> 00:01:32,509
.پرنسس کاملاً آماده شده
.ديگه شما ميتوني بري هارموني

22
00:01:32,593 --> 00:01:33,635
.بله علياحضرت

23
00:01:44,104 --> 00:01:47,691
...مردم پنسا
...همه‌يِ مردم پنسا

24
00:01:47,774 --> 00:01:52,821
...حتي اين خدمتکار هاشون
.همشون بايد اين اتهاد رو باور کنن

25
00:01:52,905 --> 00:01:55,240
.نگرانش نباش
.من نقشم رو بازي ميکنم

26
00:01:55,324 --> 00:01:57,034
! تو تنها نيستي

27
00:01:57,117 --> 00:02:00,746
...چرا هستم
.تو که به شوهرت خيانت نکردي

28
00:02:04,791 --> 00:02:07,461
.اين ازدواج به نفعِ هممون هست

29
00:02:08,044 --> 00:02:10,964
...وقتي که بچه هات پيدا بشن و بيان پيشت

30
00:02:11,048 --> 00:02:13,592
تنها چيزي که ازشون محافظت ميکنه
! همين ازدواج توئه

31
00:02:19,056 --> 00:02:22,226
خيليا وقتي خواهرشون اينطوري ساکتشون ميکنه
! ناراحت ميشنا

32
00:02:22,309 --> 00:02:24,728
.سيبِث، تو يکي رو که نميشه ساکت کرد

33
00:02:24,811 --> 00:02:26,355
...به اندازه کافي زورمو زدم ساکت شي، نشده

34
00:02:34,947 --> 00:02:35,948
...بيا

35
00:02:38,492 --> 00:02:42,871
يادته وقتي کوچيک بودي من موهات رو ميشستم ؟

36
00:03:05,394 --> 00:03:06,645
...همينطور ادامه بده

37
00:03:11,066 --> 00:03:12,067
...خواهش ميکنم

38
00:05:07,850 --> 00:05:10,936
! خواهش ميکنم، فقط دور بمون

39
00:05:11,019 --> 00:05:13,647
! بابا به خدا کسي نميخواد اينجا منو بکشه

40
00:05:13,730 --> 00:05:15,732
! تا وقتي که من اينجام نميتونن فکرشم بکنن

41
00:05:15,816 --> 00:05:19,027
! هانيوا، هانيوا
...وايسا

42
00:05:21,780 --> 00:05:27,744
ببين، اينکه يه سرباز وفادار هميشه کنارت باشه
! خيلي چيز بديم نيستا

43
00:05:27,828 --> 00:05:30,038
.من يکي که خودمم خوشحالم که تو با تير هات کمکم کردي

44
00:05:32,833 --> 00:05:36,293
.قشنگ صدايِ فکر کردنت رو هم ميتونم بشنوم

45
00:05:38,463 --> 00:05:41,216
.من تا همين ديروز عذادارِ مامانم بودم

46
00:05:42,134 --> 00:05:44,178
! بعد امروز مامانم شده پرنسس

47
00:05:44,845 --> 00:05:48,515
...الآن دارم به تک تک لحظات بچگيم فکر ميکنم

48
00:05:49,308 --> 00:05:52,102
نميدونم چيا واقعي بودن
...و چيا دروغ

49
00:05:54,438 --> 00:05:56,190
.به زودي همه چي رو ميفهمي عزيزم

50
00:05:57,232 --> 00:05:58,609
...نه به اين زودي ها

51
00:06:04,656 --> 00:06:07,576
...ميدوني که من خطري برات ندارم

52
00:06:10,204 --> 00:06:12,706
.من که ازت نميترسم
.آدم حسابت نميکنم

53
00:06:15,667 --> 00:06:20,464
...بگو ببينم ژنرالِ جادوگرياب
تاحالا جونِ چند نفر رو گرفتي ؟

54
00:06:21,715 --> 00:06:24,968
...به اندازه اي هست که چندين بار پشت هم روحم نفرين بشه

55
00:06:26,887 --> 00:06:30,182
بعد با اين وجود حاظر بودي
ملکه اي که بهش خدمت کردي رو بکشي ؟

56
00:06:31,725 --> 00:06:34,019
! هرچقدر هم نفرين بشي، کمه

57
00:06:35,145 --> 00:06:38,190
...بله، فکر ميکنم همينطور باشه

58
00:06:46,448 --> 00:06:49,284
تو خوبي ؟ -
.آره، من خوبم -

59
00:06:50,452 --> 00:06:54,122
.بايد يه شبِ ديگه هم استراحت ميکرديم -
...من چيزيم نيست -

60
00:06:55,207 --> 00:06:58,252
،تو اگه همين الآن سرت هم قطع بشه
...دوباره سرت رو برميداري و تا پنسا ميري

61
00:06:59,211 --> 00:07:01,338
! نخيرم
! ميدم تو بياريش

62
00:07:02,965 --> 00:07:03,966
...آخي

63
00:07:06,301 --> 00:07:08,053
...اين سربازانِ شجاع وقتي که سعي ميکردن

64
00:07:08,136 --> 00:07:12,724
.جلويِ بابا واس رو بگيرن جونشون رو از دست دادن

65
00:07:13,392 --> 00:07:16,353
.همشون قهرمان ما هستن
! ما هم انتقامشون رو خواهيم گرفت

66
00:07:17,855 --> 00:07:20,482
اين ها سرباز هايِ شجاعي هستن
.که تا ابد در خاطرِ ما ميمونن

67
00:07:21,775 --> 00:07:25,404
.همشون فرزندانِ تريوانتيان بودن
.الآن ديگه با تريوانتيان يکي شدن

68
00:07:33,829 --> 00:07:36,331
...رنديو
...پسرم

69
00:07:42,880 --> 00:07:44,006
...خانم اوري

70
00:07:45,757 --> 00:07:48,135
! رنديو يه سرباز وطن پرست و يه قهرمان بود

71
00:07:49,595 --> 00:07:53,473
.من رنديو رو مثل پسر خودم قبولش داشتم

72
00:07:55,976 --> 00:08:00,230
! کسايي که مسئولِ مرگِش بودن زجر خواهند کشيد
! بهتون قول ميدم

73
00:08:33,639 --> 00:08:35,182
خبري برام نداري ؟

74
00:08:35,265 --> 00:08:39,061
.بله ژنرال واس
.يه جادوگرياب اومده و درخواستِ پناه داره

75
00:08:39,144 --> 00:08:40,312
يه جادوگرياب ؟

76
00:08:40,395 --> 00:08:42,231
...اين اولين باري هست

77
00:08:42,313 --> 00:08:44,358
که يکي از سرباز هايِ تاماکتي جون
.از خدمت فرار کرده

78
00:08:46,735 --> 00:08:47,945
پيشنهادش چيه ؟

79
00:08:48,028 --> 00:08:50,864
.ميگه که فقط با شما صحبت ميکنه

80
00:08:52,616 --> 00:08:54,618
.احتمالاً پشيمون ميشه

81
00:08:55,118 --> 00:08:56,119
.بيارش پيشم

82
00:08:57,287 --> 00:08:58,288
...بجنب

83
00:09:06,964 --> 00:09:12,386
.من ژنرال ارشد، ايدو واس هستم
ميخواستي با من صحبت کني ؟

84
00:09:12,469 --> 00:09:13,470
.بله قربان

85
00:09:13,554 --> 00:09:16,390
...تو اولين جادوگريابي هستي که من ديدم

86
00:09:16,473 --> 00:09:20,310
! و شمشيرم رو توش فرو نکردم

87
00:09:20,936 --> 00:09:22,855
.من اطلاعاتي دارم که بدردتون ميخوره قربان

88
00:09:24,398 --> 00:09:29,570
بعد چرا من بايد به سربازي اعتماد کنم
که به کشورِ خودش خيانت کرده ؟

89
00:09:29,653 --> 00:09:32,781
کشور من ديگه اون کشوري نيست
...که من به حفاظت ازش قسم خوردم

90
00:09:33,282 --> 00:09:34,408
بعد چرا ؟

91
00:09:34,992 --> 00:09:36,827
...من قسم خوردم که از پايا در مقابل

92
00:09:36,910 --> 00:09:38,996
...شياطينِ جادوگر محافظت کنم و

93
00:09:39,079 --> 00:09:42,374
...من خودم ميدونم جادوگرياب ها چيکار ميکنن

94
00:09:42,457 --> 00:09:45,502
همينطور در مقابل اونايي که بينايي دارن
.يا اونايي که ميخوان بينايي رو دوباره برگردونن

95
00:09:46,378 --> 00:09:49,256
...الآن هم ملکه اعلام کرده که بينا ها

96
00:09:49,339 --> 00:09:51,175
ديگه جادوگر حساب نميشن، نه ؟

97
00:09:52,926 --> 00:09:54,803
...بله قربان

98
00:09:54,887 --> 00:10:00,142
گفته شده که خودش هم يه بچه‌يِ بينا تويِ شکمش داره
نه ؟

99
00:10:01,268 --> 00:10:02,269
.بله قربان

100
00:10:02,352 --> 00:10:08,650
...تو لشکرت رو ول کردي و اومدي سمتِ مرگ حتمي‌ت

101
00:10:08,734 --> 00:10:13,280
که فقط چيزايي که جاسوس هام چندين روز پيش بهم گفتن رو
بازگو کني ؟

102
00:10:15,616 --> 00:10:19,036
.ببندينش و به برده‌دار ها بفروشينش -
...نه نه -

103
00:10:19,119 --> 00:10:20,454
...بجنب -
قربان ؟ -

104
00:10:21,246 --> 00:10:23,916
! فرمانده واس ! اينا بازم هستن
! وايسين -

105
00:10:35,135 --> 00:10:36,136
بازم ؟

106
00:10:37,179 --> 00:10:40,974
بچه‌يِ ملکه اولين بچه‌يِ بينايي نيست
.که تويِ خانواده سلطنتي بدنيا مياد

107
00:10:41,517 --> 00:10:43,519
...دوتا بچه‌يِ بالغ هم هستن

108
00:10:47,648 --> 00:10:49,608
...اين دوتا بچه اي که ميگي

109
00:10:51,610 --> 00:10:55,739
يکيشون يه دختري به اسم هانيوا نيست ؟

110
00:10:57,282 --> 00:10:58,283
...بله

111
00:11:32,025 --> 00:11:33,402
خب پس، اينجا پنسا هست ؟

112
00:11:36,154 --> 00:11:37,155
.بله

113
00:11:46,540 --> 00:11:47,875
هميشه اينقدر ساکته ؟

114
00:11:50,836 --> 00:11:53,046
.نه، هيچوقت اينطوري نبوده

115
00:11:56,550 --> 00:11:57,634
.يه جايِ کار ميلنگه

116
00:12:07,686 --> 00:12:09,146
...سربازا اونجان

117
00:12:12,733 --> 00:12:14,484
.همينجا بمون
.صدات هم در نياد

118
00:12:15,485 --> 00:12:18,447
چيزي شده ؟ بايد نگران باشيم ؟ -
.ما نه، تو بايد نگران باشي -

119
00:12:43,055 --> 00:12:45,807
...خب اينجايِ کار يکم سخت ميشه -
چرا ؟ مگه مادرم اينجاست ؟ -

120
00:12:45,891 --> 00:12:48,310
...هستش -
خب پس مشکل چيه ؟ -

121
00:12:49,311 --> 00:12:50,604
...مشکل اينه که

122
00:12:51,313 --> 00:12:53,232
! مادرت ظاهرا داره ازدواج ميکنه

123
00:13:10,165 --> 00:13:11,333
...بابا، عشق من

124
00:13:13,252 --> 00:13:14,294
...منو ببخش

125
00:13:16,338 --> 00:13:17,339
مامان ؟

126
00:13:19,758 --> 00:13:20,592
! مامان

127
00:13:21,426 --> 00:13:22,427
کوفون ؟

128
00:13:23,387 --> 00:13:25,681
! مامان ! مامان
مامان ؟

129
00:13:31,520 --> 00:13:32,729
تو زنده اي ؟

130
00:13:32,813 --> 00:13:34,064
...واي پسرم

131
00:13:35,774 --> 00:13:40,404
از اولين روزي که از هم جدا شديم
...هميشه دنبالت گشتم

132
00:13:41,280 --> 00:13:42,865
...هيچوقت ازت نااميد نشدم

133
00:13:44,700 --> 00:13:47,703
...مامان، اينا ميگن امروز قراره ازدواج کني

134
00:13:47,786 --> 00:13:49,246
راست که نميگن، ميگن ؟

135
00:13:50,414 --> 00:13:51,874
.همه چي رو برات توضيح ميدم

136
00:13:53,917 --> 00:13:56,211
پدرت کجاست ؟
هانيوا کجاست ؟

137
00:13:57,546 --> 00:13:59,715
.بابا رفت تويِ تريوانتيان تا هانيوا رو پيدا کنه

138
00:13:59,798 --> 00:14:00,799
تويِ تريوانتيان ؟

139
00:14:01,633 --> 00:14:02,968
...پرنسس ماگرا، وقتشه

140
00:14:03,051 --> 00:14:06,597
.وايسا ببينم
چرا اونجا ؟

141
00:14:06,680 --> 00:14:09,266
جارلامارل چي شد پس ؟ -
.نبايد امروز ازدواج کني -

142
00:14:09,349 --> 00:14:11,351
.لرد هارلان منتظرتونه
...ملکه هم داره صبرش تموم ميشه

143
00:14:11,435 --> 00:14:13,187
! الآن ميام -
لرد هارلان کيه ؟ -

144
00:14:13,812 --> 00:14:15,731
.همه چي رو بعداً توضيح ميدم
.من بايد برم کوفون

145
00:14:15,814 --> 00:14:19,359
.فقط بايد بهم اعتماد کني -
...مامان، نه، نبايد همچين کاري بکني -

146
00:14:19,443 --> 00:14:21,945
.نميتونم کاريش بکنم

147
00:14:22,571 --> 00:14:23,572
.پدرت درک ميکنه

148
00:14:23,655 --> 00:14:26,992
نه، فکر نميکنم درک بکنه که چرا همسر مرده‌ش
! بايد با يکي ديگه ازدواج کنه

149
00:14:27,075 --> 00:14:28,410
! کوفون -
! اينقدر اسم منو نيار -

150
00:14:28,493 --> 00:14:29,995
! اين وضع رو درستش کن

151
00:14:30,078 --> 00:14:33,373
.من نميدونم داستان از چه قراره مامان
...ولي نبايد اينکارو بکني

152
00:14:33,457 --> 00:14:34,625
! ساکت باش

153
00:14:35,459 --> 00:14:39,463
.من هنوزم همون مادري هستم که ميشناختي
.تو هم هنوز پسرمي

154
00:14:40,422 --> 00:14:42,216
.ولي شرايط يکم عوض شده

155
00:14:43,759 --> 00:14:46,803
.من اين کارو دارم واسه تو و خانوادمون ميکنم

156
00:14:48,013 --> 00:14:51,141
.تو همينجا تويِ اتاق من بمون

157
00:14:51,808 --> 00:14:53,268
.به هيچکس هم صحبت نکن

158
00:14:54,520 --> 00:14:58,106
وقتي اين داستان ها تموم بشه
.با هم حرف ميزنيم، قول ميدم

159
00:15:00,359 --> 00:15:03,278
قول ميدم، خب ؟ -
...اينکارو نکن -

160
00:15:05,155 --> 00:15:06,657
...نبايد اينکارو بکني -
.مجبورم -

161
00:15:17,209 --> 00:15:20,295
! واي که چقدر سوال برام پيش اومده

162
00:15:29,805 --> 00:15:30,889
.خيلي خب، بسه ديگه

163
00:15:30,973 --> 00:15:33,392
.يکم استراحت کنم خوب ميشم -
پاريس ؟ -

164
00:15:38,814 --> 00:15:39,815
! ولم کن

165
00:15:40,774 --> 00:15:43,193
يا خدا
! از رويِ لباست هم ميتونم تب‌ِت رو حس کنم

166
00:15:44,027 --> 00:15:46,864
.چيزيم نميشه -
.تو دکتر لازم داري -

167
00:15:47,364 --> 00:15:48,782
.تويِ پنسا دکتر پيدا ميکنيم

168
00:15:48,866 --> 00:15:51,493
! بابا، اينطوري بريم، تا برسيم پنسا مُردي

169
00:15:53,203 --> 00:15:56,123
.ما الآن تويِ ليکلَندزيم
...خيلي با واليِر فاصله نداريم

170
00:15:56,206 --> 00:15:58,542
.اونجا ميتونن دکتر و سرپناه بهمون بدن

171
00:15:59,418 --> 00:16:00,419
بابا ؟

172
00:16:03,672 --> 00:16:04,506
...تروخدا بيا

173
00:16:06,508 --> 00:16:07,801
...باشه عزيزم

174
00:16:08,677 --> 00:16:11,680
.من نميتونم باهاتون به واليِر بيام

175
00:16:12,222 --> 00:16:14,099
.به هر حال ما ميريم اونجا

176
00:16:14,183 --> 00:16:17,144
...ميدونين که قبايلِ مخفي، برايِ من مخفي نبودن

177
00:16:18,020 --> 00:16:20,689
.واليِر خيلي از من کينه به دل داره

178
00:16:29,364 --> 00:16:33,702
.سر و صدات در نياد
.همين اطراف کمپ کن
.ما خودمون پيدات ميکنيم

179
00:16:38,123 --> 00:16:39,208
! شايدم نکرديم

180
00:17:27,506 --> 00:17:30,884
...خداوندا، ما در زيرِ شعله‌يِ تو

181
00:17:32,970 --> 00:17:35,597
...باشد که تو هم در اين روز خاص

182
00:17:35,681 --> 00:17:38,058
.اتهاد مارو گرامي بداري

183
00:17:40,060 --> 00:17:43,522
...ما رو راهنمايي کن
...راهِ ما رو باز کن

184
00:17:43,605 --> 00:17:49,903
.کساني که به ما خيانت ميکنند را از بين ببر
! باشد که ما در آتش و دودِ تو برخيزيم

185
00:17:51,154 --> 00:17:57,327
.چرا که تاريکي و قدرت از آنِ توست

186
00:17:58,954 --> 00:18:00,873
.باشد که تو هميشگي باشي

187
00:18:23,729 --> 00:18:28,025
...پرنسس ماگرا و لُرد هارلان

188
00:18:32,654 --> 00:18:35,824
...شما وارد اين ازدواج مبروک و معطر ميشويد

189
00:18:55,969 --> 00:18:58,805
.و با هم متهد خواهيد شد

190
00:18:58,889 --> 00:19:02,017
و بدن و روحِ خود را در نظر خداوند
.يکي خواهيد کرد

191
00:19:03,727 --> 00:19:10,692
با قدرتِ مقدسي که به من واگذار شده
! به شما اجازه ميدم که اين وصله رو يکي کنين

192
00:20:44,870 --> 00:20:45,871
...ممنونم، شما هم همينطور

193
00:20:51,418 --> 00:20:53,378
...پرنسس ماگرا

194
00:20:55,130 --> 00:20:59,843
! همسر هارلان هم خواهر خودم حساب ميشه -
...ماگرا، برادرم رو که يادته -

195
00:21:00,552 --> 00:21:04,932
...ممنونم -
! کريگان ! يادمه من پوشکِ تورو عوض ميکردم -

196
00:21:05,516 --> 00:21:08,352
! خب، خوشبختانه ديگه بقيه ميان عوضش ميکنن

197
00:21:12,731 --> 00:21:13,774
...ممنونم

198
00:21:15,567 --> 00:21:16,735
.مرسي که اومدين

199
00:21:17,819 --> 00:21:19,029
! ببخشيد ببخشيد

200
00:21:20,864 --> 00:21:23,033
...خب خب خب، برو برو

201
00:21:36,839 --> 00:21:39,216
نرسيديم ؟ -
...نزديکيم -

202
00:21:39,299 --> 00:21:41,510
.فکر نميکنم اين گنده بگ ديگه بتونه تحمل کنه

203
00:21:41,593 --> 00:21:43,220
! من يکي هم که نميتونم اينو بلندش کنم بيارمش

204
00:21:46,640 --> 00:21:47,641
!کي اونجاست ؟

205
00:21:48,475 --> 00:21:49,518
! خودتو نشون بده

206
00:21:49,601 --> 00:21:52,813
کي وارد زمين هايِ واليِر شده ؟
! خودتون رو معرفي کنين

207
00:21:53,438 --> 00:21:57,651
! برادر ! ما خطري به همراه نداريم
.من پاريس هستم

208
00:21:57,734 --> 00:21:59,695
.ما آخرين بازمانده هايِ آلکني هستيم

209
00:21:59,778 --> 00:22:03,073
! نخير
...من آخرين بازمانده‌يِ اونجام

210
00:22:04,408 --> 00:22:06,785
...چه چه -
...چه چه چه -

211
00:22:06,869 --> 00:22:08,620
! بو

212
00:22:09,121 --> 00:22:10,205
لايون ؟

213
00:22:11,290 --> 00:22:12,374
...بو لايون

214
00:22:15,419 --> 00:22:16,712
...واي پاريس

215
00:22:44,406 --> 00:22:45,407
کوفون ؟

216
00:22:46,992 --> 00:22:47,993
تويي ؟

217
00:22:50,370 --> 00:22:51,538
.چيزي نيست
.اينجا جات امنه

218
00:22:52,664 --> 00:22:53,707
.من عمه‌َتم
.سيبِث

219
00:22:57,002 --> 00:23:00,422
خيلي خوشحال شدم وقتي فهميدم بالاخره
.رسيدي اينجا

220
00:23:00,506 --> 00:23:03,217
.خيلي وقته منتظرتيم اينجا

221
00:23:12,559 --> 00:23:13,769
مياي بغلم ؟

222
00:23:36,667 --> 00:23:38,418
.تو از پدر و مادرت بلند تري

223
00:23:41,421 --> 00:23:44,925
چيزي نميخواي برات بيارم ؟
.هرچي بخواي ميفرستم برات بيارن

224
00:23:45,008 --> 00:23:47,553
.نه ممنون

225
00:23:49,096 --> 00:23:52,307
حيف که اين اولين باره که
.داريم همديگه رو ميبينيم

226
00:23:54,476 --> 00:23:56,311
...تو کل عمرمون ميخواستي مارو بکشي

227
00:24:00,399 --> 00:24:02,776
...اگه ماگرا خودش رو اون زمان معرفي کرده بود

228
00:24:02,860 --> 00:24:06,029
.من ازش محافظت ميکردم
...از شماها محافظت ميکردم

229
00:24:07,114 --> 00:24:08,323
.خودشم اينو ميدونست

230
00:24:09,533 --> 00:24:12,578
.ما داشتيم جارلامارل و بچه هاش رو تعقيب ميکرديم

231
00:24:12,661 --> 00:24:14,329
نميدونستم که بچه هاش
.بچه هايِ ماگرا هستن

232
00:24:15,038 --> 00:24:18,792
به من گفته بودن که جارلامارل
! خواهرم رو کشه

233
00:24:18,876 --> 00:24:20,169
.من جارلامارل رو يه شيطانِ به تمام عيار حساب ميکردم

234
00:24:20,252 --> 00:24:23,422
.خودتم ميدوني واقعيت اينطوري نيست
اصلاً چرا مادرم بايد پنهان بشه ؟

235
00:24:24,923 --> 00:24:26,466
...هر اشتباهي که مادرت انجام داده

236
00:24:27,593 --> 00:24:31,013
.برايِ حفاظت از تو و خواهرت بوده

237
00:24:31,638 --> 00:24:33,307
.البته منم دقيقاً همين کارو دارم ميکنم

238
00:24:33,390 --> 00:24:35,851
...با وجود قانوني که صادر کردي

239
00:24:35,934 --> 00:24:38,437
.بازم مردُم پايا ميخوان جادوگر هارو بسوزونن

240
00:24:38,520 --> 00:24:40,647
! بالاخره نظر چند نفري رو بينشون عوض کردم

241
00:24:41,648 --> 00:24:43,525
...درسته، يکم وقت ميبره

242
00:24:43,609 --> 00:24:48,947
.ولي پايايي ها هم ياد ميگيرين
.همونطور که من ياد گرفتم

243
00:24:50,741 --> 00:24:54,119
.ياد ميگيرن که بينا هارو قبول داشته باشن

244
00:24:59,625 --> 00:25:01,210
...حتماً خيلي برات سخت بوده که بياي اينجا

245
00:25:02,711 --> 00:25:06,423
! و دقيقاً وسطِ عروسيِ مادرت برسي اينجا

246
00:25:07,049 --> 00:25:08,675
! حتماً دنيا برعکس شده

247
00:25:10,844 --> 00:25:12,387
...مطمئن باش

248
00:25:13,180 --> 00:25:17,351
تا وقتي که تو تويِ کشورِ من باشي
.هيچکس کاري به تو نداره

249
00:25:18,602 --> 00:25:20,145
حرفِ منو که باور داري ؟

250
00:25:24,274 --> 00:25:25,275
...نميدونم

251
00:25:26,818 --> 00:25:27,861
...دوست دارم باور داشته باشم

252
00:25:29,821 --> 00:25:30,948
.همين کافيه

253
00:25:32,115 --> 00:25:35,577
...همه چي با يکم مِيل و لذت شروع ميشه

254
00:25:43,961 --> 00:25:47,172
،من يه اتاق برات آماده کردم
.به زودي با هم صحبت ميکنيم

255
00:26:05,274 --> 00:26:07,943
.ملکه کِين داره ارتشِش رو آماده ميکنه

256
00:26:08,443 --> 00:26:11,738
...يکي از خائنين پايا هم بهمون خبر داده که

257
00:26:11,822 --> 00:26:13,949
...نه تنها پرنسس ماگرا دوباره برگشته

258
00:26:14,575 --> 00:26:17,452
.بلکه دوتا بچه‌يِ بالغ هم همراهِ خودش آورده

259
00:26:18,745 --> 00:26:19,955
! جفتشون هم بينا هستن

260
00:26:20,038 --> 00:26:23,125
...متعصب هايِ پايايي بچه هارو ميسوزونن

261
00:26:24,084 --> 00:26:25,878
.اونا هم هرکاري که ملکه‌َشون دستور بده انجام ميدن

262
00:26:25,961 --> 00:26:28,922
.الآن دوتا بچه‌يِ بالغ و بينا تويِ خانواده‌يِ سلطنتي هست

263
00:26:29,631 --> 00:26:31,300
.اينطوري اونا بيش از پيش خطرناک هستن

264
00:26:31,383 --> 00:26:33,552
...ما که قصد و نيتِ‌شون رو نميدونيم

265
00:26:33,635 --> 00:26:34,720
...ميدونيم که وارد اينجا شدن

266
00:26:34,803 --> 00:26:37,222
...و ژنرال‌ِشون رو از اينجا فراري دادن

267
00:26:38,015 --> 00:26:40,475
يعني تا اينجاش قصدشون برات روشن نشده ؟
.بايد همين الآن حمله کنيم

268
00:26:40,559 --> 00:26:44,438
! حمله‌يِ پايا به ما، خودکشيِ محضه

269
00:26:45,689 --> 00:26:48,984
ملکه شايد ديوانه باشه
.ولي احمق نيست

270
00:26:49,067 --> 00:26:52,029
.ولي با اين وجود، اين اتفاق ها برايِ ما خوب نيستن

271
00:26:53,113 --> 00:26:54,406
...من ميتونم نيرو هامون رو چند روزه

272
00:26:54,489 --> 00:26:55,782
.نه ايدو، آروم بگير

273
00:26:56,700 --> 00:27:00,204
.گانيت ها از غرب ريدن به همه چي

274
00:27:00,287 --> 00:27:03,290
...تو هم خودت وقتي شورا داشت نظرش رو راجع به جنگ ميگفت

275
00:27:03,373 --> 00:27:04,917
.اينجا وايساده بودي ديگه

276
00:27:05,000 --> 00:27:08,337
.عمراً بتوني نظرشون رو عوض کني -
.نه، ولي تو ميتوني -

277
00:27:08,420 --> 00:27:10,631
! نفوذِ منو زيادي دستِ بالا گرفتي

278
00:27:10,714 --> 00:27:13,008
.من فقط يک سومِ اين دولت حساب ميشم

279
00:27:14,885 --> 00:27:15,886
...ولي خب

280
00:27:16,595 --> 00:27:21,058
من شورا رو متقاعد ميکنم که با پايا
.وارد مذاکره بشه

281
00:27:21,141 --> 00:27:24,645
! تريوانتياني ها با کسي صلح نميکنن -
! ما هرکاري که لازم باشه انجام ميديم -

282
00:27:25,437 --> 00:27:28,273
! تو هم هرکاري که ما بهت دستور بديم انجام ميدي
ميفهمي ؟

283
00:27:31,568 --> 00:27:32,694
.بله قربان

284
00:27:32,778 --> 00:27:36,740
بعدشم، اينطوري يکم وقت برايِ خودمون ميخريم که
...اگه کار به جاهايِ باريک کشيد

285
00:27:36,823 --> 00:27:39,201
.بتونيم يکي دوتا لشکر ببريم به شرق

286
00:27:39,868 --> 00:27:41,161
.متوجه شدم

287
00:27:44,581 --> 00:27:48,043
.نتيجه‌يِ تصميمِ‌شون رو هرچي شد بهت ميگم

288
00:28:03,475 --> 00:28:07,646
.آروم و عميق نفس بکش بابا
.اينو هم بخور

289
00:28:11,441 --> 00:28:12,651
.يکم از قدرتت رو برميگردونه

290
00:28:20,534 --> 00:28:22,286
کِي تو دکتر شدي ؟

291
00:28:23,579 --> 00:28:27,416
،هنوز دکتر نشدم
.فعلاً دارم از دکتر هاشون يه چيزايي ياد ميگيرم

292
00:28:30,210 --> 00:28:33,547
.اين ريشه ها عفونت رو از بين ميبرن
.اينطوري تب‌ِت هم قطع ميشه

293
00:28:34,798 --> 00:28:38,510
.تو فقط بخاطر ما، خيلي چيزا رو از دست دادي

294
00:28:40,554 --> 00:28:41,889
.ولي با اين وجود مارو قبول کردي

295
00:28:46,351 --> 00:28:47,895
.ما همه از يه قبيله ايم
يادت رفته ؟

296
00:28:52,566 --> 00:28:53,817
...هنوز يادمه

297
00:29:40,405 --> 00:29:41,406
کوفون ؟

298
00:29:42,366 --> 00:29:44,201
.نه، کوفون اينجا نيست

299
00:29:46,453 --> 00:29:47,996
تو اينجا چيکار ميکني ؟

300
00:29:48,664 --> 00:29:52,125
.ماگرا، امشب شبِ عروسيمون هست
.بايد پيشت باشم ديگه

301
00:29:55,546 --> 00:29:58,215
! ما با هم ازدواج نکرديم
! فقط يه اتهاد موقتي هست

302
00:29:58,715 --> 00:30:01,885
.آره، ولي ميتونيم ازدواج هم حسابش کنيم

303
00:30:06,807 --> 00:30:09,268
! برو شلوارت رو بپوش هارلان
.به کمکت نياز دارم

304
00:30:11,103 --> 00:30:12,312
! بجنب -
.باشه -

305
00:30:36,879 --> 00:30:39,256
.مجبورم کردن يکم مرغ و آبجو برات بيارم

306
00:30:39,965 --> 00:30:42,718
.نترس بابا، مسمومش نکردم

307
00:30:44,928 --> 00:30:46,263
.نميترسيدم

308
00:30:46,972 --> 00:30:48,807
.متأسفانه منم سم نداشتم

309
00:30:53,270 --> 00:30:55,564
...برادران و خواهرانِ الکِنيِ ما

310
00:30:55,647 --> 00:30:58,400
،آخرين باري که شما به ما رو زدين
.ما شما رو دور کرديم

311
00:30:58,942 --> 00:31:02,654
.شما به بو لايِن کمک کردين
.همين خودش بيشتر از انتظار ما بود

312
00:31:02,738 --> 00:31:06,408
.شما با بازگشتتون به ما اميد دادين

313
00:31:06,867 --> 00:31:09,328
ما ميترسيديم که جادوگرياب هارو
.بکشونين اينجا

314
00:31:09,411 --> 00:31:13,749
جادوگرياب ها ميگفتن که بينا ها
.بين آلکِني پنهان شدن

315
00:31:15,417 --> 00:31:19,338
! مرد ها، زن ها، بچه ها، همرو کشتن

316
00:31:20,589 --> 00:31:22,382
...به هيچکس رحم نميکردن

317
00:31:23,425 --> 00:31:26,720
همش هم واسه اينکه فکر ميکردن
.ما از جايِ جادوگرها خبر داريم

318
00:31:27,721 --> 00:31:30,766
،اونايي رو هم که زنده گذاشتن
.زنده گذاشتن که بقيه رو بترسونن

319
00:31:33,268 --> 00:31:37,272
.ولي ما دوباره همه چي رو بازسازي ميکنيم
...همين الآنشم کلّي توليد مثل کرديم

320
00:31:38,106 --> 00:31:42,986
ما خودمون رو ترميم ميکنيم
.تا خاطره کسايي که از دست داديم رو گرامي بداريم

321
00:31:46,031 --> 00:31:47,115
! بسه ديگه

322
00:31:49,785 --> 00:31:54,164
...الآن هم خبرش اومده که ملکه ديگه جادوگرياب هاشو نميفرسته

323
00:31:54,248 --> 00:31:56,375
.يعني ديگه دنبالِ جادوگر ها نميگرده

324
00:31:58,669 --> 00:32:00,712
...شايد ملکه نظرش عوض شده باشه

325
00:32:00,796 --> 00:32:06,885
! ولي ما امشب، فرار شما رو از تريوانتياني ها جشن ميگيريم

326
00:32:06,969 --> 00:32:08,595
« با علامت : تاماکتي جون اومده اينجا »

327
00:32:08,679 --> 00:32:11,932
اين مدت رو ما گرامي ميداريم
! چون از دستِ ملکه در امانيم

328
00:32:13,392 --> 00:32:15,727
.اين مواقع، مواقعِ سختي برايِ ما هستن

329
00:32:15,811 --> 00:32:17,813
! ولي ما هنوزم اميدمون رو از دست نداديم

330
00:32:17,896 --> 00:32:20,983
.اميد داريم که آينده اي بهتر برايِ خودمون داشته باشيم

331
00:32:25,571 --> 00:32:27,114
مگه عقلت رو از دست دادي ؟

332
00:32:28,448 --> 00:32:32,160
.واليِر حقشه که از من انتقام بگيره
.اينو بهشون مديونم

333
00:32:32,244 --> 00:32:33,829
! نه، تو به من مديوني جادوگرياب

334
00:32:33,912 --> 00:32:37,541
فکر کردي هر دفعه که صداتو ميشنوم
دلم نميخواد گلوتو پاره کنم ؟

335
00:32:39,418 --> 00:32:41,128
! تو مردُم منو هم سلاخي کردي

336
00:32:42,880 --> 00:32:44,464
! ولي حق نداري بميري

337
00:32:45,465 --> 00:32:48,177
مجازاتِ کارت اينه که بايد با کارايي که کردي
! زندگي کني

338
00:32:52,097 --> 00:32:55,893
.اگه مرگ رو ميخواي، بايد لياقتش رو داشته باشي
.درست مثل زندگي

339
00:33:19,750 --> 00:33:21,335
.مامولاً اينجاست

340
00:33:23,045 --> 00:33:26,715
.اينم صندليِ مورد علاقشه

341
00:33:28,008 --> 00:33:29,760
.کريگان ! بجنب

342
00:33:29,843 --> 00:33:31,178
! پاشو ببينم بچه
...بجنب

343
00:33:34,139 --> 00:33:35,140
...پرنسس

344
00:33:36,892 --> 00:33:38,936
! هنوز بويِ عطرِ شمارو ميشه حس کرد

345
00:33:39,895 --> 00:33:43,565
.شما دوتا بايد الآن خونه باشين
...تويِ تخت تويِ بغل هم

346
00:33:43,649 --> 00:33:44,816
.من به کمکت نياز دارم

347
00:33:44,900 --> 00:33:49,404
چيشده داداش ؟ به اين زودي کم آوردي ؟ -
.بايد برامون از مرز رد شي -

348
00:33:51,990 --> 00:33:53,408
محموله چيه ؟

349
00:33:53,992 --> 00:33:55,494
.دخترش، هانيوا

350
00:33:56,995 --> 00:33:58,956
.لشکر تريوانتياني ها دخترش رو نگه داشته

351
00:34:00,874 --> 00:34:01,708
...بله

352
00:34:02,417 --> 00:34:03,627
! برو بابا

353
00:34:04,294 --> 00:34:05,295
.خواهش ميکنم

354
00:34:05,379 --> 00:34:09,341
...پرنسس، تويِ حرفه کاري من

355
00:34:09,424 --> 00:34:12,427
! هدف دوري از ارتشه ! نه اينکه با سر برم توشون

356
00:34:12,511 --> 00:34:13,762
...کريگان

357
00:34:20,893 --> 00:34:24,898
اگه واقعاً دخترش دستِ ارتش باشه
.من نميتونم نجاتش بدم

358
00:34:24,982 --> 00:34:29,194
.بابا نگهبان هايِ زندان رو هم ميشه خريد
.همه يه قيمتي دارن

359
00:34:29,277 --> 00:34:30,571
...شايد

360
00:34:30,654 --> 00:34:33,197
! ولي خيلي خرجش ميشه

361
00:34:33,282 --> 00:34:34,574
خرجِ تو ميشه يا اونا ؟

362
00:34:35,951 --> 00:34:38,661
! پرنسس، واقعاً من از حرفتون ناراحت شدم -
.دروغ ميگه نشده -

363
00:34:40,205 --> 00:34:44,168
.راست ميگه نشدم
.ولي خب، راضيم نشدم

364
00:34:44,668 --> 00:34:48,088
وقتي پيداش کني، چطوري از تريوانتيان بيرونش مياري ؟

365
00:34:49,089 --> 00:34:51,091
.بيرون آوردنش که آسونه

366
00:34:51,175 --> 00:34:55,888
.چندين ساله که دارم گلِ خارِ گانيتي از اونجا رد ميکنم ميارم اينجا

367
00:34:58,599 --> 00:35:04,813
! تک تک سوراخ هايِ اون شهر رو بلدم

368
00:35:06,398 --> 00:35:07,399
پس انجامش ميدي ؟

369
00:35:12,237 --> 00:35:16,366
! باشه، اصلاً ميکنمش کادويِ ازدواجتون

370
00:35:19,369 --> 00:35:21,997
.وقتي خدايِ آتش گرممون کرد راه ميفتم

371
00:35:22,915 --> 00:35:23,999
! همين الآن راه ميفتي

372
00:35:25,167 --> 00:35:27,002
! بجنب، پاشو ديگه

373
00:36:04,081 --> 00:36:06,375
...نه، الآن وقتش نيست

374
00:36:09,002 --> 00:36:11,505
پاريس ؟ چرا اينو آوردي اينجا ؟

375
00:36:11,588 --> 00:36:14,049
!چطوري اصلاً کنارش وايسادي و نکشتيش ؟

376
00:36:14,132 --> 00:36:16,802
.ما لازمش داريم
.اين يارو يه هدفِ جديد داره

377
00:36:16,885 --> 00:36:20,097
! نه، هدفش اينه که امشب به دستِ من کشته بشه

378
00:36:22,432 --> 00:36:23,559
! اون مادرم رو کُشته

379
00:36:23,642 --> 00:36:26,812
.آره، به موقعش تقاصِ کارشو هم پس ميده

380
00:36:27,688 --> 00:36:29,314
! باورم نميشه داري همچين کاري رو ميکني

381
00:36:31,066 --> 00:36:32,150
! تو يه خيانتکاري

382
00:36:32,693 --> 00:36:35,279
اون تنها اميد ما
.برايِ رسيدن به ماگرا هست

383
00:36:35,362 --> 00:36:37,781
...جادوگرياب ها کلِ واليِر رو قتل عام کردن

384
00:36:39,408 --> 00:36:41,076
.واليِر هم حق داره برايِ جونش تصميم بگيره

385
00:36:41,159 --> 00:36:45,038
! خواهش ميکنم
! نبايد بهشون چيزي بگي

386
00:36:47,207 --> 00:36:50,335
...من بهت اعتماد کرده بودم -
...بو لايِن، بو لاين -

387
00:36:51,920 --> 00:36:52,921
.تو منو ميشناسي

388
00:36:54,423 --> 00:36:56,675
.تو قلب منو ميشناسي

389
00:36:59,344 --> 00:37:00,179
...دختر

390
00:37:04,391 --> 00:37:06,143
.قبل از طلوع خدايِ آتش از اينجا برين

391
00:37:08,896 --> 00:37:11,190
.بيشتر از اون نميتونم رازتون رو نگه دارم

392
00:37:38,175 --> 00:37:39,176
کوفون ؟

393
00:37:46,558 --> 00:37:48,101
...خدايِ آتش رو شُکر

394
00:37:50,062 --> 00:37:52,481
...بهت گفتم تويِ اتاقم بمون -
.ميدونم -

395
00:37:53,440 --> 00:37:54,441
.الآن اينجام

396
00:37:58,570 --> 00:37:59,738
...ببخشيد

397
00:38:01,823 --> 00:38:06,161
.ميدونم همه چي خيلي عجيب و ناراحت کننده هست

398
00:38:06,245 --> 00:38:08,789
.بهت قول ميدم همه چي رو توضيح بدم

399
00:38:09,373 --> 00:38:12,167
.ولي ديگه نبايد اينطوري ازم سرپيچي کني

400
00:38:12,251 --> 00:38:13,627
.اينجا امن نيست

401
00:38:14,753 --> 00:38:16,713
...خواهرم کسيه که -
...سيبِث -

402
00:38:18,674 --> 00:38:20,384
.نگرانش نباش
.ديدم خواهرت رو

403
00:38:22,010 --> 00:38:24,096
.بعد از ازدواجت اومد پيشم

404
00:38:27,975 --> 00:38:29,017
...کوفون

405
00:38:31,895 --> 00:38:34,106
.نبايد بهش اعتماد کني -
چرا نکنم ؟ -

406
00:38:35,274 --> 00:38:37,693
! حداقل اون کل عمرم بهم دروغ نگفته

407
00:38:40,779 --> 00:38:42,281
.به اين سادگي که فکر ميکني نيست

408
00:38:43,782 --> 00:38:45,534
! تو امشب به همسرت خيانت کردي

409
00:38:46,827 --> 00:38:49,788
.به هممون خيانت کردي
! اولين بارت هم نيست

410
00:38:51,206 --> 00:38:55,043
وقتي ما بچه بوديم تو ميتونستي خودت رو
...به جادوگرياب ها معرفي کني

411
00:38:55,586 --> 00:38:57,796
...ميتونستي کلِ الکني رو نجات بدي

412
00:38:57,880 --> 00:38:59,590
اگه اينکارو کرده بودي
! مجبور نبوديم کل عمرمون فرار کنيم

413
00:38:59,673 --> 00:39:03,802
خواهرم هيچوقت هيچ بچه‌يِ بينايي که
! از خودش نبود رو قبول نميکرد

414
00:39:05,429 --> 00:39:07,723
.هممون رو ميکشت

415
00:39:07,806 --> 00:39:10,309
من به بهترين نحوي که ميتونستم
.ازت محافظت کردم

416
00:39:10,392 --> 00:39:12,561
با دروغ گفتن به ما ؟ -
! معلومه که با دروغ گفتن -

417
00:39:12,644 --> 00:39:14,354
اگه حقيقت رو ميگفتم، شما رو زنده زنده
.ميسوزوندن

418
00:39:14,438 --> 00:39:15,439
.نه

419
00:39:16,440 --> 00:39:21,778
.شماها از ما متنفر بودين
.از بيناييِ ما متنفر بودين
.هميشه همين بوده

420
00:39:22,779 --> 00:39:25,824
برايِ همين وقتي خوندن و نوشتن ياد گرفتيم
.عصباني شده بودي

421
00:39:27,159 --> 00:39:28,160
مگه نه ؟

422
00:39:29,828 --> 00:39:33,957
...ديگه باهامون حرف نميزدي
.ميگفتي ديگه مارو نميشناسي

423
00:39:34,708 --> 00:39:37,169
الآن خودت، خودت رو ميشناسي مامان ؟

424
00:39:39,463 --> 00:39:40,631
.من که ديگه نميشناسمت

425
00:39:42,049 --> 00:39:46,512
.تو و هانيوا از دنيايي هستين که من هيچ درکي ازش ندارم

426
00:39:48,222 --> 00:39:51,600
...من از اينکه اون دنيا شمارو از من بگيره، وحشت داشتم

427
00:39:55,938 --> 00:39:57,231
.خب، مثل اينکه همينم شد

428
00:40:03,028 --> 00:40:04,780
ميخواي هانيوا و بابا رو چيکار کني ؟

429
00:40:07,950 --> 00:40:10,327
.لرد هارلان يکي رو فرستاده که پيداشون کنه

430
00:40:17,125 --> 00:40:20,462
! آره، چرا که نه
شوهرِ الآنيت ميره شوهرِ قبليت رو پيدا کنه، نه ؟

431
00:40:54,204 --> 00:40:58,542
.ازم پرسيدي که يادم هست چند نفر رو کشتم يا نه

432
00:41:02,296 --> 00:41:05,716
اين سوال مثل اينه که از تو بپرسن
! امروز چندتا نفس کشيدي

433
00:41:21,440 --> 00:41:25,402
...وقتي که ملکه منو رها کرد تا بميرم

434
00:41:28,071 --> 00:41:29,865
...من تويِ يه حالتي بودم

435
00:41:31,867 --> 00:41:35,954
.که نه زنده بودم، نه مُرده

436
00:41:40,250 --> 00:41:41,710
...تويِ اون لحظه

437
00:41:43,587 --> 00:41:44,796
...من يهويي

438
00:41:47,591 --> 00:41:48,926
.بينا شده بودم

439
00:41:53,347 --> 00:41:54,681
ميدوني چي ديدم ؟

440
00:42:01,188 --> 00:42:02,606
.صورت هاشون رو ديدم

441
00:42:05,108 --> 00:42:08,403
...صورت تک تکِ

442
00:42:09,029 --> 00:42:14,743
مرد و زن و بچه هايي رو
.که کشته بودم و شکنجه داده بودم رو ديدم

443
00:42:18,747 --> 00:42:20,290
.صدايِ جيغ هاشون رو شنيدم

444
00:42:23,001 --> 00:42:24,753
.دردشون رو احساس کردم

445
00:42:30,300 --> 00:42:33,011
...ولي وسطِ اون صورت ها

446
00:42:35,639 --> 00:42:41,311
...صورتِ زن يا بچم رو نديدم

447
00:42:46,233 --> 00:42:52,447
...وقتي که ملکه کين، اونارو تويِ خواب غرق کرد، من اونجا نبودم

448
00:42:59,621 --> 00:43:00,873
...به جاش

449
00:43:03,792 --> 00:43:08,380
...داشتم اون صورت هايي که ميديدم رو ميکشتم

450
00:43:11,175 --> 00:43:16,054
تو سالها طرفِ تاريکي ها بودي
.و بخاطرشون ميجنگيدي

451
00:43:19,349 --> 00:43:22,186
! الآن وقتشه که بخاطر نور بجنگي

452
00:43:26,773 --> 00:43:29,193
.نبايد جلويِ دختره رو ميگرفتي

453
00:43:36,783 --> 00:43:40,871
.خيلي خب، ديگه جايي نميمونيم
.تا خود پنسا ميريم

454
00:43:41,830 --> 00:43:42,831
.نگران اون نباش

455
00:43:44,666 --> 00:43:48,462
! واسه مُردن، فرصت زياد داري

456
00:43:50,255 --> 00:43:51,465
! هممون همينيم

457
00:43:53,967 --> 00:43:58,388
...هميشه فکر ميکردم اينکه من ميبينم و تو بينايي نداري

458
00:43:59,181 --> 00:44:01,016
.چيزيه که مارو از هم جدا ميکنه

459
00:44:02,684 --> 00:44:04,895
.فکر ميکردم بينمون خيلي فاصله باشه

460
00:44:05,521 --> 00:44:09,608
...ولي هر دفعه که از همه جا بريده ميشم

461
00:44:10,817 --> 00:44:16,031
و احساس ميکنم ديگه کارم تمومه
...تو منو پيدام ميکني

462
00:44:19,493 --> 00:44:24,206
.تو دخترمي، کوفون هم پسرم
.ماگرا هم زنمه

463
00:44:25,082 --> 00:44:29,628
تا وقتي که من زنده باشم
.هيچي مارو از هم جدا نميکنه

464
00:44:33,757 --> 00:44:35,342
...ميدونم منم خيلي سختي بهت تحميل ميکنم

465
00:44:38,262 --> 00:44:39,471
! بعله که ميکني

466
00:44:41,181 --> 00:44:43,058
.از اينجا تا پنسا دو روز راهه

467
00:44:45,727 --> 00:44:48,230
به نظرت پنسا چطوريه ؟

468
00:44:50,065 --> 00:44:51,066
.يه جايِ شلوغه

469
00:44:53,318 --> 00:44:55,028
به نظرت مامان چه شکلي ميشه اونجا ؟

470
00:44:56,989 --> 00:44:58,824
...مامان، مامانه ديگه -
...آره خب -

471
00:45:00,742 --> 00:45:02,661
اصلاً ميدوني مامان کي هست ديگه ؟

472
00:45:05,685 --> 00:45:20,685
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
